جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
Recent tabs.PDF
8.5 MB
🔺بی‌بی‌سی: صدور فتوای قتل رشدی را سید محمد خاتمی سازمان داد!

▫️جامعه نو: گزارش تازه بی‌بی‌سی فرضیه گرفتن فتوای قتل سلمان رشدی توسط سید محمد خاتمی از آیت‌الله خمینی را در قالب گزارشی درباره سهم کلیم صدیقی در صدور فتوا مطرح کرده است.

این گزارش طبق گفته‌های صدیقی، از  رهبران مسلمانان انگلیس و به نقل از یک امام دیگر انگلیسی مدعی‌ست روز پیش از صدور فتوا "یک‌ وزیر ایرانی" در گوشه‌ای از فرودگاه مهرآباد با صدیقی دیدار کرده و پس از آن نزد آقای خمینی رفته و ساعاتی بعد، فتوای قتل رشدی صادر شده. گزارش بی‌بی‌سی بدون ذکر منبع وزیر یاد شده را سید محمد خاتمی معرفی کرده است.

استدلال متهم شدن خاتمی این است که صدیقی به دوست خود گفته "وزیر ایرانی" نظر او را درباره کتاب آیات شیطانی پرسیده و او گفته یک نفر باید اقدامی کند.

اخیرا پس از حمله منجر به جرح سلمان رشدی، هویت کسی که گزارشش به صدور فتوای قتل انجامید مطرح شد و جامعه نو از عطا‌الله‌مهاجرانی خواست به جای طفره رفتن درباره دستمزد کتابش درنقد آیات شیطانی، به شناسایی هویت گیرنده فتوا کمک کند.
حال مشخص شده قبل از صدور فتوا کسی در ایران از محتوای کتاب خبر نداشته!

🆔 @jameeno
#الف

🔻سرقت!
 
▫️شورای سردبیری: خیلی سال پیش، در محیط‌های کارگری یک شوخی بود که حالا تقریباً نیست: تظاهرِ افراد به اینکه به اسم میوه یا خوراکیِ دیگری حساس‌اند و اگر کسی اسم آن را بیاورد اخم و گوینده را برای تنبیه دنبال می‌کنند. آن‌قدر شایع بود که در برخی کارخانه‌ها اگر کسی چنین اعلامی نکرده بود و او را به آن نام (حسن گلابی، تقی پیاز، احمد خربزه و...) نمی‌خواندند احساس می‌کرد بی‌اهمیت است و همکاران صمیمی ندارد. علتش ساده بود: آن القابِ مسخره، نوعی پلاکِ هویتی بودند. القابیِ شوخ‌طبعانه برای کارگرانِ ساده‌ای که هیچ کیفیتِ متمایزی با دیگران نداشتند: نوعی تفاوت، برجستگی، و درعین‌حال نشانۀ پیوند به یک جمعیت؛ یکی از نیازهای بنیادین بشر. ابتدایی‌ترین شکلِ نائل آمدن به هویت!
  
