#الف
🏷️ شکستن چوب خشک !
🖊️ شورای سردبیری : ابتکار عمل دست کیست، فرجام کدامست و سرانجام ایرانیان چیست؟ پرسشی که این روزهابه کرات در برابر ما قرار میگیرد و پاسخ به آن هم آسان نیست، بویژه اگر فقط در پرتو وضعیت جنگی فعلی دنبال آن باشیم. پس بهتر که پاسخ را از تشریح اهداف دراز مدت اسرائیل در ایران شروع کنیم.
کانون و بنیان مساله ایران و اسرائیل از یکسو تمایل رهبران ایران برای به زانو در آوردن دولت یهود است و از سوی دیگر تضعیف ایران به عنوان یک کشور در منطقه خاورمیانه. نگفتیم جمهوری اسلامی، چون کشور و جمهوری اسلامی با هم تفاوت دارند. توضیح میدهیم.
اسرائیل زمانی به درستی ایران را متحد طبیعی خود در جغرافیای سیاسی خاورمیانه میدانست. طبیعی و منطقی بود، چون اسرائیل توسط اعراب متخاصم محاصره شده بود. اما صحنه در طول چند دهه تغییر کرد که چگونگی آنرا قبلا چند بار شرح دادهایم: دولتهای عرب و اسرائیل به سمت صلح پایدار رفتند، خطر فلسطینیها بسیار کاهش یافت ، و اولویتها تغییر کرد. حالا دیگر نیازی به یک دوست قدرتمند به مثابه عقابی برفراز سر اعراب نبود. برعکس، تضعیف ایران و در صورت امکان تجزیه آن اولویت یافت. این گرایش تازه حدود ربع قرن است بر سیاست اسرائیل و قدرتهای غربی حاکم است و در این مسیر چه ابزاری بهتر از خود حکومت جمهوری اسلامی؟ سیاست ناپلئون مناسبترین است: هنگامی که دشمنت در حال کندن گور خود است، بنشین و هیچ کاری نکن!
منطق سیاست استراتزیک حکم کرد اسراییل و متحدان غربی آن به جای حذف حکومت فعلی، تلاش خود را بر تضعیف کشور و از بین بردن توان آن متمرکز کنند. نتیجه چنین سیاستی باید رفتاری بسیار حساب شده باشد: چگونه میتوان حفظ یک حکومت و تضعیف کشور را جمع زد؟ راهش جدا کردن حساب کشورها از رهبران آنهاست!
به مجموعه اقدامات اسرائیل و متحدان غربیاش علیه ایران نگاه کنید. مهمترین اقدام تحریم اقتصادی کشور و تقویت دستدرازیهای اقتصادی عناصر اصلی حکومت است. در این تحریمها، میزان دسترسی اقتصاد عمومی به بازار و دستاوردهای تکنولوژی جهان قطع است، اما خروج ضد ملی سرمایه، پولشویی، و سرمایه انسانی اشکال ندارد. بنیان توانایی نظامی کشور نباید بیش از سطح کنترل شدهای ارتقا یابد، افزایش ظرفیتهای هستهای نباید رخ دهد و دانشمندان مهم(نه رهبران حکومت!) باید ترور شوند، ایران باید توان خود را در مسیر جاه طلبی وهم آمیز و بیحاصل در کشورهای منطقه برباد دهد، در جنگهای نیابتی غیر منطقی درگیر باشد و هزینه بدهد، و باید توان برای توسعه اقتصادی و زیرساختهای توسعهای را نداشته باشد و روز به روز ضعیفتر شود. اسم این سیاست را میتوان "فشار تا حد ترکبرداشتن، تحمل در حدبقا" گذاشت. در این سیاست، روش یکدستی از ترکیب دو حد تضعیف کشور حتی با جنگ محدود و تا مرز فروپاشی، و خصومت با حکومت تاحد تضعیف و نه براندازی به کار گرفته میشود. زمینه اعمال چنین سیاستی را نیز تعداد زیادی نفوذی اسراییلی فراهم میسازند که امر آشکاری است: اسرائیل تا عمق حکومت نفوذ دارد، در هر کاری که توان کشور را افزایش دهد خرابکاری میکند، و برنامههای احمقانه منجر به ضعف کشور به اجرا میگذارد. بسیار عبرت آمیز است فکر کنیم چگونه است که عمده خرابکاریهای آشکار اسرائیل در ایران زیر ساخت توان نظامی ایران را هدف میگیرد، و ترورهایش فقط دانشمندان را؟
این موقعیت را روابط ویژه با روسیه تکمیل و تقویت میکند. در جغرافیای سیاسی فعلی ودر شرایط بهینه، محور ایران و روسیه میتوانست به عنوان یک پیکره عظیم، یک دیوار بلند که از قطب شمال تا آبهای خط استوا ادامه دارد و نیمکره شرق را از شمال به جنوب دو نیم میکند، محور برتر در آسیا و در مجاورت اروپا باشد. متاسفانه فقدان سه دههای شعور استراتژیک در رهبران ایران از یک سو و افتادن روسیه به دست مافیای پوتین( که روسیه را به سراشیب ضعف ژئو استراتزیک انداخت) از سوی دیگر، روابط دو کشور را به ابتذالی کشاند که تکمیل کننده ماهیت روابط با غرب و اسرائیل است: با توجه به خرده کشورهای آسیایی مجاور محور فرضی ایران - روسیه، انتظار میرفت روابط ایران بزرگ و روسیه به روابط هند و اتحاد شوروی در قبل از فروپاشی شبیه و سبب توسعه اقتصادی و تعیین کنندگی سیاسی ایران در غرب آسیا شود اما نفوذیهای روسیه نیز مانند نفوذیهای اسرائیل ایران را صرفا به زائده سیاست مرگبار دارودسته پوتین تبدیل کردند. نتیجه این وضعیت نیز همان است: ظرفیتهای ایران در مسیر منافع دیگران و به زیان منافع ملی هدر شود، خصومتهای پایدار و تحریمهای ناتوان ساز ادامه یابند، ایران ضعیفترین کشور منطقه و توسری خور طالبان و علیاف شود، و در صورت امکان همچون یک تکه چوب خشک قابل شکستن وتکه تکه شدن شود.
داستان، این است!
🆔@jameeno
🏷️ شکستن چوب خشک !
🖊️ شورای سردبیری : ابتکار عمل دست کیست، فرجام کدامست و سرانجام ایرانیان چیست؟ پرسشی که این روزهابه کرات در برابر ما قرار میگیرد و پاسخ به آن هم آسان نیست، بویژه اگر فقط در پرتو وضعیت جنگی فعلی دنبال آن باشیم. پس بهتر که پاسخ را از تشریح اهداف دراز مدت اسرائیل در ایران شروع کنیم.
کانون و بنیان مساله ایران و اسرائیل از یکسو تمایل رهبران ایران برای به زانو در آوردن دولت یهود است و از سوی دیگر تضعیف ایران به عنوان یک کشور در منطقه خاورمیانه. نگفتیم جمهوری اسلامی، چون کشور و جمهوری اسلامی با هم تفاوت دارند. توضیح میدهیم.
اسرائیل زمانی به درستی ایران را متحد طبیعی خود در جغرافیای سیاسی خاورمیانه میدانست. طبیعی و منطقی بود، چون اسرائیل توسط اعراب متخاصم محاصره شده بود. اما صحنه در طول چند دهه تغییر کرد که چگونگی آنرا قبلا چند بار شرح دادهایم: دولتهای عرب و اسرائیل به سمت صلح پایدار رفتند، خطر فلسطینیها بسیار کاهش یافت ، و اولویتها تغییر کرد. حالا دیگر نیازی به یک دوست قدرتمند به مثابه عقابی برفراز سر اعراب نبود. برعکس، تضعیف ایران و در صورت امکان تجزیه آن اولویت یافت. این گرایش تازه حدود ربع قرن است بر سیاست اسرائیل و قدرتهای غربی حاکم است و در این مسیر چه ابزاری بهتر از خود حکومت جمهوری اسلامی؟ سیاست ناپلئون مناسبترین است: هنگامی که دشمنت در حال کندن گور خود است، بنشین و هیچ کاری نکن!
منطق سیاست استراتزیک حکم کرد اسراییل و متحدان غربی آن به جای حذف حکومت فعلی، تلاش خود را بر تضعیف کشور و از بین بردن توان آن متمرکز کنند. نتیجه چنین سیاستی باید رفتاری بسیار حساب شده باشد: چگونه میتوان حفظ یک حکومت و تضعیف کشور را جمع زد؟ راهش جدا کردن حساب کشورها از رهبران آنهاست!
به مجموعه اقدامات اسرائیل و متحدان غربیاش علیه ایران نگاه کنید. مهمترین اقدام تحریم اقتصادی کشور و تقویت دستدرازیهای اقتصادی عناصر اصلی حکومت است. در این تحریمها، میزان دسترسی اقتصاد عمومی به بازار و دستاوردهای تکنولوژی جهان قطع است، اما خروج ضد ملی سرمایه، پولشویی، و سرمایه انسانی اشکال ندارد. بنیان توانایی نظامی کشور نباید بیش از سطح کنترل شدهای ارتقا یابد، افزایش ظرفیتهای هستهای نباید رخ دهد و دانشمندان مهم(نه رهبران حکومت!) باید ترور شوند، ایران باید توان خود را در مسیر جاه طلبی وهم آمیز و بیحاصل در کشورهای منطقه برباد دهد، در جنگهای نیابتی غیر منطقی درگیر باشد و هزینه بدهد، و باید توان برای توسعه اقتصادی و زیرساختهای توسعهای را نداشته باشد و روز به روز ضعیفتر شود. اسم این سیاست را میتوان "فشار تا حد ترکبرداشتن، تحمل در حدبقا" گذاشت. در این سیاست، روش یکدستی از ترکیب دو حد تضعیف کشور حتی با جنگ محدود و تا مرز فروپاشی، و خصومت با حکومت تاحد تضعیف و نه براندازی به کار گرفته میشود. زمینه اعمال چنین سیاستی را نیز تعداد زیادی نفوذی اسراییلی فراهم میسازند که امر آشکاری است: اسرائیل تا عمق حکومت نفوذ دارد، در هر کاری که توان کشور را افزایش دهد خرابکاری میکند، و برنامههای احمقانه منجر به ضعف کشور به اجرا میگذارد. بسیار عبرت آمیز است فکر کنیم چگونه است که عمده خرابکاریهای آشکار اسرائیل در ایران زیر ساخت توان نظامی ایران را هدف میگیرد، و ترورهایش فقط دانشمندان را؟
این موقعیت را روابط ویژه با روسیه تکمیل و تقویت میکند. در جغرافیای سیاسی فعلی ودر شرایط بهینه، محور ایران و روسیه میتوانست به عنوان یک پیکره عظیم، یک دیوار بلند که از قطب شمال تا آبهای خط استوا ادامه دارد و نیمکره شرق را از شمال به جنوب دو نیم میکند، محور برتر در آسیا و در مجاورت اروپا باشد. متاسفانه فقدان سه دههای شعور استراتژیک در رهبران ایران از یک سو و افتادن روسیه به دست مافیای پوتین( که روسیه را به سراشیب ضعف ژئو استراتزیک انداخت) از سوی دیگر، روابط دو کشور را به ابتذالی کشاند که تکمیل کننده ماهیت روابط با غرب و اسرائیل است: با توجه به خرده کشورهای آسیایی مجاور محور فرضی ایران - روسیه، انتظار میرفت روابط ایران بزرگ و روسیه به روابط هند و اتحاد شوروی در قبل از فروپاشی شبیه و سبب توسعه اقتصادی و تعیین کنندگی سیاسی ایران در غرب آسیا شود اما نفوذیهای روسیه نیز مانند نفوذیهای اسرائیل ایران را صرفا به زائده سیاست مرگبار دارودسته پوتین تبدیل کردند. نتیجه این وضعیت نیز همان است: ظرفیتهای ایران در مسیر منافع دیگران و به زیان منافع ملی هدر شود، خصومتهای پایدار و تحریمهای ناتوان ساز ادامه یابند، ایران ضعیفترین کشور منطقه و توسری خور طالبان و علیاف شود، و در صورت امکان همچون یک تکه چوب خشک قابل شکستن وتکه تکه شدن شود.
