جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#توییتر_جامعه_نو

🏷️ از غرایب این کشور آن است که در رسمی‌ترین مراسمش، به یغما برندگان باغ و مال، و پدران فاسدان زندانی در ردیف جلو گردن راست می‌کنند و بالاترین مقاماتی که یک برگه کوچک سیاه هم در پرونده خانواده خود ندارند غایب هستند: این بار، کماکان کج است و به مقصد مطمئنی نخواهد رسید!


🔗«جامعه‌نو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
👍24😐1
#الف

🏷 چرا این فرمان را نمی‌دهد؟

🖊 شورای سردبیری:
نخستین انتخاب‌های پزشکیان برای مقاماتی که باید همراهش باشند، برای برخی شوک‌آور بود، برای ما شوک‌آورتر؛ چون جامعه‌نو در بیستم تیرماه در توییتر نوشت:
آقای عارف محترم است، اما برجسته‌ترین نماد «ژن خوب» هم هست. رسوایی درگیری پسرش در قرارداد خارجی و توجیه آن با این که ژن خوب و برتر دارد، هم جرم سیاسی بود و هم توهین به عموم! صلاحیت بودن در دولت را ندارد. صلاحیت گزینش مقامات را به هیچ وجه! او را به شما تحمیل کردند؟
بنابراین ما احتمالا بیش از دیگران به این انتصاب اعتراض داریم. علت روشنی هم دارد: چون حتی قبل از این انتصاب و دقایقی بعد از پایان مراسم تنفیذ باز در توییتر نوشتیم:
از غرایب این کشور آن است که در رسمی‌ترین مراسمش، به یغما برندگان باغ و مال و پدران فاسدان زندانی در ردیف جلو گردن راست می‌کنند و بالاترین مقاماتی که یک برگه کوچک سیاه هم در پرونده خانواده خود ندارند غایب هستند: این بار کماکان کج است و به مقصد مطمئنی نخواهد رسید!
ما حرفمان را کامل می‌زنیم. علاوه بر این ما به اینکه کسی حرف‌هایی را بزند که پزشکیان زد و بعد راه را برای سوءاستفاده در اطراف خود باز کند، معترضیم. به پزشکیان بیشتر معترضیم؛ چون عمده‌ترین اهرم کشاندن مردم به پشت سرش حرف‌هایش درباره حق و عدالت بود.
حالا آقای عارف معاون اول اوست. کماکان در نظر ما محترم، اما دارای یک نقطه سیاه در سابقه کاری اش: همان ماجرای «ژن خوب»، که احتمالا در آینده یک ترکیب ماندنی در فرهنگنامه‌های ایران خواهد بود؛ همان‌طور که «کردان» و «کردانیسم» راه خود را به لغتنامه آکسفورد باز کرد. مقامات باید وقتی به جایی می‌رسند مواظب خود و همچنین خانواده خود باشند!
اما اگر بخواهیم با خوشبینی و فارغ از آن ماجرا نگاه کنیم، انتخاب مناسبی است. اول اینکه اگر هلی‌کوپتر پزشکیان هم سقوط کند، خیال حکومت از منتفی‌بودن احتمال دردسر و خارج شدن یک‌سوم فرمان عبور از «پیچ تند» جانشینی راحت است، دوم اینکه عارف برای امور بوروکراتیک ریاست‌جمهوری فرد مناسبی است و می‌تواند پزشکیان را از امور بوروکراتیک رها و مشعول گفتگو و لابی در امور مهم کشور کند.
اما بیایید این انتخاب را مناسب‌تر از این هم بکنیم: آقای پزشکیان یک فرمان ریاست‌جمهوری صادر کند که ورود همه بستگان درجه اول همه‌ی دولتیان را تا سطح معاون وزیر و نمایندگان مجلس، به هرگونه معامله که تمام یا بخشی از آن به دولت و نهادهای عمومی مربوط باشد، ممنوع اکید و از نظر دولت جرم اعلام کند (او نمی‌تواند به مجلسیان دستور دهد، ولی میتواند از هرگونه ورود غیرمجاز به امور دولت منعشان کند). بهترش این است که آقای عارف آن را ابلاغ کرده و نهایت دقت و کنترل را در رعایت آن در همه جا به عمل آورد.
بهتر و مناسب‌تر از حتی این هم آن است که آقای رئیس‌جمهوری در همان فرمان کل دولت را از شکایت علیه افشاکنندگان یا اشاره‌کنندگان به وجود فساد در دستگاه دولت منع کند. زمانی می‌توان در افکار عمومی آن سایه بد را از سرآقای عارف دور کرد که او بیشتر از ما بر صدور این فرمان اصرار کند.

🆔@jameeno
👍24😁5🤔1
#الف

🏷 و سرانجام...به سوی عقلانیت؟

🖊 تحریریه جامعه‌نو:
امروز حکم ریاست‌جمهوری کسی امضا شد که حتی هنگام اعلام نام نامزدهایی که شورای نگهبان صلاحیتشان را تأیید کرده بود، نه خوش‌بین‌ترین اصلاح‌طلب‌ها و نه بدبین‌ترین اصولگراها احتمال پیروزی‌اش را در انتخابات نمی‌دادند؛ در واقع: خیال نمی‌کردند وزیر دولت خاتمی اصلا اجازه‌ی پیروز شدن را داشته باشد! به‌ویژه بعد از انتخابات‌های مجلس خبرگان و مجلس شورا.
راه دادن به پزشکیان، تصمیمی برای بستن راه دیگری بوده، یا تصمیمی برای گشودن راهی نو، حاصل از مراجعه به عقلانیت؟ فعلا نمی‌شود پاسخی مطمئن داد. ولی هرکدام که باشد، نتیجه‌اش توقف [هرچند موقت] تلاش برای حذف بخشی از ایرانی‌ها و نمایندگان سیاسی‌شان از میدان سیاست و به رسمیت شناختن وجود آنان، و پذیرفتن خائن و کافر نبودنشان است. چیزی که از پس حوادث دولت دوم روحانی تا امروز دیگر به رویایی می‌مانست.
حالا اگر باز لگدش نزنیم، بار دیگر یک بخت پیش‌روی ماست برای رسیدن به آنچه پزشکیان امروز، هم در سخنرانی‌اش در آئین تنفیذ حکمش و هم در نخستین جلسه‌ی هیات دولتش، باز از آن گفت: همگرایی و اتحاد و انسجام ملی و ضرورت نیل به وفاق ملی؛ آنچه به باور ما، نبودنش خروج ‌کم‌خشونت از انسداد سیاسی و گذار کم‌خونریزی از «انتقال قدرت بزرگ» را ناممکن می‌کند. ممکن است منجر به اصلاح امور هم بشود؟ فعلا خیال نپردازیم.

...ادامه در پست بعدی...

🆔@jameeno
👍8
...ادامه از پست قبلی...

همه‌ی آنچه را که امروز خواست و آرزوی رئیس‌جمهوری و احتمالا رهبر کشور است، بهزاد نبوی، پیر کهنه‌کار سیاست در ایران، در آبان 1396 و در نخستین شماره‌ی روزنامه «جامعه‌فردا»ی گروه «جامعه‌نو»، نوشت و خط‌مشی روزنامه هم در عمر کوتاهش همین بود.
حالا می‌توانیم امیدوار باشیم عاقبت همه پس از هفت سال فهمیده باشند برای گذشتن کشور از گرداب فروکشنده انسداد سیاسی و بحران اقتصادی همان باید کرد که بهزاد نبوی می‌گفت؟ باید ناامیدانه امیدوار باشیم!
نبوی چنین نوشته بود:

