This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#در_کرانه_روز
🏷 گاری حمل زغال و بدنهای بیجان کارگران معدنجو
🖊 لیلا رزاقی | جامعهنو:
- شاید در واپسین دقایق، یعنی همان لحظه که ریهها پر از گاز متان میشد، با خود تکرار میکردند:
- سریال تراژیک و البته تکراری جانباختن کارگران معدن در ایران با کشتهشدن دهها کارگر معدن زغالسنگ معدنجوی طبس وارد فصل تازهی خود شدهاست.
- اینگونهاست که ادامه پیدا میکند:
۱- نقض امنیت شغلی و قراردادهای کوتاهمدت
۲- فقدان ایمنی و بهداشتکار در غیاب نظارت و بازرسی مستمر و متعهدانه وزارتکار
۳-تشکلزدایی از روابط کار میان کارگر و کارفرما
و سودجویی مالکان و سهامداران معادن به اصطلاح خصوصی و البته دارای پیشزمینههای رانتی که استخراج گسترده در اعماق زمین را بدون در نظر گرفتن ایمنی در دستورکار قرار دادهاند.
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 گاری حمل زغال و بدنهای بیجان کارگران معدنجو
🖊 لیلا رزاقی | جامعهنو:
- شاید در واپسین دقایق، یعنی همان لحظه که ریهها پر از گاز متان میشد، با خود تکرار میکردند:
صبحدم روی این ریلها و داخل این گاریها، به جای زغالهایی که سودشان به جیب مالکان معدن میرود، جنازههایمان را حمل میکنند
همچون یارانمان در زمستان یورت،
رزمجاه
چشمهپودنه
یال شمالی...
باز هم ما ماندیم، بیحقوق و بیمواجب با جنازههایی بر دوش!
- سریال تراژیک و البته تکراری جانباختن کارگران معدن در ایران با کشتهشدن دهها کارگر معدن زغالسنگ معدنجوی طبس وارد فصل تازهی خود شدهاست.
- اینگونهاست که ادامه پیدا میکند:
۱- نقض امنیت شغلی و قراردادهای کوتاهمدت
۲- فقدان ایمنی و بهداشتکار در غیاب نظارت و بازرسی مستمر و متعهدانه وزارتکار
۳-تشکلزدایی از روابط کار میان کارگر و کارفرما
و سودجویی مالکان و سهامداران معادن به اصطلاح خصوصی و البته دارای پیشزمینههای رانتی که استخراج گسترده در اعماق زمین را بدون در نظر گرفتن ایمنی در دستورکار قرار دادهاند.
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
😭10👍7👎1
#در_کرانه_روز
🏷 دو شرط در مسیر جانشینی!
نشانههایی در دست هست که از امکان تحقق پیشنهاد جامعهنو در الف «عبور از معضل جانشینی» در ماههای پیشرو خبر میدهد. از نظر ما و براساس استدلالهایی که در همانجا گفتهشده روند مثبتی برای حفظ ثبات نسبی کشور در برابر طوفانهای ناگزیر مربوط به این مسئله است و از آن عاقلانه میباید حمایت کرد. درصورت سلطهی واقعبینی بین نیروهای سیاسی این روند را سهلتر و با هزینهی کمتر خواهیم پیمود. اما شرطهایی هم دارد:
- اول اینکه عمدهترین اقدام در کمهزینهساختن روند جانشینی، کاهش ظرفیت التهاب در لایههای اجتماع است. بهسبب وجود تبعیض و فساد و فشار جناحهای جستجوگر قدرت سیاسی خواهند توانست جامعهی ملتهب و خشمگین را تحریککنند و در راه اهداف خودشان بهکاربگیرند. حکومت نمیتواند در کوتاهمدت فقر را از اجتماع بزداید؛ اما سهعامل فوق با یک تحرک اصلاحی قدرتمند در کوتاهمدت امکان کاهش و حتی محو را دارند.
- عامل دوم در کمهزینه و بیمزاحمت ساختن روند جانشینی کاهش درگیری کشور با مسائل بیرونی و بینالمللی است. خلاصهاش اینکه بسیاری از تحرکات بیرونی کشور، برآمدها در مسائل بیربط بر زندگی ایرانیان و ناتوانی در تنظیم رابطهی متعادل با قدرتها، پای آنها را به منازعهی احتمالی داخلی بر سر قدرت باز میکند و امکان گذر کمهزینه را از گردنهی جانشینی منتفی میسازد. تاریخ جهان و بهویژه ایران این را میگوید. در مثل مناقشه نکنید، ولی داستان مداخلهی روسیه تزاری در تثبیت قدرت محمدعلیشاه و سپس جانشینی پسرش احمدشاه که به انقراض قاجار و سلطهی یک نظامی انجامید یا معاملهی اجباری با بیگانگان اشغالگر بر سر جانشینی در خاندانپهلوی دیگر در ایران هرگز نمیباید تکرار شود. سیاست خارجی کنونی را میباید اصلاح کرد تا «آن» رخندهد.
مختصر گفتیم این بحث مهم را. شما آن را به اختصار نگیرید.
🆔@jameeno
🏷 دو شرط در مسیر جانشینی!
نشانههایی در دست هست که از امکان تحقق پیشنهاد جامعهنو در الف «عبور از معضل جانشینی» در ماههای پیشرو خبر میدهد. از نظر ما و براساس استدلالهایی که در همانجا گفتهشده روند مثبتی برای حفظ ثبات نسبی کشور در برابر طوفانهای ناگزیر مربوط به این مسئله است و از آن عاقلانه میباید حمایت کرد. درصورت سلطهی واقعبینی بین نیروهای سیاسی این روند را سهلتر و با هزینهی کمتر خواهیم پیمود. اما شرطهایی هم دارد:
- اول اینکه عمدهترین اقدام در کمهزینهساختن روند جانشینی، کاهش ظرفیت التهاب در لایههای اجتماع است. بهسبب وجود تبعیض و فساد و فشار جناحهای جستجوگر قدرت سیاسی خواهند توانست جامعهی ملتهب و خشمگین را تحریککنند و در راه اهداف خودشان بهکاربگیرند. حکومت نمیتواند در کوتاهمدت فقر را از اجتماع بزداید؛ اما سهعامل فوق با یک تحرک اصلاحی قدرتمند در کوتاهمدت امکان کاهش و حتی محو را دارند.
- عامل دوم در کمهزینه و بیمزاحمت ساختن روند جانشینی کاهش درگیری کشور با مسائل بیرونی و بینالمللی است. خلاصهاش اینکه بسیاری از تحرکات بیرونی کشور، برآمدها در مسائل بیربط بر زندگی ایرانیان و ناتوانی در تنظیم رابطهی متعادل با قدرتها، پای آنها را به منازعهی احتمالی داخلی بر سر قدرت باز میکند و امکان گذر کمهزینه را از گردنهی جانشینی منتفی میسازد. تاریخ جهان و بهویژه ایران این را میگوید. در مثل مناقشه نکنید، ولی داستان مداخلهی روسیه تزاری در تثبیت قدرت محمدعلیشاه و سپس جانشینی پسرش احمدشاه که به انقراض قاجار و سلطهی یک نظامی انجامید یا معاملهی اجباری با بیگانگان اشغالگر بر سر جانشینی در خاندانپهلوی دیگر در ایران هرگز نمیباید تکرار شود. سیاست خارجی کنونی را میباید اصلاح کرد تا «آن» رخندهد.
مختصر گفتیم این بحث مهم را. شما آن را به اختصار نگیرید.
🆔@jameeno
Telegraph
عبور از معضل جانشینی!
#الف دربارهی آیندهی کشور پس از نبود آقایخامنهای دیدگاههای بسیار متعارض وجود دارد و حتی برای برخی از افرادی هم که هیچ علقهای به داشتن سهم از قدرت ندارند، یک دغدغه و نگرانی بزرگ درحد مسائل بحرانخیزی چون جنگ داخلی و تهاجم خارجی است. علت این مسئله و دغدغه…
👍14👎2👏2🤔1
#الف
🏷 گذر از سوگواری به مطالبهگری
🖊 علی هاشمی | تحریریه جامعهنو:
- کموبیش واقفیم که در دههی اخیر رشد اقتصادی تعریفِ چندانی نداشتهاست. توجه به شاخصهای درآمد سرانه، نرخ تورم، نرخ بیکاری، تراز تجاری (تفاوت صادرات و واردات)، نرخ بهرهوری (مدیریت منابع)، میزان سرمایهگذاری خارجی و... برای فهمِ چگونگیِ شرایط کشور در زمینهی رشد اقتصادی کفایت میکند. سهم جامعه و خدماتی که جامعه از آن بهرهمند میشود نیز از همین اندک رشد اقتصادی بسیار بسیار ناچیز است.
- مبنای توزیع درآمد و البته تخصیص منابع نیازها و اولویتهاست. نگاهی ساده و اجمالی و مقایسهی مثلاً سهم مراکز مذهبی، سهم مراکز آموزشیِ مذهبی (در مقایسه با وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش)، سهم صداوسیما و سهم نهادهای خاص از توزیع درآمد و تخصیص منابع در برابرِ مثلاً سهم یارانهی دارو، سهم همسانسازی حقوق بازنشستگان و سهم رتبهبندی حقوق معلمان، سهم حقوق و دستمزد کارگران و سهم آسیبهای اجتماعی، حاکی از آن است که بهرهمندیِ جامعه از درآمدها و منابع نهتنها بسیاربسیار ناچیز است، بلکه با لحاظکردنِ مبنای مذکور (نیازها و اولویتها) شاهد نادیدهانگاشتنِ جامعه در بهرهمندی از درآمد کشور ایم. سیاستهای کلان اساساً معطوف به اهداف دیگریاند و در جهت بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگیِ کشور و جامعه نیستند.
- تلخ است اما شرایط همین است. درآمدها و منابع برای مواردی خرج میشوند که نه نیاز اند و نه اولویت؛ آن هم نه در حدّ تخصیص منابع مثلاً برای راهپیماییِ اربعین بلکه در حوزههایی که چاهویل و قمارِ-از-پیش-باختهاند. البته شرح این شرایط خبر از غیب نیست و جامعه نه لزوماً با آگاهیِ دقیق از شاخصها بلکه با پوست و گوشت و استخوان شرایط را درک کردهاست و میداند که توزیع درآمد و تخصیص منابع معطوف به چه سیاستهایی است و میتوان از شعارهای تجمعاتِ اعتراضی (نه لزوماً اعتراضات معیشتی) بهخوبی فهمید که جامعه بیشازپیش از علتِ معضلات آگاهشدهاست و دیگر همچون گذشته در مواجهه با مسائل و معضلات صرفاً سوگوار و راویِ مرثیه و گلهمند نیست و انتخاب کردهاست که مطالبهگری کند. جامعه با واقعبینی سیاهیِ موجود را درک کردهاست و به آن و به عوامل آن معترض است.
- آگاهیِ روزافزونِ جامعه از سهم ناچیز خود از توزیع درآمد و تخصیص منابع و درکِ رفتار حکومت در مواجهه با معضلات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی چراغراهی است که میتواند به جامعه برای انتخاب نوع رفتار خود با حکومت کمک کند. در مورد اخیر جامعه با تکیه بر آگاهیِ پیشینِ خود میداند که آنها، یعنی کارگرانِ جانباخته، قربانیِ ناایمنیِ معادن یا بهتر بگوییم قربانیِ عدمسرمایهگذاری (چه خارجی، چه دولتی و چه بخش خصوصی) یا بهتر بگوییم قربانیِ انبوهِ تحریمهای فلجکننده یا بهتر بگوییم قربانیِ فساد و ناکارآمدی و قربانیِ ارادههایی هستند که شرایطِ فاجعهبارِ فعلی را به کشور و جامعه تحمیل کردهاند.
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 گذر از سوگواری به مطالبهگری
🖊 علی هاشمی | تحریریه جامعهنو:
- کموبیش واقفیم که در دههی اخیر رشد اقتصادی تعریفِ چندانی نداشتهاست. توجه به شاخصهای درآمد سرانه، نرخ تورم، نرخ بیکاری، تراز تجاری (تفاوت صادرات و واردات)، نرخ بهرهوری (مدیریت منابع)، میزان سرمایهگذاری خارجی و... برای فهمِ چگونگیِ شرایط کشور در زمینهی رشد اقتصادی کفایت میکند. سهم جامعه و خدماتی که جامعه از آن بهرهمند میشود نیز از همین اندک رشد اقتصادی بسیار بسیار ناچیز است.
