#الف
🏷️ وکالت باطل!
شورای سردبیری: جنگ غزه و نتایج وحشتناک آن یک بار دیگر ما را با پرسشی بنیادین مواجه میکند: وظایف حکومتها در قبال مردمانی که سرنوشت خود را به آنها سپردهاند چیست و بزرگترین وظیفه آنها کدام است؟ وکالتی که مردمان به حاکمان میدهند تا کجا معتبر است و از کجا و به کدام دلایل باطل میشود؟
تاریخ به ما میگوید این موضوع همیشه چالشبرانگیز بوده و غالباً به فاجعه ختم شده است. نمونههای جالبی در تاریخ نشانگر اهمیت این پرسش و چگونگی پاسخ به آن هستند. مورد آلمان در نیمۀ اول قرن بیستم بسیار جالب است. مردمِ حسرتزده و فقیر آن در سال ۱۹۳۳ به حزب ناسیونال سوسیالیست و شعارهای آن رأی دادند. آن حزب سوای اقدامات داخلی (نفی دموکراسی و کشتار مخالفان) شش سال پس از رسیدن به قدرت مردم را به جنگی پنجساله کشاند که در پایان آن آلمان ویرانهای قابل ترحم، اشغال شده و با ملتی گرسنه و تحقیر شده بود.
حزب ناسیونال سوسیالیست هیچگاه از مردم نپرسیده بود وکالتی که با رأی به او داده بودند تا کجا نافذ است و میتوان پرسید آن وکالت واقعاً تا کجا نافذ بود و اعتبار داشت؟ کسی معمولاً این را نمیپرسد، چون در پایان این وکالتها، آن حکمرانان وکالت گرفته، یا خودکشی کرده یا به قتل رسیده و یا مردهاند. معدودی از آنها که مقابل میز دادگاهها ایستادهاند، با دیدن فرجام خود اصرار کردهاند که همۀ کارهایشان درست بوده و وکالتشان هنوز پس گرفته نشده و شخص اول مملکت خود هستند. صدام، میلوسوویچ، قذافی و...این اسمها میتواند ادامه یابد.
ادامه مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷️ وکالت باطل!
شورای سردبیری: جنگ غزه و نتایج وحشتناک آن یک بار دیگر ما را با پرسشی بنیادین مواجه میکند: وظایف حکومتها در قبال مردمانی که سرنوشت خود را به آنها سپردهاند چیست و بزرگترین وظیفه آنها کدام است؟ وکالتی که مردمان به حاکمان میدهند تا کجا معتبر است و از کجا و به کدام دلایل باطل میشود؟
تاریخ به ما میگوید این موضوع همیشه چالشبرانگیز بوده و غالباً به فاجعه ختم شده است. نمونههای جالبی در تاریخ نشانگر اهمیت این پرسش و چگونگی پاسخ به آن هستند. مورد آلمان در نیمۀ اول قرن بیستم بسیار جالب است. مردمِ حسرتزده و فقیر آن در سال ۱۹۳۳ به حزب ناسیونال سوسیالیست و شعارهای آن رأی دادند. آن حزب سوای اقدامات داخلی (نفی دموکراسی و کشتار مخالفان) شش سال پس از رسیدن به قدرت مردم را به جنگی پنجساله کشاند که در پایان آن آلمان ویرانهای قابل ترحم، اشغال شده و با ملتی گرسنه و تحقیر شده بود.
حزب ناسیونال سوسیالیست هیچگاه از مردم نپرسیده بود وکالتی که با رأی به او داده بودند تا کجا نافذ است و میتوان پرسید آن وکالت واقعاً تا کجا نافذ بود و اعتبار داشت؟ کسی معمولاً این را نمیپرسد، چون در پایان این وکالتها، آن حکمرانان وکالت گرفته، یا خودکشی کرده یا به قتل رسیده و یا مردهاند. معدودی از آنها که مقابل میز دادگاهها ایستادهاند، با دیدن فرجام خود اصرار کردهاند که همۀ کارهایشان درست بوده و وکالتشان هنوز پس گرفته نشده و شخص اول مملکت خود هستند. صدام، میلوسوویچ، قذافی و...این اسمها میتواند ادامه یابد.
ادامه مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
وکالت باطل!
#الف شورای سردبیری: جنگ غزه و نتایج وحشتناک آن یک بار دیگر ما را با پرسشی بنیادین مواجه میکند: وظایف حکومتها در قبال مردمانی که سرنوشت خود را به آنها سپردهاند چیست و بزرگترین وظیفه آنهاکدام است؟ وکالتی که مردمان به حاکمان میدهند تا کجا معتبر است و از…
👍10❤3👏1
🏷️ یاد آوری : مرحوم ادوارد سعید میگوید اگر وعده خدا به این جماعت را کنار بگذاریم، تنها دلیلشان برای مالکیت یک سرزمین و بیرون راندن ساکنان آن وعده لرد بالفور نخست وزیر انگلیس است و زور پنتاگون !
https://twitter.com/i/status/1740136450757455901
🆔@jameeno
https://twitter.com/i/status/1740136450757455901
🆔@jameeno
X (formerly Twitter)
VideoSurge365 (@VideoSurge365) on X
@AJEnglish Worth sharing again. Two minutes by Professor Edward Said debunk the entire Zionist argument. #GazaGenocide 🇵🇸
👍13👎1
#در_کرانه_روز
🏷️ این بخشی از بیانیه نیروهای سیاسی متصل به حاکمیت (محفل فکری بخش امنیتی) است که محتوای آن نقد سیاست کنونی سیستم از جنبه تاکتیکی هست، اما مانند یک رادیوسکوپی مراحل جنینی کودتای بخشی از نظام علیه بخش دیگرش را در آینده نشان میدهد: حمله به رفتار نسبتا عقلانی بخش حاکم و طبعا محافظه کار آن دربرابر تحریک خارجی ، درپوشش انتقاد از" تنزیل سیاست به اداره(امورجاری و معیشتی) و فرهنگ، و امنیت"!
نکته ظریف آن است که انتظار میرود در مراحل اولیه برآمدن خونتای اسلامی در ایران، الگو همان الگوی ژنرالهای پاکستانی باشد: متعصب و تندرو در ظاهر ، متحد اصلی ناتودرپشت پرده ، و در نهایت، زداینده جنون ایدئولوژیک از کشور. به طرز شگرفی قربانی کننده "دین قدرت"(ایدئولوژی) در پیشگاه "منطق قدرت" خواهند شد.
نشانی متن کامل:
http://B2n.ir/w85542
https://vrgl.ir/e3XqL
🆔@jameeno
🏷️ این بخشی از بیانیه نیروهای سیاسی متصل به حاکمیت (محفل فکری بخش امنیتی) است که محتوای آن نقد سیاست کنونی سیستم از جنبه تاکتیکی هست، اما مانند یک رادیوسکوپی مراحل جنینی کودتای بخشی از نظام علیه بخش دیگرش را در آینده نشان میدهد: حمله به رفتار نسبتا عقلانی بخش حاکم و طبعا محافظه کار آن دربرابر تحریک خارجی ، درپوشش انتقاد از" تنزیل سیاست به اداره(امورجاری و معیشتی) و فرهنگ، و امنیت"!
نکته ظریف آن است که انتظار میرود در مراحل اولیه برآمدن خونتای اسلامی در ایران، الگو همان الگوی ژنرالهای پاکستانی باشد: متعصب و تندرو در ظاهر ، متحد اصلی ناتودرپشت پرده ، و در نهایت، زداینده جنون ایدئولوژیک از کشور. به طرز شگرفی قربانی کننده "دین قدرت"(ایدئولوژی) در پیشگاه "منطق قدرت" خواهند شد.
نشانی متن کامل:
http://B2n.ir/w85542
https://vrgl.ir/e3XqL
🆔@jameeno
👍9
#الف
🏷️ درباره یک جنین!
🖊️ شورای سردبیری: امشب میخواهیم در رابطه با آنچه دیشب منتشر کردیم و از یک بیانیه تازه حرف بزنیم: "بیانیه۱۷۰ فعال سیاسی و مدنی و فرهنگی درباره ضرورت اعتراض سازمان یافته و نافرمانی مدنی".
ناگفته پیداست که اگر بیانیه شب پیشین امضا نداشت و امضا کردن آن اندکی کردیت امنیتی لازم داشت، بیانیه اخیر امضاهای روشنی دارد و شناسنامه سیاسی امضا کنندگان نیز در عنوان بیانیه آشکار است.
پیش از حرف اصلی، به این نکته اشاره کنیم درباره امضاها که طبق معمول آشکار است بسیاری نخوانده امضا میکنند و بسیاری هم فکر نکرده امضا میکنند وگرنه باید میدانستند که معقول نیست آدم در فرانسه و بلژیک بنشیند و به مصداق لنگش کن خواهان اعتراض سازمان یافته و نافرمانی مدنی در داخل شود. البته این حرف به نوعی شامل آن امنیتیهای امضا کننده بیانیه دیشب نیز میشود: آنها هم برای عمل در خارج ، خواستار رها کردن داخل شدهاند آنجا که میگویند حکومت با " تنزیل سیاست به اداره و فرهنگ و امنیت" علایق ایدیولوژیک آنها را وانهاده است.
اما نکته اصلی، نگاهی به زیرپوست ایران از طریق همین دو بیانیه است که به صورت طرفه و تفکر برانگیزی همزمان منتشر شدهاند. میتوان از طریق واکاوی مفاد آنها به روندهای زیرپوستی جاری در کشور پی برد. از تفسیر بند بند آنها میگذریم و صرفا به تصویری نهایی که به دست میدهند بسنده میکنیم. آنچه دیشب ارائه دادیم نشان میدهد نیروهای تندروی پس پرده آنچه را حکومت برای تداوم و ثبات سیستم انجام میدهد کافی نمیدانند و درپی دواندن نوعی ریشه بینالمللی برای تضمین بقا هستند. لباس ایدئولوژیک تشدید حمایت از غزه ( امروز غزه و فردا شاید جایی دیگر) و صرف منابع بیشتر برای آن در واقع دعوت برای تشدید میلیتاریسم اسلامی در ایران هست که در نهایت به مطالبه بمب اتم توسط امضا کنندگان خواهد رسید. از نگاه آنان اهمیت اقتدار در بیرون، از فایده امنیت در داخل (که تحقیرش کردهاند) بیشتر است. این تفکر لاجرم به محافظه کار وبی عمل دانستن حاکمیت مستقر میانجامد که البته فعلا حاکمیت چنین هست و خوب است که محافظه کار هست. پیش بینی ما این است که اتفاقا همین دیدگاه تندروی برونگرا، در داخل کارکرد سیاسی پیدا میکند و مانند عضوی از بدن که در اثر رشد زیاد سازوکار سایر اجزا را به هم میریزد به تقابل با بخش دیگری از سیستم میرسد. آنرا جنین خونتای اسلامی توصیف کرده بودیم. یکی از گهوارههای بناپارتیزم میتواند باشد. جنینی که هنوز نمیداند باید کدام طبقه را نمایندگی کند: شبه دولت اقتدارگرایی که تداوم خود را در ستیزه جویی خارجی و سرکوب داخلی خواهد یافت، یا طبقه نوخاسته چاق شده در دامان چهل ساله حاکمیت مطلق یک نفره که طبعا ثبات در داخل را به اقتدار در خارج ارجح میداند. اسم این طبقه را بورژوازی نو پدید گذاشته بودیم که درشرایط حاکمیتی شبه فئودالی به روش غارتی - مصادرهای پدید آمده است. اصل مسلم اینکه در سالهای اول رشد جنین یاد شده هستیم یعنی درباره فردا حرف نمیزنیم. دارد فعلا خون می آشامد و دست و پا تکان میدهد. باورش برای بسیاری سخت بوده، ولی روزی بیرون میآید و به حضور روحانیون پایان میدهد تا نمادی باشد بر یک شروع تازه.
درباره آن بیانیه دوم حرف زیادی نمیتوان زد. متاسفانه این فعالان و نیروها که غالبا حسن نیت دارند در تحولات واقعی جا ندارند، هرچند برای مکانیابی تلاش میکنند. در انواعی از سناریوهای ممکن پیش رو، هزینه میدهند اما تاثیر زیاد ندارند. آنها سه بار (۹۶، ۹۸، ۴۰۱) در حاشیه ماندند. نه توانستند جهت بدهند و نه در میدان خیابان جایی داشتند(تلاش فردی برای تاثیر بر خیابان البته داشتند) که دلیلش همان است که در عنوان بیانیه مطالبه کردهاند: سازماندهی!
میخواهیم نتیجه بگیریم، البته با قید "محتمل است":
نیروهایی که از نظر سیاسی در آینده روبروی هم خواهند ایستاد نیروهای تندروی سیستم و جنبش - شورشهای سازمان نیافته اجتماعی هستند. تماشاچی ناگزیر آنها محافظه کاران رو به افول نسل پیشین و فعالان سیاسی فاقد پایگاه اجتماعی(به تسامح، روشنفکران) هستند. این الگو قبلا دوبار در سال ۹۶ و ۹۸ رخ داده است: حضور توده شورشی بیسر و فاقد تاکتیسین در خیابان، و عملهجات (از باب تحقیر به کار نمیبریم) تندروهای اقتدار گرا در برابر آنها!
