#الف
🔸چرا زیاد حرف میزنند؟
▫️شورای سردبیری: پرسش پیرامون آینده اقتصاد ایران این روزها فراگیر است. کم نیستند کسانی بین ناظران سیاسی و همچنین اقتصاددانان که کار اقتصاد ایران را تمام شده میدانند و فروپاشی را ناگزیر. در مقابل، دیگرانی هم بر مبنای بنیهای که در ظرفیتهای اقتصاد ایران سراغ دارند اقتصاد کشور را از وضعیت بحرانی دور اما دچار مشکلات بیرونی و غیر اقتصادی مییابند.
سوای کسانی که بدون مبنای علمی و نگاه تخصصی اظهار نظر میکنند، بین اهل فن هم بسته به نقطه ورود به بحث اختلاف نظر وجود دارد. این، البته اختلاف بین صفر و یک نیست. اقتصاددانان همیشه در جایی بین این دو حد قرار میگیرند، چرا که علمشان آنها را از مطلقسازی برحذر میدارد. نزدیک شدن به صفر برای برخی از آنها مفهوم وضعیت بیبازگشت و فروپاشی دارد، و برای دیگران به معنای کوچک شدن اقتصاد میتواند باشد که الزاما به سقوط نمیانجامد. نتیجه آن میشود که آنها را به صورت دائم در حال صدور هشدار و تدوین راه حلهای جزئی و کلی مییابیم.گاهی به نظر میرسد اقتصاددانان حتی از سیاستمدارهای پر حرف هم بیشتر حرف میزنند، با این تفاوت که سیاستمداران غالبا چرند میگویند، شعار میدهند و در راهجویی غالبا به خطا میروند اما کمتر اقتصاددانی است که خزعبل ببافد و مسیر اهل سیاست را برود.
اما چه لزومی دارد اقتصاددانان حرف بزنند و زیاد حرف بزنند؟ دوعلت بسیار مهم دارد : نیاز سیاستمداران به اندکی بصیرت، و نیاز مردمان به امید. سیاستمداران حکومت و کارگزاران آن غالباً نیازی به اهل اقتصاد نمییابند. حکومت غالبا فکر میکند روی گنج نشسته و اقتصاد هم که علم تخصیص منابع محدود است و بنابراین به کارشان نمیآید. کارگزاران حکومت هم که خودشان صاحب همه علوم هستند. صلاحیت تصمیمگیری درباره ساخت سد یا خط راه آهن یا تعیین نرخ ارز و بهره بانک و تعرفههای تجاری و نرخ تضمینی و ... را هم طی سالهای خدمت در دستگاههای دولتی برای خودشان پدید آوردهاند. پس به اقتصاددان نیازی نیست.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Alef1-12-01
🔸چرا زیاد حرف میزنند؟
▫️شورای سردبیری: پرسش پیرامون آینده اقتصاد ایران این روزها فراگیر است. کم نیستند کسانی بین ناظران سیاسی و همچنین اقتصاددانان که کار اقتصاد ایران را تمام شده میدانند و فروپاشی را ناگزیر. در مقابل، دیگرانی هم بر مبنای بنیهای که در ظرفیتهای اقتصاد ایران سراغ دارند اقتصاد کشور را از وضعیت بحرانی دور اما دچار مشکلات بیرونی و غیر اقتصادی مییابند.
سوای کسانی که بدون مبنای علمی و نگاه تخصصی اظهار نظر میکنند، بین اهل فن هم بسته به نقطه ورود به بحث اختلاف نظر وجود دارد. این، البته اختلاف بین صفر و یک نیست. اقتصاددانان همیشه در جایی بین این دو حد قرار میگیرند، چرا که علمشان آنها را از مطلقسازی برحذر میدارد. نزدیک شدن به صفر برای برخی از آنها مفهوم وضعیت بیبازگشت و فروپاشی دارد، و برای دیگران به معنای کوچک شدن اقتصاد میتواند باشد که الزاما به سقوط نمیانجامد. نتیجه آن میشود که آنها را به صورت دائم در حال صدور هشدار و تدوین راه حلهای جزئی و کلی مییابیم.گاهی به نظر میرسد اقتصاددانان حتی از سیاستمدارهای پر حرف هم بیشتر حرف میزنند، با این تفاوت که سیاستمداران غالبا چرند میگویند، شعار میدهند و در راهجویی غالبا به خطا میروند اما کمتر اقتصاددانی است که خزعبل ببافد و مسیر اهل سیاست را برود.
اما چه لزومی دارد اقتصاددانان حرف بزنند و زیاد حرف بزنند؟ دوعلت بسیار مهم دارد : نیاز سیاستمداران به اندکی بصیرت، و نیاز مردمان به امید. سیاستمداران حکومت و کارگزاران آن غالباً نیازی به اهل اقتصاد نمییابند. حکومت غالبا فکر میکند روی گنج نشسته و اقتصاد هم که علم تخصیص منابع محدود است و بنابراین به کارشان نمیآید. کارگزاران حکومت هم که خودشان صاحب همه علوم هستند. صلاحیت تصمیمگیری درباره ساخت سد یا خط راه آهن یا تعیین نرخ ارز و بهره بانک و تعرفههای تجاری و نرخ تضمینی و ... را هم طی سالهای خدمت در دستگاههای دولتی برای خودشان پدید آوردهاند. پس به اقتصاددان نیازی نیست.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Alef1-12-01
Telegraph
چرا زیاد حرف میزنند
شورای سردبیری: پرسش پیرامون آینده اقتصاد ایران این روزها فراگیر است. کم نیستند کسانی بین ناظران سیاسی و همچنین اقتصاددانان که کار اقتصاد ایران را تمام شده میدانند و فروپاشی را ناگزیر. در مقابل، دیگرانی هم بر مبنای بنیهای که در ظرفیتهای اقتصاد ایران سراغ…
صدای نو | ۱۰ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۰ آذر ۹۷
اسد خواهان حضور بیشتر ایران در سوریه است یا خروج ایران؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
اسد خواهان حضور بیشتر ایران در سوریه است یا خروج ایران؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔸توصیه بهزاد نبوی برای اتکا به عمق استراتژیک نرم
▫️نزهت امیرآبادیان / جامعه نو: انتشار مصاحبه صوتی بهزاد نبوی واکنش ها و نقد هایی به دنبال داشت، نقد هایی که نگرش آقای نبوی را در مورد اقدامات مسئولان، خصوصا در حوزه سیاست خارجی زیر سوال برده بود. مساله عمق استراتژیک ایران موضوعی است که در سال های اخیر در میان گروه های سیاسی با اختلافات نظر بسیار مطرح می شود. دلیل نوشتن این مطلب روشنگری در مورد عمق استراتژیک کشورها و بدفهمی در خصوص آن است که البته آقای بهزاد نبوی در مصاحبه اخیر خود به درستی و با ذکر مثال های متعدد به روشنی در مورد آن سخن گفته است.
