#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔺چرا ککمان نمیگزد؟
🖌اسداله شمائی
▫️کشور با مسائل بسیار روبهرو است و دورنمای روشنی هم نسبت به حل مسئلهها به چشم نمیخورد.
پرسش این است که چرا ما مردمان این همه فشار و بحران های دست ساز را تحمل می کنیم و ککمان هم نمیگزد؟
چرا صدایمان در نمیآید؟
آیا می ترسیم ؟
ترس نیست که ما را بی تفاوت کرده.
به نظرم این تسلیم و سکوت و انفعال ریشهی عمیق فرهنگی دارد.
.
ما چه بپذیریم چه نپذیریم قضا و قدری هستیم.باور نداریم که خودمان مسئول سرنوشت و اتفاقات زندگی خودمان هستیم.معتقد نیستیم که زندگی در دست ماست و می توانیم بر آن حاکم و مسلط باشیم.
بر عکس معتقدیم بر آمده چاره ای نیست آن می شود که خدا می خواهد ما چه کاره ایم.
برگی نمی افتد مگر به اذن خدا.
این آموزهها در عمق ذهن و زبان ما رسوخ کرده است که هر چه پیش می آید باید پیش می آمده و غیر از این وضع که داریم وضع دیگری نمی توانسته پیش بیاید.ما که باشیم در مقابل مشیت الهی عرض اندام کنیم.
سعدی در بوستان حکایتی را به نظم کشیده که این مشکل فرهنگی در آن آشکارا دیده می شود
در یکی از شهرهای شام ناامنی می شود و پیرمردی گرفتار شورشیان می شود.دست و پای پیرمرد را می بندند.پیرمرد تسلیم محض وقایع است در این وضع حرفی می زند که زبان حال ماست.
می گوید این شورشیان را خدا فرستاده و «باید چنین دشمنی دوست داشت» بدون اراده خدا محال است اتفاقی بیفتد.آن ها با اذن خدا بر ما ظلم می کنند چاره ای جز اطاعت از حاکمان نیست.سلطان ظل الله است و هر چه از دوست رسد نکوست
«اگر عز و جاه است و گر ذل و قید
من از حق شناسم، نه از عمرو و زید»
فرهنگ قضا و قدری ما را بیصدا تربیت کرده است.اعتراض زیربنای فرهنگی لازم دارد.انسان معترض تسلیم وقایع نیست وقایع را می سازد.
در فرهنگ خیامی و قضا و فدری آدمی رفتارهای روزمره اش را هم جزء علم خدا می داند.
من می خورم هر که چو من اهل بود
می خوردن من به نزد او سهل بود
می خوردن من حق ز ازل میدانست
گر می نخورم علم خدا جهل بود
در چنین فرهنگی غوطهوریم.هر بلایی سرمان بیاید جیکمان در نمی آید ککمان نمی گزد. گشت ارشاد بهانه است اجل مهسا امینی آن بوده که آن جا تمام می کرده.هر چه پیش آید خوش آید ما را چه رسد که با حکمت خداوند قهار و سلطان چون و چرا کنیم.باید شکر کنیم که نفسی فرو می رود و بر می آید.گرانی و هر بلایی از حضرت دوست است .در دانشکده های علوم انسانی را باید تخته کرد وقتی که به کار انسان نمی آید.
حکایت سعدی:
به شهری در از شام غوغا فتاد
گرفتند پیری مبارک نهاد
هنوز آن حدیثم به گوش اندر است
چو قیدش نهادند بر پای و دست
که گفت ار نه سلطان اشارت کند
که را زهره باشد که غارت کند؟
بباید چنین دشمنی دوست داشت
که میدانمش دوست بر من گماشت
اگر عز و جاه است و گر ذل و قید
من از حق شناسم، نه از عمرو و زید
ز علت مدار، ای خردمند، بیم
چو داروی تلخت فرستد حکیم
بخور هرچه آید ز دست حبیب
نه بیمار داناتر است از طبیب
غرض این که ما ملت قضا و قدری هر بلایی سرمان بیاید آخ نمی گوییم.
الخیر فی ما وقع.
تغییر این فرهنگ آسان نیست.
همه مراقبیم کلاهمان را باد نبرد.همه از این که زنده ایم راضی و خوشحال و دعاگو هستیم.
🆔 @jameeno
🔺چرا ککمان نمیگزد؟
🖌اسداله شمائی
▫️کشور با مسائل بسیار روبهرو است و دورنمای روشنی هم نسبت به حل مسئلهها به چشم نمیخورد.
پرسش این است که چرا ما مردمان این همه فشار و بحران های دست ساز را تحمل می کنیم و ککمان هم نمیگزد؟
چرا صدایمان در نمیآید؟
آیا می ترسیم ؟
ترس نیست که ما را بی تفاوت کرده.
به نظرم این تسلیم و سکوت و انفعال ریشهی عمیق فرهنگی دارد.
.
ما چه بپذیریم چه نپذیریم قضا و قدری هستیم.باور نداریم که خودمان مسئول سرنوشت و اتفاقات زندگی خودمان هستیم.معتقد نیستیم که زندگی در دست ماست و می توانیم بر آن حاکم و مسلط باشیم.
بر عکس معتقدیم بر آمده چاره ای نیست آن می شود که خدا می خواهد ما چه کاره ایم.
برگی نمی افتد مگر به اذن خدا.
این آموزهها در عمق ذهن و زبان ما رسوخ کرده است که هر چه پیش می آید باید پیش می آمده و غیر از این وضع که داریم وضع دیگری نمی توانسته پیش بیاید.ما که باشیم در مقابل مشیت الهی عرض اندام کنیم.
سعدی در بوستان حکایتی را به نظم کشیده که این مشکل فرهنگی در آن آشکارا دیده می شود
در یکی از شهرهای شام ناامنی می شود و پیرمردی گرفتار شورشیان می شود.دست و پای پیرمرد را می بندند.پیرمرد تسلیم محض وقایع است در این وضع حرفی می زند که زبان حال ماست.
می گوید این شورشیان را خدا فرستاده و «باید چنین دشمنی دوست داشت» بدون اراده خدا محال است اتفاقی بیفتد.آن ها با اذن خدا بر ما ظلم می کنند چاره ای جز اطاعت از حاکمان نیست.سلطان ظل الله است و هر چه از دوست رسد نکوست
«اگر عز و جاه است و گر ذل و قید
من از حق شناسم، نه از عمرو و زید»
فرهنگ قضا و قدری ما را بیصدا تربیت کرده است.اعتراض زیربنای فرهنگی لازم دارد.انسان معترض تسلیم وقایع نیست وقایع را می سازد.
در فرهنگ خیامی و قضا و فدری آدمی رفتارهای روزمره اش را هم جزء علم خدا می داند.
من می خورم هر که چو من اهل بود
می خوردن من به نزد او سهل بود
می خوردن من حق ز ازل میدانست
گر می نخورم علم خدا جهل بود
در چنین فرهنگی غوطهوریم.هر بلایی سرمان بیاید جیکمان در نمی آید ککمان نمی گزد. گشت ارشاد بهانه است اجل مهسا امینی آن بوده که آن جا تمام می کرده.هر چه پیش آید خوش آید ما را چه رسد که با حکمت خداوند قهار و سلطان چون و چرا کنیم.باید شکر کنیم که نفسی فرو می رود و بر می آید.گرانی و هر بلایی از حضرت دوست است .در دانشکده های علوم انسانی را باید تخته کرد وقتی که به کار انسان نمی آید.
حکایت سعدی:
به شهری در از شام غوغا فتاد
گرفتند پیری مبارک نهاد
هنوز آن حدیثم به گوش اندر است
چو قیدش نهادند بر پای و دست
که گفت ار نه سلطان اشارت کند
که را زهره باشد که غارت کند؟
بباید چنین دشمنی دوست داشت
که میدانمش دوست بر من گماشت
اگر عز و جاه است و گر ذل و قید
من از حق شناسم، نه از عمرو و زید
ز علت مدار، ای خردمند، بیم
چو داروی تلخت فرستد حکیم
بخور هرچه آید ز دست حبیب
نه بیمار داناتر است از طبیب
غرض این که ما ملت قضا و قدری هر بلایی سرمان بیاید آخ نمی گوییم.
الخیر فی ما وقع.
تغییر این فرهنگ آسان نیست.
همه مراقبیم کلاهمان را باد نبرد.همه از این که زنده ایم راضی و خوشحال و دعاگو هستیم.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔻به بهانه پرکشیدن مهسا امینی: سیاست حجاب اجباری یا سیاست کشف حجاب
🖌امیرحسین علینقی
🔸در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
▫️در ماجرای حادثه بازداشتگاه وزراء و پر کشیدن مهسا امینی، میهمان جوان پایتختنشینان، میتوان به نکات متعددی اشاره کرد. میتوان به میهماننوازی پلیس تهران اشاره کرد که اکنون آوازهاش جهانگیر است. میتوان به نماد جوانی و شادابی اشاره کرد که در بیپناهی، در حدفاصل خروجی مترو تا تخت بیمارستان، لحظاتی منحصر و سخت را تجربه کرده است. میتوان روایت دخترانی را شنید که برای مواجه نشدن با یونیفورم پوشان متولی امنیتشان، ریسک مواجهه با زورگیران را، در انتخاب مسیرهای ناامنتر و خلوتتر شهر، به جان میخرند. میتوان به شوراهای عالی و غیرعالی غیرقانونی، فاقد جایگاه و من در آوردیای پرداخت که به تصویب الزاماتی میپردازند که حتی در قلمرو صلاحیتهای پارلمان کشور نیز نیست. میتوان از ستادهایی گفت که گویی قوه مجریه کشورند و در جایگاه اجرایی، با امر به این و نهی از آن و با ارتزاق از ثروت مردم این سرزمین، در کار نابودی ساختار نهادهای رسمی این کشورند که به تصویب همین مردم رسیده است. میتوان از رئیسجمهوری گفت که در لباس پیامبر خدا، آشکارا نقض پیمان میکند، گویی که دختران این سرزمین را مدیرانی میبیند که میبایست برایشان گشت ارشاد مدیران تدارک دید. میتوان از پلیسی سخن گفت که عملاً دفاع از امنیت مردم را در مقابل متعرضان و زورگیران و... رها کرده و، حسب اعلام خودش، در کار ارشاد و توجیه و آموزش اجباری و ایجاد خطوط ونرانی یکطرفه در سطح شهر، از مبادی مختلف به خیابان وزراست. میتوان از حکومتی گفت که آزمودهها را میآزماید و باز هم میآزماید و باز هم میآزماید. میتوان از روحانیونی گفت که با ما از دین رحمانی میگفتند و از امیرالمومنینش در ماجرای ظلم بر پیرزن یهودی، روحانیونی که بنا بود در صف اول مبارزه با ظلم باشند، روحانیونی که اهل تدبیر و سیاست بوده و آگاه به زمان و مدیر و مدبر باشند.... در این میان اما، تلاش میکنم تا آثار آنچه بر یک انسان، یک ایرانی و دختری سقزی، و دیگر دختران این کشور، رفته و میرود را از زاویه دیگری بررسی کنم.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔻به بهانه پرکشیدن مهسا امینی: سیاست حجاب اجباری یا سیاست کشف حجاب
🖌امیرحسین علینقی
🔸در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
▫️در ماجرای حادثه بازداشتگاه وزراء و پر کشیدن مهسا امینی، میهمان جوان پایتختنشینان، میتوان به نکات متعددی اشاره کرد. میتوان به میهماننوازی پلیس تهران اشاره کرد که اکنون آوازهاش جهانگیر است. میتوان به نماد جوانی و شادابی اشاره کرد که در بیپناهی، در حدفاصل خروجی مترو تا تخت بیمارستان، لحظاتی منحصر و سخت را تجربه کرده است. میتوان روایت دخترانی را شنید که برای مواجه نشدن با یونیفورم پوشان متولی امنیتشان، ریسک مواجهه با زورگیران را، در انتخاب مسیرهای ناامنتر و خلوتتر شهر، به جان میخرند. میتوان به شوراهای عالی و غیرعالی غیرقانونی، فاقد جایگاه و من در آوردیای پرداخت که به تصویب الزاماتی میپردازند که حتی در قلمرو صلاحیتهای پارلمان کشور نیز نیست. میتوان از ستادهایی گفت که گویی قوه مجریه کشورند و در جایگاه اجرایی، با امر به این و نهی از آن و با ارتزاق از ثروت مردم این سرزمین، در کار نابودی ساختار نهادهای رسمی این کشورند که به تصویب همین مردم رسیده است. میتوان از رئیسجمهوری گفت که در لباس پیامبر خدا، آشکارا نقض پیمان میکند، گویی که دختران این سرزمین را مدیرانی میبیند که میبایست برایشان گشت ارشاد مدیران تدارک دید. میتوان از پلیسی سخن گفت که عملاً دفاع از امنیت مردم را در مقابل متعرضان و زورگیران و... رها کرده و، حسب اعلام خودش، در کار ارشاد و توجیه و آموزش اجباری و ایجاد خطوط ونرانی یکطرفه در سطح شهر، از مبادی مختلف به خیابان وزراست. میتوان از حکومتی گفت که آزمودهها را میآزماید و باز هم میآزماید و باز هم میآزماید. میتوان از روحانیونی گفت که با ما از دین رحمانی میگفتند و از امیرالمومنینش در ماجرای ظلم بر پیرزن یهودی، روحانیونی که بنا بود در صف اول مبارزه با ظلم باشند، روحانیونی که اهل تدبیر و سیاست بوده و آگاه به زمان و مدیر و مدبر باشند.... در این میان اما، تلاش میکنم تا آثار آنچه بر یک انسان، یک ایرانی و دختری سقزی، و دیگر دختران این کشور، رفته و میرود را از زاویه دیگری بررسی کنم.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
به بهانه پرکشیدن مهسا امینی: سیاست حجاب اجباری یا سیاست کشف حجاب
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود در ماجرای حادثه بازداشتگاه وزراء و پر کشیدن مهسا امینی، میهمان جوان پایتختنشینان، میتوان به نکات متعددی اشاره کرد. میتوان به میهماننوازی پلیس تهران اشاره کرد که اکنون آوازهاش جهانگیر است. میتوان به نماد جوانی و شادابی…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔺انتخابات آزاد راهحل اصلی برای حل مسائل جامعه است.
