صدای نو | ۱۲ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
صدای نو | ۱۲ دی ۹۷
آیا جمهوری اسلامی پیش از آنکه دیر شود سوریه را ترک میکند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
آیا جمهوری اسلامی پیش از آنکه دیر شود سوریه را ترک میکند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🔸در «اعتراضات دی» روزنامهها چه کردند؟
با گذشت یک سال از اعتراضات دی، نگاهی داریم به صفحهی نخست چند روزنامهی مطرح و نحوهی بازتاب این اعتراضات / ایسنا
🆔 @jameeno
🔻 اینجا ببینید
www.isna.ir/news/97100804353
@isna94
با گذشت یک سال از اعتراضات دی، نگاهی داریم به صفحهی نخست چند روزنامهی مطرح و نحوهی بازتاب این اعتراضات / ایسنا
🆔 @jameeno
🔻 اینجا ببینید
www.isna.ir/news/97100804353
@isna94
#یادداشت_منتخب
🔸تنها بیست و یک کیلومتر آن سوتر: چکاپا!
▫️علی محسنی: در فاصله 14 کیلومتری شهرستان شوش در استان خوزستان هفتههای پرخبری سپری شده است. شرکت «کشت و صنعت هفت تپه» با هزاران نیروی انسانی برای چندمین بار ظرف سالهای اخیر وارد دوره ای از اعتراضهای کارگری شد که این بار شهرتی ملی و حتی جهانی به خود گرفت. شرکتی که کارخانه نیشکرش از سال 1340 فعالیت خود را آغاز کرده، در سال 1394 به دست سازمان خصوصی سازی به دو شرکت از بخش خصوصی واگذار شد. دو شرکتی که نامشان با مالکان کم سن و سال شان بر سر زبانها افتاد. مطابق اطلاعات سازمان خصوصیسازی در زمان عرضه، تنها یک سوم ظرفیت 100 هزار تنی تولید شکر شرکت فعال بوده و از عملکرد مالکان خصوصی در سال های بعد اطلاعاتی در دست نیست.
داستان هفت تپه تا این جا، بارها از سوی رسانهها تعریف شده است. اما این داستان تنها به این جا و تصاویر متعدد اعتراضهای کارگری منتهی نمیشود. داستان هفت تپه اما داستان «کاغذ پارس» نیز است: این بخش از داستان و تصاویرش را اما هیچ رسانهای در این هفتهها منتشر نکرده است!
در فاصله 35 کیلومتری شهرستان شوش در استان خوزستان کارخانه کاغذی وجود دارد که این روزها سودآوری نجومی دارد، طرح توسعه بسیار بااهمیتی را در آستانه بهرهبرداری میبیند، فرصت صادرات در هنگامه رشد قیمت ارز را بسیار غنیمت شمرده و در حال استخدام نیروهای تازه نیز است. کاغذ پارس - و یا به تعبیر نمادش در بازار سهام «چکاپا» - کارخانه تولید کاغذ از باگاس (تفاله باقی مانده از ساقه نیشکر) را در سال 1349 به بهره برداری میرساند. فراز و نشیب های کارخانه در نهایت به مهرماه 1392 میرسد و تمامی سهام آن به بخش خصوصی (محمدجواد مقدم از گروه صنعتی گلریز) منتقل می شود. شرکت از آن تاریخ زیر و رو میشود. در پایان 30 آبان 92 تصویر کلی شرکت این بوده است: کمتر از 30 هزار تن فروش محصول و 72 میلیارد تومان درآمد فروش که حاصلش، زیان انباشته 103 میلیارد تومانی بوده است! تصویر شرکت اما در پایان 30 آبان 97 به این ترتیب است: 75 هزار تن فروش محصول و 312 میلیارد تومان درآمد فروش که منجر به سود انباشته 107 میلیارد تومانی شده است: تصویری متحول شده ظرف 5 سال! در این فاصله، 375 نیروی انسانی شاغل به 647 نفر در این شرکت افزایش یافته است / افق نو
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/tw-01-05
🔸تنها بیست و یک کیلومتر آن سوتر: چکاپا!
▫️علی محسنی: در فاصله 14 کیلومتری شهرستان شوش در استان خوزستان هفتههای پرخبری سپری شده است. شرکت «کشت و صنعت هفت تپه» با هزاران نیروی انسانی برای چندمین بار ظرف سالهای اخیر وارد دوره ای از اعتراضهای کارگری شد که این بار شهرتی ملی و حتی جهانی به خود گرفت. شرکتی که کارخانه نیشکرش از سال 1340 فعالیت خود را آغاز کرده، در سال 1394 به دست سازمان خصوصی سازی به دو شرکت از بخش خصوصی واگذار شد. دو شرکتی که نامشان با مالکان کم سن و سال شان بر سر زبانها افتاد. مطابق اطلاعات سازمان خصوصیسازی در زمان عرضه، تنها یک سوم ظرفیت 100 هزار تنی تولید شکر شرکت فعال بوده و از عملکرد مالکان خصوصی در سال های بعد اطلاعاتی در دست نیست.
داستان هفت تپه تا این جا، بارها از سوی رسانهها تعریف شده است. اما این داستان تنها به این جا و تصاویر متعدد اعتراضهای کارگری منتهی نمیشود. داستان هفت تپه اما داستان «کاغذ پارس» نیز است: این بخش از داستان و تصاویرش را اما هیچ رسانهای در این هفتهها منتشر نکرده است!
در فاصله 35 کیلومتری شهرستان شوش در استان خوزستان کارخانه کاغذی وجود دارد که این روزها سودآوری نجومی دارد، طرح توسعه بسیار بااهمیتی را در آستانه بهرهبرداری میبیند، فرصت صادرات در هنگامه رشد قیمت ارز را بسیار غنیمت شمرده و در حال استخدام نیروهای تازه نیز است. کاغذ پارس - و یا به تعبیر نمادش در بازار سهام «چکاپا» - کارخانه تولید کاغذ از باگاس (تفاله باقی مانده از ساقه نیشکر) را در سال 1349 به بهره برداری میرساند. فراز و نشیب های کارخانه در نهایت به مهرماه 1392 میرسد و تمامی سهام آن به بخش خصوصی (محمدجواد مقدم از گروه صنعتی گلریز) منتقل می شود. شرکت از آن تاریخ زیر و رو میشود. در پایان 30 آبان 92 تصویر کلی شرکت این بوده است: کمتر از 30 هزار تن فروش محصول و 72 میلیارد تومان درآمد فروش که حاصلش، زیان انباشته 103 میلیارد تومانی بوده است! تصویر شرکت اما در پایان 30 آبان 97 به این ترتیب است: 75 هزار تن فروش محصول و 312 میلیارد تومان درآمد فروش که منجر به سود انباشته 107 میلیارد تومانی شده است: تصویری متحول شده ظرف 5 سال! در این فاصله، 375 نیروی انسانی شاغل به 647 نفر در این شرکت افزایش یافته است / افق نو
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/tw-01-05
Telegraph
تنها بیست و یک کیلومتر آنسوتر: چکاپا!
در فاصله 14 کیلومتری شهرستان شوش در استان خوزستان هفته های پرخبری سپری شده است. شرکت «کشت و صنعت هفت تپه» با هزاران نیروی انسانی برای چندمین بار ظرف سال های اخیر وارد دوره ای از اعتراض های کارگری شد که این بار شهرتی ملی و حتی جهانی به خود گرفت. شرکتی که…
#یادداشت_منتخب
🔸تزاحمات موجود در تعامل حکومت و مراجع
▫️شیوه تعامل نظام جمهوری اسلامی با مراجع تقلید همواره از موضوعات مورد بحث بوده و دیدگاه های مختلفی برای برون رفت از تزاحمات میان این دو مطرح است که در ادامه نظرات دکتر عبدالوهاب فراتی را در گفتگو با مباحثات می خوانید:
🔹 امام خمینی(ره) از اقتدار سیاسیاش کاست و خودش را فقیهی همعرض با سایر فقها قرار داد.در واقع ایشان، بعد از انقلاب اسلامی نخواستند به سایر فقها و مراجع بگویند که چون من به لحاظ فقهی، عهدهدار ولایت میباشم و حکمم نافذتر است، شما باید از من تبعیت کنید.
🔹براساس نظریهی کشف، وقتی فقیه ولایت را بهعهده گرفت، اقتدار دیگران را از کار میاندازد و دیگران حق دخالت در امور ولایی فقیه حاکم را ندارند.
🔹 اگر تاکنون تزاحم جدیای میان حکومت و مراجع پیش نیامده، به این دلیل است که امام خمینی و آیتالله خامنهای چندان به این مداخلات، اهمیت نداده، و یا به ایشان، اذن در تصرفات دادهاند؛ ولی اگر هیچکدام از این دو راهکار نمیبود، حوزهی علمیه، تبدیل به اپوزیسیون دولت دینی میشد.
🔹باید فقیه حاکم را به گونهای قانع کرد که قرار نیست حکومت دینی، الزاماً بر نظرات او استوار باشد. اینکه فقیه حاکم، به این نتیجه برسد که خود معیار دینی بودن امور در دولتش میباشد، برای حکومت اسلامی خطرآفرین خواهد بود.
🔹براساس نظریهی نصب که آقایان مومن و مصباح از آن حمایت میکنند، باید حوزهی کاملاً سکولاری تشکیل شود که مزاحم حکومت نباشد و فقط به کار آموزشی و امور فردی بپردازند.
🔹در جامعهی امروزی اگر یکی از مراجع، برخلاف نظر رسمی حکومت، جنگ در خارج از کشور را بر همهی مقلدینش حرام کند، نتیجه این میشود که آن مرجع، تبدیل به اپوزیسیون خواهد شد.