- مبنای توزیع درآمد و البته تخصیص منابع نیازها و اولویتهاست. نگاهی ساده و اجمالی و مقایسهی مثلاً سهم مراکز مذهبی، سهم مراکز آموزشیِ مذهبی (در مقایسه با وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش)، سهم صداوسیما و سهم نهادهای خاص از توزیع درآمد و تخصیص منابع در برابرِ مثلاً سهم یارانهی دارو، سهم همسانسازی حقوق بازنشستگان و سهم رتبهبندی حقوق معلمان، سهم حقوق و دستمزد کارگران و سهم آسیبهای اجتماعی، حاکی از آن است که بهرهمندیِ جامعه از درآمدها و منابع نهتنها بسیاربسیار ناچیز است، بلکه با لحاظکردنِ مبنای مذکور (نیازها و اولویتها) شاهد نادیدهانگاشتنِ جامعه در بهرهمندی از درآمد کشور ایم. سیاستهای کلان اساساً معطوف به اهداف دیگریاند و در جهت بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگیِ کشور و جامعه نیستند.
- تلخ است اما شرایط همین است. درآمدها و منابع برای مواردی خرج میشوند که نه نیاز اند و نه اولویت؛ آن هم نه در حدّ تخصیص منابع مثلاً برای راهپیماییِ اربعین بلکه در حوزههایی که چاهویل و قمارِ-از-پیش-باختهاند. البته شرح این شرایط خبر از غیب نیست و جامعه نه لزوماً با آگاهیِ دقیق از شاخصها بلکه با پوست و گوشت و استخوان شرایط را درک کردهاست و میداند که توزیع درآمد و تخصیص منابع معطوف به چه سیاستهایی است و میتوان از شعارهای تجمعاتِ اعتراضی (نه لزوماً اعتراضات معیشتی) بهخوبی فهمید که جامعه بیشازپیش از علتِ معضلات آگاهشدهاست و دیگر همچون گذشته در مواجهه با مسائل و معضلات صرفاً سوگوار و راویِ مرثیه و گلهمند نیست و انتخاب کردهاست که مطالبهگری کند. جامعه با واقعبینی سیاهیِ موجود را درک کردهاست و به آن و به عوامل آن معترض است.
- آگاهیِ روزافزونِ جامعه از سهم ناچیز خود از توزیع درآمد و تخصیص منابع و درکِ رفتار حکومت در مواجهه با معضلات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی چراغراهی است که میتواند به جامعه برای انتخاب نوع رفتار خود با حکومت کمک کند. در مورد اخیر جامعه با تکیه بر آگاهیِ پیشینِ خود میداند که آنها، یعنی کارگرانِ جانباخته، قربانیِ ناایمنیِ معادن یا بهتر بگوییم قربانیِ عدمسرمایهگذاری (چه خارجی، چه دولتی و چه بخش خصوصی) یا بهتر بگوییم قربانیِ انبوهِ تحریمهای فلجکننده یا بهتر بگوییم قربانیِ فساد و ناکارآمدی و قربانیِ ارادههایی هستند که شرایطِ فاجعهبارِ فعلی را به کشور و جامعه تحمیل کردهاند.
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
گذر از سوگواری به مطالبهگری
#الف دستیافتن به امکان توزیع درآمدِ بهتر و تخصیص منابعِ بیشتر نیازمندِ رشد اقتصادی است. منظور از رشد اقتصادي، توسعه و گسترش امکانات و ظرفیتهای اقتصاد در يک افق زماني است و توزيع درآمد ناظر بر نحوهی توزيع اين امکانات بين افراد جامعه است. کموبیش واقفیم…
👍13😁2
#آخر_هفته با تاریخ
🏷 رد پول را دنبالکن!
🖊 تحریریه جامعهنو:
آیا امکان تامین بخشی از هزینههای دولت، ترمیم ذخایر و افزایش دارایی سازمانهایی مانند تامیناجتماعی از محل بازپسگرفتن اموال غارتشده وجوددارد؟ بله، راههایی هست. تنها شرط پیمودن آن راهها ارادهی عالیترین مقام کشور برای آن است. در این مطلب دربارهی راهکارهایی برای رسیدن به این مقصود حرفهایی زدهایم.
جمهوریاسلامی حکومت دزدپروری بودهاست. علت آن البته به این بحث مربوط نیست ولی بهاختصار بگوییم که علت زیربنایی این مسئله نگاه فرقهای و بهاصطلاح ایدیولوژیک حکومت انقلابی به حکومتداری و نتیجهی این، محوشدن تدریجی حاکمیت عمومی ازطریق کاهش آزادی سیاسی و نقش رای مردم و نتیجهی این هم، رشد اشخاص فرصتطلب و از پیاش تشکیل طبقهای حامیِ حکومت از بین اینعده و در نهایت، تبدیلشدن سازوکارهای ادارهی حکومت به نهادهای تقسیم رانت و باز ماندنِ درِ دیزی برای همهی آدمهای بیحیا و بیشرف بود. فساد تامهی حکومت که اسم نسبتاً علمیاش «فساد سیستماتیک» است اینگونه پدید آمد. حکومت از این نامگذاری متنفر است اما نمیتواند هم ردش کند، پس مدعیان وجودش را تهدید به زندان میکند.
پول عمدهی دزدی از اموالعمومی که به صورتهای مختلف و حتی قانونی صورت میگیرد به دوجا ممکناست برود. یک کانال آن بخش تولید است: مثلا کسی شرکت تولیدی تاسیس کند. کانال بعیدی است؛ چون دزدها کار تولیدی نمیکنند و دارایی را مقابل چشم مردم نمیگذارند. کانال دیگر ورود پول به بخش بازرگانی و داراییهای سرمایهای غیرتولیدی (زمین، مسکن، طلا، صادرات، واردات...) است. همهی دزدیها را به اینجاها بردهاند و تورم ناشی از همین فسادها همراه با ناکاراییهای دیگر ارزش آنها را چند برابر ساختهاست.
این غارتها را اگر ردیابی درستی شوند میشود پس گرفت و آسیبی هم به تولید و اشتغال وارد نمیکند. مثلا یک تیم بازرسی بدون وابستگی به اجزای حکومت میتواند پروندهی غارت از بانکمرکزی را توسط بانک آینده و حامیانش و یا پروندهی تازهترین غارت حکومتی، یعنی همان حدود 3/4میلیارددلارِ چایدبش، را در جاهای دیگر تکانبدهد تا حقیقت ماجراها از لابلایش بزند بیرون! قیمت آدمهایی که فعلا دنبالشان رفتهاند درحد چنددهمیلیاردتومان و یک تا 5 میلیون دلار است. بزرگشان، ساداتینژاد در دولت، را هیچ ابردزدی بیشتر از دهمیلیون دلار نمیخرد. رقمی بالاتر از این اصلا به قیافهاش نمیآید. آن پول در حسابهایی جابجاشده که سرویسهای اطلاعاتی داخل و خارج رویش اشراف دارند.
سال 69 دقت پیجوییهای سرویسهای امنیت داخلی ایران درحدی بود که بانکها موظف بودند جابجاییهای بالای 15میلیونتومان را هرروز در پایان ساعتکاری به سرویسامنیتی گزارشدهند. الان این اشراف حتما خیلیخیلیبیشتر و لحظهای است. تکانهایی که میتوان به همین پروندهی چایدبش داد این بررسیهاست:
- روند صدور مجوز سرمایهگذاری چایدبش در وزارتصنایع
- اسناد توجیهی ارایهشده برای سرمایهگذاریهای چایدبش به وزارتصنایع
- منشاء منابع ریالی سرمایهگذاری منجر به تخصیص ارز
- چگونگی حضور بانک عامل در تامین ریالی تخصیص ارز
- میزان اطلاع وزارتاطلاعات از تخصیصهای شرکت دبش و زمان ورود آن به جریان
- علت امتناع دستگاه اطلاعاتی از واکنش در فواصل بین تخصیصهای مختلف
- پیدا کردن آدم بالادستی: آنکه امضای طلایی دارد
البته ما دیگر قبولکردهایم که قرارنیست بگویند این پول کجا رفتهاست. رفت که رفت. ولی این را بهانه کردیم قصهی یک «مالیاتبگیر پیر» را برایتان بگوییم که در instant view میتوانید بخوانیدش. قصهی پدران آنهایی است که قهرمانان ماجراهای دبش و آیندهاند!
🆔@jameeno
🏷 رد پول را دنبالکن!
🖊 تحریریه جامعهنو:
آیا امکان تامین بخشی از هزینههای دولت، ترمیم ذخایر و افزایش دارایی سازمانهایی مانند تامیناجتماعی از محل بازپسگرفتن اموال غارتشده وجوددارد؟ بله، راههایی هست. تنها شرط پیمودن آن راهها ارادهی عالیترین مقام کشور برای آن است. در این مطلب دربارهی راهکارهایی برای رسیدن به این مقصود حرفهایی زدهایم.
جمهوریاسلامی حکومت دزدپروری بودهاست. علت آن البته به این بحث مربوط نیست ولی بهاختصار بگوییم که علت زیربنایی این مسئله نگاه فرقهای و بهاصطلاح ایدیولوژیک حکومت انقلابی به حکومتداری و نتیجهی این، محوشدن تدریجی حاکمیت عمومی ازطریق کاهش آزادی سیاسی و نقش رای مردم و نتیجهی این هم، رشد اشخاص فرصتطلب و از پیاش تشکیل طبقهای حامیِ حکومت از بین اینعده و در نهایت، تبدیلشدن سازوکارهای ادارهی حکومت به نهادهای تقسیم رانت و باز ماندنِ درِ دیزی برای همهی آدمهای بیحیا و بیشرف بود. فساد تامهی حکومت که اسم نسبتاً علمیاش «فساد سیستماتیک» است اینگونه پدید آمد. حکومت از این نامگذاری متنفر است اما نمیتواند هم ردش کند، پس مدعیان وجودش را تهدید به زندان میکند.
پول عمدهی دزدی از اموالعمومی که به صورتهای مختلف و حتی قانونی صورت میگیرد به دوجا ممکناست برود. یک کانال آن بخش تولید است: مثلا کسی شرکت تولیدی تاسیس کند. کانال بعیدی است؛ چون دزدها کار تولیدی نمیکنند و دارایی را مقابل چشم مردم نمیگذارند. کانال دیگر ورود پول به بخش بازرگانی و داراییهای سرمایهای غیرتولیدی (زمین، مسکن، طلا، صادرات، واردات...) است. همهی دزدیها را به اینجاها بردهاند و تورم ناشی از همین فسادها همراه با ناکاراییهای دیگر ارزش آنها را چند برابر ساختهاست.
این غارتها را اگر ردیابی درستی شوند میشود پس گرفت و آسیبی هم به تولید و اشتغال وارد نمیکند. مثلا یک تیم بازرسی بدون وابستگی به اجزای حکومت میتواند پروندهی غارت از بانکمرکزی را توسط بانک آینده و حامیانش و یا پروندهی تازهترین غارت حکومتی، یعنی همان حدود 3/4میلیارددلارِ چایدبش، را در جاهای دیگر تکانبدهد تا حقیقت ماجراها از لابلایش بزند بیرون! قیمت آدمهایی که فعلا دنبالشان رفتهاند درحد چنددهمیلیاردتومان و یک تا 5 میلیون دلار است. بزرگشان، ساداتینژاد در دولت، را هیچ ابردزدی بیشتر از دهمیلیون دلار نمیخرد. رقمی بالاتر از این اصلا به قیافهاش نمیآید. آن پول در حسابهایی جابجاشده که سرویسهای اطلاعاتی داخل و خارج رویش اشراف دارند.
سال 69 دقت پیجوییهای سرویسهای امنیت داخلی ایران درحدی بود که بانکها موظف بودند جابجاییهای بالای 15میلیونتومان را هرروز در پایان ساعتکاری به سرویسامنیتی گزارشدهند. الان این اشراف حتما خیلیخیلیبیشتر و لحظهای است. تکانهایی که میتوان به همین پروندهی چایدبش داد این بررسیهاست:
- روند صدور مجوز سرمایهگذاری چایدبش در وزارتصنایع
- اسناد توجیهی ارایهشده برای سرمایهگذاریهای چایدبش به وزارتصنایع
- منشاء منابع ریالی سرمایهگذاری منجر به تخصیص ارز
- چگونگی حضور بانک عامل در تامین ریالی تخصیص ارز
- میزان اطلاع وزارتاطلاعات از تخصیصهای شرکت دبش و زمان ورود آن به جریان
- علت امتناع دستگاه اطلاعاتی از واکنش در فواصل بین تخصیصهای مختلف
- پیدا کردن آدم بالادستی: آنکه امضای طلایی دارد
البته ما دیگر قبولکردهایم که قرارنیست بگویند این پول کجا رفتهاست. رفت که رفت. ولی این را بهانه کردیم قصهی یک «مالیاتبگیر پیر» را برایتان بگوییم که در instant view میتوانید بخوانیدش. قصهی پدران آنهایی است که قهرمانان ماجراهای دبش و آیندهاند!
