جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔹گازانبر!

▫️شورای سردبیری: در افقِ نه‌چندان دور، ایران با دو تهدیدِ بیرونیِ مرزی مواجه است که یکی از آن‌ها نتیجۀ نابخردی حکومت و در حال افزایش است و دیگری نه حاصلِ نادانیِ حکومت، بلکه محصولِ نادانیِ حکومت همسایه است: تهدیدهایی در شرق و شمال غرب؛ افغانستان و ترکیه!

علیرغم آنچه در ظاهر و به کمک تبلیغات دیده می‌شود، علیه ایران از سوی اسرائیل و ایالات‌متحده یا اعرابِ کاسب‌مسلکِ جنوبِ خلیج‌فارس، تهدیدِ مستقیمِ ‌تهاجمی وجود ندارد و آسیب‌پذیریِ پتانسیل‌دارِ کشور (در درازمدت) از نقاط دیگری است. تقریباً همانند دوران نخستِ رویارویی صفویه با حکومت‌های همسایه است که تحریکاتی، طوایف ازبک و افغانِ در شرق را به خطر تبدیل می‌کرد و جنگِ قدرت با خلافت عثمانی، فشاری نظامی از جانب غرب بر دربار صفویه می‌آورد. این دو مرز، امروز نیز پرخطرترین مرزهای ایران‌اند. لزومی ندارد علاقه‌ای به مشابه‌انگاریِ موقعیت‌ها داشته باشیم تا بتوان چنین قیاسی کرد زیرا علیرغم گذشت ۴۰۰سال، موقعیت در این موردِ به‌خصوص (به طرز شگفتی‌آوری) چندان تغییر نکرده است: همان‌قدر که صفویان باید از طوایف افغان می‌ترسیدند، امروز ما نیز باید از طالبانِ کاشته‌شده در افغانستان بترسیم و همان‌قدر که خلافتِ عثمانی در رقابت بر سر قلمرو و قدرت با صفویان درگیر بود، باید از تلاشِ حکومتِ نوعثمانیِ اردوغان نیز نگران باشیم که آشکارا در نوارِ شمالِ غربیِ ایران توسعه‌طلبی می‌کند!

🆔 @jameeno


🔺اینجا بیشتر بخوانید
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺چرا ککمان نمی‌گزد؟

🖌اسداله شمائی

▫️کشور با مسائل بسیار روبه‌رو است و دورنمای روشنی هم نسبت به حل مسئله‌ها به چشم نمی‌خورد‌.
پرسش این است که چرا ما مردمان این همه فشار و بحران های دست ساز را تحمل می کنیم و ککمان هم نمی‌گزد؟
چرا صدایمان در نمی‌آید؟
آیا می ترسیم ؟
ترس نیست که ما را بی تفاوت کرده.
به نظرم این تسلیم و سکوت و انفعال ریشه‌ی عمیق فرهنگی دارد.
.
ما چه بپذیریم چه نپذیریم قضا و قدری هستیم.باور نداریم که خودمان مسئول سرنوشت و اتفاقات زندگی خودمان هستیم.معتقد نیستیم که زندگی در دست ماست و می توانیم بر آن حاکم و مسلط باشیم.
بر عکس معتقدیم بر آمده چاره ای نیست آن می شود که خدا می خواهد ما چه کاره ایم.
برگی نمی افتد مگر به اذن خدا.
این آموزه‌ها در عمق ذهن و زبان ما رسوخ کرده است که هر چه پیش می آید باید پیش می آمده و غیر از این وضع که داریم وضع دیگری نمی توانسته پیش بیاید.ما که باشیم در مقابل مشیت الهی عرض اندام کنیم.

سعدی در بوستان حکایتی را به نظم کشیده که این مشکل فرهنگی در آن آشکارا دیده می شود
در یکی از شهرهای شام ناامنی می شود و پیرمردی گرفتار شورشیان می شود.دست و پای پیرمرد را می بندند.پیرمرد تسلیم محض وقایع است در این وضع حرفی می زند که زبان حال ماست.
می گوید این شورشیان را خدا فرستاده و «باید چنین دشمنی دوست داشت» بدون اراده خدا محال است اتفاقی بیفتد.آن ها با اذن خدا بر ما ظلم می کنند چاره ای جز اطاعت از حاکمان نیست.سلطان ظل الله است و هر چه از دوست رسد نکوست‌
«اگر عز و جاه است و گر ذل و قید
من از حق شناسم، نه از عمرو و زید»

فرهنگ قضا و قدری ما را بیصدا تربیت کرده است.اعتراض زیربنای فرهنگی لازم دارد.انسان معترض تسلیم وقایع نیست وقایع را می سازد.
در فرهنگ خیامی و قضا و فدری آدمی رفتارهای روزمره اش را هم جزء علم خدا می داند.