در تعریف کلی، عمق استراتژیك را می توان دو وجه قدرت نرم افزاری و سخت افزاری یك ملت یا كشور برای دفاع از خود در مقابل توطئه ها و دسیسه های كشورهای متخاصم دانست. تنها در ادبیات نظامی است که عمق استراتژیک به فاصله بین خط مقدم و یا بخشهای نبرد رزمندگان و تولید سلاح های نظامی اطلاق میشود. اما در ایران فهم رایج از اصطلاح عمق استراتژیک تنها به قدرت سخت نظامیان خلاصه می شود و از قدرت نفوذ ایران از محور ایران، عراق و سوریه تا مدیترانه سخن گفته می شود.
آقای نبوی در مصاحبه خود به روشنی می گویند که تولید موشک توسط ایران مشکل نیست، مشکل آنجاست که ما روی موشک ها شعار می نویسیم و به نوعی با دادن بهانه به دست دشمن تنش آفرینی می کنیم. او در بخش دیگری از سخنان خود از کاربرد نادرست این سلاح ها نیز انتقاد می کند و می گوید ما ابر قدرت نیستیم. این جمله مهمترین بخش مصاحبه است، ما می دانیم که ابرقدرت نیستیم و باید این نکته را تکرار و باور کنیم.
اما باور به اینکه ایران یک ابرقدرت نیست به معنای سر فرود آوردن در مقابل قدرت های بزرگ است؟ خیر. همینجاست که آقای نبوی معتقد است لزومی برای مذاکره با ترامپ نیست. چرا که ما می توانیم از قابلیت های عمق استراتژیک نرم خود بهره ببریم. نکته ای که بهزاد نبوی در بخش اعظم مصاحبه با مثال های متعدد بر آن تاکید می کند.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و تاریخی خاص خود به صورت بالقوه دارای عمق استراتژیک نرم است. موقعیتی استثنایی که به دلیل تحلیل های نادرست یا حتی دلایلی پشت پرده که ما از آن بی خبریم، از آن استفاده نمی شود.
ایران می تواند به دلیل دسترسی به بخش بزرگی از خاورمیانه، آسیای مرکزی، خزر، خلیج فارس و مدیترانه اهمیت استراتژیک جهانی برای خود کسب کند. حتی مذهب شیعه به دلایل بسیاری از جمله اینکه تا کنون گروه های تندرو جهادی در درون آن پرورش نیافته می تواند پلی بین اسلام و غرب باشد.
جوزف نای نظریه پرداز اصلی قدرت نرم، آن را شیوه ای برای رسیدن به نتایج دلخواه، بدون تهدید و تشویق آشکار و ملموس می داند. نای معتقد است با بهره گیری از قدرت نرم کشورها می توانند به مقاصد مورد نظر خود برسند. قدرت نرم می تواند ارزش ها و اندیشه کشور ها را قابل پذیرش کرده و حتی به پیروی از آن مجاب کند. بر این اساس قدرت نرم عبارت از توانایی جذب و اقناع دیگران برای همکاری است.
قدرت نرم شامل مولفه های سیاسی و فرهنگی متعددی است، مانند:
1- میزان مشارکت شهروندان یک کشور در امور سیاسی ـ اجتماعی و در واقع محترم شمردن حقوق شهروندی و گسترش آزادی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی
2- بالابردن قدرت اقتصادی مبتنی بر توسعه و رفاه و عدالت اجتماعی
3- همدلی و همبستگی به منظور ایجاد وحدت در داخل و خارج کشور با پذیرش تنوع های قومی و عقیدتی
4- دیپلماسی علمی، فرهنگی و اقتصادی برای تنش زدائی با همسایگان و جامعه جهانی
5- ایجاد پایه های دیپلوماتیک خارج از حوزه نفوذ ارگان های نظامی و غیر پاسخگو
و ...
قطعا حفظ امنیت و وحدت ایران یك وظیفه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است، این موضوع درگام نخست مستلزم ابتکار برای ایجاد سیاست تنش زدایی با همسایگان، منطقه و جامعه جهانی است که از طریق تغییراتی در داخل و خارج از کشور ممکن و در دسترس است.
آنجا که آقای نبوی از قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی کشور هایی چون ترکیه، هند و چین بدون آنکه زیر بار تحریم ها باشند سخن می گویند، دقیقا سخن از فعال سازی و استفاده از قدرت نرم در مناسبات بین المللی و دیپلماسی کشور است. نکته ای که در کشور ما مغفول مانده و یا به دلایلی تمایلی برای پرداختن به آن نیست، اما کهنه سیاستمدارانی چون بهزاد نبوی از آن آگاهند.
🆔 @jameeno
▫️نزهت امیرآبادیان / جامعه نو: انتشار مصاحبه صوتی بهزاد نبوی واکنش ها و نقد هایی به دنبال داشت، نقد هایی که نگرش آقای نبوی را در مورد اقدامات مسئولان، خصوصا در حوزه سیاست خارجی زیر سوال برده بود. مساله عمق استراتژیک ایران موضوعی است که در سال های اخیر در میان گروه های سیاسی با اختلافات نظر بسیار مطرح می شود. دلیل نوشتن این مطلب روشنگری در مورد عمق استراتژیک کشورها و بدفهمی در خصوص آن است که البته آقای بهزاد نبوی در مصاحبه اخیر خود به درستی و با ذکر مثال های متعدد به روشنی در مورد آن سخن گفته است.
در تعریف کلی، عمق استراتژیك را می توان دو وجه قدرت نرم افزاری و سخت افزاری یك ملت یا كشور برای دفاع از خود در مقابل توطئه ها و دسیسه های كشورهای متخاصم دانست. تنها در ادبیات نظامی است که عمق استراتژیک به فاصله بین خط مقدم و یا بخشهای نبرد رزمندگان و تولید سلاح های نظامی اطلاق میشود. اما در ایران فهم رایج از اصطلاح عمق استراتژیک تنها به قدرت سخت نظامیان خلاصه می شود و از قدرت نفوذ ایران از محور ایران، عراق و سوریه تا مدیترانه سخن گفته می شود.
آقای نبوی در مصاحبه خود به روشنی می گویند که تولید موشک توسط ایران مشکل نیست، مشکل آنجاست که ما روی موشک ها شعار می نویسیم و به نوعی با دادن بهانه به دست دشمن تنش آفرینی می کنیم. او در بخش دیگری از سخنان خود از کاربرد نادرست این سلاح ها نیز انتقاد می کند و می گوید ما ابر قدرت نیستیم. این جمله مهمترین بخش مصاحبه است، ما می دانیم که ابرقدرت نیستیم و باید این نکته را تکرار و باور کنیم.
اما باور به اینکه ایران یک ابرقدرت نیست به معنای سر فرود آوردن در مقابل قدرت های بزرگ است؟ خیر. همینجاست که آقای نبوی معتقد است لزومی برای مذاکره با ترامپ نیست. چرا که ما می توانیم از قابلیت های عمق استراتژیک نرم خود بهره ببریم. نکته ای که بهزاد نبوی در بخش اعظم مصاحبه با مثال های متعدد بر آن تاکید می کند.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و تاریخی خاص خود به صورت بالقوه دارای عمق استراتژیک نرم است. موقعیتی استثنایی که به دلیل تحلیل های نادرست یا حتی دلایلی پشت پرده که ما از آن بی خبریم، از آن استفاده نمی شود.
