#در_کرانه_روز
🏷️ باید بیشتر گذاشت به حساب حافظه و هیجانی بودن حرفهای دوسال اخیر آقای ظریف و نه تمایلش به نشستن در درگاه و آستانه( که دیگر از او گذشته است) وگر نه قاطی کردن خبر توطئه آمیز وجفنگ رفتن اصلاح طلبان به سمت بیت با بیسیم در شورش دانشجویی سال ۷۸ (به خاطر تهاجم شبانه مرگبار به کوی دانشگاه) چیزی جز کابوس یک آدم دلسوز درباره ماجرایی که ربع قرن از آن میگذرد نمیتواند باشد.
بله آقای وزیر، اصلاح طلبان اشتباه زیاد دارند، اما آنچه درذهن خودتان با تصویر بیسیم سکسی ترش کردید یک شایعه ابلهانه درست در روزهایی بود که عقلای اصلاحطلبان مشغول تعارف کردن پیشوایی اصلاح طلبی به فرادست خاتمی بودند بااین اعتقاد که اصلاحات را باید قدرت حاکم بکند تا وقوع آن امکانپذیر باشد و اصلاحطلبان فقط طالب هستند. نقل میکنیم برایتان که این خیال بی ربط را کسانی کردند که کشور را به خاک سیاه امروز نشاندهاند و سعید حجاریان (مرد راستگو و مغز متفکر و استراتژیست اصلاحات) بعدا دربارهاش گفت: "...وقتی دانشجوها از کوی دانشگاه بیرون آمدند، بین میدان ولیعصر بودند تا حرکت کنند به سوی خیابان آذربایجان، من در آن هنگام دفتر آقای خاتمی بودم. آن زمان من عضو شورای شهر تهران بودم. اعضای شورای شهر را برده بودم به کوی دانشگاه تا خرابیها را ببینند و برای بازسازی و اختصاص بودجه اقدام کنیم. من به خاطر این کار رفته بودم دفتر خاتمی که آقای صفوی (فرمانده سپاه) زنگ زد به آقای ابطحی و گفت که خط قرمز ما خیابان جمهوری است، هر کسی از این خیابان پایینتر بیاید، میزنیم. متوجه شدیم که بچههای دانشجو دارند رو به پایین حرکت میکنند، به من گفتند که بروم با آنها صحبت کنم، رفتم با دانشجوها صحبت کردم، یک طرف بچههای رحیم بودند، یک طرف هم بچههای دانشجو، با قسم و آیه و من بمیرم تو بمیری، سر راهپیمایی را کج کردم به سمت کوی دانشگاه و گفتم برید من هم میآیم به کوی…"
برای خودتان عجیب نیست که شما این ماجرا را به شکل نصفه نیمه و معکوس به خاطر آوردهاید و آن هم به عنوان سند ؟
🆔@jameeno
🏷️ باید بیشتر گذاشت به حساب حافظه و هیجانی بودن حرفهای دوسال اخیر آقای ظریف و نه تمایلش به نشستن در درگاه و آستانه( که دیگر از او گذشته است) وگر نه قاطی کردن خبر توطئه آمیز وجفنگ رفتن اصلاح طلبان به سمت بیت با بیسیم در شورش دانشجویی سال ۷۸ (به خاطر تهاجم شبانه مرگبار به کوی دانشگاه) چیزی جز کابوس یک آدم دلسوز درباره ماجرایی که ربع قرن از آن میگذرد نمیتواند باشد.
بله آقای وزیر، اصلاح طلبان اشتباه زیاد دارند، اما آنچه درذهن خودتان با تصویر بیسیم سکسی ترش کردید یک شایعه ابلهانه درست در روزهایی بود که عقلای اصلاحطلبان مشغول تعارف کردن پیشوایی اصلاح طلبی به فرادست خاتمی بودند بااین اعتقاد که اصلاحات را باید قدرت حاکم بکند تا وقوع آن امکانپذیر باشد و اصلاحطلبان فقط طالب هستند. نقل میکنیم برایتان که این خیال بی ربط را کسانی کردند که کشور را به خاک سیاه امروز نشاندهاند و سعید حجاریان (مرد راستگو و مغز متفکر و استراتژیست اصلاحات) بعدا دربارهاش گفت: "...وقتی دانشجوها از کوی دانشگاه بیرون آمدند، بین میدان ولیعصر بودند تا حرکت کنند به سوی خیابان آذربایجان، من در آن هنگام دفتر آقای خاتمی بودم. آن زمان من عضو شورای شهر تهران بودم. اعضای شورای شهر را برده بودم به کوی دانشگاه تا خرابیها را ببینند و برای بازسازی و اختصاص بودجه اقدام کنیم. من به خاطر این کار رفته بودم دفتر خاتمی که آقای صفوی (فرمانده سپاه) زنگ زد به آقای ابطحی و گفت که خط قرمز ما خیابان جمهوری است، هر کسی از این خیابان پایینتر بیاید، میزنیم. متوجه شدیم که بچههای دانشجو دارند رو به پایین حرکت میکنند، به من گفتند که بروم با آنها صحبت کنم، رفتم با دانشجوها صحبت کردم، یک طرف بچههای رحیم بودند، یک طرف هم بچههای دانشجو، با قسم و آیه و من بمیرم تو بمیری، سر راهپیمایی را کج کردم به سمت کوی دانشگاه و گفتم برید من هم میآیم به کوی…"
برای خودتان عجیب نیست که شما این ماجرا را به شکل نصفه نیمه و معکوس به خاطر آوردهاید و آن هم به عنوان سند ؟
🆔@jameeno
👍21❤1🤷♂1🤔1
#الف
🏷️ در آستانه !
🖊️ شورای سردبیری : این آخرین الف سال است و خوب است آن رابه انداختن نگاهی به حال و روز امروز خود و چشمانداز فردایمان اختصاص دهیم. سال بهتری که پیش رو نداریم، وچشم اندازش هم اگر نه به قطعیت به احتمال زیاد در خیلی از موارد به آشکاری خورشید میانه روز است. ازجمله روشن است که اوضاع اقتصادی کشور وخیم تر و سطح زندگی عام نازلتر خواهد بود یا مثلا در زمینه سیاست خارجی هیچ گشایش مهمی تا پایان سال آتی صورت نخواهد گرفت. زمینه هایی که نگاه به آنها درآستانه سال جدید لازم است فراوانند. در اینجا سه مورد مهم موقعیت جامعه، سامان کشور، و مخاطرات بیرونی کشور را مورد توجه قرار میدهیم.
موقعیت جامعه.
مهمتریت شاخص نگاه به جامعه ، وضع اقتصادی آن است. نخستین دغدغه توده اصلی کف جامعه توانایی آن برای گذران است و بدون آنکه بخواهیم در ارقام شاخصها غرق شویم بدیهی بدانیم باتضعیف دائم بنیه اقتصادی کشور سال بدتری را پیش رو داریم.نرخ تورم رسمی در حدود ۵۰ و برای فقرا در حدود ۸۰ ( مانند سال پیش) خواهد بود، تلاش کمتر اقتصادی و بیشتر سیاسی دولت برای کاهش ضریب جینی از طریق کمکهای غذایی غیر نقدی واعتباری ناچیز و ناکام است. پیش بینیهای قیمت تمام شده تولید کننده با توجه به شروع جهش نرخ ارز بسیار ناامید کننده است، و کسری بودجه حکومت با توجه به بریزو بپاشهای غیر ضروری و سیاسی آن روند فزاینده دارد. جامعه نتیجه این را در قالب تورم افسارگسیخته و کاهش سطح زندگی دریافت میکند و عدم رضایت ناشی از آن در کنار فشاراجتماعی ( احساس تبعیض، تحقیر، اگاهی از فساد درهمه سطوح حکومت، ...)جامعه را در آستانه انفجارهای اتفاقی قرار میدهد. سیاست همیشگی حکومت با مضمون تشدید سرکوب، این انفجارها را درهر لحظه و با هر چاشنی کوچکی ممکن میسازد . نه قطعا، ولی به احتمال زیاد انفجار دیگری درسال آینده در پیش است.
فروپاشی سازمان کشور
تقریبا همه مشکلات کنونی کشور ناشی از عملکرد حکومت (قدرت مستقر)است و افتادن در مسیررفع آنها نیز مستلزم تغییر حکومت یا عملکرد آن . حکومت کنونی در حال فلج کردن سازوکارهای اداره کشور براساس عقل سلیم و تزریق ناکارایی ذاتی خود به دستگاههای اداره کشور است. (معاون اول: دولت نمیتواند بازار را کنترل کند . کسبه کمک کنند) ناکارایی های متوالی و پایان ناپذیر حکومتها میتواند بحرانهای عمیقی با مضمون کمبود مواد اولیه ، فلج دربرابر بحرانهای طبیعی، افتادن در چاهها و چالههای توسعهای پدید آورد که به سایش ساختارهای اداری و فروریزی تدریجی نظم و گسترش هرج و مرج بینجامد. بحران اداره کشور سال آینده هم عمیقتر خواهد شد. رفتار حکومت در این زمینه چنان است که گویی خود نیز باور دارد فرصت چندانی تا رسیدن به فروپاشی سازمانی ندارد. تشدیدفساد علنی یکی از مظاهر چنین دورهای("آخرشه،خوب بخور")است.
مخاطرات بیرونی.
تعادلهای پیشین قدرت در منطقه در حال به هم خوردن به سمت شکل گیری توازنهای جدید است. این تغییر حاصل تغییر قدر مطلق قدرت رژیمهاست. کشورهایی که با توسعه اقتصادی و پیوندهای بینالمللی توان تاثیرگذاری خود را افزایش دادهاند مابه ازای آن را در نفوذ منطقهای بیشتر جستجو و دست و پای خود را درازتر میکنند(میدان نفتی آرش ، گردن کلفت نمایی طالبان ، نفوذ بینالمللی قطر، زیاده خواهی آذربایجان،...)و برعکس آنها که در رشد اقتصادی و توسعه پسرفتهاند باید جایگاه فرودست بپذیرند. کشور ما دههها در مسیر های اشتباه به سربرده است و یکی از هزینه هایش نیز همین است. سیاست میلیتاریستی منطقهای، ترقی تسلیحاتی را از ابزاری برای قدرتمندکردن کشور به ابزار پرونده سازی برای ایران فروکاسته است و بلاتکلیفی عمدی حکومت در حل مسائل بینالمللی ایران را به کارت بازی قدرتها تبدیل کرده است(درباره اشتباه مسیر طراحی استراتژی امنیت ملی بسیار پیش از این نوشتهایم). درسال پیشرو نیز ماندن در باتلاق منطقه و ناتوانی در تحرک دیپلماتیک به علت انتخابات ایالات متحده ادامه می یابد و تنها ممکن است در سه ماه پایانی با تحول عمده روبرو شویم . احتمال انتخاب ترامپ بسیار بالاست و او این بار "معاملهگر خوبی هستم" نخواهد گفت. اولین نقطه در دسترس و مناسب نمایش اقتدار جدیدش "حل مساله ایران" است. امید کمی وجود دارد فکر این سمبه پر زور حکومت را زودتر به چاره جویی وادارد. نشانههایی از واقعبینانهتر شدن سیاست منطقهای ایران در اثر رسیدن به بنبست و ترس از درگیری کامل دیده میشود ، اما ناخدای کشور قصد تغییر جهت به سمت بادموافق ندارد: سیاست خارجی نظام اسلامی از بن و ریشه اشتباه بوده است و باید با زاویه تند دور بزند...
هرکدام ازاین سه مورد میتواند کشور و حکومتش را به سوی یک وضعیت فاجعه آمیز و منجر به رخدادای دارای عاقبت نا معلوم بکشاند.
____
🏷️ در آستانه !
🖊️ شورای سردبیری : این آخرین الف سال است و خوب است آن رابه انداختن نگاهی به حال و روز امروز خود و چشمانداز فردایمان اختصاص دهیم. سال بهتری که پیش رو نداریم، وچشم اندازش هم اگر نه به قطعیت به احتمال زیاد در خیلی از موارد به آشکاری خورشید میانه روز است. ازجمله روشن است که اوضاع اقتصادی کشور وخیم تر و سطح زندگی عام نازلتر خواهد بود یا مثلا در زمینه سیاست خارجی هیچ گشایش مهمی تا پایان سال آتی صورت نخواهد گرفت. زمینه هایی که نگاه به آنها درآستانه سال جدید لازم است فراوانند. در اینجا سه مورد مهم موقعیت جامعه، سامان کشور، و مخاطرات بیرونی کشور را مورد توجه قرار میدهیم.
موقعیت جامعه.
مهمتریت شاخص نگاه به جامعه ، وضع اقتصادی آن است. نخستین دغدغه توده اصلی کف جامعه توانایی آن برای گذران است و بدون آنکه بخواهیم در ارقام شاخصها غرق شویم بدیهی بدانیم باتضعیف دائم بنیه اقتصادی کشور سال بدتری را پیش رو داریم.نرخ تورم رسمی در حدود ۵۰ و برای فقرا در حدود ۸۰ ( مانند سال پیش) خواهد بود، تلاش کمتر اقتصادی و بیشتر سیاسی دولت برای کاهش ضریب جینی از طریق کمکهای غذایی غیر نقدی واعتباری ناچیز و ناکام است. پیش بینیهای قیمت تمام شده تولید کننده با توجه به شروع جهش نرخ ارز بسیار ناامید کننده است، و کسری بودجه حکومت با توجه به بریزو بپاشهای غیر ضروری و سیاسی آن روند فزاینده دارد. جامعه نتیجه این را در قالب تورم افسارگسیخته و کاهش سطح زندگی دریافت میکند و عدم رضایت ناشی از آن در کنار فشاراجتماعی ( احساس تبعیض، تحقیر، اگاهی از فساد درهمه سطوح حکومت، ...)جامعه را در آستانه انفجارهای اتفاقی قرار میدهد. سیاست همیشگی حکومت با مضمون تشدید سرکوب، این انفجارها را درهر لحظه و با هر چاشنی کوچکی ممکن میسازد . نه قطعا، ولی به احتمال زیاد انفجار دیگری درسال آینده در پیش است.
فروپاشی سازمان کشور
تقریبا همه مشکلات کنونی کشور ناشی از عملکرد حکومت (قدرت مستقر)است و افتادن در مسیررفع آنها نیز مستلزم تغییر حکومت یا عملکرد آن . حکومت کنونی در حال فلج کردن سازوکارهای اداره کشور براساس عقل سلیم و تزریق ناکارایی ذاتی خود به دستگاههای اداره کشور است. (معاون اول: دولت نمیتواند بازار را کنترل کند . کسبه کمک کنند) ناکارایی های متوالی و پایان ناپذیر حکومتها میتواند بحرانهای عمیقی با مضمون کمبود مواد اولیه ، فلج دربرابر بحرانهای طبیعی، افتادن در چاهها و چالههای توسعهای پدید آورد که به سایش ساختارهای اداری و فروریزی تدریجی نظم و گسترش هرج و مرج بینجامد. بحران اداره کشور سال آینده هم عمیقتر خواهد شد. رفتار حکومت در این زمینه چنان است که گویی خود نیز باور دارد فرصت چندانی تا رسیدن به فروپاشی سازمانی ندارد. تشدیدفساد علنی یکی از مظاهر چنین دورهای("آخرشه،خوب بخور")است.
مخاطرات بیرونی.
تعادلهای پیشین قدرت در منطقه در حال به هم خوردن به سمت شکل گیری توازنهای جدید است. این تغییر حاصل تغییر قدر مطلق قدرت رژیمهاست. کشورهایی که با توسعه اقتصادی و پیوندهای بینالمللی توان تاثیرگذاری خود را افزایش دادهاند مابه ازای آن را در نفوذ منطقهای بیشتر جستجو و دست و پای خود را درازتر میکنند(میدان نفتی آرش ، گردن کلفت نمایی طالبان ، نفوذ بینالمللی قطر، زیاده خواهی آذربایجان،...)و برعکس آنها که در رشد اقتصادی و توسعه پسرفتهاند باید جایگاه فرودست بپذیرند. کشور ما دههها در مسیر های اشتباه به سربرده است و یکی از هزینه هایش نیز همین است. سیاست میلیتاریستی منطقهای، ترقی تسلیحاتی را از ابزاری برای قدرتمندکردن کشور به ابزار پرونده سازی برای ایران فروکاسته است و بلاتکلیفی عمدی حکومت در حل مسائل بینالمللی ایران را به کارت بازی قدرتها تبدیل کرده است(درباره اشتباه مسیر طراحی استراتژی امنیت ملی بسیار پیش از این نوشتهایم). درسال پیشرو نیز ماندن در باتلاق منطقه و ناتوانی در تحرک دیپلماتیک به علت انتخابات ایالات متحده ادامه می یابد و تنها ممکن است در سه ماه پایانی با تحول عمده روبرو شویم . احتمال انتخاب ترامپ بسیار بالاست و او این بار "معاملهگر خوبی هستم" نخواهد گفت. اولین نقطه در دسترس و مناسب نمایش اقتدار جدیدش "حل مساله ایران" است. امید کمی وجود دارد فکر این سمبه پر زور حکومت را زودتر به چاره جویی وادارد. نشانههایی از واقعبینانهتر شدن سیاست منطقهای ایران در اثر رسیدن به بنبست و ترس از درگیری کامل دیده میشود ، اما ناخدای کشور قصد تغییر جهت به سمت بادموافق ندارد: سیاست خارجی نظام اسلامی از بن و ریشه اشتباه بوده است و باید با زاویه تند دور بزند...