من می خورم هر که چو من اهل بود
می خوردن من به نزد او سهل بود
می خوردن من حق ز ازل میدانست
گر می نخورم علم خدا جهل بود

در چنین فرهنگی غوطه‌وریم.هر بلایی سرمان بیاید جیکمان در نمی آید ککمان نمی گزد. گشت ارشاد بهانه است اجل مهسا امینی آن بوده که آن جا تمام می کرده.هر چه پیش آید خوش آید ما را چه رسد که با حکمت خداوند قهار و سلطان چون و چرا کنیم.باید شکر کنیم که نفسی فرو می رود و بر می آید.گرانی و هر بلایی از حضرت دوست است .در دانشکده های علوم انسانی را باید تخته کرد وقتی که به کار انسان نمی آید.

حکایت سعدی:


به شهری در از شام غوغا فتاد
گرفتند پیری مبارک نهاد
هنوز آن حدیثم به گوش اندر است
چو قیدش نهادند بر پای و دست
که گفت ار نه سلطان اشارت کند
که را زهره باشد که غارت کند؟
بباید چنین دشمنی دوست داشت
که می‌دانمش دوست بر من گماشت
اگر عز و جاه است و گر ذل و قید
من از حق شناسم، نه از عمرو و زید
ز علت مدار، ای خردمند، بیم
چو داروی تلخت فرستد حکیم
بخور هرچه آید ز دست حبیب
نه بیمار داناتر است از طبیب


غرض این که ما ملت قضا و قدری هر بلایی سرمان بیاید آخ نمی گوییم.
الخیر فی ما وقع.
تغییر این فرهنگ آسان نیست.
همه مراقبیم کلاهمان را باد نبرد.همه از این که زنده ایم راضی و خوشحال و دعاگو هستیم.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔻به بهانه پرکشیدن مهسا امینی: سیاست حجاب اجباری یا سیاست کشف حجاب

🖌امیرحسین علینقی

🔸در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

▫️در ماجرای حادثه بازداشت‌گاه وزراء و پر کشیدن مهسا امینی، میهمان جوان پایتخت‌نشینان، می‌توان به نکات متعددی اشاره کرد. می‌توان به میهمان‌نوازی پلیس تهران اشاره کرد که اکنون آوازه‌اش جهان‌گیر است. می‌توان به نماد جوانی و شادابی اشاره کرد که در بی‌پناهی، در حدفاصل خروجی مترو تا تخت بیمارستان، لحظاتی منحصر و سخت را تجربه کرده است. می‌توان روایت دخترانی را شنید که برای مواجه نشدن با یونیفورم پوشان متولی امنیت‌شان، ریسک مواجهه با زورگیران را، در انتخاب مسیرهای ناامن‌تر و خلوت‌تر شهر، به جان می‌خرند. می‌توان به شوراهای عالی و غیرعالی غیرقانونی، فاقد جایگاه و من در آوردی‌ای پرداخت که به تصویب الزاماتی می‌پردازند که حتی در قلمرو صلاحیت‌های پارلمان کشور نیز نیست. می‌توان از ستادهایی گفت که گویی قوه مجریه کشورند و در جایگاه اجرایی، با امر به این و نهی از آن و با ارتزاق از ثروت مردم این سرزمین، در کار نابودی ساختار نهادهای رسمی این کشورند که به تصویب همین مردم رسیده است. می‌توان از رئیس‌جمهوری گفت که در لباس پیامبر خدا، آشکارا نقض پیمان می‌کند، گویی که دختران این سرزمین را مدیرانی می‌بیند که می‌بایست برایشان گشت ارشاد مدیران تدارک دید. می‌توان از پلیسی سخن گفت که عملاً دفاع از امنیت مردم را در مقابل متعرضان و زورگیران و... رها کرده و، حسب اعلام خودش، در کار ارشاد و توجیه و آموزش اجباری و ایجاد خطوط ون‌رانی یک‌طرفه در سطح شهر، از مبادی مختلف به خیابان وزراست. می‌توان از حکومتی گفت که آزموده‌ها را می‌آزماید و باز هم می‌آزماید و باز هم می‌آزماید. می‌توان از روحانیونی گفت که با ما از دین رحمانی می‌گفتند و از امیرالمومنینش در ماجرای ظلم بر پیرزن یهودی، روحانیونی که بنا بود در صف اول مبارزه با ظلم باشند، روحانیونی که اهل تدبیر و سیاست بوده و آگاه به زمان و مدیر و مدبر باشند.... در این میان اما، تلاش می‌کنم تا آثار آنچه بر یک انسان، یک ایرانی و دختری سقزی، و دیگر دختران این کشور، رفته و می‌رود را از زاویه دیگری بررسی کنم.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺انتخابات آزاد راه‌حل اصلی برای حل مسائل جامعه است.