ایران می تواند به دلیل دسترسی به بخش بزرگی از خاورمیانه، آسیای مرکزی، خزر، خلیج فارس و مدیترانه اهمیت استراتژیک جهانی برای خود کسب کند. حتی مذهب شیعه به دلایل بسیاری از جمله اینکه تا کنون گروه های تندرو جهادی در درون آن پرورش نیافته می تواند پلی بین اسلام و غرب باشد.
جوزف نای نظریه پرداز اصلی قدرت نرم، آن را شیوه ای برای رسیدن به نتایج دلخواه، بدون تهدید و تشویق آشکار و ملموس می داند. نای معتقد است با بهره گیری از قدرت نرم کشورها می توانند به مقاصد مورد نظر خود برسند. قدرت نرم می تواند ارزش ها و اندیشه کشور ها را قابل پذیرش کرده و حتی به پیروی از آن مجاب کند. بر این اساس قدرت نرم عبارت از توانایی جذب و اقناع دیگران برای همکاری است.
قدرت نرم شامل مولفه های سیاسی و فرهنگی متعددی است، مانند:
1- میزان مشارکت شهروندان یک کشور در امور سیاسی ـ اجتماعی و در واقع محترم شمردن حقوق شهروندی و گسترش آزادی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی
2- بالابردن قدرت اقتصادی مبتنی بر توسعه و رفاه و عدالت اجتماعی
3- همدلی و همبستگی به منظور ایجاد وحدت در داخل و خارج کشور با پذیرش تنوع های قومی و عقیدتی
4- دیپلماسی علمی، فرهنگی و اقتصادی برای تنش زدائی با همسایگان و جامعه جهانی
5- ایجاد پایه های دیپلوماتیک خارج از حوزه نفوذ ارگان های نظامی و غیر پاسخگو
و ...
قطعا حفظ امنیت و وحدت ایران یك وظیفه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است، این موضوع درگام نخست مستلزم ابتکار برای ایجاد سیاست تنش زدایی با همسایگان، منطقه و جامعه جهانی است که از طریق تغییراتی در داخل و خارج از کشور ممکن و در دسترس است.
آنجا که آقای نبوی از قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی کشور هایی چون ترکیه، هند و چین بدون آنکه زیر بار تحریم ها باشند سخن می گویند، دقیقا سخن از فعال سازی و استفاده از قدرت نرم در مناسبات بین المللی و دیپلماسی کشور است. نکته ای که در کشور ما مغفول مانده و یا به دلایلی تمایلی برای پرداختن به آن نیست، اما کهنه سیاستمدارانی چون بهزاد نبوی از آن آگاهند.
🆔 @jameeno
👍2
🔺۲۸ روز، اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه چگونه خاتمه یافت
🔹مدیر جدید آمد ، "بخشی" آزاد نشد
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: اعتصاب 28 روزه کارگران نیشکر هفت تپه در حالی خاتمه یافت که اسماعیل بخشی نماینده کارگران همچنان در بازداشت و در شرایط نامعلومی به سر میبرد، وعده هایی مبنی بر تزریق بودجه های میلیاردی برای پرداخت مطالبات کارگران داده شده، دوماه از چهارماه حقوق معوقه کارگران پرداخت شده و مدیریت تام الاختیار شرکت توسط مالکین بخش خصوصی به فردی به نام " کیومرث کاظمی" سپرده شده است. این در حالیست که به باور برخی از منابع کارگری در نیشکر هفت تپه ، با توجه به تامین نشدن دو خواسته اصلی اعتصاب، یعنی بازگشت شرکت به بخش دولتی و آزاد شدن نماینده کارگری و یک عضو سندیکای نیشکر هفت تپه ، سرانجامِ اعتصاب صنفی 28روزه کارگران به نتیجه مطلوب نرسیده است.
🔸"هرکاری کردند که اعتصاب بشکند"
یکی از منابع کارگری با بیان این نکته که فشار شرایط سخت معیشتی، برخی از کارگران را به این نتیجه میرساند که به وعده ها امید داشته باشند و حتی با پرداخت شدن دو ماه از معوقات حقوقی به کار بازگردند، در خصوص عدم به نتیجه رسیدن خواسته های اصلی کارگران به جامعه نو میگوید: با وجود همراهی تعداد زیادی از کارگران در اعتراضات صنفی اخیر و تاکید بر خواستهای صنفی، اما تلاش بسیاری صورت گرفت تا این اعتراضها جنبه امنیتی و سیاسی پیدا کند. به همین جهت به طرق مختلف تلاش شد تا جلوی ادامه دار شدن اعتراضات گرفته شود. از بازداشت فعالین کارگری در هفت تپه تا تلاش برای ایجاد شکاف در اتحاد صنفی کارگران.. حتی مدیران شرکت با برخی از کارگران تماس میگرفتند و از آنها میخواستند که به هر طریقی به اعتصاب خاتمه دهند وگرنه با ادامه یافتن اعتصاب و راکد ماندن کار شرکت، به زودی نابودی نیشکر هفت تپه را خواهند دید و این به ضرر کارگران خواهد بود."
🆔 @jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/str-12-02
🔹مدیر جدید آمد ، "بخشی" آزاد نشد
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: اعتصاب 28 روزه کارگران نیشکر هفت تپه در حالی خاتمه یافت که اسماعیل بخشی نماینده کارگران همچنان در بازداشت و در شرایط نامعلومی به سر میبرد، وعده هایی مبنی بر تزریق بودجه های میلیاردی برای پرداخت مطالبات کارگران داده شده، دوماه از چهارماه حقوق معوقه کارگران پرداخت شده و مدیریت تام الاختیار شرکت توسط مالکین بخش خصوصی به فردی به نام " کیومرث کاظمی" سپرده شده است. این در حالیست که به باور برخی از منابع کارگری در نیشکر هفت تپه ، با توجه به تامین نشدن دو خواسته اصلی اعتصاب، یعنی بازگشت شرکت به بخش دولتی و آزاد شدن نماینده کارگری و یک عضو سندیکای نیشکر هفت تپه ، سرانجامِ اعتصاب صنفی 28روزه کارگران به نتیجه مطلوب نرسیده است.
🔸"هرکاری کردند که اعتصاب بشکند"
یکی از منابع کارگری با بیان این نکته که فشار شرایط سخت معیشتی، برخی از کارگران را به این نتیجه میرساند که به وعده ها امید داشته باشند و حتی با پرداخت شدن دو ماه از معوقات حقوقی به کار بازگردند، در خصوص عدم به نتیجه رسیدن خواسته های اصلی کارگران به جامعه نو میگوید: با وجود همراهی تعداد زیادی از کارگران در اعتراضات صنفی اخیر و تاکید بر خواستهای صنفی، اما تلاش بسیاری صورت گرفت تا این اعتراضها جنبه امنیتی و سیاسی پیدا کند. به همین جهت به طرق مختلف تلاش شد تا جلوی ادامه دار شدن اعتراضات گرفته شود. از بازداشت فعالین کارگری در هفت تپه تا تلاش برای ایجاد شکاف در اتحاد صنفی کارگران.. حتی مدیران شرکت با برخی از کارگران تماس میگرفتند و از آنها میخواستند که به هر طریقی به اعتصاب خاتمه دهند وگرنه با ادامه یافتن اعتصاب و راکد ماندن کار شرکت، به زودی نابودی نیشکر هفت تپه را خواهند دید و این به ضرر کارگران خواهد بود."
