جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔸هدف معلوم، مسیر نامعلوم!

▫️شورای سردبیری: تصمیم دربارۀ اینکه شکل گذار از جمهوری اسلامی و حکومت کنونی به یک نظام تازه و متفاوت چگونه باشد، از گرایش‌های نامعقول شایع در میان مخالفان حکومت است. این البته موضوعی متفاوت از تصمیم‌گیری و گفتگو دربارۀ شکل و محتوای نظام موردپسند اشخاص است. تصمیم‌سازی و گفتگو دربارۀ این دومی بلامانع است و خوب، ولی در مورد نخست کار نامعقولی است: نمی‌توان پیشاپیش گفت که یک رژیم سیاسی با چه مکانیزم یا الگویی تغییر می‌کند و رژیم جانشین آن کِی و چگونه متولد می‌شود. همه چیز به شرایط و موقعیت‌های آتی بستگی دارد که دائماً در حال تغییرند و هنوز آینده را نزاییده‌اند.

آن‌ها که دربارۀ چگونگی عبور از یک نظام سیاسی فکر می‌کنند عمدتاً بیش از دو مسیر نمی‌یابند: عبور انقلابی و عبور اصلاحی، که اولی دفعی و یکباره و دومی، روند است و به‌تدریج! وقوع هیچ‌یک از این دو شق در اختیار و یا به ارادۀ کسی نیست، هر چند انتخاب یکی از این دو روش در اختیار افراد جامعه به عنوان حاملان عاملیت اجتماعی است. به این معنی که اشخاص می‌توانند فارغ از آنچه در کف جامعه رخ می‌دهد، بگویند سلیقه و میلشان برای تغییر دادن یک رژیم سیاسی که دلخواه نیست کدام است، اما چنانچه خواست آن‌ها با شرایط محیطی و روند طبیعیِ تغییر یک رژیم تناسب نداشته باشد، به  راه خطا می‌روند و ایجاد هزینه می‌کنند. مثلاً اگر در مرحلۀ فروپاشی باشیم و خودداری آن رژیم از انجام اصلاحات و انطباق با نیازهای زمانه به بروز شرایط انقلابی منجر شده باشد، آن کس که بر روش مسالمت‌آمیز و اصلاحات اصرار دارد، از جامعه عقب می‌ماند و نمی‌تواند مفید باشد (مورد شاپور بختیار درسال ۵۷) و برعکس، اگر در شرایطی که موقعیت انقلابی فراهم نیست بر تحرک انقلابی پافشاری کنیم، خطا و آسیب‌زننده است (مورد گروهی که پاییز پارسال انقلاب علیه جمهوری اسلامی را در دسترس می‌دیدند).

به این ترتیب احتمال دارد که پیگیریِ میل شخصی در زمینۀ تغییر، انرژی آدم‌ها را هدر بدهد و حتی شاید آن‌ها را به خطر بیندازد. (نمونه، نتایج خونبار رفتارهای خیابانیِ رادیکال که مسئول حداقل بخشی از تلفاتِ خیزش پارسال است). از همین رو آنچه مهم است، تشخیص سرعت و عمق تحولاتی است که دیدن آن‌ها اشخاص را به هیجان می‌آورد و ممکن است برای تغییراتی مثل جابجایی حکومت کافی نباشد. برای تشخیص سرعت و عمق جریانات تحول‌آفرین، باید به دانشی مبتنی بر تجربه و شناخت متکی بود. مثلاً در جریان جنبش سال پیش، در حالی که بسیاری از جوانان بر مبنای تشویق و تحریک رسانه‌ها کار حکومت را پایان‌یافته و پیروزی در حد تغییر رژیم را در دسترس می‌دیدند، اشخاصِ با تجربه هشدار می‌دادند آن جنبش مبتنی بر یک مطالبۀ اجتماعی است و نه امیال سیاسیِ رادیکال! مثلاً در اواخر مهر سال گذشته و در اوج هیجان بخشی از جامعه نسبت به تصوری که از به پایان رسیدن کار حکومت بر جوانان حکایت می‌کرد، گروهی از اساتید حقوق دانشگاه با درک وجود یک مسیر انحرافی در جنبش حقوق مدنی زنان، در بیانیه‌ای خواستار بازتعریف و بازیافت اهداف اجتماعی جنبش شدند. متأسفانه فقط گروه بسیار اندکی سخن آنان و دیگران(و از جمله جامعه‌نو) را شنیدند زیرا گوش بخش بزرگی از جامعه به  رسانه‌هایی بود که اهداف کشورهای رقیب یا مخالف «کشور ایران» را دنبال می‌کردند.

