جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔺بیل و عقل!

▫️شورای سردبیری: هر روز شاهد زدوبندهای فسادآمیزِ مقام‌های جمهوری اسلامی زیر سبیل متولیان ارشدِ آنیم. قبحِ فامیل‌سالاری، رانت‌خواری، سپردنِ کار به نابلد و خانه‌نشین کردنِ کارکنان مجرب و فساد حکومتی کلاً ریخته و مقام‌های ارشد حساسیتی ندارند. درحالی‌که سران قوا هر شب به‌نوبت دربارۀ راستکاری و مبارزه با فساد شعار می‌دهند، شبکه‌های مجازی مملو از اطلاعاتِ فسادِ اطرافیان و منسوبان و منصوبانشان است. اعتراض‌ها هم به جایی نمی‌رسد و در عوض افشاکنندگان و معترضانِ وضعیت کنونی گیرِ نیروهای امنیتی می‌افتند. داستانِ تلخ درازعمری است!

اما امروز دربارۀ وجهی متفاوت از این وضعیت حرف خواهیم زد زیرا کارِ این نظام در زمینۀ کارکردی و رابطه با ملت تمام است و صفتی جز فسادِ سیستمیِ مافیایی، گویای وصفِ آن نیست. فسادی که با هزینۀ زیاد رفع می‌شود و به مسائل بعد از رفعش می‌پردازیم.

میانسالان و جوان‌ترهایی که دربارۀ انقلاب۵۷ خوانده‌اند از چگونگیِ شروع فروپاشیِ کشور پس از آن انقلاب، تصویرِ تقریباً کاملی دارند: حیاتِ آدم‌ها در اختیارِ روحانیِ سبک‌مغزی به نام خلخالی و دستیارانش افتاد که در صدور حکم مرگِ آدم‌ها به جرمِ وابستگی به حکومتِ پهلوی، حتی یک دقیقه فکر نمی‌کردند. بی‌گناهانِ دستگاهِ اداری و نظامی را اعدام کردند که در دوران پهلوی جرم و جنایتی نکرده بودند.

بسیاری از قربانیانِ آن تصفیۀ گسترده به قتل نرسیدند بلکه همراه با سازمانی که در آن خدمت می‌کردند از صحنۀ کشور حذف شدند. جرم این‌ها در پیشگاه جمهوری اسلامی، خدمت در دستگاه‌های اداریِ دوران پهلوی بود. به آن‌ها عملۀ دستگاه ظلم می‌گفتند. حاکمیتِ جدید که شامل روحانیون، بازاری‌ها، کاسبانِ خرده‌‌پا و فرزندانشان بود، خدمت در دستگاه اداریِ کشور را جرم می‌دانست و می‌گفت حقوقی که گرفته‌اند حرام بوده و باید به بیت‌المال پس بدهند. عکسی با کراوات یا پشت‌ِ سرِ هویدا یا شاه در بازدیدهایشان، تشویقِ اداری و پستِ سازمانیِ بالا، مدرکِ اخراجِ قطعیِ کارکنان بود. عمداً و آگاهانه سازمانِ اداریِ کشور را به‌هم زدند و زیرورو کردند. در سخنرانی‌ها علناً از مضر بودنِ سازوکارهای اداری، ضد مردم بودنِ حضور و اختیاراتِ متخصصان به‌جای متعهدان می‌گفتند و با بیل به جانِ دستگاه اداری کشور افتادند. پاکسازی‌هایی مضر در حد جنایات خلخالی! اگر با حملۀ صدام می‌شد فهمید حکومتِ تازه چه بر سر ارتش آورده، برای آگاهی از خرابکاری‌هایش در دستگاه اداری، متری پیدا نمی‌شد جز صدرنشینیِ آبدارچی‌ها و جاروکش‌ها در رأس امور سازمان‌ها تحت عنوان انجمن اسلامی. در اوایل‌ دهۀ۶۰، خدمتگزار آزمایشگاه شیمی تجزیه دانشکده علوم دانشگاه تبریز، عضو شورای دانشکده و اختیاردارِ استادان بود. نابودیِ عمدیِ دستگاه اداری، سامانِ بوروکراتیک و حلقه‌ها و سلسله‌مراتب فنی ـ مهندسیِ کشور توسط حکومت جدید (که ابزارِ لازمِ توسعه است)، شگردی محیلانه برای کسبِ اختیارِ مطلق و سلطۀ طولانی بر کشور بود. مردم ایران که هنوز برای بازخوانیِ جنایات خلخالی فرصت نکرده‌اند، احتمالاً هرگز به ارزیابی تأثیرات خرابکاری‌های حکومتِ انقلابی در دستگاه اداری و سامانِ بوروکراتیک کشور و دور ریختنِ سرمایه‌های انسانی آن نمی‌رسند.

این نابودگری با هلهله و هورای عوامی بود که الله‌اکبرگویان، مؤیدِ همۀ تحولات بودند. کینۀ آن‌ها به رژیم سابق، بسترِ براندازیِ دستگاه اداری و، بی‌خبریشان ابزار آن بود. حاشیۀ شهرها پر از حلبی‌آباد، تفاوت و تضادِ زندگیِ توده با برگزیدگانِ حکومت برجسته و عیان، سرکوب ساواک، استبداد و سانسور آشکار، شخص‌پرستی و «زنده ‌باد شاه» اسباب پیشرفت و...! همین باعث شد تودۀ مردم بیلِ تخریبِ کشور را قبول و با آن میهن‌شان را ویران کنند. نکتۀ امروز این است که یک ذهنِ هشیار و باتجربه می‌تواند آن نفرت و آمادگی برای تخریب را، امروز هم در لایه‌های جامعه دریابد و ببیند.

همان خطر دوباره کشور را تهدید می‌کند؛ تصور از عمله‌های ظلم، دستگاه سرکوب، کارکنان فاسد، مدیران اختلاس‌گر و مهندسان رشوه‌خوار. اگر جامعه و مجربانِ آن هشیار نباشند و قدرتِ تمیزِ سره از ناسرۀ دستگاه اداریِ نسبتاً ترمیم‌شدۀ کشور نباشد، دوباره زیانکار می‌شویم. همۀ مدیران، قاضیان، کارشناسان و حقوق‌بگیرانِ حکومتِ کنونی در جبهۀ آسیب‌سازانِ کشور و مردمانش نیستند. جنایات کنونی فقط کارِ مافیای هزارفامیل و وابستگانِ درجۀ اول آن است؛ حجمش زیاد است اما مرتکبانِ آن مشخص‌اند و نشان ‌دارند! نیمی خارج از کشورند و نیمی، دی و آبانی دیگر می‌گریزند. خشمِ فشردۀ کنونی، نباید در قفای آن‌ها کشور را ویران کند.

راه اجتناب از لهیبِ یک جهنمِ دوباره، هشیاریِ رسانه‌دارها به‌ویژه رسانه‌های مؤثرِ مجازیِ داخلی است. باید مبشرِ آگاهی و اطلاعات و مروجِ عقلِ سلیم و قدرتِ تمیز بود.

🆔 @jameeno
1
🔹درباره اردشیر!

▫️حالا که ازروز سوم مرحوم اردشیر زاهدی هم گذشته و احتمالا همه تحلیلها و قضاوتها را درباره او خوانده‌اید، بدنیست #الف "کیسینجر و اردشیر" را هم که حدود دوسال پیش منتشر کرده‌ایم بخوانید. درباره خودش نه، ولی درباره بخشی از دیدگاههای اوست که اتفاقا الان هم سبب بحث است. اکنون که صحبت از تقاضا و امکان دفن او در ایران هست، باز هم بدنیست مطلب دیگرمان با عنوان "اردشیر زاهدی را به وطنش برگردانیم " راهم نگاه کنید. جامعه‌نو حدود سه سال پیش تنها رسانه‌ای بودکه به حکومت پیشنهاد داد اجازه بازگشت محترمانه او را به کشور بدهد... زنده، و نه در تابوت!

🆔 @jameeno
#الف

🔺میانۀ باتلاق!

▫️شورای‌سردبیری: خوانندۀ ارجمندی خواسته است توضیح دهیم چرا «جامعه ‌نو» روی مسائل سیاست خارجی ومسائل منطقه متمرکز است و این تمرکزتخصص ماست یاعلت دیگری دارد. اطاعت می‌کنیم.

برای تعیین مهم‌ترین مسئلۀ یک جامعه و اولویت‌بندیِ تأثیرِمسائل مختلف برسرنوشت یک کشور وملت، باید نگاهی تحلیلی و با افق استراتژیک به آن کشور و ملت و موقعیت جغرافیایی ـ تاریخی، وضعیت اقتصادی ونیازهای سرمایه‌ای، رابطۀ درونیِ ملت ـ دولت و، وزن منطقه‌ای وبین‌المللی‌شان داشت وبررسی کرد که برای هر کشورکدام مسئله محوری واصلی است: مثلاً برای ارمنستان، موقعیت گیرافتادگیِ جغرافیایی(محصور بین انگشت‌شماری کشور) ومنازعات تاریخی باهمسایگان، اولویت‌ دارد وسایر متغیرها درسایه‌اش هستند. حیاتی‌ترین مسئلۀ ویتنام بعد ازجنگ، نیاز به ‌سرمایه بود ونه چیزدیگر! اولویت اولِ افغانستان، سال‌هاست که دورکردنِ اهریمنِ جنگِ داخلی ازسر کشور است و، پیش‌شرطِ هر تحولِ معناداری برای کره شمالی، تصحیح رابطه باجهان وهمسایگان است. بایدببینیم وضعیت کشور ماچگونه است؟

حکومت ایران ازنوع حکومت‌های ژله‌ای باهستۀ سخت است؛ یعنی می‌تواند بین سختگیرانه‌ترین تصمیمات ورهیافتهای ایدئولوژیک وسهل‌گیرانه‌ترین سیاستها وتاکتیک‌های مصلحت‌گرا درنوسان باشد. می‌تواند فاصلۀ «جنگ جنگ تارفع فتنه درجهان» و پذیرش قطعنامۀ۵۹۸ را دریک شب و، فاصلۀ نفی معامله تاسازشِ قهرمانانه را در یک نیمروز طی کند و آب هم از آب تکان نخورد وسیاستش هم عوض نشده باشد. می‌تواند در جوفِ شعارِ نه ‌شرق و نه ‌غرب و منازعه با امریکا، در تهاجم به دوکشورِ مسلمان در شرق و غربِ خود دستیارِ همان امریکاباشد، به روسیه پایگاه نظامی بدهد و به دلیلی که خواهیم گفت نیروهای نظامی ایران را پیاده‌نظام قدرت‌های شیطانی کند. از سوی دیگر، پتانسیل ملیِ مکشوفِ ایران در دهۀ۵۰ باعث شد جمهوری اسلامی حوزۀ نفوذ ومیدانِ عملِ خود رادر کشورهای اسلامیِ منطقه بسیار فراخ پندارد و نه تا مچ، که تابالای ران درگل‌ولایِ ایدۀ نفوذ اسلامی درمنطقه فروبرود و گیر کند. نتیجۀ این وضعیت: ناتوانی از توافق با دیگر بخش‌های جهان. «جامعه نو» قبلاً چگونگیِ بسته شدنِ دست‌وپای کشور درمنازعات منطقۀ خاورمیانه را شرح داده است لذا تکرار نمی‌کنیم. طبق محاسبات عقلانی، پیش‌شرطِ اصلاحِ روابط خارجیِ ایران با جهان، تجدیدنظر در مناسبات و محاسبات منطقه‌ای و بیرون آمدن از غلافِ فرقه‌گراییِ فکرنشده‌ای است که اکنون بهره‌بردارِ آن، طیفی از شیاطین جهانی‌اند (از طالبان و داعش تا ژنرال‌های پاکستانی و اردوغان). زیانهای سیاستِ فاجعه‌بار درعراق که هر لحظه باتلاقی‌تر هم می‌شود، قاعدتاً بر امنای حکومت آشکار است. نوبتِ عراق هم می‌شود که مثل اسد به ما اردنگی بزند!

