جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
این کار را می‌توان یا از بالا و به صورت تغییرات ارادی و نوعی اصلاحات برای تجدید آرایش مطلوب  و بازیابی تعادل نسبی تکیه گاه قدرت انجام داد(روش پوتینی) ویا باز کردن راه جامعه برای آنکه انتخابش به مسیر و تعادل مورد انتظار  منتهی شود (روش فرانکویی). آنچه در کشور ما ( با طراحی نسبی و براساس شرایط) رخ می‌دهد  ترکیبی از این دو است: حذف کله گنده های مدعی و نیروهای خطرساز برای ثبات اتاق  سکان، بخش پوتینی آن است و روی کار آمدن یک دولت میانحال تکنوکرات برای حفظ ثبات جامعه و عوض کردن افق ، بخش فرانکویی آن (ژنرال فرانکو دیکتاتور  اسپانیا  این کشور را با بازگرداندن نظام سلطنتی و گذراندن از روی پل انتخابات به یک تعادل اروپایی رساند که در آن طبقه حاکم هیچگونه هزینه‌ای نمیداد‌، سلطه‌اش را حفظ میکرد، و افقهای تازه هم در برابرش گشوده می‌شد.) در سیستم پوتینی، دو روند جدا و مکمل جریان می‌یابد: پوتین و مدووف به نوبت جانشین یکدیگر می‌شوند ( دستگاه قدرت جابجا و تعویض نمی‌شود) و اجزای مزاحم سیستم به تدریج حذف یا کنار زده می‌شوند.

آنچه در کشور ما جریان تدریجی دارد( و اخیرا به دلیل کهولت رهبری سرعت گرفته است) یک روش ترکیبی است: جریانات ناهمراه و خطر ساز اتاق سکان که احتمال دارد مدعی رهبر سازی شوند، حذف می‌شوند: خط ممتد هاشمی - روحانی به عنوان جریان اعتدالی متمایل به تکنوکراسی اسلامی: پیکره خانواده لاریجانی به عنوان نماینده شاخص لایه ضخیم و ایستای روحانیت سنتی؛ و در آخر گرایش اقتدارگرای متمایل به فاشیسم مذهبی که در قالب پیروان آقای مصباح، تاکنون اهرم از ریشه در آوردن و مضمحل کردن جریانات دیگر بوده و اکنون به هیات یک مدعی رهبری و سکانداری ارتقاء یافته و باید پر آن چیده شود. در عین حال این فرصت یکباره(انتخابات اخیر) پیش آمده است که اتاق سکان یک بازآرایی مناسب عبور از گردنه جابجایی رهبری انجام دهد(بخش فرانکویی) ‌همراهی مناسبی که با این تحول و ظهور پدیده پزشکیان انجام شده (تداوم الگو تراشی مبالغه آمیز رهبر از آقای رئیسی تعارف و صحنه آرایی به نظر می‌رسد) و می‌شود، حاصل نیاز است: اولا پدیدآوردن ساختار میانی دلخواه حکومت که تحت عنوان یکدست سازی صورت گرفت بکلی شکست خورد و احساس نیاز به تکنوکراسی عاقل، حداقل در یکسال اخیر پدیده‌ای عمومی و بویژه در اتاق سکان بوده است؛ ثانیا تمایل به پدیدآوردن یک لایه جدید پشتیبان در جامعه، در وضعیتی که ریزش شدید در پایگاه جمعیتی سنتی وجود دارد مطلوب و مفید است؛ ثالثا جدا کردن بدنه و کف جمعیت حامی سنتی از اقتدارگرایان جدید، عموما موسوم به پایداری، تکیه‌گاه اجتماعی میخواهد، و مهمتر از همه، در روند جانشینی نیاز به پدید آوردن یک پذیرش عقلانی روند  در میان نیروهای مرجع اجتماعی هست. آقای پزشکیان نماینده کامل این نیروهای مرجع  و مورد قبول حدود نیمی از جمعیت کشور است. با وجود دولت او ، همراه با یک اصلاحات محدود و کنترل شده ، میشود فکر کرد هیچ برآمد مخالفی نمیتواند روند جانشینی را آسیب بزند و برای آن مانع بتراشد. میشود فرض کرد از دل این موقعیت، حتی یک سناریوی سلمان - بن سلمانی بیرون بزند  که از زاویه میل حکومت و مصلحت کشور قابل دقت و ارزیابی است.

حالا میتوان پرسید این مساله چه اهمیت بالایی دارد که ما درک و همراهی با آن را به آقای پزشکیان توصیه و تاکید کرده بودیم؟  در همان مطلب پیشین هم توضیح دادیم که چرا باید از گردنه جابجایی رهبری به آرامی و با دقت عبور کنیم. ضعف و کم پشتوانگی در اتاق سکان  در برابر مدعیان و بویژه مدعی خشونت گرای دارای لشگر نامنظم و بی‌قانون، میتواند در نقطه عبور ، کشور را با چالش غیرلازم و خونریزی بی‌حاصلی روبرو کند. کسی هنوز متوجه نیست، اما نومحافظه‌کاری فاشیستی که تا کنون رشد آشکار  داشته و حکومت به دست و دلبازی از پستان خود بهره‌مند و چاق و چله‌اش کرده در حال غرغرهای محفلی است و بزودی برآمدی خواهد داشت. شاید حتی حکومت به کوتاه کردن دست وپایش میل نداشته باشد، ولی احساس دورانداخته‌شدگی در آن در حال رشد است، آنقدر که اجزایش حتی حکومت را به کشتن آقای رییسی هم متهم می‌کنند.  آنها دردسر ساز و لشگر تلاش آخر نومحافظه کاران متمایل به تشکیل یک نظام سراپا فاشیستی با روبنای اسلامی  هستند. از همین رو در مطلب مورد بحث از ظهور ضیاء‌الحق حرف زده بودیم.

خلاصه اینکه ما به عنوان کسانی که خواستار تمرکز بر بهبود کارکردهای اداره کشور، کاهش مشکلات اقتصادی، گام گذاشتن در مسیر توسعه به تاخیر افتاده، و سودبردن از مشارکت‌های بین‌المللی در سایه کاهش منازعات خارجی هستیم، باید کوتاه و کم افت و خیزترین مسیر جایگزینی مورد نظر را ترجیح دهیم.
👍16🔥1😁1
تا اینجا و به ارزیابی ما، اینکه تکلیف رهبری آینده در زمان آرام، دارای ثبات نسبی، و وضعیت قابل کنترل کنونی و با نظر رهبر مستقر روشن شود عاقلانه‌تر به نظر می‌رسد.  به گمان ما، آقای پزشکیان در این جایگاه ویژه می‌تواند به این گذار خاص چنان یاری برساند که آسیب‌های سیاسی مردم کشور در آینده به حد اقل برسد.

تاکید می‌کنیم که این مصلحت اندیشی فقط در چارچوب ثبات سیاسی است، همانطور که پیشتر گفتیم در چارچوب یک معامله سیاسی بر سر توسعه اقتصادی - اجتماعی است و نه توسعه سیاسی یا دموکراتیک سازی ساختار، چرا که ظرفیتش در سیستم وجود ندارد، و اولویت اصلی کشور نیز نیست. معنای بیرونی آن این است که جامعه برای حمایت از رئیس جمهور تازه خود باید مطالبات خود را به آنچه او طرح و تعهد کرده محدود کند: احترام به حقوق فردی و اجتماعی ایرانیان، تضمین حرکت در مسیر رعایت عدالت اجتماعی، تنظیم روابط خارجی بر مبنای مصلحت واقعی ملی !

