#گزارش_روزنامهنگار_مهمان
🔹در پی تعرض ناظم مدرسه پسرانه در تهران به دانشآموزان باز هم این مسئله مطرح شده است:
🔸گزینش سیاسی و عقیدتی مهمتر است یا سلامت روان و کارآیی تخصصی
🖌سارا جمالآبادی / روزنامهنگار
▫️ جامعه نو: هر زمان که در مورد کادر آموزشی در مدارس، مشکلی چون تعرض ناظم مدرسه پسرانه در تهران به دانشآموزان، یا معاون پرورشی در آبادان و... پیش میآید این سؤال برای بسیاری، خصوصاً افرادی که در گزینش آموزش وپرورش رد شدهاند – و البته بارها اعلامشده تعدادشان بسیار کم و در حد ۲ درصد مردودی است!- مطرح میشود که واقعاً گزینشهای صورت گرفته برای مدارس چه سهمی در شناسایی صلاحیت و عدم صلاحیت روانی و علمی افراد دارند؟ گزینشهایی که عمدتاً عقیدتی و سیاسی است و گذشته از فلسفه درست و غلط بودنشان، حتی در همین دو زمینه هم نمیتوانند بهدرستی و کامل ادعای شناسایی افراد را داشته باشند.
قصه طولانی است، تکراری است اما آشنا؛ آشنایی که مزه زخم میدهد. هر بار که پای حادثههایی چون تعرض به دانشآموزان – در هر سطحی و هر شیوهای- مطرح میشود؛ این سؤال را به وجود میآورد که واقعاً نیازی بهگزینش درست معلم و مربی مطرح نیست؟! و واقعاً آن عده از کسانی که در آموزشوپرورش به رویشان بسته میشود با مهر گزینش، جایشان را چه کسانی پر میکنند با چه مهرهای تأییدی؟!
🔻در Instant View بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/School-06-14-2
🔹در پی تعرض ناظم مدرسه پسرانه در تهران به دانشآموزان باز هم این مسئله مطرح شده است:
🔸گزینش سیاسی و عقیدتی مهمتر است یا سلامت روان و کارآیی تخصصی
🖌سارا جمالآبادی / روزنامهنگار
▫️ جامعه نو: هر زمان که در مورد کادر آموزشی در مدارس، مشکلی چون تعرض ناظم مدرسه پسرانه در تهران به دانشآموزان، یا معاون پرورشی در آبادان و... پیش میآید این سؤال برای بسیاری، خصوصاً افرادی که در گزینش آموزش وپرورش رد شدهاند – و البته بارها اعلامشده تعدادشان بسیار کم و در حد ۲ درصد مردودی است!- مطرح میشود که واقعاً گزینشهای صورت گرفته برای مدارس چه سهمی در شناسایی صلاحیت و عدم صلاحیت روانی و علمی افراد دارند؟ گزینشهایی که عمدتاً عقیدتی و سیاسی است و گذشته از فلسفه درست و غلط بودنشان، حتی در همین دو زمینه هم نمیتوانند بهدرستی و کامل ادعای شناسایی افراد را داشته باشند.
قصه طولانی است، تکراری است اما آشنا؛ آشنایی که مزه زخم میدهد. هر بار که پای حادثههایی چون تعرض به دانشآموزان – در هر سطحی و هر شیوهای- مطرح میشود؛ این سؤال را به وجود میآورد که واقعاً نیازی بهگزینش درست معلم و مربی مطرح نیست؟! و واقعاً آن عده از کسانی که در آموزشوپرورش به رویشان بسته میشود با مهر گزینش، جایشان را چه کسانی پر میکنند با چه مهرهای تأییدی؟!