ابعاد بزرگ‌تر آن حس در عرصه‌های دیگر مشهود است. مثلاً در هواداری از یک تیم فوتبال تا حد تعصب و حتی زدوخورد به خاطر آن. فقط در ایران هم نیست و پدیده‌ای جهانی است. ربطی به موقعیت اجتماعی و تحصیلات هم ندارد و چه بسیار خبرنگار که تخصصش در رجزخوانیِ متعصبانه فوتبالی، بیشتر از توضیح و تفسیر اخبار است. جوهرۀ مشترک همۀ این‌ها نیز احساسِ خوشِ داشتنِ هویت جمعی و جزئی از یک جمعِ بزرگ‌تر بودن و طبعاً، قوی‌تر بودن است. این پدیده‌ای شناخته‌شده و از مدت‌ها پیش، تحلیل‌شده است و نقطۀ اوج آن وقتی است که شخص در جمع حل می‌شود و فردیتِ خود را به‌کلی و به نفع کسب هویت جمعی وامی‌گذارد. احزاب فاشیست که در یک ایدئولوژیِ ابداعی و یک ابررهبرِ فرهمند، تجسم و تبلور می‌یابند بهترین مثال چنین موقعیتی هستند. وانهادنِ فردیت در اختیار تربیت و منش و کدهای رفتاریِ جمعی، غرق شدن در عظمتِ سان و رژه و راهپیمایی و تقلید از جمع در پرستشِ یک رهبر، پدیدۀ عامِ این‌گونه احزاب، رژیم‌های سیاسی و فرقه‌های مذهبی است. چنانچه کسی فردیت و هویتِ شخصی نداشته باشد، به‌راحتی و عمیقاً در دسته‌های شکل‌گرفته بر مبنای باور (آراء یا ادیانِ بدل شده به ایدئولوژی) حل می‌شود. اشخاص هویت‌نایافته، کوزه‌ای خشک و خالی‌اند که می‌توان آن را از ایده یا باوری خاص لبالب کرد. از همین روست که لمپن‌ها (بی‌سواد، فاقد تربیت، بی‌نسب و خانواده و معمولاً رشد یافته در خشونتِ زندگیِ خیابانی) اولین و بهترین اعضای دارودسته‌های قدرت‌سازِ سازمان‌ها و رژیم‌های فاشیست‌اند. شعبان بی‌مخ و دارودستۀ لات‌های اطرافش، لات‌های درگاه‌نشینِ کاشانی و لات‌های میدان که یک دهه بعد از آن‌ها نیروی مؤثرِ خیابان بودند، معروف‌ترین نمونۀ این لمپن‌های هویت‌یافته بوده‌اند.
 
🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸لزوم توجه به عدالت در امور معنوی

🖌اسداله شمائی

▫️اغلب انسان‌ها یک وطن بیشتر ندارند.وطن و امکانات وطن باید تا حد امکان به صورت مساوی بین هموطنان توزیع گردد.همچنانکه حق بهره‌مندی یکسان عموم شهروندان از آموزش عمومی و سلامت و بهداشت جسمانی  در قانون اساسی آمده،در امور معنوی و روحی نیز باید امکانات کشور باید عادلانه توزیع شود.
توجه بیمارگونه و افراطی به علائق و گرایش‌های فکری و ذوقی و معنوی بخشی از جامعه و ترویج شبانه‌روزی یک سبک زندگی و بسیج کل کشور برای رفاه یک عده بقیه را آزرده می کند.
حکومت حق ندارد هموطنان را به شهروندان درجه یک و دو تقسیم کند.
قدرت و بیت المال نزد افراد امانت است.مسئولان امور حق ندارند حق عمومی اکثریت شهروندان را صرف  بخشی از شهروندان بکنند.
سفر و تفریح نیاز عموم افراد است.اگر دولت می خواهد یارانهٔ سفر بدهد باید به همه این یارانه و کمک را بدهد. هر کس هر جا دوست دارد سفر کند.
بخشیدن از بیت المال به یک بخش از جامعه درست نیست.
ما همه فرزندان یک خانه‌ایم.نمی شود در خانه سفره ای پهن کرد و بقیه را محروم کرد.

🆔 @jameeno
#الف

🔸اسرائیل چه می‌خواهد؟

▫️تحریریۀ جامعه ‌نو: ضربه پشت ضربه! پس از وقفه‌ای کوتاه، اسرائیل در مناطقِ در دسترسِ سوریه و در عمق کشور، در حال زدن ضربه است و فارغ از اینکه پاسخی بگیرد یا نه این پرسش را پیش می‌آورد که اساساً اسرائیل چه می‌خواهد و کارِ او با ایران به کجا ختم می‌شود؟ دنبال پاسخش باشیم.

هنگامی‌که اسرائیل توانست طی عملیات پیچیده‌ای اسرار هسته‌ای ایران را سرقت کند و نشان دهد در واقعیت می‌توان کارهایی کرد که قوۀ تخیلِ برترین سناریونویسانِ هالیوود هم به‌پای آن نمی‌رسد، یا هنگامی‌که توانست با یک ترورِ ماهواره‌ای، نفر اول برنامۀ هسته‌ای ایران را شهید و از صحنه خارج کند، یک سخنِ وزیر سابق اطلاعات ایران طنینی بلند در اذهان یافت: «نفوذ موساد در بخش‌های مختلف کشور به حدی است که جا دارد همۀ مسئولان جمهوری اسلامی، نگران جانشان باشند». 

