جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺از این میدان نرویم!

🖇پس از اشاره به دونکته مستتر در تازه‌ترین سخنان آقای خاتمی در توییتر و کانال جامعه‌نو ، همراه ارجمند خانم سودابه پس از گفتگوی کوتاهی با تحریریه، یادداشت زیر را در مورد احتمال نادرستی آن برداشت، و همچنین تعهد گریزناپذیر اصلاح طلبان به‌ رها نکردن عرصه انتخابات ارسال کرده‌اند. ضمن امید به اینکه تبادل دیدگاه‌های همراهان جامعه‌نو به روشن شدن افق انتخابات کمک کند، توجه همه را به یادداشت جلب میکنیم.

🔸از عبارت" … واگر به هر دلیل توفیق معرفی نامزد مشخص را نداشتید لااقل رويكرد و برنامه خود و آنچه را به خیر ملت و مردم و کشور می دانید ارائه داده اید.." مستقيما نمي توان الزاما برداشت پيشگفته ي شما را داشت. ممكن است اصلاح طلبان با اجماع، كسي را معرفي كنند؛ بر پايه ي اين معرفي، رويكرد و برنامه خود و آنچه را به خیر ملت و مردم و کشور می دانند ارائه دهند؛ آن فرد به دلايل معلوم و نامعلوم از جانب نهادهاي معلوم و البته نامعلوم رد صلاحيت شود؛ با اين حال در بزنگاهي دشوار و خطير چون امروز كه همه ي پنجره ها به روي كشور بسته اند و جز سوراخي باريك، راهي براي نفوذ در صفوف متحد و يكپارچه ي تندروهاي داخلي، منطقه و ترامپ و باندهاي وابسته در دشمني با ميهنمان موجود نيست، ممكن است تحليل هاي ميهن دوستان و دغدغه مندان ميهن و مردم بر آن قرار گيرد كه براي نجات كشور، به روي كار آوردن سرداران و حاكميت يكپارچه بايد" نه" گفت. آن زمان از همه و هر نيروي طرفدار صلح و ميهن دوستي بايد خواست تا در انتخابات شركت كرده و" نه" اي تاريخي به تير و ترقه بازي و رجزخواني هاي تبعي آن بدهند.
البته شما هم برداشت خود را ارائه داديد كه از ديد من قابل احترام است.
با اطمينان مي توانم بگويم كه در اين سوي مرزي تاريخي- جهاني كه منافع ملي ما را از منافع تندروهاي داخلي( كاسبان تحريم، دلواپسان رنگ وارنگ ووو)، تندروهاي منطقه( مثلث ب و باندهاي وابسته) و تندروهاي ترامپيست و باندهاي وابسته از ايراني تا غير ايراني، جدا مي كند؛ همه ي نيروهاي صلح، امنيت، پيشرفت و توسعه، در جغرافياي داخل، منطقه و جهان در كنار ما و ياريگر ما خواهند بود! به شرط آن كه حواس تاريخي مان را جمع كنيم و يادمان نرود در همين دوره هاي متاخر از كجا خورديم و اجازه ندهيم ميهن و مردممان از يك سوراخ باري ديگر هم گزيده شوندِ!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸کلیشه

🖌رضا داودی

▫️ساده اندیشی و تفکر کلیشه ای یکی از مشخصه های بارز جوامع با فرهنگ توده ای است . چون علل این معضل نیازمند تحقیق میدانی گسترده است هدف این نوشتار واکاوی علل و ریشه های این معضل به صورت تخصصی نیست و صرفا به عنوان یک پدیده ی اجتماعی به معضل کلیشه باوری و ساده اندیشی می پردازد و به دنبال راه کار جهت برون رفت از این معضل اجتماعی است . اگر چه نمی توان ریشه یابی یک معضل را برای ارائه راهکار جهت برون رفت از آن نادیده انگاشت .

توصیف و تبیین صحیح صورت مسئله به عنوان اولین قدم می تواند افق مناسبی پیش چشم ما بگشاید که هم راهگشای حل مسئله و ارائه راهکار، و هم نزدیک شدن به ریشه ها و علل آن باشد . می توان با طرح چنین موضوعاتی و ایجاد پرسش و معطوف کردن ذهن جامعه به برخی معضلات ، کارشناسان و متخصصان امر را به یافتن ریشه های مسائل یاری رساند .

کلیشه باوری را می توان نقطه ی مقابل تفکر نقاد و خردگرا خواند . تفکری پاسخ محور ، مطلق گرا ، مکانیکی ، تقلیل گرا ، فرموله ، بسیار ساده و به دور از هر نوع پیچیدگی ، ابهام و قابل فهم برای عموم است .

تفکر نقاد بر پرسش محوری استوار است و توانایی تشخیص مغالطات و نگرش انتقادی به ساختار و فرهنگ رایج و هژمونی های موجود را دارد ؛ ساخت های اجتماعی " واقعا موجود " را به چالش می طلبد و واقعیت های اجتماعی که " باید باشد " را نشان می دهد .تفکر نقادانه به معنی کشف روابط اقتدار ، منافع پنهانی و پی بردن به ماهیت شعارهای فریبنده در جامعه است . ماهیت تفکر نقادانه شکاکی و عدم قطعیت است .

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
#الف

🔸تغییر!

▫️شورای سردبیری: تعدادصداهایی که ازاشتباه بودن سیاست‌منطقه‌ای ایران سخن میگویند افزایش یافته است. زمانی پیش، کسانی که درباره طیف وسیع مسائل کشورمواضع تحول‌طلبانه داشتنداز ورود به این موضوع خودداری میکردند. این خودداری صرفا از ترس واکنش نهادهای اداره کننده سیاست منطقه‌ای کشور نبود؛ وابستگی متقابل ودرهم تنیدگی سیاست خارجی و داخلی راباورنداشتند. امااکنون تغییرات بارزی دیده میشود. حتی روزنامه طرفدار تندخویی درسیاست منطقه‌ای، کیهان ، اخیراسخن ازبهبودرابطه باکشورهای منطقه خلیج فارس گفته و نقارموجود را حاصل عمل دشمنان دانسته است. این تغییر راباید حاصل عیان‌شدگی زیانهای‌ملی ناشی ازوضعیت کنونی دانست. امکان ادامه خط مشی‌کنونی در سیاست خارجی کمتر شده است.


اما به عللی، تغییرخط مشی نمیتواندفوری باشد. مهمترین علت، ابتنای سیاستهای کنونی بر یک استراتژی امنیت ملی‌ریشه‌دار است. درپیش‌گرفتن سیاست‌خارجی فرقه‌گرا، مداخله‌جو، ومیلیتاریستی‌ منجر به وضعیت کنونی تاکتیکی و موسمی نبوده وحاصل استراتژی امنیت ملی حکومت است که خودمنتج ازباورهای زمانخورده مذهبی‌است. دراشتباه بودن آن تردیدی نیست و جامعه‌نو در سلسله مباحث مبسوطی زیر عنوان استراتژی خارپشت آسیب‌زا بودن این استراتژی را آشکار کرده است.نشانداده شده که بنیان این استراتژی صورتی مغلوط از استراتژی امنیتی پیرامونی‌اسرائیل(peripheral)است که برای کشور ما کارایی ندارد؛ نشانداده شده تعریف طراحان استراتژی انتخابی از عمق استراتژیک با مختصات تاریخی ایران نمیخواند؛ ونشان داده شده سیاست اتحادبافرقه‌های خارج از دولت‌های‌رسمی (یا حداکثر شریک در دولتها، مثل حزب‌الله و حشدالشعبی)بحرانزا و بی‌عاقبت است؛ و نشانداده شده مادامی که ایران مساله خود رادر منطقه به شیوه مسالمت‌آمیز بااعراب حل نکندمجبور است با ایالات متحده هم رویارویی داشته باشد؛ و همچنین گفته شده نمیتوان باجنازه رویارویی اعراب وفلسطینی‌هابا اسرائیل تحرکی منجر به‌امتیاز سیاسی در منطقه پدیدآورد. مسیربدیل برای خلق یک موقعیت جدید واقع‌بینانه وایمن ، تجدیدنظر در استراتژی امنیت ملی است که مختصات آن را شرح داده‌ایم: رویکردی منفعت گرا و نه ایدئولوژیک، تفاهم جو و نه خصومت‌ساز، و جستجوگرنفوذ اقتصادی و فرهنگی،نه صرفاامنیتی و نظامی.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔺معرفی کتاب

🔸مفهوم نقد درنهضتهای تجددخواه جهان عرب

▫️تحریریه جامعه نو: مفهوم نقد در نهضتهای تجددخواه جهان عرب، نوشته دکتر ابراهیم‌الحیدری و ترجمه تازه همکارمان فاروق نجم‌الدین، مساله‌ای را در جهان عرب مطرح می‌کند که معضل روشنفکران مانیز هست: فقدان نظریه معرفت‌شناختی در حوزه برخورد با مدرنیته وتوسعه . معرفی مندرج درپشت جلد این کتاب که مدتها منتظر انتشار بوده ورودیه مناسبی است برای آشنایی با موضوع کتاب.

🆔 @jameeno
جامعه نو
🔺معرفی کتاب 🔸مفهوم نقد درنهضتهای تجددخواه جهان عرب ▫️تحریریه جامعه نو: مفهوم نقد در نهضتهای تجددخواه جهان عرب، نوشته دکتر ابراهیم‌الحیدری و ترجمه تازه همکارمان فاروق نجم‌الدین، مساله‌ای را در جهان عرب مطرح می‌کند که معضل روشنفکران مانیز هست: فقدان نظریه…
🔹جهت آشنایی با موضوع کتاب:

▫️دکتر ابراهیم الحیدری از جملۀ متفکران جهان عرب است که اعتقاد دارد کندی یا توقف گذار جوامع عربی از سنت به مدرنیته بیش از آنکه ناشی از مقاومت ساختار سنتی جامعه باشد، معلول درک نادرستی است که از مقولۀ توسعه‌یافتگی و به‌طور اخص مقولۀ مدرنیته وجود دارد. به باور نویسنده، جهان عرب فاقد نظریۀ معرفت‌شناختی مستقلی است که بتوان آن را الگویی برای ایجاد گذار قرار داد.
ابراهیم الحیدری در تبیین دلایل ناکامی نهضت تجددخواهی در جهان عرب، بیش از آنکه موضوع را به گردن سنت‌گرایان و یا دشمن خارجی بیاندازد، دنبال یافتن کاستی‌هایی است که در عملکرد نیروهای تجددخواه و جود داشته و به بازتولید عقب‌ماندگی در این جوامع انجامیده است. او به نقل از کنستانتین زریق، یکی از بارزترین اندیشمندان ناسیونالیست عرب می‌نویسد: « با کالبدشکافی روند نهضت ملی معلوم می‌شود که فرایند تشکیل هویت قومی-ملی-اجتماعی در جوامع عرب، فرایندی به غایت سست بود. از سوی دیگر کامل‌نشدن فرایند تشکیل نهادهای حاکمیتی، جوامع جدید را دچار خلأ نهادهای قانونی نمود و این امر به سلطۀ مجدد مناسبات پدرسالار در قدرت انجامید». از همین رو است که جوامع عرب به اعتقاد نویسنده همچنان دستخوش پدیده‌ای هستند که او آن را «بازتولید عقب‌ماندگی» می‌نامد.

🆔 @jameeno
#الف

🔸بلوغ‌پذیرش!

▫️شورای‌سردبیری: حکومتهاهمیشه باچیزی درحال جنگند. طرف جنگ آنهاهمیشه دریک موجودیت مادی ، مثلا یک کشور یا گروه‌سیاسی ظاهرنمیشود؛ بسیاری اوقات آن موجودیت حتی دریک پدیده ملموس اجتماعی، مثلا فقر، عیان نمیشود که حکومتها همگی مدعی جنگ با آن هستند. دشمنانی نیز وجود دارندکه حکومتهاتوان سرکوبشان راندارند، هرچندپیش رو و در مشت‌رس آنهاست. "واقعبینی اجتماعی" حاصل ازافزایش سطح آگاهی درزمره این دشمنان حکومتهاست. به زیان آنها کارمیکند، چون افسانه‌هایی را که میبافتد بیرنگ و محو میکند. واقع‌بینی اجتماعی سیلاب اذهان‌ست و ثمره تلاش حکومتهایی که اسباب قدرتشان دستمالی و شستشوی اذهان است را میشوید و میبرد. پدیده‌ای خطرناک برای حاکمان! افزایش حجم اطلاعات ودانسته‌ها درمغز انسانها دستکاری ذهن جمعی رابر ضد آنچه حکومتها معمولا القا میکنند به مخاطره می‌اندازد، جریانی مداوم است و ریزشها را پدید می‌آورد. بیهوده نبودکه وزارت آموزش وپرورش در یکسال گذشته دوبار شال‌وکلاه و هجمه کرده که مدارس را باز کند. مدارس که بسته است جریان مغزشویی فقط به کارکرد دستگاه رادیو وتلویزیون محدود میشودکه ازآن نمیتوان نوجوان طرازحکومت پدید آورد.

امروز درجامعه ما دوجریان درحال فروپاشی آجربه‌آجر قلعه حکومت و ریختن باروها و دیوارهای آن هستند: افزایش مبادله اطلاعات و آرا، که به لطف خصلت یکطرفه نبودن سیستم مبادله اینترنتی قابلیت نقد راهمراه خود دارد، و دوم، جریان سرخوردگی اجزای دستگاه اداری حکومت از پایمال شدن شعارها و مدعیات حکومت چهل ساله که مار و موش فساد و تباهی، ناراستی و قدرت‌طلبی، و بی‌عقلی و مریدپروری آنرا به چیزی شبیه پسمانده جانوران موذی تبدیل‌کرده و سبب ریزش آدمهااز پیکره آن میشود. ناکامی حکومت در اداره عقلانی جامعه اشخاصی را که وجدان به منافع نفروشند ازپیکره آن میکند. بسیاری از این افراد دردوران باورمندی به‌سلامت سیستم زیر علم آن سینه زده ، در دستگاهش حکم ناروا و قاعده آسیب‌زا جاری ساخته و گاه حتی در دستگاه سرکوب آن فرادستی کرده اند، اما هنگامی که صور وجدان انها راهشیار کرده یا سیل آگاهی غبارذهنشان را شسته ، سیستم را رها کرده و یا در جریان ترک آن هستند. جای خوشوقتی است که جامعه ما در سالهای اخیر به چنان حدی ازبلوغ رسیده که آغوشش برای پذیرش این ریزشها باز است. این هم یکی از ابعاد مثبت واقع‌بینی اجتماعی در جامعه ماست؛ گذشت و پذیرش، بدون فراموش کردن!

این مساله از آنجا اهمیت دارد که توسعه آن برای روزها و سالهای آینده نیاز حیاتی ماست . تقسیم شدگی جامعه به دوصف متنافرکه سبب‌ساز آن اعمال حکومت است(یکی منتقدخصم‌آلود حکومت است و یکی مدافع‌بی‌چون وچرا) در آینده نزدیک احتمالاحمام خون به راه میاندازد و راه اجتناب از آن پی‌جویی علت‌تنافر و مشخص کردن منابع نفرت پراکنی و نتایج آن است. نوشتن جملات تحسین نسبت به منش کسانی چون نلسون ماندلا برای این منظور کفایت نمیکند ولازم است نهضتی عملی برای جبران دوگانه سازی عمدی جامعه توسط دستگاه تبلیغات‌والقای حکومت درجامعه به جریان بیفتد. این جریان ابتدا با پذیرش این اصل که انسانها تغییر وتکامل پذیرند و میتوانند واقعبینتر شوند، گذشته خود را نقد کنند، و سبب نفرت نباشند و البته از اشخاص صاحب نام شروع میشود. امانباید به آنها ختم شود. جامعه مابه صلح درونی نیاز دارد، آنقدردرونی که میتواند درفضا و زمان محدود در یک تاکسی هم باشد. ترویج "واقعبینی اجتماعی" سلاح مبارزه باآفرینندگان نمودهای خشم و خصومت آفرینی است که‌هرروز از گوشه‌ای از حکومت صادر میشودو دره بین شهروندان طرفدار و مخالف حکومت را عمیق‌تر میکند.

در ماههای اخیر مهدی نصیری، مدیر مسئول سابق کیهان که سنگ‌بنای تندروی و پرونده سازی را پیش از حسین‌شریعتمداری در این روزنامه گذاشت با چهره وحرف‌های تازه‌ای ظاهر شده است. اگر همراهان به خاطر بیاورند سالی پیش اعترافش به پرونده سازی علیه سید محمدخاتمی را به اطلاع رساندیم. اما حالا آن آدم سابق نیست و آرای او تغییر کرده است. کسانی مواضع او را کمابیش با آرای علی‌مطهری قیاس کرده‌اند: ناقد عملکرد حکومت و موافق بازآرایی حضور دین در عرصه سیاست. امروز دیگر نه ما مچش را به خاطر پرونده‌سازی میگیریم و نه دیگران. هیچکس خود را به حساب‌کشی از اومشغول نمیکند. روزنامه نگاران واقعبینانه پذیرفته‌اند که آدمها میتوانند تغییر کنند و برای جامعه مفید باشند. این پدیده‌ای مثبت و مفیدبه حال وحدت جامعه و افزایش توان آن درنیفتادن به دام رذالت‌ حکومت است. نبایدهمیشه درگذشته ماند!

اما همانطور که پیشتراشاره شد این رویکرد نبایدبه‌اشخاص صاحب نام محدود باشد و بیش از آنها بدنه جامعه است که به گذشت از گذشته، تسامح و صلح درونی نیاز دارد. این صلح برای افزایش قدرت جامعه دربرابر حکومت حیاتی است و توسعه واقع‌بینی در جامعه بستر رشد و نتیجه بخشی آن است.

🆔 @jameeno
#الف

🔸در جستجوی نقطه سپید؟

▫️شورای سردبیری: عملکرد سیاستمداران را با مقیاسهاو ابزار مختلفی میتوان محک زد و جایشان را در تاریخ مشخص کرد: با کرده ها و نکرده ها، با فرصتهای ازدست داده و نداده ، و مهمتر از همه با اشتباهات و تصمیمهای درست. غالب اوقات میشود با کاربرد چند مورد از این دوگانه‌هابه صورت منصفانه و اگربشود با محاسبه و ابزار علمی ، کشمکش برسر نقش و جایگاه افراد را کاهش داد و واقع و ناواقع را تفکیک کرد. ما معمولا این کار را نمیکنیم.

کاربرد این دوگانه‌ها همواره‌از یک طریق و روش یکسان نیست. برخی اندازه گیری و عدد و رقم میخواهند ، نتیجه برخی را با بررسی تحولات ذهنی در بستر جامعه و تصویر آن در باره عملکرد شخص و به اصطلاح به صورت کیفی میتوان بدست آورد . برخی از دوگانه ها هم در طول دوره زمانی مشخصی قابلیت کاربرد دارند: انصاف و عدل ، باور به حقوق عامه ، پذیرش تکثر، و وجود اراده برای تحقق آنها را در کوتاه مدت میتوان در وجود یک حاکم مشخص کرد . عملکرد اقتصادی و اراده یک حکومت برای توسعه و رفاه جامعه را در میان مدت میتوان اندازه گرفت ؛ نرخ رشد اقتصاد در زمان او چقدر بوده است؟ ضریب جینی در دوره اش چگونه تغییر کرده ؟ سرمایه گذاری چه روندی داشته و... متغیرهایی هم هست که در مقیاسی درازمدت و حتی تاریخی قابل بررسی هستند: نتایج و پیامدهای توسعه‌بخشی یا نازا بودن دوران یک حاکم، عمق بینش او در طراحی استراتژی امنیت ملی، فایده و زیان ورودش به اتحادها یا شرکت در معاهدات چندجانبه و مانند آنها در کوتاه مدت قابل اندازه گیری نیست و مقیاسی تاریخی لازم دارند . مثال دم دست آن قضاوتهایی است که امروز در باره نقش تاریخی رضاخان در زمینه مدرنیزاسیون کشور و وحدت بخشی به آن نزد عوام و اساتید دانشگاهی به صورت یک بحث روز مطرح است.

اما نمیتوان منتظر تاریخ ماند. مساله ما این است که دنبال یک حاکم برویم و منویات او را به اصطلاح سرلوحه عمل روز قرار دهیم یانه ، و از تداوم روندهای جاری حمایت کنیم یا نه. عقل سلیم به ما میگوید در رویارویی با موضوع نیاز روز مره به تعامل با حکومت، قیاسهای پیش‌گفته را به طریق عاقلانه‌ای به کار گیریم و بدون موضعگیری پیشین ، فقط با ترازوی ارزش و یا زیان هر کار خوب یا بدی اعمال حکومت را وزن کنیم. البته گاهی ارزش‌گذاری اعمال حکومتها دشوار است زمانی ارزش تاریخی یک اقدام کوچک ، مثلایک اقدام اقتصادی از رخداد بزرگی مانند جنگ بیشتر است .باز هم جالب است که در بحث های جاری در باره رضاخان(که ما مثل برخی عوام به اینکه روحش شاد هست یانه کاری نداریم) مالیات قندوشکر در دوران او برای تامین هزینه خط آهن را از مضمحل شدن ارتشش در برابر ورود قوای بیگانه مساله قابل توجه تری می‌یابیم. نتیجه کلی انکه ، تشخیص عیب و هنر کارهای کرده و نکرده سیاستمداران در دوران حیات آنها را با این ملاحظات انجام دهیم.