قربانی آخرین دور این شورشها، علاوه بر هزاران نفر از تهیدستان شهری ، همین تماشاچیهایی خواهند بود که در بالا توصیف کردیم. بعد از آن، دوران سیاهی از سرکوب و آرامش گورستانی برقرار خواهد بود. مصادرهای فراوانی برای تسویه حساب به بهانه پاکسازی اقتصادی رخ میدهد و شبه طبقه کلپتوکراتیک دولت صورت کاملا نظامی به خود میگیرد و حتما توانایی چندسال حکمرانی مقتدرانه را خواهد داشت که در پرتو باز تنظیم روابط خارجی با دولتهای ماورای همسایگان رخ میدهد....
🆔@jameeno
🏷️ درباره یک جنین!
🖊️ شورای سردبیری: امشب میخواهیم در رابطه با آنچه دیشب منتشر کردیم و از یک بیانیه تازه حرف بزنیم: "بیانیه۱۷۰ فعال سیاسی و مدنی و فرهنگی درباره ضرورت اعتراض سازمان یافته و نافرمانی مدنی".
ناگفته پیداست که اگر بیانیه شب پیشین امضا نداشت و امضا کردن آن اندکی کردیت امنیتی لازم داشت، بیانیه اخیر امضاهای روشنی دارد و شناسنامه سیاسی امضا کنندگان نیز در عنوان بیانیه آشکار است.
پیش از حرف اصلی، به این نکته اشاره کنیم درباره امضاها که طبق معمول آشکار است بسیاری نخوانده امضا میکنند و بسیاری هم فکر نکرده امضا میکنند وگرنه باید میدانستند که معقول نیست آدم در فرانسه و بلژیک بنشیند و به مصداق لنگش کن خواهان اعتراض سازمان یافته و نافرمانی مدنی در داخل شود. البته این حرف به نوعی شامل آن امنیتیهای امضا کننده بیانیه دیشب نیز میشود: آنها هم برای عمل در خارج ، خواستار رها کردن داخل شدهاند آنجا که میگویند حکومت با " تنزیل سیاست به اداره و فرهنگ و امنیت" علایق ایدیولوژیک آنها را وانهاده است.
اما نکته اصلی، نگاهی به زیرپوست ایران از طریق همین دو بیانیه است که به صورت طرفه و تفکر برانگیزی همزمان منتشر شدهاند. میتوان از طریق واکاوی مفاد آنها به روندهای زیرپوستی جاری در کشور پی برد. از تفسیر بند بند آنها میگذریم و صرفا به تصویری نهایی که به دست میدهند بسنده میکنیم. آنچه دیشب ارائه دادیم نشان میدهد نیروهای تندروی پس پرده آنچه را حکومت برای تداوم و ثبات سیستم انجام میدهد کافی نمیدانند و درپی دواندن نوعی ریشه بینالمللی برای تضمین بقا هستند. لباس ایدئولوژیک تشدید حمایت از غزه ( امروز غزه و فردا شاید جایی دیگر) و صرف منابع بیشتر برای آن در واقع دعوت برای تشدید میلیتاریسم اسلامی در ایران هست که در نهایت به مطالبه بمب اتم توسط امضا کنندگان خواهد رسید. از نگاه آنان اهمیت اقتدار در بیرون، از فایده امنیت در داخل (که تحقیرش کردهاند) بیشتر است. این تفکر لاجرم به محافظه کار وبی عمل دانستن حاکمیت مستقر میانجامد که البته فعلا حاکمیت چنین هست و خوب است که محافظه کار هست. پیش بینی ما این است که اتفاقا همین دیدگاه تندروی برونگرا، در داخل کارکرد سیاسی پیدا میکند و مانند عضوی از بدن که در اثر رشد زیاد سازوکار سایر اجزا را به هم میریزد به تقابل با بخش دیگری از سیستم میرسد. آنرا جنین خونتای اسلامی توصیف کرده بودیم. یکی از گهوارههای بناپارتیزم میتواند باشد. جنینی که هنوز نمیداند باید کدام طبقه را نمایندگی کند: شبه دولت اقتدارگرایی که تداوم خود را در ستیزه جویی خارجی و سرکوب داخلی خواهد یافت، یا طبقه نوخاسته چاق شده در دامان چهل ساله حاکمیت مطلق یک نفره که طبعا ثبات در داخل را به اقتدار در خارج ارجح میداند. اسم این طبقه را بورژوازی نو پدید گذاشته بودیم که درشرایط حاکمیتی شبه فئودالی به روش غارتی - مصادرهای پدید آمده است. اصل مسلم اینکه در سالهای اول رشد جنین یاد شده هستیم یعنی درباره فردا حرف نمیزنیم. دارد فعلا خون می آشامد و دست و پا تکان میدهد. باورش برای بسیاری سخت بوده، ولی روزی بیرون میآید و به حضور روحانیون پایان میدهد تا نمادی باشد بر یک شروع تازه.
درباره آن بیانیه دوم حرف زیادی نمیتوان زد. متاسفانه این فعالان و نیروها که غالبا حسن نیت دارند در تحولات واقعی جا ندارند، هرچند برای مکانیابی تلاش میکنند. در انواعی از سناریوهای ممکن پیش رو، هزینه میدهند اما تاثیر زیاد ندارند. آنها سه بار (۹۶، ۹۸، ۴۰۱) در حاشیه ماندند. نه توانستند جهت بدهند و نه در میدان خیابان جایی داشتند(تلاش فردی برای تاثیر بر خیابان البته داشتند) که دلیلش همان است که در عنوان بیانیه مطالبه کردهاند: سازماندهی!
میخواهیم نتیجه بگیریم، البته با قید "محتمل است":
نیروهایی که از نظر سیاسی در آینده روبروی هم خواهند ایستاد نیروهای تندروی سیستم و جنبش - شورشهای سازمان نیافته اجتماعی هستند. تماشاچی ناگزیر آنها محافظه کاران رو به افول نسل پیشین و فعالان سیاسی فاقد پایگاه اجتماعی(به تسامح، روشنفکران) هستند. این الگو قبلا دوبار در سال ۹۶ و ۹۸ رخ داده است: حضور توده شورشی بیسر و فاقد تاکتیسین در خیابان، و عملهجات (از باب تحقیر به کار نمیبریم) تندروهای اقتدار گرا در برابر آنها!
قربانی آخرین دور این شورشها، علاوه بر هزاران نفر از تهیدستان شهری ، همین تماشاچیهایی خواهند بود که در بالا توصیف کردیم. بعد از آن، دوران سیاهی از سرکوب و آرامش گورستانی برقرار خواهد بود. مصادرهای فراوانی برای تسویه حساب به بهانه پاکسازی اقتصادی رخ میدهد و شبه طبقه کلپتوکراتیک دولت صورت کاملا نظامی به خود میگیرد و حتما توانایی چندسال حکمرانی مقتدرانه را خواهد داشت که در پرتو باز تنظیم روابط خارجی با دولتهای ماورای همسایگان رخ میدهد....
🆔@jameeno
👍11😢5❤1👎1🥰1
#الف
🏷️ دوپاره شو!
🖊️ شورای سردبیری: با نزدیک شدن به ماه پایانی سال، بحث و مجادله بر سر آنچه حکومت آن را انتخابات مجلس مینامد در حال بالا گرفتن است و مناظرههایی هم در باب جدی یا شوخی گرفتن این رأیگیری جریان دارد: موافق شرکت در رأیگیری، مخالف شرکت در رأیگیری. استدلالها نیز وقتی اشخاص جدی در بحثها شرکت دارند قابل توجه و تعمق است. شکل بیان تحریمکنندگان نیز بدیع و بدون رودربایستی. کشمکش دوگانهای در پیش داریم: بین حکومت و آنها که لحن امتناع و تحریم دارند و بین سیاسیون که امتناع بهتر است یا همراهی با حکومت.
این بحثها در عین حال پوشانندۀ برخی مشکلات در میان کسانی است که با رویههای موجود حکومت موافق نیستند. این پرسش که در انتخابات حاضر باشیم یا نه، در دو محل مختلف میتواند مطرح باشد: بین اعضای یک حزب یا تشکل و بین دو حزب مختلف. ما در این مورد با ناروشنی مواجهیم. علتش؟ جمع شدن همۀ تحولخواهان زیر یک پرچم!
کسی که معتقد است به امید کورسویی از تحولِ محتمل باید مشارکت کرد، با کسی که معتقد است مشارکت کردن مشروعیت بخشیدن به حکومت است و بیحاصل، زیر یک سقف سازمانی نمیگنجند، اما در کشور ما چنین شده است: تشکل همگانی اصلاحطلبان با عنوان جبهه! بین آنها، هم جستجوکنندۀ آن کورسو هست و هم دنبالهروی کسی که چراغ را کشته است. این دومی میگوید همه چیز را به حکومت واگذار و بیرون شو، زیرا در ناصیهاش نور عافیتی نیست!
ادامه مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷️ دوپاره شو!
🖊️ شورای سردبیری: با نزدیک شدن به ماه پایانی سال، بحث و مجادله بر سر آنچه حکومت آن را انتخابات مجلس مینامد در حال بالا گرفتن است و مناظرههایی هم در باب جدی یا شوخی گرفتن این رأیگیری جریان دارد: موافق شرکت در رأیگیری، مخالف شرکت در رأیگیری. استدلالها نیز وقتی اشخاص جدی در بحثها شرکت دارند قابل توجه و تعمق است. شکل بیان تحریمکنندگان نیز بدیع و بدون رودربایستی. کشمکش دوگانهای در پیش داریم: بین حکومت و آنها که لحن امتناع و تحریم دارند و بین سیاسیون که امتناع بهتر است یا همراهی با حکومت.
این بحثها در عین حال پوشانندۀ برخی مشکلات در میان کسانی است که با رویههای موجود حکومت موافق نیستند. این پرسش که در انتخابات حاضر باشیم یا نه، در دو محل مختلف میتواند مطرح باشد: بین اعضای یک حزب یا تشکل و بین دو حزب مختلف. ما در این مورد با ناروشنی مواجهیم. علتش؟ جمع شدن همۀ تحولخواهان زیر یک پرچم!
کسی که معتقد است به امید کورسویی از تحولِ محتمل باید مشارکت کرد، با کسی که معتقد است مشارکت کردن مشروعیت بخشیدن به حکومت است و بیحاصل، زیر یک سقف سازمانی نمیگنجند، اما در کشور ما چنین شده است: تشکل همگانی اصلاحطلبان با عنوان جبهه! بین آنها، هم جستجوکنندۀ آن کورسو هست و هم دنبالهروی کسی که چراغ را کشته است. این دومی میگوید همه چیز را به حکومت واگذار و بیرون شو، زیرا در ناصیهاش نور عافیتی نیست!
ادامه مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
دوپاره شو!
با نزدیک شدن به ماه پایانی سال، بحث و مجادله بر سر آنچه حکومت آن را انتخابات مجلس مینامد در حال بالا گرفتن است و مناظرههایی هم در باب جدی یا شوخی گرفتن این رأیگیری جریان دارد: موافق شرکت در رأیگیری، مخالف شرکت در رأیگیری. استدلالها نیز وقتی اشخاص جدی…
👍14👎3💊1
🔸آخرین شماره روزنامه جامعهفردا در اوج جنبش دیماه ۹۶
#در_کرانه_روز
🏷️ به سال هفتم "جامعهنو" رسیدیم!
ارتباط رسانه با مخاطبش اگر مبانی درستی داشته باشد بر موضوعات و حوزههای مشخصی استوار میشود، زیرا فقط در این صورت کارایی دارد و نتیجه مفید ملموس میدهد. نمونهاش رابطه ما با خوانندگان این کانال است: حول نگرانیهای مشترکمان درباره سرنوشت کشور و عوامل موثر براین سرنوشت است و ارتباط مستقیم گهگاه مانیز برای تدقیق این نگرانیهاست؛ ما نه وارد حوزههای جنجالی گذرا میشویم، نه سعی میکنیم منبع خبری همراهان باشیم، نه به طرف جناحها و گرایشها غلت میزنیم، و نه خوانندگان انتطار دارند به درون جنجالهاشیرجه بزنیم ویا سینهزن حزب و دستهای باشیم. این رابطه که در طول شش سال پس از توقف انتشار روزنامه جامعهفردا و بدون تبلیغ و چهره نمایی تعمیق شد ، از نظر حرفهای برای خود ما بسیار ارزشمند است. امیدواریم تداومش برای همراهانمان نیز چنین باشد.
🆔@jameeno
#در_کرانه_روز
🏷️ به سال هفتم "جامعهنو" رسیدیم!
ارتباط رسانه با مخاطبش اگر مبانی درستی داشته باشد بر موضوعات و حوزههای مشخصی استوار میشود، زیرا فقط در این صورت کارایی دارد و نتیجه مفید ملموس میدهد. نمونهاش رابطه ما با خوانندگان این کانال است: حول نگرانیهای مشترکمان درباره سرنوشت کشور و عوامل موثر براین سرنوشت است و ارتباط مستقیم گهگاه مانیز برای تدقیق این نگرانیهاست؛ ما نه وارد حوزههای جنجالی گذرا میشویم، نه سعی میکنیم منبع خبری همراهان باشیم، نه به طرف جناحها و گرایشها غلت میزنیم، و نه خوانندگان انتطار دارند به درون جنجالهاشیرجه بزنیم ویا سینهزن حزب و دستهای باشیم. این رابطه که در طول شش سال پس از توقف انتشار روزنامه جامعهفردا و بدون تبلیغ و چهره نمایی تعمیق شد ، از نظر حرفهای برای خود ما بسیار ارزشمند است. امیدواریم تداومش برای همراهانمان نیز چنین باشد.