🆔@jameeno
👍11
📰 صلح ملی، هدف مطبوعات متعهد

🖊بهزاد نبوی:
شروع انتشار روزنامه «جامعه‌فردا» را به فال نیک می‌گیرم و برای روزنامه‌نگارانی که در آن قلم خواهند زد، آرزوی موفقیت دارم. موفقیت یک روزنامه فقط در قالب نیل به اهداف آن قابل ارزیابی است. اهداف، اگر نیک باشند و خیرخواهانه، حتی هنگامی که به بخشی از آن‌ها دست می‌یابیم حسی از موفقیت همراه خود دارند.
دوستانی از دست‌اندرکاران تحریریه «جامعه‌فردا» طی دیداری نسبت به چگونگی انتشار و چیستی ماموریت‌های روزنامه از من نظر خواستند. گفت‌وگویی میان ما شکل گرفت. آنچه می‌خوانید ماحصل این گفت‌وگو است.
خوانندگان عزیز روزنامه را به مطالعه دقیق این متن دعوت می‌کنم. مسئولان نشریات معتدل میانه‌رو را، اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا، به شعار «صلح دوفاکتوی ملی» و در واقع همان شعار «آشتی ملی» سرور گرامی‌ام، رئیس دولت اصلاحات، توجه می‌دهم.
***
اهداف نیک برای روزنامه‌نگاران چیست؟ مسلم است که این اهداف شخصی نیستند؛ بلکه آماج‌هایی اجتماعی هستند که یک گروه روزنامه‌نگار در مقابل خویش و فراراه رسانه‌شان قرار می‌دهند. من تلاش خواهم کرد تا این اهداف را از نگاه خودم و متناسب با موقعیت کنونی کشور شرح دهم.
برای این کار، ابتدا می‌خواهم عبارتی را در فرهنگ سیاسی کشورمان وضع کنم و از «صلح دوفاکتوی ملی» سخن بگویم. مراد من از صلح ملی در وضعیت دوفاکتو، وضعیتی است که در آن مردم کشور فارغ از تمرکز روی اختلاف بین دیدگاه‌ها یا تفاوت جایگاه اجتماعی و سطح زندگی اعضای جامعه و حتی نامتوازن بودن توزیع قدرت، نارضایتی‌های سیاسی و حتی اختلاف حل‌نشده و مزمنی که بین آن‌ها وجود دارد، توافق می‌کنند تا برای دادن فرصت به تغییرات مسالمت‌آمیز سیاسی و اجتماعی، اصلاح روش‌های اداره جامعه و دور کردن کشور از تهدیدهای خارجی -که همیشه کم‌و‌بیش وجود دارند- روابط درونی خود را بر مبنای پذیرش یکدیگر به صورت دوفاکتو تنظیم کنند.
یعنی بپذیرند دیگری وجود دارد، نمی‌توان وجود او را انکار کرد، قابل حذف نیست و عقاید و برنامه‌هایش در جامعه ریشه دارد. مثلا اصلاح‌طلبی در جامعه ما گرایشی قابل تکذیب و حذف‌شدنی نیست و فارغ از اراده ما به حیاتش ادامه می‌دهد. در چنین شرایطی، نه نیازی به توافق کامل یا تسلیم کسی در برابر شخص دیگر است و نه نیاز به ترس و سوء‌ظن و مقابله‌جویی و تحدید و گاردگیری دائمی و روحیه تهاجمی. تدوام چنین وضعیتی تکوین تدریجی تغییرات مثبت و اصلاح امور را در بطن خود می‌پرورد و ظرفیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور را افزایش می‌دهد و فرصت اقدامات ضدملی را از اجزای ناسالم و مغرض داخل و بیرون حاکمیت می‌گیرد. به نظر من، هنگامی که ساختار قدرت از یکپارچگی کامل برخوردار نیست و گونه‌هایی از مشارکت سیاسی آحاد جامعه وجود دارد، خط‌مشی صلح دوفکتوی ملی نتیجه‌بخش‌ترین رویکرد سیاسی و اجتماعی خواهد بود. این دیکته‌ای است که در وضعیت کنونی خطیر کشور -که نیازی به شرح و بسط آن نمی‌یابم- به تاریخ ما و ما می‌کند.
بدیهی است صلح ملی با رویکرد فوق به معنای تسلیم عمومی به بی‌عدالتی‌های سیاسی و اجتماعی، چشم‌بستن بر فساد، جمع‌کردن بساط نقد شیوه‌های اداره جامعه و حکومتگری و کنار گذاشتن مطالبات اجتماعی نیست. صلح دوفاکتوی ملی به معنای پذیرش وضع حاضر از جنبه تنوع و تکثر از یک سو و متعهد بودن همه به حفظ اساس ساختار موجود سیاسی به منظور امن کردن مسیر تحرک ملی در ورند حیات اجتماعی از سوی دیگر است. تحرک ملی نیز چیزی نیست جز مشارکت آگاهانه و متین در تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر رای و نمایندگی. عقلای جامعه باید پیشنهاد چنین صلحی را به همه -مردم و زعمای قوم- بدهند و بر آن اصرار کنند. اینکه هم اکنون صدها هزار نفر از اعضای جامعه علی رغم ناخشنودی از برخی سازوکارها و با داشتن نقدهایی جدی بر موقعیت، در قالب نهادهای مدنی و فعالیت‌های جمعی و فردی در حیات اجتماعی مشارکت فعال می‌کنند، دستاورد و نمونه‌ای است طبیعی از رفتار مبتنی بر پذیرش دوفاکتوی وضعیت موجود که ثمربخشی و نیاز به توسعه آن در کل جامعه، در قالب صلح دوفاکتوی فراگیر را آشکار می‌سازد. دفاع اخیر برخی مسئولان رده‌بالا از ابقای یک هموطن زرتشتی در شورای شهر یزد -که مخالفان صلح با جامعه براساس موقعیت دوفاکتو، با تمسک به شرع انور به جنگ آن رفته‌اند- نیز نمونه‌ای است از گرایش به پذیرش دوفاکتوی همزیستی هدفمند همه ایرانیان از سوی نظام، هرچند نمونه ای نادر است.
با پذیرش چنین میثاقی و تا زمانی که این میثاق زیر پای کسانی خرد نشود، وظایف گروه‌های مرجع، مراقبت از موقعیت و نگه‌داشتن جامعه روی مسیر است و روزنامه نگاران اصلاح‌طلب کشور نیز در زمره گروه‌های مرجع هستند. به نظر من، تقویت صلح ملی می‌تواند بزرگترین هدف روزنامه‌نگاران متعهد به اصلاح‌طلبی در شرایط کنونی باشد.

آبان 1396


🆔@jameeno
👍13
#الف

🏷 به سبک «بکن»/«نکن»های این روزها، به آقای رئیس‌جمهوری!