🖌اسداله شمائی
۱-قلم و گلویی که انصاف نداشته باشد ضررش بیشتر از منفعتش است.
۲_انسان منصف خدمات و موفقیت ها را انکار نمی کند.
۳_بدنه اداری،اجرایی و عملیاتی نظام سالم و خادم است.
۴_ هر ایرانی آزادهای مخالف براندازی و فروپاشی نظام و دخالت نیروی نظامی خارجی است.
مجریان امور فرزندان این آب و خاک هستند و از پول ملت و ثروت ملی تجربه اندوخته اند.فردا هم به آن ها نیازمندیم.
از مدیران و کارکنان بخش های برق و آب و گاز و بنزین و انرژی کشورم ممنونم.بخش های بزرگی از کشورمان مشکل انرژی ندارد.آب و برق مدتهاست قطع نمی شود.ممنونم.
نان در کشورم همیشه در دسترس است.از گندم کاران،کشاورزان، مدیران اداره غله گرفته تا نانوایان زحمتکش ممنونم.
از تأمین کنندگان امنیت و نظم از سپاه و ارتش و نیروی انتظامی و قوه قضائیه و قاضیان و وکلای منصف و عادل ممنونم.
از همه ممنونم...
پس دردم چیست؟
از چه رنج می بریم؟
درد ما تبعیض است
درد ما سرکوب است
درد ما جمود است
درد ما نپذیرفتن انسان ها و دیگران است
درد ما بی احترامی به علم و یافته ها و تفاهمات بشری است
درد ما حکمرانی عقب مانده است
درد ما فاصله مردم و حاکمیت است
درد ما بی توجهی به اکثریت و افکار عمومی است
درد ما نشناختن جهان امروز و اقتضائات جهان امروز است.
ما ضمن احترام به خادمان خود و رضایت از موفقیت ها و سپاس از زحمات و خدمات بدنهٔ نظام اداری،اجرایی،نظامی،قضایی،
آموزشی و...همچنان به دنبال تحقق مشروطیت،آزادی،عدالت،قانون، تفکیک واقعی قوا هستیم.
انحصار و استبداد خلاقیت و استعدادها را تلف می کند، دیکتاتوری هیچ گروه و قشری را نمی خواهیم.
«میزان رأی ملت است» را باور داریم و آن را مصلحت و پُز و نمایش نمی دانیم و نمی خواهیم.
ما قدرشناس هستیم و دوست نداریم کشورمان دچار تلاطم شود. خواهان بازگشت نظام به مردم و اعتماد مجدد مردم به نظام هستیم.
خون هیچ کس رنگین تر نیست.
همه برابر هستیم.
همه در یک کشتی هستیم.
ما باید با هم باشیم.
بدون آشتی واقعی در داخل و احترام به حقوق ملت و آزادی های اساسی، توافق با قدرت های جهانی فایده ندارد.
بدون اقناع مردم اقناع جامعهٔ جهانی ممکن نیست.
مردم دیگر نمی خواهند شعار بشنوند آن ها می خواهند به پیمان های جهانی بپیوندند.ما می خواهیم یک کشور معمولی باشیم و از این که همیشه در شرایط حساس کنونی باشیم خسته شده ایم.
مسائل جامعه زیاد است.بدون مردم مسائل جامعه حل نمی شود.مردم مساله نیستند راه حل هستند.
دشمنان زمانی مأیوس می شوند که مردم به اصلاحات و تغییرات واقعی امیدوار شوند.
انتخابات آزاد راهحل اصلی برای حل مسائل کشور است.مردم صاحبان اصلی کشور هستند چرا از مردم و انتخاب مردم میترسید؟زمانهٔ «صلاح مملکت خسروان دانند»دیری است که گذشته است.
امروز ملت صلاح خود را بهتر می داند. رأی آزادانه تک تک انسانهاست که امور را اصلاح می کند.حکومت با رأی آزادانه قدرت واقعی پیدا می کند.حکومت به مردم محتاج است.
گرچه محتاجیم، چشم اغنیا بر دست ماست
هر کجا دیدیم، آب از جو به دریا می رود
(کلیم همدانی)
🆔 @jameeno
🔺انتخابات آزاد راهحل اصلی برای حل مسائل جامعه است.
🖌اسداله شمائی
۱-قلم و گلویی که انصاف نداشته باشد ضررش بیشتر از منفعتش است.
۲_انسان منصف خدمات و موفقیت ها را انکار نمی کند.
۳_بدنه اداری،اجرایی و عملیاتی نظام سالم و خادم است.
۴_ هر ایرانی آزادهای مخالف براندازی و فروپاشی نظام و دخالت نیروی نظامی خارجی است.
مجریان امور فرزندان این آب و خاک هستند و از پول ملت و ثروت ملی تجربه اندوخته اند.فردا هم به آن ها نیازمندیم.
از مدیران و کارکنان بخش های برق و آب و گاز و بنزین و انرژی کشورم ممنونم.بخش های بزرگی از کشورمان مشکل انرژی ندارد.آب و برق مدتهاست قطع نمی شود.ممنونم.
نان در کشورم همیشه در دسترس است.از گندم کاران،کشاورزان، مدیران اداره غله گرفته تا نانوایان زحمتکش ممنونم.
از تأمین کنندگان امنیت و نظم از سپاه و ارتش و نیروی انتظامی و قوه قضائیه و قاضیان و وکلای منصف و عادل ممنونم.
از همه ممنونم...
پس دردم چیست؟
از چه رنج می بریم؟
درد ما تبعیض است
درد ما سرکوب است
درد ما جمود است
درد ما نپذیرفتن انسان ها و دیگران است
درد ما بی احترامی به علم و یافته ها و تفاهمات بشری است
درد ما حکمرانی عقب مانده است
درد ما فاصله مردم و حاکمیت است
درد ما بی توجهی به اکثریت و افکار عمومی است
درد ما نشناختن جهان امروز و اقتضائات جهان امروز است.
ما ضمن احترام به خادمان خود و رضایت از موفقیت ها و سپاس از زحمات و خدمات بدنهٔ نظام اداری،اجرایی،نظامی،قضایی،
آموزشی و...همچنان به دنبال تحقق مشروطیت،آزادی،عدالت،قانون، تفکیک واقعی قوا هستیم.
انحصار و استبداد خلاقیت و استعدادها را تلف می کند، دیکتاتوری هیچ گروه و قشری را نمی خواهیم.
«میزان رأی ملت است» را باور داریم و آن را مصلحت و پُز و نمایش نمی دانیم و نمی خواهیم.
ما قدرشناس هستیم و دوست نداریم کشورمان دچار تلاطم شود. خواهان بازگشت نظام به مردم و اعتماد مجدد مردم به نظام هستیم.
خون هیچ کس رنگین تر نیست.
همه برابر هستیم.
همه در یک کشتی هستیم.
ما باید با هم باشیم.
بدون آشتی واقعی در داخل و احترام به حقوق ملت و آزادی های اساسی، توافق با قدرت های جهانی فایده ندارد.
بدون اقناع مردم اقناع جامعهٔ جهانی ممکن نیست.
مردم دیگر نمی خواهند شعار بشنوند آن ها می خواهند به پیمان های جهانی بپیوندند.ما می خواهیم یک کشور معمولی باشیم و از این که همیشه در شرایط حساس کنونی باشیم خسته شده ایم.
مسائل جامعه زیاد است.بدون مردم مسائل جامعه حل نمی شود.مردم مساله نیستند راه حل هستند.
دشمنان زمانی مأیوس می شوند که مردم به اصلاحات و تغییرات واقعی امیدوار شوند.
انتخابات آزاد راهحل اصلی برای حل مسائل کشور است.مردم صاحبان اصلی کشور هستند چرا از مردم و انتخاب مردم میترسید؟زمانهٔ «صلاح مملکت خسروان دانند»دیری است که گذشته است.
امروز ملت صلاح خود را بهتر می داند. رأی آزادانه تک تک انسانهاست که امور را اصلاح می کند.حکومت با رأی آزادانه قدرت واقعی پیدا می کند.حکومت به مردم محتاج است.
گرچه محتاجیم، چشم اغنیا بر دست ماست
هر کجا دیدیم، آب از جو به دریا می رود
(کلیم همدانی)
🆔 @jameeno
#الف
🔸فیصله!
▫️شورای سردبیری: پیچهای تاریخیِ یک جامعه، مانند پیچهای یک جادۀ کوهستانی مشخصات فنی دارند. شاید عبارت مشخصات فنی دربارۀ پیچهای مسیرِ تاریخ عجیب باشد اما بهواقع، مسیر تاریخ و جوامعی که از آن عبور میکنند، مانند پیچِ جادهها و وسایلِ عبورکننده از آنها مشخصاتِ فنی دارند که در امکانِ عبورِ امن مؤثرند. وضعیت کنونیِ ایران و عزمِ بخشِ وسیعی از جامعه برای تغییرِ وضعیت نیز چنین است. مردمِ ایران در عبور از گردنۀ تغییرِ یک نظام سیاسیِ نامطلوب و مضر، با چه کیفیاتی مواجهاند و چقدر توانِ پیمایش دارند؟ پاسخ در همان مشخصاتِ فنیِ گردنه و عبورکننده است. نگاهی به این مشخصات فنی بیندازیم.
۱ - ریشه و پایداری
نظامِ حاکم در ایران، پیکرۀ خوشبنیانی است: ریشهاش عمیقترین باورهای وسیعترین بخشِ جامعه، یعنی باورهای مذهبیِ توده است! این بنیان همچون ستونِ مرکزیِ یک آسمانخراشِ عظیم، همۀ نیک و بدِ حکومت را بر خود گرفته و آن را چهار دهه استوار نگهداشته است. چهل سال اشتباهاتِ فردی و خطاهای شناختی، تعارضات در ساختارِ حقوقی و قراضگیِ سیستمی، بلاهت اقتصادی، تکثیرِ موریانۀ فساد و حکومتپناه شدنِ فاسدان و غارتگران و ایضاً زورگوییِ انواع شحنه و گزمه و عسس و محتسب به شهروندان، هنوز آن ستونِ محوری را از زیر پای حکومت بیرون نکشیده است. فروریختنِ بسیاری از اجزای استوار بر این ستونِ مرکزی، هر روز رخ داده ولی ریشۀ ستون هنوز در عمق زمین است. روزی نیست که از فساد اقتصادی، ستم اجتماعی، گاف سیاسی، رسواییِ خارجی و بیشعوریِ ارکان پرده برنگیرند ولی نباید حیرت کرد که چگونه هنوز استوار است و کُری میخواند و قدمی به عقب برنمیدارد. ساختمانِ تجارت جهانیِ نیویورک، صد سالِ دیگر هم سر پا بود اگر آن هواپیمای غولپیکر با آن سرعت، ضربهای چنان اساسی به آن نمیزد و ستونِ مرکزیاش را در آتشِ خود ذوب نمیکرد. حکومتِ ایران هم میتواند بسیار کیفور و غزلخوان باشد که فعلاً در افقِ نزدیکش سایۀ چنین ضربهای دیده نمیشود.
۲ - ایدئولوژی و موریانه
مشخصۀ فنیِ مهمِ دوم در نظامِ کنونیِ ایران، ریشه در ضرورتهای حفظ قدرت دارد. نظامِ زاده از انقلاب و بر دوش باورهای دینی، حالا باید آن دین را به ایدئولوژی تبدیل میکرد تا از چشمۀ قدرتِ آن دائماً بنوشد و استخوانهایش را محکم کند. برایش آشکار نبود که باورِ قدسی در استحاله به ایدئولوژی، بهتدریج توان خود را از دست میدهد. ندیده بود که ناسیونالیسمِ آلمانی طی یک دهه و در تبدیل به ایدئولوژیِ ناسیونالسوسیالیسمِ نازیها، از توان تهی شد! اینکه پس از سه دهه تلاشِ معمارانِ حکومت ایران برای تبدیلِ یک بنای خشت و گلیِ آرامشبخش و پر سایه به قلعه و برج و بارویی از سنگ و فولاد، با ناکامی و فروریختنِ همهچیز مواجهیم به همین دلیل است. تبدیلِ دین به ایدئولوژیِ قدرت، اشتباه بود و آشکار است که چگونه نقطهضعفِ بزرگِ حکومت شده است. موریانههای حکومتی که خودشان نتیجۀ کارکردِ قدرتِ ایدئولوژیکِ استبدادی (توزیع رانت برای حفظ تمرکز قدرت) هستند، حسابِ اعتباریِ حکومت را نزد جامعه خالی و بهتدریج تودهها را از آن دور کردهاند زیرا توهمِ «اینهمانی» بین ایدئولوژیِ حکومت و باور دینی نزد مردم از بین رفته «...حکومتی که متشکل از دزدان و فاسدان و تشکیلاتِ مافیایی است چه ربطی به خدا و پیر و پیغمبر دارد؟» این روندی است که هماکنون در ایران جریان دارد و تنها کارِ اجتماعی که میتوان برای نتیجهبخش بودنِ آن کرد، تسریعِ آن از طریق توزیعِ اطلاعات و توسعۀ فرهنگ است؛ همان علتِ دشمنیِ عمیقِ ارکان حکومت با فرهنگ، رسانهها و شبکههای ارتباطی!
🔺اینجا بیشتر بخوانید.
🔸فیصله!
