🔺همراهان ارجمند جامعهنو
▫️از این پس، تحریریه و سردبیری جامعهنو به پرسشهای غیرخصوصی و عام همراهان به صورت عمومی و در کانال پاسخ خواهند داد. همراهانی که مایلند مباحث خاصی در کانال مطرح و بررسی شود میتوانند خود آغازگر طرح موضوع در قالب پرسش باشند. بدیهی است پاسخ پرسشهایی که طرح عمومی آنها مناسب نیست کماکان به صورت خصوصی داده خواهد شد.
🆔 @jameeno
▫️از این پس، تحریریه و سردبیری جامعهنو به پرسشهای غیرخصوصی و عام همراهان به صورت عمومی و در کانال پاسخ خواهند داد. همراهانی که مایلند مباحث خاصی در کانال مطرح و بررسی شود میتوانند خود آغازگر طرح موضوع در قالب پرسش باشند. بدیهی است پاسخ پرسشهایی که طرح عمومی آنها مناسب نیست کماکان به صورت خصوصی داده خواهد شد.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸آیا وضعیت افغانستان فرصت خوبی برای هیأتحاکمهی جمهوری اسلامی نیست که نسخهی حقوق بشر اسلامیاش را به نمایش بگذارد؟!
🖌 علیرضا افشاری / کنشگر فرهنگی
▫️هرات هم سقوط کرد و به دامان طالبان افتاد و سقوط کابل هم گویا نزدیک است. فعلا نمیخواهم از زاویهی علاقهمندیِ شخصیام که حوزهی فرهنگی ایران است و هرات یکی از کانونهای مهم شرقیِ آن بوده به موضوع نگاه کنم. جسته و گریخته چنان خبرهای انسانیِ تلخی از افغانستان به گوش میرسد و لابهلای دیگر نوشتههای شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که دلِ هر خوانندهای را به درد میآورد تا کمی بیآبی و گرانی و مرگومیرِ دهشتناکِ ناشی از بیماری کرونا را فراموش کنیم. مرکز مستقلِ علمی و مردمیای هم وجود ندارد تا راست و خطای این خبرها را بنمایاند و از مسؤولان کشوری هم، گویا که این اتفاقاتِ تلخ در گوشهای پرت از قارهای دیگر رخ دهد و نه در کنارشان، هیچ موضعگیریای شنیده نمیشود.
میخواهم در این نوشته نیز کاری به انبوه نقدهای ما مردم عادی در شبکههای اجتماعی ــ تنها جایی که هنوز میتوانیم حضور داشته باشیم هر چند وضعیتِ آنهم تا مدتی دیگر مشخص نیست ــ نداشته باشم، که چرا ما که خود را قدرتی منطقهای میدانیم و در غربمان چنان حضوری داشتیم اکنون در شرقمان به سکوت میگذرانیم و حتا نیروهای افغانستانیِ آموزشدیدهی زیر دستمان هم واکنشی از خود نشان نمیدهند، در حالی که از نگاهی تاریخی تفکر داعش به نوعی فرزند تفکر طالبانی به شمار میرود. و از همین روست که برداشتِ اکثر مردم بر این قرار دارد که زدوبندی میان حکومت و طالبان وجود دارد.
اما، چه این زدوبند وجود داشته باشد و چه نه، آیا حاکمان جمهوری اسلامی ایران اکنون که دیگر نگرانی از بابتِ حضور نیروهای آمریکایی در منطقه وجود ندارد تا مبادا موفقیتی به پای آنان ثبت شود ــ و میرود تا آخرین بخشهای آن هم از افغانستان خارج شود ــ نمیخواهند ذرهای واکنش از خود نشان دهند و با پوششِ خبری تحولات در آن سرزمین و صدور بیانیههایی مرتبط بر دستِ وزارت خارجه نشان دهند که هنوز قادر هستند ابتداییترین رفتارهای دیپلماتیک را در برابر فاجعهای که بر سرِ مردمانی همسایه آوار میشود از خود بروز دهند؟ و آیا دستکم این قدرت را دارند تا با فرستادن ناظرانی از سوی همان نهادهای حقوق بشری اسلامی که در این سالها در برابر نهادهای غربی علمشان میکردند نشان دهند که در غیابِ آنان میتوانند حال نه به شکلِ بهتری اما در حدِ کمینهها به آن مردمِ خسته و درمانده یاری برسانند و الگویی را که سالها از آن سخن میراندند اکنون آشکارا رونمایی کنند؟ کسی مدافع جنگ نیست، اما آیا امکانش وجود ندارد طی هماهنگی با طالبان نیروهایی ایرانی که حاضر بودند برای حرم جان خود را از دست دهند در قامت نیروهایی حافظ صلح جان زن و بچههای همسایه را پاس دارند؟!
حتا اگر از زاویهی ایران و برنامههای راهبردی و منافع ملی هم به این رویداد ننگریم، به نظرم از زاویهی منافع جمهوری اسلامی هم تا این اندازه بیتفاوتی ایرادی بزرگ دارد و همیشه در یاد خواهد ماند.
🆔 @jameeno
🔸آیا وضعیت افغانستان فرصت خوبی برای هیأتحاکمهی جمهوری اسلامی نیست که نسخهی حقوق بشر اسلامیاش را به نمایش بگذارد؟!
🖌 علیرضا افشاری / کنشگر فرهنگی
▫️هرات هم سقوط کرد و به دامان طالبان افتاد و سقوط کابل هم گویا نزدیک است. فعلا نمیخواهم از زاویهی علاقهمندیِ شخصیام که حوزهی فرهنگی ایران است و هرات یکی از کانونهای مهم شرقیِ آن بوده به موضوع نگاه کنم. جسته و گریخته چنان خبرهای انسانیِ تلخی از افغانستان به گوش میرسد و لابهلای دیگر نوشتههای شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که دلِ هر خوانندهای را به درد میآورد تا کمی بیآبی و گرانی و مرگومیرِ دهشتناکِ ناشی از بیماری کرونا را فراموش کنیم. مرکز مستقلِ علمی و مردمیای هم وجود ندارد تا راست و خطای این خبرها را بنمایاند و از مسؤولان کشوری هم، گویا که این اتفاقاتِ تلخ در گوشهای پرت از قارهای دیگر رخ دهد و نه در کنارشان، هیچ موضعگیریای شنیده نمیشود.
میخواهم در این نوشته نیز کاری به انبوه نقدهای ما مردم عادی در شبکههای اجتماعی ــ تنها جایی که هنوز میتوانیم حضور داشته باشیم هر چند وضعیتِ آنهم تا مدتی دیگر مشخص نیست ــ نداشته باشم، که چرا ما که خود را قدرتی منطقهای میدانیم و در غربمان چنان حضوری داشتیم اکنون در شرقمان به سکوت میگذرانیم و حتا نیروهای افغانستانیِ آموزشدیدهی زیر دستمان هم واکنشی از خود نشان نمیدهند، در حالی که از نگاهی تاریخی تفکر داعش به نوعی فرزند تفکر طالبانی به شمار میرود. و از همین روست که برداشتِ اکثر مردم بر این قرار دارد که زدوبندی میان حکومت و طالبان وجود دارد.
اما، چه این زدوبند وجود داشته باشد و چه نه، آیا حاکمان جمهوری اسلامی ایران اکنون که دیگر نگرانی از بابتِ حضور نیروهای آمریکایی در منطقه وجود ندارد تا مبادا موفقیتی به پای آنان ثبت شود ــ و میرود تا آخرین بخشهای آن هم از افغانستان خارج شود ــ نمیخواهند ذرهای واکنش از خود نشان دهند و با پوششِ خبری تحولات در آن سرزمین و صدور بیانیههایی مرتبط بر دستِ وزارت خارجه نشان دهند که هنوز قادر هستند ابتداییترین رفتارهای دیپلماتیک را در برابر فاجعهای که بر سرِ مردمانی همسایه آوار میشود از خود بروز دهند؟ و آیا دستکم این قدرت را دارند تا با فرستادن ناظرانی از سوی همان نهادهای حقوق بشری اسلامی که در این سالها در برابر نهادهای غربی علمشان میکردند نشان دهند که در غیابِ آنان میتوانند حال نه به شکلِ بهتری اما در حدِ کمینهها به آن مردمِ خسته و درمانده یاری برسانند و الگویی را که سالها از آن سخن میراندند اکنون آشکارا رونمایی کنند؟ کسی مدافع جنگ نیست، اما آیا امکانش وجود ندارد طی هماهنگی با طالبان نیروهایی ایرانی که حاضر بودند برای حرم جان خود را از دست دهند در قامت نیروهایی حافظ صلح جان زن و بچههای همسایه را پاس دارند؟!
