جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔸ظرف، مظروف ...و قلعۀ شنی!

▫️شورای سردبیری: قراردادی بین یک شرکت و طرف گردن‌کلفتی مثل دولت را در نظر بگیرید! وقتی به خاطر زورگویی و دستِ برترِ دولت، اجرای قرارداد برای شرکت سخت می‌شود و اختلاف پیش می‌آید، شرکت باید چه کند؟ احتمالاً اولین و مهم‌ترین اقدامش بحثِ درون‌شرکتی و رسیدن به برنامه‌ای برای واکنشِ منتج به نتیجه و حفظ منافع است که شاید تا لغو قرارداد هم ادامه یابد. عین این وضعیت را در عرصۀ سیاست و به‌ویژه در ایران می‌بینیم. حکومت قراردادِ اجتماعی با ملت در سال۵۸ و حتی اصلاح‌شدۀ آن در سال ۶۸ را زیر پا گذاشته و، مستبدانه و یک‌طرفه هر تعبیر و تفسیرِ دلخواهی از آن کرده و ملتی را که اعتماد کرده بود به یک افلاسِ تاریخیِ منجر به قطع امید از بهبود و پیشرفت رسانده است. انسدادِ سیاسیِ درونی، چاهِ ویلِ سیاستِ خارجی، اقتصادِ پس‌رونده و اجتماعِ درحال‌فروپاشی، دستاوردهای اصلی این حکومت در دوران مغلوب‌سازیِ قانون اساسی یا همان قرارداد اجتماعی است که بین ایرانیان و حکومتِ برآمده از انقلاب ۵۷ منعقد شده بود. در این وضعیت چه باید کرد؟

تاکنون این پرسش را چند بار به مناسبت‌هایی مطرح کرده و پاسخ داده‌ایم. امروز از وجهی دیگر به این پرسش می‌پردازیم. نیروهای سیاسیِ تحول‌خواه و اصلاح‌طلب که هنوز در چارچوب و ظرف بنیان‌های این نظام فکر و عمل می‌کنند باید چه کنند؟

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹دروغ میگویم، پس هستم!

🖌حسن اسدنیا

▫️اخیرا مصادیق دروغگویی در سپهر سیاسی ایران و جهان بسیار عیان و بی خجلت و شرم رخ نموده است. نگارنده ی این سطور سعی دارد مسری بودن این بلا و زیانبار بودنش را به خود و مخاطبان، یادآوری کند.
در کشور ما ایران، صداقت و راستی و نفی دروغ از پیش از اسلام تاکید شده و در مبانی اسلامی نیز بر آن تاکیدی چندباره میتوان مشاهده کرد.
در کتیبه ای باستانی منسوب به داریوش هخامنشی، شاه چنین دعا کرده که، اهورامزدا کشور را از سه چیز بپاید (حفظ کند):خشکسالی، جنگ و دروغ!
در دین زرتشتی راستی و صدق یکی از اصول مهم شمرده شده تا جایی که این جمله منتسب به زرتشت است که: راه در جهان یکی است و آن راه ، راستی است! این جملۀ زیبا در دین اسلام هم مورد تایید و تاکید است که پیامبر اسلام فرموده: النجات فی الصدق ... ( رستگاری و نجات در راستی و درستی است). همین طور از امام علی نقل شده که: راستى، مایه درستى هر چیزى و دروغ، مایۀ تباهى است. و از امام کاظم نقل است که: خردمند دروغ نمیگوید، اگر چه منافع او در آن باشد. و احادیث بسیار دیگر... در گنجینۀ ادب پارسی هم این تاکید اخلاقی بر راستی و صداقت، فراوان دیده میشود. فردوسی در شاهنامه بارها بر راستی و اهمیت آن در زندگی فرد تاکید میکند: ز نیرو بود مرد را راستی/ ز سستی کژی زاید و کاستی. ( راستی و صدق با توانمندی و نیروی مثبت و شجاعت نسبتی مستقیم دارد و دروغ نشانۀ ضعف است.) یا در جای دیگر:زبان را نگردان به گرد دروغ / چو خواهی که تخت از تو گیرد فروغ ( لازمۀ حکمرانی خوب، راستی و صداقت است و حکومتها با روشن کردن وقایع و حقیقت جویی به کیفیت بهتری از حکمرانی خواهند رسید و بالعکس)