دیگر مشکلاتِ عمیق و بحرانیِ کشور ما، به طریقی نتیجۀ گرو بودنِ امکاناتِ کشور در سیاست منطقه‌ای است. ظرفیتهای تجاری ـ اقتصادیِ نابود شده، کاهش سرمایه‌گذاری صنعتی، انسداد مسیرهای بین‌المللی و از آن‌ها مهم‌تر افزایش تهدیدهای امنیتیِ مرزی، نتیجۀ نابخردیِ حکومت درقمارهای منطقه‌ای است. نابودیِ نیمی از اعتبارش نزد ملت و ایجاد زمینه‌های گستردۀ تحرکِ ضدحکومت و برانداز، نتیجۀ اصرار بر حمایت از دارودسته‌های عرب در کناره‌های مدیترانه است. جالب است که نیمی از نیمۀ دیگرِ اعتبارِ بر باد رفتۀ حکومت نیز نتیجۀ همین سیاستهاست: اصرار حکومت به اسلامی ـ یهودی کردنِ منازعۀ فلسطین و نمایاندنِ همۀ مشکلاتِ منطقه به عنوان بخشی از جنگِ غرب با اسلام (که ذهنِ محروم‌ترین عوامِ بی‌اطلاعِ عرب را نشانه می‌گرفت) به افزایش و پر مَلات کردنِ شعارهای زیستِ اسلامی در داخل کمک کرد و اکثریتِ سهل‌گیرِ جمعیت ایران را به مقابله با تظاهراتِ حادِ اسلامیزه کردنِ اجباریِ جامعه واداشت. حداقل نیمی از رویاروییِ کنونی جمعیت کشور با حکومت، نتیجۀ همین نمایشِ درونی بامصرف منطقه‌ای است.

ما روزنامه‌نگاریم و معروف به «اقیانوسی از اطلاعات به عمق یک بند انگشت». نزد خوانندگانِ خود ادعایی در تخصصِ سیاستِ بین‌الملل نداریم اما به‌مناسبتِ ماهیتِ نظارتیِ شغل و به‌قدرکفایت، ناظریم که بتوانیم تاریک و روشنِ سیاستِ حکومت را تشخیص دهیم. ادعای ما این است که این جمهوری بر پایه‌‌های اشتباهی بنیان نهاده شد و انعکاس آن پایه‌ها در سیاست خارجیِ کشور، آن را به قهقرا برده، تضعیف و آسیب‌پذیر کرده است. تا زمانی که حکومت از حصارهای ذهنیِ اشتباه خود درنیاید و استراتژیِ امنیت ملیِ بدپایه‌اش را اصلاح نکند، کشور همچنان در همۀ باتلاق‌ها فرو خواهد رفت. نه‌فقط در باتلاقِ منطقه‌ای و جهانی، که در باتلاقِ اقتصادی، گندابِ اجتماعی و... مردابِ سقوط و برافتادنی محتوم و ناگزیر!

(درباره بنیانهای تحلیلی جامعه‌نو توصیه میکنیم مقاله "جامعه‌نوچگونه تحلیل میکند" را مطالعه فرمایید.)

🆔 @jameeno
🔸 ادای دِین به ایران درودی و کامبیز درم‌بخش در شماره‌ی سوم دوره‌ی جدید مجله تجربه

▫️ سومین شماره‌ی دوره‌ی جدید ماهنامه‌ی تجربه با ادای دینی به «ایران درودی» و «کامبیز درم‌بخش» هنرمندانِ تازه‌‌درگذشته‌ی وطن منتشر شد. در این شماره و در بخش چهره‌ی ماه، زندگی هنری ایران درودی بررسی شده و هنرمندانی چون علی اکبر صادقی، حسین محجوبی، هنگامه عابدین و جمعی از هنرمندان و منتقدانِ دیگرِ حوزه‌ی هنرهای تجسمی از او گفته‌اند. «موزه؛ آرزوی به مخاق رفته‌ی ایران» هم عنوان گزارشِ اصلیِ این بخش است که نگاهی دارد به سرنوشتِ تلخِ تاسیسِ موزه‌ی ایران درودی و آرزویی که در نهایت محقق نشد.

yun.ir/8wnsia

🆔@jameeno
#الف

🔺اتحادیه‌قدرت!

▫️تحریریه جامعه‌نو: همچون پاسبانی که باتوم خود رادائمابه کسی نشان دهد، تندروهای حکومت امکان محاکمه دولت‌روحانی رابه رخ میکشند، درهمین حال احمدی‌نژاد که دردوسال آخرصدارتش حکومت راروی انگشت خودنشانده بود ومیچرخاند، شبها به حکومت میتازد وروزها درمجمع تشخیص‌حکومت به ریشش میخندد. اینها راچگونه توضیح دهیم؟

رقابت‌ورفاقت درونی مجموعه‌ای که تحت نام حاکمیت جمهوری‌اسلامی میشناسیم همواره ناظران راگیج کرده است : روحانی عامل حکومت بود یایک رقیب آن؟ هاشمی رفسنجانی جزئی ازحکومت بود یااپوزیسیون؟ خطیب وعلوی چقدرمتفاوتند؟ اختلاف احمدی‌نژاد وحکومت پشتیبانش چه بود؟چرااجزایی ازداخل حکومت تلاش کردند برجام را ازکارایی بیندازند؟... این نوع پرسشها دائما دربرابر ماقرارمیگیرند یابه ذهنمان میایند: جمهوری اسلامی ساختاردوآلیته سیاسی ودوجناحی دارد یا یک اتحادیه"قدرت ومنافع"مسلط بر کشور است؟

این پرسش‌ها رامیتوان تاسال ۵۸پیش برد‌: تادوران اخراج نهضت‌آزادی ازدستگاه حکومت، تادعوای بنی‌صدر- رجایی، تا کشمکش موسوی - خامنه‌ای، و بیا تادهه هفتادو پول حکومت به طبرزدی که هاشمی رئیس‌جمهور را ازحلقه بیرون بداند و براند،... وحتی داستان دولت اصلاحات ، دولت معجزه هزاره، واین آخری دولت روحانی، که هیچکدام بدون چالش و درگیری باحکومت وپرونده های باز پرازخصومت ، ۲۴سال اززندگی کشور را له شده وبی‌ثمر به تاریخ نسپردند.

پرسشی اندیشه‌سوز است که منشاء این درگیری مداوم چیست وآیاماهیت این رقابت وجود دوگرایش مختلف درانتخاب مسیر توسعه اقتصادی، اجتماعی وسیاسی است یاتضادطبقاتی یا...؟ در بسیاری مواردنمیتوان وجود اختلاف دیدگاه وخط مشی را به عنوان دلیل پذیرفت: درسطح کلان، نه هاشمی دهه۹۰ هاشمی دهه ۶۰ بود، نه روحانی دوران برجام آن چهره امنیتی دهه پیشین بود، نه احمدی نژاد امروزآن استاندار دهه هفتاداست، ونه حتی دیگران رامیتوان همان سخنوران آزادیخواه سال ۵۸ دانست. ابتنای هویت سیاسی اینگونه اشخاص بر یک خط‌مشی وبرنامه اندیشیده وچارچوب‌دارنیست، بیشتربه نظر میرسد شخصیت ژله‌ای‌ ومقتضای روز وموقعیت حال تعیین کننده تغییرات اعتقادی ورفتاری وهویت سیاسی وبرنامه‌های اشخاص بوده است: سیاستمدار را به پیشرانه‌ایدئولوژیک، یابرنامه توسعه‌ اعلام‌ شده‌، و یاثبات آرمانهای ترقی‌خواه ویامتحجرانه‌اش میشناسند. فعلادر دستگاه حکومت ازاینگونه اشخاص وجودندارد. البته‌بوده‌اند کسانی درمراتب بالای حکومت، که نه آن جایگاه هویت آنهاراتعریف کرده ونه عزل یاحذف یاحصر آنها راتغییر داده است، اماقاعده این است که هویت اجزای حکومت را"اقتضا"، "مصلحت"، "منفعت"، وعوامل دیگری تعیین میکند که همگیفرصت‌طلبی راتعریف میکنند!

درست است که عمل همه حکومتها راهمین عوامل پیش‌گفته تعیین وجهت‌دهی میکنند، امادر حکومتهای مبتنی بر خرد عرفی یک"میثاق" هم وجود داردکه به همه اقتضاها و مصلحت‌ها انتظام سیستمی میبخشد ومنافع ومصلحت افرادرا دربرابر یک منفعت بزرگتر وعمومی‌تر کنترل ومتعادل میسازد.مثلا دردموکراسی‌های اروپایی‌، آمریت وتعیین کنندگی قوانین اساسی ومقررات مادر، همان میثاقی است که منفعت‌طلبی اشخاص ورفتارهای متعاقب آن را قاعده‌مند وکنترل میکند. نظم سیاسی، انتظام حقوقی وساختارچند حزبی ازدل همین وضعیت درمی‌آید: یک پیکره بزرگ از توافق(قانون اساسی)، که اجزای متفاوتی(گرایشات حزبی) بر آن رسته‌اند. ماننددرختی باریشه و تنه مشترک که شاخه‌های آن متفاوتند. مرزتحرک ومیزان تغییرخواهی وحرف وهدف هر گرایش در این سیستم مشخص است.

این توصیف میتواند مارا به پاسخ پرسشهایمان نزدیک کند. اختلافات درون حکومتی ما حاصل اعتقاد به یک میثاق کلی واختلاف بر سرجزئیات نیست؛ حاصل رهابودن از باور به حتی یک اصل است ، چه برسد به آن ۱۸۷ اصل! پیشرانه حکومتگران(و پس از آنان حکومت شوندگان)حداکثرسازی منفعت و پیش بردن مصلحت خویشتن است. این البته عبارت خیلی شیکی است برای توصیف یک جنگل ، یاسازمانی مافیایی ، والبته وجوه مافیایی آشکاری در اطراف مابه چشم میاید: فسادسازمان یافته وگسترده ، سازوکارهای تقسیم منافع، روابط فامیلی و تقسیم محاسبه شده موقعیتهای شغلی، تجارتهای مسموم‌ومجوزهای انحصاری ورانتی،...و یک دستگاه برای تنبیه هرکسی که اعتراضش رابه این سازوکارآشکار کند.

حالامیرسیم به پرسش ابتدای مطلب: بین اجزای حکومتی که کارگزارانش دائما درحال تدارک حذف یکدیگرند چه رابطه‌ای وجود دارد؟ چرارفاقت و "هم‌اسراری"شرکایی که مسیر، اعمال ، و منافعشان مشترک است همواره توام باپروسه حذف ازطریق پرونده سازی ومرگ است؟ احمدی نژاد کدام اسرار رامخفی کرده که چیزی فراترازحق‌السکوت طلب میکند؟...

تنهایک پاسخ وجوددارد: فقط تطورماهوی وروابط مافیایی میتوانست شمایل جمهوری ۵۷راچنین تغییردهد: دگرگونگی جوکیان زاهد به کمیساران قدرت!

🆔 @jameeno
👍1
🔸مستند بی‌بی‌جان ساخته‌ی نرگس جودکی و ایمان پاکنهاد در بخش فیلم‌های کوتاه مسابقه ملی پانزدهمین جشنواره سینما حقیقت اکران می‌شود.
این مستند روایت مصائب خانواده‌ای مهاجر در ایران است. شخصیت بی‌بی‌جان یکی از اعضای این خانواده است که پس از ده سال داستان تلخ زندگی‌اش بازگو می‌شود. او زمانی که دخترکی 13 ساله بود با جبر خانواده تن به ازدواج داد و یک روز پس از عروسی دچار حادثه شد.
«بی‌بی‌جان» همچنین تلاش زنانی را به‌تصویر می‌کشد که در طول سال‌ها نگذاشته‌اند رنجی که بر بی‌بی‌جان رفت فراموش شود.
ساخت این مستند پس از حدود یک سال تحقیق آغاز شد و تا دو سال بعد ادامه یافت. ایمان پاکنهاد و نرگس جودکی، تهیه‌کننده و کارگردانان این مستند هر دو از روزنامه‌نگاران اجتماعی هستند.
سایر عوامل این مستند عبارتند از: رضا تیموری و عباس کوثری (فیلمبردار)، پویان شعله‌ور (تدوینگر)، بامداد افشار (آهنگساز)، میثم حسنلو (صدابردار) و امین شول سیرجانی (مدیر تولید).
پانزدهمین دوره جشنواره سینما حقیقت هجدهم آذر آغاز می‌شود و تا 25 آذر ادامه دارد.

🆔 @jameeno