▫️شورای سردبیری: پیچهای تاریخیِ یک جامعه، مانند پیچهای یک جادۀ کوهستانی مشخصات فنی دارند. شاید عبارت مشخصات فنی دربارۀ پیچهای مسیرِ تاریخ عجیب باشد اما بهواقع، مسیر تاریخ و جوامعی که از آن عبور میکنند، مانند پیچِ جادهها و وسایلِ عبورکننده از آنها مشخصاتِ فنی دارند که در امکانِ عبورِ امن مؤثرند. وضعیت کنونیِ ایران و عزمِ بخشِ وسیعی از جامعه برای تغییرِ وضعیت نیز چنین است. مردمِ ایران در عبور از گردنۀ تغییرِ یک نظام سیاسیِ نامطلوب و مضر، با چه کیفیاتی مواجهاند و چقدر توانِ پیمایش دارند؟ پاسخ در همان مشخصاتِ فنیِ گردنه و عبورکننده است. نگاهی به این مشخصات فنی بیندازیم.
۱ - ریشه و پایداری
نظامِ حاکم در ایران، پیکرۀ خوشبنیانی است: ریشهاش عمیقترین باورهای وسیعترین بخشِ جامعه، یعنی باورهای مذهبیِ توده است! این بنیان همچون ستونِ مرکزیِ یک آسمانخراشِ عظیم، همۀ نیک و بدِ حکومت را بر خود گرفته و آن را چهار دهه استوار نگهداشته است. چهل سال اشتباهاتِ فردی و خطاهای شناختی، تعارضات در ساختارِ حقوقی و قراضگیِ سیستمی، بلاهت اقتصادی، تکثیرِ موریانۀ فساد و حکومتپناه شدنِ فاسدان و غارتگران و ایضاً زورگوییِ انواع شحنه و گزمه و عسس و محتسب به شهروندان، هنوز آن ستونِ محوری را از زیر پای حکومت بیرون نکشیده است. فروریختنِ بسیاری از اجزای استوار بر این ستونِ مرکزی، هر روز رخ داده ولی ریشۀ ستون هنوز در عمق زمین است. روزی نیست که از فساد اقتصادی، ستم اجتماعی، گاف سیاسی، رسواییِ خارجی و بیشعوریِ ارکان پرده برنگیرند ولی نباید حیرت کرد که چگونه هنوز استوار است و کُری میخواند و قدمی به عقب برنمیدارد. ساختمانِ تجارت جهانیِ نیویورک، صد سالِ دیگر هم سر پا بود اگر آن هواپیمای غولپیکر با آن سرعت، ضربهای چنان اساسی به آن نمیزد و ستونِ مرکزیاش را در آتشِ خود ذوب نمیکرد. حکومتِ ایران هم میتواند بسیار کیفور و غزلخوان باشد که فعلاً در افقِ نزدیکش سایۀ چنین ضربهای دیده نمیشود.
۲ - ایدئولوژی و موریانه
مشخصۀ فنیِ مهمِ دوم در نظامِ کنونیِ ایران، ریشه در ضرورتهای حفظ قدرت دارد. نظامِ زاده از انقلاب و بر دوش باورهای دینی، حالا باید آن دین را به ایدئولوژی تبدیل میکرد تا از چشمۀ قدرتِ آن دائماً بنوشد و استخوانهایش را محکم کند. برایش آشکار نبود که باورِ قدسی در استحاله به ایدئولوژی، بهتدریج توان خود را از دست میدهد. ندیده بود که ناسیونالیسمِ آلمانی طی یک دهه و در تبدیل به ایدئولوژیِ ناسیونالسوسیالیسمِ نازیها، از توان تهی شد! اینکه پس از سه دهه تلاشِ معمارانِ حکومت ایران برای تبدیلِ یک بنای خشت و گلیِ آرامشبخش و پر سایه به قلعه و برج و بارویی از سنگ و فولاد، با ناکامی و فروریختنِ همهچیز مواجهیم به همین دلیل است. تبدیلِ دین به ایدئولوژیِ قدرت، اشتباه بود و آشکار است که چگونه نقطهضعفِ بزرگِ حکومت شده است. موریانههای حکومتی که خودشان نتیجۀ کارکردِ قدرتِ ایدئولوژیکِ استبدادی (توزیع رانت برای حفظ تمرکز قدرت) هستند، حسابِ اعتباریِ حکومت را نزد جامعه خالی و بهتدریج تودهها را از آن دور کردهاند زیرا توهمِ «اینهمانی» بین ایدئولوژیِ حکومت و باور دینی نزد مردم از بین رفته «...حکومتی که متشکل از دزدان و فاسدان و تشکیلاتِ مافیایی است چه ربطی به خدا و پیر و پیغمبر دارد؟» این روندی است که هماکنون در ایران جریان دارد و تنها کارِ اجتماعی که میتوان برای نتیجهبخش بودنِ آن کرد، تسریعِ آن از طریق توزیعِ اطلاعات و توسعۀ فرهنگ است؛ همان علتِ دشمنیِ عمیقِ ارکان حکومت با فرهنگ، رسانهها و شبکههای ارتباطی!
🔺اینجا بیشتر بخوانید.
Telegraph
فیصله!
شورای سردبیری: پیچهای تاریخیِ یک جامعه، مانند پیچهای یک جادۀ کوهستانی مشخصات فنی دارند. شاید عبارت مشخصات فنی دربارۀ پیچهای مسیرِ تاریخ عجیب باشد اما بهواقع، مسیر تاریخ و جوامعی که از آن عبور میکنند، مانند پیچِ جادهها و وسایلِ عبورکننده از آنها مشخصاتِ…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸هوای تازه
🖌اسداله شمائی
▫️همه پدران ما دهه شصتی ها ، خود امام خمینی،بهشتی،مطهری و...دیگر بزرگان انقلاب که الان زنده هستند از جمله خود رهبر و دیگران که در مصدر امورند،همه در زمان شاه نوجوانی و جوانی کردهاند.کاباره،مشروب و زنان برهنه چرا آن ها را تحریک و گمراه نکرد؟چرا خانواده ها نپاشیدند و برعکس نسل انقلابیون و مبارزان و شهدا و جانبازان در دامن مادران دوران طاغوت پرورش یافت؟
پدرم تعریف می کند که از ترس بدنامی به آن جاها نزدیک نمی شدیم.کنترل آدمی و نجابت و حیا و عفاف بیرونی نیست در درون آدم هاست.دین و ایمان و اخلاق انسانی در درون دلهاست و جایش بسی محفوظ است ،به این آسانی دود نمی شود. نترسید!دین و اخلاق را بهانه نکنید!
اگر مثل تمام دنیا دست از سر مردم و ارشادشان بردارید و توجه خود را به وظایف ذاتی دولت بکنید هم مردم راحت نفس می کشند هم دین و روحانیت قدر می بیند هم پلیس عزت می یابد هم ...
حاکمیت با آخرت مردم نباید کار داشته باشد باید دنیای مردم را تنظیم کند.
چرا قطر باید بتواند جامجهانی برگزار کند و ما نتوانیم؟
چرا ژاپن المپیک برگزار کند ما نتوانیم؟
با آزادی انتخاب پوشش و سبک زندگی و آزادی های فردی ایران به مدار توسعه و تعامل با جهان برمیگردد.
نهاد سیاست و حکمرانی باید اکثریت را نمایندگی کند.امروز اکثریت مردم خواهان ایرانی سکولار هستند که در آن آزادیهای فردی و آزادی انتخاب سبک زندگی حاکم باشد.
نظامیان را مقابل مردم قرار دادن هنر نیست.
کشورم هوای تازه می خواهد.
مردم انقلاب کردند که طاغوت و جباریت نباشد .حق رأی واقعی داشته باشند نه این که به فرموده انتخاب کنند.مجالس و دولت فرمایشی داشته باشند.به قول مرحوم حکیمی گویی هنوز انقلاب نشده است.
اگر حاکمان واقعا یقین دارند و فکر می کنند مردم و اکثریت مردم راه و رسم کنونی را قبول دارند و به قول رسایی«اکثریت مردم خواهان مصادره اموال علی کریمی و مدیری هستند»چرا مجوز تجمع اعتراضی به هیچ حزب و گروهی نمی دهند اما خودشان هر وقت دلشان خواست بدون مجوز بر علیه معترضان قشون کشی خیابانی می کنند؟
اگر تجمع و راهپیمایی مجوز وزارت کشور لازم دارد چرا خودی ها آن را نمی گیرند ؟
این نوجوانان و جوانان از این تبعیض های آشکار به خشم آمدهاند ؟
می پرسند چرا در زمین بازی داور بازی که باید بی طرف باشد به این آشکاری و دریدگی و بی حیایی طرف یک گروه را می گیرد ؟
اسلام را ما مردم با عدل علی شناختهایم که دست عقیل را روی آتش گداخته می گذاشت که به او بفهماند نمی تواند از بیتالمال به او ببخشد.حالا مردم می بینند که حکومت مدعی راه علی بدون درخواست و تشریفات رایج به حساب راهپیمایان اربعین وام واریز می کند
و همزمان دبیر ستاد امر به معروف از جریمه کردن نقدی زنانی می گوید که روسری ندارند.
این تبعیض ها را از کجای دین درآوردهاید؟
کشورم هوای تازه می خواهد.
در بهاران کی شود سرسبز سنگ
خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ
سالها تو سنگ بودی دلخراش
آزمون را یک زمانی خاک باش
سالها سنگ بودی
🆔 @jameeno
🔸هوای تازه
🖌اسداله شمائی
▫️همه پدران ما دهه شصتی ها ، خود امام خمینی،بهشتی،مطهری و...دیگر بزرگان انقلاب که الان زنده هستند از جمله خود رهبر و دیگران که در مصدر امورند،همه در زمان شاه نوجوانی و جوانی کردهاند.کاباره،مشروب و زنان برهنه چرا آن ها را تحریک و گمراه نکرد؟چرا خانواده ها نپاشیدند و برعکس نسل انقلابیون و مبارزان و شهدا و جانبازان در دامن مادران دوران طاغوت پرورش یافت؟
پدرم تعریف می کند که از ترس بدنامی به آن جاها نزدیک نمی شدیم.کنترل آدمی و نجابت و حیا و عفاف بیرونی نیست در درون آدم هاست.دین و ایمان و اخلاق انسانی در درون دلهاست و جایش بسی محفوظ است ،به این آسانی دود نمی شود. نترسید!دین و اخلاق را بهانه نکنید!
اگر مثل تمام دنیا دست از سر مردم و ارشادشان بردارید و توجه خود را به وظایف ذاتی دولت بکنید هم مردم راحت نفس می کشند هم دین و روحانیت قدر می بیند هم پلیس عزت می یابد هم ...
حاکمیت با آخرت مردم نباید کار داشته باشد باید دنیای مردم را تنظیم کند.
چرا قطر باید بتواند جامجهانی برگزار کند و ما نتوانیم؟
چرا ژاپن المپیک برگزار کند ما نتوانیم؟
با آزادی انتخاب پوشش و سبک زندگی و آزادی های فردی ایران به مدار توسعه و تعامل با جهان برمیگردد.
نهاد سیاست و حکمرانی باید اکثریت را نمایندگی کند.امروز اکثریت مردم خواهان ایرانی سکولار هستند که در آن آزادیهای فردی و آزادی انتخاب سبک زندگی حاکم باشد.
نظامیان را مقابل مردم قرار دادن هنر نیست.
کشورم هوای تازه می خواهد.
مردم انقلاب کردند که طاغوت و جباریت نباشد .حق رأی واقعی داشته باشند نه این که به فرموده انتخاب کنند.مجالس و دولت فرمایشی داشته باشند.به قول مرحوم حکیمی گویی هنوز انقلاب نشده است.
اگر حاکمان واقعا یقین دارند و فکر می کنند مردم و اکثریت مردم راه و رسم کنونی را قبول دارند و به قول رسایی«اکثریت مردم خواهان مصادره اموال علی کریمی و مدیری هستند»چرا مجوز تجمع اعتراضی به هیچ حزب و گروهی نمی دهند اما خودشان هر وقت دلشان خواست بدون مجوز بر علیه معترضان قشون کشی خیابانی می کنند؟
اگر تجمع و راهپیمایی مجوز وزارت کشور لازم دارد چرا خودی ها آن را نمی گیرند ؟
این نوجوانان و جوانان از این تبعیض های آشکار به خشم آمدهاند ؟
می پرسند چرا در زمین بازی داور بازی که باید بی طرف باشد به این آشکاری و دریدگی و بی حیایی طرف یک گروه را می گیرد ؟
اسلام را ما مردم با عدل علی شناختهایم که دست عقیل را روی آتش گداخته می گذاشت که به او بفهماند نمی تواند از بیتالمال به او ببخشد.حالا مردم می بینند که حکومت مدعی راه علی بدون درخواست و تشریفات رایج به حساب راهپیمایان اربعین وام واریز می کند
و همزمان دبیر ستاد امر به معروف از جریمه کردن نقدی زنانی می گوید که روسری ندارند.
این تبعیض ها را از کجای دین درآوردهاید؟
کشورم هوای تازه می خواهد.
در بهاران کی شود سرسبز سنگ
خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ
سالها تو سنگ بودی دلخراش
آزمون را یک زمانی خاک باش
سالها سنگ بودی
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🖌صدرا
▫️اندکی اطلاع از آن چه این روزها در ایران می گذرد ما را به اینجا می رساند که؛
قیامی ملی، برخاسته از خون خواهی دختر جوانی که بی گناه و با تحقیر کشته شده و در پاسخ به آن تحقیر، از سوی جامعه ی زنان و با محوریت آنها شکل گرفته که هدفی جز سرنگونی نظام در شکل و محتوایش ندارد.
