جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
🔸جامعه نو: تاریکی‌، زمین‌ یخزدۀ پوشیده از سیاهی‌‌ سترون، و بادِ سرد و بی‌رحم سخت‌سری می‌کنند، اما دانه‌‌های زایا و نهفته، با جوانه‌های خستگی‌ناپذیر و آفتاب‌پرست‌شان سرسخت‌ترند...

بهار وزایش جادویی‌اش گاه اینگونه از راه می‌رسد، اما ایرانیان هماره از دل رنج‌های کهنه‌شان باز زاده می‌شوند...

بهار و نوروز همراهان جامعه‌نو، طلیعتِ سالی پر ز بانگ‌ِ زندگی‏‌بخشِ رعد و روگردان از رنج‌ باد!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺در ستایش یونیفورم؛ «لباس شخصی‌ها» و حاکمیت ملی

🖌امیرحسین علینقی

۱. در روزهای پایانی اسفند ۱۴۰۰ تصاویری از جوانی مسلح به کلاشینکوف منتشر شد که در کمال خونسردی، و در خیابان و مرعای عامه در حال ضرب و شتم بانویی است. در فضای قطبی جامعه ایران، این تصاویر به منازعه‌ای در باب وابستگی یا عدم وابستگی ضارب به مراکز قدرت حکومتی تبدیل شده است. عده‌ای در کار اثبات این نکته‌اند که ضارب، به مراکز شبه نظامی یا نظامی وابستگی دارد و برخی دیگر نیز در مقام رد این ادعایند. این یادداشت اما، تلاش می‌کند تا از زاویه دیگری، به این موضوع نظر کند.

۲. سالهاست که در جامعه ایران، از اصطلاح «لباس شخصی» استفاده می‌شود. در عمل، لباس شخصی‌ها کسانی‌اند که ضمن وابستگی به مراکز قدرت شبه‌نظامی یا نظامی، از طریق عدم استفاده از یوتیفورم نظامی، از انتساب خود به این مراکز قدرت پرهیز می‌کنند. تا به اینجا، ماجرا چندان اهمیتی ندارد. اهمیت ماجرا زمانی آشکار می‌شود که این «لباس شخصی»ها از ابزارهایی استفاده می‌کنند که در انحصار حکومت قرار دارد. از جمله این ابزارها می‌توان به برخی سلاح‌های سرد مخصوص (مانند اسپری، دست‌بند و شوکر) و گاه سلاح‌های گرم اشاره کرد که تبعاتی را متوجه اصل حاکمیت ملی و انحصار ناشی از آن می‌کند.

۳. دولت ملی، بیش از هر چیز، با حق حاکمیتی شناخته می‌شود که استفاده انحصاری از برخی ابزارها را در اختیار حکومت برآمده از خود قرار می‌دهد. مجموعه‌ای از این ابزارهای انحصاری را می‌توان در سلاح‌های گرم و برخی سلاح‌های سرد خاص دید که طبق تعریف، بکارگیری آنها در انحصار حکومت قرار دارد. دولت‌های ملی و حکومت‌ها، با انحصاری کردن استفاده از این ابزارها، در مقابل نقض این «انحصار»، شدیداً واکنش نشان می‌دهند. علت این واکنش تند نیز کاملاً مشخص است. اگر استفاده از این ابزارها انحصاری است، پس هر کس که ناقض این صلاحیت انحصاری باشد، خواسته یا ناخواسته، به معارضه با دولت ملی پرداخته است.

۴. در نهایت نیز حکومت‌ها از طریق آنچه یونیفورم خوانده می‌شود، خطوط فاصل مشخصی را میان نمایندگان مسلح خود، و دیگران برقرار می‌کنند. یونیفورم‌ها نمایندگان حکومت را از آنها که در خارج از چارچوب سازمان یافته و رسمی عمل می‌کنند، متمایز ساخته و عملاً به ما می‌آموزند که هر حامل سلاح دیگری (یعنی هر کس که سلاح در دست دارد و یونیفورم بر تن ندارد) در خارج از چارچوب رسمی دولت ملی عمل می‌کند. به این ترتیب، یونیفورم‌ها، مشخص کننده کسانی هسنتد که به نمایندگی از دولت ملی «حق» استفاده از ابزارهای انحصاری قدرت، مانند سلاح‌های گرم، را دارند.

۵. دیرزمانی‌ است که در جامعه ایران، یونیفورم، کارکرد خویش را از دست داده است. بخش‌هایی از مراکز قدرت در ایران، با به خدمت گرفتن وسیع آنچه «لباس شخصی»ها خوانده می‌شود، با دست خود، این خطوط فاصل را از بین برده‌اند. نتیجه بدیهی این پدیده، این است که نمی‌دانیم لباس شخصی‌های حاضر در خیابان را می‌بایست نمایندگان حکومت بدانیم یا مخالفان حکومت و یا اشخاص عادی‌ای که با تهیه سلاح و عرض اندام در خیابان، مشکلات شخصی خویش را حل می‌کنند (و یا شاید ترکیبی از این اوصاف). به این ترتیب، مساله «لباس‌شخصی»ها، در حال نشان دادن رویه ناپسندش به مردم و حاکمان این سرزمین است که طی آن تشخیص وابستگان به دولت ملی یا نمایندگان انحصار حاکمیت، از غیروابستگان به آن، هر روز، سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود. اینکه بخش‌هایی از یک حکومت مستقر، به دست خود، با «انحصار» ناشی از حاکمیت ملی، چنین کرده‌اند، جالب توجه است.

۶. ابعاد نظری این بحث را می‌توان تا ارتباط میان «حاکمیت» و انحصار ناشی از آن با «امنیت ملی» امتداد داد زیرا که اقدام علیه امنیت ملی، چیزی جز معارضه با همین حقوق انحصاری نیست. عجالتاً اما، نمی‌دانیم آن جوان ضرب و شتم کننده کیست و به چه کسی وابستگی دارد؛ اما «سابقه» لباس شخصی‌ها در این کشور،، منابع تحلیلی لازم را، درست یا غلط، در اختیار اذهان قضاوت‌گر هر ناظری قرار می‌دهد. (پایان)

🆔 @jameeno
#الف

🔸ایران در مسیرِ اوکراینی شدن؟

▫️تحریریۀ جامعه نو: حدود دو ماه پیش که سفیر اوکراین در بریتانیا علامت داد که شاید اوکراین بتواند موضوع عضویت در ناتو را منتفی کند، چند اتفاق افتاد: اول اینکه همین رئیس‌جمهورِ اوکراین که امروز حاضر شده تعهدِ ابدی برای عدم درخواست عضویت در ناتو بدهد، آن روز به دهانِ آن بدبخت کوبید. دوم اینکه، چون پوتین میل به سازش را حس کرد بلافاصله مطالبۀ خود را بالا برد و تقاضاهای بیشتری مطرح کرد. می‌خواست هر طور شده کارش را شروع کند!

این جنگ که قطعاً گریبان ما را هم خواهد گرفت، درس‌هایی نیز دارد. درس‌هایی که حکومت و مردم ایران بیش از دیگران به آن نیاز دارند. اما آن درس‌ها!
اول اینکه اگر محاسبات مرکب (میزان توان نظامی، میزان تحمل ملی، میزان تاب‌آوری اقتصاد و میزان پشتیبانی واقعی بین‌المللی) نشان داد نمی‌توانی صدمات جنگ و درگیری را تحمل کنی و پیروز شوی، بهتر است از اول پیِ سازشِ شرافتمندانه و عاقلانه باشی! اتفاقاً این کاری است که حکومت ایران در زمینۀ هسته‌ای از اوایل دهۀ ۸۰ تاکنون انجام نداده است؛ به قیمتِ ازپادرآمدنِ کشور بر ارادۀ خود پافشاری کرده و به ناصحان گوش نداده است. به‌جای جستجوی مصالحه‌ای عاقلانه (دربارۀ روابط منطقه‌ای، مسئلۀ فلسطین و یافتن نقش متعادل در اقتصاد و سیاست بین‌الملل) برای کاهش فشار خارجی بر برنامۀ افزایش ظرفیت هسته‌ای، به اعمال مضرِ متفرقه ادامه داده است. حتی پس از پیروزی در نیل به برجام که در ذات خود آن فرصت را داشت، بسیار پیش از جنایتِ ترامپ، برجام را برای اقتصاد ایران بی‌نتیجه و بی‌خاصیت کرد. حالا که برای احیای دوبارۀ همان له‌له می‌زند، کارش شبیه رئیس‌جمهور اوکراین است که سخنِ دو ماه پیشِ سفیرش در لندن را به‌عنوان امتیازِ آمادگی برای سازش تکرار می‌کند! واضح است که پوتین آن زمان آن را نمی‌پذیرفت اما حقانیتِ اوکراین در این جنگ بیشتر اثبات می‌شد. درست مثل آنکه اگر ما شرط نکرده بودیم شرکت‌های آمریکایی حق حضور در ایران را ندارند، آن بلاهتِ ترامپ مخالفان بیشتری پیدا می‌کرد و حتی شاید به خاطر منافع شرکت‌های آمریکایی دچار آن نمی‌شد!

درس دومِ فاجعۀ اوکراین برای ایرانِ بی‌خیال، ارزیابیِ درست از وابستگی‌های متقابل اقتصادی است. در حال حاضر عمدۀ گازی که اروپای غربی از روسیه می‌خرد از خاک اوکراین منتقل می‌شود اما هیچ طرفی، از این سلاح استفاده نکرد. نه اروپا مصرفِ گاز روسیه را تحریم کرد و نه روسیه آن را گروکشی کرد و نه اوکراین جلوی انتقالِ گاز دشمن از خاکش را گرفت! این یعنی شما نمی‌توانید از هر سلاحِ اقتصادی که در دست دارید به‌سادگی استفاده و ایجاد فشار کنید. پس این شعارِ دستمالی‌شدۀ حکومت ما که «تنگۀ هرمز را می‌بندیم»، احتیاج به تعمق بیشتری دارد، هر چند عمله‌جاتِ ارشد و معمولاً کم‌عقلِ حکومت از این هارت‌وپورت‌ها خسته نمی‌شوند و کارِ اصلی‌شان است.

درسِ کلی‌تری هم در ماجرای اوکراین هست: حتی اگر عقلِ گریز از درگیری داشته باشید، ممکن است دچار جنون یا محاسبات ناسنجیدۀ مستبدی چون پوتین شوید. حالا دیگر روشن است که نه سازمان‌های بین‌المللی و نه توازنِ وحشتِ اتمی، نمی‌تواند از وقوع رخدادهای مشابه جلوگیری کند. آیا می‌توانیم در این هزارتوی وحشت موقعیت خود را تشخیص دهیم؟ این حداقل کاری است که می‌توان به سود منافع ملی در این موقعیت کرد. مختصاتِ تصویری که ماجرای اوکراین به ما می‌دهد این است:
در جهان هیچ کشوری نیست که در برخورد با یک رویداد غیرمترقبه و شوم برای بخشی از ابنای بشر در کشوری دیگر، منافع آن نگون‌بختان را بر منافعِ حکمران و ملت خود مقدم بشمارد. در واقع در چنین موقعیت‌هایی همه پیِ اهرمی برای بهره‌برداری از آن شرایط هستند. در داستان اوکراین، همۀ آن‌هایی که ورودِ این کشور به ناتو را مطرح و دربارۀ آن مذاکره کرده بودند، حتی پس‌ازآنکه معلوم شد پوتین سوار بر این احتمال برای یورش آماده می‌شود، پا پس نکشیدند. معاون وزیر امور خارجه آمریکا گفت ما نمی‌توانیم مانعِ تمایلِ کشورها برای پیوستن به ناتو شویم و در همان حال گفت اهرمی هم برای ممانعت از پوتین ندارند. حتی در تحریم روسیه مواظب بودند به منافع خودشان صدمه‌ای وارد نشود. رئیس‌جمهور اوکراین دائماً از خودخواهی آن‌ها انتقاد می‌کند.

🆔 @jameeno

🔻ادامۀ یادداشت را در پست بعدی بخوانید
🔺ادامۀ یادداشت از پست قبل

▫️ خیلی احتمال دارد که ایران هم به این وضع دچار شود. روسیه و چینی‌ها به‌عنوان متحدان نزدیکش تابه‌حال چند بار کوچک‌ترین منافع خود را نیز به حمایت از دوستشان ترجیح داده‌اند. داستان اوکراین دوباره تأکید می‌کند که به امیدِ یکی، نمی‌توان با دیگری درگیر شد! خیلی جدی نگیرید، ولی چند روز پیش، مایکل روبین که خیلی ضد ایران نیست و کم هوش هم نیست گفت بعد از اوکراین نوبت ایران است و اروپا باید در انتظارسیل بسیاربزرگتری از مهاجران جنگی باشد!

