جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو 🔸شورای بازنگری قانون اساسی و اختلاط زیانبار امر انتظامی و امر نظامی 🖌امیرحسین علینقی ۱. مدتهاست که نگاهی به شرایط جاری جامعه و نحوه مدیریت منازعات اجتماعی، آشکار میکند که تفاوت معنیداری میان نظامیان و نیروهای انتظامی کشور وجود…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🖌امیرحسین علینقی
🔸در عدمتعهد یک تفکر، تصویری گویاتر از تصویر فوق نیست؛ و همچنین است در خطری که چنین افاضاتی برای یک جامعه دارد.
این نتیجه رواج گفتمان نظامی است. عاقبت انتقال تفکر صلب لشگری به فضای متکثر مدنی، وضعیت امروز جامعه ماست که زمین کسب و کارش با سرعت در مسیر سوخته شدن است.
از سربازهایی که لباس غیرنظامی بر تن دارند، زیاد داریم. همین دیروز یک "نظامی" مدیرعامل یک شرکت هواپیمایی "کشوری" شد.
کافی است تا آنچه این سرباز گفته را در فضای سیاست خارجی، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع ترجمه کرده و با عملکردهای جاری مقایسه کنیم، تا متوجه شویم که چه آتشی به جان این سرزمین افتاده است. یحتمل با همین توجیه است که نیروهای حافظ نظم، به خود حق میدهند تا از هر معترضی، در سطحی فراتر از یک "دشمن"، در خیابانهای ایران، پذیرایی کنند: نظامی کردن امر انتظامی!
آنچه آینده این سرزمین، این مردم، و حتی دینشان را تهدید میکند، بیاناتی از این دست است، که به لطف حوادث روزگار، از سطح جلسات آموزشی و توجیهی، به رو آمده است. "سیاست سرزمین سوخته" را جدی بگیریم.
🆔 @jameeno
🖌امیرحسین علینقی
🔸در عدمتعهد یک تفکر، تصویری گویاتر از تصویر فوق نیست؛ و همچنین است در خطری که چنین افاضاتی برای یک جامعه دارد.
این نتیجه رواج گفتمان نظامی است. عاقبت انتقال تفکر صلب لشگری به فضای متکثر مدنی، وضعیت امروز جامعه ماست که زمین کسب و کارش با سرعت در مسیر سوخته شدن است.
از سربازهایی که لباس غیرنظامی بر تن دارند، زیاد داریم. همین دیروز یک "نظامی" مدیرعامل یک شرکت هواپیمایی "کشوری" شد.
کافی است تا آنچه این سرباز گفته را در فضای سیاست خارجی، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع ترجمه کرده و با عملکردهای جاری مقایسه کنیم، تا متوجه شویم که چه آتشی به جان این سرزمین افتاده است. یحتمل با همین توجیه است که نیروهای حافظ نظم، به خود حق میدهند تا از هر معترضی، در سطحی فراتر از یک "دشمن"، در خیابانهای ایران، پذیرایی کنند: نظامی کردن امر انتظامی!
آنچه آینده این سرزمین، این مردم، و حتی دینشان را تهدید میکند، بیاناتی از این دست است، که به لطف حوادث روزگار، از سطح جلسات آموزشی و توجیهی، به رو آمده است. "سیاست سرزمین سوخته" را جدی بگیریم.
🆔 @jameeno
🔺روبیکا چیست؟ از کجا آمد؟ دارد چه میکند؟ بیایید به سال ۹۶ برگردیم.
.
▫️پژمان موسوی / جامعه نو: چند روز پیش، «روبیکا» در واکنش به بدافزار معرفی شدناش از سوی گوگلپلی، در بیانیهای مدعیِ «۵۰ میلیون نصب فعال»، «۳۵ میلیون کاربر فعال» و «ارسال بیش از ۵۰۰ میلیون پیام یکتا در روز» شد. فارغ از اینکه این ادعا تا چه از از واقعیت دور است، برای اینکه بدانیم روبیکا چیست و در چه بستری رشد کرده است، باید به سال ۹۶ برگردیم.
