#الف
🔹قدرت ملی!
▫️شورای سردبیری : چیزی در کشور تغییر کرده است: حکومت ادعا نمیکند کارگران اعتصابی را مزدوران دشمن به خیابان کشانده اند. این تحولی بزرگ است ، زیرا از تغییری بنیادین خبر میدهد : رابطه حکومت و جامعه به سطح نوینی ارتقاء یافته است.
سالها قبل، اجزای حکومت از اعتصاب میترسیدند وکارگران از مشت حکومت. تلقی حکومت این بود که نماینده یک نظام یکپارچه و مقدس است که بالذات نمیتواند نقصان داشته باشد و چون نقص ندارد پس وقوع تحرک حاکی از وجود نقص نمیتواند در ان منطقی باشد و اگر وجود دارد لابد توطئه دشمن است. احتمالا جوانان به این سلسله ی تلقی و نتیجه گیری میخندند ، در حالیکه در دهه ۶۰ و۷۰ به واقع چنین بود و اعتصاب کارگری یا اعتراض اجتماعی از نوعی که اکنون به وفور در کشور دیده میشود نایاب و ناشناخته بود. شورش البته بود؛ کور و بیهدف، و بی نتیجه و حتما سرکوب شده ، با هزینه هایی بسیار و دستاورد هایی ناچیز . اعتصابها در نطفه خفه میشد زیرا همه پذیرفته بودند "در این برهه حساس" اقدام علیه امنیت ملی است. عمر برهه حساس هم به اندازه عمر جمهوری اسلامی بود.
درقیاس با آن دوران ، اوضاع بسیار تفاوت کرده است. اعتصاب میتواندهفته ها ادامه یابد، کارگران از کارخانه بیرون بیایند(دهه هفتاد اقدامی ضدحکومت بود) به فرمانداری بروند، نیروی انتظامی صدبار از انها خواهش کند، تلویزیون شب خبر بدهد(اقدامی شگفت آوردر دهه هفتاد) و حرفشان هم آخرش به کرسی بنشیند. اینها تفاوتهایی شگرف و کیفی است . چه شده؟ کارگران قدرتمند شده اند ؟حکومت ضعیف شده ؟ نهادهای اجتماعی توسعه یافته اند ؟شیوه حکمرانی تغییر کرده؟
بسته به موقعیت اشخاص، پاسخهایی متفاوت دریافت میکنیم و پاسخ ما این است : نهادهای اجتماعی بالغ شده و توسعه یافته اند و حکومت و کارگران هردو قدرت بیشتری یافته اند . مسیرهای منتهی به کانال اطلاع رسانی به عنوان یک نهاد اجتماعی توسعه ای شگرف یافته و انحصار توزیع اطلاعات از دست دستگاه تبلیغات حکومت و شاخه تندروی مقابل آن خارج شده است . رسانه های ضد حکومت و گروه های سوپر چپ که دوست دارند از دل هر اعتصاب یا تظاهرات یک انقلاب در بیاورند دیگر تنها بازبگران توزیع اطلاعات نیستند. باوجود افزایش خطر اخبار دروغ، هنوز دست مسلط از ان اطلاع رسانی غیر توطئه گرانه است و علاوه بر اطلاعات و خبر ، حجم بالایی از آگاهی نیز در حال مبادله است. توسعه سازمانهای مردم نهاد نیز فضای جامعه را تغییرات گسترده داده است. ربع قرن پیش ، تصور اینکه جماعتی از مردم گروهی تشکیل دهند و برای هدف مشترکی (که حکومت برای انها تعریف نکرده باشد) در جامعه فعالیت کنند درشمار "ناممکنات" بود.
در کنار و جوف این پیشرفت اجتماعی، حکومت و کارگران نیز قدرت بیشتری یافته اند. البته به تعبیر جماعت محرک و" انقلاب در افکن" که در رسانه های خارجی کمپین بازی و رهنمود پردازی میکنند، حکومت در حال تضعیف و عقب نشینی است ، اما واقع تحولات اجتماعی از منطق آنارشیستی پیروی نمیکند و بالا رفتن آستانه تحمل حکومتها، کنار آمدن به جای سرکوب ، ودرک و حل به جای گیجی و نفی در دستگاه های حکومت ، بخشی از روند تحول روبه جلوی جامعه است. این در واقع به معنای قدرتمند شدن دولت و توانایی بیشتر ان برای حل و فصل مشکلات و تقابلهای اجتماعی به جای تحمیل زور است .