🆔@jameeno
Telegraph
مالیاتبگیر پیر!
نسبتا سیهچرده و البته خوشسیما مینمود و بازنشستگی نتوانستهبود او را از پا بیندازد. خدنگ راهمیرفت و با تهلهجهی کرمانی خیلیتیز حرف میزد. به بازنشستههای رنجور و بیحوصله نمیمانست و شاید این هم در فراخواندهشدنش از جانب هاشمیرفسنجانی موثربود. شاید…
👍24❤1
#الف
🏷 چرا اصرار بر شروع مذاکره شکست خورد؟
🖊 شورای سردبیری:
فشار یکسویهی اسرائیل برای شروع جنگ اوضاع را به نقطه حساس و عصبیکنندهای رساندهاست. همراه با این ما در ایران با دو اصرار متفاوت روبروییم: هرچه زودتر مذاکراتی را با مجموعهی طرفغربی شروعکنیم تا از دل آن تضمینی احتمالی برای دررفتن از جنگ رویارو با اسرائیل درآید و اگر این نشد سلاح فیصلهبخش را بهدستبیاوریم تا وحشت اتمی مانع اصرار برای درگیرشدن با ایران شود.
در این مطلب میخواهیم ببینیم در هر مورد کجای کاریم؟
- ادامه مطلب و متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 چرا اصرار بر شروع مذاکره شکست خورد؟
🖊 شورای سردبیری:
فشار یکسویهی اسرائیل برای شروع جنگ اوضاع را به نقطه حساس و عصبیکنندهای رساندهاست. همراه با این ما در ایران با دو اصرار متفاوت روبروییم: هرچه زودتر مذاکراتی را با مجموعهی طرفغربی شروعکنیم تا از دل آن تضمینی احتمالی برای دررفتن از جنگ رویارو با اسرائیل درآید و اگر این نشد سلاح فیصلهبخش را بهدستبیاوریم تا وحشت اتمی مانع اصرار برای درگیرشدن با ایران شود.
در این مطلب میخواهیم ببینیم در هر مورد کجای کاریم؟
- ادامه مطلب و متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
چرا اصرار بر شروع مذاکره شکست خورد؟
شورای سردبیری: فشار یکسویه اسرائیل برای شروع جنگ اوضاع را به نقطه حساس و عصبی کنندهای رسانده است. همراه با این ، ما در ایران با دو اصرار متفاوت روبروئیم: هرچه زودتر مذاکراتی را با مجموعه طرف غربی شروع کنیم تا از دل آن تضمینی احتمالی برای در رفتن از جنگ رویارو…
👍18👎3
#الف
🏷 شفق جنگ... و گریز!
🖊 شورای سردبیری:
بالاخره آنچه نمیخواستیمش و راضی به وقوعش نبودیم رخ داد: ایران وارد سرازیری جنگ شد. حالا میباید امیدوار بود اگر نتوانستند ارابهی مرگزای آن را متوقف کنند، لااقل برقآسا ولی بینتیجهی بد باشد.
این دو آرزو البته بزرگ اند و کاملا مخالف آنچه گمان میرود برای میهن ما طراحی شدهاست: میخواهند ایران در چرخهای از درگیری از چند سو بیفتد و نتواند گریبان خلاص کند؛ میخواهند مانند یک انار لهشده زیرفشار از هم بپاشد و اگر موقعیت فراهم بود چندتکه شود. همهی اصرار ما در سالهای اخیر برای اینکه هشیارانه از منطقهی نفرینشده پاپسبکشیم و راه خود را بگیریم برای همین بود، ولی افسوس...
مطلب پیشین ما ضمن ارائهی پیشنهاد هشیاری، فقط به مسیرهای جلوگیری از افتادن به گرداب و مسیل رودخانهی وحشی جنگ پرداختهبود و این امید هنوز وجود داشت که حکومت در را به روی این شر مطلق نگشاید. نشد و حالا اینجاییم. چه میباید کرد؟
قانون عمومیاش این است:
شاید نتوان همهی توصیههای سونتزو، حکیم چینی «هنر جنگ»، را اینجا ردیف کرد ولی خلاصهای از آنها که به موقعیت ما میخورد همینهاست. جامعهنو عصارهی همهی اینها را در پایان مطلب «چرا اصرار بر شروع مذاکره شکست خورد؟» آورد که چندروز پیشاز شروع جنگ منتشر شد. «الف» دیگری که آمادهی انتشار بود منطق دورشدن را از موقعیت فعلی توضیح میداد که بهخاطر شروع درگیری منتشرش نکردیم (آن مطلب را که آخرین توصیهی ما پیش از شروع جنگ بود در instant view همین مطلب برایتان میگذاریم).
حالا که در دل جنگ قرارگرفتهایم چارهای جز رساندن آن به نقطهی مطلوب که یک پایان شرافتمندانه است نداریم. نمیباید داستان تاخیر و رودربایستی زیانبار پایان جنگ با عراق و پذیرفتن قطعنامهی 598 پیش بیاید. نه حرف تسلیمطلبی خائنانی که خواهان مداخلهی خارجی در امر تغییر حکومت کشورند جای شنیدن دارد و نه هلهلهی آنها که از دور دست بر آتش دارند و یا آسوده از امنبودن خانوادههای دور از وطنشان و یا داشتن منفعت در جنگ در شیپورِ جنگِ بدون فکر و دیپلماسی میدمند. میباید به حکومت اجازهداد درحال دفاع خواهانِ آتشبس باشد و در عین ایستادگی برای راهانداختن موتور دیپلماسی عجله کند.
مسیر عقلانی سادهای که برای شروعنشدن جنگ آوردهبودیم، در دل این جنگ هم کماکان، با تغییراتی محدود، راه دورشدن ما از لبهی جهنمی است که به سویش هُلمان دادهاند.
شرح این مسیر را در الف دیرماندهی «زمان برخاستن از سر میز!» در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 شفق جنگ... و گریز!
🖊 شورای سردبیری:
بالاخره آنچه نمیخواستیمش و راضی به وقوعش نبودیم رخ داد: ایران وارد سرازیری جنگ شد. حالا میباید امیدوار بود اگر نتوانستند ارابهی مرگزای آن را متوقف کنند، لااقل برقآسا ولی بینتیجهی بد باشد.
این دو آرزو البته بزرگ اند و کاملا مخالف آنچه گمان میرود برای میهن ما طراحی شدهاست: میخواهند ایران در چرخهای از درگیری از چند سو بیفتد و نتواند گریبان خلاص کند؛ میخواهند مانند یک انار لهشده زیرفشار از هم بپاشد و اگر موقعیت فراهم بود چندتکه شود. همهی اصرار ما در سالهای اخیر برای اینکه هشیارانه از منطقهی نفرینشده پاپسبکشیم و راه خود را بگیریم برای همین بود، ولی افسوس...
مطلب پیشین ما ضمن ارائهی پیشنهاد هشیاری، فقط به مسیرهای جلوگیری از افتادن به گرداب و مسیل رودخانهی وحشی جنگ پرداختهبود و این امید هنوز وجود داشت که حکومت در را به روی این شر مطلق نگشاید. نشد و حالا اینجاییم. چه میباید کرد؟
قانون عمومیاش این است:
اگر متحد قابلاتکای مستقر در یک سرزمین نداری، وارد جنگ با جبههای مرکب از چند دشمن نشو و بگریز! با آنها که امکان سازش داری وارد ارتباط شو و با دادن امتیاز اجازهنده آن اتحاد و جبهه شکل بگیرد. اگر جنگ تو حاصل شکست حیلههایت (دیپلماسیات) نیست، فورا آن را فعالکن و دنبال فرصت آتشبس باش. اگر هنوز خاک از دست ندادهای آتشبس را طولانیکن تا اجزای جبههی مقابلت اولویتهای دیگر پیدا کنند و جبهه بهتدریج از هم بپاشد...
شاید نتوان همهی توصیههای سونتزو، حکیم چینی «هنر جنگ»، را اینجا ردیف کرد ولی خلاصهای از آنها که به موقعیت ما میخورد همینهاست. جامعهنو عصارهی همهی اینها را در پایان مطلب «چرا اصرار بر شروع مذاکره شکست خورد؟» آورد که چندروز پیشاز شروع جنگ منتشر شد. «الف» دیگری که آمادهی انتشار بود منطق دورشدن را از موقعیت فعلی توضیح میداد که بهخاطر شروع درگیری منتشرش نکردیم (آن مطلب را که آخرین توصیهی ما پیش از شروع جنگ بود در instant view همین مطلب برایتان میگذاریم).
حالا که در دل جنگ قرارگرفتهایم چارهای جز رساندن آن به نقطهی مطلوب که یک پایان شرافتمندانه است نداریم. نمیباید داستان تاخیر و رودربایستی زیانبار پایان جنگ با عراق و پذیرفتن قطعنامهی 598 پیش بیاید. نه حرف تسلیمطلبی خائنانی که خواهان مداخلهی خارجی در امر تغییر حکومت کشورند جای شنیدن دارد و نه هلهلهی آنها که از دور دست بر آتش دارند و یا آسوده از امنبودن خانوادههای دور از وطنشان و یا داشتن منفعت در جنگ در شیپورِ جنگِ بدون فکر و دیپلماسی میدمند. میباید به حکومت اجازهداد درحال دفاع خواهانِ آتشبس باشد و در عین ایستادگی برای راهانداختن موتور دیپلماسی عجله کند.
مسیر عقلانی سادهای که برای شروعنشدن جنگ آوردهبودیم، در دل این جنگ هم کماکان، با تغییراتی محدود، راه دورشدن ما از لبهی جهنمی است که به سویش هُلمان دادهاند.
شرح این مسیر را در الف دیرماندهی «زمان برخاستن از سر میز!» در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
زمان برخاستن از سر میز!
#الف آیا استراتژی امنیتملی جمهوریاسلامی همان استراتژی امنیتملی محمدرضاشاه است؟ اگر نه در کل، به نظر برخی از آکادمیسینها چنین رسیده که درمورد منطقه خاورمیانه: بله؛ بنیان هردو استراتژی یکسان است و بدون آنکه قید و تخصیص زدهشود این باور هست که یک عنصر مشترک…
👍24👎3❤1
#در_کرانه_روز
🏷 تاریکی در چالدران!
دستگاه سیاستخارجی و شورای عالی امنیتملی ما هنوز نتوانسته شعار-دررفته مشخصکند آنچه اسرائیل میکند در مسیر اهداف شخصی نتانیاهو است؟ یا یک برنامهی استراتژیک رژیم اسرائیل است؟ و یا وجهی از طراحی درازمدت آمریکایی-اسرائیلی است؟ و حتی اینکه موضع واقعی و نقش اروپا در این دیوانگی یکساله کدام است؟ هنوز نمیدانیم ایالاتمتحد میخواهد از منطقه برود یا دارد آن را برای پیشبرد اهدافش جارو میکند؟
بدون دانستن پاسخ این پرسشها، رفتار ما مانند دینامیتگذاشتن در پایهی سدی از کار در خواهد آمد که نمیدانیم پشتش چقدر آب هست. یا همچون راهافتادن برای جنگ چالدران، وقتی شاهاسماعیل از عده و ابزار جنگی دولت عثمانی خبر نداشت. ندانستن میزان نیروی پشتیبان حریف و استراتژی و اهداف جبههی او قدم اول است در مسیر شکست!
🆔@jameeno
🏷 تاریکی در چالدران!
دستگاه سیاستخارجی و شورای عالی امنیتملی ما هنوز نتوانسته شعار-دررفته مشخصکند آنچه اسرائیل میکند در مسیر اهداف شخصی نتانیاهو است؟ یا یک برنامهی استراتژیک رژیم اسرائیل است؟ و یا وجهی از طراحی درازمدت آمریکایی-اسرائیلی است؟ و حتی اینکه موضع واقعی و نقش اروپا در این دیوانگی یکساله کدام است؟ هنوز نمیدانیم ایالاتمتحد میخواهد از منطقه برود یا دارد آن را برای پیشبرد اهدافش جارو میکند؟
بدون دانستن پاسخ این پرسشها، رفتار ما مانند دینامیتگذاشتن در پایهی سدی از کار در خواهد آمد که نمیدانیم پشتش چقدر آب هست. یا همچون راهافتادن برای جنگ چالدران، وقتی شاهاسماعیل از عده و ابزار جنگی دولت عثمانی خبر نداشت. ندانستن میزان نیروی پشتیبان حریف و استراتژی و اهداف جبههی او قدم اول است در مسیر شکست!