داستان، این است!
🆔@jameeno
#در_کرانه_روز
🏷️ این ارزیابی که دموکراتها درسال انتخابات هرگز درگیر شدن با ایران را به مصلحت نمیدانند اگر قابل رد نیست، قابل خدشه هست: ثبت همه گرفتاریها و مشکلات منطقه در پرونده ایران با کمک تبلیغات دیوانهوار جمهوری خواهان علیه ایران و سپس زدن یک ضربه کاری به ایران از راه دور با عنوان از بین بردن ظرفیتهای تهاجمی یک کشور یاغی، میتواند یک برگ برنده بایدن در انتخابات باشد. در زدن ضربه کاری و مقطعی و راه دور به ایران، آمریکاییها تجربه و سابقه طولانی دارند، و حکومت در برابر آن جز حرکات تبلیغی (مثل حمله به عینالاسد) یا حمله دیوانهوار به جنوب خلیج فارس کاری نمیتواند کرد. همه اینها به نفع دموکراتها در برابر جمهوری خواهان خواهد بود. اگر داستان حماس بالا بگیرد، احتمال این گزینه افزایش مییابد: اگر نشود توافق دیپلماتیک با ایران را در انتخابات به عنوان دستاورد عرضه کرد، گوشمالی تهران را میتوان بهتر به رای دهندگان فروخت و جمهوری خواهان را خنثی کرد.
برای رد امکان وقوع این سناریو، باید به دنبال دلایلی واقعی بود نه تکرار احکام پیشین.
🆔@jameeno
🏷️ این ارزیابی که دموکراتها درسال انتخابات هرگز درگیر شدن با ایران را به مصلحت نمیدانند اگر قابل رد نیست، قابل خدشه هست: ثبت همه گرفتاریها و مشکلات منطقه در پرونده ایران با کمک تبلیغات دیوانهوار جمهوری خواهان علیه ایران و سپس زدن یک ضربه کاری به ایران از راه دور با عنوان از بین بردن ظرفیتهای تهاجمی یک کشور یاغی، میتواند یک برگ برنده بایدن در انتخابات باشد. در زدن ضربه کاری و مقطعی و راه دور به ایران، آمریکاییها تجربه و سابقه طولانی دارند، و حکومت در برابر آن جز حرکات تبلیغی (مثل حمله به عینالاسد) یا حمله دیوانهوار به جنوب خلیج فارس کاری نمیتواند کرد. همه اینها به نفع دموکراتها در برابر جمهوری خواهان خواهد بود. اگر داستان حماس بالا بگیرد، احتمال این گزینه افزایش مییابد: اگر نشود توافق دیپلماتیک با ایران را در انتخابات به عنوان دستاورد عرضه کرد، گوشمالی تهران را میتوان بهتر به رای دهندگان فروخت و جمهوری خواهان را خنثی کرد.
برای رد امکان وقوع این سناریو، باید به دنبال دلایلی واقعی بود نه تکرار احکام پیشین.
🆔@jameeno
#معرفی_کتاب
🏷️ جامعهنو: کتاب نمایشنامههای غسان کنفانی، شامل سه نمایشنامه با عنوانهای:
🔸 نمایشنامه "در"
🔸 نمایشنامه "کلاه و پیامآور"
🔸 نمایشنامه رادیویی "پلی به سوی آزادی"
با ترجمه فاروق نجمالدین توسط انتشارات "جهان کتاب" در ۲۶۰ صفحه با قیمت ۱۹۰ هزار تومن منتشر شده و در اکثر کتابفروشیهای معتبر ، از جمله فروشگاههای شهر کتاب عرضه میشود.
نمایشنامه "در"، نخستین نمایشنامه این مجموعه، با دستمایه قرار دادن اسطوره عربی "بهشت شداد"، رویکردی به غایت فلسفی و مشخصا اومانیستی دارد. در این نمایشنامه، شداد بیاعتنا به هشدارهای مکرر کاهنان معابد "هبا"، خدای بزرگتر قوم احقاف، دستبهکار ساختن شهری میشود و آن را "بهشت روی زمین" نام مینهد.
پیشگویی کاهنان هنگامی که شداد با لشکریانش عازم دیدار شهر افسانهای خود میشود، تحقق مییابد ... بانگی توفانزا و سوزان فرود میآید و او و لشکریانش را خاک و خاکستر میکند. غسان کنفانی اما با خلق صحنهای انتزاعی، زمینه یک تقابل غیر منتظره میان "شداد" و "هبا" را فراهم میسازد تا گفتگویی "هستیشناسانه" میان آن دو درگیرد.
🆔@jameeno
🏷️ جامعهنو: کتاب نمایشنامههای غسان کنفانی، شامل سه نمایشنامه با عنوانهای:
🔸 نمایشنامه "در"
🔸 نمایشنامه "کلاه و پیامآور"
🔸 نمایشنامه رادیویی "پلی به سوی آزادی"
با ترجمه فاروق نجمالدین توسط انتشارات "جهان کتاب" در ۲۶۰ صفحه با قیمت ۱۹۰ هزار تومن منتشر شده و در اکثر کتابفروشیهای معتبر ، از جمله فروشگاههای شهر کتاب عرضه میشود.
نمایشنامه "در"، نخستین نمایشنامه این مجموعه، با دستمایه قرار دادن اسطوره عربی "بهشت شداد"، رویکردی به غایت فلسفی و مشخصا اومانیستی دارد. در این نمایشنامه، شداد بیاعتنا به هشدارهای مکرر کاهنان معابد "هبا"، خدای بزرگتر قوم احقاف، دستبهکار ساختن شهری میشود و آن را "بهشت روی زمین" نام مینهد.
پیشگویی کاهنان هنگامی که شداد با لشکریانش عازم دیدار شهر افسانهای خود میشود، تحقق مییابد ... بانگی توفانزا و سوزان فرود میآید و او و لشکریانش را خاک و خاکستر میکند. غسان کنفانی اما با خلق صحنهای انتزاعی، زمینه یک تقابل غیر منتظره میان "شداد" و "هبا" را فراهم میسازد تا گفتگویی "هستیشناسانه" میان آن دو درگیرد.
🆔@jameeno
👍1
🔸 گفتگوی عاطفه یعقوبی با معتمدماهبخشان درباره رمان سقوط
🏷️ همه با هم سقوط میکنیم !
جامعهنو - عاطفه یعقوبی : گفتگوی همکارانم با ماهبخشان برخی از پرسشهایم را درباره رمان سقوط پاسخ داد، اما به نظرم ابعادی از این اثر روشن نشد. اول اینکه رابطه کتاب را با جنبشی که زیر پوستی در جامعه و بسیار برجسته درخیابانها جریان دارد کاملا روشن نکرد و دوم اینکه برخی زوایای شخصیتپردازی را در این داستان نادیده گذاشت درباره این رمان که یکی از دوستان آنرا نخبهگرا خوانده و من نمیدانم این نخبهگرایی را مثبت بدانم یا منفی با نویسنده گفتگو کردم.
* به میان آوردن خاطرات خود از مبارزه مسلحانه ، نقل خودکشی رفقایتان و طرح موضوع لزوم تردید در انتخاب شیوه مبارزاتی و در نهایت گزینش شیوه مبتنی بر اصلاحات ممکن است این تلقی را پیش بیاورد که شما اساسا جنبش های انقلابی را اثر گذار و سازنده نمیبینید. با توجه به نظریه چالمرز جانسون متفکر آمریکایی درباره وقوع انقلابها مبنی بر اینکه وقتی رخ میدهند که جامعه احساس کند نظام حاکم به لحاظ ساختاری سودمند نیست و وجود و تداومش جز ضرر برای جامعه ندارد؛ برای جوان امروز که جامعه ایران را در حال سوق به سوی یک انقلاب می بیند، چه پاسخی دارید. آیا با توجه به شرایط کنونی ایران وقوع انقلابی حتی از نوع انقلاب آنارشیستی متصور نیستید؟
= بله، وقوع انقلاب آنارشیستی که من اسم آن را میگذارم کلنگی بیش از سایر شقوق ممکن است. انقلابی که سنگ را روی سنگ بند نمیگذارد و کشور را هم به مرزهای خطرناک فروپاشی و تضعیف تا حد تجزیه میکشاند. امااین هیچ خوب نیست و به درد آن جوانها که میگوئید نمیخورد. جلویش راهم البته نمیشود گرفت، چون انقلابها را حکومتها به وجود می آورند و تودهها فقط آنها را مرتکب میشوند....
ادامه گفتگو را میتوانید از طریق لینک زیر بخوانید.
🆔@jameeno
https://telegra.ph/Soghout-11-01
🏷️ همه با هم سقوط میکنیم !
جامعهنو - عاطفه یعقوبی : گفتگوی همکارانم با ماهبخشان برخی از پرسشهایم را درباره رمان سقوط پاسخ داد، اما به نظرم ابعادی از این اثر روشن نشد. اول اینکه رابطه کتاب را با جنبشی که زیر پوستی در جامعه و بسیار برجسته درخیابانها جریان دارد کاملا روشن نکرد و دوم اینکه برخی زوایای شخصیتپردازی را در این داستان نادیده گذاشت درباره این رمان که یکی از دوستان آنرا نخبهگرا خوانده و من نمیدانم این نخبهگرایی را مثبت بدانم یا منفی با نویسنده گفتگو کردم.
* به میان آوردن خاطرات خود از مبارزه مسلحانه ، نقل خودکشی رفقایتان و طرح موضوع لزوم تردید در انتخاب شیوه مبارزاتی و در نهایت گزینش شیوه مبتنی بر اصلاحات ممکن است این تلقی را پیش بیاورد که شما اساسا جنبش های انقلابی را اثر گذار و سازنده نمیبینید. با توجه به نظریه چالمرز جانسون متفکر آمریکایی درباره وقوع انقلابها مبنی بر اینکه وقتی رخ میدهند که جامعه احساس کند نظام حاکم به لحاظ ساختاری سودمند نیست و وجود و تداومش جز ضرر برای جامعه ندارد؛ برای جوان امروز که جامعه ایران را در حال سوق به سوی یک انقلاب می بیند، چه پاسخی دارید. آیا با توجه به شرایط کنونی ایران وقوع انقلابی حتی از نوع انقلاب آنارشیستی متصور نیستید؟
= بله، وقوع انقلاب آنارشیستی که من اسم آن را میگذارم کلنگی بیش از سایر شقوق ممکن است. انقلابی که سنگ را روی سنگ بند نمیگذارد و کشور را هم به مرزهای خطرناک فروپاشی و تضعیف تا حد تجزیه میکشاند. امااین هیچ خوب نیست و به درد آن جوانها که میگوئید نمیخورد. جلویش راهم البته نمیشود گرفت، چون انقلابها را حکومتها به وجود می آورند و تودهها فقط آنها را مرتکب میشوند....
ادامه گفتگو را میتوانید از طریق لینک زیر بخوانید.
🆔@jameeno
https://telegra.ph/Soghout-11-01
Telegraph
همه با هم سقوط میکنیم !
گفتگوی عاطفه یعقوبی با معتمدماهبخشان درباره رمان سقوط گفتگوی همکارانم با ماهبخشان برخی از پرسشهایم را درباره رمان سقوط پاسخ داد، اما به نظرم ابعادی از این اثر روشن نشد. اول اینکه رابطه کتاب را با جنبشی که زیر پوستی در جامعه و بسیار برجسته درخیابانها جریان…
❤1
#در_کرانه_روز
🏷️ جاخالی!