🖊شورای سردبیری:
دوباره می‌خواهیم با عزیزمان پزشکیان حرف رک بزنیم؛ چون سرش هنوز خلوت است و اطرافیان هم گوش بزنگ. دو روز دیگر دست احدی به او نمی‌رسد؛ چون محاصره‌اش تکمیل و حلقه‌اش تنگ‌تر می‌شود. خطاب به اوست؛ ولی شما هم بخوانید و اگر چنین نکرد، شما هم رأی خود را به طریقی پس بگیرید!
رک میگوئیم:
۱- وقتی اختیار امضا دستت افتاد، اول از همه حسابِ در اختیار رئیس‌جمهوری را بلوکه کن. دست خودتت را کامل ببند. هرچه تا آن‌روز از این حساب خرج شده فدای سر مردم، ولی از روز گرفتن حق امضا از آن حساب فاصله بگیر و از بودجه‌ی سال آینده هم حذفش کن!
برای رئیس‌جمهوری بودن فقط یک خودکار لازم داری: برای یادداشت کردن و برای پاراف کردن دستورهایت! نمی‌گوئیم ناهارت را از خانه بیاور، ولی از منابع بی‌حساب‌و‌کتاب فاصله بگیر تا بتوانی فرهنگ بودجه‌های محرمانه غیرنظامی و غیرامنیتی را اصلاح کنی!
۲-به جوانان اصلاح‌طلبی که همراهی‌ات کرده‌اند، احکام بازرسی مشخص بده! بدون جیره و مواجب و دستمزد. اصلاح‌طلب واقعی برای انجام دستورات رئیس‌جمهوری انتخابی‌اش با خودروی خودش این‌طرف و آن‌طرف می‌رود. آن‌ها را از پذیرش حکم آلوده به خیانت عضویت در هیات‌مدیره‌ی شرکت‌ها به صراحت منع کن! آلوده‌شان نکن! اکثر پیرمردهای اصلاح‌طلبِ دنبال شغل را هم باید فرستاد خانه تا خاطراتشان را بنویسند.
۳-یک بار هم، مثل دیگران، با مترو برو تا دفتر ریاست‌جمهوری و بعد این مردم نوازی‌ها را برای باقی دوران ریاستت تعطیل کن. هیات‌بازی و سینه‌زنی، مثل خاتمی، یک روز قبل از تاسوعا در مسجد ریاست‌جمهوری و تمام! برای نگه‌داشتن آن حداقل شش میلیون رأی دور دوم در پشت سرت به این نمایش‌ها احتیاجی نداری. بیشتر از این در مردمی‌بودن پافشاری کنی، کارت بوی عوام‌فریبی می‌گیرد.
۴-از همین الان دندان رفتن به سفر استانی را از ریشه درآور. احمقانه‌تر از این که رییس‌جمهوری جایی برود که کاری برای انجام دادن یا حرفی برای گفتن نداشته باشد، چیزی نیست؛ چون در نهایت به پرت‌و‌پلاگویی، دادن وعده پر از بلاهت و گند زدن به سازمان برنامه و بودجه و کار کارشناسی می‌افتد. از مقام رهبری که برکاتی هم در این کار می‌بیند رخصت بخواه که تعطیلش کنی.
شما رئیس جمهوری؛ منبع و حامل قدرت اجرا در قبال مشکلات ۸۵ میلیون نفر! در همان اطاقت بنشین و گزارش بگیر و بخوان، مشورت بگیر، در شوراها بنشین و در نهایت بگو (دستور بده) هرکس چه کند. کار رییس‌جمهوری این است؛ نه سفر استانی رفتن. اصرار می‌کنیم که اصرار کنی تو را از سفر استانی معاف کنند!
۵- استدلال و لابی کن تا سیاست‌های امنیت داخلی حکومت اصلاح شود. درست است که نه قولی در این باب داده‌ای و نه اصلا در چارچوب فعلی قدرت در کشور، این تجدید نظر در اختیار رییس‌جمهوری است. ولی می‌دانیم که می‌دانی این سیاست‌ها و ادامه آن‌ها اشتباه است. ما البته پشت سیاست امنیتی حکومت را نمی‌دانیم که چرا مثلا آدم‌های بیخودی را در زندان نگه می‌دارد؟
این یک مثلث عشقی است که دخترکی را از زندان رها می‌کنند، جلوی در زندان مرگ بر فلان می‌گوید و سر همین برش می‌گردانند داخل تا عکسش بشود تیتر برنامه بی‌بی‌سی و نگه‌داشتنش در زندان کار مثبت دستگاه امنیت! نمی‌شود سر درآورد که چطور منفعت آن دخترک (متاسفانه اسمش از خاطر رفته) و دستگاه امنیت و بی‌بی‌سی، هر سه هم‌راستا شده است!
تا وقتی چنین «خرتوخری» است، به تهدیدها و التجاهای این و آن که می‌خواهند مسئله «کاسبان دموکراسی و حقوق بشر» را هرطور شده به مسئله رئیس‌جمهوری تبدیل کنند، اعتنا نکن. اگر می‌خواهی ایستادگی کنی، از حقوق افشاکنندگان فساد که هیچ پناهی ندارند و شیاطین حکومت به خونشان تشنه‌اند دفاع کن. هر طور بلدی و بی‌تظاهر، حکومت و دستگاه‌‌های آن را به درپیش‌گرفتن عقلانیت امنیتی فرابخوان و نه بیش. امنیت داخلی ملت ما را امروز طالبان تهدید می‌کند؛ نه روزنامه‌نگار افشاگر فساد!
6-درباره مسائل کلان، اقتصاد و بازی قدرت سیاسی، قبلا حرف زده‌ایم. می‌ماند امنیت ملی. تا پایان امسال، احتمالا اما قریب به یقین اوضاع امنیتی کشور به شدت وخیم می‌شود و احتمالا بهار سال آینده یک گردش قهرمانانه دیگر در پیش است. خیلی قهرمانانه‌تر خواهد بود و اگر نه مدال، که طوق انجامش به گردن شما و نه فقط وزیر امور خارجه خواهد بود. از الان ترتیبی بده که مثل تجدید رابطه با عربستان، پهلوان عرصه گفتگوی رزمی از درون یک شورا و به نمایندگی از هسته‌ی مرکزی قدرت روی تشک برود!
ما آنچه شرط مروت است با جنابعالی می‌گوئیم. بسیار عزیز و محترم و مایه بازگشت امیدید. اینکه حدی از قدرت که ملت به شما اعطا کرده فاسدتان نخواهد کرد، آشکار است. اما این موقعیت فقط برای پاک ماندن نیست؛ برای برآوردن سفارش اجتماعی یک ملت به قیمت جنگیدن تا حد له و کشته‌شدن است هم. این را تعهد کرده‌اید!

🆔@jameeno
👍302🥰2
#توییتر_جامعه_نو

🏷️ دیپلماسی را ازطالبان یاد بگیرید: درمقابل شرکت در مراسم ریاست جمهوری، تحویل کنسولگری افغانستان در مشهد را دستخوش گرفته. معنایش؟ با تحویل کنسولگری، و شرکت نماینده طالب در تحلیف، دوبار او را به رسمیت شناخته‌ایم. چه گرفتیم؟ حضور در تحلیف! مراسم پر هزینه‌ای است!


🔗«جامعه‌نو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
🤯5👍3😁2
#توییتر_جامعه_نو

🏷️ اگر زاکانی یا فردی مثل او می‌تواند راسا تصمیم بگیرد دو میلیارد دلار ببرد و ۲۵۰۰ دستگاه اتوبوس بیاورد، نظام این کشور و دولت و بالا و پائینش را باید کله‌پا کرد! این فساد نیست، غارت سازمان یافته است! پزشکیان باید جفت پا برود روی سینه این نظام تصمیم گیری! اگرنه، ول معطل است!


🔗«جامعه‌نو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
👍20🙈3👎1
#الف

🏷 کابینه‌ی اقتصادی عقل منفصل می‌خواهد

🖊تحریریه جامعه‌نو:
حالا که گویا کار کمیته‌های معرفی وزیر به پایان رسیده و اشخاص «خوب» انتخاب شده‌اند، دوباره باید درباره کابینه حرف بزنیم.

از همین مسئله‌ی «خوب» بودن آغاز کنیم: اشخاص ممکن است انسانی خوب باشند، اما وزیر خوبی نباشند. ممکن است وزیر خوبی هم باشند، اما هم‌گرا با باقی کابینه نباشند. کابینه‌ها هم ممکن است خوب باشند، اما با سردرگمی ناشی از گیجی رئیس‌جمهوری مواجه باشند. رئیس‌جمهوری هم می‌تواند خوب باشد و گیج نباشد، اما برنامه و مسیر نداشته باشد: اقتصاد یک مسیر پیچ‌در‌پیچ است؛ پر از کوره‌راه و پشت هر پیچش یک دوراهی هست؛ نقشه نداشته باشی، سر از پرتگاه درمی‌آوری. همراه رهزن و رفیق نیمه‌راه هم که الی ماشاءاللـه! تشکیل یک کابینه از انسان‌های خوب (یعنی اشخاصی از نظر مالی سالم، باسواد، و دیگر چه؟) فقط نیمی از نصف کار است، آقای پزشکیان!
ما از خیلی پیش حرف‌زدن را در این مورد شروع کرده‌ایم. ابتدا گفتیم کمیته باید غیر از محک پاکی و سواد، یک معیار دیگر هم با مضمون همسویی با برنامه رئیس‌جمهوری در اختیار داشته باشد تا وزیر را متناسب با آن ارزیابی کند. گوش کسی بدهکار نبود. حالا به آنجا رسیده‌ایم که لیست‌های گویا پنج نفره از اسامی در برابر رئیس‌جمهوری است و او باید از بین‌شان وزیر انتخاب کند؛ از میان اشخاصی که به احتمال زیاد بسیاریشان را هنوز ندیده و نمی‌شناسد! جای شکرش باقی است که در نهایت چنین نمی‌کند؛ وگرنه باید در مورد خیلی از لیست‌ها قرعه می‌کشید.
آنچه به احتمال بالا رخ خواهد داد، انتخاب اشخاص معروف و آشنا و قدیمی، البته به کمک همان شورای راهبری است که پزشکیان آن‌ها را در دوره طولانی نمایندگی شناخته است و آشنایی با دیدگاه‌هایشان دارد. راهی هم جز این ندارد. فقط می‌ماند اینکه مثلا هادی خانیکی را، شخص افتاده و کم‌ادعایی که همه عمر از بخش «بیزینس» اصلاح‌طلبان دور بوده و در گفتگوی تمدن‌ها غلت زده، چطور می‌توان ترغیب کرد در شورای راهبری بین نامزدهای وزارت اقتصاد یا وزارت صنعت دانه درشت انتخاب کند.
اگر بگوییم آخرش در انتخاب کابینه بلبشو می‌شود، خطا نگفته‌ایم؛ چون نشانه‌اش را اخیرا در اشارات خود پزشکیان دیده‌ایم؛ از قبل هم گفته بود شاید این کمیته‌بازی موفقیت‌آمیز نباشد. راستش بدگمان‌ایم به این‌که تکرار می‌کنند این فهرست‌ها جعلی‌اند: دارند افکار عمومی را با آن‌ها می‌سنجند و حساسیت‌ها را از بین می‌برند و افراد را جامی‌اندازند. ولی خب، اشکالی ندارد.

