#در_کرانه_روز
🏷 دادسرا را عوض کن!
جنابآقای پزشکیان،
مسئول کشتهشدن یکنفر در زیر شکنجه چه کسی است؟ مأمور حکومت یا خود حکومت و دولت؟ پاسخش فرقی در ماهیتش ندارد: هنگامی که در حکومت جنایتی عمدی انجام میشود صدر تا ذیل آن متهم و مسئولاند.
توجهکنید که اگر پای نیروهای انتظامی در میان باشد و جرمی حتی در حیطهی نامربوط به «وظایف ذاتی و خاص»، باز هم پرونده از دالانهای تاریک میگذرد و مدتها بعد مباشر شکنجه از دادگاه غیرعادی حکمی میگیرد.
اما در موضوع شکنجه، جرم در حیطهی وظایف ذاتی نیروی انتظامی که نیست و اصلا نظامیان و مأموران انتظامی و امنیتی در زمینهی جرمهایی که مرتبط با وظایف ذاتیشان نیست و قربانیشان شهروندان ایرانیاند میباید در دادگاههای عمومی و علنی محاکمه شوند.
این با عدالتی که شما ازش میگویید متناسبتر و منطبقتر نیست؟ شکنجه در شمار وظایف ذاتی نیروی انتظامی نیست و «رسیدگی به امری که با وظایف ذاتی انتظامی محوله به نیروهای انتطامی و نظامی ارتباطی ندارد، به دادگاههای عمومی مرتبط است». غلط میگوییم؟ اظهارنظر کنید یا به سخنگویدولت بفرمایید نظر دولت را بگوید!
🆔@jameeno
🏷 دادسرا را عوض کن!
جنابآقای پزشکیان،
مسئول کشتهشدن یکنفر در زیر شکنجه چه کسی است؟ مأمور حکومت یا خود حکومت و دولت؟ پاسخش فرقی در ماهیتش ندارد: هنگامی که در حکومت جنایتی عمدی انجام میشود صدر تا ذیل آن متهم و مسئولاند.
توجهکنید که اگر پای نیروهای انتظامی در میان باشد و جرمی حتی در حیطهی نامربوط به «وظایف ذاتی و خاص»، باز هم پرونده از دالانهای تاریک میگذرد و مدتها بعد مباشر شکنجه از دادگاه غیرعادی حکمی میگیرد.
اما در موضوع شکنجه، جرم در حیطهی وظایف ذاتی نیروی انتظامی که نیست و اصلا نظامیان و مأموران انتظامی و امنیتی در زمینهی جرمهایی که مرتبط با وظایف ذاتیشان نیست و قربانیشان شهروندان ایرانیاند میباید در دادگاههای عمومی و علنی محاکمه شوند.
این با عدالتی که شما ازش میگویید متناسبتر و منطبقتر نیست؟ شکنجه در شمار وظایف ذاتی نیروی انتظامی نیست و «رسیدگی به امری که با وظایف ذاتی انتظامی محوله به نیروهای انتطامی و نظامی ارتباطی ندارد، به دادگاههای عمومی مرتبط است». غلط میگوییم؟ اظهارنظر کنید یا به سخنگویدولت بفرمایید نظر دولت را بگوید!
🆔@jameeno
👍25❤2
#معرفی_کتاب
«گروگان» یک عکس دستهجمعی از همهی ماست: با صورتهایی مستأصل و منفعل، پیش از آنکه بگوییم «سیب!»؛ تکیهداده به دیوار انتهای تازهترین بنبستی که به خیال ساختن «تمدن» باز تا تهش را آمدهایم! داستان همهی ما آدمهای یک اجتماع بازمانده از شناختن مسئلههایش و پس، ناتوان از یافتن راهی برای حل آنها و محکوم به باز آزمودن و باز خطا کردن؛ اختراع دوبارهی هرچیز و باز ساختن و باز به زمین زدنش! اجتماعی درمانده از بازشناختن خودش و ناکام در کوششاش برای رسیدن به چیزی شبیه به «هویت»؛ سرگردان و شتابان در رفتن به راهی که دیگران دارند از آن باز میگردند. اجتماعی که هنوز نتوانسته «جامعه» بشود، چه برسد به «ملت» و پس نتوانسته (نگذاشتهاند؟!) «کشور»ش را هم «وطن» کند؛ و چه انتظار حل نسبت میان عقل و ایمان؟
معتمد ماهبخشان، نویسندهی رمان «گروگان»، راوی این آدمهاست و آنچه «کشور» باهاشان میکند. او در گفتگویش با تحریریه جامعهنو از مسئلههایی میگوید که چهار شخصیت داستانیاش که از میان آدمهای اجتماعمان برکشیدهشدهاند، درونشان معلقند و در حال «سقوط»!
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
«گروگان» یک عکس دستهجمعی از همهی ماست: با صورتهایی مستأصل و منفعل، پیش از آنکه بگوییم «سیب!»؛ تکیهداده به دیوار انتهای تازهترین بنبستی که به خیال ساختن «تمدن» باز تا تهش را آمدهایم! داستان همهی ما آدمهای یک اجتماع بازمانده از شناختن مسئلههایش و پس، ناتوان از یافتن راهی برای حل آنها و محکوم به باز آزمودن و باز خطا کردن؛ اختراع دوبارهی هرچیز و باز ساختن و باز به زمین زدنش! اجتماعی درمانده از بازشناختن خودش و ناکام در کوششاش برای رسیدن به چیزی شبیه به «هویت»؛ سرگردان و شتابان در رفتن به راهی که دیگران دارند از آن باز میگردند. اجتماعی که هنوز نتوانسته «جامعه» بشود، چه برسد به «ملت» و پس نتوانسته (نگذاشتهاند؟!) «کشور»ش را هم «وطن» کند؛ و چه انتظار حل نسبت میان عقل و ایمان؟
معتمد ماهبخشان، نویسندهی رمان «گروگان»، راوی این آدمهاست و آنچه «کشور» باهاشان میکند. او در گفتگویش با تحریریه جامعهنو از مسئلههایی میگوید که چهار شخصیت داستانیاش که از میان آدمهای اجتماعمان برکشیدهشدهاند، درونشان معلقند و در حال «سقوط»!
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
👍5❤2
#معرفی_کتاب
گفتگو با معتمد ماهبخشان؛ نویسندهای که میگوید گزارش مطبوعاتی مینویسد
🏷 ایران در آینهی یک رمان
🖊 عاطفه یعقوبی، تحریریه جامعهنو:
* میکوشم این گفتگو را از جایی آغاز کنم که گفتوگوی اخیرتان به پایان رسید. چرا اینقدر به موضوع وطن در نوشتههایتان علاقهمندید؟ آیا این علاقهمندی مخصوص نویسندگان کشورهایی است که در طول دوران، ظلمهای زیادی به خود دیدهاند؟
* اگر خواننده رمان سقوط را هم خواندهباشد، باید بگویم شباهت خاصی هم از جنبهی روایی و هم از جنبهی محتوا بین این دو رمان وجود دارد. به نظرتان میتوان شباهتی بین شخصیت علی رمان گروگان و شخصیت معتمد در رمان سقوط قائل بود؟
* منظورتان از داستان آدمها و کشور چیست؟ چه فرقی دارند؟
* این طوری کلا آدمها را در موقعیت فرع قرار ندادهاید؟
* ولی یکی از شخصیتها، مینا، که داستان با او تمام میشود مشکلش کاملا شخصی است.
* دربارهی آن شباهت علی با معتمد توضیح ندادید.
* یکی از موضوعات مهم داستان احساسات ملیگرایانه است. در پایان فصل دوم با اشاره به کشف اعماق و خواستههای ناخودآگاه علی، خواننده اینطور متوجه میشود که تولید بمباتمی اگر با رویکردهای ملیگرایانه توجیه شود، دیگر آنچنان ناستودنی به نظر نمیرسد. درست است؟
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
گفتگو با معتمد ماهبخشان؛ نویسندهای که میگوید گزارش مطبوعاتی مینویسد
🏷 ایران در آینهی یک رمان
🖊 عاطفه یعقوبی، تحریریه جامعهنو:
* میکوشم این گفتگو را از جایی آغاز کنم که گفتوگوی اخیرتان به پایان رسید. چرا اینقدر به موضوع وطن در نوشتههایتان علاقهمندید؟ آیا این علاقهمندی مخصوص نویسندگان کشورهایی است که در طول دوران، ظلمهای زیادی به خود دیدهاند؟
البته بهطور خاص در این کتاب چنین بهنظر میرسد. مفهوم وطن به صور گوناگون ما را درگیر خودش میکند؛ یکی بعد از چهلسال به ایران میآید تا آن را وطن کند؛ چون پدر و مادرش در خاک آن خفتهاند؛ یکی چون با موضوع تولید بمباتمی درگیرشده دربارهی وطن فکر میکند، و یکی چون مجبور به مهاجرت است با مسئلهی وطن درگیری ذهنی پیدا میکند. بله، ستم ملی و جنگْ موضوع وطن را عمده و به اصطلاح ناموسی میکند؛ اما در اینجا آنچه حکومت با کشور میکند اندیشه را دربارهی وطن سبب میشود. درواقع مفهوم وطن یک رابطه با زاد و بوم است. تا وقتی زاد و بوم آسیبی از سوی بیگانه ندیده و یا در آن با بیمهری روبرو نشدهایم، این مفهوم در زندگی و ذهنمان متولد نمیشود. بههمیندلیل رنج و وطن پیوستگی دارند. تا وقتی مادرمان آسیبی ندیده یا از او نامهربانی ندیدهایم و رنجی به خاطرش نبردهایم، ذهنمان را اشغال نمیکند.
* اگر خواننده رمان سقوط را هم خواندهباشد، باید بگویم شباهت خاصی هم از جنبهی روایی و هم از جنبهی محتوا بین این دو رمان وجود دارد. به نظرتان میتوان شباهتی بین شخصیت علی رمان گروگان و شخصیت معتمد در رمان سقوط قائل بود؟
امیدوارم منظورتان را از جنبهی شباهت روایی و محتوا درست فهمیدهباشم. از جنبهی روایی خب هرکس قالبی دارد و اینکه راوی باشد یا نویسنده درگیر با موضوع، بسته به ترکیب اهدافش دارد. یک گزارشنویس مطبوعات خصلت روایتگری بیشتری دارد و من هم سعیدارم بیشتر راوی باشم تا یک مفسر درگیر با قهرمانان قصه. از جنبهی محتوا این شباهت باید قابلدرک باشد؛ چون من فقط داستان آدمها را نمینویسم، داستان کشور یا بهقولشما وطن را هم مینویسم و این شباهت محتوایی یا بهتر بگویم یکسانی ریشه، خودش را به چشم میکشد.
* منظورتان از داستان آدمها و کشور چیست؟ چه فرقی دارند؟
وقتی داستان آدمها را مینویسید هر اثر با اثر دیگر تفاوت دارد. اما داستانهای یککشور همه شباهت محتوایی و حتی شکلی هم با یکدیگر پیدا میکنند. تفاوتشان تفاوت کامو است و اشتاینبک؛ تفاوت بیگانه و خوشههای خشم. اولی یک آدم، یک شخصیت را تشریح میکند؛ واقعا «تشریح» میکند؛ همانطور که دانشجوی پزشکی رگ و پی اعضای یک مرده را، یک جسد را روی سکوی دانشکدهی پزشکی تشریح میکند. اما در دومی آدمهای داستان وسیلهاند و هدف، گفتن داستان یک کشور یا یک جامعه است.
* این طوری کلا آدمها را در موقعیت فرع قرار ندادهاید؟
نه، نه، منظورم از وسیله، این است که سرنوشت آنها را شرایط کشور رقم میزند و حضورشان درقصه به خاطر درگیر شدن با یک مشکل بیرون از خودشان، یعنی یک مشکل اجتماعی است.
* ولی یکی از شخصیتها، مینا، که داستان با او تمام میشود مشکلش کاملا شخصی است.
مشکل او هم یک مشکل اجتماعی ماست و عمده هم است: اجبار به پنهانکردن هویت خود؛ چون در جامعه پذیرفته نمیشوی! میدانید عرف ما آدمی چون او را به شدت پس میزند و حذف میکند؛ حتی اگر قوانین روی کاغذ حقی برایش قائل باشند.
* دربارهی آن شباهت علی با معتمد توضیح ندادید.