کارگران و دستمزد بگیران نیز قدرتی فزاینده یافته اند و البته ما این را در قالب توان ادامه اعتصاب و ایجاد راهبندان و رفتن به فرمانداری نمیدانیم . افزایش قدرت دستمزد بگیران در توانایی اقناع جمعی برای شروع یا پایان یک حرکت و نگاه داشتن ان روی مسیر مورد توافق ، دوری از خشونت و باور به سودمندی توسل به دستگاه های مسئول حکومت است . تحرکات اخیر در بخش ترابری و آنچه در خوزستان گذشت و میگذرد باور به این را که در کشور همه در حال افزایش قدرت جامعه هستند و نشانه هایی هم از "خودکنترلی" در این مسیر دیده میشودممکن میسازد.
امادرسی که میتوان از موقعیت کنونی گرفت برای هردو سو متفاوت است: حکومت باید بپذیرد یک جامعه قدرتمند که در حال پتانسیل گیری از هزاران سلول اجتماعی منتنی بر خودآگاهی است ، در کلان خود یک حکومت مبتنی بر توزیع قدرت ، دربرگیرندگی، نظام قضایی قابل نقد و وارسی، و شفافیت عملکرد حاکمیت میطلبد و نباید گذاشت بین این مطالبات و وضع موجود زاویه زیادی پدید آید ،چرا که به انقلاب می انجامد ؛ و درس طبقه کارگر نیز این است که باید اندکی اقتصاد بخواند که از آن کم میداند . بر فعالان جنبش های کارگری چیزی واجب تر از آموختن آموزه های مفید علم اقتصاد نیست. کسی که نتواند وضعیت یک واحد اقتصادی را تحلیل اقتصادی کند، ممکن است هزاران گارگر زحمتکش را به جای بهشت حفظ اشتغال همه، به جهنم تعطیل کامل اشتغال هدایت کند . اقتصاد به راهبران جنبش های کارگری چراغی میدهد تا با آن آینده را ببینند.
🆔 @jameeno
🔹قدرت ملی!
▫️شورای سردبیری : چیزی در کشور تغییر کرده است: حکومت ادعا نمیکند کارگران اعتصابی را مزدوران دشمن به خیابان کشانده اند. این تحولی بزرگ است ، زیرا از تغییری بنیادین خبر میدهد : رابطه حکومت و جامعه به سطح نوینی ارتقاء یافته است.
سالها قبل، اجزای حکومت از اعتصاب میترسیدند وکارگران از مشت حکومت. تلقی حکومت این بود که نماینده یک نظام یکپارچه و مقدس است که بالذات نمیتواند نقصان داشته باشد و چون نقص ندارد پس وقوع تحرک حاکی از وجود نقص نمیتواند در ان منطقی باشد و اگر وجود دارد لابد توطئه دشمن است. احتمالا جوانان به این سلسله ی تلقی و نتیجه گیری میخندند ، در حالیکه در دهه ۶۰ و۷۰ به واقع چنین بود و اعتصاب کارگری یا اعتراض اجتماعی از نوعی که اکنون به وفور در کشور دیده میشود نایاب و ناشناخته بود. شورش البته بود؛ کور و بیهدف، و بی نتیجه و حتما سرکوب شده ، با هزینه هایی بسیار و دستاورد هایی ناچیز . اعتصابها در نطفه خفه میشد زیرا همه پذیرفته بودند "در این برهه حساس" اقدام علیه امنیت ملی است. عمر برهه حساس هم به اندازه عمر جمهوری اسلامی بود.
