مطلب اشتباهی در کانال منتشرشد که بخشی از گفتگو با یک دوست بود. حذف کردیم. پوزش از همراهان .
😁5🙏4😐2
#الف
🏷 توطئهی افغانی!
🖊 شورای سردبیری:
توطئهی ضدملی دومی که در الف پیشین قول نوشتن دربارهاش را دادیم به حضور افعانها در ایران مربوط است. این روزها فضا پر است از سمپاشی علیه افعانهای ساکن ایران و متقابلا نالهی افغانها و نفرینکردن ایرانیان بهخاطر بدرفتاری با آنان یا کسانی که ادعامیکنند افغاناند. حجم تبلیعات واقعا زیاد است و غالبا پرسیدهمیشود تعداد واقعی آنها درواقع چقدر است و چرا میباید در ایران باشند؟ حکومت هم بسیار متناقض رفتارمیکند و نه دربارهی تعداد و نه درمورد چرایی حضور آنها و علت بیمیلی به حل مشکل اطلاعات دقیق نمیدهد و هرمقامی حرفیمیزند.
ما البته درمورد اینمسئله بهکرات و از روزی که ایالاتمتحد طالبان را برسرکارآورد حرفزدهایم. خلاصه و فشرده آن حرفها در چهارسال اخیر اینهاست:
- طالبان و ایالاتمتحد درنهایت افغانستان را به هاب اعظم تروریسم بنیادگرا تبدیلمیکنند. آماج اصلی این تروریسم ایران است.
- افعانان مقیم ایران اشخاص زحمتکش و شریفیاند اما بهخاطر خطر حکومتشان برای امنیت ایران میباید بهفوریت ایران را ترککنند تا تحرکات سوء در مرزهای شرقی قابلکنترل باشد.
- ایران میباید یکنوار امنیتی به عرض حداقل بیستکیلومتری در خاک افغانستان برای خود درنظربگیرد و هرگونه تحرک را در ایننوار رصدکند.
- حکومت میباید بخشی از توجه، بودجه و نیروی نطامی و اطلاعاتی خود را که درگیر مرزغربی و نیابتیهای عرب است به مرزشرقی متوجهکند.
- حکومت میباید کارفرمای ایرانی بهکارگیرندهی کارگر غیرقانونی افغان را مجرم دانسته و برخورد بسیارسختگیرانه داشتهباشد.
- بابت کارگران مجاز دارای خانوادهی همراه در ایران میباید حقبیمه پرداختشود و اینگروه موردحمایت آموزشی و بهداشتی قرارگیرند.
- حکومت میباید از اقامت افراد پشتون در ایران کلا جلوگیریکند.
- حکومت نمیباید از افغانها لشگر تشکیلدهد و کسانی را که برای جنگ با داعش یا کمک به سوریه و مانند آن متشکلکرده در محل مورداستفاده مستقرکند.
- حکومت میباید هنگام اخراج افعانها شأن انسانی آنها و خانوادههایشان را کاملا رعایتکند و جابجایی را در کمال نظم و احترام به حقوق انسانی افغانها انجامدهد.
- مشکل، افغانها نیستند؛ حکومت است: بهجای نفرت از افعانها میباید از حکومت بخواهیم مسئله را حلکند.
علت اینتاکیدات را بهتفصیل گفتهایم: افغان برای گردش به ایران نمیآید و هر افغان که در ایران است از جایی حقوق دریافتمیکند. دریافت فقط از پنج محل ممکن است: کارفرمای ایرانی، کسبوکار غیرمجاز، حوزههای علمیه، نیروهای نظامی ایران و مهمتر از همه: سرویسهای تروریستی طالبان! پس چهارمنبع درآمدی و حیاتی برای ماندن افغانها در خاک ایران است و دستگاه بوروکراتیک و سازمانهای حکومت هر چهارمنبع را در کنترل دقیق دارند. معنی اینوضعیت آناستکه حضور افغانها در ایران یکپروژهی حکومتی و تحتکنترل است. علت حضور آنها در ایران اینهاست:
- کارفرمای ایرانی برای آنها حقبیمه و عیدی و سنوات نمیدهد، زحمتکشاند و بدون پول اضافی جای نگهبان هم کارمیکنند. در اینمورد رفتارمان مثل سرمایهداری کثیف ایالاتمتحد با کارگران غیرقانونی مکزیکی، ضد کارگر ایرانی و شرمآور است.
- بیشترین داوطلبان طلبگی در حوزههای علمیه افغانیاند؛ چون ایرانیان بهدلایلی میل به طلبهشدن ندارند. شمار طلبههای خارجی حدود 50هزارنفر برآوردشده که همه از دولت ایران حقوقمیگیرند. قصد ابتدایی بسط نفود فرهنگی ایران بوده ولی به انحراف رفتهاست. مثلا چینیها برای تربیت مترجم زبان فارسی دانشجویان را بهعنوان طلبه به ایران میفرستد تا فارسی را در محل و رایگان یادبگیرند.
- نیروهای نظامی ایران تعداد نامشخصی از افغانها را تحتعنوان لشگر فاطمیون زیر کنترل خود دارند که گویا زمانی در سوریه از حکومت اسد دفاعمیکردند. معلومنیست اینگروه الان چندنفرند؟ کجایند؟ و چه ماموریتی دارند؟ اینگمان وجوددارد که استفاده از آنها در درگیریهای احتمالی داخلی دور از انتطار نیست و اگر چنینباشد امری ننگآلود است که بحث جداگانه میطلبد. بخشی از ماندگاری افغانها و استقبال از دستهی غیرقانونی آنها (وحشتزده، بیپناه، مجبور، آسیبپذیر، بیامید و درنتیجه حاضر به هرکار بیرحمانهای) بههمیندلیل است. کارفرمایان ضدبشر و بیوطن و طمعکار نیز بههمیندلایل از کارگر افغان استقبالمیکنند.
بهواقع حضور بیضابط افغانها در ایران برای همیننوع استفادهای کثیف است.
وجه توطئهآمیزتر اینعملیات کثیف تزریق نفرت بین ایرانیان و افغانهاست. نفرت و ترس بیرحمی را تشدیدمیکند. یکافغان متنفر از ایرانیانی که تحقیرشمیکنند میتواند مناسبترین نفر برای حمل شاتگان و ساچمهزن باشد. میتواند شلیککند، تجاوزکند، خفهکند و سرببرد. توطئهی ضدملی کثیفی است!
🆔@jameeno
🏷 توطئهی افغانی!
🖊 شورای سردبیری:
توطئهی ضدملی دومی که در الف پیشین قول نوشتن دربارهاش را دادیم به حضور افعانها در ایران مربوط است. این روزها فضا پر است از سمپاشی علیه افعانهای ساکن ایران و متقابلا نالهی افغانها و نفرینکردن ایرانیان بهخاطر بدرفتاری با آنان یا کسانی که ادعامیکنند افغاناند. حجم تبلیعات واقعا زیاد است و غالبا پرسیدهمیشود تعداد واقعی آنها درواقع چقدر است و چرا میباید در ایران باشند؟ حکومت هم بسیار متناقض رفتارمیکند و نه دربارهی تعداد و نه درمورد چرایی حضور آنها و علت بیمیلی به حل مشکل اطلاعات دقیق نمیدهد و هرمقامی حرفیمیزند.
ما البته درمورد اینمسئله بهکرات و از روزی که ایالاتمتحد طالبان را برسرکارآورد حرفزدهایم. خلاصه و فشرده آن حرفها در چهارسال اخیر اینهاست:
- طالبان و ایالاتمتحد درنهایت افغانستان را به هاب اعظم تروریسم بنیادگرا تبدیلمیکنند. آماج اصلی این تروریسم ایران است.
- افعانان مقیم ایران اشخاص زحمتکش و شریفیاند اما بهخاطر خطر حکومتشان برای امنیت ایران میباید بهفوریت ایران را ترککنند تا تحرکات سوء در مرزهای شرقی قابلکنترل باشد.
- ایران میباید یکنوار امنیتی به عرض حداقل بیستکیلومتری در خاک افغانستان برای خود درنظربگیرد و هرگونه تحرک را در ایننوار رصدکند.
- حکومت میباید بخشی از توجه، بودجه و نیروی نطامی و اطلاعاتی خود را که درگیر مرزغربی و نیابتیهای عرب است به مرزشرقی متوجهکند.
- حکومت میباید کارفرمای ایرانی بهکارگیرندهی کارگر غیرقانونی افغان را مجرم دانسته و برخورد بسیارسختگیرانه داشتهباشد.
- بابت کارگران مجاز دارای خانوادهی همراه در ایران میباید حقبیمه پرداختشود و اینگروه موردحمایت آموزشی و بهداشتی قرارگیرند.
- حکومت میباید از اقامت افراد پشتون در ایران کلا جلوگیریکند.
- حکومت نمیباید از افغانها لشگر تشکیلدهد و کسانی را که برای جنگ با داعش یا کمک به سوریه و مانند آن متشکلکرده در محل مورداستفاده مستقرکند.
- حکومت میباید هنگام اخراج افعانها شأن انسانی آنها و خانوادههایشان را کاملا رعایتکند و جابجایی را در کمال نظم و احترام به حقوق انسانی افغانها انجامدهد.
- مشکل، افغانها نیستند؛ حکومت است: بهجای نفرت از افعانها میباید از حکومت بخواهیم مسئله را حلکند.