🆔@jameeno
👍28👎2❤1🤔1
#الف
🏷 جنگطلبی و صلحطلبی
🖊 علی هاشمی | تحریریه جامعهنو:
- بهکاربردن عبارات و مصادره و یا تعمیمِ معنای آنها به سودِ اقداماتِ نکرده یا انگیزههای نداشتهی افراد یا نهادها رایج است؛ مثلاً اگر یک حکومتِ دیکتاتوری در مواجهه با اعتراضات مردمی دویستنفر را از معترضان بکشد بعضیها منطبق بر الگوی ذکرشده حکومت را خواهندستود که سیصدنفر را نکشتهاست و قوهی عاقله و تدبیرِ هوشمندانه و مدبرانهاش را میستایند. در حالی که محرز است همان ارادهای که تصمیمگرفتهاست دویستنفر را بکشد لازمبداند و شرایط اقتضاکند، سیصدنفر را هم خواهدکشت؛ لذا این امتناع از کشتار واجد ارزش و بهمعنای مدارای حکومت نبودهاست و این حکومت موصوف به صفاتِ ممتاز و یگانهای نیست.
- شاید یکی از رایجترین ویژگیهایی که به افراد و نهادهای مختلف ضمیمه کردهاند جنگطلبی و صلحطلبی است؛ یا با کمی بسطِ مضمون اجتناب از جنگ و تمایل به صلح. در نگاه کلان مجموعهی اقدامات و نظراتِ افراد و نهادها است که نشانمیدهد آیا درواقع جنگطلب اند یا از جنگ اجتناب دارند و یا صلحطلب اند و یا به صلح تمایلدارند.
- از پیامدهای جنگطلبی و رفت و برگشتِ دائمی به آستانهی جنگ و ورود و خروج از درگیریِ محدود افزایش قیمتها، کاهش تولید، افزایش رکود، افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی و کاهش سرمایهگذاری داخلی و خارجی است. همچنین از دیگر پیامدهای چنین رویکردی اولویتدادن به توسعهی صنایع و زیرساختهای جنگی و نیز اهداف و برنامههای جنگطلبانه بهجای توسعهی زیرساختهای آموزشی و بهداشتی و فرهنگی و ورزشی و توسعهی زیرساختهای عمومی مانند حملونقل و انرژی و آب و فاضلاب و ارتباطات است (هرچند اگر مورد ایران بررسی شود تأثیرِ عوامل دیگری جز جنگطلبی بر این مؤلفهها طبیعتاً مشهود است).
پرواضحاست که نقطهی مقابلِ شرایط و پیامدهای ذکرشده دستاوردهای صلحطلبی است. رشد و توسعهی اقتصادی، افزایش رفاه، توسعهی زیرساختها، کاهش بیکاری و تورم و...!
- هوراکشیدن برای چنین حکومتهایی که نمیجنگند یا از درگیری اجتنابمیکنند مصداق همان مثال ابتدای یادداشت است. اگر نمیجنگند یا اگر از درگیری اجتناب میکنند بهخاطر میل و تصمیم و انتخابشان نیست؛ که چون جنگ را نمیخواهند چنینمیکنند؛ زیرا مجموعهی تصمیمات و اقداماتِ چنین حکومتهایی نشان میدهد که میل و ارادهی آنها معطوف به چیست و معمولاً چنین حکومتهایی تصمیمات و اقداماتشان چناناست که ذکرش رفت و همهکاری میکنند تا همیشه بوی باروت در هوا استنشاقشود و سایهی دیو جنگ همیشه بلند و بر سرِ همهکس و همهجا باشد. چنین حکومتهایی نافیِ همزیستیِ مسالمتآمیز اند و به هر بهانهای همسایگانشان را تهدیدمیکنند. تصمیمات و اقداماتشان نشان میدهد که هر اقدامی که اختلافات را تشدید و تازهکند سرلوحهی عملِ این حکومتهاست؛ در تجاوز به حقوق کشورهای دیگر همیشه حریص اند و بهنوعی این تجاوزات را با چاشنی و فیگورِ قدرتنمایی انجاممیدهند.
متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 جنگطلبی و صلحطلبی
🖊 علی هاشمی | تحریریه جامعهنو:
- بهکاربردن عبارات و مصادره و یا تعمیمِ معنای آنها به سودِ اقداماتِ نکرده یا انگیزههای نداشتهی افراد یا نهادها رایج است؛ مثلاً اگر یک حکومتِ دیکتاتوری در مواجهه با اعتراضات مردمی دویستنفر را از معترضان بکشد بعضیها منطبق بر الگوی ذکرشده حکومت را خواهندستود که سیصدنفر را نکشتهاست و قوهی عاقله و تدبیرِ هوشمندانه و مدبرانهاش را میستایند. در حالی که محرز است همان ارادهای که تصمیمگرفتهاست دویستنفر را بکشد لازمبداند و شرایط اقتضاکند، سیصدنفر را هم خواهدکشت؛ لذا این امتناع از کشتار واجد ارزش و بهمعنای مدارای حکومت نبودهاست و این حکومت موصوف به صفاتِ ممتاز و یگانهای نیست.
- شاید یکی از رایجترین ویژگیهایی که به افراد و نهادهای مختلف ضمیمه کردهاند جنگطلبی و صلحطلبی است؛ یا با کمی بسطِ مضمون اجتناب از جنگ و تمایل به صلح. در نگاه کلان مجموعهی اقدامات و نظراتِ افراد و نهادها است که نشانمیدهد آیا درواقع جنگطلب اند یا از جنگ اجتناب دارند و یا صلحطلب اند و یا به صلح تمایلدارند.
- از پیامدهای جنگطلبی و رفت و برگشتِ دائمی به آستانهی جنگ و ورود و خروج از درگیریِ محدود افزایش قیمتها، کاهش تولید، افزایش رکود، افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی و کاهش سرمایهگذاری داخلی و خارجی است. همچنین از دیگر پیامدهای چنین رویکردی اولویتدادن به توسعهی صنایع و زیرساختهای جنگی و نیز اهداف و برنامههای جنگطلبانه بهجای توسعهی زیرساختهای آموزشی و بهداشتی و فرهنگی و ورزشی و توسعهی زیرساختهای عمومی مانند حملونقل و انرژی و آب و فاضلاب و ارتباطات است (هرچند اگر مورد ایران بررسی شود تأثیرِ عوامل دیگری جز جنگطلبی بر این مؤلفهها طبیعتاً مشهود است).
پرواضحاست که نقطهی مقابلِ شرایط و پیامدهای ذکرشده دستاوردهای صلحطلبی است. رشد و توسعهی اقتصادی، افزایش رفاه، توسعهی زیرساختها، کاهش بیکاری و تورم و...!
- هوراکشیدن برای چنین حکومتهایی که نمیجنگند یا از درگیری اجتنابمیکنند مصداق همان مثال ابتدای یادداشت است. اگر نمیجنگند یا اگر از درگیری اجتناب میکنند بهخاطر میل و تصمیم و انتخابشان نیست؛ که چون جنگ را نمیخواهند چنینمیکنند؛ زیرا مجموعهی تصمیمات و اقداماتِ چنین حکومتهایی نشان میدهد که میل و ارادهی آنها معطوف به چیست و معمولاً چنین حکومتهایی تصمیمات و اقداماتشان چناناست که ذکرش رفت و همهکاری میکنند تا همیشه بوی باروت در هوا استنشاقشود و سایهی دیو جنگ همیشه بلند و بر سرِ همهکس و همهجا باشد. چنین حکومتهایی نافیِ همزیستیِ مسالمتآمیز اند و به هر بهانهای همسایگانشان را تهدیدمیکنند. تصمیمات و اقداماتشان نشان میدهد که هر اقدامی که اختلافات را تشدید و تازهکند سرلوحهی عملِ این حکومتهاست؛ در تجاوز به حقوق کشورهای دیگر همیشه حریص اند و بهنوعی این تجاوزات را با چاشنی و فیگورِ قدرتنمایی انجاممیدهند.
متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
جنگطلبی و صلحطلبی
#الف بهکاربردن عبارات و مصادره و یا تعمیمِ معنای آنها به سودِ اقداماتِ نکرده یا انگیزههای نداشتهی افراد یا نهادها رایج است؛ مثلاً اگر یک حکومتِ دیکتاتوری در مواجهه با اعتراضات مردمی دویستنفر را از معترضان بکشد بعضیها منطبق بر الگوی ذکرشده حکومت را…
👍13🤔1
#در_کرانه_روز
🏷 نمیتوانی از زیرش دربروی!
در موقعیت صبر و انتظار همگانی برای رخدادن حملهی اسرائیل و گذشتن از یک پیچ دیگر برای بردن کشور به جهنم حواس بسیاری از ما به این نیست که روابط آقایپزشکیان و کسانی که به او رأیدادهاند و جمع بیشتری که به او امید بستهاند درحال انتقال به فاز دیگری است: از فاز اعتماد و حمایت به فاز ناامیدی و بدبینی! انگار که بخواهد از زیر قولهایش شانه خالیکند خود را به کوچهیعلیچپ میزند و بیش از آنچه به انتطارات مردم ارتباطدارد به تکرار شعارهای قدیمی حکومت میپردازد.
این رفتارش دو علت دارد:
اولی اینکه، به دیوار سخت حکومتی برخورده که تداوم حیات خود را در بقای همهی روشهای سرکوبگرانهی پیشیناش میبیند، در استمرار فیلترینگ شبکهی ارتباطات، سانسور، فشار بر آزادیهای فردی، محدودیتهای غیرعرفی بر دختران، امتناع از برخورد با فاسدان حکومتی و... حاضرنیست از آنها دست بکشد.
دومی هم فضای جنگی است که ارادهی هرکسی را برای ورود به چالش داخلی بر سر مطالبات اجتماعی سست میکند. انتظار وقوع جنگ فضای پیگیری مطالبات اجتماعی را خودبهخود محدود میکند و یکی از علل راضیشدن حکومتها به بقای فضای تنش و جنگ هم همین امکان پشتپازدن به مطالبات اجتماعی است.
پزشکیان نمیبایست در اینگرداب میافتاد ولی حالا که متأسفانه افتاده و حتی موقع پردهبرداری از الواح مرجوعی هخامنشی هم خود را مجبور به شعاردادن دربارهی جنگ لبنان و احتمال حمله به ایران میبیند، میباید در بازگشت از تریبونهای شعار به پیگیری مطالباتی بپردازد که برایشان گردنگذاشت. میباید به وزیر ارتباطات خود بگوید آنها که به ما رأیدادند آنطور که احتمالا فکرمیکنی «خر» نیستند. به مقامات دیگر نیز!
قبلا گفتهایم: میباید دستورات و فرامین روشن و بدونشرط دربارهی مطالبات معهود با مردم بدهد یا بگیرد و منتشرکند و عمل خلاف آنها را جرم ماموران حکومت اعلامکند. زمان زیادی برای او و برای حکومت نماندهاست و حتی شرایط جنگی نمیتواند آنمطالبات را منتفی کند، به فراموشی بکشاند و یا ادای آنها را به فریب بیالاید.
🆔@jameeno
🏷 نمیتوانی از زیرش دربروی!
در موقعیت صبر و انتظار همگانی برای رخدادن حملهی اسرائیل و گذشتن از یک پیچ دیگر برای بردن کشور به جهنم حواس بسیاری از ما به این نیست که روابط آقایپزشکیان و کسانی که به او رأیدادهاند و جمع بیشتری که به او امید بستهاند درحال انتقال به فاز دیگری است: از فاز اعتماد و حمایت به فاز ناامیدی و بدبینی! انگار که بخواهد از زیر قولهایش شانه خالیکند خود را به کوچهیعلیچپ میزند و بیش از آنچه به انتطارات مردم ارتباطدارد به تکرار شعارهای قدیمی حکومت میپردازد.
این رفتارش دو علت دارد:
اولی اینکه، به دیوار سخت حکومتی برخورده که تداوم حیات خود را در بقای همهی روشهای سرکوبگرانهی پیشیناش میبیند، در استمرار فیلترینگ شبکهی ارتباطات، سانسور، فشار بر آزادیهای فردی، محدودیتهای غیرعرفی بر دختران، امتناع از برخورد با فاسدان حکومتی و... حاضرنیست از آنها دست بکشد.
دومی هم فضای جنگی است که ارادهی هرکسی را برای ورود به چالش داخلی بر سر مطالبات اجتماعی سست میکند. انتظار وقوع جنگ فضای پیگیری مطالبات اجتماعی را خودبهخود محدود میکند و یکی از علل راضیشدن حکومتها به بقای فضای تنش و جنگ هم همین امکان پشتپازدن به مطالبات اجتماعی است.