هرکدام ازاین سه مورد میتواند کشور و حکومتش را به سوی یک وضعیت فاجعه آمیز و منجر به رخدادای دارای عاقبت نا معلوم بکشاند.
____
👍22🤷♂2❤1🙏1
جامعه نو درسالی که گذشت نیز بیشتر تلاش کرد نادرستی نگاه حکومت به امنیت ملی و استراتژی تهاجم منطقهای آن را نقد کند . علت این تاکید دائم بوده که استراتژی فعلی فوقالعاده خطرزاست و امکان حفظ کلیت کشوررا در برابر طوفانهای جهانی و طمع کفتارهای سیاسی کاهش میدهد. تاکیدهای دائم ما بر ارجحیت این مساله بر نقادی کج خلقی وخشونت و ناکارایی داخلی حکومت، بویژه نگرانی فزایندهمان از نبود بدیل ملی قابل پذیرش برای حکومتی درحال پوسیدن، جانمایه همه مقالات جامعهنو بوده است که طبعا به هشدار و نصیحت انجامیده است. واضح است چنین موضعی برای خوانندگان خشمگینی که خواهان کنده شدن فوری میوه فاسد و گندیده نظام فعلی از پیکر ایران هستند راضی کننده نیست. ما این نارصایتی را دائما حس کردیم وتا حد امکان توضیح دادیم ، ولی از اصرار بر اینکه تا بدیلی داخلی، ملی، و قدرتمند شکل نگیرد هیچ تغییری نه ممکن و نه به مصلحت است دست برنداشتیم. امید خود را برای اینکه سیستم حاضر به خوددرمانی متمایل شود و از هزینهای که ایجاد میکند بکاهد از دست ندادیم و طعنه را نیز تحمل کردیم و میکنیم.
در آستانه سال نو ، باوجود آگاهی از تندترشدن شیبها و عمیقتر شدن درههای مهیب پیش رو ، برایتان شادی درخانواده، رفاقت در مجامع، و وحدت سازنده نجاتبخش در مقیاس ملی آرزو میکنیم.
🆔@jameeno
در آستانه سال نو ، باوجود آگاهی از تندترشدن شیبها و عمیقتر شدن درههای مهیب پیش رو ، برایتان شادی درخانواده، رفاقت در مجامع، و وحدت سازنده نجاتبخش در مقیاس ملی آرزو میکنیم.
🆔@jameeno
👍13🤔1
#الف
🏷️ چرا فساد با حاکمیت اسلامی آمیخته است؟
🖊️ شورای سردبیری: اگر یک بررسی دوباره از آنچه در ماههای اخیر درباره فسادهای افشاشده برزبانها رفته به عمل آورید به این نتیجه میرسید که همه ناظران داخل سیستم(نمایندگان سابق و فعلی، منتقدان داخلی نظام، ...) و منتقدان بیرونی(اصلاحطلبان، فعالان سیاسی، ناظرانی مانند وکلا ....) دربررسی ریشههای این فسادها بیش از یک وچب پایین تر از تنه این درخت عظیم را نشکافتهاند و برای اینکه ببینند ریشه مسموم و خبیث مقامات فاسد رده دوم نظام به کجا وصل میشود خودداری بسیار منضبطی دارند . این یک امر آگاهانه و از سر ترس و البته قاعده بازی است: بازی قدرت را در سیستم فعلی دو رکن پیش میبرد. نخست زور ، و دوم عقل ! عامل زور را حکومت به میدان می آورد و تنها وسیله در اختیار اوست. عامل عقل را جامعه عرضه میکند که معمولا با گوریل حکومت از روبرو سرشاخ نمیشود، و اگر حکومت دوست دارد اسم این رابطه را شطرنج سیاست بگذارد ، عقلای جامعه خردمندانه سرتکان میدهند و به روی خودشان نمی آورند که با گوریل نمیتوان شطرنج بازی کرد.
اما این به واقع شطرنج هست: وقتی شما مسئولیت فساد علنی اشخاص درجه دوم این کشور را از خودشان بالاتر نمیبری، داری شطرنج خودت را بازی میکنی؛ اسب و فیل و پیاده میگیری و از کار می اندازی تابعد! میشود این را تاکتیک حاصل از یک استراتژی هوشمندانه و البته غریزی در هنگام فقدان زورکافی توصیف کرد ، هرچند در کنارش تاکتیک دیگری هم برای حمله مستقیم به قلب سیستم هست(فعلا درعرصه شطرنج ایران هزینه اش رفتن به زندان مثل تاجزاده است). همانند شطرنج واقعی ، از پیش معلوم نیست که کدامیک از این دو استراتژی موفقتر است، اما مهم این هست که بدانیم هریک از مهرهها غیر از ارزش و نقش ذاتی ، یک ارزش موقعیتی تاکتیکی هم دارند و این ارزش موقعیتی را بازیکن به آنها میدهد. بیائید کمی درباره این موضوع حرف بزنیم.
برای شروع بحث، آن یارو صاحب چای دبش را در نظر بگیرید. لابد حتی مثل من اسمش را به خاطر ندارید. او یک مهره ساده بود. یک سرباز . وسیله انتقال پول به خارج (به هزارو یک دلیل واضح و مبرهن که ردیف کردنشان خستهتان میکند مقامات درجه اول او را به کار گرفته بودند.)سرباز کم ارزش هست و ممکن هم هست یک جایی به عنوان فدیه دیگران اسم سلطان چای رویش بگذارند و اعدامش کنند. از این نمونه ها کم نداریم: شرکتهای یک شبه خلق شده بی هویتی را به یاد بیاورید که (درداستان ارز ۴۲۰۰تومانی برای همه!)چندده میلیارد دلار دیگر بردند تا به زخمهای سیستم بزنند. تازه، اینها همه سرباز سیستم حساب میشوند.
حالابرویم سراغ رخ و اسب و فیل، که دژ را محکم میکنند و ارزششان از سرباز بیشتر است .میتوانندبرای خودشان بردارند یا با چمدان در فرود گاه بدهند به یاجوج و ماجوجهای بیگانه. آخرین موردش شب عید پرده بردای شد: بخور بخور زمینهای شمال تهران، که تبدیل کردنشان به پول، به بدنامیاش میصرفد. البته از نظر حجم نمونه بسیار کوچکی بود و فقط برای تقریب ذهن آوردیم. واقعش این است که در شطرنج فعلی اکثر رخها و اسبها و فیلها فاسدند، اگر خودشان نه ، پسرشان یا داماد و دخترشان و برادزدهشان والخ. این سیستم ذاتا فاسد است، و حالا دیگر اصلاحش از این جنبه هم غیر ممکن.
این غیرممکن بودن به خاطر سنجیده بودن گشادگی کانالهای تولید فساد و منطق وضعیت است: شما اجازه میدهید اطرافیانتان هرخلافی را در ازای وفاداری به شما مرتکب شوند و مثلا مال اندوزی کنند ، حالا اگربه هر دلیلی اراده کنید وضعیت را تغییر دهید، مثلا این بیحیثیتیها را درمجموع به زیان خود ارزیابی کرده باشید، امکان بستن دهانه های فساد را باید با ریسک جان خود تاخت بزنید. (اسمش را میشود گذاشت موقعیت "چوببدستهای ورزیل"). مسابقه"بالاکشیدن" اموال ملی توسط اطرافیان را هیچ پادشاه مستبدی باخوابنما شدن و نصیحت نتوانسته است پایان دهد و یا حدی برای آن قائل شود و مثلا بگوید هیچکس بالاتر از ۴۰۰۰متر برای خودش سند نزند! اسبها و رخها و فیلها، هم سیر نمیشوند و هم درعزصه شطرنج از هم محافظت میکنند. بلوکهایی در گوشه هایی از صحنه شطرنج تشکیل میشود که اجزای داخلشان مواظب هم هستند و به دست بلوکهای دیگر نگاه میکنند. (این افشاگری ها هم حاصل کشمکش بلوکها بر سر موقعیت ها و امکانات است. ). کسی جلوی آنها را بگیرد او را میکشند. مهم نیست چه کسی باشد. به همین علت حذف فساد مقامات غیر ممکن میشود. چرا غیرممکن؟ چون ریشههای تاریخی دارد: به صورتی تعارضآمیز، ریشه تاریخی اعتقادی دارد، ولی زمینه وقوعش فاقد مبانی برنامهای نظام حکمرانی بوده است. این نظام و هندسه فسادهایش فاقد وجه پیشا وقوع و بنیان اجتماعی ، اما البته دارای یک سابقه دیرینه شناسی است: بدون داشتن "نظریه دولت"، از روز اول شکل گیری(اواخر دهه پنجاه) برنامه عمل خود را به صورت روزمره تهیه
🏷️ چرا فساد با حاکمیت اسلامی آمیخته است؟
🖊️ شورای سردبیری: اگر یک بررسی دوباره از آنچه در ماههای اخیر درباره فسادهای افشاشده برزبانها رفته به عمل آورید به این نتیجه میرسید که همه ناظران داخل سیستم(نمایندگان سابق و فعلی، منتقدان داخلی نظام، ...) و منتقدان بیرونی(اصلاحطلبان، فعالان سیاسی، ناظرانی مانند وکلا ....) دربررسی ریشههای این فسادها بیش از یک وچب پایین تر از تنه این درخت عظیم را نشکافتهاند و برای اینکه ببینند ریشه مسموم و خبیث مقامات فاسد رده دوم نظام به کجا وصل میشود خودداری بسیار منضبطی دارند . این یک امر آگاهانه و از سر ترس و البته قاعده بازی است: بازی قدرت را در سیستم فعلی دو رکن پیش میبرد. نخست زور ، و دوم عقل ! عامل زور را حکومت به میدان می آورد و تنها وسیله در اختیار اوست. عامل عقل را جامعه عرضه میکند که معمولا با گوریل حکومت از روبرو سرشاخ نمیشود، و اگر حکومت دوست دارد اسم این رابطه را شطرنج سیاست بگذارد ، عقلای جامعه خردمندانه سرتکان میدهند و به روی خودشان نمی آورند که با گوریل نمیتوان شطرنج بازی کرد.
اما این به واقع شطرنج هست: وقتی شما مسئولیت فساد علنی اشخاص درجه دوم این کشور را از خودشان بالاتر نمیبری، داری شطرنج خودت را بازی میکنی؛ اسب و فیل و پیاده میگیری و از کار می اندازی تابعد! میشود این را تاکتیک حاصل از یک استراتژی هوشمندانه و البته غریزی در هنگام فقدان زورکافی توصیف کرد ، هرچند در کنارش تاکتیک دیگری هم برای حمله مستقیم به قلب سیستم هست(فعلا درعرصه شطرنج ایران هزینه اش رفتن به زندان مثل تاجزاده است). همانند شطرنج واقعی ، از پیش معلوم نیست که کدامیک از این دو استراتژی موفقتر است، اما مهم این هست که بدانیم هریک از مهرهها غیر از ارزش و نقش ذاتی ، یک ارزش موقعیتی تاکتیکی هم دارند و این ارزش موقعیتی را بازیکن به آنها میدهد. بیائید کمی درباره این موضوع حرف بزنیم.
برای شروع بحث، آن یارو صاحب چای دبش را در نظر بگیرید. لابد حتی مثل من اسمش را به خاطر ندارید. او یک مهره ساده بود. یک سرباز . وسیله انتقال پول به خارج (به هزارو یک دلیل واضح و مبرهن که ردیف کردنشان خستهتان میکند مقامات درجه اول او را به کار گرفته بودند.)سرباز کم ارزش هست و ممکن هم هست یک جایی به عنوان فدیه دیگران اسم سلطان چای رویش بگذارند و اعدامش کنند. از این نمونه ها کم نداریم: شرکتهای یک شبه خلق شده بی هویتی را به یاد بیاورید که (درداستان ارز ۴۲۰۰تومانی برای همه!)چندده میلیارد دلار دیگر بردند تا به زخمهای سیستم بزنند. تازه، اینها همه سرباز سیستم حساب میشوند.
حالابرویم سراغ رخ و اسب و فیل، که دژ را محکم میکنند و ارزششان از سرباز بیشتر است .میتوانندبرای خودشان بردارند یا با چمدان در فرود گاه بدهند به یاجوج و ماجوجهای بیگانه. آخرین موردش شب عید پرده بردای شد: بخور بخور زمینهای شمال تهران، که تبدیل کردنشان به پول، به بدنامیاش میصرفد. البته از نظر حجم نمونه بسیار کوچکی بود و فقط برای تقریب ذهن آوردیم. واقعش این است که در شطرنج فعلی اکثر رخها و اسبها و فیلها فاسدند، اگر خودشان نه ، پسرشان یا داماد و دخترشان و برادزدهشان والخ. این سیستم ذاتا فاسد است، و حالا دیگر اصلاحش از این جنبه هم غیر ممکن.
این غیرممکن بودن به خاطر سنجیده بودن گشادگی کانالهای تولید فساد و منطق وضعیت است: شما اجازه میدهید اطرافیانتان هرخلافی را در ازای وفاداری به شما مرتکب شوند و مثلا مال اندوزی کنند ، حالا اگربه هر دلیلی اراده کنید وضعیت را تغییر دهید، مثلا این بیحیثیتیها را درمجموع به زیان خود ارزیابی کرده باشید، امکان بستن دهانه های فساد را باید با ریسک جان خود تاخت بزنید. (اسمش را میشود گذاشت موقعیت "چوببدستهای ورزیل"). مسابقه"بالاکشیدن" اموال ملی توسط اطرافیان را هیچ پادشاه مستبدی باخوابنما شدن و نصیحت نتوانسته است پایان دهد و یا حدی برای آن قائل شود و مثلا بگوید هیچکس بالاتر از ۴۰۰۰متر برای خودش سند نزند! اسبها و رخها و فیلها، هم سیر نمیشوند و هم درعزصه شطرنج از هم محافظت میکنند. بلوکهایی در گوشه هایی از صحنه شطرنج تشکیل میشود که اجزای داخلشان مواظب هم هستند و به دست بلوکهای دیگر نگاه میکنند. (این افشاگری ها هم حاصل کشمکش بلوکها بر سر موقعیت ها و امکانات است. ). کسی جلوی آنها را بگیرد او را میکشند. مهم نیست چه کسی باشد. به همین علت حذف فساد مقامات غیر ممکن میشود. چرا غیرممکن؟ چون ریشههای تاریخی دارد: به صورتی تعارضآمیز، ریشه تاریخی اعتقادی دارد، ولی زمینه وقوعش فاقد مبانی برنامهای نظام حکمرانی بوده است. این نظام و هندسه فسادهایش فاقد وجه پیشا وقوع و بنیان اجتماعی ، اما البته دارای یک سابقه دیرینه شناسی است: بدون داشتن "نظریه دولت"، از روز اول شکل گیری(اواخر دهه پنجاه) برنامه عمل خود را به صورت روزمره تهیه
👍16❤2
کرده است. بنیادهای طبقاتی آن آنقدر کوتاه است که به نیم قرن نمی رسد.(بورژوازی نوپدید دینی مخلوق این سیستم هست نه موجد آن) دیدگاه های دهه چهل و پنجاه آقای خمینی در مورد حکومت اسلامی یک پیشطرح و اتود است و نه نظریه منسجم و مبتنی بر شناخت جامعه و دولت در دوران مدرن. شاهداین حرف آن است که او اولین کاری که برای ورود به عرصه حکمرانی باید انجام میداد رد نظری دعوی اعاظم شیعه همعصر خود بود که اعتقاد داشتند ورود دین به حیطه قدرت سیاسی برای خود دین نامفید و بلکه آسیب زاست . آقای خمینی فاقد اثری مکتوب و استدلالی برای رد نظرعلمای کبیره عصر خود است و این حداقلی است که باید پایه نظری تشکیل حکومت توسط علما ودستگاه دینی را شکل میداد. شاهد دیگر این است که او تنها پس از پوشیدن ردای حکومت و بعد از روبرو شدن با الزامات جامعه و دولت مدرن به چاره جویی مسائل پیش رو و پریدن از روی سنن فقهی پرداخت . همچنین است فقدان پایه نظری برای تعیین جایگاه کشور در جهان و روابط بینالملل آن دربینش آقای خمینی. تنها چیزی که به این موضوع مربوط است اما محتوا ندارد شعار نه شرقی و نه غربی بود که پایه نظری نداشت و واقعا فقط یک شعار تهییجی خیابانی بود. بلاتکلیفی پس از آن و سپس وارد روابط یکطرفه شدن با یکی از طرفین میراث دار تقسیم جهان به شرق و غرب بی ارزش بودن آن را آشکارتر کرد.