علت اینتاکیدات را بهتفصیل گفتهایم: افغان برای گردش به ایران نمیآید و هر افغان که در ایران است از جایی حقوق دریافتمیکند. دریافت فقط از پنج محل ممکن است: کارفرمای ایرانی، کسبوکار غیرمجاز، حوزههای علمیه، نیروهای نظامی ایران و مهمتر از همه: سرویسهای تروریستی طالبان! پس چهارمنبع درآمدی و حیاتی برای ماندن افغانها در خاک ایران است و دستگاه بوروکراتیک و سازمانهای حکومت هر چهارمنبع را در کنترل دقیق دارند. معنی اینوضعیت آناستکه حضور افغانها در ایران یکپروژهی حکومتی و تحتکنترل است. علت حضور آنها در ایران اینهاست:
- کارفرمای ایرانی برای آنها حقبیمه و عیدی و سنوات نمیدهد، زحمتکشاند و بدون پول اضافی جای نگهبان هم کارمیکنند. در اینمورد رفتارمان مثل سرمایهداری کثیف ایالاتمتحد با کارگران غیرقانونی مکزیکی، ضد کارگر ایرانی و شرمآور است.
- بیشترین داوطلبان طلبگی در حوزههای علمیه افغانیاند؛ چون ایرانیان بهدلایلی میل به طلبهشدن ندارند. شمار طلبههای خارجی حدود 50هزارنفر برآوردشده که همه از دولت ایران حقوقمیگیرند. قصد ابتدایی بسط نفود فرهنگی ایران بوده ولی به انحراف رفتهاست. مثلا چینیها برای تربیت مترجم زبان فارسی دانشجویان را بهعنوان طلبه به ایران میفرستد تا فارسی را در محل و رایگان یادبگیرند.
- نیروهای نظامی ایران تعداد نامشخصی از افغانها را تحتعنوان لشگر فاطمیون زیر کنترل خود دارند که گویا زمانی در سوریه از حکومت اسد دفاعمیکردند. معلومنیست اینگروه الان چندنفرند؟ کجایند؟ و چه ماموریتی دارند؟ اینگمان وجوددارد که استفاده از آنها در درگیریهای احتمالی داخلی دور از انتطار نیست و اگر چنینباشد امری ننگآلود است که بحث جداگانه میطلبد. بخشی از ماندگاری افغانها و استقبال از دستهی غیرقانونی آنها (وحشتزده، بیپناه، مجبور، آسیبپذیر، بیامید و درنتیجه حاضر به هرکار بیرحمانهای) بههمیندلیل است. کارفرمایان ضدبشر و بیوطن و طمعکار نیز بههمیندلایل از کارگر افغان استقبالمیکنند.
بهواقع حضور بیضابط افغانها در ایران برای همیننوع استفادهای کثیف است.
وجه توطئهآمیزتر اینعملیات کثیف تزریق نفرت بین ایرانیان و افغانهاست. نفرت و ترس بیرحمی را تشدیدمیکند. یکافغان متنفر از ایرانیانی که تحقیرشمیکنند میتواند مناسبترین نفر برای حمل شاتگان و ساچمهزن باشد. میتواند شلیککند، تجاوزکند، خفهکند و سرببرد. توطئهی ضدملی کثیفی است!
🆔@jameeno
Telegram
جامعه نو
#الف
🏷 پزشکیان زیرآبمیزند!
🖊 شورای سردبیری:
مدتیاست دوجریان موذی در کشور مشاهدهمیشود که نمیتوانیم به آنها ظن توطئهی داخلی نداشتهباشیم: ایندوجریان که از یکآبشخور سیرابمیشوند و هردو ردای ملیگرایی افراطی بهتندارند بسیارمشکوک و پرداختهی یکتوطئهی…
🏷 پزشکیان زیرآبمیزند!
🖊 شورای سردبیری:
مدتیاست دوجریان موذی در کشور مشاهدهمیشود که نمیتوانیم به آنها ظن توطئهی داخلی نداشتهباشیم: ایندوجریان که از یکآبشخور سیرابمیشوند و هردو ردای ملیگرایی افراطی بهتندارند بسیارمشکوک و پرداختهی یکتوطئهی…
👍26❤1👎1
نشر نی برگزار میکند:
جلسهی نقد و بررسی کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
نوشتهی آکسل هونت
ترجمهی محمد نبوی
با حضور:
کمال اطهاری
حسین مصباحیان
آزاده شعبانی
محسن آزموده
زمان: سهشنبه 29آبانماه، ساعت 18
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک20، ساختمان نشر نی، طبقهی پنجم
▫️ورود برای عموم آزاد است.
اطلاعات بیشتر در: @neypub
جلسهی نقد و بررسی کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
نوشتهی آکسل هونت
ترجمهی محمد نبوی
با حضور:
کمال اطهاری
حسین مصباحیان
آزاده شعبانی
محسن آزموده
زمان: سهشنبه 29آبانماه، ساعت 18
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک20، ساختمان نشر نی، طبقهی پنجم
▫️ورود برای عموم آزاد است.
اطلاعات بیشتر در: @neypub
👍7❤1
#در_کرانه_روز
🏷 علت بازگشت لاریجانیها!
احتمال اینکه علی لاریجانی به عرصهی سیاست بازگردد زیاد است؛ چون احتمال اینکه رئیسجمهوری شود منتفیشدهاست و اینبازگشت احتمالی و قرارگرفتن حتی در موقعیت مقامات ارشد بهخاطر آن است که (باز هم: احتمالا) رهبر بعدی کشور مشخص و جایگاهش تثبیت و مستحکمشدهاست.
علت رد صلاحیتها و دورنگهداشتهشدن علی لاریجانی را از جایگاههای ارشد که کمیپیچیده است ما در سهسالپیش توضیحدادهبودیم. خلاصهاش ایناست که باتوجه به ریاست صادق لاریجانی بر مجمع تشخیصمصلحتنظام رئیسجمهوریشدن علی لاریجانی احتمال قرارگرفتن دونفر را از خاندان لاریجانی در شورایموقت سهنفرهی رهبری پدید میآورد که مناسبنبود. چهاینکه آن شورا مرکب از رئیسجمهوری، رئیس قوهیقضائیه و یکیاز فقهای شوراینگهبان بهانتخاب مجمع تشخیصمصلحتنظام خواهد بود. علت دوبار ردشدن صلاحیت علی لاریجانی را در انتخابات ریاستجمهوری که استعفای برادربزرگترش از عضویت در شوراینگهبان هم مرتفعشنکرد (که ظاهراً حضور محتمل برادر کوچکتر یک گزینهی محتمل رهبری هم پذیرفتنی نبود)، در الف «سایهها» و «علت دلایل جفنگ» در تابستان1400 آوردهایم (میتوانید با کلیک روی عنوان الفها بخوانیدشان).
شرایط کنونی و بازگشت بیمانع لاریجانی حاوی درستی آنگمانه سهسالپیش است (هرچند دیگر اهمیتی ندارد) و اشارهای به ایننکته مهم که حالا حضور همهی مقامات استخواندار و قدیمی نظام در داخل لوکوموتیوی که قطار نظام به آن وصلشده موردنیاز است.
🆔@jameeno
🏷 علت بازگشت لاریجانیها!
احتمال اینکه علی لاریجانی به عرصهی سیاست بازگردد زیاد است؛ چون احتمال اینکه رئیسجمهوری شود منتفیشدهاست و اینبازگشت احتمالی و قرارگرفتن حتی در موقعیت مقامات ارشد بهخاطر آن است که (باز هم: احتمالا) رهبر بعدی کشور مشخص و جایگاهش تثبیت و مستحکمشدهاست.
علت رد صلاحیتها و دورنگهداشتهشدن علی لاریجانی را از جایگاههای ارشد که کمیپیچیده است ما در سهسالپیش توضیحدادهبودیم. خلاصهاش ایناست که باتوجه به ریاست صادق لاریجانی بر مجمع تشخیصمصلحتنظام رئیسجمهوریشدن علی لاریجانی احتمال قرارگرفتن دونفر را از خاندان لاریجانی در شورایموقت سهنفرهی رهبری پدید میآورد که مناسبنبود. چهاینکه آن شورا مرکب از رئیسجمهوری، رئیس قوهیقضائیه و یکیاز فقهای شوراینگهبان بهانتخاب مجمع تشخیصمصلحتنظام خواهد بود. علت دوبار ردشدن صلاحیت علی لاریجانی را در انتخابات ریاستجمهوری که استعفای برادربزرگترش از عضویت در شوراینگهبان هم مرتفعشنکرد (که ظاهراً حضور محتمل برادر کوچکتر یک گزینهی محتمل رهبری هم پذیرفتنی نبود)، در الف «سایهها» و «علت دلایل جفنگ» در تابستان1400 آوردهایم (میتوانید با کلیک روی عنوان الفها بخوانیدشان).
شرایط کنونی و بازگشت بیمانع لاریجانی حاوی درستی آنگمانه سهسالپیش است (هرچند دیگر اهمیتی ندارد) و اشارهای به ایننکته مهم که حالا حضور همهی مقامات استخواندار و قدیمی نظام در داخل لوکوموتیوی که قطار نظام به آن وصلشده موردنیاز است.
🆔@jameeno
Telegram
جامعه نو
#الف
🔺سایهها!