🆔 @jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/str-12-02
Telegraph
۲۸ روز، اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه چگونه خاتمه یافت
مدیر جدید آمد ، "بخشی" آزاد نشد جامعه نو: اعتصاب 28 روزه کارگران نیشکر هفت تپه در حالی خاتمه یافت که اسماعیل بخشی نماینده کارگران همچنان در بازداشت و در شرایط نامعلومی به سر میبرد، وعده هایی مبنی بر تزریق بودجه های میلیاردی برای پرداخت مطالبات کارگران داده…
صدای نو | ۱۱ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۱ آذر ۹۷
آیا محل بالقوه درگیریهای ایران و اسرائیل عوض میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا محل بالقوه درگیریهای ایران و اسرائیل عوض میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔸همراهان جامعه نو،
«صداینو» امشب پخش نخواهد شد. بر ما ببخشایید. فردا شب با شما خواهیم بود. به امید دیدار.
«صداینو» امشب پخش نخواهد شد. بر ما ببخشایید. فردا شب با شما خواهیم بود. به امید دیدار.
#الف
🔻لاف و بلوف!
▫️شورای سردبیری : در جریان جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۴، متفقین تهاجمی بسیار بزرگ از جزیره انگلیس به ساحل نرماندی در فرانسه انجام دادند تا آلمانیها را پس بزنند و از سمت غرب به سوی برلین و براندازی حکومت نازی پیش بروند. باید از کانال مانش رد میشدند ولی تدارک عبور بیش از یکصد هزار سرباز و هزاران کامیون، تانک و تجهیزات را از دید جاسوسان آلمان و هواپیماهای گشتی پنهان میکردند. باید آلمانیها را درباره محل پیاده کردن نیرو و زمان آن فریب میدادند. تظاهر کردند نیروهایشان در محل دیگری مجتمع شدهاند و روز قبل از حمله هم تحرکاتی در آن نقطه دروغین انجام دادند. اسم این کار "بلوف" است. مثال دیگرش در قمار است: هنگامی که احتمال باخت زیاد است، تظاهر میکنند دستشان پر است تا طرف مقابل بترسد و بازی را واگذار کند. احتیاج به جسارت و پذیرش ریسک بالا هم دارد. نمونه دیگر ماجرای دستگیری ملوانان انگلیسی توسط نیروهای ایرانی حدود یک دهه پیش است که بلوف نخست وزیر بریتانیا دایر بر حمله نظامی به خوزستان در صورتی که ملوانان در عرض ۲۴ ساعت آزاد نشوند به آزادی آنها منجر شد.
نقطه مقابل بلوف، " لاف" است. نیاز نیست مثال از اعماق تاریخ بیاوریم. تقریباً هر روز از طرف مکلاها و معممها یا یونیفرمپوشها به رگبار لافهای حکومت بسته میشویم. نمونههای قابل توجه امروزش (دوشنبه) یکی فرمانده نیروی دریایی است که میخواهد در اقیانوس اطلس نیز حضور نظامی داشته باشد، دیگری فرماندهی است که میگوید توان نظامی ایران آنقدر بالاست که هیچکس جرات نمیکند با آن درگیر شود، یک رسانه هم با اشاره به اتهامی که به ایران دایر بر مداخله در امور دیگران از طریق شبکههای اجتماعی زدهاند نوشته است در این سوی جهان فقط سه قدرت بزرگ چین و روسیه و ایران این تواناییهای بالا را دارند! حتی یکی هم رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت خارجه است که مدعی شده انقلاب اسلامی ایران تَرکی در نظام دوقطبی جهانی ایجاد کرد. لاف هم مثل بلوف برای ترساندن است، اما بیش از جسارت، به سادهدلی نیاز دارد و در مورد ریسک آن هم باید گفت لافزنها معمولاً سواد درک ریسک ندارند، هرچند کارشان میتواند خطرزا هم باشد. در نتیجه بلوف و لاف دو شیوه کاملا مغایر از کار در میآیند: اولی تظاهر به نداشتن چیزی یا برنامهای است، و دومی تظاهر به داشتن چیزهایی فراتر از آنچه هست. اولی هوشمندانه است و دومی سادهلوحانه.
البته شاید همیشه سادهلوحانه نباشد. مثلاً این تلقی هست که در ایران مخاطب اصلی لافهای ظاهراً دارای مخاطب خارجی، مردم کوچه و بازارند و نه خارجیها، وبنابراین لاف زنی میتواند حاصل محاسبهای پیچیدهتر از امور سادهلوحانه باشد: این محاسبه که مردم باید احساس کنند اگر گرفتاری فراوان دارند، در عوض حکومت مقتدری هم دارند که ناو به اقیانوس اطلس و قلب ناتو میفرستد، همه دنیا از قدرت نظامیاش هراس دارند، میتواند با ارتش سایبری خود روی انتخابات آمریکا اثر بگذارد، و جهان را هم دوپاره کرده و بر پیکر جهان دوقطبی ترک انداخته است. این نوع لافها، معمولاً برای حکومتی که قضاوتی عقلانی آن را بازنده به تقصیر بر سر میز قمار جهانی از کار در میآورد، آخرین اهرم همراه کردن عوام است .
اما زیان این لافها در ایران زیاد است. طراحان لافها اشخاص کماستعدادی هستند و به تصویر رجز در آینه رقبا و دشمنان توجه نمیکنند. مثلاً اسرائیل این سوءاستفاده را از لافهای ما درباره خودش میکند که مظلومنمایی و رفتار خودش را توجیه کند، در حالی که ما نه توان و نه قصد انجام حرکت جدی ضد دولت صهیونیستی را داریم. میخواهیم عوام را شاد کنیم و به کلهشان باد بیندازیم تا شب با احساس قدرت بخوابند و مصیبتهای زندگیشان را فراموش کنند، اما برای آنها دردسر خارجی می آفرینیم. برای مردم جوری حرف میزنیم که فکر کنند در عراق و سوریه بدون اذن ما برگ از درخت نمیافتد و بعضی کشورهای منطقه در حد مستعمره ما هستند و ترجمه عربی این حرفها به تبلیغات دردسر ساز در کشورهای عربی و انباشت کینه ضد ایرانی منجر میشود. لاف هایی بس کم مایه، که ملات غلیظی برای دفن منافع ملی فراهم میسازند.
دانش و توانایی بلوف زدن را نداریم و میتوانیم نیازی هم به آن نداشته باشیم؛ اگر حکومت بپذیرد کار ما در سپهر احاطهکننده کشور ، با تنش زدایی و پا پس کشیدن از موقعیتهای بلاخیز بینالمللی بهتر به سامان میشود. به لاف هم نیاز نداریم در این جهانی که عمدهترین جاری سطح آن اطلاعات، خبر، و داده است ؛ نه به بزرگتر نشان دادن شهر زیرزمینی موشکها نیاز هست، نه موجودی خزانه، و نه تعداد جان برکفان. تنها راه حکومت برای نگه داشتن مردم در کنار ستون حفظ خیمه نظام، رفتار خردمندانه مصلحتجو و محافظهکار بینالمللی و رفتار عقلانی اندکی صادقانهتر در پیشگاه جامعه است.