🆔@jameeno
👍27👏8
🏷️ گفتگوی رادیو زمانه با معتمد ماه بخشان درباره رمان #سقوط
https://www.radiozamaneh.com/796422
🆔@jameeno
https://www.radiozamaneh.com/796422
🆔@jameeno
Radiozamaneh
در ضرورت ارتباط معترضان جوان با آرزومندان ۵۷
اسفندیار کوشه - اهمیت رمان «سقوط» نوشته معتمد ماهبخشان در این است که چه بسا برای نخستین بار برای نابودی طبقه متوسط در ایران در یک دهه گذشته زبان و بیان ادبی یافته است. با او گفتوگو کردهایم.
👍3🥰1
#الف
🏷️ رویارویی با مردم
🖊️ جامعهنو - سیدعلی هاشمی: تهدیدات ناشى از «بحران کشف حجاب» (البته در گفتمان حکومت و لکن به باور اکثریت، پافشاریِ جامعه بر حق پوشش اختیاری) چقدر برای حکومت و امنیت حکومت جدى است؟ آیا اصلاً کنشگرانِ این عرصه فکر میکنند و در پی آن هستند که با پیگیری و مطالبۀ حق پوشش اختیاری، حکومت را سرنگون کنند یا فقط یک حق طبیعی را مطالبه میکنند؟ آیا کنشگرانِ این عرصه خشونتآمیز رفتار میکنند؟ آیا برای حکومت مطالبۀ حقِ پوششِ اختیاری چالشبرانگیز است و یا معضلات و فسادها و بحرانهای اقتصادی و زیست محیطی؟ اگر مطالبۀ حق پوشش اختیاری، تهدیدی برای حکومت و امنیت حکومت نیست و رفتارِ کنشگرانِ آن خشونتآمیز نیست و چالشی (امنیتی) برای حکومت نیست (که نیست) پس چرا حکومت در این عرصه، شدت و عمقِ رویارویی با مردم را تصاعدی افزایش داده است؟ شاید بررسیِ بعضی موارد، تا حدودی پاسخ این پرسش را روشن کند.
طی سالیان و دههها، رویاروییهای حکومت با مردم بیشتر و بیشتر شده است و جهالت و خباثت و شقاوتِ بعضی ارکان حکومت، شدت و عمقِ این رویاروییها را بیشتر و بیشتر کرده است؛ البته یکی از دلایلِ روندِ افزایشِ شدت و عمقِ این رویاروییها، ویژگی و خصیصۀ حکومت است که بحرانزی و بحرانزاست.
ادامه این مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷️ رویارویی با مردم
🖊️ جامعهنو - سیدعلی هاشمی: تهدیدات ناشى از «بحران کشف حجاب» (البته در گفتمان حکومت و لکن به باور اکثریت، پافشاریِ جامعه بر حق پوشش اختیاری) چقدر برای حکومت و امنیت حکومت جدى است؟ آیا اصلاً کنشگرانِ این عرصه فکر میکنند و در پی آن هستند که با پیگیری و مطالبۀ حق پوشش اختیاری، حکومت را سرنگون کنند یا فقط یک حق طبیعی را مطالبه میکنند؟ آیا کنشگرانِ این عرصه خشونتآمیز رفتار میکنند؟ آیا برای حکومت مطالبۀ حقِ پوششِ اختیاری چالشبرانگیز است و یا معضلات و فسادها و بحرانهای اقتصادی و زیست محیطی؟ اگر مطالبۀ حق پوشش اختیاری، تهدیدی برای حکومت و امنیت حکومت نیست و رفتارِ کنشگرانِ آن خشونتآمیز نیست و چالشی (امنیتی) برای حکومت نیست (که نیست) پس چرا حکومت در این عرصه، شدت و عمقِ رویارویی با مردم را تصاعدی افزایش داده است؟ شاید بررسیِ بعضی موارد، تا حدودی پاسخ این پرسش را روشن کند.
طی سالیان و دههها، رویاروییهای حکومت با مردم بیشتر و بیشتر شده است و جهالت و خباثت و شقاوتِ بعضی ارکان حکومت، شدت و عمقِ این رویاروییها را بیشتر و بیشتر کرده است؛ البته یکی از دلایلِ روندِ افزایشِ شدت و عمقِ این رویاروییها، ویژگی و خصیصۀ حکومت است که بحرانزی و بحرانزاست.
ادامه این مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
رویارویی با مردم
تهدیدات ناشى از «بحران کشف حجاب» (البته در گفتمان حکومت و لکن به باور اکثریت، پافشاریِ جامعه بر حق پوشش اختیاری) چقدر برای حکومت و امنیت حکومت جدى است؟ آیا اصلاً کنشگرانِ این عرصه فکر میکنند و در پی آن هستند که با پیگیری و مطالبۀ حق پوشش اختیاری، حکومت را…
👍13👎1
#در_کرانه_روز!
🏷️ ایران تعداد زیادی ویکیلیکس و جولینآسانژ دارد که از نوع خارجیاش کاملتر است و چندگزینهای است: گزینه بگم، بگم ؛ فردامیگم؛ اگر کنارنری میگم؛.... این افشاگری نیست، اسمش آلت دست بودن است.
درجریان انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا، عقلا از ویکیلیکس خواستند از انتشار اسنادی که ممکن بود روی رای دهندگان یک طرف اثر بگذارد خودداری کند. گفت" نه"، چون افشاگری جامعهگرا اگر به مصلحت اندیشی بیفتد سقوط میکند.
اصول این نوع ژورنالیسم یاد گرفتنی است. شکل این کار انتطار برای دریافت مدرک از بازیگران سیاسی علیه یکدیگر نیست، دریافت مدارک از افراد عادی دلسوز جامعه و انتشار بیتبعیض آنهاست!
🆔@jameeno
🏷️ ایران تعداد زیادی ویکیلیکس و جولینآسانژ دارد که از نوع خارجیاش کاملتر است و چندگزینهای است: گزینه بگم، بگم ؛ فردامیگم؛ اگر کنارنری میگم؛.... این افشاگری نیست، اسمش آلت دست بودن است.
درجریان انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا، عقلا از ویکیلیکس خواستند از انتشار اسنادی که ممکن بود روی رای دهندگان یک طرف اثر بگذارد خودداری کند. گفت" نه"، چون افشاگری جامعهگرا اگر به مصلحت اندیشی بیفتد سقوط میکند.
اصول این نوع ژورنالیسم یاد گرفتنی است. شکل این کار انتطار برای دریافت مدرک از بازیگران سیاسی علیه یکدیگر نیست، دریافت مدارک از افراد عادی دلسوز جامعه و انتشار بیتبعیض آنهاست!
🆔@jameeno
👍22❤3
#در_کرانه_روز
🏷️ در دیماه سال۹۸ ناو شکن نمونه ایران به نام دماوند به موج شکن بندر انزلی خورد و غرق شد. حاصل نابلدی بود ولی گفتند به خاطر طوفان بوده.
در اردیبهشت ۱۳۹۹ شناور پشتیبانی کنارک یک ماکت کشتی را به وسط دریا برد تا هدف گیری موشک ناو جماران را آزمایش کنند. شلیک کنندگان به جای ماکت، شناور کنارک را که از ماکت دور شده بود هدف گرفتند. ۱۹ نفر کشته شدند و کنارک نابود شد. دوساعت بعد، ماهیگیران به کمک شناور رسیدند.
امروز ازبین (گویا) پنج موشک شلیک شده تمرینی سه تای آن خطا رفته ، درهوا منفجر شده یا در داخل سقوط کرده و به پتروشیمی هم خسارت وارد کردهاند.
تعداد این نوع حوادث زیاد است و فصل مشترک همه آنها کارنابلدی در هنگام تدارک و پنهانکاری پس از وقوع فاجعه است.
....فقط خدا میداندآن چهار موشک کروز را که در سال ۹۸ درشرق عربستان درست به چهار واحد حیاتی آرامکو خورد و ۵/۷ میلیون بشکه از تولید روزانه عربستان را کاهش داد چه آدمهای کاربلدی شلیک کرده بودند. غربی ها که طبق معمول گفتند کار ایران بوده . آیا ادعای حوثی ها که کار ما بود واقعیت داشت ؟ قطعا نه !
راستش را بخواهید ، آن تهاجم دقت اسرائیلی داشت و اهداف سیاسیاش هم بیشتر اسرائیلی بود تا ایرانی یا یمنی.!!
🆔@jameeno
🏷️ در دیماه سال۹۸ ناو شکن نمونه ایران به نام دماوند به موج شکن بندر انزلی خورد و غرق شد. حاصل نابلدی بود ولی گفتند به خاطر طوفان بوده.
در اردیبهشت ۱۳۹۹ شناور پشتیبانی کنارک یک ماکت کشتی را به وسط دریا برد تا هدف گیری موشک ناو جماران را آزمایش کنند. شلیک کنندگان به جای ماکت، شناور کنارک را که از ماکت دور شده بود هدف گرفتند. ۱۹ نفر کشته شدند و کنارک نابود شد. دوساعت بعد، ماهیگیران به کمک شناور رسیدند.
امروز ازبین (گویا) پنج موشک شلیک شده تمرینی سه تای آن خطا رفته ، درهوا منفجر شده یا در داخل سقوط کرده و به پتروشیمی هم خسارت وارد کردهاند.
تعداد این نوع حوادث زیاد است و فصل مشترک همه آنها کارنابلدی در هنگام تدارک و پنهانکاری پس از وقوع فاجعه است.
....فقط خدا میداندآن چهار موشک کروز را که در سال ۹۸ درشرق عربستان درست به چهار واحد حیاتی آرامکو خورد و ۵/۷ میلیون بشکه از تولید روزانه عربستان را کاهش داد چه آدمهای کاربلدی شلیک کرده بودند. غربی ها که طبق معمول گفتند کار ایران بوده . آیا ادعای حوثی ها که کار ما بود واقعیت داشت ؟ قطعا نه !
راستش را بخواهید ، آن تهاجم دقت اسرائیلی داشت و اهداف سیاسیاش هم بیشتر اسرائیلی بود تا ایرانی یا یمنی.!!
🆔@jameeno
👍20🤔4
#الف
🏷️ چرا جنگ میشود؟
🖊️ شورای سردبیری: اینکه وضعیت پیشرو در منطقه غیرقابل پیشبینی شده، اینکه همه طرفها احتیاط پیشه کردهاند، و اینکه ایالات متحده نمیتواند با همهٔ طرفها گفتوگو و تعادل تازهای برقرار کند همه نشان از حرکت بطئی به سمت ترک برداشتن تعادلهای پیشین قدرت در منطقه، برهم خوردن توازنها و قرار گرفتن در آستانهٔ برقراری یک تعادل جدید قدرت در منطقه است. قبلاً گفتهایم این نقطهٔ جدید تعادل قدرت تنها از طریق وقوع یک جنگ چند جانبه و توازن بخش (براساس توانایی کنونی کشورها)برقرار خواهد شد.
وضع کماکان همان است: مختصات موقعیت پیشین، سلطهٔ دیپلماسی و ملاحظات سیاسی بود، اکنون انباشتگی پارامترهای تنشزا و انبار شدن تسلیحات خصیصهٔ عمومی منطقه است: اقوام بیابانگرد و فرقههای مدهبی به سلاحِ نسبتاً مؤثر دستیافتهاند، کشورهای میانمایه تسلیحات پیشرفته انبار کردهاند و آنها که به آخرینفناوریهای نظامی دسترسی دارند در جستجوی متناسبسازی دسترسیهایشان با توان خود و کامگیری از قدرت تسلیحاتیشان هستند. نه میل ایالات متحده به خاورمیانه کنترل شده، نه زیرآبی رفتن و یک گام به پیش دو گام به پس ایران، نه ترس اسرائیل از جنگ در چند جبهه، نه ارادهٔ اقتصادی اعراب ثروتمند برای در امان ماندن از لهیب جنگ و نه هیچ چیز دیگری مانع از لزوم بازتقسیم قدرت از طریق جنگ نیستند. همهٔ طرفها در طاس لغزنده به سمت دهان باز یک جنگ فرو میروند. علت آشکاری دارد: هیچکس در تعادلِ بههمخوردهٔ کنونی احساس امنیت نمیکند و وضع حاضر را همسو با خواستها و منافع خود نمییابد و در صدد جابجا کردن چیزی مانند مرز، مالکیت منابع و دسترسیهاست. نخواستن جنگ، با مجبور نبودن به ورود به آن تفاوت دارد!
