This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹"رشتهرود" قربانی بحران مدیریت
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: بیش از 24 ساعت از سقوط بهمن و مدفون شدن جمعی از ساکنین روستای رشتهرود بالا از توابع شهرستان رودبار گذشته و هنوز اجساد کشتههای این فاجعه سنگین از زیر آوار خانههای مانده در برف خارج نشده است. گزارشهای محلی میگویند، به دلیل حجم بالای برف و کمبود نیروهای انسانی و امدادی، امکان دسترسی به واحدهای تخریب شده و افراد مانده در زیر آوار وجود ندارد. صبح امروز چهارشنبه 23 بهمن ماه بعد از ساعتها چشم انتظاری و در بحران مدیریت استانی، با پیگیری اهالی مطلعِ منطقه، یک بالگرد به رشتهرود اعزام شد و مصدومین را به بیمارستانهای رشت منتقل کرد. نیروهای امدادی حاضر در منطقه که به هر طریقی خود را به این روستای فاجعهزده رساندهاند میگویند، با توجه به محدودیت امکانات و شرایط اضطراری، نیازمند تعداد بیشتر نیروهای امدادی هستیم و انتظار میرود مسولین استانی و کشوری هرچه سریعتر به این حادثه ورود کنند.
منبع ویدئو: کانال محلی سیاهرودپشته
🆔 @jameeno
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: بیش از 24 ساعت از سقوط بهمن و مدفون شدن جمعی از ساکنین روستای رشتهرود بالا از توابع شهرستان رودبار گذشته و هنوز اجساد کشتههای این فاجعه سنگین از زیر آوار خانههای مانده در برف خارج نشده است. گزارشهای محلی میگویند، به دلیل حجم بالای برف و کمبود نیروهای انسانی و امدادی، امکان دسترسی به واحدهای تخریب شده و افراد مانده در زیر آوار وجود ندارد. صبح امروز چهارشنبه 23 بهمن ماه بعد از ساعتها چشم انتظاری و در بحران مدیریت استانی، با پیگیری اهالی مطلعِ منطقه، یک بالگرد به رشتهرود اعزام شد و مصدومین را به بیمارستانهای رشت منتقل کرد. نیروهای امدادی حاضر در منطقه که به هر طریقی خود را به این روستای فاجعهزده رساندهاند میگویند، با توجه به محدودیت امکانات و شرایط اضطراری، نیازمند تعداد بیشتر نیروهای امدادی هستیم و انتظار میرود مسولین استانی و کشوری هرچه سریعتر به این حادثه ورود کنند.
منبع ویدئو: کانال محلی سیاهرودپشته
🆔 @jameeno
Khaneh Modiran IMI Bahman 99 .pdf
1.3 MB
▫️اسلایدهای فوق مربوط به سمینار پیشبینی اقتصاد ایران در سال ۹۹ است که روز بیست و یکم بهمن در خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی توسط دکتر مرتضی ایمانی راد ارایه شده است.
منبع: کانال بازار مسکن
🆔 @jameeno
منبع: کانال بازار مسکن
🆔 @jameeno
🔹 برق جان محسن را نگرفت
▫️ اجلال قوامی / جامعه نو: خبر کوتاه بود و تلخ.نصب داربست تبلیغاتی یکی از کاندیداها در سنندج جان محسن نوری را گرفت.پدرش کاک ابراهیم را سالهاست می شناسم.عمری را به عزت زیسته است و پشت به خدمت دوتا نکرده است.شرافت و آزادگی را در سراسر زندگی پر از رنج و محنت اش با هیچ چیز معامله نکرده است.محسن هم برای امرار معاش و یک زندگی شرافتمندانه تلاش می کرد.آرزوهای بزرگ داشت اما چه زود بهار عمرش به خزان گرایید.در این بازار مکاره این جان ها چه ارزان پر می کشند و عافیت طلبان سایه نشین که از خوان رانت بهره ها برده اند به تماشا نشسته اند و خنده های مستانه سر می دهند.برق جان محسن را نگرفت.خون محسن بر گردن آن هایی است که این راه را برای او رقم زدند.پاسخگوی جان رفته ی محسن نوری را وجدان های بیدار در محکمه ی عدالت به انتظار می نشینند.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/-02-15-50
▫️ اجلال قوامی / جامعه نو: خبر کوتاه بود و تلخ.نصب داربست تبلیغاتی یکی از کاندیداها در سنندج جان محسن نوری را گرفت.پدرش کاک ابراهیم را سالهاست می شناسم.عمری را به عزت زیسته است و پشت به خدمت دوتا نکرده است.شرافت و آزادگی را در سراسر زندگی پر از رنج و محنت اش با هیچ چیز معامله نکرده است.محسن هم برای امرار معاش و یک زندگی شرافتمندانه تلاش می کرد.آرزوهای بزرگ داشت اما چه زود بهار عمرش به خزان گرایید.در این بازار مکاره این جان ها چه ارزان پر می کشند و عافیت طلبان سایه نشین که از خوان رانت بهره ها برده اند به تماشا نشسته اند و خنده های مستانه سر می دهند.برق جان محسن را نگرفت.خون محسن بر گردن آن هایی است که این راه را برای او رقم زدند.پاسخگوی جان رفته ی محسن نوری را وجدان های بیدار در محکمه ی عدالت به انتظار می نشینند.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/-02-15-50
Telegraph
...
🔹خوانش انتقادی، حلقهی مفقود آموزش و تفکر در ایران
#معرفی_کتاب: آشنایی با شیوهی درس خواندن و خوب آموختن / نوشتهی: لیندا الدر و ریچارد پل / ترجمهی: مهسا امرآبادی
🔺از سری کتابهای دربارهی تفکر انتقادی نشر اختران
▫️جامعه نو: برای تحقق جامعهی انسانی و زیست انسانی، ازجمله، ناگزیریم بیاموزیم و یکی- و فقط یکی از شیوههای آموختن- آموزش از طریق خواندن است؛ آموزش چه بهطور خاص (از طریق آموزش رسمی) و چه بهطور عام. در آموزش رسمی، آموزش از طریق خواندن کتاب باواسطهی معلم و استاد انجام میشود و آموزشگیرنده در مقام دانشآموز و دانشجو است. در آموزش بهطور عام هر فرد یا گروه مستقیماً از طریق خواندن کتاب به کسب آموزش اقدام میکنند. اما آموزش از طریق خواندن- در هر دو صورت- فعالیت دشواری است و ازاینرو، خودِ چگونگی خواندن یا آموزش از طریق کتاب باید آموزش داده شود.
این کتاب، دربارهی شیوهی صحیح خواندن یا شیوهی انتقادی خواندن و کسب آموزش از طریق خواندن است. نویسندگان در مقدمهی کتاب مینویسند: «هدف این کتاب سهلالوصولتر کردن، کاربردیتر کردن و درونیتر کردن کار فکری در امر آموزش و یادگیری عمیق است». اینان این هدف را «آموزش ذهن آزاداندیش» نیز میخوانند. ازنظر نویسندگان درروند آموزش «آنچه از همه بیشتر ارزش آموختن دارد خود فرایند آموختن است: پرورش و پیشرفت بهواسطهی کار فکری نظاممند درزمینهی مهارتهاُ عادتها و راهبردهای ذهن منضبط».
نویسندگان در موضوع «آموزش انتقادی» دو جنبه در نظر میگیرند: اول، شیوههای صحیح ارتباط گرفتن با منابع آموزشی و کسب شناخت از آنها و دوم، خصلتها و ارزشهای فکری که خوانندهی کتاب یا آموزشگیرنده باید داشته باشد تا بتواند مهارتها و شیوههای خواندن انتقادی که آموخته است را به کار بندد و بهمرور، انتقادی خواندن در او به خصلتی خلاق و ماندگار تبدیل شود.
در مورد اول، نویسندگان شیوهی صحیح خواندن منابع آموزشی را با توضیح «مؤلفههای تفکر» انجام میدهند. ازنظر اینان، کتابها و منابع آموزشی حاصل «مؤلفههای تفکر» نویسنده یا نویسندگان این آثار هستند. اینان برای تحقق تفکر هشت مؤلفه در نظر میگیرند و بر این نظرند که خوانندگان کتابها و منابع آموزشی درروند خواندن و آموزش انتقادیشان باید بتوانند این هشت مؤلفهی تفکر خالق آثار را، در درجهی نخست، بشناسند و توضیح دهند. این هشت مؤلفهی تفکر عبارت است از: اهداف اثر، پرسشهایی که اثر مطرح میکند، اطلاعاتی که اثر مورداستفاده قرار داده، مفاهیم و ایدهها(انگارهها) و تعاریفی که در اثر بهکاربرده شده، استنتاجهایی که از این اطلاعات و مطابق با این مفاهیم و ایدهها و تعاریف صورت گرفته، مفروضاتی که استنتاجهای نویسنده بر آنها استوار است، نتایج و استلزامات و پیامدهای استنتاجهای نویسنده و درنهایت، کشف دیدگاههای نویسنده که در اثرش بازتاب دارد. (صفحات ۲۴ و ۲۵)
در مورد دوم، نویسندگان تحت عنوان «خصیصههای فکری ذهن منضبط» به آن خصیصههایی میپردازند که آموزشگیرندهی منابع آموزشی و خوانندهی کتاب باید داشته باشد تا بتواند به خوانشی و آموزشی انتقادی ازآنچه میخواند دست یابد. ازنظر نویسندگان این خصوصیات عبارتاند از: شهامت فکری، همدلی فکری، صداقت فکری، پشتکار فکری، اعتماد به عقل، استقلال فکری. اینان به توضیح مختصری راجع به هر یک از این خصایص میپردازند. (صفحات ۴۷-۵۰)
در بخش پایانی کتاب نیز نویسندگان راهنماییهایی در مورد چگونگی پیش بردن آموزش انتقادی مثلاً در مطالعهی متون علمی یا تاریخی یا ادبی و ... ارائه میدهند.
نکتهی مهمی که نویسندگان بر آن تأکیددارند الزام آموزش انتقادی نهفقط برای آموزشگیرندگان، بلکه برای آموزشدهندگان – یعنی معلمان و استادان - در حوزهی آموزش رسمی است. اگر خواندن و آموزش انتقادی باید، در درجهی اول، در مدرسه و دانشگاه آموخته شود این معلمان و استادان هستند که باید پیش از دانشآموزان و دانشجویان خود این شیوهی آموزشی را بیاموزند.
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Cr-02-16
#معرفی_کتاب: آشنایی با شیوهی درس خواندن و خوب آموختن / نوشتهی: لیندا الدر و ریچارد پل / ترجمهی: مهسا امرآبادی
🔺از سری کتابهای دربارهی تفکر انتقادی نشر اختران
▫️جامعه نو: برای تحقق جامعهی انسانی و زیست انسانی، ازجمله، ناگزیریم بیاموزیم و یکی- و فقط یکی از شیوههای آموختن- آموزش از طریق خواندن است؛ آموزش چه بهطور خاص (از طریق آموزش رسمی) و چه بهطور عام. در آموزش رسمی، آموزش از طریق خواندن کتاب باواسطهی معلم و استاد انجام میشود و آموزشگیرنده در مقام دانشآموز و دانشجو است. در آموزش بهطور عام هر فرد یا گروه مستقیماً از طریق خواندن کتاب به کسب آموزش اقدام میکنند. اما آموزش از طریق خواندن- در هر دو صورت- فعالیت دشواری است و ازاینرو، خودِ چگونگی خواندن یا آموزش از طریق کتاب باید آموزش داده شود.
این کتاب، دربارهی شیوهی صحیح خواندن یا شیوهی انتقادی خواندن و کسب آموزش از طریق خواندن است. نویسندگان در مقدمهی کتاب مینویسند: «هدف این کتاب سهلالوصولتر کردن، کاربردیتر کردن و درونیتر کردن کار فکری در امر آموزش و یادگیری عمیق است». اینان این هدف را «آموزش ذهن آزاداندیش» نیز میخوانند. ازنظر نویسندگان درروند آموزش «آنچه از همه بیشتر ارزش آموختن دارد خود فرایند آموختن است: پرورش و پیشرفت بهواسطهی کار فکری نظاممند درزمینهی مهارتهاُ عادتها و راهبردهای ذهن منضبط».
نویسندگان در موضوع «آموزش انتقادی» دو جنبه در نظر میگیرند: اول، شیوههای صحیح ارتباط گرفتن با منابع آموزشی و کسب شناخت از آنها و دوم، خصلتها و ارزشهای فکری که خوانندهی کتاب یا آموزشگیرنده باید داشته باشد تا بتواند مهارتها و شیوههای خواندن انتقادی که آموخته است را به کار بندد و بهمرور، انتقادی خواندن در او به خصلتی خلاق و ماندگار تبدیل شود.
در مورد اول، نویسندگان شیوهی صحیح خواندن منابع آموزشی را با توضیح «مؤلفههای تفکر» انجام میدهند. ازنظر اینان، کتابها و منابع آموزشی حاصل «مؤلفههای تفکر» نویسنده یا نویسندگان این آثار هستند. اینان برای تحقق تفکر هشت مؤلفه در نظر میگیرند و بر این نظرند که خوانندگان کتابها و منابع آموزشی درروند خواندن و آموزش انتقادیشان باید بتوانند این هشت مؤلفهی تفکر خالق آثار را، در درجهی نخست، بشناسند و توضیح دهند. این هشت مؤلفهی تفکر عبارت است از: اهداف اثر، پرسشهایی که اثر مطرح میکند، اطلاعاتی که اثر مورداستفاده قرار داده، مفاهیم و ایدهها(انگارهها) و تعاریفی که در اثر بهکاربرده شده، استنتاجهایی که از این اطلاعات و مطابق با این مفاهیم و ایدهها و تعاریف صورت گرفته، مفروضاتی که استنتاجهای نویسنده بر آنها استوار است، نتایج و استلزامات و پیامدهای استنتاجهای نویسنده و درنهایت، کشف دیدگاههای نویسنده که در اثرش بازتاب دارد. (صفحات ۲۴ و ۲۵)
در مورد دوم، نویسندگان تحت عنوان «خصیصههای فکری ذهن منضبط» به آن خصیصههایی میپردازند که آموزشگیرندهی منابع آموزشی و خوانندهی کتاب باید داشته باشد تا بتواند به خوانشی و آموزشی انتقادی ازآنچه میخواند دست یابد. ازنظر نویسندگان این خصوصیات عبارتاند از: شهامت فکری، همدلی فکری، صداقت فکری، پشتکار فکری، اعتماد به عقل، استقلال فکری. اینان به توضیح مختصری راجع به هر یک از این خصایص میپردازند. (صفحات ۴۷-۵۰)
در بخش پایانی کتاب نیز نویسندگان راهنماییهایی در مورد چگونگی پیش بردن آموزش انتقادی مثلاً در مطالعهی متون علمی یا تاریخی یا ادبی و ... ارائه میدهند.
نکتهی مهمی که نویسندگان بر آن تأکیددارند الزام آموزش انتقادی نهفقط برای آموزشگیرندگان، بلکه برای آموزشدهندگان – یعنی معلمان و استادان - در حوزهی آموزش رسمی است. اگر خواندن و آموزش انتقادی باید، در درجهی اول، در مدرسه و دانشگاه آموخته شود این معلمان و استادان هستند که باید پیش از دانشآموزان و دانشجویان خود این شیوهی آموزشی را بیاموزند.
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Cr-02-16
Telegraph
خوانش انتقادی، حلقهی مفقود آموزش و تفکر در ایران
معرفی کتاب: آشنایی با شیوهی درس خواندن و خوب آموختن نوشتهی: لیندا الدر و ریچارد پل ترجمهی: مهسا امرآبادی از سری کتابهای دربارهی تفکر انتقادی نشر اختران جامعه نو: برای تحقق جامعهی انسانی و زیست انسانی، ازجمله، ناگزیریم بیاموزیم و یکی- و فقط یکی از شیوههای…
#الف
🔻جوانها را میکشند!
▫️تحریریه جامعهنو: "فرزندان میلیاردرها نخواهند بود که قربانی جنگ خواهند شدبلکه فرزندان اقشار طبقه پایین این کشور هستندکه در جنگ کشته میشوند..."
این حرفهارا ایرانیان مخالف سیاستهای تخاصم آلود و نهیکننده برنامههای شکست خورده منتهی به وضعیت کنونی کشور و خطاب به مردمان محروم حامی این سیاستها نگفتهاند. از زبان کسی است که ایرانیها و حکومت آنها امیدوارند در پاییز سال آینده ترامپ را شکست دهد و از کاخ ریاست جمهوری آمریکا بیرون بیندازد؛ برنیسندرز، سناتور چپگرای ایالات متحده که نامزد محتمل دموکراتهاست.
او گفته است افرادی در دولت ترامپ وجود دارندکه به دنبال جنگ با ایران هستند و البته فکر میکند "افرادی هم در ایران هستند که به دنبال چنین جنگی هستند". به طبقه کارگرآمریکا هشدار میدهد ترامپ از فدا کردن جان فرزندان آنها در راه منافع میلیونرهای متحد خود ابا ندارد. بهنظرمیرسد هردو مورد را درست میگوید وتجربه سالهای اخیر چنین تصویری را به ما هم میدهند. نتیجه همسویی جنگطلبان چه جهنم هولناکی خواهد بود، اگر روند وقایع به آن میل کند؟
احتمالش البته زیاد نیست، اماعلیرغم برخی نشانه ها از پیشرفت میانجیگری بین حکومت ایران و ترامپ،قطعی است که وضعیت ایران و ایالات متحده در صورت عدم افزایش تنش واحتمال درگیری(مورد نیاز احتمالی تیم ترامپ در انتخابات) تا زمستان سال آینده در همین موقعیت کجدارومریز باقی میماند. فرصتی برای دیپلماسی و آمد و رفت میانجی ها نمانده است بنابراین، ایرانی ها حداقل یکسال دیگر باید وضعیت موجود از نظر فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم وتبعات دیگر مرتبط با آنرا تحمل کنند ، اگر آن احتمال افزایش تنش را به حساب نیاوریمکه اوضاع را بدتر خواهد کرد. خواهند ماند بین پتک ترامپ و سندان حکومت.
پس از آن هم احتمال تداوم وضع موجود بیشتر از پایان آن است، اما بهتر است فقط در باره یکساله پیش رو حرف بزنیم. کسی نمیداند دقیقا در ذهن تصمیم سازان ایران چه میگذرد، اما قرائن حاکی است اقتدارگرایان حتی پیش از تسخیر کامل همه قوا ، تصورمیکنند اگراز پشت جبهه مطمئن باشند میتوانند از سازشی که برای آن زیر فشارند شانه خالی کنند. البته آنهااطمینان از پشت جبهه را به طرز ساده لوحانهای در یکدست کردن حکومت و بیرون کردن عناصر عاقلترمحافظهکار از حکومت یافته اند؛ کندن فرمان و ترمز درسخن گفتن، و دادن هزینه برای نگه داشتن موقعیت در حالت نهجنگ ، نه صلح.
اما تفاوتی بین ایران و ایالات متحده وجود دارد. سندرز فکر میکند "اگر" جنگی دربگیرد و جوان خانوادههای فقیر آمریکایی در آن فدای منافع میلیاردرها شود بد است ، ولی ایرانیان بدون جنگ هم در چنین موقعیتی قرار دارند . زندگیهای تباه شده جوانان ایرانی در موقعیتهایی چون بیکاری وناتوانی از یافتن شغل، درامدناکافی برای داشتن زندگی حداقلی، فقدان چشمانداز پیشرفت و عدم اطمینان به آینده ، معلق در تردید ماندن یا رخت به مهاجرت کشیدن تبلور می یابد و به اشتغالنامناسب، افسردگی، ناسازگاری، اعتیاد، و تباه شدگیجسمی و روحی ختم میشود ؛ فنا شدن در مسیر منافع میلیاردرهای بهرهبردار از فساد ورانتخواری ساختاری در حکومت و امیال اقتدارگرایان بی اعتنا به مصالح جامعه. تفاوت زیادی با فدا شدن جوان آمریکایی در جنگ ندارد.
اوضاع در حداقل یکسال آینده به همینسان که هست میماند. موقعیت مهیبی است که برای همه بویژه جوانان کشور یاس آور خواهد بود.امید به آینده خیلی بهترکه برخی ناظران بر اساس استعدادها و ظرفیتهای کشور در چشمانداز میبینند ،احتمالا واقعبینانه هست، اما در دوردست است . فعلا ، "همیناست که هست!"
🆔 @jameeno
🔻جوانها را میکشند!
▫️تحریریه جامعهنو: "فرزندان میلیاردرها نخواهند بود که قربانی جنگ خواهند شدبلکه فرزندان اقشار طبقه پایین این کشور هستندکه در جنگ کشته میشوند..."
این حرفهارا ایرانیان مخالف سیاستهای تخاصم آلود و نهیکننده برنامههای شکست خورده منتهی به وضعیت کنونی کشور و خطاب به مردمان محروم حامی این سیاستها نگفتهاند. از زبان کسی است که ایرانیها و حکومت آنها امیدوارند در پاییز سال آینده ترامپ را شکست دهد و از کاخ ریاست جمهوری آمریکا بیرون بیندازد؛ برنیسندرز، سناتور چپگرای ایالات متحده که نامزد محتمل دموکراتهاست.
او گفته است افرادی در دولت ترامپ وجود دارندکه به دنبال جنگ با ایران هستند و البته فکر میکند "افرادی هم در ایران هستند که به دنبال چنین جنگی هستند". به طبقه کارگرآمریکا هشدار میدهد ترامپ از فدا کردن جان فرزندان آنها در راه منافع میلیونرهای متحد خود ابا ندارد. بهنظرمیرسد هردو مورد را درست میگوید وتجربه سالهای اخیر چنین تصویری را به ما هم میدهند. نتیجه همسویی جنگطلبان چه جهنم هولناکی خواهد بود، اگر روند وقایع به آن میل کند؟
احتمالش البته زیاد نیست، اماعلیرغم برخی نشانه ها از پیشرفت میانجیگری بین حکومت ایران و ترامپ،قطعی است که وضعیت ایران و ایالات متحده در صورت عدم افزایش تنش واحتمال درگیری(مورد نیاز احتمالی تیم ترامپ در انتخابات) تا زمستان سال آینده در همین موقعیت کجدارومریز باقی میماند. فرصتی برای دیپلماسی و آمد و رفت میانجی ها نمانده است بنابراین، ایرانی ها حداقل یکسال دیگر باید وضعیت موجود از نظر فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم وتبعات دیگر مرتبط با آنرا تحمل کنند ، اگر آن احتمال افزایش تنش را به حساب نیاوریمکه اوضاع را بدتر خواهد کرد. خواهند ماند بین پتک ترامپ و سندان حکومت.
پس از آن هم احتمال تداوم وضع موجود بیشتر از پایان آن است، اما بهتر است فقط در باره یکساله پیش رو حرف بزنیم. کسی نمیداند دقیقا در ذهن تصمیم سازان ایران چه میگذرد، اما قرائن حاکی است اقتدارگرایان حتی پیش از تسخیر کامل همه قوا ، تصورمیکنند اگراز پشت جبهه مطمئن باشند میتوانند از سازشی که برای آن زیر فشارند شانه خالی کنند. البته آنهااطمینان از پشت جبهه را به طرز ساده لوحانهای در یکدست کردن حکومت و بیرون کردن عناصر عاقلترمحافظهکار از حکومت یافته اند؛ کندن فرمان و ترمز درسخن گفتن، و دادن هزینه برای نگه داشتن موقعیت در حالت نهجنگ ، نه صلح.
اما تفاوتی بین ایران و ایالات متحده وجود دارد. سندرز فکر میکند "اگر" جنگی دربگیرد و جوان خانوادههای فقیر آمریکایی در آن فدای منافع میلیاردرها شود بد است ، ولی ایرانیان بدون جنگ هم در چنین موقعیتی قرار دارند . زندگیهای تباه شده جوانان ایرانی در موقعیتهایی چون بیکاری وناتوانی از یافتن شغل، درامدناکافی برای داشتن زندگی حداقلی، فقدان چشمانداز پیشرفت و عدم اطمینان به آینده ، معلق در تردید ماندن یا رخت به مهاجرت کشیدن تبلور می یابد و به اشتغالنامناسب، افسردگی، ناسازگاری، اعتیاد، و تباه شدگیجسمی و روحی ختم میشود ؛ فنا شدن در مسیر منافع میلیاردرهای بهرهبردار از فساد ورانتخواری ساختاری در حکومت و امیال اقتدارگرایان بی اعتنا به مصالح جامعه. تفاوت زیادی با فدا شدن جوان آمریکایی در جنگ ندارد.
اوضاع در حداقل یکسال آینده به همینسان که هست میماند. موقعیت مهیبی است که برای همه بویژه جوانان کشور یاس آور خواهد بود.امید به آینده خیلی بهترکه برخی ناظران بر اساس استعدادها و ظرفیتهای کشور در چشمانداز میبینند ،احتمالا واقعبینانه هست، اما در دوردست است . فعلا ، "همیناست که هست!"
🆔 @jameeno
#الف
🔸شورای رنگرزی عوام؟
▫️شورای سردبیری: یک هفته پس از انتشار پیشنهاد جامعهنو، با عنوان"فراتر از انتخابات" که در آن گفتهشده بود تحولخواهان اصلاحطلب می بایست پیش از این "انتخابات بیوجهه" مطالباتی"عمومی وفراگیر وفراتراز تحرک در انتخابات پیش رو" که "خواستهای بنیادی لایه های فرودست در آنها فرموله شده و تبلور یافته باشد" طرح میکردند، شورای عالیسیاستگذاری اصلاحطلبان نوشتاری با عنوان "راهبردحضور ،شاخصهاو برنامه های سنجش پذیر اصلاحطلبان برای مجلس یازدهم" منتشر کرده تا احزاب شرکت کننده به عنوان برنامه خود در مجلس استفاده کنند.
البته قطعی است که این برنامه عجولانه و سردستی در پی پیشنهاد جامعه نو سرهم بندی نشده ، ولی در اینکه خامدستی آشکار و ناپختگی آن حکایت از بی مبنا بودن و هضمناشدگی آن در آتش تعمق و مشورت میکند شکی نیست. پیشنهاد میکنیم در آدرس @shorali سرکی به آن بکشید.
اما چرا آن را با صفات فوق توصیف کردیم؟ فارغ از عنوان پرطمطراق آن که بویژه از جنبه "حضور" ناچسب و غلطانداز است، مفاد این راهبرد و برنامه سنجش پذیر سرشار از گیجی سیاسی ونادانیاقتصادی است. از همان اولین ماده این برنامه عوامانه بودن آن آشکار میشود: طرحی با عنوان ۱۰۰ در ۱۰۰ با هدف تعیین ۱۰۰ کسب و کار که باید مجوز فعالیت آنها در ۱۰۰ روز صادر شود. صددرصد عوامانه ، حداقل به خاطر آنکه جواز دکان لحاف دوزی را با مجوز تاسیس یک کارخانه نوردفلزات یا وسایل خانگی یکیگرفته و....یا در بندهای دیگر؛ طرح خسارت بیکاری (به جای بیمه بیکاری) برای همه۲۵ تا ۴۵ سالهها(۵۵سالهها داخل آدم نیستند؟)، که منبع تامین اعتبار آن دریافت مالیات از سپردههای کلان بانکی است... یا الزام به دادن سند به زمینها وخانههای کوچک(بهقول عبارتپردازی شورایعالی"ریزدانه"!)... یا دادن حقوق به سربازان از محل مالیات خانه های قیمت بالای ده میلیارد تومانی و...
بوی گند نگرش عوامانه احمدی نژادی و انقلابیگری جواننمایانه اقتدارگراها به مشامتان نرسید؟ اصلاحطلبان هم میخواهند از مردم کلاهبرداری کنند؟ یا کلهشان آنقدر نازا شده که مشق دلربایی از فقرا را از روی دست پسماندهترین رقیبان عوامفریب خود مینویسند؟ ... مخترعان این عدالت خرکی - سوسیالیستی ماقبل تاریخی اصلاحطلبند؟
این را که "دیگه تمامه ماجرا" نبایدقبول کرد و نتیجهگیری درستی نیست، اما این را که اصلاحطلبی خانه تکانی اساسی لازم دارد، باید خوداصلاحطلبان پیشنهاد کنند. قاعدتاآقای خاتمی باید شر این شارلاتانهای صاحب ژنهایخوب، احزاب بد اصل و نسب، اساتید خوب درسنخوانده، و ایدههای خررنگکن(پوزشمیخواهیم به خاطر این عبارت) را کلا از سر اصلاحاتی که مبشر و واضع اصولش در این جمهوری و حکومت بود کم کند! این جماعت، مستحق عدم سیاسیاند وبرای اصلاحطلبان بهتر است برای همیشه محترمانه مرخص شوند.
تاریخ اصلاحطلبان را خیلی زود در غبار خود گم خواهد کرد اگر روشنفکرانشان از بیماری جبهه خود غفلت کنند و حواس را به سخره گرفتن امراض ورفتار رقیب مشغول سازند. فکراصلاحطلبی در این جمهوری وحکومت، نظریهای اصیل و بنیادی اما اکنون مبتلا به خوره است. اگر به خاتمی پیشنهادی نرم براساس روحیهاش و برای ترخیص رسمی انگلها میدهیم، وظیفه اهل نظر اعدام سیاسی دیدگاهها و ذهنیات این جماعت وریختن آنها در آسیاب خردکننده افکار عمومی است. بخشی مهم از مشکل، "آنها"هستند!
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/-02-18-64
🔸شورای رنگرزی عوام؟
▫️شورای سردبیری: یک هفته پس از انتشار پیشنهاد جامعهنو، با عنوان"فراتر از انتخابات" که در آن گفتهشده بود تحولخواهان اصلاحطلب می بایست پیش از این "انتخابات بیوجهه" مطالباتی"عمومی وفراگیر وفراتراز تحرک در انتخابات پیش رو" که "خواستهای بنیادی لایه های فرودست در آنها فرموله شده و تبلور یافته باشد" طرح میکردند، شورای عالیسیاستگذاری اصلاحطلبان نوشتاری با عنوان "راهبردحضور ،شاخصهاو برنامه های سنجش پذیر اصلاحطلبان برای مجلس یازدهم" منتشر کرده تا احزاب شرکت کننده به عنوان برنامه خود در مجلس استفاده کنند.
البته قطعی است که این برنامه عجولانه و سردستی در پی پیشنهاد جامعه نو سرهم بندی نشده ، ولی در اینکه خامدستی آشکار و ناپختگی آن حکایت از بی مبنا بودن و هضمناشدگی آن در آتش تعمق و مشورت میکند شکی نیست. پیشنهاد میکنیم در آدرس @shorali سرکی به آن بکشید.
اما چرا آن را با صفات فوق توصیف کردیم؟ فارغ از عنوان پرطمطراق آن که بویژه از جنبه "حضور" ناچسب و غلطانداز است، مفاد این راهبرد و برنامه سنجش پذیر سرشار از گیجی سیاسی ونادانیاقتصادی است. از همان اولین ماده این برنامه عوامانه بودن آن آشکار میشود: طرحی با عنوان ۱۰۰ در ۱۰۰ با هدف تعیین ۱۰۰ کسب و کار که باید مجوز فعالیت آنها در ۱۰۰ روز صادر شود. صددرصد عوامانه ، حداقل به خاطر آنکه جواز دکان لحاف دوزی را با مجوز تاسیس یک کارخانه نوردفلزات یا وسایل خانگی یکیگرفته و....یا در بندهای دیگر؛ طرح خسارت بیکاری (به جای بیمه بیکاری) برای همه۲۵ تا ۴۵ سالهها(۵۵سالهها داخل آدم نیستند؟)، که منبع تامین اعتبار آن دریافت مالیات از سپردههای کلان بانکی است... یا الزام به دادن سند به زمینها وخانههای کوچک(بهقول عبارتپردازی شورایعالی"ریزدانه"!)... یا دادن حقوق به سربازان از محل مالیات خانه های قیمت بالای ده میلیارد تومانی و...
بوی گند نگرش عوامانه احمدی نژادی و انقلابیگری جواننمایانه اقتدارگراها به مشامتان نرسید؟ اصلاحطلبان هم میخواهند از مردم کلاهبرداری کنند؟ یا کلهشان آنقدر نازا شده که مشق دلربایی از فقرا را از روی دست پسماندهترین رقیبان عوامفریب خود مینویسند؟ ... مخترعان این عدالت خرکی - سوسیالیستی ماقبل تاریخی اصلاحطلبند؟
این را که "دیگه تمامه ماجرا" نبایدقبول کرد و نتیجهگیری درستی نیست، اما این را که اصلاحطلبی خانه تکانی اساسی لازم دارد، باید خوداصلاحطلبان پیشنهاد کنند. قاعدتاآقای خاتمی باید شر این شارلاتانهای صاحب ژنهایخوب، احزاب بد اصل و نسب، اساتید خوب درسنخوانده، و ایدههای خررنگکن(پوزشمیخواهیم به خاطر این عبارت) را کلا از سر اصلاحاتی که مبشر و واضع اصولش در این جمهوری و حکومت بود کم کند! این جماعت، مستحق عدم سیاسیاند وبرای اصلاحطلبان بهتر است برای همیشه محترمانه مرخص شوند.
تاریخ اصلاحطلبان را خیلی زود در غبار خود گم خواهد کرد اگر روشنفکرانشان از بیماری جبهه خود غفلت کنند و حواس را به سخره گرفتن امراض ورفتار رقیب مشغول سازند. فکراصلاحطلبی در این جمهوری وحکومت، نظریهای اصیل و بنیادی اما اکنون مبتلا به خوره است. اگر به خاتمی پیشنهادی نرم براساس روحیهاش و برای ترخیص رسمی انگلها میدهیم، وظیفه اهل نظر اعدام سیاسی دیدگاهها و ذهنیات این جماعت وریختن آنها در آسیاب خردکننده افکار عمومی است. بخشی مهم از مشکل، "آنها"هستند!
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/-02-18-64
Telegraph
..
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸عید نوروز بدون کرونا
🖌 عیسی پیلهور
1- دید و بازدیدهای عید نوروز میتواند بیماری کرونا را بصورت انفجاری شایع کند. مسافرت بین شهری افراد مختلف از طبقات و محلات مختلف، ویروس مخفی یا آشکار بیماری را بین شهرها جابجا خواهد کرد و دیدوبازدیدها، ویروس را بین خانواده ها و دوستان پخش خواهد کرد.
2- ناراحت شدید؟
البته ناراحتی دارد ولی ناراحتی امروز خیلی بهتر از ناراحتی بعد از اپیدمی است. امروز میتوان تمهیداتی چید و اقداماتی کرد برای جلوگیری از اتفاقات بدی که می تواند پیش بیاید ولی فردا که شایع شده کارها خیلی مشکل و خیلی پرهزینه می شود.
3- بایدهای قبل از عید
>>> تمهیدات جلوگیری از اپیدمی و تست افراد در مبادی ورودی و خروجی شهرها حداکثر تا اواسط اسفند «باید» مستقر شده و شروع به کار کرده باشند. (دوره نهفتگی ویروس حدود دو هفته است)
>>> ستادها و مراکزی برای تست، اسکان و قرنطینه افراد مظنون به ابتلا، «باید» حداکثر تا اواسط اسفند مستقر شده و شروع به کار کرده باشند.
>>> توزیع وسیع و ارزان ماسکهای مناسب بصورت خانوادگی و سرانه «باید» حداکثر تا اواسط اسفند شروع شده و قبل از تعطیلات عید انجام شده باشد
>>> شیوه های مناسب برای انجام دید و بازدیدهای نوروز بایستی توسط کارشناسان و متخصصان، تدوین و از طریق همه رسانه ها به اطلاع عموم مردم در گوشه گوشه کشور رسیده باشد.
>>> خدمات تست به مبتلایان احتمالی باید سریع، راحت و ارزان باشد.
>>> مراکز اسکان موقت و قرنطینه افراد مبتلا و افراد مظنون به ابتلا در همه شهرها باید تعیین و آماده شده باشد
>>> نحوه جلوگیری از انتقال بیماری در محلهای عمومی، باید (تا اواسط اسفند) بخوبی به فعالان محلهای عمومی و نیز به عموم مردم بخوبی منتقل شده باشد.
>>> لزوم آموزش و آمادگی عملی کادر تست و درمان هم واضح است. احتمالا جذب فارغالتحصیلان مرتبطی که منتظر استخداماند هم لازم یا خیلی مفید باشد.
4- محلهای احتمالی انتقال بیماری تقریبا همه مکانها و همه برنامه های عمومی است:
>>> اتوبوسها و مترو
>>> مدارس
>>> ادارات
>>> بازارهای خرید عید
>>> محلهای عمومی دیگر
5- آیا مسئولین، آمادگی ذهنی، برنامهای و تدارکاتی برای قرنطینه کردن برخی محلات و برخی شهرها را دارند؟
قرنطینه کردن برخی محلات و مخصوصا برخی شهرها، الان ممکن است غیرلازم بنظر برسد ولی هزینه "آمادگی عملی و تدارکاتی برای قرنطینه" خیلی خیلی کمتر از مشکلات و هزینههای اپیدمی است.
6- راحتی، سرعت و ارزانی خدمات به مراجعان مبتلا شده و مظنونان به ابتلا خیلی مهم است. عده ای از افراد که به ابتلای خود شک دارند ولی اطمینان ندارند یا از میزان خطر آن اطلاع ندارند، مراجعه به مراکز درمانی و قرنطینه را به تعویق می اندازند (بخاطر کندی یا هزینه یا نامناسب بودن محل) و همین تعویق، مانع کنترل بموقع بیماری در خود فرد و مانع جلوگیری از انتقال آن به دیگران می شود.
7- لزوم آمادگی برای تعطیلی هفتگی مدارس
اگر کرونا در برخی مناطق برخی شهرها شایع شود، باید برای تعطیل کردن طولانی مدارس (دو هفته یا بیشتر) آماده بود. ارتباط نزدیک بچهها در مدارس یک راه طبیعی انتقال ویروسهاست. تعطیلی فوق نیازمند ادامه برنامه های درسی از طریق مثلا آنلاین خواهد بود.
8- معنای آمادگی مسئولین
در کشورهای دور از استانداردهای حکمرانی خوب و دور از مردمداری و ... ؛ وقتی مسئولی می گوید "آمادگی داریم" احتمالا منظورش "آمادگی داشتن" نیست لذا مردم آن کشور باید یکی از معناهای زیر را فرض کنند:
--- آمادگی داریم = "خوب شد گفتید امیدوار باشید که یادم بماند"
--- آمادگی داریم = "خیالتان راحت باشد، انشالله چیزی نمی شود"
--- آمادگی داریم = "آمادگی چیه عمو؟ حیف که نمی تونم بگم آمادگی نداریم"
--- آمادگی داریم = "میخواهیم آماده شویم ولی نمی دانیم چکار باید بکنیم و نمی دانیم چگونه؟"
--- آمادگی داریم = "فلانیها وام ارزان میگیرند و شوآف میدهند و حالا مای بدبخت باید آماده شویم و چه و چه"
در این کشورها، مسئولین در موارد خیلی استثنایی توانسته اند کارهای معمولی را بخوبی برنامه ریزی کنند، بخوبی تدارک کنند و بخوبی انجام دهند لذا تقاضاهای مردمی و جامعه مدنی برای اطمینان از "آمادگی واقعی و موثر" لازم است.
9- روستاها و عشایر؟
متن مستقلی در باره اقدامات لازم برای روستائیان و عشایر لازم است که منتشر خواهد شد.
* متخصصان بهداشتی و پزشکی که با استانداردهای بین المللی تحصیل کرده و تجربه اندوخته اند، استثنایی گران قیمت در اغلب کشورها هستند که اهمیت آنها در چنین مواقعی کاملا عیان می شود.
** امکان انتقال ویروسها در برنامههای انتخاباتی و در محلهای صندوقهای رایگیری هم وجود دارد و بهتر است به رایدهندگان قبل از ورود به محل رایگیری تعدادی ماسک مجانی داده شود. احتمالا متن مستقلی در این مورد منتشر میکنیم.
🆔 @jameeno
🔸عید نوروز بدون کرونا
🖌 عیسی پیلهور
1- دید و بازدیدهای عید نوروز میتواند بیماری کرونا را بصورت انفجاری شایع کند. مسافرت بین شهری افراد مختلف از طبقات و محلات مختلف، ویروس مخفی یا آشکار بیماری را بین شهرها جابجا خواهد کرد و دیدوبازدیدها، ویروس را بین خانواده ها و دوستان پخش خواهد کرد.
2- ناراحت شدید؟
البته ناراحتی دارد ولی ناراحتی امروز خیلی بهتر از ناراحتی بعد از اپیدمی است. امروز میتوان تمهیداتی چید و اقداماتی کرد برای جلوگیری از اتفاقات بدی که می تواند پیش بیاید ولی فردا که شایع شده کارها خیلی مشکل و خیلی پرهزینه می شود.
3- بایدهای قبل از عید
>>> تمهیدات جلوگیری از اپیدمی و تست افراد در مبادی ورودی و خروجی شهرها حداکثر تا اواسط اسفند «باید» مستقر شده و شروع به کار کرده باشند. (دوره نهفتگی ویروس حدود دو هفته است)
>>> ستادها و مراکزی برای تست، اسکان و قرنطینه افراد مظنون به ابتلا، «باید» حداکثر تا اواسط اسفند مستقر شده و شروع به کار کرده باشند.
>>> توزیع وسیع و ارزان ماسکهای مناسب بصورت خانوادگی و سرانه «باید» حداکثر تا اواسط اسفند شروع شده و قبل از تعطیلات عید انجام شده باشد
>>> شیوه های مناسب برای انجام دید و بازدیدهای نوروز بایستی توسط کارشناسان و متخصصان، تدوین و از طریق همه رسانه ها به اطلاع عموم مردم در گوشه گوشه کشور رسیده باشد.
>>> خدمات تست به مبتلایان احتمالی باید سریع، راحت و ارزان باشد.
>>> مراکز اسکان موقت و قرنطینه افراد مبتلا و افراد مظنون به ابتلا در همه شهرها باید تعیین و آماده شده باشد
>>> نحوه جلوگیری از انتقال بیماری در محلهای عمومی، باید (تا اواسط اسفند) بخوبی به فعالان محلهای عمومی و نیز به عموم مردم بخوبی منتقل شده باشد.
>>> لزوم آموزش و آمادگی عملی کادر تست و درمان هم واضح است. احتمالا جذب فارغالتحصیلان مرتبطی که منتظر استخداماند هم لازم یا خیلی مفید باشد.
4- محلهای احتمالی انتقال بیماری تقریبا همه مکانها و همه برنامه های عمومی است:
>>> اتوبوسها و مترو
>>> مدارس
>>> ادارات
>>> بازارهای خرید عید
>>> محلهای عمومی دیگر
5- آیا مسئولین، آمادگی ذهنی، برنامهای و تدارکاتی برای قرنطینه کردن برخی محلات و برخی شهرها را دارند؟
قرنطینه کردن برخی محلات و مخصوصا برخی شهرها، الان ممکن است غیرلازم بنظر برسد ولی هزینه "آمادگی عملی و تدارکاتی برای قرنطینه" خیلی خیلی کمتر از مشکلات و هزینههای اپیدمی است.
6- راحتی، سرعت و ارزانی خدمات به مراجعان مبتلا شده و مظنونان به ابتلا خیلی مهم است. عده ای از افراد که به ابتلای خود شک دارند ولی اطمینان ندارند یا از میزان خطر آن اطلاع ندارند، مراجعه به مراکز درمانی و قرنطینه را به تعویق می اندازند (بخاطر کندی یا هزینه یا نامناسب بودن محل) و همین تعویق، مانع کنترل بموقع بیماری در خود فرد و مانع جلوگیری از انتقال آن به دیگران می شود.
7- لزوم آمادگی برای تعطیلی هفتگی مدارس
اگر کرونا در برخی مناطق برخی شهرها شایع شود، باید برای تعطیل کردن طولانی مدارس (دو هفته یا بیشتر) آماده بود. ارتباط نزدیک بچهها در مدارس یک راه طبیعی انتقال ویروسهاست. تعطیلی فوق نیازمند ادامه برنامه های درسی از طریق مثلا آنلاین خواهد بود.
8- معنای آمادگی مسئولین
در کشورهای دور از استانداردهای حکمرانی خوب و دور از مردمداری و ... ؛ وقتی مسئولی می گوید "آمادگی داریم" احتمالا منظورش "آمادگی داشتن" نیست لذا مردم آن کشور باید یکی از معناهای زیر را فرض کنند:
--- آمادگی داریم = "خوب شد گفتید امیدوار باشید که یادم بماند"
--- آمادگی داریم = "خیالتان راحت باشد، انشالله چیزی نمی شود"
--- آمادگی داریم = "آمادگی چیه عمو؟ حیف که نمی تونم بگم آمادگی نداریم"
--- آمادگی داریم = "میخواهیم آماده شویم ولی نمی دانیم چکار باید بکنیم و نمی دانیم چگونه؟"
--- آمادگی داریم = "فلانیها وام ارزان میگیرند و شوآف میدهند و حالا مای بدبخت باید آماده شویم و چه و چه"
در این کشورها، مسئولین در موارد خیلی استثنایی توانسته اند کارهای معمولی را بخوبی برنامه ریزی کنند، بخوبی تدارک کنند و بخوبی انجام دهند لذا تقاضاهای مردمی و جامعه مدنی برای اطمینان از "آمادگی واقعی و موثر" لازم است.
9- روستاها و عشایر؟
متن مستقلی در باره اقدامات لازم برای روستائیان و عشایر لازم است که منتشر خواهد شد.
* متخصصان بهداشتی و پزشکی که با استانداردهای بین المللی تحصیل کرده و تجربه اندوخته اند، استثنایی گران قیمت در اغلب کشورها هستند که اهمیت آنها در چنین مواقعی کاملا عیان می شود.
** امکان انتقال ویروسها در برنامههای انتخاباتی و در محلهای صندوقهای رایگیری هم وجود دارد و بهتر است به رایدهندگان قبل از ورود به محل رایگیری تعدادی ماسک مجانی داده شود. احتمالا متن مستقلی در این مورد منتشر میکنیم.
🆔 @jameeno
#الف
🔻عصاکشی!
▫️شورای سردبیری: تقریبا۴۱سال پیش، در دورانی که تقریباهمه نویسندگان و روزنامهنگاران روزنامه اطلاعات یکسره دل به دعوت آیتالله خمینی برای سرنگونکردن شاه سپرده بودند، یکی از همکاران به جمع تحریریه آمد و در باره اینکه حکومت ناشناخته در صورت به دست آوردن حاکمیت در ایران چه خواهد کرد و ماهیت جمهوری اسلامی چیست به صحبت پرداخت. مبنای استدلال او در شک کردن به بهتر شدن اوضاع در صورت تشکیل جمهوری اسلامی، مکتوبات فقهی رهبر انقلاب بود. احساس کرده بود آنچه رهبر انقلاب در باره آزادی و دموکراسی و حقوق مردم میگوید، با مباحث فقهی او در باره مبنای حکومت همخوان نیست.کسی آن بحث ها را ندیده و نخوانده بود وهیچکس به این شک او و پیش بینی اش در باره فرجام کار اعتنایی نکرد. باور همه به تصویری که رهبر انقلاب از پاریس ارسال میکرد ، در حد ایمان محض بود. او در کل روزنامه منزوی ماند .
آن عضو تحریریه اطلاعات از نخستین کسانی شد که پیش از ۲۲ بهمن ۵۷ مهاجرت کرد.از معدود کسانی بود که در آن روزها آینده وعاقبت خوبی پیش بینی نمیکرد، هرچندجامعه از صدر تاذیل به موج انقلاب پیوسته بودو تحقق آرزوهایش را در نیل به جمهوری ناشناخته میپنداشت.
حالا، چهل و اندی سال بعد، صاحب نظری نه چندان کم سن و سال به سبک همه قصار نویسان توییتر نوشته است " تصور کنید در پائیز سال ۵۷ مردم با دو مفهوم ولایت مطلقه مادام العمر و نظارت استصوابی به عنوان فرجام انقلاب آشنا میشدند. همین. " ولابد منظورش این است که "اگر" مردم میدانستند چنین که اکنون هست خواهد شد ، جلوی پدیدآمدن این حکومت را میگرفتند. به همین راحتی!
این تصوراشتباهی است مبتنی برفرض محال، تصور، و"اگر" ، که ریشه مشکلات ذهنی بسیاری، از مشتاقان اصلاح گرفته تا آرزومندان دفع جمهوری اسلامی کنونی است. آنهانمیدانند درباره چه جامعهای و در چه زمانی به خیالپردازی متوسل میشوند. نمیدانند وضع کنونی ساخته دست فقط حکومت نیست، محصول مشترک است. تصور اینکه اگر کسی از عالم غیب میآمد و به مردم میگفت ولایت مطلقه فقها ماحصلفرجامین پیشگامی انحصاری علما در تحول انقلابیخواهد بود و آنها در تکامل حکومت خود به خلق نظارت استصوابی میرسند که اهرمنفینظامانتخاباتی است، مردم از انقلاب پا پس میکشیدند تصوری وهمی و سادهلوحانه است. عامهمردم ایران هنوز پس از ۴۰ سال تجربه حکومت کنونیتصور واقعی ومنضبط ندارند ازاینکهچه نظام سیاسی میخواهند. تا این واقعیت را به عمق جان درک نکنیم و ذاتش را فارغ از تمایلات ذهنی خود نپذیریم، نه متوجه میشویم چقدر در توهم به سر میبریم و نه توان در انداختن طرحی برایتغییر واقعی زندگی جامعه خود را مییابیم.
نکته مهم این است که بخش عمدهای از روشنفکران، اهل نظر، وفعالان سیاسی هم نمیدانند چه بایدشان کردو سالهاست عمده بحثهادرهمین مورد است: با جمهوری اسلامی چه باید کرد و اگر نباشد بدیل معقول و قابل تحقق آن چیست؟ بدیهی است نمیخواهیم در باره پاسخ این پرسشهابحث کنیم و فقط میخواهیمبه یاد بیاوریم وقتی گذشته و فضا و بازیگران سال ۵۷ را نمیشناسیم، از دنبال کردن روند پس از آن هم عاجزیم، و چهل و چند سال بعد هم از پاسخ دادن به این پرسشاساسیکه نیروهای دخیل درتداوم و اسقاط این جمهوری چه نیروهاییاست و پتانسیل هریک چیست و نتایج محتوم تقابل آنها چیست واقعا در گل میمانیم. بسیار دیده میشود که کسانی حیرتزده میپرسند وقتی به هرجا و هر گروهی نگاه میکنی همه را مخالف حکومت میبینی، پس این کسانی که برای یک تشییع جنازه و یا حمایت از حکومت به خیابان می آیند چه کسانی هستند؟
واضح است اینگونه پرسشها حاصل نشناختن جامعه و لایههای آن است. فعالان جدی سیاسی باید قبل از تعریف هرهدف وبرنامهای ابتدا در این زمینه شناخت و تصویرکاملی داشته باشند.بدون آن، در این تصورخام خواهند ماند که اگرتودهها میدانستندآنچه را آنهااکنون فکر میکنند میدانند، مسیر تاریخ به سمتی میرفت که اکنون مشکلی پیش رو نبود. یک خیال نامرتبط با عالم واقع!.. هزینه این آرزوهای انحرافی،دلبستن به نیروهای وهمی برای تغییراست.
راستش را بخواهید ،درست مثل چند دهه پیش ،معلوم نیست آنچه را بسیاری از ما الان پادزهر میدانیم دههای بعد هلاهل از کار در نیاید. این خاصیت جوامع توسعه نیافته کمخردورز است. عوام و خواص ندارد!
🆔 @jameeno
🔻عصاکشی!
▫️شورای سردبیری: تقریبا۴۱سال پیش، در دورانی که تقریباهمه نویسندگان و روزنامهنگاران روزنامه اطلاعات یکسره دل به دعوت آیتالله خمینی برای سرنگونکردن شاه سپرده بودند، یکی از همکاران به جمع تحریریه آمد و در باره اینکه حکومت ناشناخته در صورت به دست آوردن حاکمیت در ایران چه خواهد کرد و ماهیت جمهوری اسلامی چیست به صحبت پرداخت. مبنای استدلال او در شک کردن به بهتر شدن اوضاع در صورت تشکیل جمهوری اسلامی، مکتوبات فقهی رهبر انقلاب بود. احساس کرده بود آنچه رهبر انقلاب در باره آزادی و دموکراسی و حقوق مردم میگوید، با مباحث فقهی او در باره مبنای حکومت همخوان نیست.کسی آن بحث ها را ندیده و نخوانده بود وهیچکس به این شک او و پیش بینی اش در باره فرجام کار اعتنایی نکرد. باور همه به تصویری که رهبر انقلاب از پاریس ارسال میکرد ، در حد ایمان محض بود. او در کل روزنامه منزوی ماند .
آن عضو تحریریه اطلاعات از نخستین کسانی شد که پیش از ۲۲ بهمن ۵۷ مهاجرت کرد.از معدود کسانی بود که در آن روزها آینده وعاقبت خوبی پیش بینی نمیکرد، هرچندجامعه از صدر تاذیل به موج انقلاب پیوسته بودو تحقق آرزوهایش را در نیل به جمهوری ناشناخته میپنداشت.
حالا، چهل و اندی سال بعد، صاحب نظری نه چندان کم سن و سال به سبک همه قصار نویسان توییتر نوشته است " تصور کنید در پائیز سال ۵۷ مردم با دو مفهوم ولایت مطلقه مادام العمر و نظارت استصوابی به عنوان فرجام انقلاب آشنا میشدند. همین. " ولابد منظورش این است که "اگر" مردم میدانستند چنین که اکنون هست خواهد شد ، جلوی پدیدآمدن این حکومت را میگرفتند. به همین راحتی!
این تصوراشتباهی است مبتنی برفرض محال، تصور، و"اگر" ، که ریشه مشکلات ذهنی بسیاری، از مشتاقان اصلاح گرفته تا آرزومندان دفع جمهوری اسلامی کنونی است. آنهانمیدانند درباره چه جامعهای و در چه زمانی به خیالپردازی متوسل میشوند. نمیدانند وضع کنونی ساخته دست فقط حکومت نیست، محصول مشترک است. تصور اینکه اگر کسی از عالم غیب میآمد و به مردم میگفت ولایت مطلقه فقها ماحصلفرجامین پیشگامی انحصاری علما در تحول انقلابیخواهد بود و آنها در تکامل حکومت خود به خلق نظارت استصوابی میرسند که اهرمنفینظامانتخاباتی است، مردم از انقلاب پا پس میکشیدند تصوری وهمی و سادهلوحانه است. عامهمردم ایران هنوز پس از ۴۰ سال تجربه حکومت کنونیتصور واقعی ومنضبط ندارند ازاینکهچه نظام سیاسی میخواهند. تا این واقعیت را به عمق جان درک نکنیم و ذاتش را فارغ از تمایلات ذهنی خود نپذیریم، نه متوجه میشویم چقدر در توهم به سر میبریم و نه توان در انداختن طرحی برایتغییر واقعی زندگی جامعه خود را مییابیم.
نکته مهم این است که بخش عمدهای از روشنفکران، اهل نظر، وفعالان سیاسی هم نمیدانند چه بایدشان کردو سالهاست عمده بحثهادرهمین مورد است: با جمهوری اسلامی چه باید کرد و اگر نباشد بدیل معقول و قابل تحقق آن چیست؟ بدیهی است نمیخواهیم در باره پاسخ این پرسشهابحث کنیم و فقط میخواهیمبه یاد بیاوریم وقتی گذشته و فضا و بازیگران سال ۵۷ را نمیشناسیم، از دنبال کردن روند پس از آن هم عاجزیم، و چهل و چند سال بعد هم از پاسخ دادن به این پرسشاساسیکه نیروهای دخیل درتداوم و اسقاط این جمهوری چه نیروهاییاست و پتانسیل هریک چیست و نتایج محتوم تقابل آنها چیست واقعا در گل میمانیم. بسیار دیده میشود که کسانی حیرتزده میپرسند وقتی به هرجا و هر گروهی نگاه میکنی همه را مخالف حکومت میبینی، پس این کسانی که برای یک تشییع جنازه و یا حمایت از حکومت به خیابان می آیند چه کسانی هستند؟
واضح است اینگونه پرسشها حاصل نشناختن جامعه و لایههای آن است. فعالان جدی سیاسی باید قبل از تعریف هرهدف وبرنامهای ابتدا در این زمینه شناخت و تصویرکاملی داشته باشند.بدون آن، در این تصورخام خواهند ماند که اگرتودهها میدانستندآنچه را آنهااکنون فکر میکنند میدانند، مسیر تاریخ به سمتی میرفت که اکنون مشکلی پیش رو نبود. یک خیال نامرتبط با عالم واقع!.. هزینه این آرزوهای انحرافی،دلبستن به نیروهای وهمی برای تغییراست.
راستش را بخواهید ،درست مثل چند دهه پیش ،معلوم نیست آنچه را بسیاری از ما الان پادزهر میدانیم دههای بعد هلاهل از کار در نیاید. این خاصیت جوامع توسعه نیافته کمخردورز است. عوام و خواص ندارد!
🆔 @jameeno
🔻طلبه های چینی در ایران چه میکنند؟
▫️فاروق نجم الدین / جامعه نو: حضور ۷۰۰ طلبه چینی در قم، علت بالای مرگ و میر کرونا در ایران است.
این مطلب را محمد حسین بحرینی رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد تصریح کرده و همه خبرگزاری ها این خبر را از قول او نقل کرده اند.
مقامات دیگر هم در خصوص این خبر اظهار نظر نکرده و هیچ مقامی این خبر را تکذیب نکرده است. بنابراین میتوان اصل را بر صحت خبر حضور ۷۰۰ طلبه چینی در قم گذاشت.
حضور چنین تعداد بالایی طلبه چینی در قم به خودی خود پدیده ای خاص و مهم محسوب میشود که از جهات مختلف قابل طرح است.
یکی اینکه مسلمانان چین که اویغور نام دارند با محدودیت های متعددی در کشورشان روبرو هستند. گزارشها حاکی از ان است که یک میلیون از اصل ۱۱ میلیون اویغور چینی در اردوگاه های کار اجباری به سر میبرند. گویا دولت چین به خاطر کنترل فعالیت گروههای جهادی این اردوگاهها را به راه انداخته و میگوید که انها را اموزش میدهد تا از ترویج افراطیگری جلوگیری کند.
جز این دولت چین در خصوص فعالیت های مذهبی و قومیتی اویغورها نیز حساس است. از اخرین شورش اویغورها که با سرکوب شدید دولت چین روبرو شد زمان زیادی نگذشته است.
اکثر دولتهای دنیا به این اقدام دولت چین اعتراض کردند اما ایران هیچ واکنشی در این خصوص از خود نشان نداد.
حال با این اوضاع باید دید که این ۷۰۰ طلبه علوم دینی چینی در چه شرایطی به ایران امده اند؟
ایا دولت چین بر خلاف رویه عمومی خود با فعالیت دینی این افراد هیچ مخالفتی ندارد؟
آیا ابن ۷۰۰ طلبه چینی هیچ نظری در مورد اقدامات سرکوبگرانه دولتشان علیه مسلمانان ندارند؟
ایا مسلمانان چین در این خصوص دودستگی دارند و عده ای موافق اقدامات دولت هستند؟
ایا مسلمانان چینی نسبت به طلبه هایی که به ایران می ایند نظر مثبتی دارند یا برعکس؟
ایا این ۷۰۰ طلبه به صورت عادی به چین رفت و امد میکنند یا اینکه امدنشان به ایران حالت پناهندگی دارد (نظیر امدن طلبه های حوثی یمن به ایران در زمان علی عبد الله صالح)؟
ضمنا طبق اطلاعات موجود اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان چین سنی مذهب هستند. ایا این ۷۰۰ طلبه در اصل شیعه اند و یا اینکه سنی هایی هستند که به هر دلیل علاقمند به اشنایی با علوم فقهی شیعه بودند؟
ایا احتمال ان وجود دارد که دولت چین عمدا این طلبه ها را به حوزه قم اعزام کرده و یا بورس داده تا روی جامعه اویغورها اثر بگذارد و یا اینکه مثلا از انها به عنوان مربی مذهبی در همان اردوگاه های کار استفاده کند؟
جالب توجه انکه جمعیت کل اویغورها در چین کمی بیش از ۱۱ میلیون نفر است. مگر در میان این ۱۱ میلیون مسلمان چند نفر روحانی هستند و تا چه اندازه ای نیاز به جذب روحانی جدید وجود دارد. تصور کنید که ۷۰۰ نفر به طور همزمان به ایران امده و قصد دارند به روحانیان منطقه اویغورستان چین اضافه شوند!
اگر رقم ۷۰۰ طلبه چینی در قم صحت داشته باشد قاعدتا باید شمار دیگری هم به حوزه های نجف و کربلا رفته باشند و تعداد انها هم باید قابل توجه باشد چرا که نجف محل استقرار مرجعیت جهانی شیعیان محسوب میشود. علاوه بر این کشورهای دیگر مانند پاکستان، عربستان و مصر مقصد مهمی برای داوطلبان علوم دینی سنی ها به شمار میآیند. به این جهت باید طلبه های سنی مذهب چین به ان کشورها هم رفته باشند. با این حساب تعداد طلبه های چینی در خارج از ان کشور قاعدتا باید به هزاران نفر برسد. چندین برابر این تعداد هم باید در چین وجود داشته باشد. چنین اماری از اشتغال به فعالیت های مذهبی در مقایسه با همین آمار در دیگر کشورها واقعا شگفتی آور است.
موضوع دیگر که به بیماری کرونا ارتباط دارد این است که این ۷۰۰ طلبه چینی با کدام منطقه کشور چین رفت و آمد کرده اند. ایا انتقال احتمالی بیماری به این سبب بود که انها به ایالت ووهان چین تردد کرده اند که مرکز اولیه گسترش بیماری بوده یا اینکه انها طی سفر به مناطق دیگر چین بطور غیر مستقیم به بیماری دچار شده اند. توجه انکه اویغورهای چین در استان سین کیانگ سکونت دارند که در منتها الیه شمال غرب چین قرار دارد. این منطقه با پکن و با استان ووهان که در شرق چین است هزاران کیلومتر فاصله دارد.
پاسخ به این پرسشها نیازمند تحقیق میدانی در خصوص این گروه است که تقدیر روزگار انها را به شهر قم کشانده و انتشار بیماری کرونا در ایران گویا با حضور انها در این کشور پیوند خورده است.
🆔 @jameeno
▫️فاروق نجم الدین / جامعه نو: حضور ۷۰۰ طلبه چینی در قم، علت بالای مرگ و میر کرونا در ایران است.
این مطلب را محمد حسین بحرینی رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد تصریح کرده و همه خبرگزاری ها این خبر را از قول او نقل کرده اند.
مقامات دیگر هم در خصوص این خبر اظهار نظر نکرده و هیچ مقامی این خبر را تکذیب نکرده است. بنابراین میتوان اصل را بر صحت خبر حضور ۷۰۰ طلبه چینی در قم گذاشت.
حضور چنین تعداد بالایی طلبه چینی در قم به خودی خود پدیده ای خاص و مهم محسوب میشود که از جهات مختلف قابل طرح است.
یکی اینکه مسلمانان چین که اویغور نام دارند با محدودیت های متعددی در کشورشان روبرو هستند. گزارشها حاکی از ان است که یک میلیون از اصل ۱۱ میلیون اویغور چینی در اردوگاه های کار اجباری به سر میبرند. گویا دولت چین به خاطر کنترل فعالیت گروههای جهادی این اردوگاهها را به راه انداخته و میگوید که انها را اموزش میدهد تا از ترویج افراطیگری جلوگیری کند.
جز این دولت چین در خصوص فعالیت های مذهبی و قومیتی اویغورها نیز حساس است. از اخرین شورش اویغورها که با سرکوب شدید دولت چین روبرو شد زمان زیادی نگذشته است.
اکثر دولتهای دنیا به این اقدام دولت چین اعتراض کردند اما ایران هیچ واکنشی در این خصوص از خود نشان نداد.
حال با این اوضاع باید دید که این ۷۰۰ طلبه علوم دینی چینی در چه شرایطی به ایران امده اند؟
ایا دولت چین بر خلاف رویه عمومی خود با فعالیت دینی این افراد هیچ مخالفتی ندارد؟
آیا ابن ۷۰۰ طلبه چینی هیچ نظری در مورد اقدامات سرکوبگرانه دولتشان علیه مسلمانان ندارند؟
ایا مسلمانان چین در این خصوص دودستگی دارند و عده ای موافق اقدامات دولت هستند؟
ایا مسلمانان چینی نسبت به طلبه هایی که به ایران می ایند نظر مثبتی دارند یا برعکس؟
ایا این ۷۰۰ طلبه به صورت عادی به چین رفت و امد میکنند یا اینکه امدنشان به ایران حالت پناهندگی دارد (نظیر امدن طلبه های حوثی یمن به ایران در زمان علی عبد الله صالح)؟
ضمنا طبق اطلاعات موجود اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان چین سنی مذهب هستند. ایا این ۷۰۰ طلبه در اصل شیعه اند و یا اینکه سنی هایی هستند که به هر دلیل علاقمند به اشنایی با علوم فقهی شیعه بودند؟
ایا احتمال ان وجود دارد که دولت چین عمدا این طلبه ها را به حوزه قم اعزام کرده و یا بورس داده تا روی جامعه اویغورها اثر بگذارد و یا اینکه مثلا از انها به عنوان مربی مذهبی در همان اردوگاه های کار استفاده کند؟
جالب توجه انکه جمعیت کل اویغورها در چین کمی بیش از ۱۱ میلیون نفر است. مگر در میان این ۱۱ میلیون مسلمان چند نفر روحانی هستند و تا چه اندازه ای نیاز به جذب روحانی جدید وجود دارد. تصور کنید که ۷۰۰ نفر به طور همزمان به ایران امده و قصد دارند به روحانیان منطقه اویغورستان چین اضافه شوند!
اگر رقم ۷۰۰ طلبه چینی در قم صحت داشته باشد قاعدتا باید شمار دیگری هم به حوزه های نجف و کربلا رفته باشند و تعداد انها هم باید قابل توجه باشد چرا که نجف محل استقرار مرجعیت جهانی شیعیان محسوب میشود. علاوه بر این کشورهای دیگر مانند پاکستان، عربستان و مصر مقصد مهمی برای داوطلبان علوم دینی سنی ها به شمار میآیند. به این جهت باید طلبه های سنی مذهب چین به ان کشورها هم رفته باشند. با این حساب تعداد طلبه های چینی در خارج از ان کشور قاعدتا باید به هزاران نفر برسد. چندین برابر این تعداد هم باید در چین وجود داشته باشد. چنین اماری از اشتغال به فعالیت های مذهبی در مقایسه با همین آمار در دیگر کشورها واقعا شگفتی آور است.
موضوع دیگر که به بیماری کرونا ارتباط دارد این است که این ۷۰۰ طلبه چینی با کدام منطقه کشور چین رفت و آمد کرده اند. ایا انتقال احتمالی بیماری به این سبب بود که انها به ایالت ووهان چین تردد کرده اند که مرکز اولیه گسترش بیماری بوده یا اینکه انها طی سفر به مناطق دیگر چین بطور غیر مستقیم به بیماری دچار شده اند. توجه انکه اویغورهای چین در استان سین کیانگ سکونت دارند که در منتها الیه شمال غرب چین قرار دارد. این منطقه با پکن و با استان ووهان که در شرق چین است هزاران کیلومتر فاصله دارد.
پاسخ به این پرسشها نیازمند تحقیق میدانی در خصوص این گروه است که تقدیر روزگار انها را به شهر قم کشانده و انتشار بیماری کرونا در ایران گویا با حضور انها در این کشور پیوند خورده است.
🆔 @jameeno
#الف
🔸چه کسی کرونا را شکست میدهد؟
▫️تحریریه جامعهنو : سالهاپیش، برای ملاقات دوستی که سمتی در معاونت موسوم به ارتباطات دریک کارخانه بزرگ خودرو سازی داشت به دفتر کارش رفتم. ساختمان مستقلی داشت که وقتی از پلهها بالا میرفتی به سالن بزرگ اصلی به عنوان محل استقرار کارمندان میرسیدی و یکباره حدود ۵۰ سر به سوی پلهها بر میگشت تا تازه وارد صاحب صدای پای ناآشنا را برانداز و شناسایی کند. نگاه دستهجمعیشان شخصرا آشفته میکرد. پرسیدم این همه کارمند به چهکار میآید و پاسخ این بود که هیچکار. توضیح سادهای داشت: "در این کارخانه هرمدیرعاملی که میآید گروهی معاون هم میآیند وهریک تعداد زیادی کارمند به عنوان سهمیه وارد کارخانه میکند. سنتی هم هست که افراد اضافی را بعد از رفتن حامی آنها اخراج نمیکنند. اکثر مدیران تازه با مدیر معزول دوستی و رفاقت بیرون از محیطکار دارند و رفقای خودرا نمیرنجانند. به همین علت اینجا پر است از آدمهای بیمصرف. مدتی پیش با تغییر مدیر باید یک پست مدیریتی را برای یک معتمدخالی میکردند، اما کسی در آن پست بود که از برادرش رودربایستی داشتند. راهش این شد که ادارهای به عنوان ادارهمطالعاتنیروی انسانی اختراع کردند تا آن شخص بتواند کماکان منشی داشته باشد و حقوق خوب بگیرد." گوشه انتهای سالن را نشانم داد که میز کاریروبه دیوار داشت: "کسی که آنجا مینشیند از همانهاست. دستش را روی ماوس کامپیوتر میگذارد و راحت چند ساعت میخوابد..."
آن واحد را درحالی ترک کردم که در اندیشه بودم پس آن ۵۵۰ هزار خودرو(تولید سال قبل آن واحد)چگونه ساخته شده است و کارخانه ایبا این رفتارها و پر از آدم بیمصرف چطور میتواند وسیلهای بسازد که اگر به قول برخی ایرانیان کمالگرا عالی نیست، اما بالاخره خودرو است و کارکردش را دارد.
پایان حیرت شامگاه همان روز در سالنهای تولید کارخانه فرا رسید. شامگاه بود که به سالنی سرزدیم. غیر از کارگران، سرپرستان آنها نیز آنجا بودند و دفاترشان هم در همان سالنها بود. با کوچکترین توقفی در خط از دفتر بیرون میپریدند و مشکل را رفع میکردند. دوستم گفت کارخانه روی دوش اینها میچرخد. معلوم شد دوجهان متفاوت در آن واحد وجود دارد: دنیای مدیران دولتی، و دنیای مهندسان مدیر. در واقع واحدهای تولیدی زیرنفوذ دولت درایران دارای دو لایه پرسنلی هستند.مدیران و وابستگان، و مهندسان و کارگران. چرخ کارخانه و خط تولید را گروه دوم است که در حرکت نگه میدارد و گروه اول آنجا است که نفع ببرد، خود را در رسانهها "خودروساز"معرفی، وسیاستهای دولت را دیکته کند. حکم کاملا قابل تعمیمی نیست، ولی در کل میشود گفت آنها درواقع کمیسرهای حکومت و حافظ منافع آن در واحدهای بزرگ کشورند. بر اساس یک گزارش داخلی که دوسال پیش در مجلس در اختیار نمایندگان قرار گرفت کارخانههای اصلی خودروساز ۲۴۰۰۰پرسنل اضافی وحدود ۲۷۰۰نفر عضو هیات مدیره مجموعه های تحت پوشش داشتند که مجموع دریافتی سالانه آنها۱۱۰۰میلیارد تومان اعلام شده بود. یک نماینده خودروسازان در باره این اعداد گفته بود واحد ها برای حمایت از اشتغال حاضر به اخراج کارکنان نشدهاند.البته بهانه خوبی است، اما مطابق واقع نیست. آنها شیرهخوار آویزان بر پستانهای صنعت کشورند.
بگذریم. این داستان طولانی کارخانهخودرو ، حکایت همه واحدهای اقتصادی و سازمانهای اجتماعی است : مدیرانی میانی، غالبا دانشآموختهدانشگاههای خوب ایران، نه بیتوجه به سیاست اما کمتر سیاسی ، و دلسوز کشور و مشتاق داشتن نقش اجتماعی مثبت و ماندگار ، چرخ تولید و انتظام کشور را که مقامات بدکردار حکومتی دائما از ریل خارج میکنند به سختی روی مسیر نگه میدارند.فقط کارگر و مهندس تولیدخودروهم نیستند، ممکن است مهندس کشاورزی دراستانی دورافتاده یا متخصص اکتشاف و استخراج نفت در بیابانی سوخته از آفتاب باشند. یا معلم و استاد ، و همچنین پزشک و پرستار که بخش بزرگی از آنهااین روزها و در پس یک خرابکاری دیگر حکومت و شیوع بیماری کرونا روز و شب ندارند و اجزایی از جامعه درحال قدردانی از آنهایند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/wi-02-26-2
🔸چه کسی کرونا را شکست میدهد؟
▫️تحریریه جامعهنو : سالهاپیش، برای ملاقات دوستی که سمتی در معاونت موسوم به ارتباطات دریک کارخانه بزرگ خودرو سازی داشت به دفتر کارش رفتم. ساختمان مستقلی داشت که وقتی از پلهها بالا میرفتی به سالن بزرگ اصلی به عنوان محل استقرار کارمندان میرسیدی و یکباره حدود ۵۰ سر به سوی پلهها بر میگشت تا تازه وارد صاحب صدای پای ناآشنا را برانداز و شناسایی کند. نگاه دستهجمعیشان شخصرا آشفته میکرد. پرسیدم این همه کارمند به چهکار میآید و پاسخ این بود که هیچکار. توضیح سادهای داشت: "در این کارخانه هرمدیرعاملی که میآید گروهی معاون هم میآیند وهریک تعداد زیادی کارمند به عنوان سهمیه وارد کارخانه میکند. سنتی هم هست که افراد اضافی را بعد از رفتن حامی آنها اخراج نمیکنند. اکثر مدیران تازه با مدیر معزول دوستی و رفاقت بیرون از محیطکار دارند و رفقای خودرا نمیرنجانند. به همین علت اینجا پر است از آدمهای بیمصرف. مدتی پیش با تغییر مدیر باید یک پست مدیریتی را برای یک معتمدخالی میکردند، اما کسی در آن پست بود که از برادرش رودربایستی داشتند. راهش این شد که ادارهای به عنوان ادارهمطالعاتنیروی انسانی اختراع کردند تا آن شخص بتواند کماکان منشی داشته باشد و حقوق خوب بگیرد." گوشه انتهای سالن را نشانم داد که میز کاریروبه دیوار داشت: "کسی که آنجا مینشیند از همانهاست. دستش را روی ماوس کامپیوتر میگذارد و راحت چند ساعت میخوابد..."
آن واحد را درحالی ترک کردم که در اندیشه بودم پس آن ۵۵۰ هزار خودرو(تولید سال قبل آن واحد)چگونه ساخته شده است و کارخانه ایبا این رفتارها و پر از آدم بیمصرف چطور میتواند وسیلهای بسازد که اگر به قول برخی ایرانیان کمالگرا عالی نیست، اما بالاخره خودرو است و کارکردش را دارد.
پایان حیرت شامگاه همان روز در سالنهای تولید کارخانه فرا رسید. شامگاه بود که به سالنی سرزدیم. غیر از کارگران، سرپرستان آنها نیز آنجا بودند و دفاترشان هم در همان سالنها بود. با کوچکترین توقفی در خط از دفتر بیرون میپریدند و مشکل را رفع میکردند. دوستم گفت کارخانه روی دوش اینها میچرخد. معلوم شد دوجهان متفاوت در آن واحد وجود دارد: دنیای مدیران دولتی، و دنیای مهندسان مدیر. در واقع واحدهای تولیدی زیرنفوذ دولت درایران دارای دو لایه پرسنلی هستند.مدیران و وابستگان، و مهندسان و کارگران. چرخ کارخانه و خط تولید را گروه دوم است که در حرکت نگه میدارد و گروه اول آنجا است که نفع ببرد، خود را در رسانهها "خودروساز"معرفی، وسیاستهای دولت را دیکته کند. حکم کاملا قابل تعمیمی نیست، ولی در کل میشود گفت آنها درواقع کمیسرهای حکومت و حافظ منافع آن در واحدهای بزرگ کشورند. بر اساس یک گزارش داخلی که دوسال پیش در مجلس در اختیار نمایندگان قرار گرفت کارخانههای اصلی خودروساز ۲۴۰۰۰پرسنل اضافی وحدود ۲۷۰۰نفر عضو هیات مدیره مجموعه های تحت پوشش داشتند که مجموع دریافتی سالانه آنها۱۱۰۰میلیارد تومان اعلام شده بود. یک نماینده خودروسازان در باره این اعداد گفته بود واحد ها برای حمایت از اشتغال حاضر به اخراج کارکنان نشدهاند.البته بهانه خوبی است، اما مطابق واقع نیست. آنها شیرهخوار آویزان بر پستانهای صنعت کشورند.
بگذریم. این داستان طولانی کارخانهخودرو ، حکایت همه واحدهای اقتصادی و سازمانهای اجتماعی است : مدیرانی میانی، غالبا دانشآموختهدانشگاههای خوب ایران، نه بیتوجه به سیاست اما کمتر سیاسی ، و دلسوز کشور و مشتاق داشتن نقش اجتماعی مثبت و ماندگار ، چرخ تولید و انتظام کشور را که مقامات بدکردار حکومتی دائما از ریل خارج میکنند به سختی روی مسیر نگه میدارند.فقط کارگر و مهندس تولیدخودروهم نیستند، ممکن است مهندس کشاورزی دراستانی دورافتاده یا متخصص اکتشاف و استخراج نفت در بیابانی سوخته از آفتاب باشند. یا معلم و استاد ، و همچنین پزشک و پرستار که بخش بزرگی از آنهااین روزها و در پس یک خرابکاری دیگر حکومت و شیوع بیماری کرونا روز و شب ندارند و اجزایی از جامعه درحال قدردانی از آنهایند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/wi-02-26-2
Telegraph
چه کسی کرونا را شکست میدهد
سالهاپیش، برای ملاقات دوستی که سمتی در معاونت موسوم به ارتباطات دریک کارخانه بزرگ خودرو سازی داشت به دفتر کارش رفتم. ساختمان مستقلی داشت که وقتی از پلهها بالا میرفتی به سالن بزرگ اصلی به عنوان محل استقرار کارمندان میرسیدی و یکباره حدود ۵۰ سر به سوی پلهها…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹کشتار کرونا، میوه ستیزه با علم است!
🖌هاجر داهیم
▫️تقديم به نرجس خانعلي زاده، فلورانس نايتينگل ايران ...باشد كه نامش تا هميشه تاريخ فراموش نشود
ویروس کرونا حیثیت نظام سلامت و آموزش پزشکی و بهداشت را بر باد داد
سال ها قبل در حین تدریس متابولیزم نوکلئوتیدها و اشاره به بعضی از بیماری های مادرزادی و از جمله SCID و تلاش دانشمندان حیطه پزشکی برای درمان آن ها، یکی از دانشجویان پزشکی که با سهمیه پولی در کنار دانشجویان رتبه های بالا نشسته بود پرسید که آمار این افراد خیلی کم است و این مطالب به چه درد ما می خورد؟ برای وی مفصل توضیح دادم که دنیای فعلی و توسعه کشورها براساس علوم تجربی بنا شده است و همیشه دانشمندان کنجکاوانه به دنبال آن هستند که معضلات بشر را شناسایی و برای آن راه حل هایی بیابند (از جمله شناسایی و درمان انواع بیماری ها) ولی با بی کلافگی شکایت می کرد که اگر اجازه دهیم این افراد بمیرند بهتر است تا ما سختی خواندن و امتحان دادن این درس را داشته باشیم و البته این نگرش که هم اکنون نیز غالب است برای جامعه پزشکی که مرگ انسان برای پزشک آینده اش که فقط در آرزوی گرفتن یک مدرک است اهمیتی نداشته باشد بسیار خطرناک است. در مقاطع مختلف روسا و مسئولین دانشکده پزشکی و مسئولین واحد توسعه آموزش پزشکی دانشگاه نیز به بیان دیگری این موضوع را در جلسات مختلف مطرح می کردند و خواستار آن بودند که بعضی از سرفصل های مصوب دروس بیوشیمی رشته پزشکی به دلیل سخت بودن و به اصطلاح به دردنخور بودن برای دانشجوی پزشکی تدریس نشوند. استدلال آن ها این بود که جامعه ما بیماری های شناخته شده و معمولی بومی دارند که دانشجو فقط باید آن ها را فرا بگیرد. این طرز فکر با معیارهای پیشرفت و توسعه همخوانی نداشت و بیشتر یک نگاه درون نگر و توجیه کننده بود تا نخواهد خود را با چالش های اساسی و نادیده گرفته شده مواجه نماید و به قول معروف نگاه غالب این بوده و هست که سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند!
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Wii-02-26
🔹کشتار کرونا، میوه ستیزه با علم است!
🖌هاجر داهیم
▫️تقديم به نرجس خانعلي زاده، فلورانس نايتينگل ايران ...باشد كه نامش تا هميشه تاريخ فراموش نشود
ویروس کرونا حیثیت نظام سلامت و آموزش پزشکی و بهداشت را بر باد داد
سال ها قبل در حین تدریس متابولیزم نوکلئوتیدها و اشاره به بعضی از بیماری های مادرزادی و از جمله SCID و تلاش دانشمندان حیطه پزشکی برای درمان آن ها، یکی از دانشجویان پزشکی که با سهمیه پولی در کنار دانشجویان رتبه های بالا نشسته بود پرسید که آمار این افراد خیلی کم است و این مطالب به چه درد ما می خورد؟ برای وی مفصل توضیح دادم که دنیای فعلی و توسعه کشورها براساس علوم تجربی بنا شده است و همیشه دانشمندان کنجکاوانه به دنبال آن هستند که معضلات بشر را شناسایی و برای آن راه حل هایی بیابند (از جمله شناسایی و درمان انواع بیماری ها) ولی با بی کلافگی شکایت می کرد که اگر اجازه دهیم این افراد بمیرند بهتر است تا ما سختی خواندن و امتحان دادن این درس را داشته باشیم و البته این نگرش که هم اکنون نیز غالب است برای جامعه پزشکی که مرگ انسان برای پزشک آینده اش که فقط در آرزوی گرفتن یک مدرک است اهمیتی نداشته باشد بسیار خطرناک است. در مقاطع مختلف روسا و مسئولین دانشکده پزشکی و مسئولین واحد توسعه آموزش پزشکی دانشگاه نیز به بیان دیگری این موضوع را در جلسات مختلف مطرح می کردند و خواستار آن بودند که بعضی از سرفصل های مصوب دروس بیوشیمی رشته پزشکی به دلیل سخت بودن و به اصطلاح به دردنخور بودن برای دانشجوی پزشکی تدریس نشوند. استدلال آن ها این بود که جامعه ما بیماری های شناخته شده و معمولی بومی دارند که دانشجو فقط باید آن ها را فرا بگیرد. این طرز فکر با معیارهای پیشرفت و توسعه همخوانی نداشت و بیشتر یک نگاه درون نگر و توجیه کننده بود تا نخواهد خود را با چالش های اساسی و نادیده گرفته شده مواجه نماید و به قول معروف نگاه غالب این بوده و هست که سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند!
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Wii-02-26
Telegraph
کشتار کرونا، میوه ستیزه با علم است!
تقديم به نرجس خانعلي زاده، فلورانس نايتينگل ايران ...باشد كه نامش تا هميشه تاريخ فراموش نشود ویروس کرونا حیثیت نظام سلامت و آموزش پزشکی و بهداشت را بر باد داد سال ها قبل در حین تدریس متابولیزم نوکلئوتیدها و اشاره به بعضی از بیماری های مادرزادی و از جمله…
#نکته
🔹قطور را فراموش نکنیم
▫️اجلال قوامی / جامعه نو: ایران زیر سایه ی کرونا و وحشت از آن چنان فرو رفته که دیگر درد و رنج های مردمان در بخشی از این سرزمین فراموش شده است.زلزله هفته گذشته در قطور (کوتول) خوی در آذربایجان غربی خانه های بیش از ۵۰ روستا را ویران کرد و در این هوای سردآوار برف و کرونا رنج آنها را چند برابر کرده است.
قطور وجدان های بیدار را به کمک فرا می خواند.همه انسان دوستان، آنانی که دل در گرو انسانیت دارند، قطور را فراموش نکنند.
🆔 @jameeno
🔹قطور را فراموش نکنیم
▫️اجلال قوامی / جامعه نو: ایران زیر سایه ی کرونا و وحشت از آن چنان فرو رفته که دیگر درد و رنج های مردمان در بخشی از این سرزمین فراموش شده است.زلزله هفته گذشته در قطور (کوتول) خوی در آذربایجان غربی خانه های بیش از ۵۰ روستا را ویران کرد و در این هوای سردآوار برف و کرونا رنج آنها را چند برابر کرده است.
قطور وجدان های بیدار را به کمک فرا می خواند.همه انسان دوستان، آنانی که دل در گرو انسانیت دارند، قطور را فراموش نکنند.
🆔 @jameeno
🔸طرح یک مساله
▫️فاروق نجم الدین/ جامعه نو: مدتها است نکته ای مهم در باره چینی ها توجه مرا به خود جلب کرده که به مهاجران چینی ساکن در اروپا و امریکا و اسیا و رفتار (خصوصا سیاسی) انها در قبال سیاستهای دولت چین مربوط میشود. رفتار این مهاجران در مقایسه با رفتار مهاجران ایرانی (و عرب) تفاوت های بسیاری دارد که نمیتوان به سادگی از کنار انها گذشت. دریافتم این است که انها هیچگاه واکنش تندی حتی به سرکوبگرانه ترین رفتار دولت متبوعشان (چین) از خود نشان نداده اند. انگار که چینی های مهاجر، آدمهایی کاملا بی طرف یا بی تفاوت هستند. این در حالی است که مهاجران ایرانی (و حتی عرب و ترک) اشکارا و به صورت مرتب نسبت به رفتار دولت خویش واکنش (منفی و مثبت) نشان میدهند. شما با دهها و صدها گروه و تشکل سیاسی با مواضع چپ، راست، اسلامی، درویشی، عرفانی، کمونیستی (چینی و روسی سابق)، لیبرال، ملی گرایانه و .... در میان مهاجران ایرانی برخورد می کنید که همه اینها امتداد جریانهای داخلی در کشور مبدا ( ایران یا کشورهای عرب) است.
حال صرفنظر از درست یا غلط بودن یا موثربودن چنین رویکردی میتوان این رفتار را با رفتار مهاجران چینی مقایسه کرد.
مهاجران چینی غالبا بی تفاوت به نظر میرسند. انها حتی به جریان تیان ان من هم واکنشی بایسته نشان نداده اند. در حال حاضر هم واکنش مهمی به انچه در هنگ کنگ روی میدهد ندارند. در باره کرونا هم همینطور.
تعداد چینی ها در اروپا و امریکا و اسیا و استرالیا چنان زیاد است که در هر شهری، محله ها و رستورانها و حتی کازینوهای خاص به خود را دارند (چینی ها علاقه زیادی به قمار دارند). قاعدتا این جماعت زیر سلطه و نفوذ دولت چین نیستند. پس چرا تقریبا هیچ چیزی در این رابطه از انها نمیبینیم؟
این بی تفاوتی را چگونه باید تفسیر کرد. چند فرض را در این رابطه میتوان مطرح کرد که پاسخ به انها کار ساده ای نیست:
- اینکه چینی های مهاجر علایق ملی گرایانه بسیار نیرومندی دارند و لذا در هر شرایطی از دولت و ملت متبوعشان تبعیت میکنند.
- شاید هم میترسند که در صورت اعتراض برای بستگانشان در چین مشکلاتی به وجود آید.
- اینکه مهاجرت چینی ها غالبا مربوط به پیش از وقوع انقلاب کمونیستی است (مثلا چینی های مقیم مالزی ظاهرا از ۱۵۰ سال پیش به این سرزمین مهاجرت کرده اند). بنابراین انها پیوندشان را کم و بیش با سرزمین مادر قطع کرده و بیشتر به امور معیشتی خود در کشورهای میزبان می اندیشند.
- اینکه شورشهایی مانند تیان ان من و انقلاب مائو استثنا هستند و چینی ها (ی داخل و مهاجر) عموما به ایجاد اصلاحات از درون حاکمیت اولویت میدهند و کمتر به واکنش سلبی می اندیشند. از این منظر چینی ها به پیشرفتهای کاربردی و ملموس زمامدارانشان دل میبندند و در هر زمان با ان همکاری یا تعامل میکنند.
طبیعی است که تایید یا رد هرکدام از این فرضها نیازمند کاوش و تعمق در داده هایی است که کمتر با انها سروکار داشته ایم.
🆔 @jameeno
▫️فاروق نجم الدین/ جامعه نو: مدتها است نکته ای مهم در باره چینی ها توجه مرا به خود جلب کرده که به مهاجران چینی ساکن در اروپا و امریکا و اسیا و رفتار (خصوصا سیاسی) انها در قبال سیاستهای دولت چین مربوط میشود. رفتار این مهاجران در مقایسه با رفتار مهاجران ایرانی (و عرب) تفاوت های بسیاری دارد که نمیتوان به سادگی از کنار انها گذشت. دریافتم این است که انها هیچگاه واکنش تندی حتی به سرکوبگرانه ترین رفتار دولت متبوعشان (چین) از خود نشان نداده اند. انگار که چینی های مهاجر، آدمهایی کاملا بی طرف یا بی تفاوت هستند. این در حالی است که مهاجران ایرانی (و حتی عرب و ترک) اشکارا و به صورت مرتب نسبت به رفتار دولت خویش واکنش (منفی و مثبت) نشان میدهند. شما با دهها و صدها گروه و تشکل سیاسی با مواضع چپ، راست، اسلامی، درویشی، عرفانی، کمونیستی (چینی و روسی سابق)، لیبرال، ملی گرایانه و .... در میان مهاجران ایرانی برخورد می کنید که همه اینها امتداد جریانهای داخلی در کشور مبدا ( ایران یا کشورهای عرب) است.
حال صرفنظر از درست یا غلط بودن یا موثربودن چنین رویکردی میتوان این رفتار را با رفتار مهاجران چینی مقایسه کرد.
مهاجران چینی غالبا بی تفاوت به نظر میرسند. انها حتی به جریان تیان ان من هم واکنشی بایسته نشان نداده اند. در حال حاضر هم واکنش مهمی به انچه در هنگ کنگ روی میدهد ندارند. در باره کرونا هم همینطور.
تعداد چینی ها در اروپا و امریکا و اسیا و استرالیا چنان زیاد است که در هر شهری، محله ها و رستورانها و حتی کازینوهای خاص به خود را دارند (چینی ها علاقه زیادی به قمار دارند). قاعدتا این جماعت زیر سلطه و نفوذ دولت چین نیستند. پس چرا تقریبا هیچ چیزی در این رابطه از انها نمیبینیم؟
این بی تفاوتی را چگونه باید تفسیر کرد. چند فرض را در این رابطه میتوان مطرح کرد که پاسخ به انها کار ساده ای نیست:
- اینکه چینی های مهاجر علایق ملی گرایانه بسیار نیرومندی دارند و لذا در هر شرایطی از دولت و ملت متبوعشان تبعیت میکنند.
- شاید هم میترسند که در صورت اعتراض برای بستگانشان در چین مشکلاتی به وجود آید.
- اینکه مهاجرت چینی ها غالبا مربوط به پیش از وقوع انقلاب کمونیستی است (مثلا چینی های مقیم مالزی ظاهرا از ۱۵۰ سال پیش به این سرزمین مهاجرت کرده اند). بنابراین انها پیوندشان را کم و بیش با سرزمین مادر قطع کرده و بیشتر به امور معیشتی خود در کشورهای میزبان می اندیشند.
- اینکه شورشهایی مانند تیان ان من و انقلاب مائو استثنا هستند و چینی ها (ی داخل و مهاجر) عموما به ایجاد اصلاحات از درون حاکمیت اولویت میدهند و کمتر به واکنش سلبی می اندیشند. از این منظر چینی ها به پیشرفتهای کاربردی و ملموس زمامدارانشان دل میبندند و در هر زمان با ان همکاری یا تعامل میکنند.
طبیعی است که تایید یا رد هرکدام از این فرضها نیازمند کاوش و تعمق در داده هایی است که کمتر با انها سروکار داشته ایم.
🆔 @jameeno
🔻پرسشنامه افکارسنجی در مورد بیماری کرونا
▫️روزهای اخیر مردم ایران نگرانی های زیادی را به دلیل شناسایی موارد مثبت کرونا تجربه کرده اند. انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران پرسشنامه ای را طراحی کرده است که میزان آگاهی و نگرانی های مردم را بررسی می نماید تا بر اساس آن پیشنهادها و برنامه هایی برای کاهش نگرانی ها ارائه شود.
با تکمیل این پرسشنامه و ارسال آن به دوستان و آشنایان گامی بلند در جهت تدوین برنامه حمایت روانی و اجتماعی عموم مردم در رابطه با این بیماری خواهید برداشت.
لازم به ذکر است به دلیل رعایت اصل رازداری و گمنامی، ورود نام و نام خانوادگی افراد الزامی نمی باشد، در نتیجه خواهشمندست هر شخص فقط یک بار نسبت به تکمیل پرسشنامه اقدام نماید.
🆔 @jameeno
💢http://www.swi.ir/coronavirus
▫️روزهای اخیر مردم ایران نگرانی های زیادی را به دلیل شناسایی موارد مثبت کرونا تجربه کرده اند. انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران پرسشنامه ای را طراحی کرده است که میزان آگاهی و نگرانی های مردم را بررسی می نماید تا بر اساس آن پیشنهادها و برنامه هایی برای کاهش نگرانی ها ارائه شود.
با تکمیل این پرسشنامه و ارسال آن به دوستان و آشنایان گامی بلند در جهت تدوین برنامه حمایت روانی و اجتماعی عموم مردم در رابطه با این بیماری خواهید برداشت.
لازم به ذکر است به دلیل رعایت اصل رازداری و گمنامی، ورود نام و نام خانوادگی افراد الزامی نمی باشد، در نتیجه خواهشمندست هر شخص فقط یک بار نسبت به تکمیل پرسشنامه اقدام نماید.
🆔 @jameeno
💢http://www.swi.ir/coronavirus
انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران
بیماری ویروس کرونا - انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران
وﯾﺮوسﻫﺎی ﮐﻮروﻧﺎ ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﺰرﮔﯽ از وﯾﺮوسﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ در ﺟﺎﻧﻮران و اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﯿﻤﺎري ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﯽداﻧﯿﻢ ﮐﻪ در اﻧﺴﺎن، ﭼﻨﺪﯾﻦ وﯾﺮوس از ﺧﺎﻧﻮاده ﮐﻮروﻧﺎ ﺳﺒﺐ ﻃﯿﻔﯽ ا
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹نقدی بر امپراتوری دروغ
🖌محمد کوراوند
▫️چند سال پیش بدلیل مطالعاتی که درباره ارتباط بین فروپاشی پیوندهای اجتماعی _ اقتصادی و ناامیدی جمعی و روند فزاینده خودکشی در حال انجام بود متوجه موج معنادار خودکشی در ایران شدم.
اطلاعات غیررسمی حاکی از رشد بالای میزان خودکشی در دهه اخیر بود. در گروهی که جمعی از دوستان ادوار انجمن حضور داشتند در خدمت یکی از دوستان تحکیمی قدیمی بودیم. از ایشان که به تازگی در دولت جدید مسئولیت روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی را پذیرفته بود در این رابطه سوال کردم و خواهان جدی گرفتن این موضوع شدم. متاسفانه ایشان(البته شاید ناشی از فقدان اطلاعات کافی) هشدار مرا جدی نگرفت و ضمن تکذیب موج جدید خودکشی و خشمگین شدن از من آنرا ناشی از موج سازی خبری فضای مجازی عنوان کرد. دوستانه از ایشان خواستم بعنوان یک دولتمرد نوین فراتر از نگاه معمول و به دور از توطئه انگاری، بدنبال کشف حقیقت و راستگویی باشد و در دام دروغ های مصلحتی دولتیان گرفتار نگردد.
گذشت و طی چند سال بعد انواع و اقسام دروغ و پنهانکاری را از دولتمردان تدبیر و شخص رییس جمهور دیدیم.
از انواع دروغهای انتخاباتی ۹۶ (شعار رفع حصر و منشور حقوق شهروندی)
تا قصه دلار ۴۲۰۰ تومانی و آمارهای ساختگی در باب نرخ تورم که کمر ضعفا را شکست. از دروغ جمعه بنزینی رییس جمهور تا پنهانکاری و همراهی در فجایع آبان و کتمان آمار کشتگان. ازشعار عدم فیلترینگ گرفته تا قطع سراسری اینترنت. از گزارشات صدروزه به مردم گرفته تا دروغ دریافت یارانه معیشتی توسط ۶۰ میلیون نفر! از شعار زنده باد دانشگاه گرفته تا راپورت دانشجویان به نهادهای بیرونی. از قصه هواپیمای اوکراینی گرفته تا دروغ سازمان هواپیمایی در مورد بی اطلاعی از شلیک. از دروغگویی هیات های اجرایی انتخابات و همکاری در رد صلاحیت ها گرفته تا آمار سازی ها در مشارکت.
و در نهایت دروغ بزرگ اخیر در عدم ورود کرونا به کشور، تحت کنترل بودن همه چیز و لغو پروازهای چین تا اعلام یکباره مرگ چند مبتلا در روز یکم اسفند توسط همان دوست قدیمی که شبیه دولتمردان شده و عدم نیاز به قرنطینه!
در نتیجه دروغهای مصلحتی و مداوم دولت گویی از "هر ۹ روز یک بحران" به هر ۹ روز یک دروغ رسیده ایم.
از نکات مضحک عملکرد دولت اعتدال ضدیت عملکرد دولت با نامهایی است که این دولت بر خود نهاد. دولت تدبیر، دولت امید، دولت امانتدار!
اما بدون تردید مضحک ترین نامی که در هنگامه انتخابات بر آن تاکید داشت «دولت راستگویان» بود!
نامی که در ضدیت با رفتارهای رئیس جمهور قبلی و توسط جامعه مدنی قرار بود برازنده دولت جدید باشد اما چه می توان گفت که رویی و آبرویی برای حامیان سابق باقی نمانده است. البته دروغگویی فراتر از دولت تمام ساختار را در بر گرفته اما فعلا بیش از همه در عملکرد دولت مدعی نمود یافته است.
آنچه گفتنی است اینکه "دروغگویی شعاری" اکنون به "دروغگویی ساختاری" و به قیمت جان مردم ارتقا یافته است و عملکرد دولت و فرادولت واقعا آستانه تحمل مردم را به پایین ترین حد ممکن رسانده است.
شاید دولتمردان و دیگر عالی منصبان سر در برف فرو کرده اند و صدای ملت را نمی شنوند اما من اسمی را که مردم این روزها بر آنان نهاده اند را به ایشان یادآوری میکنم.
🆔 @jameeno
🔹نقدی بر امپراتوری دروغ
🖌محمد کوراوند
▫️چند سال پیش بدلیل مطالعاتی که درباره ارتباط بین فروپاشی پیوندهای اجتماعی _ اقتصادی و ناامیدی جمعی و روند فزاینده خودکشی در حال انجام بود متوجه موج معنادار خودکشی در ایران شدم.
اطلاعات غیررسمی حاکی از رشد بالای میزان خودکشی در دهه اخیر بود. در گروهی که جمعی از دوستان ادوار انجمن حضور داشتند در خدمت یکی از دوستان تحکیمی قدیمی بودیم. از ایشان که به تازگی در دولت جدید مسئولیت روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی را پذیرفته بود در این رابطه سوال کردم و خواهان جدی گرفتن این موضوع شدم. متاسفانه ایشان(البته شاید ناشی از فقدان اطلاعات کافی) هشدار مرا جدی نگرفت و ضمن تکذیب موج جدید خودکشی و خشمگین شدن از من آنرا ناشی از موج سازی خبری فضای مجازی عنوان کرد. دوستانه از ایشان خواستم بعنوان یک دولتمرد نوین فراتر از نگاه معمول و به دور از توطئه انگاری، بدنبال کشف حقیقت و راستگویی باشد و در دام دروغ های مصلحتی دولتیان گرفتار نگردد.
گذشت و طی چند سال بعد انواع و اقسام دروغ و پنهانکاری را از دولتمردان تدبیر و شخص رییس جمهور دیدیم.
از انواع دروغهای انتخاباتی ۹۶ (شعار رفع حصر و منشور حقوق شهروندی)
تا قصه دلار ۴۲۰۰ تومانی و آمارهای ساختگی در باب نرخ تورم که کمر ضعفا را شکست. از دروغ جمعه بنزینی رییس جمهور تا پنهانکاری و همراهی در فجایع آبان و کتمان آمار کشتگان. ازشعار عدم فیلترینگ گرفته تا قطع سراسری اینترنت. از گزارشات صدروزه به مردم گرفته تا دروغ دریافت یارانه معیشتی توسط ۶۰ میلیون نفر! از شعار زنده باد دانشگاه گرفته تا راپورت دانشجویان به نهادهای بیرونی. از قصه هواپیمای اوکراینی گرفته تا دروغ سازمان هواپیمایی در مورد بی اطلاعی از شلیک. از دروغگویی هیات های اجرایی انتخابات و همکاری در رد صلاحیت ها گرفته تا آمار سازی ها در مشارکت.
و در نهایت دروغ بزرگ اخیر در عدم ورود کرونا به کشور، تحت کنترل بودن همه چیز و لغو پروازهای چین تا اعلام یکباره مرگ چند مبتلا در روز یکم اسفند توسط همان دوست قدیمی که شبیه دولتمردان شده و عدم نیاز به قرنطینه!
در نتیجه دروغهای مصلحتی و مداوم دولت گویی از "هر ۹ روز یک بحران" به هر ۹ روز یک دروغ رسیده ایم.
از نکات مضحک عملکرد دولت اعتدال ضدیت عملکرد دولت با نامهایی است که این دولت بر خود نهاد. دولت تدبیر، دولت امید، دولت امانتدار!
اما بدون تردید مضحک ترین نامی که در هنگامه انتخابات بر آن تاکید داشت «دولت راستگویان» بود!
نامی که در ضدیت با رفتارهای رئیس جمهور قبلی و توسط جامعه مدنی قرار بود برازنده دولت جدید باشد اما چه می توان گفت که رویی و آبرویی برای حامیان سابق باقی نمانده است. البته دروغگویی فراتر از دولت تمام ساختار را در بر گرفته اما فعلا بیش از همه در عملکرد دولت مدعی نمود یافته است.
آنچه گفتنی است اینکه "دروغگویی شعاری" اکنون به "دروغگویی ساختاری" و به قیمت جان مردم ارتقا یافته است و عملکرد دولت و فرادولت واقعا آستانه تحمل مردم را به پایین ترین حد ممکن رسانده است.
شاید دولتمردان و دیگر عالی منصبان سر در برف فرو کرده اند و صدای ملت را نمی شنوند اما من اسمی را که مردم این روزها بر آنان نهاده اند را به ایشان یادآوری میکنم.
🆔 @jameeno
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گزارش_یک_گفتگو
🔸دیالوگ واتساپی خانوادگی درباره چینیها و کرونا!
▫️فاروق نجمالدین / جامعه نو: چند شب پیش فایل صوتی یک جوان ایرانی مقیم ووهان در بی بی سی پخش شدکه رفتار مردم چین را در زمینه بیماری کرونا به خوبی منعکس میکرد. برای من جالب بودو کامنت تفسیری کوتاهی در باره این فایل در گروه خانوادگی خودمان نوشتم. برادرزاده من جوابی در همان رابطه نوشت و من توضیح مجددی دادم.
مجموعه توضیحات بی ارتباط با انچه امروزها در خیلی از محافل مطرح میشود نیست.
فکر کردم بی مناسبت نباشد که دیالوگمان را با همان فرمت واتساپی و خانوادگی اش با مخاطبان جامعه نو به اشتراک بگذارم.
گزارش آن جوان ایرانی ساکن ووهان را ضمیمه کرده ام. جالب است ببینید.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Ch-02-29
🔸دیالوگ واتساپی خانوادگی درباره چینیها و کرونا!
▫️فاروق نجمالدین / جامعه نو: چند شب پیش فایل صوتی یک جوان ایرانی مقیم ووهان در بی بی سی پخش شدکه رفتار مردم چین را در زمینه بیماری کرونا به خوبی منعکس میکرد. برای من جالب بودو کامنت تفسیری کوتاهی در باره این فایل در گروه خانوادگی خودمان نوشتم. برادرزاده من جوابی در همان رابطه نوشت و من توضیح مجددی دادم.
مجموعه توضیحات بی ارتباط با انچه امروزها در خیلی از محافل مطرح میشود نیست.
فکر کردم بی مناسبت نباشد که دیالوگمان را با همان فرمت واتساپی و خانوادگی اش با مخاطبان جامعه نو به اشتراک بگذارم.
گزارش آن جوان ایرانی ساکن ووهان را ضمیمه کرده ام. جالب است ببینید.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Ch-02-29
#الف ... و کرونا
🔸چه کسی زرد است؟
▫️شورای سردبیری: "...این اولین باری نیست که جدال قدیمی جریان فکری عقلگرایی و نصگرایی سر باز کرده و از لجنههای علمی و تخصصی به افکارعمومی و شبکههای اجتماعی زرد کشیده شدهاست."
عبارت فوق را از مقالهای با عنوان "بازهم جدال قدیمی مناسکگرائی و عقلگرائی
به بهانهی شیوع ویروس کرونا" برایتان نقل کردهایم. خوانندگان اهل فن میتوانند حدس بزنند شخص باسوادی آنرا تحریر کرده است(امضا ندارد) و اگر باور نداشتیم که نویسنده در شمار تحصیلکردگان خوشفکرحوزه است اعتنایی به کلماتش نمیکردیم.اما آن شخص با سواد دانسته یا ندانسته مردمانی را که حق خود میدانند در باره آنچه بر سرنوشتشان حاکم است قضاوت کنند، " زرد" توصیف کرده است. نمونه تازه ای از دیدن خویش بر اریکه فهم واراده، و نظاره به جامعه چون رمهای نادان ونالایق برای تعیین سره وناسره در زندگی خویش.
چرا از مقالهای با چنین عنوان پرطمطراق، به یک کلمه چسبیدیم. پاسخ این پرسش برحق این است که آنکلمه ترجمان کلیت نگاه حکومت فعلی و اقطاب اندیشهورز آن به مردم، و افکار عمومی است؛ روحانیت حاکم بر کشورخود را "لجنه عالم و متخصص"میبیند و مردمان مصیبتزده و رها شدهای را که تریبون سخنگویی انها "افکار عمومی و شبکه های اجتماعی" است زرد ، به معنای بی ارزش، دروغ، عوامانه، کوته نگر و ساده پسند و مروج اخبار و اطلاعات کم مایه و احیانا انحرافی و فاسد توصیف میکند.
باراول نیست که نظر و دیدگاه سرشار از خصومت این گروه درباره مردم از جوف سخنان خردمندانه بیرون میزند. امروزه بخش وسیعی از جامعه، همانها که پای صندوق اخیر نرفتند، از نظر روحانیت نسبت به خودشان آگاهند: رای انها جنبه زینت دارد، معقولات به آنها مربوط نیست، فهم کافی برای درک بیواسطه دین ندارند، تکلیف دنیایشان را دیگری باید تعیین کند وگرنه منحرف میشوند، و خلاصه سرجمع ،عوام کالانعام ... بسیاریشان (مثل نویسنده مقاله)دوست ندارند چنین قضاوت کنند، ولی گریبان از دست مشکل تقسیم ذهنی جامعه رها نتوانند کرد.نمیدانند مشکلشان کجاست.
برگردیم به واژه زرد. این صفت در باره نشریات و تشکیلاتی مانند احزاب به کار میرود که کارکرد انها رنگ کردن جامعه بر اساس سلیقه ساده تودهکم سواد و بینظر مردم است و هدف شان یا کسب درامد و یا منحرف کردن جامعه از مسائل اصلی آن است. رسانه زرد یک ابزار کلیدی حکومتها وطبقات حاکم در حفظ سلطه بر جامعه است؛چیزی مثل سیمای جمهوری اسلامی. این البته توصیف مختصری است ولی درموضوع ما کفایت میکند: اجزای حکومت که براساس توهم تولیت دین مردم حکومت بر انها را حق خود میدانند، از اینکه مردم بویژه مومنان واقعی در باره علت وجود این تولیت، منشاء حق حکمرانی و منظومه عقیدتی ایجاد کننده رابطه سیاسی حکومت و فردبایکدیگر حرف بزنند و جدل کنند و پرسش بیافرینند یا درباره انچه برایشان واجب الاطاعه است طنز بسازند و فیلم سخنان و اعمال اجزای حکومت را برای یکدیگر بفرستند و دایره آگاهی از رفتار حکومت و ماهیت ان را گسترش دهند واهمه دارند. آن را افشاگر، خطرساز و بیرون کشیدن سنگ و آجر از دیوار قلعه حکومت میدانند. به واقع، آنکس که عبارات فوق را نوشته، به بهترین استفادهای که از شبکههای اجتماعی میتوان کرد(جدال عقلگرایی و نصگرایی، و مناسگگرایی و عقلگرایی و مباحث مشابه)ایراد دارد نه به استفاده های سوداگرانه وزرد از این شبکهها. ظاهرش این است که بدون استدلال میگوید جای این بحثها در لجنه های علمی و تخصصی(یعنی حوزهها و احیانا دانشگاههای خاص)است، و باطنش این است که چون نمیتواند بگوید"مردم"حق ندارند در باره این مسائل که هسته مشکلات ملی کنونی ماست حرف بزنند، با تحقیر افکار عمومی و شبکه های اجتماعی صفت زرد را به کمک میگیرد. عجب نخالههای زبلی هستند اقطاب فکری این حکومت!
به میان کشیدن دوباره این نشانی غلط، همچنانکه از عنوان مقاله موصوف بر میآید، شیوع کرونا به عنوان یک مساله ملی و همگانی و لزوم موضعگیری دستگاه حکومت در باره آن بوده است. تا امروز، نظر حکومت این بوده که کرونا توطئه ضدانتخاباتی است، دیگران بیشتر ازما مبتلای آنند، چاره اشدعا است، پنبه در منافذ بدن است، مسلمانها دچارش نمیشوند، و... حالا خوب است که حکومت نظرش را تغییر داده ، ولی نمیتوان جامعه را از نقد بیرحمانه این آراء و رفتار باز داشت. ناجوانمردانه است کاربردصفت زرد برای شبکه گفتگوی مردم در باره حکومت روحانیون.
میتوان به این گروه از اهل عقل مدافع نظام که گویا نگران به خطر افتادن باورها، آراء و اعتقادات اصیل دینیاند توصیه کرد برای رسیدن به اهداف خوبی که درذهن دارند، به جای تحقیر مردمی که ممکن است درباره معقولات حرف بزنند ، انرژی خود را در جای دیگری هزینه کنند؛ آنجا که آخوندها کتاب پزشکی به آتش میافکنند، میگویند نقره ضریح ضد ویروس است،...
زرد، اینها هستند!
🆔 @jameeno
🔸چه کسی زرد است؟
▫️شورای سردبیری: "...این اولین باری نیست که جدال قدیمی جریان فکری عقلگرایی و نصگرایی سر باز کرده و از لجنههای علمی و تخصصی به افکارعمومی و شبکههای اجتماعی زرد کشیده شدهاست."
عبارت فوق را از مقالهای با عنوان "بازهم جدال قدیمی مناسکگرائی و عقلگرائی
به بهانهی شیوع ویروس کرونا" برایتان نقل کردهایم. خوانندگان اهل فن میتوانند حدس بزنند شخص باسوادی آنرا تحریر کرده است(امضا ندارد) و اگر باور نداشتیم که نویسنده در شمار تحصیلکردگان خوشفکرحوزه است اعتنایی به کلماتش نمیکردیم.اما آن شخص با سواد دانسته یا ندانسته مردمانی را که حق خود میدانند در باره آنچه بر سرنوشتشان حاکم است قضاوت کنند، " زرد" توصیف کرده است. نمونه تازه ای از دیدن خویش بر اریکه فهم واراده، و نظاره به جامعه چون رمهای نادان ونالایق برای تعیین سره وناسره در زندگی خویش.
چرا از مقالهای با چنین عنوان پرطمطراق، به یک کلمه چسبیدیم. پاسخ این پرسش برحق این است که آنکلمه ترجمان کلیت نگاه حکومت فعلی و اقطاب اندیشهورز آن به مردم، و افکار عمومی است؛ روحانیت حاکم بر کشورخود را "لجنه عالم و متخصص"میبیند و مردمان مصیبتزده و رها شدهای را که تریبون سخنگویی انها "افکار عمومی و شبکه های اجتماعی" است زرد ، به معنای بی ارزش، دروغ، عوامانه، کوته نگر و ساده پسند و مروج اخبار و اطلاعات کم مایه و احیانا انحرافی و فاسد توصیف میکند.
باراول نیست که نظر و دیدگاه سرشار از خصومت این گروه درباره مردم از جوف سخنان خردمندانه بیرون میزند. امروزه بخش وسیعی از جامعه، همانها که پای صندوق اخیر نرفتند، از نظر روحانیت نسبت به خودشان آگاهند: رای انها جنبه زینت دارد، معقولات به آنها مربوط نیست، فهم کافی برای درک بیواسطه دین ندارند، تکلیف دنیایشان را دیگری باید تعیین کند وگرنه منحرف میشوند، و خلاصه سرجمع ،عوام کالانعام ... بسیاریشان (مثل نویسنده مقاله)دوست ندارند چنین قضاوت کنند، ولی گریبان از دست مشکل تقسیم ذهنی جامعه رها نتوانند کرد.نمیدانند مشکلشان کجاست.
برگردیم به واژه زرد. این صفت در باره نشریات و تشکیلاتی مانند احزاب به کار میرود که کارکرد انها رنگ کردن جامعه بر اساس سلیقه ساده تودهکم سواد و بینظر مردم است و هدف شان یا کسب درامد و یا منحرف کردن جامعه از مسائل اصلی آن است. رسانه زرد یک ابزار کلیدی حکومتها وطبقات حاکم در حفظ سلطه بر جامعه است؛چیزی مثل سیمای جمهوری اسلامی. این البته توصیف مختصری است ولی درموضوع ما کفایت میکند: اجزای حکومت که براساس توهم تولیت دین مردم حکومت بر انها را حق خود میدانند، از اینکه مردم بویژه مومنان واقعی در باره علت وجود این تولیت، منشاء حق حکمرانی و منظومه عقیدتی ایجاد کننده رابطه سیاسی حکومت و فردبایکدیگر حرف بزنند و جدل کنند و پرسش بیافرینند یا درباره انچه برایشان واجب الاطاعه است طنز بسازند و فیلم سخنان و اعمال اجزای حکومت را برای یکدیگر بفرستند و دایره آگاهی از رفتار حکومت و ماهیت ان را گسترش دهند واهمه دارند. آن را افشاگر، خطرساز و بیرون کشیدن سنگ و آجر از دیوار قلعه حکومت میدانند. به واقع، آنکس که عبارات فوق را نوشته، به بهترین استفادهای که از شبکههای اجتماعی میتوان کرد(جدال عقلگرایی و نصگرایی، و مناسگگرایی و عقلگرایی و مباحث مشابه)ایراد دارد نه به استفاده های سوداگرانه وزرد از این شبکهها. ظاهرش این است که بدون استدلال میگوید جای این بحثها در لجنه های علمی و تخصصی(یعنی حوزهها و احیانا دانشگاههای خاص)است، و باطنش این است که چون نمیتواند بگوید"مردم"حق ندارند در باره این مسائل که هسته مشکلات ملی کنونی ماست حرف بزنند، با تحقیر افکار عمومی و شبکه های اجتماعی صفت زرد را به کمک میگیرد. عجب نخالههای زبلی هستند اقطاب فکری این حکومت!
به میان کشیدن دوباره این نشانی غلط، همچنانکه از عنوان مقاله موصوف بر میآید، شیوع کرونا به عنوان یک مساله ملی و همگانی و لزوم موضعگیری دستگاه حکومت در باره آن بوده است. تا امروز، نظر حکومت این بوده که کرونا توطئه ضدانتخاباتی است، دیگران بیشتر ازما مبتلای آنند، چاره اشدعا است، پنبه در منافذ بدن است، مسلمانها دچارش نمیشوند، و... حالا خوب است که حکومت نظرش را تغییر داده ، ولی نمیتوان جامعه را از نقد بیرحمانه این آراء و رفتار باز داشت. ناجوانمردانه است کاربردصفت زرد برای شبکه گفتگوی مردم در باره حکومت روحانیون.
میتوان به این گروه از اهل عقل مدافع نظام که گویا نگران به خطر افتادن باورها، آراء و اعتقادات اصیل دینیاند توصیه کرد برای رسیدن به اهداف خوبی که درذهن دارند، به جای تحقیر مردمی که ممکن است درباره معقولات حرف بزنند ، انرژی خود را در جای دیگری هزینه کنند؛ آنجا که آخوندها کتاب پزشکی به آتش میافکنند، میگویند نقره ضریح ضد ویروس است،...
زرد، اینها هستند!
🆔 @jameeno
🔹مرکز مستشاری ایران در سوریه، ترکیه را به رفتار عاقلانه دعوت کرد
🔺مرکز مستشاری نظامی ایران در سوریه با اشاره به تداوم حملات توپخانهای ترکیه به مواضع این مرکز، ترکیه را به برخورد عقلانی با موضوع ادلب و بر اساس مصلحت مردم این کشور دعوت کرد.
▫️به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، مرکز مستشاری نظامی ایران، مستقر در شمال سوریه، بامداد یکشنبه با صدور بیانیهای اعلام کرد ارتش ترکیه همچنان به بمباران مواضع این مرکز ادامه میدهد و این مرکز از آنکارا میخواهد که عاقلانه رفتار کند.
در این بیانیه آمده است که به دنبال درگیریهای چند روزه بین ارتش سوریه و ارتش ترکیه به اطلاع افکار عمومی میرسانیم :
اول: به دنبال درخواست دولت سوریه در آزادسازی مسیر M5 با ارتش این کشور همکاری کردیم و نیروهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای حزب الله لبنان با همکاری جناحهای مقاومت بعد از آزادسازی به ارائه خدمات به ساکنان مناطق آزاد شده مشغول شدند.
دوم: گروههای مسلح مورد حمایت ارتش ترکیه بعد از آزادسازی مسیر یاد شده به مراکز ارتش سوریه حمله کردند که ما به منظور جلوگیری از سقوط مجدد مسیر M5 با ارتش سوریه بار دیگر همکاری کردیم.
سوم: از زمان حضورمان در سوریه، مراکز ارتش ترکیه در تیررس نیروهایمان قرار داشت ولی طبق توافقنامه آستانه و غیره، نیروهای کمیته ها و جناحهای مقاومت به مراکز ارتش ترکیه حمله نکرده و تا به این لحظه از هدف قرار دادن مراکز ترکیه خودداری کردهایم.
سوم: از چهار روز گذشته نیروهای بیگانه از تاجیکستان و حزب الترکستانی و نیروهای "جبهة النصره" و گروههای تروریستی حملات گستردهای را علیه مراکز ارتش سوریه آغاز کردهاند و نیروهایمان این بار نیز برای عدم سقوط مناطق آزاد شده به کمک ارتش سوریه شتافتند.
پنجم: علیرغم موضعگیری دفاعی نیروهایمان، ارتش ترکیه از هوا با آتشباری و پرتاب موشکهای نقطهزن نیروها و مراکزمان را بمباران کرده و ما برای حل این موضوع میانجیگرانی را به ارتش ترکیه فرستادیم تا این حملات و رفتارهای ناپسند را متوقف کند.
ششم: میانجیگران به ارتش ترکیه اعلام کردند که تروریستها با حمایت شما به مراکزمان حمله کردند و ما در کنار ارتش سوریه برای مقابله با تروریستها تلاش میکنیم ولی متاسفانه ارتش ترکیه هیچ توجهای به گفتههای ما نکرده و به بمبارانهای خود ادامه داد تا جایی که چندین نفر از رزمندههایمان به شهادت رسیدند.
هفتم: توپخانه ارتش سوریه مراکزی را که به آنها حمله میشد، زیر آتش خود گرفتند و ما بار دیگر از طریق میانجیگران به ارتش ترکیه اعلام کردیم ما قصد مقابله با ارتش ترکیه را نداریم و فرماندهانمان برای حل بحران بین سوریه و ترکیه از طریق دیپلماتیک پافشاری میکنند.
هشتم: از صبح امروز به نیروهایمان اعلام کردیم برای حفظ جان سربازان ترکیه، مراکز ارتش این کشور را در ادلب هدف قرار ندهند ولی ارتش ترکیه همچنان به حمله توپخانهای خود به مراکز ما و ارتش سوریه ادامه میدهد.
نهم: مرکز مشاوره نظامی ایران و رزمندگان مقاومت از نیروهای ترکیه میخواهند با در نظر گرفتن منافع دو ملت سوریه و ترکیه، عاقلانه رفتار کرده و به ملت ترکیه خاطرنشان میکنیم فرزندانشان یک ماه است که در تیررس ما قرار دارند و ما میتوانستیم انتقام بگیریم ولی به دلیل دستور فرماندهانمان از این عمل خودداری کرده ولی از شما میخواهیم به مقامات خود برای جلوگیری از کشته شدن سربازان ترک و پایبندی به توافقها فشار آورید.
دهم: علی رغم شرایط سخت کنونی بار دیگر تاکید میکنیم تا بیرون راندن تروریستها و حفاظت از تمامیت ارضی سوریه در کنار ملت و دولت و ارتش سوریه همچنان میایستیم و از همگان میخواهیم در مورد خطرات و پیامدهای ادامه حمله به سوریه با تعقل بیشتری بیندیشند.
۳۴ نظامی ترکیه بامداد جمعه در حمله هوایی که در نزدیکی روستای «الباره»، واقع در «جبل الزاویه»، در حومه استان ادلب انجام شد، کشته شدند. کشته و زخمی شدن نظامیان ترکیه در جریان حملات روز گذشته گروههای تروریستی به مواضع ارتش سوریه در جنوب ادلب و شهر «سراقب» و پاسخ توپخانهای نیروهای سوری رخ داد.
سخنگوی کاخ کرملین نیز با بیان اینکه نظامیان کشتهشده ترکیه خارج از پستهای دیدبانی در ادلب بودند، تاکید کرد نظامیان ترکیه نباید بیرون از این تاسیسات حضور داشته باشند.
▫️منبع: خبرگزاری فارس
🆔 @jameeno
🔺مرکز مستشاری نظامی ایران در سوریه با اشاره به تداوم حملات توپخانهای ترکیه به مواضع این مرکز، ترکیه را به برخورد عقلانی با موضوع ادلب و بر اساس مصلحت مردم این کشور دعوت کرد.
▫️به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، مرکز مستشاری نظامی ایران، مستقر در شمال سوریه، بامداد یکشنبه با صدور بیانیهای اعلام کرد ارتش ترکیه همچنان به بمباران مواضع این مرکز ادامه میدهد و این مرکز از آنکارا میخواهد که عاقلانه رفتار کند.
در این بیانیه آمده است که به دنبال درگیریهای چند روزه بین ارتش سوریه و ارتش ترکیه به اطلاع افکار عمومی میرسانیم :
اول: به دنبال درخواست دولت سوریه در آزادسازی مسیر M5 با ارتش این کشور همکاری کردیم و نیروهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای حزب الله لبنان با همکاری جناحهای مقاومت بعد از آزادسازی به ارائه خدمات به ساکنان مناطق آزاد شده مشغول شدند.
دوم: گروههای مسلح مورد حمایت ارتش ترکیه بعد از آزادسازی مسیر یاد شده به مراکز ارتش سوریه حمله کردند که ما به منظور جلوگیری از سقوط مجدد مسیر M5 با ارتش سوریه بار دیگر همکاری کردیم.
سوم: از زمان حضورمان در سوریه، مراکز ارتش ترکیه در تیررس نیروهایمان قرار داشت ولی طبق توافقنامه آستانه و غیره، نیروهای کمیته ها و جناحهای مقاومت به مراکز ارتش ترکیه حمله نکرده و تا به این لحظه از هدف قرار دادن مراکز ترکیه خودداری کردهایم.
سوم: از چهار روز گذشته نیروهای بیگانه از تاجیکستان و حزب الترکستانی و نیروهای "جبهة النصره" و گروههای تروریستی حملات گستردهای را علیه مراکز ارتش سوریه آغاز کردهاند و نیروهایمان این بار نیز برای عدم سقوط مناطق آزاد شده به کمک ارتش سوریه شتافتند.
پنجم: علیرغم موضعگیری دفاعی نیروهایمان، ارتش ترکیه از هوا با آتشباری و پرتاب موشکهای نقطهزن نیروها و مراکزمان را بمباران کرده و ما برای حل این موضوع میانجیگرانی را به ارتش ترکیه فرستادیم تا این حملات و رفتارهای ناپسند را متوقف کند.
ششم: میانجیگران به ارتش ترکیه اعلام کردند که تروریستها با حمایت شما به مراکزمان حمله کردند و ما در کنار ارتش سوریه برای مقابله با تروریستها تلاش میکنیم ولی متاسفانه ارتش ترکیه هیچ توجهای به گفتههای ما نکرده و به بمبارانهای خود ادامه داد تا جایی که چندین نفر از رزمندههایمان به شهادت رسیدند.
هفتم: توپخانه ارتش سوریه مراکزی را که به آنها حمله میشد، زیر آتش خود گرفتند و ما بار دیگر از طریق میانجیگران به ارتش ترکیه اعلام کردیم ما قصد مقابله با ارتش ترکیه را نداریم و فرماندهانمان برای حل بحران بین سوریه و ترکیه از طریق دیپلماتیک پافشاری میکنند.
هشتم: از صبح امروز به نیروهایمان اعلام کردیم برای حفظ جان سربازان ترکیه، مراکز ارتش این کشور را در ادلب هدف قرار ندهند ولی ارتش ترکیه همچنان به حمله توپخانهای خود به مراکز ما و ارتش سوریه ادامه میدهد.
نهم: مرکز مشاوره نظامی ایران و رزمندگان مقاومت از نیروهای ترکیه میخواهند با در نظر گرفتن منافع دو ملت سوریه و ترکیه، عاقلانه رفتار کرده و به ملت ترکیه خاطرنشان میکنیم فرزندانشان یک ماه است که در تیررس ما قرار دارند و ما میتوانستیم انتقام بگیریم ولی به دلیل دستور فرماندهانمان از این عمل خودداری کرده ولی از شما میخواهیم به مقامات خود برای جلوگیری از کشته شدن سربازان ترک و پایبندی به توافقها فشار آورید.
دهم: علی رغم شرایط سخت کنونی بار دیگر تاکید میکنیم تا بیرون راندن تروریستها و حفاظت از تمامیت ارضی سوریه در کنار ملت و دولت و ارتش سوریه همچنان میایستیم و از همگان میخواهیم در مورد خطرات و پیامدهای ادامه حمله به سوریه با تعقل بیشتری بیندیشند.
۳۴ نظامی ترکیه بامداد جمعه در حمله هوایی که در نزدیکی روستای «الباره»، واقع در «جبل الزاویه»، در حومه استان ادلب انجام شد، کشته شدند. کشته و زخمی شدن نظامیان ترکیه در جریان حملات روز گذشته گروههای تروریستی به مواضع ارتش سوریه در جنوب ادلب و شهر «سراقب» و پاسخ توپخانهای نیروهای سوری رخ داد.
سخنگوی کاخ کرملین نیز با بیان اینکه نظامیان کشتهشده ترکیه خارج از پستهای دیدبانی در ادلب بودند، تاکید کرد نظامیان ترکیه نباید بیرون از این تاسیسات حضور داشته باشند.
▫️منبع: خبرگزاری فارس
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔹مرکز مستشاری ایران در سوریه، ترکیه را به رفتار عاقلانه دعوت کرد 🔺مرکز مستشاری نظامی ایران در سوریه با اشاره به تداوم حملات توپخانهای ترکیه به مواضع این مرکز، ترکیه را به برخورد عقلانی با موضوع ادلب و بر اساس مصلحت مردم این کشور دعوت کرد. ▫️به گزارش گروه…
🔸کاوشی در یک بیانیه
▫️فاروق نجم الدین/ جامعه نو: بامداد یکشنبه بیانیه ای از قول "مرکز مستشاری نظامی ایران مستقر در سوریه" در خبرگزاری فارس منتشر شد که در نوع خود بی نظیر بود.
هر یک از ما در طول تجربه طولانی خود در حرفه خبرنگاری با انواع بیانیه های نظامی برخورد کرده ایم که در بارۀ عملیات نظامی صادر شده باشد. هیچگاه اما بیانیه ای با این شکل و شمایل را ندیده ایم؛ بیانیه ای که بیشتر به یک گله گذاری سیاسی از طرف ترک شبیه بود تا یک بیانیۀ نظامی!
اصلا آیا تا به حال این "مرکز مستشاری نظامی ایران در سوریه" بیانیه ای را صادر کرده که این دومی اش باشد؟
بیایید این بیانیه را ابتدا از وجه خبرنگاری اش بررسی کنیم تا بعد به محتوا و پیام نظامی آن بپردازیم. اگر این "مرکز مستشاری" را یک واحد نظامی تابع تشکیلات نظامی جمهوری اسلامی بدانیم که قطعاً هست، پس قاعده بر آن است که این واحد بیانیه های خود را ابتدا در اختیار خبرگزاری های ایرانی و صدا و سیما قرار دهد و سپس خبر آن در سایر خبرگزاری ها و شبکه های ماهواره ای قرار گیرد. جریان انتشار خبر این بیانیه اما در اینجا کاملاً بر عکس بود. جالب انکه صدا و سیما اصلا این خبر را پوشش نداده است. نیز به این امر باید توجه کنیم که بیانیه ای با این مضمون کاملاً سیاسی، خطاب به شهروندان ترکیه (گیریم تهدید و نه گله گذاری) معمولاً باید از سلسله مراتب بالاتر نظامی و یا حتی دستگاه دیپلماسی صادر گردد و نه یک واحد نظامی محلی و عملیاتی. در این بیانیه خطاب به ملت ترکیه می خوانیم: "فرزندان شما یک ماه است در تیررس ما قرار دارند و ما می توانستیم انتقام بگیریم ولی به دستور فرماندهانمان از این عمل خودداری کرده ایم". بیانیه مرکز مستشاری حتی به ملت ترکیه توصیه کرده که "به مقامات آن کشور برای پایبندی به توافق ها" فشار بیاورد.