شورای سردبیری: قطار انتخابات ریاستجمهوری به مقصد رسید. بسیاری از ما ازهمان اول از مقصدش آگاه بودیم اما درباره اینکه ازکدام مسیر به مقصد میرسدگیج میزدیم و نقشه مهندسی را صفحه پازلی میدیدیم که برخی اجزایش مشخص یا پیدا نمیشد. حالا میتوانیم…
🔺سایهها!
شورای سردبیری: قطار انتخابات ریاستجمهوری به مقصد رسید. بسیاری از ما ازهمان اول از مقصدش آگاه بودیم اما درباره اینکه ازکدام مسیر به مقصد میرسدگیج میزدیم و نقشه مهندسی را صفحه پازلی میدیدیم که برخی اجزایش مشخص یا پیدا نمیشد. حالا میتوانیم…
👍20
#معرفی_مجله 🗞
🏷 از روزگارِ سختِ موسیقی تا هنر اعتراضی در «تجربه» آبان
شمارهی سیوپنج دورهی جدید مجلهی «تجربه» با گفتوگویی تفصیلی با فرهاد فخرالدینی موسیقیدان و رهبر ارکستر، صفحاتی دربارهی «هنر اعتراضی» و گفتوگویی بلند با محمد مالجو منتشر شد.
مدیرمسئول «تجربه» کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را برعهدهدارد. سما بابایی هم دبیر تحریریهی «تجربه» است. عکسجلد از علیرضا سلطانی است.
فهرست آنچه را که در این شماره خواهید خواند، در instant view ببینید.
🏷 از روزگارِ سختِ موسیقی تا هنر اعتراضی در «تجربه» آبان
شمارهی سیوپنج دورهی جدید مجلهی «تجربه» با گفتوگویی تفصیلی با فرهاد فخرالدینی موسیقیدان و رهبر ارکستر، صفحاتی دربارهی «هنر اعتراضی» و گفتوگویی بلند با محمد مالجو منتشر شد.
مدیرمسئول «تجربه» کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را برعهدهدارد. سما بابایی هم دبیر تحریریهی «تجربه» است. عکسجلد از علیرضا سلطانی است.
فهرست آنچه را که در این شماره خواهید خواند، در instant view ببینید.
👍4
#الف
🏷 بجنب جناب!
🖊 شورای سردبیری:
رفتار رئیسجمهوریمان عصبیکننده شدهاست و علتش انتقال بخشیاز فشاری که به او میآید به ملت است. اطرافیانش دروغمیگویند و او که میخواهد مثل خاتمی باشد و دروغگو نباشد مجبوراست برای مردم قسم و آیه بیاورد که دروغنمیگوید. بیایید نگاهی ازنزدیک به مشکلاتش بکنیم بدون آنکه قصد توجیه داشتهباشیم.
او آگاه است و ما هم میدانیم اشخاصی که ابقاکرده، پستشان را عوضکرده یا از لیستانتظار رقیب بیرونکشیده و فضاداده از کمهوشترین بقایای سبد مقامات جناح نادان و شکستخوردهی این حکومتاند. دولت قبلی و کسانی که در سازمانها بالاکشیدهشدند تهمانده آدمهای درجهسه و کمهوش سبد مقامات اداری و بوروکراتیک کشور و برخی بهکلی پرتبودند. پزشکیان بخشیاز آنها را نگهداشت ولی بهعلت همان کمهوشی فکرکردند او آنقدر بیمقدار است که یکی آنبالا لیست داده دستش تا اینعزیزان را روی دوش او عزیزتر کند و دستشان باز است که همان باشند که بودهاند. آنها شعور درک کاری را که پزشکیان برای برهمزدن بساط مخرب باندبازی و ارادتسالاری و کیفکشی و رفیقبازی و آویزانبودن کرد ندارند. برداشت آنها از وفاقملی علیلدیدن پزشکیان و بهفرمودهعملکردن اوست.
اخیراً یکیاز توطئههای آنها درمورد سوخت از پرده بیرونافتاده و نشانمیدهد هیچدرکی درمورد امورات مهمه و سرنوشت کشور و حتی عاقبت خود ندارند. هنگامی که بعداز انتخابات دورهی انتقالی را کشدادند و هرروز از چندجا خبررسید که زیر سایهی معاوناول سابق دارند جابجایی و تصمیمسازی مشکوک میکنند جامعهنو دربارهی این کشدادن هشدارداد که البته محلاعتنا نبود. آندوره گذشت و پزشکیان که میبایست وفاقملی را در آنبالا به پایان توطئه علیه دولت جدید و همکاری با برنامهی آن ترجمهمیکرد به ابقای عناصر دولتی تعبیرشکرد که نادانی، دروغگویی و سرقت 3/5میلیاردی نقاط برجستهاش بود.
حالا اجزای آندولت بغل پزشکیان رسوبکردهاند و اگر او گوششان را نگیرد و از خر پیادهنکند و حالیشاننکند که دلیل کارش در نگهداشتن آنها چه بود و هست، چنان در کاسهاش میگذارند که کارنامهاش از نفر قبلی هم بسیار سیاهتر باشد. بهجای تکرار دائم «ما میباید باهم کارکنیم و دعوانکنیم و بسازیم و...» میباید اینها را صداکند و اگر نفهمیدند منظورش از وفاقملی چه بوده و چرا به آنها فرصت دادهشده از دستگاه بیرونشان کند.
فعلا یکنکتهی دیگر هم هست. رئیسجمهوری اخیراً تکرارکرده که «دروغنمیگوید». رک و خیلی خودمانی بگوییم که بسیار خوب است؛ مثل خاتمی خواهدبود و [انشاءالله] دومین رئیسجمهوری که دروغگو نیست. ولی دروغگونبودن برای راستگوبودن کافی نیست! در سیاست گفتن نیمیاز حقیقت از دروغ بدتر است. عیبیندارد که گفت علت قطعبرق نبودن سوخت است و نگفت علت نبود سوخت خیانت اعضای دولت قبلی است؛ دنبال دعوا نیست و اینبزرگواریها پذیرفته است.
اما درمورد فیلترینگ میباید صراحت داشتهباشد و نیمیاز حقیقت را نگوید. مجید انصاری و سخنگویش که رسمی و متواتر در اینمورد دروغ را میگویند که «علت رفعنشدن فیلترینگ مافیای فیلترشکن است!». عیبیندارد اگر پزشکیان بگوید مانع رفع فیلترینگ مسائل فنی نیست؛ انسداد سیاسی است و دارد برسرش چانهمیزند. عیبیندارد این را بگوید؛ چون دارد برسر آنلایحهی موی زنان هم چانهمیزند و لابد برای تامین بودجهی «کلینیک درمان بیحجابی» هم زیر فشار است و برای دادن پول جذب طلبه از آفریقا و چین برای حوزههای علمیه خالیمانده هم گیرکرده و...
اینها را نگوید و به کرم و لطف امید ببندد، فشار پاییندست را با شعاردادن کاهشبدهد و به چانهزنی صرف در بالا و لابی پشتپرده قناعتکند نهایتش آن میشود که برایش نیامده: ملت گردنِ گرو گذاشتهاش را به او پس میدهند و آن میشود که هیچکدام از ما نمیخواهدش.
آقایپزشکیان،
اگر زیادی تحملکنی همانانفجار محتملت رخمیدهد که قبلا گفتهایم: یا در جنگ وجدان و مصلحتهای سرشار از منافع کثیف دیگران پیروز و مجبور میشوی کتت را برداری و بزنیبیرون (که البته هزینهی سنگین برایت دارد)، یا وجدانت کممیآورد و در مقام کمکیفیتترین آدمی که به پاستور رفته همان کارگزار بیوجودی میشوی که آنها دستهجمعی میپندارند. خوددانی!
🆔@jameeno
🏷 بجنب جناب!
🖊 شورای سردبیری:
رفتار رئیسجمهوریمان عصبیکننده شدهاست و علتش انتقال بخشیاز فشاری که به او میآید به ملت است. اطرافیانش دروغمیگویند و او که میخواهد مثل خاتمی باشد و دروغگو نباشد مجبوراست برای مردم قسم و آیه بیاورد که دروغنمیگوید. بیایید نگاهی ازنزدیک به مشکلاتش بکنیم بدون آنکه قصد توجیه داشتهباشیم.
او آگاه است و ما هم میدانیم اشخاصی که ابقاکرده، پستشان را عوضکرده یا از لیستانتظار رقیب بیرونکشیده و فضاداده از کمهوشترین بقایای سبد مقامات جناح نادان و شکستخوردهی این حکومتاند. دولت قبلی و کسانی که در سازمانها بالاکشیدهشدند تهمانده آدمهای درجهسه و کمهوش سبد مقامات اداری و بوروکراتیک کشور و برخی بهکلی پرتبودند. پزشکیان بخشیاز آنها را نگهداشت ولی بهعلت همان کمهوشی فکرکردند او آنقدر بیمقدار است که یکی آنبالا لیست داده دستش تا اینعزیزان را روی دوش او عزیزتر کند و دستشان باز است که همان باشند که بودهاند. آنها شعور درک کاری را که پزشکیان برای برهمزدن بساط مخرب باندبازی و ارادتسالاری و کیفکشی و رفیقبازی و آویزانبودن کرد ندارند. برداشت آنها از وفاقملی علیلدیدن پزشکیان و بهفرمودهعملکردن اوست.