...ادامه در پست بعدی...

🆔@jameeno
👍7
...ادامه از پست قبلی...

بپردازیم به بخش اقتصادی کابینه که همواره یک مشکل دارد: انسجام می‌خواهد، که ایجاد آن هم مشکل است! علتش روشن است: در یک اقتصاد ایدئولوژی‌زدایی شده از مسیرهای متفاوتی می‌توان به سوی آماج‌های نهایی دولت‌ها، توسعه اقتصادی-اجتماعی، رفت. انتخاب این مسیرها، هم به وضع کنونی، یعنی مشکلات انباشته، نیازهای روزمره و ظرفیت‌های در دسترس، بستگی دارد و هم به ظرفیت‌ها و منابع بالقوه و ممکنات دسترسی به سرمایه‌های لازم. معمولا برای انجام این وظیفه یک پاسخ ساده‌انگارانه وجود دارد و با یک انتخاب کار تمام می‌شود: یا اقتصاد بازار یا برنامه‌ریزی دولتی؛ یا لیبرالیسم یا سوسیالیسم؛ یا رهاکردن یا کنترل؛ یا کوچک‌کردن دولت یا بستن همه به ساختار آن!
قراردادن دولت‌ها در جهانِ رو به توسعه بر سر این دوراهی خطای محض است. کره که اکنون نماد سرمایه‌داری توسعه‌یافته است محصول مداخلات حساب‌شده و عمیق دولت در دوران ژنرال پارک در دهه شصت و هفتاد است و هند بزرگ که از مرحله توسعه‌نیافتگی تا مرحله گذار به یک اقتصاد بزرگ توسعه‌یافته آمده، مدیون برنامه‌ریزی دولت‌های عاقل است. دولت ایران و نهادهای وابسته به رهبری‌اش، بزرگترین مالک و صاحب بالاترین میزان سرمایه و بیشترین صنایع بزرگ کشور اند. قاعدتا باید بزرگترین برنامه‌ریز اقتصاد هم باشند. لابد می‌پذیرید باید بیشترین عقل را هم داشته باشند. اما معمولا عقل ندارند: چاقالوی نشسته روی گنج، توزیع‌کننده رانت و ایجادکننده انواع مافیا و خالق ساختارهای معیوب زیان‌ده‌اند. این غول ویرانگر را چگونه می‌توان واداشت به قاعده عقل عمل کند تا بعد بشود داخل خمره انداختش یا بندش زد تا آسیب‌زایی‌اش کم شود و به جای ویرانی آباد کند؟
برای پاسخ به این پرسش باید آن را تقسیم به دو کرد:
یکم، دولت، اینجا یعنی سیستم مرکب حکومت و قوه‌ی مجریه، برای اداره اقتصاد کشور از فردا می‌باید چه کند؟
دوم، دولت برای آن‌که تکلیف اقتصاد و تکلیف خودش در دراز-مدت معلوم باشد، می‌باید چه کند؟
نخست می‌باید به پرسش دوم پاسخ داد:
1. حکومت باید تکلیف اقتصاد کشور را در رابطه با اقتصاد جهان روشن کند. اقتصاد ایران چهل و اندی سال است به گروگان سیاست خارجی‌اش درآمده و در خدمت توسعه و رشد کشور نیست. سیاست ابزار اقتصاد ایران نیست، بلکه ارباب و صاحب‌اختیار آن است، درحالی‌که باید به‌عکس باشد. حکومت در کلیت خودش برای اقتصاد هزینه می‌زاید.
2. دولت ایران باید روند کوچک‌شدن در پیش بگیرد و از فعالیت اقتصادی دست کشیده، به مدیریت کلان، آمایش سرزمین و برنامه توسعه بپردازد. برنامه میان‌مدت باید خلاص کردن دولت از سرطان موسسات دولتی باشد. این امر در دراز-مدت به کنترل بودجه کمک خواهد کرد که خودش زاینده هزار مشکل دانه‌درشت است. در کنار آن، تکلیف «تشکیلات خودمختار اقتصادی» وابسته به نهاد رهبری باید روشن شود. دوکاسه‌بودن اقتصاد نه منطقی است و نه لازم. شکر خدا ولی‌فقیه مالک مختار کل این سرزمین است و مقام منیع‌اش شایسته زیر مهمیز داشتن تشکیلات اقتصادی نیست. زودتر باید این مشکل را حل کرد.
این دو تغییر عظیم را جز در دراز مدت و جز با اراده کل حکومت نمی‌توان انجام داد. تا آن وقت پزشکیان فقط می‌تواند با توجه به حیاتی بودن این تغییرات، زمینه انجام آن‌ها را فراهم کند.
اما در پاسخ به پرسش یکم، اداره اقتصاد کشور از فردای تحلیف، کاری است برای چهار یا هشت سال که انجام آن مانند روشن‌نگه‌داشتن یک موتور برق کاملا فرسوده و کم‌توان است: باید بالای سرش بایستی و دائما با شیرها و پیچ‌ها و سوپاپ‌ها کار و کم و زیادشان کنی. هیچ راه‌حل جادویی و یکسره‌ای برای روشن‌نگه‌داشتن موتور اقتصاد ایران بدون استفاده از انواع الاکلنگ‌های اقتصادی وجود ندارد. از همین رو هیچ خط مشی ثابت و از-پیش-تعیین-شده‌ای برای آن موجود نیست.
رهاکردن اقتصاد به سازوکارهای بازار و یا تبدیل دولت به ناظم همه کارها اشتباه است و بنابراین حاکم‌کردن یک نگرش اقتصادی بر کابینه صحیح نیست. هم‌گرا کردن پاره‌ی اقتصادی کابینه است که مفید است. ذات وزارت صنایع با ذات وزارت کار متفاوت است. اولی نگرش اتاق بازرگانی را می‌خواهد، دومی منافع جامعه دستمزد-بگیران را می‌خواهد.
پیچ‌های ماشین دولت در ایران از جا دررفته، هرز شده، ولی باید در حالی‌که در حال کار است تعمیرش کرد. این کار تعامل مثبت اجزاء را لازم دارد. پس:

...ادامه در پست بعدی...

🆔@jameeno
👍8
...ادامه از پست قبلی...

