صدای نو | ۱۵ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۵ آبان ۹۷
امروز بر شرکتهای تحریم شده چه گذشت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
امروز بر شرکتهای تحریم شده چه گذشت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۶ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۶ آبان ۹۷
در روزگار تحریم چه کسانی کنار مردم خواهند ایستاد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
در روزگار تحریم چه کسانی کنار مردم خواهند ایستاد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸تکرار نشود! خنثی فرمایید!
▫️شورای سردبیری: حدود بیست سال پس از ظهور و پذیرش نظام مشروطه در ایران، ظهور و پذیرش رضاخان رخ داد. در آن بیست سال، بین آنانکه در انقلاب مشروطهخواهی و استقرار آن سهمی داشتند، اختلافات بسیار بروز کرد و از جمله در نهاد روحانیت، که حتی در جریان تحول منجر به انقلاب مشروطه، اختلافات آن عمق یافته بود. آنقدر عمیق که رضاخان یونیفرمپوش در کودتای سوم اسفند با مانعی از سوی روحانیت روبرو نشد و معدود روحانیون باقیمانده در عرصه سیاست، کسانی مانند مدرس، بیخبر از آنچه در پیش بود، حتی از او حمایت میکردند. حالا، خواهینخواهی رضاخان دیگری در راه است که احتمالا روحانیونی از ظهورش استقبال میکنند.
تاریخ در حال تکرار است و اگر نه آخرالزمان، حداقل یک پیچ تاریخی دیگر آیات ایرانی در حال فرارسیدن است. دورانی که در آن حکومت ناراضیان را جابجا نمیکند؛ کنار میایستد تا حساب آنها را برسند. از این حذفها رضاخان در میآید.
در همه خانوادهها ماجراهایی هست که در حلوفصل آنها نیازی به مداخله پدر نیست. اما کارهایی هم هست که پدر خانواده نمیتواند خود را از آنها کنار بکشد. اولی، اختلاف دو برادر بر سر این است که کاسبی خانواده را چطور اداره کنند و مثلاً در مزرعه چه بکارند و چه وقت درو کنند. دومی، کشمکش بر سر بیرون کردن یکدیگر از خانه و مزرعه است. وقتی پدر در ماجرای بیرون انداخته شدن یکی از پسرانش توسط پسر دیگر مداخله نمیکند، فقط یک نتیجه میتوان گرفت: پدر از طریق دادن اختیار به یکی، پسر دیگرش را بیرون میکند.
اختلاف بین شاهزادگان یک خاندان سلطنتی، بین ژنرالهای یک ارتش و یا بین روحانیون ارشد یک نظام مذهبی، هنگامی که به نقطه حذفی میرسد، نیازمند مداخله شاه و فرمانده و اعلم و پیشوا است: مداخلهای فیصلهبخش با رویکرد حفظ وحدت و یا چشم برهم نهادن تا یکی دیگری را از میدان به در کند؛ اسمش را بگذاریم عدم مداخله فیصلهبخش.
اما ظریف این قضیه در تفاوتی کوچک با نتایجی بزرگ است. والامقامها، در تصمیمگیری برای مداخله یا چشم برهم نهادن، یک پیشرانه ساده دارند: معمولا فقط وقتی مداخله میکنند که آنکس که نظرش به نظر آنها نزدیکتر است در موقعیت شکست و حذف قرار گیرد. در غیر این صورت، کنار میکشند و منتظر نتیجه نتیجه میشوند؛ مانند داوری دل در گروی یک سوی تشک کشتی که وقتی میبیند اوضاع بر وفق مراد کشتیگیر محبوبش نیست به دوحریف فرمان سرپا و شروع مجدد کشتی میدهد و در غیر این صورت سوت نمیزند. این، وقتی به روش تبدیل شد، آخر کار است.
نکته ظریف دیگری هم هست: در دعوای دو ژنرال، به کنار ایستادن فرمانده پذیرفته است تا بعد که معلوم شود ماجرایشان چیست. اما وقتی سرهنگی جلوی ژنرالی سینه سپر میکند و به تحکم سخن میگوید، آشکارا کودتایی در راه است. طلبه فرستادن به در خانه ایتاللهها یک چیز است، نامه سرگشاده تکرار نشود یا دستور فاصلهات را از اینها اعلام کن و دستور "خنثی فرمایید" توسط پیامآور دستگاه امنیت یک چیز دیگر: کودتایی در کار نیست، چون مخاطب دستی بر قدرت ندارد، اما مقدمه یک دور دیگر پاکسازی اطراف قدرت از اشخاص "بیاطلاع به علت کثرت اشتغالات علمی و حوزوی" به قول اخیر حسین شریعتمداری هست.
این کارها، قدم به قدم محاصره کردن روحانیون، جای کسی را سفت نمیکند، اما مسیر آمدن رضاخان را آسفالت میکند.
🆔 @jameeno
🔸تکرار نشود! خنثی فرمایید!
▫️شورای سردبیری: حدود بیست سال پس از ظهور و پذیرش نظام مشروطه در ایران، ظهور و پذیرش رضاخان رخ داد. در آن بیست سال، بین آنانکه در انقلاب مشروطهخواهی و استقرار آن سهمی داشتند، اختلافات بسیار بروز کرد و از جمله در نهاد روحانیت، که حتی در جریان تحول منجر به انقلاب مشروطه، اختلافات آن عمق یافته بود. آنقدر عمیق که رضاخان یونیفرمپوش در کودتای سوم اسفند با مانعی از سوی روحانیت روبرو نشد و معدود روحانیون باقیمانده در عرصه سیاست، کسانی مانند مدرس، بیخبر از آنچه در پیش بود، حتی از او حمایت میکردند. حالا، خواهینخواهی رضاخان دیگری در راه است که احتمالا روحانیونی از ظهورش استقبال میکنند.
