#الف
🔹جعبهسیاه واکسن!
▫️تحریریه جامعهنو : اواسط سال ۲۰۰۱نیروهای ایالات متحده تهاجمی را برای برانداختن طالبان افغانستان آغاز کردند که عمومابر حملاتهوایی استواربود. هواپیماها از پایگاه دیگوگارسیا در اقیانوس هند برمیخاستند و البته پاکستان اجازه عبور آنها از فراز خاک خود نمیداد. آنطور که گفته شده هواپیماهاطبق توافق ازفضایهوایی گوشه جنوب شرقی ایران برای رسیدن به افغانستان استفاده میکردند.همکاری تاکتیکی خوبی بود چون طالبان در دشمنی با ایران چیزی کم نمیگذاشت و بواقع خطری بزرگ محسوب میشد. اما به مصلحت حکومت نبود که از این همکاری مفید پرده بردارد، خط تدارکاتی یادشده بعد از سقوط طالبان متوقف شد و دیگر کسی آن ماجرا را به خاطر نیاورد تاحدود دودهه بعد که یک دیپلمات سابق ایران درجعبهسیاه پنهانشده آن همکاری را اندکی گشود و گفت مذاکرات آنهمکاری با رایانکراکر سفیر بعدی آمریکا در افغانستان انجام شده بود...
از این جعبههایسیاه گمشده یا لهشدهوناخوانا در عرصه سیاستایران بسیار است. همین دو سه روز آتی سالگرد یکی از آنها(سقوطهواپیمایاوکراینی) فرامیرسد. دوسه روز پیش هم مطلبی منتشر شده است درنقد آخرین ادعای آقای محسنرضایی درباره یکی از عملیات جنگ ایران و عراق . نویسنده نقلقولها و شواهد بسیاری آورده تا نشان دهد ادعای رضایی با واقعیت تطابق ندارد ونشان داده جعبه سیاه جنگ هشت ساله هنوز رمز گشایی نشده است.
تقریبا درکل کنارههای مسیر چهل سال اخیر از این جعبههایسیاه به فراوانی افتاده است: جعبهسیاه آگاهی پیشین و هشدار ارتش به سران کشوردرباره آمادگی عراق برای حمله به ایران هنوز کاملا کشف رمز نشده، اینکه چه کسی و با چه هدفی اشغال سفارت ایالات متحده را به یک پروژه حکومتی تبدیل کرد روشن نیست، داستان قتل چند روحانی شریک در حکومت در زندان، خرید اسلحه از اسرائیل، ماجرای مکفارلین،.... وبگیر و بیا تا مذاکرات بغداد و آخرینش سرنخ دادهشده توسط رئیس سازمان انرژی اتمی است: "کلاسوربزرگ مذاکرات هستهای جلیلی در مسقط". باز هم همین دو سه روز پیش . در همه آنها، جامعه از واقعیت کامل ماجرا بی اطلاع است و یا در برابر روایات ناروشن، ناکامل، مختلف و متناقض انگشت به دهان ایستاده است.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔹جعبهسیاه واکسن!
▫️تحریریه جامعهنو : اواسط سال ۲۰۰۱نیروهای ایالات متحده تهاجمی را برای برانداختن طالبان افغانستان آغاز کردند که عمومابر حملاتهوایی استواربود. هواپیماها از پایگاه دیگوگارسیا در اقیانوس هند برمیخاستند و البته پاکستان اجازه عبور آنها از فراز خاک خود نمیداد. آنطور که گفته شده هواپیماهاطبق توافق ازفضایهوایی گوشه جنوب شرقی ایران برای رسیدن به افغانستان استفاده میکردند.همکاری تاکتیکی خوبی بود چون طالبان در دشمنی با ایران چیزی کم نمیگذاشت و بواقع خطری بزرگ محسوب میشد. اما به مصلحت حکومت نبود که از این همکاری مفید پرده بردارد، خط تدارکاتی یادشده بعد از سقوط طالبان متوقف شد و دیگر کسی آن ماجرا را به خاطر نیاورد تاحدود دودهه بعد که یک دیپلمات سابق ایران درجعبهسیاه پنهانشده آن همکاری را اندکی گشود و گفت مذاکرات آنهمکاری با رایانکراکر سفیر بعدی آمریکا در افغانستان انجام شده بود...
از این جعبههایسیاه گمشده یا لهشدهوناخوانا در عرصه سیاستایران بسیار است. همین دو سه روز آتی سالگرد یکی از آنها(سقوطهواپیمایاوکراینی) فرامیرسد. دوسه روز پیش هم مطلبی منتشر شده است درنقد آخرین ادعای آقای محسنرضایی درباره یکی از عملیات جنگ ایران و عراق . نویسنده نقلقولها و شواهد بسیاری آورده تا نشان دهد ادعای رضایی با واقعیت تطابق ندارد ونشان داده جعبه سیاه جنگ هشت ساله هنوز رمز گشایی نشده است.
تقریبا درکل کنارههای مسیر چهل سال اخیر از این جعبههایسیاه به فراوانی افتاده است: جعبهسیاه آگاهی پیشین و هشدار ارتش به سران کشوردرباره آمادگی عراق برای حمله به ایران هنوز کاملا کشف رمز نشده، اینکه چه کسی و با چه هدفی اشغال سفارت ایالات متحده را به یک پروژه حکومتی تبدیل کرد روشن نیست، داستان قتل چند روحانی شریک در حکومت در زندان، خرید اسلحه از اسرائیل، ماجرای مکفارلین،.... وبگیر و بیا تا مذاکرات بغداد و آخرینش سرنخ دادهشده توسط رئیس سازمان انرژی اتمی است: "کلاسوربزرگ مذاکرات هستهای جلیلی در مسقط". باز هم همین دو سه روز پیش . در همه آنها، جامعه از واقعیت کامل ماجرا بی اطلاع است و یا در برابر روایات ناروشن، ناکامل، مختلف و متناقض انگشت به دهان ایستاده است.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
جعبهسیاه واکسن!
تحریریه جامعهنو : اواسط سال ۲۰۰۱نیروهای ایالات متحده تهاجمی را برای برانداختن طالبان افغانستان آغاز کردند که عمومابر حملاتهوایی استواربود. هواپیماها از پایگاه دیگوگارسیا در اقیانوس هند برمیخاستند و البته پاکستان اجازه عبور آنها از فراز خاک خود نمیداد. آنطور…
🔸نخستین دوره همایش «اخلاق و فرهنگ شهرنشینی» به همت انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری در دهه سوم بهمنماه سال جاری برگزار میشود. ثبتنام و حضور در همایش رایگان است
میرطاهر موسوی و معصومه معارفوند بهترتیب دبیری علمی و اجرایی این رویداد علمی-فرهنگی را برعهده دارند.
علاقهمندان تا دهم بهمنماه فرصت دارند تا با مراجعه به نشانی اینترنتی Congress.iranethics.ir در این رویداد علمی-فرهنگی، ثبتنام کنند.
🆔 @jameeno
میرطاهر موسوی و معصومه معارفوند بهترتیب دبیری علمی و اجرایی این رویداد علمی-فرهنگی را برعهده دارند.
علاقهمندان تا دهم بهمنماه فرصت دارند تا با مراجعه به نشانی اینترنتی Congress.iranethics.ir در این رویداد علمی-فرهنگی، ثبتنام کنند.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸علی کریمی و کلیشهای که ولکنمان نیست!