🔹 در بحث تعامل حکومت و مرجعیت بسیاری از مباحث در حوزهی علمیه، سرپوشیده و سربسته مانده است و اگر روزی اینها سر باز کند، متوجه حجم مناقشات خواهیم شد و در عمل، حوزهی علمیه، کانون اپوزیسیون خواهد شد و منازعات رسمی، شکل میگیرد.
🔹امروز بسیاری از منازعات، بهدلیل کنار آمدنهای مقام معظم رهبری و توانمندیهای شخصی ایشان سرپوشیده مانده است، ولی اگر در آینده، ولایت به فردی ادنی از ایشان منتقل شود، فقها با او وارد منازعات جدی خواهند شد و او هم، یا باید کوتاه بیاید و یا از اقتدار سیاسیاش بهره بگیرد که در هر دو صورت، تبعات منفی دامنگیرمان خواهد شد.
🔹جایگاه و نقش مراجع تقلید در نظام ولایی ما، ترسیم نشده است و این ممکن است منجر به نزاعی گردد که که دامنهی آن حتی به موضوعات و زمینههای کم اهمیتتر نیز کشیده شود. / مباحثات
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
http://mobahesat.ir/17646
🔸تزاحمات موجود در تعامل حکومت و مراجع
▫️شیوه تعامل نظام جمهوری اسلامی با مراجع تقلید همواره از موضوعات مورد بحث بوده و دیدگاه های مختلفی برای برون رفت از تزاحمات میان این دو مطرح است که در ادامه نظرات دکتر عبدالوهاب فراتی را در گفتگو با مباحثات می خوانید:
🔹 امام خمینی(ره) از اقتدار سیاسیاش کاست و خودش را فقیهی همعرض با سایر فقها قرار داد.در واقع ایشان، بعد از انقلاب اسلامی نخواستند به سایر فقها و مراجع بگویند که چون من به لحاظ فقهی، عهدهدار ولایت میباشم و حکمم نافذتر است، شما باید از من تبعیت کنید.
🔹براساس نظریهی کشف، وقتی فقیه ولایت را بهعهده گرفت، اقتدار دیگران را از کار میاندازد و دیگران حق دخالت در امور ولایی فقیه حاکم را ندارند.
🔹 اگر تاکنون تزاحم جدیای میان حکومت و مراجع پیش نیامده، به این دلیل است که امام خمینی و آیتالله خامنهای چندان به این مداخلات، اهمیت نداده، و یا به ایشان، اذن در تصرفات دادهاند؛ ولی اگر هیچکدام از این دو راهکار نمیبود، حوزهی علمیه، تبدیل به اپوزیسیون دولت دینی میشد.
🔹باید فقیه حاکم را به گونهای قانع کرد که قرار نیست حکومت دینی، الزاماً بر نظرات او استوار باشد. اینکه فقیه حاکم، به این نتیجه برسد که خود معیار دینی بودن امور در دولتش میباشد، برای حکومت اسلامی خطرآفرین خواهد بود.
🔹براساس نظریهی نصب که آقایان مومن و مصباح از آن حمایت میکنند، باید حوزهی کاملاً سکولاری تشکیل شود که مزاحم حکومت نباشد و فقط به کار آموزشی و امور فردی بپردازند.
🔹در جامعهی امروزی اگر یکی از مراجع، برخلاف نظر رسمی حکومت، جنگ در خارج از کشور را بر همهی مقلدینش حرام کند، نتیجه این میشود که آن مرجع، تبدیل به اپوزیسیون خواهد شد.
🔹 در بحث تعامل حکومت و مرجعیت بسیاری از مباحث در حوزهی علمیه، سرپوشیده و سربسته مانده است و اگر روزی اینها سر باز کند، متوجه حجم مناقشات خواهیم شد و در عمل، حوزهی علمیه، کانون اپوزیسیون خواهد شد و منازعات رسمی، شکل میگیرد.
🔹امروز بسیاری از منازعات، بهدلیل کنار آمدنهای مقام معظم رهبری و توانمندیهای شخصی ایشان سرپوشیده مانده است، ولی اگر در آینده، ولایت به فردی ادنی از ایشان منتقل شود، فقها با او وارد منازعات جدی خواهند شد و او هم، یا باید کوتاه بیاید و یا از اقتدار سیاسیاش بهره بگیرد که در هر دو صورت، تبعات منفی دامنگیرمان خواهد شد.
🔹جایگاه و نقش مراجع تقلید در نظام ولایی ما، ترسیم نشده است و این ممکن است منجر به نزاعی گردد که که دامنهی آن حتی به موضوعات و زمینههای کم اهمیتتر نیز کشیده شود. / مباحثات
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
http://mobahesat.ir/17646
مباحثات
تعامل حکومت و مراجع بررسی شد « مباحثات
امروز بسیاری از منازعات، بهدلیل کنار آمدنهای مقام معظم رهبری و توانمندیهای شخصی ایشان سرپوشیده مانده است، ولی اگر در آینده، ولایت به فردی ادنی از ایشان منتقل شود، فقها با او وارد منازعات
#الف
🔹حکومت شکستنی!
▫️شورای سردبیری: امشب در این ستون میخواهیم حکمی طرح و برای اثباتش استدلال کنیم و در این مسیر به تجربه های تاریخی متوسل شویم. آن حکم این است: نظامهای سیاسی ساماندهنده امور با ابتنا بر ایدئولوژی خیلی پر زورند، اما کم مقاومت و بسیار بلندپروازند، اما بی عاقبت خیر.
پرزوری آنها به علت توانایی بسیج وسیع تودهای آنهاست. براساس همه تعاریف مارکسی و پسامارکسی از ایدئولوژی، حکومتها در کشور های مبتلا به این بلا میتوانند بر مبنای آرزوهای برآورده نشده، ناکامیهای تاریخی، تحقیرهای ملی، تمایزات قومی، یا اختلافات مذهبی، نظامی از ارزشهای جعلی قابل درک توسط توده مردم خلق کنند که بربنیاد آن، انرژی تودهای یا توان مردمی به عنوان نیروی محرکه اقتدار حکمرانی آن را تضمین کند. این نیرو بسیار قدرتمند و بهمنآسا است. هنگامی که به راه میافتد. پتانسیل فزاینده دارد و هیچ سازوکاری جلوگیرنده آن نیست. در دهه ۱۹۳۰، یک دهه پس از شکست تحقیرآمیز آلمان در جنگ جهانی اول، بیکاری فزاینده و مقارن شدن با بحران وسیع اقتصادی، ملت آلمان آمادگی پذیرش یک نظام مبتنی بر ایدئولوژی را داشت. حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان با حضور اشخاص سرخورده نظام سیاسی، وازدگان احزاب چپ، افسانهپردازانی که شکست آلمان را حاصل توطئه سرمایهداران یهودی اعلام میکردند و متوهمانی که داستان برتری نژادی آلمانیها بر سایرین را پرجاذبه مییافتند شکل گرفت. با انتخابات دموکراتیک به قدرت رسید و طی سال و ماهی بساط حکومت انتخابی را جمع کرد و توتالیتاریسم پر قدرت و وحشی ایدئولوژی نازیسم آلمان را بر گرده ملت سوار کرد.
بیست سال پیش از آن، ایدئولوژیسازی از آموزههای مارکس در روسیه دهقانی و عقبمانده توسط شاخه رادیکال سازمانهای کمونیستی روسیه یک تحول ضد استبدادی را به یک انقلاب کمونیستی پیوند داد و به نام و هدف حاکم کردن طبقه کارگر روسیه برسایر طبقات، حکومت تمامیتخواهی را پی افکنده بود که خصیصههای همه حکومتهای ایدئولوژیک را بر پیشانی داشت: تمرکزگرایی اکید در برنامهریزی اقتصادی و سیاسی، تاکید بر تمایزات واقعی و فرضی طبقاتی برای اعمال خشونت اجتماعی ناموجه، گسترده ساختن فردپرستی و تبدیل فرد به منبع الهام جمع و هدایت همه. نیروی آزاد شده آنقدر وسیع بود که تلاش بینالمللی برای نابودی حکومت تازه تاسیس و مقاومت داخلی خردهمالکان روس را در طول سه سال جمع کرد.
در ایران تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی، در دوران هر دو پهلوی، میل به خلق یک ایدئولوژی مبتنی بر شوونیسم وجود داشت که به جایی نرسید. اما جمهوری اسلامی کشور را زیر بلیط یک ایدئولوژی از پیش تعریف شده در ذهن آیتالله خمینی برد. مبتنی بر آموزههای سنتی مذهب و آمالهای مدرن ملی. ترکیبی از تعلق قلبی و عملی به یک اسلام جهانروای ستمستیز و نفرت آشتیناپذیر از غرب سلطهجو و غارتگر. همینها برای شکلدهی به ایدئولوژی بسیجکننده یک ملت در حال توسعه و آزاد کردن نیروی قدرتمند آن کافی بود. بقایای این نیرو، هنوز در چهلمین سال آزاد شدن خود وجود دارد. در هر سه نمونهای که به اختصار توصیف شد نظامهایی بسیار پرزور ظهور کردند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ala-01-06-2
🔹حکومت شکستنی!
▫️شورای سردبیری: امشب در این ستون میخواهیم حکمی طرح و برای اثباتش استدلال کنیم و در این مسیر به تجربه های تاریخی متوسل شویم. آن حکم این است: نظامهای سیاسی ساماندهنده امور با ابتنا بر ایدئولوژی خیلی پر زورند، اما کم مقاومت و بسیار بلندپروازند، اما بی عاقبت خیر.