1. دولت باید یک پیکره‌ی اقتصاددان عاقلِ برنامه‌ریز به عنوان مشاور داشته باشد (قبلا در «چراغ و چاله!»، درباره‌اش نوشته‌ایم) تا آن‌ها برای شل و سفت کردن پیچ‌ها به تصمیم برسند. دولت عقل منفصل می‌خواهد که فقط در دانشگاه است. دولت‌ها از دهه‌ی شصت این نیاز را حس می‌کردند، اما شورای نگهبان مخالف گرفتن کمک فکری از بیرون ساختار حکومت بود و استاد دانشگاه را داخل دولت و حکومت حساب نمی‌کرد. بنابراین دولت‌ها رفتند سراغ شورای اقتصاد که ترکیبی تقریبی از وزرای اقتصاد بود. شیر با یال و دم و اشکم از کار درآمد، ولی مغز نداشت. نصف بحث آن، مسائل شورای آرد و نان بود که اهمیت داشت، اما به کلان اقتصاد وارد نمی‌شد.
2. اهرم‌ها و پیچ‌های ماشین اقتصاد ایران را نمی‌توان خیلی تند چرخاند. حسین عبده نمی‌تواند حرف خود را که نمی‌شود بنزین را ۵۰ هزار تومان خرید و سه هزار تومان فروخت به سمت تبدیل به راهکار اجرایی ببرد. کشور یا فیوز می‌پراند یا آتش می‌گیرد. به همین سان نمی‌توان خرج هنگفت و دست‌و‌دلبازانه را برای ده‌ها نوع تشکیلات مذهبی، خرج هزاران طلبه خارجی، هزاران نان‌خور بی‌مصرف سازمان‌های ایدئولوژیک، از کیسه صنایع و بخش تولید پرداخت و پیچ مالیات آن‌ها را مانند گیره کشیش‌های قرون وسطی بدون ملاحظه پیچاند.
نسخه‌های موسوم به جراحی سریع یک‌باره و یا تبدیل ایران به نوانخانه یارانه‌بگیری ملی، از آشغال‌جمع‌کن گرفته تا کارخانه‌ی خودروسازی، شکست خواهند خورد؛ تازه اگر موجب ناآرامی طبقات مختلف نشوند. در روزهای آتی درباره کلمه‌ی رمز «تصمیم‌سخت» هم خواهیم نوشت.
۳. از جنبه نظری هم دوران سپردن اقتصاد کشورها به یک گرایش چپ یا راست رادیکال و ارتودوکس گذشته است و از نظر عملی هم چین و برخی کشورهای اروپایی نشان داده‌اند یکسو گرایی راه به جایی نمی‌برد.
نکته مهم این است که صرفا یک نهاد بالادستی می‌تواند اجزای سیاست متعادل اقتصادی را به وزارتخانه‌ها ببرد و وزیران هر قدر هم دانشمند باشند، مامور به اجرای این سیاست‌هایند و نه واضع آنها. وزیران همچون پیستون‌های اتومبیل‌اند که هرچند کار اصلی را می‌کنند و میللنگ را به گردش می‌آورند، اما فرمان بالا و پایین رفتن را از میللنگ می‌گیرند: در واقع میللنگ خودرو هماهنگ‌کننده حرکات خلاف جهت آن‌هاست و این‌چنین است که در نهایت موتور می‌چرخد. ما اسم این نهاد بالادستی فارغ‌بال را می‌گذاریم شورای مشاوران اقتصادی رئیس جمهوری. اگر رئیس‌جمهوری اقتصاددان باتجربه و تیزهوشی در کنار دست خود دارد، به جای دفن کردن او در وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها، رهایش کند تا در آن شورا همراه دیگران ببیند چه باید کرد. وزیر-کارمندها را نگه دارد برای شرکت سهامی کابینه، سفر استانی، کلنگ‌زنی و استخدام برادرزاده‌ها و نوه و نتیجه این و آن!

🆔@jameeno
👍8
#الف

🏷 چرا اینجا کشتند؟

🖊 شورای سردبیری:
ابعاد آنچه دیشب با ترور اسماعیل هنیه در تهران رخ داد از ترورهای معمول و فراوان اسرائیلی‌ها بسیار بزرگتر است: آتش‌زدن یک فیتیله و کشاندن چند کشور خاورمیانه به میدان تا به ساز اسرائیل رقص مرگ را آغاز کنند. خوشبین‌ترین ناظران هم اگر نه جنگی تمام‌عیار، دست‌کم یک درگیری پر از ضربات متقابل را پیش‌بینی می‌کنند. اسرائیل سرپوش آتشفشان را در تهران برداشت. ولی چرا اینجا؟
یک پاسخش: اطمینان از بزرگی ضربه‌شان به تهران است؛ آنقدری که تهران دوباره نتواند سُر بخورد و پاسخ را به نیابتی‌ها واگذارد: ایران برای حفظ اعتبارش و دور کردن لکه‌ی ننگ لو-داده-شدن محل رهبر حماس به موساد، واکنشی تند خواهد داشت و همین برای جنگ‌طلبان منطقه و استراتژیست‌های اسرائیل کافی است.
اما دلیل تاکتیکی‌اش سهولت کار اطلاعاتی و عملیات خرابکاری در خاک ایران است. ایران کشور بی‌دفاعی است: نه تنها درهای باز، که آدمِ باز هم زیاد دارد. اگر هنیه را در قطر می‌کشتند، غیر از ساختن بحران دیپلماتیک، امکانش را نداشتند که عملیات را در همکاری با پایی در قطر اعلام کنند. اما این اتهام به ایران می‌چسبد؛ به‌ویژه در افکار عمومی و مردم کوچه و خیابان. اگر در قطر رخ داده بود، دولت آنجا زیر اتهام نبود، ولی اینجا فرق می‌کند. از ما پاسخ خواسته خواهد شد.
پاسخ حکومت به خارج و توضیحش به فلسطینی‌ها، که «چرا؟» و «چگونه؟» این اتفاق افتاد، مهم است و انتظار آن‌ها هم جز معرفی و مجازات همکاران ایرانی اسرائیل در این ترور نخواهد بود.
اما در جنبه‌ی داخلی حکومت می‌باید دیگر بداند کل تشکیلات امنیتی‌اش زیر سوال است و کسانی که از طریق پرونده‌سازی برای ایرانیان و سرکوب و کشتار جوانان برکشیده‌شده‌اند، بهترین به-دام-افتاده‌های اسرائیل و همکار و عمله‌اش در این‌گونه رخدادهایند. این توجیه احتمالی که شاخه‌های امنیت داخلی و خارجی دستگاه امنیتی از هم جدایند، خیلی دم‌دستی است و ناپذیرفتنی.
تشکیلات ضدجاسوسی که به عده‌ای سرکوبگر اعتراضات اجتماعی سپرده‌شده تا به خبرنگاران روزنامه‌ها اتهام جاسوسی بزنند و به‌قدری ناتوان و بی‌مصرف است که تشخیص‌هایش درباره جاسوس‌نبودن فلان فعال اجتماعی یا بازرگان یا متخصص محیط‌زیست کوچکترین ارزشی نزد سایر دستگاه‌های امنیت و اطلاعات ندارد، قاعدتا امکان یافتن نفوذی‌های اسرائیل را هم نمی‌یابد. حتی اگر در خودش نفوذ نشده باشد!
بدون‌شک در خارج از زاویه دید ما پیگردهایی رخ خواهد داد و چهره‌های ناشناخته‌ای زیر بازجویی خواهند رفت تا پاسخی برای فلسطینی‌ها و افکار عمومی جهان عرب فراهم شود. شاید حتی یکی-دو نفر به قاعده‌ای که مجید فشی اعدام شد، بروند بالای دار؛ ولی پیدا کردن همکاران اصلی و سرشاخه‌ها و عوامل اصلی اسرائیل در این ماجرا ممکن خواهد بود؟
شاید این ترور دستاورد خیری چون انجام یک لایروبی و الک‌کردن سرویس‌های امنیتی را برای پیدا کردن جواهرات موساد در ایران داشته باشد. مشکل اینجاست که حتی آن هم که لایروبی را انجام خواهد داد، قابل‌اعتماد نیست؛ شبیه به جویندگان حقیقت در بازجویی‌های پرونده‌ی قتل‌های زنجیره‌ای! ما در حالی که چشم‌بند زده‌ایم نمی‌توانیم دنبال آدم‌های باهوشی بگردیم که با علامات خود ما را به بن‌بست و پرتگاه و آدرس عوضی می‌کشانند.
اما فقط تصفیه لایه‌های امنیتی کافی نیست و ریشه توانایی اسرائیل در ساختار حکومت ایران باید شناسایی شود. این مقدار نفوذ فقط حاصل زرنگی موساد نیست؛ علل زیربنایی دارد: در ترجیح ایدئولوژی انحرافی فرقه‌ای به میهن‌پرستی، در ترجیح خوش‌خدمتی سیاسی به وظیفه‌شناسی حرفه‌ای و در برکشیدن آدم‌ها از طریق روابط و نه ضوابط. جاسوس‌ها همیشه مومن‌ترین آدم‌ها به حکومت‌هایند!
انتقام هم به جای خود، ولی پاسخ به این پرسش از آن واجب‌تر است که کدام بستر محل کاشت عوامل اسرائیل بوده و آبشخور این عوامل کجاست؟ سران حکومت این را دوست ندارند، اما حالا دیگر آشکار است اشخاص با شخصیت و دارای هویت و عقل سرد را از خود می‌رانند و به متملقان، بی‌وطننان و شعاردهندگان و متظاهران به آداب مذهبی راه می‌دهند.
در جایی از رمان «گروگان» یکی از شخصیت‌ها می گوید: «هم هسته‌ی حکومت و ایدئولوژی آن با اسراییل مخالف است و هم اسرائیل تا مغز استخوان در این حکومت نفوذ دارد. بقای این حکومت و خرابکاری‌هایش را می‌خواهد، اما یک ایران قدرتمند را درآینده نمی‌خواهد. پس فقط آن را تضعیف می‌کند، ولی رژیمش را که کشور را تخریب می‌کند، کاری ندارد. یک مثالش این است که دانشمند هسته‌ای را می‌کشد، اما به سران رژیم کاری ندارد؛ درحالی‌که کشتن آن‌ها برایش مثل آب خوردن است».
وقتی در تهران شده، پس کشتن هنیه در قطر یا جای دیگر هم مثل آب خوردن می‌بود؛ ولی در تهران انجامش دادند تا چشم‌بسته به وسط یک جنگ بزرگ منطقه‌ای شیرجه بزنیم؛ از ایران چیزی باقی نماند؛ اما حکومتش بماند!