ادامه مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷️ چرا جنگ میشود؟
🖊️ شورای سردبیری: اینکه وضعیت پیشرو در منطقه غیرقابل پیشبینی شده، اینکه همه طرفها احتیاط پیشه کردهاند، و اینکه ایالات متحده نمیتواند با همهٔ طرفها گفتوگو و تعادل تازهای برقرار کند همه نشان از حرکت بطئی به سمت ترک برداشتن تعادلهای پیشین قدرت در منطقه، برهم خوردن توازنها و قرار گرفتن در آستانهٔ برقراری یک تعادل جدید قدرت در منطقه است. قبلاً گفتهایم این نقطهٔ جدید تعادل قدرت تنها از طریق وقوع یک جنگ چند جانبه و توازن بخش (براساس توانایی کنونی کشورها)برقرار خواهد شد.
وضع کماکان همان است: مختصات موقعیت پیشین، سلطهٔ دیپلماسی و ملاحظات سیاسی بود، اکنون انباشتگی پارامترهای تنشزا و انبار شدن تسلیحات خصیصهٔ عمومی منطقه است: اقوام بیابانگرد و فرقههای مدهبی به سلاحِ نسبتاً مؤثر دستیافتهاند، کشورهای میانمایه تسلیحات پیشرفته انبار کردهاند و آنها که به آخرینفناوریهای نظامی دسترسی دارند در جستجوی متناسبسازی دسترسیهایشان با توان خود و کامگیری از قدرت تسلیحاتیشان هستند. نه میل ایالات متحده به خاورمیانه کنترل شده، نه زیرآبی رفتن و یک گام به پیش دو گام به پس ایران، نه ترس اسرائیل از جنگ در چند جبهه، نه ارادهٔ اقتصادی اعراب ثروتمند برای در امان ماندن از لهیب جنگ و نه هیچ چیز دیگری مانع از لزوم بازتقسیم قدرت از طریق جنگ نیستند. همهٔ طرفها در طاس لغزنده به سمت دهان باز یک جنگ فرو میروند. علت آشکاری دارد: هیچکس در تعادلِ بههمخوردهٔ کنونی احساس امنیت نمیکند و وضع حاضر را همسو با خواستها و منافع خود نمییابد و در صدد جابجا کردن چیزی مانند مرز، مالکیت منابع و دسترسیهاست. نخواستن جنگ، با مجبور نبودن به ورود به آن تفاوت دارد!
ادامه مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
چرا جنگ میشود؟
اینکه وضعیت پیشرو در منطقه غیرقابل پیشبینی شده، اینکه همه طرفها احتیاط پیشه کردهاند، و اینکه ایالات متحده نمیتواند با همهٔ طرفها گفتوگو و تعادل تازهای برقرار کند همه نشان از حرکت بطئی به سمت ترک برداشتن تعادلهای پیشین قدرت در منطقه، برهم خوردن توازنها…
👍17🔥1🤔1
#الف
🏷️ اعترافات!
🖊️ شورای سردبیری:حکومت فعلی یک حکومت دو چهره و پر نفاق است. یک چهره اش را میتوان در تبلیغات دولتیان و رئوس حکومت در رادیو و تلویزیون دید، چهره دومش را در گفتگوها و تحلیلهای درونی و گزارشهای مقامات امنیتی. در اولی ایران یک کشور قدرتمند، سالم و با آینده شکوهمند است و در دومی ضعیف، فاسد ، توسری خور، و شکست خورده.
برای الف امروز گزارش یک تحلیلگر امنیتی به نام آقای معصومی زارع را منتشر میکنیم که نماینده چهره دوم است و مسئول میز عراق و شامات در پژوهشکده مرصاد. گزارشی که میدهد از آن جهت قابل توجه است که از درون دستگاه تحلیلی حاکمیت در زمینهای بیرون میاید که ما آنرا حوزه امنیت ملی طبقه بندی میکنیم. آموزنده است. حتما بخوانید.
هادی معصومی تحت عنوان "چرا پاسخهای ایران به حملات اسرائیل متوازن نیست؟!" به ذکر بسترها و زمینه ها و عوامل برهم خوردن موازنه میپردازد و مینویسد:
فارغ از آن که اصل برهم خوردن موازنه را بپذیریم یا خیر، میتوان مهمترین بسترها، زمینهها و عوامل آسیبپذیر شدن ایران در مواجهه با رژیم اسرائیل در یک دهه گذشته و عدم امکان پاسخ متناظر را به صورت ذیل فهرست کرده و به صورت تیتروار مورد اشاره قرار داد. طبیعتا اشاره به این بسترها، زمینهها و عوامل به معنای پذیرش شکست ایران در نقطه نهایی نبرد با اسرائیل نیست. صرفا به معنای مشاهده و گزارش شرایطی است که استمرار آن میتواند به برهم خوردن بیشتر موازنه و یا افزایش سطح آسیبپذیری ج اا منتهی شود.
الف: در حوزه کلان سیاسی-اقتصادی:
1. شکاف بیست و اندی ساله در درون دستگاههای نظام در خصوص نحوه تعامل با رژیم
2. مشکلات اقتصادی و معیشتی و اشتغال به داخل
این سالها محور مقاومت و ج اا درگیر جنگی ادراکی-اقتصادی بر پایه دوگانه مقاومت-پیشرفت است. از ایران گرفته تا سوریه و لبنان و یمن. جنگی که لااقل تاکنون در ایران به درگرفتن شورشهای معیشتپایه و درگیر شدن طبقات محرومتر با امر سیاسی اعتراضی و در نتیجه خشونتبارتر شدن اعتراضات و افزایش حجم کشتهها و در نتیجه شکاف نسبی میان نظام و طیفهایی از مردم انجامیده است. از طرفی دیگر تحریمها و سقوط پول ملی به طور طبیعی افزایش سطح مزدوری و درز اطلاعات حساس را به دنبال داشته است. (نگرانی اصلی آن است که ادامه این فرایند به شکل گیری مرد بیمار خاورمیانه بیانجامد.)[منظورنویسنده از مرد بیمار خاورمیانه اشاره به فروپاشی عنقریب ایران است . لقب مرد بیمار اروپا برای امپراتوری درحال فروپاشی عثمانی به کار میرفت]
3. در شرایط شکننده معیشتی، نگرانی از تحریمهای بیشتر پس از «پاسخِ متقابلِ در دسترس» یکی از موانع بازدارنده ایران در پاسخ به حملات امریکاییها و اسرائیلیها بوده است. این در حالی است که رژیم اسرائیل هیچ نگرانی از این بابت ندارد. در تاریخ هفتادواندی ساله دولت جعلی و غاصب، کسی به یاد دارد در مقابل این حجم از ترور دانشمندان کشورهای مختلف و کشتارهای گسترده مردمی در فلسطین و غیرفلسطین کوچکترین تحریم سیاسی و اقتصادی بینالمللی و موثر بر این رژیم وضع شده باشد؟ راحتیِ خیال، نقش مهمی در بسط ید این رژیم در توسعه ضربات و حملات و ترورها داشته است. اسرائیل در قبال توسعه عملکرد ماشین ترور خود، تقریبا با هیچ فشار بیرونی مواجه نیست.
4. ترس از متشنج شدن روابط با محیط پيرامون و کشورهای همسایه از دیگر موانع فراروی ایران در «پاسخِ متقابلِ در دسترس» به رژیم در خارج از مرزهای فلسطین است. نمونههای منافع در دسترس رژیم در کشورهایی مانند ترکیه، امارات، قطر و عمان از این دست به شمار میآیند که نه ناتوانی عملیاتی که ملاحظات سیاسی مانع از اقدام متقابل ج اا می شود. این در حالی است که اسرائیل بی هیچ نگرانی از برهم خوردن روابطش، در اردن خالد مشعل را ترور می کند و در امارات محمود المبحوح را...
ادامه این مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷️ اعترافات!
🖊️ شورای سردبیری:حکومت فعلی یک حکومت دو چهره و پر نفاق است. یک چهره اش را میتوان در تبلیغات دولتیان و رئوس حکومت در رادیو و تلویزیون دید، چهره دومش را در گفتگوها و تحلیلهای درونی و گزارشهای مقامات امنیتی. در اولی ایران یک کشور قدرتمند، سالم و با آینده شکوهمند است و در دومی ضعیف، فاسد ، توسری خور، و شکست خورده.
برای الف امروز گزارش یک تحلیلگر امنیتی به نام آقای معصومی زارع را منتشر میکنیم که نماینده چهره دوم است و مسئول میز عراق و شامات در پژوهشکده مرصاد. گزارشی که میدهد از آن جهت قابل توجه است که از درون دستگاه تحلیلی حاکمیت در زمینهای بیرون میاید که ما آنرا حوزه امنیت ملی طبقه بندی میکنیم. آموزنده است. حتما بخوانید.
هادی معصومی تحت عنوان "چرا پاسخهای ایران به حملات اسرائیل متوازن نیست؟!" به ذکر بسترها و زمینه ها و عوامل برهم خوردن موازنه میپردازد و مینویسد:
فارغ از آن که اصل برهم خوردن موازنه را بپذیریم یا خیر، میتوان مهمترین بسترها، زمینهها و عوامل آسیبپذیر شدن ایران در مواجهه با رژیم اسرائیل در یک دهه گذشته و عدم امکان پاسخ متناظر را به صورت ذیل فهرست کرده و به صورت تیتروار مورد اشاره قرار داد. طبیعتا اشاره به این بسترها، زمینهها و عوامل به معنای پذیرش شکست ایران در نقطه نهایی نبرد با اسرائیل نیست. صرفا به معنای مشاهده و گزارش شرایطی است که استمرار آن میتواند به برهم خوردن بیشتر موازنه و یا افزایش سطح آسیبپذیری ج اا منتهی شود.
الف: در حوزه کلان سیاسی-اقتصادی:
1. شکاف بیست و اندی ساله در درون دستگاههای نظام در خصوص نحوه تعامل با رژیم
2. مشکلات اقتصادی و معیشتی و اشتغال به داخل
این سالها محور مقاومت و ج اا درگیر جنگی ادراکی-اقتصادی بر پایه دوگانه مقاومت-پیشرفت است. از ایران گرفته تا سوریه و لبنان و یمن. جنگی که لااقل تاکنون در ایران به درگرفتن شورشهای معیشتپایه و درگیر شدن طبقات محرومتر با امر سیاسی اعتراضی و در نتیجه خشونتبارتر شدن اعتراضات و افزایش حجم کشتهها و در نتیجه شکاف نسبی میان نظام و طیفهایی از مردم انجامیده است. از طرفی دیگر تحریمها و سقوط پول ملی به طور طبیعی افزایش سطح مزدوری و درز اطلاعات حساس را به دنبال داشته است. (نگرانی اصلی آن است که ادامه این فرایند به شکل گیری مرد بیمار خاورمیانه بیانجامد.)[منظورنویسنده از مرد بیمار خاورمیانه اشاره به فروپاشی عنقریب ایران است . لقب مرد بیمار اروپا برای امپراتوری درحال فروپاشی عثمانی به کار میرفت]
3. در شرایط شکننده معیشتی، نگرانی از تحریمهای بیشتر پس از «پاسخِ متقابلِ در دسترس» یکی از موانع بازدارنده ایران در پاسخ به حملات امریکاییها و اسرائیلیها بوده است. این در حالی است که رژیم اسرائیل هیچ نگرانی از این بابت ندارد. در تاریخ هفتادواندی ساله دولت جعلی و غاصب، کسی به یاد دارد در مقابل این حجم از ترور دانشمندان کشورهای مختلف و کشتارهای گسترده مردمی در فلسطین و غیرفلسطین کوچکترین تحریم سیاسی و اقتصادی بینالمللی و موثر بر این رژیم وضع شده باشد؟ راحتیِ خیال، نقش مهمی در بسط ید این رژیم در توسعه ضربات و حملات و ترورها داشته است. اسرائیل در قبال توسعه عملکرد ماشین ترور خود، تقریبا با هیچ فشار بیرونی مواجه نیست.
4. ترس از متشنج شدن روابط با محیط پيرامون و کشورهای همسایه از دیگر موانع فراروی ایران در «پاسخِ متقابلِ در دسترس» به رژیم در خارج از مرزهای فلسطین است. نمونههای منافع در دسترس رژیم در کشورهایی مانند ترکیه، امارات، قطر و عمان از این دست به شمار میآیند که نه ناتوانی عملیاتی که ملاحظات سیاسی مانع از اقدام متقابل ج اا می شود. این در حالی است که اسرائیل بی هیچ نگرانی از برهم خوردن روابطش، در اردن خالد مشعل را ترور می کند و در امارات محمود المبحوح را...
ادامه این مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
اعترافات!
شورای سردبیری: حکومت فعلی یک حکومت دوچهره و پر نفاق است. یک چهره اش را میتوان در تبلیغات دولتیان و رئوس حکومت در رادیو و تلویزیون دید، چهره دومش را در گفتگوها و تحلیلهای درونی و گزارشهای مقامات امنیتی. در اولی ایران یک کشور قدرتمند، سالم و با آینده شکوهمند…
👍24🤔4😭2
#الف
🏷️ خروج از بازی باخته !
🖊️ شورای سردبیری: مسائلی که دور از ایران در غرب خاور میانه در جریان است، درحال اثر گذاری عمیق روی محاسبات داخلی حکومت در زمینه امنیت ملی است.