اما علیرغم آنکه رخنه‌های اسرائیل در صنایع هسته‌ای ایران تکرار شد، دو چیز رخ نداد: کسی از مسئولان جمهوری اسلامی ترور نشد، کسی هم از میان آن‌ها (که این‌همه آسیب زده بودند) دستگیر نشد. راستش نه فلان مسئولِ دفترِ مقامِ درجۀ سه می‌توانست «آن» باشد و نه کاترین شکدم آنقدر بالا رفته بود که دستش به اسرار برسد. بنابراین هنوز سؤالات زیادی هست. 

اول روشن کنیم که این الف نمی‌خواهد کسی از مقامات و مسئولان را به جاسوسی برای اسرائیل متهم کند و احیاناً طعنه و گوشه‌ای بزند اما به‌جد پیِ پاسخِ این پرسش است که واقعیت ماجرا چیست و همۀ آنچه رخ می‌دهد و رخ نمی‌دهد، از چه چیزهایی خبر می‌دهد. اصلِ پرسش نیز این است که در صحنۀ سیاست جهانی، اسرائیلِ پر نفوذ در کشور ما، از جان ایران چه می‌خواهد و آزارهایش از بهر چیست؟ به زبان دانشگاهی، منطق سیاسی و ملاحظات استراتژیک حاکم بر ماهیت رابطۀ پیچیدۀ اسرائیل و ایران چیست؟

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید.
#الف

🔹گازانبر!

▫️شورای سردبیری: در افقِ نه‌چندان دور، ایران با دو تهدیدِ بیرونیِ مرزی مواجه است که یکی از آن‌ها نتیجۀ نابخردی حکومت و در حال افزایش است و دیگری نه حاصلِ نادانیِ حکومت، بلکه محصولِ نادانیِ حکومت همسایه است: تهدیدهایی در شرق و شمال غرب؛ افغانستان و ترکیه!

علیرغم آنچه در ظاهر و به کمک تبلیغات دیده می‌شود، علیه ایران از سوی اسرائیل و ایالات‌متحده یا اعرابِ کاسب‌مسلکِ جنوبِ خلیج‌فارس، تهدیدِ مستقیمِ ‌تهاجمی وجود ندارد و آسیب‌پذیریِ پتانسیل‌دارِ کشور (در درازمدت) از نقاط دیگری است. تقریباً همانند دوران نخستِ رویارویی صفویه با حکومت‌های همسایه است که تحریکاتی، طوایف ازبک و افغانِ در شرق را به خطر تبدیل می‌کرد و جنگِ قدرت با خلافت عثمانی، فشاری نظامی از جانب غرب بر دربار صفویه می‌آورد. این دو مرز، امروز نیز پرخطرترین مرزهای ایران‌اند. لزومی ندارد علاقه‌ای به مشابه‌انگاریِ موقعیت‌ها داشته باشیم تا بتوان چنین قیاسی کرد زیرا علیرغم گذشت ۴۰۰سال، موقعیت در این موردِ به‌خصوص (به طرز شگفتی‌آوری) چندان تغییر نکرده است: همان‌قدر که صفویان باید از طوایف افغان می‌ترسیدند، امروز ما نیز باید از طالبانِ کاشته‌شده در افغانستان بترسیم و همان‌قدر که خلافتِ عثمانی در رقابت بر سر قلمرو و قدرت با صفویان درگیر بود، باید از تلاشِ حکومتِ نوعثمانیِ اردوغان نیز نگران باشیم که آشکارا در نوارِ شمالِ غربیِ ایران توسعه‌طلبی می‌کند!