اوایلِ پاییزِ ۹۶، صداوسیما مناقصهای یکجانبه، بدونِ هیچ اطلاعرسانیِ روشن و در فضایی انحصاری و رانتی برگزار کرد و در آن، شرکتی به نامِ «توسکا» را برندهی مناقصه اعلام کرد. در این مناقصه، صداوسیما تمامی تبلیغات خدمات ارزش افزوده و شرکتهای حوزهی پرداختاش را به توسکا واگذار کرد. چند ماه از این مناقصه نگذشته بود که شرکت توسکا، اپلیکیشن «روبیکا» را به عنوانِ رسانهی اولِ خود در نقشِ یک «وی.اُ.دی» به مردم معرفی کرد. از فروردین ۹۷ تا اوایل ۱۴۰۰، تمامی زیرساختهای تبلیغیِ صداوسیما عملا در اختیار روبیکا بود و این شرکت در بستری انحصاری و رانتی، شب و روز خود را در چشم و گوشِ مخاطب فرو میکرد. در واقع مردم در هر برنامهی پُر بینندهای، نام روبیکا را میشنیدند و برای هرگونه ارتباط با آن برنامه یا سازمان، مجبور بودند روبیکا را نصب کنند. اما سال ۱۴۰۰ ورق برگشت؛ سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر که آن هم متعلق به صداوسیما بود، به دلیل استفادهی غیرمجازِ دادههای شخصیِ کاربران، مجوز فعالیت روبیکا را باطل کرد و یک علامت سوالِ بزرگ باقی گذاشت که چرا خودشان مجوزِ خودشان را که با این همه رانت و فساد به دست آمده، باطل کردند.
خیلی زود پاسخِ این پرسش روشن شد، روشن که نه یک روز از خواب بیدار شدیم و دیدیم روبیکا دوباره عنانِ امور را دست گرفته و همه جا سخن از روبیکا است.
هنوز اما آنچنان که باید، روبیکاییها نتوانسته بودند صحنه را متعلق به خود کنند و این، اعتراضاتِ شهریور و مهر ۱۴۰۱ بود که این فرصت را به آنها داد. اینستاگرام و واتساپ فیلتر شدند و روبیکا مانندِ یک قهرمان وارد شد و خودش را جایگزینی خوب و مطمئن برای آن دو اپلیکیشنِ پُرطرفدار جا زد.
کمکم مدیران و وزیران و همهی آنها که منتظرِ چنین روزی بودند، صفحاتِ جدیدشان را در روبیکا رونمایی کردند و از مردم خواستند به این «اَپِ وطنی» بپیوندند.
البته مثل روز روشن بود که مردم حتی زمانی که قادر به «انتخاب» هم بودند، روبیکا را که محصولِ یک سازمانِ دولتی با سازوکارهای رانتگونه و انحصاری بوده انتخاب نمیکردند چه برسد به روزهایی که فیلترینگ و سانسور، امانشان را بریده و باید از روی «اجبار» روبیکا را نصب کنند.
بیانیهی گوگلپلی هم که آب پاکی را روی دست مردم ریخت و وضعیتی را به وجود آورد که مدیرانِ این «اَپ» ماندند که برای نشان دادنِ اقبالِ مردم به خودشان چه بکنند.
اینجا بود که شرکتها و سازمانها و نهادهای دولتی و خصولتی، کارمندان و نیروهایشان را مجبور کردند که روبیکا را به عنوان یک «ابزار پیامرسان» نصب کنند(روندی که این روزها به شدت ادامه دارد)، تا شاید بتوان از این «نصبها»، یک عددِ بزرگی را در آورد و در بوق و کرنا کرد.
اینها هنوز نمیدانند برای مردم، «اعتماد» است که اهمیت دارد و آنها هیچگاه به یک اپلیکیشنِ انحصاری و رانتی که پُشت و رویاش دیگر کاملا مشخص است، روی خوش نشان نخواهند داد و حاضرند «دود» به هوا بفرستند و با دود ارتباط بگیرند اما امثالِ «روبیکا» را در گوشیِ تلفنِ همراهشان نصب نکنند…
🆔 @jameeno
https://s6.uupload.ir/files/img_20221104_124123_543_48it.jpg
.