استدلال حکومتگرا این بوده که بیش از دو دهه پیش، یک استراتژی امنیت ملی سنجیده و خردمندانه برای تضمین امنیت ملی ایران در پیش گرفته شده که بر اساس آن ایران میتواند با ایجاد تونلهایی تهاجمی در فاصله مناسب از مرزهای ملی، یا سنگرهایی دفاعی در همان مناطق، امکانات تحرک و مانور برای دفاع از خود فراهم کند. این استراتژی که با ایجاد و تسلیح حزبالله لبنان شروع شد، زمانی با فرض اینکه موفق است حتی به تلاش برای ایجاد نیروی نیابتی در آفریقا هم گسترش یافت. در خود خاورمیانه که دایره اول دفاعی ایران است ، این استراتژی با نتایج دو تها جم ایالات متحده به افغانستان و عراق زمینه گسترش بیشتری پیدا کرد و به یک استراتژی کارکرد دار بدل شد: حکومت ایران توانست با هزینه کردن پول و تعمیق همخوییهای فرقهای، به یک بازیگر قابل توجه در منطقه تبدیل شود. بخواهیم عینی نشان دهیم، سوارشدن بر اختلاف داخلی فلسطینیها، تعمیق جنگ قبیلهای دریمن به یک جنگ داخلی، سوارشدن بر تصمیم آمریکا برای لبنانیزه کردن نظام سیاسی عراق، باز کردن راه زمینی به سوریه، نشان دادن انعطاف حیرتانگیز برای تبدیل شدن به پیادهنظام روسیه در سوریه و نیروی غیرمنظم آمریکا در عراق(برای جلوگیری از پیشروی داعش وفرصت شکل دادن بهنیروی نیابتی)تصمیمات هماهنگی بودند که آن استراتژی را عینیت بخشیدند و به آن کارایی نسبی دادند. تا قبل از رفتار خارجاز کنترل حماس که بهانه تهاجم همه جانبه بر پایگاههای تضمین امنیت ملی ایران را نزد آمریکا - اسرائیل فراهم کرد، این استراتژی تضمین نسبی برای در امان ماندن ایران از فشارهای بیشتر از تحریم را فراهم میکرد و تئوریسینها هم بعدا نام "بازدارندگیفعال" را برای آن جعل کردند. نکته جدید این است که حالا دیگر ناکارایی بنیادی این استراتژی آشکار شده و طبعا کارایی نیز ندارد. معلوم شده نه بازدارنده است و نه فعال؛ یک باتلاق فروکشنده است!
چرا میگوییم ناکارایی بنیانی؟ ساده است: به خاطر اینکه استراتژی امنیت ملی یک کشور نمیتواند بر وجود نیروی خارج از کنترل حاکمیت ملی استوار شود. اینکه عبدالله ناصری مدیرعامل پیشین خبرگزاری جمهوری اسلامی اخیرا گفت که "سلیمانی هرگز "نماد" نخواهد شد چون برای مردم ایران کاری نکرده است" بازتابی از این اصل است و در مساله امنیتملی، از این اصل بنیادیتر نداریم . دلایل آن نیز آشکار است: همانقدر که یک کشور، نیرو یا دارودسته خارجی برای ما کارت بازی است، همیشه ما نیز برای آن کارت بازی هستیم و میتواند در هر شرایط مفروضی بازی خودش را بکند و ما را قال بگذارد(روسیه تقریبا هفتهای یک بار این کار را با حکومت مامیکند) . تازه ترین مثالهای جهانی این امر کاری است که اخیرا حماس کرد و زمان و شیوه عملش در حمله سرخود در راستای حفظ موقعیت ایران نبود(مثل خر در گل ماندیم که چه بگوئیم). مثال دیگر بزودی در یمن رخ خواهد داد و در حالی که همه توان نظامیاش مارک و رد ایرانی دارد، بزودی از کنترل سیاست ایران بکلی خارج خواهد شد و بازی مستقل خودش را خواهد کرد. اینجا هم مثل یک قاطر که بار سنگین دارد در گل و لای باتلاق در خواهیم ماند. همه هم حق دارند؛ حماس اطلاع نداد و مشورت نکردچون ارگانهای ایران پراز جواسیس اسرائیل است، حوثیها هماهنگ نخواهند ماند چون میخواهند به عنوان یک دولت سربرآورند.
همه اینها نشانی ناکارایی و غلط بودن آن استراتژی است. ما در جامعهنو طی سالهای گذشته بیشترین تلاش خود را برنشان دادن ناکارایی این شکل از استراتژی امنیت ملی قرار دادیم و استراتژی جانشین(استراتژی خارپشت) را توصیه کردیم. طبیعی بود که صدای ما به جایی نرسد، ولی اکنون صدای سیلیهای متوالی به گوش امنیت ملی ما را حکومت به خوبی میشنود. هرچند خود را به کری میزند، ولی خیلی خوب میشنود. اما نمیداند چه کند: از کار حماس خبر نداشتیم، یمنی ها تصمیمسرخود هستند، دربرابر ضربههای مستقیم به انبار های تسلیحات در سوریه چشم ببندیم، پینگ پنگ مرزی نصرالله - نتانیاهو تنها کاری هست که میشود کرد(دعا میکنند بالا نگیرد).... اسمش را گذاشتهاند بازدارندگی فعال!
دوباره میگوئیم: حکومت با مردم خودش کاری کرده که آشتی با آن را سخت کرده است، اما برای اصلاح موقعیت خودش در برابر فشارهای خارجی هنوز جای مانور دارد. لازم نیست کسی به او یاد بدهد این مانورها و اصلاحات کدامهاست، ولی در پایان تکرار میکنیم هر اصلاحی، هر سازشی، هر نوع همکاری و مذاکرات مخفی، هر نوع نقب زدنی ، و هر شکلی از دیپلماسی اگر در چارچوب تجدید نظر بنیادی در استراتژی امنیت ملی صورت نگیرد خوردن توامان چوب و پیاز است.
🆔@jameeno
🏷️ خروج از بازی باخته !
🖊️ شورای سردبیری: مسائلی که دور از ایران در غرب خاور میانه در جریان است، درحال اثر گذاری عمیق روی محاسبات داخلی حکومت در زمینه امنیت ملی است.
استدلال حکومتگرا این بوده که بیش از دو دهه پیش، یک استراتژی امنیت ملی سنجیده و خردمندانه برای تضمین امنیت ملی ایران در پیش گرفته شده که بر اساس آن ایران میتواند با ایجاد تونلهایی تهاجمی در فاصله مناسب از مرزهای ملی، یا سنگرهایی دفاعی در همان مناطق، امکانات تحرک و مانور برای دفاع از خود فراهم کند. این استراتژی که با ایجاد و تسلیح حزبالله لبنان شروع شد، زمانی با فرض اینکه موفق است حتی به تلاش برای ایجاد نیروی نیابتی در آفریقا هم گسترش یافت. در خود خاورمیانه که دایره اول دفاعی ایران است ، این استراتژی با نتایج دو تها جم ایالات متحده به افغانستان و عراق زمینه گسترش بیشتری پیدا کرد و به یک استراتژی کارکرد دار بدل شد: حکومت ایران توانست با هزینه کردن پول و تعمیق همخوییهای فرقهای، به یک بازیگر قابل توجه در منطقه تبدیل شود. بخواهیم عینی نشان دهیم، سوارشدن بر اختلاف داخلی فلسطینیها، تعمیق جنگ قبیلهای دریمن به یک جنگ داخلی، سوارشدن بر تصمیم آمریکا برای لبنانیزه کردن نظام سیاسی عراق، باز کردن راه زمینی به سوریه، نشان دادن انعطاف حیرتانگیز برای تبدیل شدن به پیادهنظام روسیه در سوریه و نیروی غیرمنظم آمریکا در عراق(برای جلوگیری از پیشروی داعش وفرصت شکل دادن بهنیروی نیابتی)تصمیمات هماهنگی بودند که آن استراتژی را عینیت بخشیدند و به آن کارایی نسبی دادند. تا قبل از رفتار خارجاز کنترل حماس که بهانه تهاجم همه جانبه بر پایگاههای تضمین امنیت ملی ایران را نزد آمریکا - اسرائیل فراهم کرد، این استراتژی تضمین نسبی برای در امان ماندن ایران از فشارهای بیشتر از تحریم را فراهم میکرد و تئوریسینها هم بعدا نام "بازدارندگیفعال" را برای آن جعل کردند. نکته جدید این است که حالا دیگر ناکارایی بنیادی این استراتژی آشکار شده و طبعا کارایی نیز ندارد. معلوم شده نه بازدارنده است و نه فعال؛ یک باتلاق فروکشنده است!
چرا میگوییم ناکارایی بنیانی؟ ساده است: به خاطر اینکه استراتژی امنیت ملی یک کشور نمیتواند بر وجود نیروی خارج از کنترل حاکمیت ملی استوار شود. اینکه عبدالله ناصری مدیرعامل پیشین خبرگزاری جمهوری اسلامی اخیرا گفت که "سلیمانی هرگز "نماد" نخواهد شد چون برای مردم ایران کاری نکرده است" بازتابی از این اصل است و در مساله امنیتملی، از این اصل بنیادیتر نداریم . دلایل آن نیز آشکار است: همانقدر که یک کشور، نیرو یا دارودسته خارجی برای ما کارت بازی است، همیشه ما نیز برای آن کارت بازی هستیم و میتواند در هر شرایط مفروضی بازی خودش را بکند و ما را قال بگذارد(روسیه تقریبا هفتهای یک بار این کار را با حکومت مامیکند) . تازه ترین مثالهای جهانی این امر کاری است که اخیرا حماس کرد و زمان و شیوه عملش در حمله سرخود در راستای حفظ موقعیت ایران نبود(مثل خر در گل ماندیم که چه بگوئیم). مثال دیگر بزودی در یمن رخ خواهد داد و در حالی که همه توان نظامیاش مارک و رد ایرانی دارد، بزودی از کنترل سیاست ایران بکلی خارج خواهد شد و بازی مستقل خودش را خواهد کرد. اینجا هم مثل یک قاطر که بار سنگین دارد در گل و لای باتلاق در خواهیم ماند. همه هم حق دارند؛ حماس اطلاع نداد و مشورت نکردچون ارگانهای ایران پراز جواسیس اسرائیل است، حوثیها هماهنگ نخواهند ماند چون میخواهند به عنوان یک دولت سربرآورند.
همه اینها نشانی ناکارایی و غلط بودن آن استراتژی است. ما در جامعهنو طی سالهای گذشته بیشترین تلاش خود را برنشان دادن ناکارایی این شکل از استراتژی امنیت ملی قرار دادیم و استراتژی جانشین(استراتژی خارپشت) را توصیه کردیم. طبیعی بود که صدای ما به جایی نرسد، ولی اکنون صدای سیلیهای متوالی به گوش امنیت ملی ما را حکومت به خوبی میشنود. هرچند خود را به کری میزند، ولی خیلی خوب میشنود. اما نمیداند چه کند: از کار حماس خبر نداشتیم، یمنی ها تصمیمسرخود هستند، دربرابر ضربههای مستقیم به انبار های تسلیحات در سوریه چشم ببندیم، پینگ پنگ مرزی نصرالله - نتانیاهو تنها کاری هست که میشود کرد(دعا میکنند بالا نگیرد).... اسمش را گذاشتهاند بازدارندگی فعال!
دوباره میگوئیم: حکومت با مردم خودش کاری کرده که آشتی با آن را سخت کرده است، اما برای اصلاح موقعیت خودش در برابر فشارهای خارجی هنوز جای مانور دارد. لازم نیست کسی به او یاد بدهد این مانورها و اصلاحات کدامهاست، ولی در پایان تکرار میکنیم هر اصلاحی، هر سازشی، هر نوع همکاری و مذاکرات مخفی، هر نوع نقب زدنی ، و هر شکلی از دیپلماسی اگر در چارچوب تجدید نظر بنیادی در استراتژی امنیت ملی صورت نگیرد خوردن توامان چوب و پیاز است.
🆔@jameeno
👍40❤1
#در_کرانه_روز
🏷️ امروز احکام صادره آقای سایمن تیسدال نویسنده روزنامه گاردین در مورد حکومت ایران را تقدیم شما میکنیم. با این یاد اوری که گاردین روزنامه بسیار معتبری است.
عنوان مقاله او این است: آمریکا دیگر بزرگترین قدرت خاورمیانه نیست، ایران است.
احکامی (نتیجهگیریهایی)هم که این روزنامهنگار انگلیسی در مقاله صادر کرده به قرار زیر است:
جایگاه ایران با هر قربانی فلسطینی، موشک حزبالله، بمباران عراق و سوریه و پهپاد حوثی تقویت میشود.....ایران غیرعرب اینک هدایت منطقه را در دست دارد......ایران محوربرنامههای شی(رئیسجمهور چین) است....پس از سالها رکود، اقتصاد ایران در حال رشد است.....امروز روحیه در جمهوری اسلامی پیروز است..... از تحریمها و اعتراض داخلی جان به دربرده و اقتصاد خود را تثبیت کرده است....ایران بالاخره قدرتمند منطقه شد.....ایالات متحده و بریتانیا و اسرائیل با یک رقیب سرسخت روبرو هستند...
ما البته انگشت کوچک گاردین هم نمیشویم، ولی نتیجه میگیریم سطح درک این نویسنده گاردین چیزی بین توصیفات کیهان و توهمات سایتهای وابسته به لایههای پایین حکومت است.