🆔@jameeno
👍32👎2👏2🤔2😭1
#توییتر_جامعه_نو

🔖 دبیر شورای عالی امنیت ملی گفته: «رژیم صهیونیستی پاسخی درخور دریافت خواهد کرد». این یعنی ایران بر اعصابش مسلط است، واکنش خواهد داشت، ولی آنگونه که در تل‌آویو طراحی شده، مسیر برپا شدن جنگ را هموار نخواهد کرد.


🔗«جامعه‌نو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
👍22
#توییتر_جامعه_نو

🔖رؤسای سه قوه اشخاصی از حیث سیاسی همسان نیستند، اما حرف‌هایشان در مجلس انعکاس دقیقی بود از تمایل رهبر کشور به آنچه در تقاضای حمایت از دولت متبلور شده است: وفاق به جای حذف! اگر نه عاقبت، فعلا چنین به نظر می‌رسد که اصرار بر یکدست‌سازی کنار گذاشته‌شده‌است.
نمی‌گوئیم اصلاحات سیاسی در کشور شروع شده است، اما روآوردن به «حکومت همه شمول» و دست‌کشیدن از یکدست‌سازی و خالص‌سازی، خودش تحولی مهم و مقدمه‌ی اصلاح است: اصلاح در نگاه به موقعیت و صحنه، هرچند به اجبار! نشانه‌ای از درستی حکم قدیمی جامعه‌نو که «اصلاحات، کار حکومت است!»


🔗«جامعه‌نو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
👍11🤷‍♂1
#معرفی_کتاب

به زودی منتشر می‌شود:
سیاست چیست؟: کنش‌ورزی سیاسی و سیاست‌پژوهی
نویسنده: آدریان لفت‌ویچ
مترجمان: مصطفی تاج‌زاده و فروغ قلی‌پور

اساتید و دانشجویان رشتهٔ علوم سیاسی اذعان دارند که تلقی هر فرد از سیاست نه تنها بر پرسش‌های او بلکه بر چارچوب نظری تحلیل‌ها و تا حدودی بر اقدامات سیاسی او تأثیرگذار خواهد بود. هدف اصلی کتاب سیاست چیست؟ کنش‌ورزی سیاسی و سیاست‌پژوهی جز این نیست که خوانندگان مبتدی و علاقمند به مطالعهٔ جدی علوم سیاسی، با تلقی‌های گوناگون موجود از واژهٔ «سیاست» آشنا شوند و بتوانند، ضمن قیاس تلقی‌های متعارض از این مفهوم، جایگاهی برای تفکر خاص خود بیابند.
ویراست نخست کتاب حاضر در سال ۱۹۸۴ منتشر شد و خیلی زود در انگلستان، استرالیا، آفریقای جنوبی و آمریکای لاتین چنان مورد استقبال قرار گرفت که کمی بعد به‌کلی نایاب شد. در ویراست جدید کتاب، که اینک ترجمهٔ فارسی آن در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرد، مقالاتی جدید افزون شده و مقالات قبلی نیز مورد بازنگری جدی قرار گرفته است.
👍10
#الف

🏷 این آخرالزمان نیست!

🖊 شورای سردبیری:
اگر این عفریت جنگ که اکنون در آسمان خاورمیانه در پرواز است، فرود نیاید و وضعیت کنونی مدیریت شود، آخرین فرصت پیش‌روی کشور ما است تا جایگاهش را در آنچه حکومت «محور مقاومت» می‌خواندش، بازتعریف کند و روابطش را با دیگر دولت‌ها و گروه‌ها مشخص سازد. در وضعیت فعلی ایران تنها دولت این محور است (کسی روی سوریه حساب باز نمی‌کند). سایر اجزاء، یا اساسا نیروهای نامنظم شبه‌چریکی‌اند (نیروهای عراقی مثل حشدالشعبی) که دولتشان از وجودشان راضی نیست، یا توانسته‌اند از این مرحله بگذرند و پیوندهایی با دولت برقرار کنند و با ورود در ساختار سیاسی پذیرش رسمی حداقلی برای خود بسازند (حزب‌الله در لبنان) یا شبه‌دولت‌هایی‌اند همچون حوثی‌ها و حماس. تفاوت چنین نیروهایی با یک دولت، آنجاست که یک گروه چریکی یا شبه‌چریکی هیچ تعهدی برای تأمین غذا یا بهداشت یا آموزش، و حتی حفظ جان مردم محلی ندارد و می‌تواند به هیچ اصلی از اصول معمول بین‌الملل عمل نکند و می‌تواند جز برای تامین سلاح خود هیچ فعالیت اقتصادی نداشته باشد. اما دولت‌ها چنین نیستند: طبق تعریف عرفی، در درجه اول، مسئول تأمین امنیت، نظم و غذا، بهداشت، آموزش و مدیریت اقتصاد برای انتظام تجارت و تولید و برطرف کردن مشکلات مالی و از همه مهم‌تر امنیت‌ملی اند.
از این منظر، آنچه که به اختصار «محور» می‌نامیم، نامتقارن به نظر می‌آید؛ همان مسئله‌ای که سبب پیدا شدن تاکتیک‌ها و استراتژی‌های متفاوت بین اجزاء آن می‌شود؛ که مشکل‌زاست. مثلا در جریان یک رویارویی معمولا اجزای چریک‌خوی یک محور مقاومت یا مبارزه، به همان علت فقدان تعهدات، مایل به سرعت در وقایع، درگیری‌های سریع، مداوم و فرساینده و جلوگیری از وقفه‌اند. ولی دولت‌ها نقش خود را در محورها فقط یکی از کارکردهای متنوعشان می‌یابند. پس ناچارند استراتژیک و همه‌جانبه بیاندیشند: دولت‌ها صبر استراتژیک را می‌شناسند. همین بزرگترین عدم‌تقارن را میان دولت‌ها و گروه‌های چریکی سبب می‌شود.
در ماجرای پیش روی ما، آشکار است که نتانیاهو به دلایل زیادی خواستار گسترش درگیری و کشاندنش به فضای ایران و سپس مجبور کردن ایالات متحده به مداخله است. از این رو به نوعی بین او و شاخه‌های مقاومت همسویی و میل مشترک وجود دارد. نیروهای موصوف (که نام عمومی «نیابتی» یافته‌اند) بسیار مایلند قدرت بزرگ کشوری مانند ایران علاوه بر حمایت مالی و تسلیحاتی، به‌طور مستقیم هم درگیر نبردشان شود. البته این امری طبیعی است و نه ناشی از بددلی، ولی عاقلانه بودن یا نبودنش، امری است علی‌حده!
در موقعیت فعلی و مورد ایران، اکنون مسئله جدی ما این است: این کشیدن از بیرون، تا چه حد با هل دادن از درون هم (در اثر احساسات یا منافع) تقویت می‌شود؟ باید در این مورد بیاندیشیم و به عقل سرد مدیران کشور که خواهان نگه‌داشتن سطح درگیری پشتِ سد خرد حکمرانی‌اند، اعتماد کنیم.
اکنون برای همه‌ی ما روشن شده است که سطحی از خردمندی نتایج انتخابات اخیر را رقم زد. علتش این بود که قوه‌ی فائقه‌ی کشور به قوه‌ی عاقله‌اش باور کرد؛ یعنی به ارزیابی‌های کارشناسی از روندهای اقتصاد کشور، تغییرات محتمل در رأس دولت‌های بزرگ و آشکاری سطح نازل و شکننده‌ی روابط ملت-دولت. ثبات موقعیت جدید ملی ما امری است که در فرهنگ حکومتی‌مان اوجب‌واجبات خوانده می‌شود و برای هرگونه نقش آفرینی بین‌المللی در آینده هم، توجه به آن و حفظ و تقویت روند آغاز شده در کشور بسیار لازم است. اسرائیلی‌ها این را خیلی سریع درک کردند و لازم دیدند تلاششان را برای متوقف کردن آن بکنند.
ماجرای تأسف‌بار اخیر کاملا به ما نشان داد اسرائیل درصدد به‌هم‌ریختن اعصاب ایران و کشاندن آن به میدان جنگ است. خوشبختانه در میان هیاهوی برخی افراد غیرمسئول که در صدد بار کردن باری شاق به دوش حکومت و درگیر کردن آن با قدرت‌های جهانی‌اند، شورای عالی امنیت ملی که مسئول واقعی و رسمی تعین تکلیف در چنین مواردی است، عملکردی عقلانی داشته است. انعکاس این عملکرد و تصمیم‌سازی در موضع دبیر این شورا بود که بعد از مقام رهبری و رئیس‌جمهوری موجه‌ترین فرد برای اعلام موضع در چنین موضوعاتی است. او اعلام کرده «پاسخ درخور داده خواهد شد». بنا بر این گمان و انتظار این است که در هرگونه عملیات تلافی‌جویانه علیه جنایت اخیر، کماکان نیروهای خط مقدم به عملیات بپردازند و نباید به این انتظار دامن زد که ایران جلو بیفتد و به باتلاق جنگ رویارو کشیده شود. چون ما دیگر باید درک کرده باشیم که به دلایل خاص، این درگیری برخلاف معمول، انسجام ملی با خود نخواهد آورد و کسب حمایت ملی برای آن مشکل است. در دو روز اخیر «شدت حادثه» باعث «شدت احساسات» شد و به درخواست «شدت واکنش» انجامید. این خوب است؛ ولی آن ترور باز شدن درِ آخرالزمان نبود تا واکنش آخرالزمانی هم بیانگیزد!