پزشکیان نمیبایست در اینگرداب میافتاد ولی حالا که متأسفانه افتاده و حتی موقع پردهبرداری از الواح مرجوعی هخامنشی هم خود را مجبور به شعاردادن دربارهی جنگ لبنان و احتمال حمله به ایران میبیند، میباید در بازگشت از تریبونهای شعار به پیگیری مطالباتی بپردازد که برایشان گردنگذاشت. میباید به وزیر ارتباطات خود بگوید آنها که به ما رأیدادند آنطور که احتمالا فکرمیکنی «خر» نیستند. به مقامات دیگر نیز!
قبلا گفتهایم: میباید دستورات و فرامین روشن و بدونشرط دربارهی مطالبات معهود با مردم بدهد یا بگیرد و منتشرکند و عمل خلاف آنها را جرم ماموران حکومت اعلامکند. زمان زیادی برای او و برای حکومت نماندهاست و حتی شرایط جنگی نمیتواند آنمطالبات را منتفی کند، به فراموشی بکشاند و یا ادای آنها را به فریب بیالاید.
🆔@jameeno
👍36👎1
#در_کرانه_روز
🏷 کاغذ نجس!
کثیفترین میراث هاشمیرفسنجانی روزنامهی «ایران» است: اختراع یکعده مدعی روزنامهنویسی که اینکاره نبودند و معنی «روزنامهی دولت» را نمیدانستند و از عهدقجر آمدهبودند و کاهدان چرب جستجومیکردند؛ مایهی ننگ اینحرفه در سراسر تاریخ!
اطرافیان فرصتطلب خاتمی هم که حالا فستفود و تزئیناتی بازکردهاند، آن را نگهداشتند تا شغل داشتهباشند. پزشکیان هم این چاهویل بودجه و نوکر همه دولتهای سیاه و سفید را نگهداشته تا گویا عقبنشینیهایش را توجیهکنند.
امتیاز اینروزنامه را در سازمان خصوصیسازی همراه با خدموحشمش به مزایده بگذارید کسی صدتا تکتومانی هم از بابتش نمیدهد!
این روزنامه اخیرا نوشتهاست:
وزیر پزشکیان که مردم را خر فرضکرد؛ روزنامهاش هم آسمانریسمان میبافد.
آقای پزشکیان!
باید همهی شوراهایعالی فضایمجازی و مصادیق مجرمانه و دیگر نهادهای خوشریخت سانسور و سرکوب فعلی را منحلکنی و بگویی دکمهی خاموش فیلتر اینترنت را بفشارند. بعد و دوباره از آدمهای نامعتقد به سانسور و سرکوب عمومی شورای نظارت بر اینترنت تشکیلبده.
اگر اینکار از تو برنمیآید و اینها تشکیلات مربوط به آندیوار سخت است صادقانه پیش بیا و راستش را بگو. بگو «نمیتوانم از این دیوار بالا بروم».
ملت شعور دارد؛ میفهمد و میبخشد.
🆔@jameeno
🏷 کاغذ نجس!
کثیفترین میراث هاشمیرفسنجانی روزنامهی «ایران» است: اختراع یکعده مدعی روزنامهنویسی که اینکاره نبودند و معنی «روزنامهی دولت» را نمیدانستند و از عهدقجر آمدهبودند و کاهدان چرب جستجومیکردند؛ مایهی ننگ اینحرفه در سراسر تاریخ!
اطرافیان فرصتطلب خاتمی هم که حالا فستفود و تزئیناتی بازکردهاند، آن را نگهداشتند تا شغل داشتهباشند. پزشکیان هم این چاهویل بودجه و نوکر همه دولتهای سیاه و سفید را نگهداشته تا گویا عقبنشینیهایش را توجیهکنند.
امتیاز اینروزنامه را در سازمان خصوصیسازی همراه با خدموحشمش به مزایده بگذارید کسی صدتا تکتومانی هم از بابتش نمیدهد!
این روزنامه اخیرا نوشتهاست:
در سال1401 یا سال98 محدودیتها برای اینترنت یا فیلترینگ، عمدتاً با نظر شورای امنیت (شاک) زیرنظر وزارتکشور صورتگرفت. اینها نیز نشان میدهد حکمرانی در فضایمجازی جزیرهای است. یعنی برحسب شرایط براساس اقتضائات یا بهدلیل فوریتها یکنهاد یا سازمان تصمیممیگیرد.
حالا وضعیت دولت مسعود پزشکیان و یا حتی هردولتدیگری در تاروپود پیچیدهی چنین حکمرانی فضای مجازی را درنظربگیرید. دراینشرایط میتوان با یکدستور یا حکم مسئله فیلترینگ را حلکرد؟ مضافاً اینکه هر نهاد مؤثر یعنی هم کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه و هم شورایعالی فضایمجازی بهصورت شورایی ادارهمیشوند.
دراینصورت تصمیم به حل فیلترینگ نیازمند مجابکردن، مذاکرهکردن، متقاعدکردن و همراهکردن دیگر بازیگران و صاحبانرأی در اینبخشهاست.
وزیر پزشکیان که مردم را خر فرضکرد؛ روزنامهاش هم آسمانریسمان میبافد.
آقای پزشکیان!
باید همهی شوراهایعالی فضایمجازی و مصادیق مجرمانه و دیگر نهادهای خوشریخت سانسور و سرکوب فعلی را منحلکنی و بگویی دکمهی خاموش فیلتر اینترنت را بفشارند. بعد و دوباره از آدمهای نامعتقد به سانسور و سرکوب عمومی شورای نظارت بر اینترنت تشکیلبده.
اگر اینکار از تو برنمیآید و اینها تشکیلات مربوط به آندیوار سخت است صادقانه پیش بیا و راستش را بگو. بگو «نمیتوانم از این دیوار بالا بروم».
ملت شعور دارد؛ میفهمد و میبخشد.
🆔@jameeno
👍28👎4😁1😐1
#آخر_هفته با #معرفی_کتاب
🏷 جنگل پچپچ و لولوی تاریکِ ترس
نگاهی به رمان «قبضه قدرت» نوشتهی چسلاو میلوش با ترجمهی روشن وزیری
🖊 شاهرخ تندروصالح | نویسنده، شاعر
- در چشمانداز رمان امروز جهان گونهای ماجراپردازی و چفتوبست بخشیدن به جهان مثالی داستاننویس وجود دارد که شالودهی آن بر روایتهایی منتخب از رویدادهایی تاریخی استوار است. این طیف از روایتهای داستانی هرچند جغرافیامند است و به ملت یا فرهنگی خاص تعلق دارد اما در دل خود آموزههایی برای سایر فرهنگهای جهان نیز دارد. رمان «قبضه قدرت» از چسلاو میلوش لهستانی از این دست رمانهای حیرتانگیز است.
- درطول اشغال لهستان [در جریان جنگجهانی دوم] دههاهزار تن از رهبران روشنفکر لهستانی غیریهود و رهبران دینی را هدف کشتار قراردادند و میلیونها شهروند لهستانی و روسی را برای بیگاری تبعیدکردند. «قبضه قدرت» بهدنبال برداشت از لایههای پیداوپنهان این درندهخویی مدرن است.
- نقشآفرینان این رمان تیپهایی شخصیتیاند که پساز پوستانداختنهای متمادی و جلدبهجلد شدن از نام مستعار به نام شناسنامهای، در ردیف حافظان وضعموجود قرارگرفته و با عادتکردن به تاریکیهای قدرت، در ایستگاه مطالبات معمول زندگی متوقف میمانند.
- در میان حضور هنگامهپردازی آشفتگانی چنین شیفته، تردید جای شعور و تلاش برای فهم دیگری را میگیرد. لهیب شعلههای تضاد و تعارض بالا میگیرد و سرمستانِ جام پیروزی بر مغلوبین به غیظ و غضب مینگرند.
همهچیز غرق در بوی زُهمِ آشوب وُ دگرگونی است. هرکسی در هرجایی که قراردارد سعیمیکند کارمندی بهدردبخور، بیحاشیه و مبادیآداب باقی بماند و موقعیت خود را حفظ کند. گشتاپو سرِسوزن تفاوتی را زیر ذرهبین دارد؛ متفاوتها محکوم به نابودیاند. اندیشمندان و متفکران در حلقهی نفرت گشتاپو اجیر مانده و به دلیل نفوذشان، از هرنوع ارتباطی با دیگران محروماند. گشتاپو نبض حیات همه را در دست دارد؛ اندیشمندان در گرسنگی و بیچیزی اسیر نگهداشتهشدهاند امّا نه آنقدر که بمیرند. در این فضا هر کس انگ «متفاوتبودن» بر پیشانی زخمی خود دارد تن به سکوت سپرده و در ملتقای وحشتِ جاری در زندگی تن به جلای وطن میسپرند و جهاز بر باد بیدلیل رها میسازند.
- بیگانگى شهروندان با یکدیگر و ازخودبیگانگى در درون خودشان در اوج خود است. گوشهوکنار خیابانها، بازارها، کوچهپسکوچهها همهوهمه پیشخان فروش تن است. دربهدرماندههای این معرکه بهدنبال جستن روزنهای برای حفظ بقایند.
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 جنگل پچپچ و لولوی تاریکِ ترس
نگاهی به رمان «قبضه قدرت» نوشتهی چسلاو میلوش با ترجمهی روشن وزیری
🖊 شاهرخ تندروصالح | نویسنده، شاعر
- در چشمانداز رمان امروز جهان گونهای ماجراپردازی و چفتوبست بخشیدن به جهان مثالی داستاننویس وجود دارد که شالودهی آن بر روایتهایی منتخب از رویدادهایی تاریخی استوار است. این طیف از روایتهای داستانی هرچند جغرافیامند است و به ملت یا فرهنگی خاص تعلق دارد اما در دل خود آموزههایی برای سایر فرهنگهای جهان نیز دارد. رمان «قبضه قدرت» از چسلاو میلوش لهستانی از این دست رمانهای حیرتانگیز است.
- درطول اشغال لهستان [در جریان جنگجهانی دوم] دههاهزار تن از رهبران روشنفکر لهستانی غیریهود و رهبران دینی را هدف کشتار قراردادند و میلیونها شهروند لهستانی و روسی را برای بیگاری تبعیدکردند. «قبضه قدرت» بهدنبال برداشت از لایههای پیداوپنهان این درندهخویی مدرن است.
- نقشآفرینان این رمان تیپهایی شخصیتیاند که پساز پوستانداختنهای متمادی و جلدبهجلد شدن از نام مستعار به نام شناسنامهای، در ردیف حافظان وضعموجود قرارگرفته و با عادتکردن به تاریکیهای قدرت، در ایستگاه مطالبات معمول زندگی متوقف میمانند.
- در میان حضور هنگامهپردازی آشفتگانی چنین شیفته، تردید جای شعور و تلاش برای فهم دیگری را میگیرد. لهیب شعلههای تضاد و تعارض بالا میگیرد و سرمستانِ جام پیروزی بر مغلوبین به غیظ و غضب مینگرند.
همهچیز غرق در بوی زُهمِ آشوب وُ دگرگونی است. هرکسی در هرجایی که قراردارد سعیمیکند کارمندی بهدردبخور، بیحاشیه و مبادیآداب باقی بماند و موقعیت خود را حفظ کند. گشتاپو سرِسوزن تفاوتی را زیر ذرهبین دارد؛ متفاوتها محکوم به نابودیاند. اندیشمندان و متفکران در حلقهی نفرت گشتاپو اجیر مانده و به دلیل نفوذشان، از هرنوع ارتباطی با دیگران محروماند. گشتاپو نبض حیات همه را در دست دارد؛ اندیشمندان در گرسنگی و بیچیزی اسیر نگهداشتهشدهاند امّا نه آنقدر که بمیرند. در این فضا هر کس انگ «متفاوتبودن» بر پیشانی زخمی خود دارد تن به سکوت سپرده و در ملتقای وحشتِ جاری در زندگی تن به جلای وطن میسپرند و جهاز بر باد بیدلیل رها میسازند.
- بیگانگى شهروندان با یکدیگر و ازخودبیگانگى در درون خودشان در اوج خود است. گوشهوکنار خیابانها، بازارها، کوچهپسکوچهها همهوهمه پیشخان فروش تن است. دربهدرماندههای این معرکه بهدنبال جستن روزنهای برای حفظ بقایند.
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
جنگل پچپچ و لولوی تاریکِ ترس
#معرفی_کتاب نگاهی به رمان «قبضه قدرت» نوشتهی چسلاو میلوش با ترجمهی روشن وزیری در چشمانداز رمان امروز جهان گونهای ماجراپردازی و چفتوبست بخشیدن به جهان مثالی داستاننویس وجود دارد که شالودهی آن بر روایتهایی منتخب از رویدادهایی تاریخی استوار است. این…
👍4
#الف
🏷 جنگ را به مرز اسرائیل بازگردانیم!
