جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
🔺همراهان ارجمند جامعه‌نو

▫️از این پس‌، تحریریه و سردبیری جامعه‌نو به پرسشهای غیرخصوصی‌ و عام همراهان به صورت عمومی و در کانال پاسخ خواهند داد. همراهانی که مایلند مباحث خاصی در کانال مطرح و بررسی شود می‌توانند خود آغازگر طرح موضوع در قالب پرسش باشند. بدیهی است پاسخ پرسشهایی که طرح عمومی آنها مناسب نیست کماکان به صورت خصوصی داده خواهد شد.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸آیا وضعیت افغانستان فرصت خوبی برای هیأت‌حاکمه‌ی جمهوری اسلامی نیست که نسخه‌ی حقوق بشر اسلامی‌اش را به نمایش بگذارد؟!

🖌 علیرضا افشاری / کنشگر فرهنگی

▫️هرات هم سقوط کرد و به دامان طالبان افتاد و سقوط کابل هم گویا نزدیک است. فعلا نمی‌خواهم از زاویه‌ی علاقه‌مندیِ شخصی‌ام که حوزه‌ی فرهنگی ایران است و هرات یکی از کانون‌های مهم شرقیِ آن بوده به موضوع نگاه کنم. جسته و گریخته چنان خبرهای انسانیِ تلخی از افغانستان به گوش می‌رسد و لابه‌لای دیگر نوشته‌های شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که دلِ هر خواننده‌ای را به درد می‌آورد تا کمی بی‌آبی و گرانی و مرگ‌ومیرِ دهشتناکِ ناشی از بیماری کرونا را فراموش کنیم. مرکز مستقلِ علمی و مردمی‌ای هم وجود ندارد تا راست و خطای این خبرها را بنمایاند و از مسؤولان کشوری هم، گویا که این اتفاقاتِ تلخ در گوشه‌ای پرت از قاره‌ای دیگر رخ دهد و نه در کنارشان، هیچ موضع‌گیری‌ای شنیده نمی‌شود.

می‌خواهم در این نوشته نیز کاری به انبوه نقدهای ما مردم عادی در شبکه‌های اجتماعی ــ تنها جایی که هنوز می‌توانیم حضور داشته باشیم هر چند وضعیتِ آن‌هم تا مدتی دیگر مشخص نیست ــ نداشته باشم، که چرا ما که خود را قدرتی منطقه‌ای می‌دانیم و در غرب‌مان چنان حضوری داشتیم اکنون در شرق‌مان به سکوت می‌گذرانیم و حتا نیروهای افغانستانیِ آموزش‌دیده‌ی زیر دست‌مان هم واکنشی از خود نشان نمی‌دهند، در حالی که از نگاهی تاریخی تفکر داعش به نوعی فرزند تفکر طالبانی به شمار می‌رود. و از همین روست که برداشتِ اکثر مردم بر این قرار دارد که زدوبندی میان حکومت و طالبان وجود دارد.

اما، چه این زدوبند وجود داشته باشد و چه نه، آیا حاکمان جمهوری اسلامی ایران اکنون که دیگر نگرانی از بابتِ حضور نیروهای آمریکایی در منطقه وجود ندارد تا مبادا موفقیتی به پای آنان ثبت شود ــ و می‌رود تا آخرین بخش‌های آن هم از افغانستان خارج شود ــ نمی‌خواهند ذره‌ای واکنش از خود نشان دهند و با پوششِ خبری تحولات در آن سرزمین و صدور بیانیه‌هایی مرتبط بر دستِ وزارت خارجه نشان دهند که هنوز قادر هستند ابتدایی‌ترین رفتارهای دیپلماتیک را در برابر فاجعه‌ای که بر سرِ مردمانی همسایه آوار می‌شود از خود بروز دهند؟ و آیا دست‌کم این قدرت را دارند تا با فرستادن ناظرانی از سوی همان نهادهای حقوق بشری اسلامی که در این سال‌ها در برابر نهادهای غربی علم‌شان می‌کردند نشان دهند که در غیابِ آنان می‌توانند حال نه به شکلِ بهتری اما در حدِ کمینه‌ها به آن مردمِ خسته و درمانده یاری برسانند و الگویی را که سال‌ها از آن سخن می‌راندند اکنون آشکارا رونمایی کنند؟ کسی مدافع جنگ نیست، اما آیا امکانش وجود ندارد طی هماهنگی با طالبان نیروهایی ایرانی که حاضر بودند برای حرم جان خود را از دست دهند در قامت نیروهایی حافظ صلح جان زن و بچه‌های همسایه را پاس دارند؟!

حتا اگر از زاویه‌ی ایران و برنامه‌های راهبردی و منافع ملی هم به این رویداد ننگریم، به نظرم از زاویه‌ی منافع جمهوری اسلامی هم تا این اندازه بی‌تفاوتی ایرادی بزرگ دارد و همیشه در یاد خواهد ماند.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔶 ایرانیان ناراضی را دریابید

🖊️ اسداله شمائی

◻️ تحولات افغانستان چه درسی به ناراضیان و حاکمان ما می‌دهد؟

۱-امید به این‌که بیگانه برای ما دلسوزی کند،امید بیهوده‌ای است.اختلافات را باید با گفتگو روشن کنیم و پیوسته به صندوق رجوع کنیم.ترس از رفراندوم ترسی بیمارگونه است.گفتگو زیاد شد همه چیز روشن می‌شود. پس از گفتگوها و روشنگری‌ها،شنیدن حرف موافقان و مخالفان،مردم هر راهی و رویکردی را- ولو به ضرر خود- انتخاب کنند،درست است.
همه‌پرسی و انتخابات واقعی و حداکثری کشور را یکپارچه نگه می دارد. انتخابات با نتایج مشخص،غیررقابتی با مشارکت ضعیف و ترس از همه پرسی ضرر اندر ضرر است.


۲-آزادی‌‌ راه توسعه است.بدون آزادی استعدادها شکوفا نمی‌شود.مغزها فرار می‌کنند.فساد گسترش می یابد.رانت شکل
می‌گیرد.احساس تبعیض ایجاد می شود...
آزادی به دین و ایمان ارزش می‌دهد.از آزادی نترسیم.آزادی احترام به انسانیت و اراده انسانی است.از آزادی نترسیم.

۳-پررنگ کردن اختلافات و تفاوت‌ها و ملت را خودی و غیرخودی خواندن خطاست.همه ایرانیان باید احساس امیدواری به آینده داشته باشند.
۴-عقل دوراندیش حکم می‌کند تصمیم‌سازی‌ها بر اساس حقایق و واقعیت باشد،درس‌های کرونا را فراموش نکنیم و خطاها را تکرار نکنیم.
۵-توجه به داخل بدون توجه به انسان‌ها خطاست.داخل فقط راه انداختن خط تولید فلان کارخانه و شرکت و موسسه نیست.توجه به داخل باید به معنای آشتی ملی باشد.بدون آشتی ملی هیچ دولتی راه به جایی نخواهد برد.

🆔 @jameeno
جامعه نو
Photo
#پاسخ_به_همراهان

🔺نگاه به شرق نزدیک

▫️پاسخ جامعه‌نو : مشکل میتوان پذیرفت دوستی همه مطالب ، حداقل مطالب مرتبط با افغانستان، را مرور کرده باشد و پاسخ پرسشی با این مضمون را نگیرد، با این حال میپذیریم که تحلیل جامعه‌نو اندکی پیچیدگی دارد، انطباقی با قضاوتهای معمول ومرسوم ندارد، و در دسته بندی دوگانه"تایید یا رد" قرار نمیگیرد. شاید هم این احساس که با طالبان موافق هستیم از خصلت خونسردی تحلیلی جامعه‌نو ناشی میشود. "تحلیل‌خونسرد" فاقد احساسات است و مثلا در باره همین ماجرای افغانستان، بدون دخیل کردن نفرت معمول از اعمال طالبان یا دلسوزی نسبت به کودکان و زنان تیره‌بخت افغان عرضه میشود .

به هرحال، بازهم توضیح میدهیم که موافقت با طالبان و سلطه آنهابر افغانستان نداریم ولی از هفته ها پیش میدانستیم بر این کشور حاکم خواهند شد و کسی هم نمیتواند طرح به قدرت رسیدت آنها را ناکام کند. باید آن را به عنوان واقعیت تحمیل شونده میپذیرفتیم.میدانستیم حکومت ایران هم این را حس کرده و در صدد ایجاد ارتباط دیپلماتیک با آنهاست. با توجه به اینکه ماهیت طالبان را میشناسیم، توجه خود را روی تاثیر این تغییر بر امنیت کشور خودمان متمرکز کردیم. هسته بحث این است که ما بر خلاف رویکردهای جاری مخالفان حکومت در برابر همه تصمیمهای حکومت، درپیش گرفتن رویه مدارا و کنار آمدن حکومت با حاکمان جدید افغانستان را در کنار هشیاری و آمادگی نظامی به نفع منافع کشور و بنابراین درست میدانیم. این را نباید تعبیر به موافقت با این گروه خشن کرد. میتوانیم به شوخی در پاسخ همراه گرامی بگوییم که "از طالبان میترسیم، موافقش نیستیم!"به هر حال بطور مختصر تلقی خود را از ماهیت این ماجرا به اختصاربرای شما و سایرهمراهان تدقیق میکنیم:

ماجرای افغانستان پیچیده و حاصل برخی توافقهای سری است. مفسران غربی و همچنین ایرانی این را پنهان میکنند که بین دستگاه امنیت - اطلاعاتی ایالات متحده و طالبان توافقهایی ورای توافقات آشکار سیاسی وجود دارد. حدود یکسال پیش که نتیجه اعلامی مذاکرات آمریکا - طالبان در قطراین شد که آمریکا ارتش خود را ببرد ، طالبان را به عنوان نیروی دارای قابلیت مشارکت در تشکیل حکومت بشناسد، و دولت مستقر زندانیان طالبان را آزادکند، معلوم بود این معادله بعد پنهانی هم دارد که اکنون از پرده بیرون افتاده است: ایالات متحده پذیرفته که طالبان به حکومت برگردد، ودر عوض به منافع ایالات متحده آسیبی وارد نکند!

حداقل حالا که تا اینجا رخ داده باید پرسید فایده نهایی‌اش برای آمریکا چیست. پاسخ ما این بوده که نقشه پنهان ایالات متحده این است که بپذیرد به عنوان نتیجه طبیعی حاکمیت طالبان، یک هاب امن تروریستهای اسلامی و بنیادگرایان بیرحم در افغانستان پدید آید و از طریق طالبان کنترل و مهارشود،...و طعمه‌ای هم پیش آنها قرار دارد. طعمه اول این نیروهای خبیث، خدعه‌گر، و مهاجم، ایران خواهد بود که با‌یدهزینه مداخله در سوریه را به داعش و پسرعموهایش بپردازد . این نقشه را یک طرح "مهاردوگانه" توصیف کردیم که به زعم آمریکاهم جهان را از تروریستها و بنیادگرایان خلاص میکندو هم ایران نافرمان را گرفتار در یک تله‌جنگ با تروریسم اسلامی .

به گمان ما ایران به علت ضعف حاصل از سلطه یک حکومت بی‌فکر و دنبال کننده استراتژی ناکارای امنیت ملی، امکان جلوگیری از رخ دادن این سناریو را ندارد. و چون نمیتواند از حاکم شدن طالبان بر افغانستان جلوگیری کند، باید مسیری از پذیرش و مسالمت و کنترل اوضاع را در پیش بگیرد و مرز۸۰۰ کیلومتری خود را تحکیم کند: برای طالبان روشن کند طعمه شدن را تحمل نمیکند و خواستار حسن روابط است، و در صورت مزاحمت، نواری به پهنای چند ده کیلومتر در خاک افغانستان درطول مرز را کمربند امنیتی خود میداند و کنترل خواهد کرد. اضافه کرده ایم برای بدست آوردن ظرفیت چنین اقدامات و توانایی دفاعی، باید مسائل کمترمهم خود مانندروابط با اعراب را به حل وفصل برساند.