اصلاح طلبان، صرف نظر از تهدید و فشاری که متوجه شان است، مبتنی بر شعارهای تظاهرات کنندگان، شانسی برای خود نمی بینند و دلیلی برای دخالت ندارند. صدای شان هم خریداری ندارد. آخوندها و به اصطلاح مراجع بدون رجوع هم فریاد برو گمشو را می شنوند و معنیش را می دانند. می ماند مخالفین خارج ایران، که یک چهره شناخته شده دارد و سابقه ای از حکومت پدرش، که در بعد آزادیهای اجتماعی، مطلوب معترضین است.
احتمال سرکوب کامل ،در شرایط فعلی، کم نیست. گشت ارشاد برای نظام هویت بخش و حیثیتی است و نمی تواند با حذف آن، عقب نشینی کند.
نظام، آسوده خاطر از عدم حضور مردم در خیابان، تجمع از مدتها پیش برنامه ریزی شده و پر هزینه استادیوم آزادی را "رفراندوم ملی" خوانده بود و الان نمی تواند "خداحافظ فرمانده" را در سراسر کشور، به جز
دشمن و عواملش به کسی نسبت دهد.
حتی در حد رژیم پهلوی هم درایت ندارند که گزینه ی بختیار (مثلا تاجزاده یا میرحسین) را جلوی جامعه بگذارند و فرجام ماجرا، کاملا حذف یکی از طرفین خواهد شد. یا سرکوبی به غایت خونین و نفس گرفتن موقت از خطر غرق شدن، یا پایان کار اسلام سیاسی.
فرصت برای شنیدن صدای مردم، کم است و بهمن خونین در راه.
🆔 @jameeno
🖌صدرا
▫️اندکی اطلاع از آن چه این روزها در ایران می گذرد ما را به اینجا می رساند که؛
قیامی ملی، برخاسته از خون خواهی دختر جوانی که بی گناه و با تحقیر کشته شده و در پاسخ به آن تحقیر، از سوی جامعه ی زنان و با محوریت آنها شکل گرفته که هدفی جز سرنگونی نظام در شکل و محتوایش ندارد.
اصلاح طلبان، صرف نظر از تهدید و فشاری که متوجه شان است، مبتنی بر شعارهای تظاهرات کنندگان، شانسی برای خود نمی بینند و دلیلی برای دخالت ندارند. صدای شان هم خریداری ندارد. آخوندها و به اصطلاح مراجع بدون رجوع هم فریاد برو گمشو را می شنوند و معنیش را می دانند. می ماند مخالفین خارج ایران، که یک چهره شناخته شده دارد و سابقه ای از حکومت پدرش، که در بعد آزادیهای اجتماعی، مطلوب معترضین است.
احتمال سرکوب کامل ،در شرایط فعلی، کم نیست. گشت ارشاد برای نظام هویت بخش و حیثیتی است و نمی تواند با حذف آن، عقب نشینی کند.
نظام، آسوده خاطر از عدم حضور مردم در خیابان، تجمع از مدتها پیش برنامه ریزی شده و پر هزینه استادیوم آزادی را "رفراندوم ملی" خوانده بود و الان نمی تواند "خداحافظ فرمانده" را در سراسر کشور، به جز
دشمن و عواملش به کسی نسبت دهد.
حتی در حد رژیم پهلوی هم درایت ندارند که گزینه ی بختیار (مثلا تاجزاده یا میرحسین) را جلوی جامعه بگذارند و فرجام ماجرا، کاملا حذف یکی از طرفین خواهد شد. یا سرکوبی به غایت خونین و نفس گرفتن موقت از خطر غرق شدن، یا پایان کار اسلام سیاسی.
فرصت برای شنیدن صدای مردم، کم است و بهمن خونین در راه.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔺اعتراضها در میانه؛ ما کجا بایستیم؟
🖌شهرام خادم
1- مرگ #مهسا_امینی در روزهای پایانی شهریور که به موج پایانی مسافرتهای تابستانی مشهور است؛ جامعه ایران را در بهت فرو برد. مهسا امینی جوانی که برای فراغت پیش از آغاز سال تحصیلی و صله رحم از کردستان به تهران آمدهبود و قصد داشت از آخرین تعطیلات ممکن، بهره لازم را بِبرد به ناگاه جان شیریناش را از دست داد. (مسافرتهایی که دیگر تفریحی نیست و تعطیلاتی که دیگر از شکل و محتوای گذشتهاش تهی شده و بوی افسردگی، کلافگی و مرگ میدهد). از بد روزگار قرعه ارشاد گشت پلیس امنیت به نام مهسا افتاد و در عوضِ ارشاد، جاناش فدا شد.
2- به مجرد انتشار خبر در شبکههای اجتماعی و برملا شدن جزئیات مرگ امینی و توضیحات مبهم پلیس و وارونه گویی خبرگزاریهای محافظهکار، فرصت طلایی برای اقناع جامعه و افکار عمومی از دست رفت و همان خط تبلیغی نخنما شده توسط مسئولان در دستور کار قرار گرفت و انکار اتفاق و فرار از مسئولیت، خشم مردم را سبب شعلهور کرد. خشمی که دیگر قابل کنترل نبود و بهطور طبیعی تبدیل به فریاد میشد؛ فریادی که باید امتداد خیابان را در مینوردید.
3- شبکههای اجتماعی و فعالان سیاسی و مدنی، در آغاز افسار کار را به دست گرفتند و منادی یک حرکت فراگیر برای یک مطالبه اصیل و دارای اولویت شدند. مطالبهای به عمق چهار دهه که نماد بارز آزادیخواهی است- مطالبه حقِ انتخابِ پوشش و به نوعی حق انتخاب سبک زندگی یا خودِ آزادی. حقی بنیادین که بیش از چهار دهه از نیمی از جامعه (زنان) بهطور مستقیم سلب شده و در واقع کل جمعیت کشور را نشانه رفته است.
4- به موازات شدت گرفتن اعتراضهای خیابانی با شعار ملی شدهی "#زن_زندگی_آزادی" و همدلی نیروهای مؤثر سیاسی، مدنی و حتی صنفی و توافق ضمنی بر سر لغو قانون حجاب اجباری- در حاکمیت ولو بهقسمی تاکتیکی سخن از اصلاح قانون به میان آمد.
5- با افزایش اعتراضها و خطای همیشگی قوای حاکم در سرکوب خشن تظاهرکنندگان صلحجو از یک طرف و بازی نخنما شدهی اتاقهای فکر حکومت در بزک کردن معترضان و جاسوس نامیدن و نفوذی و مسلح خواندن شان، اگرچه مطالبه بهحق و مدنی مردم به محاق رفت؛ اما حکومت بازنده نهایی (در گذر زمان) خواهد شد.
6- از موقعیت مطروحه در بند 5 که دیگر- افسار اعتراضها از دست خارج شد؛ هسته سخت حکومت که طاقت شنیدن هیچ اعتراضی ندارد از یک سو و نیز گروههای مختلف با انگیزههای متفاوت در داخل و خارج کشور از سوی دیگر، اعتراض فراگیر و مدنی مردم برای لغو "حجاب حکومتی" را به حاشیه راندند.
7- رسانههایی که جهتگیریهای آشکارا غربی و شرقی دارند و تمامیت ایران را به رسمیت نمیشناسند از داخل و خارج بر کار سوار شده و ماهی مراد خویش را صید کردند. گروهی تجزیه طلب و گروهی رجوی طلب نوک پیکان را به سمت براندازی نشانه رفتند؛ گروهی شوروی طلب (روسوفیل) و چینگرا در داخل، قشر متوسط و مدنیِ شهری را با برچسب غربگرا نواختند. شعارهای مرگ بر این و آن، مرگ بر #دیکتاتور و مرگ بر #فتنهگر از هر دو طرف بلند شد و باز هم مطالبه اصلی زیر آوار کینهها مدفون ماند.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید.
🔺اعتراضها در میانه؛ ما کجا بایستیم؟
🖌شهرام خادم
1- مرگ #مهسا_امینی در روزهای پایانی شهریور که به موج پایانی مسافرتهای تابستانی مشهور است؛ جامعه ایران را در بهت فرو برد. مهسا امینی جوانی که برای فراغت پیش از آغاز سال تحصیلی و صله رحم از کردستان به تهران آمدهبود و قصد داشت از آخرین تعطیلات ممکن، بهره لازم را بِبرد به ناگاه جان شیریناش را از دست داد. (مسافرتهایی که دیگر تفریحی نیست و تعطیلاتی که دیگر از شکل و محتوای گذشتهاش تهی شده و بوی افسردگی، کلافگی و مرگ میدهد). از بد روزگار قرعه ارشاد گشت پلیس امنیت به نام مهسا افتاد و در عوضِ ارشاد، جاناش فدا شد.
2- به مجرد انتشار خبر در شبکههای اجتماعی و برملا شدن جزئیات مرگ امینی و توضیحات مبهم پلیس و وارونه گویی خبرگزاریهای محافظهکار، فرصت طلایی برای اقناع جامعه و افکار عمومی از دست رفت و همان خط تبلیغی نخنما شده توسط مسئولان در دستور کار قرار گرفت و انکار اتفاق و فرار از مسئولیت، خشم مردم را سبب شعلهور کرد. خشمی که دیگر قابل کنترل نبود و بهطور طبیعی تبدیل به فریاد میشد؛ فریادی که باید امتداد خیابان را در مینوردید.
3- شبکههای اجتماعی و فعالان سیاسی و مدنی، در آغاز افسار کار را به دست گرفتند و منادی یک حرکت فراگیر برای یک مطالبه اصیل و دارای اولویت شدند. مطالبهای به عمق چهار دهه که نماد بارز آزادیخواهی است- مطالبه حقِ انتخابِ پوشش و به نوعی حق انتخاب سبک زندگی یا خودِ آزادی. حقی بنیادین که بیش از چهار دهه از نیمی از جامعه (زنان) بهطور مستقیم سلب شده و در واقع کل جمعیت کشور را نشانه رفته است.
4- به موازات شدت گرفتن اعتراضهای خیابانی با شعار ملی شدهی "#زن_زندگی_آزادی" و همدلی نیروهای مؤثر سیاسی، مدنی و حتی صنفی و توافق ضمنی بر سر لغو قانون حجاب اجباری- در حاکمیت ولو بهقسمی تاکتیکی سخن از اصلاح قانون به میان آمد.
5- با افزایش اعتراضها و خطای همیشگی قوای حاکم در سرکوب خشن تظاهرکنندگان صلحجو از یک طرف و بازی نخنما شدهی اتاقهای فکر حکومت در بزک کردن معترضان و جاسوس نامیدن و نفوذی و مسلح خواندن شان، اگرچه مطالبه بهحق و مدنی مردم به محاق رفت؛ اما حکومت بازنده نهایی (در گذر زمان) خواهد شد.
6- از موقعیت مطروحه در بند 5 که دیگر- افسار اعتراضها از دست خارج شد؛ هسته سخت حکومت که طاقت شنیدن هیچ اعتراضی ندارد از یک سو و نیز گروههای مختلف با انگیزههای متفاوت در داخل و خارج کشور از سوی دیگر، اعتراض فراگیر و مدنی مردم برای لغو "حجاب حکومتی" را به حاشیه راندند.
7- رسانههایی که جهتگیریهای آشکارا غربی و شرقی دارند و تمامیت ایران را به رسمیت نمیشناسند از داخل و خارج بر کار سوار شده و ماهی مراد خویش را صید کردند. گروهی تجزیه طلب و گروهی رجوی طلب نوک پیکان را به سمت براندازی نشانه رفتند؛ گروهی شوروی طلب (روسوفیل) و چینگرا در داخل، قشر متوسط و مدنیِ شهری را با برچسب غربگرا نواختند. شعارهای مرگ بر این و آن، مرگ بر #دیکتاتور و مرگ بر #فتنهگر از هر دو طرف بلند شد و باز هم مطالبه اصلی زیر آوار کینهها مدفون ماند.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید.
Telegraph
اعتراضها در میانه؛ ما کجا بایستیم؟
1- مرگ #مهسا_امینی در روزهای پایانی شهریور که به موج پایانی مسافرتهای تابستانی مشهور است؛ جامعه ایران را در بهت فرو برد. مهسا امینی جوانی که برای فراغت پیش از آغاز سال تحصیلی و صله رحم از کردستان به تهران آمدهبود و قصد داشت از آخرین تعطیلات ممکن، بهره لازم…
#الف
📎(بخشهایی از الف تازه جامعه نو که زمان انتشار آن نرسیده است)
🔺درسهای شهریور!
▫️شورای سردبیری: ...جنبشی که آن را «برآمد شهریور» نام مینهیم تحرکِ خوشبنیه و با زمینۀ اجتماعیِ فراگیر و سیالی بود. میتوانست اکثریتِ زنان و مردان ایران را در هر گروه سنی یا صنفی، پشت خود گرد آورد و در مقابل حکومت قرار دهد و معادلۀ موازنۀ قدرتِ جامعه ـ حکومت را تا حد چشمگیری جابجا کند و گامی در مسیر احیای حقوق ملت باشد. مطالبۀ اولیۀ آن ـ انحلال گشت ارشاد و رفع اجبارِ روسری ـ مطالبۀ اصیلی بود: کسب بخشی از حقوق اولیۀ نیمی از جمعیت کشور دربارۀ پوشش که با اجبار و خشونت، مجبور به رعایت امیالِ غیرمنطقیِ روحانیتِ حاکم هستند. با وجود سادگی، مطالبۀ بزرگی است و شکستِ اعتباری و اقتداریِ بزرگی روی دست حکومت میگذاشت. البته مطالبهای منطقی نیز هست؛ هیچ کشور اسلامی جز فرقۀ تروریستِ طالبان و جمهوری اسلامی، زنان را اجبار به پوشش سر نمیکند. در واقع مطالبهای آنقدر طبیعی و منطقی که در شمار اولین مطالباتِ برآورده شدۀ ملت در زمان آشکاریِ ضعف حکومتی خواهد بود که در جوانی فرتوت شده است.
