جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺مروری بر موقعیت مناسبات خارجی ایران؛  میدان گازی آرش

🖌امیرحسین علینقی

▫️مناسبات خارجی و بین‌المللی کشورها بر بستری از توان و موقعیت عملی آنها در مقابل دیگران شکل می‌گیرد و این توان و اقتدار عملی کشورهاست که معین کننده گستره مانور هر کشور است. از این زاویه، به نظر می‌رسد که روند رو به رشد مسائل و مشکلات سیاست خارجی ایران در منطقه، از جمله، کریدور ارتباطی ایران در شمال و عملکرد حکومت  آذربایجان در این زمینه، موضوع جزیار سه‌گانه، برخورداری از حقابه هیرمند، و همچنین برخورد غیرمترقبه کویت و عربستان با موضوع میدان گازی آرش، نشان از آن دارد که اقتدار عملی ایران در به کرسی نشاندن کلامش، در مناسبات خود با کشورهای منطقه و همسایگانش، در سطح مطلوبی نیست و عملکرد سیاست خارجی کشور، نیازمند بازنگری جدی است. در همین روزها، روسیه، که بخشی از آبرو و سرمایه ایران خرج هم‌پیمانی با این کشور شده و بخش دیگرش هم در حمایت از عملکرد روسیه در اوکراین هزینه شده، در اقدام غیرمترقبه دیگری، آتشی بر موضع ایران در موضوع حساس جزایر سه‌گانه زد؛ همان‌کاری که هم‌پیمان دیگر ایران، چین، مدتی پیش انجام داده بود. گویا در حال ورود به عرصه ناخوشایندی از مناسبات خود در سیاست خارجی هستیم.
در ارتباط با تحولات پشت‌پرده و مذاکرات مربوط به میدان گازی آرش، ‌اطلاعات اندکی داریم. با این وصف، احتمالاً، اصل ماجرا به موضوع خطوط مبداء ایران در منطقه خلیج فارس و دریای عمان باز می‌گردد. در فقر منابع در دسترس، می‌توان نوع نگاه توأم با اعتماد به نفس حاکمان کویت و عربستان به این مساله را به همین موضوع و همچنین خالی بودن دست ایران در استخدام پیمانکاران کاربلد ارجاع داد.
در ارتباط با این موضوع، فعلاً از اشاره قانون مناطق دریایی ایران (۱۳۷۲) به تصویب‌نامه ۱۳۵۲ هیات وزیران صرفنظر می‌کنم و تلاش می‌کنم تا به واقعیت دیگری بپردازم که گویای حال و روز سیاست خارجی ایران در مقابل کشورهای کوچک و بزرگ منطقه است.
تصویبنامه ۱۳۵۲ هیات وزیران، که خطوط مبداء ایران در سواحل جنوبی کشور را مشخص کرده است، برای نزدیک به دو دهه، و برای سالها پس از ثبتش در اسناد سازمان ملل، اعتراضی را تجربه نکرده بود تا بتواند، طی همین مدت، موقعیت «عملی» خود را در حقوق بین‌الملل و روابط ایران با همسایگان در خلیج فارس تثبیت کند. این در حالی است که اکنون، احتمالاً، کشورهایی مانند کویت و عربستان، موقعیت سیاست خارجی ایران را در سطحی دیده‌اند تا رسماً و علناً به تمایل ایران برای بهره‌برداری از این میدان گازی اعتراض کنند و وزیر نفت کویت اعلام کند که «عربستان و کویت توافق نظر دارند که یک طرف مذاکره هستند و از ایران می‌خواهیم که ابتدا به ترسیم مرزهای دریایی بین المللی پایبند باشد.» موضعی که عیناً از سوی مقام‌های عربستانی نیز تکرار شده است (ایسنا، ۱۳ تیر ۱۴۰۲): دعوت به مذاکره ابتدایی برای تحدید مرزهای دریایی ایران با آنها.
از زاویه حقوقی و همچنین ناسیونالیستی برای ساعت‌ها می‌توان در این خصوص صحبت کرد. از این پرسش هم صرفنظر می‌کنم که حتی اگر امروز اراده کنیم تا اقدام به بهره‌برداری از این میدان گازی کنیم، آیا پیمان‌کارانی توانا حاضر به این کار هستند، یا اینکه ترجیح می‌دهند، در عصر تحریم‌ها، به سری که درد نمی‌کند، دستمال نبندند. اما پرسش اصلی این است که:
«چه شده است که کشورهایی که برای حدود دو دهه نسبت به تصویب‌نامه ۱۳۵۲ هیات وزیران اعتراض نکرده بودند، اکنون با اعتماد به نفس فراوان، ضمن اعلام بی‌حقی، ایرانی را که برد موشک‌هایش از مرزهای اروپا گذر می‌کند و پهبادهایش می‌تواند در دوردست‌ها جولان دهد به مذاکره برای ترسیم خطوط دریایی با خود دعوت می‌کنند؟»
احتمالاً پاسخ این پرسش را بتوان در مفهوم «خود آچمزی» جستجو کرد. احتمالا جزء معدود کشورهای عالم باشیم که تصمیم‌هایمان، بیش از تدابیر بیگانگان، خود ما را در تنگناهای بیشتر قرار می‌دهد و محدودیت بدیل‌های در دسترس‌مان را، به گوش فلک می‌رساند تا با خیال راحت، با کارت‌های خود، بازی کنند.
اگر چنین باشد، آنگاه باید برای سیاست خارجی کشور، فکری جدی کرد. شاید پیش از هر چیز، می‌بایست مدیریت کشور و سیاست خارجی آن را از این وضعیت «خود آچمزی» آزاد کرد. در آن صورت، و پس از بازگشت به شرایط عادی، احتمالاً، کسی نادیده گرفتن «مرزهای ایران» را، حتی، با خود نجوا هم نخواهد کرد و ثروت این مردم در منابع مشترکش با دیگر کشورها، صرف آبادانی این دیار خواهد شد.

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

اگر نظام این کشور نرمال بود، حکومتش متقلب کنکور را هم در دوره دانشجویی، هم زمانی که مدرک گرفته بود، و حتی پس از بیست سال کار با آن مدرک چند روز به زندان می‌انداخت و همه مدارکش را باطل می‌کرد.  حکومت انواع باج‌ها را به شارلاتان‌هایی که مثل خودش هستند و طبیعتاً با آن مشکل ندارند می‌دهد تا پایگاه اجتماعی‌اش را پرشمار نگه دارد.

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔸اشاره دائم به موضوع اشغال یا تصاحب خیابان از سوی دو طرف کشمکش، جدی، تعیین کننده و نشانه بارزی از این است که هر دوطرف دعوا به این نتیجه رسیده‌اند که  روند تحول رابطه جامعه -حکومت به سمت  یک رویارویی آخرالزمانی می‌رود: شورش محور، خونین، بی‌قاعده، شوم ، و منتهی به خلأ قدرت. بدترین سناریویی که می‌توان برای یک کشور متصور شد... و مشکل این است که انگارهیچ کس نمی‌تواند این روند را تغییر دهد!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔸دو ویدئوی اخیر که یکی را حکومت منتشر کرده (تهدید به تجاوز) و دیگری را مردم از تولد دوباره گشت ارشاد فرستاده‌اند گامهای تازه برای پس گرفتن خیابان توسط حکومت است که شتافتن به سوی رویارویی آخرالزمانی از کار در می‌آید. ارزیابی ما این است که حاصل تفوق موقت طرفداران سرکوب به هر قیمت بر عناصر واقع‌بین حکومتی است، اما در این مقطع به وقایع غیرقابل دفاع و هزیمت دوباره حکومت می‌انجامد. با این حال، عامل اصلی در پس زدن این هجمه‌های خیابانی، نترسیدن وحضور بیشتر در خیابان هست. همانطور که گفته‌ایم، تداوم این رودررویی گریز ناپذیر و منتهی به بحرانی عمیق‌تر است.

🆔 @jameeno
#الف

🔺پیچ سقوط!

▫️تحریریۀ جامعه ‌نو: نزدیک به هشتادسال پیش، وقتی آلمان در آستانۀ شکست و نابودی بود و متفقین از شرق و غرب به سویش می‌تاختند، اعضای متعصب حزب نازی بدون پذیرش شکست و هنوز در رؤیای سلطه بر اروپا، اعتقادات خود را تحکیم می‌کردند. نان و سیب‌زمینی پیدا نمی‌شد، سربازی برای رفتن به جبهه وجود نداشت، هیتلر و گوبلز برای محصلان چهارده‌ساله‌ای که از تفنگ‌های خود کوتاه‌تر بودند و باید به جبهه می‌رفتند سخنرانی آتشین می‌کردند و سربازان شوروی به دروازه‌های برلین رسیده بودند! نقل است که هیتلر در قرارگاه امن خود «آشیانۀ عقاب» دربارۀ سلاح نهایی بلوف می‌زد و ژنرال‌هایی که خود را به خریت می‌زدند از ترس فقط تأیید می‌کردند. نازی‌ها به خودشان دروغ می‌گفتند که اوضاع خوب است و به‌زودی ورق برمی‌گردد، درحالی‌که آن برلینِ منضبط و پر از سرودهای حماسی و فریادهای زنده‌باد پیشوا، در ناکامی و فقر و گرسنگی و سکوت و ناباوری غرق شده بود. آب و برق قطع بود، سر چهارراه‌ها پلیس نبود و هیچ‌کس باورش نمی‌شد این همان برلینِ منضبطی است که چند روز پیش رژه‌های سرشار از عشقِ پیشوا و سرخوشیِ سلطه بر جهان، به آن جلوه می‌بخشید. اگر خلاصه کنیم، در ماه مه ۱۹۴۵ وقتی هیتلر دستور داد همۀ صنایع و وسایل حمل‌ونقل و تأسیسات آلمان نابود شود، در هیچ دستگاه دولتی غیر از پلیس مخفی اس‌‌آ و ستاد گشتاپو، اصلاً مسئولی نبود که دستور پیشوا را اجرا کند. معلوم بود که از مدت‌ها پیش، فقط دو دستگاه پلیس مخفیِ سرکوب مردم آلمان و دستگاه تبلیغات، هنوز کار می‌کنند. ارگان‌های اداری نازی‌ها، قبل از خود نازی‌ها، رها شده و از کار افتاده بودند. آن دو دستگاه هم ونتیلاتورهای نازی‌ها بودند: دستگاه تنفس مصنوعی ایدئولوژی نازی در آخرین روزها!

تنفس ایدئولوژیک، آخرین فاز حفظ حیات رژیم‌های توتالیتر است که حکومت‌های استبدادیِ عازمِ مرحلۀ توتالیتاریسم نیز شباهت فراوانی به آن دارند: فرو کردن چنگالِ خونین در قدرت به واسطۀ ماشین سرکوب و دستگاه تبلیغات، درحالی‌که سایر ارگان‌ها از کار افتاده‌اند و فروپاشی و رهاشدگیِ آن‌ها شروع شده؛ تشنج‌های پیش از مرگ! این می‌تواند توصیفی از کل دستگاه حکمرانی رژیم‌های مزبور باشد در واپسین روزها. واپسین روزهایی که در قیاس تاریخ کم از سال‌ها نیستند و شاید سال‌ها طول بکشند. نتیجه آنکه اگر می‌خواهید ببینید یک حکومت در کدام مرحله از عمر خود قرار دارد، به کارآمدیِ دستگاه اداری و ماشین امنیتی آن بنگرید. در دوران سرازیریِ حکومت‌ها، ناتوانی‌شان در ادارۀ کشور، ادارۀ بازارها، کنترل متغیرهای اقتصاد، دستگاه تربیت ایدئولوژیک محصلان و ابتکار عمل داشتن در سیاست خارجی، افزایش می‌یابد و گره کار از دستشان درمی‌رود اما در عوض، دستگاه تبلیغاتِ کم‌اثرشان در همۀ ابعاد متورم می‌شود و ماشین سرکوب و حفظ امنیتشان با همۀ توان مقابل جامعه می‌ایستد؛ وقتی نمی‌توانی دست یاری به ملتی بدهی، مشت آهنین بالای سرش نگه دار!

حال می‌توانید فکر کنید که حکومت فعلیِ ایران در چه مرحله‌ای از حیات خود قرار دارد: آیا در ادارۀ کشور و انتظام امور  رو به بهبود است یا رو به افول؟ روندهای اقتصادی را در کنترل دارد یا سررشته‌ها را از کف داده؟ سیاست خارجی‌اش ورشکسته و انفعالی است یا واجد ابتکار عمل؟ و... دستگاه تبلیغات و ماشین سرکوب و حفظ امنیتش چه؟

هر نتیجه‌ای که بگیرید فقط چند توصیه از آن درمی‌آید:
۱ -چنین حکومتی را باید هر روز با ذکر وضعیتش شرمنده کرد و به موضع دفاعی فرستاد. حکومت حاضر به جنگ با جامعه و کشتن و کشته دادن است ولی حاضر به اصلاح یا گفتگو دربارۀ اصلاح نیست! برای گیر انداختنش نباید به اعتقادات و خطوط قرمزش کاری داشت و فقط باید حرف حساب زد و جواب خواست. باید مطالبه در برابرش گذاشت و جواب خواست. هر چه تا به حال حاصل شده، از همین راه بوده و من‌بعد نیز چنین خواهد بود.

۲- ناکارکردی دستگاه اداری و مدیریت امور، فساد گسترده و نظام‌مند، تبعیض‌های سرشار از تبهکاریِ عمّال حکومت، بی‌عدالتی و ستم طبقاتی، بی‌عرضگی و پخمگی مقامات و امثال آن، هرروز صدها نشانه از ناکارآمدی و تباهی حکومت به دست می‌دهند. هوش سیاسی باید این‌ها را تشخیص دهد و چرک حکومت را جلوی چشمش آورد.

۳ - بدیهی‌ست رسیدن به وضعیت یادشده به معنی بروز شرایط انقلاب نیست. توهم دربارۀ رسیدن زمان فروپاشی حکومت‌ها، آسیب‌های جانی و موقعیتی به جامعه می‌زند. وقتی ونتیلاتورها با دور بالا کار می‌کنند نباید فاز رویاروییِ نهایی گرفت. حکومت‌ها باید پوسیده باشند تا از درخت تاریخ سقوط کنند. دولت‌های خارجیِ رقیب، معمولاً پول خرج می‌کنند تا حکومت‌ها را درحال سقوط نشان دهند و مردم را به هماوردیِ آن‌ها بفرستند و باعث ایجاد دردسر شوند. خود مردم باید تشخیص دهند چه مطالبه‌ای ازحکومت داشته باشند و چه دستور کاری برای تعیین سرنوشت خود از تاریخ و تجربۀ ملی بگیرند!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔸با بوهایی که می‌آید و نشانه‌هایی که از تدارک کسانی درحکومت برای درگیری با جوانان به چشم می‌خورد تنها توصیه‌هایی که می‌توان برای خنثی کردن توطئه به جوانان  کرد افزایش حضور  اجتماعی، خرید و گردش دسته جمعی،  کنترل کامل خشم، و خودداری آگاهانه از درگیری است. تجربه نشان داده ترکیب حضور و آرامش  بهترین روش مقاومت است وتوطئه را در هم می‌شکند.

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔹مشکلاتی که ایران با طالبان  دارد برخلاف تصور آقای سفیر، توسط طالبان قابل حل نیست. زیرا از نظر طالبان این‌ها مشکل افغانستان نیستند، مشکل ایران‌اند: "مهاجر غیرقانونی، مواد مخدر، ناامنی ، آوارگان، حقابه، یک میلیون کارگر، و سالی یک میلیارد هزینه"

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔸انتخاب اول حکومت‌های استبدادی سرکوب جامعه و تک‌تک ناراضیان با گلوله و زندان است. اگر نتوانند، چند روش دیگر سراغ دارند: ترساندن، بی‌آبروکردن، تحقیر، و ساقط کردن از شغل و درآمد. حکومت در میانه آزمایش این آخری است!

عاقبت‌اندیش‌هایش می‌گویند شبانه و بی‌جنجال عقب بنشینیم، ابله‌ترین اجزایش می‌گویند برگردیم سراغ روش اول!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

▫️کسی در مورد کت درآوردن امیرعبداللهیان برای روسها و شاخ و شانه کشیدنش به هیجان نیاید: اگر حرفهایش بی مجوز و هماهنگی بود، باید به جای توقف درگیری (تقاضای پوتین) و راه‌حل سیاسی، می‌گفت تخلیه خاک اوکراین و مذاکره.

ایران باید ضمن اعلام این که گفته خواستار حفظ تمامیت ارضی اوکراین است، اعلام کند طرف متجاوز حق ندارد از سلاح ایرانی در آنجا استفاده کند.

چون آب رفته به جوی باز نمی‌گردد، به هر حال کشور ما هزینه نابخردی و هیزم‌کشی در جنگ اوکراین را خواهد داد.

🆔 @jameeno
#ارسالی_همراهان_جامعه_نو

🔺فراخوان ویژه تهیه بسته های غذایی ۷۰ خانواده دارای معلول یکی از محروم ترین نقاط کشور

اوضاع معیشتی و مالی این خانواده ها نگران کننده است اکثر آنها سه وعده غذا نمی‌خورند و در فقر مطلق به سر می‌برند، چند خانواده هم دارای دو فرزند معلول هستند که نیاز بیشتری به حمایت دارند. همه همت کنیم در حد وسع سبب شادی این خانواده‌ها شویم.

برآورد تهیه هر بسته غذایی ۱/۷۰۰/۰۰۰ تومان است.

شماره کارت نزد بانک کشاورزی به نام موسسه پایکار آدلان تاراز:
۶۰۳۷۷۰۷۰۰۰۳۷۴۶۴۹

شبا:
ir۹۷۰۱۶۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۹۹۹۵۱۸۳۸۹

شماره حساب:
۹ ' ۹۹۵۱۸۳۸ ' ۹

شماره تماس جهت دریافت اطلاعات بیشتر و ارسال فیش واریزی:
۰۹۹۳۹۴۳۳۹۵۰

آدرس:خوزستان-شهرستان اندیکا-قلعه خواجه-روبروی اداره شیلات

لطفا فراخوان را در گروه ها و فضای مجازی که در اختیار دارید انتشار دهید.

🆔 @jameeno
#الف

🔺فرقه تمدن نمی‌زاید!

▫️شورای سردبیری: "تمدن نوین اسلامی برای متولدشدن راهی جز خرق نظم سایس- پیکو با سلاح هویت ندارد" . ترجمه این سخن نقل شده از زبان ایدئولوگهای امنیتی حکومت، این است که می‌خواهند با به هم زدن نقشه جغرافیای شبه جزیره عربستان(که حاصل کار مشترک نمایندگان بریتانیا و فرانسه به نمایندگی سایس و پیکو در اوایل قرن بیستم است) رویای تمدن نوین اسلامی را که توهم حکومت ایران است تحقق ببخشند. ما البته به اینکه این ایده چقدرمشروط، بی‌ربط به مفهوم تمدن، و از نظر تاریخی مخبط هست کاری نداریم، اما اینکه سلاح " خرق نظم"چه هست، می‌تواند برای ما و خوانندگانمان مهم باشد زیرا هزینه ساخت آن را ما ایرانیان می‌دهيم؛ "سلاح هویت"!

این آخری هم البته ترجمه می‌خواهد. عامل هویت برای پاک کردن خطوطی که مستعمره‌چی‌های متاخر با خط‌کش روی نقشه شبه جزیره کشیدند چیزی نیست که ایدئولوگهای حکومت ما اختراع کرده باشند، و تاکید برهویت اسلامی و عربی برای مبارزه با تعیین کنندگی دول غربی در منطقه، عمر درازی دارد. پیش از کشف تازه و تعریف اخیر ایدئولوگهای حکومت ایران از هویت به عنوان یک سلاح، هویت فرهنگی مسلمین به عنوان بستر مقاومت علیه مدرنیته، برتری جویی سیاسی، و سلطه گفتمانی غرب بر جوامع و حکومتهای منطقه، در محافل فکری و دانشگاه‌های کشورهای عرب و بویژه در مصر مطرح بوده است. اما استفاده از هویت اسلامی به عنوان یک سلاح را باید به نام ایران سند زد. بویژه که عامل نیل به آن توسط استراتژیست حکومت ایران "سازمانهای مسلح فرو دولتی"(چه اسم شیکی برای دارودسته‌های مسلح فرقه‌ای!) شناسایی می‌شود که "درشبکه مقاومت دائر" شده‌اند.

از اینجا به بعدش را خوانندگان جامعه نو معمولا به خوبی حدس می‌زنند: قرار است این دارودسته‌های دست‌ساز غیرملی(حزب‌الله، حشد، افغانی‌هاو پاکستانی‌های سازماندهی‌شده زیر القاب مذهبی) نقشه کشورهای منطقه را به هم بزنند و ...معلوم نیست می‌خواهند کشورهای دیگری ایجاد کنند و یا یک کشور یا خلافت برای کل مسلمین منطقه به عنوان ظرف جا دادن یک تمدن نوین. در این مورد هیچ نمی‌دانیم و داستان این است که اول باید همه چیز را داغان کنیم، نظم موجود را به هم بزنیم، فروبپاشیم و دیس‌اینتگره کنیم و بعدآن هویت (سلاح) را به هویت(تمدن)تبدیل کنیم. شاید هم به بعدش کار نداریم و فکر می‌کنیم بعد از کن فیکون، یک تمدن خلق‌الساعه از دل خرابه بالا می‌آید.

حالا به خاطر اینکه ما ایرانیان در حال دادن هزینه تدارکات این طرح عظیم هستیم، ببینیم ملات این کار چقدر فراهم هست:

۱ - اولین چیزی که با مضمون هویت در ذهن این برادران در منطقه به چشم می آید خرده‌هویت‌های مذهبی متنافر است: فرقه‌های اسلامی به‌دلایلی که خارج از این بحث هست فاقد وحدت حتی تاکتیکی هستند و یکدیگر را زیر فشار قرار می‌دهند و یکدیگرکُشی می‌کنند. آنها نمی‌توانند هدفی مشترک حتی در مساله آشکار اسرائیل-فلسطین داشته باشند.

۲- تجربه فراوان می‌گوید هویت قومی در میان مردم شبه جزیره بر هویت فرقه‌ای غالب است. عصبیت عربی قوی‌تر از علائق اسلامی عمل می‌کند و در نتیجه؛ تنافر مذهبی در بستر عصبیت عربی اولین کارکردی که دارد ناچسبیدن به ایرانیان است: در مذهب که نسبت به مردم شبه‌جزیره کافر محسوب می‌شوند و در قومیت هم مجوس و نفهم(عجم). ادعای اینکه ایرانی‌ها عرب‌ها را به سمت تمدن نوین اسلامی ببرند در بهترین حالت نافهمی این واقعیت‌هاست.

۳ -یکدیگرکُشی فرقه‌ای اسلامی که نرخ وقوع آن هم بالاست ماهیت غیرشرورانه ندارد که از ان خیر حاصل شود. هرچه هست راهی به تمدن نمی‌برد و بیشتر عازم برهوت بربریت هست تا وادی تمدن.

۴- اتفاقا برعکس، بدون وجود یک آبشخور تمدنی، هویت اصیل پایدار پدید نمی آید تا بستر تمدن نوین شود. این موضوع مهمی است و هرآنچه اکنون به عنوان پایه تاریخی هویت اسلامی در ‌جهان شناخته شده حاصل کار اندیشمندان و متکلمان و معماران و هنرمندان مسلمان دربستر حیات اجتماعی مناطق مسلمان‌نشین است و نه کشمکشهای‌ پول‌پایه فرقه‌ای .

۵- مفهوم گنگ مقاومت (در برابر چه!؟) و تشکیلات‌سازی و هویت‌تراشی با پول در کشورهای همسایه، به تنها چیزی که منجر می‌شود تشدید خصومت‌های ملی است(روندی که در عراق در‌ برابر ایران جریان دارد). همانطور که جای دیگر گفته‌ایم این کارها فقط در کشورهای فاقد دولت مرکزی مقتدر موقتا جواب می‌دهد و دارودسته‌های فرقه‌ای دارای نقش نیابتی با افزایش تمرکز و اقتدار دولتهای ملی مثل تکه‌ای حلبی در کوره ذوب دود می‌شوند.

تکرار می‌کنیم که اگر هزینه مالی و تخریب زیانبار روابط کشور با دولتهای منطقه نبود، وارد این مباحث و نقد اوهام و تخیلات دیگران نمی‌شدیم، ولی هزینه سنگین ملی باید همه ما را به میان بیاورد تا نشان دهیم رویاهای ایدئولوژیک نظریه سازان حکومت چه چاه‌های کمرشکنی برای آینده ملت ایران حفر می‌کنند!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔺یقه‌گیری دوباره روزنامه رسالت از اصلا‌ح‌طلبان با همان مضمونی که باهنر مرتکب شده بود حاکی از میل به پدید آوردن یک دعوای تند اما بی‌زدوخورد بر سر انتخاباتی است که حکومت از الان می‌داند بی‌معنی و تهی از مفهوم مشارکت جامعه در انتخابات است. تاکتیک پدید آوردن هیجانات کاذب حداکثرکاری است که از تشکیلات آن برمی‌آید و چون بنیان این تاکتیک بر حرافی و کشمکش کلامی است، اهل فن هشیارانه از ورود به آن اجتناب می‌کنند؛ حرف خود را زده‌اند و دیگر حرفی نیست مگر بعد از تغییر رویه حکومت!

🆔 @jameeno
#الف

🔸از آنجا چه بیرون آمد؟

▫️تحریریه جامعه نو:  دانشگاه امام صادق خاص‌ترین دانشگاه ایران است: انستیتوی کادرسازی اصلی حکومت و محل آموزش و تربیت نخبه‌ترین کارگزاران حکومت بر بنیان‌های ایدئولوژیک سیستم. مهم نیست که دولتی اما زیر کنترل یک خانواده است، مهم آنکه مرحوم مهدوی کنی که نه  آخوند روضه‌خوان، بلکه  فکور و آینده‌دان سیستم بود آن را برای تربیت کادرهای اصلی حکومت تأسیس کرد و ارتباط دانشجویانش را هم برای دوری از یاد گرفتن فساد با بیرون دانشگاه محدود کرده بود و آنها را بی‌خبر می گذاشت. از این دانشگاه آدمهای معروفی بیرون آمده‌اند، که ما همه انها را به یاد نمی آوریم، ولی از برخی خاطراتی داریم.

یک امام صادقی را سال ۶۸ فرستادند سرویس اقتصادی روزنامه کارآموزی کند. بچه ۲۳ ساله  ساده شهرستانی چشم‌وگوش‌بسته و ایزوله شده برای چند سال در آن دانشگاه که بیشتر به کمپ  می‌مانست، اما دارای فوق لیسانس علوم سیاسی با گرایش اقتصاد، که معلوم بود فقط کلاس‌های انگلیسی پروپیمانی داشته چون خوب درک مطلب می.کرد و مکالمه هم می‌دانست. خودش می‌گفت ما در آنجا دو رشته اقتصاد و علوم سیاسی داریم  و به ما گفته‌اند شما وزرا و سفرای آینده کشور هستید.
چند خاطره از او دارم.

یک روز با یک مقام ارشد صنعت فولاد مصاحبه داشتیم. به او گفتم چند سوال بنویس برای مصاحبه. ۳۳ سوال نوشته بود! سوال اولش این بود: فولاد را تعریف کنید!
کاملا معلوم بود راست می‌گوید که روزنامه به دانشگاه نمی‌آورده‌اند.

یک روز تلفن زنگ زد. برداشت و گفت فلانی است و با شما کار دارد. گفتم بگو فعلا نیست. مات‌ومستاصل نگاه کرد و کار خراب شد. گفتم چرا نگفتی؟ گفت آخه شما اینجا بودی. می‌گفت استاد اخلاقشان سفارش کرده دروغ نگویند. (البته حجت عبدالملکی این واحد را پاس نکرده گویا!)

یک روز مشورت کرد: گفت به من گفته‌اند هم می‌نوانی وزارت نفت بروی و هم وزارت خارجه. به عقیده شما کجا بروم بهتر است؟ گفتم خودت چه فکر می‌کنی؟ گفت فکر کنم  وزارت نفت بهتر است چون وزارت نفت در... (شهر خودش) شعبه دارد ولی وزارت خارجه آنجاشعبه ندارد!

فکر کرده بود میفرستندش در قسمت پخش و پمپ بنزین کار کند.

این که گفتم برای سال‌های دهه ۶۰ بود. تجربیات جدید نشان داده در سالهای بعد  گرگهای قهاری در آن کمپ  تربیت شده. فقط حجت نیست و گویا دیگر درس هم نمی‌خوانند و بالاتر از چهار عمل اصلی نمی‌روند. اخیراً «فارق‌التحصیلانِ» این دانشگاه توانسته‌اند سه روزه ۲۰۰هزار میلیارد تومان سرمایه برای کشور جذب کنند! روی عدد هم اصرار دارند.

سخن از امام صادقی‌ها در رسانه‌ها بیشتر در زمینه رقابتهای درونی حکومت و حجم دستیابی اجزای آن به قدرت است و نامربوط به جامعه و مردم. اما در خارج از این زمینه، اکثر این تربیت شدگان در پستوی ایدئولوژیک حکومت، هر کدام بمبی  ساعتی هستند برای گسیل به سازمانهای اداری کشور و تخریب ستونهای آنها.

....گویا کاری هم نمی‌شود کرد!



🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔻اشخاص دارای هویت واقعی، کانال‌های صاحب‌دار و کسانی که حکومت می‌تواند به آنها دسترسی داشته باشد حکومت را با الفاظ تند مورد نقد قرار می‌دهند و هر کس در مجامع هرچه می‌خواهد می‌گوید. این نشان می‌دهد در کشور ما استبداد وجود ندارد، استبداد درحال فروپاشی و گندیدگی وجود دارد: اراده سرکوب و له کردن مخالفان بسیار بالا، نیروی باقیمانده برای اعمال اراده بسیار پائین!

یادتان باشد این حرف به معنی وجود شرایط انقلابی نیست.

🆔 @jameeno
#الف

🔹از کجا آمد؟

▫️شورای سردبیری: امروز می‌خواهیم همراهان را کمی به عقب ببریم و برای این روزها، اندکی از کسانی بیاموزیم که بیش از ربع قرن پیش دربارۀ تغییرِ کم‌هزینۀ جمهوری اسلامی فکر کردند. بهتر است بدون پیش‌داوری به این گذشته نسبتاً دور سفر کنیم.

داستانی که می‌خواهیم تعریف کنیم مربوط به سال ۱۳۷۳ است؛ ماجرای قیام قزوین در آن سال! خلاصه‌وار برخی از مشخصه‌های آن سال را ذکر می‌کنیم تا تصویر بهتری داشته باشید.

پنج سال از پایان جنگ می‌گذشت، خزانۀ کشور ته کشیده بود و برنامۀ تعدیل ناقصی که دولت هاشمی اجرا کرده بود به بحران خورده و کشور ۳۳ میلیارد دلار بدهی بالا آورده بود. نرخ تورم رو به افزایش و در حال رسیدن به ۵۰درصد (دقیقاً ۴۹درصد) بود، دولت در حال مذاکره برای عقب انداختنِ اقساط بدهیِ خارجی بود و کم‌کم معلوم می‌شد که سردمداران مبارزه با ثروتمندان و استکبار جهانی، محض رضای خدا موش نمی‌گیرند و چپاول کشور شروع شده است (داستان برادر رفیق‌دوست در ماجرای ۲۳۰ میلیاردی مال همان زمان است) و خلاصه حجابِ جنگ هشت ساله داشت کنار می‌رفت و محرز می‌شد که دارد روی دوران سلطنت سفید می‌شود! زن‌ها همه یونیفرم سیاه، قهوه‌ای و طوسیِ اسلامی می‌پوشیدند و تأیید صلاحیت برای ورود به دانشگاه به نظر سبزی‌فروشِ محل و زن چادر به‌سرِ همسایه نیز بستگی داشت. امیدواریم همین‌ها برای درک آن دوران کافی باشد.

در همان سال دعوایی بر سر استان شدن قزوین رخ داد. کشمکش مقامات به جامعه تزریق شد، اعتراض شد و مخالفت با کل سیستم محور شورش مردم قزوین شد. سپاه قزوین (به نقل از اخباری که آن روزها به تحریریۀ روزنامۀ اطلاعات می‌رسید) حاضر به سرکوب مردم نشد، سپاه رشت از دستور اعزام برای سرکوب قزوینیان سرپیچی کرد و گویا سپاه همدان قبول زحمت کرد. از سعید حجاریان نقل است که جمعیتی با خواست اولیۀ تبدیل قزوین به مرکز یک استان جدیدالتأسیس، با شلیک آرپی‌جی و موشک کاتیوشا آرام شد!

وجه دیگر این ماجرا تولد یک اصطلاح جدید درعرصۀ سیاست در ایرانِ پس از جنگ بود: خواص! از کسانی معتبر و از عمق جلسات بزرگان نقل می‌کنیم که بر اساس آن امتناع‌های شرکت در سرکوب شهروندان، نتیجه گرفته بودند بخش اعظم کسانی که سر سفرۀ نظام نان می‌خورند، وفاداریِ کامل و بی‌قید و شرط ندارند و فقط خواص‌اند که به هر قیمت برای حکومت می‌مانند. گویا اصطلاح را هم از جایی در تاریخ استخراج کرده بودند.

الغرض، نتیجه این شد که از آن نقطه به بعد، ماهیت رابطۀ حکومت و جامعه کاملاً عوض شد و داستان نیروهای نظامی نیز رفت به سمت مصفا کردنِ صفوف از طریق بازنشستگیِ آدم‌های نامطمئن. حکومت باید موقعیت خود را بتن آرمه می‌کرد!

اما این‌طرف، نیروهای سیاسی نیز شاهد اوضاع بودند. جریان حذف و کنار گذاشتنِ اشخاصی که در ساختار و سازمان ادارۀ امور کشور نادلخواه بودند سرعت گرفت (هنوز هم ‌جریان دارد؛ روحانی و علی لاریجانی آخرین محذوفان‌اند!) رانده‌شده‌ها و آن‌ها که داخل سیستم نبودند اما خواهان اصلاح بودند در سال‌های ۷۳ تا ۷۵ در اندیشۀ راهی برای بیرون بردن کشور از مسیری بودند که آن را به جهنم کنونی می‌رساند. اندیشه‌های «نصیحت به اصلاح» و «تغییر درون زا» محصول آن سال‌ها هستند. ماهنامۀ «ایران فردا» ارگان همفکران مرحوم مهندس سحابی در مقالۀ «شورشگریِ آئینی»  ضمن برشماری روندهای پوسیدگیِ درونیِ سیستم و لزوم تغییرِ درون‌زای آن، مسیر مناسب را پیداییِ چهرۀ شورشگری از روحانیونِ درون سیستم می‌دانست که قصد اصلاح داشته باشد و نه سرنگونی. فرمول پیچیده‌ای بود. بعد از حذف شخصیت‌هایی مثل منتظری و امثال او، توقع شورشِ محدود و اصلاح‌محور از درون، توسط روحانیونی که آیت‌الله‌های بزرگ نبودند غیر ممکن می‌نمود، که البته با ظهور خاتمی در ۷۵ ممکن شد: شورش سیاسی نکرد، انقلاب ذهنی به جامعه هدیه داد!

می‌خواهیم از این ذکر طولانیِ تاریخ نتیجه بگیریم که به زعم ما، شروع شطرنجِ سیاسیِ آگاهانۀ جامعه با این حکومت، محصول آن سرکوب با کاتیوشا و آرپی‌جی در سال ۷۳ و از پسِ آگاهیِ حاصل از آن و گشودگیِ چشم‌ها بر ماهیت حکومت بود. جامعه اندیشید با این حکومت باید کار کرد. اگر شطرنج بلد نیست یا رندانه می‌گوید بلد نیستم، باید با او بازو انداخت و نباید به رینگ رفت. علیرغم فراز و فرودها، هنوز این رویکرد در ذهن اکثریت ایرانیان غالب است. جامعه‌نو هنگامی که از تأکید بر مطالبات اصلاحی و اِعمال فشار اجتماعی بر حکومت می‌گوید و رویکردهای درگیری‌طلبانۀ رندان را نفی می‌کند، این تجربه‌ها را پشت سر دارد.

رویارویی جامعۀ ما با این حکومت ادامه می‌یابد و فرجام و زمان نیل به آن فرجام، هنوز نامشخص است و در اختیار ما نیست اما تاکتیک اصلی این رویارویی، در اختیار جامعه است. افزایش فشارِ مطالبات اجتماعی و اقتصادی، حضور حداکثریِ دائمیِ جمعی و خودداری اکید از بروز خشونت و رفتارهای غیرمسالمت‌آمیز!
🆔 @jameeno
#الف

🔺عدم مشروعیت و شدت سرکوب

▫️علی هاشمی/ جامعه نو: به نظر ماکس وبر، مشروعیت عبارت است از «قابلیت نظام برای ایجاد و حفظ اعتقاد مردم به این‌که نهادهای سیاسی موجود مناسب‌ترین نهادها برای جامعه هستند». وقتی عملکرد حکومت دقیقاً نشان‌دهندۀ عکسِ این گزاره باشد، یعنی قدرت فاقد مشروعیت است و مهم‌ترین عامل سرکوب مردم نیز همین عدم مشروعیت قدرت است؛ وقتی مردم به قدرت بی‌اعتمادند و جامعه، از قدرت و دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای قدرت تبعیت نمی‌کند و به نظرش دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای قدرت غیرعقلانی‌اند، یعنی قدرت فاقد مشروعیت است.

به این ترتیب، عدم تبعیت مردم از قدرت و دستورات و ارزش‌ها و هنجارهایش، در هر شکل و سطحی، می‌شود یک کنشِ سیاسیِ آگاهانه به قصد نفی مشروعیت قدرت و مواجهۀ قدرتِ فاقد مشروعیت با این کنش چیست؟ سرکوب! زیرا پیشتر ذکر شد که مهم‌ترین عامل سرکوب مردم، عدم مشروعیت قدرت است. قدرتی که عدم پذیرش قوانین و ارزش‌ها و هنجارهایش، نشانگر سقوط او در ذهن و باور مردم است و این سقوط ذهنی، مقدمۀ سقوط عینی است.

مشاهدۀ روند چند دهۀ اخیر، حاکی از فزاینده و فراگیر شدنِ سقوط ذهنیِ حکومت و تقویتِ باورِ عدم مشروعیت قدرت است. توالی و تعدد و تشدید نمونه‌ها و مواردی که مصداقِ نهادها، قوانین و ارزش‌ها و هنجارهای نامناسب و نامتناسب‌اند، جامعه را در یک رویاروییِ ناخواسته با قدرت قرار داده است. جامعه با عدم تبعیت از قدرت و دستورات و ارزش‌ها و هنجارهایش و عمل به ارزش‌ها و هنجارهای مطلوب خود و طرح و پیگیریِ مطالبات خود، عملاً در یک رویاروییِ ناخواسته با قدرت (رویاروییِ گوشت و گلوله) قرار گرفته است؛ مطالباتی که نهادهای سیاسیِ قدرت، هم توان تحقق آن‌ها را ندارند، هم مایل به تحقق آن‌ها نیستند و هم اساساً خود مانع تحقق آن مطالبات هستند! چرخۀ پیگیریِ مطالبات از سوی مردم و منع تحقق مطالبات از سوی نهادهای سیاسیِ قدرت، عاملِ مهمِ فزاینده و فراگیر شدنِ سقوط ذهنیِ حکومت و تقویتِ باورِ عدم مشروعیت قدرت است.

وقتی قدرت به وظیفۀ اصلی خود، یعنی پشتیبانی همه‌جانبه از زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، مادی و معنویِ شهروندان عمل نمی‌کند و از قضا خود عاملِ تباهی و نابودیِ زندگیِ فردی، اجتماعی، سیاسی، مادی و معنویِ شهروندان است، وقتی قدرت بی‌اعتنا به نفع عمومی، سرمایه‌های مادی و معنوی کشور را حرامِ توهمات ایدئولوژیک می‌کند و مفسدانش چنان چپاول و غارت می‌کنند که از قضا انگار در ذهن آن‌ها «آخرشه» و امسال سالِ آخر است، در این شرایط قدرت دارد با تمام توان در مسیر ناکارآمدی می‌تازد و خودش یگانه عاملِ تشدیدِ توالیِ چرخۀ طرح و پیگیریِ مطالبات از سوی مردم می‌شود و هم خودش، بیش از پیش مجبور می‌شود که مانع طرح و پیگیریِ این مطالبات شود و در چنین مرحله‌ای مصداق و روش ممانعت، صرفاً سرکوب است.

صرفاً سرکوب است چون مطالبات، معطوف به حوزۀ دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای غیرعقلانیِ قدرت و در یک کلام مشروعیت قدرت است و مواجهۀ قدرتِ فاقد مشروعیت با این مطالبات چیست؟ صرفاً سرکوب! قدرت در چنین مرحله‌ای از عدم مشروعیت، همه چیز را از دست رفته می‌بیند و همچنین، با دیدنِ سقوط ذهنیِ خود در باور مردم، چنان که این روزها می‌بینیم رفتار می‌کند؛ حتی تا منطقۀ دور و صعب‌العبور اوپرت می‌رود تا به زعم خودش با کسانی برخورد کند که صرفاً در حال تفریح‌اند اما در واقع عمل آن‌ها برای سرکوب‌کنندگان تداعی‌کنندۀ عدم تبعیت از قدرت و دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای قدرت است. شدت سرکوب و شمولِ سرکوب بر هر فعل و عملِ مردم، تابعی از عمقِ بحرانِ مشروعیت قدرت است. نمایی از یک ضدیتِ بنیادین و هویتی که در آن، همۀ دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای قدرت در برابر همۀ ارزش‌ها و هنجارها و مطالبات مردم قرار گرفته است.

هر چند قدرت همچون همیشه سعی دارد سرکوبِ خشن و دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای غیرعقلانی‌اش را تحت لوای قانون تطهیر و به جامعه حقنه کند و همچنان بر شدت و غلظتِ مجازات‌های تخلف از قانون بیفزاید، اما به گواه تاریخ و تجربه، این رویه‌ها فقط منجر به تعمیق و تشدید بحران مشروعیت می‌شوند و سرنیزه‌ای را که سالیانِ سال است تنها تکیه‌گاهِ باقی‌ماندۀ قدرتِ فاقد مشروعیت است خونین‌تر می‌کنند اما منجر به تمکین و یا تسلیمِ جامعه نخواهند شد.

🆔 @jameeno
🔹«تجربه» مرداد ویژه‌ی احمدرضا احمدی روی پیشخوان

▫️شماره‌ی بیست و یکم دوره‌ی جدید مجله‌ی «تجربه» با یادنامه‌ای ویژه‌ درباره‌ی احمد رضا احمدی و در ستایشِ نگاهِ او به زندگی به همراهِ صفحاتی ویژه‌ی خسرو حسن‌زاده، ر. اعتمادی، فریماه فرجامی، محمد عرفانیان و میلان کوندرا منتشر شد.
در این شماره می‌خوانید:

ادبیات: «شاعر نمی‌میرد»: صفحاتی ویژه‌ی احمد رضا احمدی با آثار و گفتاری از ماهور احمدی، محمود دولت‌آبادی، سید علی صالحی، فیض شریفی، رضا قوی‌فکر، رسول رخشا، علی مسعودی‌نیا، مسعود شهریاری، کیوان مهرگان، صابر محمدی، محمد آشور، محمد پروین، عبدالجواد موسوی، پیمان طالبی، فاطمه راکعی، علیرضا دولتشاهی، امید جوانبخت، احمد بیرانوند، آهنگ حقیقت و... به همراهِ زندگی‌نوشتی از آنوشا نیک‌سرشت و گشتی در کتاب‌های احمد رضا احمدی به قلم شمیم شهلا و شش روایت از مراسم تشییع پیکرِ احمد رضا احمدی به قلم سعید برآبادی به همراه عکس‌های امیر جدیدی از مراسم وداع/ صفحاتی درباره‌ی میلان کوندرا نویسنده‌ی چِکی- فرانسوی که در 94 سالگی جهان را وداع گفت/ گزارشی از زندگی و آثار ر. اعتمادی در گفت‌وگو با نویسندگاه هم‌عصرِ او/ صفحاتی ویژه‌ی جهان داستانیِ «کورمک مک کارتی»/ مرور کتاب‌های روزِ حوزه‌ی ادبیات

کتاب‌خانه: گفت‌وگو با رضا یعقوبی پژوهش‌گرِ حوزه‌ی فلسفه درباره‌ی ترجمه‌ی کتابِ «روشنگری» از آنتونی کنی/ یادداشت حسین پاینده نشانه‌شناس و استاد دانشگاه بر کتاب «کلاهی که پسِ معرکه ماند» اثری از محمد کشاورز/ معرفی پادکست‌ها و کتاب‌فروشی‌های مهمِ ایران و کتاب‌خانه‌های مهم جهان/ گفت‌وگو با سمیه سیدیان نویسنده و مترجم کودک و نوجوان/ نقد و بررسی کتاب‌های روز فلسفه، جامعه شناسی و...

تئاتر: سه نگاه به دنیای ادبی و نویسندگیِ رضا قاسمی

تجسمی: صفحاتی به یادِ خسرو حسن‌زاده که در جهان بیش از ایران شناخته شده بود/ گفت‌وگویی منتشر نشده با محمد عرفانیان از طراحان نسل سوم گرافیک ایران/ زلزله‌ی هوش مصتوعی در پناهگاه هنرمندان به قلم حامد بیدی/ گالری کجاست: یادداشتی از جواد حسنجانی

مطالعات ایرانی: صفحاتی به احترامِ «قلم» و نوستالژی هم‌چنان نوشتن با آن، گفت‌وگو با علی دهباشی به مناسبت درگذشتِ علی اصغر لطیفی از پیشگامانِ قلم در ایران/ گفت‌وگوی حمیدرضا محمدی با شهین اعوانی فیلسوف با عنوان «اسلامی‌سازی علوم انسانی مردود است»/ گفت‌وگو با محسن شهرنازدار درباره‌ی «لیکو» و شعر عامیانه‌ی بلوچ/ خاطره بازی با گنبد کاووس به قلم شهریار صحاف/ وارثان زعفران و نمک به قلم علی اتحاد

به همراهِ یادنامه‌ای درباره‌ی فریماه فرجامی و یادداشت‌هایی از فرشین کاظمی‌نیا، نیما خرم‌روز، مهدی استعدادی‌شاد و تایپوشهر به نگاه و قلمِ مرتضی آکوچکیان

مدیر مسئول تجربه کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد. سما بابایی هم دبیر تحریریه‌ی «تجربه» است. عکس روی جلد هم از مهرداد اسکویی است.

🆔 @jameeno

https://s8.uupload.ir/files/img_20230731_151142_642_2uhy.jpg
#الف

🔺شرط عقل!

▫️تحریریه جامعه‌نو: به عنوان ناظر صحنه سیاست در کشور می‌توانیم بگوئیم چهار جمله از یک پاراگراف از یادداشت روزنامه جوان کاملترین تصویر را از وضع جناح حاکم درعرصه سیاست در ایران به دست میدهد:

🔻جمله اول: اصلاح‌طلب تندروی مدنظر شما مصطفی تاجزاده است که تنها نفعی که از محیط ایجاد شده توسط شما برده زندان است و همه تلاشش پیدا کردن راهی برای تداوم نظام با قوانین اولیه و اساسی‌اش. آن کنش سیاسی که مدنظر شماست، تاجزاده و حجاریان و مشابهاتشان که نگاه بخشی از جامعه به آنهاست وارد آن نخواهند شد و اگر بشوند، همچون شما حرفشان خریداری نخواهد داشت.

🔻جمله دوم: عقلای این جریان خواهان ورود به "چرخه قدرت" نیستند (می‌گویند ارزانی خودتان!)، آنها در "چرخه سیاست" و حقوق اساسی جامعه هستند و این چرخی است که سیستم کنونی حتما زیر آن له خواهد شد. عقل خود شما هم می‌گوید شرط باقی ماندن  در هرچرخه دور از اضمحلالی، فاصله گرفتن از چرخه قدرت کنونی شماست. اگر منظورتان از بازگشت به چرخه قدرت ورود دوباره امثال خاتمی به بازی شماست، کسی نمی‌آید و اگر بیاید درحد خودتان منفور خواهد بود. آنها که می‌آیند کنار چرخه شما، تاثیرشان در حد روغن بنفشه است.

🔻جمله سوم: مردم‌سالاری دینی در این کشور نهادینه نشده، زیر سم ستوران حکومت له و خاک شده و به تاریخ پیوسته و مومن‌ترین شما هم آن را با کمترین فرصت سوءاستفاده تاخت زده است. آن عقلایی که انتظار ثبت نامشان در انتخابات را دارید فرصت‌طلبان گوش‌به‌فرمانی هستند که قبلا مردم به آنها لگد زده‌اند. نمی‌توانند مردم را برای انتخابات به‌خط کنند: آنها که مؤثرند نمی‌آیند.

🔻جمله چهارم: فعلاً که هرچه نیرو برای مستولی کردن می‌گذارید، فقط نشان می‌دهد توانایی درافکندن هیچ شوری ندارید. نه لگد باهنر به حجاریان کارساز است و نه گرفتن علف کارگزاران جلوی دماغ جامعه. بازنده انتخابات از الان معلوم است!


🔺نصیحت: ما که کاره‌ای نیستیم تا از موضع مدعی حرفی بزنیم، اما شرط برآمدن آرزوی حکومت این است که اعتراف کند به اشتباهات خود پی برده، باندهای مافیایی حاکم را در نهادها تا حدی برکنار کند و فعلا سوت "خوردن‌بس" بزند، همه زندانیان سیاسی و حصرشدگان را  رها کند، حکم عدم دخالت سیاسی  به نهاد ناظر انتخابات بدهد، و بررسی صلاحیت نامزدهای احزاب را به خود احزاب واگذارد. این‌ها شروط حداقلی هستند تا مشکلِ (فعلا فقط همین مشکل اقبال انتخاباتی) شما با مردم رای دهنده کم شود. فقط آن‌وقت است که تندروها هیچ‌کاره‌اند و بدوم پخ‌کردن‌ها بازگشت می‌کنند به صندوق رای!

ارزیابی ما این است که اگر به فرض بقایای اصلاح‌طلبان به خاطر تهدیدها و تطمیع برگردند به آنچه شما با نام مستعار بازگشت به صندوق انتخابات می‌خوانید، مشکل مشروعیت، مساله مقبولیت، و دلشوره تنها‌ماندن‌تان حل نخواهد شد زیرا جامعه از آنان پیروی نخواهد کرد و تنها نتیجه‌اش همراهی با شما در کشتی در حال غرق حکومت است. پس حداقل بخش اعظم آنان چه با تهدید و چه با وعده و قول کنار گذاشتن رویه تکتازانه اقبالی به همراهی نخواهند کرد. پس پیشنهاد بهتری داریم: به جای فرستادن لات‌مآب‌ها جلوی اصلاح‌طلبان، خودتان را در یکی دو مورد از مقابل مردم کنار بکشید:

تحمیل حجاب به زنان را فراموش کنید، دین مردم را بازیچه هر روز خود نکنید، و نشان دهید پس از این نان مردم را برای دست‌ودلبازی در کشورهای دیگر نمی‌دزدید. اثرش از اینکه آن شرایط بالا را به فرض محال به جا آورید احتمالا بیشتر است!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

▫️باز هم تاریخ مختصر بگوئیم: زمان شاه هم در دانشگاه‌ها سهمیه بود. در کلاس ۶۵ نفره یک سپاهی‌دانش نمونه هم بود که بی‌کنکور می‌آمد. مکانیسم انتخابش را نمی‌دانستیم ولی آنقدر بی‌اعتنایی می‌دید که سال بعد حتما کنکور می‌داد  و می‌رفت جای دیگر.  دانشجوهای امروز ماشاءالله خیلی نظربلند هستند و حالا که خودشان در امتحان کنکور پذیرفته شده اند، مهم نیست بقیه از چه کانالی آمده‌اند. بی‌خیال سرنوشت کشور!

اجازه بدهید یک ماجرای ماهیتاً مرتبط با موضوع بالا را هم خیلی خلاصه اضافه کنیم:  در سال‌های قبل از انقلاب در روزنامه اطلاعات همکاری بود که متأسفانه هر روز ناباب‌تر می‌شد: همیشه مست، دنبال ایجاد رابطه با حوزه خبری، هیز، و بی‌اخلاق در برخورد با خوانندگان. هیچ‌کس دوستش نداشت و مرحوم مسعودی هم حیران در چگونگی کنترلش. عاقبت دستور داد به مرخصی با حقوق برود: به خانه برود، حقوقش را بگیرد تا زمانی که به بازنشستگی برسد. باور نمی‌کنید که تحریریه تا پای اعتصاب رفت که نباید چنین شود و سندیکا تقاضا کرد او باید بتواند هر وقت خواست وارد تحریریه بشود. اسمش بود جلوگیری از باز شدن باب اخراج، هرچند منفورترین فرد تحریریه!

عجیب است که حکومت فعلی بی‌ترس از جامعه دانشگاهی به راحتی انواع تصمیم‌های غیرعقلانی و ناعادلانه را در مورد دانشجویان مخالف خودش که فقط معترض سیاسی هستند می‌گیرد و هیچ ترسی از حرکت جمعی دانشجویان و استادان آنها ندارد.

دانشجوی امروزی، نه به این کار دارد که چه کسی در کلاس بغل دستش می‌نشیند، و نه به اینکه چرا یک همکلاس از فردا غیبش می‌زند!  بدزمانه‌ای است!

دانشگاه‌ها و نسل دانشجویان ما را چه شده است؟ چرا بی‌خیال همه چیز؟

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

▫️اشاره شده تبلیغ کنید که انگار گرایش اراده برتر دایر بر حضور مدیر اجرایی قوی و رضاشاه‌گونه است! فرض کنید ساده‌دلی این را باور کند؛ مگر مدیر اجرایی قوی و رئوس بدنه اجرایی در قوطی کنسرو ذخیره شده‌اند که از انبار بیاورید و درش را باز کنید؟ بضاعت این حکومت ته کشیده  و همین است، نه بیش!

🆔 @jameeno