یک مشابهتِ آموزندۀ دیگر، همسایگی با یک عنصر غیرقابل‌پیش‌بینی و غیرباورمند به حقوق بین‌الملل و استبدادپیشه است. واقعیتِ تجربی به ما می‌گوید در دورانِ جدید، تجاوزهای منطقه‌ای معمولاً توسط کشورهای غیردموکراتیک شروع می‌شود. پوتینِ خودکامه، رفتارِ باورناپذیر پیشه کرد، حقوق بین‌الملل را به هیچ گرفت و به اوکراین حمله کرد. آیا این طالبان و مهمانانش که به هیچ اصل و بنیانی باور ندارند و معلوم نیست مأموریتِ منطقه‌ای‌شان چیست‌ و اصلاً نمی‌دانند حقوق بین‌الملل یعنی چه، نمی‌توانند در عرض هفته‌ای دردسرآفرین شوند؟

حکومت ایران برای روبرو نشدن با وضعیت مشابه ،از میان همۀ عوامل موردنیاز به توسعۀ تسلیحات، آن‌هم از نوع تهاجمی و نه دفاعی، بها داده است. فارغ از ناکارآمدی‌های مشهود در این تدارک (عدم‌تشخیص خودی از غیرخودی و مشابهت با توپِ معروفِ منسوب به حاج‌میرزا آغاسی)، کار درستی بوده است اما فاقد شرط کافی است: عقلانیتِ سیاست خارجی و استراتژی امنیت ملیِ خردمندانه! اگر همۀ اجزای شکل‌دهندۀ حفاظت از امنیت ملی‌مان به کمیت اندازه نباشند و به کیفیت درست کار نکنند، ما نمی‌توانیم مقاومت کنیم: اگر اقتصادمان را با گره‌های زیرکانه‌ای به قدرت‌های جهانی و همسایگانِ منطقه پیوند نداده باشیم، روز مبادا هیچ‌کس در مواجهه با ما هیچ ملاحظه و احتیاطی نمی‌کند؛ اگر نفوذ خود را در منطقه بر حمایتِ مالی از دارودسته‌های سیاسی، قوم و قبایل بومی و فرقه‌های مذهبی استوار کرده باشیم، پیش از شروعِ هر منازعه‌ای، نتیجۀ نهاییِ آن را با رسوایی باخته‌ایم؛ اگر نتوانسته باشیم خواست‌ها و مطالباتِ مردمِ خودمان را تشخیص دهیم و آن را زیر پای مافیای گستردۀ حکومتی له کرده باشیم، محال است در برابر تهاجم خارجی مضمحل نشویم ...

سخن کوتاه! آقای حکومت، اگر اوکراین باوجود برخی اشتباهاتِ محاسباتیِ دولتش، باوجود ناهمراهیِ مدعیانِ حمایتش و باوجود رویارویی با بزرگ‌ترین ارتشِ اروپا و یکی از دو ابرقدرتِ قرن بیستم هنوز روی پاست، دلایلی در میان است. شاید روسفید درآید و شاید شرافتمندانه و غرورآمیز (اما بدون سازش از سر ورشکستگی) تسلیم شود. شما منصفانه ببین کجا ایستاده‌ای و این کشور را به کجا می‌بری!

🆔 @jameeno
#الف

🔸عصر روبان و کثافت!

▫️شورای سردبیری: در دهۀ ۶۰ قرن میلادی پیشین، پس از پایان جنایاتِ دهشت‌بارِ بلژیک در کنگو، هالیوود فیلمی ساخت که در سینماهای ایران با عنوان مزدوران اکران شد. محل وقوع جایی مثل کنگو در آفریقا بود و داستانِ فوق‌العاده خشنِ آن حاکی از آن بود که عده‌ای به خاطر پول (و در لباس نظامی) استخدام شده‌اند تا مکانی را به قیمت کشتنِ تعداد زیادی نظامی و چریک و مردمِ بومی، برای آن کشور تسخیر کنند. تا آن روز، مزدور به معنی کارگری بود که در برابر دریافت دستمزد برای دیگران کار می‌کند اما جمع این کلمه به‌عنوان نام یک فیلم، معنای آن را کاملاً تغییر داد. بدترین کاری که یک انسان می‌تواند انجام دهد؛ از یک ارتش پول بگیرد تا آدم‌ها را (با گناه و بی‌گناه) با قساوت بکشد. معلوم نیست دولتِ بسیار متمدن بلژیک که حدوداً صد سال فجیع‌ترین جنایات را در کنگو مرتکب شده بود چقدر در ساخت آن فیلم سهم داشت و آیا اساساً هدف این بود که نشان دهند ارتش‌های قانونمند و انسان‌دوستِ اروپای متمدن مرتکب آن جنایات نشده‌اند یا چیزی شبیه به این، ولی معنای مزدور هنوز هم نزد ایرانیان معادل شبه‌نظامی آدمکش است. شاید برایتان جالب باشد که شنیدن عباراتی مثل پیمانکار ارتش آمریکا در اخبار، یا سربازان حرفه‌ای (نام فیلمی با عنوان merceneries) و مانند آن‌ها در واقع همان کلمۀ منفور مزدور است که در زَرورق پیچیده شده است. دنیای ما، دنیای پیچیدنِ روبانِ خوش‌رنگ، دورِ مدفوع دولت‌های غربی است!

🆔 @jameeno

🔻اینجا بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/Ga-04-06
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🖌اسداله شمائی

🔺از مرگ کسی خوشحال نمی شوم.

▫️حتماً شما هم برخی شوخی ها و طعنه ها با فوت طبیعی و غیرطبیعی آخوندها را خوانده‌اید.
مرگ حق و سهم هر موجود زنده‌ای است.هر که زاد بمیرد.
این که فکر کنیم با فوت فلان و فلان مشکلات مملکت درست می شود نشانهٔ بی‌مسولیتی است.نشانهٔ آن است که ما منتظریم اوضاع خودبه‌خود و دفعتا‌ً درست شود.مثل قصه ها منتظریم غول چراغ جادویی ظاهر شود و خواسته‌های ما را برآورده کند.
اگر فکر کنیم مرگ مخالفانِ جمهوریت،آزادی، دموکراسی و حقوق بشر به نفع تحول‌خواهان است، دچار سطحی‌نگری و ساده‌اندیشی شده‌ایم.

اگر معتقدیم باید در اداره کشور و تعیین سرنوشت مشارکت کرد،دیگر نباید منتظر معجزه و اتفاقات و مرگ‌ها نشست.
احزاب و افراد جامعه باید هر روز را فرصت یکتا و بی نظیر و جبران‌ناپذیر برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های خود بدانند.

ورزشکاری که می خواهد در المپیک مدال بیاورد قدر روزها را خوب می‌داند او منتظر خبر مصدومیت حریفان نمی‌نشیند.

هر روز فرصت اعلام رای و نظر ماست.

زندگی روزمره ما باید دیدگاه و خواسته‌های ما را بازتاب بدهد.
چنین زیستنی است که تحول می آفریند.زندگی روزانه‌ی تک تک ما فرصت اعلام نظر آرای سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی ماست.اگر به این باور برسیم که بزرگترین قدرت سیاسی کشور تک تک ماها هستیم آن روز می توان به تحول و تغییر امیدوار بود.


اگر نقش‌آفرینی خود را موکول به این کنیم که اگر روزی همه چیز در روال درست و منطقی و شایستهٔ خود بود آن گاه من هم درست و مسئولانه رفتار می کنم و شهروندی فعال و مطالبه‌گر خواهم شد،این احاله به محال است.


شهروند خوب شهروندی است که منتظر فردا نمی نشیند و هر روز را فرصت فریاد و اعلام نظر و رأی خود می‌داند.

برای نمونه زنان و دختران مشهدی که در خانه ننشستند و بلیط بازی لبنان و ایران را خریدند و به ورزشگاه امام رضا رفتند کاری کردند کارستان.

هر روز فرصت است.گاهی با یک حضور ساده یا یک غیبت ساده می شود قدرت‌نمایی کرد.
اگر به فرض مردان حضور تک جنسیتی در ورزشگاه‌ها را تحریم کنند، این غیبت ساده قدرت را به چالش می کشد.

قدرت سیاسی برخلاف آن چه می‌نماید،متأثر از تک تک افراد جامعه است.این ما هستیم که با سکوت و انفعال خود به او چراغ سبز برای اعمال قدرت نشان می‌دهیم.
هیچ قدرتی یارای ایستادن در مقابل قدرت‌نمایی مردم را ندارد.

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می کرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

🆔 @jameeno
#الف

🔸ظرف، مظروف ...و قلعۀ شنی!

▫️شورای سردبیری: قراردادی بین یک شرکت و طرف گردن‌کلفتی مثل دولت را در نظر بگیرید! وقتی به خاطر زورگویی و دستِ برترِ دولت، اجرای قرارداد برای شرکت سخت می‌شود و اختلاف پیش می‌آید، شرکت باید چه کند؟ احتمالاً اولین و مهم‌ترین اقدامش بحثِ درون‌شرکتی و رسیدن به برنامه‌ای برای واکنشِ منتج به نتیجه و حفظ منافع است که شاید تا لغو قرارداد هم ادامه یابد. عین این وضعیت را در عرصۀ سیاست و به‌ویژه در ایران می‌بینیم. حکومت قراردادِ اجتماعی با ملت در سال۵۸ و حتی اصلاح‌شدۀ آن در سال ۶۸ را زیر پا گذاشته و، مستبدانه و یک‌طرفه هر تعبیر و تفسیرِ دلخواهی از آن کرده و ملتی را که اعتماد کرده بود به یک افلاسِ تاریخیِ منجر به قطع امید از بهبود و پیشرفت رسانده است. انسدادِ سیاسیِ درونی، چاهِ ویلِ سیاستِ خارجی، اقتصادِ پس‌رونده و اجتماعِ درحال‌فروپاشی، دستاوردهای اصلی این حکومت در دوران مغلوب‌سازیِ قانون اساسی یا همان قرارداد اجتماعی است که بین ایرانیان و حکومتِ برآمده از انقلاب ۵۷ منعقد شده بود. در این وضعیت چه باید کرد؟

تاکنون این پرسش را چند بار به مناسبت‌هایی مطرح کرده و پاسخ داده‌ایم. امروز از وجهی دیگر به این پرسش می‌پردازیم. نیروهای سیاسیِ تحول‌خواه و اصلاح‌طلب که هنوز در چارچوب و ظرف بنیان‌های این نظام فکر و عمل می‌کنند باید چه کنند؟

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹دروغ میگویم، پس هستم!

🖌حسن اسدنیا

▫️اخیرا مصادیق دروغگویی در سپهر سیاسی ایران و جهان بسیار عیان و بی خجلت و شرم رخ نموده است. نگارنده ی این سطور سعی دارد مسری بودن این بلا و زیانبار بودنش را به خود و مخاطبان، یادآوری کند.
در کشور ما ایران، صداقت و راستی و نفی دروغ از پیش از اسلام تاکید شده و در مبانی اسلامی نیز بر آن تاکیدی چندباره میتوان مشاهده کرد.
در کتیبه ای باستانی منسوب به داریوش هخامنشی، شاه چنین دعا کرده که، اهورامزدا کشور را از سه چیز بپاید (حفظ کند):خشکسالی، جنگ و دروغ!
در دین زرتشتی راستی و صدق یکی از اصول مهم شمرده شده تا جایی که این جمله منتسب به زرتشت است که: راه در جهان یکی است و آن راه ، راستی است! این جملۀ زیبا در دین اسلام هم مورد تایید و تاکید است که پیامبر اسلام فرموده: النجات فی الصدق ... ( رستگاری و نجات در راستی و درستی است). همین طور از امام علی نقل شده که: راستى، مایه درستى هر چیزى و دروغ، مایۀ تباهى است. و از امام کاظم نقل است که: خردمند دروغ نمیگوید، اگر چه منافع او در آن باشد. و احادیث بسیار دیگر... در گنجینۀ ادب پارسی هم این تاکید اخلاقی بر راستی و صداقت، فراوان دیده میشود. فردوسی در شاهنامه بارها بر راستی و اهمیت آن در زندگی فرد تاکید میکند: ز نیرو بود مرد را راستی/ ز سستی کژی زاید و کاستی. ( راستی و صدق با توانمندی و نیروی مثبت و شجاعت نسبتی مستقیم دارد و دروغ نشانۀ ضعف است.) یا در جای دیگر:زبان را نگردان به گرد دروغ / چو خواهی که تخت از تو گیرد فروغ ( لازمۀ حکمرانی خوب، راستی و صداقت است و حکومتها با روشن کردن وقایع و حقیقت جویی به کیفیت بهتری از حکمرانی خواهند رسید و بالعکس)

در شاعران دیگر هم این مضمون بسیار تکرار و تاکید شده و حتی بیتی از اوحدی مراغه ای در میان ادب دوستان فارسی به سان ضرب المثلی در آمده است: راستی کن که راستان رستند / راستان در جهان قوی دستند. در فرهنگ عامۀ ایران نیز معمولاً از کودکی به فرزند می آموختند که دروغگو دشمن خداست! ( حال اینکه چقدر به این باور عمل مینمودند نیز خود قصه ای است پر آب چشم!) از میان اندیشمندان معاصر نیز میتوان به اظهار نظر جالب توجه هانا آرنت اشاره کرد که می گوید: هنگامی که جامعه‌ای به دروغ‌گویی سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلی شود، "صداقت" تبدیل به یک عمل سیاسی می‌شود. می توان این مقدمۀ طولانی را چندین برابر کرد و از معصومان، ادیبان و افراد مشهور دیگری نیز نقل قول کرد اما فعلاً این سخن بگذاریم تا وقت دگر تا به چند مصداق در این روزهای جهان پر آشوبمان نگاهی کنیم. شخصی به نام ر.م چندی پیش بی هیچ شرم و ترسی ادعا کرد که با ساخت اکانتهای جعلی در شبکه های اجتماعی به تولید محتوای سیاسی و اجتماعی به نفع تفکر جناح خود پرداخته و از این منظر بسیاری از سیاستگزاری ها از جمله طرح جنجال برانگیز صیانت را توجیه میکند! اینکه چگونه است که اعتراف به دروغگویی ای چنین آشکار و بزرگ و در ابعاد نظام سیاستگزاری و تصمیم گیری کشور، که می تواند منجر به اخذ تصمیم های نادرست و زیانبار برای جامعه و حکومت شود، مورد پیگرد و تعقیب قضایی قرار نمی گیرد، ظاهراً از عجایب روزگار ماست.

🆔 @jameeno

🔻ادامه یادداشت را در پست بعدی بخوانید
🔺ادامه یادداشت از پست قبل

▫️در مورد دیگری که البته مورد قدیمیتری بود که به فاصلۀ کوتاهی بازنشر شد، اعتراف یک کارگردان فعلی ونیروی شبه نظامی سابق! به نوشتن وصیت نامۀ شهدا پس از شهادت و از زبان آنها و انتشار آن بود! در کمال تعجب، این مورد نیز به سکوت و ملایمت برگزار می شود! ظاهراً اینگونه دروغگوییها با کمال تاسف، در میان برخی از مقامات نیز خریدار دارد چرا که حتی ملامت و سرزنشی ضمنی نیز از تریبونهای عمومی به این دو مورد عیان نشان داده نشد چه رسد به تعقیب قضایی. مورد دیگر که بین المللی است، درسهایی است که از جنگ روسیه با اوکراین باید گرفت. پیش از حملۀ روسیه، مقامات این کشور، هفته ها درپاسخ نگرانی ناظران، به طور علنی و با صدای بلند از پشت تریبونهای رسمی، قصد تدارک و اقدام برای حمله به اوکراین را انکار میکردند! اما این تنها مورد مخرب در قضیۀ اخیر نبوده. باید این احتمال را به طور قوی در نظر داشت که کارشناسان سیاسی و نظامی روسیه، چه به لحاظ خوشایند رهبران کرملین و چه از جهت دست بالا گرفتن توانایی های ارتش خود، دچار دروغگویی و خوشبینی زیانباری در پیش بینی پیامدهای جنگ شده اند. موقعیت آچمز گونۀ کنونی روسیه، هر ناظر منصفی را به تامل وا میدارد که آیا واقعا ارزشش را داشت؟! بعید میدانم. اما یک سوال اساسی در اینجا مطرح است که چرا چنین میشود؟ چرا با وجود زیانبار بودن انتشار دروغ و مخصوصا دروغگویی کارشناسان فرهنگی و سیاسی و نظامی و گزارش تحلیلها و برآوردهای آنان به مقامات بالا، این نوع کارشناسان تحت پیگرد یا در موارد بسیار حتی سرزنش و ملامت نیز قرار نمیگیرند؟! پاسخ را شاید بتوان در مراجعه به فردوسی از این بیت او دریافت که: همه راستی جوی و فرزانگی/ ز تو دور باد آز و دیوانگی... یعنی که هر که از در دروغ وارد شد، آزمند و حریص است نسبت به قدرت و پول و این دیوانگی و بی خردی میآورد...
کاش این بیت را هر روز با خود تکرار کنیم که : نمانَد بر این خاک، جاوید کس /ترا توشه از راستی باد و بس

🆔 @jameeno