🆔@jameeno
👍231
#الف

🏷️ سخنگوی موقت دولت کیست؟


🖊️ شورای سردبیری: شوک پیروزی غافلگیرکننده پزشکیان در انتخابات ریاست‌ جمهوری چهاردهم، همانند همه شوک‌ها رو به پایان است اما انتشار برخی خبرهای غیررسمی و شایعات در رسانه‌هایی نه‌چندان معتبر و حتی صفحات شخصی افرادی ناشناخته، کام هواداران رییس‌جمهور منتخب و طیفی از تحریمی‌های دلبسته به گره‌گشایی‌های او را تلخ و رعشه بر اندام آنان انداخته است.

- لیست‌های متنوع منتشره درباره حاضران در کابینه چهاردهم، اغلب، شامل اسامی افرادی است که از «بانیان» ابربحران‌های فعلی کشورند و چندین‌بار از مردم کارنامه مردودی گرفته‌اند و برخی به علت ناکارآمدی و اشتهار به رانت‌خواری مورد نفرت عمومی هستند، عده‌ای هم حتی در سطوح میانی مدیریت، کارنامه مشخصی ندارند، بنابراین، عجیب نیست که سه چهار روز پس از اعلام رسمی ریاست‌جمهوری پزشکیان، هوادراران «تغییر» دچار نگرانی شدید شده‌اند و مخاطب طعنه «سرتان کلاه رفت!» رقبا قرار گرفته‌اند و جز سکوت و خودخوری، پاسخی ندارند.

-  پزشکیان و تیم مشاورانش، مجاز نیستند درباره «معیارها و نحوه» چینش کابینه، نه فقط اطلاعات دقیق و رسمی به مردم ندهند بلکه مردم را مقابل انبوه خبرسازی‌های رسانه‌های تندرو و نیز رزومه‌سازی فیک «مجاهدان شنبه»، رها کنند و از همان ابتدای راه، تعهد اصلی پزشکیان به مردم یعنی «شفافیت» و «صداقت» را خواسته و ناخواسته، مخدوش سازند.

- سوت «پایان رقابت انتخابات»، به معنای «آغاز فعالیت دولت» است. در این مرحله، دیگر نمی‌توان مواضع و اطلاع‌رسانی‌های یاران پر شمار و گاه متفاوت «ستاد انتخاباتی» و حتی سخنگوی آن را به‌عنوان کانال ارتباط دولت با مردم / رسانه‌ها پذیرفت. البته که تا رسمیت یافتن دولت، مراحلی مانند تنفیذ، تحلیف و رای اعتماد، باقی‌مانده اما این ضرورت قانونی، دلیل / توجیه مناسبی برای سکوت و انفعال دولت چهاردهم در «جنگ روانی / رسانه‌ای» رقبا و زنبیل در صف گذاشتگان انتصاب نیست که امید و آرامش ده‌ها میلیون تغییرخواه را نشانه گرفته‌اند.

- توقع مردم زیاد و غیرمنطقی نیست،آنان نه همه جزییات، بلکه چارچوب‌های چینش کابینه و واکنش به خبرهای فیک پیرامون دولت چهاردهم را مطالبه می‌کنند و انتظار دارند منبعی «رسمی» و «واحد» برای ایفای این ماموریت از سوی پزشکیان انتخاب و معرفی شود، ترجمان این واکنش به خواست ‌به‌حق مردم، در یک کلام، ضرورت انتصاب «سخنگوی موقت دولت» است تا از طریق برگزاری نشست‌های منظم یا ادواری با رسانه‌ها و بهره‌گیری حرفه‌ای از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی، جلوه‌ای از شفافیت و صداقت وعده داده‌شده پزشکیان و احترام عملی او به «دانستن حق مردم است» را اثبات کند.

- هر روز تاخیر در آغاز تعامل رسمی دولت چهاردهم با رسانه‌ها / مردم، هزینه سنگینی برای پزشکیان به همراه خواهد داشت که ناشی از تحمیل رقیب نیست بلکه برآیند سردرگمی و عدم تشخیص اولویت‌های اجرایی است.

🆔@jameeno
👍26👎1😁1
#توییتر_جامعه_نو

🏷️ "تازه‌ترین توییت‌های جامعه‌نو در توئیتر"

*  حکایت این‌هایی که اخیرا خودشان را پنهان کردند یا هر حرفی زدند تا این انتخابات خراب شود اما دو روز است آمده و رهنمود می‌دهند و تکلیف تعیین می‌کنند، داستان همان ماهی فاش برتولدبرشت است: به آشپزخانه نمی‌آیند، اما سر میز می‌‌نشینند با این استدلال که باسن من سفید است!

🆔@jameeno
👍12
#توییتر_جامعه_نو

🏷️ "تازه‌ترین توییت‌های جامعه‌نو در توئیتر"

عارف محترم است، اما برجسته‌ترین نماد "ژن خوب" هم هست. رسوایی درگیری پسرش در قرارداد خارجی و توجیه آن با این‌که ژن خوب و برتر دارد، هم جرم سیاسی بود و هم توهین به عموم! صلاحیت بودن در دولت را ندارد. صلاحیت گزینش مقامات را به هیچ وجه! او را به شما تحمیل کردند؟

🆔@jameeno
👍25👎1
#توییتر_جامعه_نو

🏷️ "تازه‌ترین توییت‌های جامعه‌نو در توئیتر"

از هنگام انتخابات ریاست جمهوری در ۱۰ مهر سال ۱۳۶۰ که پس از کشته شدن شهید رجایی انجام شد تا زمانی که آقای خامنه‌ای در ۲۱مهر در مجلس سوگند بخورد یازده روز فاصله بود، و از ۱۵ تیر که پزشکیان انتخاب شد تا زمان سوگندش در ۹ مرداد ۲۵ روز فاصله انداخته‌اند. علتش بر ما روشن و معلوم است آقایان دارند برای امورات معلومه مرسومه زمان می‌خرند. اشکالی ندارد؛ پزشکیان از این فرصت برای برنامه‌ریزی گسترده‌تر وانتخاب دقیق‌تر همکاران و ورود آماده‌تر به قبول مسئولیت استفاده خواهد کرد: آنها دنبال منافع فردی‌اند، او فرصت بهتر دیدن منافع جمع را خواهد داشت

🆔@jameeno
👍231👎1
#الف

🏷️ پزشکیان رسانه نمیخواهد !

🖊️ شورای سردبیری:
"....واقعیت این است که دولت‌های سیدمحمد خاتمی و شیخ حسن روحانی و حتی دولت دوم محمود احمدی‌نژاد، فاقد رسانۀ مؤثر بودند تا از عملکرد خود دفاع کنند و همین نکته، نگاه بخشی از افکار عمومی را نسبت به میراث واقعی آنها تیره و تار کرده است...."

طبق معمول، نمیگوئیم گوینده این سخنان کدام دوست است  تا فقط درباره محتوی سخن بگوئیم. امیدواریم حق بگوییم. ادعای فوق  درباره "رسانه موثر" انحرافی است ؛ حکومت مصلح نیاز به رسانه ندارد و داوری منصفانه مردم درباره دولتها را رسانه‌های آزاد و غیر بودجه بگیر پدید می‌آورند . این تصور که دولت باید رسانه داشته باشد یکی از انحرافات دوران اوجگیری فساد مطبوعاتی در ایران است. البته حکومت اسلامی از روز شکل گیری مالک همه روزنامه های مهم شد وغیر از رادیو و تلویزیون که دربست و کامل در اختیار گرفت دائما درحال رسانه سازی برای تبلیغ نظام و دفاع از عملکردش و کوبیدن مخالقانش بوده است ، اما در مورد دولت بطور خاص، رسانه سازی به شروع فساد ارگانیک دوران هاشمی رفسنجانی برمیگردد.  در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش‌ حس امیر کبیرناشناخته بودن و حمله‌ رسانه‌های حکومت(که کمر به نابودی‌اش بسته بودند) او را در معرض اشخاص زرنگ و فکر ایجاد روزنامه دولت قرار داد؛ باز گشت به دوران ناصری و  تاسیس روزنامه‌ای که برنامه های قبله عالم را درج کند! بودجه هنگفتی وسط گذاشتند و چون معده‌ها بزرگ بود بعدا یک کارنامه بسیار پرخرج هم برای پایان دوره روی دست ملت ماند. در واقع میتوان گفت وجود رسانه برای دولت از زمان شروع جنگ برسر قدرت بین اعاظم نظام اسلامی لازم آمد و شاید هاشمی هم حق داشت.