درقیاس با آن دوران ، اوضاع بسیار تفاوت کرده است. اعتصاب میتواندهفته ها ادامه یابد، کارگران از کارخانه بیرون بیایند(دهه هفتاد اقدامی ضدحکومت بود) به فرمانداری بروند، نیروی انتظامی صدبار از انها خواهش کند، تلویزیون شب خبر بدهد(اقدامی شگفت آوردر دهه هفتاد) و حرفشان هم آخرش به کرسی بنشیند. اینها تفاوتهایی شگرف و کیفی است . چه شده؟ کارگران قدرتمند شده اند ؟حکومت ضعیف شده ؟ نهادهای اجتماعی توسعه یافته اند ؟شیوه حکمرانی تغییر کرده؟
بسته به موقعیت اشخاص، پاسخهایی متفاوت دریافت میکنیم و پاسخ ما این است : نهادهای اجتماعی بالغ شده و توسعه یافته اند و حکومت و کارگران هردو قدرت بیشتری یافته اند . مسیرهای منتهی به کانال اطلاع رسانی به عنوان یک نهاد اجتماعی توسعه ای شگرف یافته و انحصار توزیع اطلاعات از دست دستگاه تبلیغات حکومت و شاخه تندروی مقابل آن خارج شده است . رسانه های ضد حکومت و گروه های سوپر چپ که دوست دارند از دل هر اعتصاب یا تظاهرات یک انقلاب در بیاورند دیگر تنها بازبگران توزیع اطلاعات نیستند. باوجود افزایش خطر اخبار دروغ، هنوز دست مسلط از ان اطلاع رسانی غیر توطئه گرانه است و علاوه بر اطلاعات و خبر ، حجم بالایی از آگاهی نیز در حال مبادله است. توسعه سازمانهای مردم نهاد نیز فضای جامعه را تغییرات گسترده داده است. ربع قرن پیش ، تصور اینکه جماعتی از مردم گروهی تشکیل دهند و برای هدف مشترکی (که حکومت برای انها تعریف نکرده باشد) در جامعه فعالیت کنند درشمار "ناممکنات" بود.
در کنار و جوف این پیشرفت اجتماعی، حکومت و کارگران نیز قدرت بیشتری یافته اند. البته به تعبیر جماعت محرک و" انقلاب در افکن" که در رسانه های خارجی کمپین بازی و رهنمود پردازی میکنند، حکومت در حال تضعیف و عقب نشینی است ، اما واقع تحولات اجتماعی از منطق آنارشیستی پیروی نمیکند و بالا رفتن آستانه تحمل حکومتها، کنار آمدن به جای سرکوب ، ودرک و حل به جای گیجی و نفی در دستگاه های حکومت ، بخشی از روند تحول روبه جلوی جامعه است. این در واقع به معنای قدرتمند شدن دولت و توانایی بیشتر ان برای حل و فصل مشکلات و تقابلهای اجتماعی به جای تحمیل زور است .
کارگران و دستمزد بگیران نیز قدرتی فزاینده یافته اند و البته ما این را در قالب توان ادامه اعتصاب و ایجاد راهبندان و رفتن به فرمانداری نمیدانیم . افزایش قدرت دستمزد بگیران در توانایی اقناع جمعی برای شروع یا پایان یک حرکت و نگاه داشتن ان روی مسیر مورد توافق ، دوری از خشونت و باور به سودمندی توسل به دستگاه های مسئول حکومت است . تحرکات اخیر در بخش ترابری و آنچه در خوزستان گذشت و میگذرد باور به این را که در کشور همه در حال افزایش قدرت جامعه هستند و نشانه هایی هم از "خودکنترلی" در این مسیر دیده میشودممکن میسازد.