پرزوری آنها به علت توانایی بسیج وسیع تودهای آنهاست. براساس همه تعاریف مارکسی و پسامارکسی از ایدئولوژی، حکومتها در کشور های مبتلا به این بلا میتوانند بر مبنای آرزوهای برآورده نشده، ناکامیهای تاریخی، تحقیرهای ملی، تمایزات قومی، یا اختلافات مذهبی، نظامی از ارزشهای جعلی قابل درک توسط توده مردم خلق کنند که بربنیاد آن، انرژی تودهای یا توان مردمی به عنوان نیروی محرکه اقتدار حکمرانی آن را تضمین کند. این نیرو بسیار قدرتمند و بهمنآسا است. هنگامی که به راه میافتد. پتانسیل فزاینده دارد و هیچ سازوکاری جلوگیرنده آن نیست. در دهه ۱۹۳۰، یک دهه پس از شکست تحقیرآمیز آلمان در جنگ جهانی اول، بیکاری فزاینده و مقارن شدن با بحران وسیع اقتصادی، ملت آلمان آمادگی پذیرش یک نظام مبتنی بر ایدئولوژی را داشت. حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان با حضور اشخاص سرخورده نظام سیاسی، وازدگان احزاب چپ، افسانهپردازانی که شکست آلمان را حاصل توطئه سرمایهداران یهودی اعلام میکردند و متوهمانی که داستان برتری نژادی آلمانیها بر سایرین را پرجاذبه مییافتند شکل گرفت. با انتخابات دموکراتیک به قدرت رسید و طی سال و ماهی بساط حکومت انتخابی را جمع کرد و توتالیتاریسم پر قدرت و وحشی ایدئولوژی نازیسم آلمان را بر گرده ملت سوار کرد.
بیست سال پیش از آن، ایدئولوژیسازی از آموزههای مارکس در روسیه دهقانی و عقبمانده توسط شاخه رادیکال سازمانهای کمونیستی روسیه یک تحول ضد استبدادی را به یک انقلاب کمونیستی پیوند داد و به نام و هدف حاکم کردن طبقه کارگر روسیه برسایر طبقات، حکومت تمامیتخواهی را پی افکنده بود که خصیصههای همه حکومتهای ایدئولوژیک را بر پیشانی داشت: تمرکزگرایی اکید در برنامهریزی اقتصادی و سیاسی، تاکید بر تمایزات واقعی و فرضی طبقاتی برای اعمال خشونت اجتماعی ناموجه، گسترده ساختن فردپرستی و تبدیل فرد به منبع الهام جمع و هدایت همه. نیروی آزاد شده آنقدر وسیع بود که تلاش بینالمللی برای نابودی حکومت تازه تاسیس و مقاومت داخلی خردهمالکان روس را در طول سه سال جمع کرد.
در ایران تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی، در دوران هر دو پهلوی، میل به خلق یک ایدئولوژی مبتنی بر شوونیسم وجود داشت که به جایی نرسید. اما جمهوری اسلامی کشور را زیر بلیط یک ایدئولوژی از پیش تعریف شده در ذهن آیتالله خمینی برد. مبتنی بر آموزههای سنتی مذهب و آمالهای مدرن ملی. ترکیبی از تعلق قلبی و عملی به یک اسلام جهانروای ستمستیز و نفرت آشتیناپذیر از غرب سلطهجو و غارتگر. همینها برای شکلدهی به ایدئولوژی بسیجکننده یک ملت در حال توسعه و آزاد کردن نیروی قدرتمند آن کافی بود. بقایای این نیرو، هنوز در چهلمین سال آزاد شدن خود وجود دارد. در هر سه نمونهای که به اختصار توصیف شد نظامهایی بسیار پرزور ظهور کردند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ala-01-06-2
Telegraph
حکومت شکستنی
شورای سردبیری : امشب در این ستون میخواهیم حکمی طرح و برای اثباتش استدلال کنیم و در این مسیر به تجربه های تاریخی متوسل شویم .آن حکم این است: نظامهای سیاسی سامان دهنده امور با ابتنا بر ایدئو لوژی خیلی پر زورند، اما کم مقاومت ، و بسیار بلند پروازند اما بی…
#یادداشت_منتخب
🔸گزارش نشست علمی تشیع و دولت؛ نه سکولار، نه رادیکال
▫️روز شنبه، ۱۵ دیماه ۱۳۹۷ نشست «تشیع و دولت؛ نه سکولار، نه رادیکال» با سخنرانی حجتالاسلام دکتر داود فیرحی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران برگزار شد.
در ادامه گزارشی از این نشست را میخوانید:
🔹در دنیای امروز، فقط سه دولت مذهبی به معنای واقعی وجود دارند که عبارتند از ایران، واتیکان و اسرائیل.
🔹در دولتهای دینی همچون دورهی جمهوری اسلامی، سعی در شکستن استقلال دولت و حل کردن آن در تشیع دارد و فکر میکند اگر این کار را بکند، بهنفع شیعه است، در حالیکه اصلاً چنین نیست و موجب برهم خوردن تعادل جامعه میشود.
🔹مرحوم مدرس می گفت که اساساً مشروطه بهدنبال شرعیسازی قوانین نبود، بلکه مترصد این بود که از ساخت و تصویب قوانین معارض با شریعت، جلوگیری نماید.
🔹در دوره جمهوری اسلامی بود که دولت دینی و دولت ماتریالیستی و مادی مطرح شد و اینکه دولت استبدادی باشد یا مشروطه، در سایه قرار گرفت و توجه چندانی به آن نشد. لذا، قانون اساسی بهدنبال این رفت که وجه دینی شدن قانون را غلیظ نماید و از معمای اصلی دوره مشروطه که پیشگیری از استبداد بود، غفلت شد.
🔹در مشروطه چون مسئله استبداد و دموکراسی است، مرجع گفتوگو، حقوق مردم بود. به این ترتیب وظیفهی شرعی حوزههای علمیه روی حقوق مردم متمرکز شد؛ اما در دورهی جمهوری اسلامی میبینیم که بحث، بر مسئلهی رهبری و مفهوم امامت تغییر جهت داده و مسئلهی غصب هم، غصب مقام امام است و نه غصب حقوق مردم.
🔹بخش مهمی از قانون اساسی، به حقوق مردم پرداخته، اما این حقوق کجا هستند. نباید اجازه دهیم سرخوردگی حاصل از انقلاب، در میان مردم ایجاد شود./ مباحثات
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
http://mobahesat.ir/17714
🔸گزارش نشست علمی تشیع و دولت؛ نه سکولار، نه رادیکال
▫️روز شنبه، ۱۵ دیماه ۱۳۹۷ نشست «تشیع و دولت؛ نه سکولار، نه رادیکال» با سخنرانی حجتالاسلام دکتر داود فیرحی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران برگزار شد.
در ادامه گزارشی از این نشست را میخوانید:
🔹در دنیای امروز، فقط سه دولت مذهبی به معنای واقعی وجود دارند که عبارتند از ایران، واتیکان و اسرائیل.
🔹در دولتهای دینی همچون دورهی جمهوری اسلامی، سعی در شکستن استقلال دولت و حل کردن آن در تشیع دارد و فکر میکند اگر این کار را بکند، بهنفع شیعه است، در حالیکه اصلاً چنین نیست و موجب برهم خوردن تعادل جامعه میشود.
🔹مرحوم مدرس می گفت که اساساً مشروطه بهدنبال شرعیسازی قوانین نبود، بلکه مترصد این بود که از ساخت و تصویب قوانین معارض با شریعت، جلوگیری نماید.
🔹در دوره جمهوری اسلامی بود که دولت دینی و دولت ماتریالیستی و مادی مطرح شد و اینکه دولت استبدادی باشد یا مشروطه، در سایه قرار گرفت و توجه چندانی به آن نشد. لذا، قانون اساسی بهدنبال این رفت که وجه دینی شدن قانون را غلیظ نماید و از معمای اصلی دوره مشروطه که پیشگیری از استبداد بود، غفلت شد.
🔹در مشروطه چون مسئله استبداد و دموکراسی است، مرجع گفتوگو، حقوق مردم بود. به این ترتیب وظیفهی شرعی حوزههای علمیه روی حقوق مردم متمرکز شد؛ اما در دورهی جمهوری اسلامی میبینیم که بحث، بر مسئلهی رهبری و مفهوم امامت تغییر جهت داده و مسئلهی غصب هم، غصب مقام امام است و نه غصب حقوق مردم.
🔹بخش مهمی از قانون اساسی، به حقوق مردم پرداخته، اما این حقوق کجا هستند. نباید اجازه دهیم سرخوردگی حاصل از انقلاب، در میان مردم ایجاد شود./ مباحثات
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
http://mobahesat.ir/17714
مباحثات
«تشیع و دولت؛ نه سکولار، نه رادیکال» « مباحثات
دورهی جمهوری اسلامی، سعی در شکستن استقلال دولت و حل کردن آن در تشیع دارد. بخش مهمی از قانون اساسی ایران به حقوق مردم پرداخته، اما این حقوق کجا هستند. نباید اجازه دهیم سرخوردگی حاصل از انقلاب، در میان مردم
#الف
🔸سوریه با اسرائیل هم مرز نیست!