🆔 @jameeno
🔻لاف و بلوف!
▫️شورای سردبیری : در جریان جنگ جهانی دوم به سال ۱۹۴۴، متفقین تهاجمی بسیار بزرگ از جزیره انگلیس به ساحل نرماندی در فرانسه انجام دادند تا آلمانیها را پس بزنند و از سمت غرب به سوی برلین و براندازی حکومت نازی پیش بروند. باید از کانال مانش رد میشدند ولی تدارک عبور بیش از یکصد هزار سرباز و هزاران کامیون، تانک و تجهیزات را از دید جاسوسان آلمان و هواپیماهای گشتی پنهان میکردند. باید آلمانیها را درباره محل پیاده کردن نیرو و زمان آن فریب میدادند. تظاهر کردند نیروهایشان در محل دیگری مجتمع شدهاند و روز قبل از حمله هم تحرکاتی در آن نقطه دروغین انجام دادند. اسم این کار "بلوف" است. مثال دیگرش در قمار است: هنگامی که احتمال باخت زیاد است، تظاهر میکنند دستشان پر است تا طرف مقابل بترسد و بازی را واگذار کند. احتیاج به جسارت و پذیرش ریسک بالا هم دارد. نمونه دیگر ماجرای دستگیری ملوانان انگلیسی توسط نیروهای ایرانی حدود یک دهه پیش است که بلوف نخست وزیر بریتانیا دایر بر حمله نظامی به خوزستان در صورتی که ملوانان در عرض ۲۴ ساعت آزاد نشوند به آزادی آنها منجر شد.
نقطه مقابل بلوف، " لاف" است. نیاز نیست مثال از اعماق تاریخ بیاوریم. تقریباً هر روز از طرف مکلاها و معممها یا یونیفرمپوشها به رگبار لافهای حکومت بسته میشویم. نمونههای قابل توجه امروزش (دوشنبه) یکی فرمانده نیروی دریایی است که میخواهد در اقیانوس اطلس نیز حضور نظامی داشته باشد، دیگری فرماندهی است که میگوید توان نظامی ایران آنقدر بالاست که هیچکس جرات نمیکند با آن درگیر شود، یک رسانه هم با اشاره به اتهامی که به ایران دایر بر مداخله در امور دیگران از طریق شبکههای اجتماعی زدهاند نوشته است در این سوی جهان فقط سه قدرت بزرگ چین و روسیه و ایران این تواناییهای بالا را دارند! حتی یکی هم رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت خارجه است که مدعی شده انقلاب اسلامی ایران تَرکی در نظام دوقطبی جهانی ایجاد کرد. لاف هم مثل بلوف برای ترساندن است، اما بیش از جسارت، به سادهدلی نیاز دارد و در مورد ریسک آن هم باید گفت لافزنها معمولاً سواد درک ریسک ندارند، هرچند کارشان میتواند خطرزا هم باشد. در نتیجه بلوف و لاف دو شیوه کاملا مغایر از کار در میآیند: اولی تظاهر به نداشتن چیزی یا برنامهای است، و دومی تظاهر به داشتن چیزهایی فراتر از آنچه هست. اولی هوشمندانه است و دومی سادهلوحانه.
البته شاید همیشه سادهلوحانه نباشد. مثلاً این تلقی هست که در ایران مخاطب اصلی لافهای ظاهراً دارای مخاطب خارجی، مردم کوچه و بازارند و نه خارجیها، وبنابراین لاف زنی میتواند حاصل محاسبهای پیچیدهتر از امور سادهلوحانه باشد: این محاسبه که مردم باید احساس کنند اگر گرفتاری فراوان دارند، در عوض حکومت مقتدری هم دارند که ناو به اقیانوس اطلس و قلب ناتو میفرستد، همه دنیا از قدرت نظامیاش هراس دارند، میتواند با ارتش سایبری خود روی انتخابات آمریکا اثر بگذارد، و جهان را هم دوپاره کرده و بر پیکر جهان دوقطبی ترک انداخته است. این نوع لافها، معمولاً برای حکومتی که قضاوتی عقلانی آن را بازنده به تقصیر بر سر میز قمار جهانی از کار در میآورد، آخرین اهرم همراه کردن عوام است .
اما زیان این لافها در ایران زیاد است. طراحان لافها اشخاص کماستعدادی هستند و به تصویر رجز در آینه رقبا و دشمنان توجه نمیکنند. مثلاً اسرائیل این سوءاستفاده را از لافهای ما درباره خودش میکند که مظلومنمایی و رفتار خودش را توجیه کند، در حالی که ما نه توان و نه قصد انجام حرکت جدی ضد دولت صهیونیستی را داریم. میخواهیم عوام را شاد کنیم و به کلهشان باد بیندازیم تا شب با احساس قدرت بخوابند و مصیبتهای زندگیشان را فراموش کنند، اما برای آنها دردسر خارجی می آفرینیم. برای مردم جوری حرف میزنیم که فکر کنند در عراق و سوریه بدون اذن ما برگ از درخت نمیافتد و بعضی کشورهای منطقه در حد مستعمره ما هستند و ترجمه عربی این حرفها به تبلیغات دردسر ساز در کشورهای عربی و انباشت کینه ضد ایرانی منجر میشود. لاف هایی بس کم مایه، که ملات غلیظی برای دفن منافع ملی فراهم میسازند.