اخیراً یکیاز توطئههای آنها درمورد سوخت از پرده بیرونافتاده و نشانمیدهد هیچدرکی درمورد امورات مهمه و سرنوشت کشور و حتی عاقبت خود ندارند. هنگامی که بعداز انتخابات دورهی انتقالی را کشدادند و هرروز از چندجا خبررسید که زیر سایهی معاوناول سابق دارند جابجایی و تصمیمسازی مشکوک میکنند جامعهنو دربارهی این کشدادن هشدارداد که البته محلاعتنا نبود. آندوره گذشت و پزشکیان که میبایست وفاقملی را در آنبالا به پایان توطئه علیه دولت جدید و همکاری با برنامهی آن ترجمهمیکرد به ابقای عناصر دولتی تعبیرشکرد که نادانی، دروغگویی و سرقت 3/5میلیاردی نقاط برجستهاش بود.
حالا اجزای آندولت بغل پزشکیان رسوبکردهاند و اگر او گوششان را نگیرد و از خر پیادهنکند و حالیشاننکند که دلیل کارش در نگهداشتن آنها چه بود و هست، چنان در کاسهاش میگذارند که کارنامهاش از نفر قبلی هم بسیار سیاهتر باشد. بهجای تکرار دائم «ما میباید باهم کارکنیم و دعوانکنیم و بسازیم و...» میباید اینها را صداکند و اگر نفهمیدند منظورش از وفاقملی چه بوده و چرا به آنها فرصت دادهشده از دستگاه بیرونشان کند.
فعلا یکنکتهی دیگر هم هست. رئیسجمهوری اخیراً تکرارکرده که «دروغنمیگوید». رک و خیلی خودمانی بگوییم که بسیار خوب است؛ مثل خاتمی خواهدبود و [انشاءالله] دومین رئیسجمهوری که دروغگو نیست. ولی دروغگونبودن برای راستگوبودن کافی نیست! در سیاست گفتن نیمیاز حقیقت از دروغ بدتر است. عیبیندارد که گفت علت قطعبرق نبودن سوخت است و نگفت علت نبود سوخت خیانت اعضای دولت قبلی است؛ دنبال دعوا نیست و اینبزرگواریها پذیرفته است.
اما درمورد فیلترینگ میباید صراحت داشتهباشد و نیمیاز حقیقت را نگوید. مجید انصاری و سخنگویش که رسمی و متواتر در اینمورد دروغ را میگویند که «علت رفعنشدن فیلترینگ مافیای فیلترشکن است!». عیبیندارد اگر پزشکیان بگوید مانع رفع فیلترینگ مسائل فنی نیست؛ انسداد سیاسی است و دارد برسرش چانهمیزند. عیبیندارد این را بگوید؛ چون دارد برسر آنلایحهی موی زنان هم چانهمیزند و لابد برای تامین بودجهی «کلینیک درمان بیحجابی» هم زیر فشار است و برای دادن پول جذب طلبه از آفریقا و چین برای حوزههای علمیه خالیمانده هم گیرکرده و...
اینها را نگوید و به کرم و لطف امید ببندد، فشار پاییندست را با شعاردادن کاهشبدهد و به چانهزنی صرف در بالا و لابی پشتپرده قناعتکند نهایتش آن میشود که برایش نیامده: ملت گردنِ گرو گذاشتهاش را به او پس میدهند و آن میشود که هیچکدام از ما نمیخواهدش.
آقایپزشکیان،
اگر زیادی تحملکنی همانانفجار محتملت رخمیدهد که قبلا گفتهایم: یا در جنگ وجدان و مصلحتهای سرشار از منافع کثیف دیگران پیروز و مجبور میشوی کتت را برداری و بزنیبیرون (که البته هزینهی سنگین برایت دارد)، یا وجدانت کممیآورد و در مقام کمکیفیتترین آدمی که به پاستور رفته همان کارگزار بیوجودی میشوی که آنها دستهجمعی میپندارند. خوددانی!
🆔@jameeno
👍40❤1👏1
#در_کرانه_روز
احتمال انجام عملیات تازهای از سوی ایران علیه اسرائیل به صفر میلکردهاست؛ زیرا اخذ تصمیم نهایی دربارهی رأی متمایل شورای ضامن امنیتملی برای انجام عملیات جدید در برابر اسرائیل، به نظر و رأی آقایپزشکیان واگذارشده و باتوجه به تحلیل او از وضعیت حاضر عملیات جدیدی علیه اسرائیل از سوی ایران انجامنخواهدشد... میتوانید فعلا آسوده بخوابید!
🆔@jameeno
احتمال انجام عملیات تازهای از سوی ایران علیه اسرائیل به صفر میلکردهاست؛ زیرا اخذ تصمیم نهایی دربارهی رأی متمایل شورای ضامن امنیتملی برای انجام عملیات جدید در برابر اسرائیل، به نظر و رأی آقایپزشکیان واگذارشده و باتوجه به تحلیل او از وضعیت حاضر عملیات جدیدی علیه اسرائیل از سوی ایران انجامنخواهدشد... میتوانید فعلا آسوده بخوابید!
🆔@jameeno
👍24❤2
#الف
🏷 گردنهی سختگذر رهبری
🖊 شورای سردبیری:
بهنظرمیرسد بهزودی کشمکشی بر سر رهبری در کشور درخواهدگرفت. اینکشمکش برای هیچکس خیر بهبارنخواهدآورد؛ حتی برای آنانی که فکرمیکنند جنگ درونی معادل پایان جمهوریاسلامی خواهدبود. بهعبارتدیگر راهافتادن جنگ قدرت عمر ایننظام را پایان نخواهدداد؛ بلکه شرارتی را که در ذات ساختار قدرت یک«non-state government» یعنی یک«سیستمِ هنوز-دولت-نشده» نهفتهاست آزادخواهدکرد.
برای عبور از اینوضعیت سرشار از مصیبت چندماهپیش و پیشاز آنکه دود آتش آغاز ایننبرد دربیاید مطلب مشروحی دربارهی مسئلهی رهبری بعد از آقایخامنهای و چرایی وجود بحران رهبری در بطن نظام و راه عبور از این بحران عرضهکردیم. اکنون که موضوع کمکم درحال داغشدن است بازخوانی آن مطلب و خواندن آن برای دوستانی که مطلب را ندیدهاند ضرورتمییابد.
بههرحال مسئلهی حساسی است و ممکناست همهی ما را، واقعا همهی ما و زندگیمان را، در خود درگیرکند. بنابراین همه میباید برای عبور ایمن از این گردنه موضعی داشتهباشند و وضعیت کشور را بهروشنی ببینند. این مقاله برای همین نگاشتهشدهاست. آنرا سرفرصت بخوانید.
متن کامل مطلب «عبور از معضل جانشینی» و راهحل پیشنهادی جامعهنو را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 گردنهی سختگذر رهبری
🖊 شورای سردبیری:
بهنظرمیرسد بهزودی کشمکشی بر سر رهبری در کشور درخواهدگرفت. اینکشمکش برای هیچکس خیر بهبارنخواهدآورد؛ حتی برای آنانی که فکرمیکنند جنگ درونی معادل پایان جمهوریاسلامی خواهدبود. بهعبارتدیگر راهافتادن جنگ قدرت عمر ایننظام را پایان نخواهدداد؛ بلکه شرارتی را که در ذات ساختار قدرت یک«non-state government» یعنی یک«سیستمِ هنوز-دولت-نشده» نهفتهاست آزادخواهدکرد.
برای عبور از اینوضعیت سرشار از مصیبت چندماهپیش و پیشاز آنکه دود آتش آغاز ایننبرد دربیاید مطلب مشروحی دربارهی مسئلهی رهبری بعد از آقایخامنهای و چرایی وجود بحران رهبری در بطن نظام و راه عبور از این بحران عرضهکردیم. اکنون که موضوع کمکم درحال داغشدن است بازخوانی آن مطلب و خواندن آن برای دوستانی که مطلب را ندیدهاند ضرورتمییابد.
بههرحال مسئلهی حساسی است و ممکناست همهی ما را، واقعا همهی ما و زندگیمان را، در خود درگیرکند. بنابراین همه میباید برای عبور ایمن از این گردنه موضعی داشتهباشند و وضعیت کشور را بهروشنی ببینند. این مقاله برای همین نگاشتهشدهاست. آنرا سرفرصت بخوانید.
متن کامل مطلب «عبور از معضل جانشینی» و راهحل پیشنهادی جامعهنو را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
عبور از معضل جانشینی!
#الف دربارهی آیندهی کشور پس از نبود آقایخامنهای دیدگاههای بسیار متعارض وجود دارد و حتی برای برخی از افرادی هم که هیچ علقهای به داشتن سهم از قدرت ندارند، یک دغدغه و نگرانی بزرگ درحد مسائل بحرانخیزی چون جنگ داخلی و تهاجم خارجی است. علت این مسئله و دغدغه…
👍15
#الف
🏷 پولِ کی را کجا میبرند؟
🖊 تحریریه جامعهنو:
«ردّ پول را دنبالکن» عبارتی بود برجامانده از دیالوگهای فیلم معروف «همهی مردان رئیسجمهوری» در نزدیک به نیمقرنپیش. بعداً براساس آن ادبیات سیاسی، گروههای تحقیقی روزنامهنگاری، سریالهای معروف و روشی برای تحقیق دربارهی فساد دولتی در دنیا پدیدآمد. همانطور که شامهی تیز یکسگ برای رسیدن به نقطهی مخفیشدن یکجنایتکار اشتباهنمیکند، گرفتن رد پول هم همیشه ما را به جایی که دولتها (یعنی مالکان خزانهی پولهای یککشور) پول ملت را میبرند هدایتمیکند.. روشی عالی است.