دوره خاتمی که رسید، احتیاجی به روزنامه دولت نداشت. واقعا نداشت چون روزنامه‌های اصلاح طلب بدون وابستگی به او، و بدون کمک مالی از ایده‌ها و کارکردش دفاع میکردند. ، روزنامه یاد شده هم که وابسته به خبرگزاری بود توسط اشخاص نزدیک به او اداره می شد ولی خط مشی آن براساس ملاحطات درون حکومتی تعیین میشد.خاتمی نیازی به آن نداشت.

علت روشن است: تبلیع کردن برای یک دولت بدترین دشمن آن است و در این جمهوری گندش بدجوری بالا زده است. دولت سالم و درستکار ،رسانه مبلغ لازم ندارد، رسانه منتقد میخواهد. روزنامه تبلیغاتی و تعریف کن نمیخواهد یک روابط عمومی، یعنی ستاد امور رسانه‌ها و سخنگوی با شعور و حرفه‌ای و صادق میخواهد. در دوران خاتمی خواستند یک اصلاح طلب واقعی را به سرپرستی موسسه ناشر روزنامه دولت بگذارند؛ نپذیرفت. گفت فردای قبول مسئولیت آگهی فروش روزنامه را در صفحه اول چاپ میکند تا ببیند بخش خصوصی حتی یک ریال برای آن میدهد؟

راستش اینطور رسانه‌ها نابودکننده احترام حرفه روزنامه نگاری هم هستند. رییس جمهور که عوض میشود چند آدم  سیاسی به سرپرستی این رسانه‌ها می‌آیند وتعدادی خبرنگار "ناچار" که تادیروز درباره کارکرد مشعشع مثلا دولت رئیسی مینوشته‌اند، یکباره باید درباره خرابکاری‌اش بنویسند. شان خبرنگاری که هیچ، شان انسانی افراد هم به خاطر چندرغاز حقوق به باد میرود. این خودش عین ترویج فساد است. اگر پزشگیان بخواهد کار درست بکند، هم برای کاهش رشد بودجه سال بعد ،  وهم برای آنکه نشان دهند به کار تبلیغاتی با بودجه دولت نیاز ندارد باید  طرح انحلال اینگونه موسسات را تهیه کند. دولت یک خبر گزاری معتبر قدیمی دارد که وظیفه‌اش هم تبلیغات نیست و همان کافی است. پزشکیان زورش نخواهد رسید، ولی میتواند بپرسد دانشگاه روزنامه برای چه میخواهد؟ صدا و سیما روزنامه برای چه میخواهد؟ نهاد نظامی روزنامه برای چه میخواهد ؟ و ...(خرج همه‌شان هم که در نهایت گردن دولت است).

میتوانیم حرف زدن در این مورد را ادامه دهیم: یک سازو کار پرفساد در وزارت ارشاد برای تامین کاغذ مطبوعات هست که مدارک فساد آن سالها پیش بیرون آمده است . ناشران شرافتمند سالهاست میگویند این بساط به اصطلاح سوبسید وزارت ارشاد را جمع کنید. فسادگران گوش نمیدهند. اما مشاوران پزشکیان باید ریشه این درخت تلخ  را در آورند. رسانه دولتی  و سوبسید فقط کارکرد تبلیغاتی برای دولتهای ناکارا و خرابکار دارد . این بساط باید جمع شود. پزشکیان میتواند با یک دستور این فساد را از ریشه بسوزاند. ...

باز هم ادامه میدهیم: اساسا وزارت موسوم به ارشاد یک موجود خبیث است با مغز معمولا کوچک، و دو دست بسیار بزرگ: حکومت با یکی از دستها به بخش فرهنگ (به اصطلاح فرهنگ!) سوبسید و کمک میدهد و با دست دیگر آن را خفه میکند. نماد کامل داستان چماق و هویج است. پزشکیان میتواند در راستای اهداف کلانش(کوچک کردن دولت و بودجه) بخش هویج دهی ارشاد را تعطیل کند.(بی رودربایستی، اختیاربخش چماق دست رئیس جمهوری نیست) کارمندانش را به بهزیستی، به محیط زیست و هرجایی  که نیرو کم دارد بفرستد...و ، میشود دراین مورد بیشتر هم گفت. بعدا !

🆔@jameeno
👍29👎1
#الف

🏷 نارنجکی با ضامن هرز!

🖊شورای سردبیری:
اگر فردا یک جوانِ مخالفِ تغییراتی که حکومت یا لازمشان دانسته یا به مصلحت دیده، تصمیم به مقاومت بگیرد و مثلا فحش دهد، لعن کند، یا سلاح سازمانی یا غیررسمی‌اش را علیه شخصیتی که مقصر تغییر می‌داندش آتش کند، در واقع چه کرده است؟ وجود این‌هایی را که سیاست‌بازان تندرو تحریک‌شان کرده‌اند و شده‌اند مخالف پذیرش نتیجه انتخابات حکومت و تهدید به شورش می‌کنند، چگونه توضیح می‌دهید؟
پاسخ ساده است: به زبان حکومتی این‌ها را خوارج می‌خوانند و اتهام بغی بهشان می‌زنند. خونریزی هم که در تمام این نزدیک به نیم‌قرن متوقف نشده است!
کسی دنبال توضیح علت این پدیده نیست. ولی تا علت رسیدن به این نقطه را درک نکنیم، چاره‌اش هم نتوان کرد. برای فهم علت، امروز دوباره مجبوریم وضعیت سیاسی را به کمک مفاهیم فیزیک توضیح بدهیم.
در فیزیک مفهومی داریم به نام اینرسی که یعنی مقاومت در برابر تغییر. مثلا اگر یک اتومبیل پرسرعت یک‌باره ترمز کند، سرنشینان و وسایل داخل اتومبیل به جلو پرتاب و احتمالا هم زخمی می‌شوند؛ چون جسم در حال حرکت میل به تداوم حرکت در همان مسیر دارد و در مقابل ایستادن یا دور زدن مقاومت می‌کند. یعنی وقتی اتومبیل یکهو می‌ایستد، شخص یا جسم داخل آن حرکتش را در همان مسیر پیشین ادامه می‌دهد و خون ریخته می‌شود. چاره‌ی کار قبل از ایجاد کمربند ایمنی، راندن با سرعت مناسب است.
مفهوم اینرسی را می‌توان در روابط انسانی نیز به کار برد. در جنگ‌های کلاسیک و روبرو، برای حفظ اینرسی سربازان مهاجم، آن‌ها را با حرف‌های حماسی به هیجان می‌آوردند. تشجیع، قول پیروزی و شوق افتخار اینرسی مهاجم را بالا می‌برد و او هم بی‌مهابا پیش می‌رفت. در سیاست، نیروهای شیطانی مثل فاشیست‌ها، نازی‌ها، جنگ‌طلبان آمریکا در دوران جنگشان با ویتنام و ایضا اقتدارگرایان ایران تلاش کرده‌اند اینرسی نفرات خود را افزایش دهند.
صعود ستاره اقبال میلیتاریست‌ها و مداحان ایران هم به همین دلیل بوده است: آن‌ها مامور افزایش اینرسی بوده‌اند. برای در رکاب حکومت نگه‌داشتن نیروهای غالبا کم‌آگاهی و کم‌سوادِ موسوم به نامِ عامِ حزب‌اللهی و برای آماده نگه‌داشتن آن‌ها برای کوبیدن چماق به سر هر کسی، بالارفتن از دیوار هر سفارتی و به آتش کشیدن هرجایی و کتک زدن دیگرانی که حکومت اشاره دهد، مداحان که در کار بازیگری از آخوندها هنرمندترند به کار آمدند تا به قیمت از بین رفتن پایه‌های اعتقادی جامعه، با هر جعل و دروغی که بلدند مطامع حکومت را در سلطه بر همه چیز و برپایی یک حکومت یکدست محقق کنند.
در بخش رقابت سیاسی مداحان به اشاره حکومت در کثرت مراسم مذهبی برای دشمن‌سازی، مغز «این‌همه لشگرِ آمده» را چنان شستند که حالا حق را فقط آنی بدانند که از دهان مرشدانی مثل جلیلی و دارودسته‌ی مداحانشان بیرون می‌آید. به آن بدبخت‌ها چنان نمودند که بخشی از ایرانیان و به‌ویژه نمایندگان سیاسی آن‌ها آن‌قدر خائن و منفورند که راس نظام هرگز با آن‌ها کنار نخواهد آمد و دیگر نقشی در حکومت نخواهند داشت و اگر همه‌شان تا حال اعدام نشده‌اند به خاطر رافت اسلامی است و بس.
ولی حالا که مصلحت در پذیرش رای مردم بوده، حکومت درست رفتار کرده و منافع کشور را در نظر گرفته، آن مغزهای شسته‌شده درکش نمی‌کنند. آن‌ها حالا حس خیانت‌دیدن، ترک‌شدن و فروخته شدن دارند و قانونش هم این است که کسی را که چنان به سرسپردگی به خودت انباشته‌ای و از نفرت به رقیب سیاسی‌ات سرشار کرده‌ای، روزی همچون نارنجکی با ضامن هرز در جیبت خواهی یافت. این‌ها که می‌خواهند حساب شورای نگهبانت را برسند، پنهان و آشکار به قتل رییس‌جمهوری پیشین متهمت می‌کنند، انبار باروتی‌اند که اختیار آن را به لاابالی‌هایی که منافعشان را باخته‌اند و به بازیگران فاشیست‌مسلک سیاسی سپرده‌ای. نارنجک‌ها در برابرت منفجر خواهند شد!
ولی شاید چاره‌ای هم باشد: باید روشن کنی و از نو توضیح بدهی. اقناع آنها آسان نیست؛ ولی به راه آوردن بخش اعظم آن‌ها هم غیرممکن نیست. رسوا کردن یکی از این پیشوایان عشق کودتا که در عملیات مغزشویی جلودار بوده کفایت نمی‌کند. با آن‌ها حرف بزنید: درباره‌ی شیطنت‌ها و سوء‌استفاده‌های بازیگران سیاسی بی‌تقوا از اصل و آرمان نظام برای منافع فردی. درباره اینکه اکنون مطامع آنها به چشم‌دوختن به مناصب بالا ارتقاء پیدا کرده، توضیح دهید و بگویید که هدفتان در رقابت سیاسی برادرکشی نبوده و اختلال مفهومی پیش آمده.
در کنار این، کشیدن منصفانه نخ محرکان و برخورد بازدارنده با آنها هم لازم است. نیازی نیست کسی به زندان برود. کافی است با قدرت و متانت امر کنید بس کنند و مسیر حرکتشان را در همراهی با حکومت و منافع ملی و سیاست امنیتی نظام تنظیم کنند.