حتا اگر از زاویهی ایران و برنامههای راهبردی و منافع ملی هم به این رویداد ننگریم، به نظرم از زاویهی منافع جمهوری اسلامی هم تا این اندازه بیتفاوتی ایرادی بزرگ دارد و همیشه در یاد خواهد ماند.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔶 ایرانیان ناراضی را دریابید
🖊️ اسداله شمائی
◻️ تحولات افغانستان چه درسی به ناراضیان و حاکمان ما میدهد؟
۱-امید به اینکه بیگانه برای ما دلسوزی کند،امید بیهودهای است.اختلافات را باید با گفتگو روشن کنیم و پیوسته به صندوق رجوع کنیم.ترس از رفراندوم ترسی بیمارگونه است.گفتگو زیاد شد همه چیز روشن میشود. پس از گفتگوها و روشنگریها،شنیدن حرف موافقان و مخالفان،مردم هر راهی و رویکردی را- ولو به ضرر خود- انتخاب کنند،درست است.
همهپرسی و انتخابات واقعی و حداکثری کشور را یکپارچه نگه می دارد. انتخابات با نتایج مشخص،غیررقابتی با مشارکت ضعیف و ترس از همه پرسی ضرر اندر ضرر است.
۲-آزادی راه توسعه است.بدون آزادی استعدادها شکوفا نمیشود.مغزها فرار میکنند.فساد گسترش می یابد.رانت شکل
میگیرد.احساس تبعیض ایجاد می شود...
آزادی به دین و ایمان ارزش میدهد.از آزادی نترسیم.آزادی احترام به انسانیت و اراده انسانی است.از آزادی نترسیم.
۳-پررنگ کردن اختلافات و تفاوتها و ملت را خودی و غیرخودی خواندن خطاست.همه ایرانیان باید احساس امیدواری به آینده داشته باشند.
۴-عقل دوراندیش حکم میکند تصمیمسازیها بر اساس حقایق و واقعیت باشد،درسهای کرونا را فراموش نکنیم و خطاها را تکرار نکنیم.
۵-توجه به داخل بدون توجه به انسانها خطاست.داخل فقط راه انداختن خط تولید فلان کارخانه و شرکت و موسسه نیست.توجه به داخل باید به معنای آشتی ملی باشد.بدون آشتی ملی هیچ دولتی راه به جایی نخواهد برد.
🆔 @jameeno
🔶 ایرانیان ناراضی را دریابید
🖊️ اسداله شمائی
◻️ تحولات افغانستان چه درسی به ناراضیان و حاکمان ما میدهد؟
۱-امید به اینکه بیگانه برای ما دلسوزی کند،امید بیهودهای است.اختلافات را باید با گفتگو روشن کنیم و پیوسته به صندوق رجوع کنیم.ترس از رفراندوم ترسی بیمارگونه است.گفتگو زیاد شد همه چیز روشن میشود. پس از گفتگوها و روشنگریها،شنیدن حرف موافقان و مخالفان،مردم هر راهی و رویکردی را- ولو به ضرر خود- انتخاب کنند،درست است.
همهپرسی و انتخابات واقعی و حداکثری کشور را یکپارچه نگه می دارد. انتخابات با نتایج مشخص،غیررقابتی با مشارکت ضعیف و ترس از همه پرسی ضرر اندر ضرر است.
۲-آزادی راه توسعه است.بدون آزادی استعدادها شکوفا نمیشود.مغزها فرار میکنند.فساد گسترش می یابد.رانت شکل
میگیرد.احساس تبعیض ایجاد می شود...
آزادی به دین و ایمان ارزش میدهد.از آزادی نترسیم.آزادی احترام به انسانیت و اراده انسانی است.از آزادی نترسیم.
۳-پررنگ کردن اختلافات و تفاوتها و ملت را خودی و غیرخودی خواندن خطاست.همه ایرانیان باید احساس امیدواری به آینده داشته باشند.
۴-عقل دوراندیش حکم میکند تصمیمسازیها بر اساس حقایق و واقعیت باشد،درسهای کرونا را فراموش نکنیم و خطاها را تکرار نکنیم.
۵-توجه به داخل بدون توجه به انسانها خطاست.داخل فقط راه انداختن خط تولید فلان کارخانه و شرکت و موسسه نیست.توجه به داخل باید به معنای آشتی ملی باشد.بدون آشتی ملی هیچ دولتی راه به جایی نخواهد برد.
🆔 @jameeno
جامعه نو
Photo
#پاسخ_به_همراهان
🔺نگاه به شرق نزدیک
▫️پاسخ جامعهنو : مشکل میتوان پذیرفت دوستی همه مطالب ، حداقل مطالب مرتبط با افغانستان، را مرور کرده باشد و پاسخ پرسشی با این مضمون را نگیرد، با این حال میپذیریم که تحلیل جامعهنو اندکی پیچیدگی دارد، انطباقی با قضاوتهای معمول ومرسوم ندارد، و در دسته بندی دوگانه"تایید یا رد" قرار نمیگیرد. شاید هم این احساس که با طالبان موافق هستیم از خصلت خونسردی تحلیلی جامعهنو ناشی میشود. "تحلیلخونسرد" فاقد احساسات است و مثلا در باره همین ماجرای افغانستان، بدون دخیل کردن نفرت معمول از اعمال طالبان یا دلسوزی نسبت به کودکان و زنان تیرهبخت افغان عرضه میشود .
به هرحال، بازهم توضیح میدهیم که موافقت با طالبان و سلطه آنهابر افغانستان نداریم ولی از هفته ها پیش میدانستیم بر این کشور حاکم خواهند شد و کسی هم نمیتواند طرح به قدرت رسیدت آنها را ناکام کند. باید آن را به عنوان واقعیت تحمیل شونده میپذیرفتیم.میدانستیم حکومت ایران هم این را حس کرده و در صدد ایجاد ارتباط دیپلماتیک با آنهاست. با توجه به اینکه ماهیت طالبان را میشناسیم، توجه خود را روی تاثیر این تغییر بر امنیت کشور خودمان متمرکز کردیم. هسته بحث این است که ما بر خلاف رویکردهای جاری مخالفان حکومت در برابر همه تصمیمهای حکومت، درپیش گرفتن رویه مدارا و کنار آمدن حکومت با حاکمان جدید افغانستان را در کنار هشیاری و آمادگی نظامی به نفع منافع کشور و بنابراین درست میدانیم. این را نباید تعبیر به موافقت با این گروه خشن کرد. میتوانیم به شوخی در پاسخ همراه گرامی بگوییم که "از طالبان میترسیم، موافقش نیستیم!"به هر حال بطور مختصر تلقی خود را از ماهیت این ماجرا به اختصاربرای شما و سایرهمراهان تدقیق میکنیم:
ماجرای افغانستان پیچیده و حاصل برخی توافقهای سری است. مفسران غربی و همچنین ایرانی این را پنهان میکنند که بین دستگاه امنیت - اطلاعاتی ایالات متحده و طالبان توافقهایی ورای توافقات آشکار سیاسی وجود دارد. حدود یکسال پیش که نتیجه اعلامی مذاکرات آمریکا - طالبان در قطراین شد که آمریکا ارتش خود را ببرد ، طالبان را به عنوان نیروی دارای قابلیت مشارکت در تشکیل حکومت بشناسد، و دولت مستقر زندانیان طالبان را آزادکند، معلوم بود این معادله بعد پنهانی هم دارد که اکنون از پرده بیرون افتاده است: ایالات متحده پذیرفته که طالبان به حکومت برگردد، ودر عوض به منافع ایالات متحده آسیبی وارد نکند!
حداقل حالا که تا اینجا رخ داده باید پرسید فایده نهاییاش برای آمریکا چیست. پاسخ ما این بوده که نقشه پنهان ایالات متحده این است که بپذیرد به عنوان نتیجه طبیعی حاکمیت طالبان، یک هاب امن تروریستهای اسلامی و بنیادگرایان بیرحم در افغانستان پدید آید و از طریق طالبان کنترل و مهارشود،...و طعمهای هم پیش آنها قرار دارد. طعمه اول این نیروهای خبیث، خدعهگر، و مهاجم، ایران خواهد بود که بایدهزینه مداخله در سوریه را به داعش و پسرعموهایش بپردازد . این نقشه را یک طرح "مهاردوگانه" توصیف کردیم که به زعم آمریکاهم جهان را از تروریستها و بنیادگرایان خلاص میکندو هم ایران نافرمان را گرفتار در یک تلهجنگ با تروریسم اسلامی .
به گمان ما ایران به علت ضعف حاصل از سلطه یک حکومت بیفکر و دنبال کننده استراتژی ناکارای امنیت ملی، امکان جلوگیری از رخ دادن این سناریو را ندارد. و چون نمیتواند از حاکم شدن طالبان بر افغانستان جلوگیری کند، باید مسیری از پذیرش و مسالمت و کنترل اوضاع را در پیش بگیرد و مرز۸۰۰ کیلومتری خود را تحکیم کند: برای طالبان روشن کند طعمه شدن را تحمل نمیکند و خواستار حسن روابط است، و در صورت مزاحمت، نواری به پهنای چند ده کیلومتر در خاک افغانستان درطول مرز را کمربند امنیتی خود میداند و کنترل خواهد کرد. اضافه کرده ایم برای بدست آوردن ظرفیت چنین اقدامات و توانایی دفاعی، باید مسائل کمترمهم خود مانندروابط با اعراب را به حل وفصل برساند.
ما امیدواریم این درک شود که توصیه به برقراری یک رابطه مسالمتآمیز با طالبان به معنای تایید آنها نیست
به گمان ما ، به این ترتیب ایران جز تقاضای مسالمت داخلی در افغانستان و آمادگی ارائه کمکهای انساندوستانه به مردم آن اقدام دیگری نباید بکند و تقاضاهای حمایت عملیاتی از مردم افغان در برابر طالبان احساسی و غیرعاقلانه است.
🆔 @jameeno
🔺نگاه به شرق نزدیک
▫️پاسخ جامعهنو : مشکل میتوان پذیرفت دوستی همه مطالب ، حداقل مطالب مرتبط با افغانستان، را مرور کرده باشد و پاسخ پرسشی با این مضمون را نگیرد، با این حال میپذیریم که تحلیل جامعهنو اندکی پیچیدگی دارد، انطباقی با قضاوتهای معمول ومرسوم ندارد، و در دسته بندی دوگانه"تایید یا رد" قرار نمیگیرد. شاید هم این احساس که با طالبان موافق هستیم از خصلت خونسردی تحلیلی جامعهنو ناشی میشود. "تحلیلخونسرد" فاقد احساسات است و مثلا در باره همین ماجرای افغانستان، بدون دخیل کردن نفرت معمول از اعمال طالبان یا دلسوزی نسبت به کودکان و زنان تیرهبخت افغان عرضه میشود .
به هرحال، بازهم توضیح میدهیم که موافقت با طالبان و سلطه آنهابر افغانستان نداریم ولی از هفته ها پیش میدانستیم بر این کشور حاکم خواهند شد و کسی هم نمیتواند طرح به قدرت رسیدت آنها را ناکام کند. باید آن را به عنوان واقعیت تحمیل شونده میپذیرفتیم.میدانستیم حکومت ایران هم این را حس کرده و در صدد ایجاد ارتباط دیپلماتیک با آنهاست. با توجه به اینکه ماهیت طالبان را میشناسیم، توجه خود را روی تاثیر این تغییر بر امنیت کشور خودمان متمرکز کردیم. هسته بحث این است که ما بر خلاف رویکردهای جاری مخالفان حکومت در برابر همه تصمیمهای حکومت، درپیش گرفتن رویه مدارا و کنار آمدن حکومت با حاکمان جدید افغانستان را در کنار هشیاری و آمادگی نظامی به نفع منافع کشور و بنابراین درست میدانیم. این را نباید تعبیر به موافقت با این گروه خشن کرد. میتوانیم به شوخی در پاسخ همراه گرامی بگوییم که "از طالبان میترسیم، موافقش نیستیم!"به هر حال بطور مختصر تلقی خود را از ماهیت این ماجرا به اختصاربرای شما و سایرهمراهان تدقیق میکنیم:
ماجرای افغانستان پیچیده و حاصل برخی توافقهای سری است. مفسران غربی و همچنین ایرانی این را پنهان میکنند که بین دستگاه امنیت - اطلاعاتی ایالات متحده و طالبان توافقهایی ورای توافقات آشکار سیاسی وجود دارد. حدود یکسال پیش که نتیجه اعلامی مذاکرات آمریکا - طالبان در قطراین شد که آمریکا ارتش خود را ببرد ، طالبان را به عنوان نیروی دارای قابلیت مشارکت در تشکیل حکومت بشناسد، و دولت مستقر زندانیان طالبان را آزادکند، معلوم بود این معادله بعد پنهانی هم دارد که اکنون از پرده بیرون افتاده است: ایالات متحده پذیرفته که طالبان به حکومت برگردد، ودر عوض به منافع ایالات متحده آسیبی وارد نکند!
حداقل حالا که تا اینجا رخ داده باید پرسید فایده نهاییاش برای آمریکا چیست. پاسخ ما این بوده که نقشه پنهان ایالات متحده این است که بپذیرد به عنوان نتیجه طبیعی حاکمیت طالبان، یک هاب امن تروریستهای اسلامی و بنیادگرایان بیرحم در افغانستان پدید آید و از طریق طالبان کنترل و مهارشود،...و طعمهای هم پیش آنها قرار دارد. طعمه اول این نیروهای خبیث، خدعهگر، و مهاجم، ایران خواهد بود که بایدهزینه مداخله در سوریه را به داعش و پسرعموهایش بپردازد . این نقشه را یک طرح "مهاردوگانه" توصیف کردیم که به زعم آمریکاهم جهان را از تروریستها و بنیادگرایان خلاص میکندو هم ایران نافرمان را گرفتار در یک تلهجنگ با تروریسم اسلامی .
به گمان ما ایران به علت ضعف حاصل از سلطه یک حکومت بیفکر و دنبال کننده استراتژی ناکارای امنیت ملی، امکان جلوگیری از رخ دادن این سناریو را ندارد. و چون نمیتواند از حاکم شدن طالبان بر افغانستان جلوگیری کند، باید مسیری از پذیرش و مسالمت و کنترل اوضاع را در پیش بگیرد و مرز۸۰۰ کیلومتری خود را تحکیم کند: برای طالبان روشن کند طعمه شدن را تحمل نمیکند و خواستار حسن روابط است، و در صورت مزاحمت، نواری به پهنای چند ده کیلومتر در خاک افغانستان درطول مرز را کمربند امنیتی خود میداند و کنترل خواهد کرد. اضافه کرده ایم برای بدست آوردن ظرفیت چنین اقدامات و توانایی دفاعی، باید مسائل کمترمهم خود مانندروابط با اعراب را به حل وفصل برساند.
ما امیدواریم این درک شود که توصیه به برقراری یک رابطه مسالمتآمیز با طالبان به معنای تایید آنها نیست
به گمان ما ، به این ترتیب ایران جز تقاضای مسالمت داخلی در افغانستان و آمادگی ارائه کمکهای انساندوستانه به مردم آن اقدام دیگری نباید بکند و تقاضاهای حمایت عملیاتی از مردم افغان در برابر طالبان احساسی و غیرعاقلانه است.
🆔 @jameeno