و اما نتایجی که باید گرفت:
ـ همیشه می‌توان برای جنبش‌ها و تحرکات اجتماعی اهداف حداکثریِ نهایی در نظر گرفت اما نمی‌توان به‌طور قطع شیوۀ رسیدن به آن هدف نهایی را با تصمیم تعیین کرد.

ـ اگر هدف جنبشی مشخص باشد، صرفاً بر مبنای ارزیابی نیروها (که تجربی و مبتنی بر اندازه‌گیری است)، تجربه‌های قبلی و به عنوان مسیرِ درستِ احتمالی می‌توان چگونگی نیل به آن هدف را تعیین کرد و نه بر مبنای اراده یا هیجان.

ـ دربارۀ هدف حداکثری و روش تحقق آن، نیازی به توافقِ همگانی جامعه نیست. مبارزه برای تغییر، یک روند است و ایستگا‌ه‌هایی دارد و نیاز هم نیست که همه در یک مسیر واحد و روی یک خط راه بروند. بنابراین باید بپذیریم که ممکن است در برخورد با حکومت، صداها و مطالبه‌ها و تحرکات و رویکردها متفاوت باشند. صدای مصطفی تاجزاده با صدای دانشجویاِن «دیگه تمومه ماجرا»، یا صدای استادان آن‌ها و تشکل‌های مدنی و طلبه‌های ناراضی و... متفاوت است ولی همپوشیِ مطالباتشان بسیار بالاست و تا زمان پس‌افتادنِ حکومت کنونی بالا خواهد ماند. همۀ آن‌ها عضوی از «جبهۀ عمومیِ مطالبه، اصلاح و تغییر» هستند.

ـ در نهایت، این حجمِ مطالباتِ منطقیِ انباشته شده از همه سو است که حکومت را پس می‌راند. برای آنکه بتوان مطالبات را روی هم گذاشت باید روی «لزوم تغییر» توافق داشت نه روی «چگونگی تغییر»! اولی وحدت‌بخش و مفید است و دومی پراکنده‌کننده و توهم‌زا!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔸روزنامه جمهوری اسلامی با خشم فراوان از رفتار روسیه نوشته است "به تجدید نظر اساسی در روابط با روسیه نیاز داریم تا بتوانیم...."

درست است اما معنای عملی این پیشنهاد  تجدید نظر  در روابط با دیگران است؛ بدون روابط متعادل با دیگران و از جمله با اروپا و آمریکا، سیاست خارجی ایران در مسیر اشتباه  ونامتعادل می‌ماند. زیرا سیاست خارجی معقول همانند تجارت خارجی  یک حجم نسبتاً مشخص (از مسالمت و تخاصم) دارد که باید آن را بطور معقول بین کشورها تقسیم کرد.

🆔  @jameeno
#در_کرانه_روز

🔹داستان لغو مصاحبه ظریف یک نشانه کامل است: اگر انجام میشد نشانه اینکه حکومت احتمالا واقعا  خواستار در انداختن شور رقابت و حضور واقعی مردم پای صندوق‌ها در اسفند ماه است . با این لغو ، میشود فهمید دست بالایی به پایین دستی نهیب زده که راضی به این حد نیست؛ درانداختن شور تصنعی دررسانه‌ها برایشان کافی است!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺مروری بر موقعیت مناسبات خارجی ایران؛  میدان گازی آرش