🆔@jameeno
👍272👎1
#الف

🏷 چراغ و چاله!

🖊شورای سردبیری:
در سال ۱۹۴۹، حدود چهار سال پس از پایان پر از دستاورد جنگ جهانی برای اقتصاد ایالات متحد، دعوایی بین دو اقتصاددان سرشناس آمریکایی در گرفت که نزد مردم به کشمکش بر سر «اسلحه یا کَره» معروف شد. عنوانی خلاصه، رسا و عوام‌فهم بود که نشان می‌داد جدالی هست بین دو گرایش دفاع از امنیت ملی ایالات متحد و دفاع از افزایش رفاه مردم آن. نکته امروز ما البته نه در مورد نتیجه‌ی آن کشمکش، که در مورد طرفین دعواست: دو اقتصاددان ارشد در گروه مشاوران اقتصادی رئیس دولت ایالات متحد؛ یعنی کسانی که کارمند دولت نبودند، اما موظف بودند به مشورت دادن به رئیس‌جمهوری.
ساختاری جالب که همچنان هم هست: اقتصاددانانی از دانشگاه می‌آیند به کاخ سفید، مسئولیت اجرایی ندارند و لابد فقط می‌خوانند و حرف می‌زنند. البته این اداره کارمند دولت هم دارد: یک مدیر، چند متخصص آمار و کارمند اداری و لابد یک آبدارچی! با آن مشاوران قرضی از دانشگاه، حدود بیست نفرند. همین نهاد بود که بوش را از عواقب اقتصادی حمله به برج‌های تجارت جهانی و اوباما را از بحران بانکی و صنعتی در ۲۰۰۸ به در برد.
رئیس‌جمهوری جدید کشور ما هم مسائل لاینحل و مشکلات موذی و آزاردهنده بسیاری پیش روی دارد. اما بین آنها یک مساله و مشکل هست که برایش هیچ راه‌حل کوتاه‌مدت و آسانی اساسا وجود ندارد: بحران عمومی اقتصاد. ابربحرانی مرکب از تعداد زیادی بحران دانه‌درشت و کمرشکن که هریک به تنهایی می‌تواند دولتی را از پا درآورد. مثلا بحران صندوق‌های باز نشستگی که عجالتا هیچ راه‌حلی برای آن قابل تصور نیست یا روند استهلاک سرمایه صنعتی کشور در همه بخش‌ها که نمی‌توان در یکی-دو سال معکوس و یا حتی متوقفش کرد و برای جبرانش نرخ بالایی از سرمایه‌گذاری متصور بود. خلاصه این که وضعیت بحرانی کشور ادامه خواهد یافت، حتی اگر در برخی زمینه‌ها توفیقات سریعی حاصل شود و مثلا حکومت از ایجاد مزاحمت برای زنان یا شبکه‌های ارتباطی واقعا دست بردارد.
در این مورد خاص هیچ اراده و تغییری فریاد‌رس و چاره مصیبت کشور نیست. قیاس ابربحران اقتصاد کشور با سایر مشکلات کشور همچون مقایسه کشتی عظیم و سنگین تجاری با قایق موتوری است: قایق‌ها احتمالا حدود ده ثانیه یا ده متر مانده به اسکله نیروی موتورشان را کم می‌کنند؛ اما اگر یک کشتی تجاری ده دقیقه مانده به رسیدن به اسکله نیروی موتورش را معکوس نکرده باشد، خود و اسکله را داغان می‌کند. اینجا هم قانون مقدار مومنتوم حاکم است: جسم سنگین با سرعت بالا به راحتی قابل متوقف کردن نیست.
حجم مشکلات اقتصادی و درهم‌پیچیدگی آن‌ها چنان است که فرمان‌پذیر و مقهور اراده نیستند. نباید آن‌ها را دست‌کم گرفت و به انتخاب وزیر کاردان بسنده کرد. بهترین فکر و برنامه هم که در دست ما باشد، برای معکوس کردن دنده روندهای اقتصادی زمان زیادی لازم داریم. شاید این حرف ناامید کننده باشد، ولی هیچ روندی را در اقتصاد نمی‌توانی یک‌شبه معکوس کنی، مگر با سکته‌های متعاقب آن کنار آمده باشی!
معمولا برای دچار نشدن به چنین سکته‌هایی و یا از سرگذراندن سکته بزرگ با سکته‌های کوچک، فرمانده اقتصاد کشور مجبور است یک خط‌مشی داشته باشد. این خط‌مشی‌ها را معمولا هر رئیس‌جمهوری‌ای از اقتصاددانان می‌گیرد. ناکامی ولی معمولا از آن‌جا آغاز می‌شود که اقتصاددان‌ها غالبا به خط‌مشی‌های مشخص و فرمول‌هایی که کارایی‌شان را باور کرده‌اند می‌چسبند و ذهنشان محصولی فارغ از باورهای گاه منجمد نمی‌دهد. به همین دلیل وزیر که می‌شوند اول در پی اثبات تئوری شخصی‌شان‌اند و در آخر هم کارمندی پیشه می‌کنند.
از مهم‌ترین این موقعیت‌های ذهنی منجمد می‌توان به دوگانه نفی یا افزایش نقش دولت/سهم دولت/مداخله دولت اشاره کرد که منجر به تقسیم اقتصاددانان به دوگانه «نهاد-باور» و «بازار-باور» شده است. این تقسیم‌بندی در جامعه ما شیوع گسترده دارد و گاهی حتی به فرقه‌گرایی پهلو می‌زند. ایده‌ها هم وقتی به یقین و ایمان تبدیل می‌شوند هزینه‌زای‌اند. پس هنگام روبروشدن با ابربحران اقتصاد ایران نباید در کشمکش اقتصاددان لیبرال و اقتصاددان نهادگرا افتاد. دعوای بی‌حاصلی است.
مرحوم حسین عظیمی اقتصاددان برجسته می‌گفت در اقتصادهای در حال توسعه نقش دولت به هرحال پررنگ است و مسأله این است که این نقش پررنگ را چگونه بازی کند. از نظر او مسئله در آن دوران این بود که ما آن نقش را به جای «هدایت کلان» به «مداخله در جزء» تقلیل می‌دهیم.
توصیه ما به پزشکیان این است که تیمی چندنفره از اقتصاددانان دانشگاهی به عنوان مشاوران خود گرد بیاورد که مثل مدل آمریکا از دولت مستقل باشند، رئیسِ [باسواد] بانک مرکزی را استقلال بخشد و سایر مقامات را هم برای صرفا اجرای مصوبات دولتش بیاورد. شاید امروز اقتصاد فرمانده بخواهد، اما ستاد هم می‌خواهد!

