#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸در دفاع از فرصت های برابر
🖌احسان آزاد
▫️به تازگی مطلبی در بخش "دیدگاه همراهان جامعه نو" با عنوان " دفاع از حداد عادل و یاسر جبرائیلی" انتشار یافت که نویسنده ی محترم آنچنانکه از عنوان پیداست، ذیل مبحث " پا فشاری بر مطالبات" به دفاع و یا به بیان بهتر، "توجیه" استدلالی که برای تاسیس مدارس زنجیره ای علوم انسانی و نیز عکس العمل سریع صدا نسبت به یک انتقاد پرداخته است. صرف نظر از گرایش سیاسی نگارنده ی محترم ( که از آن اطلاعی ندارم ) و دو مصادق خاصی که به آن اشاره کرده اند، ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:
۱. بر اساس اصل سی ام قانون اساسی "دولت موظف است وسائل آموزش وپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازدو وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد". لذا تحصیل در رشته علوم انسانی در مقطع متوسطه نیز از این وظیفه مستثنی نیست. شهروندان نیز با پرداخت مالیات و واگذاری سهم خود از منابع و ثروت ملی، منابع لازم برای اجرای این وظیفه را در اختیار دولت قرار می دهند و البته با مقایسه با سایر کشورها که بدون بهره مندی از ثروت های طبیعی و تنها با تکیه بر مالیات، آموزش رایگان و با کیفیت به شهروندان ارائه می دهند( برای مثال آلمان)، این منابع کافی به نظر می رسد. بر این مبنا انتظار داشتن از شهروندان برای انجام وظایفی که به دولت واگذار کرده اند و هزینه اجرای آنرا نیز پرداخت می کنند به بهانه ی ناتوانی و قصور دولت در انجام وظیفه، فلسفه وجودی دولت را زیر سوال می برد.
۲. تاسیس مدارس خصوصی بر مبنای تفاسیر خاص از متن صریح قانون اساسی، و ارائه خدمات خاص آموزشی در ازای شهریه های کلان به دانش آموزان خاص از خانواده های برخوردار و مرفه که اغلب بر مبنای شاخص های ایدئولوژیک(میزان خودی بودن) گزینش می شوند و بطور خلاصه بنگاه سازی مراکز اموزشی، علاوه بر آنکه حداقل با روح قانون اساسی مغایرت دارد، خود اعمال یک نوع تبعیض میباشد و لذا ارزشی محسوب نمی گردد.
۳. قطعا افراد بسیاری بوده اند که بدنبال "تحقق رویاهایشان" فارغ از داشتن همه ی صلاحیت های اقتصادی، دانشی و مهارتی، بدلیل عدم دسترسی به فرصت های برابر و به دلیل خارج بودن از دایره ی خودی ها، علی رغم تلاش و ایستادگی بر خواستهایشان امکان تحقق رویاهایشان را در " وطن " از دست داده اند. بعنوان مثال آیافرصت اخذ مجوز تاسیس چنین مدارسی برای همه ی شهروندان بدون تبعیض مهیاست؟
۴. قطعا انتقاد از عملکرد سازمان ها و پاسخگو کردن آنها یک رفتار مدنی و از وظایف هر شهروند آگاهی ست. اما رفتار بدون تبعیض در قبال این انتقادها صرف از نظر اینکه منتقد کیست نیز از وظایف حکومت است. بر این مبنا اعمال تبعیض برای رسیدگی به این انتقادها و پاسخ به آنها، شهروندان را به اجرای این وظیفه قطعا ترغیب نمی کند. بعنوان مثال آیا صدا و سیما در خصوص سایر انتقادها به عملکردش از طرف سایر شهروندان که غیر خودی محسوب شوند صرف از نظر ماهیت آن انتقاد، با همین دقت و سرعت عمل می کند؟
عدم وجود فرصت های برابر بر مبنای ساختار ها و روش های تبعیض آمیز، شهروندان را نه تنها از بیان و اشتراک انتقادات خود مایوس میدارد بلکه آنها را از تحقق رویاهایشان باز میدارد. تجربه ی زیسته و نشانه های بسیار در جامعه کنونی نشان می دهد که در این زمینه نمی شود با فرمول " مردم مقصرند!" ، به سرزنش مردم در پیگیری مطالباتشان پرداخت.
🆔 @jameeno
🔸در دفاع از فرصت های برابر
🖌احسان آزاد
▫️به تازگی مطلبی در بخش "دیدگاه همراهان جامعه نو" با عنوان " دفاع از حداد عادل و یاسر جبرائیلی" انتشار یافت که نویسنده ی محترم آنچنانکه از عنوان پیداست، ذیل مبحث " پا فشاری بر مطالبات" به دفاع و یا به بیان بهتر، "توجیه" استدلالی که برای تاسیس مدارس زنجیره ای علوم انسانی و نیز عکس العمل سریع صدا نسبت به یک انتقاد پرداخته است. صرف نظر از گرایش سیاسی نگارنده ی محترم ( که از آن اطلاعی ندارم ) و دو مصادق خاصی که به آن اشاره کرده اند، ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:
۱. بر اساس اصل سی ام قانون اساسی "دولت موظف است وسائل آموزش وپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازدو وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد". لذا تحصیل در رشته علوم انسانی در مقطع متوسطه نیز از این وظیفه مستثنی نیست. شهروندان نیز با پرداخت مالیات و واگذاری سهم خود از منابع و ثروت ملی، منابع لازم برای اجرای این وظیفه را در اختیار دولت قرار می دهند و البته با مقایسه با سایر کشورها که بدون بهره مندی از ثروت های طبیعی و تنها با تکیه بر مالیات، آموزش رایگان و با کیفیت به شهروندان ارائه می دهند( برای مثال آلمان)، این منابع کافی به نظر می رسد. بر این مبنا انتظار داشتن از شهروندان برای انجام وظایفی که به دولت واگذار کرده اند و هزینه اجرای آنرا نیز پرداخت می کنند به بهانه ی ناتوانی و قصور دولت در انجام وظیفه، فلسفه وجودی دولت را زیر سوال می برد.
۲. تاسیس مدارس خصوصی بر مبنای تفاسیر خاص از متن صریح قانون اساسی، و ارائه خدمات خاص آموزشی در ازای شهریه های کلان به دانش آموزان خاص از خانواده های برخوردار و مرفه که اغلب بر مبنای شاخص های ایدئولوژیک(میزان خودی بودن) گزینش می شوند و بطور خلاصه بنگاه سازی مراکز اموزشی، علاوه بر آنکه حداقل با روح قانون اساسی مغایرت دارد، خود اعمال یک نوع تبعیض میباشد و لذا ارزشی محسوب نمی گردد.
۳. قطعا افراد بسیاری بوده اند که بدنبال "تحقق رویاهایشان" فارغ از داشتن همه ی صلاحیت های اقتصادی، دانشی و مهارتی، بدلیل عدم دسترسی به فرصت های برابر و به دلیل خارج بودن از دایره ی خودی ها، علی رغم تلاش و ایستادگی بر خواستهایشان امکان تحقق رویاهایشان را در " وطن " از دست داده اند. بعنوان مثال آیافرصت اخذ مجوز تاسیس چنین مدارسی برای همه ی شهروندان بدون تبعیض مهیاست؟
۴. قطعا انتقاد از عملکرد سازمان ها و پاسخگو کردن آنها یک رفتار مدنی و از وظایف هر شهروند آگاهی ست. اما رفتار بدون تبعیض در قبال این انتقادها صرف از نظر اینکه منتقد کیست نیز از وظایف حکومت است. بر این مبنا اعمال تبعیض برای رسیدگی به این انتقادها و پاسخ به آنها، شهروندان را به اجرای این وظیفه قطعا ترغیب نمی کند. بعنوان مثال آیا صدا و سیما در خصوص سایر انتقادها به عملکردش از طرف سایر شهروندان که غیر خودی محسوب شوند صرف از نظر ماهیت آن انتقاد، با همین دقت و سرعت عمل می کند؟
عدم وجود فرصت های برابر بر مبنای ساختار ها و روش های تبعیض آمیز، شهروندان را نه تنها از بیان و اشتراک انتقادات خود مایوس میدارد بلکه آنها را از تحقق رویاهایشان باز میدارد. تجربه ی زیسته و نشانه های بسیار در جامعه کنونی نشان می دهد که در این زمینه نمی شود با فرمول " مردم مقصرند!" ، به سرزنش مردم در پیگیری مطالباتشان پرداخت.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
#تلخند_سیاسی
🖌محمد کوراوند
▫️انسان عادی:
صندلی آمریکا وسط صندلی روس و انگلیس در باغ سفارت خالی است.
▫️انسان خردمند:
چرا صندلی چین وسط صندلی روس و انگلیس خالی است!؟
🆔 @jameeno
#تلخند_سیاسی
🖌محمد کوراوند
▫️انسان عادی:
صندلی آمریکا وسط صندلی روس و انگلیس در باغ سفارت خالی است.
▫️انسان خردمند:
چرا صندلی چین وسط صندلی روس و انگلیس خالی است!؟
🆔 @jameeno
🔺همراهان ارجمند جامعهنو
▫️از این پس، تحریریه و سردبیری جامعهنو به پرسشهای غیرخصوصی و عام همراهان به صورت عمومی و در کانال پاسخ خواهند داد. همراهانی که مایلند مباحث خاصی در کانال مطرح و بررسی شود میتوانند خود آغازگر طرح موضوع در قالب پرسش باشند. بدیهی است پاسخ پرسشهایی که طرح عمومی آنها مناسب نیست کماکان به صورت خصوصی داده خواهد شد.
🆔 @jameeno
▫️از این پس، تحریریه و سردبیری جامعهنو به پرسشهای غیرخصوصی و عام همراهان به صورت عمومی و در کانال پاسخ خواهند داد. همراهانی که مایلند مباحث خاصی در کانال مطرح و بررسی شود میتوانند خود آغازگر طرح موضوع در قالب پرسش باشند. بدیهی است پاسخ پرسشهایی که طرح عمومی آنها مناسب نیست کماکان به صورت خصوصی داده خواهد شد.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸آیا وضعیت افغانستان فرصت خوبی برای هیأتحاکمهی جمهوری اسلامی نیست که نسخهی حقوق بشر اسلامیاش را به نمایش بگذارد؟!
🖌 علیرضا افشاری / کنشگر فرهنگی
▫️هرات هم سقوط کرد و به دامان طالبان افتاد و سقوط کابل هم گویا نزدیک است. فعلا نمیخواهم از زاویهی علاقهمندیِ شخصیام که حوزهی فرهنگی ایران است و هرات یکی از کانونهای مهم شرقیِ آن بوده به موضوع نگاه کنم. جسته و گریخته چنان خبرهای انسانیِ تلخی از افغانستان به گوش میرسد و لابهلای دیگر نوشتههای شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که دلِ هر خوانندهای را به درد میآورد تا کمی بیآبی و گرانی و مرگومیرِ دهشتناکِ ناشی از بیماری کرونا را فراموش کنیم. مرکز مستقلِ علمی و مردمیای هم وجود ندارد تا راست و خطای این خبرها را بنمایاند و از مسؤولان کشوری هم، گویا که این اتفاقاتِ تلخ در گوشهای پرت از قارهای دیگر رخ دهد و نه در کنارشان، هیچ موضعگیریای شنیده نمیشود.
میخواهم در این نوشته نیز کاری به انبوه نقدهای ما مردم عادی در شبکههای اجتماعی ــ تنها جایی که هنوز میتوانیم حضور داشته باشیم هر چند وضعیتِ آنهم تا مدتی دیگر مشخص نیست ــ نداشته باشم، که چرا ما که خود را قدرتی منطقهای میدانیم و در غربمان چنان حضوری داشتیم اکنون در شرقمان به سکوت میگذرانیم و حتا نیروهای افغانستانیِ آموزشدیدهی زیر دستمان هم واکنشی از خود نشان نمیدهند، در حالی که از نگاهی تاریخی تفکر داعش به نوعی فرزند تفکر طالبانی به شمار میرود. و از همین روست که برداشتِ اکثر مردم بر این قرار دارد که زدوبندی میان حکومت و طالبان وجود دارد.
اما، چه این زدوبند وجود داشته باشد و چه نه، آیا حاکمان جمهوری اسلامی ایران اکنون که دیگر نگرانی از بابتِ حضور نیروهای آمریکایی در منطقه وجود ندارد تا مبادا موفقیتی به پای آنان ثبت شود ــ و میرود تا آخرین بخشهای آن هم از افغانستان خارج شود ــ نمیخواهند ذرهای واکنش از خود نشان دهند و با پوششِ خبری تحولات در آن سرزمین و صدور بیانیههایی مرتبط بر دستِ وزارت خارجه نشان دهند که هنوز قادر هستند ابتداییترین رفتارهای دیپلماتیک را در برابر فاجعهای که بر سرِ مردمانی همسایه آوار میشود از خود بروز دهند؟ و آیا دستکم این قدرت را دارند تا با فرستادن ناظرانی از سوی همان نهادهای حقوق بشری اسلامی که در این سالها در برابر نهادهای غربی علمشان میکردند نشان دهند که در غیابِ آنان میتوانند حال نه به شکلِ بهتری اما در حدِ کمینهها به آن مردمِ خسته و درمانده یاری برسانند و الگویی را که سالها از آن سخن میراندند اکنون آشکارا رونمایی کنند؟ کسی مدافع جنگ نیست، اما آیا امکانش وجود ندارد طی هماهنگی با طالبان نیروهایی ایرانی که حاضر بودند برای حرم جان خود را از دست دهند در قامت نیروهایی حافظ صلح جان زن و بچههای همسایه را پاس دارند؟!
حتا اگر از زاویهی ایران و برنامههای راهبردی و منافع ملی هم به این رویداد ننگریم، به نظرم از زاویهی منافع جمهوری اسلامی هم تا این اندازه بیتفاوتی ایرادی بزرگ دارد و همیشه در یاد خواهد ماند.
🆔 @jameeno
🔸آیا وضعیت افغانستان فرصت خوبی برای هیأتحاکمهی جمهوری اسلامی نیست که نسخهی حقوق بشر اسلامیاش را به نمایش بگذارد؟!
🖌 علیرضا افشاری / کنشگر فرهنگی
▫️هرات هم سقوط کرد و به دامان طالبان افتاد و سقوط کابل هم گویا نزدیک است. فعلا نمیخواهم از زاویهی علاقهمندیِ شخصیام که حوزهی فرهنگی ایران است و هرات یکی از کانونهای مهم شرقیِ آن بوده به موضوع نگاه کنم. جسته و گریخته چنان خبرهای انسانیِ تلخی از افغانستان به گوش میرسد و لابهلای دیگر نوشتههای شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که دلِ هر خوانندهای را به درد میآورد تا کمی بیآبی و گرانی و مرگومیرِ دهشتناکِ ناشی از بیماری کرونا را فراموش کنیم. مرکز مستقلِ علمی و مردمیای هم وجود ندارد تا راست و خطای این خبرها را بنمایاند و از مسؤولان کشوری هم، گویا که این اتفاقاتِ تلخ در گوشهای پرت از قارهای دیگر رخ دهد و نه در کنارشان، هیچ موضعگیریای شنیده نمیشود.
میخواهم در این نوشته نیز کاری به انبوه نقدهای ما مردم عادی در شبکههای اجتماعی ــ تنها جایی که هنوز میتوانیم حضور داشته باشیم هر چند وضعیتِ آنهم تا مدتی دیگر مشخص نیست ــ نداشته باشم، که چرا ما که خود را قدرتی منطقهای میدانیم و در غربمان چنان حضوری داشتیم اکنون در شرقمان به سکوت میگذرانیم و حتا نیروهای افغانستانیِ آموزشدیدهی زیر دستمان هم واکنشی از خود نشان نمیدهند، در حالی که از نگاهی تاریخی تفکر داعش به نوعی فرزند تفکر طالبانی به شمار میرود. و از همین روست که برداشتِ اکثر مردم بر این قرار دارد که زدوبندی میان حکومت و طالبان وجود دارد.
اما، چه این زدوبند وجود داشته باشد و چه نه، آیا حاکمان جمهوری اسلامی ایران اکنون که دیگر نگرانی از بابتِ حضور نیروهای آمریکایی در منطقه وجود ندارد تا مبادا موفقیتی به پای آنان ثبت شود ــ و میرود تا آخرین بخشهای آن هم از افغانستان خارج شود ــ نمیخواهند ذرهای واکنش از خود نشان دهند و با پوششِ خبری تحولات در آن سرزمین و صدور بیانیههایی مرتبط بر دستِ وزارت خارجه نشان دهند که هنوز قادر هستند ابتداییترین رفتارهای دیپلماتیک را در برابر فاجعهای که بر سرِ مردمانی همسایه آوار میشود از خود بروز دهند؟ و آیا دستکم این قدرت را دارند تا با فرستادن ناظرانی از سوی همان نهادهای حقوق بشری اسلامی که در این سالها در برابر نهادهای غربی علمشان میکردند نشان دهند که در غیابِ آنان میتوانند حال نه به شکلِ بهتری اما در حدِ کمینهها به آن مردمِ خسته و درمانده یاری برسانند و الگویی را که سالها از آن سخن میراندند اکنون آشکارا رونمایی کنند؟ کسی مدافع جنگ نیست، اما آیا امکانش وجود ندارد طی هماهنگی با طالبان نیروهایی ایرانی که حاضر بودند برای حرم جان خود را از دست دهند در قامت نیروهایی حافظ صلح جان زن و بچههای همسایه را پاس دارند؟!
حتا اگر از زاویهی ایران و برنامههای راهبردی و منافع ملی هم به این رویداد ننگریم، به نظرم از زاویهی منافع جمهوری اسلامی هم تا این اندازه بیتفاوتی ایرادی بزرگ دارد و همیشه در یاد خواهد ماند.
🆔 @jameeno