▫️پژمان موسوی / جامعه نو: چند روز پیش، «روبیکا» در واکنش به بدافزار معرفی شدناش از سوی گوگلپلی، در بیانیهای مدعیِ «۵۰ میلیون نصب فعال»، «۳۵ میلیون کاربر فعال» و «ارسال بیش از ۵۰۰ میلیون پیام یکتا در روز» شد. فارغ از اینکه این ادعا تا چه از از واقعیت دور است، برای اینکه بدانیم روبیکا چیست و در چه بستری رشد کرده است، باید به سال ۹۶ برگردیم.
اوایلِ پاییزِ ۹۶، صداوسیما مناقصهای یکجانبه، بدونِ هیچ اطلاعرسانیِ روشن و در فضایی انحصاری و رانتی برگزار کرد و در آن، شرکتی به نامِ «توسکا» را برندهی مناقصه اعلام کرد. در این مناقصه، صداوسیما تمامی تبلیغات خدمات ارزش افزوده و شرکتهای حوزهی پرداختاش را به توسکا واگذار کرد. چند ماه از این مناقصه نگذشته بود که شرکت توسکا، اپلیکیشن «روبیکا» را به عنوانِ رسانهی اولِ خود در نقشِ یک «وی.اُ.دی» به مردم معرفی کرد. از فروردین ۹۷ تا اوایل ۱۴۰۰، تمامی زیرساختهای تبلیغیِ صداوسیما عملا در اختیار روبیکا بود و این شرکت در بستری انحصاری و رانتی، شب و روز خود را در چشم و گوشِ مخاطب فرو میکرد. در واقع مردم در هر برنامهی پُر بینندهای، نام روبیکا را میشنیدند و برای هرگونه ارتباط با آن برنامه یا سازمان، مجبور بودند روبیکا را نصب کنند. اما سال ۱۴۰۰ ورق برگشت؛ سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر که آن هم متعلق به صداوسیما بود، به دلیل استفادهی غیرمجازِ دادههای شخصیِ کاربران، مجوز فعالیت روبیکا را باطل کرد و یک علامت سوالِ بزرگ باقی گذاشت که چرا خودشان مجوزِ خودشان را که با این همه رانت و فساد به دست آمده، باطل کردند.
خیلی زود پاسخِ این پرسش روشن شد، روشن که نه یک روز از خواب بیدار شدیم و دیدیم روبیکا دوباره عنانِ امور را دست گرفته و همه جا سخن از روبیکا است.
هنوز اما آنچنان که باید، روبیکاییها نتوانسته بودند صحنه را متعلق به خود کنند و این، اعتراضاتِ شهریور و مهر ۱۴۰۱ بود که این فرصت را به آنها داد. اینستاگرام و واتساپ فیلتر شدند و روبیکا مانندِ یک قهرمان وارد شد و خودش را جایگزینی خوب و مطمئن برای آن دو اپلیکیشنِ پُرطرفدار جا زد.
کمکم مدیران و وزیران و همهی آنها که منتظرِ چنین روزی بودند، صفحاتِ جدیدشان را در روبیکا رونمایی کردند و از مردم خواستند به این «اَپِ وطنی» بپیوندند.
البته مثل روز روشن بود که مردم حتی زمانی که قادر به «انتخاب» هم بودند، روبیکا را که محصولِ یک سازمانِ دولتی با سازوکارهای رانتگونه و انحصاری بوده انتخاب نمیکردند چه برسد به روزهایی که فیلترینگ و سانسور، امانشان را بریده و باید از روی «اجبار» روبیکا را نصب کنند.
بیانیهی گوگلپلی هم که آب پاکی را روی دست مردم ریخت و وضعیتی را به وجود آورد که مدیرانِ این «اَپ» ماندند که برای نشان دادنِ اقبالِ مردم به خودشان چه بکنند.