🆔@jameeno
👍282
#معرفی_کتاب


گروگان
نویسنده: معتمد ماه‌بخشان

چاپ اول: تابستان ۱۴۰۳، نشر مهری
شابک: 2-85-917232-1-978
۲۴۲ ص. ‏: غيرمصور.
‌موضوع: داستان فارسی قرن ۱۵.

🆔@jameeno
👍5👎1
#الف_ویژه

بخشی از مقدمه‌ی کتابی درباره سرویس اطلاعاتی بریتانیا

مطلب امشب ما مهمان جامعه‌نو است: بخشی از مقدمه‌ی محسن اشرفی بر ترجمه‌اش از کتابِ در دست انتشار «سرویس اطلاعاتی انگلیس از درون»، نوشته‌ی استیفن داریل، که نشر نی به مناسبت سالگرد کودتای ۲۸ مرداد چاپش خواهد کرد. کتاب عملکرد سرویس جاسوسی بریتانیا (MI6) را در خاورمیانه براساس اسناد خود سرویس بررسی می‌کند؛ آنچنان که مترجم آن را نوعی درسنامه برای سرویس‌های اطلاعاتی می‌داند. این روزها که سرویس‌های امنیت و اطلاعات کشور زیر فشار پاسخگویی درباره علل ضربات متوالی امنیتی وارد آمده به کشورند، پاسخ برخی پرسش‌ها را در خلاصه این یادداشت می‌توان یافت:

🆔@jameeno
👍53
📰 چرا سرویس‌های اطلاعاتی شکست می‌خورند؟

🖊 مترجم کتاب «سرویس اطلاعاتی انگلیس از درون»:
برای کسانی که مسائل اطلاعاتی را به عنوان اموری مرتبط با امنیت ملی کشور و در واقع اموری سیاسی در حوزه ارتباط با کشورهای دبگر دنبال می‌کنند و نه آگاهی از اسرار کار هیجان‌انگیز جاسوسان، کتاب حاضر می‌تواند یک درسنامه باشد. این ارزیابی را فقط زمانی می‌توان پذیرفت که تعریف یک کشور از فعالیت اطلاعاتی، یافتن نشانه‌ها و ردهایی باشد که نشان دهند تصوری که از چگونگی حفظ امنیت ملی و بیشتر کردن منافع ملی دارد، و همچنین مسیر تحقق این تصور، تا چه حد بر واقعیات و عوامل قابل کنترل منطبق است. در این تعریف، اقداماتی مانند استخدام جاسوس یا کارگذاری شنود و تعقیب و مراقبت، در حد داشتن بیل و کلنگ برای کندن نقب است: هدف و نتیجه کندن نقب، مهمتر از وسیله حفر آن است!
واقعیت آن است که برخلاف تصور اکثر ما، وظیفه و کارکرد اصلی سرویس‌های اطلاعاتی ملی و جاافتاده، پیداکردن یکی-دو خبرچین، یا گیرانداختن خبرچینان غالبا خرده‌پای سرویس‌های رقیب، یا سازمان‌دادن عملیات خرابکارانه و گاهی هم ترور مخالفان یا عناصر نامطلوب نیست - هرچند که غالبا به ارتکاب این اعمال آلودگی و حتی شاید اعتیاد پیدا می‌کنند - بلکه گردآوری اطلاعات درباره اهداف و اقدامات کشورهای دیگر (دشمن، رقیب، دوست، متحد)، و تهیه گزارش‌های تحلیلی درباره‌ی آن‌ها است که بخش اعظم و بالای نود درصد چنین اطلاعاتی نیز از منابع علنی به دست می‌آید و ماموران اطلاعاتی کاردان و مفید به حال کشورها، کسانی هستند که می‌توانند بر چنین وظیفه‌ای تمرکز، و در کنارش نفوذ پنهانی را بر همین سیاق دنبال کنند. کتاب حاضر را از همین رو درسنامه خوانده‌ام که سرشار است از تقابل مدیران و ماموران اطلاعاتی نگران از جایگاه و منافع ملی کشورشان در عرصه جهانی، با سیاستمدارانی که یا نگران اوضاع حزب خود بوده‌اند و یا منافع شرکت‌های بزرگ. دوران مورد بحث کتاب زمانی است که در پایان دوران استعماری، امپراتوری بریتانیا فروریخته بود و این کشور تقلا می‌کرد منافع خود را در اجزای سابق امپراتوری به طریقی حفظ کند. بخش عمده کتاب حاضر که یک روایت تازه و عمدتا درونی اینتلیجنس سرویس ‌از کودتای ۲۸ مرداد است، داستان همان تقلا برای حفظ سلطه بر ذخایر نفت ایران است.
برخلاف بسیاری از کتاب‌های روایتگر تاریخ سرویس‌های اطلاعاتی، استیفن داریل روزنامه‌نگار انگلیسی نقل خود را از حوادث، بر اسناد از بایگانی خارج شده و خاطرات اشخاص دخیل می‌گذارد تا یک تاثیر متقابل را نشان دهد: تاثیر مفید کار عوامل اطلاعاتی در زمینه آگاهی دولت‌ها از اهداف سیاسی پنهان در پس اعمال کشورهای رقیب (که اصیل و مهمترین نتیجه کار سرویس اطلاعاتی است)، و به خطا رفتن مداوم سرویس‌های اطلاعاتی، زمانی که به اجبار کار اصلی خود را رها می‌کنند تا اهداف موقت و آمال غالبا غیرملی دولت‌های چندساله و چندماهه را برآورده سازند. این امری است به غایت مضر، که درک اشتباه بودن آن تجربه بسیار و جلوگیری از رخ‌دادنش تعهد عمیق ملی، شعور پالوده از حزب و فرقه‌گرایی، و شخصیت قوی و نترس می‌خواهد: سازمان اطلاعاتی از هم ناپاشیده و نفوذ‌ناپذیر، اینگونه زاده می‌شود و رشد می‌کند... این دقایق را اگر نه مستقیم، در قالب روایت تاریخ در این کتاب خواهید یافت که البته آموزش عمیقتری است؛ زیرا گسترده شدن افق دید، دربسترنگاه موشکاف به تاریخ، عمیق‌تر است.
البته درک این آموزه‌های مفهومی در کتاب حاضر، با دریافت اطلاعات تاریخی تازه هم همراه است که شوق خواندن کتاب را بیش می‌سازد. مثلا دلایل متقن از این واقعیت که ایالات متحده فقط هنگامی برای کودتا علیه دولت مصدق با انگلیس همداستان شد که توافق سلاطین نفتی بریتانیا با سرمایه‌داران نفتی آمریکایی بر سر سهم آن‌ها در نفت ایران قطعی شد. علاوه بر این‌گونه سیاست‌های بنیادین، آشنایی عمیق‌تر با برخی چهره‌های مرموز و دارای سهم گمشده در کودتای ۲۸ مرداد مانند نورمن داربی‌شایر و... برای ایرانیان جستجوگر نقاط هنوز تاریک مانده‌ی عملکرد سرویس اطلاعاتی بریتانیا در ایران جذابیت و اهمیت دارد.