آنها از روز اول گفتند که ایران و بازوی لبنانیاش روز شنبه از داستان مطلع شدهاند. اینها هم همانروز نشان دادند که دست مستقیم در ماجرا ندارند. پس اصرار هر روزه بر اینکه ما نقشی نداشتهایم برای چیست؟
۱ - این حس شده است که ماجرا با تسویه حساب با حماس تمام نمیشود و آمریکا و اسرائیل به دنبال تغییر عمیقتری در معادله قدرت در منطقه هستند.
۲ - حوصله ایالات متحده از تحرکات و مزاحمتهای نیابتی در منطقه سرآمده و عملیات حماس کلید خوبی برای اجرای یک پاکسازی مشترک با اسرائیل از کار درآمده است.
احتمال اول تا آنجا پیش میرود که ایران در موضع ضعف وناچاری قرار گیرد و با ترتیبات تازه امنیتی و تعادل قدرت در منطقه همراهی کند.
هدف احتمال دوم تحت کنترل درآوردن اوضاع به صورتی است بدون احتمال درگیری با ایران، دولتهای ملی منطقه بتوانند جماعات مسلح را در سززمین خود از زیر نفوذخارجی بیرون بیاورند و آنها را کنترل کنند .
تا اینجا و فقط در مورد حماس، ایران توانسته با کمک سیاست حسابشده ایالات متحده و اسرائیل دربرابر ترکشهای درگیری غزه جاخالی دهد. مساله و پرسش بنیادین آینده این است که ایا این جاخالی دادن هوشیارانه در موقعیتهای آتی هم ممکن هست یا نه ؟
🆔@jameeno
🏷️ جاخالی!
آنها از روز اول گفتند که ایران و بازوی لبنانیاش روز شنبه از داستان مطلع شدهاند. اینها هم همانروز نشان دادند که دست مستقیم در ماجرا ندارند. پس اصرار هر روزه بر اینکه ما نقشی نداشتهایم برای چیست؟
۱ - این حس شده است که ماجرا با تسویه حساب با حماس تمام نمیشود و آمریکا و اسرائیل به دنبال تغییر عمیقتری در معادله قدرت در منطقه هستند.
۲ - حوصله ایالات متحده از تحرکات و مزاحمتهای نیابتی در منطقه سرآمده و عملیات حماس کلید خوبی برای اجرای یک پاکسازی مشترک با اسرائیل از کار درآمده است.
احتمال اول تا آنجا پیش میرود که ایران در موضع ضعف وناچاری قرار گیرد و با ترتیبات تازه امنیتی و تعادل قدرت در منطقه همراهی کند.
هدف احتمال دوم تحت کنترل درآوردن اوضاع به صورتی است بدون احتمال درگیری با ایران، دولتهای ملی منطقه بتوانند جماعات مسلح را در سززمین خود از زیر نفوذخارجی بیرون بیاورند و آنها را کنترل کنند .
تا اینجا و فقط در مورد حماس، ایران توانسته با کمک سیاست حسابشده ایالات متحده و اسرائیل دربرابر ترکشهای درگیری غزه جاخالی دهد. مساله و پرسش بنیادین آینده این است که ایا این جاخالی دادن هوشیارانه در موقعیتهای آتی هم ممکن هست یا نه ؟
🆔@jameeno
👍1
#در_کرانه_روز
🏷️ یک روزی ، در یک مقطع خاصی از عبور تاریخ بر این سرزمین، زخم خوردهها و تحقیرشدگان این حکومت با عوامل ، کارگزاران و مباشران و رجزخوانهای آن روبرو خواهند شد در حالیکه شرایط و قدرتشان اینقدرنابرابر نیست و چه بسامعکوس شده است. بسیاری از ما از فکر آن روز و آتشفشان کینهها قند در دلمان آب میشود. برخی اما از تصور آن روز وحشت میکنیم. روز شومی برای کشور و نقطه سیاه دیگری بردل تاریخ ایران خواهد بود!
🆔@jameeno
🏷️ یک روزی ، در یک مقطع خاصی از عبور تاریخ بر این سرزمین، زخم خوردهها و تحقیرشدگان این حکومت با عوامل ، کارگزاران و مباشران و رجزخوانهای آن روبرو خواهند شد در حالیکه شرایط و قدرتشان اینقدرنابرابر نیست و چه بسامعکوس شده است. بسیاری از ما از فکر آن روز و آتشفشان کینهها قند در دلمان آب میشود. برخی اما از تصور آن روز وحشت میکنیم. روز شومی برای کشور و نقطه سیاه دیگری بردل تاریخ ایران خواهد بود!
🆔@jameeno
#در_کرانه_روز
🏷️ در سیزدهم اسفند سال ۹۷ جامعهنو الفی منتشر کرد که بخشی پایانی آن چنین بود:
".... چرا زبان جامعه نو چنین تلخ میگردد و پرسشهایی از این دست. پاسخ این است که مشکلات پدیدآورنده هزینههای بیمورد و فساد در واقع مشکل نیستند که برایشان راهحل بدهیم، شرایط حکومت ما هستند. ذاتی موقعیت کنونی و ماهیت حکومتند و باید با آنها کنار بیاییم. مثال ما حکایت خانوادهای است که هر کار کند، نمیتواند جلوی ولخرجی و "دادن پول میز" این و آن و نشستن بر سر میز قمار یکی از اعضای خانواده را بگیرد و آنچه در نهایت در کف مادر خانواده میماند کسری از درآمد خانواده است. مادر باید آنرا به صورتی خرج کند که بچه ها خوراک داشته باشند، به مدرسه بروند، و اگر بیمار شدند هزینه درمان داشته باشند. لباس نو و تفریح و سفر و ... برای چنین خانوادهای لازم نیست. باید از آن بگذرند.
مردم باید... فقط مواظب باشند کالری حداقل، تحصیل و بهداشت داشته باشند....."
ما میدانستیم در حال سقوط از این حداقلها هستیم که در حد نیازهایی هستند که یک دولت فقیر درحال جنگ باید تامین کند. از حکومت هم خواستیم هر غلطی میکند، این سه حداقل را تضمین کند. طبیعی است که گوشش از این تقاضاها پر بود و مسئولیت ناپذیرتر شد. حالا وضع به جایی رسیده که تلاش رقت بار شخصی بخش بزرگی از افراد جامعه هم برای تامین این سه حداقل دیگر ممکن نیست: میانه کالری دریافتی به زیر ۲۰۰۰ سقوط کرده که به معنی کمبود کالری برای ۵۰ درصد کشور و وجود گرسنگی در دهکهای پایین است، سال گذشته ۹۱۱ هزار نفر از کودکان از ثبت نام در مدرسه باز ماندند و امسال هم ۲۰۰هزار کلاس فاقد معلم شدهاند، و تنها در سال گذشته ۶۰ درصد هزینه های درمان و دارو توسط مردم پرداخت شده که به معنی عدم دسترسی حاشیه نشینان اقتصاد به درمان است.
امروز میخواهیم بگوئیم از مرحله توصیفی فوق گذشتهایم و بسیاری ازخانوارها به علت تسری تورم حکومت ساخته به اجزای اقلام مصرفی حیاتی، عاجز از تامین حداقلی خود هستند. به مرحله حکومت شکست خورده و جامعه عاجز رسیدهایم... جمع این دو پایدار نمیماند دیر یا زود!
🆔@jameeno
🏷️ در سیزدهم اسفند سال ۹۷ جامعهنو الفی منتشر کرد که بخشی پایانی آن چنین بود:
".... چرا زبان جامعه نو چنین تلخ میگردد و پرسشهایی از این دست. پاسخ این است که مشکلات پدیدآورنده هزینههای بیمورد و فساد در واقع مشکل نیستند که برایشان راهحل بدهیم، شرایط حکومت ما هستند. ذاتی موقعیت کنونی و ماهیت حکومتند و باید با آنها کنار بیاییم. مثال ما حکایت خانوادهای است که هر کار کند، نمیتواند جلوی ولخرجی و "دادن پول میز" این و آن و نشستن بر سر میز قمار یکی از اعضای خانواده را بگیرد و آنچه در نهایت در کف مادر خانواده میماند کسری از درآمد خانواده است. مادر باید آنرا به صورتی خرج کند که بچه ها خوراک داشته باشند، به مدرسه بروند، و اگر بیمار شدند هزینه درمان داشته باشند. لباس نو و تفریح و سفر و ... برای چنین خانوادهای لازم نیست. باید از آن بگذرند.
مردم باید... فقط مواظب باشند کالری حداقل، تحصیل و بهداشت داشته باشند....."
ما میدانستیم در حال سقوط از این حداقلها هستیم که در حد نیازهایی هستند که یک دولت فقیر درحال جنگ باید تامین کند. از حکومت هم خواستیم هر غلطی میکند، این سه حداقل را تضمین کند. طبیعی است که گوشش از این تقاضاها پر بود و مسئولیت ناپذیرتر شد. حالا وضع به جایی رسیده که تلاش رقت بار شخصی بخش بزرگی از افراد جامعه هم برای تامین این سه حداقل دیگر ممکن نیست: میانه کالری دریافتی به زیر ۲۰۰۰ سقوط کرده که به معنی کمبود کالری برای ۵۰ درصد کشور و وجود گرسنگی در دهکهای پایین است، سال گذشته ۹۱۱ هزار نفر از کودکان از ثبت نام در مدرسه باز ماندند و امسال هم ۲۰۰هزار کلاس فاقد معلم شدهاند، و تنها در سال گذشته ۶۰ درصد هزینه های درمان و دارو توسط مردم پرداخت شده که به معنی عدم دسترسی حاشیه نشینان اقتصاد به درمان است.
امروز میخواهیم بگوئیم از مرحله توصیفی فوق گذشتهایم و بسیاری ازخانوارها به علت تسری تورم حکومت ساخته به اجزای اقلام مصرفی حیاتی، عاجز از تامین حداقلی خود هستند. به مرحله حکومت شکست خورده و جامعه عاجز رسیدهایم... جمع این دو پایدار نمیماند دیر یا زود!
🆔@jameeno
#در_کرانه_روز
🏷️ پیش بینیهای جامعه نو در ۲۱ و۲۹ اکتبر دایر براینکه اهداف درگیری موجود در خاورمیانه فراتر از نابود کردن حماس است و طرح مشترکی با دولتهای غربی است و آتش بسی هم در کار نخواهد بود و اسرائیل غزه را اشغال خواهد کرد و فلسطینیها را تاحد امکان بیرون خواهد کرد و ایران را نیز درگیر خواهند کرد امروز توسط نتانیاهو تائید شد که میگوید" به مدت نامعلوم غزه را کنترل امنیتی"(اسم رمز اشغال دائمی) خواهد کرد. تحلیلگران غربی هم به این نتیجه رسیدهاند. جان جوزف مرشایمر استراتژیست آمریکایی و واضع نظریه رئالیسم تهاجمی گفته است ایالات متحده به دلایل بسیاری ناگزیر از درگیر شدن هست(سخنرانی اخیر او را با این نشانی جستجو کنیدJohn Mearsheimer: Brisbane Lecture on US Grand Strategy..)
باز هم به عنوان پیشبینی میگوئیم که ایران به عنوان کل(نه فقط حکومت فعلی) نقطه اصلی تغییر برای تجدید و باز آرایی تعادل قدرت در منطقه( موضوع مطلب۱۷ اکتبر )خواهد بود. در این مورد نیز بایدن دیروز پرده را پس زد و گفت هر چند دهه ساختار دنیا به یک تغییر بنیادی عمیق دچار میشود که در مدت کوتاه (یعنی وقوع یک جنگ چندجانبه) رخ خواهد داد. (احتمالا به سهو ارزیابیهای استراتژیک واشنگتن را به زبان آورده است). پس از تسخیر غزه، جنگ به صورتی دیگر چهره خواهد کرد!
باز هم امیدواریم حرفمان اشتباه باشد.