▫️شورای سردبیری: هفته پیش نظر محافل نظامی تصمیم گیرنده ایرانی در باره علل تهاجمات هوایی اسرائیل به سوریه در قالب تفسیری سیاسی در خبرگزاری فارس اعلام شد . سه دلیل آورده اند برای این حملات اسرائیل که عبارتند از اولا دادن پیام به محور مقاومت که بارفتن آمریکا ما کماکان ابتکار عمل و برتری را در سوریه داریم ، ثانیا اسرائیلی ها از روند باز سازی ارتش سوریه در زمینه هایی نگران هستند ، و ثالثا به خاطر انحراف افکار عمومی از خروج احزاب موتلف از کابینه و رسوایی مالی نتانیاهو. به زعم مفسر، اسرائیلی ها به این دلایل اصلی دست به حمله اخیر به تجهیزات ایرانی در دمشق زده اند .
دوستان احتیاط را کنار گذاشته و درباره اقدامات اسرائیل تحلیل میدهند و چون نخواسته اند نزد عوام شعار بدهند واقعا کار تحلیلی کرده اند. تحلیل ارائه شده البته چندان دستمایه منطقی ندارد و گویی لباس همان شعارها را عوض کرده اند. مثلا این که نخست وزیر اسرائیل به خاطر منحرف کردن افکار عمومی از مشکلش در مجلس و پرونده مالی خانواده اش برنامه حمله به سوریه ترتیب بدهد واقعا افسانه پردازی است . قدرت رژیم غاصب صهیونیستی در این است که صاحبان قدرت در آن مانند قدرتمندان ما اجازه این نوع مانورهارا ندارند. آنهابراساس اصلی عمل میکنند که چرچیل نزدیک به هشتاد سال پیش به دوستان خود گفت: برای آنکه بتوانیم به زور یا نیرنگ بر مردمان کشورهای دیگرحکومت کنیم، باید در کشور خودمان دموکراسی، گردش قدرت ، و پاسخگویی داشته باشیم. این اصل که هیچگاه در هیچیک از کشورهای مدعی رویارویی با اسرائیل قابل اعمال نبوده علت اصلی ناتوانی مسلمانان منطقه و زورمندی صهیونیستها شده است. وقتی پلیس ضد فساد به دستور قاضی دوبار به خانه نتانیاهو میریزد و او و زنش را تحت الحفظ و جدا گانه برای باز جویی میبرد ، نتانیاهو حتما صاحب این قدرت فردی بی مرز نیست که سرخود هواپیما برای بمباران همسایه گسیل کند تا مصایب حقوقی شخصی اش را بپوشاند. جالب است بدانیم در رژیم صهیونیست که با، یا بی کمک ابرقدرتها مانند عقاب بالای سر رزیمهای ناکارای منطقه پرواز و آنها را کنترل میکند هیچکس صاحب قدرت مطلق برای دست زدن به این نوع حماقتها نیست. البته امیدواریم گفتن این حرفها سبب باز شدن پرونده تبلیغ به نفع دولت صهیونیستی برای جامعه نو نشود.
این هم که دولت صهیونیستی به خاطر از دست دادن موتلفان خود در مجلس و بی ثباتی سیاسی دست به چنین حرکاتی بزند به همان دلیل منتفی است و اساسا حملات متعدد پیشین مقارن با بروز بحران در کابینه نبود تا بتوان بحران کابینه را پشت تصمیم بمباران اخیر اعلام کرد.
درباره دلیل دوم هم به نظر میرسد تحلیلگر همینطوری یک حرفی زده. اسرائیل نگرانی چندانی در باره تجدید قوای ارتش سوریه ندارد. از آنجا که این موضوع مهمی است دلایلش را مشروح عرض میکنیم:
اول اینکه رژیم سوریه از سال ۱۹۷۳ به هیچ رو با اسرائیل درگیر نشده است، هرچند یک منطقه بسیار مهم سوریه در اشغال دائمی اسرائیل مانده است. مادامی که در سوریه رژیم ناشناختهای سر کار نیاید ، بقای دولت ضعیف خانواده اسد برای اسرائیل مطلوب است .
دوم اینکه باز سازی ارتش سوریه را روسها انجام میدهند که ازنظر امنیتی و منافع منطقه ای با اسرائیلی ها هماهنگی شگرفی دارند . اسرائیل موقع تهاجم به ایرانی ها و حزب الله در سوریه ، روسها را مطلع میکند و انهاموشکهای ضد موشک را از کار میاندازند. روسها ، سوریه را علیه اسرائیل مسلح نمیکنند!
اسرائیل برای اسد توضیح داده است که با حکومتش کاری ندارد و حالا که اسد برای بستن راه ایرانیان محذور دارد ، انها این پیام را به ایران منتقل میکنند که بعد از رفع خطر از سر اسد، دیگر به تحرک نظامی ایرانیان نیازی نیست.
اما از بین سه علت یاد شده که تحلیلگر نظامی آنها را اصلی خوانده ، یک علت منطقی و مطابق واقع است . اسرائیل میداند و باور دارد که بخشی از نیروهای حکومت در ایران واقعا معتقدند به اینکه باید با اسرائیل درگیر شد و به آن ضربه زد و در صورت امکان منحلش کرد. سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل این نیرو را از درون و بیرون تحت نظر دارند و تلاش میکنند تحرکات آن را در نزدیک مرز خود خنثی کنند و همه حملات به سوریه نیز با همین هدف بوده است . حال مساله این است که اگر کسانی میخواهند به هر حال با اسرائیل سرشاخ شوند راهش چیست . قطعا این نیست که از اسد و روسیه بخواهیم راه را باز نگه دارند تا اگر حواس جاسوسان اسرائیل پرت بود سلاح جابجا کنیم. بعید نیست خودشان به اسرائیلی هاخبر میدهند که هواپیمای" موردنظر "رسید. سوریه با اسرائیل هم مرز نیست ؛ مرز مشترک دارد!
🆔 @jameeno
🔸سوریه با اسرائیل هم مرز نیست!
▫️شورای سردبیری: هفته پیش نظر محافل نظامی تصمیم گیرنده ایرانی در باره علل تهاجمات هوایی اسرائیل به سوریه در قالب تفسیری سیاسی در خبرگزاری فارس اعلام شد . سه دلیل آورده اند برای این حملات اسرائیل که عبارتند از اولا دادن پیام به محور مقاومت که بارفتن آمریکا ما کماکان ابتکار عمل و برتری را در سوریه داریم ، ثانیا اسرائیلی ها از روند باز سازی ارتش سوریه در زمینه هایی نگران هستند ، و ثالثا به خاطر انحراف افکار عمومی از خروج احزاب موتلف از کابینه و رسوایی مالی نتانیاهو. به زعم مفسر، اسرائیلی ها به این دلایل اصلی دست به حمله اخیر به تجهیزات ایرانی در دمشق زده اند .
دوستان احتیاط را کنار گذاشته و درباره اقدامات اسرائیل تحلیل میدهند و چون نخواسته اند نزد عوام شعار بدهند واقعا کار تحلیلی کرده اند. تحلیل ارائه شده البته چندان دستمایه منطقی ندارد و گویی لباس همان شعارها را عوض کرده اند. مثلا این که نخست وزیر اسرائیل به خاطر منحرف کردن افکار عمومی از مشکلش در مجلس و پرونده مالی خانواده اش برنامه حمله به سوریه ترتیب بدهد واقعا افسانه پردازی است . قدرت رژیم غاصب صهیونیستی در این است که صاحبان قدرت در آن مانند قدرتمندان ما اجازه این نوع مانورهارا ندارند. آنهابراساس اصلی عمل میکنند که چرچیل نزدیک به هشتاد سال پیش به دوستان خود گفت: برای آنکه بتوانیم به زور یا نیرنگ بر مردمان کشورهای دیگرحکومت کنیم، باید در کشور خودمان دموکراسی، گردش قدرت ، و پاسخگویی داشته باشیم. این اصل که هیچگاه در هیچیک از کشورهای مدعی رویارویی با اسرائیل قابل اعمال نبوده علت اصلی ناتوانی مسلمانان منطقه و زورمندی صهیونیستها شده است. وقتی پلیس ضد فساد به دستور قاضی دوبار به خانه نتانیاهو میریزد و او و زنش را تحت الحفظ و جدا گانه برای باز جویی میبرد ، نتانیاهو حتما صاحب این قدرت فردی بی مرز نیست که سرخود هواپیما برای بمباران همسایه گسیل کند تا مصایب حقوقی شخصی اش را بپوشاند. جالب است بدانیم در رژیم صهیونیست که با، یا بی کمک ابرقدرتها مانند عقاب بالای سر رزیمهای ناکارای منطقه پرواز و آنها را کنترل میکند هیچکس صاحب قدرت مطلق برای دست زدن به این نوع حماقتها نیست. البته امیدواریم گفتن این حرفها سبب باز شدن پرونده تبلیغ به نفع دولت صهیونیستی برای جامعه نو نشود.
این هم که دولت صهیونیستی به خاطر از دست دادن موتلفان خود در مجلس و بی ثباتی سیاسی دست به چنین حرکاتی بزند به همان دلیل منتفی است و اساسا حملات متعدد پیشین مقارن با بروز بحران در کابینه نبود تا بتوان بحران کابینه را پشت تصمیم بمباران اخیر اعلام کرد.
درباره دلیل دوم هم به نظر میرسد تحلیلگر همینطوری یک حرفی زده. اسرائیل نگرانی چندانی در باره تجدید قوای ارتش سوریه ندارد. از آنجا که این موضوع مهمی است دلایلش را مشروح عرض میکنیم:
اول اینکه رژیم سوریه از سال ۱۹۷۳ به هیچ رو با اسرائیل درگیر نشده است، هرچند یک منطقه بسیار مهم سوریه در اشغال دائمی اسرائیل مانده است. مادامی که در سوریه رژیم ناشناختهای سر کار نیاید ، بقای دولت ضعیف خانواده اسد برای اسرائیل مطلوب است .