🔻در Instant View بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/School-06-14-2
Telegraph
در پی تعرض ناظم مدرسه پسرانه در تهران به دانشآموزان باز هم این مسئله مطرح شده است: گزینش سیاسی و عقیدتی مهمتر است یا سلامت روان…
جامعه نو: هر زمان که در مورد کادر آموزشی در مدارس، مشکلی چون تعرض ناظم مدرسه پسرانه در تهران به دانشآموزان، یا معاون پرورشی در آبادان و... پیش میآید این سؤال برای بسیاری، خصوصاً افرادی که در گزینش آموزش وپرورش رد شدهاند – و البته بارها اعلامشده تعدادشان…
▫️طرحجلد شماره اخیر #اکونومیست: کیمجونگ پیروزشد
🔺اکونومیست: ترامپ در نشست اخیر نشان داد پیشازهرچیز یک شومن است
پ.ن: خطای تعمدی کاربرد Won بجای Un در نام رهبرکرهشمالی قابلتأمل است
🆔 @jameeno
🔺اکونومیست: ترامپ در نشست اخیر نشان داد پیشازهرچیز یک شومن است
پ.ن: خطای تعمدی کاربرد Won بجای Un در نام رهبرکرهشمالی قابلتأمل است
🆔 @jameeno
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️جامعه نو: برای هواداران تیمهای ملی که در استادیومها حضور ندارند، جایگاهی برای تماشای بازی فراهم شده است. حضور هواداران تیمملی ایران در جایگاه طرفداران، در مقابل دانشگاه مسکو چشمگیر است.
#الف
♦️موشکها را بفروشید به دانالد!
▫️شورای سردبیری: بسیار پیش از آنکه کرهشمالی رفتار خود را تغییر دهد و شیوه دیگری پیش گیرد، الگوی ما بوده است. بعید است هیچ کشوری در جهان آن را الگوی خود قرار دهد، ولی برای کشور ما الگو بوده است. برای محافظهکاران اقتدارگرا الگوی مبارزه با ایالات متحده و برای اصلاحطلبان آینه عبرت.
حالا و پس از تحولات بسیار قابل توجه در رویکرد کره شمالی، موقعیت این کشور برای اصلاحطلبان کماکان همان آینه عبرت است، ولی شیوه توجه رسانههای اقتدارگرای انعکاسدهنده دیدگاههای حکومت به این کشور به شدت دچار نوسان و تناقض و تعارض است. قبلا نماد مقاومت و خودکفایی و سابقه ایستادگی و از همه مهمتر مظهری از توان یک حکومت برای نگه داشتن توده روی ریل وفاداری بیقید و شرط به خود بود و پس از تکامل بمب هستهای و افزایش برد موشکهای آن به مدرک تائید چیزی تبدیل شد که ته دل اقتدارگرایان برای آن غنج میزد: گذاشتن یک بمب هستهای و چند موشک دوربرد روی میز و بعد پرسیدن احوال جهان. فردای روزی که کیم جونگ اون برای مذاکره با ایالات متحده ابراز آمادگی کرد، تیتر صفحه اول یک نشریه به اصطلاح اصولگرا این بود: "رهبر کره شمالی با بمب هستهای به میز مذاکره بازگشت". سایر رسانههای همخط نیز کمابیش همین مفهوم را القا میکردند: برای موفقیت در برابر قدرتهای جهانی، باید قوی باشی (که حکم درستی است) و بمب اتم روی میز بگذاری (که برداشت خطایی است).
با گذشت زمان و عمیق شدن گرایش کیم تا حد ملاقات با ترامپ، این ترس که لابد میخواهد بمبش را در برابر لغو تحریمها بفروشد و به جایش پذیرش جهانی و توسعه اقتصادی بخرد، رسانهنویسها و پیشوایان آنها را به اندیشه چگونگی برخورد با این پدیده تازه فرو برد. اول ناباوری و متوسل شدن به این پیشبینی که ملاقاتی در کار نخواهد بود، کیم به دانالد اطمینان نمیکند، ترامپ حرفی برای گفتن ندارد و...