بله، موضوع عوض شد. درست است؛ آنها به هم شبیهاند؛ چون هویت آن علی در داستان، وجدان خود من است و درگیریاش با یک موضوع ملی، یعنی درستی یا نادرستی تولید بمباتمی. این را قبلا گفتهام که آدمهای این داستان اشخاصی واقعیاند که برای به عهدهگرفتن نقشی در این داستان وارد آن شدهاند؛ مثل نقشی که یک بازیگر میگیرد.
* یکی از موضوعات مهم داستان احساسات ملیگرایانه است. در پایان فصل دوم با اشاره به کشف اعماق و خواستههای ناخودآگاه علی، خواننده اینطور متوجه میشود که تولید بمباتمی اگر با رویکردهای ملیگرایانه توجیه شود، دیگر آنچنان ناستودنی به نظر نمیرسد. درست است؟
کاملا. او وقتی در موقعیت پیچیده قرار میگیرد، متوجه میشود خواست قلبیاش با مشیسیاسیاش نمیخواند. سرگشتگی و رنجوریاش از این است.
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
Telegram
جامعه نو
#معرفی_کتاب
کندوکاو در زوایای رمان «گروگان» در گفتگوی فربد جولایی با معتمد ماهبخشان
🏷 اوضاع همین است که هست!
* از فصلبندی کتاب شروع کنیم: چهارفصل به نام چهار شخصیت. علت خاصی دارد؟
هر فصل روی یکی از چهار شخصیت اصلی متمرکز است؛ هرچند طبعا دیگران هم در…
کندوکاو در زوایای رمان «گروگان» در گفتگوی فربد جولایی با معتمد ماهبخشان
🏷 اوضاع همین است که هست!
* از فصلبندی کتاب شروع کنیم: چهارفصل به نام چهار شخصیت. علت خاصی دارد؟
هر فصل روی یکی از چهار شخصیت اصلی متمرکز است؛ هرچند طبعا دیگران هم در…
❤5👍3
...ادامه از پست قبلی...
* آیا در همهی کشورها ملیگرایی به یک میزان دشوار است یا برای علی بهعنوان یک ایرانی که از شخصیتهای قابلبررسی داستان از نظر فکری است، ملیگرایی دشوار به نظر میرسد؟ اساسا معیار و سنجهای برای ملیگرایی از نظر اصول اخلاقی و انسانی وجود دارد؟
* این بروز همان تضاد احساسی بزرگی نیست که در داستان شاهد آنایم؟ علی برای حکومتی ژست ملیگرایانه میگیرد و افکار ناسیونالیستی بروز میدهد که سالهاست هویت و تاریخ و حقوق و منافعملی مردم کشور را بهقولشما گروگان گرفتهاند. به نظرتان این احساسات از کجا نشات میگیرد؟ انگار که علی در نهایت طرف حکومت میایستد؛ هرچند او را دستگیر میکنند. تعبیر «سرزمین سوخته» احتمالا از همین جاها میآید. من نوعی دوگانگی، و حتی ریاکاری را به نفع حکومت در اینجا میبینم.
* در جایی از داستان میخوانیم «مومنبودن به کتابمقدس منافاتی با کاربرد عقل برای توضیح پدیده ها ندارد». اگر کاربرد عقل را برای توضیح پدیدهها همان فلسفه بدانیم، طبق آن جمله یعنی دین و فلسفه نباید با یکدیگر در تعارض باشند. اما آنچه درواقع و در رخدادهای اجتماعی به نظر میرسد خلاف این است. یعنی بنا به تکامل عقلانیت انسان، فلسفه کارکردی پویا از خود نشان میدهد؛ در حالی که به نظر میرسد دین خاصیتی استاتیک و صلب دارد که موجب تعارض در زیست اجتماعی و سیاسی بشر میشود. نظر شما چیست؟
* آیا اساسا دین و فلسفه میتوانند کمکحال یکدیگر باشند؟ به نظرتان در جامعهی امروزی ما که دین به ایدئولوژی سیاسی تبدیل شدهاست، آیا جایی برای فلسفه و اندیشیدن و کمک به کارکرد دین برای خیررساندن به بشریت وجود دارد؟
* رمان گروگان حول محورها و موضوعات مهمی همچون احیای هویت ایرانی، ناسیونالیسم، تنوع مذاهب و ادیان و دغدغهی بهرسمیتشناختن واقعی این تنوعات در بطن جامعه از جانب حکومت میچرخد. چه شد که همهی مفاهیم را در یک رمان گردآوردید؟ هرکدام از اینها میتوانست موضوع یک رمان جداگانه باشد.
🆔@jameeno
* آیا در همهی کشورها ملیگرایی به یک میزان دشوار است یا برای علی بهعنوان یک ایرانی که از شخصیتهای قابلبررسی داستان از نظر فکری است، ملیگرایی دشوار به نظر میرسد؟ اساسا معیار و سنجهای برای ملیگرایی از نظر اصول اخلاقی و انسانی وجود دارد؟
این پرسشی بنیادین است. من البته اسم این گره ذهنی را میگذارم «عصبیت ملی». نه، یکسان نیست. در اروپا این پدیده درغالب نژادپرستی نمود میکند که البته زیر زر-ورق پنهانش میکنند. در کشور ما در قالب خشم از تحقیر نمود دارد. ما قرنها و از عهد نادر به اینسو کتک خوردهایم و تحقیر شدهایم. به عنوان بقایای یک تمدن لهشده، همگی حسرت داشتن یک شمشیر تیز جادویی را داریم. در مورد اخلاق، بله وجود دارد. در جایی که برتری و ستم وجود ندارد، ملیگرایی پایهای اخلاقی پیدا نمیکند و طبعا مردود است؛ اما ما در دنیایی واقعی زندگی میکنیم؛ سرشار از نابرابری، جنگ و سلطه. اینها اخلاق را کمرنگ میکنند. پس سلاح مبارزه با آن اخلاق است. میتوانید اسم آن را بگذارید ملیگرایی اخلاقی؛ یعنی تحقیری را که از هلندی و آلمانی میبینیم روی افغان تخلیه نکنیم.
* این بروز همان تضاد احساسی بزرگی نیست که در داستان شاهد آنایم؟ علی برای حکومتی ژست ملیگرایانه میگیرد و افکار ناسیونالیستی بروز میدهد که سالهاست هویت و تاریخ و حقوق و منافعملی مردم کشور را بهقولشما گروگان گرفتهاند. به نظرتان این احساسات از کجا نشات میگیرد؟ انگار که علی در نهایت طرف حکومت میایستد؛ هرچند او را دستگیر میکنند. تعبیر «سرزمین سوخته» احتمالا از همین جاها میآید. من نوعی دوگانگی، و حتی ریاکاری را به نفع حکومت در اینجا میبینم.
خب این تعارض ملی ماست که در وجود همه هست. حکومت اصلا خوب نیست. ظالم و ستمگر است. اما نمایندهی ماست. از آن راضی نیستیم، ولی وقتی کتک میخورد و تحقیر میشود، گردنمان سیخ میشود. با سیاستش موافق نیستیم، ولی به ساختن موشک هدایتشونده دلگرمایم. این ریاکاری نیست. آن را قوی میخواهیم، ولی در برابر بیگانه و نه خودمان. این واقعیت است و خوب هم است.
* در جایی از داستان میخوانیم «مومنبودن به کتابمقدس منافاتی با کاربرد عقل برای توضیح پدیده ها ندارد». اگر کاربرد عقل را برای توضیح پدیدهها همان فلسفه بدانیم، طبق آن جمله یعنی دین و فلسفه نباید با یکدیگر در تعارض باشند. اما آنچه درواقع و در رخدادهای اجتماعی به نظر میرسد خلاف این است. یعنی بنا به تکامل عقلانیت انسان، فلسفه کارکردی پویا از خود نشان میدهد؛ در حالی که به نظر میرسد دین خاصیتی استاتیک و صلب دارد که موجب تعارض در زیست اجتماعی و سیاسی بشر میشود. نظر شما چیست؟
خب این درست است و آن جمله هم از من نیست؛ مال فلاسفهی دوران گذار به رنسانس است. میخواستند از ارباب کلیسا اجازهی اندیشیدن بگیرند و برای آن مبنای نظری پدیدآوردند. البته خب حالا ما تازه به این دوران رسیدهایم که باید از این بحثها بکنیم.
* آیا اساسا دین و فلسفه میتوانند کمکحال یکدیگر باشند؟ به نظرتان در جامعهی امروزی ما که دین به ایدئولوژی سیاسی تبدیل شدهاست، آیا جایی برای فلسفه و اندیشیدن و کمک به کارکرد دین برای خیررساندن به بشریت وجود دارد؟
دین و فلسفه از دورانی که بشر توانست اندیشهی خود را به دیگری منتقل کند، بهصورتی ابتدایی در کنار هم و منشاء یکدیگر بوده و سپس به یکدیگر پیچیدهاند و تقابل در میان آنها پدید آمدهاست؛ دو ساحت متفاوت شدهاند و در نهایت فلسفه سنگ خود را از حوزهی دین واکنده و به راه خود رفتهاست. اکنون که دین در منظر ما به ایدئولوژی و ابزار قدرت تبدیل شده، خاصیت رهاکنندگی اجتماعی را که ما به آن الهیات رهاییبخش میگوئیم از دست دادهاست. در منظر امروز همانطور که یک زمینشناس یک تکهسنگ را تجزیه و ماهیت و کارکرد آن را تشریح میکند، فلسفه هم دین قدرت را به عنوان یک پدیدهی سیاسی روی میز تشریح میگذارد و خاصیت نجاتبخشی در آن نمییابد. البته همیشه ممکن است تمایلات فردی برای یافتن پیوندی خیرخیز بین فلسفه و الهیات رهاییبخش وجود داشته باشد.
* رمان گروگان حول محورها و موضوعات مهمی همچون احیای هویت ایرانی، ناسیونالیسم، تنوع مذاهب و ادیان و دغدغهی بهرسمیتشناختن واقعی این تنوعات در بطن جامعه از جانب حکومت میچرخد. چه شد که همهی مفاهیم را در یک رمان گردآوردید؟ هرکدام از اینها میتوانست موضوع یک رمان جداگانه باشد.
از این متنوعتر است و وجوه سیاسی آن را نشمردید: گروگانگیری دوتابعیتیها، نفوذ اسرائیل، حتی مشکل دوجنسیتیها و چیزهای دیگر. خب اینها مسائل امروز ماست. اگر بخواهید، اعتراف میکنم به عنوان یک گزارشنویس مطبوعات، رمانی دربارهی همهی مسائل مهم روز نوشتهام. روشنفکرها به بعضی دلایل خوششان نمیآید؛ اما چاره چیست؟
🆔@jameeno
❤5👍3
#در_کرانه_روز
🏷 تبعیض غیرعادلانه را بردار!
جنابآقای پزشکیان،
در مورد وزارت علوم دستت درد نکند! اما کنار تقاضای ما که اجابت کردید و دستورش را دادید، یک تقاضای دیگر هم مربوط به وزارت علوم بود که یادتان رفت بفرمایید: حذف سهمیههای میراثی و رانتی در کنکور دانشگاهها! البته یادآوری میکنیم که دادن سهمیه به مناطق محروم را استثنا کردهبودیم.
جوانمردیکن یک دستور دیگر به وزیر علوم بده: هرنوع سهمیهبندی موثر در نتیجهی رقابت کنکور نوجوانان کشور برای ورود به دانشگاهها، جز سهمیهی مناطق محروم حذف شود.
خدا پدرت را بیامرزد و فرزندانت ستم تبعیض نبینند.
🆔@jameeno
🏷 تبعیض غیرعادلانه را بردار!
جنابآقای پزشکیان،
در مورد وزارت علوم دستت درد نکند! اما کنار تقاضای ما که اجابت کردید و دستورش را دادید، یک تقاضای دیگر هم مربوط به وزارت علوم بود که یادتان رفت بفرمایید: حذف سهمیههای میراثی و رانتی در کنکور دانشگاهها! البته یادآوری میکنیم که دادن سهمیه به مناطق محروم را استثنا کردهبودیم.
جوانمردیکن یک دستور دیگر به وزیر علوم بده: هرنوع سهمیهبندی موثر در نتیجهی رقابت کنکور نوجوانان کشور برای ورود به دانشگاهها، جز سهمیهی مناطق محروم حذف شود.