پاسخ این پرسش که پس این نظام بر چه پایی استواری میکند وچرا فساد در آن همه گیر و نظامدار است، به همین فقدان پایه نظری بر میگردد. ظاهرش این است که چون فرضیه نظری حکمرانیاسلامی وجود نداشته، بطور طبیعی حکمرانی برپایه مفاهیمی چون غنیمت و غارت و بیتالمال و سهم بری دوران صدر اسلام استوار شده (همان وجه دیرینه شناسی آن)، ولی چون در دوران دولت مدرن این مفاهیم و محتوای آن امکان کاربرد ندارد، آنچه دستگاه روحانیت از برانداختن رژیم سابق حاصل آورد، علاوه بر آن مصادرههای اولیه، به شکل آمیختن مال عمومی و خصوصی، خلق اعتبارات بانکی ، نرخهای بهره ترجیحی، و سایر مکانیسمهای دارای ظاهر جدید ولی ماهیت غارتی بین طبقه حاکم تقسیم میشود. این ساختار طبعا پایه نظری ندارد و مانند عهد قدیم سهم هرکس با متر نزدیکی به هسته قدرت تعیین میشود. میتوان از بیانات آقای خمینی و دیگران شاهد و مثال آورد که داراییهای کشور را همچون همان غنیمتهای صدر اسلام میدیدند و میبینند.
اختلاف بر سر سیستمیک بودن فساد در جمهوری اسلامی را که بین ناظران و سران حکومت وجود دارد نیز به همین سان میتوان توضیح داد. با تعاریف و حقوق جدید، اگر یک مقام دولتی اطلاعات هنوز منتشر نشده دولت را پیش از اعلام به برادر خود بدهد تا او مثلا پیش خریدی بکند ، و یا یک مقام دولتی سه روز مهمان ویلای یک سرمایه دار باشد، فساد کرده و یا مشکوک به فساد است، در حقوق بدوی مبتنی بر غنیمتگیری وتقسیم غنائم ، فساد آن است که مثلا عمر از توپ پارچه غنیمتی یک ذرع بیشتر برای خود برداشته یا نه ، چرا که بهزور و چپاول گرفتن اموال عمومی یا مال دیگران در عرف آنهافساد نبوده است. در آن وضعیت دیرینه، گویا مفاهیمی مانند اموال بلاصاحب (که مال حاکم هست) وجود داشته، اما اموال عمومی (که مال حکومت نیست) وجود نداشته است. حکومت اسلامی همه این مفاهیم را در یک توبره ریخت و هرکار خواست با توجیه ولایت داشتن بر همه چیز، با همه داراییها کرد .
به این ترتیب ، با وجود آنکه شکل عینی و ظاهری حکومت فعلی دولت مدرن است(وجود قوای سه گانه، سیستم انتخابی، قانون اساسی،...) اما زمینه ذهنی غارت کشور توسط گروه حاکمه مستخرج از باورها و سنن باستانی است و توجیه پذیر.
طرح این پرسش هم ممکن است که چرا باوجود مبانی مطرح شده در این مقال، در دوران آقای خمینی فساد چنین گسترده و بیشرمانه و مباح نبود؟ پرسش معقولی میتواند باشد و توضیحش این است که سوداهای او با خرید وفاداری اشخاص همسو نبود، خوفی از آینده نداشت و فضای بخش اعظم زعامتش فضای یک جنگ میهنی بود(هشت سال از ده سال) که شرم را هنوز بقایی در اذهان بود. اماعلت اصلی اش باز به همان فقدان نظریه به روز شده حکمرانی برمیگشت: در آن دوران تعارض ماهوی اسلوبهای حکمرانی اعراب ۱۴ قرن پیش (توجه کنید که قضاوت ارزشی نمیکنیم) با الزامات حکمرانی دردولت مدرن آشکار نبود و به نظر میرسید که مالکاشترپنداری کارگزاران نظام میتواند کارکرد داشته باشد. اولین اختلاس بانکی مهم رخ داده در زمان بعد از آقای خمینی در اول دهه هفتاد و معروف به ماجرای برادر محسن رفیق دوست (مرتضی رفیق دوست و شریکش فاضل خداداد که اعدام شد ) این تعارض را نشان داد. آنها پول بانک (۱۲۳ میلیارد تومان) را ندزدیده بودند از فرصت دستیابی به منابع استفاده میکردند و این یک جرم دوران جدید بود که به زحمت میشد آنرا با عنوان فقهی خیانت در امانت توضیح داد(تکمیل قوانین مربوط به برخورد با پدیده اختلاس تادهه ۹۰ طول کشید).
پاسخ این پرسش که پس این نظام بر چه پایی استواری میکند وچرا فساد در آن همه گیر و نظامدار است، به همین فقدان پایه نظری بر میگردد. ظاهرش این است که چون فرضیه نظری حکمرانیاسلامی وجود نداشته، بطور طبیعی حکمرانی برپایه مفاهیمی چون غنیمت و غارت و بیتالمال و سهم بری دوران صدر اسلام استوار شده (همان وجه دیرینه شناسی آن)، ولی چون در دوران دولت مدرن این مفاهیم و محتوای آن امکان کاربرد ندارد، آنچه دستگاه روحانیت از برانداختن رژیم سابق حاصل آورد، علاوه بر آن مصادرههای اولیه، به شکل آمیختن مال عمومی و خصوصی، خلق اعتبارات بانکی ، نرخهای بهره ترجیحی، و سایر مکانیسمهای دارای ظاهر جدید ولی ماهیت غارتی بین طبقه حاکم تقسیم میشود. این ساختار طبعا پایه نظری ندارد و مانند عهد قدیم سهم هرکس با متر نزدیکی به هسته قدرت تعیین میشود. میتوان از بیانات آقای خمینی و دیگران شاهد و مثال آورد که داراییهای کشور را همچون همان غنیمتهای صدر اسلام میدیدند و میبینند.
اختلاف بر سر سیستمیک بودن فساد در جمهوری اسلامی را که بین ناظران و سران حکومت وجود دارد نیز به همین سان میتوان توضیح داد. با تعاریف و حقوق جدید، اگر یک مقام دولتی اطلاعات هنوز منتشر نشده دولت را پیش از اعلام به برادر خود بدهد تا او مثلا پیش خریدی بکند ، و یا یک مقام دولتی سه روز مهمان ویلای یک سرمایه دار باشد، فساد کرده و یا مشکوک به فساد است، در حقوق بدوی مبتنی بر غنیمتگیری وتقسیم غنائم ، فساد آن است که مثلا عمر از توپ پارچه غنیمتی یک ذرع بیشتر برای خود برداشته یا نه ، چرا که بهزور و چپاول گرفتن اموال عمومی یا مال دیگران در عرف آنهافساد نبوده است. در آن وضعیت دیرینه، گویا مفاهیمی مانند اموال بلاصاحب (که مال حاکم هست) وجود داشته، اما اموال عمومی (که مال حکومت نیست) وجود نداشته است. حکومت اسلامی همه این مفاهیم را در یک توبره ریخت و هرکار خواست با توجیه ولایت داشتن بر همه چیز، با همه داراییها کرد .
به این ترتیب ، با وجود آنکه شکل عینی و ظاهری حکومت فعلی دولت مدرن است(وجود قوای سه گانه، سیستم انتخابی، قانون اساسی،...) اما زمینه ذهنی غارت کشور توسط گروه حاکمه مستخرج از باورها و سنن باستانی است و توجیه پذیر.
طرح این پرسش هم ممکن است که چرا باوجود مبانی مطرح شده در این مقال، در دوران آقای خمینی فساد چنین گسترده و بیشرمانه و مباح نبود؟ پرسش معقولی میتواند باشد و توضیحش این است که سوداهای او با خرید وفاداری اشخاص همسو نبود، خوفی از آینده نداشت و فضای بخش اعظم زعامتش فضای یک جنگ میهنی بود(هشت سال از ده سال) که شرم را هنوز بقایی در اذهان بود. اماعلت اصلی اش باز به همان فقدان نظریه به روز شده حکمرانی برمیگشت: در آن دوران تعارض ماهوی اسلوبهای حکمرانی اعراب ۱۴ قرن پیش (توجه کنید که قضاوت ارزشی نمیکنیم) با الزامات حکمرانی دردولت مدرن آشکار نبود و به نظر میرسید که مالکاشترپنداری کارگزاران نظام میتواند کارکرد داشته باشد. اولین اختلاس بانکی مهم رخ داده در زمان بعد از آقای خمینی در اول دهه هفتاد و معروف به ماجرای برادر محسن رفیق دوست (مرتضی رفیق دوست و شریکش فاضل خداداد که اعدام شد ) این تعارض را نشان داد. آنها پول بانک (۱۲۳ میلیارد تومان) را ندزدیده بودند از فرصت دستیابی به منابع استفاده میکردند و این یک جرم دوران جدید بود که به زحمت میشد آنرا با عنوان فقهی خیانت در امانت توضیح داد(تکمیل قوانین مربوط به برخورد با پدیده اختلاس تادهه ۹۰ طول کشید).
👍14
مفاهیمی مانند رانت هم(که اکنون عمده ترین کانال فساد در جمهوری اسلامی است) برای سیستم حقوقی پدیدار شده با تشکیل نظام اسلامی اساسا ناشناخته بود . دارودسته نماز خوانی که بر اتاق بازرگانی مسلط شده بود با یک شاه لوله هجده اینچ از چاه رانت نظام سود بالا میکشید ، اما جرمی مرتکب نمیشد، چون آخوندهای حاکم مفهوم رانت را درک نمیکردند !
صدها مثال دیگر میتوان زد از فساد مدرن که شرعی بود و جرم محسوب نمیشد و تا زمانی که معلوم نشد کشور دوران مدرن را نمیتوان با مفاهیمی که در فقه اسلامی تعریف نشدهاند اداره کرد ، کسی آن را جرم محسوب نمیکرد. پس از داستان رفیقدوستها بود که معلوم شد بزرگترین دزدیهای تاریخ را میتوان بدون دست زدن به پول و فقط با اسناد کاغذی بانکی کرد. تا این رویه جا بیفتد و همه بتوانند دست خود را به کیسه عمومی برده و منابع عمومی(با اموال بلاصاحب تفاوت دارد) را ببرند، مدتی طول کشید و حکومت هم فهمید برای تحکیم جایگاه و آینده خود بهترین کار نشستن روی منبع رانت و توزیع آن به دلخواه است. مادر همه فسادها، همین است وچون وجودش یکی از بیمههای تداوم حکومت هست، تداوم تشدید شونده خواهد یافت: توزیع کنندهاش کلیت سیستم و رئوس آن است، آگاهانه و هدفمند است، و جز هنگام رسواییهای گهگاه نکوهش ملایم نخواهد شد.
رابطه حاکمیت با فاسدان ارگانیک است، همچون رابطه مورچههایی که در دل گیاه آکاسیا زندگی میکنند: شهد آن را میخورند، و اگر تهدیدی متوجه گیاه شود علامت ارسال میکند که بیرون بریزند و دفاع کنند. بعد از دفاع شهد بیشتری هم جایزه میدهد. مورچه ها معتاد شهد هستند و اگر گیاه بمیرد میمیرند، مورچه ها هم نباشند ، گیاه میمیرد !
🆔@jameeno
صدها مثال دیگر میتوان زد از فساد مدرن که شرعی بود و جرم محسوب نمیشد و تا زمانی که معلوم نشد کشور دوران مدرن را نمیتوان با مفاهیمی که در فقه اسلامی تعریف نشدهاند اداره کرد ، کسی آن را جرم محسوب نمیکرد. پس از داستان رفیقدوستها بود که معلوم شد بزرگترین دزدیهای تاریخ را میتوان بدون دست زدن به پول و فقط با اسناد کاغذی بانکی کرد. تا این رویه جا بیفتد و همه بتوانند دست خود را به کیسه عمومی برده و منابع عمومی(با اموال بلاصاحب تفاوت دارد) را ببرند، مدتی طول کشید و حکومت هم فهمید برای تحکیم جایگاه و آینده خود بهترین کار نشستن روی منبع رانت و توزیع آن به دلخواه است. مادر همه فسادها، همین است وچون وجودش یکی از بیمههای تداوم حکومت هست، تداوم تشدید شونده خواهد یافت: توزیع کنندهاش کلیت سیستم و رئوس آن است، آگاهانه و هدفمند است، و جز هنگام رسواییهای گهگاه نکوهش ملایم نخواهد شد.
رابطه حاکمیت با فاسدان ارگانیک است، همچون رابطه مورچههایی که در دل گیاه آکاسیا زندگی میکنند: شهد آن را میخورند، و اگر تهدیدی متوجه گیاه شود علامت ارسال میکند که بیرون بریزند و دفاع کنند. بعد از دفاع شهد بیشتری هم جایزه میدهد. مورچه ها معتاد شهد هستند و اگر گیاه بمیرد میمیرند، مورچه ها هم نباشند ، گیاه میمیرد !
🆔@jameeno
👍22
#الف
🏷️ حق داریم بترسیم؟
🖊️ شورای سردبیری: اخیرا دکتر محمد فاضلی استاد دانشگاه و از فعالان اندیشه ورز امروز ایران به پرسشی در باره کسانی که خواستار حمله نظامی به ایران با هدف تغییر حکومت هستند پاسخ داده است. پاسخی اندیشیده و منطقی که در شبکهها میچرخد و اذهان را آگاه میکند و از همراهی با آوای شوم مداخله بیگانگان در تغییرات سیاسی ایران باز میدارد . او میگوید وحشتناکترین وضعیتی که بتوان برای ایرانیان تصور کرد حمله قدرتها و از بین رفتن زیربناهای اقتصادی کشور است. سخنانش به غایت سنجیده است و بدون رودربایستی، اما متاسفانه وقتی به برشماری هویت کسانی میرسد که انتظار شوم حمله خارجی به کشور را دارند دچار سکته میشود . اکانتهای ناشناس وابسته به قدرتهای خارجی که روایت اوست توضیح دقیقی بر هویت دعوت کنندگان هجوم اجانب به خاک ایران نیست. حد اقل اینکه غیر از هویتهای ناشناس که اهمیتی ندارند، اشخاص هویت داری هم هستند که خواهان مداخله خارجی در امور ایران و تهاجم بیگانه به ایران و تغییر حکومت آن هستند. اما آقای فاضلی نمیتواند نام آنها را ببرد. اینکه کارش خودآگاهانه هست یانه جواب قطعی دارد : ندادن نشانی آگاهانه است و قابل درک . مثلا اگر ایشان از اشخاص هویت داری مثل نرگس محمدی نام نمیبرد معنیاش این نیست که نمیداند در پس تقاضاهای مداوم این شخص برای حداکثری و همه جانبه کردن فشار به حکومت مستقر در ایران چه تقاضای شومی خفته است . جسارتا میتوان حدس زد از افکار عمومی، از عوام ، میترسد. البته همه میترسند. فضای ایران به گونهای توسط هیات حاکمه مسموم و پر تنفر است که بازخورد آن نزد عوام بیخبر، موجه بودن هر کسی است که با حکومت ابراز مخالفت کند و از آن فراتر ، زندانی آن شود. بازتاب این زندانی بودن هم بلااندیشه پذیرفته شدن اشخاص فارغ از انحرافات سیاسی آنها هست . این هم از جمله همان شرهایی است که آقای فاضلی فهرست کرد ولی از کنار این یکی گذشت. نکته خطر زا این است که کسی پشت سر اکانت ناشناس صف نمیکشد، اما اشخاص کم اطلاع، چشم بسته پشت سر عناوینی مثل فعال حقوق بشر، زندانی سیاسی و برنده نوبل که رسانه انگلیس آنها را به قول خودشان پروموت میکند به خط میشوند.