🖊 شورای سردبیری:
قرائن آشکار نشان میدهند جنگ حاضر بهاجبار از راه دور و بدون رودرروشدن سربازان و براساس فنآوری پیشرفتهی نظامی انجامخواهدشد، اما میتوان پیشنهادهایی را مطرحکرد تا جنگی با فرجام از پیش معلوم نباشد.
پیشاز ذکر پیشنهادها لازماست تکرارکنیم کماکان عاقلانه و ضروریاست حکومت ارتباط دیپلماتیکش را با قدرتهایجهانی بهویژه حامیان نزدیک اسرائیل، نزدیکتر و روشنیبخش و موثر کند.
برسیم به پیشنهادهایی که البته احتمالا نظامیان پیشاپیش به آنها فکرکردهاند، ولی بههرحال میباید گفت؛ شاید برخی ریزهکاریها دیدهنشدهباشد...
- پیشنهادهای جامعهنو و متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 جنگ را به مرز اسرائیل بازگردانیم!
🖊 شورای سردبیری:
قرائن آشکار نشان میدهند جنگ حاضر بهاجبار از راه دور و بدون رودرروشدن سربازان و براساس فنآوری پیشرفتهی نظامی انجامخواهدشد، اما میتوان پیشنهادهایی را مطرحکرد تا جنگی با فرجام از پیش معلوم نباشد.
پیشاز ذکر پیشنهادها لازماست تکرارکنیم کماکان عاقلانه و ضروریاست حکومت ارتباط دیپلماتیکش را با قدرتهایجهانی بهویژه حامیان نزدیک اسرائیل، نزدیکتر و روشنیبخش و موثر کند.
برسیم به پیشنهادهایی که البته احتمالا نظامیان پیشاپیش به آنها فکرکردهاند، ولی بههرحال میباید گفت؛ شاید برخی ریزهکاریها دیدهنشدهباشد...
- پیشنهادهای جامعهنو و متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
جنگ را به مرز اسرائیل بازگردانیم!
#الف قرائن آشکار نشان میدهند درگیری حاضر بهاجبار از راه دور و بدون رودرروشدن سربازان و براساس فنآوری پیشرفتهی نظامی انجامخواهدشد، اما میتوان پیشنهادهایی را مطرحکرد تا جنگی با فرجام از پیش معلوم نباشد. پیشاز ذکر پیشنهادها لازماست تکرارکنیم کماکان…
👍15👎7
#معرفی_مجله 🗞
🏷 سهرابکُشی در سینمای تجاری در «تجربه» پاییزی
شمارهی سیوچهارم دورهی جدید مجلهی «تجربه» با پروندهای تفصیلی به مناسبتِ هشتادمین سالِ تولدِ سهراب شهید ثالث، صفحاتی دربارهی فریدون آو و ویژهنامهای دربارهی هشتادمین سال آفرینش سرود «ای ایران» منتشر شد.
مدیر مسئول تجربه کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد. سما بابایی هم دبیر تحریریهی «تجربه» است. عکس جلد از Bert Schmidt است.
فهرست آنچه را که در این شماره خواهید خواند، در instant view ببینید
🏷 سهرابکُشی در سینمای تجاری در «تجربه» پاییزی
شمارهی سیوچهارم دورهی جدید مجلهی «تجربه» با پروندهای تفصیلی به مناسبتِ هشتادمین سالِ تولدِ سهراب شهید ثالث، صفحاتی دربارهی فریدون آو و ویژهنامهای دربارهی هشتادمین سال آفرینش سرود «ای ایران» منتشر شد.
مدیر مسئول تجربه کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد. سما بابایی هم دبیر تحریریهی «تجربه» است. عکس جلد از Bert Schmidt است.
فهرست آنچه را که در این شماره خواهید خواند، در instant view ببینید
👍5❤2
#در_کرانه_روز
🏷 مقصد تهاجم اسرائیل!
هدف پنهان اسرائیل در استقبال از پینگپنگ موشکی با ایران و بالابردن تدریجی سطح و شدت آن پوشاندن لباس توجیه به یک حملهی اصلی و نابودگر است که میخواهد ظرفیتها و زیربناهای هستهای ایران را از بین ببرد. این آرزو و برنامهی پانزدهسالاخیر اسرائیل بودهاست و حکومتْ نامتوجهْ به این هدفِ پوشیده به چرخهی تلافیِ موشکی و تلافیِ تلافیِ موشکی افتاده و سطح این زدوخورد را افزایش میدهد.
هدف و نقشهی اسرائیل از خیلیپیشاز بالاگرفتن درگیری در فلسطین سازماندادن نیرو و امکانات کافی و جلب مشارکت آمریکا و بریتانیا برای حملهی هوایی و نابودکردن تأسیسات هستهای ایران بودهاست. اکنون میخواهد در چارچوب ضربات متقابل اینکار را انجامدهد و پینگپنگ موشکی او را به این مقصد و آرزو میرساند. بقیهی اهداف اعلامی یا محتمل اهدافی پوششی اند و برای اسرائیل در قیاس با زیرساختهای هستهای اهمیت درجهپائین دارند.
حکومت ایران با زدوخورد متقابل موشکی این مسیر را برای اسرائیل باز خواهد کرد.
🆔@jameeno
🏷 مقصد تهاجم اسرائیل!
هدف پنهان اسرائیل در استقبال از پینگپنگ موشکی با ایران و بالابردن تدریجی سطح و شدت آن پوشاندن لباس توجیه به یک حملهی اصلی و نابودگر است که میخواهد ظرفیتها و زیربناهای هستهای ایران را از بین ببرد. این آرزو و برنامهی پانزدهسالاخیر اسرائیل بودهاست و حکومتْ نامتوجهْ به این هدفِ پوشیده به چرخهی تلافیِ موشکی و تلافیِ تلافیِ موشکی افتاده و سطح این زدوخورد را افزایش میدهد.
هدف و نقشهی اسرائیل از خیلیپیشاز بالاگرفتن درگیری در فلسطین سازماندادن نیرو و امکانات کافی و جلب مشارکت آمریکا و بریتانیا برای حملهی هوایی و نابودکردن تأسیسات هستهای ایران بودهاست. اکنون میخواهد در چارچوب ضربات متقابل اینکار را انجامدهد و پینگپنگ موشکی او را به این مقصد و آرزو میرساند. بقیهی اهداف اعلامی یا محتمل اهدافی پوششی اند و برای اسرائیل در قیاس با زیرساختهای هستهای اهمیت درجهپائین دارند.
حکومت ایران با زدوخورد متقابل موشکی این مسیر را برای اسرائیل باز خواهد کرد.
🆔@jameeno
👍26🔥2❤1
دو نکته در یک #در_کرانه_روز
🏷 نکتهی نخست: طاس!
نمیشود با قطعیت اعلامکرد ولی بهنظرمیرسد ادارهکنندگانِ اسرائیل دارند با دریافت عمدی ضربهی راکت و پهپاد صورتحساب حزبالله را سنگینمیکنند. این بعید نیست؛ زیرا دارندگان قدرت برتر معمولاً برای ریختن همهی آتش خود بر سر حریف کوچک او را به نقطهی هماوردطلبی کاذب میکشند. در چنینمواردی باید مشخصکرد چهکسی کنترل روند را در دست دارد، بین دوطرف چهکسی ابتکارعمل دارد و کدامطرف واکنشی عملمیکند.
تنها پرسشی که در اینصورت میتواند مطرح باشد این است که اگر سراغ تمامکردن کار حزبالله و لبنان باشند آیا موقتا دنبال پایینکشیدن فتیلهی درگیری با ایران خواهندرفت یا زدوخورد را با ایران هم بهعنوان هدف نهایی ادامهمیدهند.
مجموعهی شرایط و از جمله پدیدآوردن حادثهی خونین اخیر در شرق ایران (که پیشتر از احتمالش گفتهبودیم) حاکی از این است که در دورِ ایران یکطاس لغزنده شکلگرفتهاست. خلاصی از این طاس صورتمسئلهی امروز ماست و فرصت نیز ناچیز است.
🏷 نکتهی دوم: بنبست!
بدترین موقعیت در یکجنگ یا ماقبل شروع جنگ بستهشدن همهی راههای دیپلماتیک است. این وضعیت غالباً ناشیاز اختلاف بالای سطح نیروهایی است که در برابر یکدیگر صفآراییمیکنند: یکی خود را ضعیف و بدون پشتیبانی کافی مییابد و خواهان طریقی برای خروج از موقعیت تخاصم گرم است و دیگری خود را در موقعیت مطلق برتری و امکان تمامکردن کار در جهت دلخواه مییابد.
در این فاز تا رسیدن به فازی با کیفیات متفاوت و پدیدآمدن امکان موفقیتِ تحرکِ دیپلماتها گذراندن یک مرحله از درگیری گرم و رسیدن به نقطهی مطلوب طرف قدرتمندتر گریزناپذیر است. انگار الان در این نقطهایم!
🆔@jameeno
🏷 نکتهی نخست: طاس!
نمیشود با قطعیت اعلامکرد ولی بهنظرمیرسد ادارهکنندگانِ اسرائیل دارند با دریافت عمدی ضربهی راکت و پهپاد صورتحساب حزبالله را سنگینمیکنند. این بعید نیست؛ زیرا دارندگان قدرت برتر معمولاً برای ریختن همهی آتش خود بر سر حریف کوچک او را به نقطهی هماوردطلبی کاذب میکشند. در چنینمواردی باید مشخصکرد چهکسی کنترل روند را در دست دارد، بین دوطرف چهکسی ابتکارعمل دارد و کدامطرف واکنشی عملمیکند.
تنها پرسشی که در اینصورت میتواند مطرح باشد این است که اگر سراغ تمامکردن کار حزبالله و لبنان باشند آیا موقتا دنبال پایینکشیدن فتیلهی درگیری با ایران خواهندرفت یا زدوخورد را با ایران هم بهعنوان هدف نهایی ادامهمیدهند.
مجموعهی شرایط و از جمله پدیدآوردن حادثهی خونین اخیر در شرق ایران (که پیشتر از احتمالش گفتهبودیم) حاکی از این است که در دورِ ایران یکطاس لغزنده شکلگرفتهاست. خلاصی از این طاس صورتمسئلهی امروز ماست و فرصت نیز ناچیز است.
🏷 نکتهی دوم: بنبست!
بدترین موقعیت در یکجنگ یا ماقبل شروع جنگ بستهشدن همهی راههای دیپلماتیک است. این وضعیت غالباً ناشیاز اختلاف بالای سطح نیروهایی است که در برابر یکدیگر صفآراییمیکنند: یکی خود را ضعیف و بدون پشتیبانی کافی مییابد و خواهان طریقی برای خروج از موقعیت تخاصم گرم است و دیگری خود را در موقعیت مطلق برتری و امکان تمامکردن کار در جهت دلخواه مییابد.
در این فاز تا رسیدن به فازی با کیفیات متفاوت و پدیدآمدن امکان موفقیتِ تحرکِ دیپلماتها گذراندن یک مرحله از درگیری گرم و رسیدن به نقطهی مطلوب طرف قدرتمندتر گریزناپذیر است. انگار الان در این نقطهایم!
🆔@jameeno
Telegram
جامعه نو
#در_کرانه_روز
🏷 انگشت موساد!
وضعیت روابط با طالبان و ترتیبات و امکانات حضور و اختلاط بیقاعدهی افغانها در ایران آنقدر پیچیده و مشکوک است که میشود غامضبودن و ابعاد امنیتی آن را با عملیات شبیخون اسرائیل به انبار اسناد هستهای ایران مقایسه کرد. هم از…
🏷 انگشت موساد!
وضعیت روابط با طالبان و ترتیبات و امکانات حضور و اختلاط بیقاعدهی افغانها در ایران آنقدر پیچیده و مشکوک است که میشود غامضبودن و ابعاد امنیتی آن را با عملیات شبیخون اسرائیل به انبار اسناد هستهای ایران مقایسه کرد. هم از…
👍15❤2🤔1
#در_کرانه_روز
🏷 جریمهی بیپولی!
«شبکه شرق» از درخواست عجیب برخی مدیران مدارس خبرداده که به اولیای کمدرآمد دانشآموزان گفتهاند: «چون پول ندارید، میباید مدرسه را تمیز کنید!»
این دستاورد 45 سال سلطهی بینش و گزینش و اخلاقیات حکومت اسلامی بر آموزشوپرورش است. اگر قرار باشد روزی اصلاحی صورتگیرد میباید همهی آنها را که از گزینشهای حکومت عبورکردهاند به کلاس بازآموزی اخلاق و رفتار انسانی فرستاد.