البته امروز میخواهیم از اینروش برای درک رابطهی ایرانیها با حکومت استفادهکنیم. برای اینکار میباید به جنبهی پوشیده اینرابطه توجهکرد: خود حکومت، اعم از مقامات ارشد و مدیران و نمایندگانی که به مجلس میبرد، زایندهی یکشاهی از آنچه خرجمیکند نیست و هرنوع درآمدی که حاصلمیکند از جیب جامعه است: جیب و خزانهی پر از پول دولت (بهعنوان تکهای از حکومت) یا حاصل از دریافت مالیات مستقیم است و یا غیرمستقیم. جز درمورد عملیات قاچاق و پنهان امکانندارد خریدوفروشی ریز یا درشت بین مردم صورتگیرد و بخشی از مبلغ مبادلهشده درنهایت بهعنوان نوعیاز مالیات به خزانه سرازیرنشود. همهی آنچه حکومت بهعنوان هزینهی خدمات میگیرد نوعی مالیات است؛ زیرا مالکیت نهایی دستگاهی که خدمات میدهد (نیروگاه یا سازمانها، یا پلیس، یا فرودگاه، یا ارتش، یا جاده و امثالهم) ملی است و از درآمد ملی شکلگرفتهاست. درآمد نفت هم از منبعی ملی است که متعلق به عام است و دولت صددرصد سهم هرایرانی را بهعنوان مالیات بر درآمد برمیدارد!
از جنبهی نظری حتی اگر یکدولت ازطریق عملیات قاچاق درآمد کسبکند آندرآمد ملی است؛ زیرا توسط دستگاه ملیِ اداری کشور تولیدشدهاست. آخرینمنبع درآمد دولت چاپ پول و خلق اعتبار است که آن هم صددرصد متعلق به ملت است: دولتی که برای بودجه (که تمامش را از منابع یادشده میگیرد) دچار کسری میشود و پول اضافی هم چاپمیکند دارد از درآمد آیندهی همان مردم پول برمیدارد تا بهخیالخودش خرج امروز جامعه را بدهد. برای نمونه اگر میخواهید بدانید اوضاع کشور چقدر از نظر اقتصادی و ازبینرفتن امکان برعکسکردن روند تخریب خراب است و حکومت چقدر از آیندهی اینکشور خرج خود میکند میباید به این توجهکنید که هماکنون باتوجه به کسری بودجهی کنونی و عدمامکانرفع آن در بودجهی سالآینده سیستم ادارهی کشور هرروز برای هرایرانی حداقل25هزارتومان بدهی ایجادمیکند؛ زیرا حداقل یککسری 700هزارمیلیاردی بودجه دارد. مردم اینبدهی را حسنمیکنند؛ زیرا آن را ازطریق تورم و درقالب افزایش قیمتها (اجناس و خدمات خصوصی و دولتی) جبران و بازپرداختمیکنند.
نکتهی ظریف ایناستکه حکومتها هیچمنتی بر سر مردم ندارند و حتی به اندازهای که از تکتک مردم میگیرند به آنها خدمتنمیکنند؛ زیرا علاوهبر تأمین هزینهی خدمات عمومی به جامعه، دادن حقوق کارکنان و یارانه، هزینهی نظامی و حفظ امنیت، معمولاً لقمههای چربی به اعضای خود و بچهها و اقوامشان میدهند، طرحهای هوسبازانه پر از ریختوپاش اجرامیکنند، پول فراوان برای چهرهسازی از خودشان میدهند، هوسبازیهای سیاسی احمقانه یا ایدئولوژیک خارجی دارند (نفت مفت برای سوریه، خرجی مفت برای حزبالله، پیدا و چاقکردن مسلمان در بولیوی و تایلند، میهمانی پر خرج در خارج، بازسازی و توسعهی قبور در خارج کشور، دههاهزار طلبهی خارجی و هزار کار زائد و بیمجوز ملی دیگر).
بنابراین درنهایت خزانهی دولتها یکورودی دارد و یکخروجی که در درازمدت باهم برابر است. نکتهی غیرعادلانهاش ایناستکه کلورودی به خزانه از جیب مردم امروز و فرزندان آنها در آینده است، اما خروجیاش را حکومت تعیینمیکند که معمولاً از اختیاراتی که ملت به آن میدهد پافراترمیگذارد و علناً سوءاستفادهمیکند. درمورد ایران حکومت ما نهتنها پافراترمیگذارد بلکه با ازبینبردن دستگاههای ناظر، برکشیدن اشخاص نادان (به بهانهی متعهدبودن) درحال ویرانکردن خزانه و بدهکارکردن ملت برای آینده است. آن را معمولا بهگروگانبردن و فروختن آیندهی کودکان کشورها می نامند.
وظیفهی کسانی که میتوانند رد پول مبادلهشده بین حکومت و مردم را دنبالکنند بردن اینواقعیات به سادهترین زبان برای عامهمردم است که چشمبندیهای حسابداری حکومتها معمولا ذهن آنها را منحرفمیکند تا بهجای طلبکاری از حکومتها نسبت به آنها احساس دین کنند و مقامات را در جایگاه کرامت، سخاوت و آقابالاسرهای مهربان ببینند.
🆔@jameeno
🏷 پولِ کی را کجا میبرند؟
🖊 تحریریه جامعهنو:
«ردّ پول را دنبالکن» عبارتی بود برجامانده از دیالوگهای فیلم معروف «همهی مردان رئیسجمهوری» در نزدیک به نیمقرنپیش. بعداً براساس آن ادبیات سیاسی، گروههای تحقیقی روزنامهنگاری، سریالهای معروف و روشی برای تحقیق دربارهی فساد دولتی در دنیا پدیدآمد. همانطور که شامهی تیز یکسگ برای رسیدن به نقطهی مخفیشدن یکجنایتکار اشتباهنمیکند، گرفتن رد پول هم همیشه ما را به جایی که دولتها (یعنی مالکان خزانهی پولهای یککشور) پول ملت را میبرند هدایتمیکند.. روشی عالی است.
البته امروز میخواهیم از اینروش برای درک رابطهی ایرانیها با حکومت استفادهکنیم. برای اینکار میباید به جنبهی پوشیده اینرابطه توجهکرد: خود حکومت، اعم از مقامات ارشد و مدیران و نمایندگانی که به مجلس میبرد، زایندهی یکشاهی از آنچه خرجمیکند نیست و هرنوع درآمدی که حاصلمیکند از جیب جامعه است: جیب و خزانهی پر از پول دولت (بهعنوان تکهای از حکومت) یا حاصل از دریافت مالیات مستقیم است و یا غیرمستقیم. جز درمورد عملیات قاچاق و پنهان امکانندارد خریدوفروشی ریز یا درشت بین مردم صورتگیرد و بخشی از مبلغ مبادلهشده درنهایت بهعنوان نوعیاز مالیات به خزانه سرازیرنشود. همهی آنچه حکومت بهعنوان هزینهی خدمات میگیرد نوعی مالیات است؛ زیرا مالکیت نهایی دستگاهی که خدمات میدهد (نیروگاه یا سازمانها، یا پلیس، یا فرودگاه، یا ارتش، یا جاده و امثالهم) ملی است و از درآمد ملی شکلگرفتهاست. درآمد نفت هم از منبعی ملی است که متعلق به عام است و دولت صددرصد سهم هرایرانی را بهعنوان مالیات بر درآمد برمیدارد!
از جنبهی نظری حتی اگر یکدولت ازطریق عملیات قاچاق درآمد کسبکند آندرآمد ملی است؛ زیرا توسط دستگاه ملیِ اداری کشور تولیدشدهاست. آخرینمنبع درآمد دولت چاپ پول و خلق اعتبار است که آن هم صددرصد متعلق به ملت است: دولتی که برای بودجه (که تمامش را از منابع یادشده میگیرد) دچار کسری میشود و پول اضافی هم چاپمیکند دارد از درآمد آیندهی همان مردم پول برمیدارد تا بهخیالخودش خرج امروز جامعه را بدهد. برای نمونه اگر میخواهید بدانید اوضاع کشور چقدر از نظر اقتصادی و ازبینرفتن امکان برعکسکردن روند تخریب خراب است و حکومت چقدر از آیندهی اینکشور خرج خود میکند میباید به این توجهکنید که هماکنون باتوجه به کسری بودجهی کنونی و عدمامکانرفع آن در بودجهی سالآینده سیستم ادارهی کشور هرروز برای هرایرانی حداقل25هزارتومان بدهی ایجادمیکند؛ زیرا حداقل یککسری 700هزارمیلیاردی بودجه دارد. مردم اینبدهی را حسنمیکنند؛ زیرا آن را ازطریق تورم و درقالب افزایش قیمتها (اجناس و خدمات خصوصی و دولتی) جبران و بازپرداختمیکنند.