🖌امیرحسین علینقی

▫️مناسبات خارجی و بین‌المللی کشورها بر بستری از توان و موقعیت عملی آنها در مقابل دیگران شکل می‌گیرد و این توان و اقتدار عملی کشورهاست که معین کننده گستره مانور هر کشور است. از این زاویه، به نظر می‌رسد که روند رو به رشد مسائل و مشکلات سیاست خارجی ایران در منطقه، از جمله، کریدور ارتباطی ایران در شمال و عملکرد حکومت  آذربایجان در این زمینه، موضوع جزیار سه‌گانه، برخورداری از حقابه هیرمند، و همچنین برخورد غیرمترقبه کویت و عربستان با موضوع میدان گازی آرش، نشان از آن دارد که اقتدار عملی ایران در به کرسی نشاندن کلامش، در مناسبات خود با کشورهای منطقه و همسایگانش، در سطح مطلوبی نیست و عملکرد سیاست خارجی کشور، نیازمند بازنگری جدی است. در همین روزها، روسیه، که بخشی از آبرو و سرمایه ایران خرج هم‌پیمانی با این کشور شده و بخش دیگرش هم در حمایت از عملکرد روسیه در اوکراین هزینه شده، در اقدام غیرمترقبه دیگری، آتشی بر موضع ایران در موضوع حساس جزایر سه‌گانه زد؛ همان‌کاری که هم‌پیمان دیگر ایران، چین، مدتی پیش انجام داده بود. گویا در حال ورود به عرصه ناخوشایندی از مناسبات خود در سیاست خارجی هستیم.
در ارتباط با تحولات پشت‌پرده و مذاکرات مربوط به میدان گازی آرش، ‌اطلاعات اندکی داریم. با این وصف، احتمالاً، اصل ماجرا به موضوع خطوط مبداء ایران در منطقه خلیج فارس و دریای عمان باز می‌گردد. در فقر منابع در دسترس، می‌توان نوع نگاه توأم با اعتماد به نفس حاکمان کویت و عربستان به این مساله را به همین موضوع و همچنین خالی بودن دست ایران در استخدام پیمانکاران کاربلد ارجاع داد.
در ارتباط با این موضوع، فعلاً از اشاره قانون مناطق دریایی ایران (۱۳۷۲) به تصویب‌نامه ۱۳۵۲ هیات وزیران صرفنظر می‌کنم و تلاش می‌کنم تا به واقعیت دیگری بپردازم که گویای حال و روز سیاست خارجی ایران در مقابل کشورهای کوچک و بزرگ منطقه است.
تصویبنامه ۱۳۵۲ هیات وزیران، که خطوط مبداء ایران در سواحل جنوبی کشور را مشخص کرده است، برای نزدیک به دو دهه، و برای سالها پس از ثبتش در اسناد سازمان ملل، اعتراضی را تجربه نکرده بود تا بتواند، طی همین مدت، موقعیت «عملی» خود را در حقوق بین‌الملل و روابط ایران با همسایگان در خلیج فارس تثبیت کند. این در حالی است که اکنون، احتمالاً، کشورهایی مانند کویت و عربستان، موقعیت سیاست خارجی ایران را در سطحی دیده‌اند تا رسماً و علناً به تمایل ایران برای بهره‌برداری از این میدان گازی اعتراض کنند و وزیر نفت کویت اعلام کند که «عربستان و کویت توافق نظر دارند که یک طرف مذاکره هستند و از ایران می‌خواهیم که ابتدا به ترسیم مرزهای دریایی بین المللی پایبند باشد.» موضعی که عیناً از سوی مقام‌های عربستانی نیز تکرار شده است (ایسنا، ۱۳ تیر ۱۴۰۲): دعوت به مذاکره ابتدایی برای تحدید مرزهای دریایی ایران با آنها.
از زاویه حقوقی و همچنین ناسیونالیستی برای ساعت‌ها می‌توان در این خصوص صحبت کرد. از این پرسش هم صرفنظر می‌کنم که حتی اگر امروز اراده کنیم تا اقدام به بهره‌برداری از این میدان گازی کنیم، آیا پیمان‌کارانی توانا حاضر به این کار هستند، یا اینکه ترجیح می‌دهند، در عصر تحریم‌ها، به سری که درد نمی‌کند، دستمال نبندند. اما پرسش اصلی این است که:
«چه شده است که کشورهایی که برای حدود دو دهه نسبت به تصویب‌نامه ۱۳۵۲ هیات وزیران اعتراض نکرده بودند، اکنون با اعتماد به نفس فراوان، ضمن اعلام بی‌حقی، ایرانی را که برد موشک‌هایش از مرزهای اروپا گذر می‌کند و پهبادهایش می‌تواند در دوردست‌ها جولان دهد به مذاکره برای ترسیم خطوط دریایی با خود دعوت می‌کنند؟»
احتمالاً پاسخ این پرسش را بتوان در مفهوم «خود آچمزی» جستجو کرد. احتمالا جزء معدود کشورهای عالم باشیم که تصمیم‌هایمان، بیش از تدابیر بیگانگان، خود ما را در تنگناهای بیشتر قرار می‌دهد و محدودیت بدیل‌های در دسترس‌مان را، به گوش فلک می‌رساند تا با خیال راحت، با کارت‌های خود، بازی کنند.
اگر چنین باشد، آنگاه باید برای سیاست خارجی کشور، فکری جدی کرد. شاید پیش از هر چیز، می‌بایست مدیریت کشور و سیاست خارجی آن را از این وضعیت «خود آچمزی» آزاد کرد. در آن صورت، و پس از بازگشت به شرایط عادی، احتمالاً، کسی نادیده گرفتن «مرزهای ایران» را، حتی، با خود نجوا هم نخواهد کرد و ثروت این مردم در منابع مشترکش با دیگر کشورها، صرف آبادانی این دیار خواهد شد.