🆔@jameeno
👍251
🏷️ رمان سیاسی تازه منتشر شده درباره مسائل امروز ایران

🆔@jameeno
1👍1
#توییتر_جامعه_نو

🏷️ این کارگروه‌های تعیین وزیر برای آقای پزشکیان یک نقطه ابهام عملکرد و سوراخ گشاد منطقی دارند: لابد برای تشخیص آن شخص، یک سری معیار دارند. عیار هم فقط سواد نیست؛ همخوانی با سیاست‌ها هم هست. می‌شود لطفا آن سیاست‌ها را منتشر کنند بدانیم آن شخص باید کدام سیاست را اجرا کند؟ مثلا کار گروه ارشاد لابد نظری درباره تداوم یا توقف پخش پول بین رسانه‌ها دارد. آن وزیر باید چه کند؟ نظر خودش یا نظر این گروه؟ اگر نظر خودش مهم است پس این گروه چه‌کاره است و اگر نه، نظر این گروه چیست؟ توضیح دهید بدون حاشیه روی. ما رای دادیم، حق داریم!

🆔@jameeno
👍15😁2👎1
#توییتر_جامعه_نو

🏷️ ممکن است جامعه‌ی ایران از حضور غریب پزشکیان سودی نبرد و حکومت نیز از استقبال از انتخاب او طرفی نبندد، اما این تغییر، جامعه روشنفکری، تفکر اصلاح‌طلبی، و پیکره‌ی آکادمیک جامعه‌شناسی را با پرسش‌هایی روبرو کرد که بایستی به خودشناسی عمیقی منجر شود.
فعلا همه گیج‌ایم و مشغول چرخ‌زدن وسط گود و سانتریفوژ کردن نصیحت به پزشکیان، و نه مشغول به خود و به یاد آوردن آنچه تصور کردیم و بدین غایت رسید.
سروش نصیحتش کرده که رقیبت هم ۱۳ میلیون رای دارد، پس حقوقش را رعایت کن و او را به کار بگیر! تازه، این معقول‌ترین سخن‌پراکنی بوده؛ همه فکر می‌کنند باید در تحلیل موقعیتش یک پله بالاتر از خودش بایستند، به‌ویژه آن‌ها که بر کنار گود نیشخند می‌زدند!
به جای این عاقل‌نمایی‌ها، بد نیست اندکی به خود مشغول شویم که " «چرا علم ما اجازه نداد آنچه را در برابر چشممان رخ داد، ببینیم؟ سوار قطار نشدیم، حتی عبورش را هم ندیدیم. چرا؟»

🆔@jameeno
👍17🤔5👎1👏1
#توییتر_جامعه_نو

🏷️ یکبار قبلا گفته‌ایم باز هم می‌گوئیم: بیش از آنکه وزیر یک وزارتخانه مهم باشد، سیاست‌ها و برنامه‌های آن اهمیت دارد. ابتدا باید دید می‌خواهیم در هر وزارتخانه چه کنیم، بعد دنبال آدم مناسب (سالم ومتخصص) برای آن باشیم. دارید سرنا را از سر گشادش می‌زنید. این اشخاص مناسب آشنا به مسائل و نامزدهای هر وزارتخانه را بگوئید در کمیته‌شان سیاست‌های کلان و برنامه وزارتخانه‌های شما را تهیه کنند. از این بازی قیف و صافی درست کردن برای شناختن افراد مناسب دست بردارید. ظاهرش دموکراتیک است باطنش کاریکاتور دولت سازی! وزارتخانه اول برنامه عمل می‌خواهد بعد وزیر! اگر برنامه‌تان این است که آدم سالم پیدا کنید و بعد بیاید پشت تریبون مجلس بگوید این برنامه من است، کار کارشناسی را که می‌گفتید نفی کرده‌اید. مسئولیت عمل وزرا با شماست. برنامه کلان عمل را باید شما دستشان بدهید. این برنامه کلان کجاست؟

🆔@jameeno
👍20
#در_کرانه_روز

🏷️ آقای ظریف، آب پاکی روی دست همه ریخت و گفت اولویت تیم پزشکیان انتخاب آدم خوب برای وزارت است. حالا که دستور این است، پیشنهاد می‌کنیم  کار وزیر انتخاب‌کردن که تمام شد لااقل این کمیته‌ها را منحل نکنید و به عنوان بازوی مشورتی بگوئید یک برنامه شناخت مشکلات فوریت‌دار و یک چشم‌انداز سیاستی حداقلی برای وزیر تهیه کنند. وقتش الان است، وگرنه بعد از انتخاب، اکثریت آدم‌های تربیت‌شده در این حکومت به بهانه گرفتاری دیگر این اشخاص کمیته‌نشین را پشت در اتاقشان هم راه نمی‌دهند، وزیر که شوند وقتش را هم ندارند.

کمیته‌ها را حداقل سه ماه منحل نکنید، بسط دهید و متنوع کنید، شرکت در آنها را بدون دستمزد و به‌عنوان وظیفه ملی قرار دهید، و اگر می‌خواهید فرهنگ‌سازی کنید، شرکت در جلسات آنها را برای خبرنگاران مجاز کنید. همین الان هم، متاسفانه گرایش به پنهانکاری حس می‌شود. شفافیت، به گزارش‌دهی شما نیست، به راه‌دادن رسانه‌ها به جلسات است.