در شاعران دیگر هم این مضمون بسیار تکرار و تاکید شده و حتی بیتی از اوحدی مراغه ای در میان ادب دوستان فارسی به سان ضرب المثلی در آمده است: راستی کن که راستان رستند / راستان در جهان قوی دستند. در فرهنگ عامۀ ایران نیز معمولاً از کودکی به فرزند می آموختند که دروغگو دشمن خداست! ( حال اینکه چقدر به این باور عمل مینمودند نیز خود قصه ای است پر آب چشم!) از میان اندیشمندان معاصر نیز میتوان به اظهار نظر جالب توجه هانا آرنت اشاره کرد که می گوید: هنگامی که جامعه‌ای به دروغ‌گویی سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلی شود، "صداقت" تبدیل به یک عمل سیاسی می‌شود. می توان این مقدمۀ طولانی را چندین برابر کرد و از معصومان، ادیبان و افراد مشهور دیگری نیز نقل قول کرد اما فعلاً این سخن بگذاریم تا وقت دگر تا به چند مصداق در این روزهای جهان پر آشوبمان نگاهی کنیم. شخصی به نام ر.م چندی پیش بی هیچ شرم و ترسی ادعا کرد که با ساخت اکانتهای جعلی در شبکه های اجتماعی به تولید محتوای سیاسی و اجتماعی به نفع تفکر جناح خود پرداخته و از این منظر بسیاری از سیاستگزاری ها از جمله طرح جنجال برانگیز صیانت را توجیه میکند! اینکه چگونه است که اعتراف به دروغگویی ای چنین آشکار و بزرگ و در ابعاد نظام سیاستگزاری و تصمیم گیری کشور، که می تواند منجر به اخذ تصمیم های نادرست و زیانبار برای جامعه و حکومت شود، مورد پیگرد و تعقیب قضایی قرار نمی گیرد، ظاهراً از عجایب روزگار ماست.

🆔 @jameeno

🔻ادامه یادداشت را در پست بعدی بخوانید
🔺ادامه یادداشت از پست قبل

▫️در مورد دیگری که البته مورد قدیمیتری بود که به فاصلۀ کوتاهی بازنشر شد، اعتراف یک کارگردان فعلی ونیروی شبه نظامی سابق! به نوشتن وصیت نامۀ شهدا پس از شهادت و از زبان آنها و انتشار آن بود! در کمال تعجب، این مورد نیز به سکوت و ملایمت برگزار می شود! ظاهراً اینگونه دروغگوییها با کمال تاسف، در میان برخی از مقامات نیز خریدار دارد چرا که حتی ملامت و سرزنشی ضمنی نیز از تریبونهای عمومی به این دو مورد عیان نشان داده نشد چه رسد به تعقیب قضایی. مورد دیگر که بین المللی است، درسهایی است که از جنگ روسیه با اوکراین باید گرفت. پیش از حملۀ روسیه، مقامات این کشور، هفته ها درپاسخ نگرانی ناظران، به طور علنی و با صدای بلند از پشت تریبونهای رسمی، قصد تدارک و اقدام برای حمله به اوکراین را انکار میکردند! اما این تنها مورد مخرب در قضیۀ اخیر نبوده. باید این احتمال را به طور قوی در نظر داشت که کارشناسان سیاسی و نظامی روسیه، چه به لحاظ خوشایند رهبران کرملین و چه از جهت دست بالا گرفتن توانایی های ارتش خود، دچار دروغگویی و خوشبینی زیانباری در پیش بینی پیامدهای جنگ شده اند. موقعیت آچمز گونۀ کنونی روسیه، هر ناظر منصفی را به تامل وا میدارد که آیا واقعا ارزشش را داشت؟! بعید میدانم. اما یک سوال اساسی در اینجا مطرح است که چرا چنین میشود؟ چرا با وجود زیانبار بودن انتشار دروغ و مخصوصا دروغگویی کارشناسان فرهنگی و سیاسی و نظامی و گزارش تحلیلها و برآوردهای آنان به مقامات بالا، این نوع کارشناسان تحت پیگرد یا در موارد بسیار حتی سرزنش و ملامت نیز قرار نمیگیرند؟! پاسخ را شاید بتوان در مراجعه به فردوسی از این بیت او دریافت که: همه راستی جوی و فرزانگی/ ز تو دور باد آز و دیوانگی... یعنی که هر که از در دروغ وارد شد، آزمند و حریص است نسبت به قدرت و پول و این دیوانگی و بی خردی میآورد...
کاش این بیت را هر روز با خود تکرار کنیم که : نمانَد بر این خاک، جاوید کس /ترا توشه از راستی باد و بس

🆔 @jameeno
#الف

🔸سپر عربی!

▫️تحریریه جامعه نو: در دهۀ گذشتۀ میلادی، دو نفر بودند که خود و دستیارانشان هر کاری کردند، خرابکاری شد! چیزهایی را به چاه‌ انداختند که چهل نفر عاقل هم نمی‌توانند درآورند. نفر دوم، آقای ترامپ، چند هدف و شعار داشت که همه را خراب کرد: معروف‌ترینِ آن‌ها تقویت اقتصاد آمریکا در برابر چین، حل مسئله با کره شمالی و برقراریِ رابطۀ ایران و ایالات‌متحده بود. در هر سه شکست خورد ولی اموراتِ فرعی‌تری هم بود که در آن‌ها نیز گند زد اما خیلی معروف نشدند. از جملۀ آن‌ها یک برنامۀ طراحی‌شدۀ پنتاگون برای ایجاد یک پیکرۀ واحد دفاعی برای کشورهای عربیِ زیرِ سپهرِ امنیتی امریکا بود که ترامپ آن را به اقدامِ نمایشیِ بی‌ثمری تبدیل کرد: ناتوی عربی! یک اسمِ پر طمطراق و خوش‌تیتر برای مطبوعات؛ اما چون فهم ترامپ از سیاست، داخل آن شد، با وجود برگزاریِ مانورِ مشترکِ شش کشور عربی و برگزاری کنفرانس، در نهایت یک اقدام تبلیغاتیِ آبدوغ‌خیاری شد. از دامادش جراد و وزیر خارجه‌اش پومپئو چیز بیشتری درنمی‌آمد. حتی آن نام‌گذاریِ فکرشده هم (که از نامِ جدِ مشترکِ ادیانِ مخاصمه‌جوی خاورمیانه به نام «پیمان ابراهیم» گرفته شده بود) کمکی نکرد.

اما طرح پنتاگون که گویا اسرائیل هم پیشاپیش از آن خبر داشت زمین نماند. اسرائیلی‌ها آن را از آن خود کردند. نیازی هم به نامِ پرآوازه نداشت. آن‌ها اهداف استراتژیک را توی بوق نمی‌کنند و کارهای کرده را پنهان می‌کنند، چه برسد به کارِ نکرده! اساسِ ایده خوب بود و مناسبِ اوضاعِ جدید منطقه. زمانی اسرائیل از اعراب واهمه داشت و باید برای یافتنِ متحد در ماورای اعراب، پیِ متحدانی در پشتِ سرِ کشورهای عربِ متخاصم می‌بود؛ اقدامی که نامش استراتژی پیرامونی است و خوانندگان «جامعه نو» با ترتیباتش آشنایند. حالا که آرمان فلسطینی‌ها برای سلاطینِ عرب مرده و کشورهای آن‌ها در حال ادغام در ترتیباتِ تازه‌ و مادی‌تری در منطقه هستند، چه نیازی به استراتژی‌های قدیمی؟


🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
«تجربه» با تصویر جلدی از رضا براهنی روی پیشخوان
.
شماره‌ ‌جدید مجله‌ تجربه با تصویر جلدی از رضا براهنی (شاعر و نویسنده‌ نام‌دار) و صفحاتی ویژه‌ نقش و تاثیرش در ادبیات معاصر و حاشیه‌های درگذشتِ او منتشر شد.

در بخش چهره‌ماه این شماره یادنامه رضا براهنی را می‌خوانید با آثار و گفتاری از شیوا ارسطویی، محمد آزرم، احمد ابوالفتحی، علی مسعودی‌نیا، فاطمه احمدی‌آذر، صابر محمدی، سعید برآبادی، پیمان طالبی، پردیس سیاسی و شعرهای منتشر نشده‌ای از او به ترجمه‌ تورج صابری‌وند.

گفتگویی تفصیلی با بهمن فرمان‌آرا درباره‌ی تب قجریزه شدن سینمای ایران هم از دیگر مطالب این شماره است.
مدیر مسئول "تجربه" کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد.