تاریخ در حال تکرار است و اگر نه آخرالزمان، حداقل یک پیچ تاریخی دیگر آیات ایرانی در حال فرارسیدن است. دورانی که در آن حکومت ناراضیان را جابجا نمیکند؛ کنار میایستد تا حساب آنها را برسند. از این حذفها رضاخان در میآید.
در همه خانوادهها ماجراهایی هست که در حلوفصل آنها نیازی به مداخله پدر نیست. اما کارهایی هم هست که پدر خانواده نمیتواند خود را از آنها کنار بکشد. اولی، اختلاف دو برادر بر سر این است که کاسبی خانواده را چطور اداره کنند و مثلاً در مزرعه چه بکارند و چه وقت درو کنند. دومی، کشمکش بر سر بیرون کردن یکدیگر از خانه و مزرعه است. وقتی پدر در ماجرای بیرون انداخته شدن یکی از پسرانش توسط پسر دیگر مداخله نمیکند، فقط یک نتیجه میتوان گرفت: پدر از طریق دادن اختیار به یکی، پسر دیگرش را بیرون میکند.
اختلاف بین شاهزادگان یک خاندان سلطنتی، بین ژنرالهای یک ارتش و یا بین روحانیون ارشد یک نظام مذهبی، هنگامی که به نقطه حذفی میرسد، نیازمند مداخله شاه و فرمانده و اعلم و پیشوا است: مداخلهای فیصلهبخش با رویکرد حفظ وحدت و یا چشم برهم نهادن تا یکی دیگری را از میدان به در کند؛ اسمش را بگذاریم عدم مداخله فیصلهبخش.
اما ظریف این قضیه در تفاوتی کوچک با نتایجی بزرگ است. والامقامها، در تصمیمگیری برای مداخله یا چشم برهم نهادن، یک پیشرانه ساده دارند: معمولا فقط وقتی مداخله میکنند که آنکس که نظرش به نظر آنها نزدیکتر است در موقعیت شکست و حذف قرار گیرد. در غیر این صورت، کنار میکشند و منتظر نتیجه نتیجه میشوند؛ مانند داوری دل در گروی یک سوی تشک کشتی که وقتی میبیند اوضاع بر وفق مراد کشتیگیر محبوبش نیست به دوحریف فرمان سرپا و شروع مجدد کشتی میدهد و در غیر این صورت سوت نمیزند. این، وقتی به روش تبدیل شد، آخر کار است.
نکته ظریف دیگری هم هست: در دعوای دو ژنرال، به کنار ایستادن فرمانده پذیرفته است تا بعد که معلوم شود ماجرایشان چیست. اما وقتی سرهنگی جلوی ژنرالی سینه سپر میکند و به تحکم سخن میگوید، آشکارا کودتایی در راه است. طلبه فرستادن به در خانه ایتاللهها یک چیز است، نامه سرگشاده تکرار نشود یا دستور فاصلهات را از اینها اعلام کن و دستور "خنثی فرمایید" توسط پیامآور دستگاه امنیت یک چیز دیگر: کودتایی در کار نیست، چون مخاطب دستی بر قدرت ندارد، اما مقدمه یک دور دیگر پاکسازی اطراف قدرت از اشخاص "بیاطلاع به علت کثرت اشتغالات علمی و حوزوی" به قول اخیر حسین شریعتمداری هست.
این کارها، قدم به قدم محاصره کردن روحانیون، جای کسی را سفت نمیکند، اما مسیر آمدن رضاخان را آسفالت میکند.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۸ آِبان ۹۸
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۸ آبان ۹۷
صدای جمعه
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای جمعه
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۹ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۹ آبان ۹۷
آیا در نهایت همهی الزامات گروه اقدام مالی برآورده خواهد شد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا در نهایت همهی الزامات گروه اقدام مالی برآورده خواهد شد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸لکه و دامان!
▫️شورای سردبیری: جیب سعودیها را خیلیها میزنند و خالی میکنند. سیاستمداران، اسلحهفروشها، بلکواترها، پااندازها، فاحشههای گرانقیمت، و البته پااندازها و فاحشههای مطبوعاتی . متاسفانه ایرانیها فقط توانسته اند به طریق اخیر جیب سعودیها را خالی کنند: با پول سعودیها شبکه سیاسی فارسیزبان خارج کشور راه انداختهاند و اخیرا گاردین این وابستگی را افشا کرده است. به عنوان روزنامهنگار ایرانی شاید نتوان جلوی آنها را در این بیناموسی رسانهای گرفت یا چیزی به آنها گفت، اما میتوان دست گزارشگر گاردین را فشرد و از این رسانه بریتانیایی تشکر کرد.
شاید توصیفی که از مرتکبان این بیآبرویی رسانهای شده به نظر برخی تندروانه و چکشی بیاید. شاید کسانی در این باره محتاطانهتر قضاوت کنند و یا اصلا قضاوت را نادرست بدانند، ولی اجازه بدهید اینبار ما به عنوان اهل رسانه نسبت به خودمان سختگیر و بر اساس کدهای اخلاقی حرفه روزنامهنگاری رفتار کنیم. مرتکب کار بسیار زشتی میشویم وقتی علیه کشورمان در کنار بیگانه میایستیم. کاری خائنانه است، همانقدر که دارودسته مسعود رجوی در دهه ۶۰ انجام داد و به زیر بیرق صدام رفت.