🆔@jameeno
🏷️ پیش بینیهای جامعه نو در ۲۱ و۲۹ اکتبر دایر براینکه اهداف درگیری موجود در خاورمیانه فراتر از نابود کردن حماس است و طرح مشترکی با دولتهای غربی است و آتش بسی هم در کار نخواهد بود و اسرائیل غزه را اشغال خواهد کرد و فلسطینیها را تاحد امکان بیرون خواهد کرد و ایران را نیز درگیر خواهند کرد امروز توسط نتانیاهو تائید شد که میگوید" به مدت نامعلوم غزه را کنترل امنیتی"(اسم رمز اشغال دائمی) خواهد کرد. تحلیلگران غربی هم به این نتیجه رسیدهاند. جان جوزف مرشایمر استراتژیست آمریکایی و واضع نظریه رئالیسم تهاجمی گفته است ایالات متحده به دلایل بسیاری ناگزیر از درگیر شدن هست(سخنرانی اخیر او را با این نشانی جستجو کنیدJohn Mearsheimer: Brisbane Lecture on US Grand Strategy..)
باز هم به عنوان پیشبینی میگوئیم که ایران به عنوان کل(نه فقط حکومت فعلی) نقطه اصلی تغییر برای تجدید و باز آرایی تعادل قدرت در منطقه( موضوع مطلب۱۷ اکتبر )خواهد بود. در این مورد نیز بایدن دیروز پرده را پس زد و گفت هر چند دهه ساختار دنیا به یک تغییر بنیادی عمیق دچار میشود که در مدت کوتاه (یعنی وقوع یک جنگ چندجانبه) رخ خواهد داد. (احتمالا به سهو ارزیابیهای استراتژیک واشنگتن را به زبان آورده است). پس از تسخیر غزه، جنگ به صورتی دیگر چهره خواهد کرد!
باز هم امیدواریم حرفمان اشتباه باشد.
🆔@jameeno
#الف
🏷️ دقایق یک موقعیت !
🖊️ شورای سردبیری: دوستانی پیام میدهند که بعدش چه؟ چه خواهد شد و چه باید کرد؟ دائما هم میپرسند.
ما نمیدانیم. هیچکس نمیداند، و حکومت که ما را به پشت ارابهاش بسته و به آینده میبرد نیز نمیداند. ما در جامعه نو بر اساس قرائن پیشبینیهای معمولا کوتاه مدتی میکنیم. آخرین بار در باره این پرسشها، از "شکستن چوب خشک" حرف زدیم. بله، ممکن است همچون چوبی خشک خرد شویم اگر روندهایی که در کشور و جهان پیرامون میبینیم با همین محتوا ادامه یابند.
تنها چیزی که در باره کشورمان با قطعیت میگوئیم اینهاست:
کشورها برای آنکه روبه زوال و حل شدن در دیگران نروند باید قوی باشند:
۱ - باید قدرت اقتصادی داشته باشند و همراه آن سهم نسبی بالا در اقتصاد جهانی که خیلی مهم است. ما از نظر اقتصادی به خاک سیاه نشستهایم. حتی برای یک کشور متوسط بودن باید بیشتر از یک درصد تولید ناخالص جهان را میداشتیم و مهمتر از آن اقتصاد ما باید اقتصاد جهانی و منطقه را درگیر عملکرد خود میکرد. مهمترین اهرم ایران برای داشتن نقش تعیین کننده اهرمی، نفت بوده است که اکنون حضور موثر در محاسبات جهانی ندارد. در اقتصاد بیشتر تاثیر پذیر و بازیچه امیال جهانی هستیم تا تعیین کننده اجبارهایی برای کشورهایی دیگر. اقتصاد ایران توانایی تهاجمی( گروگان گیری منافع دیگران در عملکرد خود) ندارد، قدرت دفاع از خود را ندارد، و بیشتر یک مولفه شکست در جنگ همهگیر قدرت است تا نقطه قوت. تکمیلی و مثالی عرض میکنیم که یک بخش از گیرافتادن روسیه در تله اوکراین علیرغم قدرت نظامی و سیاسی آن، ناچیز بودن اقتصادش هست. تنها اهرم اقتصادی بزرگترین کشور جهان در جنگ اوکراین خطوط نفت و گاز بود که برای گروکشی و دادن قدرت بازیگری به آن کافی نبود. سهم ۱/۳ درصدی روسیه از اقتصاد جهان آنرا در معرض فشار قرار میدهد و توان گروکشی و مقاومتش را هم کم میکند.
۲- کشورها باید بتوانند از خود دفاع کنند تا غیر قابل حذف باشند. به همین خاطر باید قدرت دفاعی نظامی داشته باشند. این قدرت نظامی نسبی است: با یک تفنگ میتوان از یک خانه دفاع کرد، اما با ده تفنگ نمیتوان از یک شهر دفاع کرد. با هزاران تفنگ و مسلسل هم نمیتوان در برابر بمب افکن و کروز دفاع کرد. ما کارشناس نظامی نیستیم، اما این را میدانیم که "توان نسبی آتش" هم نداریم. همین دیروز، آن آقایی که مسئول جنگ موشکی و هوا فضا است گفته که اگر درگیر شویم کشته میدهیم و بیست سال عقب میافتیم. این یک اعتراف حداقلی اما بنیادین از سوی کسی است که تا دیروز فقط رجز میخوانده است.
حکومت نمیگوید که نه تنها توان تهاجمی نداریم(که لازم هم نداریم مگر برای عمل پیشدستانه ) بلکه حتی توان دفاعی هم نداریم. یک علت صراحت کم نظیر در کنار کشیدن از معرکه غزه، آگاهی بر این واقعیت نزد سران حکومت است.
نتیجه بگیریم: ایران در وضعیتی از سیاست بینالملل قرار گرفته که فاقد دو مولفه اصلی و بنیادین قدرت ساز است. وضعیتش این است: اقتصاد به زانو در آمده، و دکترین و استراتژی دفاع ملی ناسنجیده و فقط مبتنی بر سختافزار درجه دوی نظامی! چوب خشک قابل شکستن یعنی این!
پیش بینی دوباره: احتمال شروع درگیریهایی برای باز آرایی معادلههای برهم خورده توزیع قدرت در منطقه وجود دارد. بیرون آمدن کم آسیب از این باز آرایی متعادل کننده قدرت کشورها (میتوانید اسمش را جنگ برای تعیین کشورهای قدرتمند و تعیین کننده منطقه و باز تقسیم قلمروها بگذارید) قدرت واقعی در دو مولفه توصیف شده میخواهد. به عقیده ما کشور فاقد آنها شده است!
توضیح ضروری: در این مطلب عامل اتکای حکومتها به مردم برای داشتن توان ایستادگی، و قدرت ملی ناشی از وضعیت سیاسی دموکراتیک در افزایش توان دفاع ملی، آگاهانه در نظر گرفته نشدهاند. فرض براین است که یک دولت برای حفط تمامیت ارضی و جایگاه جهانی یک کشور، فارغ از روابط حکومت - ملت، در مرحله نخست به دو عناصر بنیادین در یک جنگ بیرونی نیاز دارد.
🆔@jameeno
🏷️ دقایق یک موقعیت !
🖊️ شورای سردبیری: دوستانی پیام میدهند که بعدش چه؟ چه خواهد شد و چه باید کرد؟ دائما هم میپرسند.
ما نمیدانیم. هیچکس نمیداند، و حکومت که ما را به پشت ارابهاش بسته و به آینده میبرد نیز نمیداند. ما در جامعه نو بر اساس قرائن پیشبینیهای معمولا کوتاه مدتی میکنیم. آخرین بار در باره این پرسشها، از "شکستن چوب خشک" حرف زدیم. بله، ممکن است همچون چوبی خشک خرد شویم اگر روندهایی که در کشور و جهان پیرامون میبینیم با همین محتوا ادامه یابند.
تنها چیزی که در باره کشورمان با قطعیت میگوئیم اینهاست:
کشورها برای آنکه روبه زوال و حل شدن در دیگران نروند باید قوی باشند:
۱ - باید قدرت اقتصادی داشته باشند و همراه آن سهم نسبی بالا در اقتصاد جهانی که خیلی مهم است. ما از نظر اقتصادی به خاک سیاه نشستهایم. حتی برای یک کشور متوسط بودن باید بیشتر از یک درصد تولید ناخالص جهان را میداشتیم و مهمتر از آن اقتصاد ما باید اقتصاد جهانی و منطقه را درگیر عملکرد خود میکرد. مهمترین اهرم ایران برای داشتن نقش تعیین کننده اهرمی، نفت بوده است که اکنون حضور موثر در محاسبات جهانی ندارد. در اقتصاد بیشتر تاثیر پذیر و بازیچه امیال جهانی هستیم تا تعیین کننده اجبارهایی برای کشورهایی دیگر. اقتصاد ایران توانایی تهاجمی( گروگان گیری منافع دیگران در عملکرد خود) ندارد، قدرت دفاع از خود را ندارد، و بیشتر یک مولفه شکست در جنگ همهگیر قدرت است تا نقطه قوت. تکمیلی و مثالی عرض میکنیم که یک بخش از گیرافتادن روسیه در تله اوکراین علیرغم قدرت نظامی و سیاسی آن، ناچیز بودن اقتصادش هست. تنها اهرم اقتصادی بزرگترین کشور جهان در جنگ اوکراین خطوط نفت و گاز بود که برای گروکشی و دادن قدرت بازیگری به آن کافی نبود. سهم ۱/۳ درصدی روسیه از اقتصاد جهان آنرا در معرض فشار قرار میدهد و توان گروکشی و مقاومتش را هم کم میکند.
۲- کشورها باید بتوانند از خود دفاع کنند تا غیر قابل حذف باشند. به همین خاطر باید قدرت دفاعی نظامی داشته باشند. این قدرت نظامی نسبی است: با یک تفنگ میتوان از یک خانه دفاع کرد، اما با ده تفنگ نمیتوان از یک شهر دفاع کرد. با هزاران تفنگ و مسلسل هم نمیتوان در برابر بمب افکن و کروز دفاع کرد. ما کارشناس نظامی نیستیم، اما این را میدانیم که "توان نسبی آتش" هم نداریم. همین دیروز، آن آقایی که مسئول جنگ موشکی و هوا فضا است گفته که اگر درگیر شویم کشته میدهیم و بیست سال عقب میافتیم. این یک اعتراف حداقلی اما بنیادین از سوی کسی است که تا دیروز فقط رجز میخوانده است.
حکومت نمیگوید که نه تنها توان تهاجمی نداریم(که لازم هم نداریم مگر برای عمل پیشدستانه ) بلکه حتی توان دفاعی هم نداریم. یک علت صراحت کم نظیر در کنار کشیدن از معرکه غزه، آگاهی بر این واقعیت نزد سران حکومت است.
نتیجه بگیریم: ایران در وضعیتی از سیاست بینالملل قرار گرفته که فاقد دو مولفه اصلی و بنیادین قدرت ساز است. وضعیتش این است: اقتصاد به زانو در آمده، و دکترین و استراتژی دفاع ملی ناسنجیده و فقط مبتنی بر سختافزار درجه دوی نظامی! چوب خشک قابل شکستن یعنی این!
پیش بینی دوباره: احتمال شروع درگیریهایی برای باز آرایی معادلههای برهم خورده توزیع قدرت در منطقه وجود دارد. بیرون آمدن کم آسیب از این باز آرایی متعادل کننده قدرت کشورها (میتوانید اسمش را جنگ برای تعیین کشورهای قدرتمند و تعیین کننده منطقه و باز تقسیم قلمروها بگذارید) قدرت واقعی در دو مولفه توصیف شده میخواهد. به عقیده ما کشور فاقد آنها شده است!
توضیح ضروری: در این مطلب عامل اتکای حکومتها به مردم برای داشتن توان ایستادگی، و قدرت ملی ناشی از وضعیت سیاسی دموکراتیک در افزایش توان دفاع ملی، آگاهانه در نظر گرفته نشدهاند. فرض براین است که یک دولت برای حفط تمامیت ارضی و جایگاه جهانی یک کشور، فارغ از روابط حکومت - ملت، در مرحله نخست به دو عناصر بنیادین در یک جنگ بیرونی نیاز دارد.
🆔@jameeno
👍1
#در_کرانه_روز
🏷️ در تکمیل الفهای پیشین!