خدا پدرت را بیامرزد و فرزندانت ستم تبعیض نبینند.
🆔@jameeno
👍28😁4❤1
#در_کرانه_روز
🏷 چرا حوثی مختار است؟
ما معمولا دربارهی مسائل بینالمللی که مستقیم به کشورمان مربوط نیست، حرفی نمیزنیم. ولی اجازه بدهید یک واقعیت تاریخی را به یادتان بیاوریم:
وقتی عبدالناصر کانال سوئز را ملی کرد و بست، کمر تجارت اروپا شکست. علتش اینبود که مثل داستان بستهشدن بابالمندب بهدست حوثیها، کشتیهای تجاری باید با هزینه و زحمت و تاخیر زیاد آفریقا را دور میزدند تا به اروپا برسند. بریتانیا و فرانسه سرانجام سعی کردند بحران را با لشگرکشی حل کنند. ولی عجیب آن بود که آمریکا از بستهشدن کانال ککش نمیگزید و مخالف فشار بر مصر بود و بر کنارآمدن با ناصر تاکید داشت. به شکلی از مصر حمایت میکرد تا بستن کانال را ادامه دهد.
علت ساده بود: تجارت ایالتمتحد هیچ ربطی به عبور از کانال سوئز نداشت و بستهماندن کانال رقبای تجاریاش را ضعیف هم میکرد. بریتانیا سرانجام مجبور شد از آمریکا وام بگیرد.
امروز علت آن حوادث و امتناع آمریکا از فشار بر مصر برای توافق با بریتانیا و بازکردن کانال برای ما کاملا روشن است و معما حل شدهاست. یک پدرسوختگی سیاسی برای افزایش سلطهی ابرقدرت غرب بود!
حالا فقط یک پرسش طرح میکنیم: حوثیها آبراهه را نبستهاند، ولی هرکاری بخواهند میکنند. آخرین شاهکارشان سوراخکردن یک نفتکش بزرگ و آتشزدن آن بودهاست. چرا قدرتهای غربی جلوی آنها را نمیگیرند؟ ایالاتمتحد یا بریتانیا به تنهایی میتوانند کل سیستم دولت آنها را پودر کنند، بدون آنکه جنگ همهجانبهای در بگیرد، یا چنان ضربهای بزنند که حوثیها دست بردارند. چرا نمیکنند؟
🆔@jameeno
🏷 چرا حوثی مختار است؟
ما معمولا دربارهی مسائل بینالمللی که مستقیم به کشورمان مربوط نیست، حرفی نمیزنیم. ولی اجازه بدهید یک واقعیت تاریخی را به یادتان بیاوریم:
وقتی عبدالناصر کانال سوئز را ملی کرد و بست، کمر تجارت اروپا شکست. علتش اینبود که مثل داستان بستهشدن بابالمندب بهدست حوثیها، کشتیهای تجاری باید با هزینه و زحمت و تاخیر زیاد آفریقا را دور میزدند تا به اروپا برسند. بریتانیا و فرانسه سرانجام سعی کردند بحران را با لشگرکشی حل کنند. ولی عجیب آن بود که آمریکا از بستهشدن کانال ککش نمیگزید و مخالف فشار بر مصر بود و بر کنارآمدن با ناصر تاکید داشت. به شکلی از مصر حمایت میکرد تا بستن کانال را ادامه دهد.
علت ساده بود: تجارت ایالتمتحد هیچ ربطی به عبور از کانال سوئز نداشت و بستهماندن کانال رقبای تجاریاش را ضعیف هم میکرد. بریتانیا سرانجام مجبور شد از آمریکا وام بگیرد.
امروز علت آن حوادث و امتناع آمریکا از فشار بر مصر برای توافق با بریتانیا و بازکردن کانال برای ما کاملا روشن است و معما حل شدهاست. یک پدرسوختگی سیاسی برای افزایش سلطهی ابرقدرت غرب بود!
حالا فقط یک پرسش طرح میکنیم: حوثیها آبراهه را نبستهاند، ولی هرکاری بخواهند میکنند. آخرین شاهکارشان سوراخکردن یک نفتکش بزرگ و آتشزدن آن بودهاست. چرا قدرتهای غربی جلوی آنها را نمیگیرند؟ ایالاتمتحد یا بریتانیا به تنهایی میتوانند کل سیستم دولت آنها را پودر کنند، بدون آنکه جنگ همهجانبهای در بگیرد، یا چنان ضربهای بزنند که حوثیها دست بردارند. چرا نمیکنند؟
🆔@jameeno
👍14👎1
#در_کرانه_روز
🏷 دیوار!
ترامپ احمق هشتسال پیش گفت مرز مکزیک را دیوار میکشم. گفتند فایده ندارد. گفت دیوار دهمتری میسازم. آدم عاقلی گفت بازار درست میکنی برای نردبام یازدهمتری. ولی گفت به وعدهام عمل میکنم. مقداری هم ساخت...
شبهه عقلای ایران هم دارند از راه او میروند. نمایش هم میدهند. راهحل مسئله افغانها در ایران دیوار نیست؛ عقل حکومتداری است.
ما در مقاله «و بالاخره... افغانها» در همین کانال علل بروز مشکل و چارهی عاقلانه کار را گفتهایم. خلاصه راهحل این است:
افغانیان، بهویژه اقوامی مثل هزارهها، از نظر جعرافیای-فرهنگی نقطهی اتصال ما به عمق استراتژیک فرهنگیمان، امپراتوری زبان فارسی، در آسیای مرکزیاند. پیوند با آنها طبیعی است؛ ولی به دلایل سیاسی و امنیتی باید قاعدهمند باشد.
🆔@jameeno
🏷 دیوار!
ترامپ احمق هشتسال پیش گفت مرز مکزیک را دیوار میکشم. گفتند فایده ندارد. گفت دیوار دهمتری میسازم. آدم عاقلی گفت بازار درست میکنی برای نردبام یازدهمتری. ولی گفت به وعدهام عمل میکنم. مقداری هم ساخت...
شبهه عقلای ایران هم دارند از راه او میروند. نمایش هم میدهند. راهحل مسئله افغانها در ایران دیوار نیست؛ عقل حکومتداری است.
ما در مقاله «و بالاخره... افغانها» در همین کانال علل بروز مشکل و چارهی عاقلانه کار را گفتهایم. خلاصه راهحل این است:
۱- حکومت تحرکات نیابتی خود را به سازمانهای مستقر در کشورهای هدف متمرکز کند و به تشکیل لشگر نیابتی در داخل پایان دهد. نیروهای موجود را که توان دلکندن را ازشان ندارد، موقتا در پادگانهای خاص اردو بدهد.
۲- افزایش زاد و ولد بهواسطهی افاغنه طوری باشد که آنها در جامعه جذب شوند و گتو و محله و شهر خاص نداشته باشند.
۳- کارفرمای ایرانی و کارگر افغان باید حق بیمه بدهند و در مقابل، شأن انسانی افاغنه حفظ شود: خانوادهها درمان و آموزش معمول بیمهشدگان ایرانی را بگیرند و امکان استفاده از خدمات عمومی را بیابند. کارفرمای ایرانی باید داشتن کارگر افغان را به اجزای وزارت کشور (نیروی انتطامی در شهرها و دهیاران در روستاها) اعلام کند، وگرنه خودش مجرم امنیتی است.
۴- به طریق نامحسوس مجوز ورود و کار و جذب به ساکنان مناطقی دادهشود که دری سخن میگویند و درواقع در حوزهی جغرافیای ایرانی قرار دارند. این امر تعارض مذهبی را نیز کاهش میدهد.
۵- راهاندازی فعالیت اقتصادی توسط افغانها باید با مجوز خاص باشد.
افغانیان، بهویژه اقوامی مثل هزارهها، از نظر جعرافیای-فرهنگی نقطهی اتصال ما به عمق استراتژیک فرهنگیمان، امپراتوری زبان فارسی، در آسیای مرکزیاند. پیوند با آنها طبیعی است؛ ولی به دلایل سیاسی و امنیتی باید قاعدهمند باشد.
🆔@jameeno
Telegraph
دیوار!
#در_کرانه_روز ترامپ احمق هشتسال پیش گفت مرز مکزیک را دیوار میکشم. گفتند فایده تدارد. گفت دیوار دهمتری میسازم. آدم عاقلی گفت بازار درست میکنی برای نردبام یازدهمتری. ولی گفت به وعدهام عمل میکنم. مقداری هم ساخت... شبهه عقلای ایران هم دارند از راه او…
👍16👎1
#در_کرانه_روز
🏷 آن «چیز» را تعطیل کن!
در سالهای دههیشصت منتقد سینمایی روزنامهی اطلاعات جرات کرد و علیه محسن مخملباف علیهالسلام جسارت کوچکی کرد. نوشتهبود این فیلم جنابعالی با عنوان «دو چشم بیسو» نگاه معوجی به جنگ، به مرحوم صمد بهرنگی و به جامعهی روستایی دارد و هدردادن سینما و بودجهی آن است. روزنامهی جمهوریاسلامی که در آنزمان شورای نگهبان مطبوعات بود و اتفاقا مدیر روشنبین و شجاع کنونی هم ادارهاش میکرد، در مقالهای خطاب به مرحوم دعایی، مدیر روزنامهی اطلاعات، نوشت این خائنان جشنهنر-پرست را از روزنامه بیرون کن که نمیدانند فرهنگ چیست و رسوبات فرحاند و...
البته مرحوم دعایی کاری نکرد، ولی جناب محسن مخملباف گاز بسیار دردناکی از پستان حوزهی هنری و کل آقایان گرفت و رفت به آغوش هنر جشنوارهای. کاسب خوبی بود و زمانشناس!
بیش از چهلسال از آن دوران گذشته است، هزاران میلیارد تومان از دارایی این مردم بدبخت را هنر و فرهنگ اسلامی برده و به ماشینکورسی جیگری و ویلای اسپانیا و خانمبازی زده (اینها البته برای آقای مخملباف نیست)، یا به عنوان تقویت فرهنگ اسلامی هدررفته و حالا... حالا ببینید روزنامهی جمهوریاسلامی خطاب به پزشکیان چه نوشتهاست:
واقعا دست این روزنامه درد نکند. زودتر از دیگران متوجه شد.
آقای پزشکیان ببیند که کار به کجا کشیده و به تقاضای روزنامهی جمهوریاسلامی لطفا عمل کند.
🆔@jameeno
🏷 آن «چیز» را تعطیل کن!
در سالهای دههیشصت منتقد سینمایی روزنامهی اطلاعات جرات کرد و علیه محسن مخملباف علیهالسلام جسارت کوچکی کرد. نوشتهبود این فیلم جنابعالی با عنوان «دو چشم بیسو» نگاه معوجی به جنگ، به مرحوم صمد بهرنگی و به جامعهی روستایی دارد و هدردادن سینما و بودجهی آن است. روزنامهی جمهوریاسلامی که در آنزمان شورای نگهبان مطبوعات بود و اتفاقا مدیر روشنبین و شجاع کنونی هم ادارهاش میکرد، در مقالهای خطاب به مرحوم دعایی، مدیر روزنامهی اطلاعات، نوشت این خائنان جشنهنر-پرست را از روزنامه بیرون کن که نمیدانند فرهنگ چیست و رسوبات فرحاند و...
البته مرحوم دعایی کاری نکرد، ولی جناب محسن مخملباف گاز بسیار دردناکی از پستان حوزهی هنری و کل آقایان گرفت و رفت به آغوش هنر جشنوارهای. کاسب خوبی بود و زمانشناس!
بیش از چهلسال از آن دوران گذشته است، هزاران میلیارد تومان از دارایی این مردم بدبخت را هنر و فرهنگ اسلامی برده و به ماشینکورسی جیگری و ویلای اسپانیا و خانمبازی زده (اینها البته برای آقای مخملباف نیست)، یا به عنوان تقویت فرهنگ اسلامی هدررفته و حالا... حالا ببینید روزنامهی جمهوریاسلامی خطاب به پزشکیان چه نوشتهاست:
جلوی بودجههای بیمرز برای دستگاههای فرهنگی را بگیرید
کاری که با لایحه بودجه میتوان انجام داد، حذف اهرمهای فشار است که نقششان، تأمین همان هزینههای زائد، بیثمر و سربار از طریق خارجکردن آن از جیب مردم و ریختنش به جیب گشاد دستگاههای آویزان و بیخاصیت است.