🖌اسداله شمائی


۱-قلم و گلویی که انصاف نداشته باشد ضررش بیشتر از منفعتش است.
۲_انسان منصف خدمات و موفقیت ها را انکار نمی کند.
۳_بدنه اداری،اجرایی و عملیاتی نظام سالم و خادم است.
۴_ هر ایرانی آزاده‌ای مخالف براندازی و فروپاشی نظام و دخالت نیروی نظامی خارجی است.

مجریان امور فرزندان این آب و خاک هستند و از پول ملت و ثروت ملی تجربه اندوخته اند.فردا هم به آن ها نیازمندیم.
از مدیران و کارکنان بخش های برق و آب و گاز و بنزین و انرژی کشورم ممنونم.بخش های بزرگی از کشورمان مشکل انرژی ندارد.آب و برق مدتهاست قطع نمی شود.ممنونم.
نان در کشورم همیشه در دسترس است.از گندم کاران،کشاورزان، مدیران اداره غله گرفته تا نانوایان زحمتکش ممنونم.
از تأمین کنندگان امنیت و نظم از سپاه و ارتش و نیروی انتظامی و قوه قضائیه و قاضیان و وکلای منصف و عادل ممنونم.
از همه ممنونم...
پس دردم چیست؟
از چه رنج می بریم؟
درد ما تبعیض است
درد ما سرکوب است
درد ما جمود است
درد ما نپذیرفتن انسان ها و دیگران است
درد ما بی احترامی به علم و یافته ها و تفاهمات بشری است
درد ما حکمرانی عقب مانده است
درد ما فاصله مردم و حاکمیت است
درد ما بی توجهی به اکثریت و افکار عمومی است
درد ما نشناختن جهان امروز و اقتضائات جهان امروز است.

ما ضمن احترام به خادمان خود و رضایت از موفقیت ها و سپاس از زحمات و خدمات بدنهٔ نظام اداری،اجرایی،نظامی،قضایی،
آموزشی و...همچنان به دنبال تحقق مشروطیت،آزادی،عدالت،قانون، تفکیک واقعی قوا هستیم.
انحصار و استبداد خلاقیت و استعدادها را تلف می کند، دیکتاتوری هیچ گروه و قشری را نمی خواهیم.
«میزان رأی ملت است» را باور داریم و آن را مصلحت و پُز و نمایش نمی دانیم و نمی خواهیم.
ما قدرشناس هستیم و دوست نداریم کشورمان دچار تلاطم شود. خواهان بازگشت نظام به مردم و اعتماد مجدد مردم به نظام هستیم.
خون هیچ کس رنگین تر نیست.
همه برابر هستیم.
همه در یک کشتی هستیم.
ما باید با هم باشیم.
بدون آشتی واقعی در داخل و احترام به حقوق ملت و آزادی های اساسی، توافق با قدرت های جهانی فایده ندارد.
بدون اقناع مردم اقناع جامعهٔ جهانی ممکن نیست.
مردم دیگر نمی خواهند شعار بشنوند آن ها می خواهند به پیمان های جهانی بپیوندند.ما می خواهیم یک کشور معمولی باشیم و از این که همیشه در شرایط حساس کنونی باشیم خسته شده ایم‌.
مسائل جامعه زیاد است.بدون  مردم مسائل جامعه حل نمی شود.مردم مساله نیستند راه حل هستند.
دشمنان زمانی مأیوس می شوند که مردم به اصلاحات و تغییرات واقعی امیدوار شوند.
انتخابات آزاد راه‌حل اصلی برای حل مسائل کشور است.مردم صاحبان اصلی کشور هستند چرا از مردم و انتخاب مردم می‌ترسید؟زمانهٔ «صلاح مملکت خسروان دانند»دیری است که گذشته است.
امروز ملت صلاح خود را بهتر می داند. رأی آزادانه تک تک انسان‌هاست که امور را اصلاح می کند.حکومت با رأی آزادانه قدرت واقعی پیدا می کند.حکومت به مردم محتاج است.

گرچه محتاجیم، چشم اغنیا بر دست ماست
هر کجا دیدیم، آب از جو به دریا می رود
(کلیم همدانی)

🆔 @jameeno
#الف

🔸فیصله!

▫️شورای سردبیری: پیچ‌های تاریخیِ یک جامعه، مانند پیچ‌های یک جادۀ کوهستانی مشخصات فنی دارند. شاید عبارت مشخصات فنی دربارۀ پیچ‌های مسیرِ تاریخ عجیب باشد اما به‌واقع، مسیر تاریخ و جوامعی که از آن عبور می‌کنند، مانند پیچِ جاده‌ها و وسایلِ عبورکننده از آن‌ها مشخصاتِ فنی دارند که در امکانِ عبورِ امن مؤثرند. وضعیت کنونیِ ایران و عزمِ بخشِ وسیعی از جامعه برای تغییرِ وضعیت نیز چنین است. مردمِ ایران در عبور از گردنۀ تغییرِ یک نظام سیاسیِ نامطلوب و مضر، با چه کیفیاتی مواجه‌اند و چقدر توانِ پیمایش دارند؟ پاسخ در همان مشخصاتِ فنیِ گردنه و عبورکننده است. نگاهی به این مشخصات فنی بیندازیم.