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

اگر نظام این کشور نرمال بود، حکومتش متقلب کنکور را هم در دوره دانشجویی، هم زمانی که مدرک گرفته بود، و حتی پس از بیست سال کار با آن مدرک چند روز به زندان می‌انداخت و همه مدارکش را باطل می‌کرد.  حکومت انواع باج‌ها را به شارلاتان‌هایی که مثل خودش هستند و طبیعتاً با آن مشکل ندارند می‌دهد تا پایگاه اجتماعی‌اش را پرشمار نگه دارد.

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔸اشاره دائم به موضوع اشغال یا تصاحب خیابان از سوی دو طرف کشمکش، جدی، تعیین کننده و نشانه بارزی از این است که هر دوطرف دعوا به این نتیجه رسیده‌اند که  روند تحول رابطه جامعه -حکومت به سمت  یک رویارویی آخرالزمانی می‌رود: شورش محور، خونین، بی‌قاعده، شوم ، و منتهی به خلأ قدرت. بدترین سناریویی که می‌توان برای یک کشور متصور شد... و مشکل این است که انگارهیچ کس نمی‌تواند این روند را تغییر دهد!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔸دو ویدئوی اخیر که یکی را حکومت منتشر کرده (تهدید به تجاوز) و دیگری را مردم از تولد دوباره گشت ارشاد فرستاده‌اند گامهای تازه برای پس گرفتن خیابان توسط حکومت است که شتافتن به سوی رویارویی آخرالزمانی از کار در می‌آید. ارزیابی ما این است که حاصل تفوق موقت طرفداران سرکوب به هر قیمت بر عناصر واقع‌بین حکومتی است، اما در این مقطع به وقایع غیرقابل دفاع و هزیمت دوباره حکومت می‌انجامد. با این حال، عامل اصلی در پس زدن این هجمه‌های خیابانی، نترسیدن وحضور بیشتر در خیابان هست. همانطور که گفته‌ایم، تداوم این رودررویی گریز ناپذیر و منتهی به بحرانی عمیق‌تر است.

🆔 @jameeno
#الف

🔺پیچ سقوط!