حالا که ملاقات انجام شده، اغتشاش تحلیلی به اوج رسیده. از یک طرف درباره اینکه کره شمالی برنده مذاکره است حرف میزنند و از طرف دیگر درباره اینکه هیچ چیز به دست نیاورده و در آخر ادعا میکنند "هسته سخت قدرت هستهای" خود راحفظ کرده و....همینطور میبافند و میبافند و میبافند. هیچ کس به خودش نمیگوید اصلا مگر ما مجبوریم رفتار آقای کیم را توجیه کنیم؟ علت دیگری دارد؟
این زور زدن تحلیلی در واقع کلنجار ذهنی اقتدارگرایان با خودشان است. رفتار الگویشان در جهتی تغییرات سریع یافته که نادلخواه است. قابل هضم نیست: بمب و موشک را که ساختیم، آخرش باید بدهیم آمریکا که در سواحلمان هتل بسازد و مزاحم توسعه اقتصادی ما نشود؟! مخ آنها در این نقطه داغ میکند. کشور را به آستانه سقوط آزاد اقتصادی و انفجار و پاشیدگی اجتماعی کشیدهاند و حالا میبینند کره حتی در موقعیت برابر با ایالات متحده، مانند یک گدای محترم محتاج کمک آن است. از خودشان میپرسند ما آخرش چه خواهیم کرد؟ گیج میزنند.
میتوان نصیحتی به آنها داشت و البته به برخی ناظران و رسانههای اصلاحطلب که آنها نیز آنچه بر کره رفته را با تفسیر به رأی، به پایه نظری تحلیلهای خود درباره آینده سیاست خارجی کشور قرار میدهند. هیچ لزومی ندارد ما سیاست خود را در زمینه هستهای و روابط با ایالات متحده براساس تجربه دیگران قرار دهیم. شرط عقل آن است که در حیات ملی خویش به شرایط خود نگاه کنیم: به آمال و اهداف کلان ملی، به امکانات و تواناییها و شرایط خاص خود در جامعه جهانی، ساختار منطقهای و ژئوپلتیکی که مسلط بر دنیاست و به تجربههای بد و منفی و هزینهزای پیشین خود. شرط خرد و فرهمندی، جز این نیست.
🆔 @jameeno
♦️موشکها را بفروشید به دانالد!
▫️شورای سردبیری: بسیار پیش از آنکه کرهشمالی رفتار خود را تغییر دهد و شیوه دیگری پیش گیرد، الگوی ما بوده است. بعید است هیچ کشوری در جهان آن را الگوی خود قرار دهد، ولی برای کشور ما الگو بوده است. برای محافظهکاران اقتدارگرا الگوی مبارزه با ایالات متحده و برای اصلاحطلبان آینه عبرت.
حالا و پس از تحولات بسیار قابل توجه در رویکرد کره شمالی، موقعیت این کشور برای اصلاحطلبان کماکان همان آینه عبرت است، ولی شیوه توجه رسانههای اقتدارگرای انعکاسدهنده دیدگاههای حکومت به این کشور به شدت دچار نوسان و تناقض و تعارض است. قبلا نماد مقاومت و خودکفایی و سابقه ایستادگی و از همه مهمتر مظهری از توان یک حکومت برای نگه داشتن توده روی ریل وفاداری بیقید و شرط به خود بود و پس از تکامل بمب هستهای و افزایش برد موشکهای آن به مدرک تائید چیزی تبدیل شد که ته دل اقتدارگرایان برای آن غنج میزد: گذاشتن یک بمب هستهای و چند موشک دوربرد روی میز و بعد پرسیدن احوال جهان. فردای روزی که کیم جونگ اون برای مذاکره با ایالات متحده ابراز آمادگی کرد، تیتر صفحه اول یک نشریه به اصطلاح اصولگرا این بود: "رهبر کره شمالی با بمب هستهای به میز مذاکره بازگشت". سایر رسانههای همخط نیز کمابیش همین مفهوم را القا میکردند: برای موفقیت در برابر قدرتهای جهانی، باید قوی باشی (که حکم درستی است) و بمب اتم روی میز بگذاری (که برداشت خطایی است).
با گذشت زمان و عمیق شدن گرایش کیم تا حد ملاقات با ترامپ، این ترس که لابد میخواهد بمبش را در برابر لغو تحریمها بفروشد و به جایش پذیرش جهانی و توسعه اقتصادی بخرد، رسانهنویسها و پیشوایان آنها را به اندیشه چگونگی برخورد با این پدیده تازه فرو برد. اول ناباوری و متوسل شدن به این پیشبینی که ملاقاتی در کار نخواهد بود، کیم به دانالد اطمینان نمیکند، ترامپ حرفی برای گفتن ندارد و...