دوم اینکه باز سازی ارتش سوریه را روسها انجام میدهند که ازنظر امنیتی و منافع منطقه ای با اسرائیلی ها هماهنگی شگرفی دارند . اسرائیل موقع تهاجم به ایرانی ها و حزب الله در سوریه ، روسها را مطلع میکند و انهاموشکهای ضد موشک را از کار میاندازند. روسها ، سوریه را علیه اسرائیل مسلح نمیکنند!
اسرائیل برای اسد توضیح داده است که با حکومتش کاری ندارد و حالا که اسد برای بستن راه ایرانیان محذور دارد ، انها این پیام را به ایران منتقل میکنند که بعد از رفع خطر از سر اسد، دیگر به تحرک نظامی ایرانیان نیازی نیست.
اما از بین سه علت یاد شده که تحلیلگر نظامی آنها را اصلی خوانده ، یک علت منطقی و مطابق واقع است . اسرائیل میداند و باور دارد که بخشی از نیروهای حکومت در ایران واقعا معتقدند به اینکه باید با اسرائیل درگیر شد و به آن ضربه زد و در صورت امکان منحلش کرد. سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل این نیرو را از درون و بیرون تحت نظر دارند و تلاش میکنند تحرکات آن را در نزدیک مرز خود خنثی کنند و همه حملات به سوریه نیز با همین هدف بوده است . حال مساله این است که اگر کسانی میخواهند به هر حال با اسرائیل سرشاخ شوند راهش چیست . قطعا این نیست که از اسد و روسیه بخواهیم راه را باز نگه دارند تا اگر حواس جاسوسان اسرائیل پرت بود سلاح جابجا کنیم. بعید نیست خودشان به اسرائیلی هاخبر میدهند که هواپیمای" موردنظر "رسید. سوریه با اسرائیل هم مرز نیست ؛ مرز مشترک دارد!
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۸ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۸ دی ۹۷
تاجزاده: #بیایید_بیرون!
تحلیل سیدمصطفی تاجزاده از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
تاجزاده: #بیایید_بیرون!
تحلیل سیدمصطفی تاجزاده از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🔹همراهان جامعه نو،
نخست، پوزش از بابت چند روز غیبت. سببش را نیک میدانید. امید که رفع شده باشد.
دوم اینکه هرچند در برنامه امروز اعلام شده که نسخه کامل گفتگوی «صدای نو» با آقای سیدمصطفی تاجزاده، فردا عصر منتشر خواهد شد، به اسبابی، انتشار نسخه کامل این گفتگو، به روز شنبه موکول شد.
🆔 @jameeno
نخست، پوزش از بابت چند روز غیبت. سببش را نیک میدانید. امید که رفع شده باشد.
دوم اینکه هرچند در برنامه امروز اعلام شده که نسخه کامل گفتگوی «صدای نو» با آقای سیدمصطفی تاجزاده، فردا عصر منتشر خواهد شد، به اسبابی، انتشار نسخه کامل این گفتگو، به روز شنبه موکول شد.
🆔 @jameeno
🔸بیش از 320 کارگر در معدن طلای آقدره باردیگر بیکار شدند
🔺زخم زمستانه آقدره
▫️جامعه نو / لیلارزاقی: کارفرمای معدن طلای آقدره در شهرستان تکاب در دو ماهه گذشته و در آستانه زمستان، بیش از ۳۲۰ کارگر این معدن را تعدیل کرده است. کارگران تعدیل شده میگویند؛ کارفرما با توجیه فصلی بودن کار، از تمدید قرارداد با آنها خودداری کرده است. اتفاقی که تقریبا هر سال تکرار میشود و کارگران برخی از واحدهای این شرکت معدنی را خانه نشین میکند. به گفته کارگران، با وجود بیکاری گسترده در سه روستای آقدره بالا، آقدره وسطی و آقدره پایین، همچنان تعداد نیروهای غیربومی شاغل در بخشهای مختلف این معدن از تعداد نیروهای بومی بیشتر است و این مساله بازگشت به کار آنها در بهار سال آینده را با تردید مواجه کرده است.
حکایت همچنان باقیست..
نام معدن طلای آقدره تکاب در استان آذربایجان غربی، از چهار سال گذشته و از اعتراض دی ماه سال ۹۳ بر سر زبانها افتاد. شرکت پویا زرکان به عنوان پیمانکار اصلی معدن طلای آق دره ۳۵۰ نفر از کارگران فصلی این معدن را به دلیل تمام شدن مدت قرارداد کاریشان تعدیل کرد. در اعتراض به این اقدام کارفرما، تجمع گستردهای از سوی کارگران اخراجی در مقابل نگهبانی معدن صورت گرفت که در نتیجه برخورد عوامل نگهبانی با معترضین، حوالی ساعت ۸ شب روز ششم دی ماه سال ۹۳ یکی از کارگران که تحت فشار روحی وارده شده قرار داشت در اعتراض به از دست دادن شغلش اقدام به خود کشی کرد. در آن زمان دستگاه قضایی با شکایت کارفرما به اتهام ایجاد اغتشاش علیه حدود ۱۷ نفر از کارگران اعلام جرم کرد. کارگران به زندان، پرداخت جریمه و شلاق محکوم شدند. یک تجمع اعتراضی کاملا صنفی، امنیتی تعبیر شد و در اقدامی بیسابقه حکم شلاق علیه این کارگران به اجرا درآمد. از آن زمان به بعد وضعیت بازگشت به کار کارگران معترض با ابهامات زیادی همراه شد. هیات تحقیق و تفحصی از سوی مجلس مامور شد تا فعالیت این معدن را از نزدیک تحت نظر قرار دهد و گزارش آن را منتشر نماید. سرانجام با وساطت نمایندگان مجلس و بیش از آن، فشار افکار عمومی و رسانهها بعد از دو سال کارگران بیکار شده به کار بازگشتند. با این حال بازهم در یکی دو سال گذشته آقدره آرام نبود. حجم بالای تخریبهای محیط زیستی که به باور اهالی و فعالین محیط زیست ناشی از فعالیت این معدن در منطقه است، کار کشاورزی و دامداری را برای مردم این منطقه که تعدادی از آنها از کارگران معدن هستند و پیشتر از اینها در ایام بیکاری، به کشاورزی و دامداری مشغول بودند با مشکل مواجه کرده است. به همین دلیل در طی سالهای گذشته و در پی تعدیل نیروها، تجمعات صنفی و اعتراضی توسط کارگران بومی این منطقه در جریان بوده است. به طوریکه در یکی دو سال گذشته اعتراض صنفی کارگران آقدره وسطی نسبت بکارگیری نیروهای غیربومی و نداشتن امنیت شغلی کارگران فصلی به درگیری و آشوب کشیده شد. همین چند روز پیش بود که خبر بیکاری 320 کارگر این معدن، دوباره به سرتیتر خبرهای کارگری تبدیل شد. گزارشهای بیشتری نشان میدهد که مجددا حجم بالایی از تعدیل نیرو ، حداقل نسبت به سال گذشته رخ داده است. معضل قراردادهای یک ماهه، مشخص نبودن مفهوم کار فصلی برای کارگران معدن، استفاده از نیروهای غیربومی به جای نیروهای بومی و تردید در خصوص آینده شغلی با وجود از بین رفتن کلیه منابع تامین درآمد در این روستای دورافتاده از جمله مواردی است که کارگران تعدیل شده در گفتگو با جامعه نو به آن اشاره میکنند.
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/agh-01-08
🔺زخم زمستانه آقدره
▫️جامعه نو / لیلارزاقی: کارفرمای معدن طلای آقدره در شهرستان تکاب در دو ماهه گذشته و در آستانه زمستان، بیش از ۳۲۰ کارگر این معدن را تعدیل کرده است. کارگران تعدیل شده میگویند؛ کارفرما با توجیه فصلی بودن کار، از تمدید قرارداد با آنها خودداری کرده است. اتفاقی که تقریبا هر سال تکرار میشود و کارگران برخی از واحدهای این شرکت معدنی را خانه نشین میکند. به گفته کارگران، با وجود بیکاری گسترده در سه روستای آقدره بالا، آقدره وسطی و آقدره پایین، همچنان تعداد نیروهای غیربومی شاغل در بخشهای مختلف این معدن از تعداد نیروهای بومی بیشتر است و این مساله بازگشت به کار آنها در بهار سال آینده را با تردید مواجه کرده است.
حکایت همچنان باقیست..