ما امیدواریم این درک شود که توصیه به برقراری یک رابطه مسالمت‌آمیز با طالبان به معنای تایید آنها نیست

به گمان ما ، به این ترتیب ایران جز تقاضای مسالمت داخلی در افغانستان و آمادگی ارائه کمکهای انسان‌دوستانه به مردم آن اقدام دیگری نباید بکند و تقاضاهای حمایت عملیاتی از مردم افغان در برابر طالبان احساسی و غیرعاقلانه است.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو


🔸در جستجوی پاسخی برای حقیقت سقوط افغانستان

🖌 محمدعلی بهمنی‌ قاجار

▫️افغانستان بدون جنگ و خونریزی و در شرایطی که ارتش افغانستان در سرتاسر این کشور بدون مقاومت موثری تسلیم گردید، در اختیار گروه طالبان قرار گرفت، حال بیاییم واقعیت‌های مسلم ماجرا را در کنار هم بگذاریم تا بلکه فهمی از حقیقت موضوع داشته باشیم:

۱. دولت و ساختارهای دولتی افغانستان و به ویژه ارتش و نیروهای امنیتی این کشور، به وسیله آمریکایی‌ها ایجاد و اداره شده‌اند.

۲. اشرف غنی و تیم وی، کاملاً به عنوان کارگزار آمریکا در افغانستان عمل می‌کردند.

۳. عادی سازی طالبان، خروج آن‌ها از لیست‌های تروریستی و اعطای موقعیت بین‌المللی به آنان پس از مذاکرات آمریکا با طالبان، عملی گردید.

۴. گروه حاکم در افغانستان در ضمن همکاری با آمریکا، دارای عقاید تند قوم‌گرایانه پشتونیستی بودند.

۵. از زمان کودتای کمونیستی ۱۳۵۷ و دوران جهاد و جنگ‌های داخلی، اقوام تاجیک و هزاره و ازبک و سایر اقوام غیر پشتون، پس از نزدیک به ۲۰۰ سال تحت سلطه بودن، دارای نقش سیاسی گردیدند و بخشی از قدرت سابقاث انحصاری پشتون را در اختیار گرفتند، این قدرت پس از سقوط طالبان و کنفرانس بن، بیشتر و بیشتر گردید اما با خشم و غضب گروه حاکم و به ویژه اشرف غنی همراه گردید.

۶. اشرف غنی و پیشتر کرزی با همکاری آمریکا و شخص خلیل زاد نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان که دوست و متحد طالبان هم بود، فرماندهان نظامی غیر پشتون را به عنوان جنگ‌سالار خلع سلاح و از حکومت ولایات عزل کردند.

۷. به محض خروج ارتش آمریکا از افغانستان، ارتش و پلیس افغانستان که در کنترل آمریکا و اشرف غنی بود مانند برف آب شدند و طالبان با وجود عدم برتری نظامی، به راحتی افغانستان را تصرف کردند، باید یادآوری کرد که در برهه سابق قدرت‌گیری طالبان، نیروهای مجاهدین مخالف طالبان بدون پشتیبانی خارجی ۷ سال در برابر طالبان ایستاده بودند و حتی در زمان اوج قدرت طالبان باز حداقل سه استان؛ پنجشیر و تخار و بدخشان در تصرف احمدشاه مسعود بودند.

۸. هر نیروی مخالف طالبان که در برهه فعلی خواست در برابر طالبان بایستد، مانند؛ اسماعیل خان و عطا و دوستم با خیانت دولت و ارتش افغانستان به دام طالبان افتاد یا از طالبان شکست خورد.

نتیجه گیری؛ طالبان با حمایت مخفیانه ارتش و پلیس و دولت افغانستان و براساس طرحی آمریکایی، پس از یک زمینه‌سازی ۲۰ ساله، جهت فارسی‌زدایی و شیعه‌ستیزی و نابودی جایگاه سیاسی و اجتماعی اقوام غیر پشتون، قدرت را در افغانستان در اختیار گرفته‌اند.

مهمترین کشوری که از چنین طرحی زیان خواهد دید ایران است.
با این وجود هنوز شب آبستن است تا چه زاید سحر، تاریخ افغانستان از این آمد و رفت‌ها و صعود و سقوط‌ها زیاد دیده است.

🆔 @jameeno
🔹گسل‌های دولت اشرف غنی

▫️فاروق نجم الدین/ جامعه نو: پیشروی سریع نیروهای طالبان حتی سریع‌تر از آنچه خود آنها گمان می‌کردند تحقق یافت. نیروهای انها به آسانی وارد کابل شد و آینده‌ی کشور مجدداً در هاله‌ای از ابهام فرو رفت. دیروز خبر توافق آقایان عبد الله، حکمتیار و کرزای برای تشکیل حکومت انتقالی هم به میان امد. هم کرزای و هم حکمتیار به تماس و هماهنگی با سران طالبان اشاره کردند. جالب انکه هر دو هم گفتند با اشرف غنی هیچ تماس یا هماهنگی نداشتند. کرزای از شیوه‌ی فرار غنی ابراز تاسف کرد. عبد الله هم که مدتی است در دوحه است.
البته به نظر من با ورود طالبان به ارگ ریاست جمهوری، تشکیل دولت انتقالی دیگر موضوعیت ندارد. شاید فقط محتمل باشد که طالبان برای راضی کردن جامعه بین المللی برای مدتی از چهره‌هایی از این دست بهره ببرد.
به نظر من ناتوانی دولت اشرف غنی در مقابله با طالبان ناشی از ماهیت این دولت بود و نه کمبود نفرات و تجهیزات.
دولت غنی و پیش از او دولت کرزای، صرفا دولتهای تقسیم رانت بر افراد و گروههای نفوذ بود. دولتهای افغان تا اندازه‌ی زیادی از طریق بهره گیری از منابع کمکهای مالی خارجی ادامه حیات می‌داد. تمام پروژه‌های بزرگ با کمکهای خارجی اجرا میشد. تصدی هر مقامی در دولت مساوی با دستیابی به منابعی بود که توزیع آنها هیچ حساب و کتابی نداشت. مقامات دولتی به قول یکی از آشنایان با وضع افغانستان، خرید و فروش میشد. شمار زیادی از دیپلماتهای افغان پس از ترک منصبهای خویش، با استفاده از پیوندهایی که در کشورهای اروپا و امریکا برقرار کرده بودند امکان اقامت در آن کشورها پیدا میکردند. بسیاری از صاحب منصبان نیز چنین بودند. انگار حضور در دولت فقط یک فرصت موقتی بود که افراد سر و وضع خویش را با آن تغییر میدادند و سپس ان را ترک میکردند یا با قدرت یافتن باند جدیدی کنار گذاشته می‌شدند. مقامات و فرماندهان نظامی هم وضعیت بهتری نداشتند. در طول دو دهه گذشته، هر گاه رویارویی میان نیروهای دولتی و طالبان رخ می‌داد و جنگ مغلوبه می‌شد، خبر از این میشنیدیم که افراد نظامی پاسگاهها و حتی فرماندهانشان به طالبان می‌پیوستند. این در حالی است که پیوستن انها هیچ دلیل اعتقادی نداشت. نشانه‌ای وجود ندارد که انها با آرمانها و شیوه‌ی حاکمیت طالبان فصل مشترک داشته باشند. پیوستن آنها به طالبان بیش از هر چیز نشان از فقدان انگیزه برای دفاع از نظام نامتوازن و غیر منسجم کابل بود. آنها در حقیقت هیچ احساس تعلق به دولت نداشتند. دولت افغانستان گویی در تمام این مدت ۲۰ ساله حالت موقتی داشت و یا اینکه در نظر کارگزارانش و بیش از آن در نظر مردم چنین بود. این حالت در میان افراد رده‌ی پایین کارگزاران اداری که با دولت یا با نیروهای آمریکایی همکاری میکردند هم وجود داشت. ۲۰ هزار افغانی که طی دو دهه گذشته به عنوان مترجم با نیروهای امریکایی کار می‌کردند، همواره طمع ان را در سر میپرورانده‌اند که امریکا به انها ویزای ورود و اقامت بدهد. مقامات امریکایی سرانجام در آخرین روزها وعده‌ی آن را داده‌اند که به این مترجمان و خانواده‌ایشان ویزای اقامت خواهد داد.
در عین حال دولت اشرف غنی و دولت کرزای نه مخالفان خود را سرکوب می‌کردند و نه آزادی‌های عمومی را محدود می‌کردند. در تمام ۲۰ سال گذشته و با وجود تمام کمبودها و بیکاری گسترده ما شاهد هیچ نوع تحرک اجتماعی و سیاسی نبوده‌ایم که حاکی از وجود نارضایتی خاص اجتماعی از حاکمیت بوده باشد. نیز نشانه‌ای در این جامعه نمی‌یابیم که مردم افغانستان حتی در مناطقی مانند قندهار به بازگشت ضوابط شریعت که آرمان اصلی طالبان به شمار می‌رود تمایل نشان داده باشند. شواهد نشان می‌دهد که جامعه‌ی افغانستان در مجموع از اقدامات دولت برای جلوگیری از خطر طالبان حمایت می‌کرد. در عین حال نمی‌توان گفت که رابطه‌ی تعلق میان حاکمیت و ملت وجود داشت؛ تعلقی که نشانه‌ی اصلی شکل‌گیری و رشد پدیده‌ی دولت-ملت محسوب می‌شود. از کل جمعبت ۳۷ میلیونی افغانستان تنها ۲ میلیون نفر در انتخابات شرکت می‌کردند. گسست و شکاف اجتماعی تنها با سرکوب و سلب آزادی‌های اجتماعی رخ نمی‌دهد. فساد حاکمیت نیز می‌تواند تعلق اجتماعی و در نتیجه تشکیل و یا فرایند رشد دولت-ملت را به همان اندازه تهدید کند.

🆔 @jameeno

🔻ادامه‌ی یادداشت را در پست بعد بخوانید
🔺ادامه یادداشت از پست قبل

▫️پدیده‌ی بسیار با اهمیت دیگر که ناپیوستگی دولتها در کابل را تقویت میکرد، ساختار ایلی و قبیله‌ای افغانستان بود. دولتهای مرکزی مجبور بودند منافع خانها و رؤسای قبایل را همواره در نظر بگیرند حتی اگر در تقابل با منافع ملی قرار می‌گرفت. نفوذ گسترده‌ی ژنرال دوستم و عطا محمد نور در شمال کشور و اسماعیل خان در هرات بر کسی پوشیده نبود. ژنرال دوستم پس از تنشی طولانی با دولت سرانجام سه سال پیش و پس از حصول سهم خویش از قدرت و امتیازات، سرانجام مصالحه با دولت اشرف غنی را پذیرفت.

ژنرال دوستم و عطا نور دهها هزار غیر نظامی در منطقه‌ی مزار شریف، مرکز ولایت بلخ در اختیار داشتند که حقوق انها را دولت تامین می‌کرد اما انها فقط به اختیار فرماندهانشان عمل میکردند. جالب است بدانیم که این شبه نظامیان کوچکترین قدمی برای دفاع از شهر مزار شریف در مقابل طالبان برنداشتند. گفته میشود که با اولین یورش طالبان، عطا نور خود را به سرعت به نقطه‌ی مرزی حیرتان رساند و ژنرال دوستم نیز از انظار پنهان شد. افراد طالبان علیرغم وجود ۲۰ هزار نیروی مجهز دولتی و ۲۰ هزار شبه نظامی تابع این دو جنگ‌سالار مجاهد، بدون هیچ درگیری وارد مزار شریف شدند. تصویر حضور افراد طالبان در کاخ افسانه‌ای ژنرال دوستم به یکی از جذابترین کلیپهایی تبدیل شد که در صفحات مجازی دست به دست میشد.
کوتاه سخن آنکه خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را نمیتوان عاملی مؤثر در تغییر و به‌هم خوردن توازن نظامی قلمداد کرد. مجموع نیروهای امریکایی که در ماه می ۲۰۲۱ در افغانستان حضور داشت از ۲۵۰۰ نفر تجاوز نمیکرد. نیروهای امریکایی از زمان آغاز مذاکرات دولت ترامپ با طالبان در ژانویه‌ی ۲۰۲۰ تا کنون در هیچ عملیاتی مشارکت مؤثری نداشتند.

حتی عملیات هوایی هم حد اقل بود و تنها به موارد ضروری محدود میشد. در تمام این مدت نیروهای دولتی به تنهایی عملیات علیه طالبان را مدیریت می‌کردند. کم و بیش حتی می‌توان گفت که نیروهای دولتی در تمام این مدت (جز ۳۰ روز گذشته) تفوق خویش را بر نیروهای طالبان حفظ کرده بودند.
از این رو شاید بتوان نتیجه گرفت که پیشروی سریع طالبان نه حاصل یک تفوق نظامی که حاصل گسیختگی نظام دولتی در کابل است؛ نظامی که کارگزاران آن هیچگاه باور نداشتند که بتواند بدون حمایت مالی و حضور نیروی خارجی هویت و موجودیت خود را حفظ کند.
دولت اشرف غنی از ۱۷ ماه پیش که مذاکرات آمریکا با طالبان آغاز شد فرصت داشت تا گسل‌های تهدید کننده‌ی موجودیت نظام را ترمیم کند. با خروج نیروهای امریکایی جریان وصول و توزیع منابع نمی‌توانست مانند گذشته تداوم داشته باشد. این موضوع را شرکای دولت اشرف غنی، بیش از خود او دریافته‌ بودند. افغانستان در حقیقت مغلوب فسادی شد که در درون خود دولت ریشه دوانده بود.

🆔 @jameeno
#الف

📎این مطلب درتاریخ دهم مردادتحریرشده و به علت تراکم مطالب اینک منتشر میشود

🔸پیچیده‌درخود!

▫️شورای سردبیری: هفته پیش، نخست‌وزیرعراق حرف مشکوکی درباره "بدهی‌های زیاد بغداد به تهران" زد: «بدهی‌ها به ایران، مبالغی است که عراق از زمان اعمال تحریم های آمریکا علیه ایران در سال ۲۰۱۸، پرداخت نکرده است که می‌بایست در ازای تأمین خطوط انتقال گاز و برق به طرف ایرانی پرداخت می‌شد».

شنیدن این جمله پیچیده که شرط عجیبی را در خود مستتر کرده این روزها از طرف عراقیها، سوریها، یمنی ها، لبنانی‌ها، و سایر طرفهای اقتصاد و سیاست ایران در همه نقاط جهان عجیب نیست: موقعیت حکومت ایران به گونه‌ای نزد حاکمان این کشورها متزلزل شده که دادن اجازه گروکشی به خودرابسیار آسان مییابند .حکومت ایران از روی همه میزهای قمار، بویژه در قمارخانه خاورمیانه که گردن کلفت و برنامه ریزش صهیونیستها، روسها ، و آمریکاییها هستند به عنوان بازنده بر میخیزد و به میزانی که باخته بر اقتصاد داخلی و مردم کشور فشار وارد میکند: باخته در بیرون ، طلبکار از درون !

اما بیاییم فعلاخیره‌سری حکومت در رویارویی فزاینده با مردم را کنار بگذاریم و صرفا به رابطه امنیت و ثبات خودش با سبکسریهای فرامرزی‌اش بپردازیم . به توهم قدرتی که فکر میکند در گوشه و کنار این منطقه پر آشوب در کف‌خود جمع کرده، و به میدانی که تکریم دائم آن برای پوشاندن هزینه های هدر شده در آن است. ما در گذشته به این موضوع بسیار پرداخته‌ایم و این روزها هرچه مینویسیم یاد آوری و ارائه نشانه‌ها از درستی ارزیابیهای پیشین است. همواره گفته‌ایم سیاست منطقه‌ای ایران اشتباه و سرشار از تعارض محتوا و اهداف است.این روزها نشانه‌هایش فراوان در مقابل ما قرار میگیرد.

حکومتی که علاوه بر ایرانیان مزدوران افغانی را هم برای حفظ حکومت اسد به سوریه برده بود، اکنون از جانب همان مزدوران که در قالب لشگری سازمانده کرده اعلامیه با این مضمون میدهد که آن افغانیان تحرکی علیه طالبان نخواهند داشت. این اجبار را قبلا پیش بینی کزده و گفته بودیم ایران‌امکان استفاده از این گروه را برای دفاع از امنیت مرز خود نخواهد داشت و باید خودش مرزهایش را حراست کند. در اعلامیه لشگر یاد شده ترس از رنجش طالبان از ایران موج میزند و نشانگر این است که ایران (خوشبختانه)خواهان کنار آمدن با طالبان است. اما باید تکرار کنیم این مشکلی را حل نمیکند: یک جنگ نیابتی تازه در پیش است که طرفدار سر سخت جنگهای نیابتی را از این نوع جنگ بیزار میکند ولی ازآن گریزی هم ندارد . این جنگ نیابتی را خونخوارترین گروه تروریستی دنیای امروز به یک کشور تحمیل میکند: همه بقایای داعش به نیابت از ایالات متحده، اسرائیل، اعراب رقیب، وسوریه و ترکیه(بله سوریه و ترکیه !)بر ایران تحمیل خواهند کرد. این بسیار محتمل هست که حکومت از هر چه جنگ نیابتی است متنفر خواهد شد و به صورتی دیر هنگام به التماس خواهد افتاد که یقه‌اش را برهانند.

این یک پیشبینی گروهی روزنامه‌نگار ناباور به قدرقدرتی حکومتشان نیست؛ در حالیکه در سکوت و حواسهایی معطوف به جاهای دیگر، طالبان در شرق کشور مستقر میشود و داعشی ها ی رانده از همه جا در کنار مرز ایران و استان بسیارحساس سیستان و بلوچستان گرد میآیند، حداقل دو کارشناس امور افعانستان به صراحت گفته اند داعش کینه شکست در سوریه را با انتقام از ایران و روسیه خواهد گرفت. بدیهی است روسیه در دسترس داعش نیست و ایران همسایه طالبان و در دسترس. معنایش این است که درنهایت، هزینه نجات پسرحافظ‌اسد را در هزار کیلومتر دورتر از مرزهای ایران مردم ایران در نقطه صفر مرز و درون کشور خواهند داد.این‌هم از دستاوردهای حکومتی خواهدبود که میگفت اگر با داعش در سوریه نجنگیم باید با آن در داخل بجنگیم. هرچند جمله اخیر به کشمکشها وطعنه‌های سخیف توییتری شبیه شد، ولی هدف ما طعنه نیست . راستش جای این پرسش جدی هست که سرمایه گذاریهای ایدئولوژیک حکومت در خاور میانه آیا بالاخره قاتق نان کشوراز کار در می آید یا قاتل جان آن؟ مثلا چه کسی میتواند ادعا کند در روز احتمالی مزاحمت پیکره واحد تروریسم بنیادگراهای اسلامی در شرق ایران کسی ازسوریه و یمن و لبنان با انگیزه حفاظت از گاو شیری به یاری ایران خواهد آمد؟
به قول تکیه کلام رایج شده این سالها، تقریبا هیچ!

🆔 @jameeno
#خبر

🔸ارزیابی یک اندیشکده امنیتی درباره میزان خطرطالبان و چگونگی رویارویی با آن !

▫️جامعه‌نو: براساس ارزیابی یک اندیشکده مطالعات امنیتی، ایران باید برای رویارویی‌های فرقه‌ای بیشتری آماده شود که پیشران آنهاایالات متحده است.

اندیشکده مرصاد در خلاصه گزارش خود آورده است: " به‌طورکلی در دورۀ دولت‌های دموکرات در امریکا باید برای سناریوی تبدیل حضور مستقیم و دولتی امریکا و متحدان به تقویت شبکه‌های فرودولتی متعارض و توازنسازی مخرب میان ایران و اسلام‌گرایان سنی آمادگی داشت. "

تحلیلگرمرصاد در ارزیابی میزان اهمیت این تهدید وچگونگی رویارویی با آن نوشته است: "در این الگو اگر ایران نتواند در تنظیم روابط با حرکت‌های #نهضتی در منطقه پیش‌دستی کند با چالش‌های متراکمی مواجه خواهد شد که ابدا کم‌خطرتر از تحرکاتی همچون پیمان ابراهیم یا ترور شهید سلیمانی نیست."

به این ترتیب میتوان صحت ارزیابیهای پیشین دایر بر وجود اهداف پیشگیرانه در سیاست ایران در مقابل طالبان را تایید کرد.

🆔 @jameeno