🆔@jameeno
👍24👏2🤣1
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🏷 واصله به جامعه‌نو از نهاد مدنی


به بنام خداوند جان و خرد
رئیس جمهور محترم
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
باسلام
در پاسخ به اعلام فراخوان رییس دفتر محترم حضرتعالی به سازمان‌های مردم‌نهاد برای مشارکت و اظهارنظر درباره انتخاب اعضای کابینه و مدیران ارشد دولت چهاردهم، ضمن استقبال از چنین رویکردهای مشارکت طلبانه، ما جمعی از سازمان‌های غیر دولتی حوزه اجتماعی، بصورت کوتاه  و فهرست وار، مواضع و دیدگاه‌هایمان درباره انتخاب وزرای حوزه اجتماعی و سیاست‌های دارای اولویت در این حوزه را  تقدیم حضور می کنیم و قبل از هر چیز این نکته را یاد آور می‌شویم که کاهش آسیب‌های اجتماعی،  بدون توجه به ریشه‌های به وجود آورنده آن، کارآمد نیست. و توجه حضرتعالی و همکارانتان را براین نکته معطوف می نماییم که  بر اساس پژوهش‌های قابل اتکایی که مرکز پژوهش‌های مجلس نیز آن را تایید می‌کند قریب به ۳۰ درصد از جمعیت ایران با فقر مطلق دست به گریبانند. این به معنای آن است که درآمد آنها کفاف  معیشت، بهداشت، آموزش و تامین مسکن مناسب  را برای آنان  نمی‌دهد.
در چنین وضعیتی،  قطعا" نمی‌توان بدون داشتن  سیاست‌های اجتماعی جامعه محور  و دقیق ، انتظار بهبود وضعیت  و برون رفت از شرایط موجود را داشت.
- توصیه‌ها
۱.وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیازمند وزیری است که  وجه اجتماعی وزارتخانه را در مقابل وجه اقتصادی آن (شرکت‌های شستا و...)، را پر رنگ تر ببیند و بجای درگیر شدن مدیران در حوزه های اقتصادی(مانند حداقل دو دوره پیشین) تمرکز آنها بر حل مسایل اجتماعی معطوف باشد.
متاسفانه اکنون خبرهایی به گوش می‌رسد که نشان‌ می‌دهد جاذبه‌های اقتصادی وزارت رفاه موجب شده تا گروه‌های ذینفع در اندیشه معرفی گزینه‌هایی باشند که منافع آنها را تامین می‌کند.
۲. وزیر رفاه دولت چهاردهم باید در راستای تحقق شعار محوری حضرتعالی  مبنی بر شنیدن صدای بی‌صدایان، به پیچیدگی  مسایل در حوزه اجتماعی آشنا باشد. ایشان باید به شنیدن صدای گروه‌های فرودست و گروه‌های بی‌صدا متعهد باشد. وضعیت بغرنج کودکان در شرایط دشوار، زنان سرپرست خانوار، افراد دارای معلولیت و حاشیه‌نشینان نشان می‌دهد که  بال اجتماعی این وزارتخانه نیازمند اجرای سیاست‌های تامین اجتماعی چندلایه و کارآمد است. و باید عمیقا" باور داشته باشد که  رویکرد خیریه‌ای به مسایل اجتماعی دیگر کارایی ندارد و وزیر و همکارانش باید به طراحی و اجرای سیاست‌های هوشمندانه و کارآمدی پایبند باشند که بتواند شرایط را به نفع تهیدستان ارتقاء بخشد .
۳. نگاه امنیتی به سازمان‌های مردم‌نهاد در سال‌های گذشته موجب تضعیف  ظرفیت های جامعه مدنی شده است. وزیر رفاه و روسای سازمان‌هایی چون بهزیستی باید کسانی باشند که اساسا سابقه اجتماعی داشته باشند و نه امنیتی و بالتبع به نقش و اهمیت حضور ، پویایی و بالندگی سازمان‌های مردم‌نهاد باور داشته باشند و در عمل زمینه فعالیت آنها را مهیا کنند. بدیهی است که منظور از آزادی فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد ،  ایجاد تشکل‌های دولت ساخته نیست. چرا که تجربیات سالهای گذشته، به خوبی  ثابت نموده است که  اقدامات اینچنینی ، به  ایجاد آشفتگی در این حوزه  و کاهش اثرگذاری نهادهای مدنی منجر شده است.
۴. بدنه کارشناسی سازمان‌های تامین اجتماعی و بهزیستی کشور در سالهای گذشته،  تحت تاثیر حضور مدیران «سیاست‌زده»  به شدت تضعیف شده است. آقای پزشکیان! سازمان بهزیستی کشور محل کارآموزی مدیران کم‌تجربه نیست. کسی که یک روز در سازمان بهزیستی کار نکرده نمی‌تواند برای بهبود وضعیت موجود اقدامی کند. معاونت رفاه وزارتخانه، محل اجرای طرح‌های تقلیل‌گرایانه و خیریه‌ای نیست. تاکید می‌کنیم که اگر قرار است به برخی احزاب سهمی داده شود لطفا سازمان‌های اجتماعی را از این قاعده مستثنا کرده و ملاک انتساب افراد در آنها، صرفا" دانش، درد آشنایی و قابلیتهای مدیریتی آنها باشد
-  درخواست ها:
۱.انتظار داریم نمایندگان سازمان‌های مردم‌نهاد در جریان انتخاب وزیر رفاه و سازمان‌هایی چون بهزیستی و تامین اجتماعی نقش جدی و واقعی داشته باشند. بدیهی است که دعوت میان بر  از برخی افراد،  بدون طی شدن فرایندی شفاف ،  به معنای مشارکت دادن واقعی سازمان‌های مردم‌نهاد نیست.
۲. انتظار داریم برای بازگشت کودکان بازمانده از تحصیل به مدارس و حذف کار کودکان(با اولویت حذف کار کودکان در مشاغل زیان بار، همچون زباله گردی)، اجرای قانون حمایت از معلولان و قوانین مرتبط با گروه‌های فاقد قدرت، سیاستی اثر بخش در پیش بگیرید. .
۳. انتظار داریم از اجرای سیاست‌های یکسویه و تهاجمی درباره مهاجران ساکن ایران پرهیز شود و به جای آن، با درک فرصت‌ها و تهدیدهای حضور مهاجران و پناهندگان، سیاست های ایجابی طراحی شود که آنان به عنوان یک واقعیت موجود پذیرفته شوند.

...ادامه در پست بعد...
🆔@jameeno
👍81
...ادامه از پست قبل...

۴. انتظار داریم برای نخستین‌بار برای وزارت رفاه، معاونت رفاه، سازمان بهزیستی، سازمان تامین اجتماعی و... مدیرانی انتخاب شوند که با ساختار این سازمان‌ها آشنایی کامل داشته باشند و نخواهند تازه یک سال و بیشتر را صرف کارآموزی کنند.
۵. انتظار داریم وزیر آینده رفاه در اولین فرصت معاونت رفاه وزارتخانه را که در دولت سیزدهم بامعاونتی دیگر ادغام شد؛ دوباره احیا کرده و اجازه ندهد رویکرد رفاهی زیر سایه سیاست‌های اقتصادی تضعیف شوند.
۶. انتظار داریم وزیر آینده رفاه و روسای سازمان‌های تامین اجتماعی و بهزیستی به وضعیت بغرنج زنان سرپرست خانوار، نرخ پایین مشارکت اقتصادی زنان، زنان در حاشیه مانده و... بی‌توجه نباشند.
در پایان براین نکته تاکید می‌کنیم که  پایبندی به آزادی‌ها و  حقوق اساسی  پیش‌بینی شده در قانون اساسی و پیمان‌نامه حقوق کودک که جمهوری اسلامی ایران نیز آن را پذیرفته، از سوی همه‌ی اعضای دولت و تلاش ایشان برای پاسخگویی مناسب به مطالبات شهروندان مورد تاکید سازمانهای مردم نهاد است. 
حق تشکل‌یابی و  تشکیل تشکل‌های صنفی - مدنی مستقل و خودجوش،  برای تمام گروه‌های اجتماعی‌، از پیش‌نیازهای بسیار ضروری برای بسط و توسعه‌ مردمسالاری، ایجاد موازنه در جامعه، ایجاد تعلق خاطر میان اقشار و استقرار عدالت اجتماعی است.  از این رو از رییس جمهور محترم انتظار داریم علیرغم  مشکلات عدیده‌ای که ممکن است با آن موجه شوند، همواره خود و همکارانشان  را به  اجرای کامل قانون اساسی و  تامین حقوق بنیادین ذکر شده در آن ملزم بدانند.
۱-انجمن حمایت از کودکان کار
۲-انجمن یاری کودکان در معرض خطر
۳-موسسه توانمندسازی ندای ماندگار دروازه‌غار
۴-بنیاد مهرتاک
۵-موسسه توانمندسازی مهر و ماه
۶-قشم جزیره‌ای برای کودکان
۷-موسسه یاریگران کودکان کار پویا
۸-گروه تلاشگران یاری همدل
۹-موسسه کودکان سرزمین من
۱۰-انجمن حمایت از حقوق کودکان
۱۱-انجمن پویا
۱۲-موسسه خیریه مهرآفرین پناه عصر
۱۳-گروه فرهنگی اجتماعی کیانا
۱۴-موسسه توسعه و توان افزایی کنش‌گران اجتماعی ( زاهدان)
۱۵-انجمن حامیان کودکان کار و خیابان
۱۶-موسسه شکوفایی استعداد‌های کودکان(شکوفا)
۱۷-موسسه تاک سرزمین من
۱۸-موسسه انسان دشواری وظیفه
۱۹-موسسه حمایتی درختِ کوچک زندگی
۲۰-موسسه حمایتی خانه مهر کودکان
۲۱-موسسه خیریه ارتقای کیفیت زندگی زنان آتنا