نام معدن طلای آقدره تکاب در استان آذربایجان غربی، از چهار سال گذشته و از اعتراض دی ماه سال ۹۳ بر سر زبانها افتاد. شرکت پویا زرکان به عنوان پیمانکار اصلی معدن طلای آق دره ۳۵۰ نفر از کارگران فصلی این معدن را به دلیل تمام شدن مدت قرارداد کاریشان تعدیل کرد. در اعتراض به این اقدام کارفرما، تجمع گستردهای از سوی کارگران اخراجی در مقابل نگهبانی معدن صورت گرفت که در نتیجه برخورد عوامل نگهبانی با معترضین، حوالی ساعت ۸ شب روز ششم دی ماه سال ۹۳ یکی از کارگران که تحت فشار روحی وارده شده قرار داشت در اعتراض به از دست دادن شغلش اقدام به خود کشی کرد. در آن زمان دستگاه قضایی با شکایت کارفرما به اتهام ایجاد اغتشاش علیه حدود ۱۷ نفر از کارگران اعلام جرم کرد. کارگران به زندان، پرداخت جریمه و شلاق محکوم شدند. یک تجمع اعتراضی کاملا صنفی، امنیتی تعبیر شد و در اقدامی بیسابقه حکم شلاق علیه این کارگران به اجرا درآمد. از آن زمان به بعد وضعیت بازگشت به کار کارگران معترض با ابهامات زیادی همراه شد. هیات تحقیق و تفحصی از سوی مجلس مامور شد تا فعالیت این معدن را از نزدیک تحت نظر قرار دهد و گزارش آن را منتشر نماید. سرانجام با وساطت نمایندگان مجلس و بیش از آن، فشار افکار عمومی و رسانهها بعد از دو سال کارگران بیکار شده به کار بازگشتند. با این حال بازهم در یکی دو سال گذشته آقدره آرام نبود. حجم بالای تخریبهای محیط زیستی که به باور اهالی و فعالین محیط زیست ناشی از فعالیت این معدن در منطقه است، کار کشاورزی و دامداری را برای مردم این منطقه که تعدادی از آنها از کارگران معدن هستند و پیشتر از اینها در ایام بیکاری، به کشاورزی و دامداری مشغول بودند با مشکل مواجه کرده است. به همین دلیل در طی سالهای گذشته و در پی تعدیل نیروها، تجمعات صنفی و اعتراضی توسط کارگران بومی این منطقه در جریان بوده است. به طوریکه در یکی دو سال گذشته اعتراض صنفی کارگران آقدره وسطی نسبت بکارگیری نیروهای غیربومی و نداشتن امنیت شغلی کارگران فصلی به درگیری و آشوب کشیده شد. همین چند روز پیش بود که خبر بیکاری 320 کارگر این معدن، دوباره به سرتیتر خبرهای کارگری تبدیل شد. گزارشهای بیشتری نشان میدهد که مجددا حجم بالایی از تعدیل نیرو ، حداقل نسبت به سال گذشته رخ داده است. معضل قراردادهای یک ماهه، مشخص نبودن مفهوم کار فصلی برای کارگران معدن، استفاده از نیروهای غیربومی به جای نیروهای بومی و تردید در خصوص آینده شغلی با وجود از بین رفتن کلیه منابع تامین درآمد در این روستای دورافتاده از جمله مواردی است که کارگران تعدیل شده در گفتگو با جامعه نو به آن اشاره میکنند.
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/agh-01-08
Telegraph
بیش از 320 کارگر در معدن طلای آقدره باردیگر بیکار شدند
زخم زمستانه آقدره کارفرمای معدن طلای آقدره در شهرستان تکاب در دو ماهه گذشته و در آستانه زمستان، بیش از ۳۲۰ کارگر این معدن را تعدیل کرده است. کارگران تعدیل شده میگویند؛ کارفرما با توجیه فصلی بودن کار، از تمدید قرارداد با آنها خودداری کرده است. اتفاقی…
#الف
🔻کاسه نجس نیست!
▫️شورای سردبیری: در تاریخ ایران دو شخص کاملا متفاوت وجود دارند که منتقدان طنزپرداز با آنها برخورد یکسانی داشته اند: امیر عباس هویدا و حسن حبیبی.
به تمایزات آنها که صد رسن فاصله دارند کاری نداریم، چراکه جذابیت مقایسه شان در مشابهت موقعیت آنهاست. در دهه چهل و پنجاه، کاریکاتوریستهای مجله فکاهی توفیق، عباس هویدا را سیبل همه انتقادها از رژیم شاهنشاهی ساخته بودند و با آنکه آشکار بود مسئول مستقیم بسیاری از نارسایی های کشور محمدرضا شاه است، اما "فضا" اجازه کشیدن کاریکاتور شاه و خانواده اش را نمیداد. پس برای طرح هر مشکلی، هویدا و پیپ و عصایش به میان می آمد. بدبخت، بلاگردان استبداد بود.
بعد از انقلاب، در سالهایی که انتقاد از حتی یک مدیر کل نادان میتوانست آواری از اتهام بر سر منتقد بریزد، مرحوم کیومرث صابری که دوستی قدیمی با اشخاص مهم داشت این اقبال را یافت که با کمک آقای دعایی مدیر روزنامه اطلاعات جریان طنز مکتوب را در رسانه های جمهوری اسلامی پدید آورد. او سپس هفته نامه طنز گل آقا را تاسیس کرد که قاعدتا باید کاریکاتور هم میداشت. اینجا بود که پای حسن حبیبی، یک سیاستمرد آرام متمایل به ملیون و طبعا عاقل و بی فساد، به میان آمد. معاون اول روسای جمهوری بود و صابری هم مجبور شده بود به صراحت بگوید "نمیخواهد" (فقط خدا میداند که آیا میخواست بگوید "نمیتواند" یا نه) کاریکاتور روحانیون را بکشد. بنابراین حسن حبیبی باید جور همه را میکشید. هویدا البته جز مسئولیت اعمال خودش، فقط پاسخگوی خطاهای شاه هم بود، ولی حسن حبیبی باید سوژه همه کاریکاتورهایی میشد که در باره اعمال همه روحانیون مستقر در ارکان و اریکه مشغول تصمیم سازی و فرماندهی بودند. گل آقا گفته بود کاریکاتوری از لباس روحانیت نمیکشد.
اما اوضاع تغییرات شگرفی یافت. وقتی اینترنت و رسانه های مجازی توسعه پیدا کردند، نیاز به پیدا کردن سیبل برای بلاگردانی "بالا" از بین رفت. نه از این بابت که حکومت رفتار عاقلانه ای داشت، بلکه از آنجا که خودش کاریکاتور خودش شد. هروز مجموعه ای از گزیده آثار کلامی و فکری اجزای حکومت مثل نقل و نبات در شبکه اینترنت جابجا میشود که تاثیری شگرفتر از کاریکاتور دارد و نه سبب نقد و اصلاح، که ریشخند و تخطئه کل سیستم میشود. دیگر نیازی نیست کاریکاتوریستها معاون اول را نماد کل حکومت بگیرند؛ کل حکومت کاریکاتور خودش شده است. خودش، و اجزا و منصوبان و منسوبانش. امثال صادق زیباکلام میتوانند با هرجمله ای در باره هر ماجرایی به چندین نفر از بالا و پایین حکومت متلک بگویند. کل سیستم مضحکه خاص و عام است.
پدید آمدن این فضاهای جدید، گسترده تر از موضوع کاریکاتور این و آن و موجد تحولاتی شگرف است: فضای مجازی حریمی برای کسان نمی گذارد و مردمان قرار گرفته در معرض آراء و حرفها و اعمال حکمرانان آنها را زیر چکش نقد و تمسخر خود له میکنند. خطر این است که آنچه در نهایت این روند حاصل میشود نه فقط تخطئه و نفی مسئولان حکومت و نصب شدگان آنها، که کل سازمان اجتماعی و سازوکارهای اداره جامعه است. معنای نفی این سازو کارها این است که در ذهن جمعی، جایی برای اصلاح حکومت باقی نمیماند و انقلاب و برافکندن همه چیز، در ذهن جامعه امری طبیعی میشود. در این شرایط، ناقد سیاسی فکور و جدی در فضای حقیقی باید چه کند؟
بدیهی است نباید به دنباله روی از رویه های عوام و مسیر مطایبه و حتی صدور جملات قصار و نغز در توییتر بیفتد. بلکه لازم است رویکرد خود در انعکاس اخبار (در جایی که در جریان آن موثر است)، تفسیر و تحلیل، نقد و به دنبال آن خطاب و مخاطب را مورد تجدید نظر قرار دهد که الزاما منتج به درشت گویی و تعرض تند و تخطئه های بی پایه نمیشود و بیشتر تدقیق نظری مسئولیت مقامات ارشد در کارکرد سلسله مراتب حکمرانی و معنای آن برای جامعه، فارغ از خرابکاری های اجزای حکومت، پذیرش قضاوتهای عاقلانه تر درباره مسئولیت اشخاص است. در واقع تغییری در گفتمان نیروهای سیاسی کشور لازم است. تغییری که هدفش جدا کردن سازمان اداره کشور از عاملان مسئول در آن است. مثلا ارزشهای نهفته در ساختار خلق قوانین، ارزش اطمینان از وجود یک سازوکار دفاعی و ارزش تشکیلات و مقررات گردش مالی، فارغ از اینکه چه کسی وکیل یا سردار یا وزیر است به عنوان سرمایه های ملی باید حفظ شوند و "سازمان ها" اسباب سرکوب و سیطره حکومت فرض نشوند. مردم باید از این گفتمان تازه بیاموزند که خوب است مسئولان ناصالح، کم دانش، قلیل العقل و ناکارا را تغییر دهند، اما همه چیز را نباید نفی کنند و به راه انقلاب بروند. ساختارهای اداره کشور حاصل توسعه کشور است نه ابزار سلطه حکومت، هر چند در ظاهر چنین نماید.
مهمترین کار اهل فکر برای فردا، یافتن راه جلوگیری از آمدن طوفان است؛ طوفانی که کاسه را هم به زمین میکوبد و در هم میپیچد.
🆔 @jameeno
🔻کاسه نجس نیست!
▫️شورای سردبیری: در تاریخ ایران دو شخص کاملا متفاوت وجود دارند که منتقدان طنزپرداز با آنها برخورد یکسانی داشته اند: امیر عباس هویدا و حسن حبیبی.
به تمایزات آنها که صد رسن فاصله دارند کاری نداریم، چراکه جذابیت مقایسه شان در مشابهت موقعیت آنهاست. در دهه چهل و پنجاه، کاریکاتوریستهای مجله فکاهی توفیق، عباس هویدا را سیبل همه انتقادها از رژیم شاهنشاهی ساخته بودند و با آنکه آشکار بود مسئول مستقیم بسیاری از نارسایی های کشور محمدرضا شاه است، اما "فضا" اجازه کشیدن کاریکاتور شاه و خانواده اش را نمیداد. پس برای طرح هر مشکلی، هویدا و پیپ و عصایش به میان می آمد. بدبخت، بلاگردان استبداد بود.