روزنامهنگاری حرفه خاصی است از جنبه نقش اجتماعیاش و با دارو دسته های سیاسی مثل گروه های موسوم به اپو زیسیون (که از دولتهای دیگر حمایت میگیرند) و دارودستههای مافیایی اسلحه بدست (که زیر بیرق بیگانه به جنگ حکومت کشورشان میآیند) و حتی گروههای سیاسی پدر و مادردار شرافتمند تفاوت دارد. کدهای اخلاقی بسیار اکیدی دارد که در کشور ما کمتر شناخته است: محیط سیاست اخلاقیات شناوری داردو دنیای زد و بند و معاملات غالبا کثیف است، عیار موفقیت آن بدست آوردن قدرت است و کثافتکاریهای معمول حفظ قدرت در آن فراوان. روزنامه نگاری ، حرفهای ذاتا اخلاقگرا، مخالف کژی، بیقانونی، بیعدالتی، زدوبند و فروش خدمات به هر کسی و با هر هدفی است. کسی که این حرفه پاک و پاکیزه را در خدمت منافع تبلیغاتی سیاستمداران کثیفی مثل سران سعودی یا کارشناسان سیا، یا حتی قدرتمندان داخلی متخصص حفظ قدرت به زور و نیرنگ و تبلیغ قرار میدهد، اساسا از سپهر این حرفه بیرون رفته و تخصص روابط عمومی به مزایده گذاشته است. کدهای اخلاقی روزنامهنگاری آنقدر اکید است که مرز بین مطالب خود را با آگهیهای بازرگانی که منبع درآمد آن است به دقت ترسیم و علامتگذاری میکند.
این روزها مفسران و صاحبنظرانی در آنسوی مرزها با پس فرستادن دستمزدهایی که به خاطر شرکت دربرنامههای شبکه یادشده از آن گرفتهاند، فاصله خود را با آن علنی و به نوعی از اینکه نادانسته آلت دست خانواده سعودی شدهاند ابراز ناراحتی و نارضایتی میکنند. کسانی که در این رفتار صادقند باید در آینده راهنمای دیگران در دور زدن چاههاي مشابه باشند. ایراناینترنشنال بدتر نیست از وارث اروپای آزاد و دیگر رسانههایی که صاحب آنها ردی آشکارتر و غیرقابل کتمانتر از رد دستگاه سلطنتی عربستان دارند، اما در سازماندهی اهداف سیاسی خود از شاهزادههای سعودی بسیار باتجربهترند.
🆔 @jameeno
🔸لکه و دامان!
▫️شورای سردبیری: جیب سعودیها را خیلیها میزنند و خالی میکنند. سیاستمداران، اسلحهفروشها، بلکواترها، پااندازها، فاحشههای گرانقیمت، و البته پااندازها و فاحشههای مطبوعاتی . متاسفانه ایرانیها فقط توانسته اند به طریق اخیر جیب سعودیها را خالی کنند: با پول سعودیها شبکه سیاسی فارسیزبان خارج کشور راه انداختهاند و اخیرا گاردین این وابستگی را افشا کرده است. به عنوان روزنامهنگار ایرانی شاید نتوان جلوی آنها را در این بیناموسی رسانهای گرفت یا چیزی به آنها گفت، اما میتوان دست گزارشگر گاردین را فشرد و از این رسانه بریتانیایی تشکر کرد.
شاید توصیفی که از مرتکبان این بیآبرویی رسانهای شده به نظر برخی تندروانه و چکشی بیاید. شاید کسانی در این باره محتاطانهتر قضاوت کنند و یا اصلا قضاوت را نادرست بدانند، ولی اجازه بدهید اینبار ما به عنوان اهل رسانه نسبت به خودمان سختگیر و بر اساس کدهای اخلاقی حرفه روزنامهنگاری رفتار کنیم. مرتکب کار بسیار زشتی میشویم وقتی علیه کشورمان در کنار بیگانه میایستیم. کاری خائنانه است، همانقدر که دارودسته مسعود رجوی در دهه ۶۰ انجام داد و به زیر بیرق صدام رفت.
روزنامهنگاری حرفه خاصی است از جنبه نقش اجتماعیاش و با دارو دسته های سیاسی مثل گروه های موسوم به اپو زیسیون (که از دولتهای دیگر حمایت میگیرند) و دارودستههای مافیایی اسلحه بدست (که زیر بیرق بیگانه به جنگ حکومت کشورشان میآیند) و حتی گروههای سیاسی پدر و مادردار شرافتمند تفاوت دارد. کدهای اخلاقی بسیار اکیدی دارد که در کشور ما کمتر شناخته است: محیط سیاست اخلاقیات شناوری داردو دنیای زد و بند و معاملات غالبا کثیف است، عیار موفقیت آن بدست آوردن قدرت است و کثافتکاریهای معمول حفظ قدرت در آن فراوان. روزنامه نگاری ، حرفهای ذاتا اخلاقگرا، مخالف کژی، بیقانونی، بیعدالتی، زدوبند و فروش خدمات به هر کسی و با هر هدفی است. کسی که این حرفه پاک و پاکیزه را در خدمت منافع تبلیغاتی سیاستمداران کثیفی مثل سران سعودی یا کارشناسان سیا، یا حتی قدرتمندان داخلی متخصص حفظ قدرت به زور و نیرنگ و تبلیغ قرار میدهد، اساسا از سپهر این حرفه بیرون رفته و تخصص روابط عمومی به مزایده گذاشته است. کدهای اخلاقی روزنامهنگاری آنقدر اکید است که مرز بین مطالب خود را با آگهیهای بازرگانی که منبع درآمد آن است به دقت ترسیم و علامتگذاری میکند.