🆔@jameeno
👍11
#الف

🏷 تله اسرائیل و خلاء دولت در ایران و آمریکا

🖊 شورای سردبیری:
ترور اسماعیل هنیه در پایتخت ایران شوک جهانی کم‌سابقه‌ای ایجاد کرد. این ترور از سه جنبه اهمیت مضاعفی یافت: اول اینکه، رییس دفتر سیاسی حماس به‌دلیل تمرکز افکارعمومی جهان روی غزه، چهره‌ای سرشناس در دنیا محسوب می‌شد، دوم اینکه، اغلب رسانه‌ها و تحلیل‌گران بین‌المللی بلافاصله انگشت اتهام را به سوی دشمن دیرین ایران، اسرائیل، نشانه رفتند؛ ادعایی که مقامات و نهادهای جمهوری اسلامی نیز آن را تایید رسمی کردند. تلاقی این ترور با تحلیف رئیس‌جمهوری اصلاح‌طلب ایران، با مواضع تنش‌زدایش در دیپلماسی و به‌خصوص در قبال آمریکا، نیز سومین عامل بود.
پس از این ترور احتمال پاسخ‌دادن یا ندادن ایران به ضربه‌ی اسرائیل در کانون توجه و حتی نگرانی‌های محافل داخلی و خارجی قرار گرفته است. اما در ارزیابی گزینه مناسب برای جمهوری‌اسلامی، باید ابتدا به این پرسش کلیدی توجه کرد که آیا ایران آمادگی و شرایط ورود به یک جنگ خارجی تمام‌عیار با اسرائیل یا دولت آمریکا و متحدان غربی حامی تل‌آویو را دارد یا خیر؟
پاسخ واقع‌بینانه به این سوال تعیین‌کننده موجب شده تا بسیاری از کارشناسان و فعالان سیاسی کشورمان باوجود تایید حق «تلافی» جمهوری‌اسلامی هشدار دهند که به‌دلایل متعددی، زمان برای واکنش نظامی علیه اسرائیل مناسب نیست و مقامات جمهوری اسلامی را از افتادن در تله‌ی تل‌آویو برحذر می‌دارند و توسل به راه‌حل‌هایی غیرنظامی را توصیه می‌کنند که آسیب کمتری به منافع ایران بزند؛ هرچند منتقدان تاکنون از گزینه اجرایی مشخصی رونمایی نکرده‌اند.
سوای نتانیاهو و تندروهای اسرائیل که به‌ویژه پس از طولانی‌شدن حمله ناکام به غزه، رویای درگیر کردن ایران را در جنگی خطرناک با اسرائیل و متحدان غربی‌اش در سر می‌پروانند تا از زیرفشار خارج شوند، نفوذی‌های تل‌آویو در سطوح تصمیم‌سازی ایران هم با ارائه تحلیل‌های به‌ظاهر انقلابی، می‌کوشند تصمیم‌گیران را به سمت آغاز جنگ هدایت کنند. ضلع سوم جنگ‌خواهان، تندروهای داخلی‌اند که همواره هدف نبرد با اسرائیل را تعقیب کرده‌اند و معتقدند الان بهترین زمان ممکن برای تعبیر آرزوی‌ دیرینه‌شان است.
اپوزیسیون برانداز ضلع چهارم حامیان سرازیر شدن بهمن برخورد نظامی ایران و اسرائیل‌اند و امیدوارند فرجام این درگیری به سقوط جمهوری‌اسلامی و یا لااقل تضعیف و زمین‌گیرشدن حاکمیت در سیاست بین‌الملل و سیاست داخلی منجر شود.
گرایش ذاتی تصمیم‌گیران اصلی حاکمیت هم زدن ضربه عبرت‌آموز به دولت گستاخ نتانیاهو و دفاع از «حیثیت» جمهوری‌اسلامی است؛ اما طیف دوراندیش و مصلحت‌بین حاکمیت نیز آگاهند که ورود به جنگ با اسرائیل و متحدانش، به‌ویژه آمریکا، گزینه‌ای پرریسک است. این طیف دنبال جست‌وجوی راهکاری‌اند که خروجی آن، تکرار تجربه‌ی حمله به پایگاه آمریکا در «عین‌الاسد» (پس از ترور سردار سلیمانی در عراق) یا انتقام و هجوم موشکی «وعده‌ صادق» (در واکنش به ترور سردار زاهدی در سوریه) باشد: وضعیتی که ایران برجسته‌سازی حمله‌ای را دستمایه تبلیغات و اعاده حیثیت از خود کند و درعین‌حال از پاسخ جنگی رقیب مصون بماند.
نکته اینجاست که هیچ تضمینی وجود ندارد که اقدام کنونی ایران با تکرار حرکت مشابه پیشین و تجربه‌شده رقبا مواجه شود. اگر آمریکا به هر دلیلی نگرانی از گسترش بحران در منطقه و تاثیر افزایش قیمت نفت بر اقتصادهای غربی را نادیده بگیرد و مجوز حمله اسرائیل به ایران را صادر کند و قول حمایت از اسرائیل در جنگ را بدهد، تکلیف چیست؟ یا اگر نتانیاهوی تندرو مانند موارد بسیاری، منع و نهی احتمالی آمریکا را نپذیرد و با اطمینان از اینکه حمله اسرائیل کاخ‌سفید را ناگزیر خواهد کرد که علیه جمهوری‌اسلامی وارد نبرد شود و ریسک آمیخته به خوش‌بینی تهران شکست بخورد، واکنش ایران چه خواهد بود؟
فراموش نکنیم، بایدن به پایان دوره ریاست‌جمهوری خود رسیده و تحت فشار از نامزدی حزب دمکرات برای انتخابات آینده حذف شده و مواضع او و دولتش، در داخل ایالات متحده و جهان خریدار چندانی ندارد. همزمان دولت پزشکیان هنوز در مرحله تحلیف است و راه درازی تا کسب رای‌اعتماد مجلس و آغاز به‌کار کابینه دارد؛ وزرای دولت سیزدهم هم نه انگیزه و نه قدرت اجرایی لازم برای ساماندهی امور، به‌ویژه در وضعیت جنگ احتمالی ندارند. درواقع، جمهوری اسلامی الان بدون دولت مستقر است و این وضعیت بلاتکلیفی دولت‌ها در ایران و آمریکا بهترین فرصت برای اسرائیل است تا جسارت پاسخگویی جنگی به تهاجم احتمالی ایران را با اطمینان از هزینه حداقلی پرداختی داشته باشند.

...ادامه در پست بعدی...

🆔@jameeno
👍152🤔2🥰1