امادرسی که میتوان از موقعیت کنونی گرفت برای هردو سو متفاوت است: حکومت باید بپذیرد یک جامعه قدرتمند که در حال پتانسیل گیری از هزاران سلول اجتماعی منتنی بر خودآگاهی است ، در کلان خود یک حکومت مبتنی بر توزیع قدرت ، دربرگیرندگی، نظام قضایی قابل نقد و وارسی، و شفافیت عملکرد حاکمیت میطلبد و نباید گذاشت بین این مطالبات و وضع موجود زاویه زیادی پدید آید ،چرا که به انقلاب می انجامد ؛ و درس طبقه کارگر نیز این است که باید اندکی اقتصاد بخواند که از آن کم میداند . بر فعالان جنبش های کارگری چیزی واجب تر از آموختن آموزه های مفید علم اقتصاد نیست. کسی که نتواند وضعیت یک واحد اقتصادی را تحلیل اقتصادی کند، ممکن است هزاران گارگر زحمتکش را به جای بهشت حفظ اشتغال همه، به جهنم تعطیل کامل اشتغال هدایت کند . اقتصاد به راهبران جنبش های کارگری چراغی میدهد تا با آن آینده را ببینند.
🆔 @jameeno
همراهان جامعه نو،
چنان که احتمالا از آگهی امروز برای استخدام تدوینگر صدا و بینظمیهای دو-سه هفته اخیر در پخش برنامه دستگیرتان شده، «صدای نو» دست به گریبان مشکلاتی جدی در مسائل فنی است. در روزهایی که برنامه پخش نشد، محتوا مهیا بود و تحریریه به تعهدش با شما همراهان، متعهد. ولی مسائلی که ذکرش رفت، پخش برنامه را، در قالب یک پادکست شسته و رفته ناممکن کرد و ما را شرمسار.
در چنین شرایط یک انتخاب، توقف کامل پخش برنامه تا زمان برطرف شدن این اشکالات بود و دیگری، پخش نامنظم آن. این هر دو، خلاف عهد ما با شماست. پس، متاسفانه، به اقتضای شرایط، فعلا تصمیم گرفتیم محتوای برنامه را به شکل پرداخت نشده و فایل های جدا از هم منتشر کنیم.
با پوزش از شما
و با سپاس از همراهی و سعه صدرتان،
تحریریه «جامعه نو»
چنان که احتمالا از آگهی امروز برای استخدام تدوینگر صدا و بینظمیهای دو-سه هفته اخیر در پخش برنامه دستگیرتان شده، «صدای نو» دست به گریبان مشکلاتی جدی در مسائل فنی است. در روزهایی که برنامه پخش نشد، محتوا مهیا بود و تحریریه به تعهدش با شما همراهان، متعهد. ولی مسائلی که ذکرش رفت، پخش برنامه را، در قالب یک پادکست شسته و رفته ناممکن کرد و ما را شرمسار.
در چنین شرایط یک انتخاب، توقف کامل پخش برنامه تا زمان برطرف شدن این اشکالات بود و دیگری، پخش نامنظم آن. این هر دو، خلاف عهد ما با شماست. پس، متاسفانه، به اقتضای شرایط، فعلا تصمیم گرفتیم محتوای برنامه را به شکل پرداخت نشده و فایل های جدا از هم منتشر کنیم.
با پوزش از شما
و با سپاس از همراهی و سعه صدرتان،
تحریریه «جامعه نو»
#پشتشیشههایماتسیاست
🔸آیا روحانی تغییر کرده است؟
▫️شورای سردبیری: روحانی دیگر شبیه خودش نیست و کاش به شخصی بهتر از خودش شبیه شده بود. شبیه به کسی شده که دائم از موجودی مبهم حرف میزند که نه بین مخاطبان مستقیم اوست و نه در میان کسانی که کشور را اداره میکنند ، و یکسره درحال انکار وجود مشکلاتی است که مخاطبش هنوز پرسشی درباره انها مطرح نکرده است. مثلا یکدفعه به سراغ معاهده آب و هوایی میرود که درچند روز اخیر کسی از روحانی نپرسیده است نظرش در باره آن چیست . همچنین به نفی مشکلاتی میپردازد که عدم یا وجودشان را کسی از روحانی جویا نشده است . مثلا تاکید بر اینکه اب داریم و دیگران استفاده میکنند و ماخودمان را به خاط مقاله ای که دیگران نوشتند محروم کرده ایم ، پاسخ کسی است که از روحانی پرسیده باشد آیا ایران به معاهده آب و هوایی پاریس میپیوندد و آیا دولت ایران مقالات نوشته شده در باره وخیمتر شدن وضع بارندگی در ایران ومنطقه را قبول دارد یا نه . این پرسشها و از این قبیل را کسی از روحانی نپرسیده بود. پس چرا حرف زد؟ نمیدانست بحث و دعوای کمبود بنیادین آب در کشور و تضاد اساسی آن با برنامه افزایش جمعیت دعوای شخص دیگری با کارشناسان است؟ حداقل قبلا روحانی چنین بی محابا به جنگ بدیهیات نمیرفت. چرا عوض شده است؟
علت، احتمالا میل تازه روحانی به شبیه شدن به دیگران و احتمالا بازی کردن نقش نوعی ضربه گیر است . آیا واقعا چنین است؟ و اگر بله ، آیا آگاهانه و به اختیار در این مسیر افتاده است؟ آیا میخواهد مسیر تاریخ را عوض کند و حداقل شکل آنچه در اواخر دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی به سر روسای چمهوری می اید عوض کند؟
پاسخ این پرسش ها معلوم نیست، اهمیتی هم ندارد. آنچه اهمیت دارد، این است که روحانی بنا دارد این رفتار را تا کجا ادامه بدهد؟ حل مسئله کم آبی، تا همین کارزار انتخاباتی اخیرش، یکی از شعارهای اصلی او بود. حالا و پس از آنکه رئیس سازمان حفاظت محیط زیستش، گفت وزارت جهاد کشاورزی در تصمیمگیریهایش عملا «تحت تاثیر ارگانهای نظامی است»، او هم زیر شعارهای محیط زیستی اش زده و مشکل کم آبی را منکر شده. منکر باقی مسائلی هم که دعوای دیگران است خواهد شد؟ مثلا، شانه های کسانی را هم که رویای پیشوایی منطقه دربستر و سودای قدرت جهانی شدن درسر دارند، خواهید مالید؟ ما در کنار روحانی از زیر بند هفتم منشور سازمان ملل متحد جستیم. روحانی این یکی را نباید از ملت پس بگیرد؛ باید بگذارد این یکی برای مردم بماند.
🆔 @jameeno
🔸آیا روحانی تغییر کرده است؟
▫️شورای سردبیری: روحانی دیگر شبیه خودش نیست و کاش به شخصی بهتر از خودش شبیه شده بود. شبیه به کسی شده که دائم از موجودی مبهم حرف میزند که نه بین مخاطبان مستقیم اوست و نه در میان کسانی که کشور را اداره میکنند ، و یکسره درحال انکار وجود مشکلاتی است که مخاطبش هنوز پرسشی درباره انها مطرح نکرده است. مثلا یکدفعه به سراغ معاهده آب و هوایی میرود که درچند روز اخیر کسی از روحانی نپرسیده است نظرش در باره آن چیست . همچنین به نفی مشکلاتی میپردازد که عدم یا وجودشان را کسی از روحانی جویا نشده است . مثلا تاکید بر اینکه اب داریم و دیگران استفاده میکنند و ماخودمان را به خاط مقاله ای که دیگران نوشتند محروم کرده ایم ، پاسخ کسی است که از روحانی پرسیده باشد آیا ایران به معاهده آب و هوایی پاریس میپیوندد و آیا دولت ایران مقالات نوشته شده در باره وخیمتر شدن وضع بارندگی در ایران ومنطقه را قبول دارد یا نه . این پرسشها و از این قبیل را کسی از روحانی نپرسیده بود. پس چرا حرف زد؟ نمیدانست بحث و دعوای کمبود بنیادین آب در کشور و تضاد اساسی آن با برنامه افزایش جمعیت دعوای شخص دیگری با کارشناسان است؟ حداقل قبلا روحانی چنین بی محابا به جنگ بدیهیات نمیرفت. چرا عوض شده است؟