اینجا بود که شرکتها و سازمانها و نهادهای دولتی و خصولتی، کارمندان و نیروهایشان را مجبور کردند که روبیکا را به عنوان یک «ابزار پیامرسان» نصب کنند(روندی که این روزها به شدت ادامه دارد)، تا شاید بتوان از این «نصبها»، یک عددِ بزرگی را در آورد و در بوق و کرنا کرد.
اینها هنوز نمیدانند برای مردم، «اعتماد» است که اهمیت دارد و آنها هیچگاه به یک اپلیکیشنِ انحصاری و رانتی که پُشت و رویاش دیگر کاملا مشخص است، روی خوش نشان نخواهند داد و حاضرند «دود» به هوا بفرستند و با دود ارتباط بگیرند اما امثالِ «روبیکا» را در گوشیِ تلفنِ همراهشان نصب نکنند…
🆔 @jameeno
https://s6.uupload.ir/files/img_20221104_124123_543_48it.jpg
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔺در جستجوی عقل سلیم
🖌حسن اسدنیا
▫️نگاهی به بعضی شعارهای مخالفان وضعیت حکمرانی موجود نشان می دهد در بعضی اعتراضات به تدریج، شعارها از بیانهای لطیفی چون «زن، زندگی، آزادی» و «مرد، میهن، آبادی» که بسیار نکته بینانه و ایجابی است به سمت شعارهایی حاوی نفی از جمله « تا ... کفن نشود ...» و «می کشم می کشم ...» و شعارهایی از این دست لغزیده است. خطاست اگر ضمن همدلی با ناراحتی جمعی، این اشتباه را به جماعت خشمگین از هر طرف یادآوری نکنیم. به قول نیچه کسی که می خواهد با اژدها بجنگد باید مراقب باشد خود به هیولا بدل نشود. البته که اینجا اژدها استعاره ای از سیستم معیوب و فاسدی است که به دلایل مختلف سال به سال درون نظام خزیده و بالیده است. کافی است به یاد آوریم، از دلایل انقلاب علیه نظام شاهنشاهی نیز یکی همین سر بر آوردن فساد بعضی از سران دولت و حکومت سابق بود. ناراحتی افراد قابل درک است و البته که کشته شدن تاسف آمیز بسیاری از هموطنان، از دختران و پسران راهپیمایی کننده در خیابان گرفته تا نمازگزاران زاهدان و یا زیارت کنندگان شاهچراغ و یا بسیجیان و پرسنل نیروی انتظامی، باعث تراکم خشم بسیاری در گروه های مختلف درگیر شده اما باید دانست اگر قرار باشد عقل سلیمی این میان حاکم گردد، فرصت عمل محدود است و خویشتنداری، بسیار حیاتی و فرصت زا. به همین علت باید نظام حکومت در این اندیشه تامل کند که نهایتا پس از این به ویژه با تیز شدن دندان طمع بعضی کشورها، سختگیری بیشتر و داغ و درفش نه تنها به نفعش نیست که در صورت تکرار و شدیدتر شدنش زیانی سخت تر از این بابت نه تنها به او که به ایران خواهد رسید. یادآوری این مساله به بیانی تحلیلی است. از آن سو باید به معترضان نیز هشدار داد، که گرچه ممکن است مقابلۀ خشن با ماموران یا لباس شخصیها یا حتی روحانیون در حال، به آنان دل خوشی و خنک دلی بدهد اما به قول مولوی «خون به خون شستن محال آمد محال». بیان خشن از هر طرف که باشد، خطرناک و غیرسازنده است و گفتار ناپاک می تواند به عمل اشتباه و ناقض غرض اولیه منجر شود. در هر صورت، شجاعت عمل کنشگرانه (و نه واکنشی) برای عمل در جهت اصلاح ابتدا باید از طرف حکومت که به هر صورت هنوز دست بالا را دارد، نشان داده شود. شجاعتی که بتواند تفاوت افکار جامعه را با خود بپذیرد، آن را درک کند، به آن احترام بگذارد و در جهت خواسته های به حق آن گام بردارد. کمیته های حقیقت یاب واقعی با مقبولیت جمعی تشکیل داده و مسببان کشته شدن افراد را بدون پرده پوشی و مصلحت سنجی معرفی کند. اگر بیان مذهبی در پذیرش این گزاره موثر است که باید از امام علی(ع) نقل کرد: «النجات فی الصدق». بیان حقیقت بدون مصلحت سنجی های معمول از آن جهت سبب تاکید دوباره است که جامعه بتواند کنش متفاوتی از حکومت مشاهده کند و دوباره از پس دستگیری و خاموش کردن هر آن که اعتراضی به آرامی یا تندی گفته، ذهن جامعه به سمت این شعر اخوان ثالث نگراید که سرود: «کاوه ای پیدا نمی آید دریغ! کاشکی اسکندری پیدا شود!»