میشد به جای تاکید روی اکانتهای ناشناس این را مطرح کرد که باید ببینیم وقتی کسی از لزوم فشار حداکثری بر حکومت ایران حرف میزند منظورش چیست ؟ تقاضای تشدید تحریم میکند که خودش در فاز حداکثری است؟ تقاضای تهدید نظامی و اولتیماتوم میکند؟ "بطورهدفمند و همه جانبه تحت فشار سازمان ملل" یعنی چه؟ تقاضای دوباره کشاندن ایران به زیر سایه فصل هفتم منشور سازمان ملل میکند؟ برنده جایزه صلح نوبل چه فشار بیشتر از تحریمی جز تهاجم نظامی سراغ دارد که ایالات متحده و اروپا بر ایران نیاورده باشند؟
پرسشی بنیادینتر : این چه اعتماد مطلقی به بیگانه است که شخص را وادار میکند از بیگانه تقاضای مداخله در امور کشورش ، به هر مقدار و حتی جزئی ، به میان آورد؟ این اشخاصی که اینقدر از جانب مردم ایران به بیگانه نامه مینویسند و پیام تقاضای فشار حداکثری میدهند ، از کی مجوز گرفتهاند ؟ چرا تاجزاده چنین اجازهای به خودش نداده است؟ از حکومت میترسد یا باور به آویزان شدن به بیگانه ندارد؟ کی به شما وکالت داده است از جانب ایرانیان حرف بزنید ؟هدف نهایی از این آویزان شدنها جایزه گرفتن است یا چیزی دیگر؟
و پرسشهای حاشیهای: چرا سخنگویان فهیم که در جبهه مردم صدای بلند و فالوئردارند درست در همان لحظهای که باید، از حرف زدن درباره این اشخاص واهمه دارند؟ آنها را قابل نمیدانند؟ از واکنش لشگر عوام و از دست دادن فالوئر میترسند؟ فکر میکنند افشای این تیم وقتی اسیر زندانهای آخوندهاهُستند نامردی است؟ مثلا آقای فاضلی که نشان داده تحلیلگر دقیق و دلسوزی است درهنگام حرف زدن از کسانی که خواستار مداخله خارجی در امور ایران هستند چه توضیحی درباره سکوتش در مورد کسی دارد که تقاضای فشار حداکثری بر کشور میکند ؟....
و مردم چه ؟ آیا کسی پیدا شد به آن زن نروژی اعتراض کند که گفته بود به این برنده نوبل جایزه میدهیم چون رهبر انقلاب زن زندگی آزادی است؟ صدا از کسی در آمد که به چه حقی برای مردم ایران رهبر تراشی میکنید؟....
مجموعه این پرسشها در برابر همه ما قرار دارد و از هر کس به سهم خودش پاسخ میطلبد. از آدمهای ظاهر بین نادان انتظار نمیرود، ولی همه کسانی که نگران آینده کشور خود هستند باید درباره آنها اندیشه کنند...اندیشه کنند و با صدای بلند حرف بزنند.
🆔@jameeno
🏷️ حق داریم بترسیم؟
🖊️ شورای سردبیری: اخیرا دکتر محمد فاضلی استاد دانشگاه و از فعالان اندیشه ورز امروز ایران به پرسشی در باره کسانی که خواستار حمله نظامی به ایران با هدف تغییر حکومت هستند پاسخ داده است. پاسخی اندیشیده و منطقی که در شبکهها میچرخد و اذهان را آگاه میکند و از همراهی با آوای شوم مداخله بیگانگان در تغییرات سیاسی ایران باز میدارد . او میگوید وحشتناکترین وضعیتی که بتوان برای ایرانیان تصور کرد حمله قدرتها و از بین رفتن زیربناهای اقتصادی کشور است. سخنانش به غایت سنجیده است و بدون رودربایستی، اما متاسفانه وقتی به برشماری هویت کسانی میرسد که انتظار شوم حمله خارجی به کشور را دارند دچار سکته میشود . اکانتهای ناشناس وابسته به قدرتهای خارجی که روایت اوست توضیح دقیقی بر هویت دعوت کنندگان هجوم اجانب به خاک ایران نیست. حد اقل اینکه غیر از هویتهای ناشناس که اهمیتی ندارند، اشخاص هویت داری هم هستند که خواهان مداخله خارجی در امور ایران و تهاجم بیگانه به ایران و تغییر حکومت آن هستند. اما آقای فاضلی نمیتواند نام آنها را ببرد. اینکه کارش خودآگاهانه هست یانه جواب قطعی دارد : ندادن نشانی آگاهانه است و قابل درک . مثلا اگر ایشان از اشخاص هویت داری مثل نرگس محمدی نام نمیبرد معنیاش این نیست که نمیداند در پس تقاضاهای مداوم این شخص برای حداکثری و همه جانبه کردن فشار به حکومت مستقر در ایران چه تقاضای شومی خفته است . جسارتا میتوان حدس زد از افکار عمومی، از عوام ، میترسد. البته همه میترسند. فضای ایران به گونهای توسط هیات حاکمه مسموم و پر تنفر است که بازخورد آن نزد عوام بیخبر، موجه بودن هر کسی است که با حکومت ابراز مخالفت کند و از آن فراتر ، زندانی آن شود. بازتاب این زندانی بودن هم بلااندیشه پذیرفته شدن اشخاص فارغ از انحرافات سیاسی آنها هست . این هم از جمله همان شرهایی است که آقای فاضلی فهرست کرد ولی از کنار این یکی گذشت. نکته خطر زا این است که کسی پشت سر اکانت ناشناس صف نمیکشد، اما اشخاص کم اطلاع، چشم بسته پشت سر عناوینی مثل فعال حقوق بشر، زندانی سیاسی و برنده نوبل که رسانه انگلیس آنها را به قول خودشان پروموت میکند به خط میشوند.
میشد به جای تاکید روی اکانتهای ناشناس این را مطرح کرد که باید ببینیم وقتی کسی از لزوم فشار حداکثری بر حکومت ایران حرف میزند منظورش چیست ؟ تقاضای تشدید تحریم میکند که خودش در فاز حداکثری است؟ تقاضای تهدید نظامی و اولتیماتوم میکند؟ "بطورهدفمند و همه جانبه تحت فشار سازمان ملل" یعنی چه؟ تقاضای دوباره کشاندن ایران به زیر سایه فصل هفتم منشور سازمان ملل میکند؟ برنده جایزه صلح نوبل چه فشار بیشتر از تحریمی جز تهاجم نظامی سراغ دارد که ایالات متحده و اروپا بر ایران نیاورده باشند؟
پرسشی بنیادینتر : این چه اعتماد مطلقی به بیگانه است که شخص را وادار میکند از بیگانه تقاضای مداخله در امور کشورش ، به هر مقدار و حتی جزئی ، به میان آورد؟ این اشخاصی که اینقدر از جانب مردم ایران به بیگانه نامه مینویسند و پیام تقاضای فشار حداکثری میدهند ، از کی مجوز گرفتهاند ؟ چرا تاجزاده چنین اجازهای به خودش نداده است؟ از حکومت میترسد یا باور به آویزان شدن به بیگانه ندارد؟ کی به شما وکالت داده است از جانب ایرانیان حرف بزنید ؟هدف نهایی از این آویزان شدنها جایزه گرفتن است یا چیزی دیگر؟
و پرسشهای حاشیهای: چرا سخنگویان فهیم که در جبهه مردم صدای بلند و فالوئردارند درست در همان لحظهای که باید، از حرف زدن درباره این اشخاص واهمه دارند؟ آنها را قابل نمیدانند؟ از واکنش لشگر عوام و از دست دادن فالوئر میترسند؟ فکر میکنند افشای این تیم وقتی اسیر زندانهای آخوندهاهُستند نامردی است؟ مثلا آقای فاضلی که نشان داده تحلیلگر دقیق و دلسوزی است درهنگام حرف زدن از کسانی که خواستار مداخله خارجی در امور ایران هستند چه توضیحی درباره سکوتش در مورد کسی دارد که تقاضای فشار حداکثری بر کشور میکند ؟....
و مردم چه ؟ آیا کسی پیدا شد به آن زن نروژی اعتراض کند که گفته بود به این برنده نوبل جایزه میدهیم چون رهبر انقلاب زن زندگی آزادی است؟ صدا از کسی در آمد که به چه حقی برای مردم ایران رهبر تراشی میکنید؟....
مجموعه این پرسشها در برابر همه ما قرار دارد و از هر کس به سهم خودش پاسخ میطلبد. از آدمهای ظاهر بین نادان انتظار نمیرود، ولی همه کسانی که نگران آینده کشور خود هستند باید درباره آنها اندیشه کنند...اندیشه کنند و با صدای بلند حرف بزنند.
🆔@jameeno
👍39👎13❤1
#در_کرانه_روز
🏷️ برای ورود به زیارتگاه باید پول داد؟
جامعه نو: اقدام رندانه حکومت برای کاهش زیارت کنندگان آرامگاه حافظ با افزایش شش برابری ورودیه ( از پنج هزار تومان به سی هزار تومان ، یعنی پانصد درصد افزایش ) نتوانست از هجوم مردم برای زیارت آرامگاه حافظ جلو بگیرد و مطابق آمار سازمان دولتی، کماکان شیراز بالاترین شمار گردشگر را داشته است. غیر منصفانه است که زیارت آرامگاه حافظ برخلاف سایر زیارتگاه ها به صورت تبعیض آمیز ورودیه داشته باشد، و برای جلوگیری از آن زائران را نقره داغ هم بکنند. توجیه این وزیر خوش سرو زبان گردشگری که برای فاتحه خوانی بر سر قبر از مردم ۳۰ هزارتومان پول میگیرد چیست ؟
رفتار حکومت برای لجبازی با مردم به شکل انزجار آوری تشدید شده است و نتیجه عکس خواهد داد. هر قدر با مظاهر ملی عناد بیشتری صورت دهید، کینه بیشتری نسبت به خودتان و اعتقاداتتان انبار می کنید. سرنا را از سر گشادش میزنید.
🆔@jameeno
🏷️ برای ورود به زیارتگاه باید پول داد؟
جامعه نو: اقدام رندانه حکومت برای کاهش زیارت کنندگان آرامگاه حافظ با افزایش شش برابری ورودیه ( از پنج هزار تومان به سی هزار تومان ، یعنی پانصد درصد افزایش ) نتوانست از هجوم مردم برای زیارت آرامگاه حافظ جلو بگیرد و مطابق آمار سازمان دولتی، کماکان شیراز بالاترین شمار گردشگر را داشته است. غیر منصفانه است که زیارت آرامگاه حافظ برخلاف سایر زیارتگاه ها به صورت تبعیض آمیز ورودیه داشته باشد، و برای جلوگیری از آن زائران را نقره داغ هم بکنند. توجیه این وزیر خوش سرو زبان گردشگری که برای فاتحه خوانی بر سر قبر از مردم ۳۰ هزارتومان پول میگیرد چیست ؟
رفتار حکومت برای لجبازی با مردم به شکل انزجار آوری تشدید شده است و نتیجه عکس خواهد داد. هر قدر با مظاهر ملی عناد بیشتری صورت دهید، کینه بیشتری نسبت به خودتان و اعتقاداتتان انبار می کنید. سرنا را از سر گشادش میزنید.
🆔@jameeno
👍32👏4👎1
#در_کرانه_روز !
🏷️ برای حفظ محرمانگی حمله به عینالاسد رییس جمهور و وزیر خارجه مملکتشان را بی خبر گذاشتهاند ، اما به نخست وزیر عراق و آمریکایی ها و دانمارکیها شش ساعت قبل خبر دادهاند !
نمیشود متلک گفت و تکه انداخت چون اصل خبر خودش حاوی مضحکه است. نکته این است که حکومت حالا و امروز درحال توجیه کردن کدام قشر از جامعه است. توضیحاتش را برای چه سطحی از هوش و شعور میدهد؟
🆔@jameeno
🏷️ برای حفظ محرمانگی حمله به عینالاسد رییس جمهور و وزیر خارجه مملکتشان را بی خبر گذاشتهاند ، اما به نخست وزیر عراق و آمریکایی ها و دانمارکیها شش ساعت قبل خبر دادهاند !
نمیشود متلک گفت و تکه انداخت چون اصل خبر خودش حاوی مضحکه است. نکته این است که حکومت حالا و امروز درحال توجیه کردن کدام قشر از جامعه است. توضیحاتش را برای چه سطحی از هوش و شعور میدهد؟
🆔@jameeno
👍22😁3👏1💅1
#الف
🏷️ نادر خودش میآید!
(پاسخ به پرسش از جامعهنو)
"عاقبت این بن بست چیست؟آیا انفجاری از درون است مثل جنگ قدرت بین داخلی ها یا خودشان شروع میکنن به تغییراتی از درون؟.... هرکسی خودش را عقل کل می پندارد و درکی از واقعیت ندارد و نسخه ایی می پیچید که بخیال خودش آزادی می آورد اما وقتی عمیق نگاه میکنی در نهایت بدتر می شود.....راهکار چیست؟ آیا نادری باید یافت؟"
این هابخش اصلی از پرسش مستقیم همراه ارجمندی است که تلاش میکنیم پاسخی بر آنها بیابیم.
واقعش را بخواهید ما شرایط کنونی را در حد انسداد سیاسی در دوعرصه توزیع قدرت، و موقعیت بیرونی کشور میدانیم و نه بنبست، چرا که حیات ملتها در پهنه سرزمینشان با رنج یا رفاه، با شاهی ستمگر یا حاکمی عادل ، و با جامعهای باز یا بسته، با شورش و انقلاب از پس هم ، به هر حال ادامه پیدا میکند و این تداوم هم یکنواخت نیست و هر روز با گامی به جلو و گاهی قدمی به عقب میگذرد. اما به هر حال چه بن بست بگوئیم و چه انسداد، با معضلهای سخت روبروئیم. انسداد و قفل شدگی ها اگر باز نشوند زمان میخورند و پتانسیلهای تغییر زلزلهآسا در آنها انباشتگی می یابد . این انباشتگی است که آدمی را میترساند و ترکیدنش فاجعه به بار می آورد. دغدغه جنابعالی و صدها هزار نفر مثل شما درباره احتمال آن انفجار و پرتاب جامعهای از هم پاشیده و بی راهبرد به آینده نامعلوم ، درست و عقلانی است. همه ما، هم کنجکاویم که چه رخ میدهد و هم نگران که آن رخداد بر حیات فردی و جمعی ما چه تاثیری دارد. مساله بنیادین ماایرانیان این است که فاقد سازوکارهای کنترل کننده تحولات اجتماعی هستیم که علت اصلی آن بدنهادی و خباثت همین حکومت فعلی هست. سازوکارهای کنترل کننده مورد نظر، نهادهای اجتماعی هستند که مجموعه آنها را نهادهای مدنی(اتحادیهها، انجمنها، احزاب) و شاکله نهاییاش را جامعه مدنیشده می نامیم و دیکتاتور آنها را له کرده است یا به علت فقر فرهنگی ضعیف ماندهاند. این نهادها کنترل کننده و جهت دهنده نا آرامیها، شورشها ، و جنبشها وتحولات مثبت هستند .آنها به مثابه همان موادی هستند که با فلزات رادیو اکتیو قوی مخلوط میشوند تا زنجیره واکنش فروپاشی هسته اتمها را کند کنند و به جای انفجار اتمی، انرژی کنترل شده برای تولیدبرق در نیروگاه اتمی در دسترس قرار گیرد. حکومت استبدادی اینها را از بین میبرد و نبود آنها عقل سلیم (common sense یا همان خرد جمعی)را میپراکند و جامعه نمیتواند نیروی تغییر را در خود کنترل کند: چیزی شبیه و بدتر ازانقلاب ۵۷میشود و یا آنچه از آن میترسیم رخ خواهد داد. به علت خصلت فورانی و انفجاری واکنشی که در پیش است، متاسفانه جز دعوت نا امیدانه جامعه به توجه برخی اصول( خودداری از اعمال بی اندیشه، نفی پیروگرایی بدون پرسشگری، جستجوی توافق عقلانی با دیگران به جای منازعه حیدری - نعمتی، لزوم نظر به داخل و زیرپا گذاشتن افسانه دریافت کمک خارجی برای تغییرمثبت )کاری نمیشود کرد . ما این اصول را دارای هسته مشترک "صبر فعال" میبینیم. باک از آن نباید داشت که برچسبهایی بخورد و اتهاماتی دریافت کنیم . صبر فعال یعنی تلاش برای ایجاد تغییر مثبت با کمک عقل سرد و حسابگر و نه فقط احساسات آتشین برآمده از تنفر صرف !