🆔 @jameeno


🔺اینجا بیشتر بخوانید
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺چرا ککمان نمی‌گزد؟

🖌اسداله شمائی

▫️کشور با مسائل بسیار روبه‌رو است و دورنمای روشنی هم نسبت به حل مسئله‌ها به چشم نمی‌خورد‌.
پرسش این است که چرا ما مردمان این همه فشار و بحران های دست ساز را تحمل می کنیم و ککمان هم نمی‌گزد؟
چرا صدایمان در نمی‌آید؟
آیا می ترسیم ؟
ترس نیست که ما را بی تفاوت کرده.
به نظرم این تسلیم و سکوت و انفعال ریشه‌ی عمیق فرهنگی دارد.
.
ما چه بپذیریم چه نپذیریم قضا و قدری هستیم.باور نداریم که خودمان مسئول سرنوشت و اتفاقات زندگی خودمان هستیم.معتقد نیستیم که زندگی در دست ماست و می توانیم بر آن حاکم و مسلط باشیم.
بر عکس معتقدیم بر آمده چاره ای نیست آن می شود که خدا می خواهد ما چه کاره ایم.
برگی نمی افتد مگر به اذن خدا.
این آموزه‌ها در عمق ذهن و زبان ما رسوخ کرده است که هر چه پیش می آید باید پیش می آمده و غیر از این وضع که داریم وضع دیگری نمی توانسته پیش بیاید.ما که باشیم در مقابل مشیت الهی عرض اندام کنیم.

سعدی در بوستان حکایتی را به نظم کشیده که این مشکل فرهنگی در آن آشکارا دیده می شود
در یکی از شهرهای شام ناامنی می شود و پیرمردی گرفتار شورشیان می شود.دست و پای پیرمرد را می بندند.پیرمرد تسلیم محض وقایع است در این وضع حرفی می زند که زبان حال ماست.
می گوید این شورشیان را خدا فرستاده و «باید چنین دشمنی دوست داشت» بدون اراده خدا محال است اتفاقی بیفتد.آن ها با اذن خدا بر ما ظلم می کنند چاره ای جز اطاعت از حاکمان نیست.سلطان ظل الله است و هر چه از دوست رسد نکوست‌
«اگر عز و جاه است و گر ذل و قید
من از حق شناسم، نه از عمرو و زید»

فرهنگ قضا و قدری ما را بیصدا تربیت کرده است.اعتراض زیربنای فرهنگی لازم دارد.انسان معترض تسلیم وقایع نیست وقایع را می سازد.
در فرهنگ خیامی و قضا و فدری آدمی رفتارهای روزمره اش را هم جزء علم خدا می داند.

من می خورم هر که چو من اهل بود
می خوردن من به نزد او سهل بود
می خوردن من حق ز ازل میدانست
گر می نخورم علم خدا جهل بود

در چنین فرهنگی غوطه‌وریم.هر بلایی سرمان بیاید جیکمان در نمی آید ککمان نمی گزد. گشت ارشاد بهانه است اجل مهسا امینی آن بوده که آن جا تمام می کرده.هر چه پیش آید خوش آید ما را چه رسد که با حکمت خداوند قهار و سلطان چون و چرا کنیم.باید شکر کنیم که نفسی فرو می رود و بر می آید.گرانی و هر بلایی از حضرت دوست است .در دانشکده های علوم انسانی را باید تخته کرد وقتی که به کار انسان نمی آید.

حکایت سعدی:


به شهری در از شام غوغا فتاد
گرفتند پیری مبارک نهاد
هنوز آن حدیثم به گوش اندر است
چو قیدش نهادند بر پای و دست
که گفت ار نه سلطان اشارت کند
که را زهره باشد که غارت کند؟
بباید چنین دشمنی دوست داشت
که می‌دانمش دوست بر من گماشت
اگر عز و جاه است و گر ذل و قید
من از حق شناسم، نه از عمرو و زید
ز علت مدار، ای خردمند، بیم
چو داروی تلخت فرستد حکیم
بخور هرچه آید ز دست حبیب
نه بیمار داناتر است از طبیب


غرض این که ما ملت قضا و قدری هر بلایی سرمان بیاید آخ نمی گوییم.
الخیر فی ما وقع.
تغییر این فرهنگ آسان نیست.
همه مراقبیم کلاهمان را باد نبرد.همه از این که زنده ایم راضی و خوشحال و دعاگو هستیم.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔻به بهانه پرکشیدن مهسا امینی: سیاست حجاب اجباری یا سیاست کشف حجاب

🖌امیرحسین علینقی

🔸در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

▫️در ماجرای حادثه بازداشت‌گاه وزراء و پر کشیدن مهسا امینی، میهمان جوان پایتخت‌نشینان، می‌توان به نکات متعددی اشاره کرد. می‌توان به میهمان‌نوازی پلیس تهران اشاره کرد که اکنون آوازه‌اش جهان‌گیر است. می‌توان به نماد جوانی و شادابی اشاره کرد که در بی‌پناهی، در حدفاصل خروجی مترو تا تخت بیمارستان، لحظاتی منحصر و سخت را تجربه کرده است. می‌توان روایت دخترانی را شنید که برای مواجه نشدن با یونیفورم پوشان متولی امنیت‌شان، ریسک مواجهه با زورگیران را، در انتخاب مسیرهای ناامن‌تر و خلوت‌تر شهر، به جان می‌خرند. می‌توان به شوراهای عالی و غیرعالی غیرقانونی، فاقد جایگاه و من در آوردی‌ای پرداخت که به تصویب الزاماتی می‌پردازند که حتی در قلمرو صلاحیت‌های پارلمان کشور نیز نیست. می‌توان از ستادهایی گفت که گویی قوه مجریه کشورند و در جایگاه اجرایی، با امر به این و نهی از آن و با ارتزاق از ثروت مردم این سرزمین، در کار نابودی ساختار نهادهای رسمی این کشورند که به تصویب همین مردم رسیده است. می‌توان از رئیس‌جمهوری گفت که در لباس پیامبر خدا، آشکارا نقض پیمان می‌کند، گویی که دختران این سرزمین را مدیرانی می‌بیند که می‌بایست برایشان گشت ارشاد مدیران تدارک دید. می‌توان از پلیسی سخن گفت که عملاً دفاع از امنیت مردم را در مقابل متعرضان و زورگیران و... رها کرده و، حسب اعلام خودش، در کار ارشاد و توجیه و آموزش اجباری و ایجاد خطوط ون‌رانی یک‌طرفه در سطح شهر، از مبادی مختلف به خیابان وزراست. می‌توان از حکومتی گفت که آزموده‌ها را می‌آزماید و باز هم می‌آزماید و باز هم می‌آزماید. می‌توان از روحانیونی گفت که با ما از دین رحمانی می‌گفتند و از امیرالمومنینش در ماجرای ظلم بر پیرزن یهودی، روحانیونی که بنا بود در صف اول مبارزه با ظلم باشند، روحانیونی که اهل تدبیر و سیاست بوده و آگاه به زمان و مدیر و مدبر باشند.... در این میان اما، تلاش می‌کنم تا آثار آنچه بر یک انسان، یک ایرانی و دختری سقزی، و دیگر دختران این کشور، رفته و می‌رود را از زاویه دیگری بررسی کنم.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺انتخابات آزاد راه‌حل اصلی برای حل مسائل جامعه است.

🖌اسداله شمائی


۱-قلم و گلویی که انصاف نداشته باشد ضررش بیشتر از منفعتش است.
۲_انسان منصف خدمات و موفقیت ها را انکار نمی کند.
۳_بدنه اداری،اجرایی و عملیاتی نظام سالم و خادم است.
۴_ هر ایرانی آزاده‌ای مخالف براندازی و فروپاشی نظام و دخالت نیروی نظامی خارجی است.

مجریان امور فرزندان این آب و خاک هستند و از پول ملت و ثروت ملی تجربه اندوخته اند.فردا هم به آن ها نیازمندیم.
از مدیران و کارکنان بخش های برق و آب و گاز و بنزین و انرژی کشورم ممنونم.بخش های بزرگی از کشورمان مشکل انرژی ندارد.آب و برق مدتهاست قطع نمی شود.ممنونم.
نان در کشورم همیشه در دسترس است.از گندم کاران،کشاورزان، مدیران اداره غله گرفته تا نانوایان زحمتکش ممنونم.
از تأمین کنندگان امنیت و نظم از سپاه و ارتش و نیروی انتظامی و قوه قضائیه و قاضیان و وکلای منصف و عادل ممنونم.
از همه ممنونم...
پس دردم چیست؟
از چه رنج می بریم؟
درد ما تبعیض است
درد ما سرکوب است
درد ما جمود است
درد ما نپذیرفتن انسان ها و دیگران است
درد ما بی احترامی به علم و یافته ها و تفاهمات بشری است
درد ما حکمرانی عقب مانده است
درد ما فاصله مردم و حاکمیت است
درد ما بی توجهی به اکثریت و افکار عمومی است
درد ما نشناختن جهان امروز و اقتضائات جهان امروز است.