این روزها مفسران و صاحبنظرانی در آنسوی مرزها با پس فرستادن دستمزدهایی که به خاطر شرکت دربرنامههای شبکه یادشده از آن گرفتهاند، فاصله خود را با آن علنی و به نوعی از اینکه نادانسته آلت دست خانواده سعودی شدهاند ابراز ناراحتی و نارضایتی میکنند. کسانی که در این رفتار صادقند باید در آینده راهنمای دیگران در دور زدن چاههاي مشابه باشند. ایراناینترنشنال بدتر نیست از وارث اروپای آزاد و دیگر رسانههایی که صاحب آنها ردی آشکارتر و غیرقابل کتمانتر از رد دستگاه سلطنتی عربستان دارند، اما در سازماندهی اهداف سیاسی خود از شاهزادههای سعودی بسیار باتجربهترند.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۰ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۰ آبان ۹۷
آیا ترامپ کانال تازهای برای فرستادن پیام به ایران یافته است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا ترامپ کانال تازهای برای فرستادن پیام به ایران یافته است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۱ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۱ آبان ۹۷
هدف اجزاء حکومت برای جا انداختن تفاسیر عجیب از قانون اساسی چیست؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
هدف اجزاء حکومت برای جا انداختن تفاسیر عجیب از قانون اساسی چیست؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔸دور تازه اعتراض کارگران در هفت تپه
🔻یک کلام: "نیشکر هفت تپه را نجات دهید"
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: دوره جدید اعتراض و اعتصاب صنفی کارگران نیشکر هفت تپه بعد از 8 روز وارد فاز تازهای شد. تجمع صنفی کارگران نیشکر هفت تپه که از 8 روز پیش در محل این مجتمع صنعتی در اعتراض به حقوق معوقه و بلاتکلیفی کارگران ادامه دار شده بود، صبح امروز به مقابل فرمانداری شهرستان شوش کشیده شد.
منابع کارگری در هفت تپه به جامعه نو میگویند: صبح امروز بیش از هزار و دویست کارگر نیشکر هفت تپه در مقابل فرمانداری شهرستان شوش ، تجمع اعتراضی برپا کردند. این کارگران که از تیرماه سال جاری معوقات مزدی طلبکارند، میگویند در 8 روز گذشته اتفاقات تازهای در این شرکت افتاده که عملا آینده فعالیت این مجتمع صنعتی را در هاله ای از ابهام قرار داده است. کارگران میگویند، در چند روز گذشته شائبه بازداشت مالکین و مدیران این شرکت صنعتی مطرح شده و این مساله کارگران را در خصوص ادامه فعالیت این مجتمع صنعتی دچار تردید و نگرانی کرده است. یکی از کارگران در گفتگو با جامعه نو میگوید: اوضاع در هفت تپه خیلی بحرانی است.
تیم مدیریتی شرکت به دلایلی که شنیدهایم مرتبط با بازار ارز و مواردی از این دست است، بازداشت و فراری هستند و 8 روزی است که نیروهای حراست شرکت را اداره میکنند. واقعا نمیدانیم با این وضعیت چه کنیم. امروز هم که در مقابل فرمانداری تجمع کردیم، حتی یک نفر از داخل این مجموعه حاضر نشد با کارگران صحبت کند. هیچکس به ما نمیگوید در شرکت چه خبر است و مدیرانی که با روابط خاص! وارد این شرکت شدند، اکنون کجا هستند؟ اصلا تکلیف معوقات مزدی و حقوقی کارگران با نبود مدیریت چه خواهد شد؟" این کارگر میگوید: ماجراهای نیشکر هفت تپه دیگر انگار برای همه عادی شده ولی ما هر روز درد میکشیم. دستاورد خانواده اسدبیگی (اشاره به مدیریت مجتمع صنعتی هفت تپه که به ادعای کارگران روابط فامیلی هم بر ان حاکم است) جز فقر و ادامه دار شدن شرایط سخت زندگی برای کارگران هفت تپه نبوده است."
این کارگران که با دردست داشتن بنرهای اعتراضی و پهن کردن سفره خالی و شعارهایی چون " کارگر میمیرد ، ذلت نمیپذیرد"، خواهان خلع ید شرکت از مالکین بخش خصوصی و بازگشت شرکت به دولت هستند. منابع کارگری در نیشکر هفت تپه همچنین اطلاع دادهاند، اخیرا نمایندگان سازمان خصوصی سازی پس ازمراجعه به شرکت اعلام کردند که به هیچ وجه شرکت به دولت برنمیگردد. این در حالیست که ملاک کارآمدی یا ناکارآمدی مالکین بخش خصوصی ، سازمان خصوصی سازی است و این مساله نگاهها را به سمت چرایی انتصاباتی از این دست در سازمان خصوصی سازی، جلب میکند. این کارگران خواهان پرداخت حقوق معوق. قراردادی کردن کارگران روزمزد. بازنگری طرح مشاغل بندی وتعیین تکلیف۲۷۰ نفرکارگری هستند که منتظرپرداخت ۴درصد بیمه جهت بازنشستگی ازطریق طرح زیان آورهستند. به گفته کارگران، هنوزقطعات موردنیازجهت تکمیل اورهال کارخانه وشروع بهره برداری فراهم نشده است. در پی بی پاسخ ماندن مطالبات صنفی کارگران در تجمع صنفی امروز، کارگران معترض اعلام کردند که فردا (چهارشنبه) به همراه خانوادههایشان در مقابل فرمانداری تجمع خواهند کرد.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Pro-11-13-2
🔻یک کلام: "نیشکر هفت تپه را نجات دهید"
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: دوره جدید اعتراض و اعتصاب صنفی کارگران نیشکر هفت تپه بعد از 8 روز وارد فاز تازهای شد. تجمع صنفی کارگران نیشکر هفت تپه که از 8 روز پیش در محل این مجتمع صنعتی در اعتراض به حقوق معوقه و بلاتکلیفی کارگران ادامه دار شده بود، صبح امروز به مقابل فرمانداری شهرستان شوش کشیده شد.