برخلاف پاسخ پرسش "عاقبت این بن بست چیست؟" که مطالب پیش گفته از کار درآمد، پاسخ پرسش بعدی نسبتا روشن است و قبلا در جامعه نو درباره آن بسیار گفته شده است : وقوع آن انفجار قطعی است و محتوای آن مثبت نیست. در صورتی که شانس بیاوریم و به دلایلی مداخله خارجی چندانی در دوره پیشاوقوع فروپاشی و پس از آن صورت نگیرد، براساس تجربیات تاریخی جهانی، از دل اضمحلال حکومت به شدت در حال پوسیدن روحانیون، یک دیکتاتوری نظامی سر برخواهد آورد که مکانیسم، بنیادهای طبقاتی و مختصات رفتاری آن را قبلا بسیار شرح دادهایم: محافظ منافع شبه بورژوازی نوپدید حاصل از حکومت دینی، بسیار سرکوبگر و خونریز، تغییردهنده مسیر روابط خارجی، و درجستجوی ثبات قبرستانی با وجهه ملیگرایی شوونیستی. در واقع پیشرفتی در کار نخواهد بود و تجربیات حکومت کنونی، آنرا با حذف روحانیت و ظواهر دینی از طریق تحولات روبنایی اجتماعی بازسازی(مثل خانه کهنه که با رنگ زدن بازسازی میکنند) خواهد کرد.
بله ، پس از بیرون کشیده شدن میخ محوری سیستم ، مثلا در اثر مرگ، کشمکش درونی دارودسته های قدرت هست، و دومین شانس ما این خواهد بود که آن رقابتها به احتمال کم به جهت مثبتتری کشیده شود، اما احتمال عمده آن است که این جنگ قدرت مقدمه سناریوی پیش گفته شود. یعنی سرانجام ما روبرو شدن با کسی است که او را ضیاءالحق ایرانی خوانده بودیم.
در پایان به شوخی اضافه کنیم که؛ نادر خودش می آید!
🆔@jameeno
🏷️ نادر خودش میآید!
(پاسخ به پرسش از جامعهنو)
"عاقبت این بن بست چیست؟آیا انفجاری از درون است مثل جنگ قدرت بین داخلی ها یا خودشان شروع میکنن به تغییراتی از درون؟.... هرکسی خودش را عقل کل می پندارد و درکی از واقعیت ندارد و نسخه ایی می پیچید که بخیال خودش آزادی می آورد اما وقتی عمیق نگاه میکنی در نهایت بدتر می شود.....راهکار چیست؟ آیا نادری باید یافت؟"
این هابخش اصلی از پرسش مستقیم همراه ارجمندی است که تلاش میکنیم پاسخی بر آنها بیابیم.
واقعش را بخواهید ما شرایط کنونی را در حد انسداد سیاسی در دوعرصه توزیع قدرت، و موقعیت بیرونی کشور میدانیم و نه بنبست، چرا که حیات ملتها در پهنه سرزمینشان با رنج یا رفاه، با شاهی ستمگر یا حاکمی عادل ، و با جامعهای باز یا بسته، با شورش و انقلاب از پس هم ، به هر حال ادامه پیدا میکند و این تداوم هم یکنواخت نیست و هر روز با گامی به جلو و گاهی قدمی به عقب میگذرد. اما به هر حال چه بن بست بگوئیم و چه انسداد، با معضلهای سخت روبروئیم. انسداد و قفل شدگی ها اگر باز نشوند زمان میخورند و پتانسیلهای تغییر زلزلهآسا در آنها انباشتگی می یابد . این انباشتگی است که آدمی را میترساند و ترکیدنش فاجعه به بار می آورد. دغدغه جنابعالی و صدها هزار نفر مثل شما درباره احتمال آن انفجار و پرتاب جامعهای از هم پاشیده و بی راهبرد به آینده نامعلوم ، درست و عقلانی است. همه ما، هم کنجکاویم که چه رخ میدهد و هم نگران که آن رخداد بر حیات فردی و جمعی ما چه تاثیری دارد. مساله بنیادین ماایرانیان این است که فاقد سازوکارهای کنترل کننده تحولات اجتماعی هستیم که علت اصلی آن بدنهادی و خباثت همین حکومت فعلی هست. سازوکارهای کنترل کننده مورد نظر، نهادهای اجتماعی هستند که مجموعه آنها را نهادهای مدنی(اتحادیهها، انجمنها، احزاب) و شاکله نهاییاش را جامعه مدنیشده می نامیم و دیکتاتور آنها را له کرده است یا به علت فقر فرهنگی ضعیف ماندهاند. این نهادها کنترل کننده و جهت دهنده نا آرامیها، شورشها ، و جنبشها وتحولات مثبت هستند .آنها به مثابه همان موادی هستند که با فلزات رادیو اکتیو قوی مخلوط میشوند تا زنجیره واکنش فروپاشی هسته اتمها را کند کنند و به جای انفجار اتمی، انرژی کنترل شده برای تولیدبرق در نیروگاه اتمی در دسترس قرار گیرد. حکومت استبدادی اینها را از بین میبرد و نبود آنها عقل سلیم (common sense یا همان خرد جمعی)را میپراکند و جامعه نمیتواند نیروی تغییر را در خود کنترل کند: چیزی شبیه و بدتر ازانقلاب ۵۷میشود و یا آنچه از آن میترسیم رخ خواهد داد. به علت خصلت فورانی و انفجاری واکنشی که در پیش است، متاسفانه جز دعوت نا امیدانه جامعه به توجه برخی اصول( خودداری از اعمال بی اندیشه، نفی پیروگرایی بدون پرسشگری، جستجوی توافق عقلانی با دیگران به جای منازعه حیدری - نعمتی، لزوم نظر به داخل و زیرپا گذاشتن افسانه دریافت کمک خارجی برای تغییرمثبت )کاری نمیشود کرد . ما این اصول را دارای هسته مشترک "صبر فعال" میبینیم. باک از آن نباید داشت که برچسبهایی بخورد و اتهاماتی دریافت کنیم . صبر فعال یعنی تلاش برای ایجاد تغییر مثبت با کمک عقل سرد و حسابگر و نه فقط احساسات آتشین برآمده از تنفر صرف !
برخلاف پاسخ پرسش "عاقبت این بن بست چیست؟" که مطالب پیش گفته از کار درآمد، پاسخ پرسش بعدی نسبتا روشن است و قبلا در جامعه نو درباره آن بسیار گفته شده است : وقوع آن انفجار قطعی است و محتوای آن مثبت نیست. در صورتی که شانس بیاوریم و به دلایلی مداخله خارجی چندانی در دوره پیشاوقوع فروپاشی و پس از آن صورت نگیرد، براساس تجربیات تاریخی جهانی، از دل اضمحلال حکومت به شدت در حال پوسیدن روحانیون، یک دیکتاتوری نظامی سر برخواهد آورد که مکانیسم، بنیادهای طبقاتی و مختصات رفتاری آن را قبلا بسیار شرح دادهایم: محافظ منافع شبه بورژوازی نوپدید حاصل از حکومت دینی، بسیار سرکوبگر و خونریز، تغییردهنده مسیر روابط خارجی، و درجستجوی ثبات قبرستانی با وجهه ملیگرایی شوونیستی. در واقع پیشرفتی در کار نخواهد بود و تجربیات حکومت کنونی، آنرا با حذف روحانیت و ظواهر دینی از طریق تحولات روبنایی اجتماعی بازسازی(مثل خانه کهنه که با رنگ زدن بازسازی میکنند) خواهد کرد.
بله ، پس از بیرون کشیده شدن میخ محوری سیستم ، مثلا در اثر مرگ، کشمکش درونی دارودسته های قدرت هست، و دومین شانس ما این خواهد بود که آن رقابتها به احتمال کم به جهت مثبتتری کشیده شود، اما احتمال عمده آن است که این جنگ قدرت مقدمه سناریوی پیش گفته شود. یعنی سرانجام ما روبرو شدن با کسی است که او را ضیاءالحق ایرانی خوانده بودیم.
در پایان به شوخی اضافه کنیم که؛ نادر خودش می آید!
🆔@jameeno
👍14❤3👎1
#در_کرانه_روز
🏷️ جامعه نو: مسجد ساختن در پارکها ، یک پروژه پوششی است توسط این آدم پوششی. منتظر مساله سازیهای پوششی دیگر هم باشید. مساله مهم کشور این است که امسال دستمزد بگیران طبقه متوسط و کارگر حداقل ۳۰ درصد فقیرتر و ضعیفتر از سال پیش میشوند و کسی نباید این را ببیند.
🆔@jameeno
🏷️ جامعه نو: مسجد ساختن در پارکها ، یک پروژه پوششی است توسط این آدم پوششی. منتظر مساله سازیهای پوششی دیگر هم باشید. مساله مهم کشور این است که امسال دستمزد بگیران طبقه متوسط و کارگر حداقل ۳۰ درصد فقیرتر و ضعیفتر از سال پیش میشوند و کسی نباید این را ببیند.
🆔@jameeno
👍26👎1🤔1
#در_کرانه_روز
🏷️ دادن قیمت گوشت کیلویی یک میلیون و دویست وپنجاه هزارتومان در فروشگاههای از ما بهتران در شمال تهران در شبکه ها فراوان است. کار اشتباهی است : فقرا را ناامید از زندگی و طبقه متوسط را دعاگوی حکومت میکند که ؛ خداپدرشان را بیامرزد که برای ما گوشت کیلویی ششصدهزارتومان میآورند. انتطارات تورمی را هم تحریک میکند.
🆔@jameeno
🏷️ دادن قیمت گوشت کیلویی یک میلیون و دویست وپنجاه هزارتومان در فروشگاههای از ما بهتران در شمال تهران در شبکه ها فراوان است. کار اشتباهی است : فقرا را ناامید از زندگی و طبقه متوسط را دعاگوی حکومت میکند که ؛ خداپدرشان را بیامرزد که برای ما گوشت کیلویی ششصدهزارتومان میآورند. انتطارات تورمی را هم تحریک میکند.
🆔@jameeno
👍12
#در_کرانه_روز
🏷️ حکومتها کنترل غیرخشونت آمیز مردم را به طرق مختلف انجام میدهند. بهترین روش سلطه بر دلهاست: کم زحمت و پرحاصل. این کاری بود که آقای خمینی با ساده گویی و رویا پردازی انجام میداد و بردلها سلطنت میکرد. مرحله بعد حکومت بر ذهنهاست : به میان آوردن یک ایده که غالبا ایدئولوژیک است و آدمها اسیر تصور خود از فرجام آن میشوند: رسیدن به یک تمدن بزرگ و بهشت، سرور شدن بر ملتهای دیگر و هدایت آنها، توسعه قلمرو،...
اما رژیمها غالبا از زین سلطه بر اذهان هم بالاخره فرو می افتند. سپس مرحله سلطه بر فضاهای عمومی رخ میدهد و حکومتهای تضعیف شده ، برای اعمال سلطه خود بر مردمان دلزده و اذهانی پاک شده از فریب عقیدتی، تلاش میکنند فضاهای عمومی را تسخیر کنند ، جماعت ناباور به خود را پس بزنند، و فضاهایی را که به آنها تعلق دارد به سلطه درآورند: نمایشی از غلبه !
دستگاه حکومت ایران این کار را ابتدا با تسخیر مساجد، هیاتها ، و گردهمایی های مذهبی شروع کرد ، به ورزشگاه ها رسید، به مسیرهای کوهپیمایی رسید، به محوطه دانشگاه ها رسید، و سپس به پارکها رسید . شیوه تفکر تصمیم گیر اصلی سیستم این را تشدید میکند : آخرین چاره ، تسخیر هرچه بیشتر فضاهای عمومی برای نمایش سلطه است!
تصمیم ساخت۴۰۰ مسجد در فضاهای عمومی ازاین زاویه هم قابل بررسی است.
🆔@jameeno
🏷️ حکومتها کنترل غیرخشونت آمیز مردم را به طرق مختلف انجام میدهند. بهترین روش سلطه بر دلهاست: کم زحمت و پرحاصل. این کاری بود که آقای خمینی با ساده گویی و رویا پردازی انجام میداد و بردلها سلطنت میکرد. مرحله بعد حکومت بر ذهنهاست : به میان آوردن یک ایده که غالبا ایدئولوژیک است و آدمها اسیر تصور خود از فرجام آن میشوند: رسیدن به یک تمدن بزرگ و بهشت، سرور شدن بر ملتهای دیگر و هدایت آنها، توسعه قلمرو،...
اما رژیمها غالبا از زین سلطه بر اذهان هم بالاخره فرو می افتند. سپس مرحله سلطه بر فضاهای عمومی رخ میدهد و حکومتهای تضعیف شده ، برای اعمال سلطه خود بر مردمان دلزده و اذهانی پاک شده از فریب عقیدتی، تلاش میکنند فضاهای عمومی را تسخیر کنند ، جماعت ناباور به خود را پس بزنند، و فضاهایی را که به آنها تعلق دارد به سلطه درآورند: نمایشی از غلبه !
دستگاه حکومت ایران این کار را ابتدا با تسخیر مساجد، هیاتها ، و گردهمایی های مذهبی شروع کرد ، به ورزشگاه ها رسید، به مسیرهای کوهپیمایی رسید، به محوطه دانشگاه ها رسید، و سپس به پارکها رسید . شیوه تفکر تصمیم گیر اصلی سیستم این را تشدید میکند : آخرین چاره ، تسخیر هرچه بیشتر فضاهای عمومی برای نمایش سلطه است!
تصمیم ساخت۴۰۰ مسجد در فضاهای عمومی ازاین زاویه هم قابل بررسی است.
🆔@jameeno
👍26👎3😁2
#الف
🏷️ چنگیز، اسب تروا، و خواب خوش !
🖊️ شورای سردبیری: امروز میخواهیم یک بار دیگر حکومت را نصیحت کنیم برای حفظ خودش بارقهای از عقل و محافظه کاری نشان دهد، به تحریکاتی که نفوذیهای بیگانه به آن القا میکنند بی اعتنا شود و توجه و تمرکز خود را به جای وادیهای بی حاصل و نامربوط غرب کشور به درون و شرق ایران ببرد . چنانکه بارها گفتهایم، سالهاست توطئهای وسیع در شرق کشور در تکوین است که منتظر سوت ایالات متحده و اسرائیل برای چهره نمایی مغول وار است.
هر روز که میگذرداین مور و ملخی که محور ایالات متحده - طالبان در حال گرد آوردن آن است و حکومت خود را به ندیدن آن میزند تا توان سرکوب داخلی تضعیف نشود، کشور وخراسان بزرگ را به خطر بزرگی خواهد انداخت. ستون پنجم طالبان در قلب زاهدان هم اسب تروای آنها در جنوب کشور است. حکومت سالهاست در حال خرید وسایل سرکوب داخلی و استقرار نیرو در شبکهای از مراکز استان و شهرهای بزرگ است و ایرانیان ساده دل به فلکزدههای افغانی فحش میدهند.... واردکردن افغانیها به ایران بستر تحرکات آتی نیروهای شیطانی بینالمللی است و طرحش در اصل مال اتاقهای فکر ایالات متحده، اسرائیل و بریتانیا است.حکومت ایران بین امنیت ملی دراز مدت یا امنیت سرزمینی و نگهداری از حکومت ، دومی را ترجیح داده است. ما در جامعه نو از همان روزی که زلمای خلیل زاد تحت عنوان مذاکرات صلح طالبان رام شده ایالات متحده را در قطر سازمان داد، از همان روزی که ارتش ایالات متحده انبار سلاح های دست نخورده را به طالبان تحویل داد ، از همان روزی که ویلیام برنز رئیس سازمان سیا فردای سقوط کابل به افغانستان آمد تا آنها را تنظیم کند به صراحت نوشتیم کل این برنامه برای کشیدن فیوز افراطیگری اسلامی علیه ایالات متحده و تبدیل افغانستان به هاب تروریسم بینالملل و محاصره ایران و سایر کشورهای ناهماهنگ بوده است. در تمام سه سال گذشته ، این ارزیابیها فقط تقویت شده است و اکنون آشکار است نفوذ گسترده اسرائیل در عمق حکومت یکی از اجزای سازمان دهنده آماده سازی ایران برای دریافت ضربات اساسی است. ایده لشکر سازی از مزدوران افغانی برای رفتن به سوریه و بعد برگرداندن آن به ایران نیز فقط میتوانست در اسرائیل طرح شده باشد. این حرفها را بر اساس بدبینی نمیزنیم، مابدون اغراق، تاریخ عملیات پنهانی نیروهای شیطانی را در قرن پیش، در دوجنگ جهانی، در مستعمرات، و بویژه در خاورمیانه بخوبی میدانیم، با آن زندگی کردهایم و پیچیده و فناورانه شدن آن را هرروز بیشتر فهمیدهایم. اجازه بدهید به روندهای موجود نهایت بدبینی را داشته باشیم.