به دوستانی که برای گرفتن پیش بینیهای قطعی فشار می اورند اینها را میتوانیم بگوئیم:
اگر جنگ توسعه یابد، طرفهای متخاصم رسمی ایران، اسرائیل و ایالات متحده هستند.
تنها حمایت خارجی قابل دریافت ایران از بیرون، رای روسیه و چین در شورای امنیت است.
وقوع جنگ در خاک ایران اصلا ممکن نیست، ولی در سواحل جنوبی تهاجم موشکی دریا به زمین و هوایی حتما رخ میدهد. هدف اولیهاش مراکز راداری و ارتباطی، هدف دوم تاسیسات تهاجمی و بعد زیرساختهای اقتصادی خواهد بود.
نیروی متجاوز خارجی و ایالات متحده ممکن هست با ایران وارد درگیری شوند ولی در ایران نیرو پیاده نمیکنند ( تهاجم زمینی مغولوار به ایران فقط از طرف طالبان ممکن است). علتش این است که جنگ با حکومت یک جنگ دریایی و فناورانه عمدتا دریا به خشکی است که دستگاه رهبری نظامی حکومت در آن شکست خواهد خورد. اما با ورود به سرزمین، مردم به عنوان طرف سوم وارد خواهند شد که غرب و بویژه ایالات متحده از برآمدن احساس و اراده دفاعی و میهن پرستانه در آن واهمه دارد.
تنها اقدامات دفاع تهاجمی ایران میتواند تهدید خطوط انتقال نفت( غرق کردن کشتی در دهانه خلیج فارس، زدن تاسیسات بندری و خطوط لوله) و در مرحله دوم حمله موشکی و پهبادی به پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین، کویت، و قطر از خاک کشور باشد. همه اینها متضمن اعلام تخاصم با این کشورهاست.
اگر کسی به قطعیت از درپیش بودن تهاجم و اندازه آن حرف بزند، یا اطلاعاتی از درون پنتاگون دارد و یا دروغگوست.
این فرض هم که مشغول کردن اسرائیل از شمال و جنوبش توسط گروههای موسوم به نیابتی و متعاقب و همراه با آن انتظار افزایش قیمت نفت به ضریب افزایش امنیت ایران در برابر فشار خارجی میافزاید، قابل خدشه است. این تصور خوشبینانه، ورژن ایرانی تئوری "سر مار در تهران " اسرائیلیها و تحلیلگران تند روی آمریکایی است: ورود به یک قمار با تصور اینکه دست بالا را داری، اما قمار همیشه فقط یک برنده دارد و دیگری بازنده است.
برای ما ، چارهای جز انتظار نیست تا سیاست بینالملل چه بخواهد.
🆔@jameeno
🏷️ در تکمیل الفهای پیشین!
به دوستانی که برای گرفتن پیش بینیهای قطعی فشار می اورند اینها را میتوانیم بگوئیم:
اگر جنگ توسعه یابد، طرفهای متخاصم رسمی ایران، اسرائیل و ایالات متحده هستند.
تنها حمایت خارجی قابل دریافت ایران از بیرون، رای روسیه و چین در شورای امنیت است.
وقوع جنگ در خاک ایران اصلا ممکن نیست، ولی در سواحل جنوبی تهاجم موشکی دریا به زمین و هوایی حتما رخ میدهد. هدف اولیهاش مراکز راداری و ارتباطی، هدف دوم تاسیسات تهاجمی و بعد زیرساختهای اقتصادی خواهد بود.
نیروی متجاوز خارجی و ایالات متحده ممکن هست با ایران وارد درگیری شوند ولی در ایران نیرو پیاده نمیکنند ( تهاجم زمینی مغولوار به ایران فقط از طرف طالبان ممکن است). علتش این است که جنگ با حکومت یک جنگ دریایی و فناورانه عمدتا دریا به خشکی است که دستگاه رهبری نظامی حکومت در آن شکست خواهد خورد. اما با ورود به سرزمین، مردم به عنوان طرف سوم وارد خواهند شد که غرب و بویژه ایالات متحده از برآمدن احساس و اراده دفاعی و میهن پرستانه در آن واهمه دارد.
تنها اقدامات دفاع تهاجمی ایران میتواند تهدید خطوط انتقال نفت( غرق کردن کشتی در دهانه خلیج فارس، زدن تاسیسات بندری و خطوط لوله) و در مرحله دوم حمله موشکی و پهبادی به پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین، کویت، و قطر از خاک کشور باشد. همه اینها متضمن اعلام تخاصم با این کشورهاست.
اگر کسی به قطعیت از درپیش بودن تهاجم و اندازه آن حرف بزند، یا اطلاعاتی از درون پنتاگون دارد و یا دروغگوست.
این فرض هم که مشغول کردن اسرائیل از شمال و جنوبش توسط گروههای موسوم به نیابتی و متعاقب و همراه با آن انتظار افزایش قیمت نفت به ضریب افزایش امنیت ایران در برابر فشار خارجی میافزاید، قابل خدشه است. این تصور خوشبینانه، ورژن ایرانی تئوری "سر مار در تهران " اسرائیلیها و تحلیلگران تند روی آمریکایی است: ورود به یک قمار با تصور اینکه دست بالا را داری، اما قمار همیشه فقط یک برنده دارد و دیگری بازنده است.
برای ما ، چارهای جز انتظار نیست تا سیاست بینالملل چه بخواهد.
🆔@jameeno
👍1
🏷️ همراهان عزیز جامعه نو
مدیران این کانال نظرات خوانندگان را حذف نمیکنند. در عمر شش ساله این جمع چند بار تندیهایی در برخی اظهار نظرهای خوانندگان خشمگین صورت گرفته که در تماس خصوصی از انها خواستهایم حرف خود را ملایم کنند مبادا این پنجره کوچک توسط حکومت قاهر بسته شود و آنها هم همواره با معرفت و همراه بودهاند. هوشمندی همراهان نیز از راه افتادن جنگ حیدری - نعمتی در اظهار نظرها جلوگیری کرده است. اگر اخیرا نظری را حذف شده یافتهاید از سوی نویسنده آن بوده است. از حذف کننده احتمالی نیز تقاضا میکنیم به اطلاع دوستان دیگر برسانند که حذف را خودشان انجام دادهاند. متشکریم.
🆔@jameeno
مدیران این کانال نظرات خوانندگان را حذف نمیکنند. در عمر شش ساله این جمع چند بار تندیهایی در برخی اظهار نظرهای خوانندگان خشمگین صورت گرفته که در تماس خصوصی از انها خواستهایم حرف خود را ملایم کنند مبادا این پنجره کوچک توسط حکومت قاهر بسته شود و آنها هم همواره با معرفت و همراه بودهاند. هوشمندی همراهان نیز از راه افتادن جنگ حیدری - نعمتی در اظهار نظرها جلوگیری کرده است. اگر اخیرا نظری را حذف شده یافتهاید از سوی نویسنده آن بوده است. از حذف کننده احتمالی نیز تقاضا میکنیم به اطلاع دوستان دیگر برسانند که حذف را خودشان انجام دادهاند. متشکریم.
🆔@jameeno
#در_کرانه_روز
🏷️ فلسطین بهانه است!
یکی از خاصیتهای برخی روشنفکران و روزنامه نگاران در کشور ما شناوری عقاید آنها در بستر زمان و بر حسب موقعیت است. کار نا پسندی است که منجر به دورویی در سخن گفتن و نان به نرخ روز خوری میشود. این روزها که مساله فلسطین دوباره به سطح آمده روشنفکر جماعت نیازبه موضعگیری میبیند( چون میترسد اگر در مورد همه چیز نظر ندهد فراموش میشود) و به دلایلی که همه میدانندخود را مجبور میبیند حق را به اسرائیل بدهد( روشنفکر اساسا شارح مواردی از این دست است نه سینه زن یک طرف!) . از جمله لفاظیها در این مورد ، بیان این است که چون فلسطینی ها حق خود را از تقسیم سرزمین که سازمان ملل تعیین کرده بود نپذیرفتند، این شر به وجود آمد.
ما تخصصی در باره این مساله نداریم و موضعگیری هم نمیکنیم جز آنکه یک ماه است میبینیم یک قتل عام در جریان است و اروپا و آمریکا که حاکم و فعال بلامنازع در مواردی از این دست (مثل مداخله در بالکان) بودهاند مشوق این قتل عام هستند . ما حرفی بیشتر از این نمیزنیم که این رفتار را محکوم کنیم، اما از روشنفکر ایرانی که در مقام کارشناس وارد میشود و پای خود را ابتدا روی پله چهارم نردبان میگذارد و یک دعوا را از زمان رسیدنش به کلانتری روایت میکند میپرسیم چرا این کار را می کند؟ میخواهد خودش را پهلوی کی جا بیندازد؟
داستان تقسیم فلسطین تا آنجا که ما میدانیم بطور کاملا خلاصه بر میگردد به موارد تاریخی زیر:
۱ - درپایان جنگ جهانی اول انگلستان و فرانسه بقایای امپراطوری مضمحل عثمانی در شبه جزیره عربستان را تقسیم کردند و نمایندگان آنها(سایکس و پیکو) با خط کش روی نقشه شبهجزیره عربستان کشور سازی کردند. (نگاهی به نقشه بیندازید)
۲- قیمومیت تکه فلسطین با بریتانیا بود و قولی هم از سوی آنها به یهودی ها داده شده بود که کشوری برای آنها ایجاد شود. ( شاید کار خوبی بود ، ولی نه آنگونه که آنها انجامش دادند!)
۳- راه حلی که در پیش گرفتند این بود که (پلهسوم نردبان اینجاست) یک هیات سازمان ملل بیاید و تحقیقی بکند و بعد در مجمع عمومی تصمیم به تاسیس دولت یهودی بگیرند. همین کار را هم کردند. درست مثل بحرین ایران، که هیاتی آمد دوروز در انجا ماند و بعد رفت گفت آن را مستقل کنید و سازمان ملل استقلال بحرین را اعلام کرد. ایرانی ها سه نسل است دارند خون جگر میخورند که این کار چه خیانت بزرگی بوده و کدام خبیث این راهزنی را کرده است. قبول دارید اگر این کار در فلسطین خوب بوده ، در بحرین هم خوب بوده ؟؟( این یک پرسش تاریخی جدی است که حالا جامعه نو جوابش را میخواهد) روشنفکر ایرانی از خودش نمیپرسد وقتی از ساکنان مسیحی، یهودی و مسلمان فلسطین پرسیده نشده بود آیا با تقسیم سرزمین بر اساس دین( شرارتبار و خطرناکترین نوع کشورسازی ) موافقند یا نه، نماینده کشورهای آمریکای لاتین یا شرق دور که احتمالا اصلا نمیدانستند فلسطین کجاست و مساله آن کدامست چه حقی برای تصمیم گیری برای سرنوشت مردم آن داشته اند که با رای آنها چنان تقسیمی صورت گیرد؟ داستان از اینجا خراب است آقای نویسنده روزنامه نه از آنجا که فلسطینی ها به حق خود قانع نبودند! اعمال اعراب در برخورد با این تقسیم البته بخردانه نبود و عجولانه بود ، ولی این امر ملاک درستی آن تقسیم حیلهگرانه نیست.
هر کس بخواهد میتواند این آقایی را که رفته عربستان و دوباره و ابلهانه از رفراندوم در سرزمینی که همه چیز آن تغییر کرده است سخن گفته و خواستار برگرداندن چرخ تاریخ شده مسخره کند، هرچند روشنفکران اشخاصی را که نمیفهمند چه میگویند مسخره نمیکنند. نکته ما فقط این است که به عنوان روشنفکر و روزنامهنگار حق نداریم تاریخ را بر اساس نیاز خودمان به حفظ وجاهت در میان عوام نقل کنیم وگرنه ، ....وگرنه با آن اقای فوقالاشاره تفاوتی نداریم!
🆔@jameeno
🏷️ فلسطین بهانه است!