🆔@jameeno
🏷️ امروز احکام صادره آقای سایمن تیسدال نویسنده روزنامه گاردین در مورد حکومت ایران را تقدیم شما میکنیم. با این یاد اوری که گاردین روزنامه بسیار معتبری است.
عنوان مقاله او این است: آمریکا دیگر بزرگترین قدرت خاورمیانه نیست، ایران است.
احکامی (نتیجهگیریهایی)هم که این روزنامهنگار انگلیسی در مقاله صادر کرده به قرار زیر است:
جایگاه ایران با هر قربانی فلسطینی، موشک حزبالله، بمباران عراق و سوریه و پهپاد حوثی تقویت میشود.....ایران غیرعرب اینک هدایت منطقه را در دست دارد......ایران محوربرنامههای شی(رئیسجمهور چین) است....پس از سالها رکود، اقتصاد ایران در حال رشد است.....امروز روحیه در جمهوری اسلامی پیروز است..... از تحریمها و اعتراض داخلی جان به دربرده و اقتصاد خود را تثبیت کرده است....ایران بالاخره قدرتمند منطقه شد.....ایالات متحده و بریتانیا و اسرائیل با یک رقیب سرسخت روبرو هستند...
ما البته انگشت کوچک گاردین هم نمیشویم، ولی نتیجه میگیریم سطح درک این نویسنده گاردین چیزی بین توصیفات کیهان و توهمات سایتهای وابسته به لایههای پایین حکومت است.
🆔@jameeno
👍34🤣10👎5🤬2🗿1
📌 این مطلب با اندکی اشکال منتشر شده بود که با پوزش و اصلاح منتشر میشود.
#الف
🏷️ ایران فقط یک دروازه دارد!
یکی از خوانندگان پرسیده است حالا که خوانندگان را مجاز کردهاید سوال بپرسند،لطفا جواب بدهید چرا اینقدر چسبیدهاید به موضوع استراتژی امنیت ملی؟
پاسخ شورای سردبیری- ابتدا تعریف مختصری از موضوع بدهیم:
امنیت ملی عمدهترین عامل بقای ملتها در گستره جغرافیایی آنهاست. فقدان امنیت ملی، کشورها را در معرض تاخت وتاز، منابع انها را در معرض غارت، و از همه مهمتر تک تک افراد را در معرض سلطه، تجاوز و کشتار توسط بیگانه قرار میدهد. بنابراین نخستین کارکرد و وظیفه دولتهای مستقر حفظ این امنیت است که در سایه آن میتوان زنده بود، کار کرد، خانواده داشت، و پیشرفت کرد. نکته دوم آن است که حفظ امنیت ملی مستلزم انجام بسیاری فعالیتها در زمینه توسعه اقتصادی، تقویت نظامی، طراحی یک سیاستخارجی خردمندانه و دورنگر(شامل دوستی، اتحاد، وهمراهی در جنگهای محتمل) است که همگی باید بر استعدادهای داخلی استوار باشند و با روابط خارجی سنجیده تقویت شوند. نام مجموعه کلان این اقدامات فکرشده دراز مدت را "استراتژی امنیت ملی"میگذاریم و وجود خلل در آن را خطر بزرگ و حیاتی برای کل ملت میدانیم.
برای روشن شدن ابعاد این تعریف، تصویر خبری را همراه این الف کردهایم که از خبرگزاری فارس در ۱۸فروردین ۹۴ نقل شده است. نکته آن این است که هنگامی که عربستان و متحدانش مردم یمن را زیر آتش گرفته بودند، حماس کاملا از عربستان حمایت میکرده است. حالا امروز، یمنیها دارند وارد جنگ میشوند تا از حماس حمایت کنند!! این تعارض برای ما به عنوان یک ایرانی ناظر معنایی دارد؟ آیا به استراتژی امنیت ملی ایران ربط دارد؟
بله، کاملا دارد. این خبر برای اندازه گیری وزن محور مقاومت ابداعی ایران آورده شده است، چرا که به زعم استراتژیستهای حکومت فعلی، این محور یا جبهه بنیان استراتزی دفاعی و امنیت ملی کشور است. اما هیچ اعتقاد اصولی در شکل گیری آن حضور ندارد، هیچ وحدت بنیادینی در آن حضور ندارد، هیچ نوع چسب ایدئولوژیکی اجزای آن را به هم نمیچسباند، هچ علائق مشترک، سیاست واحد، سازمان منشوردار، و حتی شراکت منطقی در آن نیست. تنها چسب این جبهه، پول مردم ایران است که حکومت دوراز چشم ملت به میان می آورد و این جبهه جعلی را تعریف میکند. از نظرما این خلاف منافع و امنیت ملی است.
حالا چرا برای پاسخ به سوال این خبر و توصیف را آوردهایم؟
محور مقاومت حکومت، ملات اصلی شکل دهنده "استراتژی امنیت ملی ایران" است، ولی استراتژی امنیت ملی همان چیزی است که کل سیاست خارجی یک کشور، تمامی تجارت خارجی، و حتی سیاستهای بنیادین داخلی (استراتژی آمایش سرزمین، جابجاییهای جمعیتی، سرمایهگذاریهای بزرگ، طراحی جادهها و بنادر....) از آن ریشه میگیرند و یا با آن ارتباط گسترده دارند و حتی تابعی از آن هستند(مثلا صنایع بزرگ و حیاتی در کنار مرزها قرار نمیگیرند). نکته مهم و نتیجه این وابستگی همه چیز به امنیت ملی ، آن است که بنای بنیان استراتژی امنیت ملی برنیازها و اقتضائات داخلی استوار میشود و باید بشود. نتیجه دیگر آن استکه امنیت ملی چنانکه از نامش پیداست امری ملی است و نه یک سیاست که استراتژی آن از این دولت به آن دولت قابل تغییر باشد، چه برسد به اینکه اراده و رفتار دولتها و گروهها و فرقههای بیگانه بتوانند بر آن تاثیر بگذارند. علت این است که هر لحظه ممکن است دولتها و گروهای بیگانه سیاست خود را تعییر دهند. نمونه اش همین مثال بالا است که گروهها فارغ از پولی که از حکومت گرفتهاند سیاستهای خودشان را دارند و در چارچوب آن "محور مقاومت" لطیفهگون عمل نمیکنند.
امیدواریم روشن باشد که چرا جامعهنو تا این حد بر اصلاح استراتزی امنیت ملی کشور پای میفشرد. ما به سایر مسائل کشور، به استبداد حکومت و پسزدگی مردم و گروههای سیاسی، سرکوب اجتماعی و زندانی کردن فعالان، سیاستهای غلط اقتصادی، آموزشی، زیست محیطی، بیتوجهی به ظرافت سیاست داخلی درباره مسایل قومی و معضلات توسعهای توجه داریم(و گاهی نکتهای در مورد آنها میگوئیم) اما معتقدیم مهمترین خطری که موجودیت ملت ایران را تهدید میکند خطاهای شناختی حکومت و نفوذ سیاستهای ایرانشکن بیگانه(اسراییل،روسیه و ایالات متحد) در عمق آن و طراحی استراتژی امنیت ملی بر مسیری است که به درهم شکستن کلیت کشور منجر میشود. مثال عام بزنیم، ایران یک دروازه آسیبپذیرمهم دارد: سیاست بینالملل، که اسب تروا را به درون می آورد. حواس جامعهنو به آن دروازه و اسب تروای کشورهای نامبرده است.
و نکته آخر اینکه وظیفه و توان ما به عنوان یک گروه کوچک روزنامهنگاری تمرکز بر همه موضوعات کشور نیست (تبریک و تسلیت و ابراز احساسات یا سینه زدن زیر علم گروه سیاسی که هیچ) و از این بابت متاسفیم ، اما کاری هم نمیشود کرد.
🆔@jameeno
#الف
🏷️ ایران فقط یک دروازه دارد!
یکی از خوانندگان پرسیده است حالا که خوانندگان را مجاز کردهاید سوال بپرسند،لطفا جواب بدهید چرا اینقدر چسبیدهاید به موضوع استراتژی امنیت ملی؟
پاسخ شورای سردبیری- ابتدا تعریف مختصری از موضوع بدهیم:
امنیت ملی عمدهترین عامل بقای ملتها در گستره جغرافیایی آنهاست. فقدان امنیت ملی، کشورها را در معرض تاخت وتاز، منابع انها را در معرض غارت، و از همه مهمتر تک تک افراد را در معرض سلطه، تجاوز و کشتار توسط بیگانه قرار میدهد. بنابراین نخستین کارکرد و وظیفه دولتهای مستقر حفظ این امنیت است که در سایه آن میتوان زنده بود، کار کرد، خانواده داشت، و پیشرفت کرد. نکته دوم آن است که حفظ امنیت ملی مستلزم انجام بسیاری فعالیتها در زمینه توسعه اقتصادی، تقویت نظامی، طراحی یک سیاستخارجی خردمندانه و دورنگر(شامل دوستی، اتحاد، وهمراهی در جنگهای محتمل) است که همگی باید بر استعدادهای داخلی استوار باشند و با روابط خارجی سنجیده تقویت شوند. نام مجموعه کلان این اقدامات فکرشده دراز مدت را "استراتژی امنیت ملی"میگذاریم و وجود خلل در آن را خطر بزرگ و حیاتی برای کل ملت میدانیم.
برای روشن شدن ابعاد این تعریف، تصویر خبری را همراه این الف کردهایم که از خبرگزاری فارس در ۱۸فروردین ۹۴ نقل شده است. نکته آن این است که هنگامی که عربستان و متحدانش مردم یمن را زیر آتش گرفته بودند، حماس کاملا از عربستان حمایت میکرده است. حالا امروز، یمنیها دارند وارد جنگ میشوند تا از حماس حمایت کنند!! این تعارض برای ما به عنوان یک ایرانی ناظر معنایی دارد؟ آیا به استراتژی امنیت ملی ایران ربط دارد؟
بله، کاملا دارد. این خبر برای اندازه گیری وزن محور مقاومت ابداعی ایران آورده شده است، چرا که به زعم استراتژیستهای حکومت فعلی، این محور یا جبهه بنیان استراتزی دفاعی و امنیت ملی کشور است. اما هیچ اعتقاد اصولی در شکل گیری آن حضور ندارد، هیچ وحدت بنیادینی در آن حضور ندارد، هیچ نوع چسب ایدئولوژیکی اجزای آن را به هم نمیچسباند، هچ علائق مشترک، سیاست واحد، سازمان منشوردار، و حتی شراکت منطقی در آن نیست. تنها چسب این جبهه، پول مردم ایران است که حکومت دوراز چشم ملت به میان می آورد و این جبهه جعلی را تعریف میکند. از نظرما این خلاف منافع و امنیت ملی است.
حالا چرا برای پاسخ به سوال این خبر و توصیف را آوردهایم؟
محور مقاومت حکومت، ملات اصلی شکل دهنده "استراتژی امنیت ملی ایران" است، ولی استراتژی امنیت ملی همان چیزی است که کل سیاست خارجی یک کشور، تمامی تجارت خارجی، و حتی سیاستهای بنیادین داخلی (استراتژی آمایش سرزمین، جابجاییهای جمعیتی، سرمایهگذاریهای بزرگ، طراحی جادهها و بنادر....) از آن ریشه میگیرند و یا با آن ارتباط گسترده دارند و حتی تابعی از آن هستند(مثلا صنایع بزرگ و حیاتی در کنار مرزها قرار نمیگیرند). نکته مهم و نتیجه این وابستگی همه چیز به امنیت ملی ، آن است که بنای بنیان استراتژی امنیت ملی برنیازها و اقتضائات داخلی استوار میشود و باید بشود. نتیجه دیگر آن استکه امنیت ملی چنانکه از نامش پیداست امری ملی است و نه یک سیاست که استراتژی آن از این دولت به آن دولت قابل تغییر باشد، چه برسد به اینکه اراده و رفتار دولتها و گروهها و فرقههای بیگانه بتوانند بر آن تاثیر بگذارند. علت این است که هر لحظه ممکن است دولتها و گروهای بیگانه سیاست خود را تعییر دهند. نمونه اش همین مثال بالا است که گروهها فارغ از پولی که از حکومت گرفتهاند سیاستهای خودشان را دارند و در چارچوب آن "محور مقاومت" لطیفهگون عمل نمیکنند.
امیدواریم روشن باشد که چرا جامعهنو تا این حد بر اصلاح استراتزی امنیت ملی کشور پای میفشرد. ما به سایر مسائل کشور، به استبداد حکومت و پسزدگی مردم و گروههای سیاسی، سرکوب اجتماعی و زندانی کردن فعالان، سیاستهای غلط اقتصادی، آموزشی، زیست محیطی، بیتوجهی به ظرافت سیاست داخلی درباره مسایل قومی و معضلات توسعهای توجه داریم(و گاهی نکتهای در مورد آنها میگوئیم) اما معتقدیم مهمترین خطری که موجودیت ملت ایران را تهدید میکند خطاهای شناختی حکومت و نفوذ سیاستهای ایرانشکن بیگانه(اسراییل،روسیه و ایالات متحد) در عمق آن و طراحی استراتژی امنیت ملی بر مسیری است که به درهم شکستن کلیت کشور منجر میشود. مثال عام بزنیم، ایران یک دروازه آسیبپذیرمهم دارد: سیاست بینالملل، که اسب تروا را به درون می آورد. حواس جامعهنو به آن دروازه و اسب تروای کشورهای نامبرده است.