▫️تحریریۀ جامعه ‌نو: نزدیک به هشتادسال پیش، وقتی آلمان در آستانۀ شکست و نابودی بود و متفقین از شرق و غرب به سویش می‌تاختند، اعضای متعصب حزب نازی بدون پذیرش شکست و هنوز در رؤیای سلطه بر اروپا، اعتقادات خود را تحکیم می‌کردند. نان و سیب‌زمینی پیدا نمی‌شد، سربازی برای رفتن به جبهه وجود نداشت، هیتلر و گوبلز برای محصلان چهارده‌ساله‌ای که از تفنگ‌های خود کوتاه‌تر بودند و باید به جبهه می‌رفتند سخنرانی آتشین می‌کردند و سربازان شوروی به دروازه‌های برلین رسیده بودند! نقل است که هیتلر در قرارگاه امن خود «آشیانۀ عقاب» دربارۀ سلاح نهایی بلوف می‌زد و ژنرال‌هایی که خود را به خریت می‌زدند از ترس فقط تأیید می‌کردند. نازی‌ها به خودشان دروغ می‌گفتند که اوضاع خوب است و به‌زودی ورق برمی‌گردد، درحالی‌که آن برلینِ منضبط و پر از سرودهای حماسی و فریادهای زنده‌باد پیشوا، در ناکامی و فقر و گرسنگی و سکوت و ناباوری غرق شده بود. آب و برق قطع بود، سر چهارراه‌ها پلیس نبود و هیچ‌کس باورش نمی‌شد این همان برلینِ منضبطی است که چند روز پیش رژه‌های سرشار از عشقِ پیشوا و سرخوشیِ سلطه بر جهان، به آن جلوه می‌بخشید. اگر خلاصه کنیم، در ماه مه ۱۹۴۵ وقتی هیتلر دستور داد همۀ صنایع و وسایل حمل‌ونقل و تأسیسات آلمان نابود شود، در هیچ دستگاه دولتی غیر از پلیس مخفی اس‌‌آ و ستاد گشتاپو، اصلاً مسئولی نبود که دستور پیشوا را اجرا کند. معلوم بود که از مدت‌ها پیش، فقط دو دستگاه پلیس مخفیِ سرکوب مردم آلمان و دستگاه تبلیغات، هنوز کار می‌کنند. ارگان‌های اداری نازی‌ها، قبل از خود نازی‌ها، رها شده و از کار افتاده بودند. آن دو دستگاه هم ونتیلاتورهای نازی‌ها بودند: دستگاه تنفس مصنوعی ایدئولوژی نازی در آخرین روزها!

تنفس ایدئولوژیک، آخرین فاز حفظ حیات رژیم‌های توتالیتر است که حکومت‌های استبدادیِ عازمِ مرحلۀ توتالیتاریسم نیز شباهت فراوانی به آن دارند: فرو کردن چنگالِ خونین در قدرت به واسطۀ ماشین سرکوب و دستگاه تبلیغات، درحالی‌که سایر ارگان‌ها از کار افتاده‌اند و فروپاشی و رهاشدگیِ آن‌ها شروع شده؛ تشنج‌های پیش از مرگ! این می‌تواند توصیفی از کل دستگاه حکمرانی رژیم‌های مزبور باشد در واپسین روزها. واپسین روزهایی که در قیاس تاریخ کم از سال‌ها نیستند و شاید سال‌ها طول بکشند. نتیجه آنکه اگر می‌خواهید ببینید یک حکومت در کدام مرحله از عمر خود قرار دارد، به کارآمدیِ دستگاه اداری و ماشین امنیتی آن بنگرید. در دوران سرازیریِ حکومت‌ها، ناتوانی‌شان در ادارۀ کشور، ادارۀ بازارها، کنترل متغیرهای اقتصاد، دستگاه تربیت ایدئولوژیک محصلان و ابتکار عمل داشتن در سیاست خارجی، افزایش می‌یابد و گره کار از دستشان درمی‌رود اما در عوض، دستگاه تبلیغاتِ کم‌اثرشان در همۀ ابعاد متورم می‌شود و ماشین سرکوب و حفظ امنیتشان با همۀ توان مقابل جامعه می‌ایستد؛ وقتی نمی‌توانی دست یاری به ملتی بدهی، مشت آهنین بالای سرش نگه دار!

حال می‌توانید فکر کنید که حکومت فعلیِ ایران در چه مرحله‌ای از حیات خود قرار دارد: آیا در ادارۀ کشور و انتظام امور  رو به بهبود است یا رو به افول؟ روندهای اقتصادی را در کنترل دارد یا سررشته‌ها را از کف داده؟ سیاست خارجی‌اش ورشکسته و انفعالی است یا واجد ابتکار عمل؟ و... دستگاه تبلیغات و ماشین سرکوب و حفظ امنیتش چه؟

هر نتیجه‌ای که بگیرید فقط چند توصیه از آن درمی‌آید:
۱ -چنین حکومتی را باید هر روز با ذکر وضعیتش شرمنده کرد و به موضع دفاعی فرستاد. حکومت حاضر به جنگ با جامعه و کشتن و کشته دادن است ولی حاضر به اصلاح یا گفتگو دربارۀ اصلاح نیست! برای گیر انداختنش نباید به اعتقادات و خطوط قرمزش کاری داشت و فقط باید حرف حساب زد و جواب خواست. باید مطالبه در برابرش گذاشت و جواب خواست. هر چه تا به حال حاصل شده، از همین راه بوده و من‌بعد نیز چنین خواهد بود.