دستگاههای آویزان از دولتهای نهم و دهم اختراع شدند و متأسفانه دولتهای یازدهم تا سیزدهم نیز آن را ادامه دادند. این دستگاهها به نام کار فرهنگی بودجههای کلانی دریافت کردند ولی با اینکه حدود 20 سال از آن تغذیه کردند، نهتنها خدمتی به فرهنگ نشد بلکه مشکلات فرهنگی افزایش یافت و فاصله مردم از مبانی اخلاقی، دینی و فرهنگی بیشتر شد.
واقعا دست این روزنامه درد نکند. زودتر از دیگران متوجه شد.
آقای پزشکیان ببیند که کار به کجا کشیده و به تقاضای روزنامهی جمهوریاسلامی لطفا عمل کند.
🆔@jameeno
👍19😁1🤔1
#در_کرانه_روز
🏷 گوش به حرف این «معارضان» ندهد؟
فعال رسانهای نزدیک به رئیسجمهوری گفته:
احتمالا ما هم جزو این جماعت «معارض» آخریایم که گفته؛ چون از مخالفان تمرکز پزشکیان روی رفع حصریم و این را اعلام هم کردهایم. نادرست نمیدانیم مسئلهی رفع حصر برای زدن سنگمحک به برنامهی وفاقملی پیشکشیدهشود و خود سیستم حصر را در چارچوب یک گفتگوی غیرمستقیم با بخشی از جامعه که اصلاحطلبان نمایندگیاش میکنند، رفع کند و پیام آشتی برایشان بفرستد.
ولی وقتی کوهی از مطالبات ضروری که مسئلهی بخش بسیار بزرگتری از اجتماع است، رویهم تلنبار شده و مانده، رفع حصر نباید اولویت پزشکیان و مسئلهای باشد که روی آن متمرکز میشود. اگر چنین باشد، بله، معارضایم؛ چون فکر میکنیم مانوردادن روی آن نعلوارونهزدن است: میخواهند پیگیری رفع مزاحمت خیابانی نیروهای حکومتی را برای زنان و رفع فیلترینگ را به حاشیه ببرند و از زیر آن دربروند. رفع حصر (اگر بشود) برای حکومت کمترین هزینه را دارد. ولی چون فکر میکند هزینهی آن دومورد زیاد است، نمیخواهد زیر بارشان برود. اگر دوست آقای پزشکیان و جناب میرحسیناید، به رئیسجمهوری بگوئید تلاشش را اول روی حل این دومورد بگذارد و بعد به سراغ مشکل حصر برود. آقای موسوی تحمل یکماه حصر بیشتر را دارد؛ ولی اگر فشار خواستهای عمومی از روی پزشکیان و حکومت برداشتهشود، یک ماه دیگر میگویند «چه کشکی؟ چه پشمی؟ همینه که هست! هرکی نمیخواد جمع کنه بره»...
این را قبلا هم گفتهبودیم. ولی خودتان را به نشنیدن زدید و رفتید سراغ جستجوی لباس دوست بر تن معارض.... نگذارید بنویسیم ای ناکسها!
🆔@jameeno
🏷 گوش به حرف این «معارضان» ندهد؟
فعال رسانهای نزدیک به رئیسجمهوری گفته:
پایان حصر به ایجاد یک بازی برد-برد نیاز دارد. رئیسجمهور پزشکیان با همراهی رئیس قوهقضاییه و بزرگانی دیگر در پی یافتن مسیری برای حل این مسئله بوده و هستند. حرکت در این مسیر معارضانی هم دارد که گاه لباس دوست بر تن دارند!
احتمالا ما هم جزو این جماعت «معارض» آخریایم که گفته؛ چون از مخالفان تمرکز پزشکیان روی رفع حصریم و این را اعلام هم کردهایم. نادرست نمیدانیم مسئلهی رفع حصر برای زدن سنگمحک به برنامهی وفاقملی پیشکشیدهشود و خود سیستم حصر را در چارچوب یک گفتگوی غیرمستقیم با بخشی از جامعه که اصلاحطلبان نمایندگیاش میکنند، رفع کند و پیام آشتی برایشان بفرستد.
ولی وقتی کوهی از مطالبات ضروری که مسئلهی بخش بسیار بزرگتری از اجتماع است، رویهم تلنبار شده و مانده، رفع حصر نباید اولویت پزشکیان و مسئلهای باشد که روی آن متمرکز میشود. اگر چنین باشد، بله، معارضایم؛ چون فکر میکنیم مانوردادن روی آن نعلوارونهزدن است: میخواهند پیگیری رفع مزاحمت خیابانی نیروهای حکومتی را برای زنان و رفع فیلترینگ را به حاشیه ببرند و از زیر آن دربروند. رفع حصر (اگر بشود) برای حکومت کمترین هزینه را دارد. ولی چون فکر میکند هزینهی آن دومورد زیاد است، نمیخواهد زیر بارشان برود. اگر دوست آقای پزشکیان و جناب میرحسیناید، به رئیسجمهوری بگوئید تلاشش را اول روی حل این دومورد بگذارد و بعد به سراغ مشکل حصر برود. آقای موسوی تحمل یکماه حصر بیشتر را دارد؛ ولی اگر فشار خواستهای عمومی از روی پزشکیان و حکومت برداشتهشود، یک ماه دیگر میگویند «چه کشکی؟ چه پشمی؟ همینه که هست! هرکی نمیخواد جمع کنه بره»...
این را قبلا هم گفتهبودیم. ولی خودتان را به نشنیدن زدید و رفتید سراغ جستجوی لباس دوست بر تن معارض.... نگذارید بنویسیم ای ناکسها!
🆔@jameeno
👍15
#معرفی_کتاب
«سقوط» و «گروگان»... تصویری شفاف، صریح و بیسانسور از اجتماع امروز ایران؛ داستان آدمهای واقعی؛ قصههای «ما»!
حوادث سال 1401، «زنبودن» و «ایرانیبودن» در ایرانِ جمهوریاسلامی، زندگی تراجنسیتیها در اجتماع، نفوذ اسرائیل و... بمباتم!
در پاسخ به یکی از همراهان عزیز جامعهنو که پرسیدهبودند چگونه میتوان کتاب «گروگان» را سفارش داد و البته، همراهان دیگری که احتمالا به موضوع آن علاقمند شدهاند،
برای خرید در داخل ایران با ناشر تماس بگیرید:
یا آدرس پستی کامل و یک شماره تماس را به آدرس ایمیل زیر بفرستید،
sales@mehripublication.com
یا در واتساپ/تلگرام به شمارهی زیر پیام بدهید.
+447475462064
«سقوط» و «گروگان»... تصویری شفاف، صریح و بیسانسور از اجتماع امروز ایران؛ داستان آدمهای واقعی؛ قصههای «ما»!
حوادث سال 1401، «زنبودن» و «ایرانیبودن» در ایرانِ جمهوریاسلامی، زندگی تراجنسیتیها در اجتماع، نفوذ اسرائیل و... بمباتم!
در پاسخ به یکی از همراهان عزیز جامعهنو که پرسیدهبودند چگونه میتوان کتاب «گروگان» را سفارش داد و البته، همراهان دیگری که احتمالا به موضوع آن علاقمند شدهاند،
برای خرید در داخل ایران با ناشر تماس بگیرید:
یا آدرس پستی کامل و یک شماره تماس را به آدرس ایمیل زیر بفرستید،
sales@mehripublication.com
یا در واتساپ/تلگرام به شمارهی زیر پیام بدهید.
+447475462064
👍7
#الف
🏷 هشدار!
🖊 شورای سردبیری:
امروز میخواهیم هشداری جدی به حکومت و درواقع، به همه بدهیم:
حواستان به امکان انجام اعمال خطرناک خودسرانه و اجرای طرحهای موذیانه دشمنان خارجی علیه امنیت کشور، از طریق تقویت نفرت در وجود جوانان ساده و خام باشد!
میزان نفرتی که به جوانان سادهدل و محروم این کشور تزریق شد تا احمدینژاد را در دورهی اولش، در سنجش با خاتمی، رئیسجمهوری تراز انقلاب و آدمی پاکدست نشاندهند زیاد نبود؛ نمیتوانستند و نمیشد بگویند خاتمی خراب کرده و احمدینژاد دارد میسازد. علت اصلی عملنیامدن میوهی سمی از آن نفرتِ تزریقی، البته چیز دیگری بود: حکومت آنچه را که فکر میکرد از-دست-داده پسگرفتهبود و انتقام هم پیشاپیش از نویسندگان و حجاریان ستانده شدهبود؛ پس حکومت احساس نمیکرد باید بقایش را هم به حجم نفرت از اصلاحطلبان گره بزند.
اما در سهسالی گذشت اوضاع خیلی فرق میکرد: افلاس اقتصادی کشور خیلی بیشتر از همیشه در طبقات پایین اجتماع حس میشد، مسائل اجتماعی مشروعیت حکومت را بیش از همیشه زدوده بود، ریزش بسیار بیشتر از همیشه و هراسآور بود و ناکارایی و ناتوانی دولت مرحومرئیسی هم حکومت را به کنج راند. مسیر حلمسئله شد فقط تزریق نفرت از روحانی و اصلاحطلبان، تحت عناوینی چون «مسببان وضعموجود». ماشین تولید نفرت در سهسال اخیر تماموقت و پرگاز کار کرد و حجم نفرتِ بیمنطق و آزاردهنده در نیروهای موسوم به ارزشی بسیار بالا رفت. نفرتی غنیسازیشده فراهم شد.
این نفرت انباشته و تخلیه نشده، اجازهی درک تغییرات سیاسی ماههای اخیر را به بسیاری از آن افراد نمیدهد. ترس از-دست-دادن امکانات و پرداختهای غیرمستقیم در دل این افراد هم به آن نفرت دامن میزند و هر روز کینهجوتر میشوند. صداوسیمای نادان که با نیروهای فاقد قدرت تحلیلی پرشده که خودشان از همین انباشتگانِ از نفرت و هراسان از باختن مقامند، هرروز در پوشش تجلیل از خدمات آقای رئیسی به شعلهی زیر این نفرتِ انباشته سوخت میرساند. یک آدم عاقل از آن بالا میباید برود و صدا وسیما و فرمان را بچرخاند؛ چون با اینکه همهی این نفرت انباشته، بازتابی اجتماعی نخواهد یافت و با سوزاندن روح سادهدلان بهتدریج تخلیه خواهد شد، اما آتش بخشی از آن حتما به بیرون شلیک خواهد شد.
فحاشی و ایرادگرفتن از دولت فعلی سالمترین راه تخلیه این نفرت است؛ اما دو امکان دیگر هم هست: یکی تبدیلشدن نفرت به جنون و دستزدن به اعمال خودسرانه، یا تحریکشدن از سوی آنهایی که عمرسیاسیشان سرآمده و یا جاسوس و نفوذی کشورهای منطقه و بهویژه اسرائیلاند. اینها ترور خواهند کرد! سعید-عسگر-وار و یا بسیج-مسجد-میدان-ارگ-کرمان-وار؛ شخصیتی سیاسی، یا بختبرگشتگانی را که با نامزد خود در خیابان راه میروند، خواهند کشت. هرچه رخدهد برای حکومت دردسری بزرگ خواهد بود. امیدواریم آن فجایع دوران اصلاحات تکرار نشود.
ولی امیدواری کافی نیست. لازم است محرکان شناخته شوند (از درون مجلس گرفته تا اعماق «دخمه»ها)، خنثی شوند و روندی جدی و فوری از توجیه جوانان آغاز شود. سیاسیون با نفوذکلام و نیروهای امنیتی با تجربه باید وارد این دایره نفرت شوند و آن را هرچه زودتر بشکنند.
یک نکته دیگر و بعدش تمام کنیم: مسببان هر کار جنایتکارانهای را به گونهای انجام خواهند داد که بتوان آن را در اجتماع به گردن هستهی اصلی قدرت انداخت. برای آنکه روشن باشد از چه حرف میزنیم، مثالی بزنیم: آنکه ترور سعید حجاریان را در سال 78 طراحی کردهبود و دستورش را دادهبود، سعید عسگر را برحسب اتفاق برای شلیک انتخاب نکرد: این جوان کمسن خام، مدیر نشریهای بود به نام «خواص» که از طریق همین اسم خود را به شخصاول منتسب میکرد. حرامزادهها با یک تیر دونشان میزدند!