🆔 @jameeno
🔺در جستجوی عقل سلیم
🖌حسن اسدنیا
▫️نگاهی به بعضی شعارهای مخالفان وضعیت حکمرانی موجود نشان می دهد در بعضی اعتراضات به تدریج، شعارها از بیانهای لطیفی چون «زن، زندگی، آزادی» و «مرد، میهن، آبادی» که بسیار نکته بینانه و ایجابی است به سمت شعارهایی حاوی نفی از جمله « تا ... کفن نشود ...» و «می کشم می کشم ...» و شعارهایی از این دست لغزیده است. خطاست اگر ضمن همدلی با ناراحتی جمعی، این اشتباه را به جماعت خشمگین از هر طرف یادآوری نکنیم. به قول نیچه کسی که می خواهد با اژدها بجنگد باید مراقب باشد خود به هیولا بدل نشود. البته که اینجا اژدها استعاره ای از سیستم معیوب و فاسدی است که به دلایل مختلف سال به سال درون نظام خزیده و بالیده است. کافی است به یاد آوریم، از دلایل انقلاب علیه نظام شاهنشاهی نیز یکی همین سر بر آوردن فساد بعضی از سران دولت و حکومت سابق بود. ناراحتی افراد قابل درک است و البته که کشته شدن تاسف آمیز بسیاری از هموطنان، از دختران و پسران راهپیمایی کننده در خیابان گرفته تا نمازگزاران زاهدان و یا زیارت کنندگان شاهچراغ و یا بسیجیان و پرسنل نیروی انتظامی، باعث تراکم خشم بسیاری در گروه های مختلف درگیر شده اما باید دانست اگر قرار باشد عقل سلیمی این میان حاکم گردد، فرصت عمل محدود است و خویشتنداری، بسیار حیاتی و فرصت زا. به همین علت باید نظام حکومت در این اندیشه تامل کند که نهایتا پس از این به ویژه با تیز شدن دندان طمع بعضی کشورها، سختگیری بیشتر و داغ و درفش نه تنها به نفعش نیست که در صورت تکرار و شدیدتر شدنش زیانی سخت تر از این بابت نه تنها به او که به ایران خواهد رسید. یادآوری این مساله به بیانی تحلیلی است. از آن سو باید به معترضان نیز هشدار داد، که گرچه ممکن است مقابلۀ خشن با ماموران یا لباس شخصیها یا حتی روحانیون در حال، به آنان دل خوشی و خنک دلی بدهد اما به قول مولوی «خون به خون شستن محال آمد محال». بیان خشن از هر طرف که باشد، خطرناک و غیرسازنده است و گفتار ناپاک می تواند به عمل اشتباه و ناقض غرض اولیه منجر شود. در هر صورت، شجاعت عمل کنشگرانه (و نه واکنشی) برای عمل در جهت اصلاح ابتدا باید از طرف حکومت که به هر صورت هنوز دست بالا را دارد، نشان داده شود. شجاعتی که بتواند تفاوت افکار جامعه را با خود بپذیرد، آن را درک کند، به آن احترام بگذارد و در جهت خواسته های به حق آن گام بردارد. کمیته های حقیقت یاب واقعی با مقبولیت جمعی تشکیل داده و مسببان کشته شدن افراد را بدون پرده پوشی و مصلحت سنجی معرفی کند. اگر بیان مذهبی در پذیرش این گزاره موثر است که باید از امام علی(ع) نقل کرد: «النجات فی الصدق». بیان حقیقت بدون مصلحت سنجی های معمول از آن جهت سبب تاکید دوباره است که جامعه بتواند کنش متفاوتی از حکومت مشاهده کند و دوباره از پس دستگیری و خاموش کردن هر آن که اعتراضی به آرامی یا تندی گفته، ذهن جامعه به سمت این شعر اخوان ثالث نگراید که سرود: «کاوه ای پیدا نمی آید دریغ! کاشکی اسکندری پیدا شود!»