🆔@jameeno
👍132
#الف

🏷 خدا به داد پزشکیان برسد!

🖊تحریریه جامعه نو:
با مرگ ابراهیم رئیسی یک قاعده در جمهوری اسلامی برقرار ماند: رؤسای دولت یا لقب «شهید» می‌گیرند، یا در نهایت طرد می‌شوند. عاقبت محتمل (یا حتی محتوم) پزشکیان جز این خواهد بود؟ خودش که اینطور خیال می‌کند!
بنابر آنچه پزشکيان هم در دوران تبليغات براي پيروزي در انتخابات و هم در روزهاي پس از پيروزي‌اش در انتخابات گفته، حتي اگر ساده‌انديشانه باشد، خطا نخواهد بود اگر نتيجه بگيريم آقاي پزشکيان مشکل و سبب ناتواني دولت‌هاي پيشين را در اجراي برنامه‌هايي که تبليغش کرده‌اند، يا سرشاخ شدن با رأس قدرت و درآوردن لجش (يعني دولت‌هاي خاتمي و روحاني و دولت دوم احمدي‌نژاد) يا گماردن وزيران و مديراني نالايق و ناتوان در دولت‌هايي که همراهي حکومت را داشته‌اند (يعني دولت اول احمدي‌نژاد و رئيسي)، فهميده و چاره را هم در جلب اعتماد رأس حکومت از راه اطاعت يافته تا ساز و برگ‌هاي خارج از دولتِ حکومت چوب لاي چرخش نگذارند و او هم با گماردن وزيران و مديراني لايق و متخصص، «به مردم خدمت کند» و مثلا از مشکلات تلنبار شده‌ي اقتصاد بکاهد. به قول یکی از «الف»های پیشین جامعه نو: سبب محترم شمرده شدن حقوق فردی و اجتماعی ایرانیان بشود، حرکت در مسیر رعایت عدالت اجتماعی را تضمین کند و واسطه تنظیم روابط خارجی بر مبنای مصلحت واقعی ملی بشود. اين سهل، زيادي ممتنع است! چرا؟
به جز خاتمي که با خروج از دولت هاشمي‌رفسنجاني هیاتی تا حدی شبيه به يک معترض به وضعیت وقت گرفته بود، همه‌ی رئيس‌هاي جمهوري دوران رهبري آقاي خامنه‌اي در هنگام تنفيذ حکم‌شان، در معناي دقيقش خودي شمرده می‌شدند؛ چه اینکه شورای نگهبان اصلا برای همین هست. ولي همگي همين که خواستند حکومت را راضي به اندکي تغيير، حتي نه در راه که در روش کنند و از کوچه‌ي بن‌بست برش گردانند، به ديوار ته کوچه کوبيده شدند. این حتی در مورد احمدی‌نژادی هم صادق است که نه تنها دنبال اصلاحاتی و تغییراتی به نفع توسعه نبود، هیچ کوششی را هم برای جلب رضایت و اعتماد رهبر دریغ نمی‌کرد.
ولی نه آنچه مثلا خاتمی را سوی [به تعبیر یوسف اباذری:] ماندلا شدن هل داد، هوادارانش، حزب مشارکت و دفتر تحکیم وحدت و...، بودند و نه آنچه احمدی‌نژاد را به دعوا با رأس حکومت واداشت، مشایی و اعوانش. آنچه این‌ها را رادیکال کرد (و یا واداشت شبیه به رادیکال‌ها بشوند)، خود حکومت بود؛ آن هم نه الزاما به سبب نقص حقوقی نظام قدرتش در قانون اساسی، که به خاطر ساز و کار ماشینی که برای پیش‌رفتن به سوی رویاهایش سرهم‌کرده‌است.
این خطا نیست که حکومت ایران یک شرکت سهامی است. ولی مسئله اینجاست که اگر اصلانش 51 درصد شکار را بر می‌دارد، 49 درصد باقی‌مانده را نه برای شکارچی، که به‌ناچار برای روبهان افلیجش رها می‌کند؛ که اگر این روبهان گرسنه بمانند، به سهم اصلان هم رحم نخواهند کرد. احمدی‌نژاد هم نخست نه با صاحب سهم 51 درصدی، که هنگامی که خواست بساطی برای خودش پهن کند، با «برادران قاچاقچی» صاحب اسکله‌ی سهیم در 49 درصد باقی‌مانده سرشاخ شد.
این همان وضعیتی است که برایش نه نام «فساد سیستمی»، که باید «فساد سیستمی‌شده» و استراتژیک را بگذاریم؛ فسادی که حتی اگر آغازش انتخاب بوده، تداومش برای حفظ سیستم الزامی شده است. اینجاست که پزشکیان حتی اگر قید عمده‌ی وعده‌هایش را بزند و با صاحب آن سهم 51 درصدی هم کنار بیاید، او را بیاورد پشت خودش و حمایتش را بگیرد (کاری که چندان هم دشوار نخواهد بود؛ چه این‌که او نه با تعداد زیادی رأی پیروز شده و نه عمامه به سر دارد؛ پس تهدیدی برای حال و دوران گذار نخواهد ساخت)، باز با مست‌های لایعقلی دست به یقه خواهد شد که مداوم میخانه‌اند و دخل وابسته به آن‌هاست. وقتی صاحب مکان نخواهد دخلش خالی بماند، مشتری‌ها چرا حاضر باشند تشنه بمانند؟ نخواهند خواست، حتی اگر اوضاع بوی دیگری بدهد.
اگر روحانی را رحم‌اجاره‌ای اصلاح‌طلبان خواندند که البته نطفه‌اش هم سقط شد، بیراه نخواهد بود اگر پس از دور نخست انتخابات اخیر، پزشکیان را هم رحم اجاره‌ای رأس حکومت و هسته‌ی مرکزی‌اش، هرچقدر هم که آب رفته باشد، بخوانیم. آنچه را که زاده خواهد شد، پس از اعلام ترکیب هیات دولت پزشکیان خواهیم دید. ولی فعلا با تماشای عکس همراهان روزهای اخیر رئیس‌جمهوری منتخب می‌توانیم دست‌کم سر بیرون زده‌اش را ببینیم.
قطار پر شتاب «حاکمیت یکدست» متوقف نشده و پزشکیان نباید فراموش کند، اگر همچنان که خودش هم از بابتش سپاس گزارد، صندوق‌ها کم‌شبهه خوانده شدند و سرانجام هم نام او از تویشان درآمد، جز به این سبب نبود که در دور نخست، هر چه کردند نتوانستند نفر دوم را به نفع نفر سوم کنار بکشند و نفر دوم، نمی‌بایست پیروز می‌شد تا ولیعهد سایه‌نشینش لای پنبه راهی پایتخت نشود. ساکنان هسته مرکزی حکومت، بازنده‌ی بزرگ دور نخست را می‌خواستند.