این بار هم دنبال همین روشهای کثیف خواهند بود. باید همه هشیار باشیم. متأسفانه فقط دشمنان این خاک پشت توطئهها نیستند. رقابت سیاسی مخرب ما با یکدیگر هم میتواند زمینهساز تحرکات شوم باشد. باید پرسید چه لزومی دارد آقای سیدمحمود نبویان، عضو ارشد جبههی پایداری، نخ بدهد که زمینه آشوب ساختن هست و این را هم به گردن اعضای دولت پزشکیان بیاندازد؟
🆔@jameeno
🏷 هشدار!
🖊 شورای سردبیری:
امروز میخواهیم هشداری جدی به حکومت و درواقع، به همه بدهیم:
حواستان به امکان انجام اعمال خطرناک خودسرانه و اجرای طرحهای موذیانه دشمنان خارجی علیه امنیت کشور، از طریق تقویت نفرت در وجود جوانان ساده و خام باشد!
میزان نفرتی که به جوانان سادهدل و محروم این کشور تزریق شد تا احمدینژاد را در دورهی اولش، در سنجش با خاتمی، رئیسجمهوری تراز انقلاب و آدمی پاکدست نشاندهند زیاد نبود؛ نمیتوانستند و نمیشد بگویند خاتمی خراب کرده و احمدینژاد دارد میسازد. علت اصلی عملنیامدن میوهی سمی از آن نفرتِ تزریقی، البته چیز دیگری بود: حکومت آنچه را که فکر میکرد از-دست-داده پسگرفتهبود و انتقام هم پیشاپیش از نویسندگان و حجاریان ستانده شدهبود؛ پس حکومت احساس نمیکرد باید بقایش را هم به حجم نفرت از اصلاحطلبان گره بزند.
اما در سهسالی گذشت اوضاع خیلی فرق میکرد: افلاس اقتصادی کشور خیلی بیشتر از همیشه در طبقات پایین اجتماع حس میشد، مسائل اجتماعی مشروعیت حکومت را بیش از همیشه زدوده بود، ریزش بسیار بیشتر از همیشه و هراسآور بود و ناکارایی و ناتوانی دولت مرحومرئیسی هم حکومت را به کنج راند. مسیر حلمسئله شد فقط تزریق نفرت از روحانی و اصلاحطلبان، تحت عناوینی چون «مسببان وضعموجود». ماشین تولید نفرت در سهسال اخیر تماموقت و پرگاز کار کرد و حجم نفرتِ بیمنطق و آزاردهنده در نیروهای موسوم به ارزشی بسیار بالا رفت. نفرتی غنیسازیشده فراهم شد.
این نفرت انباشته و تخلیه نشده، اجازهی درک تغییرات سیاسی ماههای اخیر را به بسیاری از آن افراد نمیدهد. ترس از-دست-دادن امکانات و پرداختهای غیرمستقیم در دل این افراد هم به آن نفرت دامن میزند و هر روز کینهجوتر میشوند. صداوسیمای نادان که با نیروهای فاقد قدرت تحلیلی پرشده که خودشان از همین انباشتگانِ از نفرت و هراسان از باختن مقامند، هرروز در پوشش تجلیل از خدمات آقای رئیسی به شعلهی زیر این نفرتِ انباشته سوخت میرساند. یک آدم عاقل از آن بالا میباید برود و صدا وسیما و فرمان را بچرخاند؛ چون با اینکه همهی این نفرت انباشته، بازتابی اجتماعی نخواهد یافت و با سوزاندن روح سادهدلان بهتدریج تخلیه خواهد شد، اما آتش بخشی از آن حتما به بیرون شلیک خواهد شد.
فحاشی و ایرادگرفتن از دولت فعلی سالمترین راه تخلیه این نفرت است؛ اما دو امکان دیگر هم هست: یکی تبدیلشدن نفرت به جنون و دستزدن به اعمال خودسرانه، یا تحریکشدن از سوی آنهایی که عمرسیاسیشان سرآمده و یا جاسوس و نفوذی کشورهای منطقه و بهویژه اسرائیلاند. اینها ترور خواهند کرد! سعید-عسگر-وار و یا بسیج-مسجد-میدان-ارگ-کرمان-وار؛ شخصیتی سیاسی، یا بختبرگشتگانی را که با نامزد خود در خیابان راه میروند، خواهند کشت. هرچه رخدهد برای حکومت دردسری بزرگ خواهد بود. امیدواریم آن فجایع دوران اصلاحات تکرار نشود.
ولی امیدواری کافی نیست. لازم است محرکان شناخته شوند (از درون مجلس گرفته تا اعماق «دخمه»ها)، خنثی شوند و روندی جدی و فوری از توجیه جوانان آغاز شود. سیاسیون با نفوذکلام و نیروهای امنیتی با تجربه باید وارد این دایره نفرت شوند و آن را هرچه زودتر بشکنند.
یک نکته دیگر و بعدش تمام کنیم: مسببان هر کار جنایتکارانهای را به گونهای انجام خواهند داد که بتوان آن را در اجتماع به گردن هستهی اصلی قدرت انداخت. برای آنکه روشن باشد از چه حرف میزنیم، مثالی بزنیم: آنکه ترور سعید حجاریان را در سال 78 طراحی کردهبود و دستورش را دادهبود، سعید عسگر را برحسب اتفاق برای شلیک انتخاب نکرد: این جوان کمسن خام، مدیر نشریهای بود به نام «خواص» که از طریق همین اسم خود را به شخصاول منتسب میکرد. حرامزادهها با یک تیر دونشان میزدند!
این بار هم دنبال همین روشهای کثیف خواهند بود. باید همه هشیار باشیم. متأسفانه فقط دشمنان این خاک پشت توطئهها نیستند. رقابت سیاسی مخرب ما با یکدیگر هم میتواند زمینهساز تحرکات شوم باشد. باید پرسید چه لزومی دارد آقای سیدمحمود نبویان، عضو ارشد جبههی پایداری، نخ بدهد که زمینه آشوب ساختن هست و این را هم به گردن اعضای دولت پزشکیان بیاندازد؟
🆔@jameeno
Telegraph
هشدار!
#الف امروز میخواهیم هشداری جدی به حکومت و درواقع، به همه بدهیم: حواستان به امکان انجام اعمال خطرناک خودسرانه و اجرای طرحهای موذیانه دشمنان خارجی علیه امنیت کشور، از طریق تقویت نفرت در وجود جوانان ساده و خام باشد! میزان نفرتی که به جوانان سادهدل و محروم…
👍28👏3🤔3❤2
#در_کرانه_روز[های پیش]
🏷 شکنجهدادنت عالی بود!
گذاشتیم هم کشمکش بر سر پست و مقام و اصلاحطلب یا اصولگرا بودن خانوادگیاش تمامشود و هم مطمئنشویم تصویر ساختگی نیست و بعد این را بنویسیم:
کسی تلویحا که میگوید «سردار، بیا دلم برای روش شکنجهکردنت تنگشده» یک روانی محتاج به درمان و بستری طولانیمدت و کامل است. یک شکنجهگر بالفطره با فانتزیهای اتاق تمشیت که گویا بازیگر تلویزیون جمهوریاسلامی هم است؛ درحالیکه باید تحتنظر پزشک باشد.
فقط خود خدا میتواند جوانان این کشور را در برابر اینگونه ولدچموشهای شیطانصفت در پناه خودش بگیرد و نسل این حیوانات خطرناک را بکند؛ وگرنه از نظر حکومت که گویا اینگونه مجانین عوامل عزیز دولتساز وسرکوباند.
🆔@jameeno
🏷 شکنجهدادنت عالی بود!
گذاشتیم هم کشمکش بر سر پست و مقام و اصلاحطلب یا اصولگرا بودن خانوادگیاش تمامشود و هم مطمئنشویم تصویر ساختگی نیست و بعد این را بنویسیم:
کسی تلویحا که میگوید «سردار، بیا دلم برای روش شکنجهکردنت تنگشده» یک روانی محتاج به درمان و بستری طولانیمدت و کامل است. یک شکنجهگر بالفطره با فانتزیهای اتاق تمشیت که گویا بازیگر تلویزیون جمهوریاسلامی هم است؛ درحالیکه باید تحتنظر پزشک باشد.
فقط خود خدا میتواند جوانان این کشور را در برابر اینگونه ولدچموشهای شیطانصفت در پناه خودش بگیرد و نسل این حیوانات خطرناک را بکند؛ وگرنه از نظر حکومت که گویا اینگونه مجانین عوامل عزیز دولتساز وسرکوباند.
🆔@jameeno
👍30❤1
#در_کرانه_روز
🏷 سَهوَت زیاد است؛ کَمَش کن!
هنگامی که محمود احمدینژاد در دوران آتشبهاختیاریاش بهعمد و با مقاصد خاص سیاسی سازمان برنامهوبودجه را منحل کرد و اختیارات آن را به استانداران داد، دل همه هررری ریخت پایین! صدای هرکس که صاحب دومثقال شعور بوروکراتیک بود و حتی ذرهای نگرانی از عاقبت هرجومرج داشت، از این تصمیمش درآمد. اما کسی حریفش نشد؛ چون هم حمایت کل حکومت را پشتش داد و هم بخشهای فلکزدهی بیسواد و ناآگاه جامعه را. آن ناتو و تیمش میدانستند برای آنکه کشور خرتوخر شود، لازم است فلج شود و پس اول باید مغزش را از کار بیندازند و نان خود را در تنور بیحسابوکتابی بپزند... با آسیب بسیار، بالاخره بهخیر(!)گذشت.
حالا آقای پزشکیان هم شروعکرده به زدن حرفهایی که بوی خوبی از آنها به مشام نمیرسد؛ هرچند گویا سهوش خیلی بیشتر از عمدش است و خودش باید بیفتد دنبال خودش و خودش را اصلاح کند. همچون سهروزپیش که گاف داد و گفت برای لغو فیلترینگ لایحه به مجلس خواهد برد، و همینکه آماده شدیم از ایشان بپرسیم «مگر فیلترینگ قانون است که برای لغوش میباید لایحه به مجلس ببری؟»، خودش اصلاحکرد و محکم هم اصلاحکرد تا کاری را که تعهدکرده بکند؛ که حل مسئلهی فیلترینگ فقط یک دستور اداری میخواهد، نه بالاکشیدن از سد مجلس - اصلا مگر دستور مثلا فیلتر تلگرام را یک قاضی فاسد که خودش هم گیر عدالت افتاد، نداده بود؟
«سهو/گاف» امروزش هم دربارهی اختیارات استانداران است:
چه لزومی دارد این همه از حضرت علی خرج کنی، گاف هم بدهی جناب رئیسجمهوری؟ اسم این دیگر حتی سهو نیست، لقلقهی زبان و فصاحت بیبلاغت است. اینطوری، مشکل خواهیساخت. لطفا کمی آرامتر!
ارادت البته باقی!
🆔@jameeno
🏷 سَهوَت زیاد است؛ کَمَش کن!
هنگامی که محمود احمدینژاد در دوران آتشبهاختیاریاش بهعمد و با مقاصد خاص سیاسی سازمان برنامهوبودجه را منحل کرد و اختیارات آن را به استانداران داد، دل همه هررری ریخت پایین! صدای هرکس که صاحب دومثقال شعور بوروکراتیک بود و حتی ذرهای نگرانی از عاقبت هرجومرج داشت، از این تصمیمش درآمد. اما کسی حریفش نشد؛ چون هم حمایت کل حکومت را پشتش داد و هم بخشهای فلکزدهی بیسواد و ناآگاه جامعه را. آن ناتو و تیمش میدانستند برای آنکه کشور خرتوخر شود، لازم است فلج شود و پس اول باید مغزش را از کار بیندازند و نان خود را در تنور بیحسابوکتابی بپزند... با آسیب بسیار، بالاخره بهخیر(!)گذشت.