این حکومت فقط ناکارا و ظالم نیست، تحت نفوذ مجموعه سازمانهای جاسوسی دولتهای سرمایه داری خبیث غرب، و دستمالی شده پس مانده های ذاتا قاتل سازمانهای جاسوسی شرق است. فصل مشترک هدف همه آنها یک ایران تضعیف شده قابل بهره کشی و آماده برای فروپاشی و تجزیه در زمان مناسب هست. چین و ایالات متحده و روسیه در ایران اهداف بسیارمتعارض ندارند، منافع همپوشان دارند. اسرائیل و ترکیه و طالبان ابزار آنهایند. حکومت ایران وقتی از تروریستهای طالبان سیلی میخورد این را می فهمد، ولی آنقدر ضعیف و بی متحد است که دم بر نمی آورد . علت آن را با دلیل بارها گفتهایم: ترجیح حکومت هرروز از تلاش برای حفظ امنیت ملی و توسعه کشور دورتر و به خواست حقیر ماندن در قدرت به هر قیمتی نزدیکتر میشود. سیاست منافقانه آن در گفتگوهای پنهانی با ایالات متحده برای حل و فصل مسایل ایران نیست، بر سر کنترل ابزاری است که به عنوان نیروهای نیابتی و دقیقا منطبق با اهداف متفکران صهیونیست و صاحبان بیزینس نفت و سلاح پدید آمدهاند.
جامعه ایران البته مطالبات گسترده و انباشتهای دارد که از نیازهای زیستی تارفع مشکلات منطقهای و آسایش روانی را در بر میگیرد. مشکلات اقتصادی خانوارها که به مرحله کاهش کالری دریافتی رسیده البته مهم هستند و عمده ترین مطالبه عمومی، اما اگر نگرانی های خود را موقتا روی مساله امنیت ملی و سرنوشت کشور متمرکز کنیم اهم این مطالبات به قرار زیر است:
حکومت بایدبه جای جستجوی توافقهای شکننده با اعراب در اتاقهای دربسته سیاست خود را در جهان عرب کلا تغییر دهد و از موضع چوب لای چرخ توسط نیابتیها کلا بیرون بیاید ، باید دولتهای مستقر را به شکل دوفاکتو و به عنوان سیستمهای مستقر مسلط در همسایگی بپذیرد و روابط امنیتی همکارانه و توسعه روابط اقتصادی با آنها را در دستور تدریجی خود بگذارد. همه طلاب خارجی را که سبب توسعه سوءظن به قصد مداخله در کشورها هستند به کشورهایشان برگرداند و عناصر سیاسی خارجی را مادام که در ایران هستنداز فعالیت ضد حکومت کشورشان منع کند. بدون این ها و کنار گذاشتن تصور باطل توسعه شیعهگری در کشورهای دیگر، همه کشورهای مسلمان و همسایه در هر توطئهای علیه ایران مشارکت آشکار و پنهان میکنند.
🏷️ چنگیز، اسب تروا، و خواب خوش !
🖊️ شورای سردبیری: امروز میخواهیم یک بار دیگر حکومت را نصیحت کنیم برای حفظ خودش بارقهای از عقل و محافظه کاری نشان دهد، به تحریکاتی که نفوذیهای بیگانه به آن القا میکنند بی اعتنا شود و توجه و تمرکز خود را به جای وادیهای بی حاصل و نامربوط غرب کشور به درون و شرق ایران ببرد . چنانکه بارها گفتهایم، سالهاست توطئهای وسیع در شرق کشور در تکوین است که منتظر سوت ایالات متحده و اسرائیل برای چهره نمایی مغول وار است.
هر روز که میگذرداین مور و ملخی که محور ایالات متحده - طالبان در حال گرد آوردن آن است و حکومت خود را به ندیدن آن میزند تا توان سرکوب داخلی تضعیف نشود، کشور وخراسان بزرگ را به خطر بزرگی خواهد انداخت. ستون پنجم طالبان در قلب زاهدان هم اسب تروای آنها در جنوب کشور است. حکومت سالهاست در حال خرید وسایل سرکوب داخلی و استقرار نیرو در شبکهای از مراکز استان و شهرهای بزرگ است و ایرانیان ساده دل به فلکزدههای افغانی فحش میدهند.... واردکردن افغانیها به ایران بستر تحرکات آتی نیروهای شیطانی بینالمللی است و طرحش در اصل مال اتاقهای فکر ایالات متحده، اسرائیل و بریتانیا است.حکومت ایران بین امنیت ملی دراز مدت یا امنیت سرزمینی و نگهداری از حکومت ، دومی را ترجیح داده است. ما در جامعه نو از همان روزی که زلمای خلیل زاد تحت عنوان مذاکرات صلح طالبان رام شده ایالات متحده را در قطر سازمان داد، از همان روزی که ارتش ایالات متحده انبار سلاح های دست نخورده را به طالبان تحویل داد ، از همان روزی که ویلیام برنز رئیس سازمان سیا فردای سقوط کابل به افغانستان آمد تا آنها را تنظیم کند به صراحت نوشتیم کل این برنامه برای کشیدن فیوز افراطیگری اسلامی علیه ایالات متحده و تبدیل افغانستان به هاب تروریسم بینالملل و محاصره ایران و سایر کشورهای ناهماهنگ بوده است. در تمام سه سال گذشته ، این ارزیابیها فقط تقویت شده است و اکنون آشکار است نفوذ گسترده اسرائیل در عمق حکومت یکی از اجزای سازمان دهنده آماده سازی ایران برای دریافت ضربات اساسی است. ایده لشکر سازی از مزدوران افغانی برای رفتن به سوریه و بعد برگرداندن آن به ایران نیز فقط میتوانست در اسرائیل طرح شده باشد. این حرفها را بر اساس بدبینی نمیزنیم، مابدون اغراق، تاریخ عملیات پنهانی نیروهای شیطانی را در قرن پیش، در دوجنگ جهانی، در مستعمرات، و بویژه در خاورمیانه بخوبی میدانیم، با آن زندگی کردهایم و پیچیده و فناورانه شدن آن را هرروز بیشتر فهمیدهایم. اجازه بدهید به روندهای موجود نهایت بدبینی را داشته باشیم.
این حکومت فقط ناکارا و ظالم نیست، تحت نفوذ مجموعه سازمانهای جاسوسی دولتهای سرمایه داری خبیث غرب، و دستمالی شده پس مانده های ذاتا قاتل سازمانهای جاسوسی شرق است. فصل مشترک هدف همه آنها یک ایران تضعیف شده قابل بهره کشی و آماده برای فروپاشی و تجزیه در زمان مناسب هست. چین و ایالات متحده و روسیه در ایران اهداف بسیارمتعارض ندارند، منافع همپوشان دارند. اسرائیل و ترکیه و طالبان ابزار آنهایند. حکومت ایران وقتی از تروریستهای طالبان سیلی میخورد این را می فهمد، ولی آنقدر ضعیف و بی متحد است که دم بر نمی آورد . علت آن را با دلیل بارها گفتهایم: ترجیح حکومت هرروز از تلاش برای حفظ امنیت ملی و توسعه کشور دورتر و به خواست حقیر ماندن در قدرت به هر قیمتی نزدیکتر میشود. سیاست منافقانه آن در گفتگوهای پنهانی با ایالات متحده برای حل و فصل مسایل ایران نیست، بر سر کنترل ابزاری است که به عنوان نیروهای نیابتی و دقیقا منطبق با اهداف متفکران صهیونیست و صاحبان بیزینس نفت و سلاح پدید آمدهاند.
جامعه ایران البته مطالبات گسترده و انباشتهای دارد که از نیازهای زیستی تارفع مشکلات منطقهای و آسایش روانی را در بر میگیرد. مشکلات اقتصادی خانوارها که به مرحله کاهش کالری دریافتی رسیده البته مهم هستند و عمده ترین مطالبه عمومی، اما اگر نگرانی های خود را موقتا روی مساله امنیت ملی و سرنوشت کشور متمرکز کنیم اهم این مطالبات به قرار زیر است:
حکومت بایدبه جای جستجوی توافقهای شکننده با اعراب در اتاقهای دربسته سیاست خود را در جهان عرب کلا تغییر دهد و از موضع چوب لای چرخ توسط نیابتیها کلا بیرون بیاید ، باید دولتهای مستقر را به شکل دوفاکتو و به عنوان سیستمهای مستقر مسلط در همسایگی بپذیرد و روابط امنیتی همکارانه و توسعه روابط اقتصادی با آنها را در دستور تدریجی خود بگذارد. همه طلاب خارجی را که سبب توسعه سوءظن به قصد مداخله در کشورها هستند به کشورهایشان برگرداند و عناصر سیاسی خارجی را مادام که در ایران هستنداز فعالیت ضد حکومت کشورشان منع کند. بدون این ها و کنار گذاشتن تصور باطل توسعه شیعهگری در کشورهای دیگر، همه کشورهای مسلمان و همسایه در هر توطئهای علیه ایران مشارکت آشکار و پنهان میکنند.
👍34❤1
مذاکرات منافقانه پنهانی با ایالات متحده باید جای خود را به گفتگوهای رسمی با ایالات متحده و اروپا بدهد وبا مجموعه آنها به توافقهای شرافتمندانه علنی برسیم. از مذاکرات یواشکی فقط وقت کشی، جاسوس پروری و ضعف ملی در میآید.
بازی مسخره دفاع از فقط دارودستهای از فلسطینیها دیگر رنگ ندارد و باید پایان یابد. ایران هیچگاه حق نداشت آنها را به دو دسته خوب و بد تقسیم کند و با خائن خواندن یکی به آن یکی پول قاچاق بدهد. فقط دوکشور با فلسطینیهاچنین کردهاند : ایران و اسرائیل. این دقیقا سیاست اسرائیل است که تفرقه بین فلسطینی ها را تقویت کند. ایران تنها کمکی که باید علنا در حد معقول به فلسطینیهای آواره و رانده شده بکند خدمات غذایی و درمانی از طریق نهادهای رسمی بینالمللی است. اعتراف به اینکه فلسطینی های غزه با طرح ایران فاجعه اخیر را پدید آوردهاند میتواند به پایان این بازی ماجرا جویانه منجر شود. البته احتمالش هست که اسرائیل اعلام کند این اعتراف قمپز الکی بیپایهای هست و به خیر بگذرد، ولی در غیر این صورت اسرائیل که فقط ایران ضعیف شده میخواهد ممکن است حرکاتش را تندتر ازاین که هست کرده سطح آزار رسانی را ارتقاء دهد.
حکومت همچنین باید موقتا به حضور برادران افغانی ما پایان دهد و جز خانوارهایی که سالهاست در ایران ساکن هستند و کارگری میکنند دیگران را نه به خاطر خودشان، بلکه به خاطر حکومت تروریست و توطئه گر فعلی به فوریت به افغانستان باز گرداند. سیاست مهاجرتی - جمعیتی حکومت با توجه به نرخهای نازل رشد جمعیت ایران فاجعه افغانی سازی و سنی سازی جمعیت ایران را نتیجه خواهد داد.
حکومت باید مسایل سیستان و بلوچستان را در یک راهکار ترکیبی امنیتی - اقتصادی حل کند و زمینه را برای توطئههای بینالمللی برچیند . سیاست فرقهای حکومت در آن منطقه اکنون در حال دادن میوههای تلخ است . بلاهت و ترس اشخاص نادان منطقه را به این شکل دچار آبستنی بحران زایی کرده است. روزی که طالبان برگشتند و آن امام جمعه منطقه برای آنها تبریکنامه فرستاد کسی به حرف جامعه نو گوش نداد که امام جمعه حق ندارد برای عوض شدن حکومت در کشورمجاور استانش موضع بگیرد و مداخله شخصی کند و باید جلوی او گرفته شود. دولت روحانی در خواب بود و امنیتی های حاکم بر روابط خارجی ایران هم مثل خردر گل مانده بودند که دربرابر این دست نشاندگان تازه آمریکا درکابل چه کنند. آن شیخ هم دچار این توهم شد که اگر علمالهدی حاکم خراسان است، من چرا حاکم بلوچستان نباشم ؟ آن حماقت وحشت بار تیراندازی اشخاص نادان در زاهدان اسب عناصر ضدملی را زین کرد و همه اینها تقصیر راس حکومت است که نمیداند چه کند، دائم اشتباه میکند و فکر میکند فتنههای بامشارکت شیاطین بینالمللی را میتوان با آبروریزی ملای سنی کنترل کرد. قبل از آنکه دریچه اسب تروای بلوچستان باز شود باید آن را خنثی کرد و به این سیاست فرقهای سردرگم و ضدامنیتی پایان داد.
مقابله واقعی با خیالاتی که در کشورهای همسایه ایران شکل گرفته (معروف به نیات شوم) و متضمن استفاده از ضعف خارجی حکومت برای اهدافی مغایر با امنیت ملی ایران است را با دو سلاح باید پاسخ داد و پیشگیری کرد. نخست وحدت ملی و دیگر با توان نظامی ملی. حکومت ایران در از هم پاشیدن سلاح نخست چهل سال است فعالیت شبانه روزی میکند و در از بین بردن وحدت ملی با ایجاد تفرقه ملی فعال است . درمورد دوم ( که بدون اولی چندان هم کارا نیست)به خاطر توهم ایجاد امپراتوری فرقهای از طریق میلیتاریسم فرقهای کوشا بوده است. خوشبختانه هزینههای سنگین مالی و جانی از دست رفته دست ایران را از جنبه نظامی تاحدی پر کرده است . با آشکار شدن طلیعه شکست کامل آن توهم در ماههای اخیر، لازم است حکومت (هر حکومتی که درکشور حاکم باشد) استراتژی امنیت ملی را بر انجام هر نوع معاملهای استوار کند که قدرت نظامی کشور را افزایش دهد و تضمینهای موثر امنیتی ایجاد کند.
کاربرد عقل و محافظهکاری بخردانه برای حفظ سرزمین ایران از این حکومت انتظار نمیرود، ولی میتوان انتظار داشت تعییر محسوسی در سیاست خارجی خود صورت دهد ، اگر بیفرجام بودن وضعیتی را که در منطقه به آن دچار است میبیند. ما مطمئن هستیم اگر نه خیلی زیاد ، ولی عناصر مهمی در حلقه داخلی قدرت هستند که باور قطعی دارند این مسیر حکومت نه تنها به کعبه نمیرسد، بلکه به ترکستان هم نمیرسد و کشور را دربست به دروازه های جهنم میرساند. خیانت به خودشان و کشورشان است اگر ساکت بمانند.
🆔@jameeno
بازی مسخره دفاع از فقط دارودستهای از فلسطینیها دیگر رنگ ندارد و باید پایان یابد. ایران هیچگاه حق نداشت آنها را به دو دسته خوب و بد تقسیم کند و با خائن خواندن یکی به آن یکی پول قاچاق بدهد. فقط دوکشور با فلسطینیهاچنین کردهاند : ایران و اسرائیل. این دقیقا سیاست اسرائیل است که تفرقه بین فلسطینی ها را تقویت کند. ایران تنها کمکی که باید علنا در حد معقول به فلسطینیهای آواره و رانده شده بکند خدمات غذایی و درمانی از طریق نهادهای رسمی بینالمللی است. اعتراف به اینکه فلسطینی های غزه با طرح ایران فاجعه اخیر را پدید آوردهاند میتواند به پایان این بازی ماجرا جویانه منجر شود. البته احتمالش هست که اسرائیل اعلام کند این اعتراف قمپز الکی بیپایهای هست و به خیر بگذرد، ولی در غیر این صورت اسرائیل که فقط ایران ضعیف شده میخواهد ممکن است حرکاتش را تندتر ازاین که هست کرده سطح آزار رسانی را ارتقاء دهد.