یکی از خاصیتهای برخی روشنفکران و روزنامه نگاران در کشور ما شناوری عقاید آنها در بستر زمان و بر حسب موقعیت است. کار نا پسندی است که منجر به دورویی در سخن گفتن و نان به نرخ روز خوری میشود. این روزها که مساله فلسطین دوباره به سطح آمده روشنفکر جماعت نیازبه موضعگیری میبیند( چون میترسد اگر در مورد همه چیز نظر ندهد فراموش میشود) و به دلایلی که همه میدانندخود را مجبور میبیند حق را به اسرائیل بدهد( روشنفکر اساسا شارح مواردی از این دست است نه سینه زن یک طرف!) . از جمله لفاظیها در این مورد ، بیان این است که چون فلسطینی ها حق خود را از تقسیم سرزمین که سازمان ملل تعیین کرده بود نپذیرفتند، این شر به وجود آمد.
ما تخصصی در باره این مساله نداریم و موضعگیری هم نمیکنیم جز آنکه یک ماه است میبینیم یک قتل عام در جریان است و اروپا و آمریکا که حاکم و فعال بلامنازع در مواردی از این دست (مثل مداخله در بالکان) بودهاند مشوق این قتل عام هستند . ما حرفی بیشتر از این نمیزنیم که این رفتار را محکوم کنیم، اما از روشنفکر ایرانی که در مقام کارشناس وارد میشود و پای خود را ابتدا روی پله چهارم نردبان میگذارد و یک دعوا را از زمان رسیدنش به کلانتری روایت میکند میپرسیم چرا این کار را می کند؟ میخواهد خودش را پهلوی کی جا بیندازد؟
داستان تقسیم فلسطین تا آنجا که ما میدانیم بطور کاملا خلاصه بر میگردد به موارد تاریخی زیر:
۱ - درپایان جنگ جهانی اول انگلستان و فرانسه بقایای امپراطوری مضمحل عثمانی در شبه جزیره عربستان را تقسیم کردند و نمایندگان آنها(سایکس و پیکو) با خط کش روی نقشه شبهجزیره عربستان کشور سازی کردند. (نگاهی به نقشه بیندازید)
۲- قیمومیت تکه فلسطین با بریتانیا بود و قولی هم از سوی آنها به یهودی ها داده شده بود که کشوری برای آنها ایجاد شود. ( شاید کار خوبی بود ، ولی نه آنگونه که آنها انجامش دادند!)
۳- راه حلی که در پیش گرفتند این بود که (پلهسوم نردبان اینجاست) یک هیات سازمان ملل بیاید و تحقیقی بکند و بعد در مجمع عمومی تصمیم به تاسیس دولت یهودی بگیرند. همین کار را هم کردند. درست مثل بحرین ایران، که هیاتی آمد دوروز در انجا ماند و بعد رفت گفت آن را مستقل کنید و سازمان ملل استقلال بحرین را اعلام کرد. ایرانی ها سه نسل است دارند خون جگر میخورند که این کار چه خیانت بزرگی بوده و کدام خبیث این راهزنی را کرده است. قبول دارید اگر این کار در فلسطین خوب بوده ، در بحرین هم خوب بوده ؟؟( این یک پرسش تاریخی جدی است که حالا جامعه نو جوابش را میخواهد) روشنفکر ایرانی از خودش نمیپرسد وقتی از ساکنان مسیحی، یهودی و مسلمان فلسطین پرسیده نشده بود آیا با تقسیم سرزمین بر اساس دین( شرارتبار و خطرناکترین نوع کشورسازی ) موافقند یا نه، نماینده کشورهای آمریکای لاتین یا شرق دور که احتمالا اصلا نمیدانستند فلسطین کجاست و مساله آن کدامست چه حقی برای تصمیم گیری برای سرنوشت مردم آن داشته اند که با رای آنها چنان تقسیمی صورت گیرد؟ داستان از اینجا خراب است آقای نویسنده روزنامه نه از آنجا که فلسطینی ها به حق خود قانع نبودند! اعمال اعراب در برخورد با این تقسیم البته بخردانه نبود و عجولانه بود ، ولی این امر ملاک درستی آن تقسیم حیلهگرانه نیست.
هر کس بخواهد میتواند این آقایی را که رفته عربستان و دوباره و ابلهانه از رفراندوم در سرزمینی که همه چیز آن تغییر کرده است سخن گفته و خواستار برگرداندن چرخ تاریخ شده مسخره کند، هرچند روشنفکران اشخاصی را که نمیفهمند چه میگویند مسخره نمیکنند. نکته ما فقط این است که به عنوان روشنفکر و روزنامهنگار حق نداریم تاریخ را بر اساس نیاز خودمان به حفظ وجاهت در میان عوام نقل کنیم وگرنه ، ....وگرنه با آن اقای فوقالاشاره تفاوتی نداریم!
🆔@jameeno
#در_کرانه_روز
🏷️ اینکه سه مقام ارشد با هم میروند سراغ رویترز و بطور اطمینان بخش میگویند ایران از سران حماس گلایه کرده که حملهاش را خبر نداده و نمیتواند توقع حمایت داشته باشد خیلی اقدام خوبی است:
اول اینکه آمریکا و اسرائیل از مقامات عالی میشنوند ایران قطعا خودش را از این معرکه کنار کشیده و میکشد؛
دوم اینکه به این کسانی که خیال میکنند شعارهای حکومت را برای جنگ با اسرائیل باید عملی کرد پیام عالی میرسد که از این خبرها نیست و بهتر است فقط شعار توخالی بدهند؛
سوم اینکه این شیوه از خبر رسانی از طریق رویترز به عموم مردم ایران، سبب دعای خیر آنها میشود چون مقامات ارشد را هم رای خود مییابند.
مسالهای که میماند این است که نخ یمنیها را هم باید به طریقی کشید، وگرنه تاثیر کار مشترک ایران و حزبالله برای واگذار کردن کار حماس به خودش بی اثر میشود و دوباره کسانی پای ایران را وسط خواهند کشید.
🆔@jameeno
🏷️ اینکه سه مقام ارشد با هم میروند سراغ رویترز و بطور اطمینان بخش میگویند ایران از سران حماس گلایه کرده که حملهاش را خبر نداده و نمیتواند توقع حمایت داشته باشد خیلی اقدام خوبی است:
اول اینکه آمریکا و اسرائیل از مقامات عالی میشنوند ایران قطعا خودش را از این معرکه کنار کشیده و میکشد؛
دوم اینکه به این کسانی که خیال میکنند شعارهای حکومت را برای جنگ با اسرائیل باید عملی کرد پیام عالی میرسد که از این خبرها نیست و بهتر است فقط شعار توخالی بدهند؛
سوم اینکه این شیوه از خبر رسانی از طریق رویترز به عموم مردم ایران، سبب دعای خیر آنها میشود چون مقامات ارشد را هم رای خود مییابند.
مسالهای که میماند این است که نخ یمنیها را هم باید به طریقی کشید، وگرنه تاثیر کار مشترک ایران و حزبالله برای واگذار کردن کار حماس به خودش بی اثر میشود و دوباره کسانی پای ایران را وسط خواهند کشید.
🆔@jameeno
#در_کرانه_روز
🏷️ اینکه حماس خبر گلایه ایران از حماس و کنار کشیدنش از ماجراجویی خونبار آن را تکذیب کرده، در واقع تائید اهداف چیزی است که آن سه مقام به رویتر دادهاند: مهم نیست که در آن ملاقات خیلی خصوصی چه گفته و شنیدهاند، مهم آن است که با این خبر سازی سطح بالا برای رویترز، هر سه طرفی که دیشب گفتیم پیام مهمی از جانب بالاترین نهاد کشور دریافت میکنند: حکومت ایران میخواهد در ادامه آنچه در حال رخ دادن است هیچ نقشی نداشته باشد و برکنار بماند.
این تغییر بزرگی برای تعیین آینده کشور ماست. به جای تحلیلهای مخرب، استهزا و تحقیر، باید این سیاست حکومت را به عنوان مقدمه یک تصمیم ملی سرنوشتساز در نظر گرفت و آن را مبتنی بر آگاهی حکومت از گرایش بخش عظیم جمعیت کشور برای تغییر سمت و سوی سیاست خارجی کشور و تجدید نظر در استراتژی امنیت ملی ارزیابی کرد و ترویج داد.
🆔@jameeno
🏷️ اینکه حماس خبر گلایه ایران از حماس و کنار کشیدنش از ماجراجویی خونبار آن را تکذیب کرده، در واقع تائید اهداف چیزی است که آن سه مقام به رویتر دادهاند: مهم نیست که در آن ملاقات خیلی خصوصی چه گفته و شنیدهاند، مهم آن است که با این خبر سازی سطح بالا برای رویترز، هر سه طرفی که دیشب گفتیم پیام مهمی از جانب بالاترین نهاد کشور دریافت میکنند: حکومت ایران میخواهد در ادامه آنچه در حال رخ دادن است هیچ نقشی نداشته باشد و برکنار بماند.
این تغییر بزرگی برای تعیین آینده کشور ماست. به جای تحلیلهای مخرب، استهزا و تحقیر، باید این سیاست حکومت را به عنوان مقدمه یک تصمیم ملی سرنوشتساز در نظر گرفت و آن را مبتنی بر آگاهی حکومت از گرایش بخش عظیم جمعیت کشور برای تغییر سمت و سوی سیاست خارجی کشور و تجدید نظر در استراتژی امنیت ملی ارزیابی کرد و ترویج داد.
🆔@jameeno
#در_کرانه_روز
🏷️ امشب فقط یک نکته بگوئیم : حالا دیگر مشخص شده حکومت دارد در باد جنگ غزه که از دوردست میوزد و خبر افول یک متحد را میدهد، زنان جامعه رااز سنگرهایی که برای دفاع از حقوقشان تسخیر کردهاند بیرون میکند و سختگیریهایش را افزایش میدهد. نمیگوئیم میتواند یا نه، ولی فکرش را بکنید اگر حتی درگیری مستقیم مختصری با بیگانه پیدا کند و سیلی بخورد اشرارش زندگی همه ما را با چه نیروی طوفانی و کوبندهای در خواهند نوردید: هرگونه مداخله خارجی برای تغییر رژیم هم که بسیار بدتر. حتی شکست متحد ضعیف حکومت از اسرائیل، اراده و خشم دستگاه سرکوب را توانی چند برابربخشیده تا میخ خود را برای سلطه برجامعه و کنترل آن محکمتر بکوبد.
یک قانون تجربه شده در کشورهای توسعه نیافته میگوید دولتهای سرکوبگر از فرصت درگیری بیرونی برای تحکیم قدرت خود و خلاص شدن از دست مخالفان استفاده میکنند. قانون دیگر آن است که شخص کتک خورده دنبال ضعیفتر از خود میگردد تا خشمش را فرو بنشاند؛ کجا بهتر از سر ناراضیان و رقیبان؟
هرگونه مداخله بیشتر در جنگ اسرائیل و فلسطین ورسیدن لهیب آن به ایران ، ایرانیان را فقط دچار آتش بیگانه نمیکند ، زیر سرکوب افزونتر پلیدترین نیروهای سیاه تاریخ کشور میبرد!
🆔@jameeno
🏷️ امشب فقط یک نکته بگوئیم : حالا دیگر مشخص شده حکومت دارد در باد جنگ غزه که از دوردست میوزد و خبر افول یک متحد را میدهد، زنان جامعه رااز سنگرهایی که برای دفاع از حقوقشان تسخیر کردهاند بیرون میکند و سختگیریهایش را افزایش میدهد. نمیگوئیم میتواند یا نه، ولی فکرش را بکنید اگر حتی درگیری مستقیم مختصری با بیگانه پیدا کند و سیلی بخورد اشرارش زندگی همه ما را با چه نیروی طوفانی و کوبندهای در خواهند نوردید: هرگونه مداخله خارجی برای تغییر رژیم هم که بسیار بدتر. حتی شکست متحد ضعیف حکومت از اسرائیل، اراده و خشم دستگاه سرکوب را توانی چند برابربخشیده تا میخ خود را برای سلطه برجامعه و کنترل آن محکمتر بکوبد.