۱ - ریشه و پایداری
نظامِ حاکم در ایران، پیکرۀ خوش‌بنیانی است: ریشه‌‌اش عمیق‌ترین باورهای وسیع‌ترین بخشِ جامعه، یعنی باورهای مذهبیِ توده است! این بنیان همچون ستونِ مرکزیِ یک آسمان‌خراشِ عظیم، همۀ نیک و بدِ حکومت را بر خود گرفته و آن را چهار دهه استوار نگه‌داشته است. چهل سال اشتباهاتِ فردی و خطاهای شناختی، تعارضات در ساختارِ حقوقی و قراضگیِ سیستمی، بلاهت اقتصادی، تکثیرِ موریانۀ فساد و حکومت‌پناه شدنِ فاسدان و غارتگران و ایضاً زورگوییِ انواع شحنه و گزمه و عسس و محتسب به شهروندان، هنوز آن ستونِ محوری را از زیر پای حکومت بیرون نکشیده است. فروریختنِ بسیاری از اجزای استوار بر این ستونِ مرکزی، هر روز رخ داده ولی ریشۀ ستون هنوز در عمق زمین است. روزی نیست که از فساد اقتصادی، ستم اجتماعی، گاف سیاسی، رسواییِ خارجی و بی‌شعوریِ ارکان پرده‌ برنگیرند ولی نباید حیرت کرد که چگونه هنوز استوار است و کُری می‌خواند و قدمی به عقب برنمی‌دارد. ساختمانِ تجارت جهانیِ نیویورک، صد سالِ دیگر هم سر پا بود اگر آن هواپیمای غول‌پیکر با آن سرعت، ضربه‌ای چنان اساسی به آن نمی‌زد و ستونِ مرکزی‌اش را در آتشِ خود ذوب نمی‌کرد. حکومتِ ایران هم می‌تواند بسیار کیفور و غزل‌خوان باشد که فعلاً در افقِ نزدیکش سایۀ چنین ضربه‌ای دیده نمی‌شود.

۲ - ایدئولوژی و موریانه
مشخصۀ فنیِ مهمِ دوم در نظامِ کنونیِ ایران، ریشه در ضرورت‌های حفظ قدرت دارد. نظامِ زاده از انقلاب و بر دوش باورهای دینی، حالا باید آن دین را به ایدئولوژی تبدیل می‌کرد تا از چشمۀ قدرتِ آن دائماً بنوشد و استخوان‌هایش را محکم کند. برایش آشکار نبود که باورِ قدسی در استحاله به ایدئولوژی، به‌تدریج توان خود را از دست می‌دهد. ندیده بود که ناسیونالیسمِ آلمانی طی یک دهه و در تبدیل به ایدئولوژیِ ناسیونال‌سوسیالیسمِ نازی‌ها، از توان تهی شد! اینکه پس از سه دهه تلاشِ معمارانِ حکومت ایران برای تبدیلِ یک بنای خشت و گلیِ آرامش‌بخش و پر سایه به قلعه و برج و بارویی از سنگ و فولاد، با ناکامی و فروریختنِ همه‌چیز مواجهیم به همین دلیل است. تبدیلِ دین به ایدئولوژیِ قدرت، اشتباه بود و آشکار است که چگونه نقطه‌ضعفِ بزرگِ حکومت شده است. موریانه‌های حکومتی که خودشان نتیجۀ کارکردِ قدرتِ ایدئولوژیکِ استبدادی (توزیع رانت برای حفظ تمرکز قدرت) هستند، حسابِ اعتباریِ حکومت را نزد جامعه خالی و به‌تدریج توده‌ها را از آن دور کرده‌اند زیرا توهمِ «این‌همانی» بین ایدئولوژیِ حکومت و باور دینی نزد مردم از بین رفته «...حکومتی که متشکل از دزدان و فاسدان و تشکیلاتِ مافیایی است چه ربطی به خدا و پیر و پیغمبر دارد؟» این روندی است که هم‌اکنون در ایران جریان دارد و تنها کارِ اجتماعی که می‌توان برای نتیجه‌بخش بودنِ آن کرد، تسریعِ آن از طریق توزیعِ اطلاعات و توسعۀ فرهنگ است؛ همان علتِ دشمنیِ عمیقِ ارکان حکومت با فرهنگ، رسانه‌ها و شبکه‌های ارتباطی!
        