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🖌شهرام خادم
🔸در نسبت جنبش و دلار!
▫️روشن است که جنبش شکلگرفته در دو ماه اخیر ریشههای گوناگون اجتماعی، سیاسی و... دارد. نمونههای مشابهْ اما نه یکسانِ جنبش حاضر، دستکم قدمتی از سال 57 و قبل از آن دارد. در این اثنا سیلی از تحلیلها و اظهارنظرهای متنوع بیرون آمد.
اینکه کجا ایستادهایم و اعتراض است یا اغتشاش، انقلاب است یا جنبش محدود، به چپ راهنما میزند یا راست، از داخل هدایت میشود یا خارج، چه امکانهایی پیشرو دارد و باید چه بشود، توسط چه کسانی راهبری شود یا بدون رهبر بماند، کل حکومت را به عقب براند یا به تغییر ساختارها اکتفا کند و... محل مناقشه است.
من همچون سایر مردم ایران از درهای مختلف سخن بهمیان آوردهام. در این فقره از رابطه مستقیم یا غیرمستقیم جنبش و دلار میگویم. میدانیم که از همان آغاز اسفند انقلاب اسلامی زنان برای مقابله با حجاب اجباری به میدان آمدند و از آنگاه تاکنون خیابانهای ایران صحنهی اعتراضهای ضدحکومتی بودهاست. دلار 7 تومانی امروز به 5 هزار برابر رسید و همچنان جمهوری اسلامی بر پایهی سرکوب استوار ماندهاست؛ پایهای که آخرین حربهی حکومت برای گریز از دستِ مردم ناراضی است. تنها در همین هفته مردم داخل کشور 15 درصد فقیرتر شدهاند.
آنچه ترسناک است اینکه مبادا تاب آوری مردم زیر غلتک های تورم نادیده گرفتهشود. فقط ایرانیان داخل سرزمین عمق استخوانسوز تورم را حس میکنند. ایرانیان خارج سرزمین نیز پایاپای داخل، علیه سرکوب و استبداد حکومت ایستادهاند و اعتراضشان را بهگوش جهانیان رساندهاند.
مبادا بیبرنامگی برخی کمپینهای دلال خارجنشین و الگوهای تکراری آنها و زدوبندهای سیاسی و اقتصادی شان با ابرقدرتها، روند چهار دههی اخیر را تکثیر کرده و جوانان افسرده و مستاصل داخلی را زیر چرخ دندههای تورم دوچندان له کند.
اگر چهاردهه "خواست ابرقدرتها" به تضعیف کشور همراه با ارتجاع،ناکارآمدی، چپاول و استفاده عریان از گلوله، ما مردمان این سرزمین را نیازمند مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، شغل و آموزش کردهاست؛ بهگونهای که درک آن فقط برای داخلی ها ممکن است. پس هر الگویی که هموطنان دغدغهمند خارجنشین بدون درنظر گرفتن فقر مضاعف ملت بهکار گیرند، پيشاپيش نتیجه معکوس داده و مردم داخل را نومیدتر و درمانده تر خواهد کرد.
چرا ایرانیان خارجنشین در عوض اینهمه سال گلایه، از تأسیس یک صندوق مالی برای تامین داروهای خاص درماندگان داخل عاجزند؟ چرا هیچ انجمن بینالمللی غیرسیاسی، صرفن با هدف تامین مالی اقشار خاصی از آسیبدیدگانِ ناشی از سرکوب حکومت، راهاندازی نشده و دلالی خون معترضان بیش از همه بهچشم میآید.