دانش و توانایی بلوف زدن را نداریم و میتوانیم نیازی هم به آن نداشته باشیم؛ اگر حکومت بپذیرد کار ما در سپهر احاطهکننده کشور ، با تنش زدایی و پا پس کشیدن از موقعیتهای بلاخیز بینالمللی بهتر به سامان میشود. به لاف هم نیاز نداریم در این جهانی که عمدهترین جاری سطح آن اطلاعات، خبر، و داده است ؛ نه به بزرگتر نشان دادن شهر زیرزمینی موشکها نیاز هست، نه موجودی خزانه، و نه تعداد جان برکفان. تنها راه حکومت برای نگه داشتن مردم در کنار ستون حفظ خیمه نظام، رفتار خردمندانه مصلحتجو و محافظهکار بینالمللی و رفتار عقلانی اندکی صادقانهتر در پیشگاه جامعه است.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۳ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۳ آذر ۹۷
چرا ناو هواپیمابر آمریکایی به خلیج فارس بازمیگردد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
چرا ناو هواپیمابر آمریکایی به خلیج فارس بازمیگردد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۴ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۴ آذر ۹۷
پشت درهای قفل شدهی مجلس چه گذشت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
پشت درهای قفل شدهی مجلس چه گذشت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔸پولیتزر، جایزه واشنگتنپست برای افشای فساد اخلاقی کاندیدای سنا
▫️مهسا امرآبادی: جان پیلجر روزنامهنگار و پژوهشگر استرالیایی در مقدمه کتاب خود با عنوان «به من دروغ نگو!» درباره اهمیت روزنامهنگاری تحقیقی مینویسد: در غیاب روزنامهنگاری تحقیقی احساس ما از بیعدالتی واژگانی برای بیان نخواهند یافت و مردم برای مبارزه با بیعدالتی فاقد اطلاعات لازم خواهند بود. همین جملات میتواند اهمیت روزنامهنگاری تحقیقی را برای ما روشن سازد. شیوهای از روزنامهنگاری که در کشور ما مغفول واقع شده، گمشدهایست که درست روبهروی چشمان ما خودش را به وضوح نشان میدهد. در زمانهای که رسانههای بزرگ در دست و زیرکنترل قدرتها و حکومتها هستند، این شیوه از روزنامهنگاری میتواند قلوه سنگها را بردارد و پردهها را برکشد تا اعتماد از دست رفته عمومی مردم به رسانهها را کاهش دهد. این گزارشها در زمره جریان غالب روزنامهنگاری قرار نمیگیرند بلکه چهرهبهچهره در برابر اربابان قدرت میایستند و صدای مخالف کمیاب میشوند. این شیوه از روزنامهنگاری میتواند سدی باشد در برابر افزایش قربانیان لاپوشانیهای وسیع که حکومتها دست در دست رسانههای همسو مرتکب آن میشوند. بازخوانی تجربه جهانی روزنامهنگاران در بررسی و تحقیق موضوعاتی مهم و سرنوشتساز، شاید راهی باشد برای سعی در تولید و آغاز اکتشاف روزنامهنگاران داخلی! از این رو سایت افق نو در نظر دارد با ترجمه گزارشهایی که موفق به دریافت جایزه از بخش روزنامهنگاری تحقیقی پولیتزر شدهاند، این تجربههای جهانی را بازخوانی کند و گامی برای احیای آن در داخل کشور بردارد. این گزارشها هر هفته روزهای چهارشنبه در سایت افقنو منتشر میشود و همزمان در شبکههای اجتماعی این تارنما در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت.
منبع: @ofogheno1
لینک مطلب در سایت:
http://ofogheno.com/?p=3037
🔸پولیتزر، جایزه واشنگتنپست برای افشای فساد اخلاقی کاندیدای سنا
▫️مهسا امرآبادی: جان پیلجر روزنامهنگار و پژوهشگر استرالیایی در مقدمه کتاب خود با عنوان «به من دروغ نگو!» درباره اهمیت روزنامهنگاری تحقیقی مینویسد: در غیاب روزنامهنگاری تحقیقی احساس ما از بیعدالتی واژگانی برای بیان نخواهند یافت و مردم برای مبارزه با بیعدالتی فاقد اطلاعات لازم خواهند بود. همین جملات میتواند اهمیت روزنامهنگاری تحقیقی را برای ما روشن سازد. شیوهای از روزنامهنگاری که در کشور ما مغفول واقع شده، گمشدهایست که درست روبهروی چشمان ما خودش را به وضوح نشان میدهد. در زمانهای که رسانههای بزرگ در دست و زیرکنترل قدرتها و حکومتها هستند، این شیوه از روزنامهنگاری میتواند قلوه سنگها را بردارد و پردهها را برکشد تا اعتماد از دست رفته عمومی مردم به رسانهها را کاهش دهد. این گزارشها در زمره جریان غالب روزنامهنگاری قرار نمیگیرند بلکه چهرهبهچهره در برابر اربابان قدرت میایستند و صدای مخالف کمیاب میشوند. این شیوه از روزنامهنگاری میتواند سدی باشد در برابر افزایش قربانیان لاپوشانیهای وسیع که حکومتها دست در دست رسانههای همسو مرتکب آن میشوند. بازخوانی تجربه جهانی روزنامهنگاران در بررسی و تحقیق موضوعاتی مهم و سرنوشتساز، شاید راهی باشد برای سعی در تولید و آغاز اکتشاف روزنامهنگاران داخلی! از این رو سایت افق نو در نظر دارد با ترجمه گزارشهایی که موفق به دریافت جایزه از بخش روزنامهنگاری تحقیقی پولیتزر شدهاند، این تجربههای جهانی را بازخوانی کند و گامی برای احیای آن در داخل کشور بردارد. این گزارشها هر هفته روزهای چهارشنبه در سایت افقنو منتشر میشود و همزمان در شبکههای اجتماعی این تارنما در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت.
منبع: @ofogheno1
لینک مطلب در سایت:
http://ofogheno.com/?p=3037
Ofogheno
پولیتزر، جایزه واشنگتنپست برای افشای فساد اخلاقی کاندیدای سنا – افقِ نو
عرصه روزنامهنگاری تحقیقی ایران
🔻ششم دیماه «پروژهٔ گزارش فساد و جرایم سازمانیافته» (OCCRP)معرفی میکند
🔹شخصیت سال جرایم سازمانیافته چه کسی است؟
▫️پرستو دوکوهکی: گروهی ۹نفره از کارشناسان خبرهٔ گزارش تحقیقی در زمینهٔ جرایم سازمانیافته و تروریسم، روز ۲۷ دسامبر (۶ دی) شخصیت سال ۲۰۱۸ را برای «پروژهٔ گزارش فساد و جرایم سازمانیافته»(OCCRP) معرفی میکنند / @ofogheno1
لینک مطلب در سایت:
http://ofogheno.com/?p=3053
🔹شخصیت سال جرایم سازمانیافته چه کسی است؟
▫️پرستو دوکوهکی: گروهی ۹نفره از کارشناسان خبرهٔ گزارش تحقیقی در زمینهٔ جرایم سازمانیافته و تروریسم، روز ۲۷ دسامبر (۶ دی) شخصیت سال ۲۰۱۸ را برای «پروژهٔ گزارش فساد و جرایم سازمانیافته»(OCCRP) معرفی میکنند / @ofogheno1
لینک مطلب در سایت:
http://ofogheno.com/?p=3053
Ofogheno
شخصیت سال جرایم سازمانیافته چه کسی است؟ – افقِ نو
عرصه روزنامهنگاری تحقیقی ایران
🔸همراهان جامعه نو،
«صدای جمعه» امشب پخش نخواهد شد. بر ما ببخشایید. سبب، اشکالات فنی است. پوزش از همه.
«صدای جمعه» امشب پخش نخواهد شد. بر ما ببخشایید. سبب، اشکالات فنی است. پوزش از همه.
https://telegra.ph/Ofogh-12-08
🔻اینستاگرام گاردین با این ویدئو از تعداد روزنامهنگاران کشتهشده امسال خبر داده و در پایان خبر از آن به عنوان قتلعام یاد کرده است:
https://www.instagram.com/p/BrGA_K2nRGd/?utm_source=ig_web_copy_link
🔸در دهه اخیر روزنامهنگاری خطرناکتر شده و بیشتر تهدید شده است. براساس گزارشهای تازه ۷۸ روزنامهنگار هنگام انجام وظیفه کشته شدهاند.
۳۲۶ روزنامهنگار به زندان رفتهاند که نیمی از آنها در کشورهای چین، ترکیه و مصر محبوس شدهاند. توماس هیوز مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر میگوید: خصومت با روزنامهنگاران شکل عادی به خود گرفته است.