🔺اینجا بیشتر بخوانید.
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸هوای تازه

🖌اسداله شمائی

▫️همه پدران ما دهه شصتی ها ، خود امام خمینی،بهشتی،مطهری و...دیگر بزرگان انقلاب که الان زنده هستند از جمله خود رهبر و دیگران که در مصدر امورند،همه در زمان شاه نوجوانی و جوانی کرده‌اند.کاباره،مشروب و زنان برهنه چرا آن ها را تحریک و گمراه نکرد؟چرا خانواده ها نپاشیدند و برعکس نسل انقلابیون و مبارزان و شهدا و جانبازان در دامن مادران دوران طاغوت پرورش یافت؟

پدرم تعریف می کند که از ترس بدنامی به آن جاها نزدیک نمی شدیم.کنترل آدمی و نجابت و حیا و عفاف بیرونی نیست در درون آدم هاست.دین  و ایمان و اخلاق انسانی در درون دلهاست و جایش بسی محفوظ است ،به این آسانی دود نمی شود. نترسید!دین و اخلاق را بهانه نکنید!

اگر مثل تمام دنیا دست از سر مردم و ارشادشان بردارید و توجه خود را به وظایف ذاتی دولت بکنید هم مردم راحت نفس می کشند هم دین و روحانیت قدر می بیند هم پلیس عزت می یابد هم ...
حاکمیت با آخرت مردم نباید کار داشته باشد باید دنیای مردم را تنظیم کند.
چرا قطر باید بتواند جام‌جهانی برگزار کند و ما نتوانیم؟
چرا ژاپن المپیک برگزار کند ما نتوانیم؟

با آزادی انتخاب پوشش و سبک زندگی و آزادی های فردی ایران به مدار توسعه و تعامل با جهان برمی‌گردد.
نهاد سیاست و حکمرانی باید اکثریت را نمایندگی کند.امروز اکثریت مردم خواهان ایرانی سکولار هستند که در آن آزادی‌های فردی و آزادی انتخاب سبک زندگی حاکم باشد.
نظامیان را مقابل مردم قرار دادن هنر نیست.
کشورم هوای تازه می خواهد.
مردم انقلاب کردند که طاغوت و جباریت نباشد .حق رأی واقعی داشته باشند نه این که به فرموده انتخاب کنند.مجالس و دولت  فرمایشی داشته باشند.به قول مرحوم حکیمی گویی هنوز انقلاب نشده است.
اگر حاکمان واقعا یقین دارند و  فکر می کنند  مردم و اکثریت مردم راه و رسم کنونی را قبول دارند و به قول رسایی«اکثریت مردم خواهان مصادره اموال علی کریمی و مدیری هستند»چرا مجوز تجمع اعتراضی  به هیچ حزب و گروهی نمی دهند اما خودشان هر وقت دلشان خواست بدون مجوز  بر علیه معترضان قشون کشی خیابانی می کنند؟
اگر تجمع و راهپیمایی مجوز وزارت کشور  لازم دارد چرا خودی ها آن را نمی گیرند ؟

این نوجوانان و جوانان از این تبعیض های آشکار به خشم آمده‌اند ؟
می پرسند چرا در زمین بازی داور بازی که باید بی طرف باشد به این آشکاری و دریدگی و بی حیایی طرف یک گروه را می گیرد ؟
اسلام را ما مردم با عدل علی شناخته‌ایم که دست عقیل را روی آتش گداخته می گذاشت که به او بفهماند نمی تواند از بیت‌المال به او ببخشد.حالا مردم می بینند که حکومت مدعی راه علی بدون درخواست و تشریفات رایج به حساب راهپیمایان اربعین وام واریز می کند
و همزمان دبیر ستاد امر به معروف از جریمه کردن نقدی زنانی می گوید که روسری ندارند.

این تبعیض ها را از کجای دین درآورده‌اید؟
کشورم هوای تازه می خواهد.
در بهاران کی شود سرسبز سنگ
خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ
سال‌ها تو سنگ بودی دلخراش
آزمون را یک زمانی خاک باش

سالها سنگ بودی

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🖌صدرا

▫️اندکی اطلاع از آن چه این روزها در ایران می گذرد ما را به اینجا می رساند که؛
قیامی ملی، برخاسته از خون خواهی دختر جوانی که بی گناه و با تحقیر کشته شده و در پاسخ به آن تحقیر، از سوی جامعه ی زنان و با محوریت آنها شکل گرفته که هدفی جز سرنگونی نظام در شکل و محتوایش ندارد.
اصلاح طلبان، صرف نظر از تهدید و فشاری که متوجه شان است، مبتنی بر شعارهای تظاهرات کنندگان، شانسی برای خود نمی بینند و دلیلی برای دخالت ندارند. صدای شان هم خریداری ندارد. آخوندها و به اصطلاح مراجع بدون رجوع هم فریاد برو گمشو را می شنوند و معنیش را می دانند. می ماند مخالفین خارج ایران، که یک چهره شناخته شده دارد و سابقه ای از حکومت پدرش، که در بعد آزادیهای اجتماعی، مطلوب معترضین است.
احتمال سرکوب کامل ،در شرایط فعلی، کم نیست. گشت ارشاد برای نظام هویت بخش و حیثیتی است و نمی تواند با حذف آن، عقب نشینی کند.
نظام، آسوده خاطر از عدم حضور مردم در خیابان، تجمع از مدتها پیش برنامه ریزی شده و پر هزینه استادیوم آزادی را "رفراندوم ملی" خوانده بود  و الان نمی تواند "خداحافظ فرمانده" را در سراسر کشور، به جز
دشمن و عواملش به کسی نسبت دهد.
حتی در حد رژیم پهلوی هم درایت ندارند که گزینه ی بختیار (مثلا تاجزاده یا میرحسین) را جلوی جامعه بگذارند و فرجام ماجرا، کاملا حذف یکی از طرفین خواهد شد. یا سرکوبی به غایت خونین و نفس گرفتن موقت از خطر غرق شدن، یا پایان کار اسلام سیاسی.
فرصت برای شنیدن صدای مردم، کم است و بهمن خونین در راه.


🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺اعتراض‌ها در میانه؛ ما کجا بایستیم؟

🖌شهرام خادم

1- مرگ #مهسا_امینی در روزهای پایانی شهریور که به موج پایانی مسافرت‌های تابستانی مشهور است؛ جامعه ایران را در بهت فرو برد. مهسا امینی جوانی که برای فراغت پیش از آغاز سال تحصیلی و صله رحم از کردستان به تهران آمده‌بود و قصد داشت از آخرین تعطیلات ممکن، بهره لازم را بِبرد به ناگاه جان شیرین‌اش را از دست داد. (مسافرت‌هایی که دیگر تفریحی نیست و تعطیلاتی که دیگر از شکل و محتوای گذشته‌اش تهی شده و بوی افسردگی، کلافگی و مرگ می‌دهد). از بد روزگار قرعه ارشاد گشت پلیس امنیت به نام مهسا افتاد و در عوضِ ارشاد، جان‌اش فدا شد.

2- به مجرد انتشار خبر در شبکه‌های اجتماعی و برملا شدن جزئیات مرگ امینی و توضیحات مبهم پلیس و وارونه گویی خبرگزاری‌های محافظه‌کار، فرصت طلایی برای اقناع جامعه و افکار عمومی از دست رفت و همان خط تبلیغی نخ‌نما شده توسط مسئولان در دستور کار قرار گرفت و انکار اتفاق و فرار از مسئولیت، خشم مردم را سبب شعله‌ور کرد. خشمی که دیگر قابل کنترل نبود و به‌طور طبیعی تبدیل به فریاد می‌شد؛ فریادی که باید امتداد خیابان را در می‌نوردید.

3- شبکه‌های اجتماعی و فعالان سیاسی و مدنی، در آغاز افسار کار را به دست گرفتند و منادی یک حرکت فراگیر برای یک مطالبه اصیل و دارای اولویت شدند. مطالبه‌ای به عمق چهار دهه که نماد بارز آزادی‌خواهی است- مطالبه حقِ انتخابِ پوشش و به نوعی حق انتخاب سبک زندگی یا خودِ آزادی. حقی بنیادین که بیش از چهار دهه از نیمی از جامعه (زنان) به‌طور مستقیم سلب شده و در واقع کل جمعیت کشور را نشانه رفته است.

4- به موازات شدت گرفتن اعتراض‌های خیابانی با شعار ملی شده‌ی "#زن_زندگی_آزادی" و همدلی نیروهای مؤثر سیاسی، مدنی و حتی صنفی و توافق ضمنی بر سر لغو قانون حجاب اجباری- در حاکمیت ولو به‌قسمی تاکتیکی سخن از اصلاح قانون به میان آمد.

5- با افزایش اعتراض‌ها و خطای همیشگی قوای حاکم در سرکوب خشن تظاهرکنندگان صلح‌جو از یک طرف و بازی نخ‌نما شده‌ی اتاق‌های فکر حکومت در بزک کردن معترضان و جاسوس نامیدن و نفوذی و مسلح خواندن شان، اگرچه مطالبه به‌حق و مدنی مردم به محاق رفت؛ اما حکومت بازنده نهایی (در گذر زمان) خواهد شد.

6- از موقعیت مطروحه در بند 5 که دیگر- افسار اعتراض‌ها از دست خارج شد؛ هسته سخت حکومت که طاقت شنیدن هیچ اعتراضی ندارد از یک سو و نیز گروه‌های مختلف با انگیزه‌های متفاوت در داخل و خارج کشور از سوی دیگر، اعتراض فراگیر و مدنی مردم برای لغو "حجاب حکومتی" را به حاشیه راندند.
7- رسانه‌هایی که جهت‌گیری‌های آشکارا غربی و شرقی دارند و تمامیت ایران را به رسمیت نمی‌شناسند از داخل و خارج بر کار سوار شده و ماهی مراد خویش را صید کردند. گروهی تجزیه طلب و گروهی رجوی طلب نوک پیکان را به سمت براندازی نشانه رفتند؛ گروهی شوروی طلب (روسوفیل) و چین‌گرا در داخل، قشر متوسط و مدنیِ شهری را با برچسب غرب‌گرا نواختند. شعارهای مرگ بر این و آن، مرگ بر #دیکتاتور و مرگ بر #فتنه‌گر از هر دو طرف بلند شد و باز هم مطالبه اصلی زیر آوار کینه‌ها مدفون ماند.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید.
#الف

📎(بخش‌هایی از الف تازه جامعه نو که زمان انتشار آن نرسیده است)

🔺درس‌های شهریور!