حالا که ملاقات انجام شده، اغتشاش تحلیلی به اوج رسیده. از یک طرف درباره اینکه کره شمالی برنده مذاکره است حرف میزنند و از طرف دیگر درباره اینکه هیچ چیز به دست نیاورده و در آخر ادعا میکنند "هسته سخت قدرت هستهای" خود راحفظ کرده و....همینطور میبافند و میبافند و میبافند. هیچ کس به خودش نمیگوید اصلا مگر ما مجبوریم رفتار آقای کیم را توجیه کنیم؟ علت دیگری دارد؟
این زور زدن تحلیلی در واقع کلنجار ذهنی اقتدارگرایان با خودشان است. رفتار الگویشان در جهتی تغییرات سریع یافته که نادلخواه است. قابل هضم نیست: بمب و موشک را که ساختیم، آخرش باید بدهیم آمریکا که در سواحلمان هتل بسازد و مزاحم توسعه اقتصادی ما نشود؟! مخ آنها در این نقطه داغ میکند. کشور را به آستانه سقوط آزاد اقتصادی و انفجار و پاشیدگی اجتماعی کشیدهاند و حالا میبینند کره حتی در موقعیت برابر با ایالات متحده، مانند یک گدای محترم محتاج کمک آن است. از خودشان میپرسند ما آخرش چه خواهیم کرد؟ گیج میزنند.
میتوان نصیحتی به آنها داشت و البته به برخی ناظران و رسانههای اصلاحطلب که آنها نیز آنچه بر کره رفته را با تفسیر به رأی، به پایه نظری تحلیلهای خود درباره آینده سیاست خارجی کشور قرار میدهند. هیچ لزومی ندارد ما سیاست خود را در زمینه هستهای و روابط با ایالات متحده براساس تجربه دیگران قرار دهیم. شرط عقل آن است که در حیات ملی خویش به شرایط خود نگاه کنیم: به آمال و اهداف کلان ملی، به امکانات و تواناییها و شرایط خاص خود در جامعه جهانی، ساختار منطقهای و ژئوپلتیکی که مسلط بر دنیاست و به تجربههای بد و منفی و هزینهزای پیشین خود. شرط خرد و فرهمندی، جز این نیست.
🆔 @jameeno
#جام_جهانی
▫️جامعه نو: همزمان با آغاز مسابقات جام جهانی 2018، نشریه آتلانتیک مجموعهای عکس منتشر کرده که تصویری از محبوبیت این بازی در سرزمینها و اقلیمهای مختلف جهان به دست میدهد. عکسها به سالهای 2014 تا 2018 تعلق دارند و تصاویری از بازی فوتبال در قطب شمال، جزیرهای در سوئیس، زمینی پوشیده به کاه در استاوروپول روسیه، مدرسهای ویران شده در طول آشوبهای سومالی، محلاتی در وانواتو، کنگو، کابل افغانستان، رم ایتالیا، منطقهای ساحلی در تایلند، بام یک برج در ژاپن، جنگلی در آمازون، محلهای در هائیتی (در ایام تظاهرات ضددولتی) را نشان میدهند. در پست بعدی بینندۀ این عکسها باشید.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: همزمان با آغاز مسابقات جام جهانی 2018، نشریه آتلانتیک مجموعهای عکس منتشر کرده که تصویری از محبوبیت این بازی در سرزمینها و اقلیمهای مختلف جهان به دست میدهد. عکسها به سالهای 2014 تا 2018 تعلق دارند و تصاویری از بازی فوتبال در قطب شمال، جزیرهای در سوئیس، زمینی پوشیده به کاه در استاوروپول روسیه، مدرسهای ویران شده در طول آشوبهای سومالی، محلاتی در وانواتو، کنگو، کابل افغانستان، رم ایتالیا، منطقهای ساحلی در تایلند، بام یک برج در ژاپن، جنگلی در آمازون، محلهای در هائیتی (در ایام تظاهرات ضددولتی) را نشان میدهند. در پست بعدی بینندۀ این عکسها باشید.
🆔 @jameeno