منابع کارگری در هفت تپه به جامعه نو میگویند: صبح امروز بیش از هزار و دویست کارگر نیشکر هفت تپه در مقابل فرمانداری شهرستان شوش ، تجمع اعتراضی برپا کردند. این کارگران که از تیرماه سال جاری معوقات مزدی طلبکارند، میگویند در 8 روز گذشته اتفاقات تازهای در این شرکت افتاده که عملا آینده فعالیت این مجتمع صنعتی را در هاله ای از ابهام قرار داده است. کارگران میگویند، در چند روز گذشته شائبه بازداشت مالکین و مدیران این شرکت صنعتی مطرح شده و این مساله کارگران را در خصوص ادامه فعالیت این مجتمع صنعتی دچار تردید و نگرانی کرده است. یکی از کارگران در گفتگو با جامعه نو میگوید: اوضاع در هفت تپه خیلی بحرانی است.
تیم مدیریتی شرکت به دلایلی که شنیدهایم مرتبط با بازار ارز و مواردی از این دست است، بازداشت و فراری هستند و 8 روزی است که نیروهای حراست شرکت را اداره میکنند. واقعا نمیدانیم با این وضعیت چه کنیم. امروز هم که در مقابل فرمانداری تجمع کردیم، حتی یک نفر از داخل این مجموعه حاضر نشد با کارگران صحبت کند. هیچکس به ما نمیگوید در شرکت چه خبر است و مدیرانی که با روابط خاص! وارد این شرکت شدند، اکنون کجا هستند؟ اصلا تکلیف معوقات مزدی و حقوقی کارگران با نبود مدیریت چه خواهد شد؟" این کارگر میگوید: ماجراهای نیشکر هفت تپه دیگر انگار برای همه عادی شده ولی ما هر روز درد میکشیم. دستاورد خانواده اسدبیگی (اشاره به مدیریت مجتمع صنعتی هفت تپه که به ادعای کارگران روابط فامیلی هم بر ان حاکم است) جز فقر و ادامه دار شدن شرایط سخت زندگی برای کارگران هفت تپه نبوده است."
این کارگران که با دردست داشتن بنرهای اعتراضی و پهن کردن سفره خالی و شعارهایی چون " کارگر میمیرد ، ذلت نمیپذیرد"، خواهان خلع ید شرکت از مالکین بخش خصوصی و بازگشت شرکت به دولت هستند. منابع کارگری در نیشکر هفت تپه همچنین اطلاع دادهاند، اخیرا نمایندگان سازمان خصوصی سازی پس ازمراجعه به شرکت اعلام کردند که به هیچ وجه شرکت به دولت برنمیگردد. این در حالیست که ملاک کارآمدی یا ناکارآمدی مالکین بخش خصوصی ، سازمان خصوصی سازی است و این مساله نگاهها را به سمت چرایی انتصاباتی از این دست در سازمان خصوصی سازی، جلب میکند. این کارگران خواهان پرداخت حقوق معوق. قراردادی کردن کارگران روزمزد. بازنگری طرح مشاغل بندی وتعیین تکلیف۲۷۰ نفرکارگری هستند که منتظرپرداخت ۴درصد بیمه جهت بازنشستگی ازطریق طرح زیان آورهستند. به گفته کارگران، هنوزقطعات موردنیازجهت تکمیل اورهال کارخانه وشروع بهره برداری فراهم نشده است. در پی بی پاسخ ماندن مطالبات صنفی کارگران در تجمع صنفی امروز، کارگران معترض اعلام کردند که فردا (چهارشنبه) به همراه خانوادههایشان در مقابل فرمانداری تجمع خواهند کرد.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Pro-11-13-2
Telegraph
دور تازه اعتراضها در نیشکر هفت تپه
#الف
🔻این حکومت اصلاح پذیر است؟
▫️شورای سردبیری : اهل سیاست بویژه نیروهای مرجع، این روزها با این پرسش روبرویند که آیا نظام سیاسی مستقر در کشور و شیوه حکمرانی آن اساساً قابل اصلاح هست که نیروهای پیشرو و اصلاحطلبان اصرار برحفظ آن به امید اصلاحش دارند؟
این پرسش را به راحتی نمیتوان پاسخ گفت و اشخاص ناامید به آینده را به عنوان رایدهنده در انتخابات آتی حفظ کرد و یا از همراهی با جماعت برانداز بازداشت. دادن پاسخ سردستی هم کمکی نمیکند.
خود نیروهای مرجع فکری و سیاسی جامعه هم با این پرسش به طریق اولی و با مضامینی بسیار سختگیرانهتر مواجهند: آیا اصرار بر اینکه اصلاحات در این ساختار سیاسی ممکن است بر مبانی نظری و تجربی استوار است؟ آیا انطباق آن مبانی و روندهای تکرارشونده با آنچه در میهن ما میگذرد از منطق عینی پیروی میکند و یا ناشی از میل ذهنی ماست؟....