در میان رهبران پوپولیست از جمله دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا برای آنکه به مقاصد خود برسند، روزنامهنگارانی که عملکرد آنها را انعکاس میدهند بدنام میکنند. / افق نو
🔻اینستاگرام گاردین با این ویدئو از تعداد روزنامهنگاران کشتهشده امسال خبر داده و در پایان خبر از آن به عنوان قتلعام یاد کرده است:
https://www.instagram.com/p/BrGA_K2nRGd/?utm_source=ig_web_copy_link
🔸در دهه اخیر روزنامهنگاری خطرناکتر شده و بیشتر تهدید شده است. براساس گزارشهای تازه ۷۸ روزنامهنگار هنگام انجام وظیفه کشته شدهاند.
۳۲۶ روزنامهنگار به زندان رفتهاند که نیمی از آنها در کشورهای چین، ترکیه و مصر محبوس شدهاند. توماس هیوز مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر میگوید: خصومت با روزنامهنگاران شکل عادی به خود گرفته است.
در میان رهبران پوپولیست از جمله دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا برای آنکه به مقاصد خود برسند، روزنامهنگارانی که عملکرد آنها را انعکاس میدهند بدنام میکنند. / افق نو
Telegraph
روزنامهنگاران کشته شده در سال 2018
اینستاگرام #گاردین با این ویدئو از تعداد #روزنامهنگاران کشتهشده امسال خبر داده و در پایان خبر از آن به عنوان قتلعام یاد کرده است: https://www.instagram.com/p/BrGA_K2nRGd/?utm_source=ig_web_copy_link در دهه اخیر #روزنامهنگاری خطرناکتر شده و بیشتر تهدید…
#الف
🔻قربانی دیگری!
▫️شورای سردبیری: تعیین مسئولیت نقص عملکرد در حکومتها از کشمکشهای قدیمی دنیای سیاست است. معمولا بالادستیها انتظار دارند نظر به لطفی که به مقامات درجه دو داشتهاند، مسئولیت نقص عملکرد حکومت توسط آنها به عهده گرفته شود. هدف از این کار معمولا حفظ کرسی شخص بالادست در هنگام وقوع نارساییهای عمده است. در کشورهای دارای جریان آزاد اطلاعات و کفایت رسانهای، چنین امری به ندرت رخ میدهد، زیرا جریان آزاد اطلاعات اجازه پنهان نگه داشتن بخش اعظم رخدادها را به اشخاص قدرتمند و قربانی کردن مقامات درجه دو نمیدهد. در جریان دروغسازی جرج بوش و تونی بلر مبنی بر امکان پرتاب ۴۵ دقیقهای بمب شیمیایی به اروپا توسط صدام که برای فراهم کردن زمینه تهاجم به عراق انجام شد و سالها بعد لو رفت، بلر تقصیر دروغ را به گردن جف هون وزیر دفاع انداخت و هون هم یک دستیار بلر و دکتر دیوید کلی کارشناس تسلیحاتی را جلو انداخت. دستیار استعفا داد و دکتر کلی نیز تحت عنوان خودکشی (براساس تحقیق پزشکان به قتل رسید) از میان رفت. بلر و بوش بیآبرو شدند، اما از مسئولیت این دروغ پرهزینه جان به در بردند. در رژیمهای شخصمحور و دارای رفتار "الکی" و مسئولیتناپذیر، مثل دوران احمدینژاد در ایران و ترامپ در ایالات متحده، این فرار از مسئولیت حتی ظاهر را رعایت نمیکند. احمدینژاد که حتی نمیتوانست فکر کند مسئولیت کمبود گوجه فرنگی هم به عهده رئیسجمهوری هست یا نه، پای رقبای خیالیاش را به میان میکشید که در جادهها جلوی کامیونهای گوجه فرنگی را گرفتهاند و وقتی عوام نامهنویس یقهاش را میگرفتند که جواب نامهام چه شد، اولین مسئولی را که کنارش بود نشان میداد و میگفت دستورش را به ایشان دادهام. مقامات منصوبش نیز یاد گرفته بودند اعتراضی نکنند. ترامپ هم که هنوز وقتی گیر میکند نارساییها را به گردن هیلاری و اوباما میاندازد و ناکامیهایش را با اخراج کارکنان کاخ سفید میپردازد.
اما عمدهترین نمونه گریز از مسئولیت نقص عملکرد را باید در دولت اول روحانی جستجو کنیم، آنجا که اعضایی از دولت پذیرفتند هزینه سیاسی برای جبران سیاستهای دوران احمدینژاد را بر دوش بکشند و دم بر نیاورند. جواد ظریف و تیمی که همراهیاش میکردند با پرچمداری روحانی مسئولیت امضای برجام را به عهده گرفتند که سازشی قهرمانانه برای جبران خطاهای پیشین بود: عقبنشینی از شعارهای تهی دستگاه تبلیغاتی، جبران رفتارهایی کودکانه و نسنجیده از سوی احمدینژاد (پاره شدن قطعنامهدان ، ...) و بویژه پرداخت هزینه عقبگرد از استراتژی نادرست توسعه ظرفیتهای هستهای. ظریف و روحانی و کارمندان ارشدشان بیش از سه سال است رسما فحش میخورند و به محاکمه، غرق شدن در استخر و بتن تهدید میشوند. اما هیچوقت حتی به زبان نیاوردند که ابعاد منفی برجام به خاطر پرداخت هزینه اعمال و سیاستهای چه کسانی بوده است. آنها قانون بازی را میدانند.
اما زمانه این قانون را تغییر میدهد و زمان تغییر این رویه بویژه برای کشور ما فرا رسیده است. دنیای سیاست عرصه پذیرفته یا رد شدن از سوی مردم است و همیشه این گرایش در آن وجود دارد که اشخاص حرفهای خوشایندی بزنند اما حاضر نباشند مسئولیت نتایج تلخ آن را بپذیرند. عاقبت تصمیمهای عوامگراها یکی از نمودهای آن است که اخیرا شیوع بیشتری هم یافته است. نایجل فارانژ رهبر حزب استقلال بریتانیا که سردمدار برکزیت بود و مردم را با شعار رفاه و درآمد بیشتر و ....به دنبال خود کشید، پس از رفراندم و فرارسیدن زمان پرداخت هزینههای خروج، کنار کشید و جنازه سنگین برگزیت را دیگران به دوش میکشند. در کشور ما که جز از شهد و شکر قدرت فرامرزی و پیروزی بیحد بر قدرتها و سیلی زدن به این و به غلط کردن انداختن آن و چشماندازهای دوردست سرشار از پیشرفت و نیکبختی سخن نمیرود، در تعیین مسئول وضع کنونی (هرچه هست) در عرصه اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و سیاست، پنهانکنندگان چهره مسئولان اصلی، طبق همان فرمول قبلی، در دستگاه حقیر دولت رسمی دنبال مقصر میگردند، اما نباید از همان مسیر تعیین مسئول امضای برجام برویم. متر تعیین این مسئولیت، میزان اختیار هست و البته فقط اختیارات شخص نیست، رهاشدگی دستگاههای موازی مخفی و علنی مختار نیز هست.