برداشتنِ روسری که از همان مراسمِ تدفینِ مهسا آغاز شد و بهسرعت شیوع یافت و حکومت در هنگامۀ گیر کردن در پاسخگوییِ چراییِ آن مرگ تراژیک در برابر آن خلع سلاح شده بود، خصلت مهم دیگری هم دارد: یک نافرمانی مدنی، یک مطالبۀ «خود برآورده» است: وقتی زنان و دختران اراده و گره روسری را باز میکنند، تحقق مییابد. این مطالبه (برداشتنِ روسری)، برگزاریِ انتخابات آزاد یا همسانسازیِ رتبۀ معلمان نیست که منتظر پذیرش و اجرا توسط حکومت شود. به همین دلیل میشد با آن مطالبه، این حکومتِ سراپا مسلحِ خشونتورز را بهسختی شکست داد.
حالا چرا اینهمه دربارۀ کیفیاتِ آن مطالبه حرف میزنیم؟ چون آن مطالبه سلاحِ قویِ جامعه در برابر اقتدارگراییِ حکومت بود و هست و اگر «برآمدِ شهریور» بر آن استوار میماند، حکومت راهی بهجز تسلیم نداشت و قهرمانانه سازش میکرد. چرا؟ چرا اینقدر کارآمد بود و چرا...
....مطالباتِ جنبشهای اجتماعیِ مطالبهگر (که به خیابان کشیده میشوند) را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: مطالباتِ سخت (قدرتمحور) و مطالبات نرم (کنترلمحور). ماهیتِ مطالبات سخت حمله به متمرکز شدنِ بیش از حد قدرت است. حکومتها مایلاند تا جایی که میشود قدرتِ سیاسی را در خود متمرکز کنند و درخواست تقسیم قدرت (رفع استبداد فردی، برگزاری انتخابات آزاد، آزادی احزاب و...) اعصاب آنها را به هم میریزد و به اولین چیزی که فکر میکنند اِعمال خشونت و چگونگی خفه کردن است (برخورد با تاجزاده و مطالباتش). ماهیت مطالبات نرم، امکانِ معامله بر سر آنها توسط حکومتهاست. حکومت آنها (مطالبات نرم) را کنترل میکند و مانند شمری که شیرِ آبِ جماعتی در ید اوست و هر وقت لازم باشد باز و بسته میکند، حقوق فردی، آزادیهای اجتماعی، مطالبات اقتصادی و فعالیتهای فرهنگی را منقبض و منبسط میکند؛ پس مطالبات نرم، مطالبات و حقوقیاند که میشود و میتوان دربارۀ آنها حکومت را وادار به عقبنشینی کرد. در همین سال جاری دو گروه اجتماعیِ معلمان و بازنشستگان، توانستهاند حکومت را در برابر مطالباتِ نرمِ خود وادار به عقبنشینیِ نسبی کنند.
نکتۀ قابلتوجه، مرزبندیِ این دو نوع مطالبه است. شاید درآمیختنِ آنها، مشکلآفرین و مضر و غالبکنندۀ ناکامی باشد.....
.....حکومت جمهوری اسلامی در حالِ ویرانیِ از پایه و نابودیِ توانِ مادی و نیروی انسانی کشور است لذا نباید آن را به حال خود گذاشت و باید کاری کرد اما سرنگون کردن آن، به معنی رسیدن به دموکراسی نیست. در تاریخ جهان هیچ انقلابی منجر به دموکراسی و حکومت دموکرات نشده است و نبردهای انقلابیِ مسلحانه نیز صرفاً در مواردی معدود و تحت شرایطی خاص منجر به دموکراسی شده است. شاید برای رسیدن به آزادی فردی، سرنگونیِ حکومتها کافی باشد اما برای رسیدن به دموکراسی، کافی نیست! بهویژه در ایران خبری از دموکراسی نخواهد بود چون طرفدار سلطنت پهلوی میگوید بعد از رسیدن به قدرت، حداقل ده سال نباید دموکراسی باشد تا اوضاع را سامان دهیم. برخی اصلاحطلبان نیز از لزومِ ده سال حاکمیتِ نظامی سخن گفتهاند. منتظرانِ دموکراسیِ پساجمهوری اسلامی باید واقعبین باشند...
🆔 @jameeno
📎(بخشهایی از الف تازه جامعه نو که زمان انتشار آن نرسیده است)
🔺درسهای شهریور!
▫️شورای سردبیری: ...جنبشی که آن را «برآمد شهریور» نام مینهیم تحرکِ خوشبنیه و با زمینۀ اجتماعیِ فراگیر و سیالی بود. میتوانست اکثریتِ زنان و مردان ایران را در هر گروه سنی یا صنفی، پشت خود گرد آورد و در مقابل حکومت قرار دهد و معادلۀ موازنۀ قدرتِ جامعه ـ حکومت را تا حد چشمگیری جابجا کند و گامی در مسیر احیای حقوق ملت باشد. مطالبۀ اولیۀ آن ـ انحلال گشت ارشاد و رفع اجبارِ روسری ـ مطالبۀ اصیلی بود: کسب بخشی از حقوق اولیۀ نیمی از جمعیت کشور دربارۀ پوشش که با اجبار و خشونت، مجبور به رعایت امیالِ غیرمنطقیِ روحانیتِ حاکم هستند. با وجود سادگی، مطالبۀ بزرگی است و شکستِ اعتباری و اقتداریِ بزرگی روی دست حکومت میگذاشت. البته مطالبهای منطقی نیز هست؛ هیچ کشور اسلامی جز فرقۀ تروریستِ طالبان و جمهوری اسلامی، زنان را اجبار به پوشش سر نمیکند. در واقع مطالبهای آنقدر طبیعی و منطقی که در شمار اولین مطالباتِ برآورده شدۀ ملت در زمان آشکاریِ ضعف حکومتی خواهد بود که در جوانی فرتوت شده است.
برداشتنِ روسری که از همان مراسمِ تدفینِ مهسا آغاز شد و بهسرعت شیوع یافت و حکومت در هنگامۀ گیر کردن در پاسخگوییِ چراییِ آن مرگ تراژیک در برابر آن خلع سلاح شده بود، خصلت مهم دیگری هم دارد: یک نافرمانی مدنی، یک مطالبۀ «خود برآورده» است: وقتی زنان و دختران اراده و گره روسری را باز میکنند، تحقق مییابد. این مطالبه (برداشتنِ روسری)، برگزاریِ انتخابات آزاد یا همسانسازیِ رتبۀ معلمان نیست که منتظر پذیرش و اجرا توسط حکومت شود. به همین دلیل میشد با آن مطالبه، این حکومتِ سراپا مسلحِ خشونتورز را بهسختی شکست داد.
حالا چرا اینهمه دربارۀ کیفیاتِ آن مطالبه حرف میزنیم؟ چون آن مطالبه سلاحِ قویِ جامعه در برابر اقتدارگراییِ حکومت بود و هست و اگر «برآمدِ شهریور» بر آن استوار میماند، حکومت راهی بهجز تسلیم نداشت و قهرمانانه سازش میکرد. چرا؟ چرا اینقدر کارآمد بود و چرا...
....مطالباتِ جنبشهای اجتماعیِ مطالبهگر (که به خیابان کشیده میشوند) را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: مطالباتِ سخت (قدرتمحور) و مطالبات نرم (کنترلمحور). ماهیتِ مطالبات سخت حمله به متمرکز شدنِ بیش از حد قدرت است. حکومتها مایلاند تا جایی که میشود قدرتِ سیاسی را در خود متمرکز کنند و درخواست تقسیم قدرت (رفع استبداد فردی، برگزاری انتخابات آزاد، آزادی احزاب و...) اعصاب آنها را به هم میریزد و به اولین چیزی که فکر میکنند اِعمال خشونت و چگونگی خفه کردن است (برخورد با تاجزاده و مطالباتش). ماهیت مطالبات نرم، امکانِ معامله بر سر آنها توسط حکومتهاست. حکومت آنها (مطالبات نرم) را کنترل میکند و مانند شمری که شیرِ آبِ جماعتی در ید اوست و هر وقت لازم باشد باز و بسته میکند، حقوق فردی، آزادیهای اجتماعی، مطالبات اقتصادی و فعالیتهای فرهنگی را منقبض و منبسط میکند؛ پس مطالبات نرم، مطالبات و حقوقیاند که میشود و میتوان دربارۀ آنها حکومت را وادار به عقبنشینی کرد. در همین سال جاری دو گروه اجتماعیِ معلمان و بازنشستگان، توانستهاند حکومت را در برابر مطالباتِ نرمِ خود وادار به عقبنشینیِ نسبی کنند.
نکتۀ قابلتوجه، مرزبندیِ این دو نوع مطالبه است. شاید درآمیختنِ آنها، مشکلآفرین و مضر و غالبکنندۀ ناکامی باشد.....
.....حکومت جمهوری اسلامی در حالِ ویرانیِ از پایه و نابودیِ توانِ مادی و نیروی انسانی کشور است لذا نباید آن را به حال خود گذاشت و باید کاری کرد اما سرنگون کردن آن، به معنی رسیدن به دموکراسی نیست. در تاریخ جهان هیچ انقلابی منجر به دموکراسی و حکومت دموکرات نشده است و نبردهای انقلابیِ مسلحانه نیز صرفاً در مواردی معدود و تحت شرایطی خاص منجر به دموکراسی شده است. شاید برای رسیدن به آزادی فردی، سرنگونیِ حکومتها کافی باشد اما برای رسیدن به دموکراسی، کافی نیست! بهویژه در ایران خبری از دموکراسی نخواهد بود چون طرفدار سلطنت پهلوی میگوید بعد از رسیدن به قدرت، حداقل ده سال نباید دموکراسی باشد تا اوضاع را سامان دهیم. برخی اصلاحطلبان نیز از لزومِ ده سال حاکمیتِ نظامی سخن گفتهاند. منتظرانِ دموکراسیِ پساجمهوری اسلامی باید واقعبین باشند...
🆔 @jameeno
Forwarded from حقوق و اجتماع-علینقی (امیرحسین علینقی)
برای نیکا شاکرمی؛ حدیث بیپناهی انسان، دین و زنان محجبه ایرانی
امیرحسین علینقی
۱. اگر، و تنها اگر، دلایلی جدی در دست باشد، حکومتها شاید بتوانند به معارضه با افراد یا احزاب و گروههای سیاسی برخیزند. اما عجیب است اگر حکومتها برنامه خود را در چالش با یک اجتماع و گروههای اجتماعی تعریف کنند. معارضه حکومتها با گروههای اجتماعی، مانند زنان و جوانان، به این میماند که خاکریزهای دفاعی یک ارتش و یا محل اسکان شخص در مسیلها احداث شود. گروههای اجتماعی، اگر لازم شود، به مانند سیل هر خاکریز دفاعی یا خانهای را با خود میبرند. به همین دلیل است که سیاستمداران زیرک، حتی در پیادهروهای مخالف خیابانی که مسیر عبور گروههای اجتماعی است سبز نمیشوند. آنها از قدرت اجتماع و گروههای اجتماعی آگاهند و به همین دلیل، سقف پرواز صلاحیتهای خود را، هیچگاه، از حدودی فراتر نمیبرند. خلاصه آنکه، درگیر شدن با اجتماع و گروههای اجتماعی، جز خودزنی نیست.
۲. پس از اظهارنظرهایی از آیتالله سبحانی در باب حجاب و ارتباط دادن آن با تخصص فقیهان(۱) و غیرمتخصص بودن دیگران...
https://telegra.ph/women-10-06
ادامه در لینک بالا یا اینستنت ویو👇
.
امیرحسین علینقی
۱. اگر، و تنها اگر، دلایلی جدی در دست باشد، حکومتها شاید بتوانند به معارضه با افراد یا احزاب و گروههای سیاسی برخیزند. اما عجیب است اگر حکومتها برنامه خود را در چالش با یک اجتماع و گروههای اجتماعی تعریف کنند. معارضه حکومتها با گروههای اجتماعی، مانند زنان و جوانان، به این میماند که خاکریزهای دفاعی یک ارتش و یا محل اسکان شخص در مسیلها احداث شود. گروههای اجتماعی، اگر لازم شود، به مانند سیل هر خاکریز دفاعی یا خانهای را با خود میبرند. به همین دلیل است که سیاستمداران زیرک، حتی در پیادهروهای مخالف خیابانی که مسیر عبور گروههای اجتماعی است سبز نمیشوند. آنها از قدرت اجتماع و گروههای اجتماعی آگاهند و به همین دلیل، سقف پرواز صلاحیتهای خود را، هیچگاه، از حدودی فراتر نمیبرند. خلاصه آنکه، درگیر شدن با اجتماع و گروههای اجتماعی، جز خودزنی نیست.
۲. پس از اظهارنظرهایی از آیتالله سبحانی در باب حجاب و ارتباط دادن آن با تخصص فقیهان(۱) و غیرمتخصص بودن دیگران...
https://telegra.ph/women-10-06
ادامه در لینک بالا یا اینستنت ویو👇
.
Telegraph
برای نیکا شاکرمی؛ حدیث بیپناهی انسان، دین و زنان محجبه ایرانی
۱. اگر، و تنها اگر، دلایلی جدی در دست باشد، حکومتها شاید بتوانند به معارضه با افراد یا احزاب و گروههای سیاسی برخیزند. اما عجیب است اگر حکومتها برنامه خود را در چالش با یک اجتماع و گروههای اجتماعی تعریف کنند. معارضه حکومتها با گروههای اجتماعی، مانند زنان…
#توئیتر_جامعه_نو
🔺متن توئیتهای هفته اخیر جامعه نو:
۱- تعداد درخواستهایی که اهل سیاست و ورزش وهنر و... در ماجرای اخیر از ارتش کردند تادخالت کند ومردم رانجات دهدبسیار زیاداست. در این۳۰سال درهیچ جنبش وشورشی چنین درخواستی وجودنداشت. به سمت سناریوی بناپارتیزم وظهور ضیاءالحق ایرانی میرویم. چندگام دیگرمانده!