در قدیم در روستای ما رسم بود اگر کسی در هفته سبدی تخممرغ یا طبقی سرشیر برای ارباب نمیبرد به طویله فرستادهمیشد تا آنجا را تمیز کند. آن بساط 60 سال پیش برافتاد. جمهوریاسلامی دارد آن را احیا میکند.
بهوقتش میباید این مدیران خاص را پیداکرد و مدتی آنها را به گاری بست.
🆔@jameeno
🏷 جریمهی بیپولی!
«شبکه شرق» از درخواست عجیب برخی مدیران مدارس خبرداده که به اولیای کمدرآمد دانشآموزان گفتهاند: «چون پول ندارید، میباید مدرسه را تمیز کنید!»
این دستاورد 45 سال سلطهی بینش و گزینش و اخلاقیات حکومت اسلامی بر آموزشوپرورش است. اگر قرار باشد روزی اصلاحی صورتگیرد میباید همهی آنها را که از گزینشهای حکومت عبورکردهاند به کلاس بازآموزی اخلاق و رفتار انسانی فرستاد.
در قدیم در روستای ما رسم بود اگر کسی در هفته سبدی تخممرغ یا طبقی سرشیر برای ارباب نمیبرد به طویله فرستادهمیشد تا آنجا را تمیز کند. آن بساط 60 سال پیش برافتاد. جمهوریاسلامی دارد آن را احیا میکند.
بهوقتش میباید این مدیران خاص را پیداکرد و مدتی آنها را به گاری بست.
🆔@jameeno
👍22👎3👏2🤔2😐2
#در_کرانه_روز
🏷 شجاعت!
سربازانی که در دفاع از کشور و خانه و مردم خود از جنگ نمیترسند و با مرگ روبرومیشوند شجاعِ مطلق اند. شجاعت یک رهبر در روبروشدن با مرگ و یا استقبال از آن بیشتر از شجاعت سربازانش نیست. سرداران بسیاری همراه سربازان خود جنگیده و کشتهشدهاند و مخبطانی چون هیتلر و گورینگ هم آگاهانه و مختار به استقبال مرگ رفتهاند. شجاعت رهبران را با میزان حفاظتی که از مردم خود کردهاند میباید سنجید. از اینرو شجاعت سردار بهخونغلتیده در جبههی نبرد با شجاعت سرداری قابلقیاس است که سرافکندگی شکست را میپذیرد و تسلیم میشود تا جوانان کمتری کشتهشوند. ژنرال پائولوس در جنگجهانیدوم درحالیکه خانوادهاش گروگان نازیها بود و هرروز به او مدال میدادند تا تسلیم نیروهای شوروی نشود برای نجات حدودصدهزار سرباز بهمحاصرهافتادهاش از مرگ حتمی، تسلیم شد.
شجاعت مفهومی کاملا پیچیده است. اینها هم یافتههای عقلسلیم اند. اما جنایت مداوم امپریالیسم جهانی علیه مردم منطقهی فلسطین آنقدر بزرگ و مستاصلکننده بودهاست که درک واکنش در برابر آن با عقلسلیم عرفی ممکن نیست. جایی که رهبران یکقوم به ایننتیجه میرسند که «نمیتوانم از مردم خود دفاعکنم و فقط میتوانم پرچم مبارزهی آنها را تا زمانی که هستم بالا نگهدارم؛ فارغ از اینکه غیر از خودم هزاراننفر به دست دشمن دون کشتهشوند». تصمیم دشوار و سخت ویرانگر روح یک مرد است چنین انتخاب سترگ مرگبار و خونآلودی!
منطق عملیات غیرمنطقی 7اکتبرِ سالپیش این بود، تفسیر جنگ و گریز و مرگ سربازوار یحیی سنوار نیز همین است. به جای ساختن نماد شجاعت در رزم از او میباید به رنج بیکرانی اندیشید که بهخاطر تصمیم تنها و بیدفاعگذاشتن اجباری غیرنظامیان و کودکان در برابر اسرائیل جنایتپیشه بر دوش خود کشید. در تاریخ حیات ملتها فقط رهبران بزرگ از پل معلق چنین تصمیمی عبورمیکنند.
🆔@jameeno
🏷 شجاعت!
سربازانی که در دفاع از کشور و خانه و مردم خود از جنگ نمیترسند و با مرگ روبرومیشوند شجاعِ مطلق اند. شجاعت یک رهبر در روبروشدن با مرگ و یا استقبال از آن بیشتر از شجاعت سربازانش نیست. سرداران بسیاری همراه سربازان خود جنگیده و کشتهشدهاند و مخبطانی چون هیتلر و گورینگ هم آگاهانه و مختار به استقبال مرگ رفتهاند. شجاعت رهبران را با میزان حفاظتی که از مردم خود کردهاند میباید سنجید. از اینرو شجاعت سردار بهخونغلتیده در جبههی نبرد با شجاعت سرداری قابلقیاس است که سرافکندگی شکست را میپذیرد و تسلیم میشود تا جوانان کمتری کشتهشوند. ژنرال پائولوس در جنگجهانیدوم درحالیکه خانوادهاش گروگان نازیها بود و هرروز به او مدال میدادند تا تسلیم نیروهای شوروی نشود برای نجات حدودصدهزار سرباز بهمحاصرهافتادهاش از مرگ حتمی، تسلیم شد.
شجاعت مفهومی کاملا پیچیده است. اینها هم یافتههای عقلسلیم اند. اما جنایت مداوم امپریالیسم جهانی علیه مردم منطقهی فلسطین آنقدر بزرگ و مستاصلکننده بودهاست که درک واکنش در برابر آن با عقلسلیم عرفی ممکن نیست. جایی که رهبران یکقوم به ایننتیجه میرسند که «نمیتوانم از مردم خود دفاعکنم و فقط میتوانم پرچم مبارزهی آنها را تا زمانی که هستم بالا نگهدارم؛ فارغ از اینکه غیر از خودم هزاراننفر به دست دشمن دون کشتهشوند». تصمیم دشوار و سخت ویرانگر روح یک مرد است چنین انتخاب سترگ مرگبار و خونآلودی!
منطق عملیات غیرمنطقی 7اکتبرِ سالپیش این بود، تفسیر جنگ و گریز و مرگ سربازوار یحیی سنوار نیز همین است. به جای ساختن نماد شجاعت در رزم از او میباید به رنج بیکرانی اندیشید که بهخاطر تصمیم تنها و بیدفاعگذاشتن اجباری غیرنظامیان و کودکان در برابر اسرائیل جنایتپیشه بر دوش خود کشید. در تاریخ حیات ملتها فقط رهبران بزرگ از پل معلق چنین تصمیمی عبورمیکنند.
🆔@jameeno
👍30👎5❤4👏3
#در_کرانه_روز
🏷 صبر نکن؛ کاپشن را بپوش!
وقتی دولتی میافتد به گدایی مداوم صبر از مردم یعنی یک چیزی در تنظیم روابط عوامل درگیر در مسائل درست کارنکرده و یا محاسباتی از اول درست نبودهاست.
به زبان ملایم اگر بگوئیم، دولت آقایپزشکیان در چند موضوع درحال فرصتخریدن و تقاضای صبر است که عاقبت خوش ندارند: در قضیهی فیلترینگ صبر میطلبد درحالیکه قضیهی اعمال آن کاملا سیاسی است و نه حقوقی: مثلا در مورد تلگرام یک قاضی، که بعداً شد «قاضی فاسد»، بهدقیقهای با دوخط حکم آن را به اشارهی کسی در آنبالا شروعکرده؛ بنابراین چیزیکه یکشبه آمده میباید یکشبه هم میرفت. نرفته؛ پس پزشکیان درحال واپسرفتن در اینزمینه است!
در قضیهی رفع مزاحمت حکومت از زنان درحال مقاومت در برابر یکمصوبهی بهاصطلاح قانونی است درحالیکه بنیان مزاحمت بر زنان غیرعقلی و یکتمایل سیاسی صرف و [اخیراً] پوشیده در یکمصوبه سست متناقض است و دولت بهنمایندگی از رأیدهندگان میباید در مورد آن تهاجمی عملکند و نه با صبر و امتناع ناامیدانه در برابر ابلاغ آن مصوبه؛ که اجزای حکومت با و بی مصوبه درحال ایجاد مزاحمت برای زنان اند.
درواقع اعمال و رفع هردو مزاحمت حاصل تصمیم سیاسی در رأس است؛ پس میباید فشار ببیند تا تصمیم سیاسی غلط را تغییر دهد. دولت پزشکیان نمیباید با تقاضای صبر خود را به تدریج در سوی آنتصمیمهای سیاسی غلط قرار دهد.
موردسوم از عقبنشینی ناموجه پزشکیان در موضوع شفافیت است. «ساختوپاخت» در امور اقتصادی مربوط به دولت و نهادهای عمومی ادامهدارد و تنها مورد شفاف سخنان سخنگویدولت است که به بازنشستهها و اقشار تحتفشار تلویحاً میگوید «دلمان برای شما میسوزد ولی منبعی برای بهبود زندگیتان نداریم».
فعلا در اینفضای سلطهی اهریمن جنگ و بوی خون و هلمنمبارز انتظاری از پزشکیان نداریم که فرمان سیاستخارجی را بپیچاند؛ چون از او برنمیآید. ولی برای مواردی که ذکرشد بهتر است صبرنکند و بهجای کتوشلوار همان کاپشن را بپوشد.
انبار صبری که دارید برای بیشترشدن گشادش میکنید یکروز مثل سیلوی کود شیمیایی ظاهراً بیخطر که بهجرقهای کود را به مادهیمنفجره تبدیلمیکند خواهدترکید. صبر میتواند به خشم تبدیل شود!
🆔@jameeno
🏷 صبر نکن؛ کاپشن را بپوش!
وقتی دولتی میافتد به گدایی مداوم صبر از مردم یعنی یک چیزی در تنظیم روابط عوامل درگیر در مسائل درست کارنکرده و یا محاسباتی از اول درست نبودهاست.
به زبان ملایم اگر بگوئیم، دولت آقایپزشکیان در چند موضوع درحال فرصتخریدن و تقاضای صبر است که عاقبت خوش ندارند: در قضیهی فیلترینگ صبر میطلبد درحالیکه قضیهی اعمال آن کاملا سیاسی است و نه حقوقی: مثلا در مورد تلگرام یک قاضی، که بعداً شد «قاضی فاسد»، بهدقیقهای با دوخط حکم آن را به اشارهی کسی در آنبالا شروعکرده؛ بنابراین چیزیکه یکشبه آمده میباید یکشبه هم میرفت. نرفته؛ پس پزشکیان درحال واپسرفتن در اینزمینه است!
در قضیهی رفع مزاحمت حکومت از زنان درحال مقاومت در برابر یکمصوبهی بهاصطلاح قانونی است درحالیکه بنیان مزاحمت بر زنان غیرعقلی و یکتمایل سیاسی صرف و [اخیراً] پوشیده در یکمصوبه سست متناقض است و دولت بهنمایندگی از رأیدهندگان میباید در مورد آن تهاجمی عملکند و نه با صبر و امتناع ناامیدانه در برابر ابلاغ آن مصوبه؛ که اجزای حکومت با و بی مصوبه درحال ایجاد مزاحمت برای زنان اند.
درواقع اعمال و رفع هردو مزاحمت حاصل تصمیم سیاسی در رأس است؛ پس میباید فشار ببیند تا تصمیم سیاسی غلط را تغییر دهد. دولت پزشکیان نمیباید با تقاضای صبر خود را به تدریج در سوی آنتصمیمهای سیاسی غلط قرار دهد.
موردسوم از عقبنشینی ناموجه پزشکیان در موضوع شفافیت است. «ساختوپاخت» در امور اقتصادی مربوط به دولت و نهادهای عمومی ادامهدارد و تنها مورد شفاف سخنان سخنگویدولت است که به بازنشستهها و اقشار تحتفشار تلویحاً میگوید «دلمان برای شما میسوزد ولی منبعی برای بهبود زندگیتان نداریم».
فعلا در اینفضای سلطهی اهریمن جنگ و بوی خون و هلمنمبارز انتظاری از پزشکیان نداریم که فرمان سیاستخارجی را بپیچاند؛ چون از او برنمیآید. ولی برای مواردی که ذکرشد بهتر است صبرنکند و بهجای کتوشلوار همان کاپشن را بپوشد.
انبار صبری که دارید برای بیشترشدن گشادش میکنید یکروز مثل سیلوی کود شیمیایی ظاهراً بیخطر که بهجرقهای کود را به مادهیمنفجره تبدیلمیکند خواهدترکید. صبر میتواند به خشم تبدیل شود!