▫️شورای سردبیری: ...جنبشی که آن را «برآمد شهریور» نام می‌نهیم تحرکِ خوش‌بنیه و با زمینۀ اجتماعیِ فراگیر و سیالی بود. می‌توانست اکثریتِ زنان و مردان ایران را در هر گروه سنی یا صنفی، پشت خود گرد آورد و در مقابل حکومت قرار دهد و معادلۀ موازنۀ قدرتِ جامعه ـ حکومت را تا حد چشمگیری جابجا کند و گامی در مسیر احیای حقوق ملت باشد. مطالبۀ اولیۀ آن ـ انحلال گشت ارشاد و رفع اجبارِ روسری ـ مطالبۀ اصیلی بود: کسب بخشی از حقوق اولیۀ نیمی از جمعیت کشور دربارۀ پوشش که با اجبار و خشونت، مجبور به رعایت امیالِ غیرمنطقیِ روحانیتِ حاکم هستند. با وجود سادگی، مطالبۀ بزرگی است و شکستِ اعتباری و اقتداریِ بزرگی روی دست حکومت می‌گذاشت. البته مطالبه‌ای منطقی نیز هست؛ هیچ کشور اسلامی جز فرقۀ تروریستِ طالبان و جمهوری اسلامی، زنان را اجبار به پوشش سر نمی‌کند. در واقع مطالبه‌ای آن‌قدر طبیعی و منطقی که در شمار اولین مطالباتِ برآورده شدۀ ملت در زمان آشکاریِ ضعف حکومتی خواهد بود که در جوانی فرتوت شده است.

برداشتنِ روسری که از همان مراسمِ تدفینِ مهسا آغاز شد و به‌سرعت شیوع یافت و حکومت در هنگامۀ گیر کردن در پاسخگوییِ چراییِ آن مرگ تراژیک در برابر آن خلع سلاح شده بود، خصلت مهم دیگری هم دارد: یک نافرمانی مدنی، یک مطالبۀ «خود برآورده» است: وقتی زنان و دختران اراده و گره روسری را باز  می‌کنند، تحقق می‌یابد. این مطالبه (برداشتنِ روسری)، برگزاریِ انتخابات آزاد یا همسان‌سازیِ رتبۀ معلمان نیست که منتظر پذیرش و اجرا توسط حکومت شود. به همین دلیل می‌شد با آن مطالبه، این حکومتِ سراپا مسلحِ خشونت‌ورز را به‌سختی شکست داد.

حالا چرا این‌همه دربارۀ کیفیاتِ آن مطالبه حرف می‌زنیم؟ چون آن مطالبه سلاحِ قویِ جامعه در برابر اقتدارگراییِ حکومت بود و هست و اگر «برآمدِ شهریور» بر آن استوار می‌ماند، حکومت راهی به‌جز تسلیم نداشت و قهرمانانه سازش می‌کرد. چرا؟ چرا این‌قدر کارآمد بود و چرا...

....مطالباتِ جنبش‌های اجتماعیِ مطالبه‌گر (که به خیابان کشیده می‌شوند) را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: مطالباتِ سخت (قدرت‌محور) و مطالبات نرم (کنترل‌محور). ماهیتِ مطالبات سخت حمله به متمرکز شدنِ بیش از حد قدرت است. حکومت‌ها مایل‌اند تا جایی که می‌شود قدرتِ سیاسی را در خود متمرکز کنند و درخواست تقسیم قدرت (رفع استبداد فردی، برگزاری انتخابات آزاد، آزادی احزاب و...) اعصاب آن‌ها را به هم می‌ریزد و به اولین چیزی که فکر می‌کنند اِعمال خشونت و چگونگی خفه کردن است (برخورد با تاج‌زاده و مطالباتش). ماهیت مطالبات نرم، امکانِ معامله بر سر آن‌ها توسط حکومت‌هاست. حکومت آن‌ها (مطالبات نرم) را کنترل می‌کند و مانند شمری که شیرِ آبِ جماعتی در ید اوست و هر وقت لازم باشد باز و بسته می‌کند، حقوق فردی، آزادی‌های اجتماعی، مطالبات اقتصادی و فعالیت‌های فرهنگی را منقبض و منبسط می‌کند؛ پس مطالبات نرم، مطالبات و حقوقی‌اند که می‌شود و می‌توان دربارۀ آن‌ها حکومت را وادار به عقب‌نشینی کرد. در همین سال جاری دو گروه اجتماعیِ معلمان و بازنشستگان، توانسته‌اند حکومت را در برابر مطالباتِ نرمِ خود وادار به عقب‌نشینیِ نسبی کنند.
نکتۀ قابل‌توجه، مرزبندیِ این دو نوع مطالبه است. شاید درآمیختنِ آن‌ها، مشکل‌آفرین و مضر و غالب‌کنندۀ ناکامی باشد.....