یک قانون تجربه شده در کشورهای توسعه نیافته میگوید دولتهای سرکوبگر از فرصت درگیری بیرونی برای تحکیم قدرت خود و خلاص شدن از دست مخالفان استفاده میکنند. قانون دیگر آن است که شخص کتک خورده دنبال ضعیفتر از خود میگردد تا خشمش را فرو بنشاند؛ کجا بهتر از سر ناراضیان و رقیبان؟
هرگونه مداخله بیشتر در جنگ اسرائیل و فلسطین ورسیدن لهیب آن به ایران ، ایرانیان را فقط دچار آتش بیگانه نمیکند ، زیر سرکوب افزونتر پلیدترین نیروهای سیاه تاریخ کشور میبرد!
🆔@jameeno
#الف
🏷️ بدون عنوان... !
🖊️ شورای سردبیری: سالها پیش در حاشیه گفتگویی که در باره ازدواج یکی از پیشوایان با دخترکی بسیار کم سال بین اطرافیان درگرفته بود، از پیرمرد خوش مشربی که ساکت نشسته بود و به بحث آتشین خانمها گوش میکرد پرسیدند " خب، نظر شما چیست؟ " با لحنی نیمه جدی گفت "من درباره مسائل خصوصی مردم صحبت نمیکنم!". این حرفش سبب خنده و پایان بحث شد، اما آن شخص جهاندیده به حاضران گفت: من به شوخی حرف درست اما ناکاملی زدم. مساله این است که شما به تعیینکنندهترین اصلی که در این موضوع مطرح است اصلا نپرداختید؛ و آن اصل میگوید اشخاص مهم حریم خصوصی ندارند!
سپس مختصر توضیح داد که ما نباید در باره مسایل خصوصی اشخاص ورود کنیم چون کاری غیر اخلاقی و زشت است، اما این فقط در مورد اشخاص معمولی است. اصلی که میگویم دائر است بر اینکه: زندگی خصوصی اشخاصی که در موقعیت تصمیمگیری برای دیگران قرار دارند باید کاملا زیر نظارت عموم باشد و همانند حیات عمومیشان زیر ذره بین قرار گیرد. علتش روشن است: اشخاص ضعفهای اخلاقی خودشان را پنهان میکنند و این پنهانکاری آنها را در مورد خیانت به منافع جامعه آسیبپذیر میکند.
یک اصل بنیادی درعرصه عمومی و بویژه عرصه سیاست هست: سیاستمدار، پیشوای مذهبی، فعال شناختهشده سیاسی، مدیر کلانشرکتها، و البته روزنامه نگار دایره زندگی خصوصی بیش و کم محدودی دارد و از وارسی وضعیت خود توسط دیگران ناگزیر است. این فهرست یک اصل بنیادیتر دیگر را آشکار میکند: کسانی که فکر و فعالیت آنها شامل تاثیر گذاری بر زندگی جمعیتهای انسانی میشود باید مورد وارسی دائم باشند و دایره حریم واقعا خصوصی آنها بسیار کوچک است. نمیتوانند گلایهای داشته باشند از اینکه چرا سر مردم دائما در زندگی خصوصی آنهاست. چند مثال واقعی بزنیم:
التماسی که جواد لاریجانی به سفیر انگلیس میکرد، با داستان زمینهایی که ازحکومت گرفت البته با هم فرق دارند، اما هردو صلاحیت زا هستند. اولی میخواست انگلیس از یک جناح سیاسی به زیان رای مردم ایران حمایت کند(تاثیرگذاری بر سرنوشت ۷۰ میلیون نفر)، دومی نشان میداد کسانی که مورد اعتماد مردم واقع شده اند به عملهجات خود املاک عمومی میبخشند (تاثیرگذاری بر داراییهای عمومی). آن واعظ آمریکایی متعصب ضد همجسگرایی کهبا مرد جوانی در توالت عمومی گیر می افتد، کار خصوصی نمیکند و حریم شخصی نباید داشته باشد چرا که جامعه را زیر تاثیر سخنرانیهای خود داشته و اکنون آن را با خلاء اخلاقی روبرو میکند(تضعیف اعتماد و روحیه عمومی ) .مدیر یک مجتمع عظیم صنعتی با هزاران سهامدار که خرید کاخ در اسپانیا را پنهان میکند و درباره منشاء هزینه آن توضیح قابل قبولی ندارد، نمیتواند مدعی داشتن حریم خصوصی شود. خبرنگاری که در سلسبیل مستاجر بوده و آشکار میشود در لواسان ویلا خریده یا صاحب رستوران و کافه شده نمیتواند در گریز از پرسش به لزوم حفظ حریم خصوصیاش متوسل شود، و... کیفیت مشترک همه این آدمها قراردادن خود در موقعیتی است که تعیین کننده یا موثر است بر چیزی (زندگی، دارایی، فرصت، عقیده) که به جامعه و مردم متعلق است. گرد آوردن مال و فرصت طلبی اقتصادی و استفاده سریع از خبرها چه بسا سبب افتخار اشخاصی مثل تجار هوشمند باشد، ولی اگر یک سیاستمرد، خبر حتی ناچیزی در باره یک تصمیم در شرف اخذ اقتصادی به پسرعموی داماد خاله خود بدهد تا او نفعی ببرد کار خصوصی نکرده و باید او را به صلابه کشید. این قاعدهای معقول است که البته در کشور ما تحقق آن به رویا میماند.
اما همه اینها که گفتیم در برابر یک حوزه ظاهرا خصوصی دیگر ناچیز مینمایند: حوزه تصمیم گیری کلان و موثر بر سرنوشت ملی، که منفعت آن را دل و میل و هورمونهای ارضاء شخص میبرد: حوزه قدرت ! این جایی است که افراد ممکن است در آن جز ارضاء امیال عظمت طلبانه خود نفع دیگری نبرند و بسیار هم درویش و بریده از علایق دنیوی باشند. زیان آنها برای عموم عظیم است، هرچند عقیده و ارادهشان را در منطقه خصوصی خود بدانند. مثال بیخطرش هیتلر و رضاخان و بوش هستند که برخی از آنها چیزی از مال جهان نبردند ، اما به این بهانه که چیزی میدانند که دیگران نمیدانند، یا ماموریت الهی دارند و فقط به خدا جوابگو هستند، به ملتها آسیب زدهاند. بوش پسر زمانی مدعی شد ماموریت الهی دارد!
به این ترتیب، تصمیمات یک پادشاه یا رئیس جمهور یا نخستوزیر یا رهبر باید بیش از همه زیر نظر باشد و وارسی شود زیرا تاثیرش بر زندگی عموم و سرنوشت کل کشور خیلی بیشتر از دیگران است. از همینجاست که لزوم وجود فضای آزاد برای تبادل نظر در مورد همه ابعاد زندگی و بویژه اراده و تصمیمات بالاترین مقامات کشورها پدید می آید. بدون این آزادی، هیچ آزادی دیگر ، هیچ انتخابات، مشارکت، وحدت ، ونمایشهای همبستگی ملی ارزش محتوایی ندارد و نقش زدن بر آب است!
🆔@jameeno
🏷️ بدون عنوان... !
🖊️ شورای سردبیری: سالها پیش در حاشیه گفتگویی که در باره ازدواج یکی از پیشوایان با دخترکی بسیار کم سال بین اطرافیان درگرفته بود، از پیرمرد خوش مشربی که ساکت نشسته بود و به بحث آتشین خانمها گوش میکرد پرسیدند " خب، نظر شما چیست؟ " با لحنی نیمه جدی گفت "من درباره مسائل خصوصی مردم صحبت نمیکنم!". این حرفش سبب خنده و پایان بحث شد، اما آن شخص جهاندیده به حاضران گفت: من به شوخی حرف درست اما ناکاملی زدم. مساله این است که شما به تعیینکنندهترین اصلی که در این موضوع مطرح است اصلا نپرداختید؛ و آن اصل میگوید اشخاص مهم حریم خصوصی ندارند!
سپس مختصر توضیح داد که ما نباید در باره مسایل خصوصی اشخاص ورود کنیم چون کاری غیر اخلاقی و زشت است، اما این فقط در مورد اشخاص معمولی است. اصلی که میگویم دائر است بر اینکه: زندگی خصوصی اشخاصی که در موقعیت تصمیمگیری برای دیگران قرار دارند باید کاملا زیر نظارت عموم باشد و همانند حیات عمومیشان زیر ذره بین قرار گیرد. علتش روشن است: اشخاص ضعفهای اخلاقی خودشان را پنهان میکنند و این پنهانکاری آنها را در مورد خیانت به منافع جامعه آسیبپذیر میکند.
یک اصل بنیادی درعرصه عمومی و بویژه عرصه سیاست هست: سیاستمدار، پیشوای مذهبی، فعال شناختهشده سیاسی، مدیر کلانشرکتها، و البته روزنامه نگار دایره زندگی خصوصی بیش و کم محدودی دارد و از وارسی وضعیت خود توسط دیگران ناگزیر است. این فهرست یک اصل بنیادیتر دیگر را آشکار میکند: کسانی که فکر و فعالیت آنها شامل تاثیر گذاری بر زندگی جمعیتهای انسانی میشود باید مورد وارسی دائم باشند و دایره حریم واقعا خصوصی آنها بسیار کوچک است. نمیتوانند گلایهای داشته باشند از اینکه چرا سر مردم دائما در زندگی خصوصی آنهاست. چند مثال واقعی بزنیم:
التماسی که جواد لاریجانی به سفیر انگلیس میکرد، با داستان زمینهایی که ازحکومت گرفت البته با هم فرق دارند، اما هردو صلاحیت زا هستند. اولی میخواست انگلیس از یک جناح سیاسی به زیان رای مردم ایران حمایت کند(تاثیرگذاری بر سرنوشت ۷۰ میلیون نفر)، دومی نشان میداد کسانی که مورد اعتماد مردم واقع شده اند به عملهجات خود املاک عمومی میبخشند (تاثیرگذاری بر داراییهای عمومی). آن واعظ آمریکایی متعصب ضد همجسگرایی کهبا مرد جوانی در توالت عمومی گیر می افتد، کار خصوصی نمیکند و حریم شخصی نباید داشته باشد چرا که جامعه را زیر تاثیر سخنرانیهای خود داشته و اکنون آن را با خلاء اخلاقی روبرو میکند(تضعیف اعتماد و روحیه عمومی ) .مدیر یک مجتمع عظیم صنعتی با هزاران سهامدار که خرید کاخ در اسپانیا را پنهان میکند و درباره منشاء هزینه آن توضیح قابل قبولی ندارد، نمیتواند مدعی داشتن حریم خصوصی شود. خبرنگاری که در سلسبیل مستاجر بوده و آشکار میشود در لواسان ویلا خریده یا صاحب رستوران و کافه شده نمیتواند در گریز از پرسش به لزوم حفظ حریم خصوصیاش متوسل شود، و... کیفیت مشترک همه این آدمها قراردادن خود در موقعیتی است که تعیین کننده یا موثر است بر چیزی (زندگی، دارایی، فرصت، عقیده) که به جامعه و مردم متعلق است. گرد آوردن مال و فرصت طلبی اقتصادی و استفاده سریع از خبرها چه بسا سبب افتخار اشخاصی مثل تجار هوشمند باشد، ولی اگر یک سیاستمرد، خبر حتی ناچیزی در باره یک تصمیم در شرف اخذ اقتصادی به پسرعموی داماد خاله خود بدهد تا او نفعی ببرد کار خصوصی نکرده و باید او را به صلابه کشید. این قاعدهای معقول است که البته در کشور ما تحقق آن به رویا میماند.