🆔@jameeno
👍33❤1👏1
نشر نی برگزار میکند:
جلسهی نقد و بررسی مجموعه داستان «دوستی با گراز»
نوشتهی نگار داودی
با حضور:
فرناز شهیدثالث
علی مسعودینیا
و نویسنده
زمان: دوشنبه ۳۰ مهرماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهی پنجم
اطلاعات بیشتر در: @neypub
جلسهی نقد و بررسی مجموعه داستان «دوستی با گراز»
نوشتهی نگار داودی
با حضور:
فرناز شهیدثالث
علی مسعودینیا
و نویسنده
زمان: دوشنبه ۳۰ مهرماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهی پنجم
اطلاعات بیشتر در: @neypub
👍7❤2
#الف
🏷 نقطهی قرمز!
🖊 شورای سردبیری:
مجموعهی علائم قابلروئیت نشان از وجود یکنیت پنهانی استراتژیک در خلیجفارس و اجرای تجدیدنظرشدهی طرحی قدیمی میدهند. احتمالدارد تاخیر در عملیات انتقامی اسرائیل، کنفرانس بیمقدمه و بیسابقهی اعراب و اروپائیان و اعلامیهی غیرمنتظرهاش با مفاد رادیکال و تازه دربارهی جزایر سهگانهی ایرانی در تنگهی هرمز و تهدید معمول بستن تنگهی هرمز از سوی منابع مشکوک داخلی، اجزای طرح اشغال نظامی جزایر توسط ترکیبی از کشورهای دور از دسترس ایران، بهبهانهی جلوگیری از بستهشدن تنگه و حفظ امنیت عبور نفت باشد.
چنین اقدامی ایران را از نظر واکنش دچار وضعیت آچمز خواهدکرد: حمله به پایگاههای آمریکا در قطر، کویت، بحرین، عربستان، امارات و عمان بهمعنی بهمیانکشیدن جبههای از این کشورها به رویارویی با ایران خواهدبود؛ بهویژه امارات را از زیر ضربهی ایران خارجخواهدکرد؛ چون امارات هم در اعتراض به اشغال جزایر با ایران همراهی تاکتیکی خواهدکرد.
نتایج درازمدت اینطرح نیز قطعیکردن روند تعیینتکلیف جزایر در سازوکاری خارج از ارادهی ایران و مطابق میل دشمنانش خواهدبود، هرچند آمریکا و انگلیس بهعنوان مجریان روکار این طرح اعلامخواهندکرد به مسئلهی مالکیت این جزایر داخلنمیشوند و اشغال موقت و بهمنظور تضمین سلامت عبور نفت است. اخیرا منابعی سخن از طرح اشغال جزیرهی خارک کردهاند که آشکار است یک طرح فریب برای ارائهی اطلاعات غلط است.
اجرای طرح یادشده خارج از حوزهی رقابتهای درونی و احزاب آمریکا و امری بیشتر پنتاگونی (منافع و برنامههای کلان ایالاتمتحد) است و بهترین زمان اجرای آن بلافاصله پساز انتخابات آمریکا است.
روندهایی فرعی میتواند زمینهساز اجرای کمدردسر چنین طرحهای اشغالگرانهای باشد. بهوضوح از نقش پیشگیرانهی سازمانملل در چنینمواردی کاسته شدهاست و در معاملهکدهی شورایامنیت چین و روسیه توسط دو مسئله تایوان و اوکراین قابلکنترل شدهاند. امتناع آشکار ایالاتمتحد از ورود به مذاکره با ایران (که در شرایط تبلیغات انتخاباتی کار مثبتی نیست) نیز باید با همین پیشفرض ارزیابی شود.
اگر چنین باشد درهای دیپلماسی که تنها راه مقابله با چنین وضعیتی است پیشاپیش بهروی کشور بسته شدهاست. از دوسفر اخیر وزیرخارجه ایننتیجه قابلدرک است که ایران حرف و هدف مشترکی با هیچیک از کشورهایی که ازشان بازدید شد، حتی با سوریه، ندارد.
تکافتادگی دیپلماتیک نتایج وخیمی برای ایران خواهدداشت. سوابق تاریخی از دقیقا یکقرنپیش (مجمع بینالملل پساز جنگجهانی اول) نشانمیدهد تکافتادگی دیپلماتیک ایران را معمولا به موقعیت وخیم دچارمیکند. در جنگ عراق این موقعیت پساز صدور قطعنامهی 598 آنقدر وخیم شد که جز کشور خریدنی و ارزانقیمت بورکینافاسو هیچکشوری حاضر به ملاقات سیاسی و صدور اعلامیهی مشترک با ایران نبود.
آخرین فرصت استفاده از موقعیت تجدیدنظر در سیاستهای منتهی به تکافتادگی دیپلماتیک کنونی دوران ظهور ناگهانی داعش در عراق و سوریه و امکان معاملهی ماندگار با جبههی ایالاتمتحد (هنگام کمک به آن) بود که غرور کاذبِ در مشتداشتن افسارها در عراق و سوریه و توهم میدانداری و خائنبودن دیپلماتها موقعیت ایران را برای تغییر فرمان سیاستخارجی از بین برد. امید به اینکه بتوان این روند را بدون دریافت یکضربه و بهدنبالآن یک جام زهر معکوسکرد حداقل در چشمانداز پیشروی ما نیست.
شرط عقل در وضعیت جنگی یا بلافاصله-پیشاجنگی آمادهشدن برای بدبینانهترین موقعیت ممکن است. در چنینموقعیتی امکان تجدیدنظر علنی بدون هزینهی سنگین در سیاستهای شکستخورده وجودندارد و امکان موفقیت تغییر سو و جهت با معاملات پنهانی نیز کم است؛ اما بهشرط پذیرش از سوی طرفمقابل تنها راه عاقلانه گریز از موقعیت بدخیم است. مثال تاریخی آن جنگ ویتنام است. ویتنامیها در سال 1965 به آمریکا پیشنهاد شروع مذاکره دادند، اما غرور آمریکاییها و توهم دستبرتر باعث بیاعتنایی آنها و ادامه جنگ شد. در سال 1972 که حاضر به مذاکره شدند شکست نظامی خود را آشکارکردند و دربرابر چشم جهان در پاریس به مذاکره علنی و قبول اشتباه و شکست در جنگ دچارشدند؛ اما سهسال پیش از آن خودشان مخفیانه تقاضای مذاکره کرده و آن را انجامدادهبودند. شاید ما درحال رفتن به چنیننقطهای و رسیدن به نوعی عمل قهرمانانه برای اجتناب از جنگ ایم. گریز بهموقع از خویش و رسیدن به ایننقطه عطف شجاعتی فراتر از شجاعت به جنگ فرستادن جوانان میخواهد!
🆔@jameeno
🏷 نقطهی قرمز!
🖊 شورای سردبیری:
مجموعهی علائم قابلروئیت نشان از وجود یکنیت پنهانی استراتژیک در خلیجفارس و اجرای تجدیدنظرشدهی طرحی قدیمی میدهند. احتمالدارد تاخیر در عملیات انتقامی اسرائیل، کنفرانس بیمقدمه و بیسابقهی اعراب و اروپائیان و اعلامیهی غیرمنتظرهاش با مفاد رادیکال و تازه دربارهی جزایر سهگانهی ایرانی در تنگهی هرمز و تهدید معمول بستن تنگهی هرمز از سوی منابع مشکوک داخلی، اجزای طرح اشغال نظامی جزایر توسط ترکیبی از کشورهای دور از دسترس ایران، بهبهانهی جلوگیری از بستهشدن تنگه و حفظ امنیت عبور نفت باشد.
چنین اقدامی ایران را از نظر واکنش دچار وضعیت آچمز خواهدکرد: حمله به پایگاههای آمریکا در قطر، کویت، بحرین، عربستان، امارات و عمان بهمعنی بهمیانکشیدن جبههای از این کشورها به رویارویی با ایران خواهدبود؛ بهویژه امارات را از زیر ضربهی ایران خارجخواهدکرد؛ چون امارات هم در اعتراض به اشغال جزایر با ایران همراهی تاکتیکی خواهدکرد.
نتایج درازمدت اینطرح نیز قطعیکردن روند تعیینتکلیف جزایر در سازوکاری خارج از ارادهی ایران و مطابق میل دشمنانش خواهدبود، هرچند آمریکا و انگلیس بهعنوان مجریان روکار این طرح اعلامخواهندکرد به مسئلهی مالکیت این جزایر داخلنمیشوند و اشغال موقت و بهمنظور تضمین سلامت عبور نفت است. اخیرا منابعی سخن از طرح اشغال جزیرهی خارک کردهاند که آشکار است یک طرح فریب برای ارائهی اطلاعات غلط است.
اجرای طرح یادشده خارج از حوزهی رقابتهای درونی و احزاب آمریکا و امری بیشتر پنتاگونی (منافع و برنامههای کلان ایالاتمتحد) است و بهترین زمان اجرای آن بلافاصله پساز انتخابات آمریکا است.
روندهایی فرعی میتواند زمینهساز اجرای کمدردسر چنین طرحهای اشغالگرانهای باشد. بهوضوح از نقش پیشگیرانهی سازمانملل در چنینمواردی کاسته شدهاست و در معاملهکدهی شورایامنیت چین و روسیه توسط دو مسئله تایوان و اوکراین قابلکنترل شدهاند. امتناع آشکار ایالاتمتحد از ورود به مذاکره با ایران (که در شرایط تبلیغات انتخاباتی کار مثبتی نیست) نیز باید با همین پیشفرض ارزیابی شود.
اگر چنین باشد درهای دیپلماسی که تنها راه مقابله با چنین وضعیتی است پیشاپیش بهروی کشور بسته شدهاست. از دوسفر اخیر وزیرخارجه ایننتیجه قابلدرک است که ایران حرف و هدف مشترکی با هیچیک از کشورهایی که ازشان بازدید شد، حتی با سوریه، ندارد.
تکافتادگی دیپلماتیک نتایج وخیمی برای ایران خواهدداشت. سوابق تاریخی از دقیقا یکقرنپیش (مجمع بینالملل پساز جنگجهانی اول) نشانمیدهد تکافتادگی دیپلماتیک ایران را معمولا به موقعیت وخیم دچارمیکند. در جنگ عراق این موقعیت پساز صدور قطعنامهی 598 آنقدر وخیم شد که جز کشور خریدنی و ارزانقیمت بورکینافاسو هیچکشوری حاضر به ملاقات سیاسی و صدور اعلامیهی مشترک با ایران نبود.
آخرین فرصت استفاده از موقعیت تجدیدنظر در سیاستهای منتهی به تکافتادگی دیپلماتیک کنونی دوران ظهور ناگهانی داعش در عراق و سوریه و امکان معاملهی ماندگار با جبههی ایالاتمتحد (هنگام کمک به آن) بود که غرور کاذبِ در مشتداشتن افسارها در عراق و سوریه و توهم میدانداری و خائنبودن دیپلماتها موقعیت ایران را برای تغییر فرمان سیاستخارجی از بین برد. امید به اینکه بتوان این روند را بدون دریافت یکضربه و بهدنبالآن یک جام زهر معکوسکرد حداقل در چشمانداز پیشروی ما نیست.
شرط عقل در وضعیت جنگی یا بلافاصله-پیشاجنگی آمادهشدن برای بدبینانهترین موقعیت ممکن است. در چنینموقعیتی امکان تجدیدنظر علنی بدون هزینهی سنگین در سیاستهای شکستخورده وجودندارد و امکان موفقیت تغییر سو و جهت با معاملات پنهانی نیز کم است؛ اما بهشرط پذیرش از سوی طرفمقابل تنها راه عاقلانه گریز از موقعیت بدخیم است. مثال تاریخی آن جنگ ویتنام است. ویتنامیها در سال 1965 به آمریکا پیشنهاد شروع مذاکره دادند، اما غرور آمریکاییها و توهم دستبرتر باعث بیاعتنایی آنها و ادامه جنگ شد. در سال 1972 که حاضر به مذاکره شدند شکست نظامی خود را آشکارکردند و دربرابر چشم جهان در پاریس به مذاکره علنی و قبول اشتباه و شکست در جنگ دچارشدند؛ اما سهسال پیش از آن خودشان مخفیانه تقاضای مذاکره کرده و آن را انجامدادهبودند. شاید ما درحال رفتن به چنیننقطهای و رسیدن به نوعی عمل قهرمانانه برای اجتناب از جنگ ایم. گریز بهموقع از خویش و رسیدن به ایننقطه عطف شجاعتی فراتر از شجاعت به جنگ فرستادن جوانان میخواهد!
🆔@jameeno
👍25❤4👎2🤔2😐1