.....حکومت جمهوری اسلامی در حالِ ویرانیِ از پایه و نابودیِ توانِ مادی و نیروی انسانی کشور است لذا نباید آن را به حال خود گذاشت و باید کاری کرد اما سرنگون کردن آن، به معنی رسیدن به دموکراسی نیست. در تاریخ جهان هیچ انقلابی منجر به دموکراسی و حکومت دموکرات نشده است و نبردهای انقلابیِ مسلحانه نیز صرفاً در مواردی معدود و تحت شرایطی خاص منجر به دموکراسی شده است. شاید برای رسیدن به آزادی فردی، سرنگونیِ حکومت‌ها کافی باشد اما برای رسیدن به دموکراسی، کافی نیست! به‌ویژه در ایران خبری از دموکراسی نخواهد بود چون طرفدار سلطنت پهلوی می‌گوید بعد از رسیدن به قدرت، حداقل ده سال نباید دموکراسی باشد تا اوضاع را سامان دهیم. برخی اصلاح‌طلبان نیز از لزومِ ده سال حاکمیتِ نظامی سخن گفته‌اند. منتظرانِ دموکراسیِ پساجمهوری اسلامی باید واقع‌بین باشند...

🆔 @jameeno
Forwarded from حقوق و اجتماع-علینقی (امیرحسین علینقی)
برای نیکا شاکرمی؛ حدیث بی‌پناهی انسان، دین و زنان محجبه ایرانی
امیرحسین علینقی

۱. اگر، و تنها اگر، دلایلی جدی در دست باشد، حکومت‌ها شاید بتوانند به معارضه با افراد یا احزاب و گروههای سیاسی برخیزند. اما عجیب است اگر حکومت‌ها برنامه خود را در چالش با یک اجتماع و گروههای اجتماعی تعریف کنند. معارضه حکومت‌ها با گروههای اجتماعی، مانند زنان و جوانان، به این می‌ماند که خاکریزهای دفاعی یک ارتش و یا محل اسکان شخص در مسیل‌ها احداث شود. گروههای اجتماعی، اگر لازم شود، به مانند سیل هر خاکریز دفاعی یا خانه‌ای را با خود می‌برند. به همین دلیل است که سیاستمداران زیرک، حتی در پیاده‌روهای مخالف خیابانی که مسیر عبور گروههای اجتماعی است سبز نمی‌شوند. آنها از قدرت اجتماع و گروههای اجتماعی آگاهند و به همین دلیل، سقف پرواز صلاحیت‌های خود را، هیچگاه، از حدودی فراتر نمی‌برند. خلاصه آنکه، درگیر شدن با اجتماع و گروههای اجتماعی، جز خودزنی نیست.

۲. پس از اظهارنظرهایی از آیت‌الله سبحانی در باب حجاب و ارتباط دادن آن با تخصص فقیهان(۱) و غیرمتخصص بودن دیگران...


https://telegra.ph/women-10-06

ادامه در لینک بالا یا اینستنت ویو👇

.
#توئیتر_جامعه_نو

🔺متن توئیت‌های هفته اخیر جامعه نو:

۱- تعداد درخواستهایی که اهل سیاست و ورزش وهنر و... در ماجرای اخیر از ارتش کردند تادخالت کند ومردم رانجات دهدبسیار زیاداست. در این۳۰سال درهیچ جنبش وشورشی چنین درخواستی وجودنداشت. به سمت سناریوی بناپارتیزم وظهور ضیاء‌الحق ایرانی میرویم. چندگام دیگرمانده!

۲- درظاهر چنین رخدادی بعید به نظر میرسد، ولی احتمال رخ دادن آن ازسناریوهای دیگر بیشتر است. جامعه‌نو بدون قضاوت ارزشی وصرفا برمبنای ارزیابی نیروهای سیاسی موجود، موازنه‌های عرصه قدرت وظرفیتهای تغییر درکشور، در گذشته  تحلیل‌های مفصلی در این موردعرضه کرده‌است.

▫️عینی و واقعی‌ترین دستاوردجنبش حاضر و کمترین شرط فروکشیدن فتیله تحرک خیابانی ، باید به رسمیت‌شناختن وتضمین آزادی پوشش بانوان توسط حکومت و رفع زمینه تعارض اجتماعی ودرگیری بین شهروندان باشد .. وجه سیاسی جنبش ضد پوشش اجباری نه فراتر از این است و نه کمتر از آن!

🆔 @jameeno