حالا آقای پزشکیان هم شروعکرده به زدن حرفهایی که بوی خوبی از آنها به مشام نمیرسد؛ هرچند گویا سهوش خیلی بیشتر از عمدش است و خودش باید بیفتد دنبال خودش و خودش را اصلاح کند. همچون سهروزپیش که گاف داد و گفت برای لغو فیلترینگ لایحه به مجلس خواهد برد، و همینکه آماده شدیم از ایشان بپرسیم «مگر فیلترینگ قانون است که برای لغوش میباید لایحه به مجلس ببری؟»، خودش اصلاحکرد و محکم هم اصلاحکرد تا کاری را که تعهدکرده بکند؛ که حل مسئلهی فیلترینگ فقط یک دستور اداری میخواهد، نه بالاکشیدن از سد مجلس - اصلا مگر دستور مثلا فیلتر تلگرام را یک قاضی فاسد که خودش هم گیر عدالت افتاد، نداده بود؟
«سهو/گاف» امروزش هم دربارهی اختیارات استانداران است:
...روحانیون به من گفتند نظرت دربارهی حکومت پارلمانی چیست؟ گفتم اگر راست میگویید بیایید حکومت اسلامی درستکنید و طبق نامهی حضرت علی(ع) به مالک اشتر عمل کنید. استانداری که حضرت علی انتخاب میکرد اختیار داشت؛ قاضی تعیین میکرد، فرمانده لشکر تعیین میکرد و... اختیار داشت.اگر کفرآمیز نیست بگوییم زمان حضرت علی چیزی به نام تفکیک قوا وجود نداشت و این مقاماتی که فرمودید در جمهوریها وصل به دو قوهی مجزا و در این کشور، مال سه قوهاند و نمیتوانند یکدیگر را تعیین کنند.
چه لزومی دارد این همه از حضرت علی خرج کنی، گاف هم بدهی جناب رئیسجمهوری؟ اسم این دیگر حتی سهو نیست، لقلقهی زبان و فصاحت بیبلاغت است. اینطوری، مشکل خواهیساخت. لطفا کمی آرامتر!
ارادت البته باقی!
🆔@jameeno
👍35👎2
#الف
🏷 حرکت بعدی؟
🖊 شورای سردبیری:
حکومتها معمولا به یکی از این دو وضعیت دچارند: یا میخواهند وضع موجود را حفظ کنند ولی نشاندهند دارند تعییراتی میدهند یا میخواهند وضع موجود را تغییر دهند ولی بهدلایلی تلاش دارند نشاندهند وضع موجود حفظ شده و در بر همان پاشنهی سابق میچرخد!
در ماههای اخیر رفتار متعارض حکومت در ایران این پرسش را پدید آورده که با کدامیک از دو موقعیت روبروییم و بنابراین موضع ما نسبت به آنچه پیش چشم است، چه میباید باشد؟ این سردرگمی حتی در بین اهلدقت و تحلیل سیاسی هم مشاهده میشود. یادداشت اخیر آقای آخوندی که پس از کناررفتن از امور اجرا در سالهای اخیر روی درک اوضاع و راهجویی تمرکز کرده، نمونهای از این سردرگمی است.
واقعش را بخواهیم، همهی حکومتها معمولا مایل به ساماندادن وضعیتشان در جهت مثبتاند و بخشی از این سامانیابی را هم بهبود نظر جامعهشان دربارهی آنها و افزایش سطح رضایت آن میدانند. پرسش بنیادی در اینجا این است که رفتار جمهوریاسلامی در نزدیک به سه ماهه اخیر کدام است؟ میخواهد همین را که هست حفظ کند و روکار بنای خود را خوشگل کند و یا متوجه به فرونشست زمینی که بر آن زعامت بهپاکرده و ترکهای اساسیاش است و میخواهد با تعمیرات اساسی استحکام و پایداری بنا را تضمین کند؟
متن کامل را در instant view بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 حرکت بعدی؟
🖊 شورای سردبیری:
حکومتها معمولا به یکی از این دو وضعیت دچارند: یا میخواهند وضع موجود را حفظ کنند ولی نشاندهند دارند تعییراتی میدهند یا میخواهند وضع موجود را تغییر دهند ولی بهدلایلی تلاش دارند نشاندهند وضع موجود حفظ شده و در بر همان پاشنهی سابق میچرخد!
در ماههای اخیر رفتار متعارض حکومت در ایران این پرسش را پدید آورده که با کدامیک از دو موقعیت روبروییم و بنابراین موضع ما نسبت به آنچه پیش چشم است، چه میباید باشد؟ این سردرگمی حتی در بین اهلدقت و تحلیل سیاسی هم مشاهده میشود. یادداشت اخیر آقای آخوندی که پس از کناررفتن از امور اجرا در سالهای اخیر روی درک اوضاع و راهجویی تمرکز کرده، نمونهای از این سردرگمی است.
واقعش را بخواهیم، همهی حکومتها معمولا مایل به ساماندادن وضعیتشان در جهت مثبتاند و بخشی از این سامانیابی را هم بهبود نظر جامعهشان دربارهی آنها و افزایش سطح رضایت آن میدانند. پرسش بنیادی در اینجا این است که رفتار جمهوریاسلامی در نزدیک به سه ماهه اخیر کدام است؟ میخواهد همین را که هست حفظ کند و روکار بنای خود را خوشگل کند و یا متوجه به فرونشست زمینی که بر آن زعامت بهپاکرده و ترکهای اساسیاش است و میخواهد با تعمیرات اساسی استحکام و پایداری بنا را تضمین کند؟
متن کامل را در instant view بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
حرکت بعدی؟
#الف حکومتها معمولا به یکی از این دو وضعیت دچارند: یا میخواهند وضع موجود را حفظ کنند ولی نشاندهند دارند تعییراتی میدهند یا میخواهند وضع موجود را تغییر دهند ولی بهدلایلی تلاش دارند نشاندهند وضع موجود حفظ شده و در بر همان پاشنهی سابق میچرخد! در ماههای…
👍17
#آخر_هفته
🏷 هکتور هم حسین است، هم عبدالعظیم!
🖊 تحریریه جامعهنو:
تجارتنیوز بهنقلاز سایت اقتصادی معتبر بلومبرگ گزارشی منتشر کردهاست دربارهی حسین شمخانی، پسر بزرگ علی شمخانی، و شرکت کشتیرانی او و برادرش که تاکنون چندینبار به بهانههای مختلف در خبرها مطرح شده، اما گویا ابعاد تجارتش بسیار گستردهتر است. بلومبرگ در گزارشی که در نتیجهی گفتگو با بیش از سینفر از آشنایان به فعالیتهای حسین شمخانی و بررسی چندین سند اختصاصی تنظیم شدهاست، از تبدیلشدن حسین شمخانی به «سلطان معاملات نفت ایران و روسیه» گفته و مینویسد:
🆔@jameeno
🏷 هکتور هم حسین است، هم عبدالعظیم!
🖊 تحریریه جامعهنو:
تجارتنیوز بهنقلاز سایت اقتصادی معتبر بلومبرگ گزارشی منتشر کردهاست دربارهی حسین شمخانی، پسر بزرگ علی شمخانی، و شرکت کشتیرانی او و برادرش که تاکنون چندینبار به بهانههای مختلف در خبرها مطرح شده، اما گویا ابعاد تجارتش بسیار گستردهتر است. بلومبرگ در گزارشی که در نتیجهی گفتگو با بیش از سینفر از آشنایان به فعالیتهای حسین شمخانی و بررسی چندین سند اختصاصی تنظیم شدهاست، از تبدیلشدن حسین شمخانی به «سلطان معاملات نفت ایران و روسیه» گفته و مینویسد:
دوسال پیش که شرکت میلاووس (Milavous Group Ltd) دفتری را در یکی از گرانترین و شیکترین برجهای دوبی اجارهکرد، نامش را کمتر کسی شنیدهبود. اما در عرض چندماه این شرکت به نفوذ گستردهای در بازارهای جهانی انرژی دستیافت. گفته میشود که این شرکت توسط حسین شمخانی، سلطان توزیع نفت جمهوری اسلامی ایران، هدایت میشود.جالباست که مفاد این گزارش بلومبرگ انطباق عجیبی دارد با آنچه در رمان «گروگان» آمده که اتفاقا اخیرا معرفیاش کردهایم. برای سرگرمی آخر هفتهی خوانندگان جامعهنو آن بخش از رمان را که انطباق عجیبی دارد با این ماجرا و نامخانوادگی شریک ایرانی حسین شمخانی هم در آن هست، در instant view میآوریم.
به نقل از بیش از دوازده منبع آگاه حسین شمخانی در سطوح بالای مدیریتی میلاووس قرار دارد و به لطف حضور او این شرکت توانستهاست از فروش نفت و فرآوردههای نفتی ایران و روسیه میلیاردها دلار پول به جیب بزند.
کمتر کسی در دبی و محافل تجارتجهانی از هویت واقعی حسین شمخانی آگاه است و اکثرا او را به نام «هکتور» میشناسند و تعداد کمتری حتی نسبت به نفوذ گسترده او آگاهی دارند. بااینحال چند منبع آگاه از فعالیتهای هکتور به بلومرگ گفتند که او معاملات بخشهای قابلتوجی از نفت ایران و روسیه را در دست دارد.
به گفته منابع مطلع حسین شمخانی حتی اگر بهطور رسمی مالک شرکتها و یا نهادهای شبکه تجاری خود نباشد، در راهاندازی دهها شرکت و یا هدایت فعالیتهای آنها دخیل بوده که برجستهترین آنها میلاووس است. او همچنین کنترل دهها نفتکش را نیز در دست دارد.
🆔@jameeno
Telegraph
بریدهای از رمان «گروگان»
[در این بخش دانیل، شخصیت اصلی قصه، پس از مدتها به ایران بازگشته تا با خانوادهی عمه خود آشنا شود] ...میهمان داشتند، اما نه از خانواده. یک میهمان غریبه، بنابراین خلوت کردهبودند. به نظر میرسید کسی که منتظرش هستند از طایفه آقای مدنی است و فامیل دانیل به حساب…
👍18
#در_کرانه_روز
🏷 «برو توی اتاقت؛ به کاری که میخواهی بکنی فکرکن!»
آقای پزشکیان، جناب حکومت!
حرف را یکبار میزنند؛ ولی برای بازیگوشها باید تکرارش کرد. ما یکماهپیش حرفمان را بههشدار زدیم. یکبار هم پیشترش گفته بودیم. باز تکرارش کنیم؟ بفرمائید:
امروز همه تقریبا همین حرف را میزنند. پژواکش را از دو #دیدگاه_همراهان_جامعه_نو هم بشنوید:
و
رقیب ایدئولوژیک حکومت هم که چراغسبز را برای آشوب روشن کردهاست. شما کوتاهبیا، آقای پزشکیان، جناب حکومت! همه دارند میگویند جراحی را از خودت شروع کن. درست میگویند. چرا نمیروی توی اتاقت کمی فکرکنی؟
🆔@jameeno
🏷 «برو توی اتاقت؛ به کاری که میخواهی بکنی فکرکن!»
آقای پزشکیان، جناب حکومت!
حرف را یکبار میزنند؛ ولی برای بازیگوشها باید تکرارش کرد. ما یکماهپیش حرفمان را بههشدار زدیم. یکبار هم پیشترش گفته بودیم. باز تکرارش کنیم؟ بفرمائید:
...پیشنهاد میکنیم ایندفعه را بیا با ملت معامله کن! وقت بودجهنویسی به همان درصد که بودجهی حوزههای علمیه و تلویزیون ضدملی و مراکز بیخاصیت را کم میکنی، نرخ بنزین را افزایش بده! ما کاری میکنیم صدا از کسی در نیاید و برایت کف هم بزنند.حرف حساب ما که قبلا هم به زبان خوش عرضکردهایم این است که کمکردن کسریها را از دولت شروع کنید. ناتوانی در جلوگیری از تورم دولت و بودجهاش، مادرِ زایندهی همه گرفتاریهای دیگر است. بودجهی دولت را کنترل کنید و بروید به سمت کوچککردن واقعی دولت، روند بهبود اوضاع شروع میشود...
امروز همه تقریبا همین حرف را میزنند. پژواکش را از دو #دیدگاه_همراهان_جامعه_نو هم بشنوید:
امان از دوغ لیلی!
جناب پرزیدنت!
کمکم دارید خیلیخیلی از میز و قلمرو وظایف شخصدوم-مملکت-بودن فاصله میگیرید. حق مردم است که به شما تذکر بدهند مواظب باشید. اطرافتان را بپایید! رفتار احساسی شما، حتا همان احساسات بهظاهر مشروع و مقبول شما، هزینههایی سنگین و کمرشکن به شهروندان تحمیل میکند.