و نکته آخر اینکه وظیفه و توان ما به عنوان یک گروه کوچک روزنامهنگاری تمرکز بر همه موضوعات کشور نیست (تبریک و تسلیت و ابراز احساسات یا سینه زدن زیر علم گروه سیاسی که هیچ) و از این بابت متاسفیم ، اما کاری هم نمیشود کرد.
🆔@jameeno
👍13❤4
#الف
🏷️ مات در دو حرکت !
🖊️ تحریریه جامعه نو : در مباحث جدی سیاسی بکار بردن برخی صفات کار خوبی نیست، حتی اگر کاربرد معادلهای آنها عادی باشد مثلا اگر ما در ارزیابی دوحرکت از اعمال حکومت اصطلاح بی عقلی را به کار ببریم، ممکن است میشد به جای آن گفت بیخردی، اما واقعش این است که بار صفت بیخردی برای توصیف حرکات حکومت کافی نیست. اسم رسمی آن بیعقلی است.
چه چیزی را توصیف میکنیم؟ دو حرکت مرتبط با امنیت ملی که گویا درچارچوب کنش بازدارندگی صورت گرفته و نه گروههای نیابتی ایران، بلکه خودش آنها را مرتکب شده است: توقیف نفتکشی که نفت عراق را حمل میکرد، و حمله موشکی به پاکستان. حرکاتی درست به اندازه تحرکات احمقانه گروههای نیابتی.
حتی اگر فرض کنیم اختلافات ما با بسیاری کشور ها غیرقابل حل باشد، حتی اگر فرض این باشد که رویارویی ما با آن کشور مفروض غیر قابل اجتناب باشد، یک استراتژی سنجیده امنیت ملی اجازه هر اقدامی را به ما نمیدهد. مثلا در همین ماجرای دریایی، نفتکشی را به غنیمت گرفتهایم که قبلا نفت ایران رامیبرده، آمریکاییها آن را دزدیده و نفتش را مصادره کردهاند. حالا ما همان نفتکش را گروگان گرفتهایم ، درحالی که نفت عراق را حمل میکرده است. این شده انتقام از ایالات متحده ! عقلانی است؟ اگر راهزنی مالالتجارهای را ببرد تفصیر خری است که آنرا بر پشت داشته؟ اگر آن خر روزی بار همسایه را حمل میکرد میتوانیم افسارش را بگیریم و به خانه ببریم که بار این خر در عوض مالالتجاره ما که یک روز در خورجین داشت؟ غنیمت گرفتن نفت عراق همین حکم را ندارد؟ اگر از نظر سیاسی این انتقام از آمریکاست، چرا عراق شکایت دارد؟ اگر روزی پشت صحنه آشکار شود و مکانیزم تصمیم گیری برای عمل روی این کشتی آشکار شود به کدام تشکیلات و بدنه تصمیم گیر روبرو خواهیم بود؟ ندیده میگوئیم حداقلی از تعمق پشت آن نبوده است. قرار نیست وقتی دستتان بسته است تف بیندازید. اگر بیندازید، احتمالا شلوارتان را خیس خواهید کرد.
در واقع فقط اعمال سیاست باز دارندگی از طریق نیروهای نیابتی نیست که جواب نمیدهد، این حرکات کلا اشتباه است. استراتژی تهاجمی کنونی حاصل "نظام ادراکیجهان" در ذهن حکومتیان ایران و ناشی از ایدئولوژیک کردن سیاست در ایران است که در همه ابعاد ذهن و عمل حکومت را مدیریت میکند. قضاوتی که در سال ۵۷ ویکی دوسال بعد از آن در اذهان ما نهادینه شد، ناعادلانه بودن نظمی (روابطی) درجهان بود که ماموریت تغییر آن را به صورتی متوهم به خودمان واگذار کردیم. نه در عراق (که نخستین اعلامیه اقای خمینی دعوت سران قبایل و ارتش آن به قیام بود) بلکه از ایرلند گرفته تا فیلیپین در صدد به هم زدن وضعیت موجود و به قول غربیها نظم جهانی بودیم. درست مانند اراده خداوند که میمیراند تا نظم ملکولهای یک موجود زنده را به هم بزند ، به عناصر اولیه تجزیه کند و بعد آن ها را ملات نظمحیاتی تازهای کند، میخواستیم نظم موجود جهان را به هم بزنیم. پیامبر افزایش آنتروپی جهان شدیم و استراتزی فعلی حاصل همان است: میل به افزایش بینظمی (آنتروپی) جهان . استراتژی بازدارندگی با استخدام نیروی نیابتی در همه جا، یعنی همین استراتژی امنیت ملی فعلی ، حاصل همین گرایش آنتروپیک است. نمود های آن فراوان است و آخرین نمودش همین موشک زدن به پاکستان، بعد از حمله به عراق و سوریه . انگار که یک آدم مست بخواهد با شلیک تفنگ گرگها را متوقف کند: دورخودش بچرخد وشلیک کند. برای همین میگوئیم آمیخته به دیوانگی است. تحمل میشود و باریکلا میگیرد، چون برهمان بنمایه افزایش بینظمی استوار است. ژنتیک انقلاب اسلامی و حکومت برآمده و سپس معوج و علیل و گمراه آن با همین دیانای آشفته و سرطانی متمایل به آنتروپی نظامی شکل گرفته است. اگر جز این بود حملهای به بلوچستان پاکستان نمیشد(این دوتا روزدیم ،اینوری را هم بزن دستخوش). از تصیم سازی که نشان ازنظامیگری مخبط دارد تا زمان انجام ، نوع انجام ، توجیه انجام ، توضیح انجام و دهها جزء دیگر نشان از سلطه آن بی نظمی مورد آرزو، برخود سیستم به جای صدور آن به جهان است. آن شکل از بی نظمی که وزیر خارجه هیچوقت نمی داند کشورش نیم ساعت بعد از ملاقاتش با وزیرامور خارجه همسایه به خاک او موشک خواهد زد و یا فلان نظامی کدام رئیسجمهور را کی و چرا به کشورآورده است!
پایانش نیست، ولی با همین دوحرکت میتوان گفت مات میشویم. از بین میرویم. چگونگی پایان کار این سیستم که عقل و مشروعیت را با هم از دست داده مهم نیست ؛ مدعی سردار مخبط گمشده در تاریخمان زیاد داشتهایم، اما این نمونههای واپسین کشور را هم همراه خودشان غرق میکنند. بازی باخته را تا جایی ادامه خواهند دادکه چه در درگیری داخلی یکدیگر را حذف کنند و چه کشور را در معرض سونامیهای بیرونی قرار دهند، ایران به عنوان یک کلیت ارضی و ملی برخاکستر خود خواهد نشست.
🆔@jameeno
🏷️ مات در دو حرکت !
🖊️ تحریریه جامعه نو : در مباحث جدی سیاسی بکار بردن برخی صفات کار خوبی نیست، حتی اگر کاربرد معادلهای آنها عادی باشد مثلا اگر ما در ارزیابی دوحرکت از اعمال حکومت اصطلاح بی عقلی را به کار ببریم، ممکن است میشد به جای آن گفت بیخردی، اما واقعش این است که بار صفت بیخردی برای توصیف حرکات حکومت کافی نیست. اسم رسمی آن بیعقلی است.
چه چیزی را توصیف میکنیم؟ دو حرکت مرتبط با امنیت ملی که گویا درچارچوب کنش بازدارندگی صورت گرفته و نه گروههای نیابتی ایران، بلکه خودش آنها را مرتکب شده است: توقیف نفتکشی که نفت عراق را حمل میکرد، و حمله موشکی به پاکستان. حرکاتی درست به اندازه تحرکات احمقانه گروههای نیابتی.
حتی اگر فرض کنیم اختلافات ما با بسیاری کشور ها غیرقابل حل باشد، حتی اگر فرض این باشد که رویارویی ما با آن کشور مفروض غیر قابل اجتناب باشد، یک استراتژی سنجیده امنیت ملی اجازه هر اقدامی را به ما نمیدهد. مثلا در همین ماجرای دریایی، نفتکشی را به غنیمت گرفتهایم که قبلا نفت ایران رامیبرده، آمریکاییها آن را دزدیده و نفتش را مصادره کردهاند. حالا ما همان نفتکش را گروگان گرفتهایم ، درحالی که نفت عراق را حمل میکرده است. این شده انتقام از ایالات متحده ! عقلانی است؟ اگر راهزنی مالالتجارهای را ببرد تفصیر خری است که آنرا بر پشت داشته؟ اگر آن خر روزی بار همسایه را حمل میکرد میتوانیم افسارش را بگیریم و به خانه ببریم که بار این خر در عوض مالالتجاره ما که یک روز در خورجین داشت؟ غنیمت گرفتن نفت عراق همین حکم را ندارد؟ اگر از نظر سیاسی این انتقام از آمریکاست، چرا عراق شکایت دارد؟ اگر روزی پشت صحنه آشکار شود و مکانیزم تصمیم گیری برای عمل روی این کشتی آشکار شود به کدام تشکیلات و بدنه تصمیم گیر روبرو خواهیم بود؟ ندیده میگوئیم حداقلی از تعمق پشت آن نبوده است. قرار نیست وقتی دستتان بسته است تف بیندازید. اگر بیندازید، احتمالا شلوارتان را خیس خواهید کرد.
در واقع فقط اعمال سیاست باز دارندگی از طریق نیروهای نیابتی نیست که جواب نمیدهد، این حرکات کلا اشتباه است. استراتژی تهاجمی کنونی حاصل "نظام ادراکیجهان" در ذهن حکومتیان ایران و ناشی از ایدئولوژیک کردن سیاست در ایران است که در همه ابعاد ذهن و عمل حکومت را مدیریت میکند. قضاوتی که در سال ۵۷ ویکی دوسال بعد از آن در اذهان ما نهادینه شد، ناعادلانه بودن نظمی (روابطی) درجهان بود که ماموریت تغییر آن را به صورتی متوهم به خودمان واگذار کردیم. نه در عراق (که نخستین اعلامیه اقای خمینی دعوت سران قبایل و ارتش آن به قیام بود) بلکه از ایرلند گرفته تا فیلیپین در صدد به هم زدن وضعیت موجود و به قول غربیها نظم جهانی بودیم. درست مانند اراده خداوند که میمیراند تا نظم ملکولهای یک موجود زنده را به هم بزند ، به عناصر اولیه تجزیه کند و بعد آن ها را ملات نظمحیاتی تازهای کند، میخواستیم نظم موجود جهان را به هم بزنیم. پیامبر افزایش آنتروپی جهان شدیم و استراتزی فعلی حاصل همان است: میل به افزایش بینظمی (آنتروپی) جهان . استراتژی بازدارندگی با استخدام نیروی نیابتی در همه جا، یعنی همین استراتژی امنیت ملی فعلی ، حاصل همین گرایش آنتروپیک است. نمود های آن فراوان است و آخرین نمودش همین موشک زدن به پاکستان، بعد از حمله به عراق و سوریه . انگار که یک آدم مست بخواهد با شلیک تفنگ گرگها را متوقف کند: دورخودش بچرخد وشلیک کند. برای همین میگوئیم آمیخته به دیوانگی است. تحمل میشود و باریکلا میگیرد، چون برهمان بنمایه افزایش بینظمی استوار است. ژنتیک انقلاب اسلامی و حکومت برآمده و سپس معوج و علیل و گمراه آن با همین دیانای آشفته و سرطانی متمایل به آنتروپی نظامی شکل گرفته است. اگر جز این بود حملهای به بلوچستان پاکستان نمیشد(این دوتا روزدیم ،اینوری را هم بزن دستخوش). از تصیم سازی که نشان ازنظامیگری مخبط دارد تا زمان انجام ، نوع انجام ، توجیه انجام ، توضیح انجام و دهها جزء دیگر نشان از سلطه آن بی نظمی مورد آرزو، برخود سیستم به جای صدور آن به جهان است. آن شکل از بی نظمی که وزیر خارجه هیچوقت نمی داند کشورش نیم ساعت بعد از ملاقاتش با وزیرامور خارجه همسایه به خاک او موشک خواهد زد و یا فلان نظامی کدام رئیسجمهور را کی و چرا به کشورآورده است!
پایانش نیست، ولی با همین دوحرکت میتوان گفت مات میشویم. از بین میرویم. چگونگی پایان کار این سیستم که عقل و مشروعیت را با هم از دست داده مهم نیست ؛ مدعی سردار مخبط گمشده در تاریخمان زیاد داشتهایم، اما این نمونههای واپسین کشور را هم همراه خودشان غرق میکنند. بازی باخته را تا جایی ادامه خواهند دادکه چه در درگیری داخلی یکدیگر را حذف کنند و چه کشور را در معرض سونامیهای بیرونی قرار دهند، ایران به عنوان یک کلیت ارضی و ملی برخاکستر خود خواهد نشست.