🖌 محمد رجبی مهوار
▫️علی کریمی صبح امروز در صفحه اینستاگرامی خود خبر از آن داد که میخواهد کاندیدای ریاست فدراسیون فوتبال شود؛ بسیاری نیز که از اوضاع ناپاک اینروزهای فوتبالی کشورمان به حق گلایهمندند، (البته به قول مرحوم حجازی کجای مان پاک است که انتظار داریم فوتبالمان باشد؟)بر طبل شادانه کوبیدند و از این خبر مسرور شدند؛ دلیلش هم واضح است، علی کریمی نزد پرسپولیسی و استقلالی، فوتبالی و غیر فوتبالی محبوب است، جدا از این، کریمی در سالهای اخیر به شخصیت معترضی نیز در فوتبال بدل شده و از شهرت و محبوبیت خویش در این راه مایه گذاشته است، پس طبیعی جلوه میکند که همگان از حضور او در این عرصه استقبال کنند.
اما (و یک امای مهم) نباید از این نکته به غایت کلیدی چشم پوشی کنیم که اصلاح امور بیش از آنکه به « آدم خوب » احتیاج داشته باشد به « ساختار خوب » نیازمند است، آدمها همینی اند که میبینیم، وجودشان سرشار است از میل و غریزه. و تا زمانی که مانعی بیرونی بر سر راهشان سد نشود، در پی ارضای امیال خویش دوان دوان خواهند رفت، نصایح اخلاقی و مواعظ دینی نیز جز بر اقلیتی از مردم راهگشا نیست، ضمناً آدم خوب در یک ساختار بد یا منزوی میشود یا که در آن ساختار فاسد استحاله میگردد؛ نمی دانم ما ایرانیها چه قدر باید تاوان این کلیشه غلط را بپردازیم تا دست از سرش برداریم و به جای قهرمان پروری بدنبال نهاد سازی برویم.
خاطرم هست چند ماه پیش نیز علی مطهری در گفتگویی با روزنامه سازندگی پس از انتقادات فراوان از مشکلات جاری کشور همه ایرادات را به گردن «اشخاص» انداخت و گفت: اگر ما یک ولی فقیه خوب و یک رئیسجمهور جسور داشته باشیم، بسیاری از مشکلات قابل حلاند؛ جالب آنکه این گفتگو در فضای مجازی نیز با استقبال خوبی از سوی کاربران مواجه شد. (آفتاب آمد دلیل آفتاب)
اگر نیک بنگریم، خواهیم دید که مدیریت فوتبالی کشورمان، آیینه تمام نمایی از مدیریت کلان کشورمان است؛ فساد، رانت، فقدان شایسته سالاری، هزینه سوزی، ریاکاری و... همگی از عوارض مدیریت غیرعلمی و ساختارهای نامناسبی هستند که در فوتبال و سیاست ایران ریشه دواندهاند؛ فقط خدا می داند که اگر قوانین فیفا برای فدراسیون های فوتبال لازم الاجرا نبود، الان فوتبال مان در چه وضعیتی قرار داشت؟
و در پایان اینکه بدون تردید ارتباط میان ساختار و کارگزار ارتباطی متقابل و دوطرفه است، ولی یادمان نرود کلیشه دنبال آدم خوب گشتن و منجییابی نیز در عصر بروکراسیها کارساز نیست!
🆔 @jameeno
🔸علی کریمی و کلیشهای که ولکنمان نیست!
🖌 محمد رجبی مهوار
▫️علی کریمی صبح امروز در صفحه اینستاگرامی خود خبر از آن داد که میخواهد کاندیدای ریاست فدراسیون فوتبال شود؛ بسیاری نیز که از اوضاع ناپاک اینروزهای فوتبالی کشورمان به حق گلایهمندند، (البته به قول مرحوم حجازی کجای مان پاک است که انتظار داریم فوتبالمان باشد؟)بر طبل شادانه کوبیدند و از این خبر مسرور شدند؛ دلیلش هم واضح است، علی کریمی نزد پرسپولیسی و استقلالی، فوتبالی و غیر فوتبالی محبوب است، جدا از این، کریمی در سالهای اخیر به شخصیت معترضی نیز در فوتبال بدل شده و از شهرت و محبوبیت خویش در این راه مایه گذاشته است، پس طبیعی جلوه میکند که همگان از حضور او در این عرصه استقبال کنند.
اما (و یک امای مهم) نباید از این نکته به غایت کلیدی چشم پوشی کنیم که اصلاح امور بیش از آنکه به « آدم خوب » احتیاج داشته باشد به « ساختار خوب » نیازمند است، آدمها همینی اند که میبینیم، وجودشان سرشار است از میل و غریزه. و تا زمانی که مانعی بیرونی بر سر راهشان سد نشود، در پی ارضای امیال خویش دوان دوان خواهند رفت، نصایح اخلاقی و مواعظ دینی نیز جز بر اقلیتی از مردم راهگشا نیست، ضمناً آدم خوب در یک ساختار بد یا منزوی میشود یا که در آن ساختار فاسد استحاله میگردد؛ نمی دانم ما ایرانیها چه قدر باید تاوان این کلیشه غلط را بپردازیم تا دست از سرش برداریم و به جای قهرمان پروری بدنبال نهاد سازی برویم.
خاطرم هست چند ماه پیش نیز علی مطهری در گفتگویی با روزنامه سازندگی پس از انتقادات فراوان از مشکلات جاری کشور همه ایرادات را به گردن «اشخاص» انداخت و گفت: اگر ما یک ولی فقیه خوب و یک رئیسجمهور جسور داشته باشیم، بسیاری از مشکلات قابل حلاند؛ جالب آنکه این گفتگو در فضای مجازی نیز با استقبال خوبی از سوی کاربران مواجه شد. (آفتاب آمد دلیل آفتاب)
اگر نیک بنگریم، خواهیم دید که مدیریت فوتبالی کشورمان، آیینه تمام نمایی از مدیریت کلان کشورمان است؛ فساد، رانت، فقدان شایسته سالاری، هزینه سوزی، ریاکاری و... همگی از عوارض مدیریت غیرعلمی و ساختارهای نامناسبی هستند که در فوتبال و سیاست ایران ریشه دواندهاند؛ فقط خدا می داند که اگر قوانین فیفا برای فدراسیون های فوتبال لازم الاجرا نبود، الان فوتبال مان در چه وضعیتی قرار داشت؟
و در پایان اینکه بدون تردید ارتباط میان ساختار و کارگزار ارتباطی متقابل و دوطرفه است، ولی یادمان نرود کلیشه دنبال آدم خوب گشتن و منجییابی نیز در عصر بروکراسیها کارساز نیست!
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔺تکمیل دوباره جمع اعراب با تلاشهای جمهوری اسلامی
🖌بهبهانی
▫️امیر قطر دیروز به العلا رفت و این همزمان شد با برداشتن تحریمهای عربستان و دول عربی منطقه از قطر.
این دقیقا در حالی است که جمهوری اسلامی در بحرانی ترین حالات خود بسر می برد و همین امر ظریف را بر آن داشت تا آن توییت فرار به جلو عجیب را بزند که گویی قطر خط اول تهاجم ما بوده است و پیروزی قطر پیروزی ما در فتح باب همگرایی با اعراب است؟!
در میان بحرانهای پیچیده منطقه، بی شک یکی از مهمترین آنها قطع تماسها و همکاری قطر در سال ۲۰۱۷ با عربستان سعودی بود که سابقه کار نیز دلالت بر اقدامات پیچیده اطلاعاتی در گسست آنها از هم داشت که در اینجا محل بحث بر آن نیست!
اکنون اما جرد کوشنر مشاور ترامپ با حضور خود در اجلاس سران عرب می رود تا دوره ای جدید از اتحاد کشورهای عربی را در همزمانی با فضای گسترش روابط با اسراییل رقم بزند. جبهه ای یکدست که می تواند حاوی پیامی معنادار به دیگران باشد، حتی اگر از سر استیصال توییت شاباش بزنند!
امیر قطر، البته با تبختر عربی به محل اجلاس رسید که برای آگاهان به فرهنگ عرب این به معنای ارج و قرب قایل شدن برای امیر قطر است و استقبال ولیعهد عربستان از او نیز تاکیدی بر آن!
شاید حضور کوشنر این را تداعی کند که عربستان مال اندیشانه شروط قبلی خود برای صلح با قطر را فراموش کرده و با امتیازدهی به قطر در واقع خود را برای دوره پساترامپ آماده کرده است ولی این برداشت که در فضای سیاسی شروع به نمود کرده است قطعا ساده اندیشانه خواهد بود چرا که نافی واقعیت اتحاد دیرپای عربستان و آمریکاست، اتحادی که اکنون با قبول اسراییل در منطقه عربی و شمال آفریقا بسیار مستحکمتر و با معناتر از قبل است!
طرف رقیب، البته عدم شرکت سران کشورهایی مثل مصر و امارات و... را دلیل سست بودن این توافق ارزیابی کرده که همین تلقی را باید عامل بولد کردن «پیروزی قطر» در توییت ظریف دانست.
در صورتی که قطر چنین برداشتی ندارد که اگر می داشت در اجلاس شرکت نمی کرد و ترکیه نیز پیام تبریک نمی فرستاد و همین دلیل آخری خود بهترین شاهد برای هماهنگیهای قبلی است!
در این بین، تحرک بن سلمان درخور توجه است؛ او با این رفع تنش منطقه ای و درون عربی، نه تنها کشور گریخته عربی را که می توانست پاشنه آشیل جهان عرب در مجاورت با جمهوری اسلامی باشد مصون کرد بلکه با این حرکت هوشمندانه گستره نفوذ عربستان را از منطقه تا شمال آفریقا و تمام حوزه بحران خیز کشورهای رقیب عربی و غیر عربی گسترش داد، توانایی لازم و به موقعی که در تنش شدید کنونی با ایران و خط و نشان کشیدنهای ترکیه برای عربستان و امارات، هم حافظ ابقای نقش سیادت برای عربستان خواهد بود و هم در تمامی تحرکات محتمل آینده نزدیک در منطقه؛ عربستان را بعنوان یک طرف صاحب نظر و کرسی گردان واجب الاحترام خواهد کرد.
نقشی که اگر عربستان منصفانه به آن بنگرد بیشک حاصل عدم سیاست ورزی جمهوری اسلامی به نفع عربستان و منافع منطقه ای و جهانی آن بوده است، همان سیاست ناورزی منعکس شده در توییت تبریک ظریف به قطر
🆔 @jameeno
🔺تکمیل دوباره جمع اعراب با تلاشهای جمهوری اسلامی
🖌بهبهانی
▫️امیر قطر دیروز به العلا رفت و این همزمان شد با برداشتن تحریمهای عربستان و دول عربی منطقه از قطر.
این دقیقا در حالی است که جمهوری اسلامی در بحرانی ترین حالات خود بسر می برد و همین امر ظریف را بر آن داشت تا آن توییت فرار به جلو عجیب را بزند که گویی قطر خط اول تهاجم ما بوده است و پیروزی قطر پیروزی ما در فتح باب همگرایی با اعراب است؟!
در میان بحرانهای پیچیده منطقه، بی شک یکی از مهمترین آنها قطع تماسها و همکاری قطر در سال ۲۰۱۷ با عربستان سعودی بود که سابقه کار نیز دلالت بر اقدامات پیچیده اطلاعاتی در گسست آنها از هم داشت که در اینجا محل بحث بر آن نیست!
اکنون اما جرد کوشنر مشاور ترامپ با حضور خود در اجلاس سران عرب می رود تا دوره ای جدید از اتحاد کشورهای عربی را در همزمانی با فضای گسترش روابط با اسراییل رقم بزند. جبهه ای یکدست که می تواند حاوی پیامی معنادار به دیگران باشد، حتی اگر از سر استیصال توییت شاباش بزنند!
امیر قطر، البته با تبختر عربی به محل اجلاس رسید که برای آگاهان به فرهنگ عرب این به معنای ارج و قرب قایل شدن برای امیر قطر است و استقبال ولیعهد عربستان از او نیز تاکیدی بر آن!
شاید حضور کوشنر این را تداعی کند که عربستان مال اندیشانه شروط قبلی خود برای صلح با قطر را فراموش کرده و با امتیازدهی به قطر در واقع خود را برای دوره پساترامپ آماده کرده است ولی این برداشت که در فضای سیاسی شروع به نمود کرده است قطعا ساده اندیشانه خواهد بود چرا که نافی واقعیت اتحاد دیرپای عربستان و آمریکاست، اتحادی که اکنون با قبول اسراییل در منطقه عربی و شمال آفریقا بسیار مستحکمتر و با معناتر از قبل است!
طرف رقیب، البته عدم شرکت سران کشورهایی مثل مصر و امارات و... را دلیل سست بودن این توافق ارزیابی کرده که همین تلقی را باید عامل بولد کردن «پیروزی قطر» در توییت ظریف دانست.
در صورتی که قطر چنین برداشتی ندارد که اگر می داشت در اجلاس شرکت نمی کرد و ترکیه نیز پیام تبریک نمی فرستاد و همین دلیل آخری خود بهترین شاهد برای هماهنگیهای قبلی است!
در این بین، تحرک بن سلمان درخور توجه است؛ او با این رفع تنش منطقه ای و درون عربی، نه تنها کشور گریخته عربی را که می توانست پاشنه آشیل جهان عرب در مجاورت با جمهوری اسلامی باشد مصون کرد بلکه با این حرکت هوشمندانه گستره نفوذ عربستان را از منطقه تا شمال آفریقا و تمام حوزه بحران خیز کشورهای رقیب عربی و غیر عربی گسترش داد، توانایی لازم و به موقعی که در تنش شدید کنونی با ایران و خط و نشان کشیدنهای ترکیه برای عربستان و امارات، هم حافظ ابقای نقش سیادت برای عربستان خواهد بود و هم در تمامی تحرکات محتمل آینده نزدیک در منطقه؛ عربستان را بعنوان یک طرف صاحب نظر و کرسی گردان واجب الاحترام خواهد کرد.
نقشی که اگر عربستان منصفانه به آن بنگرد بیشک حاصل عدم سیاست ورزی جمهوری اسلامی به نفع عربستان و منافع منطقه ای و جهانی آن بوده است، همان سیاست ناورزی منعکس شده در توییت تبریک ظریف به قطر
🆔 @jameeno
#الف
🔸شبهوشیاری!
▫️شورای سردبیری: گمانهها در باره استفاده دولتهای متخاصم ایران از وقفه تعطیلات سال نوبرای کشاندن ایران به یک جنگ ناخواسته خوشبختانه تحقق نیافت و امیداست فرصت ده روزه پیش روبرای استفاده جنگطلبان ازترامپ برای کشاندن ایران به باتلاق نیز بیمشکل بگذرد. با وجود برخی خوشبینیها، باید باز هم محتاط وهوشیار بود. احتمال کشاندن پای ایران به یک درگیریتوطئهآمیزمنتفی نیست. نکاتی که حکومت باید به آنها توجه کند به قرار زیر است:
اگر برای ایران این احتمال هست که با تغییر رئیسجمهور ایالات متحده فشارهای سهسال اخیر منتفی شود، برای دشمنان کشورهم این احتمال هست که فرصت زدن ضربه آخربه ایران منتفی شود. بنابراین میل به تکمیل زنجیره وتبدیل فشاراقتصادی به چاهجهنمی جنگ در حداکثرخوداست. اسرائیل به عنوان نقشه پردازبرتر منطقه و برخی اعراب به عنوان رقبای ایران علاقمند پیونددادن جنگ اقتصادی به جنگ نظامی هستند. اعراب و اسرائیل البته علاقه به ورود خودشان به جنگ ندارند و مایلند عضله نظامی ایالات متحده عمل کند و آنها فقط اطلاعات یا پول بدهند. معنی این حرف حساس بودن ده روز آتی است.
دارودسته ترامپ در این لحظه کامل شدن شکست مایلند چاهی پیش پای رقیب پیروز بکنند. مساله آنها فقط داشتن بهانه کافی برای زیر پا گذاشتن حرف ترامپ در زمینه جنگگریز بودن دولت اوست. باید کسی برایشان تدارک بهانه کند . این نقشی است که قاعدتا اسرائیل بازی خواهد کرد.
تهدید اعراب دایر بر اینکه آنها هدف تلافی توسط ایران خواهند بود توسط برخی افراد از جمله فرماندهان نظامی ، سبب اطمینان اسرائیل از این میشود که توسط ایران هدف گرفته نخواهد شد. آنها فکر میکنند ایران از توان نظامی آنها واهمه دارد و کاری علیه آنها نخواهد کرد و بازوهای آن در منطقه از جمله حزبالله هم به تاسی از ایران بیعمل میمانند. این موقعیت دست آنها را برای توطئه راهانداختن جنگ باز میکند.
شاید باید در سیاست تهدید اعراب تجدید نظر شود. هرگونه درگیری ایران و اعراب به نفع اسرائیل است و این تجربه شده است. فرسودن متقابل ایران و اعراب آرزوی بسیاری در آمریکا، اسرائیل و حتی روسیه و دیگرانیمثل ترکیه است. آنهاکه عبارت "مهاردوجانبه" (ابداعشده توسط کاسپارواینبرگر وزیر دفاع ریگان) در دوران جنگ هشتساله را به خاطر میآورند میدانند که سیاست بنیادین آمریکا در منطقه همین فرسودگی متقابل است. جنگ با اعراب، ایران و هرگونه وجههاش درکشورهای اسلامی را درهرحال از بین میبرد و به تضعیف استراتژیک موقعیت منطقهای وبینالمللی ایران منجر میشود.
برخی متحدان ایران نیز به اندازه اسرائیل خطرناکند، چون به دلایل واضح تشدید تخاصم دولتهای عرب با ایران را به نفع خود میدانند زیرا خواهند توانست امتیازات بیشتری از ایران طلب کنند. حوثیها و برخی دستهجات درعراق بحران درروابط ایران و دولتهای درگیر باخود را امتیاز مییابند. آنها هم میتوانند در توطئه سازی برای شروع جنگ بهکار گرفته شوند.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔸شبهوشیاری!
▫️شورای سردبیری: گمانهها در باره استفاده دولتهای متخاصم ایران از وقفه تعطیلات سال نوبرای کشاندن ایران به یک جنگ ناخواسته خوشبختانه تحقق نیافت و امیداست فرصت ده روزه پیش روبرای استفاده جنگطلبان ازترامپ برای کشاندن ایران به باتلاق نیز بیمشکل بگذرد. با وجود برخی خوشبینیها، باید باز هم محتاط وهوشیار بود. احتمال کشاندن پای ایران به یک درگیریتوطئهآمیزمنتفی نیست. نکاتی که حکومت باید به آنها توجه کند به قرار زیر است:
اگر برای ایران این احتمال هست که با تغییر رئیسجمهور ایالات متحده فشارهای سهسال اخیر منتفی شود، برای دشمنان کشورهم این احتمال هست که فرصت زدن ضربه آخربه ایران منتفی شود. بنابراین میل به تکمیل زنجیره وتبدیل فشاراقتصادی به چاهجهنمی جنگ در حداکثرخوداست. اسرائیل به عنوان نقشه پردازبرتر منطقه و برخی اعراب به عنوان رقبای ایران علاقمند پیونددادن جنگ اقتصادی به جنگ نظامی هستند. اعراب و اسرائیل البته علاقه به ورود خودشان به جنگ ندارند و مایلند عضله نظامی ایالات متحده عمل کند و آنها فقط اطلاعات یا پول بدهند. معنی این حرف حساس بودن ده روز آتی است.
دارودسته ترامپ در این لحظه کامل شدن شکست مایلند چاهی پیش پای رقیب پیروز بکنند. مساله آنها فقط داشتن بهانه کافی برای زیر پا گذاشتن حرف ترامپ در زمینه جنگگریز بودن دولت اوست. باید کسی برایشان تدارک بهانه کند . این نقشی است که قاعدتا اسرائیل بازی خواهد کرد.
تهدید اعراب دایر بر اینکه آنها هدف تلافی توسط ایران خواهند بود توسط برخی افراد از جمله فرماندهان نظامی ، سبب اطمینان اسرائیل از این میشود که توسط ایران هدف گرفته نخواهد شد. آنها فکر میکنند ایران از توان نظامی آنها واهمه دارد و کاری علیه آنها نخواهد کرد و بازوهای آن در منطقه از جمله حزبالله هم به تاسی از ایران بیعمل میمانند. این موقعیت دست آنها را برای توطئه راهانداختن جنگ باز میکند.
شاید باید در سیاست تهدید اعراب تجدید نظر شود. هرگونه درگیری ایران و اعراب به نفع اسرائیل است و این تجربه شده است. فرسودن متقابل ایران و اعراب آرزوی بسیاری در آمریکا، اسرائیل و حتی روسیه و دیگرانیمثل ترکیه است. آنهاکه عبارت "مهاردوجانبه" (ابداعشده توسط کاسپارواینبرگر وزیر دفاع ریگان) در دوران جنگ هشتساله را به خاطر میآورند میدانند که سیاست بنیادین آمریکا در منطقه همین فرسودگی متقابل است. جنگ با اعراب، ایران و هرگونه وجههاش درکشورهای اسلامی را درهرحال از بین میبرد و به تضعیف استراتژیک موقعیت منطقهای وبینالمللی ایران منجر میشود.
برخی متحدان ایران نیز به اندازه اسرائیل خطرناکند، چون به دلایل واضح تشدید تخاصم دولتهای عرب با ایران را به نفع خود میدانند زیرا خواهند توانست امتیازات بیشتری از ایران طلب کنند. حوثیها و برخی دستهجات درعراق بحران درروابط ایران و دولتهای درگیر باخود را امتیاز مییابند. آنها هم میتوانند در توطئه سازی برای شروع جنگ بهکار گرفته شوند.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
شبهوشیاری!
شورای سردبیری: گمانهها در باره استفاده دولتهای متخاصم ایران از وقفه تعطیلات سال نوبرای کشاندن ایران به یک جنگ ناخواسته خوشبختانه تحقق نیافت و امیداست فرصت ده روزه پیش روبرای استفاده جنگطلبان ازترامپ برای کشاندن ایران به باتلاق نیز بیمشکل بگذرد. با وجود…
#الف
🔹میراث شوم!
▫️شورای سردبیری: در ادبیات آکادمیک سیاسی مطالب بسیاری درباره اینکه حکومتها قدرت خود را چگونه حفظ و تحکیم میکنند وجود دارد: دستگاه اداریمناسب و بروکراسیگسترده، دستگاه اطلاعات و سرکوب، دستگاه حفظ نظم وتنبیه، دستگاه تبلیغ، ترویج و توجیه، و دستگاه تولید نظاماندیشگی یاایدئولوژی و گفتمان که قسمت روشنفکرانه یک نظام است. فرقی نمیکند کدام حکومت باشد؛ پادشاهی ایران یا انگلیس، جمهوری دینی ایران، یا جمهوری نازی آلمان. همهشان این تشکیلات را دارند که به صورت مداوم همراه با جریان زندگی خود را بهروز میکنند. کارکردهمه هم براساس استمرار وضع موجود است: ادامه سلطنت محمد رضا یا تداوم حیات نازیسم یا هر تداوم دیگری. معمولا هیچ حکومتی تدارکامنیت، مشروعیت، و گفتمان بعد ازحیات طبیعی خود را نمیکند و دغدغه بعد از خود راندارد، هرچند ممکن است میراث ناخجستهای بجا گذارد. محمدرضا شاه که اتفاقا کمگوهم نبود، جزجمله بیرنگ و بیخاصیت ایرانستان شدن ایران(کنایهای از بلعیده شدن توسط کمونیسمروسی) بعد از سقوط احتمالیاش بلد نبود بگوید و هیچ رگهای از تعارض ونقار بین عامه مردم به جا نگذاشت و تخم نفاقی نکاشت تا بعد ازرفتنش درگیریهای اجتماعی و تعارض نو و کهنه چیزی از ایران باقی نگذارد. تنها کار ابلهانهای که عملهجاتش کردند (وما به درستی مسئولیت آن را متوجه او میدانیم)به شهر آوردن برخی جماعات کولیوار و بدون هویت اجتماعی بود که عکس او را گرداندند، به اموال مردم آسیب زدند و بعد دردل تاریخ محو شدند. دردوران آن شاهبدکردار یگانگیملی درکفجامعه نابود نشد. میراث محمدرضا نه نقار و نفرتاجتماعی بود، نه بیاعتباری کامل دستگاه بوروکراتیک و قضا، و نه بیاعتمادی به پیکره علمی و دانشگاه. انحلال ساواک هم بخاردیگ جامعه را تخلیه کرد و اگر درآن اعدامهای ماههای نخست و مصادرهای پراز رندی ونادانی عجله نشده بود، انتقال بین دو رژیم هزینه زیادی روی دست کشور نمیگذاشت. امروز اکثر ما پذیرفتهایم میشد حتی مصلحانهتر رژیم نو را جایگزین کرد.
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
🔹میراث شوم!
▫️شورای سردبیری: در ادبیات آکادمیک سیاسی مطالب بسیاری درباره اینکه حکومتها قدرت خود را چگونه حفظ و تحکیم میکنند وجود دارد: دستگاه اداریمناسب و بروکراسیگسترده، دستگاه اطلاعات و سرکوب، دستگاه حفظ نظم وتنبیه، دستگاه تبلیغ، ترویج و توجیه، و دستگاه تولید نظاماندیشگی یاایدئولوژی و گفتمان که قسمت روشنفکرانه یک نظام است. فرقی نمیکند کدام حکومت باشد؛ پادشاهی ایران یا انگلیس، جمهوری دینی ایران، یا جمهوری نازی آلمان. همهشان این تشکیلات را دارند که به صورت مداوم همراه با جریان زندگی خود را بهروز میکنند. کارکردهمه هم براساس استمرار وضع موجود است: ادامه سلطنت محمد رضا یا تداوم حیات نازیسم یا هر تداوم دیگری. معمولا هیچ حکومتی تدارکامنیت، مشروعیت، و گفتمان بعد ازحیات طبیعی خود را نمیکند و دغدغه بعد از خود راندارد، هرچند ممکن است میراث ناخجستهای بجا گذارد. محمدرضا شاه که اتفاقا کمگوهم نبود، جزجمله بیرنگ و بیخاصیت ایرانستان شدن ایران(کنایهای از بلعیده شدن توسط کمونیسمروسی) بعد از سقوط احتمالیاش بلد نبود بگوید و هیچ رگهای از تعارض ونقار بین عامه مردم به جا نگذاشت و تخم نفاقی نکاشت تا بعد ازرفتنش درگیریهای اجتماعی و تعارض نو و کهنه چیزی از ایران باقی نگذارد. تنها کار ابلهانهای که عملهجاتش کردند (وما به درستی مسئولیت آن را متوجه او میدانیم)به شهر آوردن برخی جماعات کولیوار و بدون هویت اجتماعی بود که عکس او را گرداندند، به اموال مردم آسیب زدند و بعد دردل تاریخ محو شدند. دردوران آن شاهبدکردار یگانگیملی درکفجامعه نابود نشد. میراث محمدرضا نه نقار و نفرتاجتماعی بود، نه بیاعتباری کامل دستگاه بوروکراتیک و قضا، و نه بیاعتمادی به پیکره علمی و دانشگاه. انحلال ساواک هم بخاردیگ جامعه را تخلیه کرد و اگر درآن اعدامهای ماههای نخست و مصادرهای پراز رندی ونادانی عجله نشده بود، انتقال بین دو رژیم هزینه زیادی روی دست کشور نمیگذاشت. امروز اکثر ما پذیرفتهایم میشد حتی مصلحانهتر رژیم نو را جایگزین کرد.
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
Telegraph
میراث شوم!
شورای سردبیری: در ادبیات آکادمیک سیاسی مطالب بسیاری درباره اینکه حکومتها قدرت خود را چگونه حفظ و تحکیم میکنند وجود دارد: دستگاه اداریمناسب و بروکراسیگسترده، دستگاه اطلاعات و سرکوب، دستگاه حفظ نظم وتنبیه، دستگاه تبلیغ، ترویج و توجیه، و دستگاه تولید نظاماندیشگی…
#الف
🔹چیززیادی تغییر نمیکند!
▫️تحریریه جامعهنو : اگر حتی نباشد اشاره آقای ولایتی به "مذاکرات بعدی" که گویا مقامات ارشد انتظار دارند مکانیسم ماشه در آن حذف شود، عقل سلیم میگوید طی هفتههای آتی مذاکرات بواسطه وطی ماههای بعد مذاکرات احتمالی بیواسطه با ایالات متحده شروع خواهد شد. علت روشنی دارد: حکومت ایران و رئیسجمهور تازه هردو یک هدف واحد تاکتیکی دارند و میخواهند به عقب برگردند، بنابراین مجبور به تماس و هماهنگیهای تاکتیکیاند. در واقع برای برگشت به عقب به یک پروتکل نیازمندند که مجبورند برای نیل به آنتماس ومذاکرهای بواسطه داشته باشند.
نقطه تغییر رئیس جمهور ایالات متحده مقطع حساسی است: ایران به این راحتیخیال میرسد که توطئهگران هممنطقهایاش به سختی خواهند توانست تایید دولت آمریکا را برای اقدامات جنگسازانه خود بگیرند، دولت بایدن هم به این راحتیخیال میرسد که ایران علیرغم شعار بسیار تحت عنوان انتقام یا تلافی به اقدامی علیه ایالات متحده دست نخواهد زد تا آن بازگشت به عقب را دچار مشکل نکند. بیراه نیست که بگوییم بیستژانویه نقطه عطفی نسبی در روابط حکومت(نه دولت)ایران و ایالات متحده خواهد بود.
آیابعد از این مرحله که انتظار میرود کشمکش ملازمش زاویه بین دوکشور را افزایش بیشتری ندهد، آمریکاییها آماده خواهند بود امتیازاتی به ایران بدهند؟ بعید است و نشانههایی هست که ایران بخش زیادی از ذهن دولت بایدن را به خود مشغول نمیکند و درنتیجه امتیازی هم دریافت نخواهدکرد. تا این لحظه ، همه انتخابها و اعلامهای دولت جدید به این اشاره داشتهاند که تجدید جایگاه جهانی ایالات متحده در دو محور احیای موازنه با چین و احیای توافقات و رابطه با اروپا اولویت و نقطه تمرکز عملی سیاست خارجی بایدن خواهند بود وایرانجایگاه وسیعی در ذهن و دایره تحلیل آنها اشغال نمیکند. گرایش ایالات متحده به دست کشیدن از کارگردانی کامل خاورمیانه به یک دولت ایالات متحده اختصاص ندارد. بعداز توهم دولت بوش با عنوان "خاورمیانهجدید" این گرایش که ایالات متحده خود را در خاور میانه و با مساله ایران خیلی درگیر کند وجود نداشته است و مذاکرات و توافق برجام حاصل همین الگوی "کنترل کمهزینه بجایحذف پرهزینه"است. اما توقع ولایتی ودیگران برای اینکه ایالات متحده روبروی ایران بنشیند و مسایل را با الگوی ذهنی آنها حل کند مستعبد است.
پس چه رخ میدهد؟ کسی نمیداند، اما این را میدانیم که سرنخهای کلاف سردرگم سیاست خارجی و استراتژی امنیت ملی ایران در واشنگتن نیست، درخاورمیانه و کشورهای همسایه است. اساسا موضوع و سوژه درگیری ایران با ایالات متحده روابط آن با کشورهای منطقه است: نوع رابطه با آمریکا مسالهای تبعی و دست دوم است! اگر ایران با اسرائیل مشکلی بنیادین نداشت، اگر در مدیریت مبارزه فلسطینیها بادولت اشغالگر نقشی برای خود قائل نبود، و اگر روابط خود با کشورهای عرب را به جای دولتها با فرقه ها تنظیم نمیکرد، حداقلی از درگیری با ایالات متحده داشت.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔹چیززیادی تغییر نمیکند!
▫️تحریریه جامعهنو : اگر حتی نباشد اشاره آقای ولایتی به "مذاکرات بعدی" که گویا مقامات ارشد انتظار دارند مکانیسم ماشه در آن حذف شود، عقل سلیم میگوید طی هفتههای آتی مذاکرات بواسطه وطی ماههای بعد مذاکرات احتمالی بیواسطه با ایالات متحده شروع خواهد شد. علت روشنی دارد: حکومت ایران و رئیسجمهور تازه هردو یک هدف واحد تاکتیکی دارند و میخواهند به عقب برگردند، بنابراین مجبور به تماس و هماهنگیهای تاکتیکیاند. در واقع برای برگشت به عقب به یک پروتکل نیازمندند که مجبورند برای نیل به آنتماس ومذاکرهای بواسطه داشته باشند.
نقطه تغییر رئیس جمهور ایالات متحده مقطع حساسی است: ایران به این راحتیخیال میرسد که توطئهگران هممنطقهایاش به سختی خواهند توانست تایید دولت آمریکا را برای اقدامات جنگسازانه خود بگیرند، دولت بایدن هم به این راحتیخیال میرسد که ایران علیرغم شعار بسیار تحت عنوان انتقام یا تلافی به اقدامی علیه ایالات متحده دست نخواهد زد تا آن بازگشت به عقب را دچار مشکل نکند. بیراه نیست که بگوییم بیستژانویه نقطه عطفی نسبی در روابط حکومت(نه دولت)ایران و ایالات متحده خواهد بود.
آیابعد از این مرحله که انتظار میرود کشمکش ملازمش زاویه بین دوکشور را افزایش بیشتری ندهد، آمریکاییها آماده خواهند بود امتیازاتی به ایران بدهند؟ بعید است و نشانههایی هست که ایران بخش زیادی از ذهن دولت بایدن را به خود مشغول نمیکند و درنتیجه امتیازی هم دریافت نخواهدکرد. تا این لحظه ، همه انتخابها و اعلامهای دولت جدید به این اشاره داشتهاند که تجدید جایگاه جهانی ایالات متحده در دو محور احیای موازنه با چین و احیای توافقات و رابطه با اروپا اولویت و نقطه تمرکز عملی سیاست خارجی بایدن خواهند بود وایرانجایگاه وسیعی در ذهن و دایره تحلیل آنها اشغال نمیکند. گرایش ایالات متحده به دست کشیدن از کارگردانی کامل خاورمیانه به یک دولت ایالات متحده اختصاص ندارد. بعداز توهم دولت بوش با عنوان "خاورمیانهجدید" این گرایش که ایالات متحده خود را در خاور میانه و با مساله ایران خیلی درگیر کند وجود نداشته است و مذاکرات و توافق برجام حاصل همین الگوی "کنترل کمهزینه بجایحذف پرهزینه"است. اما توقع ولایتی ودیگران برای اینکه ایالات متحده روبروی ایران بنشیند و مسایل را با الگوی ذهنی آنها حل کند مستعبد است.
پس چه رخ میدهد؟ کسی نمیداند، اما این را میدانیم که سرنخهای کلاف سردرگم سیاست خارجی و استراتژی امنیت ملی ایران در واشنگتن نیست، درخاورمیانه و کشورهای همسایه است. اساسا موضوع و سوژه درگیری ایران با ایالات متحده روابط آن با کشورهای منطقه است: نوع رابطه با آمریکا مسالهای تبعی و دست دوم است! اگر ایران با اسرائیل مشکلی بنیادین نداشت، اگر در مدیریت مبارزه فلسطینیها بادولت اشغالگر نقشی برای خود قائل نبود، و اگر روابط خود با کشورهای عرب را به جای دولتها با فرقه ها تنظیم نمیکرد، حداقلی از درگیری با ایالات متحده داشت.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
چیززیادی تغییر نمیکند!
تحریریه جامعهنو: اگر حتی نباشد اشاره آقای ولایتی به "مذاکرات بعدی" که گویا مقامات ارشد انتظار دارند مکانیسم ماشه در آن حذف شود، عقل سلیم میگوید طی هفتههای آتی مذاکرات بواسطه وطی ماههای بعد مذاکرات احتمالی بیواسطه با ایالات متحده شروع خواهد شد. علت روشنی…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔺چیزی به نام "علم"!
🖌احسان آزاد
▫️از ویژگی های نظام های ایدئولوژیک یکی آن است که برای نفوذ ایدئولوژی هیچ حد و حصری قائل نیستند و تمام عرصه های عمومی و خصوصی را حوزه ی نفوذ ایدئولوژی می دانند و بر اینمبنا سیاست خارجی و تنظیم روابط با سایر کشورها با طرز صحیح خورد و خوراک و پوشش و فرزند آوری تفاوتی ندارد و همه باید بر مبنای دستورات ایدئولوژیک باشد.
دوم اینکه نظام های ایدئولوژیک هر چیزی را که با چارچوب اعتقادی آنها مغایرت و یا حتی تفاوتی اندک داشته باشد با نگاه توطئه می نگرند. بر این مبنا در هر عرصه ای اگر چیزی مغایر ایدئولوژی حاکم بوده، با آن تفاوت داشت یا آنرا زیر سوال برد، حتما تلاشی پنهان یا آشکار ست برای تخریب نظام اعتقادی حاکم. در این زمینه هم فرقی نمی کند که آن چیز در حوزه سیاست باشد یا غیر از آن. از این نظر مثلا کافی شاپ همانقدر می تواند مخرب باشد که سند ۲۰۳۰! این ویژگیها باعث می شود که نظام ایدئولوژیک برای همه چیز شهروندان برنامه داشته باشد. اینکه چگونه بدنیا بیایند و یا نیایند، چه بپوشند، چه بخوانند، چه بشنوند، چگونه با چه کسی معاشرت کنند، چگونه ازدواج کنند و شاید از همه مهمتر به چه چیزهای بیندیشند و به چه نیندیشند!
البته نسل چون منی که در این بستر و زیر نگاه مدام "ایدئولوژی" بدنیا آمده و رشد کرده، راههای سازگاری با این فضای "جورج -اورولی" را آرام آرام آموخته است و یاد گرفته چگونه جهان خود را بیافریند و حافظ-وار رندانه به زیست خود ادامه دهد.
فرا تر از این مسئله که شاید آنقدر بدیهی شده است که دیگری نیازی به یادآوری نداشته باشد، مسئله مهم این است که تا کنون، یک حدود و خط قرمز های ناگفته و پنهانی وجود داشت که بقا را در چنین بستری فراهم میکرد. مثلا تا کنون نظام بر خواسته از ایدئولوژی شاید لطف میکرد و در حوزه های حساسی مثل پزشکی و سلامت خیلی منویات ایدئولوژیک خود را عیان و اعمال نمی کرد. شاید هم رویش نمی شد آشکارا چوب ایدئولوژی را در این عرصه ها در چشم شهروندان فرو کند! اما مدتی ست که گویا این سیاست را کنار گذاشته و آشکارا و با لشکر پا به کارش اراده کرده ست که عرصه ای را خالی نگذارد! و این البته بسیار خطرناک ست! چون به مسئله ی "بقا" مربوط می شود. در زمینه های فرهنگی و اقتصادی شاید بشود تا مدتها نسخه ها و نظریات ایدئولوژی زده و متوهمانه را تحمل کرد. شاید بشود غرب ستیزی و و غرب هراسی در علوم انسانی را شنید و به روی خود نیاورد! اما در علم پزشکی مسئله، مسئله ی بقای انسانی ست. حوزه ی نظریه پردازی و تبیین نقشه های هیولای غرب برای بلعیدن ما نیست! هر چند این واژه شاید در کتاب لغات ما دیگر کمتر یافت شود اما این یکی دیگر "تخصص " می خواهد!
از عصر روشنگری به این سو که پای عقل بشری برای فهم و درک جهان هستی و کشف روابط آن بر زمین علم رسید و بند ناف استدلالش از کتب مقدس و هر چیز ماورایی بریده شد، چیزی به نام "علم" راهنمای بشر برای شناخت جهان پیرامون و حل مشکلات بشر گردید. بر این اساس گالیله ها به جای کیمیاگران و جادوگران منبع شناخت و حل مسائل بشر شدند. خوب است ما هم اندکی اجازه دهیم این چیز! فرای ایدئولوژی راهنمای ما در حل مسائلمان باشد. شیوه های پژوهش و پژوهشگران در دنیای امروز را هم خیلی با وضعیت اسف بار علم و دانش در کشور خودمان مقایسه نکنیم و سیاست بازی سیاستمداران و جنگ ایدئولوژیک خود را به عالمان و جویندگان دانش نسبت ندهیم. باور داشته باشیم که این گروه که شبانه روز را به تحقیق و جستجو برای هر مسائل بشر می گذرانند، معیار های استواری برای اعتبار سنجی و روایی نتایج پژوهش خود دارند که بازیچه ی سیاست بازان و سیاست زدگان و متوهمان توطئه نیست. همه جا هم مثل این خاک پر گهر! نیست که عنوان کارشناس و دکتر را بشود با خرید پایان نامه از انقلاب، یا با خیرات بورسیه های فامیلی بدست آورد!! همین یک حوزه را از حیطه ی ایدئولوژی مان معاف کنیم و بگذاریم از نتایج درخشانش در سایر حوزه ها لذت ببریم!
🆔 @jameeno
🔺چیزی به نام "علم"!
🖌احسان آزاد
▫️از ویژگی های نظام های ایدئولوژیک یکی آن است که برای نفوذ ایدئولوژی هیچ حد و حصری قائل نیستند و تمام عرصه های عمومی و خصوصی را حوزه ی نفوذ ایدئولوژی می دانند و بر اینمبنا سیاست خارجی و تنظیم روابط با سایر کشورها با طرز صحیح خورد و خوراک و پوشش و فرزند آوری تفاوتی ندارد و همه باید بر مبنای دستورات ایدئولوژیک باشد.
دوم اینکه نظام های ایدئولوژیک هر چیزی را که با چارچوب اعتقادی آنها مغایرت و یا حتی تفاوتی اندک داشته باشد با نگاه توطئه می نگرند. بر این مبنا در هر عرصه ای اگر چیزی مغایر ایدئولوژی حاکم بوده، با آن تفاوت داشت یا آنرا زیر سوال برد، حتما تلاشی پنهان یا آشکار ست برای تخریب نظام اعتقادی حاکم. در این زمینه هم فرقی نمی کند که آن چیز در حوزه سیاست باشد یا غیر از آن. از این نظر مثلا کافی شاپ همانقدر می تواند مخرب باشد که سند ۲۰۳۰! این ویژگیها باعث می شود که نظام ایدئولوژیک برای همه چیز شهروندان برنامه داشته باشد. اینکه چگونه بدنیا بیایند و یا نیایند، چه بپوشند، چه بخوانند، چه بشنوند، چگونه با چه کسی معاشرت کنند، چگونه ازدواج کنند و شاید از همه مهمتر به چه چیزهای بیندیشند و به چه نیندیشند!
البته نسل چون منی که در این بستر و زیر نگاه مدام "ایدئولوژی" بدنیا آمده و رشد کرده، راههای سازگاری با این فضای "جورج -اورولی" را آرام آرام آموخته است و یاد گرفته چگونه جهان خود را بیافریند و حافظ-وار رندانه به زیست خود ادامه دهد.
فرا تر از این مسئله که شاید آنقدر بدیهی شده است که دیگری نیازی به یادآوری نداشته باشد، مسئله مهم این است که تا کنون، یک حدود و خط قرمز های ناگفته و پنهانی وجود داشت که بقا را در چنین بستری فراهم میکرد. مثلا تا کنون نظام بر خواسته از ایدئولوژی شاید لطف میکرد و در حوزه های حساسی مثل پزشکی و سلامت خیلی منویات ایدئولوژیک خود را عیان و اعمال نمی کرد. شاید هم رویش نمی شد آشکارا چوب ایدئولوژی را در این عرصه ها در چشم شهروندان فرو کند! اما مدتی ست که گویا این سیاست را کنار گذاشته و آشکارا و با لشکر پا به کارش اراده کرده ست که عرصه ای را خالی نگذارد! و این البته بسیار خطرناک ست! چون به مسئله ی "بقا" مربوط می شود. در زمینه های فرهنگی و اقتصادی شاید بشود تا مدتها نسخه ها و نظریات ایدئولوژی زده و متوهمانه را تحمل کرد. شاید بشود غرب ستیزی و و غرب هراسی در علوم انسانی را شنید و به روی خود نیاورد! اما در علم پزشکی مسئله، مسئله ی بقای انسانی ست. حوزه ی نظریه پردازی و تبیین نقشه های هیولای غرب برای بلعیدن ما نیست! هر چند این واژه شاید در کتاب لغات ما دیگر کمتر یافت شود اما این یکی دیگر "تخصص " می خواهد!
از عصر روشنگری به این سو که پای عقل بشری برای فهم و درک جهان هستی و کشف روابط آن بر زمین علم رسید و بند ناف استدلالش از کتب مقدس و هر چیز ماورایی بریده شد، چیزی به نام "علم" راهنمای بشر برای شناخت جهان پیرامون و حل مشکلات بشر گردید. بر این اساس گالیله ها به جای کیمیاگران و جادوگران منبع شناخت و حل مسائل بشر شدند. خوب است ما هم اندکی اجازه دهیم این چیز! فرای ایدئولوژی راهنمای ما در حل مسائلمان باشد. شیوه های پژوهش و پژوهشگران در دنیای امروز را هم خیلی با وضعیت اسف بار علم و دانش در کشور خودمان مقایسه نکنیم و سیاست بازی سیاستمداران و جنگ ایدئولوژیک خود را به عالمان و جویندگان دانش نسبت ندهیم. باور داشته باشیم که این گروه که شبانه روز را به تحقیق و جستجو برای هر مسائل بشر می گذرانند، معیار های استواری برای اعتبار سنجی و روایی نتایج پژوهش خود دارند که بازیچه ی سیاست بازان و سیاست زدگان و متوهمان توطئه نیست. همه جا هم مثل این خاک پر گهر! نیست که عنوان کارشناس و دکتر را بشود با خرید پایان نامه از انقلاب، یا با خیرات بورسیه های فامیلی بدست آورد!! همین یک حوزه را از حیطه ی ایدئولوژی مان معاف کنیم و بگذاریم از نتایج درخشانش در سایر حوزه ها لذت ببریم!