بعد از انقلاب، در سالهایی که انتقاد از حتی یک مدیر کل نادان میتوانست آواری از اتهام بر سر منتقد بریزد، مرحوم کیومرث صابری که دوستی قدیمی با اشخاص مهم داشت این اقبال را یافت که با کمک آقای دعایی مدیر روزنامه اطلاعات جریان طنز مکتوب را در رسانه های جمهوری اسلامی پدید آورد. او سپس هفته نامه طنز گل آقا را تاسیس کرد که قاعدتا باید کاریکاتور هم میداشت. اینجا بود که پای حسن حبیبی، یک سیاستمرد آرام متمایل به ملیون و طبعا عاقل و بی فساد، به میان آمد. معاون اول روسای جمهوری بود و صابری هم مجبور شده بود به صراحت بگوید "نمیخواهد" (فقط خدا میداند که آیا میخواست بگوید "نمیتواند" یا نه) کاریکاتور روحانیون را بکشد. بنابراین حسن حبیبی باید جور همه را میکشید. هویدا البته جز مسئولیت اعمال خودش، فقط پاسخگوی خطاهای شاه هم بود، ولی حسن حبیبی باید سوژه همه کاریکاتورهایی میشد که در باره اعمال همه روحانیون مستقر در ارکان و اریکه مشغول تصمیم سازی و فرماندهی بودند. گل آقا گفته بود کاریکاتوری از لباس روحانیت نمیکشد.
اما اوضاع تغییرات شگرفی یافت. وقتی اینترنت و رسانه های مجازی توسعه پیدا کردند، نیاز به پیدا کردن سیبل برای بلاگردانی "بالا" از بین رفت. نه از این بابت که حکومت رفتار عاقلانه ای داشت، بلکه از آنجا که خودش کاریکاتور خودش شد. هروز مجموعه ای از گزیده آثار کلامی و فکری اجزای حکومت مثل نقل و نبات در شبکه اینترنت جابجا میشود که تاثیری شگرفتر از کاریکاتور دارد و نه سبب نقد و اصلاح، که ریشخند و تخطئه کل سیستم میشود. دیگر نیازی نیست کاریکاتوریستها معاون اول را نماد کل حکومت بگیرند؛ کل حکومت کاریکاتور خودش شده است. خودش، و اجزا و منصوبان و منسوبانش. امثال صادق زیباکلام میتوانند با هرجمله ای در باره هر ماجرایی به چندین نفر از بالا و پایین حکومت متلک بگویند. کل سیستم مضحکه خاص و عام است.
پدید آمدن این فضاهای جدید، گسترده تر از موضوع کاریکاتور این و آن و موجد تحولاتی شگرف است: فضای مجازی حریمی برای کسان نمی گذارد و مردمان قرار گرفته در معرض آراء و حرفها و اعمال حکمرانان آنها را زیر چکش نقد و تمسخر خود له میکنند. خطر این است که آنچه در نهایت این روند حاصل میشود نه فقط تخطئه و نفی مسئولان حکومت و نصب شدگان آنها، که کل سازمان اجتماعی و سازوکارهای اداره جامعه است. معنای نفی این سازو کارها این است که در ذهن جمعی، جایی برای اصلاح حکومت باقی نمیماند و انقلاب و برافکندن همه چیز، در ذهن جامعه امری طبیعی میشود. در این شرایط، ناقد سیاسی فکور و جدی در فضای حقیقی باید چه کند؟
بدیهی است نباید به دنباله روی از رویه های عوام و مسیر مطایبه و حتی صدور جملات قصار و نغز در توییتر بیفتد. بلکه لازم است رویکرد خود در انعکاس اخبار (در جایی که در جریان آن موثر است)، تفسیر و تحلیل، نقد و به دنبال آن خطاب و مخاطب را مورد تجدید نظر قرار دهد که الزاما منتج به درشت گویی و تعرض تند و تخطئه های بی پایه نمیشود و بیشتر تدقیق نظری مسئولیت مقامات ارشد در کارکرد سلسله مراتب حکمرانی و معنای آن برای جامعه، فارغ از خرابکاری های اجزای حکومت، پذیرش قضاوتهای عاقلانه تر درباره مسئولیت اشخاص است. در واقع تغییری در گفتمان نیروهای سیاسی کشور لازم است. تغییری که هدفش جدا کردن سازمان اداره کشور از عاملان مسئول در آن است. مثلا ارزشهای نهفته در ساختار خلق قوانین، ارزش اطمینان از وجود یک سازوکار دفاعی و ارزش تشکیلات و مقررات گردش مالی، فارغ از اینکه چه کسی وکیل یا سردار یا وزیر است به عنوان سرمایه های ملی باید حفظ شوند و "سازمان ها" اسباب سرکوب و سیطره حکومت فرض نشوند. مردم باید از این گفتمان تازه بیاموزند که خوب است مسئولان ناصالح، کم دانش، قلیل العقل و ناکارا را تغییر دهند، اما همه چیز را نباید نفی کنند و به راه انقلاب بروند. ساختارهای اداره کشور حاصل توسعه کشور است نه ابزار سلطه حکومت، هر چند در ظاهر چنین نماید.
مهمترین کار اهل فکر برای فردا، یافتن راه جلوگیری از آمدن طوفان است؛ طوفانی که کاسه را هم به زمین میکوبد و در هم میپیچد.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۹ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۹ دی ۹۷
هدف اسرائیل از حملات هوایی به سوریه چیست ؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
هدف اسرائیل از حملات هوایی به سوریه چیست ؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🔸پرونده خشونت و شکنجه هنوز باز است
🔺بعد از دادنامه اسماعیل بخشی، گفتگوی #محمد_حبیبی هم منتشر شد
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: نامه دادخواهانه اسماعیل بخشی فعال کارگری نیشکر هفت تپه که طی آن وزیر اطلاعات دولت دوازدهم را به مناظره فراخواند، گرچه از زوایای مختلف و به خصوص نقد ساحت و کارکرد آن در گستره فعالیت صنفی و تشکیلاتی قابل بررسی کارشناسانه است اما از دیدگاه تاثیرگذاری آن بر افکار عمومی حاوی نکات مهمی است که نمیتوان از کنار آن به راحتی گذر کرد. واکاوی و بیان آنچه در روزهای بازداشت بر او گذشته است، آن هم به زبان ساده و قابل فهم برای آنهایی که دادنامه او را خواندند و شنیدند، بازخوانی یک پرونده قدیمی اما باز، از وضعیت برخورد با فعالان صنفی، عقیدتی،سیاسی و اجتماعی است. با وجود تکذیبه های و انکارهای مقامات مسول پیرامون ادعاهای اسماعیل بخشی، در یک هفته ای که از انتشار این نامه گذشته، بسیاری، از ضرورت بازخوانی تجربه های شکنجه در زندانهای ایران نوشته اند. از شکنجه های روانی که در ادبیات شکنجه به "شکنجه های سفید" معروفند تا شکنجه های فیزیکی که بدن را، آماج درهم شکستن زندانی قرار میدهند. این بازخوانی ها، کهنه و تازه شد. گروهی از فعالین کارگری مثل رضا شهابی یا فعالین دانشجویی مثل مجید توکلی که سابقه سالها بازداشت را داشتند از تجربه های شکنجه در زندانهای ایران گفتند و نوشتند. در تازه ترین مورد روز گذشته، کانال صنفی معلمان ایران گفتگویی منتشر نشده از محمد حبیبی معلم و فعال صنفی را منتشر کرد که طی آن این معلم زندانی از خشونتهایی که علیه او در هنگام بازداشت به کار رفته، سخن گفته است. محمد حبیبی بیش از 245 روز است که در زندان است و این گفتگو اتفاقا در خردادماه ۹۷، یعنی درست یک ماه بعد از بازداشت او انجام شده است. حبیبی در ماههای ابتدایی بازداشت در زندان تهران بزرگ زندانی بود و پس از آن به زندان اوین منتقل شد. این فعال صنفی، چندی پیش و در دادگاه تجدیدنظر به دهسالونیم زندان، هفتادوچهارضربه شلاق و ممنوعیت فعالیت اجتماعی و خروج از کشور محکوم شده است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/hab-01-09
🔺بعد از دادنامه اسماعیل بخشی، گفتگوی #محمد_حبیبی هم منتشر شد
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: نامه دادخواهانه اسماعیل بخشی فعال کارگری نیشکر هفت تپه که طی آن وزیر اطلاعات دولت دوازدهم را به مناظره فراخواند، گرچه از زوایای مختلف و به خصوص نقد ساحت و کارکرد آن در گستره فعالیت صنفی و تشکیلاتی قابل بررسی کارشناسانه است اما از دیدگاه تاثیرگذاری آن بر افکار عمومی حاوی نکات مهمی است که نمیتوان از کنار آن به راحتی گذر کرد. واکاوی و بیان آنچه در روزهای بازداشت بر او گذشته است، آن هم به زبان ساده و قابل فهم برای آنهایی که دادنامه او را خواندند و شنیدند، بازخوانی یک پرونده قدیمی اما باز، از وضعیت برخورد با فعالان صنفی، عقیدتی،سیاسی و اجتماعی است. با وجود تکذیبه های و انکارهای مقامات مسول پیرامون ادعاهای اسماعیل بخشی، در یک هفته ای که از انتشار این نامه گذشته، بسیاری، از ضرورت بازخوانی تجربه های شکنجه در زندانهای ایران نوشته اند. از شکنجه های روانی که در ادبیات شکنجه به "شکنجه های سفید" معروفند تا شکنجه های فیزیکی که بدن را، آماج درهم شکستن زندانی قرار میدهند. این بازخوانی ها، کهنه و تازه شد. گروهی از فعالین کارگری مثل رضا شهابی یا فعالین دانشجویی مثل مجید توکلی که سابقه سالها بازداشت را داشتند از تجربه های شکنجه در زندانهای ایران گفتند و نوشتند. در تازه ترین مورد روز گذشته، کانال صنفی معلمان ایران گفتگویی منتشر نشده از محمد حبیبی معلم و فعال صنفی را منتشر کرد که طی آن این معلم زندانی از خشونتهایی که علیه او در هنگام بازداشت به کار رفته، سخن گفته است. محمد حبیبی بیش از 245 روز است که در زندان است و این گفتگو اتفاقا در خردادماه ۹۷، یعنی درست یک ماه بعد از بازداشت او انجام شده است. حبیبی در ماههای ابتدایی بازداشت در زندان تهران بزرگ زندانی بود و پس از آن به زندان اوین منتقل شد. این فعال صنفی، چندی پیش و در دادگاه تجدیدنظر به دهسالونیم زندان، هفتادوچهارضربه شلاق و ممنوعیت فعالیت اجتماعی و خروج از کشور محکوم شده است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/hab-01-09
Telegraph
پرونده خشونت و شکنجه هنوز باز است
بعد از دادنامه اسماعیل بخشی، گفتگوی محمد حبیبی هم منتشر شد جامعه نو: نامه دادخواهانه اسماعیل بخشی فعال کارگری نیشکر هفت تپه که طی آن وزیر اطلاعات دولت دوازدهم را به مناظره فراخواند، گرچه از زوایای مختلف و به خصوص نقد ساحت و کارکرد آن در گستره فعالیت صنفی…
صدای نو | ۲۰ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۰ دی ۹۷
وقتی در ذهن جمعی جایی برای اصلاح حکومت باقی نمیماند چه باید کرد؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
وقتی در ذهن جمعی جایی برای اصلاح حکومت باقی نمیماند چه باید کرد؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
#یادداشت_منتخب
🖌 سید مصطفی تاجزاده
▫️سیاست خارجی باید در خدمت توسعه اقتصادی کشور قرار گیرد نه اینکه درآمد نفتی ایران صرف بلندپروازی منطقهای حکومت شود.