نکتهی ظریف ایناستکه حکومتها هیچمنتی بر سر مردم ندارند و حتی به اندازهای که از تکتک مردم میگیرند به آنها خدمتنمیکنند؛ زیرا علاوهبر تأمین هزینهی خدمات عمومی به جامعه، دادن حقوق کارکنان و یارانه، هزینهی نظامی و حفظ امنیت، معمولاً لقمههای چربی به اعضای خود و بچهها و اقوامشان میدهند، طرحهای هوسبازانه پر از ریختوپاش اجرامیکنند، پول فراوان برای چهرهسازی از خودشان میدهند، هوسبازیهای سیاسی احمقانه یا ایدئولوژیک خارجی دارند (نفت مفت برای سوریه، خرجی مفت برای حزبالله، پیدا و چاقکردن مسلمان در بولیوی و تایلند، میهمانی پر خرج در خارج، بازسازی و توسعهی قبور در خارج کشور، دههاهزار طلبهی خارجی و هزار کار زائد و بیمجوز ملی دیگر).
بنابراین درنهایت خزانهی دولتها یکورودی دارد و یکخروجی که در درازمدت باهم برابر است. نکتهی غیرعادلانهاش ایناستکه کلورودی به خزانه از جیب مردم امروز و فرزندان آنها در آینده است، اما خروجیاش را حکومت تعیینمیکند که معمولاً از اختیاراتی که ملت به آن میدهد پافراترمیگذارد و علناً سوءاستفادهمیکند. درمورد ایران حکومت ما نهتنها پافراترمیگذارد بلکه با ازبینبردن دستگاههای ناظر، برکشیدن اشخاص نادان (به بهانهی متعهدبودن) درحال ویرانکردن خزانه و بدهکارکردن ملت برای آینده است. آن را معمولا بهگروگانبردن و فروختن آیندهی کودکان کشورها می نامند.
وظیفهی کسانی که میتوانند رد پول مبادلهشده بین حکومت و مردم را دنبالکنند بردن اینواقعیات به سادهترین زبان برای عامهمردم است که چشمبندیهای حسابداری حکومتها معمولا ذهن آنها را منحرفمیکند تا بهجای طلبکاری از حکومتها نسبت به آنها احساس دین کنند و مقامات را در جایگاه کرامت، سخاوت و آقابالاسرهای مهربان ببینند.
🆔@jameeno
👍27❤1
#در_کرانه_روز
🏷 شیرجه در استخری که هنوز پرنشده!
شروع گفتگو با سهکشور اروپایی که اخیراً از شورایحکام آژانس بینالمللی هستهای علیه ایران قطعنامه گرفتند کار خیلیخوبی است ولی آقایوزیر امورخارجه پزشکیان باید بتواند توضیحبدهد:
- معنای ایناقدام پساز آنقطعنامه و آناعلامیهی تهدیدات متقابل ایران چیست؟ آیا اروپاییها جازدند و یا مصلحت این شد که ما برای شروع اینگفتگوها شیرجهبزنیم؟
- منطق اینگفتگو چیست؟ اینکه ایالاتمتحد حاضر به گفتگو نیست؟ میخواهیم اروپا را از ایالاتمتحد جداکنیم؟ چون اروپاییها روی دولت جدید آمریکا نفوذدارند و میتوانند جلویش را بگیرند؟ چون معلومشده تداوم موضع محکم سابق میتواند سال آینده ایران را دربرابر شورایامنیت بنشاند؟ همهی اینها با هم؟
+ سوال اساسی: به نمایندهی ترامپ (که ملاقات با او را مانند بهسرقترفتن اسناد هستهای تکذیبکردهاید) چه پیشنهادی دادهبودید؟
* سوال مهم: چهچیزی را بهعنوان ثمن روی میز گذاشتهاید؟
ارزیابی جامعهنو این است که:
وزارتخارجه اجازهیافتهاست بههرطریقممکن باب یکمعاملهی مناسب با ایالاتمتحد را بازکند و اروپا دروازهی آمریکا فرضشدهاست. اولین پسنشینی برای اینمعامله پذیرش مذاکره بر سر همهی مسائل، یعنی هستهای، موشک، تعطیل فعالیت نیابتیها (همچنان که سخنگوی وزارت امورخارجه گفته: «طیفی از مباحث و موضوعات منطقهای و بینالمللی از جمله موضوع فلسطین و لبنان و نیز موضوع هستهای موردبحث و تبادلنظر قرارخواهدگرفت») و کنترل تراکنش مالی است.
حکومت این را عقبنشینی از اشتباه گذشتهی خود میداند ولی درواقع برد ایران است. دفعهی قبل که دنبال معامله جامع بر سر همهی مسائل نبود اشتباه استراتژیک مهیبی کرد. باز اینکار را نکند، حزب الله را هرچند دوسالپیش صدتومان میخریدند، دیگر به دوپول سیاه هم نخواهند خرید.
ولی باتوجه به روند رخدادهای فعلی عرضهی اینآمادگیها به اروپائیان در شرایطِ موجود آمریکای ترامپ را وادارمیکند شرایط سختتری را روی میز بگذارد. اروپاییها هرچه بخواهند و بگیرند او دوبرابرش را خواهدخواست: درست مثل برجام که میگفت یکچیزی بیشاز آن که به اوباما دادید به من هم بدهید تا خارجنشوم. مذاکرات فعلی عملی از روی ترس و امتیازدادن به ترامپ از-راه-نرسیده محسوبمیشود و اشتباه بسیاربزرگی است؛ هرچند قابلدرک است: هزینهی اشتباهات بزرگ بیشاز هزینهی ظاهری آنهاست! ترامپ آنآدم سابق نیست و با عکسانداختن با پزشکیان ارضاءنمیشود؛ چون مشاوران او هم دیگر اشخاص سابق نیستند.
شاید، فقط شاید، اعلام اینکه ایران فقط زمانی در مذاکرات محدودکننده شرکتمیکند که دولت جدید ایالاتمتحد هم حضور داشتهباشد هزینههای یکباخت پرطولوعرض و لهشدن استراتژی حکومت در دورهی پساز برجام دربرابر دنیای غرب را کاهشدهد. این همانداستان لزوم «مذاکرهی مستقیم» است که روزنامهی اطلاعات بیشاز سهدههپیش مطرحکرد، تودهنیخورد و حالا برای آن لهلهمیزنند. سرطان کهنه متاستاز دادهاست و کمترین هزینهی علاجش تراشیدن سر است.
ما اگر جای عقلایحکومت بودیم هزینهی آبروریزی تراشیدن سر را خیلیخیلیکمتر از منافع آن ارزیابیمیکردیم!
🆔@jameeno
🏷 شیرجه در استخری که هنوز پرنشده!
شروع گفتگو با سهکشور اروپایی که اخیراً از شورایحکام آژانس بینالمللی هستهای علیه ایران قطعنامه گرفتند کار خیلیخوبی است ولی آقایوزیر امورخارجه پزشکیان باید بتواند توضیحبدهد:
- معنای ایناقدام پساز آنقطعنامه و آناعلامیهی تهدیدات متقابل ایران چیست؟ آیا اروپاییها جازدند و یا مصلحت این شد که ما برای شروع اینگفتگوها شیرجهبزنیم؟
- منطق اینگفتگو چیست؟ اینکه ایالاتمتحد حاضر به گفتگو نیست؟ میخواهیم اروپا را از ایالاتمتحد جداکنیم؟ چون اروپاییها روی دولت جدید آمریکا نفوذدارند و میتوانند جلویش را بگیرند؟ چون معلومشده تداوم موضع محکم سابق میتواند سال آینده ایران را دربرابر شورایامنیت بنشاند؟ همهی اینها با هم؟
+ سوال اساسی: به نمایندهی ترامپ (که ملاقات با او را مانند بهسرقترفتن اسناد هستهای تکذیبکردهاید) چه پیشنهادی دادهبودید؟
* سوال مهم: چهچیزی را بهعنوان ثمن روی میز گذاشتهاید؟
ارزیابی جامعهنو این است که:
وزارتخارجه اجازهیافتهاست بههرطریقممکن باب یکمعاملهی مناسب با ایالاتمتحد را بازکند و اروپا دروازهی آمریکا فرضشدهاست. اولین پسنشینی برای اینمعامله پذیرش مذاکره بر سر همهی مسائل، یعنی هستهای، موشک، تعطیل فعالیت نیابتیها (همچنان که سخنگوی وزارت امورخارجه گفته: «طیفی از مباحث و موضوعات منطقهای و بینالمللی از جمله موضوع فلسطین و لبنان و نیز موضوع هستهای موردبحث و تبادلنظر قرارخواهدگرفت») و کنترل تراکنش مالی است.
حکومت این را عقبنشینی از اشتباه گذشتهی خود میداند ولی درواقع برد ایران است. دفعهی قبل که دنبال معامله جامع بر سر همهی مسائل نبود اشتباه استراتژیک مهیبی کرد. باز اینکار را نکند، حزب الله را هرچند دوسالپیش صدتومان میخریدند، دیگر به دوپول سیاه هم نخواهند خرید.
ولی باتوجه به روند رخدادهای فعلی عرضهی اینآمادگیها به اروپائیان در شرایطِ موجود آمریکای ترامپ را وادارمیکند شرایط سختتری را روی میز بگذارد. اروپاییها هرچه بخواهند و بگیرند او دوبرابرش را خواهدخواست: درست مثل برجام که میگفت یکچیزی بیشاز آن که به اوباما دادید به من هم بدهید تا خارجنشوم. مذاکرات فعلی عملی از روی ترس و امتیازدادن به ترامپ از-راه-نرسیده محسوبمیشود و اشتباه بسیاربزرگی است؛ هرچند قابلدرک است: هزینهی اشتباهات بزرگ بیشاز هزینهی ظاهری آنهاست! ترامپ آنآدم سابق نیست و با عکسانداختن با پزشکیان ارضاءنمیشود؛ چون مشاوران او هم دیگر اشخاص سابق نیستند.