علت، احتمالا میل تازه روحانی به شبیه شدن به دیگران و احتمالا بازی کردن نقش نوعی ضربه گیر است . آیا واقعا چنین است؟ و اگر بله ، آیا آگاهانه و به اختیار در این مسیر افتاده است؟ آیا میخواهد مسیر تاریخ را عوض کند و حداقل شکل آنچه در اواخر دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی به سر روسای چمهوری می اید عوض کند؟
پاسخ این پرسش ها معلوم نیست، اهمیتی هم ندارد. آنچه اهمیت دارد، این است که روحانی بنا دارد این رفتار را تا کجا ادامه بدهد؟ حل مسئله کم آبی، تا همین کارزار انتخاباتی اخیرش، یکی از شعارهای اصلی او بود. حالا و پس از آنکه رئیس سازمان حفاظت محیط زیستش، گفت وزارت جهاد کشاورزی در تصمیمگیریهایش عملا «تحت تاثیر ارگانهای نظامی است»، او هم زیر شعارهای محیط زیستی اش زده و مشکل کم آبی را منکر شده. منکر باقی مسائلی هم که دعوای دیگران است خواهد شد؟ مثلا، شانه های کسانی را هم که رویای پیشوایی منطقه دربستر و سودای قدرت جهانی شدن درسر دارند، خواهید مالید؟ ما در کنار روحانی از زیر بند هفتم منشور سازمان ملل متحد جستیم. روحانی این یکی را نباید از ملت پس بگیرد؛ باید بگذارد این یکی برای مردم بماند.
🆔 @jameeno
جامعه نو
صدای نو ۲۴ آذر ۹۷.mp3
🔹پس از اینکه دیشب، از مسائل فنیای که گریبانگیرمان شده و کمبود امکاناتی که پیش آمده گفتیم و به ناچار، فایلهای صوتی را تدوین نشده و جدا از هم منتشر کردیم، پیامهای همدلانه شما، دلگرممان کرد. ممنونیم.
فایل سرهمشده و پرداختهی برنامه دیشب هم که اکنون در اختیار شماست، کار یکی از همراهان کانال و شنوندگان صدای نوست. از مهربانی ایشان بینهایت سپاسگزاریم.
با سپاس از همراهی و سعه صدر شما
و پوزش، به سبب اشکالات اخیر
تحریریه «جامعه نو»
فایل سرهمشده و پرداختهی برنامه دیشب هم که اکنون در اختیار شماست، کار یکی از همراهان کانال و شنوندگان صدای نوست. از مهربانی ایشان بینهایت سپاسگزاریم.
با سپاس از همراهی و سعه صدر شما
و پوزش، به سبب اشکالات اخیر
تحریریه «جامعه نو»
https://telegra.ph/Ofogh-12-16
#یادداشت_منتخب
🔸توصیههایی برای سپردهگذاران و بانکها بر اساس تحلیل عملکرد مالی آنها
▫️علی محسنی: سهام بسیاری از بانکهای کشور در بازار سرمایه معامله میشود. از میان بانکهای مذکور، 13 بانک اطلاعات دورهای خود را به شکلی منظم به بازار ارائه میکنند بنابراین امکان کسب اطلاع از آخرین وضعیت مالی آنها فراهم است. جدول فوق، تلاشی است تا در سه جهت، اطلاعات مالی اخیر بانکها را بررسی کند / افق نو
لینک مطلب در سایت:
http://ofogheno.com/?p=3179
#یادداشت_منتخب
🔸توصیههایی برای سپردهگذاران و بانکها بر اساس تحلیل عملکرد مالی آنها
▫️علی محسنی: سهام بسیاری از بانکهای کشور در بازار سرمایه معامله میشود. از میان بانکهای مذکور، 13 بانک اطلاعات دورهای خود را به شکلی منظم به بازار ارائه میکنند بنابراین امکان کسب اطلاع از آخرین وضعیت مالی آنها فراهم است. جدول فوق، تلاشی است تا در سه جهت، اطلاعات مالی اخیر بانکها را بررسی کند / افق نو
لینک مطلب در سایت:
http://ofogheno.com/?p=3179
Telegraph
آخرین وضعیت مالی 13 بانک کشور
توصیههایی برای سپردهگذاران و بانکها بر اساس تحلیل عملکرد مالی آنها افقنو - علی محسنی: سهام بسیاری از بانکهای کشور در بازار سرمایه معامله میشود. از میان بانکهای مذکور، 13 بانک اطلاعات دورهای خود را به شکلی منظم به بازار ارائه میکنند بنابراین امکان…