کاش کمپینهای سیاسی خارجنشین مطابق برنامهای مدون،منسجم و تحقق پذیر، مطالبات سیاسی را دنبال کنند بهگونهای که پیشبینی کاهش ارزش پول ملی و فقر صدچندان ملت در آن بهعنوان عنصری اجتنابناپذیر در نظر گرفتهشود.
🆔 @jameeno
🖌شهرام خادم
🔸در نسبت جنبش و دلار!
▫️روشن است که جنبش شکلگرفته در دو ماه اخیر ریشههای گوناگون اجتماعی، سیاسی و... دارد. نمونههای مشابهْ اما نه یکسانِ جنبش حاضر، دستکم قدمتی از سال 57 و قبل از آن دارد. در این اثنا سیلی از تحلیلها و اظهارنظرهای متنوع بیرون آمد.
اینکه کجا ایستادهایم و اعتراض است یا اغتشاش، انقلاب است یا جنبش محدود، به چپ راهنما میزند یا راست، از داخل هدایت میشود یا خارج، چه امکانهایی پیشرو دارد و باید چه بشود، توسط چه کسانی راهبری شود یا بدون رهبر بماند، کل حکومت را به عقب براند یا به تغییر ساختارها اکتفا کند و... محل مناقشه است.
من همچون سایر مردم ایران از درهای مختلف سخن بهمیان آوردهام. در این فقره از رابطه مستقیم یا غیرمستقیم جنبش و دلار میگویم. میدانیم که از همان آغاز اسفند انقلاب اسلامی زنان برای مقابله با حجاب اجباری به میدان آمدند و از آنگاه تاکنون خیابانهای ایران صحنهی اعتراضهای ضدحکومتی بودهاست. دلار 7 تومانی امروز به 5 هزار برابر رسید و همچنان جمهوری اسلامی بر پایهی سرکوب استوار ماندهاست؛ پایهای که آخرین حربهی حکومت برای گریز از دستِ مردم ناراضی است. تنها در همین هفته مردم داخل کشور 15 درصد فقیرتر شدهاند.
آنچه ترسناک است اینکه مبادا تاب آوری مردم زیر غلتک های تورم نادیده گرفتهشود. فقط ایرانیان داخل سرزمین عمق استخوانسوز تورم را حس میکنند. ایرانیان خارج سرزمین نیز پایاپای داخل، علیه سرکوب و استبداد حکومت ایستادهاند و اعتراضشان را بهگوش جهانیان رساندهاند.
مبادا بیبرنامگی برخی کمپینهای دلال خارجنشین و الگوهای تکراری آنها و زدوبندهای سیاسی و اقتصادی شان با ابرقدرتها، روند چهار دههی اخیر را تکثیر کرده و جوانان افسرده و مستاصل داخلی را زیر چرخ دندههای تورم دوچندان له کند.
اگر چهاردهه "خواست ابرقدرتها" به تضعیف کشور همراه با ارتجاع،ناکارآمدی، چپاول و استفاده عریان از گلوله، ما مردمان این سرزمین را نیازمند مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، شغل و آموزش کردهاست؛ بهگونهای که درک آن فقط برای داخلی ها ممکن است. پس هر الگویی که هموطنان دغدغهمند خارجنشین بدون درنظر گرفتن فقر مضاعف ملت بهکار گیرند، پيشاپيش نتیجه معکوس داده و مردم داخل را نومیدتر و درمانده تر خواهد کرد.
چرا ایرانیان خارجنشین در عوض اینهمه سال گلایه، از تأسیس یک صندوق مالی برای تامین داروهای خاص درماندگان داخل عاجزند؟ چرا هیچ انجمن بینالمللی غیرسیاسی، صرفن با هدف تامین مالی اقشار خاصی از آسیبدیدگانِ ناشی از سرکوب حکومت، راهاندازی نشده و دلالی خون معترضان بیش از همه بهچشم میآید.