ما ضمن احترام به خادمان خود و رضایت از موفقیت ها و سپاس از زحمات و خدمات بدنهٔ نظام اداری،اجرایی،نظامی،قضایی،
آموزشی و...همچنان به دنبال تحقق مشروطیت،آزادی،عدالت،قانون، تفکیک واقعی قوا هستیم.
انحصار و استبداد خلاقیت و استعدادها را تلف می کند، دیکتاتوری هیچ گروه و قشری را نمی خواهیم.
«میزان رأی ملت است» را باور داریم و آن را مصلحت و پُز و نمایش نمی دانیم و نمی خواهیم.
ما قدرشناس هستیم و دوست نداریم کشورمان دچار تلاطم شود. خواهان بازگشت نظام به مردم و اعتماد مجدد مردم به نظام هستیم.
خون هیچ کس رنگین تر نیست.
همه برابر هستیم.
همه در یک کشتی هستیم.
ما باید با هم باشیم.
بدون آشتی واقعی در داخل و احترام به حقوق ملت و آزادی های اساسی، توافق با قدرت های جهانی فایده ندارد.
بدون اقناع مردم اقناع جامعهٔ جهانی ممکن نیست.
مردم دیگر نمی خواهند شعار بشنوند آن ها می خواهند به پیمان های جهانی بپیوندند.ما می خواهیم یک کشور معمولی باشیم و از این که همیشه در شرایط حساس کنونی باشیم خسته شده ایم‌.
مسائل جامعه زیاد است.بدون  مردم مسائل جامعه حل نمی شود.مردم مساله نیستند راه حل هستند.
دشمنان زمانی مأیوس می شوند که مردم به اصلاحات و تغییرات واقعی امیدوار شوند.
انتخابات آزاد راه‌حل اصلی برای حل مسائل کشور است.مردم صاحبان اصلی کشور هستند چرا از مردم و انتخاب مردم می‌ترسید؟زمانهٔ «صلاح مملکت خسروان دانند»دیری است که گذشته است.
امروز ملت صلاح خود را بهتر می داند. رأی آزادانه تک تک انسان‌هاست که امور را اصلاح می کند.حکومت با رأی آزادانه قدرت واقعی پیدا می کند.حکومت به مردم محتاج است.

گرچه محتاجیم، چشم اغنیا بر دست ماست
هر کجا دیدیم، آب از جو به دریا می رود
(کلیم همدانی)

🆔 @jameeno
#الف

🔸فیصله!

▫️شورای سردبیری: پیچ‌های تاریخیِ یک جامعه، مانند پیچ‌های یک جادۀ کوهستانی مشخصات فنی دارند. شاید عبارت مشخصات فنی دربارۀ پیچ‌های مسیرِ تاریخ عجیب باشد اما به‌واقع، مسیر تاریخ و جوامعی که از آن عبور می‌کنند، مانند پیچِ جاده‌ها و وسایلِ عبورکننده از آن‌ها مشخصاتِ فنی دارند که در امکانِ عبورِ امن مؤثرند. وضعیت کنونیِ ایران و عزمِ بخشِ وسیعی از جامعه برای تغییرِ وضعیت نیز چنین است. مردمِ ایران در عبور از گردنۀ تغییرِ یک نظام سیاسیِ نامطلوب و مضر، با چه کیفیاتی مواجه‌اند و چقدر توانِ پیمایش دارند؟ پاسخ در همان مشخصاتِ فنیِ گردنه و عبورکننده است. نگاهی به این مشخصات فنی بیندازیم.

۱ - ریشه و پایداری
نظامِ حاکم در ایران، پیکرۀ خوش‌بنیانی است: ریشه‌‌اش عمیق‌ترین باورهای وسیع‌ترین بخشِ جامعه، یعنی باورهای مذهبیِ توده است! این بنیان همچون ستونِ مرکزیِ یک آسمان‌خراشِ عظیم، همۀ نیک و بدِ حکومت را بر خود گرفته و آن را چهار دهه استوار نگه‌داشته است. چهل سال اشتباهاتِ فردی و خطاهای شناختی، تعارضات در ساختارِ حقوقی و قراضگیِ سیستمی، بلاهت اقتصادی، تکثیرِ موریانۀ فساد و حکومت‌پناه شدنِ فاسدان و غارتگران و ایضاً زورگوییِ انواع شحنه و گزمه و عسس و محتسب به شهروندان، هنوز آن ستونِ محوری را از زیر پای حکومت بیرون نکشیده است. فروریختنِ بسیاری از اجزای استوار بر این ستونِ مرکزی، هر روز رخ داده ولی ریشۀ ستون هنوز در عمق زمین است. روزی نیست که از فساد اقتصادی، ستم اجتماعی، گاف سیاسی، رسواییِ خارجی و بی‌شعوریِ ارکان پرده‌ برنگیرند ولی نباید حیرت کرد که چگونه هنوز استوار است و کُری می‌خواند و قدمی به عقب برنمی‌دارد. ساختمانِ تجارت جهانیِ نیویورک، صد سالِ دیگر هم سر پا بود اگر آن هواپیمای غول‌پیکر با آن سرعت، ضربه‌ای چنان اساسی به آن نمی‌زد و ستونِ مرکزی‌اش را در آتشِ خود ذوب نمی‌کرد. حکومتِ ایران هم می‌تواند بسیار کیفور و غزل‌خوان باشد که فعلاً در افقِ نزدیکش سایۀ چنین ضربه‌ای دیده نمی‌شود.

۲ - ایدئولوژی و موریانه
مشخصۀ فنیِ مهمِ دوم در نظامِ کنونیِ ایران، ریشه در ضرورت‌های حفظ قدرت دارد. نظامِ زاده از انقلاب و بر دوش باورهای دینی، حالا باید آن دین را به ایدئولوژی تبدیل می‌کرد تا از چشمۀ قدرتِ آن دائماً بنوشد و استخوان‌هایش را محکم کند. برایش آشکار نبود که باورِ قدسی در استحاله به ایدئولوژی، به‌تدریج توان خود را از دست می‌دهد. ندیده بود که ناسیونالیسمِ آلمانی طی یک دهه و در تبدیل به ایدئولوژیِ ناسیونال‌سوسیالیسمِ نازی‌ها، از توان تهی شد! اینکه پس از سه دهه تلاشِ معمارانِ حکومت ایران برای تبدیلِ یک بنای خشت و گلیِ آرامش‌بخش و پر سایه به قلعه و برج و بارویی از سنگ و فولاد، با ناکامی و فروریختنِ همه‌چیز مواجهیم به همین دلیل است. تبدیلِ دین به ایدئولوژیِ قدرت، اشتباه بود و آشکار است که چگونه نقطه‌ضعفِ بزرگِ حکومت شده است. موریانه‌های حکومتی که خودشان نتیجۀ کارکردِ قدرتِ ایدئولوژیکِ استبدادی (توزیع رانت برای حفظ تمرکز قدرت) هستند، حسابِ اعتباریِ حکومت را نزد جامعه خالی و به‌تدریج توده‌ها را از آن دور کرده‌اند زیرا توهمِ «این‌همانی» بین ایدئولوژیِ حکومت و باور دینی نزد مردم از بین رفته «...حکومتی که متشکل از دزدان و فاسدان و تشکیلاتِ مافیایی است چه ربطی به خدا و پیر و پیغمبر دارد؟» این روندی است که هم‌اکنون در ایران جریان دارد و تنها کارِ اجتماعی که می‌توان برای نتیجه‌بخش بودنِ آن کرد، تسریعِ آن از طریق توزیعِ اطلاعات و توسعۀ فرهنگ است؛ همان علتِ دشمنیِ عمیقِ ارکان حکومت با فرهنگ، رسانه‌ها و شبکه‌های ارتباطی!
        
🔺اینجا بیشتر بخوانید.