امتیاز دوران ما این است که گفتن فقط پارهای از حقیقت به اکثریت جامعه دشوار است. به لطف فناوری، اطلاعات و به دنبال آن پرسشها در ابعادی وسیع در جامعه پخش میشود و امکان "حکمرانی بر جماعت ناآگاه ناپرسشگر" هر روز بیشتر کاهش مییابد. عصر افسانهای بیخبری حاکمان از عمل مستوفیان بدذات و داروغههای ستمگر نیز به سر آمده است. همه باید مسئولیت آنچه میکنند را بپذیرند، حتی اگر شرایط روبرو شدن با جماعت پرسشگر را برای آنها از میان برداشته باشند. الزام پاسخگویی واقعی ضامن حفظ شان و جایگاه پدروارگی است.
🆔 @jameeno
🔻قربانی دیگری!
▫️شورای سردبیری: تعیین مسئولیت نقص عملکرد در حکومتها از کشمکشهای قدیمی دنیای سیاست است. معمولا بالادستیها انتظار دارند نظر به لطفی که به مقامات درجه دو داشتهاند، مسئولیت نقص عملکرد حکومت توسط آنها به عهده گرفته شود. هدف از این کار معمولا حفظ کرسی شخص بالادست در هنگام وقوع نارساییهای عمده است. در کشورهای دارای جریان آزاد اطلاعات و کفایت رسانهای، چنین امری به ندرت رخ میدهد، زیرا جریان آزاد اطلاعات اجازه پنهان نگه داشتن بخش اعظم رخدادها را به اشخاص قدرتمند و قربانی کردن مقامات درجه دو نمیدهد. در جریان دروغسازی جرج بوش و تونی بلر مبنی بر امکان پرتاب ۴۵ دقیقهای بمب شیمیایی به اروپا توسط صدام که برای فراهم کردن زمینه تهاجم به عراق انجام شد و سالها بعد لو رفت، بلر تقصیر دروغ را به گردن جف هون وزیر دفاع انداخت و هون هم یک دستیار بلر و دکتر دیوید کلی کارشناس تسلیحاتی را جلو انداخت. دستیار استعفا داد و دکتر کلی نیز تحت عنوان خودکشی (براساس تحقیق پزشکان به قتل رسید) از میان رفت. بلر و بوش بیآبرو شدند، اما از مسئولیت این دروغ پرهزینه جان به در بردند. در رژیمهای شخصمحور و دارای رفتار "الکی" و مسئولیتناپذیر، مثل دوران احمدینژاد در ایران و ترامپ در ایالات متحده، این فرار از مسئولیت حتی ظاهر را رعایت نمیکند. احمدینژاد که حتی نمیتوانست فکر کند مسئولیت کمبود گوجه فرنگی هم به عهده رئیسجمهوری هست یا نه، پای رقبای خیالیاش را به میان میکشید که در جادهها جلوی کامیونهای گوجه فرنگی را گرفتهاند و وقتی عوام نامهنویس یقهاش را میگرفتند که جواب نامهام چه شد، اولین مسئولی را که کنارش بود نشان میداد و میگفت دستورش را به ایشان دادهام. مقامات منصوبش نیز یاد گرفته بودند اعتراضی نکنند. ترامپ هم که هنوز وقتی گیر میکند نارساییها را به گردن هیلاری و اوباما میاندازد و ناکامیهایش را با اخراج کارکنان کاخ سفید میپردازد.
اما عمدهترین نمونه گریز از مسئولیت نقص عملکرد را باید در دولت اول روحانی جستجو کنیم، آنجا که اعضایی از دولت پذیرفتند هزینه سیاسی برای جبران سیاستهای دوران احمدینژاد را بر دوش بکشند و دم بر نیاورند. جواد ظریف و تیمی که همراهیاش میکردند با پرچمداری روحانی مسئولیت امضای برجام را به عهده گرفتند که سازشی قهرمانانه برای جبران خطاهای پیشین بود: عقبنشینی از شعارهای تهی دستگاه تبلیغاتی، جبران رفتارهایی کودکانه و نسنجیده از سوی احمدینژاد (پاره شدن قطعنامهدان ، ...) و بویژه پرداخت هزینه عقبگرد از استراتژی نادرست توسعه ظرفیتهای هستهای. ظریف و روحانی و کارمندان ارشدشان بیش از سه سال است رسما فحش میخورند و به محاکمه، غرق شدن در استخر و بتن تهدید میشوند. اما هیچوقت حتی به زبان نیاوردند که ابعاد منفی برجام به خاطر پرداخت هزینه اعمال و سیاستهای چه کسانی بوده است. آنها قانون بازی را میدانند.
اما زمانه این قانون را تغییر میدهد و زمان تغییر این رویه بویژه برای کشور ما فرا رسیده است. دنیای سیاست عرصه پذیرفته یا رد شدن از سوی مردم است و همیشه این گرایش در آن وجود دارد که اشخاص حرفهای خوشایندی بزنند اما حاضر نباشند مسئولیت نتایج تلخ آن را بپذیرند. عاقبت تصمیمهای عوامگراها یکی از نمودهای آن است که اخیرا شیوع بیشتری هم یافته است. نایجل فارانژ رهبر حزب استقلال بریتانیا که سردمدار برکزیت بود و مردم را با شعار رفاه و درآمد بیشتر و ....به دنبال خود کشید، پس از رفراندم و فرارسیدن زمان پرداخت هزینههای خروج، کنار کشید و جنازه سنگین برگزیت را دیگران به دوش میکشند. در کشور ما که جز از شهد و شکر قدرت فرامرزی و پیروزی بیحد بر قدرتها و سیلی زدن به این و به غلط کردن انداختن آن و چشماندازهای دوردست سرشار از پیشرفت و نیکبختی سخن نمیرود، در تعیین مسئول وضع کنونی (هرچه هست) در عرصه اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و سیاست، پنهانکنندگان چهره مسئولان اصلی، طبق همان فرمول قبلی، در دستگاه حقیر دولت رسمی دنبال مقصر میگردند، اما نباید از همان مسیر تعیین مسئول امضای برجام برویم. متر تعیین این مسئولیت، میزان اختیار هست و البته فقط اختیارات شخص نیست، رهاشدگی دستگاههای موازی مخفی و علنی مختار نیز هست.
امتیاز دوران ما این است که گفتن فقط پارهای از حقیقت به اکثریت جامعه دشوار است. به لطف فناوری، اطلاعات و به دنبال آن پرسشها در ابعادی وسیع در جامعه پخش میشود و امکان "حکمرانی بر جماعت ناآگاه ناپرسشگر" هر روز بیشتر کاهش مییابد. عصر افسانهای بیخبری حاکمان از عمل مستوفیان بدذات و داروغههای ستمگر نیز به سر آمده است. همه باید مسئولیت آنچه میکنند را بپذیرند، حتی اگر شرایط روبرو شدن با جماعت پرسشگر را برای آنها از میان برداشته باشند. الزام پاسخگویی واقعی ضامن حفظ شان و جایگاه پدروارگی است.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۷ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۷ آذر ۹۷
ناصری: بیایید بیرون!
تحلیل عبدالله ناصری از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
ناصری: بیایید بیرون!
تحلیل عبدالله ناصری از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno