جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔺فرقه تمدن نمی‌زاید!

▫️شورای سردبیری: "تمدن نوین اسلامی برای متولدشدن راهی جز خرق نظم سایس- پیکو با سلاح هویت ندارد" . ترجمه این سخن نقل شده از زبان ایدئولوگهای امنیتی حکومت، این است که می‌خواهند با به هم زدن نقشه جغرافیای شبه جزیره عربستان(که حاصل کار مشترک نمایندگان بریتانیا و فرانسه به نمایندگی سایس و پیکو در اوایل قرن بیستم است) رویای تمدن نوین اسلامی را که توهم حکومت ایران است تحقق ببخشند. ما البته به اینکه این ایده چقدرمشروط، بی‌ربط به مفهوم تمدن، و از نظر تاریخی مخبط هست کاری نداریم، اما اینکه سلاح " خرق نظم"چه هست، می‌تواند برای ما و خوانندگانمان مهم باشد زیرا هزینه ساخت آن را ما ایرانیان می‌دهيم؛ "سلاح هویت"!

این آخری هم البته ترجمه می‌خواهد. عامل هویت برای پاک کردن خطوطی که مستعمره‌چی‌های متاخر با خط‌کش روی نقشه شبه جزیره کشیدند چیزی نیست که ایدئولوگهای حکومت ما اختراع کرده باشند، و تاکید برهویت اسلامی و عربی برای مبارزه با تعیین کنندگی دول غربی در منطقه، عمر درازی دارد. پیش از کشف تازه و تعریف اخیر ایدئولوگهای حکومت ایران از هویت به عنوان یک سلاح، هویت فرهنگی مسلمین به عنوان بستر مقاومت علیه مدرنیته، برتری جویی سیاسی، و سلطه گفتمانی غرب بر جوامع و حکومتهای منطقه، در محافل فکری و دانشگاه‌های کشورهای عرب و بویژه در مصر مطرح بوده است. اما استفاده از هویت اسلامی به عنوان یک سلاح را باید به نام ایران سند زد. بویژه که عامل نیل به آن توسط استراتژیست حکومت ایران "سازمانهای مسلح فرو دولتی"(چه اسم شیکی برای دارودسته‌های مسلح فرقه‌ای!) شناسایی می‌شود که "درشبکه مقاومت دائر" شده‌اند.

از اینجا به بعدش را خوانندگان جامعه نو معمولا به خوبی حدس می‌زنند: قرار است این دارودسته‌های دست‌ساز غیرملی(حزب‌الله، حشد، افغانی‌هاو پاکستانی‌های سازماندهی‌شده زیر القاب مذهبی) نقشه کشورهای منطقه را به هم بزنند و ...معلوم نیست می‌خواهند کشورهای دیگری ایجاد کنند و یا یک کشور یا خلافت برای کل مسلمین منطقه به عنوان ظرف جا دادن یک تمدن نوین. در این مورد هیچ نمی‌دانیم و داستان این است که اول باید همه چیز را داغان کنیم، نظم موجود را به هم بزنیم، فروبپاشیم و دیس‌اینتگره کنیم و بعدآن هویت (سلاح) را به هویت(تمدن)تبدیل کنیم. شاید هم به بعدش کار نداریم و فکر می‌کنیم بعد از کن فیکون، یک تمدن خلق‌الساعه از دل خرابه بالا می‌آید.

حالا به خاطر اینکه ما ایرانیان در حال دادن هزینه تدارکات این طرح عظیم هستیم، ببینیم ملات این کار چقدر فراهم هست:

۱ - اولین چیزی که با مضمون هویت در ذهن این برادران در منطقه به چشم می آید خرده‌هویت‌های مذهبی متنافر است: فرقه‌های اسلامی به‌دلایلی که خارج از این بحث هست فاقد وحدت حتی تاکتیکی هستند و یکدیگر را زیر فشار قرار می‌دهند و یکدیگرکُشی می‌کنند. آنها نمی‌توانند هدفی مشترک حتی در مساله آشکار اسرائیل-فلسطین داشته باشند.

۲- تجربه فراوان می‌گوید هویت قومی در میان مردم شبه جزیره بر هویت فرقه‌ای غالب است. عصبیت عربی قوی‌تر از علائق اسلامی عمل می‌کند و در نتیجه؛ تنافر مذهبی در بستر عصبیت عربی اولین کارکردی که دارد ناچسبیدن به ایرانیان است: در مذهب که نسبت به مردم شبه‌جزیره کافر محسوب می‌شوند و در قومیت هم مجوس و نفهم(عجم). ادعای اینکه ایرانی‌ها عرب‌ها را به سمت تمدن نوین اسلامی ببرند در بهترین حالت نافهمی این واقعیت‌هاست.

۳ -یکدیگرکُشی فرقه‌ای اسلامی که نرخ وقوع آن هم بالاست ماهیت غیرشرورانه ندارد که از ان خیر حاصل شود. هرچه هست راهی به تمدن نمی‌برد و بیشتر عازم برهوت بربریت هست تا وادی تمدن.

۴- اتفاقا برعکس، بدون وجود یک آبشخور تمدنی، هویت اصیل پایدار پدید نمی آید تا بستر تمدن نوین شود. این موضوع مهمی است و هرآنچه اکنون به عنوان پایه تاریخی هویت اسلامی در ‌جهان شناخته شده حاصل کار اندیشمندان و متکلمان و معماران و هنرمندان مسلمان دربستر حیات اجتماعی مناطق مسلمان‌نشین است و نه کشمکشهای‌ پول‌پایه فرقه‌ای .

۵- مفهوم گنگ مقاومت (در برابر چه!؟) و تشکیلات‌سازی و هویت‌تراشی با پول در کشورهای همسایه، به تنها چیزی که منجر می‌شود تشدید خصومت‌های ملی است(روندی که در عراق در‌ برابر ایران جریان دارد). همانطور که جای دیگر گفته‌ایم این کارها فقط در کشورهای فاقد دولت مرکزی مقتدر موقتا جواب می‌دهد و دارودسته‌های فرقه‌ای دارای نقش نیابتی با افزایش تمرکز و اقتدار دولتهای ملی مثل تکه‌ای حلبی در کوره ذوب دود می‌شوند.

تکرار می‌کنیم که اگر هزینه مالی و تخریب زیانبار روابط کشور با دولتهای منطقه نبود، وارد این مباحث و نقد اوهام و تخیلات دیگران نمی‌شدیم، ولی هزینه سنگین ملی باید همه ما را به میان بیاورد تا نشان دهیم رویاهای ایدئولوژیک نظریه سازان حکومت چه چاه‌های کمرشکنی برای آینده ملت ایران حفر می‌کنند!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔺یقه‌گیری دوباره روزنامه رسالت از اصلا‌ح‌طلبان با همان مضمونی که باهنر مرتکب شده بود حاکی از میل به پدید آوردن یک دعوای تند اما بی‌زدوخورد بر سر انتخاباتی است که حکومت از الان می‌داند بی‌معنی و تهی از مفهوم مشارکت جامعه در انتخابات است. تاکتیک پدید آوردن هیجانات کاذب حداکثرکاری است که از تشکیلات آن برمی‌آید و چون بنیان این تاکتیک بر حرافی و کشمکش کلامی است، اهل فن هشیارانه از ورود به آن اجتناب می‌کنند؛ حرف خود را زده‌اند و دیگر حرفی نیست مگر بعد از تغییر رویه حکومت!

🆔 @jameeno
#الف

🔸از آنجا چه بیرون آمد؟

▫️تحریریه جامعه نو:  دانشگاه امام صادق خاص‌ترین دانشگاه ایران است: انستیتوی کادرسازی اصلی حکومت و محل آموزش و تربیت نخبه‌ترین کارگزاران حکومت بر بنیان‌های ایدئولوژیک سیستم. مهم نیست که دولتی اما زیر کنترل یک خانواده است، مهم آنکه مرحوم مهدوی کنی که نه  آخوند روضه‌خوان، بلکه  فکور و آینده‌دان سیستم بود آن را برای تربیت کادرهای اصلی حکومت تأسیس کرد و ارتباط دانشجویانش را هم برای دوری از یاد گرفتن فساد با بیرون دانشگاه محدود کرده بود و آنها را بی‌خبر می گذاشت. از این دانشگاه آدمهای معروفی بیرون آمده‌اند، که ما همه انها را به یاد نمی آوریم، ولی از برخی خاطراتی داریم.

یک امام صادقی را سال ۶۸ فرستادند سرویس اقتصادی روزنامه کارآموزی کند. بچه ۲۳ ساله  ساده شهرستانی چشم‌وگوش‌بسته و ایزوله شده برای چند سال در آن دانشگاه که بیشتر به کمپ  می‌مانست، اما دارای فوق لیسانس علوم سیاسی با گرایش اقتصاد، که معلوم بود فقط کلاس‌های انگلیسی پروپیمانی داشته چون خوب درک مطلب می.کرد و مکالمه هم می‌دانست. خودش می‌گفت ما در آنجا دو رشته اقتصاد و علوم سیاسی داریم  و به ما گفته‌اند شما وزرا و سفرای آینده کشور هستید.
چند خاطره از او دارم.

یک روز با یک مقام ارشد صنعت فولاد مصاحبه داشتیم. به او گفتم چند سوال بنویس برای مصاحبه. ۳۳ سوال نوشته بود! سوال اولش این بود: فولاد را تعریف کنید!
کاملا معلوم بود راست می‌گوید که روزنامه به دانشگاه نمی‌آورده‌اند.

یک روز تلفن زنگ زد. برداشت و گفت فلانی است و با شما کار دارد. گفتم بگو فعلا نیست. مات‌ومستاصل نگاه کرد و کار خراب شد. گفتم چرا نگفتی؟ گفت آخه شما اینجا بودی. می‌گفت استاد اخلاقشان سفارش کرده دروغ نگویند. (البته حجت عبدالملکی این واحد را پاس نکرده گویا!)

یک روز مشورت کرد: گفت به من گفته‌اند هم می‌نوانی وزارت نفت بروی و هم وزارت خارجه. به عقیده شما کجا بروم بهتر است؟ گفتم خودت چه فکر می‌کنی؟ گفت فکر کنم  وزارت نفت بهتر است چون وزارت نفت در... (شهر خودش) شعبه دارد ولی وزارت خارجه آنجاشعبه ندارد!

فکر کرده بود میفرستندش در قسمت پخش و پمپ بنزین کار کند.

این که گفتم برای سال‌های دهه ۶۰ بود. تجربیات جدید نشان داده در سالهای بعد  گرگهای قهاری در آن کمپ  تربیت شده. فقط حجت نیست و گویا دیگر درس هم نمی‌خوانند و بالاتر از چهار عمل اصلی نمی‌روند. اخیراً «فارق‌التحصیلانِ» این دانشگاه توانسته‌اند سه روزه ۲۰۰هزار میلیارد تومان سرمایه برای کشور جذب کنند! روی عدد هم اصرار دارند.

سخن از امام صادقی‌ها در رسانه‌ها بیشتر در زمینه رقابتهای درونی حکومت و حجم دستیابی اجزای آن به قدرت است و نامربوط به جامعه و مردم. اما در خارج از این زمینه، اکثر این تربیت شدگان در پستوی ایدئولوژیک حکومت، هر کدام بمبی  ساعتی هستند برای گسیل به سازمانهای اداری کشور و تخریب ستونهای آنها.

....گویا کاری هم نمی‌شود کرد!



🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🔻اشخاص دارای هویت واقعی، کانال‌های صاحب‌دار و کسانی که حکومت می‌تواند به آنها دسترسی داشته باشد حکومت را با الفاظ تند مورد نقد قرار می‌دهند و هر کس در مجامع هرچه می‌خواهد می‌گوید. این نشان می‌دهد در کشور ما استبداد وجود ندارد، استبداد درحال فروپاشی و گندیدگی وجود دارد: اراده سرکوب و له کردن مخالفان بسیار بالا، نیروی باقیمانده برای اعمال اراده بسیار پائین!

یادتان باشد این حرف به معنی وجود شرایط انقلابی نیست.

🆔 @jameeno
#الف

🔹از کجا آمد؟

▫️شورای سردبیری: امروز می‌خواهیم همراهان را کمی به عقب ببریم و برای این روزها، اندکی از کسانی بیاموزیم که بیش از ربع قرن پیش دربارۀ تغییرِ کم‌هزینۀ جمهوری اسلامی فکر کردند. بهتر است بدون پیش‌داوری به این گذشته نسبتاً دور سفر کنیم.

داستانی که می‌خواهیم تعریف کنیم مربوط به سال ۱۳۷۳ است؛ ماجرای قیام قزوین در آن سال! خلاصه‌وار برخی از مشخصه‌های آن سال را ذکر می‌کنیم تا تصویر بهتری داشته باشید.

پنج سال از پایان جنگ می‌گذشت، خزانۀ کشور ته کشیده بود و برنامۀ تعدیل ناقصی که دولت هاشمی اجرا کرده بود به بحران خورده و کشور ۳۳ میلیارد دلار بدهی بالا آورده بود. نرخ تورم رو به افزایش و در حال رسیدن به ۵۰درصد (دقیقاً ۴۹درصد) بود، دولت در حال مذاکره برای عقب انداختنِ اقساط بدهیِ خارجی بود و کم‌کم معلوم می‌شد که سردمداران مبارزه با ثروتمندان و استکبار جهانی، محض رضای خدا موش نمی‌گیرند و چپاول کشور شروع شده است (داستان برادر رفیق‌دوست در ماجرای ۲۳۰ میلیاردی مال همان زمان است) و خلاصه حجابِ جنگ هشت ساله داشت کنار می‌رفت و محرز می‌شد که دارد روی دوران سلطنت سفید می‌شود! زن‌ها همه یونیفرم سیاه، قهوه‌ای و طوسیِ اسلامی می‌پوشیدند و تأیید صلاحیت برای ورود به دانشگاه به نظر سبزی‌فروشِ محل و زن چادر به‌سرِ همسایه نیز بستگی داشت. امیدواریم همین‌ها برای درک آن دوران کافی باشد.

در همان سال دعوایی بر سر استان شدن قزوین رخ داد. کشمکش مقامات به جامعه تزریق شد، اعتراض شد و مخالفت با کل سیستم محور شورش مردم قزوین شد. سپاه قزوین (به نقل از اخباری که آن روزها به تحریریۀ روزنامۀ اطلاعات می‌رسید) حاضر به سرکوب مردم نشد، سپاه رشت از دستور اعزام برای سرکوب قزوینیان سرپیچی کرد و گویا سپاه همدان قبول زحمت کرد. از سعید حجاریان نقل است که جمعیتی با خواست اولیۀ تبدیل قزوین به مرکز یک استان جدیدالتأسیس، با شلیک آرپی‌جی و موشک کاتیوشا آرام شد!

وجه دیگر این ماجرا تولد یک اصطلاح جدید درعرصۀ سیاست در ایرانِ پس از جنگ بود: خواص! از کسانی معتبر و از عمق جلسات بزرگان نقل می‌کنیم که بر اساس آن امتناع‌های شرکت در سرکوب شهروندان، نتیجه گرفته بودند بخش اعظم کسانی که سر سفرۀ نظام نان می‌خورند، وفاداریِ کامل و بی‌قید و شرط ندارند و فقط خواص‌اند که به هر قیمت برای حکومت می‌مانند. گویا اصطلاح را هم از جایی در تاریخ استخراج کرده بودند.

الغرض، نتیجه این شد که از آن نقطه به بعد، ماهیت رابطۀ حکومت و جامعه کاملاً عوض شد و داستان نیروهای نظامی نیز رفت به سمت مصفا کردنِ صفوف از طریق بازنشستگیِ آدم‌های نامطمئن. حکومت باید موقعیت خود را بتن آرمه می‌کرد!

اما این‌طرف، نیروهای سیاسی نیز شاهد اوضاع بودند. جریان حذف و کنار گذاشتنِ اشخاصی که در ساختار و سازمان ادارۀ امور کشور نادلخواه بودند سرعت گرفت (هنوز هم ‌جریان دارد؛ روحانی و علی لاریجانی آخرین محذوفان‌اند!) رانده‌شده‌ها و آن‌ها که داخل سیستم نبودند اما خواهان اصلاح بودند در سال‌های ۷۳ تا ۷۵ در اندیشۀ راهی برای بیرون بردن کشور از مسیری بودند که آن را به جهنم کنونی می‌رساند. اندیشه‌های «نصیحت به اصلاح» و «تغییر درون زا» محصول آن سال‌ها هستند. ماهنامۀ «ایران فردا» ارگان همفکران مرحوم مهندس سحابی در مقالۀ «شورشگریِ آئینی»  ضمن برشماری روندهای پوسیدگیِ درونیِ سیستم و لزوم تغییرِ درون‌زای آن، مسیر مناسب را پیداییِ چهرۀ شورشگری از روحانیونِ درون سیستم می‌دانست که قصد اصلاح داشته باشد و نه سرنگونی. فرمول پیچیده‌ای بود. بعد از حذف شخصیت‌هایی مثل منتظری و امثال او، توقع شورشِ محدود و اصلاح‌محور از درون، توسط روحانیونی که آیت‌الله‌های بزرگ نبودند غیر ممکن می‌نمود، که البته با ظهور خاتمی در ۷۵ ممکن شد: شورش سیاسی نکرد، انقلاب ذهنی به جامعه هدیه داد!

می‌خواهیم از این ذکر طولانیِ تاریخ نتیجه بگیریم که به زعم ما، شروع شطرنجِ سیاسیِ آگاهانۀ جامعه با این حکومت، محصول آن سرکوب با کاتیوشا و آرپی‌جی در سال ۷۳ و از پسِ آگاهیِ حاصل از آن و گشودگیِ چشم‌ها بر ماهیت حکومت بود. جامعه اندیشید با این حکومت باید کار کرد. اگر شطرنج بلد نیست یا رندانه می‌گوید بلد نیستم، باید با او بازو انداخت و نباید به رینگ رفت. علیرغم فراز و فرودها، هنوز این رویکرد در ذهن اکثریت ایرانیان غالب است. جامعه‌نو هنگامی که از تأکید بر مطالبات اصلاحی و اِعمال فشار اجتماعی بر حکومت می‌گوید و رویکردهای درگیری‌طلبانۀ رندان را نفی می‌کند، این تجربه‌ها را پشت سر دارد.

رویارویی جامعۀ ما با این حکومت ادامه می‌یابد و فرجام و زمان نیل به آن فرجام، هنوز نامشخص است و در اختیار ما نیست اما تاکتیک اصلی این رویارویی، در اختیار جامعه است. افزایش فشارِ مطالبات اجتماعی و اقتصادی، حضور حداکثریِ دائمیِ جمعی و خودداری اکید از بروز خشونت و رفتارهای غیرمسالمت‌آمیز!
🆔 @jameeno
#الف

🔺عدم مشروعیت و شدت سرکوب

▫️علی هاشمی/ جامعه نو: به نظر ماکس وبر، مشروعیت عبارت است از «قابلیت نظام برای ایجاد و حفظ اعتقاد مردم به این‌که نهادهای سیاسی موجود مناسب‌ترین نهادها برای جامعه هستند». وقتی عملکرد حکومت دقیقاً نشان‌دهندۀ عکسِ این گزاره باشد، یعنی قدرت فاقد مشروعیت است و مهم‌ترین عامل سرکوب مردم نیز همین عدم مشروعیت قدرت است؛ وقتی مردم به قدرت بی‌اعتمادند و جامعه، از قدرت و دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای قدرت تبعیت نمی‌کند و به نظرش دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای قدرت غیرعقلانی‌اند، یعنی قدرت فاقد مشروعیت است.

به این ترتیب، عدم تبعیت مردم از قدرت و دستورات و ارزش‌ها و هنجارهایش، در هر شکل و سطحی، می‌شود یک کنشِ سیاسیِ آگاهانه به قصد نفی مشروعیت قدرت و مواجهۀ قدرتِ فاقد مشروعیت با این کنش چیست؟ سرکوب! زیرا پیشتر ذکر شد که مهم‌ترین عامل سرکوب مردم، عدم مشروعیت قدرت است. قدرتی که عدم پذیرش قوانین و ارزش‌ها و هنجارهایش، نشانگر سقوط او در ذهن و باور مردم است و این سقوط ذهنی، مقدمۀ سقوط عینی است.

مشاهدۀ روند چند دهۀ اخیر، حاکی از فزاینده و فراگیر شدنِ سقوط ذهنیِ حکومت و تقویتِ باورِ عدم مشروعیت قدرت است. توالی و تعدد و تشدید نمونه‌ها و مواردی که مصداقِ نهادها، قوانین و ارزش‌ها و هنجارهای نامناسب و نامتناسب‌اند، جامعه را در یک رویاروییِ ناخواسته با قدرت قرار داده است. جامعه با عدم تبعیت از قدرت و دستورات و ارزش‌ها و هنجارهایش و عمل به ارزش‌ها و هنجارهای مطلوب خود و طرح و پیگیریِ مطالبات خود، عملاً در یک رویاروییِ ناخواسته با قدرت (رویاروییِ گوشت و گلوله) قرار گرفته است؛ مطالباتی که نهادهای سیاسیِ قدرت، هم توان تحقق آن‌ها را ندارند، هم مایل به تحقق آن‌ها نیستند و هم اساساً خود مانع تحقق آن مطالبات هستند! چرخۀ پیگیریِ مطالبات از سوی مردم و منع تحقق مطالبات از سوی نهادهای سیاسیِ قدرت، عاملِ مهمِ فزاینده و فراگیر شدنِ سقوط ذهنیِ حکومت و تقویتِ باورِ عدم مشروعیت قدرت است.

وقتی قدرت به وظیفۀ اصلی خود، یعنی پشتیبانی همه‌جانبه از زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، مادی و معنویِ شهروندان عمل نمی‌کند و از قضا خود عاملِ تباهی و نابودیِ زندگیِ فردی، اجتماعی، سیاسی، مادی و معنویِ شهروندان است، وقتی قدرت بی‌اعتنا به نفع عمومی، سرمایه‌های مادی و معنوی کشور را حرامِ توهمات ایدئولوژیک می‌کند و مفسدانش چنان چپاول و غارت می‌کنند که از قضا انگار در ذهن آن‌ها «آخرشه» و امسال سالِ آخر است، در این شرایط قدرت دارد با تمام توان در مسیر ناکارآمدی می‌تازد و خودش یگانه عاملِ تشدیدِ توالیِ چرخۀ طرح و پیگیریِ مطالبات از سوی مردم می‌شود و هم خودش، بیش از پیش مجبور می‌شود که مانع طرح و پیگیریِ این مطالبات شود و در چنین مرحله‌ای مصداق و روش ممانعت، صرفاً سرکوب است.

صرفاً سرکوب است چون مطالبات، معطوف به حوزۀ دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای غیرعقلانیِ قدرت و در یک کلام مشروعیت قدرت است و مواجهۀ قدرتِ فاقد مشروعیت با این مطالبات چیست؟ صرفاً سرکوب! قدرت در چنین مرحله‌ای از عدم مشروعیت، همه چیز را از دست رفته می‌بیند و همچنین، با دیدنِ سقوط ذهنیِ خود در باور مردم، چنان که این روزها می‌بینیم رفتار می‌کند؛ حتی تا منطقۀ دور و صعب‌العبور اوپرت می‌رود تا به زعم خودش با کسانی برخورد کند که صرفاً در حال تفریح‌اند اما در واقع عمل آن‌ها برای سرکوب‌کنندگان تداعی‌کنندۀ عدم تبعیت از قدرت و دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای قدرت است. شدت سرکوب و شمولِ سرکوب بر هر فعل و عملِ مردم، تابعی از عمقِ بحرانِ مشروعیت قدرت است. نمایی از یک ضدیتِ بنیادین و هویتی که در آن، همۀ دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای قدرت در برابر همۀ ارزش‌ها و هنجارها و مطالبات مردم قرار گرفته است.

هر چند قدرت همچون همیشه سعی دارد سرکوبِ خشن و دستورات و ارزش‌ها و هنجارهای غیرعقلانی‌اش را تحت لوای قانون تطهیر و به جامعه حقنه کند و همچنان بر شدت و غلظتِ مجازات‌های تخلف از قانون بیفزاید، اما به گواه تاریخ و تجربه، این رویه‌ها فقط منجر به تعمیق و تشدید بحران مشروعیت می‌شوند و سرنیزه‌ای را که سالیانِ سال است تنها تکیه‌گاهِ باقی‌ماندۀ قدرتِ فاقد مشروعیت است خونین‌تر می‌کنند اما منجر به تمکین و یا تسلیمِ جامعه نخواهند شد.

🆔 @jameeno
🔹«تجربه» مرداد ویژه‌ی احمدرضا احمدی روی پیشخوان

▫️شماره‌ی بیست و یکم دوره‌ی جدید مجله‌ی «تجربه» با یادنامه‌ای ویژه‌ درباره‌ی احمد رضا احمدی و در ستایشِ نگاهِ او به زندگی به همراهِ صفحاتی ویژه‌ی خسرو حسن‌زاده، ر. اعتمادی، فریماه فرجامی، محمد عرفانیان و میلان کوندرا منتشر شد.
در این شماره می‌خوانید:

ادبیات: «شاعر نمی‌میرد»: صفحاتی ویژه‌ی احمد رضا احمدی با آثار و گفتاری از ماهور احمدی، محمود دولت‌آبادی، سید علی صالحی، فیض شریفی، رضا قوی‌فکر، رسول رخشا، علی مسعودی‌نیا، مسعود شهریاری، کیوان مهرگان، صابر محمدی، محمد آشور، محمد پروین، عبدالجواد موسوی، پیمان طالبی، فاطمه راکعی، علیرضا دولتشاهی، امید جوانبخت، احمد بیرانوند، آهنگ حقیقت و... به همراهِ زندگی‌نوشتی از آنوشا نیک‌سرشت و گشتی در کتاب‌های احمد رضا احمدی به قلم شمیم شهلا و شش روایت از مراسم تشییع پیکرِ احمد رضا احمدی به قلم سعید برآبادی به همراه عکس‌های امیر جدیدی از مراسم وداع/ صفحاتی درباره‌ی میلان کوندرا نویسنده‌ی چِکی- فرانسوی که در 94 سالگی جهان را وداع گفت/ گزارشی از زندگی و آثار ر. اعتمادی در گفت‌وگو با نویسندگاه هم‌عصرِ او/ صفحاتی ویژه‌ی جهان داستانیِ «کورمک مک کارتی»/ مرور کتاب‌های روزِ حوزه‌ی ادبیات

کتاب‌خانه: گفت‌وگو با رضا یعقوبی پژوهش‌گرِ حوزه‌ی فلسفه درباره‌ی ترجمه‌ی کتابِ «روشنگری» از آنتونی کنی/ یادداشت حسین پاینده نشانه‌شناس و استاد دانشگاه بر کتاب «کلاهی که پسِ معرکه ماند» اثری از محمد کشاورز/ معرفی پادکست‌ها و کتاب‌فروشی‌های مهمِ ایران و کتاب‌خانه‌های مهم جهان/ گفت‌وگو با سمیه سیدیان نویسنده و مترجم کودک و نوجوان/ نقد و بررسی کتاب‌های روز فلسفه، جامعه شناسی و...

تئاتر: سه نگاه به دنیای ادبی و نویسندگیِ رضا قاسمی

تجسمی: صفحاتی به یادِ خسرو حسن‌زاده که در جهان بیش از ایران شناخته شده بود/ گفت‌وگویی منتشر نشده با محمد عرفانیان از طراحان نسل سوم گرافیک ایران/ زلزله‌ی هوش مصتوعی در پناهگاه هنرمندان به قلم حامد بیدی/ گالری کجاست: یادداشتی از جواد حسنجانی

مطالعات ایرانی: صفحاتی به احترامِ «قلم» و نوستالژی هم‌چنان نوشتن با آن، گفت‌وگو با علی دهباشی به مناسبت درگذشتِ علی اصغر لطیفی از پیشگامانِ قلم در ایران/ گفت‌وگوی حمیدرضا محمدی با شهین اعوانی فیلسوف با عنوان «اسلامی‌سازی علوم انسانی مردود است»/ گفت‌وگو با محسن شهرنازدار درباره‌ی «لیکو» و شعر عامیانه‌ی بلوچ/ خاطره بازی با گنبد کاووس به قلم شهریار صحاف/ وارثان زعفران و نمک به قلم علی اتحاد

به همراهِ یادنامه‌ای درباره‌ی فریماه فرجامی و یادداشت‌هایی از فرشین کاظمی‌نیا، نیما خرم‌روز، مهدی استعدادی‌شاد و تایپوشهر به نگاه و قلمِ مرتضی آکوچکیان

مدیر مسئول تجربه کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد. سما بابایی هم دبیر تحریریه‌ی «تجربه» است. عکس روی جلد هم از مهرداد اسکویی است.

🆔 @jameeno

https://s8.uupload.ir/files/img_20230731_151142_642_2uhy.jpg
#الف

🔺شرط عقل!

▫️تحریریه جامعه‌نو: به عنوان ناظر صحنه سیاست در کشور می‌توانیم بگوئیم چهار جمله از یک پاراگراف از یادداشت روزنامه جوان کاملترین تصویر را از وضع جناح حاکم درعرصه سیاست در ایران به دست میدهد:

🔻جمله اول: اصلاح‌طلب تندروی مدنظر شما مصطفی تاجزاده است که تنها نفعی که از محیط ایجاد شده توسط شما برده زندان است و همه تلاشش پیدا کردن راهی برای تداوم نظام با قوانین اولیه و اساسی‌اش. آن کنش سیاسی که مدنظر شماست، تاجزاده و حجاریان و مشابهاتشان که نگاه بخشی از جامعه به آنهاست وارد آن نخواهند شد و اگر بشوند، همچون شما حرفشان خریداری نخواهد داشت.

🔻جمله دوم: عقلای این جریان خواهان ورود به "چرخه قدرت" نیستند (می‌گویند ارزانی خودتان!)، آنها در "چرخه سیاست" و حقوق اساسی جامعه هستند و این چرخی است که سیستم کنونی حتما زیر آن له خواهد شد. عقل خود شما هم می‌گوید شرط باقی ماندن  در هرچرخه دور از اضمحلالی، فاصله گرفتن از چرخه قدرت کنونی شماست. اگر منظورتان از بازگشت به چرخه قدرت ورود دوباره امثال خاتمی به بازی شماست، کسی نمی‌آید و اگر بیاید درحد خودتان منفور خواهد بود. آنها که می‌آیند کنار چرخه شما، تاثیرشان در حد روغن بنفشه است.

🔻جمله سوم: مردم‌سالاری دینی در این کشور نهادینه نشده، زیر سم ستوران حکومت له و خاک شده و به تاریخ پیوسته و مومن‌ترین شما هم آن را با کمترین فرصت سوءاستفاده تاخت زده است. آن عقلایی که انتظار ثبت نامشان در انتخابات را دارید فرصت‌طلبان گوش‌به‌فرمانی هستند که قبلا مردم به آنها لگد زده‌اند. نمی‌توانند مردم را برای انتخابات به‌خط کنند: آنها که مؤثرند نمی‌آیند.

🔻جمله چهارم: فعلاً که هرچه نیرو برای مستولی کردن می‌گذارید، فقط نشان می‌دهد توانایی درافکندن هیچ شوری ندارید. نه لگد باهنر به حجاریان کارساز است و نه گرفتن علف کارگزاران جلوی دماغ جامعه. بازنده انتخابات از الان معلوم است!


🔺نصیحت: ما که کاره‌ای نیستیم تا از موضع مدعی حرفی بزنیم، اما شرط برآمدن آرزوی حکومت این است که اعتراف کند به اشتباهات خود پی برده، باندهای مافیایی حاکم را در نهادها تا حدی برکنار کند و فعلا سوت "خوردن‌بس" بزند، همه زندانیان سیاسی و حصرشدگان را  رها کند، حکم عدم دخالت سیاسی  به نهاد ناظر انتخابات بدهد، و بررسی صلاحیت نامزدهای احزاب را به خود احزاب واگذارد. این‌ها شروط حداقلی هستند تا مشکلِ (فعلا فقط همین مشکل اقبال انتخاباتی) شما با مردم رای دهنده کم شود. فقط آن‌وقت است که تندروها هیچ‌کاره‌اند و بدوم پخ‌کردن‌ها بازگشت می‌کنند به صندوق رای!

ارزیابی ما این است که اگر به فرض بقایای اصلاح‌طلبان به خاطر تهدیدها و تطمیع برگردند به آنچه شما با نام مستعار بازگشت به صندوق انتخابات می‌خوانید، مشکل مشروعیت، مساله مقبولیت، و دلشوره تنها‌ماندن‌تان حل نخواهد شد زیرا جامعه از آنان پیروی نخواهد کرد و تنها نتیجه‌اش همراهی با شما در کشتی در حال غرق حکومت است. پس حداقل بخش اعظم آنان چه با تهدید و چه با وعده و قول کنار گذاشتن رویه تکتازانه اقبالی به همراهی نخواهند کرد. پس پیشنهاد بهتری داریم: به جای فرستادن لات‌مآب‌ها جلوی اصلاح‌طلبان، خودتان را در یکی دو مورد از مقابل مردم کنار بکشید:

تحمیل حجاب به زنان را فراموش کنید، دین مردم را بازیچه هر روز خود نکنید، و نشان دهید پس از این نان مردم را برای دست‌ودلبازی در کشورهای دیگر نمی‌دزدید. اثرش از اینکه آن شرایط بالا را به فرض محال به جا آورید احتمالا بیشتر است!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

▫️باز هم تاریخ مختصر بگوئیم: زمان شاه هم در دانشگاه‌ها سهمیه بود. در کلاس ۶۵ نفره یک سپاهی‌دانش نمونه هم بود که بی‌کنکور می‌آمد. مکانیسم انتخابش را نمی‌دانستیم ولی آنقدر بی‌اعتنایی می‌دید که سال بعد حتما کنکور می‌داد  و می‌رفت جای دیگر.  دانشجوهای امروز ماشاءالله خیلی نظربلند هستند و حالا که خودشان در امتحان کنکور پذیرفته شده اند، مهم نیست بقیه از چه کانالی آمده‌اند. بی‌خیال سرنوشت کشور!

اجازه بدهید یک ماجرای ماهیتاً مرتبط با موضوع بالا را هم خیلی خلاصه اضافه کنیم:  در سال‌های قبل از انقلاب در روزنامه اطلاعات همکاری بود که متأسفانه هر روز ناباب‌تر می‌شد: همیشه مست، دنبال ایجاد رابطه با حوزه خبری، هیز، و بی‌اخلاق در برخورد با خوانندگان. هیچ‌کس دوستش نداشت و مرحوم مسعودی هم حیران در چگونگی کنترلش. عاقبت دستور داد به مرخصی با حقوق برود: به خانه برود، حقوقش را بگیرد تا زمانی که به بازنشستگی برسد. باور نمی‌کنید که تحریریه تا پای اعتصاب رفت که نباید چنین شود و سندیکا تقاضا کرد او باید بتواند هر وقت خواست وارد تحریریه بشود. اسمش بود جلوگیری از باز شدن باب اخراج، هرچند منفورترین فرد تحریریه!

عجیب است که حکومت فعلی بی‌ترس از جامعه دانشگاهی به راحتی انواع تصمیم‌های غیرعقلانی و ناعادلانه را در مورد دانشجویان مخالف خودش که فقط معترض سیاسی هستند می‌گیرد و هیچ ترسی از حرکت جمعی دانشجویان و استادان آنها ندارد.

دانشجوی امروزی، نه به این کار دارد که چه کسی در کلاس بغل دستش می‌نشیند، و نه به اینکه چرا یک همکلاس از فردا غیبش می‌زند!  بدزمانه‌ای است!

دانشگاه‌ها و نسل دانشجویان ما را چه شده است؟ چرا بی‌خیال همه چیز؟

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

▫️اشاره شده تبلیغ کنید که انگار گرایش اراده برتر دایر بر حضور مدیر اجرایی قوی و رضاشاه‌گونه است! فرض کنید ساده‌دلی این را باور کند؛ مگر مدیر اجرایی قوی و رئوس بدنه اجرایی در قوطی کنسرو ذخیره شده‌اند که از انبار بیاورید و درش را باز کنید؟ بضاعت این حکومت ته کشیده  و همین است، نه بیش!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

▫️درگیری‌های آخوندهای زندان‌کشیده دوران پهلوی با هم، در دهه پنجاه مضمونی معنی‌دار داشت: برسر برداشتشان از محتوای حقوقی حکومت و نظام اقتصادی و جهان‌بینی آنها بود. حالا اکثر آنها مرده‌اند و چیزی که مانده تعدادی آخوند پیر و بیمار، تنها و به بن‌بست‌رسیده است که از گذشته، فقط قدرت مطلق در دست دارند  و زنده‌مانده‌ها را هم رانده‌اند. عرصه را به پاچه‌ورمالیده‌هایی واگذاشته‌اند که یک روز خودشان را هم با بالش خفه خواهندکرد؛ چوپان رفته، گله بی‌صاحب، و سگ‌های هار شریک با گرگ‌ها  در کار دریدن!

کار به مرتد خواندن آخوند منتقد کشیده؛ قبلاً حریفان را وامی‌گذاشتند تا خودشان دق کنند و بمیرند!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

▫️از امروز، سودائیانِ گرفتنِ نوک پستانی از قدرت باید تکلیف خودشان را معلوم کنند. تاکتیک روشنی برای نشان دادن نوک این پستان به کار رفت: پیش‌ثبت‌نام انتخابات مجلس! یک ریسمان فریبنده که با بستن آن، صباحی دیگر، اشخاص خود را برای رفتن تا آخر خط انتخابات متعهد به حکومت بیابند!

یک‌بار دیگر هم گفته‌ایم: این حضور بدون تعهد حکومت به اینکه تشخیص صلاحیت داوطلبان معرفی‌شده از سوی احزاب به عهده خود احزاب و با قبول مسئولیت رفتار نامزد پس از انتخاب شدن باشد، سوزاندن خود به عنوان خس و خاشاک در تنور اقتدارگرایان ورشکسته است!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

▫️رسانه‌ها از مصاحبه نماینده حزب کارگزاران در این روز خاص تیتر جذاب انتقاد صریح او از خاتمی را دیدند، ولی شاه‌بیت این مشاعره با خود ( مقاله‌ای در قالب مصاحبه) این بیت است که "الزاماً منطق حاکم بر مطالبات مردم بر پایه درستی نیست". پس و پیش دارد البته، ولی حکمی است که ادامه مطلب در اثباتش هست نه مشروط کردنش. آن "الزاما" هم از منطق آن پسرکی وام گرفته شده که می‌گفت بر سر چوب کردن روسری الزاماً به بر سر چوب کردن لباس زیر می‌انجامد!

از همین جمله کارگزارانی هم می‌شود حدیث مفصل خواند، ولی خاصیت دارد اصل مطلب را هم بخوانید!

...و جا دارد کارگزاران درباره درستی یا نادرستی "منطق" دو مطالبه اصلی اجتماعی و سیاسی امروز مردم و نسبت پاسخ حکومت به این مطالبه‌ها با آمادگی‌اش برای مشارکت در انتخابات هم حرفی بزند:

اجتماعی: اختیاری شدن پوشش زنان و رفع اجبار حجاب موسوم به اسلامی

سیاسی: حذف نظر استصوابی شورای نگهبان درباره نامزدهای نمایندگی!

🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

📌 به علت اشکال فنی در روزهای گذشته امکان بارگذاری کانال فراهم نبود. امیدواریم مجموعه‌ای که بعد چند روز بارگذاری می‌شود بیات نباشد.

🏷️ در گام نهایی برای پالایش و پاک کردن "سرخرها"، تعداد زیادی از اصلاح‌طلبان غیر کاسب و مخالفان سیاسی موثر حذف فیزیکی خواهند شد. هنوز زمانش نرسیده ولی سوخت و سوز ندارد، چون قاعده تاریخی بر این منوال هست و پیش خواهد آمد. فقط رخدادی خارق‌العاده و ناگهانی می‌تواند مانع این روند شود.

🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

🏷️ حکومت ما از حکومت‌های استثنایی تاریخ است. موقع بررسی کارنامه‌اش فقط باید دید کجا قبول شده، چون شمردن کارهای خرابش خیلی زمان می‌برد و هفتاد من کاغذ می‌خواهد. مثلا برای کارنامه آقای خمینی از بعد از ظهر ۲۲ بهمن ۵۷ تا زمان مرگ ایشان کار راحت است. تصمیمات سیاسی صحیح او یکی پذیرفتن قطعنامه ۵۹۸ بود (تاخیرش را گذشت کنید) و یکی هم پذیرش لزوم وجود حکم ثانویه شرعی متناسب با مصلحت کشور و زمانه (که در نهایت به تشکیل مجمع تشخیص‌ مصلحت ختم شد). کارنامه تصمیمات سیاسی صحیح ایشان اینجا بسته می‌شود و برای بقیه خودتان بررسی کنید!

🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

🏷️ با این روش‌هایی‌ که در انتقالات اموال عمومی به اشخاص در قالب خصوصی سازی، وقف، مولد سازی و واگذاری در حال انجام و تکوین است، ایرانی‌ها یک فرار سرمایه بسیار عظیم دیگر در روزهای بعد از این حکومت خواهند داشت: همه مالکان اموال عمومی نفله شده تلاش خواهند گرد اموال را به ارز تبدیل کنند و ببرند؛ در کنارش یک ملی شدن دیگر واحدهای تولیدی در پیش خواهد بود و طبعا پر از ویرانی.
این حکومت صدتا بمب‌ زمانی در پیکر کشور کار گذاشته. سیاست تحویل زمین سوخته یک رجز خوانی نبود. پیش‌بینی بود!

🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

🏷️ حالا یواش یواش علمای اقتدارگرا هم این زمزمه را شروع کرده‌اند که مشکل در ناکارایی وزرا نیست و مشکل در رئیس آنهاست و بهتر است او برود؛ خیال‌بافی و ارزیابی خطای بعضی اصلاح‌طلبان مثل ویروس مسری به آنها هم رسیده است. رخ نخواهد داد، چون آنکه کشور را اداره می‌کند به این روکش و دکور نیاز دارد و اعتقادش هم این است که اوضاع همینطوری کاملا طبق الگو است!

🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

🏷️ میزان پریشان گویی‌ها (مثل داستان سلبریتی‌های معاویه) توسط منصوبین بی‌شمار حکومت در نهادهای پرشمار انتصابی، بهترین نمودار ریزش اشخاص معقول از بدنه حکومت و برکشیدن "متفکران پاچه ورمالیده" است.
شاه از پاپتی‌ها فقط برای عربده‌کشی در خیابان استفاده می‌کرد نه تریبون مجامع فرهنگی!

🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

🏷️ اوضاع کشور از زمان توسری خوری صدام از آمریکایی‌ها بدتر است:  پول عراق برای معامله نفت در برابر غذا را در اختیار سازمان‌ ملل گذاشته بودند، پول ایران را برای اینکه بتواند غذا و دارو وارد کند می‌گذارند در کیف همسایه‌ای که اندازه استان قم است.... ما هارت و پورت می‌کنیم، عرب‌ها به ریش ما قهقهه می‌زنند!


🆔 @jameeno
#در_کرانه_روز

🏷️ مدت‌ها پیش گفته بودیم که ماهیت مذاکرات ایران و ایالات متحده در عمان امنیتی و در صورت موفقیت ایجاد کننده نقطه عطف تاریخی خواهد بود. حالا اطمینان به این ارزیابی بیشتر شده است: آن ۶ میلیارد دلار و مبادله زندانی اهمیتی ندارند و دسته گل روی بسته توافق هستند: دو طرف به یک تغییر در زمینه امنیت جایگاه خود نیاز داشته‌اند و درباره مسائل مستقیما مرتبط با امنیت توافق کرده‌اند. نیویورک‌تایمز نوشته در چارچوب «تفاهم‌های گسترده‌‌تر» که به صورت «غیرمستقیم» میان ایران و آمریکا حاصل شده، فعالیت هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران «محدود» و حملات نیروهای نیابتی وابسته به تهران به نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه «متوقف خواهد شد.» این یک معامله امنیتی است و حسن آن این است که: به درد نمی‌خورد، مگر گام بعدی داشته باشد!

تضعیف بیشتر حکومت در داخل و تشدید فعالیت‌های جنبشی در سطح اجتماع، حکومت را زودتر به گام بعدی می‌رساند.

🆔@jameeno
#در_کرانه_روز

🏷️ داستان فشار حکومت به اجزای مفلوک و بدبختش در مجلس و نیروهای حفظ نظم برای درست کردن قانون حجاب اجباری در پستو و اعمال زورکی آن در جامعه، مانند داستان فشار احمقانه دولت نیکسون و فرماندهانش برای گرفتن تپه ۹۳۷ موسوم به همبرگر هیل در جریان جنگ ویتنام است که معلوم بود هیچ ارزش استراتژیکی ندارد: زور آوردند که باید به هر قیمتی تسخیر شود. نزدیک صد کشته دادند، گرفتند، بعد چند روز فرماندهان‌شان گفتند عقب نشینی کنید؛  به دلایلی نمی‌توانیم نگهش داریم!

مطمئن باشید عین همان می‌شود. یک عقب نشینی مفتضحانه و به باد رفتن دوباره "ارزش استراتژیک" حجاب اجباری، ولی حکومت هزینه‌اش را می‌اندازد روی دوش کارکنان خسته و بیچاره سازمان‌ها و در آخر خواهد گفت شما عرضه نداشتید!

🆔@jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸 برداشت بی‌رویه از منابع سرمایه‌ای کشور؛ این بار اصل ۸۵ قانون اساسی

🖊️ امیرحسین علینقی

۱. اصل ۸۵، قانون اساسی این امکان را فراهم آورده است که مجلس بتواند صلاحیت قانون‌گذاری را در موارد «ضروری» در خصوص قوانینی که به «قوانین آزمایشی» شهره‌اند، به کمسیون‌های وابسته به خود تفویض کند. آشکار است که ماهیت آزمایشی این قوانین که به معنای اعتبار این قوانین در محدوده زمانی مشخصی است، و همچنین قید ضرورت، که گویای لزوم وجود شرایط فوری است، از جمله قیودی است که امکان استفاده عادی از این شیوه قانون‌گذاری را منتفی می‌سازد. به همین دلیل، در مواردی مانند لایحه تجارت (اردیبهشت ۱۳۹۱) و لایحه تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری (دی ۱۳۸۹) شورای نگهبان نسبت به رواج قانون‌گذاری از سوی کمیسیون‌های داخلی عکس‌العمل نشان داده است.

۲. واقعیت آن است که استحصال و استفاده بی‌رویه از برخی صلاحیت‌ها و اختیارات مندرج در قانون اساسی (مانند اصل ۱۲، بندهای اول و دوم اصل ۱۱۰، اصل ۱۱۲، اصل ۹۸ و ۹۹) و همچنین برخی احکام غیرصلاحیتی مندرج در قانون اساسی (مانند قید ولایت مطلقه در اصل ۵۷، اصول ۱۴۷، ۱۵۰ و ۱۷۶) باعث شده است که قانون اساسی کشور، به مثابه یک سرمایه ملی و چتری بر فراز همه ایرانیان، اعتبار و موقعیت خود را، تا حدود زیادی از دست بدهد. این در حالی است که مقام‌های و نهادهای برآمده از قانون اساسی در استناد به و استفاده از اصول قانون اساسی برای پیش بردن امورات خود، می‌بایست جانب احتیاط را رها نکنند و بقای اعتبار قانون اساسی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایشان باشد.

۳. اعضای مجلس ایران در ۲۲ مرداد ماه ۱۴۰۲ در بررسی آنچه «لایحه حجاب و عفاف خوانده می‌شود»، تصویب کردند تا این لایحه، در خارج از مرآی و منظر ایرانیان حساس به این موضوع، و در کمیسیون وابسته به مجلس، بررسی گردد. نظر به نزدیک بودن زمان انتخابات مجلس از یکسو و حساس بودن اکثریت جامعه نسبت به این موضوع، آشکار است که اذهان بی‌لگام ناظران می‌تواند در سلامت این اقدام با دیده تردید بنگرد.

اگر اعضای مجلس حق دارند تا بر اساس اصل ۸۵، و بدون توجه به خواست موکلان خود، رسیدگی به این لایحه را به پستوهای مجلس (کمیسیون) واگذار کنند، مردم نیز، دارای این حق هستند، تا از این اقدام، بیش از تلاش برای حراست از حجاب و عفاف، «پنهان‌کاری» را استنباط کنند. چرا مردم نباید از این اقدام نوعی دورویی را استنباط کنند که در نتیجه‌اش، این اعضای مجلس می‌توانند نقش خود در تصویب این لایحه در کمیسیون را از مردم پنهان کنند؟ به همین دلیل، و فارغ از دغدغه واقعی هر یک از اعضای مجلس (بر همه فرض است که از مواضع تهمت اجتناب کنند)، می‌توان مدعی شد که در عمل و از زاویه نگاه برخی از ناظرین، ارجاع این لایحه به کمیسیون و استفاده از اصل ۸۵ قانون اساسی، برای حفظ مقام و موقعیت نمایندگان و رواج دورویی در عرصه قانون‌گذاری باشد. این همان چیزی است که از آن با عنوان استحصال بی‌رویه از منابع سرمایه‌ای کشور و سرمایه‌ای به نام قانون اساسی یاد کردم: حفظ اعتبار و موقعیت نمایندگان به قیمت کاستن از ارزش قانون اساسی.

۴. حیف است که سرمایه‌ای در حد قانون اساسی، به مانند دیگر سرمایه‌هایمان مانند ملیت، دین و امنیت، این چنین، به بازار خرده فروشی عرضه شود. (پایان)

🆔@jameeno
#در_کرانه_روز

🏷️ در سالگرد روی کار آوردن طالبان بد نیست این را هم بدانید که تا جایی که تاریخ معاصر اجازه و افق دید می‌دهد، ممکن دانستن برپایی و جا انداختن یک سیستم مبتنی بر خلافت (سلطه یک فرد شبه مقدس و مقررات شرعی فراتر از قوانین عرفی بر همه امور) متاسفانه دهه ۶۰ قرن پیش در ایران آغاز شد: الگوی خلیفه سازی برای سنی‌ها، از ممکن شدن ولایت فقیهان بر ایران گرفته شد: آخرین خلافت سنیان ۱۲۰ سال پیش کاملا از بین رفته بود!

🆔@jameeno
#در_کرانه_روز

🏷️ حکمت آموز است که حکومت حتی تک تک آنهایی را که با شلیک به چشمشان ناقص کرده احضار می‌کند، نسق می‌کشد، در خلوت و بی سروصدا محکوم هم می‌کند، اما خیل نیروهایش با  دخترانی که در خیابان بین مردم حرکت می‌کنند و کل سیستم را به چالش کشیده‌اند کاری ندارد. روشن است: آنها را تک گیر می‌آورد، اما دختران در پناه جمعیت هستند!

مهرماه امسال با چند هزار اخراجی و تعلیقی و تبعیدی، دانشگاه‌های پادگانیزه چه وضعی خواهند داشت؟ آیا دانشگاهی‌ها یکدیگر را در پناه می‌گیرند؟

🆔@jameeno
#الف

🏷️ خفت‌گیری خطرناک!

🖊️ شورای سردبیری: جمع‌بندی اقدامات تاکتیکی و تحولات سیاسیِ سال گذشته نشان می‌دهد که یک سناریوی امریکا و اسرائیل برای وادار کردن ایران به سازشِ اساسی دربارۀ  دو مشکل هسته‌ای و نفوذ این است که امریکا به بهانۀ  افزایش امنیتِ تردد در تنگۀ هرمز و خلیج فارس، از طریق یک تهاجم محدود نیروهای محدودِ ایران را از سه جزیره بیرون کند. ابتدا آن‌ها را تهی کند و سپس در اختیار بگیرد تا حکومت را برای بازپس‌گرفتن‌شان پای یک معاملۀ بنیادین بیاورد. به نظر می‌رسد برای محدود کردن دامنۀ این عملیات و کاهش فضای تلافی‌جویی ایران، همۀ  تدارکات احتیاطی در حال انجام است و به‌ویژه عجلۀ اعراب برای رفع تنش با ایران بخشی از این تدارکات است.

احتمالاً چنین محاسبه شده است که ایران برای جلوگیری از نابودی خط دفاعی - تهاجمیِ خود در سرزمین اصلی جنوب کشور، واکنش گسترده‌ای نشان نخواهد داد و قدرت‌های بهره‌مند از تجارت با منطقۀ خلیج فارس نیز به تشویق ایران به آن سازش متمایل‌اند و نه حمایت از واکنش تند ایران. با توجه به اینکه ایالات‌متحده تا کنون در مورد مالکیت جزایر موضع مخالف حاکمیت ایران نداشته است، در صورت بروز سناریوی فوق سیاستمداران ایران برای جلوگیری از عدم تغییر سیاست ایالات‌متحده نیز برای سازش تحت فشار قرار خواهند داشت.

این گمانه‌زنی‌ها علاوه بر اتکا به جزئیات تحولات در حال وقوع در عرصۀ نظامی و سیاست منطقه، به تجربیات تاریخی نیز متکی است. استراتژیست‌های ایالات‌متحده هنوز تجربۀ وادار کردن ایران به پذیرش اجباری قطعنامۀ ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل را به خاطر دارند. در آن ماجرا، پس از اینکه سیاست ایالات‌متحده دایر بر از بین بردن توان اقتصادی و نظامی دو کشور ایران و عراق (سیاست مهار دوگانه) به اهداف خود رسید، لزوم پایان جنگ در دستور قرار گرفت. در اواخر بهار ۱۳۶۶قطعنامۀ ۵۹۸ در شورای امنیت به تصویب رسید و عراق آن را سه روزه قبول کرد ولی آقای خمینی تحت تأثیر شعارها و محاسبات و برآوردهای همین نوابغی که هنوز دارند حکومت می‌کنند از پذیرش خودداری کرد. نتیجه آن شد که دولتِ گردن کلفتِ جمهوری‌خواه امریکا (که همیشه بهتر از دیگران زبانِ حالی کردنِ وضعیت به دولت روحانیون را بلد بوده) سیاستِ وادارسازی را در پیش گرفت. سه ماه بعد از صدور قطعنامه و امتناع آقای خمینی و اطرافیانش، ریگان دستور داد به بهانۀ بسیار واهی (که هیچ نهاد حقوقی بین‌المللی هرگز آن را کافی ندانست) امریکایی‌ها دو سکوی نفتی ایران را ویران کنند: ساعت ۷ صبح رفتند سراغ سکوهای رشادت و رسالت و به کارکنان بیست دقیقه مهلت دادند تا خارج شوند و سپس با انهدام سکوها صدها میلیون دلار خسارت به ایران وارد کردند. ساعت ده صبح وزیر دفاع ریگان اعلام کرد حمله انجام شده، تمام شده و ایالات‌متحده اقدام دیگری نخواهد کرد. معنای حرفش این بود: زدیم که بگوییم به حرف ما گوش کنید، نمی‌خواهیم جنگ بکنیم.

البته قصه ادامه دارد ولی خلاصه‌اش این است که پس از چند ماه دیگر دوباره دو سکو از بین رفت و درگیری گسترش یافت و بعد هم ایران قطعنامه را پذیرفت. نتیجه ‌ای که می‌خواهیم بگیریم این است که تناسب پیشین کمابیش برقرار است و به نظر می‌رسد ایالات‌متحده در رابطه با ایران دیگر به نیل به اهداف اصلی خود  از طریق دیپلماسی بدون چماق باور ندارد و باید منتظر مسیر دیگری باشیم.

صمیمانه امیدواریم ارزیابی اشتباهی از وضعیت موجود ارائه کرده باشیم و اوضاع به طریقی پیش برود که دیپلماسی و مسالمت، مسیر آیندۀ کشور ما را مفروش کند؛ اما امید ما مشکلات کسانی را که در این کشور امور امنیت ملی را تحت کنترل دارند حل نمی‌کند. کشور در موقعیت وخیمی است و از همه طرف در محاصره. فقط یک محاسبۀ خردمندانه و با ماهیت ملی می‌تواند خطر را از ما دور کند. آرزوهای ایدئولوژیک آن‌ها که در آن بالا نشسته و رجزخوانی را دوست دارند خیالات و آوازهایی تهی‌اند که تداوم آن‌ها امکانِ گریز از  باتلاق کنونی را هر روز دشوارتر می‌کند.
در #الف بعدی با عنوان «مغز و موشک» بیشتر حرف خواهیم زد.

🆔@jameeno