🆔 @jameeno
🔻پیام معلمان و کارگران به حاکمیت؛
🔸«واکسیناسیون فوری و سراسری، حق ماست»
▫️جامعه نو: حالا چندسالی است که بیانیهنویسی و راهاندازی کارزارهای مجازی، به یکی از کنشگریهای جدی جریانهای اجتماعی در ایران تبدیل شده است. کارزارهایی که همواره به مطالبه یک صنف با بخشی از جامعه مدنی محدود نمیشوند و گاهی با ماموریت مطالبهای عمومی شکل میگیرند و به سرعت تکثیر میشوند. از جمله تازهترینِ آنها، جنبش «مطالبه واکسیناسیون فوری» است که رفته رفته در حال تبدیل شدن به کارزاری سراسری علیه سیاستهای حاکمیت در مورد خرید واکسن کووید-۱۹ است. اظهارنظرهای مسولان، مبنی بر ممنوعیت ورود واکسنهای مورد تایید سازمان بهداشت جهانی از کشورهایی چون ایالات متحده و انگلستان و در عوض واردات آن از کشورهایی چون چین و روسیه، تا این لحظه واکنش گروههایی چون معلمان، کارگران و بازنشستگان را برانگیخته است. افزایش بحران در بخشهایی چون آموزش، معیشت و بهداشت و درمان در جریان گسترش بیماری، به ترتیب با افزایش نگرانی از عدم دسترسی دانشآموزان به امکانات آموزشی برابر، بیکاری و معوقات مزدی کارگران در گروههای مختلف شغلی و کمبود دسترسی به امکانات مناسب و رایگان بهداشتی و درمانی برای طبقات فرودست، شدت گرفته است و برخی از این گروهها را بر آن داشته تا با پیوستن به کارزار واکسیناسیون فوری و سراسری از مسولان بخواهند به جای نگرش «قیممآبانه» نسبت به شهروندان، به حق دسترسی قانونیِ آنها به امکانات بهینه بهداشتی و درمانی احترام بگذارند و در مسیر خرید واکسن مورد تایید سازمان بهداشت جهانی اخلال ایجاد نکنند.
معلمان در صف اول
کانونهای صنفی معلمان با سابقهای که در سالهای اخیر در راهاندازی کارزارهایی با مطالبه «حق آموزش رایگان و بدون تبعیض» دارند، از اولین گروههایی هستند که در روزهایی گذشته بیانیهنویسی برای مطالبه واکسیناسیون فوری را به کارزاری سراسری تبدیل کردند. تاکنون «کانون صنفی فرهنگیان گیلان» ،«کانون صنفی فرهنگیان استان قزوین»، «کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز»، «انجمن صنفی معلمان کردستان- مریوان» ، «کانون صنفی فرهنگیان اسلامشهر»، «کانون صنفی معلمان بوشهر» و «کانون صنفی معلمان ایران(تهران)»، به این کارزار پیوستهاند.
کانونهای صنفی معلمان با اشاره به اینکه « اهمال در واکسیناسیون، سبب از هم پاشیدگی بیشتر اقتصاد به خصوص در بین اقشار فرو دست خواهد شد و دانش آموزان بیشتری از چرخه آموزش فاصله خواهند گرفت»، با تاکید بر اینکه «علاوه بر فقر مالی، اخبار فقر مضاعف ناشی از قرنطینهی بدون حمایت از اقشار آسیب پذیر که باعث خودکشی شاگردانمان میشود، به گوش می رسد» در بیانیههای جداگانهای از جمله در بیانیهای که کانون صنفی معلمان الیگودرز آن را منتشر کرده است، با ذکر دلایلی خرید واکسن معتبر را از شرکتهای طراز اول ضروری میدانند.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔸«واکسیناسیون فوری و سراسری، حق ماست»
▫️جامعه نو: حالا چندسالی است که بیانیهنویسی و راهاندازی کارزارهای مجازی، به یکی از کنشگریهای جدی جریانهای اجتماعی در ایران تبدیل شده است. کارزارهایی که همواره به مطالبه یک صنف با بخشی از جامعه مدنی محدود نمیشوند و گاهی با ماموریت مطالبهای عمومی شکل میگیرند و به سرعت تکثیر میشوند. از جمله تازهترینِ آنها، جنبش «مطالبه واکسیناسیون فوری» است که رفته رفته در حال تبدیل شدن به کارزاری سراسری علیه سیاستهای حاکمیت در مورد خرید واکسن کووید-۱۹ است. اظهارنظرهای مسولان، مبنی بر ممنوعیت ورود واکسنهای مورد تایید سازمان بهداشت جهانی از کشورهایی چون ایالات متحده و انگلستان و در عوض واردات آن از کشورهایی چون چین و روسیه، تا این لحظه واکنش گروههایی چون معلمان، کارگران و بازنشستگان را برانگیخته است. افزایش بحران در بخشهایی چون آموزش، معیشت و بهداشت و درمان در جریان گسترش بیماری، به ترتیب با افزایش نگرانی از عدم دسترسی دانشآموزان به امکانات آموزشی برابر، بیکاری و معوقات مزدی کارگران در گروههای مختلف شغلی و کمبود دسترسی به امکانات مناسب و رایگان بهداشتی و درمانی برای طبقات فرودست، شدت گرفته است و برخی از این گروهها را بر آن داشته تا با پیوستن به کارزار واکسیناسیون فوری و سراسری از مسولان بخواهند به جای نگرش «قیممآبانه» نسبت به شهروندان، به حق دسترسی قانونیِ آنها به امکانات بهینه بهداشتی و درمانی احترام بگذارند و در مسیر خرید واکسن مورد تایید سازمان بهداشت جهانی اخلال ایجاد نکنند.
معلمان در صف اول
کانونهای صنفی معلمان با سابقهای که در سالهای اخیر در راهاندازی کارزارهایی با مطالبه «حق آموزش رایگان و بدون تبعیض» دارند، از اولین گروههایی هستند که در روزهایی گذشته بیانیهنویسی برای مطالبه واکسیناسیون فوری را به کارزاری سراسری تبدیل کردند. تاکنون «کانون صنفی فرهنگیان گیلان» ،«کانون صنفی فرهنگیان استان قزوین»، «کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز»، «انجمن صنفی معلمان کردستان- مریوان» ، «کانون صنفی فرهنگیان اسلامشهر»، «کانون صنفی معلمان بوشهر» و «کانون صنفی معلمان ایران(تهران)»، به این کارزار پیوستهاند.
کانونهای صنفی معلمان با اشاره به اینکه « اهمال در واکسیناسیون، سبب از هم پاشیدگی بیشتر اقتصاد به خصوص در بین اقشار فرو دست خواهد شد و دانش آموزان بیشتری از چرخه آموزش فاصله خواهند گرفت»، با تاکید بر اینکه «علاوه بر فقر مالی، اخبار فقر مضاعف ناشی از قرنطینهی بدون حمایت از اقشار آسیب پذیر که باعث خودکشی شاگردانمان میشود، به گوش می رسد» در بیانیههای جداگانهای از جمله در بیانیهای که کانون صنفی معلمان الیگودرز آن را منتشر کرده است، با ذکر دلایلی خرید واکسن معتبر را از شرکتهای طراز اول ضروری میدانند.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
پیام معلمان و کارگران به حاکمیت؛
«واکسیناسیون فوری و سراسری، حق ماست» حالا چندسالی است که بیانیهنویسی و راهاندازی کارزارهای مجازی، به یکی از کنشگریهای جدی جریانهای اجتماعی در ایران تبدیل شده است. کارزارهایی که همواره به مطالبه یک صنف با بخشی از جامعه مدنی محدود نمیشوند و گاهی با ماموریت…