تا آنجا که من اطلاع دارم منبع اصلی در مخابره این بیانیه شبکه ماهواره ای المیادین بود که به هواداری اش از جمهوری اسلامی، حزب الله لبنان، دولت سوریه و به طور کلی محور مقاومت و متحدان آن شهره است. پس از آن دویچه وله این خبر را مخابره کرده است. هیچیک از این دو شبکه منبع خود را ذکر نکرده و بیان نکرده اند که آیا نماینده و سخنگویی از سوی واحد نظامی یادشده این بیانیه را در اختیار آنان قرار داده و یا اینکه آنها از منابع خود به این بیانیه دست یافته اند. البته این بدان معنی نیست که رخدادهای درج شده در این بیانیه بی پایه هستند اما موضوع ما در اینجا صدور و انتشار یک بیانیه است و نه نفس رخدادها و گزارش های خبری است. موقعیت و مشارکت واحدهای نظامی ایران و نیروهای حزب الله در سوریه بر کسی پوشیده نیست. درگیری های اخیر ادلب نیز زیر نگاه دوربین شبکه های ماهواره ای معتبر رخ داده و تلفات نیروهای ترکیه و سپس پاسخ نظامی ترکیه در تمام گزارش های خبری انعکاس یافته است. حتی دلیل واکنش ترکیه نسبت به نیروهای ایرانی و حزب الله هم مورد توجه قرار گرفته است. یکی از دلایل این بود که ترکیه تا حد امکان از رودررویی با نیروهای روسی پرهیز دارد. به همین جهت تشخیصش این بود که نیروهای این واحد "دیوار کوتاهی" است که می تواند به راحتی از آن عبور کند بدون آنکه واکنش و خشم روسها را برانگیزد. اطلاعات فوق اما در اینجا نه از سوی یک گزارش خبری یا یک خبرنگار و به نقل از مسؤولان نظامی یک واحد تهیه شده بلکه به یک بیانیه منسوب شده که گویا فرماندهان "مرکز مستشاری" آن را صادر کرده اند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ma-03-02-2
▫️فاروق نجم الدین/ جامعه نو: بامداد یکشنبه بیانیه ای از قول "مرکز مستشاری نظامی ایران مستقر در سوریه" در خبرگزاری فارس منتشر شد که در نوع خود بی نظیر بود.
هر یک از ما در طول تجربه طولانی خود در حرفه خبرنگاری با انواع بیانیه های نظامی برخورد کرده ایم که در بارۀ عملیات نظامی صادر شده باشد. هیچگاه اما بیانیه ای با این شکل و شمایل را ندیده ایم؛ بیانیه ای که بیشتر به یک گله گذاری سیاسی از طرف ترک شبیه بود تا یک بیانیۀ نظامی!
اصلا آیا تا به حال این "مرکز مستشاری نظامی ایران در سوریه" بیانیه ای را صادر کرده که این دومی اش باشد؟
بیایید این بیانیه را ابتدا از وجه خبرنگاری اش بررسی کنیم تا بعد به محتوا و پیام نظامی آن بپردازیم. اگر این "مرکز مستشاری" را یک واحد نظامی تابع تشکیلات نظامی جمهوری اسلامی بدانیم که قطعاً هست، پس قاعده بر آن است که این واحد بیانیه های خود را ابتدا در اختیار خبرگزاری های ایرانی و صدا و سیما قرار دهد و سپس خبر آن در سایر خبرگزاری ها و شبکه های ماهواره ای قرار گیرد. جریان انتشار خبر این بیانیه اما در اینجا کاملاً بر عکس بود. جالب انکه صدا و سیما اصلا این خبر را پوشش نداده است. نیز به این امر باید توجه کنیم که بیانیه ای با این مضمون کاملاً سیاسی، خطاب به شهروندان ترکیه (گیریم تهدید و نه گله گذاری) معمولاً باید از سلسله مراتب بالاتر نظامی و یا حتی دستگاه دیپلماسی صادر گردد و نه یک واحد نظامی محلی و عملیاتی. در این بیانیه خطاب به ملت ترکیه می خوانیم: "فرزندان شما یک ماه است در تیررس ما قرار دارند و ما می توانستیم انتقام بگیریم ولی به دستور فرماندهانمان از این عمل خودداری کرده ایم". بیانیه مرکز مستشاری حتی به ملت ترکیه توصیه کرده که "به مقامات آن کشور برای پایبندی به توافق ها" فشار بیاورد.
تا آنجا که من اطلاع دارم منبع اصلی در مخابره این بیانیه شبکه ماهواره ای المیادین بود که به هواداری اش از جمهوری اسلامی، حزب الله لبنان، دولت سوریه و به طور کلی محور مقاومت و متحدان آن شهره است. پس از آن دویچه وله این خبر را مخابره کرده است. هیچیک از این دو شبکه منبع خود را ذکر نکرده و بیان نکرده اند که آیا نماینده و سخنگویی از سوی واحد نظامی یادشده این بیانیه را در اختیار آنان قرار داده و یا اینکه آنها از منابع خود به این بیانیه دست یافته اند. البته این بدان معنی نیست که رخدادهای درج شده در این بیانیه بی پایه هستند اما موضوع ما در اینجا صدور و انتشار یک بیانیه است و نه نفس رخدادها و گزارش های خبری است. موقعیت و مشارکت واحدهای نظامی ایران و نیروهای حزب الله در سوریه بر کسی پوشیده نیست. درگیری های اخیر ادلب نیز زیر نگاه دوربین شبکه های ماهواره ای معتبر رخ داده و تلفات نیروهای ترکیه و سپس پاسخ نظامی ترکیه در تمام گزارش های خبری انعکاس یافته است. حتی دلیل واکنش ترکیه نسبت به نیروهای ایرانی و حزب الله هم مورد توجه قرار گرفته است. یکی از دلایل این بود که ترکیه تا حد امکان از رودررویی با نیروهای روسی پرهیز دارد. به همین جهت تشخیصش این بود که نیروهای این واحد "دیوار کوتاهی" است که می تواند به راحتی از آن عبور کند بدون آنکه واکنش و خشم روسها را برانگیزد. اطلاعات فوق اما در اینجا نه از سوی یک گزارش خبری یا یک خبرنگار و به نقل از مسؤولان نظامی یک واحد تهیه شده بلکه به یک بیانیه منسوب شده که گویا فرماندهان "مرکز مستشاری" آن را صادر کرده اند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ma-03-02-2
Telegraph
کاوشی در یک بیانیه
جامعه نو: بامداد یکشنبه بیانیه ای از قول "مرکز مستشاری نظامی ایران مستقر در سوریه" در خبرگزاری فارس منتشر شد که در نوع خود بی نظیر بود. هر یک از ما در طول تجربه طولانی خود در حرفه خبرنگاری با انواع بیانیه های نظامی برخورد کرده ایم که در بارۀ عملیات نظامی…
#الف
🔸کرونا به حکومت فرصت میدهد!
▫️تحریریه جامعهنو : آیا بحران تعمیق شونده کرونا میتواند فرصتی برای اصلاح مسیر سیاستهای حکومت ایران باشد؟ در میانه نگرانی گسترده در باره سایه سیاه کرونا بر ذهن همه ایرانیان، از راس حکومت گرفته تا اعماق جامعه ، این دغدغه هم میتواند ذهن مارا به خود مشغول کند که فراگیر شدن این بیماری و تاثیر آن بر روح و روان و شیوه نگاه همه، برموقعیت موجود نازایی سیاسیکشور چه تاثیری خواهد گذاشت؟ فرصت تسویه حساب حکومت با منتقدانش ارزیابی خواهد شد وانسداد سیاسی را بیشتر میکند؟ بین حکومت و جامعه همدردی و همدلی ایجاد میکند و راه برونرفت عاقلانهای ازگرداب درگیریهای بینالمللی و جهنم رویارویی خشن حکومت و مردم به دست حکومت میدهد؟
برای آنها که مدتهاست به این باور رسیده اند که مدل جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک شده و حکومت را اصلاحناپذیر مییابند،پاسخ پرسش اول یک "بله" مومنانه و پاسخ دوم یک "نه" غیر قابل ّبحث است.
اما سیاست عرصه تحولاتیبسیارشگفت است که ضرورتها و مصلحتها حکم کننده وقوع آنها هستند. طوفان حوادث و تحولات خارج از کنترل انسانها سختگیرترین حکومتهای اقتدارگرای چسبیده به اریکه را چنان برای پذیرش مصالح نرم میکند که باور پذیر نمینماید. حکومتها معمولا سودایی جز تداوم فرمانروایی به سرندارند و با وقوع بحران ،مصلحتاندیشانه خیلی زود نظر و رفتار خود را عوض میکنند. پرسش این است که حکومت افتاده به آغوش بحران کرونا در این موقعیت به کدام سمت کشیده میشود؟ به سیاست رذیل تسویه مخالفان گرایش می یابد یا به صلح اجتماعی پایدار برای غلبه بر دشمن نامرئی و حل مشکل مقبولیت تمایل می یابد؟
گرایش نخست، رویه بعید وبدیعی نیست. درجهان و در ایران سابقه دارد. سال ۶۷ و درپایان جنگ، هنگامی که گروه مزدور رجوی رذل از خاک عراق به کشور یورش برد و اوضاع را در غرب کشور به هم ریخت، فرصت طلایی برای عناصررذل بدیل رجوی درداخل کشور نیز فرا رسید؛ حکم قتل زندانیان سیاسی را به صورت کشتار دسته جمعی تهیه ودر گردوخاک آن حمله و ضدحمله مخالفان سیاسی را تسویه کردند. تئوری آن ساده و توسط متخصصان روابط عمومی (spin doctors)فراهم شده است: کاری را که از واکنش اجتماعی آن میترسی ، هنگامی انجام بده که موضوع مهم دیگری همه توجه جامعه را روی خود متمرکز کرده است. میدانیم آن میل شیطانی پدیدآورنده ماجرای ۶۷ هنوز زنده است و از نظر روش اجرا باتجربهتر هم هست. پس فرض راه افتادن موجی از امحاء و تسویه و پاک کردن صورت مساله توسط بخشی از یک حکومت بیست درصدی ممکن است.
اما روند معکوس هم ممکن است: حکومت بر موج همبستگی ملی در برابر کرونا سوار شود، ولی آن را مصادره به مطلوب گرایش شیطانی حذف رقبای سیاسی و عناصر نامطلوب نکند. یک پدیده جنبی مصیبتها ، معمولاپیدا شدن نرمدلی و فراموش کردن کینه ها و کنار گذاشتن گذشته است. مصیبتهای ملی هم میتوانند فرصتی برای صلح ملی باشند ، و حتی تنشزدایی بین المللی به بار آورند. هنگام وقوع مصیبت زلزله بم، محمدخاتمی آسمان ایران را برای هرکس بخواهد یاریرسان کشور باشد باز اعلام کرد. همه و از جمله آمریکایی ها خود را فورا رساندند، و حتی اگر کار زیادی برای زلزلهزدگان انجام نداده باشند آن نرمدلی سبب شروع روندی از تنش زدایی شد.
شش سال پیش هم نتایج مصیبت ملی رفتن ایران به زیر ساطور تحریمهای بین المللی و به خطر افتادن "اصلحکومت" بود که سبب نرم شدن دل حکومت برای سازش قهرمانانه و تحرک صلح آمیز به سمت جهان غرب شد. نتیجهای از همان تحولات خارج از کنترل که دربالا گفتیم سختسرترین حکومتهای اقتدارگرارا به مصالحه و نرمش میکشاند... آیا حکومت از فرصت کرونا استفاده مفید میکند؟
هنگام رویارویی با فشار مصیبت، فرصت تغییر نگاه بدون دادن هزینه حیثیتی همیشه وجود دارد.جامعه در این طوفانها میتواند گذشته را فراموش کند. سالها پیش بود که مادر سهراب شهید سال۸۸ به مناسبتی گفت خون پسرم را میبخشم اگر حکومت نسبت به دیگران نرمخویی و عطوفت و گذشت نشان دهد. البته حکومت چنان نکرد. اهل سیاست در چند پیچ تاریخی به حکومت گفتند میرحسین را رها کن و همدلی ملت را بخر. حکومت چنین نکردو فرصتها را از دست داد. ما البته هیچگاه حکومت را به پایان بخشیدن به آن حصر وزندانخانگی تشویق نکردهایم زیرا عاقبتاندیشانه تداوم آن را حفظ محصوران به نفع کشور و خالی نبودن عرصه آن از اشخاص سالم و مقبول برای عبور جامعه از گردبادهای نامنتظر میدانیم. اما اگر ما هم میتوانستیم در کنار اریکه زمزمهای داشته باشیم ، توصیهای با اسپین معکوس میکردیم: طوفان کرونا فرصت راندن شیاطین از خود، و آشتی با جامعه است!
آیا حکومت از این فرصت استفاده میکند؟
🆔 @jameeno
🔸کرونا به حکومت فرصت میدهد!
▫️تحریریه جامعهنو : آیا بحران تعمیق شونده کرونا میتواند فرصتی برای اصلاح مسیر سیاستهای حکومت ایران باشد؟ در میانه نگرانی گسترده در باره سایه سیاه کرونا بر ذهن همه ایرانیان، از راس حکومت گرفته تا اعماق جامعه ، این دغدغه هم میتواند ذهن مارا به خود مشغول کند که فراگیر شدن این بیماری و تاثیر آن بر روح و روان و شیوه نگاه همه، برموقعیت موجود نازایی سیاسیکشور چه تاثیری خواهد گذاشت؟ فرصت تسویه حساب حکومت با منتقدانش ارزیابی خواهد شد وانسداد سیاسی را بیشتر میکند؟ بین حکومت و جامعه همدردی و همدلی ایجاد میکند و راه برونرفت عاقلانهای ازگرداب درگیریهای بینالمللی و جهنم رویارویی خشن حکومت و مردم به دست حکومت میدهد؟
برای آنها که مدتهاست به این باور رسیده اند که مدل جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک شده و حکومت را اصلاحناپذیر مییابند،پاسخ پرسش اول یک "بله" مومنانه و پاسخ دوم یک "نه" غیر قابل ّبحث است.
اما سیاست عرصه تحولاتیبسیارشگفت است که ضرورتها و مصلحتها حکم کننده وقوع آنها هستند. طوفان حوادث و تحولات خارج از کنترل انسانها سختگیرترین حکومتهای اقتدارگرای چسبیده به اریکه را چنان برای پذیرش مصالح نرم میکند که باور پذیر نمینماید. حکومتها معمولا سودایی جز تداوم فرمانروایی به سرندارند و با وقوع بحران ،مصلحتاندیشانه خیلی زود نظر و رفتار خود را عوض میکنند. پرسش این است که حکومت افتاده به آغوش بحران کرونا در این موقعیت به کدام سمت کشیده میشود؟ به سیاست رذیل تسویه مخالفان گرایش می یابد یا به صلح اجتماعی پایدار برای غلبه بر دشمن نامرئی و حل مشکل مقبولیت تمایل می یابد؟
گرایش نخست، رویه بعید وبدیعی نیست. درجهان و در ایران سابقه دارد. سال ۶۷ و درپایان جنگ، هنگامی که گروه مزدور رجوی رذل از خاک عراق به کشور یورش برد و اوضاع را در غرب کشور به هم ریخت، فرصت طلایی برای عناصررذل بدیل رجوی درداخل کشور نیز فرا رسید؛ حکم قتل زندانیان سیاسی را به صورت کشتار دسته جمعی تهیه ودر گردوخاک آن حمله و ضدحمله مخالفان سیاسی را تسویه کردند. تئوری آن ساده و توسط متخصصان روابط عمومی (spin doctors)فراهم شده است: کاری را که از واکنش اجتماعی آن میترسی ، هنگامی انجام بده که موضوع مهم دیگری همه توجه جامعه را روی خود متمرکز کرده است. میدانیم آن میل شیطانی پدیدآورنده ماجرای ۶۷ هنوز زنده است و از نظر روش اجرا باتجربهتر هم هست. پس فرض راه افتادن موجی از امحاء و تسویه و پاک کردن صورت مساله توسط بخشی از یک حکومت بیست درصدی ممکن است.
اما روند معکوس هم ممکن است: حکومت بر موج همبستگی ملی در برابر کرونا سوار شود، ولی آن را مصادره به مطلوب گرایش شیطانی حذف رقبای سیاسی و عناصر نامطلوب نکند. یک پدیده جنبی مصیبتها ، معمولاپیدا شدن نرمدلی و فراموش کردن کینه ها و کنار گذاشتن گذشته است. مصیبتهای ملی هم میتوانند فرصتی برای صلح ملی باشند ، و حتی تنشزدایی بین المللی به بار آورند. هنگام وقوع مصیبت زلزله بم، محمدخاتمی آسمان ایران را برای هرکس بخواهد یاریرسان کشور باشد باز اعلام کرد. همه و از جمله آمریکایی ها خود را فورا رساندند، و حتی اگر کار زیادی برای زلزلهزدگان انجام نداده باشند آن نرمدلی سبب شروع روندی از تنش زدایی شد.
شش سال پیش هم نتایج مصیبت ملی رفتن ایران به زیر ساطور تحریمهای بین المللی و به خطر افتادن "اصلحکومت" بود که سبب نرم شدن دل حکومت برای سازش قهرمانانه و تحرک صلح آمیز به سمت جهان غرب شد. نتیجهای از همان تحولات خارج از کنترل که دربالا گفتیم سختسرترین حکومتهای اقتدارگرارا به مصالحه و نرمش میکشاند... آیا حکومت از فرصت کرونا استفاده مفید میکند؟
هنگام رویارویی با فشار مصیبت، فرصت تغییر نگاه بدون دادن هزینه حیثیتی همیشه وجود دارد.جامعه در این طوفانها میتواند گذشته را فراموش کند. سالها پیش بود که مادر سهراب شهید سال۸۸ به مناسبتی گفت خون پسرم را میبخشم اگر حکومت نسبت به دیگران نرمخویی و عطوفت و گذشت نشان دهد. البته حکومت چنان نکرد. اهل سیاست در چند پیچ تاریخی به حکومت گفتند میرحسین را رها کن و همدلی ملت را بخر. حکومت چنین نکردو فرصتها را از دست داد. ما البته هیچگاه حکومت را به پایان بخشیدن به آن حصر وزندانخانگی تشویق نکردهایم زیرا عاقبتاندیشانه تداوم آن را حفظ محصوران به نفع کشور و خالی نبودن عرصه آن از اشخاص سالم و مقبول برای عبور جامعه از گردبادهای نامنتظر میدانیم. اما اگر ما هم میتوانستیم در کنار اریکه زمزمهای داشته باشیم ، توصیهای با اسپین معکوس میکردیم: طوفان کرونا فرصت راندن شیاطین از خود، و آشتی با جامعه است!
آیا حکومت از این فرصت استفاده میکند؟
🆔 @jameeno