مسیر یافتن پاسخ همه این پرسشها نه از ذهن اصلاحطلبان و دغدغهداران سیاسی برکنار از قدرت، که از کانون قدرت میگذرد و از هرجا هم شروع کنیم، در نهایت باید از این کانون عبور کنیم و نسبت او را با ایستایی مخرب وضع موجود، احتمال اصلاح وضعیت و در پیش گرفتن مسیر متفاوت، مقاومت در مقابل تغییرات ضروری، و امکان پس کشیدن آن در برابر امواج نامطلوب بیرونی و تلاش برای انطباق فرامرزی و کنار آمدن با نظم موجود جهانی بسنجیم. اصلاحات، یک امر کاملا حکومتی و از سر ضرورتها و مستقل از خواست منتقدان است. در واقع، اصلاحات را حکومتها اجرا میکنند و نه اصلاحطلبان. اصلاح طلبان میتوانند تحلیل و پیشنهاد داشته باشند و نه بیش: "مسیری که حکومت میرود، به فلان نتایج میرسد و اگر میخواهد هزینه ندهد، بهتر است از بهمان مسیربرود. "جالب است که اتفاقا سید محمد خاتمی به عنوان قطب اصلاحطلبی، دقیقا فقط همین کار را میکند: انذار و نصیحت، هشدار و پیشنهاد. اصلاحطلبان مادامی که در قدرت نیستند، در رابطه با حکومت نقشی فراتر از این نمیتوانند داشته باشند.
اما این حرف درست را که اصلاحات را حکومتها اجرا میکنند نیز میتوان مورد چالش و اصلاح و تدقیق قرار داد. حکومتها در واقع مجبور به اصلاحات میشوند. اینرسی حکومتهای مستقر جاافتاده بالا است و به خاطر میل به حفظ وضعیت موجود، در مقابل تغییر اصلاحی مقاومت میکنند. آنها تنها وقتی تن به اصلاحات میدهند که احساس کنند فشار بیرونی برای تغییر و اصلاح، از توان مقاومت سیاسی حکومت بیشتر شده است. این فشارها غالباً از سوی نیروهای سیاسی رقیب یا اپوزیسیون نیست، بلکه یک فشار عمومی اجتماعی در قلمروهای اجتماعی و اقتصادی است . فرمول کارکرد اغن نیز البته مکانیکی نیست اما نسبتا ساده است: فشار اجتماعی حکومت را وادار به اصلاحات میکند، وقتی که مقدارش از توان سیاسی حکومت بیشتر است. هنگامی که عوامل اضافی، مثلا ساختارهاو سازمانهای اداری و انتظامی حکومت پشت توان سیاسی ناکارا جمع میشوند تا میزان ایستادگی آن را بیشتر کنند، فشار اجتماعی هم جای خود را به مقابله و رویارویی میدهد و شرایط پیشا گانقلابی پدید میآید. آخرین مرحله هم که عیان است: رژیمها پای نیروهای نظامی و ارتش را هم به میان میکشند و رابطه حکومت و جامعه اصلاح ناپذیر و انقلابی میشود. حالا دیگر اصلاحات پدیدهای دفن شده است که به صورتی طرفه، حکومت طرفدار آن میشود و با رادیکالترین انواعش موافق از کار درمیآید. ناامیدانه وبیهوده و بینتیجه.
حالا میتوانیم ببینیم آیا اصلاحات سیاسی و اجتماعی به عنوان پیششرط کاهش پتانسیل شورش و انقلاب در ایران کنونی ممکن است یا نه.
به این منظور باید به پرسشهای زیر پاسخ دهیم:
آیا فشار اجتماعی به معنای وجود درخواستهای منطقی جمعی برای تغییر رفتار حکومت در زمینههایی که به حکمرانی مربوط است شکل گرفته و به عنوان خواست گروههای وسیع صورتبندی شده که فشار ایجاد کند؟
آیا حکومت از نظر سیاسی توانایی نفی این خواستها و عدم موافقت با آنها و حفظ وضع موجود را از دست داده است ؟
آیا شکلی از سازماندهی اجتماعی برای گفتگو با حکومت از یک سو و کنترل سقف درخواستهای اصلاحی جامعه از سوی دیگر پدید آمده است؟
آیا فشار مطالبات اجتماعی پرسش یک توانسته به تغییراتی ملموس و حداقلی از اصلاحات منجرشود؟
اگر نه، حکومت تا کنون چه حجمی از توانایی های سیاسی، اداری، قضایی، انتظامی و نظامی را به پشتیبانی موضع خود به صحنه کشانده است؟
آیا روابط حکومت و جامعهی مطالبهگر به نقطه توقف تعامل رسیده و احساس عمومی درباره حکومت و حس وجود استبداد است؟
ما در این #الف به این پرسشها پاسخ نخواهیم داد اما همراهان را فرامیخوانیم درباره پاسخهای همه پرسشها فکر کنند. هر یک از ما بسته به تجربهها و آنچه از وضع متغیرها در ذهن داریم پاسخهایی خواهیم داد و برآیند وماحصلی از پاسخها به ما میگوید این حکومت اصلاحپذیر هست یا...