۲- ناکارکردی دستگاه اداری و مدیریت امور، فساد گسترده و نظام‌مند، تبعیض‌های سرشار از تبهکاریِ عمّال حکومت، بی‌عدالتی و ستم طبقاتی، بی‌عرضگی و پخمگی مقامات و امثال آن، هرروز صدها نشانه از ناکارآمدی و تباهی حکومت به دست می‌دهند. هوش سیاسی باید این‌ها را تشخیص دهد و چرک حکومت را جلوی چشمش آورد.

۳ - بدیهی‌ست رسیدن به وضعیت یادشده به معنی بروز شرایط انقلاب نیست. توهم دربارۀ رسیدن زمان فروپاشی حکومت‌ها، آسیب‌های جانی و موقعیتی به جامعه می‌زند. وقتی ونتیلاتورها با دور بالا کار می‌کنند نباید فاز رویاروییِ نهایی گرفت. حکومت‌ها باید پوسیده باشند تا از درخت تاریخ سقوط کنند. دولت‌های خارجیِ رقیب، معمولاً پول خرج می‌کنند تا حکومت‌ها را درحال سقوط نشان دهند و مردم را به هماوردیِ آن‌ها بفرستند و باعث ایجاد دردسر شوند. خود مردم باید تشخیص دهند چه مطالبه‌ای ازحکومت داشته باشند و چه دستور کاری برای تعیین سرنوشت خود از تاریخ و تجربۀ ملی بگیرند!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔸با بوهایی که می‌آید و نشانه‌هایی که از تدارک کسانی درحکومت برای درگیری با جوانان به چشم می‌خورد تنها توصیه‌هایی که می‌توان برای خنثی کردن توطئه به جوانان  کرد افزایش حضور  اجتماعی، خرید و گردش دسته جمعی،  کنترل کامل خشم، و خودداری آگاهانه از درگیری است. تجربه نشان داده ترکیب حضور و آرامش  بهترین روش مقاومت است وتوطئه را در هم می‌شکند.

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔹مشکلاتی که ایران با طالبان  دارد برخلاف تصور آقای سفیر، توسط طالبان قابل حل نیست. زیرا از نظر طالبان این‌ها مشکل افغانستان نیستند، مشکل ایران‌اند: "مهاجر غیرقانونی، مواد مخدر، ناامنی ، آوارگان، حقابه، یک میلیون کارگر، و سالی یک میلیارد هزینه"

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔸انتخاب اول حکومت‌های استبدادی سرکوب جامعه و تک‌تک ناراضیان با گلوله و زندان است. اگر نتوانند، چند روش دیگر سراغ دارند: ترساندن، بی‌آبروکردن، تحقیر، و ساقط کردن از شغل و درآمد. حکومت در میانه آزمایش این آخری است!

عاقبت‌اندیش‌هایش می‌گویند شبانه و بی‌جنجال عقب بنشینیم، ابله‌ترین اجزایش می‌گویند برگردیم سراغ روش اول!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

▫️کسی در مورد کت درآوردن امیرعبداللهیان برای روسها و شاخ و شانه کشیدنش به هیجان نیاید: اگر حرفهایش بی مجوز و هماهنگی بود، باید به جای توقف درگیری (تقاضای پوتین) و راه‌حل سیاسی، می‌گفت تخلیه خاک اوکراین و مذاکره.

ایران باید ضمن اعلام این که گفته خواستار حفظ تمامیت ارضی اوکراین است، اعلام کند طرف متجاوز حق ندارد از سلاح ایرانی در آنجا استفاده کند.

چون آب رفته به جوی باز نمی‌گردد، به هر حال کشور ما هزینه نابخردی و هیزم‌کشی در جنگ اوکراین را خواهد داد.

🆔 @jameeno
#ارسالی_همراهان_جامعه_نو

🔺فراخوان ویژه تهیه بسته های غذایی ۷۰ خانواده دارای معلول یکی از محروم ترین نقاط کشور

اوضاع معیشتی و مالی این خانواده ها نگران کننده است اکثر آنها سه وعده غذا نمی‌خورند و در فقر مطلق به سر می‌برند، چند خانواده هم دارای دو فرزند معلول هستند که نیاز بیشتری به حمایت دارند. همه همت کنیم در حد وسع سبب شادی این خانواده‌ها شویم.