https://telegra.ph/Ofogh-12-15
🔹روزنامهنگاران فیلمساز یا فیلمسازان روزنامهنگار
▫️پرستو دوکوهکی: این روزها، در دوازدهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم مستند (سینما حقیقت)، مینا اکبری، روزنامهنگار، فیلم مستند «میدان جوانان سابق» را بر پرده دارد. اگرچه موضوع این فیلم خود روزنامهنگاری و سرنوشت روزنامهنگاران دوم خردادی است، اما به هر حال در ذهن من باز موضوع رابطهٔ نزدیک روزنامهنگاری و مستندسازی را مطرح کرد. مینا اکبری اولین روزنامهنگار ایران نیست که سر از فیلمسازی مستند درمیآورد. دستکم در این ۱۲ دورهٔ سینما حقیقت بارها دیدهایم که روزنامهنگاران، مخصوصاً روزنامهنگاران حوزهٔ فرهنگ و هنر، به مستندسازی روی آوردهاند و فیلمهای درخور توجهی هم ساختهاند.
خط مبهمی بین روزنامهنگاری تحقیقی و فیلمسازی مستند وجود دارد. بسیاری از کسانی که فیلمسازی مستند میکنند، با این پرسش مواجه میشوند که روزنامهنگارند یا فیلمساز؟ / افق نو
لینک مطلب در سایت: http://ofogheno.com/?p=3175
🔹روزنامهنگاران فیلمساز یا فیلمسازان روزنامهنگار
▫️پرستو دوکوهکی: این روزها، در دوازدهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم مستند (سینما حقیقت)، مینا اکبری، روزنامهنگار، فیلم مستند «میدان جوانان سابق» را بر پرده دارد. اگرچه موضوع این فیلم خود روزنامهنگاری و سرنوشت روزنامهنگاران دوم خردادی است، اما به هر حال در ذهن من باز موضوع رابطهٔ نزدیک روزنامهنگاری و مستندسازی را مطرح کرد. مینا اکبری اولین روزنامهنگار ایران نیست که سر از فیلمسازی مستند درمیآورد. دستکم در این ۱۲ دورهٔ سینما حقیقت بارها دیدهایم که روزنامهنگاران، مخصوصاً روزنامهنگاران حوزهٔ فرهنگ و هنر، به مستندسازی روی آوردهاند و فیلمهای درخور توجهی هم ساختهاند.
خط مبهمی بین روزنامهنگاری تحقیقی و فیلمسازی مستند وجود دارد. بسیاری از کسانی که فیلمسازی مستند میکنند، با این پرسش مواجه میشوند که روزنامهنگارند یا فیلمساز؟ / افق نو
لینک مطلب در سایت: http://ofogheno.com/?p=3175
Telegraph
نسبت میان روزنامهنگاری و مستندسازی به بهانه نمایش مستند «میدان جوانان سابق» به کارگردانی مینا اکبری، روزنامهنگار
روزنامهنگاران فیلمساز یا فیلمسازان روزنامهنگار افق نو - پرستو دوکوهکی: این روزها، در دوازدهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم مستند (سینما حقیقت)، مینا اکبری، روزنامهنگار، فیلم مستند «میدان جوانان سابق» را بر پرده دارد. اگرچه موضوع این فیلم خود روزنامهنگاری و سرنوشت…
🔸صدای نو | ۲۵ آذر ۹۷
ظریف چه چیز را نمیگوید؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود
🆔 @jameeno
ظریف چه چیز را نمیگوید؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود
🆔 @jameeno
@jameeno گروه جامعه نو-صدای نو ۲۵ آبان ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۵ آذر ۹۷
ظریف چه چیز را نمیگوید؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود
🆔 @jameeno
ظریف چه چیز را نمیگوید؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود
🆔 @jameeno