🆔 @jameeno
🔻این حکومت اصلاح پذیر است؟
▫️شورای سردبیری : اهل سیاست بویژه نیروهای مرجع، این روزها با این پرسش روبرویند که آیا نظام سیاسی مستقر در کشور و شیوه حکمرانی آن اساساً قابل اصلاح هست که نیروهای پیشرو و اصلاحطلبان اصرار برحفظ آن به امید اصلاحش دارند؟
این پرسش را به راحتی نمیتوان پاسخ گفت و اشخاص ناامید به آینده را به عنوان رایدهنده در انتخابات آتی حفظ کرد و یا از همراهی با جماعت برانداز بازداشت. دادن پاسخ سردستی هم کمکی نمیکند.
خود نیروهای مرجع فکری و سیاسی جامعه هم با این پرسش به طریق اولی و با مضامینی بسیار سختگیرانهتر مواجهند: آیا اصرار بر اینکه اصلاحات در این ساختار سیاسی ممکن است بر مبانی نظری و تجربی استوار است؟ آیا انطباق آن مبانی و روندهای تکرارشونده با آنچه در میهن ما میگذرد از منطق عینی پیروی میکند و یا ناشی از میل ذهنی ماست؟....
مسیر یافتن پاسخ همه این پرسشها نه از ذهن اصلاحطلبان و دغدغهداران سیاسی برکنار از قدرت، که از کانون قدرت میگذرد و از هرجا هم شروع کنیم، در نهایت باید از این کانون عبور کنیم و نسبت او را با ایستایی مخرب وضع موجود، احتمال اصلاح وضعیت و در پیش گرفتن مسیر متفاوت، مقاومت در مقابل تغییرات ضروری، و امکان پس کشیدن آن در برابر امواج نامطلوب بیرونی و تلاش برای انطباق فرامرزی و کنار آمدن با نظم موجود جهانی بسنجیم. اصلاحات، یک امر کاملا حکومتی و از سر ضرورتها و مستقل از خواست منتقدان است. در واقع، اصلاحات را حکومتها اجرا میکنند و نه اصلاحطلبان. اصلاح طلبان میتوانند تحلیل و پیشنهاد داشته باشند و نه بیش: "مسیری که حکومت میرود، به فلان نتایج میرسد و اگر میخواهد هزینه ندهد، بهتر است از بهمان مسیربرود. "جالب است که اتفاقا سید محمد خاتمی به عنوان قطب اصلاحطلبی، دقیقا فقط همین کار را میکند: انذار و نصیحت، هشدار و پیشنهاد. اصلاحطلبان مادامی که در قدرت نیستند، در رابطه با حکومت نقشی فراتر از این نمیتوانند داشته باشند.
اما این حرف درست را که اصلاحات را حکومتها اجرا میکنند نیز میتوان مورد چالش و اصلاح و تدقیق قرار داد. حکومتها در واقع مجبور به اصلاحات میشوند. اینرسی حکومتهای مستقر جاافتاده بالا است و به خاطر میل به حفظ وضعیت موجود، در مقابل تغییر اصلاحی مقاومت میکنند. آنها تنها وقتی تن به اصلاحات میدهند که احساس کنند فشار بیرونی برای تغییر و اصلاح، از توان مقاومت سیاسی حکومت بیشتر شده است. این فشارها غالباً از سوی نیروهای سیاسی رقیب یا اپوزیسیون نیست، بلکه یک فشار عمومی اجتماعی در قلمروهای اجتماعی و اقتصادی است . فرمول کارکرد اغن نیز البته مکانیکی نیست اما نسبتا ساده است: فشار اجتماعی حکومت را وادار به اصلاحات میکند، وقتی که مقدارش از توان سیاسی حکومت بیشتر است. هنگامی که عوامل اضافی، مثلا ساختارهاو سازمانهای اداری و انتظامی حکومت پشت توان سیاسی ناکارا جمع میشوند تا میزان ایستادگی آن را بیشتر کنند، فشار اجتماعی هم جای خود را به مقابله و رویارویی میدهد و شرایط پیشا گانقلابی پدید میآید. آخرین مرحله هم که عیان است: رژیمها پای نیروهای نظامی و ارتش را هم به میان میکشند و رابطه حکومت و جامعه اصلاح ناپذیر و انقلابی میشود. حالا دیگر اصلاحات پدیدهای دفن شده است که به صورتی طرفه، حکومت طرفدار آن میشود و با رادیکالترین انواعش موافق از کار درمیآید. ناامیدانه وبیهوده و بینتیجه.
حالا میتوانیم ببینیم آیا اصلاحات سیاسی و اجتماعی به عنوان پیششرط کاهش پتانسیل شورش و انقلاب در ایران کنونی ممکن است یا نه.
به این منظور باید به پرسشهای زیر پاسخ دهیم:
آیا فشار اجتماعی به معنای وجود درخواستهای منطقی جمعی برای تغییر رفتار حکومت در زمینههایی که به حکمرانی مربوط است شکل گرفته و به عنوان خواست گروههای وسیع صورتبندی شده که فشار ایجاد کند؟
آیا حکومت از نظر سیاسی توانایی نفی این خواستها و عدم موافقت با آنها و حفظ وضع موجود را از دست داده است ؟
آیا شکلی از سازماندهی اجتماعی برای گفتگو با حکومت از یک سو و کنترل سقف درخواستهای اصلاحی جامعه از سوی دیگر پدید آمده است؟
آیا فشار مطالبات اجتماعی پرسش یک توانسته به تغییراتی ملموس و حداقلی از اصلاحات منجرشود؟
اگر نه، حکومت تا کنون چه حجمی از توانایی های سیاسی، اداری، قضایی، انتظامی و نظامی را به پشتیبانی موضع خود به صحنه کشانده است؟
آیا روابط حکومت و جامعهی مطالبهگر به نقطه توقف تعامل رسیده و احساس عمومی درباره حکومت و حس وجود استبداد است؟
ما در این #الف به این پرسشها پاسخ نخواهیم داد اما همراهان را فرامیخوانیم درباره پاسخهای همه پرسشها فکر کنند. هر یک از ما بسته به تجربهها و آنچه از وضع متغیرها در ذهن داریم پاسخهایی خواهیم داد و برآیند وماحصلی از پاسخها به ما میگوید این حکومت اصلاحپذیر هست یا...