برآورد تهیه هر بسته غذایی ۱/۷۰۰/۰۰۰ تومان است.

شماره کارت نزد بانک کشاورزی به نام موسسه پایکار آدلان تاراز:
۶۰۳۷۷۰۷۰۰۰۳۷۴۶۴۹

شبا:
ir۹۷۰۱۶۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۹۹۹۵۱۸۳۸۹

شماره حساب:
۹ ' ۹۹۵۱۸۳۸ ' ۹

شماره تماس جهت دریافت اطلاعات بیشتر و ارسال فیش واریزی:
۰۹۹۳۹۴۳۳۹۵۰

آدرس:خوزستان-شهرستان اندیکا-قلعه خواجه-روبروی اداره شیلات

لطفا فراخوان را در گروه ها و فضای مجازی که در اختیار دارید انتشار دهید.

🆔 @jameeno
#الف

🔺فرقه تمدن نمی‌زاید!

▫️شورای سردبیری: "تمدن نوین اسلامی برای متولدشدن راهی جز خرق نظم سایس- پیکو با سلاح هویت ندارد" . ترجمه این سخن نقل شده از زبان ایدئولوگهای امنیتی حکومت، این است که می‌خواهند با به هم زدن نقشه جغرافیای شبه جزیره عربستان(که حاصل کار مشترک نمایندگان بریتانیا و فرانسه به نمایندگی سایس و پیکو در اوایل قرن بیستم است) رویای تمدن نوین اسلامی را که توهم حکومت ایران است تحقق ببخشند. ما البته به اینکه این ایده چقدرمشروط، بی‌ربط به مفهوم تمدن، و از نظر تاریخی مخبط هست کاری نداریم، اما اینکه سلاح " خرق نظم"چه هست، می‌تواند برای ما و خوانندگانمان مهم باشد زیرا هزینه ساخت آن را ما ایرانیان می‌دهيم؛ "سلاح هویت"!

این آخری هم البته ترجمه می‌خواهد. عامل هویت برای پاک کردن خطوطی که مستعمره‌چی‌های متاخر با خط‌کش روی نقشه شبه جزیره کشیدند چیزی نیست که ایدئولوگهای حکومت ما اختراع کرده باشند، و تاکید برهویت اسلامی و عربی برای مبارزه با تعیین کنندگی دول غربی در منطقه، عمر درازی دارد. پیش از کشف تازه و تعریف اخیر ایدئولوگهای حکومت ایران از هویت به عنوان یک سلاح، هویت فرهنگی مسلمین به عنوان بستر مقاومت علیه مدرنیته، برتری جویی سیاسی، و سلطه گفتمانی غرب بر جوامع و حکومتهای منطقه، در محافل فکری و دانشگاه‌های کشورهای عرب و بویژه در مصر مطرح بوده است. اما استفاده از هویت اسلامی به عنوان یک سلاح را باید به نام ایران سند زد. بویژه که عامل نیل به آن توسط استراتژیست حکومت ایران "سازمانهای مسلح فرو دولتی"(چه اسم شیکی برای دارودسته‌های مسلح فرقه‌ای!) شناسایی می‌شود که "درشبکه مقاومت دائر" شده‌اند.

از اینجا به بعدش را خوانندگان جامعه نو معمولا به خوبی حدس می‌زنند: قرار است این دارودسته‌های دست‌ساز غیرملی(حزب‌الله، حشد، افغانی‌هاو پاکستانی‌های سازماندهی‌شده زیر القاب مذهبی) نقشه کشورهای منطقه را به هم بزنند و ...معلوم نیست می‌خواهند کشورهای دیگری ایجاد کنند و یا یک کشور یا خلافت برای کل مسلمین منطقه به عنوان ظرف جا دادن یک تمدن نوین. در این مورد هیچ نمی‌دانیم و داستان این است که اول باید همه چیز را داغان کنیم، نظم موجود را به هم بزنیم، فروبپاشیم و دیس‌اینتگره کنیم و بعدآن هویت (سلاح) را به هویت(تمدن)تبدیل کنیم. شاید هم به بعدش کار نداریم و فکر می‌کنیم بعد از کن فیکون، یک تمدن خلق‌الساعه از دل خرابه بالا می‌آید.