مقدماتی طولانی شد، میخواستیم این را بگوییم که خیلی از اوقات فقط به برشماری نقائص عملکرد سیاستمداران میپردازیم و از اوردن دستاوردهای آنها چشم میپوشیم که کاری غیر منصفانه و غیر علمی است. حق با شماست که فکر میکنید برخی در دوران در دست داشتن عصای قدرت خود حتی یک تصمیم درست نداشته اند، اما این هم درست است که گاهی لازم است به جای جستجوی نقاط ضعف، نقاط قوت و ثصمیم درست را جستجو کنیم تا ارزش تاریخی افراد پید‌ا و فهرست شود. مثلا ما معتقدیم پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط امام خمینی یک اقدام درست و شجاعانه(هرچند دیرهنگام) و یا پیشنهاد سازش قهرمانه و شروع گفتگو با اروپا و آمریکا درباره برنامه اتمی کشو (فارغ از نتایج آن)تصمیمی بازهم‌شجاعانه و درست بوده است که در کارنامه دو رهبر جمهوری اسلامی ثبت شده‌اند و همواره باید بر درستی و شجاعانه بودن آنهاپای بفشریم .اساسا شاید بتوان یک سیاستمدار را از جنبه تعدادنقاط سپید کارنامه‌اش بهتر و واقعبینانه‌تر شناخت و شاید حتی بتوان کارنامه هرکس را با ترازوی سنجش تصمیمات خردمندانه و اشتباهات تاریخی‌اش تنظیم کرد . احتمالا چنین کارنامه‌ای درباره بسیاری افراد بسیار تماشایی از کار در می آید. جامعه‌نو خود را در حدی نمیداند که اقتراح و پرسمان راه بیندازد و از همه صاحب نظران دعوت کند کاغذی بردارند و به جای نارساییها ، تصمیمهای درست اشخاص را از لحظه ای که به قدرت رسیده اند ثبت و مدلل کنند و به اطلاع دیگران برسانند. امااین میتواند دیالوگی بین فعالان وابسته به دوجناح کشور پدید آورد که به نتایج خوبی میرسد. آن دسته از اهل سیاست که‌نفوذ اجتماعی دارند و معتمد جامعه هستندباید چنین پیشنهادی بکنند.ما البته سهم خود را در همین الف ادا کردیم و یکی از تصمیمهای مهم و درست امام خمینی را از روز ۲۳ بهمن که قدرت در ایران در کف او بود نوشتیم. بقیه‌اش را اهل نظر درباره مدیران ارشد کشور در این چهل و چند سال جستجو کنند و ادامه دهند!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸دستکش سه انگشتی

🖌اسداله شمائی

▫️از بازار دستکش ظرفشویی می خرم با ین هدف که بشود آن را به دست کشید و ظرف شست.وقتی در خانه از نایلون پرس شده اش در آوردم و دیدم یک لنگه اش فقط جای سه انگشت دارد و قابل استفاده نیست چه می کنم؟آن را در نایلونش گذاشته و فردا به فروشگاه برش می گردانم تا سالمش را بدهد.
بیچاره مصطفی رحیمی به صد زبان می گوید نمی شود شما از آزادی مطبوعات آزادی انتخابات آزادی زنان و حق تعیین سرنوشت در پاریس صحبت بفرمایید و بعد در تهران پسوند اسلامی را بیافزایید تا با آن هر آزادی را حذف کنید.
نامه رحیمی عیبی ندارد.
عقلانیت حکم می کند به جای مقصر دانستن دشمن و دیگران در نرسیدن به آرمان های انقلاب قبول کنیم دستکش با سه انگشت را باید پس بدهیم و یک سالمش را برداریم.
با حذف پسوند اسلامی ایران گلستان می شود؟
بله.
دستکش سالم برای همه انگشتان جا دارد و می شود با آن کار کرد.
آیا با حذف پسوند اسلامی به امام توهین می شود؟بله اگر لفظ را ملاک داوری قرار بدهیم چنین است اما اگر معنا مراد باشد این حذف امام را به عظمت می رساند.
انقلاب اگر ظرفیت اصلاح واقعی اش را از خود دریغ کند به امام خیانت کرده و مردم را از انقلاب و امام بیزار می کند.
حاکمیت مگر نمی بیند مردم ولو به غلط آرزوی رژیم گذشته را می کنند؟
پاسخ این غلط انگاری و توهمات ادامه دادن با دستکش سه انگشتی و تظاهر به راحت بودن با آن نیست.
با درست کردن دستکش کارها سامان می یابد.به جای برگزاری انتخابات سرد و کم رمق با آزادی محصورین و آشتی ملی امید را به مردم برگردانیم.به جای این که صدای مردم را دیر بشنویم به موقع بشنویم.تاریخ مگر برای درس گرفتن نیست.این صدا بالاخره پیروز خواهد شد چه حاکمیت بخواهد چه نخواهد.
این التماس و گدایی نیست.دعوت به اصلاح امور است.دعوت به اصلاح یک رسالت انسانی است.

🆔 @jameeno