🆔 @jameeno
🔸همراهان جامعه نو،
دیر ماندن برنامه صدای نو امشب را بر ما ببخشایید. اشکال در اتصال اعضای گروه به اینترنت سبب این تاخیر بود. عذر ما را پذیرا باشید. پوزش از همه.
دیر ماندن برنامه صدای نو امشب را بر ما ببخشایید. اشکال در اتصال اعضای گروه به اینترنت سبب این تاخیر بود. عذر ما را پذیرا باشید. پوزش از همه.
صدای نو | ۲۲ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۲ آبان ۹۷
این حکومت اصلاحپذیر است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
این حکومت اصلاحپذیر است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔹بدیل فعالان صنفی معلمان، برای نظام آموزشی فعلی در ایران چیست؟
🔺اصلاح یا انقلاب؟!
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: مروری بر حرکتها و جریانهای اجتماعی در جوامع مختلف نشان میدهد که ویژگیهای چندگانهای یک جریان اجتماعی را به جنبشی فراگیر و مطالبهگر تبدیل میکند. مشخصههایی همچون سازمان یافتگی، دارا بودن هدف مشخص، استفاده از ابزارهای مختلف برای بیان خواستهها و مطالبات و ارائه بدیلی برای تغییر وگذار از شرایط موجود، از جمله این ویژگیهاست. با وجود این، بسیاری از جریان های اجتماعی تحول خواه، از همزمانی و همپوشانی این ویژگیها برای ایجاد تغییر اجتماعی و برون رفت از شرایطی که به آن معترضند، محروم هستند. نمونه نزدیک آن شکلهایی از جریانهای اجتماعی هستند که در سالیان اخیر در ایران پر سروصدا بودهاند. جریان صنفی معلمان که در دسته جنبشهای تحول خواه قرار میگیرد از جمله جریانهایی است که گرچه از سازمان یافتگی لازم، برخورداری از هدف مشخص و استفاده از ابزارهای مختلف (ایجاد کمپین، برگزاری تجمعات اعتراضی و غیره) برای جلب حمایت اجتماعی بهره برده است، اما به اذعان بسیاری، شاید یکی از نکاتی که کمتر به آن پرداخته شده، پرسش از نظام آموزشی مورد اقبال معلمان است. بدیل و جایگزین نظام آموزشی فعلی از نظر معلمان چیست و آیا با وجود فراگیر شدن مطالبات و خواستههای معلمان، تاکنون در محافل صنفی آنها در ارتباط با ایدهآلهای یک نظام آموزشی جایگزین بحث و تبادل نظری صورت گرفته است؟
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/rev-11-14-2
🔺اصلاح یا انقلاب؟!
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: مروری بر حرکتها و جریانهای اجتماعی در جوامع مختلف نشان میدهد که ویژگیهای چندگانهای یک جریان اجتماعی را به جنبشی فراگیر و مطالبهگر تبدیل میکند. مشخصههایی همچون سازمان یافتگی، دارا بودن هدف مشخص، استفاده از ابزارهای مختلف برای بیان خواستهها و مطالبات و ارائه بدیلی برای تغییر وگذار از شرایط موجود، از جمله این ویژگیهاست. با وجود این، بسیاری از جریان های اجتماعی تحول خواه، از همزمانی و همپوشانی این ویژگیها برای ایجاد تغییر اجتماعی و برون رفت از شرایطی که به آن معترضند، محروم هستند. نمونه نزدیک آن شکلهایی از جریانهای اجتماعی هستند که در سالیان اخیر در ایران پر سروصدا بودهاند. جریان صنفی معلمان که در دسته جنبشهای تحول خواه قرار میگیرد از جمله جریانهایی است که گرچه از سازمان یافتگی لازم، برخورداری از هدف مشخص و استفاده از ابزارهای مختلف (ایجاد کمپین، برگزاری تجمعات اعتراضی و غیره) برای جلب حمایت اجتماعی بهره برده است، اما به اذعان بسیاری، شاید یکی از نکاتی که کمتر به آن پرداخته شده، پرسش از نظام آموزشی مورد اقبال معلمان است. بدیل و جایگزین نظام آموزشی فعلی از نظر معلمان چیست و آیا با وجود فراگیر شدن مطالبات و خواستههای معلمان، تاکنون در محافل صنفی آنها در ارتباط با ایدهآلهای یک نظام آموزشی جایگزین بحث و تبادل نظری صورت گرفته است؟
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/rev-11-14-2
Telegraph
بدیل فعالان صنفی معلمان، برای نظام آموزشی فعلی در ایران چیست؟
اصلاح یا انقلاب؟! جامعه نو: مروری بر حرکتها و جریانهای اجتماعی در جوامع مختلف نشان میدهد که ویژگیهای چندگانهای یک جریان اجتماعی را به جنبشی فراگیر و مطالبهگر تبدیل میکند. مشخصه هایی همچون سازمان یافتگی، دارا بودن هدف مشخص، استفاده از ابزارهای مختلف…