حالا به خاطر اینکه ما ایرانیان در حال دادن هزینه تدارکات این طرح عظیم هستیم، ببینیم ملات این کار چقدر فراهم هست:

۱ - اولین چیزی که با مضمون هویت در ذهن این برادران در منطقه به چشم می آید خرده‌هویت‌های مذهبی متنافر است: فرقه‌های اسلامی به‌دلایلی که خارج از این بحث هست فاقد وحدت حتی تاکتیکی هستند و یکدیگر را زیر فشار قرار می‌دهند و یکدیگرکُشی می‌کنند. آنها نمی‌توانند هدفی مشترک حتی در مساله آشکار اسرائیل-فلسطین داشته باشند.

۲- تجربه فراوان می‌گوید هویت قومی در میان مردم شبه جزیره بر هویت فرقه‌ای غالب است. عصبیت عربی قوی‌تر از علائق اسلامی عمل می‌کند و در نتیجه؛ تنافر مذهبی در بستر عصبیت عربی اولین کارکردی که دارد ناچسبیدن به ایرانیان است: در مذهب که نسبت به مردم شبه‌جزیره کافر محسوب می‌شوند و در قومیت هم مجوس و نفهم(عجم). ادعای اینکه ایرانی‌ها عرب‌ها را به سمت تمدن نوین اسلامی ببرند در بهترین حالت نافهمی این واقعیت‌هاست.

۳ -یکدیگرکُشی فرقه‌ای اسلامی که نرخ وقوع آن هم بالاست ماهیت غیرشرورانه ندارد که از ان خیر حاصل شود. هرچه هست راهی به تمدن نمی‌برد و بیشتر عازم برهوت بربریت هست تا وادی تمدن.

۴- اتفاقا برعکس، بدون وجود یک آبشخور تمدنی، هویت اصیل پایدار پدید نمی آید تا بستر تمدن نوین شود. این موضوع مهمی است و هرآنچه اکنون به عنوان پایه تاریخی هویت اسلامی در ‌جهان شناخته شده حاصل کار اندیشمندان و متکلمان و معماران و هنرمندان مسلمان دربستر حیات اجتماعی مناطق مسلمان‌نشین است و نه کشمکشهای‌ پول‌پایه فرقه‌ای .

۵- مفهوم گنگ مقاومت (در برابر چه!؟) و تشکیلات‌سازی و هویت‌تراشی با پول در کشورهای همسایه، به تنها چیزی که منجر می‌شود تشدید خصومت‌های ملی است(روندی که در عراق در‌ برابر ایران جریان دارد). همانطور که جای دیگر گفته‌ایم این کارها فقط در کشورهای فاقد دولت مرکزی مقتدر موقتا جواب می‌دهد و دارودسته‌های فرقه‌ای دارای نقش نیابتی با افزایش تمرکز و اقتدار دولتهای ملی مثل تکه‌ای حلبی در کوره ذوب دود می‌شوند.

تکرار می‌کنیم که اگر هزینه مالی و تخریب زیانبار روابط کشور با دولتهای منطقه نبود، وارد این مباحث و نقد اوهام و تخیلات دیگران نمی‌شدیم، ولی هزینه سنگین ملی باید همه ما را به میان بیاورد تا نشان دهیم رویاهای ایدئولوژیک نظریه سازان حکومت چه چاه‌های کمرشکنی برای آینده ملت ایران حفر می‌کنند!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔺یقه‌گیری دوباره روزنامه رسالت از اصلا‌ح‌طلبان با همان مضمونی که باهنر مرتکب شده بود حاکی از میل به پدید آوردن یک دعوای تند اما بی‌زدوخورد بر سر انتخاباتی است که حکومت از الان می‌داند بی‌معنی و تهی از مفهوم مشارکت جامعه در انتخابات است. تاکتیک پدید آوردن هیجانات کاذب حداکثرکاری است که از تشکیلات آن برمی‌آید و چون بنیان این تاکتیک بر حرافی و کشمکش کلامی است، اهل فن هشیارانه از ورود به آن اجتناب می‌کنند؛ حرف خود را زده‌اند و دیگر حرفی نیست مگر بعد از تغییر رویه حکومت!

🆔 @jameeno