۲- درظاهر چنین رخدادی بعید به نظر میرسد، ولی احتمال رخ دادن آن ازسناریوهای دیگر بیشتر است. جامعهنو بدون قضاوت ارزشی وصرفا برمبنای ارزیابی نیروهای سیاسی موجود، موازنههای عرصه قدرت وظرفیتهای تغییر درکشور، در گذشته تحلیلهای مفصلی در این موردعرضه کردهاست.
▫️عینی و واقعیترین دستاوردجنبش حاضر و کمترین شرط فروکشیدن فتیله تحرک خیابانی ، باید به رسمیتشناختن وتضمین آزادی پوشش بانوان توسط حکومت و رفع زمینه تعارض اجتماعی ودرگیری بین شهروندان باشد .. وجه سیاسی جنبش ضد پوشش اجباری نه فراتر از این است و نه کمتر از آن!
🆔 @jameeno
🔺متن توئیتهای هفته اخیر جامعه نو:
۱- تعداد درخواستهایی که اهل سیاست و ورزش وهنر و... در ماجرای اخیر از ارتش کردند تادخالت کند ومردم رانجات دهدبسیار زیاداست. در این۳۰سال درهیچ جنبش وشورشی چنین درخواستی وجودنداشت. به سمت سناریوی بناپارتیزم وظهور ضیاءالحق ایرانی میرویم. چندگام دیگرمانده!
۲- درظاهر چنین رخدادی بعید به نظر میرسد، ولی احتمال رخ دادن آن ازسناریوهای دیگر بیشتر است. جامعهنو بدون قضاوت ارزشی وصرفا برمبنای ارزیابی نیروهای سیاسی موجود، موازنههای عرصه قدرت وظرفیتهای تغییر درکشور، در گذشته تحلیلهای مفصلی در این موردعرضه کردهاست.
▫️عینی و واقعیترین دستاوردجنبش حاضر و کمترین شرط فروکشیدن فتیله تحرک خیابانی ، باید به رسمیتشناختن وتضمین آزادی پوشش بانوان توسط حکومت و رفع زمینه تعارض اجتماعی ودرگیری بین شهروندان باشد .. وجه سیاسی جنبش ضد پوشش اجباری نه فراتر از این است و نه کمتر از آن!
🆔 @jameeno
#الف
🖇این #الف در تاریخ ۴مهرماه تحریر و بخشی از آن در ۷مهر ماه منتشر شده است. علت تاخیر در انتشارکل مطلب نگرانی از القای ناامیدی به جامعه بوده است.
🔸چرا شکست میخورد؟
🔻(درسهای برآمدشهریور!)
▫️شورای سردبیری: بار دیگر ناکامی در ترکانداختن بر قلعه قدرت سیاسی ! اینبار به خاطر خطای ادراکی در تشخیص ماهیت مطالبه اجتماعی و سوار کردن عطش سیاسی بر آن: درحالی که فوج زنان مشغول بالا رفتن از باروی حکومت و گرفتن گوشهای از حقوق خودهستند، خوشخیالان در سودای شکستن قلعه قدرت سیاسی تهاجم ناکام میکنند. این ، عمده ترین وجه تحرک ممزوجی است که پیش چشم ماجریان دارد: کامیابی نسبی برآمد اجتماعی، شکست ماجراجویی سیاسی! توضیح خواهیم داد.
جنبشی که آن را «برآمد شهریور» نام مینهیم تحرکِ خوشبنیه و با زمینۀ اجتماعیِ فراگیر و سیالی بود. میتوانست اکثریتِ زنان و مردان ایران را در هر گروه سنی یا صنفی، پشت خود گرد آورد و در مقابل حکومت قرار دهد و معادلۀ موازنۀ قدرتِ جامعه ـ حکومت را تا حد چشمگیری جابجا کند و گامی در مسیر احیای حقوق ملت باشد. مطالبۀ اولیۀ آن ـ انحلال گشت ارشاد و رفع اجبارِ روسری ـ مطالبۀ اصیلی بود: کسب بخشی از حقوق اولیۀ نیمی از جمعیت کشور دربارۀ پوشش که با اجبار و خشونت، مجبور به رعایت امیالِ غیرمنطقیِ روحانیتِ حاکم هستند. با وجود سادگی، مطالبۀ بزرگی است و شکستِ اعتباری و اقتداریِ بزرگی روی دست حکومت میگذاشت. البته مطالبهای منطقی نیز هست. هیچ کشور اسلامی جز فرقۀ تروریستِ طالبان و جمهوری اسلامی، زنان را اجبار به پوشش سر نمیکند. در واقع مطالبهای آنقدر طبیعی و منطقی که در شمار اولین مطالباتِ برآورده شدۀ ملت در زمان آشکاریِ ضعف حکومتی خواهد بود که در جوانی فرتوت شده است.
برداشتنِ روسری که از همان مراسمِ تدفینِ مهسا آغاز شد و بهسرعت شیوع یافت و حکومت در هنگامۀ گیر کردن در پاسخگوییِ چراییِ آن مرگِ تراژیک در برابر آن خلع سلاح شده بود، خصلت مهم دیگری هم دارد: یک نافرمانی مدنی، یک مطالبۀ «خود برآورده» است. وقتی زنان و دختران اراده و گره روسری را باز میکنند، تحقق مییابد. این مطالبه (برداشتنِ روسری)، برگزاریِ انتخابات آزاد یا همسانسازیِ رتبۀ معلمان نیست که منتظر پذیرش و اجرا توسط حکومت شود. به همین دلیل میشد (و میشود) با آن مطالبه، این حکومتِ سراپا مسلحِ خشونتورز را بهسختی شکست داد.
حالا چرا اینهمه دربارۀ کیفیاتِ آن مطالبه حرف میزنیم؟ چون آن مطالبه سلاحِ قویِ جامعه در برابر اقتدارگراییِ حکومت بود و هست و اگر «برآمدِ شهریور» بر آن استوار میماند، حکومت راهی بهجز تسلیم نداشت و قهرمانانه سازش میکرد. چرا؟ چرا اینقدر کارآمد بود و چرا شکست خورد؟ توضیح میدهیم.
مطالباتِ جنبشهای اجتماعیِ مطالبهگر (که به خیابان کشیده میشوند) را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: مطالباتِ سخت (قدرتمحور) و مطالبات نرم (کنترلمحور). ماهیتِ مطالبات سخت حمله به متمرکز شدنِ بیش از حد قدرت است. حکومتها مایلاند تا جایی که میشود قدرتِ سیاسی را در خود متمرکز کنند و درخواست تقسیم قدرت (رفع استبداد فردی، برگزاری انتخابات آزاد، آزادی احزاب و...) اعصاب آنها را به هم میریزد و به اولین چیزی که فکر میکنند اِعمال خشونت و چگونگی خفه کردن است (برخورد با تاجزاده و مطالباتش). ماهیت مطالبات نرم، امکانِ معامله بر سر آنها توسط حکومتهاست. حکومت آنها (مطالبات نرم) را کنترل میکند و مانند شمری که شیرِ آبِ جماعتی در ید اوست و هر وقت لازم باشد باز و بسته میکند، حقوق فردی، آزادیهای اجتماعی، مطالبات اقتصادی و فعالیتهای فرهنگی را منقبض و منبسط میکند؛ پس مطالبات نرم، مطالبات و حقوقیاند که میشود و میتوان دربارۀ آنها حکومت را وادار به عقبنشینی کرد. در همین سال جاری دو گروه اجتماعیِ معلمان و بازنشستگان، توانستهاند حکومت را در برابر مطالباتِ نرمِ خود وادار به عقبنشینیِ نسبی کنند.
نکتۀ قابلتوجه، مرزبندیِ این دو نوع مطالبه است. شاید درآمیختنِ آنها، مشکلآفرین و مضر و غالبکنندۀ ناکامی باشد. در برآمد شهریور، خطای افراد مؤثر این بود که مطالباتِ سخت را به مطالبۀ نرمِ قدرتمندی که میتوانست بیشترین آدمها را به خیابان بیاورد آمیختند و راستش را بخواهید و رک بگوییم جنبش را به انحراف دوپارگی کشاندند. خطایی بسیار فاحش!
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🖇این #الف در تاریخ ۴مهرماه تحریر و بخشی از آن در ۷مهر ماه منتشر شده است. علت تاخیر در انتشارکل مطلب نگرانی از القای ناامیدی به جامعه بوده است.
🔸چرا شکست میخورد؟
🔻(درسهای برآمدشهریور!)
▫️شورای سردبیری: بار دیگر ناکامی در ترکانداختن بر قلعه قدرت سیاسی ! اینبار به خاطر خطای ادراکی در تشخیص ماهیت مطالبه اجتماعی و سوار کردن عطش سیاسی بر آن: درحالی که فوج زنان مشغول بالا رفتن از باروی حکومت و گرفتن گوشهای از حقوق خودهستند، خوشخیالان در سودای شکستن قلعه قدرت سیاسی تهاجم ناکام میکنند. این ، عمده ترین وجه تحرک ممزوجی است که پیش چشم ماجریان دارد: کامیابی نسبی برآمد اجتماعی، شکست ماجراجویی سیاسی! توضیح خواهیم داد.
جنبشی که آن را «برآمد شهریور» نام مینهیم تحرکِ خوشبنیه و با زمینۀ اجتماعیِ فراگیر و سیالی بود. میتوانست اکثریتِ زنان و مردان ایران را در هر گروه سنی یا صنفی، پشت خود گرد آورد و در مقابل حکومت قرار دهد و معادلۀ موازنۀ قدرتِ جامعه ـ حکومت را تا حد چشمگیری جابجا کند و گامی در مسیر احیای حقوق ملت باشد. مطالبۀ اولیۀ آن ـ انحلال گشت ارشاد و رفع اجبارِ روسری ـ مطالبۀ اصیلی بود: کسب بخشی از حقوق اولیۀ نیمی از جمعیت کشور دربارۀ پوشش که با اجبار و خشونت، مجبور به رعایت امیالِ غیرمنطقیِ روحانیتِ حاکم هستند. با وجود سادگی، مطالبۀ بزرگی است و شکستِ اعتباری و اقتداریِ بزرگی روی دست حکومت میگذاشت. البته مطالبهای منطقی نیز هست. هیچ کشور اسلامی جز فرقۀ تروریستِ طالبان و جمهوری اسلامی، زنان را اجبار به پوشش سر نمیکند. در واقع مطالبهای آنقدر طبیعی و منطقی که در شمار اولین مطالباتِ برآورده شدۀ ملت در زمان آشکاریِ ضعف حکومتی خواهد بود که در جوانی فرتوت شده است.
برداشتنِ روسری که از همان مراسمِ تدفینِ مهسا آغاز شد و بهسرعت شیوع یافت و حکومت در هنگامۀ گیر کردن در پاسخگوییِ چراییِ آن مرگِ تراژیک در برابر آن خلع سلاح شده بود، خصلت مهم دیگری هم دارد: یک نافرمانی مدنی، یک مطالبۀ «خود برآورده» است. وقتی زنان و دختران اراده و گره روسری را باز میکنند، تحقق مییابد. این مطالبه (برداشتنِ روسری)، برگزاریِ انتخابات آزاد یا همسانسازیِ رتبۀ معلمان نیست که منتظر پذیرش و اجرا توسط حکومت شود. به همین دلیل میشد (و میشود) با آن مطالبه، این حکومتِ سراپا مسلحِ خشونتورز را بهسختی شکست داد.
حالا چرا اینهمه دربارۀ کیفیاتِ آن مطالبه حرف میزنیم؟ چون آن مطالبه سلاحِ قویِ جامعه در برابر اقتدارگراییِ حکومت بود و هست و اگر «برآمدِ شهریور» بر آن استوار میماند، حکومت راهی بهجز تسلیم نداشت و قهرمانانه سازش میکرد. چرا؟ چرا اینقدر کارآمد بود و چرا شکست خورد؟ توضیح میدهیم.
مطالباتِ جنبشهای اجتماعیِ مطالبهگر (که به خیابان کشیده میشوند) را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: مطالباتِ سخت (قدرتمحور) و مطالبات نرم (کنترلمحور). ماهیتِ مطالبات سخت حمله به متمرکز شدنِ بیش از حد قدرت است. حکومتها مایلاند تا جایی که میشود قدرتِ سیاسی را در خود متمرکز کنند و درخواست تقسیم قدرت (رفع استبداد فردی، برگزاری انتخابات آزاد، آزادی احزاب و...) اعصاب آنها را به هم میریزد و به اولین چیزی که فکر میکنند اِعمال خشونت و چگونگی خفه کردن است (برخورد با تاجزاده و مطالباتش). ماهیت مطالبات نرم، امکانِ معامله بر سر آنها توسط حکومتهاست. حکومت آنها (مطالبات نرم) را کنترل میکند و مانند شمری که شیرِ آبِ جماعتی در ید اوست و هر وقت لازم باشد باز و بسته میکند، حقوق فردی، آزادیهای اجتماعی، مطالبات اقتصادی و فعالیتهای فرهنگی را منقبض و منبسط میکند؛ پس مطالبات نرم، مطالبات و حقوقیاند که میشود و میتوان دربارۀ آنها حکومت را وادار به عقبنشینی کرد. در همین سال جاری دو گروه اجتماعیِ معلمان و بازنشستگان، توانستهاند حکومت را در برابر مطالباتِ نرمِ خود وادار به عقبنشینیِ نسبی کنند.
نکتۀ قابلتوجه، مرزبندیِ این دو نوع مطالبه است. شاید درآمیختنِ آنها، مشکلآفرین و مضر و غالبکنندۀ ناکامی باشد. در برآمد شهریور، خطای افراد مؤثر این بود که مطالباتِ سخت را به مطالبۀ نرمِ قدرتمندی که میتوانست بیشترین آدمها را به خیابان بیاورد آمیختند و راستش را بخواهید و رک بگوییم جنبش را به انحراف دوپارگی کشاندند. خطایی بسیار فاحش!