اما همه اینها که گفتیم در برابر یک حوزه ظاهرا خصوصی دیگر ناچیز مینمایند: حوزه تصمیم گیری کلان و موثر بر سرنوشت ملی، که منفعت آن را دل و میل و هورمونهای ارضاء شخص میبرد: حوزه قدرت ! این جایی است که افراد ممکن است در آن جز ارضاء امیال عظمت طلبانه خود نفع دیگری نبرند و بسیار هم درویش و بریده از علایق دنیوی باشند. زیان آنها برای عموم عظیم است، هرچند عقیده و ارادهشان را در منطقه خصوصی خود بدانند. مثال بیخطرش هیتلر و رضاخان و بوش هستند که برخی از آنها چیزی از مال جهان نبردند ، اما به این بهانه که چیزی میدانند که دیگران نمیدانند، یا ماموریت الهی دارند و فقط به خدا جوابگو هستند، به ملتها آسیب زدهاند. بوش پسر زمانی مدعی شد ماموریت الهی دارد!
به این ترتیب، تصمیمات یک پادشاه یا رئیس جمهور یا نخستوزیر یا رهبر باید بیش از همه زیر نظر باشد و وارسی شود زیرا تاثیرش بر زندگی عموم و سرنوشت کل کشور خیلی بیشتر از دیگران است. از همینجاست که لزوم وجود فضای آزاد برای تبادل نظر در مورد همه ابعاد زندگی و بویژه اراده و تصمیمات بالاترین مقامات کشورها پدید می آید. بدون این آزادی، هیچ آزادی دیگر ، هیچ انتخابات، مشارکت، وحدت ، ونمایشهای همبستگی ملی ارزش محتوایی ندارد و نقش زدن بر آب است!
🆔@jameeno
#در_کرانه_روز
🏷️ این از آن حرفهاست که گفتنش مطابق میل بسیاری از خوانندگان نیست، ولی مثل گذشته و به هر حال باید گفت:
شاید اعداد و مقادیر افزایش بهینه نباشد، ولی کار این رژیم برای افزایش سن بازنشستگی در چارچوب وضع فعلی کشور درست است. علتش این است که اگر به فرض روز قبل از این تصمیم، این حکومت و مجلسش میرفتند و یک حکومت ملی و نگران آینده کشور به قدرت میرسید باید یکی از اولین تصمیمهایی که میگرفت رفتن به سراغ صندوقهای بازنشستگی و بیمه به عنوان یکی از ابربحرانهای چندگانه، و در نتیجه اصلاحاتی از این قبیل بود. حکومت فعلی با نادانی، سبکسری، و انواعی از چپاول اقتصاد و از جمله سوء اداره، صندوقهای بیمه را به چنان فلاکتی انداخته که تاثیرش بر فروریزی این کشور در افق پیشرو (افتادن ایران به چاه بحرانی با عمق نامعلوم) به اندازه حمله چند قدرت بزرگ به ایران و درهم کوبیدن آن است.
برای جبران آسیبی که این حکومت به ایران زده است، هم باید نوع حکمرانی عوض شود و هم چند نسل کار بیشتری بکنند تا اقتصاد به مرحله تولید مازاد کافی برسد و تعادلهای اقتصادی برقرار شود. این میتواند خط مشی نیروهایی باشد که میدانند ما در سطح ملی دچار خطای طولانی در قضاوت پیرامون روش اداره کشور شدیم ("مردم ما انتخاب کردند که اینطور زندگی کنند!") و بدون پرداختن هزینه سنگین نمیتوانیم خطا را جبران کنیم. نسل بعدی همیشه باید لاجرم هزینه خطاهای نسل قبلی را بدهد متاسفانه !
ارزیابی ما این است که نتیجه این اقدام منفرد مشکل دولتهای این حکومت را حل نمیکند و گام بعدیاش در حد همان فروش خاک و جزیره را هم خواهد برداشت. مشکلات آفریده شده توسط حکومت یک مجموعه منظومهای هستند و وابسته به یکدیگر؛ با یک اقدام واحد حل نمیشوند، تشدید میشوند!
🆔@jameeno
🏷️ این از آن حرفهاست که گفتنش مطابق میل بسیاری از خوانندگان نیست، ولی مثل گذشته و به هر حال باید گفت:
شاید اعداد و مقادیر افزایش بهینه نباشد، ولی کار این رژیم برای افزایش سن بازنشستگی در چارچوب وضع فعلی کشور درست است. علتش این است که اگر به فرض روز قبل از این تصمیم، این حکومت و مجلسش میرفتند و یک حکومت ملی و نگران آینده کشور به قدرت میرسید باید یکی از اولین تصمیمهایی که میگرفت رفتن به سراغ صندوقهای بازنشستگی و بیمه به عنوان یکی از ابربحرانهای چندگانه، و در نتیجه اصلاحاتی از این قبیل بود. حکومت فعلی با نادانی، سبکسری، و انواعی از چپاول اقتصاد و از جمله سوء اداره، صندوقهای بیمه را به چنان فلاکتی انداخته که تاثیرش بر فروریزی این کشور در افق پیشرو (افتادن ایران به چاه بحرانی با عمق نامعلوم) به اندازه حمله چند قدرت بزرگ به ایران و درهم کوبیدن آن است.
برای جبران آسیبی که این حکومت به ایران زده است، هم باید نوع حکمرانی عوض شود و هم چند نسل کار بیشتری بکنند تا اقتصاد به مرحله تولید مازاد کافی برسد و تعادلهای اقتصادی برقرار شود. این میتواند خط مشی نیروهایی باشد که میدانند ما در سطح ملی دچار خطای طولانی در قضاوت پیرامون روش اداره کشور شدیم ("مردم ما انتخاب کردند که اینطور زندگی کنند!") و بدون پرداختن هزینه سنگین نمیتوانیم خطا را جبران کنیم. نسل بعدی همیشه باید لاجرم هزینه خطاهای نسل قبلی را بدهد متاسفانه !
ارزیابی ما این است که نتیجه این اقدام منفرد مشکل دولتهای این حکومت را حل نمیکند و گام بعدیاش در حد همان فروش خاک و جزیره را هم خواهد برداشت. مشکلات آفریده شده توسط حکومت یک مجموعه منظومهای هستند و وابسته به یکدیگر؛ با یک اقدام واحد حل نمیشوند، تشدید میشوند!
🆔@jameeno
#در_کرانه_روز
همه این نفرتی که از چپ ، عدالت خواهی، سوسیالیسم، و عقلانیت دموکراتیک به افکار عمومی پمپاژ میشود منجر به دو پدیده خواهد شد : اگر قرار باشد حکومت فعلی به صورتی "تغییر" کند جانشین آن یک حکومت راستگرای افراطی با روبنای ملی گرایی( احتمالا زاده شده از بطن نظامیها) خواهد بود، و پوپولیسم فعلی هم یک پوپولیسم ضد اجتماعی و دشمن دموکراسی و ساختار دولت از کار درخواهد آمد. جمع شدن فشارهای اقتصادی در قالب کارنامه یک نادولت تمامت خواه و فاسد، بذر آنارشی فکری و تن دادن به ایدههای پرفریب پوپولیستی را بارور خواهد کرد. انگار که دوران محاسبات عقلانی در پیکره توده به سر آمده باشد: شورش علیه عقلانیت متعارف اجتماعی ! آرژانتین امروز فردای ما بعد از جمهوری اسلامی است.
🆔@jameeno
همه این نفرتی که از چپ ، عدالت خواهی، سوسیالیسم، و عقلانیت دموکراتیک به افکار عمومی پمپاژ میشود منجر به دو پدیده خواهد شد : اگر قرار باشد حکومت فعلی به صورتی "تغییر" کند جانشین آن یک حکومت راستگرای افراطی با روبنای ملی گرایی( احتمالا زاده شده از بطن نظامیها) خواهد بود، و پوپولیسم فعلی هم یک پوپولیسم ضد اجتماعی و دشمن دموکراسی و ساختار دولت از کار درخواهد آمد. جمع شدن فشارهای اقتصادی در قالب کارنامه یک نادولت تمامت خواه و فاسد، بذر آنارشی فکری و تن دادن به ایدههای پرفریب پوپولیستی را بارور خواهد کرد. انگار که دوران محاسبات عقلانی در پیکره توده به سر آمده باشد: شورش علیه عقلانیت متعارف اجتماعی ! آرژانتین امروز فردای ما بعد از جمهوری اسلامی است.
🆔@jameeno
🔸 تجدیدچاپ رمان سقوط
🏷️ جامعه نو خواندن این رمان را که محور آن مسائل سیاسی نیمقرن اخیر ایران است به همراهان وفادار توصیه میکند. قبلا دو گفتگو با نویسنده در جامعه نو با عنوان " برای نفرات بعدی" و "همه با هم سقوط میکنیم" منتشر شده است که میتواند تصویری از محتوای رمان به جامعه کتابخوان ارائه کند.
سقـوط
معتمد ماه بخشان
چاپ دوم: پاییز ۱۴۰۲، نشر مهری
شابک: 4-36-916635-1-978
مشخصات نشر: نشر مهری : لندن ۲۰۲۳ میلادی/۱۴۰۲شمسی
مشخصات ظاهری: ۲۵۲ ص. : غیرمصور
موضوع: داستانی فارسی قرن ۱۵.
برای خرید در داخل ایران آدرس پستی کامل و یک شماره تماس به ایمیل (sales@mehripublication.com)ارسال کنید.
لینک خرید خارج از ایران:
🔗https://www.mehripublication.com/product-page/%D8%B3%D9%82%D9%80%D9%88%D8%B7-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%8
🆔@jameeno
🏷️ جامعه نو خواندن این رمان را که محور آن مسائل سیاسی نیمقرن اخیر ایران است به همراهان وفادار توصیه میکند. قبلا دو گفتگو با نویسنده در جامعه نو با عنوان " برای نفرات بعدی" و "همه با هم سقوط میکنیم" منتشر شده است که میتواند تصویری از محتوای رمان به جامعه کتابخوان ارائه کند.
سقـوط
معتمد ماه بخشان
چاپ دوم: پاییز ۱۴۰۲، نشر مهری
شابک: 4-36-916635-1-978
مشخصات نشر: نشر مهری : لندن ۲۰۲۳ میلادی/۱۴۰۲شمسی
مشخصات ظاهری: ۲۵۲ ص. : غیرمصور
موضوع: داستانی فارسی قرن ۱۵.
برای خرید در داخل ایران آدرس پستی کامل و یک شماره تماس به ایمیل (sales@mehripublication.com)ارسال کنید.
لینک خرید خارج از ایران:
🔗https://www.mehripublication.com/product-page/%D8%B3%D9%82%D9%80%D9%88%D8%B7-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%8
🆔@jameeno
#در_کرانه_روز
🏷️ این کارشناسانی که نگرانند با مختار شدن چند سازمان برای تصمیمگیری در امور خارجی و بروز هرج ومرج در امور خارجی چیزی از سیاست خارجی کشور باقی نماند احتمالا نمیدانند هیچکدام از این "سیاست به اختیارها" بدون اجازه بالا آب نمیخورند. این نوع اختیار دادنها قابل انتظار و در مسیر تمرکز همه امور در یک دفتر و نهایتا یک فرد است. دولت زدایی یک مرحله از عملیات نفی تفکیک قوا (زدودن تقسیم قوا) و یک کاسه کردن قدرت در حلقه یک گروه خاص است؛ گامی به سمت قله، قله توتالیتاریسم !
🆔@jameeno
🏷️ این کارشناسانی که نگرانند با مختار شدن چند سازمان برای تصمیمگیری در امور خارجی و بروز هرج ومرج در امور خارجی چیزی از سیاست خارجی کشور باقی نماند احتمالا نمیدانند هیچکدام از این "سیاست به اختیارها" بدون اجازه بالا آب نمیخورند. این نوع اختیار دادنها قابل انتظار و در مسیر تمرکز همه امور در یک دفتر و نهایتا یک فرد است. دولت زدایی یک مرحله از عملیات نفی تفکیک قوا (زدودن تقسیم قوا) و یک کاسه کردن قدرت در حلقه یک گروه خاص است؛ گامی به سمت قله، قله توتالیتاریسم !
🆔@jameeno