@journalistsclub1
#الف

🔸از گوشۀ زندان می‌آید؟

▫️شورای سردبیری: در سال ۲۰۱۴ دولت عربستان جوانِ وبلاگ‌نویسی به نام رائف ‌بداوی را به اتهام سیاسی و البته با پوششِ توهین به اسلام دستگیر و زندانی کرد. اتهامش تبلیغِ لیبرالیسم در سایتی با عنوان لیبرالیسم هم بود و همین اتهام، جامعۀ جهانی (طبعاً سازمان‌ها و دولت‌های لیبرال غربی) را در تبدیلِ او به یک زندانیِ مشهورِ بین‌المللی تشویق کرد. سالی بعد از محکومیت، دولتِ لیبرال کانادا در اولین گامِ خود، خانوادۀ او را به کانادا برد و از اولین کارهای وزیر امور خارجه‌اش این بود که برای آزادی او اقداماتی مخفی را شروع کند (این کارِ وزیر امور خارجه سه سال بعد افشا شد). کارزارِ حمایت از بداوی به آنجا کشید که حتی هیلاری، وزیر خارجۀ امریکا و میشل اوباما، دو نفری با خواهرش سمر، عکس تبلیغاتی گرفتند و... بداوی بعداً آزاد شد و احتمالاً الآن در نیمکرۀ غربی پژوهشگرِ مهمان یا در حال اخذ دکتری است.

این نوع داستان‌ها را در ایران دو گروه کج و کدر می‌بینند: اهلِ امنیت و سیاست حکومتی، از همین خلاصه داستان نتیجه می‌گیرند الآن آقای بداوی و کل خانواده‌اش جاسوسِ غرب‌اند و می‌خواهند در عربستان نفوذ کنند. در مقابل، آن‌ها که در برابرِ رفتارِ دوگانۀ دولت‌های غربی در زمینۀ حقوق بشر چشم می‌بندند و در فعالیت‌های حقوق بشری آن‌ها جز حسن‌نیت و انسان‌دوستی نمی‌بینند، از ابعادِ سیاسیِ چنین موقعیت‌هایی غفلت دارند و اهداف و نتایجِ درازمدتی در آن‌ها نمی‌بینند. احتمالاً در عربستان هم نگاه و نظرِ افراد در همین دوگانه جا می‌شود چون آنجا هم، سلطنتِ استبدادی است و زمینۀ ‌اجتماعی و افکار عمومی‌اش با ایران مشابه است!

نکتۀ الفِ امروز این است که همان سال، ۱۵۰ نفر در عربستان اعدام شدند و هزاران زندانی سیاسی در زندان‌های عربستان در گمنامی پوسیدند و تباه شدند اما کسی توجه نکرد. مثلا محکومیت دکتر زهیر کتبی که در گفتگو با یک شبکۀ تلویزیونی صرفاً خواستار اصلاحات و کاهش سرکوب شده بود نظر کسی را جلب نکرد.او پس از مدت‌ها بازجویی به چهار سال زندان، پنج سال محرومیت از سفر و دو سال خودداری از اظهار عقیدۀ عمومی محکوم شد.

البته نمی‌شود انتظار داشت هرکس به دلایل سیاسی مقیم زندان شد مقیمِ رسانه‌ها هم‌ بشود و دولت‌ها بیفتند دنبال آزادی‌اش، ولی به‌عنوان واقعیتِ خارج از اراده، آنچه معمولاً رخ می‌دهد این است که زندانیانِ سیاسیِ معینی موقعیتی برجسته می‌یابند و هزاران زندانیِ سیاسیِ گمنام، در تاریخ فراموش می‌شوند. اتفاقاً ایران یکی از کشورهایی است که به‌شدت با این پدیده روبروست: هزاران دانشجو، معلم، کارگر، نویسنده، حقوقدان، زنانی شیردل و مردانی مقاوم، مقیمِ زندان‌ها و گرفتارِ قاضیانی قسی‌اند و کسی جز خانواده‌هایشان نگران آن‌ها نیست. در عوض، زندانیان سیاسیِ برجسته، سلبریتی، مشهور، آینده‌دار و«کینگ‌سایز» هم داریم که یک‌صدمِ توجهی که به زندگی، نظر و حتی تحرکِ اعضای خانوادۀ آنهامی‌شود، به دیگر زندانیان نمی‌شود. چرا؟

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید