🔺ادامه یادداشت از پست قبل
▫️در مورد دیگری که البته مورد قدیمیتری بود که به فاصلۀ کوتاهی بازنشر شد، اعتراف یک کارگردان فعلی ونیروی شبه نظامی سابق! به نوشتن وصیت نامۀ شهدا پس از شهادت و از زبان آنها و انتشار آن بود! در کمال تعجب، این مورد نیز به سکوت و ملایمت برگزار می شود! ظاهراً اینگونه دروغگوییها با کمال تاسف، در میان برخی از مقامات نیز خریدار دارد چرا که حتی ملامت و سرزنشی ضمنی نیز از تریبونهای عمومی به این دو مورد عیان نشان داده نشد چه رسد به تعقیب قضایی. مورد دیگر که بین المللی است، درسهایی است که از جنگ روسیه با اوکراین باید گرفت. پیش از حملۀ روسیه، مقامات این کشور، هفته ها درپاسخ نگرانی ناظران، به طور علنی و با صدای بلند از پشت تریبونهای رسمی، قصد تدارک و اقدام برای حمله به اوکراین را انکار میکردند! اما این تنها مورد مخرب در قضیۀ اخیر نبوده. باید این احتمال را به طور قوی در نظر داشت که کارشناسان سیاسی و نظامی روسیه، چه به لحاظ خوشایند رهبران کرملین و چه از جهت دست بالا گرفتن توانایی های ارتش خود، دچار دروغگویی و خوشبینی زیانباری در پیش بینی پیامدهای جنگ شده اند. موقعیت آچمز گونۀ کنونی روسیه، هر ناظر منصفی را به تامل وا میدارد که آیا واقعا ارزشش را داشت؟! بعید میدانم. اما یک سوال اساسی در اینجا مطرح است که چرا چنین میشود؟ چرا با وجود زیانبار بودن انتشار دروغ و مخصوصا دروغگویی کارشناسان فرهنگی و سیاسی و نظامی و گزارش تحلیلها و برآوردهای آنان به مقامات بالا، این نوع کارشناسان تحت پیگرد یا در موارد بسیار حتی سرزنش و ملامت نیز قرار نمیگیرند؟! پاسخ را شاید بتوان در مراجعه به فردوسی از این بیت او دریافت که: همه راستی جوی و فرزانگی/ ز تو دور باد آز و دیوانگی... یعنی که هر که از در دروغ وارد شد، آزمند و حریص است نسبت به قدرت و پول و این دیوانگی و بی خردی میآورد...
کاش این بیت را هر روز با خود تکرار کنیم که : نمانَد بر این خاک، جاوید کس /ترا توشه از راستی باد و بس
🆔 @jameeno
▫️در مورد دیگری که البته مورد قدیمیتری بود که به فاصلۀ کوتاهی بازنشر شد، اعتراف یک کارگردان فعلی ونیروی شبه نظامی سابق! به نوشتن وصیت نامۀ شهدا پس از شهادت و از زبان آنها و انتشار آن بود! در کمال تعجب، این مورد نیز به سکوت و ملایمت برگزار می شود! ظاهراً اینگونه دروغگوییها با کمال تاسف، در میان برخی از مقامات نیز خریدار دارد چرا که حتی ملامت و سرزنشی ضمنی نیز از تریبونهای عمومی به این دو مورد عیان نشان داده نشد چه رسد به تعقیب قضایی. مورد دیگر که بین المللی است، درسهایی است که از جنگ روسیه با اوکراین باید گرفت. پیش از حملۀ روسیه، مقامات این کشور، هفته ها درپاسخ نگرانی ناظران، به طور علنی و با صدای بلند از پشت تریبونهای رسمی، قصد تدارک و اقدام برای حمله به اوکراین را انکار میکردند! اما این تنها مورد مخرب در قضیۀ اخیر نبوده. باید این احتمال را به طور قوی در نظر داشت که کارشناسان سیاسی و نظامی روسیه، چه به لحاظ خوشایند رهبران کرملین و چه از جهت دست بالا گرفتن توانایی های ارتش خود، دچار دروغگویی و خوشبینی زیانباری در پیش بینی پیامدهای جنگ شده اند. موقعیت آچمز گونۀ کنونی روسیه، هر ناظر منصفی را به تامل وا میدارد که آیا واقعا ارزشش را داشت؟! بعید میدانم. اما یک سوال اساسی در اینجا مطرح است که چرا چنین میشود؟ چرا با وجود زیانبار بودن انتشار دروغ و مخصوصا دروغگویی کارشناسان فرهنگی و سیاسی و نظامی و گزارش تحلیلها و برآوردهای آنان به مقامات بالا، این نوع کارشناسان تحت پیگرد یا در موارد بسیار حتی سرزنش و ملامت نیز قرار نمیگیرند؟! پاسخ را شاید بتوان در مراجعه به فردوسی از این بیت او دریافت که: همه راستی جوی و فرزانگی/ ز تو دور باد آز و دیوانگی... یعنی که هر که از در دروغ وارد شد، آزمند و حریص است نسبت به قدرت و پول و این دیوانگی و بی خردی میآورد...