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
چرا شکست خورد؟ (درسهای برآمد شهریور!)
شورای سردبیری: بار دیگر ناکامی در ترکانداختن بر قلعه قدرت سیاسی! اینبار به خاطر خطای ادراکی در تشخیص ماهیت مطالبه اجتماعی و سوار کردن عطش سیاسی بر آن: درحالی که فوج زنان مشغول بالا رفتن از باروی حکومت و گرفتن گوشهای از حقوق خودهستند، خوشخیالان در سودای…
#توئیتر_جامعه_نو
۱- تحرکات خیابانی اخیراً فاقد کیفیات مشخص است که عمدهترین آنها اعلام "مطالبه معین" است و مطالبه "آزادی زنان از اجبار پوشش سر" بکلی ناپیداست. اگر این جنبش بدون اخذ پذیرش و تضمین حکومت بر آزادی پوشش سر به پایان برسد، جامعه یک شکست عظیم را تجربه خواهد کرد.
۲- اگر اهل دقت باشیم، میبینیم اعلامیه اخیر اساتید حقوق نیز به پوشیدگی از جامعه معترض خواسته است مطالبه کنونی خود را به انحلال گشت ارشاد و به رسمیت شناختن حق زنان در آزادی پوشش محدود کند. شاید بهتر باشد تجربه و بینش آنان مورد توجه قرار گیرد.
🆔 @jameeno
۱- تحرکات خیابانی اخیراً فاقد کیفیات مشخص است که عمدهترین آنها اعلام "مطالبه معین" است و مطالبه "آزادی زنان از اجبار پوشش سر" بکلی ناپیداست. اگر این جنبش بدون اخذ پذیرش و تضمین حکومت بر آزادی پوشش سر به پایان برسد، جامعه یک شکست عظیم را تجربه خواهد کرد.
۲- اگر اهل دقت باشیم، میبینیم اعلامیه اخیر اساتید حقوق نیز به پوشیدگی از جامعه معترض خواسته است مطالبه کنونی خود را به انحلال گشت ارشاد و به رسمیت شناختن حق زنان در آزادی پوشش محدود کند. شاید بهتر باشد تجربه و بینش آنان مورد توجه قرار گیرد.
🆔 @jameeno
#الف
🔻تکیه بر ابرها! (۲۲ مهرماه)
▫️تحریریۀ جامعه نو: در میانۀ بالا گرفتنِ تقابلِ ایرانیان با حکومت، رخدادهای حاشیهایِ درسآموزی در عرصۀ روابط ایران و کشورهای غربی به چشم میآید که هشداردهندهاند. نمونۀ آنها دو رخداد همزمان در رابطه با بریتانیا و کاناداست. اولین مورد این است که حکومتِ ایران اخیراً میزبانِ یک دیپلمات انگلیسی بوده و علاقه داشته است هویت و ورودِ او را پنهان کند و این را از انگلیسیها نیز تقاضا کرده که به گفتۀ سفیر انگلستان، اجابت شده است. دومین مورد، تحریمِ محمدجواد ظریف، وزیر سابق امور خارجه توسط کانادا در روزهای اخیر است. وجه مشترک هر دو مورد چیست؟ در حیطۀ برونزا شدنِ تحولات آیندۀ ایراناند. توضیح میدهیم.
واضح است «جامعه نو» از آنها نیست که سفرِ محرمانۀ دیپلماتهای انگلیسی به ایران را به «انگلیسی بودنِ آخوندها» و آوردنِ دستور برای آنها از جانب ملکه و از این قبیل اراجیف عوامانه تفسیر کند. تفسیر ما این است که حکومت علاقهمند است روابط خود با کشورهای مؤثر غربی را به صورتی تنظیم کند که از جانب آنها فشاری نبیند و غیر از به رسمیت شناخته شدن، در منطقه بهعنوان دولتی قدرتمند و باثبات و غیرقابلحذف نیز پذیرفته شود. البته از این نیازِ خود به امثال بریتانیا شرمگین است و دوست دارد تا حد ممکن، روابطِ فرودستانۀ خود با دیپلماسیِ اروپایی را پنهان کند و فقط روابط تشریفاتیِ دیپلماتیک را نمایش دهد. ماهیتِ رابطۀ حکومت فعلیِ ایران (مثل حکومت قبلی) با همۀ کشورهای غربی همین است: فرودستانه و پنهانکارانه، که به خاطر اقبالِ رو به افولِ حکومت در قلب و روحِ مردم و تضعیفِ جایگاه ملیاش، هر روز فرودستانهتر و بیشتر نیازمندِ پنهانکاری میشود. طبعش این است: امروز عاشق روسیه وچین، شاید فردا معشوق انگلیس و امریکا! البته در این وضعیت طبعاً میزانِ رجزخوانی و ضدغربی فریاد کشیدنِ عملهجات تبلیغاتی، هر روز بیشتر میشود.
میتوان این رابطۀ عشق و نفرتِ نحس را در مسیرِ افزایشِ برونزا شدنِ روندِ تحولاتِ آتیِ کشور دانست: حکومتی که روابط خود با قدرتمندانِ بینالمللی را پنهان میکند، خیلی زود به کورهراهِ روابطِ گستردۀ پنهان و هماهنگ شدن میافتد (محمدرضا شاه هم از انگلیسیها خوشش نمیآمد اما در آن اواخر از پارسونز، سفیر انگلستان کسب تکلیف میکرد) و جامعه را نیز به اینسو میکشد: ذهنِ اپوزیسیونِ چنین حکومتی هم بهتدریج فاسد میشود و بهسوی بیگانه میرود تا کسب تکلیف و حرکت خود را هماهنگ کند. همین یکی دو روز پیش جوانکِ مدعیِ تاریخدانی به نام عظیمایی در بیبیسی میگفت «متأسفانه دولتهای غربی هنوز به این نتیجه نرسیدهاند که این رژیم باید برود». محسن مخملباف دیگر مهملبافِ عرصۀ سیاست نیز همانجا از دولتهای غربی میخواست از معترضانِ ایرانی حمایت کنند. مغزِ همهشان ترک برداشته و البته منشأ این نوع فسادِ ذهن و هرزشدگیِ روشنفکرنمایانه که به بیماریِ مشترک ایرانیان تبدیل شده، همین حکومتهایی هستند که مثلاً از دیپلماتهای انگلیسی تقاضا میکنند سفر خود به ایران را پنهان کنند. بی دلیل نیست که در دورانِ مردگیِ رسانههای مستقلِ داخلی، مرکز ثقل اطلاعرسانیِ کشور نیز در اوجِ یک برآمدِ اعتراضی به لندن منتقل شده است و بی ربط نیست که سازماندهندگانِ تظاهراتِ حمایت از ایرانیان در کانادا، از آن دولت تحریمِ کشور را میخواهند و برای تحریم شدنِ محمدجواد ظریف دستافشانی میکنند. همۀ اینها حاصل فساد عقلی و وجدانِ نظامِ حکمرانی و سرایت آن به آحاد جامعه است. همه شبیه یکدیگر و مانند همان منحوسی هستیم که از آن بدمان میآید!
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید.
🔻تکیه بر ابرها! (۲۲ مهرماه)
▫️تحریریۀ جامعه نو: در میانۀ بالا گرفتنِ تقابلِ ایرانیان با حکومت، رخدادهای حاشیهایِ درسآموزی در عرصۀ روابط ایران و کشورهای غربی به چشم میآید که هشداردهندهاند. نمونۀ آنها دو رخداد همزمان در رابطه با بریتانیا و کاناداست. اولین مورد این است که حکومتِ ایران اخیراً میزبانِ یک دیپلمات انگلیسی بوده و علاقه داشته است هویت و ورودِ او را پنهان کند و این را از انگلیسیها نیز تقاضا کرده که به گفتۀ سفیر انگلستان، اجابت شده است. دومین مورد، تحریمِ محمدجواد ظریف، وزیر سابق امور خارجه توسط کانادا در روزهای اخیر است. وجه مشترک هر دو مورد چیست؟ در حیطۀ برونزا شدنِ تحولات آیندۀ ایراناند. توضیح میدهیم.
واضح است «جامعه نو» از آنها نیست که سفرِ محرمانۀ دیپلماتهای انگلیسی به ایران را به «انگلیسی بودنِ آخوندها» و آوردنِ دستور برای آنها از جانب ملکه و از این قبیل اراجیف عوامانه تفسیر کند. تفسیر ما این است که حکومت علاقهمند است روابط خود با کشورهای مؤثر غربی را به صورتی تنظیم کند که از جانب آنها فشاری نبیند و غیر از به رسمیت شناخته شدن، در منطقه بهعنوان دولتی قدرتمند و باثبات و غیرقابلحذف نیز پذیرفته شود. البته از این نیازِ خود به امثال بریتانیا شرمگین است و دوست دارد تا حد ممکن، روابطِ فرودستانۀ خود با دیپلماسیِ اروپایی را پنهان کند و فقط روابط تشریفاتیِ دیپلماتیک را نمایش دهد. ماهیتِ رابطۀ حکومت فعلیِ ایران (مثل حکومت قبلی) با همۀ کشورهای غربی همین است: فرودستانه و پنهانکارانه، که به خاطر اقبالِ رو به افولِ حکومت در قلب و روحِ مردم و تضعیفِ جایگاه ملیاش، هر روز فرودستانهتر و بیشتر نیازمندِ پنهانکاری میشود. طبعش این است: امروز عاشق روسیه وچین، شاید فردا معشوق انگلیس و امریکا! البته در این وضعیت طبعاً میزانِ رجزخوانی و ضدغربی فریاد کشیدنِ عملهجات تبلیغاتی، هر روز بیشتر میشود.
میتوان این رابطۀ عشق و نفرتِ نحس را در مسیرِ افزایشِ برونزا شدنِ روندِ تحولاتِ آتیِ کشور دانست: حکومتی که روابط خود با قدرتمندانِ بینالمللی را پنهان میکند، خیلی زود به کورهراهِ روابطِ گستردۀ پنهان و هماهنگ شدن میافتد (محمدرضا شاه هم از انگلیسیها خوشش نمیآمد اما در آن اواخر از پارسونز، سفیر انگلستان کسب تکلیف میکرد) و جامعه را نیز به اینسو میکشد: ذهنِ اپوزیسیونِ چنین حکومتی هم بهتدریج فاسد میشود و بهسوی بیگانه میرود تا کسب تکلیف و حرکت خود را هماهنگ کند. همین یکی دو روز پیش جوانکِ مدعیِ تاریخدانی به نام عظیمایی در بیبیسی میگفت «متأسفانه دولتهای غربی هنوز به این نتیجه نرسیدهاند که این رژیم باید برود». محسن مخملباف دیگر مهملبافِ عرصۀ سیاست نیز همانجا از دولتهای غربی میخواست از معترضانِ ایرانی حمایت کنند. مغزِ همهشان ترک برداشته و البته منشأ این نوع فسادِ ذهن و هرزشدگیِ روشنفکرنمایانه که به بیماریِ مشترک ایرانیان تبدیل شده، همین حکومتهایی هستند که مثلاً از دیپلماتهای انگلیسی تقاضا میکنند سفر خود به ایران را پنهان کنند. بی دلیل نیست که در دورانِ مردگیِ رسانههای مستقلِ داخلی، مرکز ثقل اطلاعرسانیِ کشور نیز در اوجِ یک برآمدِ اعتراضی به لندن منتقل شده است و بی ربط نیست که سازماندهندگانِ تظاهراتِ حمایت از ایرانیان در کانادا، از آن دولت تحریمِ کشور را میخواهند و برای تحریم شدنِ محمدجواد ظریف دستافشانی میکنند. همۀ اینها حاصل فساد عقلی و وجدانِ نظامِ حکمرانی و سرایت آن به آحاد جامعه است. همه شبیه یکدیگر و مانند همان منحوسی هستیم که از آن بدمان میآید!
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید.
Telegraph
تکیه بر ابرها!
تحریریۀ جامعه نو: در میانۀ بالا گرفتنِ تقابلِ ایرانیان با حکومت، رخدادهای حاشیهایِ درسآموزی در عرصۀ روابط ایران و کشورهای غربی به چشم میآید که هشداردهندهاند. نمونۀ آنها دو رخداد همزمان در رابطه با بریتانیا و کاناداست. اولین مورد این است که حکومتِ ایران…
👍1
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸شورای بازنگری قانون اساسی و اختلاط زیانبار امر انتظامی و امر نظامی
🖌امیرحسین علینقی
۱. مدتهاست که نگاهی به شرایط جاری جامعه و نحوه مدیریت منازعات اجتماعی، آشکار میکند که تفاوت معنیداری میان نظامیان و نیروهای انتظامی کشور وجود ندارد. اینکه یک معترض حزبی، یک فعال کارگری، یک دانشجوی معترض، دختران مردم، دانشآموزان نوجوان و پدران و مادران آنها در کنار "ایادی" بیگانه، در یک طبقه قرار گرفته و با آنها معامله مشابه شود، حاکی از غلبه گفتمان نظامی، و دشمنمحور، بر عرصه انتظامی کشور است. این در حالی است که یکی از تمایزهای مهم در مدیریت امور امنیتی کشورها، تمایز میان امور نظامی از امور انتظامی است. این تمایز بر محور تفکیک امور مدنی از امور نظامی سازمان یافته است که بر اساس آن، امور انتظامی، در سوی امور مدنی، و نه نظامی کشور قرار میگیرند.