شما سخنگو و مشاور امدادرسان طیفی خاص از ملت ما نیستید! مثلن حزباللهیها و مومنین مسجدندیده و ژندُرُست! حضرتِ شما همچنین انترنِ زبلِ پابهکار جهادی یکواحد اورژانس نیمبند در خانههای بهداشت آبادیهای توسریخورده بینراهی نیستید! شما منتخبِ-از-سرِ-درماندگیِ خاموشان این کشورید!
شما را به چهاردهمعصومِ مظلوم سوگند، از این منشِ تبلیغاتی و هیجانی و ناامیدکنندهی مردم کنار بکشید.
شما را به حضرتعباس سوگند، به کار خود، به وظایف تصریحشده در همین قانوناساسی پیش روی مبارکتان بپردازید.
همینقدر بدانید که برخی منتخبین شما، یکماه نشده، دارند خارج میزنند! با جدیت و بیغیظ، بخواهید اشتباهات انتخاب منسوبینشان را، همینحالا و فیالفور، اصلاحکنند! شُل نیایید!
حالا سرنخ یکنمونه از هیجانِ جمهور تقدیمتان:
بفرمایید مستحضر هستید یکقاچ هندوانه، پای ملت، چقدر آب میخوره؟!
بپرسید: متولی یکقاچ هندونه، یککاسه آش، پلوخورشتخوریهای کیلومتری و ایندست پولپاشی در معابر کیست؟ سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران!
بدنیست از دکتر عباس صالحی بپرسید، از ناصر امانی عضو شورایشهر بپرسید، از وجدان بیدار اطرافیان و مشاوریناعظم بپرسید: یهقاچ هندوانه، یهکاسه آش و یهدهن آواز کوچهباغی و... پای شهروندان مالیاتدهنده، چقدر آب میخورد؟!
و
ناترازی، بیعدالتی، ناآرامی
🖊حسن اسدنیا:
شاید اینروزها لازم باشد، بهسبک مرحوم هاشمیرفسنجانی که کتابهایی دربارهی سالهای سخت کاری خود با عناوین «عبور از بحران» و «پس از بحران» نوشت، یکی از مسئولان حکومت نیز مدتی وقت بگذارد و بهفوریت مشغول نگارش «پیش از بحران» بشود! بههرصورت و با واژهی «ناترازی» که این روزها در سپهر سیاسی کشور بسیار دیده و شنیده میشود، تا اطلاعثانوی کشور محمل بحرانهاست. اما همانطور که همه معترفند و دانا به این امر، این ناترازیها یکشبه و با طلوع آفتاب دولت پزشکیان در مملکت ظاهر نشدهاست. ناترازی در تولید و مصرف برق، بنزین، آب، گاز، واحدهای مسکونی، گوشت، دارو و... نشان از یک وضعیت ناپایدار، نامطمئن و شکننده دارد. ناترازیها علامتی از کجومعوجبودن بودجهبندی دولت نیز هست. مخارج هنگفتی بالغ بر هزارانمیلیاردتومان (همان «همت» معروف!) سالهاست سهم بخشهایی از دولت میشوند که تنها خاصیت آنها داشتن بلندگو و بدون خروجی واقعی و مفید برای کشورند. بهوضوح این مساله یک بی عدالتی بزرگ است که سالهاست در ناترازی بودجه و بدترشدن وضع مخارج و درآمد، نقشی ویژه و عمده دارد و باز هم روشن است که اکثریت مردم از چنین بودجههایی محروم و نابرخوردارند. بنابراین معضل ناترازی و معضل بیعدالتی در بودجهبندی و سهمدادن به نورچشمیها با هم نسبت مستقیم دارند. مسالهی اصلی اینجاست، که دولت در موقعیتی آچمزگونه قرارگرفته، از طرفی بالابردن قیمت بنزین و نزدیککردن آن را به قیمت منطقهای و جهانی زمزمه میکند و از سویی صدای افراد، بهحق بلند شده که اگر اینطور است پس این همه ویژهخواریها از سفرهی ملت چه تکلیفی خواهد داشت؟ این مسالهای است که دولت باید با خود کنار بیاید که بالاخره چه راهحلی برای ضربهنخوردن از هر دو سوی افکار عمومی و هم از گروههای ذینفع و بعضا فاسد، درپیش خواهد گرفت.
رقیب ایدئولوژیک حکومت هم که چراغسبز را برای آشوب روشن کردهاست. شما کوتاهبیا، آقای پزشکیان، جناب حکومت! همه دارند میگویند جراحی را از خودت شروع کن. درست میگویند. چرا نمیروی توی اتاقت کمی فکرکنی؟
🆔@jameeno
Telegram
جامعه نو
#در_کرانه_روز
🏷 آب را صاف کن!
آقای پزشکیان عزیز،
این زمینهچینی برای تداوم کار اشتباه را بگذار یکسال بعد از استقرار؛ دربارهی قیمت بنزین حرف نزن! دربارهی بودجه حرف بزن! دربارهی بودجهی مراکزی حرف بزن که دستمزدِ لعنت فرستادن به آدمهای مثل خودشان را…
🏷 آب را صاف کن!
آقای پزشکیان عزیز،
این زمینهچینی برای تداوم کار اشتباه را بگذار یکسال بعد از استقرار؛ دربارهی قیمت بنزین حرف نزن! دربارهی بودجه حرف بزن! دربارهی بودجهی مراکزی حرف بزن که دستمزدِ لعنت فرستادن به آدمهای مثل خودشان را…
👍16❤1
نشر نی برگزار میکند:
جلسهی نقد و بررسی کتاب
در خدمت و خیانت مترجمان
نوشتهی نیکو سرخوش
با حضور:
اشکان صالحی
پویا رفوئی
نیکو سرخوش
محسن آزموده
زمان: دوشنبه ۱۹ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهی پنجم
اطلاعات بیشتر در: @neypub
جلسهی نقد و بررسی کتاب
در خدمت و خیانت مترجمان
نوشتهی نیکو سرخوش
با حضور:
اشکان صالحی
پویا رفوئی
نیکو سرخوش
محسن آزموده
زمان: دوشنبه ۱۹ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهی پنجم
اطلاعات بیشتر در: @neypub
👍5❤1
#در_کرانه_روز
🏷 پرسش جدی از نظام!
یک پرسش سادهی جدی داریم:
مقاماتی که دستهجمعی چندمیلیارد از منبع عمومی به خودشان وام میدهند، فقط استعفایشان کفایت میکند و یا مرتکب جرم هم شدهاند و به دادگاه هم میروند یا فقط جلوی وامشان را میگیرند و میگویند پس بدهند؟
اگر اینطور باشد که پس هرکس هرچه را دستش رسید برمیدارد و اگر فهمیدند پس میدهد، و اگر هم نفهمیدند، به قول قدیمیها «دزد نگرفته پادشاه است»!
واقعا قانون در این مورد چه میگوید؟ نوشتن یکنامه و گرفتن یکامضا غارت را قانونی میکند؟ این فارغالتحصیل دانشگاهِ «وزرا و دیپلماتها» و رفقایش، بهعنوان دزدان سر گردنه البته اینقدر قدر ندارند که به آنها بپردازیم، اما جایی که ایستادهاند برای ایجادکننده پرسشهایی جدی قابلتوجه است.
داستان سیستماتیکنبودن فساد نظام با پاسخندادن به این پرسشهاست که زیر سوال رفتهاست.
🆔@jameeno
🏷 پرسش جدی از نظام!
یک پرسش سادهی جدی داریم:
مقاماتی که دستهجمعی چندمیلیارد از منبع عمومی به خودشان وام میدهند، فقط استعفایشان کفایت میکند و یا مرتکب جرم هم شدهاند و به دادگاه هم میروند یا فقط جلوی وامشان را میگیرند و میگویند پس بدهند؟
اگر اینطور باشد که پس هرکس هرچه را دستش رسید برمیدارد و اگر فهمیدند پس میدهد، و اگر هم نفهمیدند، به قول قدیمیها «دزد نگرفته پادشاه است»!
واقعا قانون در این مورد چه میگوید؟ نوشتن یکنامه و گرفتن یکامضا غارت را قانونی میکند؟ این فارغالتحصیل دانشگاهِ «وزرا و دیپلماتها» و رفقایش، بهعنوان دزدان سر گردنه البته اینقدر قدر ندارند که به آنها بپردازیم، اما جایی که ایستادهاند برای ایجادکننده پرسشهایی جدی قابلتوجه است.
داستان سیستماتیکنبودن فساد نظام با پاسخندادن به این پرسشهاست که زیر سوال رفتهاست.
🆔@jameeno
👍37❤1
#الف
🏷 برگرد؟
🖊 شورای سردبیری:
در اواخر دههیچهل قرن میلادی پیش، نیروهای چینی تحت فرماندهی چیانگکایچک، رئیسجمهوری چین، از کمونیستهای چین شکستخوردند و زیر حمایت نیروهای آمریکا به جزیرهی کوچک فرمز عقب نشستند؛ جایی که امروز به آن تایوان میگویند. حکومت موقتی تشکیلدادند و اوضاع طوریشد که چین بزرگ نتوانست آن جزیرهی کوچک را پس بگیرد. درواقع چین مسلح به سلاح اتمی طی هفتادسال گذشته نتوانست خاک خود را پس بگیرد و ایجاد یک کشور را در آن مانع شود.
برای آنکه درک کنید نه چیانگکایچک، بلکه چین مائویی در آن جنگ شکست سخت خوردهاست، میتوانید فرض کنید یکروز یک گروهان نظامی ایرانی شورشکنان به جزیرهی ابوموسی برود و آن را یک کشور اعلام کند، اما حکومتی که در تهران بر ایران حکمرانی میکند، حتی با بدستآوردن بمب اتمی نتواند آنها را بیرون کند و ابوموسی را پس بگیرد. داستان شکست چین به همین نسبت است.
چرا چنین شد؟ خیلی ساده: بهخاطر شرایط بیرون از چین و جایگاه آن در جهان خارج! میخواست این کار را بکند و تفنگ و نفر کافی هم داشت، اما توان غلبه بر نیروهای بیرون از دعوای داخلی خودش، اما موثر بر آن دعوا، را نداشت. هنوز هم ندارد. ابرقدرت اقتصادی دوم جهان که در حال گرفتن جای ایالاتمتحد است نتوانست ارادهی خود را برای پسگرفتن جزیرهاش اعمال کند. قدرت موجود در کف کشورها مهم نیست؛ مهم قدرت نیروهایی است که آنها را احاطه کردهاند!
داستان کریدور زنگزو برای ایران، نه شکل، اما همان ماهیت داستان چین را دارد و اثباتکننده آن اصلی است که گفتیم: پشت داستان گرفتن بخشی از خاک ارمنستان برای بازکردن راه ترکیهی توسعهطلب که به از بین رفتن مرز استراتژیک ایران با ارمنستان میانجامد، مسئلهی بههمخوردن موازنه قدرت است. تعادل قدرت بهضرر ایران بههمخورده و آنکه قدرت (مجموعهی توان نظامی و اقتصادی و نفوذ و ارتباطات بینالمللی) بیشتری دارد، تعیینکننده است. روسیه به عنوان رئیس و سرکردهی منطقه بهطرف آذربایجان چرخیده، ترکیه هم با چشمان حریص و دست گشاده داخل منازعه است و ارمنستان شکستخورده و ضعیف مجبور است خاک خود را واگذارکند. ایران؟ حکومت فقط به نالیدن اکتفا خواهد کرد؛ هر چند قبلا دربارهی مقابله با تغییری که در پیش است مانور نظامی هم برگزار کردهاست. قبلا رجزخوانان در دو کشور همسایه، پادویی توسعهطلبی آمریکا را کردهایم، اینبار نوبت روسیه است که ارادهی خود را بر ما تحمیل کند. علت همهی اینها نشناختن جای خود در جهان، دادن قول تغییر جهان و سپس شکستخوردن است. داستان ارمنستان همچونان داستانهای پیشین به پایان خواهد رسید.