کاش این بیت را هر روز با خود تکرار کنیم که : نمانَد بر این خاک، جاوید کس /ترا توشه از راستی باد و بس
🆔 @jameeno
#الف
🔸سپر عربی!
▫️تحریریه جامعه نو: در دهۀ گذشتۀ میلادی، دو نفر بودند که خود و دستیارانشان هر کاری کردند، خرابکاری شد! چیزهایی را به چاه انداختند که چهل نفر عاقل هم نمیتوانند درآورند. نفر دوم، آقای ترامپ، چند هدف و شعار داشت که همه را خراب کرد: معروفترینِ آنها تقویت اقتصاد آمریکا در برابر چین، حل مسئله با کره شمالی و برقراریِ رابطۀ ایران و ایالاتمتحده بود. در هر سه شکست خورد ولی اموراتِ فرعیتری هم بود که در آنها نیز گند زد اما خیلی معروف نشدند. از جملۀ آنها یک برنامۀ طراحیشدۀ پنتاگون برای ایجاد یک پیکرۀ واحد دفاعی برای کشورهای عربیِ زیرِ سپهرِ امنیتی امریکا بود که ترامپ آن را به اقدامِ نمایشیِ بیثمری تبدیل کرد: ناتوی عربی! یک اسمِ پر طمطراق و خوشتیتر برای مطبوعات؛ اما چون فهم ترامپ از سیاست، داخل آن شد، با وجود برگزاریِ مانورِ مشترکِ شش کشور عربی و برگزاری کنفرانس، در نهایت یک اقدام تبلیغاتیِ آبدوغخیاری شد. از دامادش جراد و وزیر خارجهاش پومپئو چیز بیشتری درنمیآمد. حتی آن نامگذاریِ فکرشده هم (که از نامِ جدِ مشترکِ ادیانِ مخاصمهجوی خاورمیانه به نام «پیمان ابراهیم» گرفته شده بود) کمکی نکرد.
اما طرح پنتاگون که گویا اسرائیل هم پیشاپیش از آن خبر داشت زمین نماند. اسرائیلیها آن را از آن خود کردند. نیازی هم به نامِ پرآوازه نداشت. آنها اهداف استراتژیک را توی بوق نمیکنند و کارهای کرده را پنهان میکنند، چه برسد به کارِ نکرده! اساسِ ایده خوب بود و مناسبِ اوضاعِ جدید منطقه. زمانی اسرائیل از اعراب واهمه داشت و باید برای یافتنِ متحد در ماورای اعراب، پیِ متحدانی در پشتِ سرِ کشورهای عربِ متخاصم میبود؛ اقدامی که نامش استراتژی پیرامونی است و خوانندگان «جامعه نو» با ترتیباتش آشنایند. حالا که آرمان فلسطینیها برای سلاطینِ عرب مرده و کشورهای آنها در حال ادغام در ترتیباتِ تازه و مادیتری در منطقه هستند، چه نیازی به استراتژیهای قدیمی؟
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔸سپر عربی!
▫️تحریریه جامعه نو: در دهۀ گذشتۀ میلادی، دو نفر بودند که خود و دستیارانشان هر کاری کردند، خرابکاری شد! چیزهایی را به چاه انداختند که چهل نفر عاقل هم نمیتوانند درآورند. نفر دوم، آقای ترامپ، چند هدف و شعار داشت که همه را خراب کرد: معروفترینِ آنها تقویت اقتصاد آمریکا در برابر چین، حل مسئله با کره شمالی و برقراریِ رابطۀ ایران و ایالاتمتحده بود. در هر سه شکست خورد ولی اموراتِ فرعیتری هم بود که در آنها نیز گند زد اما خیلی معروف نشدند. از جملۀ آنها یک برنامۀ طراحیشدۀ پنتاگون برای ایجاد یک پیکرۀ واحد دفاعی برای کشورهای عربیِ زیرِ سپهرِ امنیتی امریکا بود که ترامپ آن را به اقدامِ نمایشیِ بیثمری تبدیل کرد: ناتوی عربی! یک اسمِ پر طمطراق و خوشتیتر برای مطبوعات؛ اما چون فهم ترامپ از سیاست، داخل آن شد، با وجود برگزاریِ مانورِ مشترکِ شش کشور عربی و برگزاری کنفرانس، در نهایت یک اقدام تبلیغاتیِ آبدوغخیاری شد. از دامادش جراد و وزیر خارجهاش پومپئو چیز بیشتری درنمیآمد. حتی آن نامگذاریِ فکرشده هم (که از نامِ جدِ مشترکِ ادیانِ مخاصمهجوی خاورمیانه به نام «پیمان ابراهیم» گرفته شده بود) کمکی نکرد.
اما طرح پنتاگون که گویا اسرائیل هم پیشاپیش از آن خبر داشت زمین نماند. اسرائیلیها آن را از آن خود کردند. نیازی هم به نامِ پرآوازه نداشت. آنها اهداف استراتژیک را توی بوق نمیکنند و کارهای کرده را پنهان میکنند، چه برسد به کارِ نکرده! اساسِ ایده خوب بود و مناسبِ اوضاعِ جدید منطقه. زمانی اسرائیل از اعراب واهمه داشت و باید برای یافتنِ متحد در ماورای اعراب، پیِ متحدانی در پشتِ سرِ کشورهای عربِ متخاصم میبود؛ اقدامی که نامش استراتژی پیرامونی است و خوانندگان «جامعه نو» با ترتیباتش آشنایند. حالا که آرمان فلسطینیها برای سلاطینِ عرب مرده و کشورهای آنها در حال ادغام در ترتیباتِ تازه و مادیتری در منطقه هستند، چه نیازی به استراتژیهای قدیمی؟
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
سپر عربی!
تحریریه جامعه نو: در دهۀ گذشتۀ میلادی، دو نفر بودند که خود و دستیارانشان هر کاری کردند، خرابکاری شد! چیزهایی را به چاه انداختند که چهل نفر عاقل هم نمیتوانند درآورند. نفر دوم، آقای ترامپ، چند هدف و شعار داشت که همه را خراب کرد: معروفترینِ آنها تقویت…
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران ایران
«تجربه» با تصویر جلدی از رضا براهنی روی پیشخوان
.
شماره جدید مجله تجربه با تصویر جلدی از رضا براهنی (شاعر و نویسنده نامدار) و صفحاتی ویژه نقش و تاثیرش در ادبیات معاصر و حاشیههای درگذشتِ او منتشر شد.
در بخش چهرهماه این شماره یادنامه رضا براهنی را میخوانید با آثار و گفتاری از شیوا ارسطویی، محمد آزرم، احمد ابوالفتحی، علی مسعودینیا، فاطمه احمدیآذر، صابر محمدی، سعید برآبادی، پیمان طالبی، پردیس سیاسی و شعرهای منتشر نشدهای از او به ترجمه تورج صابریوند.
گفتگویی تفصیلی با بهمن فرمانآرا دربارهی تب قجریزه شدن سینمای ایران هم از دیگر مطالب این شماره است.
مدیر مسئول "تجربه" کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد.
@journalistsclub1
.
شماره جدید مجله تجربه با تصویر جلدی از رضا براهنی (شاعر و نویسنده نامدار) و صفحاتی ویژه نقش و تاثیرش در ادبیات معاصر و حاشیههای درگذشتِ او منتشر شد.
در بخش چهرهماه این شماره یادنامه رضا براهنی را میخوانید با آثار و گفتاری از شیوا ارسطویی، محمد آزرم، احمد ابوالفتحی، علی مسعودینیا، فاطمه احمدیآذر، صابر محمدی، سعید برآبادی، پیمان طالبی، پردیس سیاسی و شعرهای منتشر نشدهای از او به ترجمه تورج صابریوند.
گفتگویی تفصیلی با بهمن فرمانآرا دربارهی تب قجریزه شدن سینمای ایران هم از دیگر مطالب این شماره است.
مدیر مسئول "تجربه" کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد.
@journalistsclub1
#الف
🔸از گوشۀ زندان میآید؟
▫️شورای سردبیری: در سال ۲۰۱۴ دولت عربستان جوانِ وبلاگنویسی به نام رائف بداوی را به اتهام سیاسی و البته با پوششِ توهین به اسلام دستگیر و زندانی کرد. اتهامش تبلیغِ لیبرالیسم در سایتی با عنوان لیبرالیسم هم بود و همین اتهام، جامعۀ جهانی (طبعاً سازمانها و دولتهای لیبرال غربی) را در تبدیلِ او به یک زندانیِ مشهورِ بینالمللی تشویق کرد. سالی بعد از محکومیت، دولتِ لیبرال کانادا در اولین گامِ خود، خانوادۀ او را به کانادا برد و از اولین کارهای وزیر امور خارجهاش این بود که برای آزادی او اقداماتی مخفی را شروع کند (این کارِ وزیر امور خارجه سه سال بعد افشا شد). کارزارِ حمایت از بداوی به آنجا کشید که حتی هیلاری، وزیر خارجۀ امریکا و میشل اوباما، دو نفری با خواهرش سمر، عکس تبلیغاتی گرفتند و... بداوی بعداً آزاد شد و احتمالاً الآن در نیمکرۀ غربی پژوهشگرِ مهمان یا در حال اخذ دکتری است.
این نوع داستانها را در ایران دو گروه کج و کدر میبینند: اهلِ امنیت و سیاست حکومتی، از همین خلاصه داستان نتیجه میگیرند الآن آقای بداوی و کل خانوادهاش جاسوسِ غرباند و میخواهند در عربستان نفوذ کنند. در مقابل، آنها که در برابرِ رفتارِ دوگانۀ دولتهای غربی در زمینۀ حقوق بشر چشم میبندند و در فعالیتهای حقوق بشری آنها جز حسننیت و انساندوستی نمیبینند، از ابعادِ سیاسیِ چنین موقعیتهایی غفلت دارند و اهداف و نتایجِ درازمدتی در آنها نمیبینند. احتمالاً در عربستان هم نگاه و نظرِ افراد در همین دوگانه جا میشود چون آنجا هم، سلطنتِ استبدادی است و زمینۀ اجتماعی و افکار عمومیاش با ایران مشابه است!
نکتۀ الفِ امروز این است که همان سال، ۱۵۰ نفر در عربستان اعدام شدند و هزاران زندانی سیاسی در زندانهای عربستان در گمنامی پوسیدند و تباه شدند اما کسی توجه نکرد. مثلا محکومیت دکتر زهیر کتبی که در گفتگو با یک شبکۀ تلویزیونی صرفاً خواستار اصلاحات و کاهش سرکوب شده بود نظر کسی را جلب نکرد.او پس از مدتها بازجویی به چهار سال زندان، پنج سال محرومیت از سفر و دو سال خودداری از اظهار عقیدۀ عمومی محکوم شد.
البته نمیشود انتظار داشت هرکس به دلایل سیاسی مقیم زندان شد مقیمِ رسانهها هم بشود و دولتها بیفتند دنبال آزادیاش، ولی بهعنوان واقعیتِ خارج از اراده، آنچه معمولاً رخ میدهد این است که زندانیانِ سیاسیِ معینی موقعیتی برجسته مییابند و هزاران زندانیِ سیاسیِ گمنام، در تاریخ فراموش میشوند. اتفاقاً ایران یکی از کشورهایی است که بهشدت با این پدیده روبروست: هزاران دانشجو، معلم، کارگر، نویسنده، حقوقدان، زنانی شیردل و مردانی مقاوم، مقیمِ زندانها و گرفتارِ قاضیانی قسیاند و کسی جز خانوادههایشان نگران آنها نیست. در عوض، زندانیان سیاسیِ برجسته، سلبریتی، مشهور، آیندهدار و«کینگسایز» هم داریم که یکصدمِ توجهی که به زندگی، نظر و حتی تحرکِ اعضای خانوادۀ آنهامیشود، به دیگر زندانیان نمیشود. چرا؟
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔸از گوشۀ زندان میآید؟
▫️شورای سردبیری: در سال ۲۰۱۴ دولت عربستان جوانِ وبلاگنویسی به نام رائف بداوی را به اتهام سیاسی و البته با پوششِ توهین به اسلام دستگیر و زندانی کرد. اتهامش تبلیغِ لیبرالیسم در سایتی با عنوان لیبرالیسم هم بود و همین اتهام، جامعۀ جهانی (طبعاً سازمانها و دولتهای لیبرال غربی) را در تبدیلِ او به یک زندانیِ مشهورِ بینالمللی تشویق کرد. سالی بعد از محکومیت، دولتِ لیبرال کانادا در اولین گامِ خود، خانوادۀ او را به کانادا برد و از اولین کارهای وزیر امور خارجهاش این بود که برای آزادی او اقداماتی مخفی را شروع کند (این کارِ وزیر امور خارجه سه سال بعد افشا شد). کارزارِ حمایت از بداوی به آنجا کشید که حتی هیلاری، وزیر خارجۀ امریکا و میشل اوباما، دو نفری با خواهرش سمر، عکس تبلیغاتی گرفتند و... بداوی بعداً آزاد شد و احتمالاً الآن در نیمکرۀ غربی پژوهشگرِ مهمان یا در حال اخذ دکتری است.
این نوع داستانها را در ایران دو گروه کج و کدر میبینند: اهلِ امنیت و سیاست حکومتی، از همین خلاصه داستان نتیجه میگیرند الآن آقای بداوی و کل خانوادهاش جاسوسِ غرباند و میخواهند در عربستان نفوذ کنند. در مقابل، آنها که در برابرِ رفتارِ دوگانۀ دولتهای غربی در زمینۀ حقوق بشر چشم میبندند و در فعالیتهای حقوق بشری آنها جز حسننیت و انساندوستی نمیبینند، از ابعادِ سیاسیِ چنین موقعیتهایی غفلت دارند و اهداف و نتایجِ درازمدتی در آنها نمیبینند. احتمالاً در عربستان هم نگاه و نظرِ افراد در همین دوگانه جا میشود چون آنجا هم، سلطنتِ استبدادی است و زمینۀ اجتماعی و افکار عمومیاش با ایران مشابه است!
نکتۀ الفِ امروز این است که همان سال، ۱۵۰ نفر در عربستان اعدام شدند و هزاران زندانی سیاسی در زندانهای عربستان در گمنامی پوسیدند و تباه شدند اما کسی توجه نکرد. مثلا محکومیت دکتر زهیر کتبی که در گفتگو با یک شبکۀ تلویزیونی صرفاً خواستار اصلاحات و کاهش سرکوب شده بود نظر کسی را جلب نکرد.او پس از مدتها بازجویی به چهار سال زندان، پنج سال محرومیت از سفر و دو سال خودداری از اظهار عقیدۀ عمومی محکوم شد.
البته نمیشود انتظار داشت هرکس به دلایل سیاسی مقیم زندان شد مقیمِ رسانهها هم بشود و دولتها بیفتند دنبال آزادیاش، ولی بهعنوان واقعیتِ خارج از اراده، آنچه معمولاً رخ میدهد این است که زندانیانِ سیاسیِ معینی موقعیتی برجسته مییابند و هزاران زندانیِ سیاسیِ گمنام، در تاریخ فراموش میشوند. اتفاقاً ایران یکی از کشورهایی است که بهشدت با این پدیده روبروست: هزاران دانشجو، معلم، کارگر، نویسنده، حقوقدان، زنانی شیردل و مردانی مقاوم، مقیمِ زندانها و گرفتارِ قاضیانی قسیاند و کسی جز خانوادههایشان نگران آنها نیست. در عوض، زندانیان سیاسیِ برجسته، سلبریتی، مشهور، آیندهدار و«کینگسایز» هم داریم که یکصدمِ توجهی که به زندگی، نظر و حتی تحرکِ اعضای خانوادۀ آنهامیشود، به دیگر زندانیان نمیشود. چرا؟
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
از گوشۀ زندان میآید؟
شورای سردبیری: در سال ۲۰۱۴ دولت عربستان جوانِ وبلاگنویسی به نام رائف بداوی را به اتهام سیاسی و البته با پوششِ توهین به اسلام دستگیر و زندانی کرد. اتهامش تبلیغِ لیبرالیسم در سایتی با عنوان لیبرالیسم هم بود و همین اتهام، جامعۀ جهانی (طبعاً سازمانها و دولتهای…
جامعه نو
#الف 🔸از گوشۀ زندان میآید؟ ▫️شورای سردبیری: در سال ۲۰۱۴ دولت عربستان جوانِ وبلاگنویسی به نام رائف بداوی را به اتهام سیاسی و البته با پوششِ توهین به اسلام دستگیر و زندانی کرد. اتهامش تبلیغِ لیبرالیسم در سایتی با عنوان لیبرالیسم هم بود و همین اتهام، جامعۀ…
🔸با عرض پوزش از خوانندگان ارجمند، نشانی مقاله مورد اشاره در #الف پیشین به قرار زیر است:
https://academic.oup.com/isq/article/65/4/999/6159029?login=true
https://academic.oup.com/isq/article/65/4/999/6159029?login=true
OUP Academic
International Attention and the Treatment of Political Prisoners
Abstract. Does international attention to political prisoners make them more likely to be released? The political science literature provides theoretical reason
▫️پرسش یکی از همراهان جامعهنو:
امکان امید بستن به فایده اش کمتر است؟
▫️پاسخ جامعهنو:
خیردوست عزیز، "بیشتر" است. اشتباهی رخ نداده!
برخلاف بسیاری،اعتقاد ما اینست که حکومت با حبس اشتباه آقای موسوی، نقش سیاسی ایشان را منجمد و برای آینده حفظ کرده. اگر روزی این نظام بدون فروپاشی به انتهای کوچه بنبست خود برسد و راه نجاتی جستجو کرده و بناچار بخواهدتغییر مسیر دهد و به واسطه معتبری بین خود و جامعه نیاز داشته باشد، به سراغ افرادی چون خاتمی و موسوی میرود و آقای موسوی معتمدترین فرد نزدبخش بزرگی از سازندگان افکار عمومی جامعه است. تجربیات بسیار نشان داده در چنین روندهای انتقالی احتمالی، شخصیت فرد واسطه بسیار مهم است و اگر آنچه گفتهایم رخ دهد و در آن روز خاص تاریخ ایران، موسوی از زندان اختر مستقیما به راس دولت انتقالی برود، احتمال گذر سیاوشوار ملت ایران از آتش بزرگی که سوختن این نظام به پا میکند افزایش می یابد.... زحمات همه ما زمانی ارزش بالاداردکه در گذر کم هزینه، توافقی، و مسالمت آمیز از حکومت شکستخورده دینی به نظامی عرفی نقش داشته باشد.
البته این از معدود امیدهای کم فروغ ماست، و خودمان این را میدانیم.
🆔 @jameeno
امکان امید بستن به فایده اش کمتر است؟
▫️پاسخ جامعهنو:
خیردوست عزیز، "بیشتر" است. اشتباهی رخ نداده!
برخلاف بسیاری،اعتقاد ما اینست که حکومت با حبس اشتباه آقای موسوی، نقش سیاسی ایشان را منجمد و برای آینده حفظ کرده. اگر روزی این نظام بدون فروپاشی به انتهای کوچه بنبست خود برسد و راه نجاتی جستجو کرده و بناچار بخواهدتغییر مسیر دهد و به واسطه معتبری بین خود و جامعه نیاز داشته باشد، به سراغ افرادی چون خاتمی و موسوی میرود و آقای موسوی معتمدترین فرد نزدبخش بزرگی از سازندگان افکار عمومی جامعه است. تجربیات بسیار نشان داده در چنین روندهای انتقالی احتمالی، شخصیت فرد واسطه بسیار مهم است و اگر آنچه گفتهایم رخ دهد و در آن روز خاص تاریخ ایران، موسوی از زندان اختر مستقیما به راس دولت انتقالی برود، احتمال گذر سیاوشوار ملت ایران از آتش بزرگی که سوختن این نظام به پا میکند افزایش می یابد.... زحمات همه ما زمانی ارزش بالاداردکه در گذر کم هزینه، توافقی، و مسالمت آمیز از حکومت شکستخورده دینی به نظامی عرفی نقش داشته باشد.
البته این از معدود امیدهای کم فروغ ماست، و خودمان این را میدانیم.
🆔 @jameeno