✅ در خاورمیانه کنونی چه در درون تک تک کشورها و چه بین آنها، احزاب و دولتها جز انتخاب ستیز و جنگ و انجام بازی باخت/باخت یا سازش و کنارآمدن با هم و راهبرد برد/برد راهی ندارند.
✅ اگر در جامعه ما همهپرسی شود، به نظر من بالای ۵۰درصد مردم به آزادی حجاب رای میدهند ولی این رای به معنای آن نیست که بیشتر از ۵۰درصد بیحجاب خواهند شد.
✅ فضای مجازی و جهانی شدن ارتباطات و اقتصاد، دیکتاتوری را بسیار پرهزینه و دشوار کرده است.
✅ در ایران امروز نیز بازی برد/باخت منتفی است. همه نیروهای سیاسی و نیز ملت ایران خواهند باخت یا همگی با گفت و گو و انتخابات آزاد سود خواهند برد.
✅ در ۴۰ سال گذشته چین ۷۵۲ میلیون نفر، یعنی ۱۰ برابر جمعیت ایران را از زیر خط فقر خارج کرده است. آن وقت در ایران ثروتمند روز به روز قشرهای بیشتری زیر خط فقر میروند.
✅ جامعه زنده و متکثر ما دو راه بیشتر ندارد، نزاع همه علیه همه یا پذیرش دیگری و تن دادن به دموکراسی. این موضوعی است که سالهاست با تعبیر لبنانیزهشدن منطقه از آن نام میبرم.
✅در لبنان امکان دیکتاتوری وجود ندارد چون همه جناحها قوی هستند؛ تشکیلات، پول، رسانه، سلاح و حامی داخلی و خارجی دارند و حذف کامل هیچ طرفی ممکن نیست. در این کشور یا تن به دموکراسی میدهند یا گرفتار جنگ داخلی خواهند شد.
✅ تاریخ ایران برپایه دوگانه استبداد/هرجومرج استوار بود و مردم برای دوری از هرج و مرج، همواره تن به استبداد میدادند. انقلاب مشروطه راه سومی پیش پای ایرانیان گذاشت.
✅ نسل انقلاب تمامیت خواه بود و حتی
آزاداندیشترین سیاست ورز صدرانقلاب یعنی مهندس بازرگان نیز در این زمینه با ما فرق اساسی نداشت.
✅ وظیفه اصلی دولت روحانی شکستن تحریمهاست نه دعوت به مقاومت ۲ یا ۶ ساله در مقابل تحریمهای ظالمانه ترامپ.
✅ این سخن که ما با این دولت امریکا مذاکره نمیکنیم اشتباه است. درست آن است که تهران پیشنهادهای دقیق و عملی در برابر اعلامهای واشنگتن بدهد.
✅ ایرانیان در ماجرای اشغال سفارت، جنگ تحمیلی و پرونده هستهای خسارات اجتنابپذیر زیادی بابت تاخیر در اتخاذ تصمیم به مذاکره دادند. این خطا نباید دوباره تکرار شود بویژه آنکه گذشت زمان در حال حاضر بیشتر به زیان ماست.
✅ بیشترین واژهای که در گفتار و نوشتار آیتالله خمینی تکرار شد، مردم است. این واژه حتی بیش از اسلام به کار رفت.
✅ در حکومت اصل بر مردم و مطالبات آنهاست. علت دین گریزی قشرهای وسیعی از ایرانیان این است که جمهوری اسلامی از این گفتمان فاصله گرفته است. / فردای بهتر
🆔 @jameeno
https://bit.ly/2C5HJu4
🖌 سید مصطفی تاجزاده
▫️سیاست خارجی باید در خدمت توسعه اقتصادی کشور قرار گیرد نه اینکه درآمد نفتی ایران صرف بلندپروازی منطقهای حکومت شود.
✅ در خاورمیانه کنونی چه در درون تک تک کشورها و چه بین آنها، احزاب و دولتها جز انتخاب ستیز و جنگ و انجام بازی باخت/باخت یا سازش و کنارآمدن با هم و راهبرد برد/برد راهی ندارند.
✅ اگر در جامعه ما همهپرسی شود، به نظر من بالای ۵۰درصد مردم به آزادی حجاب رای میدهند ولی این رای به معنای آن نیست که بیشتر از ۵۰درصد بیحجاب خواهند شد.
✅ فضای مجازی و جهانی شدن ارتباطات و اقتصاد، دیکتاتوری را بسیار پرهزینه و دشوار کرده است.
✅ در ایران امروز نیز بازی برد/باخت منتفی است. همه نیروهای سیاسی و نیز ملت ایران خواهند باخت یا همگی با گفت و گو و انتخابات آزاد سود خواهند برد.
✅ در ۴۰ سال گذشته چین ۷۵۲ میلیون نفر، یعنی ۱۰ برابر جمعیت ایران را از زیر خط فقر خارج کرده است. آن وقت در ایران ثروتمند روز به روز قشرهای بیشتری زیر خط فقر میروند.
✅ جامعه زنده و متکثر ما دو راه بیشتر ندارد، نزاع همه علیه همه یا پذیرش دیگری و تن دادن به دموکراسی. این موضوعی است که سالهاست با تعبیر لبنانیزهشدن منطقه از آن نام میبرم.
✅در لبنان امکان دیکتاتوری وجود ندارد چون همه جناحها قوی هستند؛ تشکیلات، پول، رسانه، سلاح و حامی داخلی و خارجی دارند و حذف کامل هیچ طرفی ممکن نیست. در این کشور یا تن به دموکراسی میدهند یا گرفتار جنگ داخلی خواهند شد.
✅ تاریخ ایران برپایه دوگانه استبداد/هرجومرج استوار بود و مردم برای دوری از هرج و مرج، همواره تن به استبداد میدادند. انقلاب مشروطه راه سومی پیش پای ایرانیان گذاشت.
✅ نسل انقلاب تمامیت خواه بود و حتی
آزاداندیشترین سیاست ورز صدرانقلاب یعنی مهندس بازرگان نیز در این زمینه با ما فرق اساسی نداشت.
✅ وظیفه اصلی دولت روحانی شکستن تحریمهاست نه دعوت به مقاومت ۲ یا ۶ ساله در مقابل تحریمهای ظالمانه ترامپ.
✅ این سخن که ما با این دولت امریکا مذاکره نمیکنیم اشتباه است. درست آن است که تهران پیشنهادهای دقیق و عملی در برابر اعلامهای واشنگتن بدهد.
✅ ایرانیان در ماجرای اشغال سفارت، جنگ تحمیلی و پرونده هستهای خسارات اجتنابپذیر زیادی بابت تاخیر در اتخاذ تصمیم به مذاکره دادند. این خطا نباید دوباره تکرار شود بویژه آنکه گذشت زمان در حال حاضر بیشتر به زیان ماست.
✅ بیشترین واژهای که در گفتار و نوشتار آیتالله خمینی تکرار شد، مردم است. این واژه حتی بیش از اسلام به کار رفت.
✅ در حکومت اصل بر مردم و مطالبات آنهاست. علت دین گریزی قشرهای وسیعی از ایرانیان این است که جمهوری اسلامی از این گفتمان فاصله گرفته است. / فردای بهتر
🆔 @jameeno
https://bit.ly/2C5HJu4