...ادامه در پست بعد...
🆔@jameeno
👍144
...ادامه از پست قبل...

ولی حالا ناچارند پزشکیان را رنگ بزنند و جای قناری به غول‌های بیرون افتاده از چراغشان قالب کنند؛ مادامی که می‌گردند نخ‌تسبیح نویی بیابند برای آنانی که اگر باز کاشف به عمل آمد مرز کشور جایی ورای جغرافیای مملکت افتاده، «بروند».
سبب آغوشی که این روزها برای استقبال از پزشکیان در صدا و سیما باز شده هم احتمالا جز این نیست؛ دارند کت گشادی را که برای قالیباف دوخته‌بودند تن پزشکیان می‌کنند تا خیال عمّالشان آسوده شود که چیزی عوض نشده و قرار هم نیست بشود و کار را از همان‌جایی که مانده ادامه بدهند.
پزشکیان با شوق سوی این آغوش گشوده می‌دود. فعلا این حکومت است که دارد او را به راه می‌آورد. البته آن‌ها به پزشکیان محکوم شده‌اند و این شاید فرصتی باشد برای گرفتن قول‌هایی و امکان‌هایی برای عمل به وعده‌های ایام انتخاباتش؟ شاید؛ اگر که فراموشش نشده باشد رفیق، برادر بشو نیست. او که برادرتر از احمدي‌نژاد هم نیست.
رئیس‌جمهوری منتخب تا پایان چهارسالی که پیش‌رویش است نخواهد توانست بداند تغییر رفتار حکومت در برابر غیرخودی‌ها و ناخالصی‌ها تاکتیکی است و مقطعی یا استراتژیک است و در راستای یک برنامه‌ی بلندمدت‌تر. راستش بعید است خود حکومت هم بداند دقیقا باید کدام را پیشه کند؛ چون هر آن ممکن است وضعیت موجود به هم بریزد و مثلا یک حرم در آن سوی مرزها کشف شود. آن هنگام پزشکیان چطور رادیکال نخواهد شد؟ خدا به دادش برسد! مصلحت ملک در این است که هرچه شد، رادیکال نشود و دم برنیاورد؛ همچون رئیس‌جمهوری که جایگزینش می‌شود. فروتنانه به نقش تدارکاتچی برای تمشیت امور با همراهی «متخصصان لایق» بسنده کند تا دوران گذار بگذرد. ولی برخلاف سلفش، پزشکیان باید مراقب تهییج و تشجیعی که سیستم می‌کند باشد. يک انسان هرقدر هم شناگر ماهري باشد، باز ماهي نخواهد شد و زیر آب چندان دوام نخواهد آورد.

🆔@jameeno
👍82👎1
#در_کرانه_روز

🏷️ جامعه‌نو: رویترز خبرگزاری دروغگویی نیست و چون کارش را خوب بلد است معتمد اکثر کشورها هست. خبر دروغ نمیدهد و گزارشی  هم که اخیرا درباره مهندسی انتخابات ایران داده دروغ نیست. یعنی واقعا با پنج نفر از اشخاص معتمد داخل حکومت صحبت کرده  که گفته‌اند آقای خامنه‌ای انتخابات را مهندسی کرد تا پزشکیان را رئیس جمهوری کند.  اما خمیرمایه و اصل خبر دروغ است و از آنجا آشکار، که ایرانی های بی مبالات آن را طراحی کرده‌اند نه انگلیسی های پدر سوخته! درگزارش رویترز گفته میشود دستگاه امنیتی گزارشی  در اردیبهشت به رهبری داده که ۱۳ در صد در انتخابات شرکت میکنند. و اوهم در یک ساختمان امن جلسه کرده و نقشه کشیده که پزشکیان را که آدم مورد اطمینانی است پیش بیاورد تا تعداد بیشتری در انتخابات شرکت کنند و....

جعلی بودن داستان از آنجا آشکار است که دراین  قصه‌پردازی تاریخ برگزاری سه جلسه منتهی به این نقشه را اردیبهشت اعلام کرده‌اند، درحالی که سقوط هلیکوپتر منجر به مرگ رئیس جمهور پیشین،  در روز ۳۰ اردیبهشت بوده است. معنایش این است که نقشه کذایی قبل از فوت آقای رئیسی طرح شده است!!؟ (ببینید از این حرف چه نتایج مخوفی قابل استخراج است).  برای پوشاندن کذب بودن داستان، مجوز حرف زدن درباره‌اش را به لیلاز پرچانه هم داده‌اند تا  در کنار آن پنج مقام مخفی ، یک آدم شناخته شده هم حرف بزندو   قصه محکمی بسازند. برای تحقیر پزشکیان هم اضافه کرده‌اند که خودش از بازی خبر نداشته و دلیلش اینکه گفته انتظار تائید صلاحیت نداشته و....

نیاز یک جناح شکست خورده در حکومت  به این داستان کاملا قابل درک است:
۱- به مردم میگوید حکومت کلاه سرتان گذاشته و آدم خودش را به شما قالب کرده است.
۲-به جماعت آزرده و باورمند و مومن به حکومت میگوید غصه نخورید ، این آدم را هم خودمان آوردیم.
۳-به بیگانه پیام میفرستد که در این کشور برگ از شاخ  درخت در نمی آید مگر به اراده یک نفر. شاید مفید باشد، اما در افکار عمومی جهان، ایران را ویرانتر از این که هست معرفی میکند.

برادرها خسته نباشند!

🆔@jameeno
👍235👎2
#معرفی_کتاب

🏷 روایت زندگی‌های به گروگان گرفته‌شده

🖊 تحریریه جامعه نو:
نزدیک به یک سال پس از انتشار «سقوط»، به‌تازگی «گروگان»، دومین رمان معتمد ماه‌بخشان هم منتشر شده است و این یعنی هرچند این ستون می‌باید در باب ادبیات باشد و دور از سیاست، ولی باز آغشته خواهد بود به سیاست!
«گروگان» همچون «سقوط» متمرکز است بر مسائل امروز ایران، زندگی‌های به گروگان گرفته‌شده‌ی آدم‌ها و چنان‌که خود نویسنده می‌گوید «داستانی است در باره سرشت عشق و انگاره وطن در سرزمین سوخته». باز مانند «سقوط» این داستان هم در فضای واقعی و در پیوند با مسائل جاری ایران و آدم‌های واقعی و ماجراهای واقعی می‌گذرد. برخلاف معمول رمان‌نویسان که هرگونه انطباق شخصیت‌های داستان را با اشخاص واقعی، منکر می‌شوند و اتفاقی می‌خوانند، ماه‌بخشان با تاکید می‌گوید: «هیچ یک از انطباق‌ها و شباهت‌های شخصیت‌ها، سازمان‌ها‌، تشکیلات، سیاست‌ها، و مکان‌های توصیف شده در این داستان با اشخاص و خانواده‌ها و خاندان‌ها، سازمان‌ها ، تشکیلات، سیاست‌ها و مکان‌های واقعی، اتفاقی و از روی تصادف نیست» و همین، داستان چهار ایرانیِ «گروگان» را به یک پرونده درباره مسائل واقعی ایران امروز تبدیل می‌کند.
خواندن «گروگان» پیشنهاد ما به شماست. خاصه که اگر «سقوط» را خوانده‌اید و پسندیده‌اید، احتمالا «گروگان» را بیشتر هم خواهید پسندید.
در ادامه هم گفتگوی فربد جولایی، منتقد ادبی، را با معتمد ماه‌بخشان، به نقل از کانال ناشر رمان می‌آوریم تا بیشتر و بهتر دستتان بیاید در این داستان چه می‌گذرد.

🆔@jameeno
2