حکومت همچنین باید موقتا به حضور برادران افغانی ما پایان دهد و جز خانوارهایی که سالهاست در ایران ساکن هستند و کارگری میکنند دیگران را نه به خاطر خودشان، بلکه به خاطر حکومت تروریست و توطئه گر فعلی به فوریت به افغانستان باز گرداند. سیاست مهاجرتی - جمعیتی حکومت با توجه به نرخهای نازل رشد جمعیت ایران فاجعه افغانی سازی و سنی سازی جمعیت ایران را نتیجه خواهد داد.
حکومت باید مسایل سیستان و بلوچستان را در یک راهکار ترکیبی امنیتی - اقتصادی حل کند و زمینه را برای توطئههای بینالمللی برچیند . سیاست فرقهای حکومت در آن منطقه اکنون در حال دادن میوههای تلخ است . بلاهت و ترس اشخاص نادان منطقه را به این شکل دچار آبستنی بحران زایی کرده است. روزی که طالبان برگشتند و آن امام جمعه منطقه برای آنها تبریکنامه فرستاد کسی به حرف جامعه نو گوش نداد که امام جمعه حق ندارد برای عوض شدن حکومت در کشورمجاور استانش موضع بگیرد و مداخله شخصی کند و باید جلوی او گرفته شود. دولت روحانی در خواب بود و امنیتی های حاکم بر روابط خارجی ایران هم مثل خردر گل مانده بودند که دربرابر این دست نشاندگان تازه آمریکا درکابل چه کنند. آن شیخ هم دچار این توهم شد که اگر علمالهدی حاکم خراسان است، من چرا حاکم بلوچستان نباشم ؟ آن حماقت وحشت بار تیراندازی اشخاص نادان در زاهدان اسب عناصر ضدملی را زین کرد و همه اینها تقصیر راس حکومت است که نمیداند چه کند، دائم اشتباه میکند و فکر میکند فتنههای بامشارکت شیاطین بینالمللی را میتوان با آبروریزی ملای سنی کنترل کرد. قبل از آنکه دریچه اسب تروای بلوچستان باز شود باید آن را خنثی کرد و به این سیاست فرقهای سردرگم و ضدامنیتی پایان داد.
مقابله واقعی با خیالاتی که در کشورهای همسایه ایران شکل گرفته (معروف به نیات شوم) و متضمن استفاده از ضعف خارجی حکومت برای اهدافی مغایر با امنیت ملی ایران است را با دو سلاح باید پاسخ داد و پیشگیری کرد. نخست وحدت ملی و دیگر با توان نظامی ملی. حکومت ایران در از هم پاشیدن سلاح نخست چهل سال است فعالیت شبانه روزی میکند و در از بین بردن وحدت ملی با ایجاد تفرقه ملی فعال است . درمورد دوم ( که بدون اولی چندان هم کارا نیست)به خاطر توهم ایجاد امپراتوری فرقهای از طریق میلیتاریسم فرقهای کوشا بوده است. خوشبختانه هزینههای سنگین مالی و جانی از دست رفته دست ایران را از جنبه نظامی تاحدی پر کرده است . با آشکار شدن طلیعه شکست کامل آن توهم در ماههای اخیر، لازم است حکومت (هر حکومتی که درکشور حاکم باشد) استراتژی امنیت ملی را بر انجام هر نوع معاملهای استوار کند که قدرت نظامی کشور را افزایش دهد و تضمینهای موثر امنیتی ایجاد کند.
کاربرد عقل و محافظهکاری بخردانه برای حفظ سرزمین ایران از این حکومت انتظار نمیرود، ولی میتوان انتظار داشت تعییر محسوسی در سیاست خارجی خود صورت دهد ، اگر بیفرجام بودن وضعیتی را که در منطقه به آن دچار است میبیند. ما مطمئن هستیم اگر نه خیلی زیاد ، ولی عناصر مهمی در حلقه داخلی قدرت هستند که باور قطعی دارند این مسیر حکومت نه تنها به کعبه نمیرسد، بلکه به ترکستان هم نمیرسد و کشور را دربست به دروازه های جهنم میرساند. خیانت به خودشان و کشورشان است اگر ساکت بمانند.
🆔@jameeno
👍34❤9👏1
#در_کرانه_روز
🏷️ حمله دیشب به سه شهر بلوچستان به قصد اشغال این شهرهای استراتژیک و به دست آوردن پایگاه در خاک کشوربوده است و بعید است کسانی که هزینه گروه تروریستی را میدهند بدون محاسبه و مناسبت این ها را کیش بدهند. گمانه این است که میخواهند حکومت ایران را از درگیری چند جانبه بترسانند و واقعش هم این است که حکومت باید احتیاط کند و وارد درگیریهای چند جانبهای که جامعهنو همواره هشدارآن را داده نشود.
در این میان، الف دیروز جامعه نو نکتهای را در مورد اسب تروای شیاطین بین المللی در استان آورده بود که خوب است به آن توجه شود، چون مورد اعتراض هم واقع شده بود. مساله ما گرایشات یک شخص مشکوک به هماهنگی با نیروهای بیگانه در استان نیست، مساله ما این است که ابتنای حکومت به تقسیم بندی فرقهای کشور از همان ابتدا اشتباه بود و حالا باید میوههای تلخ آن را بچینیم. ایران یک کشور کثیرالمله نیست، پیروان چند دین و چند مذهب در ان هست و حکومت اسلامی به علت اینکه پیکره آخوندها اساسا قدرت فهم جهان جدید را ندارد نفهمید که باید مرزهای فرقهای را بردارد و نه اینکه آنها را تحکیم کند. چون این کار را نکرد و بلکه جدایی فرقهای را تشدیدکرد، نیروهای غیرفرقهای بلوچستان را از معادله اجتماعی منطقه حذف کرد. در این روزهایی که خیلی هم دیر شده است، تنها چاره برای جلوگیری از جولان تروریستهای وابسته به سازمانهای جاسوسی غربی و اسراییل ، تغییر بازی به نفع نیروهای غیرمذهبی بلوچ ، به نفع مخالفان فرقه گرایی ، و بلوچهای روشنفکر احتمالامومن، اما سکولار (طرفداران جدا کردن اکید امور حکومتی ازمذهب) و مشارکت دادن آنها در امور استان است. بدون ا ین کار ، حکومت همیشه در استان گرفتار یاجوج و ماجوج ها خواهد بود و استان در معرض مساله سازی نیروهای خبیث بینالمللی.
🆔@jameeno
🏷️ حمله دیشب به سه شهر بلوچستان به قصد اشغال این شهرهای استراتژیک و به دست آوردن پایگاه در خاک کشوربوده است و بعید است کسانی که هزینه گروه تروریستی را میدهند بدون محاسبه و مناسبت این ها را کیش بدهند. گمانه این است که میخواهند حکومت ایران را از درگیری چند جانبه بترسانند و واقعش هم این است که حکومت باید احتیاط کند و وارد درگیریهای چند جانبهای که جامعهنو همواره هشدارآن را داده نشود.
در این میان، الف دیروز جامعه نو نکتهای را در مورد اسب تروای شیاطین بین المللی در استان آورده بود که خوب است به آن توجه شود، چون مورد اعتراض هم واقع شده بود. مساله ما گرایشات یک شخص مشکوک به هماهنگی با نیروهای بیگانه در استان نیست، مساله ما این است که ابتنای حکومت به تقسیم بندی فرقهای کشور از همان ابتدا اشتباه بود و حالا باید میوههای تلخ آن را بچینیم. ایران یک کشور کثیرالمله نیست، پیروان چند دین و چند مذهب در ان هست و حکومت اسلامی به علت اینکه پیکره آخوندها اساسا قدرت فهم جهان جدید را ندارد نفهمید که باید مرزهای فرقهای را بردارد و نه اینکه آنها را تحکیم کند. چون این کار را نکرد و بلکه جدایی فرقهای را تشدیدکرد، نیروهای غیرفرقهای بلوچستان را از معادله اجتماعی منطقه حذف کرد. در این روزهایی که خیلی هم دیر شده است، تنها چاره برای جلوگیری از جولان تروریستهای وابسته به سازمانهای جاسوسی غربی و اسراییل ، تغییر بازی به نفع نیروهای غیرمذهبی بلوچ ، به نفع مخالفان فرقه گرایی ، و بلوچهای روشنفکر احتمالامومن، اما سکولار (طرفداران جدا کردن اکید امور حکومتی ازمذهب) و مشارکت دادن آنها در امور استان است. بدون ا ین کار ، حکومت همیشه در استان گرفتار یاجوج و ماجوج ها خواهد بود و استان در معرض مساله سازی نیروهای خبیث بینالمللی.
🆔@jameeno
👍38👏3🔥1
#در_کرانه_روز
🏷️ اگر وسوسه تشنگان بیکله انتقام امشب هم کارگر نیفتد، کشور از روی ورطه دیگری پریده و توانسته در طاس لغزنده اسرائیل خود را از ورطه نیستی دور نگه دارد. آنچه فعلا به عنوان تصمیم برای انتقامگیری دیده میشود ، نگه داشتن سطح این درگیری قاعده دار در حد اعمال نیابتی و خودداری از تعمیق ماجراجویی است.
علیرغم کسانی که به تمسخر و طعنه میگیرند و توی سرحکومت میزنند، خودداری عاقلانهای خواهد بود. کشور بیش از این توان هزینه کردن برای ماجرا جویی ندارد. علاوه بر این، یک خانه تکانی هشیارانه در دستگاه اطلاعات خارجی حکومت، بزرگترین انتقام از اسرائیل است!
اما دستاورد بزرگ اصلی از خودداری در مسیر تلافی جویی، میتواند آشکار شدن حقیقتی بر سران کشور باشد: استراتژی حضور مداخلهگرانه در شبه جزیره نفرین شده، انطباقی با نیازهای حیاتی امنیت ملی ایران و استراتژی دفاعی بخردانه ندارد و باید آن را عوض کرد. حکومت باید بفهمد فعلا با فقدان اقتصاد روبراه، نبود طبقه متوسط همراه ، و وجود فضای بینالمللی ناهمراه، به هیچ عنوان نمیتواند یک درگیری نظامی ادامه دار را پیش ببرد. ما حتی اگر یک آزمایش هستهای هم انجام دهیم در همان لحظه دست خود را بستهایم و فضایمان را تنگتر میکنیم نه گشادتر.
ناکامی در یافتن راهی بخردانه برای مقابله و تلافی، نشانه و نتیجه نادرستی استراتژی حضور ما در عرصه جهانی و منطقهای است. ما سالهاست میگوئیم باید در آن تجدید نظر کرد.
امید است امروز تعداد بیشتری از مقامات ارشد فهمیده باشند راهی را که دائما تنگتر و لغزنده تر میشود باید رها کرد و برگشت.
🆔@jameeno
🏷️ اگر وسوسه تشنگان بیکله انتقام امشب هم کارگر نیفتد، کشور از روی ورطه دیگری پریده و توانسته در طاس لغزنده اسرائیل خود را از ورطه نیستی دور نگه دارد. آنچه فعلا به عنوان تصمیم برای انتقامگیری دیده میشود ، نگه داشتن سطح این درگیری قاعده دار در حد اعمال نیابتی و خودداری از تعمیق ماجراجویی است.
علیرغم کسانی که به تمسخر و طعنه میگیرند و توی سرحکومت میزنند، خودداری عاقلانهای خواهد بود. کشور بیش از این توان هزینه کردن برای ماجرا جویی ندارد. علاوه بر این، یک خانه تکانی هشیارانه در دستگاه اطلاعات خارجی حکومت، بزرگترین انتقام از اسرائیل است!
اما دستاورد بزرگ اصلی از خودداری در مسیر تلافی جویی، میتواند آشکار شدن حقیقتی بر سران کشور باشد: استراتژی حضور مداخلهگرانه در شبه جزیره نفرین شده، انطباقی با نیازهای حیاتی امنیت ملی ایران و استراتژی دفاعی بخردانه ندارد و باید آن را عوض کرد. حکومت باید بفهمد فعلا با فقدان اقتصاد روبراه، نبود طبقه متوسط همراه ، و وجود فضای بینالمللی ناهمراه، به هیچ عنوان نمیتواند یک درگیری نظامی ادامه دار را پیش ببرد. ما حتی اگر یک آزمایش هستهای هم انجام دهیم در همان لحظه دست خود را بستهایم و فضایمان را تنگتر میکنیم نه گشادتر.
ناکامی در یافتن راهی بخردانه برای مقابله و تلافی، نشانه و نتیجه نادرستی استراتژی حضور ما در عرصه جهانی و منطقهای است. ما سالهاست میگوئیم باید در آن تجدید نظر کرد.
امید است امروز تعداد بیشتری از مقامات ارشد فهمیده باشند راهی را که دائما تنگتر و لغزنده تر میشود باید رها کرد و برگشت.
🆔@jameeno
👍32😁1
#در_کرانه_روز
🏷️ سرپل گیری و پختن قورباغه!
خطراتی که برای استان مهم کشور ما ، سیستان و بلوچستان، در افق به چشم میآیند، بسیار بزرگتر از تهدیداتی است که ایرانیها در سوریه یا لبنان با آن روبرویند. این واقعیتی است که بیش از همه، حکومت نمیخواهد آن را بپذیرد. درک آن هوش زیادی نمیخواهد که به هر علتی در سوریه و لبنان هستیم و به هر تعداد که کشته بدهیم، تمامیت سرزمینی ما آسیبی نمیبیند، ولی اگر بیگانهای بتواند در تکهای از این خاک مستقر شود و یا حاکمیت ملی را دستخوش تحرک دائم و کم مانع تروریسم در شهرها سازد. آنگاه هزاران ایرانی آزاده باید برای بازپس گیری خاک و اقتدار ملی کشته شوند. باید جلوی این رخداد احتمالی گرفته شود.
فرض کنونی ما آن است که آن عملیات توسط آمریکا و اسراییل برای ترساندن حکومت و زهر چشم گرفتن از آن طراحی شده بود، اما این هم هست که عملیات همزمان در سه شهر مرزی و در فواصل بین آنها نوعی سونداسیون نظامی هم بوده است. تحلیلگران پشت صحنه ارزیابی خواهند کرد که عملیات در سه شهر با تعداد اندک کشته که بیشتر از یک نیمروز به طول انجامیده، و بعد هم اشخاص موثری در استان از آن استقبال کردهاند، نشان میدهد میتوان عملیاتی برای کسب سرپل هم داشت. اینگونه راحت که از کنار این حرف که "حکومت باید با مهاجمان گفتگو کند" میگذریم، در عملیاتی از نوع سرپلگیری به این منجر خواهد شد که "بیا در مورد تقسیم سرزمین مذاکره کنیم." رخ خواهد داد. حتما رخ میدهد اگر سر حکومت به این گرم باشد که در لبنان سوریه چه خاکی بر سرش بریزد.
راستش هم جانهای از دست رفته نیروهای مرزبان، و هم ناتوانی در جلوگیری از یکهتازی بیش از یک نیمروز تروریسم در سه شهر کشور آنقدر اهمیت سوقالجیشی و نظامی دارد که باید کسانی را در ان بالا به خاطر آن در بخش نظامی و حوزه سیاسی به محکمه کشاند. متاسفانه صاحبی در این خانه نیست.
مبلغان موذی غربی از پختن تدریجی قورباغه اسرائیل توسط ایران داد سخن می دهند. واقعیت اما این است که این ما هستیم که در گوشه جنوب شرقی کشور داریم به بالا رفتن تدریجی دما عادت میکنیم و ممکن است وقتی به خود بیائیم که حکومت بیکفایت منحط پخته شده را یا در حال بمباران خاک ایران و یا در حال مذاکره با تروریستهای نیابتی بیابیم.
همگی داریم به بالا رفتن دما عادت میکنیم؟
🆔@jameeno
🏷️ سرپل گیری و پختن قورباغه!
خطراتی که برای استان مهم کشور ما ، سیستان و بلوچستان، در افق به چشم میآیند، بسیار بزرگتر از تهدیداتی است که ایرانیها در سوریه یا لبنان با آن روبرویند. این واقعیتی است که بیش از همه، حکومت نمیخواهد آن را بپذیرد. درک آن هوش زیادی نمیخواهد که به هر علتی در سوریه و لبنان هستیم و به هر تعداد که کشته بدهیم، تمامیت سرزمینی ما آسیبی نمیبیند، ولی اگر بیگانهای بتواند در تکهای از این خاک مستقر شود و یا حاکمیت ملی را دستخوش تحرک دائم و کم مانع تروریسم در شهرها سازد. آنگاه هزاران ایرانی آزاده باید برای بازپس گیری خاک و اقتدار ملی کشته شوند. باید جلوی این رخداد احتمالی گرفته شود.