شاید، فقط شاید، اعلام اینکه ایران فقط زمانی در مذاکرات محدودکننده شرکتمیکند که دولت جدید ایالاتمتحد هم حضور داشتهباشد هزینههای یکباخت پرطولوعرض و لهشدن استراتژی حکومت در دورهی پساز برجام دربرابر دنیای غرب را کاهشدهد. این همانداستان لزوم «مذاکرهی مستقیم» است که روزنامهی اطلاعات بیشاز سهدههپیش مطرحکرد، تودهنیخورد و حالا برای آن لهلهمیزنند. سرطان کهنه متاستاز دادهاست و کمترین هزینهی علاجش تراشیدن سر است.
ما اگر جای عقلایحکومت بودیم هزینهی آبروریزی تراشیدن سر را خیلیخیلیکمتر از منافع آن ارزیابیمیکردیم!
🆔@jameeno
👍31🤔2❤1
#الف
🏷 پزشکیان، شما و ما!
🖊 شورای سردبیری:
همراه عزیزی پیامخصوصی فرستادهاست که چرا یکدرمیان ریپمیزنید و دربارهی پزشکیان مواضع دوگانه و متزلزل دارید و... سعیمیکنیم توضیحی برای همه بدهیم و دهانشان را هم با یکی-دو خبر موثق شیرینکنیم.
پزشکیان آمد تا مطالبات مشخصی را برآوردهکند. قول مشخصی نداد ولی هم او میدانست مردم چه میخواهند و هم مردم میدانستند او از چه جنسی است و احتمال وجود ارادهی پیگیری مطالبات ملت را از حکمران و سیستم در او میدیدند. راستش درحالیکه هیچ، مطلقا هیچیک از اعمال حکومت را قابلقبول نمیدانیم از او حمایتمیکنیم؛ درحالیکه او را هم بهدقت رصد میکنیم تا هنگام خطای جدی خودش یا منتصبان منتسببهخودش واکنش مناسب داشتهباشیم و درعینحال حامی او در پیشبرد اهدافی باشیم که برایشان گردن گروگذاشتهاست.
طبیعیاست برای او تبلیغ نمیکنیم هرچند میخواهیمش و نقدش میکنیم؛ چون خیلیبیشتر میخواهیمش! وقتی آقایرئیسجمهوری را زیر فشار مطالباتاجتماعی میگذاریم و باصراحت ایرادمیگیریم داریم وظیفهی رأیدهندگانش، یعنی فشار مداوم اجتماعی از پائین را بهانجاممیآوریم: فشار معقول مطالبات به رئیسجمهوری لازم است؛ چون اینفشار عینا به سیستم منتقل و به تصمیمگیری بهینه منجرمیشود. مسلما اگر اینفشار نبود تصمیمات مثبت بزرگی که بهعلت رودربایستی سیستم با عناصر پایین هرمش اعلامنمیشود گرفتهنمیشد.
البته جامعهنو برخلاف تمجیدکنندگان حرفهای فهرست بلندبالایی از دستاوردهای آقای رئیسجمهوری و کارنامهی فلانوبهمانش ندارد؛ ولی برای آنکه خوانندگان بدانند فشاری که تاکنون آنها و بقیهی ملت آوردهاند هدرنرفتهاست گاهی خلاصه و پوشیده داستان موفقیت او در انتقال اینفشار اجتماعی را برایتان میگوییم تا هم بدانید بیحکمت از ایشان حمایتنمیشود و هم گلایهنکنید که جامعهنو خبرها را به ما نمیگوید!
مثلا اگر یکروز بگوییم پزشکیان ممکناست بهصراحت از اجرای آنقانون مربوط به پوشش موی سر زنان استنکافکند و گرایش او ایناست که اگر خیلی اصرار به اجرا کنند بگوید اختیارات اجرایی خودش در اینمورد را به فرد منتخبی از بزرگان حزب قدیمی بهاصطلاح سنتی کشور میسپارد که با پذیرفتن علنی مسئولیت آنحزب مدیریت اجرای اینقانون را بهعهدهبگیرد، خواننده میباید فکرکند احتمال کدام بیشتر است: خبرداشتن جامعهنو از دل رئیسجمهوری یا زدهشدن اینحرف دربرابر اصرار به اینکه او را با این بهاصطلاح قانون دربرابر مردم قراردهند؟
ما البته تلاشمان را میکنیم که فضای ذهن خوانندگان را مشوش و گیج نکنیم و تاحدممکن صراحتداشتهباشیم. مثلا اگر مطالبهکنیم توقف روند شروع اجرای یکقانون خراب (مثلا ازطریق ابلاغنشدنش توسط رئیسمجلس) کافی نیست و میباید تعهد امتناع از نقض حقوق فردی ایرانیان ازجانب حکومت علنا اعلامشود و اقدامات لازم برای لغو قانون خراب شروعشود، خوانندگان میباید از دل اینحرف خبر دربیاورند و اگر هم رد تحلیل در آن هست از عنصر خبریاش غفلتنکنند.
دربرابر آنچه به همراهان میدهیم البته چیزهایی میخواهیم. مثلا در مورد آخری که گفتیم فشار اجتماعی بیشتر لازم است تا حکومت برای جلوگیری از بروز فجایعی که در اثر بیخبری برخی آتشبهاختیاران، سادهدلان و یا بدطینتی شرارتطلبان پدیدمیآید و بلوا بهپامیشود تصمیمش برای رفع مزاحمت از بانوان را بهزبانی اعلامکند تا ایناشخاص بفهمند چه میبایدشان کرد.
همچنین خواستار کنترل خشم طبیعی از حکومت و بیاعتنایی به تقاضاهای یاجوجوماجوج برای انتقال پیگیری مطالبات به کانال اعمالخشونتایم. علت این هم روشن است: برای آنها که خواستار با کله زمینخوردن اینملت و رئیسجمهوریاشاند، هیچراه، مطلقا هیچراهی جز آوردن دوبارهی خشونت به سطح خیابانها و خونریزی وجودندارد. مطالبهی خستگیناپذیر و دائم بدون هرگونه خشونت و تحریکنشدن به پزشکیان کمکمیکند آنچیزهایی را محققکند که ما میطلبیم. اگر نه همه را حداقل تا آنجا را که تیغشمیبرد میتوان با فشار اجتماعی بهدستآورد!
🆔@jameeno
🏷 پزشکیان، شما و ما!
🖊 شورای سردبیری:
همراه عزیزی پیامخصوصی فرستادهاست که چرا یکدرمیان ریپمیزنید و دربارهی پزشکیان مواضع دوگانه و متزلزل دارید و... سعیمیکنیم توضیحی برای همه بدهیم و دهانشان را هم با یکی-دو خبر موثق شیرینکنیم.
پزشکیان آمد تا مطالبات مشخصی را برآوردهکند. قول مشخصی نداد ولی هم او میدانست مردم چه میخواهند و هم مردم میدانستند او از چه جنسی است و احتمال وجود ارادهی پیگیری مطالبات ملت را از حکمران و سیستم در او میدیدند. راستش درحالیکه هیچ، مطلقا هیچیک از اعمال حکومت را قابلقبول نمیدانیم از او حمایتمیکنیم؛ درحالیکه او را هم بهدقت رصد میکنیم تا هنگام خطای جدی خودش یا منتصبان منتسببهخودش واکنش مناسب داشتهباشیم و درعینحال حامی او در پیشبرد اهدافی باشیم که برایشان گردن گروگذاشتهاست.
طبیعیاست برای او تبلیغ نمیکنیم هرچند میخواهیمش و نقدش میکنیم؛ چون خیلیبیشتر میخواهیمش! وقتی آقایرئیسجمهوری را زیر فشار مطالباتاجتماعی میگذاریم و باصراحت ایرادمیگیریم داریم وظیفهی رأیدهندگانش، یعنی فشار مداوم اجتماعی از پائین را بهانجاممیآوریم: فشار معقول مطالبات به رئیسجمهوری لازم است؛ چون اینفشار عینا به سیستم منتقل و به تصمیمگیری بهینه منجرمیشود. مسلما اگر اینفشار نبود تصمیمات مثبت بزرگی که بهعلت رودربایستی سیستم با عناصر پایین هرمش اعلامنمیشود گرفتهنمیشد.
البته جامعهنو برخلاف تمجیدکنندگان حرفهای فهرست بلندبالایی از دستاوردهای آقای رئیسجمهوری و کارنامهی فلانوبهمانش ندارد؛ ولی برای آنکه خوانندگان بدانند فشاری که تاکنون آنها و بقیهی ملت آوردهاند هدرنرفتهاست گاهی خلاصه و پوشیده داستان موفقیت او در انتقال اینفشار اجتماعی را برایتان میگوییم تا هم بدانید بیحکمت از ایشان حمایتنمیشود و هم گلایهنکنید که جامعهنو خبرها را به ما نمیگوید!