کاش کمپینهای سیاسی خارجنشین مطابق برنامهای مدون،منسجم و تحقق پذیر، مطالبات سیاسی را دنبال کنند بهگونهای که پیشبینی کاهش ارزش پول ملی و فقر صدچندان ملت در آن بهعنوان عنصری اجتنابناپذیر در نظر گرفتهشود.
🆔 @jameeno
🔺روایتی از کوهِ نسخههای باد کرده و سیاستِ جدیدِ «همشهری»
🔹از این جیب به آن جیبی که هر دوی آن «جیبِ» مردم است
▫️پژمان موسوی / جامعه نو: به حرف نیست، وقتی رسانهای، بنگاهی، شرکتی یا هر کسبوکاری، ضدِ مردم باشد، بلافاصله همان «مردم» به آن واکنش نشان میدهند و حرفِ آخر را میزنند.
وضعیتِ این روزهای روزنامهی همشهری، نه از روی ادعای مدیراناش بر «سخنگویی مردم» و نه حتی مخالفاناش بر «ضدیت با مردم»، که دقیقا از روی تعداد برگشتیها و نُسَخِ «باد کرده»ی هر شبِ آن قابلِ ارزیابی است. برای این کار هم نیازی به یک گروهِ «حقیقتیاب» نیست، هر کدام از ما هر شب میتوانیم به کیوسکهای مطبوعاتی مراجعه کنیم و کوهِ نسخههای بادکرده را ببینیم.
در چنین شرایطی است که انتشارِ نامهی مدیرعامل همشهری به معاونتهای شهرداری تهران که در آن از «دستورِ» زاکانی شهردار تهران مبنی بر خریدِ ۱۵۰۰ نسخه به صورتِ روزانه پردهبرداری شده است، مهم و قابل تامل قلمداد میشود.
معنای این اقدام این است که با بودجهی عمومی روزنامه منتشر میکنند، کسی آن را نمیخرد، نسخههایش باد میکند، برای جبران، «از این جیب به آن جیب» در دستورِ کار قرار میگیرد تا روزنامهشان همچنان منتشر شود. غافل از اینکه هر دو «جیب» متعلق به مردمی است که هیچ نسبتی با این روزهای همشهری ندارد…
🆔 @jameeno
🔹از این جیب به آن جیبی که هر دوی آن «جیبِ» مردم است
▫️پژمان موسوی / جامعه نو: به حرف نیست، وقتی رسانهای، بنگاهی، شرکتی یا هر کسبوکاری، ضدِ مردم باشد، بلافاصله همان «مردم» به آن واکنش نشان میدهند و حرفِ آخر را میزنند.
وضعیتِ این روزهای روزنامهی همشهری، نه از روی ادعای مدیراناش بر «سخنگویی مردم» و نه حتی مخالفاناش بر «ضدیت با مردم»، که دقیقا از روی تعداد برگشتیها و نُسَخِ «باد کرده»ی هر شبِ آن قابلِ ارزیابی است. برای این کار هم نیازی به یک گروهِ «حقیقتیاب» نیست، هر کدام از ما هر شب میتوانیم به کیوسکهای مطبوعاتی مراجعه کنیم و کوهِ نسخههای بادکرده را ببینیم.
در چنین شرایطی است که انتشارِ نامهی مدیرعامل همشهری به معاونتهای شهرداری تهران که در آن از «دستورِ» زاکانی شهردار تهران مبنی بر خریدِ ۱۵۰۰ نسخه به صورتِ روزانه پردهبرداری شده است، مهم و قابل تامل قلمداد میشود.
معنای این اقدام این است که با بودجهی عمومی روزنامه منتشر میکنند، کسی آن را نمیخرد، نسخههایش باد میکند، برای جبران، «از این جیب به آن جیب» در دستورِ کار قرار میگیرد تا روزنامهشان همچنان منتشر شود. غافل از اینکه هر دو «جیب» متعلق به مردمی است که هیچ نسبتی با این روزهای همشهری ندارد…
🆔 @jameeno