۲. امور نظامی بر اساس دفاع از کشور در مقابل بیگانگان طراحی میگردد. بر این اساس، نظامیان تنها دشمن میشناسند و ساختار آموزشی و تربیتی آنان، برای "مقابله" با دشمن طراحی میشود. آنها تقریبا نگاه صفر و صد به موضوعات دارند و، با دیسیپلین سفت و سخت خود، در گفتمان خودی یا دشمن زندگی میکنند. همین خصلت باعث شده است تا آنها کمترین تماس را با بدنه اجتماع داشته باشند. معماری جغرافیایی واحدهای نظامی، که عموما در خارج از شهرهاست، ناشی از همین ویژگیهاست.
۳. در مقابل، امور انتظامی، اگر چه در منتهی الیه، اما جزیی از امور مدنی و غیرنظامی کشورند. آنها با طیف بسیار وسیعی از مردم در ارتباطاند که تنها بخش اندکی از آنها را بتوان در بستر مفهوم دشمن تعریف کرد. بسیاری از امور اجتماعی در شهرها و روستا در ارتباط با امور انتظامی است. حتی در امور مرزبانی و حفاطت از مرزهای زمینی و دریایی نیز، کارکردهای مورد نیاز بیش از اینکه در چارچوب خودی-دشمن تعریف شوند، امور اجتماعی و مدنی (مسایل اجتماعی، قومی و اقتصادی مرزنشینان) میباشند. همین ویژگیها باعث شده و میشود که نیروهای انتظامی به سبکی کاملا متفاوت از نیروهای نظامی آموزش ببینند و نتیجه این آموزشها را در مراودات روزمره با بدنه اجتماع بهکار بندند. آنها، برخلاف نظامیان در دل شهرها پایگاه دارند و کمترین نگاه را به سلاحهایی دارند که، گاه، به کمر میبندند. جدای از نوع آموزش، حتی نوع سلاحهای سازمانی آنها با سلاحهای سازمانی نیروهای نظامی متفاوت است و اصل اولیه در حوزه انتظامی، عدم کاربرد سلاح است.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید.
🔸شورای بازنگری قانون اساسی و اختلاط زیانبار امر انتظامی و امر نظامی
🖌امیرحسین علینقی
۱. مدتهاست که نگاهی به شرایط جاری جامعه و نحوه مدیریت منازعات اجتماعی، آشکار میکند که تفاوت معنیداری میان نظامیان و نیروهای انتظامی کشور وجود ندارد. اینکه یک معترض حزبی، یک فعال کارگری، یک دانشجوی معترض، دختران مردم، دانشآموزان نوجوان و پدران و مادران آنها در کنار "ایادی" بیگانه، در یک طبقه قرار گرفته و با آنها معامله مشابه شود، حاکی از غلبه گفتمان نظامی، و دشمنمحور، بر عرصه انتظامی کشور است. این در حالی است که یکی از تمایزهای مهم در مدیریت امور امنیتی کشورها، تمایز میان امور نظامی از امور انتظامی است. این تمایز بر محور تفکیک امور مدنی از امور نظامی سازمان یافته است که بر اساس آن، امور انتظامی، در سوی امور مدنی، و نه نظامی کشور قرار میگیرند.
۲. امور نظامی بر اساس دفاع از کشور در مقابل بیگانگان طراحی میگردد. بر این اساس، نظامیان تنها دشمن میشناسند و ساختار آموزشی و تربیتی آنان، برای "مقابله" با دشمن طراحی میشود. آنها تقریبا نگاه صفر و صد به موضوعات دارند و، با دیسیپلین سفت و سخت خود، در گفتمان خودی یا دشمن زندگی میکنند. همین خصلت باعث شده است تا آنها کمترین تماس را با بدنه اجتماع داشته باشند. معماری جغرافیایی واحدهای نظامی، که عموما در خارج از شهرهاست، ناشی از همین ویژگیهاست.
۳. در مقابل، امور انتظامی، اگر چه در منتهی الیه، اما جزیی از امور مدنی و غیرنظامی کشورند. آنها با طیف بسیار وسیعی از مردم در ارتباطاند که تنها بخش اندکی از آنها را بتوان در بستر مفهوم دشمن تعریف کرد. بسیاری از امور اجتماعی در شهرها و روستا در ارتباط با امور انتظامی است. حتی در امور مرزبانی و حفاطت از مرزهای زمینی و دریایی نیز، کارکردهای مورد نیاز بیش از اینکه در چارچوب خودی-دشمن تعریف شوند، امور اجتماعی و مدنی (مسایل اجتماعی، قومی و اقتصادی مرزنشینان) میباشند. همین ویژگیها باعث شده و میشود که نیروهای انتظامی به سبکی کاملا متفاوت از نیروهای نظامی آموزش ببینند و نتیجه این آموزشها را در مراودات روزمره با بدنه اجتماع بهکار بندند. آنها، برخلاف نظامیان در دل شهرها پایگاه دارند و کمترین نگاه را به سلاحهایی دارند که، گاه، به کمر میبندند. جدای از نوع آموزش، حتی نوع سلاحهای سازمانی آنها با سلاحهای سازمانی نیروهای نظامی متفاوت است و اصل اولیه در حوزه انتظامی، عدم کاربرد سلاح است.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید.
Telegraph
شورای بازنگری قانون اساسی و اختلاط زیانبار امر انتظامی و امر نظامی
۱. مدتهاست که نگاهی به شرایط جاری جامعه و نحوه مدیریت منازعات اجتماعی، آشکار میکند که تفاوت معنیداری میان نظامیان و نیروهای انتظامی کشور وجود ندارد. اینکه یک معترض حزبی، یک فعال کارگری، یک دانشجوی معترض، دختران مردم، دانشآموزان نوجوان و پدران و مادران…
#الف
🔹معضل بدیل!
▫️شورای سردبیری: حدود یک ماه از شروع اعتراضات اجتماعی و سیاسی میگذرد و زمانِ ارزیابیِ دوبارۀ موقعیت برای جامعهنو است که در ناصیه جنبش تداوم یافته کنونی بارقه چندانی از عافیت و عاقبت تعیین کننده ندیده است . بدون ارزیابیِ واقعبینانه و فارغ از خوشبینی یا بدبینی افراطی، امکانِ پیشبینیِ روندِ آتی مشکل و هزینهها زیاد خواهد بود. این ارزیابی را میتوان با بررسیِ میزانِ تمرکز در سه محورِ مرتبط با موضوع انجام داد:
۱- تمرکز بر هدفِ جنبش اعتراضی 2- یگانگی و تمرکز جامعۀ عامل ۳- میزان تمرکزِ رویکردِ پاسخدهیِ و واکنش حکومت.
۱- اکنون دیگر روشن است فارغ از شعار عمومی آزادی، برآمد شهریور هدف مشخص واحدی ندارد. هدف زنان و دختران کسب حقوق فردی برای آزادیِ پوشش، هدف دانشجویان اعلام نارضایتیِ سیاسی و آزادیِ دیگر دانشجویان، و پیشرانۀ اقشار دیگر از جمله کارگران، خشم عمومی ناشی ازفشارهای ناروای حکومت و اوضاع نابسامان کشور در قالب درگیری خیابانی است. این پیشرانهها همپوشانی دارند اما این همپوشانیها در حدی نیست که یک مطالبه واحد(نفی و طرد بنیادین حکومت به کنار) ، جبهه یکپارچه اجتماعی ، شعارهای همسو و تحرکِ هماهنگ پدید آورد. جنبشهای اجتماعیِ فاقدِ حجمِ کافی از همپوشانی و همافزاییِ اجزا، فاقد پتانسیلِ فشاری به حکومتاند که آن را آمادۀ دادن امتیازاتی در سطح ملی میکند. نمونههای بارزِ کاراییِ تمرکز بر هدف و موفقیت در تحقق مطالبات اجتماعی، موفقیت اعتصاب رانندگان کامیون در سال۹۷ و رسیدن به نقطۀ مطلوبِ نسبی در مطالبات فرهنگیان و بازنشستگان در سال جاری است که مطالباتی صنفی امابا رنگآمیزی سیاسی بودهاند.
۲- یگانگی و تمرکز جماعت اصلیترین عاملِ به نتیجه رساندنِ تحرکات اجتماعی است. در شرایطی که در یک تحرکِ عام، اقشار اجتماعی در صفوف جداگانه خواستهای خود را پیگیری میکنند، شکستگی، پیشاپیش در پیکرۀ جماعت وجود دارد که تهیکنندۀ جنبش از توانِ تأثیرگذاری بر سیاستِ حکومتهاو بویژه معادله قدرت است. معمولاوقتی فصل مشترک مطالبات ماهیت سیاسی آنها و موضوع قدرت هست، نیل به این تمرکز آسان است . این فصل مشترک یا لولای اجتماعی به مثابه ستونمهرهها اجزا را به هم متصل ، وهماهنگ و تحرک آفرین میکند . در جنبش حاضر ، به دلیلی که خواهیم گفت این لولا وجود ندارد و چتر عام مطالبه آزادی ، جماعت را همپوش نمیکند. رفع این مشکل دو راه دارد؛ یا باید اهداف هر قشر و گروه و طبقۀ اجتماعی ماهیتاً ترکیبی و دارای فصول مشترک قوی شوند تا جماعت را بهصورتی طبیعی یککاسه کنند و یا رهبری و سازماندهیِ پیشاپیشی وجود داشته و فعال شده باشد تا جماعت در صف واحد بایستند. در وضعیت کنونی هیچیک از این دو عامل وجود ندارند. ویادمان باشد پراکندگی یک امتیاز نیست، هرچند پراکندگیِ تاکتیکی گاهی میتواند یک روشِ مناسب عملیاتی در جنگ وگریز خیابانی باشد.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید.
🔹معضل بدیل!
▫️شورای سردبیری: حدود یک ماه از شروع اعتراضات اجتماعی و سیاسی میگذرد و زمانِ ارزیابیِ دوبارۀ موقعیت برای جامعهنو است که در ناصیه جنبش تداوم یافته کنونی بارقه چندانی از عافیت و عاقبت تعیین کننده ندیده است . بدون ارزیابیِ واقعبینانه و فارغ از خوشبینی یا بدبینی افراطی، امکانِ پیشبینیِ روندِ آتی مشکل و هزینهها زیاد خواهد بود. این ارزیابی را میتوان با بررسیِ میزانِ تمرکز در سه محورِ مرتبط با موضوع انجام داد:
۱- تمرکز بر هدفِ جنبش اعتراضی 2- یگانگی و تمرکز جامعۀ عامل ۳- میزان تمرکزِ رویکردِ پاسخدهیِ و واکنش حکومت.
۱- اکنون دیگر روشن است فارغ از شعار عمومی آزادی، برآمد شهریور هدف مشخص واحدی ندارد. هدف زنان و دختران کسب حقوق فردی برای آزادیِ پوشش، هدف دانشجویان اعلام نارضایتیِ سیاسی و آزادیِ دیگر دانشجویان، و پیشرانۀ اقشار دیگر از جمله کارگران، خشم عمومی ناشی ازفشارهای ناروای حکومت و اوضاع نابسامان کشور در قالب درگیری خیابانی است. این پیشرانهها همپوشانی دارند اما این همپوشانیها در حدی نیست که یک مطالبه واحد(نفی و طرد بنیادین حکومت به کنار) ، جبهه یکپارچه اجتماعی ، شعارهای همسو و تحرکِ هماهنگ پدید آورد. جنبشهای اجتماعیِ فاقدِ حجمِ کافی از همپوشانی و همافزاییِ اجزا، فاقد پتانسیلِ فشاری به حکومتاند که آن را آمادۀ دادن امتیازاتی در سطح ملی میکند. نمونههای بارزِ کاراییِ تمرکز بر هدف و موفقیت در تحقق مطالبات اجتماعی، موفقیت اعتصاب رانندگان کامیون در سال۹۷ و رسیدن به نقطۀ مطلوبِ نسبی در مطالبات فرهنگیان و بازنشستگان در سال جاری است که مطالباتی صنفی امابا رنگآمیزی سیاسی بودهاند.
۲- یگانگی و تمرکز جماعت اصلیترین عاملِ به نتیجه رساندنِ تحرکات اجتماعی است. در شرایطی که در یک تحرکِ عام، اقشار اجتماعی در صفوف جداگانه خواستهای خود را پیگیری میکنند، شکستگی، پیشاپیش در پیکرۀ جماعت وجود دارد که تهیکنندۀ جنبش از توانِ تأثیرگذاری بر سیاستِ حکومتهاو بویژه معادله قدرت است. معمولاوقتی فصل مشترک مطالبات ماهیت سیاسی آنها و موضوع قدرت هست، نیل به این تمرکز آسان است . این فصل مشترک یا لولای اجتماعی به مثابه ستونمهرهها اجزا را به هم متصل ، وهماهنگ و تحرک آفرین میکند . در جنبش حاضر ، به دلیلی که خواهیم گفت این لولا وجود ندارد و چتر عام مطالبه آزادی ، جماعت را همپوش نمیکند. رفع این مشکل دو راه دارد؛ یا باید اهداف هر قشر و گروه و طبقۀ اجتماعی ماهیتاً ترکیبی و دارای فصول مشترک قوی شوند تا جماعت را بهصورتی طبیعی یککاسه کنند و یا رهبری و سازماندهیِ پیشاپیشی وجود داشته و فعال شده باشد تا جماعت در صف واحد بایستند. در وضعیت کنونی هیچیک از این دو عامل وجود ندارند. ویادمان باشد پراکندگی یک امتیاز نیست، هرچند پراکندگیِ تاکتیکی گاهی میتواند یک روشِ مناسب عملیاتی در جنگ وگریز خیابانی باشد.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید.
Telegraph
معضل بدیل!
شورای سردبیری: حدود یک ماه از شروع اعتراضات اجتماعی و سیاسی میگذرد و زمانِ ارزیابیِ دوبارۀ موقعیت برای جامعهنو است که در ناصیه جنبش تداوم یافته کنونی بارقه چندانی از عافیت و عاقبت تعیین کننده ندیده است . بدون ارزیابیِ واقعبینانه و فارغ از خوشبینی یا بدبینی…