فرض کنونی ما آن است که آن عملیات توسط آمریکا و اسراییل برای ترساندن حکومت و زهر چشم گرفتن از آن طراحی شده بود، اما این هم هست که عملیات همزمان در سه شهر مرزی و در فواصل بین آنها نوعی سونداسیون نظامی هم بوده است. تحلیلگران پشت صحنه ارزیابی خواهند کرد که عملیات در سه شهر با تعداد اندک کشته که بیشتر از یک نیمروز به طول انجامیده، و بعد هم اشخاص موثری در استان از آن استقبال کردهاند، نشان میدهد میتوان عملیاتی برای کسب سرپل هم داشت. اینگونه راحت که از کنار این حرف که "حکومت باید با مهاجمان گفتگو کند" میگذریم، در عملیاتی از نوع سرپلگیری به این منجر خواهد شد که "بیا در مورد تقسیم سرزمین مذاکره کنیم." رخ خواهد داد. حتما رخ میدهد اگر سر حکومت به این گرم باشد که در لبنان سوریه چه خاکی بر سرش بریزد.
راستش هم جانهای از دست رفته نیروهای مرزبان، و هم ناتوانی در جلوگیری از یکهتازی بیش از یک نیمروز تروریسم در سه شهر کشور آنقدر اهمیت سوقالجیشی و نظامی دارد که باید کسانی را در ان بالا به خاطر آن در بخش نظامی و حوزه سیاسی به محکمه کشاند. متاسفانه صاحبی در این خانه نیست.
مبلغان موذی غربی از پختن تدریجی قورباغه اسرائیل توسط ایران داد سخن می دهند. واقعیت اما این است که این ما هستیم که در گوشه جنوب شرقی کشور داریم به بالا رفتن تدریجی دما عادت میکنیم و ممکن است وقتی به خود بیائیم که حکومت بیکفایت منحط پخته شده را یا در حال بمباران خاک ایران و یا در حال مذاکره با تروریستهای نیابتی بیابیم.
همگی داریم به بالا رفتن دما عادت میکنیم؟
🆔@jameeno
👍26❤1👎1👌1💔1
#در_کرانه_روز
🏷️ نشانی عوضی !
اگر حداقلی از بدبینی و شک را با خوشبینیها و اعتماد خود به روبراه بودن اوضاع کشوربیامیزیم، احتمالا خواهیم پذیرفت که در شرق کشور فتنهای در حال تکوین است. این فتنه ، احتمالا مانند فتنه افغانی محمود که عمر صفویه را پایان داد به سقوط جمهوری اسلامی منتهی نمیشود، ولی به یک سقوط دیگر برای کشور خواهد انجامید. .تاریخ به ما میگوید اگر شاه کشور به سخن ناصحان توجه نکند، آدرسها را عوضی بدهد و عوضی برود، آن گرفتاری های سیصد سال پیش به نوعی تکرار میشود . شاه سلطان حسین هم خود را در محاصره اشخاص نادان و رند و مالپرست قرار داده بود که به هشدارهای علمای دوران خود توجه نکرد.
برخلاف اطلاعات رایج، بزرگترین دانشمند دوران صفویان شیخ بهایی و مجلسی و کرکی نبودند بلکه سید قطبالدین محمد بود که بیشترین آثارش در امر سیاست و یا ماهیتا سیاسی است. داستان نامه او به سلطان حسین صفوی را بسیاری میدانند بدون اینکه او را بشناسند. همان نامهای که در آن هوشمندانه هجوم عنقریب افغانها به سمت پایتخت را به شاه اطلاع داد، اما شاه سلطان حسین در پاسخش گفت ما با پختن آش خودمان را حفظ میکنیم :
«راست است که فتنه افاغنه در کار است. ما هم خود به علاوه تدارک دولتی، تدارک دعایی کرده، قدغن فرمودهایم (یعنی دستور دادهایم) در اندرون از رجال و نساء سادات موسویه نخود را لاالهالاالله بخوانند. صباحاً و مساءً در کارند؛ انشاءالله آش معتبری فراهم کرده به کل خلق میخورانیم. از باطن سادات موسویه دفع بلا خواهد شد. از جانب شما هم ملتمس دعا هستیم که دولتخواهی فرمودید. زیاده زحمتی نیست.»
فقط خدا میداند سید قطبالدین بیچاره از دریافت این پاسخ پر طعنه چه حال خرابی یافته و چه آهی کشیده است . اما شاید این روزها ناصحان حکومت فعلی هم بتوانند حال او را درک کنند. آنها از بزرگی برنامههایی که برای خفه کردن ایران تدارک شده میگویند، حکومت از پختن آش برای اسرائیل و برای زنان و دخترکان بی حجاب حرف می زند.
بدیهی است نه ضعف و فتور و نه خلقیات شاه سلطان حسینی در حکومت امروز ایران نیست. اگر زبان این حکومت به دعا وصلاست، اما پایش روی زمین است : حواسش به اقتصاد یا امنیت ملی یا توسعه و آینده کشور نیست، اما شش دانگ به امنیت و بقای خودش هست . پس چرا این کارها را میکند و آدرس عوضی میدهد؟ شنیده است با داشتن پانزده درصد جامعه میتوان حکومت را سرپا نگه داشت؟ درست شنیده ولی به شرطی که هشتاد وپنج درصد بقیه را به حال خودش بگذارد و بازوی سرکوبش را برای آنها که جرات میکنند در برابرش بایستند به کار ببرد و نه مردمانی که فقط میخواهند زندگی کنند و کاری به کار حکومت ندارند. واقعا قابل درک نیست که وقتی در چند جبهه خارجی درگیر هستیم چرا باید به دنبال یقه گیری مردم خودمان باشیم؟ آیا باید برای پاسخ به این پرسشها دنبال جوابهای شوم باشیم؟
یکبار دیگر میگوئیم : ایالات متحده طالبان را رام خود کرد و هاب اصلی تروریسم بنیادگرا را درشرق ایران پدید آورد . یکی از اهداف اصلی آن ایران است . ستون پنجم کافی هم در ایران هست که دارد نقاب از چهره برمیگیرد. اسرائیل در همسایگی بلافصل ایران حضور دارد، و خطرات دیگری هم در چند نقطه دیگر هست که فعلا بماند... غفلتهای پی درپی حکومت از خطرات واقعی، به تعداد خارج از شمارش رسیده است . گسیل نیروهایی که باید از مرزها دفاع کنند به خیابان برای ترساندن زنان تکرار چند باره لشگر کشی علیه جامعه است . شکست میخورد و متاسفانه کشور را هم ضعیف میکند.
شما دیگر صاحب همه این کشور نیستید!
🆔@jameeno
🏷️ نشانی عوضی !
اگر حداقلی از بدبینی و شک را با خوشبینیها و اعتماد خود به روبراه بودن اوضاع کشوربیامیزیم، احتمالا خواهیم پذیرفت که در شرق کشور فتنهای در حال تکوین است. این فتنه ، احتمالا مانند فتنه افغانی محمود که عمر صفویه را پایان داد به سقوط جمهوری اسلامی منتهی نمیشود، ولی به یک سقوط دیگر برای کشور خواهد انجامید. .تاریخ به ما میگوید اگر شاه کشور به سخن ناصحان توجه نکند، آدرسها را عوضی بدهد و عوضی برود، آن گرفتاری های سیصد سال پیش به نوعی تکرار میشود . شاه سلطان حسین هم خود را در محاصره اشخاص نادان و رند و مالپرست قرار داده بود که به هشدارهای علمای دوران خود توجه نکرد.
برخلاف اطلاعات رایج، بزرگترین دانشمند دوران صفویان شیخ بهایی و مجلسی و کرکی نبودند بلکه سید قطبالدین محمد بود که بیشترین آثارش در امر سیاست و یا ماهیتا سیاسی است. داستان نامه او به سلطان حسین صفوی را بسیاری میدانند بدون اینکه او را بشناسند. همان نامهای که در آن هوشمندانه هجوم عنقریب افغانها به سمت پایتخت را به شاه اطلاع داد، اما شاه سلطان حسین در پاسخش گفت ما با پختن آش خودمان را حفظ میکنیم :
«راست است که فتنه افاغنه در کار است. ما هم خود به علاوه تدارک دولتی، تدارک دعایی کرده، قدغن فرمودهایم (یعنی دستور دادهایم) در اندرون از رجال و نساء سادات موسویه نخود را لاالهالاالله بخوانند. صباحاً و مساءً در کارند؛ انشاءالله آش معتبری فراهم کرده به کل خلق میخورانیم. از باطن سادات موسویه دفع بلا خواهد شد. از جانب شما هم ملتمس دعا هستیم که دولتخواهی فرمودید. زیاده زحمتی نیست.»
فقط خدا میداند سید قطبالدین بیچاره از دریافت این پاسخ پر طعنه چه حال خرابی یافته و چه آهی کشیده است . اما شاید این روزها ناصحان حکومت فعلی هم بتوانند حال او را درک کنند. آنها از بزرگی برنامههایی که برای خفه کردن ایران تدارک شده میگویند، حکومت از پختن آش برای اسرائیل و برای زنان و دخترکان بی حجاب حرف می زند.
بدیهی است نه ضعف و فتور و نه خلقیات شاه سلطان حسینی در حکومت امروز ایران نیست. اگر زبان این حکومت به دعا وصلاست، اما پایش روی زمین است : حواسش به اقتصاد یا امنیت ملی یا توسعه و آینده کشور نیست، اما شش دانگ به امنیت و بقای خودش هست . پس چرا این کارها را میکند و آدرس عوضی میدهد؟ شنیده است با داشتن پانزده درصد جامعه میتوان حکومت را سرپا نگه داشت؟ درست شنیده ولی به شرطی که هشتاد وپنج درصد بقیه را به حال خودش بگذارد و بازوی سرکوبش را برای آنها که جرات میکنند در برابرش بایستند به کار ببرد و نه مردمانی که فقط میخواهند زندگی کنند و کاری به کار حکومت ندارند. واقعا قابل درک نیست که وقتی در چند جبهه خارجی درگیر هستیم چرا باید به دنبال یقه گیری مردم خودمان باشیم؟ آیا باید برای پاسخ به این پرسشها دنبال جوابهای شوم باشیم؟
یکبار دیگر میگوئیم : ایالات متحده طالبان را رام خود کرد و هاب اصلی تروریسم بنیادگرا را درشرق ایران پدید آورد . یکی از اهداف اصلی آن ایران است . ستون پنجم کافی هم در ایران هست که دارد نقاب از چهره برمیگیرد. اسرائیل در همسایگی بلافصل ایران حضور دارد، و خطرات دیگری هم در چند نقطه دیگر هست که فعلا بماند... غفلتهای پی درپی حکومت از خطرات واقعی، به تعداد خارج از شمارش رسیده است . گسیل نیروهایی که باید از مرزها دفاع کنند به خیابان برای ترساندن زنان تکرار چند باره لشگر کشی علیه جامعه است . شکست میخورد و متاسفانه کشور را هم ضعیف میکند.
شما دیگر صاحب همه این کشور نیستید!
🆔@jameeno
👍33👌2
#در_کرانه_روز
🏷️ لو رفته ، لغو شود!
طی روزهای اخیر، فضای رسانهای داخلی و گاهی خارجی، شبها گویای نقطه صفر حمله نظامی ایران است و روزها نشانی از این جنس خبرها نیست و حتی از تلاش طرفین برای تنشزدایی حکایت میکنند.
اطلاعات دقیقی از پشتپردهها موجود نیست اما مشخص است حاکمیت از دامن زدن به فضای شبانگاهی، ناخوشنود نیست، شاید به این علت که فشار روانی به اسراییل و حامیانش وارد کند تا امتیاز بیشتری از میانجیها بگیرد، دلخوشی ولو کوتاه مدت به پایگاه اجتماعی داخلی خود بدهد، زمان بخرد و آنان را تا آیندهای نامعلوم که شاید هرگز فرا نرسد، امیدوار نگهدارد.
اگر این تحلیل درست باشدکه اسرائیل خواهان تشدید درگیری با ایران تاحد درگیر کردن اجباری دیگران هست، عاقلانه خواهد بود که حکومت کلا بیخیال شود و راه دیگری برای بیرون آمدن از این آچمز خودساخته جستجو کند. مساله مهم در هنگام انتقام کشی همواره این است که بتوانیم بدانیم بعد از آن چه میشود و ایا قدرت کنترل رخدادها را داریم یا نه . در واقع باید هر نقشه و طرحی، گام دوم و سوم (پلن بی و پلن سی) داشته باشد . حماس در هفتم اکتبرمحاسبهای جز به هم زدن صلح عربستان - اسرائیل و گروگانگیری برای آزاد کردن اسرایش نداشت... موقعیت حاضر حاصل آن است که دوبار فکر نکرده بود. ما به بعدش فکر کنیم !
یک گمانه خیلی بعید هم میتواند این باشد که اسراییل را در انبوه خبرهای حملات قریبالوقوع غرق کنند تا حساسیت تلآویو به این جنس خبرها کاهش یابد و سپس با استفاده از اصل غافلگیری، ضربهای وارد کنند.
از سوی دیگر، دهها نشانه در دست است که هم تحلیلها، هم تصمیم ها و هم تاکتیکها و جزئیات عملیاتی که درباره امکان انجام آنها بررسی شده لو رفته است . اگر خیالی هست، لو رفته و عقلا عملیاتی را که لو رفته لغو میکنند.
لغو کنید و فعلا به همان فشاری که نیابتی وارد میکنند بسنده کنید. کسی جز تعدادی جوان متوهم اعتراض نمیکند. آن کسانی هم که بی دست وپایی شما را به سخره میگیرند از جای دیگر دلگیرند و موافق توسعه درگیری نیستند
عقلا عملیات لو رفته را لغو میکنند!
🆔@jameeno
🏷️ لو رفته ، لغو شود!
طی روزهای اخیر، فضای رسانهای داخلی و گاهی خارجی، شبها گویای نقطه صفر حمله نظامی ایران است و روزها نشانی از این جنس خبرها نیست و حتی از تلاش طرفین برای تنشزدایی حکایت میکنند.
اطلاعات دقیقی از پشتپردهها موجود نیست اما مشخص است حاکمیت از دامن زدن به فضای شبانگاهی، ناخوشنود نیست، شاید به این علت که فشار روانی به اسراییل و حامیانش وارد کند تا امتیاز بیشتری از میانجیها بگیرد، دلخوشی ولو کوتاه مدت به پایگاه اجتماعی داخلی خود بدهد، زمان بخرد و آنان را تا آیندهای نامعلوم که شاید هرگز فرا نرسد، امیدوار نگهدارد.
اگر این تحلیل درست باشدکه اسرائیل خواهان تشدید درگیری با ایران تاحد درگیر کردن اجباری دیگران هست، عاقلانه خواهد بود که حکومت کلا بیخیال شود و راه دیگری برای بیرون آمدن از این آچمز خودساخته جستجو کند. مساله مهم در هنگام انتقام کشی همواره این است که بتوانیم بدانیم بعد از آن چه میشود و ایا قدرت کنترل رخدادها را داریم یا نه . در واقع باید هر نقشه و طرحی، گام دوم و سوم (پلن بی و پلن سی) داشته باشد . حماس در هفتم اکتبرمحاسبهای جز به هم زدن صلح عربستان - اسرائیل و گروگانگیری برای آزاد کردن اسرایش نداشت... موقعیت حاضر حاصل آن است که دوبار فکر نکرده بود. ما به بعدش فکر کنیم !
یک گمانه خیلی بعید هم میتواند این باشد که اسراییل را در انبوه خبرهای حملات قریبالوقوع غرق کنند تا حساسیت تلآویو به این جنس خبرها کاهش یابد و سپس با استفاده از اصل غافلگیری، ضربهای وارد کنند.
از سوی دیگر، دهها نشانه در دست است که هم تحلیلها، هم تصمیم ها و هم تاکتیکها و جزئیات عملیاتی که درباره امکان انجام آنها بررسی شده لو رفته است . اگر خیالی هست، لو رفته و عقلا عملیاتی را که لو رفته لغو میکنند.
لغو کنید و فعلا به همان فشاری که نیابتی وارد میکنند بسنده کنید. کسی جز تعدادی جوان متوهم اعتراض نمیکند. آن کسانی هم که بی دست وپایی شما را به سخره میگیرند از جای دیگر دلگیرند و موافق توسعه درگیری نیستند
عقلا عملیات لو رفته را لغو میکنند!
🆔@jameeno
👍29👎2🙏1