حکومت و دولت ایران بهجای تلاش برای عوضکردن جهان باید خودش را عوض کند و عوضکردن خودش، یعنی برگرداندن همهچیز به داخل و نگاه به مشکلات خودش بهعنوان یک حکومت مسئول در برابر ملت. ما هرقدر قوی و محبوب و موشکساز باشیم، نه میتوانیم مسئله فلسطین را حل کنیم، نه دربارهی یکمتر آنطرف خطمرزی خودمان با ارمنستان تصمیم بگیریم یا عمل کنیم، نه رژیم بحرین را عوض کنیم، نه مردم عربستان و تایلند و بولیوی را هدایت کنیم، نه طالبان آمریکایی را از افغانستان برانیم، نه اندکی بر سرنوشت سیاست در ونزوئلا تاثیر گذاریم، نه نظامی را که آمریکا برای عراق طراحی کرده بهنفع خودمان دستکاری کنیم. شعارهای حسینیهکردن فلانجا و نمازخواندن در بهمانجا بماند؛ چون الان هم دستمایه لطیفه شدهاست. حکومت ایران هرکس باشد و هردینی داشته باشد یا اصلا بیدین باشد، پادشاهی، ولایتی، یا جمهوری لیبرالدموکراتیک باشد، فرقی نمیکند. «میباید» سرش را بیندازد پایین و برگردد داخل، تا بتواند از خود و منافعش دفاع کند، دیپلماسی بورزد، با دنیا تجارت کند و بر این متمرکز باشد که روی ریل توسعه برگردد. جامعهای که طبقهی متوسط آن درحال از بین رفتن است، هرچه هست، درحال توسعه نیست! به طریق اولی اعتبار بینالمللیاش هم نابود میشود.
نظام تظاهر میکند که هرچه ندارد، لااقل یک استراتژی دفاع از امنیتملی دارد. اما این هم دروغ است. ایران نه متحد استراتژیک دارد، نه متحد تاکتیکی، نه دوست واقعی و نه حتی طرف معاملهای که احتیاج متقابلْ او را تاحدی به ایران متعهد کند: گوسفندی با پوست شیر در میان گرگها و شغالها! خیال میکند از او میترسند، اما دارند میکشندش به کوچهی خلوت!
استرتژی امنیتملی ما (که قبلا دربارهاش بسیار گفتهایم) بهدلیل بنیانهای پوسیدهی ایدئولوژیکش، غلط است. بااینحال حکومت پایههای زیست ملی ایران را هم کلا بر دوش همین استراتژی گذاشتهاست. همهی گرفتاریهای دیگر ناشی از آن است. باید رهایش کنیم. برای نظام هزینه دارد؛ ولی باید رهایش کنیم. ناتوانی درمورد دالان زنگزور در خاک ارمنستان که هیچ، ما حتی نتوانستیم دالان ترانزیت از کشور را هم حفظ کنیم و آن را به دیگران واگذاشتیم!
🆔@jameeno
🏷 برگرد؟
🖊 شورای سردبیری:
در اواخر دههیچهل قرن میلادی پیش، نیروهای چینی تحت فرماندهی چیانگکایچک، رئیسجمهوری چین، از کمونیستهای چین شکستخوردند و زیر حمایت نیروهای آمریکا به جزیرهی کوچک فرمز عقب نشستند؛ جایی که امروز به آن تایوان میگویند. حکومت موقتی تشکیلدادند و اوضاع طوریشد که چین بزرگ نتوانست آن جزیرهی کوچک را پس بگیرد. درواقع چین مسلح به سلاح اتمی طی هفتادسال گذشته نتوانست خاک خود را پس بگیرد و ایجاد یک کشور را در آن مانع شود.
برای آنکه درک کنید نه چیانگکایچک، بلکه چین مائویی در آن جنگ شکست سخت خوردهاست، میتوانید فرض کنید یکروز یک گروهان نظامی ایرانی شورشکنان به جزیرهی ابوموسی برود و آن را یک کشور اعلام کند، اما حکومتی که در تهران بر ایران حکمرانی میکند، حتی با بدستآوردن بمب اتمی نتواند آنها را بیرون کند و ابوموسی را پس بگیرد. داستان شکست چین به همین نسبت است.
چرا چنین شد؟ خیلی ساده: بهخاطر شرایط بیرون از چین و جایگاه آن در جهان خارج! میخواست این کار را بکند و تفنگ و نفر کافی هم داشت، اما توان غلبه بر نیروهای بیرون از دعوای داخلی خودش، اما موثر بر آن دعوا، را نداشت. هنوز هم ندارد. ابرقدرت اقتصادی دوم جهان که در حال گرفتن جای ایالاتمتحد است نتوانست ارادهی خود را برای پسگرفتن جزیرهاش اعمال کند. قدرت موجود در کف کشورها مهم نیست؛ مهم قدرت نیروهایی است که آنها را احاطه کردهاند!
داستان کریدور زنگزو برای ایران، نه شکل، اما همان ماهیت داستان چین را دارد و اثباتکننده آن اصلی است که گفتیم: پشت داستان گرفتن بخشی از خاک ارمنستان برای بازکردن راه ترکیهی توسعهطلب که به از بین رفتن مرز استراتژیک ایران با ارمنستان میانجامد، مسئلهی بههمخوردن موازنه قدرت است. تعادل قدرت بهضرر ایران بههمخورده و آنکه قدرت (مجموعهی توان نظامی و اقتصادی و نفوذ و ارتباطات بینالمللی) بیشتری دارد، تعیینکننده است. روسیه به عنوان رئیس و سرکردهی منطقه بهطرف آذربایجان چرخیده، ترکیه هم با چشمان حریص و دست گشاده داخل منازعه است و ارمنستان شکستخورده و ضعیف مجبور است خاک خود را واگذارکند. ایران؟ حکومت فقط به نالیدن اکتفا خواهد کرد؛ هر چند قبلا دربارهی مقابله با تغییری که در پیش است مانور نظامی هم برگزار کردهاست. قبلا رجزخوانان در دو کشور همسایه، پادویی توسعهطلبی آمریکا را کردهایم، اینبار نوبت روسیه است که ارادهی خود را بر ما تحمیل کند. علت همهی اینها نشناختن جای خود در جهان، دادن قول تغییر جهان و سپس شکستخوردن است. داستان ارمنستان همچونان داستانهای پیشین به پایان خواهد رسید.
حکومت و دولت ایران بهجای تلاش برای عوضکردن جهان باید خودش را عوض کند و عوضکردن خودش، یعنی برگرداندن همهچیز به داخل و نگاه به مشکلات خودش بهعنوان یک حکومت مسئول در برابر ملت. ما هرقدر قوی و محبوب و موشکساز باشیم، نه میتوانیم مسئله فلسطین را حل کنیم، نه دربارهی یکمتر آنطرف خطمرزی خودمان با ارمنستان تصمیم بگیریم یا عمل کنیم، نه رژیم بحرین را عوض کنیم، نه مردم عربستان و تایلند و بولیوی را هدایت کنیم، نه طالبان آمریکایی را از افغانستان برانیم، نه اندکی بر سرنوشت سیاست در ونزوئلا تاثیر گذاریم، نه نظامی را که آمریکا برای عراق طراحی کرده بهنفع خودمان دستکاری کنیم. شعارهای حسینیهکردن فلانجا و نمازخواندن در بهمانجا بماند؛ چون الان هم دستمایه لطیفه شدهاست. حکومت ایران هرکس باشد و هردینی داشته باشد یا اصلا بیدین باشد، پادشاهی، ولایتی، یا جمهوری لیبرالدموکراتیک باشد، فرقی نمیکند. «میباید» سرش را بیندازد پایین و برگردد داخل، تا بتواند از خود و منافعش دفاع کند، دیپلماسی بورزد، با دنیا تجارت کند و بر این متمرکز باشد که روی ریل توسعه برگردد. جامعهای که طبقهی متوسط آن درحال از بین رفتن است، هرچه هست، درحال توسعه نیست! به طریق اولی اعتبار بینالمللیاش هم نابود میشود.
نظام تظاهر میکند که هرچه ندارد، لااقل یک استراتژی دفاع از امنیتملی دارد. اما این هم دروغ است. ایران نه متحد استراتژیک دارد، نه متحد تاکتیکی، نه دوست واقعی و نه حتی طرف معاملهای که احتیاج متقابلْ او را تاحدی به ایران متعهد کند: گوسفندی با پوست شیر در میان گرگها و شغالها! خیال میکند از او میترسند، اما دارند میکشندش به کوچهی خلوت!
استرتژی امنیتملی ما (که قبلا دربارهاش بسیار گفتهایم) بهدلیل بنیانهای پوسیدهی ایدئولوژیکش، غلط است. بااینحال حکومت پایههای زیست ملی ایران را هم کلا بر دوش همین استراتژی گذاشتهاست. همهی گرفتاریهای دیگر ناشی از آن است. باید رهایش کنیم. برای نظام هزینه دارد؛ ولی باید رهایش کنیم. ناتوانی درمورد دالان زنگزور در خاک ارمنستان که هیچ، ما حتی نتوانستیم دالان ترانزیت از کشور را هم حفظ کنیم و آن را به دیگران واگذاشتیم!
🆔@jameeno
👍46❤3😭3👎2🤯1
#در_کرانه_روز
🏷 با افغانها بیمروت نباشید!
مردم ایران نمیباید افراطی را که در زمان دولت پیش درمورد حضور افغانها در ایران صورت گرفت با تفریط جبران کنند. تبلیغات امروز علیه آنها همراه با بیمسئولیتی و ناجوانمردانه است.
افغانهایی که ما در طول سالیان دیدهایم از روز رسیدن به ایران مشغول کار بودهاند و تا روز پیش از رفتن هم کار میکردهاند. آنها معمولا نگهبانی شبانه را هم بهعلت اسکان در محلکار بهعهدهدارند و از کارفرما هم مهری نمیبینند. افرادی غالبا تودار و گریزان از محلهای شلوغاند.
اگر کسی را میبینید که بیکار و درحال گردش در خیابان و پارک است، لابد از جایی حقوق میگیرد؛ یا از سازمانهایی در دل حکومت ایران و یا از طالبان. اینگونه افراد را میشود بهصورت فلهای دستگیر و رد مرز کرد؛ اما میباید مواظب بود از افغانان کارگر که همراه با خانواده در ایران به سر میبرند در میان آنها نباشد. نمیباید خانوادهی آنها دچار گرفتاری و بیسرپرستی شود. حکم انسانیت جز این است؟
ما قرار است کشور خود را امن کنیم. کار خوبی است و میباید بهدقت و پیگیرانه ادامه یابد. ولی نمیباید همراه با ستم به انسانهایی از هر ملیتی باشد. این تبلیغات وسیع و نعرههای برخی افراد ناآگاه دربارهی افغانها نمیباید ادامه پیدا کند. اگر قرار است به دلایل امنیتی (عمدتا خوف از جنایتپیشگی طالبان و داعش) به کشور خود برگردند، میباید با آرامش، رفتار متین و حفظ شان آنان باشد.
🆔@jameeno
🏷 با افغانها بیمروت نباشید!
مردم ایران نمیباید افراطی را که در زمان دولت پیش درمورد حضور افغانها در ایران صورت گرفت با تفریط جبران کنند. تبلیغات امروز علیه آنها همراه با بیمسئولیتی و ناجوانمردانه است.
افغانهایی که ما در طول سالیان دیدهایم از روز رسیدن به ایران مشغول کار بودهاند و تا روز پیش از رفتن هم کار میکردهاند. آنها معمولا نگهبانی شبانه را هم بهعلت اسکان در محلکار بهعهدهدارند و از کارفرما هم مهری نمیبینند. افرادی غالبا تودار و گریزان از محلهای شلوغاند.
اگر کسی را میبینید که بیکار و درحال گردش در خیابان و پارک است، لابد از جایی حقوق میگیرد؛ یا از سازمانهایی در دل حکومت ایران و یا از طالبان. اینگونه افراد را میشود بهصورت فلهای دستگیر و رد مرز کرد؛ اما میباید مواظب بود از افغانان کارگر که همراه با خانواده در ایران به سر میبرند در میان آنها نباشد. نمیباید خانوادهی آنها دچار گرفتاری و بیسرپرستی شود. حکم انسانیت جز این است؟
ما قرار است کشور خود را امن کنیم. کار خوبی است و میباید بهدقت و پیگیرانه ادامه یابد. ولی نمیباید همراه با ستم به انسانهایی از هر ملیتی باشد. این تبلیغات وسیع و نعرههای برخی افراد ناآگاه دربارهی افغانها نمیباید ادامه پیدا کند. اگر قرار است به دلایل امنیتی (عمدتا خوف از جنایتپیشگی طالبان و داعش) به کشور خود برگردند، میباید با آرامش، رفتار متین و حفظ شان آنان باشد.
🆔@jameeno
👍41👎12❤2👏2