🆔@jameeno
👍21😢5
#الف
🏷️ خارپشت کجاست ؟
خوانندۀ ارجمند پرسیده است:
موضوع حضور و خطر احتمالی داعش در مرزهای ایران که حدود هفت سال پیش مطرح شد کاملاً با مسئلۀ حضور نیروهای ایران در سوریه و سیاست اتکا به نیروی نیابتی فرق دارد. ما وارد سوریه شدیم تا از سقوط خانوادۀ اسد جلوگیری کنیم (سال ۲۰۱۱) و داعش حدود دو سال بعد در سوریه و عراق ظاهر شد. ایرانیان عمدتاً با نیروهای ضداسد جنگیدند تا داعش. علت اصلی مداخلۀ مستقیم ایران برای حفظ اسد نیز از دست نرفتن مسیر سوریه برای دسترسی به شیعیان لبنان بود. ما نمیتوانیم میزان افتخارآمیزبودن آن عملیات را اندازه بگیریم چون در چارچوب حفظ خط ارتباطی و تدارکاتی حزبالله لبنان بود و در ارزیابی ما اصل مسلح کردن شیعیان لبنان به هر دلیلی که باشد کار اشتباهی بوده و هست.
توضیح اضافه بدهیم که اصل کار کردن با سوریها از جنبۀ استراتژیک درست است و حکومت سابق هم همین کار را میکرد زیرا عراق همواره با ایران در تضاد بوده است و باید در آن دوران و دورۀ جنگ صدام با ایران، سوریه از پشت به آن فشار میآورد. آن سیاست برای حفظ خاندان اسد نبود، در چارچوب سیاسی پریفرال (محاصرۀ خصم از طریق اتحاد با همسایگانش) بود و درست، اما بعداً فقط در چارچوب ماجراجویی با اسرائیل قابل توضیح است که در جهت منافع ملی ما نیست.
دربارۀ یورش داعش به عراق تبلیغات میگوید اگر تحرکی نمیکردیم داعش به تهران میآمد که محتمل بود، اما دلیل نبود. واقعیت آن است که دولت عراق بعد از صدام، دستساز آمریکا با دستیاری ایران شد، آمریکاییها با سیاست استخوان لای زخم، حکومت طراحیشده را لبنانیزه و فرقهای کردند و با تقسیم قدرت در عراق آن را ضعیف کردند که این تضعیف ناخواسته به نفع ایران بود. آمریکا باید خودش از حکومت دستساز دفاع میکرد و از جنبۀ سیاست ما، عراق ضعیفتر بهتر میبود؛ اما به پیادهنظام آمریکا تبدیل شدیم و بدون آنکه هزینۀ جانی بدهد خطر از حکومت عراق دفع شد. درمجموع سیاست ایران در این دو کشور منافع و زیان توأمان داشت و تبلیغات زیاد و یا فقط مثبت دربارۀ نتایج آن نادرست است. ما حدود پنج سال پیش که کار داعش هم تمام شد طی مقالات و مصاحبههای متعدد از حکومت خواستیم پیروزیها و برگهای برندهاش در پیروزی بر داعش را به آمریکاییها بفروشد و وارد یک معاملۀ فیصلهبخش با آن شود و از منطقه بیرون بیاید. اسیر توهم ایدئولوژیک بودند و گوش نکردند. دربارۀ وضعیت کنونی ایران در سوریه و عراق چیزی نمیگوییم چون خودتان دارید میبینید.
دربارۀ شرق ایران متأسفانه داعش با الهام از سیاست جزیرهای و هستههای مستقل (روش بنلادن) در حال شکلگیری است و پیروزی بر آن در عراق تأثیری در خنثی کردن یا جلوگیری از ظهورش در شرق ایران نداشته است و نخواهد داشت. به گمان ما ایالاتمتحده در یک حسابگری استراتژیک افغانستان را در سینی گذاشت و به طالبان داد (داستانش طولانی است و قبلاً نوشتهایم) تا هاب تروریسم منطقه و تحت کنترل آن باشد (به منافع آمریکا ضربه نزند) که در آن، رشد انواعی از گروهای تروریستی ضدایران ناگزیر خواهد بود.
جای استراتژیِ خارپشت که خواننده پرسیده، در همین بسترِ معامله با آمریکا در افغانستان (معامله در اثنای تهاجم سال ۲۰۰۰) بود و معامله در سوریه و عراق. اکنون فرصتش از بین رفته است اما درستیِ تاریخیاش نه. ما به دلایل تاریخی و فرهنگی و ژئواستراتژیک، یک ملتِ درونگریز هستیم (گاهی به آن تنهاییِ استراتژیک میگویند) و باید در حوزۀ تمدنی و فرهنگیِ خودمان (عمدتاً فلات ایران) سنگر بگیریم و قدرت اجتماعی و اقتصادی پیدا کنیم. عمق استراتژیکِ واقعیِ ما نیز در شرق کشور است که حوزۀ تمدنیِ ماست. با چنین الزاماتی، سیاست بینالملل ما نیز فقط میتواند بیطرفیِ مثبت (بازی با همۀ قدرتها) باشد. ما معتقدیم هماکنون نیز با بیرون کشیدنِ ایران از معرکههای بینالمللی، فروش نیروهای نیابتی، اتکا به دادههای دفاعی کنونی و توسعۀ آنها، تحکیم مرزها و بهویژه اصلاحات اجتماعی و سیاسی، میتوان کشور را انداخت در ابتدای راهی متفاوت، با آیندهای بهتر. نام این استراتژی هنوز استراتژی خارپشت است زیرا خصلت خارپشتی (گوشهگیری و آمادۀ دفاع بودن) دارد.
شاید خوشتان نیاید ولی ما میتوانیم این تز را حتی بدون بند آخر، یعنی اصلاحات اجتماعی و سیاسی نیز بپذیریم؛ زیرا در شرایط کنونی حل درگیریهای ایرانشکن و تجزیهآورِ خارجی، از اینکه حاکم، دموکراسی را رعایت کند یا نه، مهمتر است!
🆔@jameeno
🏷️ خارپشت کجاست ؟
خوانندۀ ارجمند پرسیده است:
من بیش از دو سال است که مطالب کانال شما را دنبال میکنم و اکثر مطالب شما را قبول دارم اما لطفاً به این سؤالم جواب دهید: اگر اقدامات شخص سردار سلیمانی (بهعنوان یک ایرانی باعث افتخارم هستند) نبود امروز پروژۀ داعش و وضعیت سوریه و عراق و نهایتاً (حداقل) جنوب غربی و شرقی ایران در چه وضعیتی به سر میبرد و اینکه خارپشت شما کجای قصه بود؟
موضوع حضور و خطر احتمالی داعش در مرزهای ایران که حدود هفت سال پیش مطرح شد کاملاً با مسئلۀ حضور نیروهای ایران در سوریه و سیاست اتکا به نیروی نیابتی فرق دارد. ما وارد سوریه شدیم تا از سقوط خانوادۀ اسد جلوگیری کنیم (سال ۲۰۱۱) و داعش حدود دو سال بعد در سوریه و عراق ظاهر شد. ایرانیان عمدتاً با نیروهای ضداسد جنگیدند تا داعش. علت اصلی مداخلۀ مستقیم ایران برای حفظ اسد نیز از دست نرفتن مسیر سوریه برای دسترسی به شیعیان لبنان بود. ما نمیتوانیم میزان افتخارآمیزبودن آن عملیات را اندازه بگیریم چون در چارچوب حفظ خط ارتباطی و تدارکاتی حزبالله لبنان بود و در ارزیابی ما اصل مسلح کردن شیعیان لبنان به هر دلیلی که باشد کار اشتباهی بوده و هست.
توضیح اضافه بدهیم که اصل کار کردن با سوریها از جنبۀ استراتژیک درست است و حکومت سابق هم همین کار را میکرد زیرا عراق همواره با ایران در تضاد بوده است و باید در آن دوران و دورۀ جنگ صدام با ایران، سوریه از پشت به آن فشار میآورد. آن سیاست برای حفظ خاندان اسد نبود، در چارچوب سیاسی پریفرال (محاصرۀ خصم از طریق اتحاد با همسایگانش) بود و درست، اما بعداً فقط در چارچوب ماجراجویی با اسرائیل قابل توضیح است که در جهت منافع ملی ما نیست.
دربارۀ یورش داعش به عراق تبلیغات میگوید اگر تحرکی نمیکردیم داعش به تهران میآمد که محتمل بود، اما دلیل نبود. واقعیت آن است که دولت عراق بعد از صدام، دستساز آمریکا با دستیاری ایران شد، آمریکاییها با سیاست استخوان لای زخم، حکومت طراحیشده را لبنانیزه و فرقهای کردند و با تقسیم قدرت در عراق آن را ضعیف کردند که این تضعیف ناخواسته به نفع ایران بود. آمریکا باید خودش از حکومت دستساز دفاع میکرد و از جنبۀ سیاست ما، عراق ضعیفتر بهتر میبود؛ اما به پیادهنظام آمریکا تبدیل شدیم و بدون آنکه هزینۀ جانی بدهد خطر از حکومت عراق دفع شد. درمجموع سیاست ایران در این دو کشور منافع و زیان توأمان داشت و تبلیغات زیاد و یا فقط مثبت دربارۀ نتایج آن نادرست است. ما حدود پنج سال پیش که کار داعش هم تمام شد طی مقالات و مصاحبههای متعدد از حکومت خواستیم پیروزیها و برگهای برندهاش در پیروزی بر داعش را به آمریکاییها بفروشد و وارد یک معاملۀ فیصلهبخش با آن شود و از منطقه بیرون بیاید. اسیر توهم ایدئولوژیک بودند و گوش نکردند. دربارۀ وضعیت کنونی ایران در سوریه و عراق چیزی نمیگوییم چون خودتان دارید میبینید.
دربارۀ شرق ایران متأسفانه داعش با الهام از سیاست جزیرهای و هستههای مستقل (روش بنلادن) در حال شکلگیری است و پیروزی بر آن در عراق تأثیری در خنثی کردن یا جلوگیری از ظهورش در شرق ایران نداشته است و نخواهد داشت. به گمان ما ایالاتمتحده در یک حسابگری استراتژیک افغانستان را در سینی گذاشت و به طالبان داد (داستانش طولانی است و قبلاً نوشتهایم) تا هاب تروریسم منطقه و تحت کنترل آن باشد (به منافع آمریکا ضربه نزند) که در آن، رشد انواعی از گروهای تروریستی ضدایران ناگزیر خواهد بود.
جای استراتژیِ خارپشت که خواننده پرسیده، در همین بسترِ معامله با آمریکا در افغانستان (معامله در اثنای تهاجم سال ۲۰۰۰) بود و معامله در سوریه و عراق. اکنون فرصتش از بین رفته است اما درستیِ تاریخیاش نه. ما به دلایل تاریخی و فرهنگی و ژئواستراتژیک، یک ملتِ درونگریز هستیم (گاهی به آن تنهاییِ استراتژیک میگویند) و باید در حوزۀ تمدنی و فرهنگیِ خودمان (عمدتاً فلات ایران) سنگر بگیریم و قدرت اجتماعی و اقتصادی پیدا کنیم. عمق استراتژیکِ واقعیِ ما نیز در شرق کشور است که حوزۀ تمدنیِ ماست. با چنین الزاماتی، سیاست بینالملل ما نیز فقط میتواند بیطرفیِ مثبت (بازی با همۀ قدرتها) باشد. ما معتقدیم هماکنون نیز با بیرون کشیدنِ ایران از معرکههای بینالمللی، فروش نیروهای نیابتی، اتکا به دادههای دفاعی کنونی و توسعۀ آنها، تحکیم مرزها و بهویژه اصلاحات اجتماعی و سیاسی، میتوان کشور را انداخت در ابتدای راهی متفاوت، با آیندهای بهتر. نام این استراتژی هنوز استراتژی خارپشت است زیرا خصلت خارپشتی (گوشهگیری و آمادۀ دفاع بودن) دارد.
شاید خوشتان نیاید ولی ما میتوانیم این تز را حتی بدون بند آخر، یعنی اصلاحات اجتماعی و سیاسی نیز بپذیریم؛ زیرا در شرایط کنونی حل درگیریهای ایرانشکن و تجزیهآورِ خارجی، از اینکه حاکم، دموکراسی را رعایت کند یا نه، مهمتر است!
🆔@jameeno
👍29👎10❤4🤮2
#در_کرانه_روز
🏷️ جامعهنو: داریم به پایان روز چهارم میرسیم که از مقامات ارشد کشور هیچ حرفی شنیده نشده است. سکوت خبری کامل مقامات ارشد سیاسی داریم و سکوت رسانهای - تبلیغاتی رسانههای وابسته به حکومت ، بویژه در مسائل مهم سیاسی خارجی. این به معنی آن است که به احتمال زیاد چیزی رخ داده است یا قرار است رخ دهد. برمبنای تجربه چهل ساله این را میگوییم.
🆔@jameeno
🏷️ جامعهنو: داریم به پایان روز چهارم میرسیم که از مقامات ارشد کشور هیچ حرفی شنیده نشده است. سکوت خبری کامل مقامات ارشد سیاسی داریم و سکوت رسانهای - تبلیغاتی رسانههای وابسته به حکومت ، بویژه در مسائل مهم سیاسی خارجی. این به معنی آن است که به احتمال زیاد چیزی رخ داده است یا قرار است رخ دهد. برمبنای تجربه چهل ساله این را میگوییم.
🆔@jameeno
🤔5👍1💔1