مثلا اگر یکروز بگوییم پزشکیان ممکناست بهصراحت از اجرای آنقانون مربوط به پوشش موی سر زنان استنکافکند و گرایش او ایناست که اگر خیلی اصرار به اجرا کنند بگوید اختیارات اجرایی خودش در اینمورد را به فرد منتخبی از بزرگان حزب قدیمی بهاصطلاح سنتی کشور میسپارد که با پذیرفتن علنی مسئولیت آنحزب مدیریت اجرای اینقانون را بهعهدهبگیرد، خواننده میباید فکرکند احتمال کدام بیشتر است: خبرداشتن جامعهنو از دل رئیسجمهوری یا زدهشدن اینحرف دربرابر اصرار به اینکه او را با این بهاصطلاح قانون دربرابر مردم قراردهند؟
ما البته تلاشمان را میکنیم که فضای ذهن خوانندگان را مشوش و گیج نکنیم و تاحدممکن صراحتداشتهباشیم. مثلا اگر مطالبهکنیم توقف روند شروع اجرای یکقانون خراب (مثلا ازطریق ابلاغنشدنش توسط رئیسمجلس) کافی نیست و میباید تعهد امتناع از نقض حقوق فردی ایرانیان ازجانب حکومت علنا اعلامشود و اقدامات لازم برای لغو قانون خراب شروعشود، خوانندگان میباید از دل اینحرف خبر دربیاورند و اگر هم رد تحلیل در آن هست از عنصر خبریاش غفلتنکنند.
دربرابر آنچه به همراهان میدهیم البته چیزهایی میخواهیم. مثلا در مورد آخری که گفتیم فشار اجتماعی بیشتر لازم است تا حکومت برای جلوگیری از بروز فجایعی که در اثر بیخبری برخی آتشبهاختیاران، سادهدلان و یا بدطینتی شرارتطلبان پدیدمیآید و بلوا بهپامیشود تصمیمش برای رفع مزاحمت از بانوان را بهزبانی اعلامکند تا ایناشخاص بفهمند چه میبایدشان کرد.
همچنین خواستار کنترل خشم طبیعی از حکومت و بیاعتنایی به تقاضاهای یاجوجوماجوج برای انتقال پیگیری مطالبات به کانال اعمالخشونتایم. علت این هم روشن است: برای آنها که خواستار با کله زمینخوردن اینملت و رئیسجمهوریاشاند، هیچراه، مطلقا هیچراهی جز آوردن دوبارهی خشونت به سطح خیابانها و خونریزی وجودندارد. مطالبهی خستگیناپذیر و دائم بدون هرگونه خشونت و تحریکنشدن به پزشکیان کمکمیکند آنچیزهایی را محققکند که ما میطلبیم. اگر نه همه را حداقل تا آنجا را که تیغشمیبرد میتوان با فشار اجتماعی بهدستآورد!
🆔@jameeno
👍21🤔2
#در_کرانه_روز
🏷 امن نیست!
حضرتپزشکیان،
اگر انتصاب فرزند شما به پستی در ریاستجمهوری کار خود رئیسدفتر شماست، وقت آن است که از دست او و خطاهایش خلاص شوید!
ولی اگر دستور خودتان بوده، خطای بزرگی مرتکب شدهاید ولی بازهم بخشیاز خطا متوجه رئیسدفترتان است. ایشان باید جلوی شما را میگرفت. رئیسدفتر یعنی شخص خیلیامین و خیلیمواظب رفتار رئیس. این آدم مواظب شما نیست و مصالح شما را نمیداند؛ یا که میداند و...
همانوقت که فهمیدید اینرئیسدفتر میلی به دیدار شما با برخی احزاب ندارد و تقاصای آنها را پشتگوشانداختهاست وقت کشیدن گوشش بود. او مصلحت شما را بهتر از خودتان نمیداند؛ حتی اگر خود پیغمبر باشد. ما هم اینها را اواخر شهریور که برای دامادتان حکمی مشابه داد میبایست میگفتیم؛ نخواستیم در قضاوت عجله بکنیم. ولی حالا با اینحکم تازه نمیباید نتیجهبگیریم که گویا شغل رئیسدفترتان همینکارهاست؟ ضمن اینکه دستیاری رسانهای یکشغل کاملاتخصصی است. انتصاب آقایوسف به اینپست خطادرخطا است.
سیدعلی خاتمی رئیسدفتر برادرش بود: شغل مهمش را رهاکرد تا به برادرش خدمتکند و درطول خدمت حتی یکخطای کوچک نداشت.
عرفا رئیسجمهوری حق دارد یکحکم محدود بازرسی ویژه به امینترین فرد نزدیک به خودش بدهد. علت آن هم این است که مبادا گرایش سیاسی بازرس ویژه بر گزارشی که به رئیسجمهوری میدهد تاثیربگذارد. قاعدتا هم اینحکم محدود، غیراستخدامی و بدون دستمزد است. غیر از اینش موجه نیست.
حواستان باشد شامورتیبازی، هرکهبههرکهبودن، باندبازی، فامیلسالاری و سایر بلایایی که اینسیستم را به گند کشیدهاست نام شما را لکهدار نکند.
دفترتان امن نیست!
🆔@jameeno
🏷 امن نیست!
حضرتپزشکیان،
اگر انتصاب فرزند شما به پستی در ریاستجمهوری کار خود رئیسدفتر شماست، وقت آن است که از دست او و خطاهایش خلاص شوید!
ولی اگر دستور خودتان بوده، خطای بزرگی مرتکب شدهاید ولی بازهم بخشیاز خطا متوجه رئیسدفترتان است. ایشان باید جلوی شما را میگرفت. رئیسدفتر یعنی شخص خیلیامین و خیلیمواظب رفتار رئیس. این آدم مواظب شما نیست و مصالح شما را نمیداند؛ یا که میداند و...
همانوقت که فهمیدید اینرئیسدفتر میلی به دیدار شما با برخی احزاب ندارد و تقاصای آنها را پشتگوشانداختهاست وقت کشیدن گوشش بود. او مصلحت شما را بهتر از خودتان نمیداند؛ حتی اگر خود پیغمبر باشد. ما هم اینها را اواخر شهریور که برای دامادتان حکمی مشابه داد میبایست میگفتیم؛ نخواستیم در قضاوت عجله بکنیم. ولی حالا با اینحکم تازه نمیباید نتیجهبگیریم که گویا شغل رئیسدفترتان همینکارهاست؟ ضمن اینکه دستیاری رسانهای یکشغل کاملاتخصصی است. انتصاب آقایوسف به اینپست خطادرخطا است.
سیدعلی خاتمی رئیسدفتر برادرش بود: شغل مهمش را رهاکرد تا به برادرش خدمتکند و درطول خدمت حتی یکخطای کوچک نداشت.
عرفا رئیسجمهوری حق دارد یکحکم محدود بازرسی ویژه به امینترین فرد نزدیک به خودش بدهد. علت آن هم این است که مبادا گرایش سیاسی بازرس ویژه بر گزارشی که به رئیسجمهوری میدهد تاثیربگذارد. قاعدتا هم اینحکم محدود، غیراستخدامی و بدون دستمزد است. غیر از اینش موجه نیست.
حواستان باشد شامورتیبازی، هرکهبههرکهبودن، باندبازی، فامیلسالاری و سایر بلایایی که اینسیستم را به گند کشیدهاست نام شما را لکهدار نکند.
دفترتان امن نیست!
🆔@jameeno
👏20👍12👎2
#الف
🏷 پزشکیان کافی نبود!
🖊 شورای سردبیری:
زمان آن رسیده که به رویکارآمدن مسعود پزشکیان بهعنوان رئیسجمهوری از منظری متفاوت و در چارچوب رابطهی حکومت-مردم نگاهکنیم. پیشاپیش تذکرمیدهیم که برخلاف زحمتی که فهرستکنندگانِ دستاوردهای حضور صدروزهی پزشکیان میکشند ما امروز یک «نادستاوردِ» ایندوره را پیش چشم میگذاریم و امید که سرسری خواندنِ متن منجر به تلقی مخالفت با رئیسجمهوری محبوب نشود.
نادستاوردی که موردنظر ماست تغییری است که انتظار میرفت با رضایتِ حکومت به پاستورنشینیِ یک اصلاحطلب در رابطهی حکومت و مردم پدیدآید. میتوان آن را در یکپرسش خلاصهکرد: آیا تغییر رفتار حکومت در انتخابات اخیر توانست تغییری هم در رابطهی حکومت با مردم ایجادکند؟ اگر بله، چقدر؟ اگر نه، چرا؟
این مسئلهی مهمی در همهی نظامهای «حاکممحورِ» اقتدارگراست. محتوای رابطهی هرحاکمِ مقتدر و ارادهگرا با مردمش را میتوان در سهنوع خلاصهکرد: رابطهی نفی (مردم خواستار برانداختن نظام حاکمیتاند)، رابطهی اصلاح (خواستار اصلاح رفتار حاکماند) و رابطهی تغییر (جامعه خواستار تغییر کلیِ الگوی حکمرانی است). مسئلهی مهم این است که وقتی تحولی رویمیدهد (مثلاً حاکم رضایت میدهد رئیسجمهوری اصلاحطلب بهجای یک عامل اجراییِ اقتدارگرا رویکاربیاید) سنجیدهشود آنتحول تاچهحد بر جابهجاییِ آن سهنوع رابطه تأثیرمیگذارد. مثلاً در مورد ایران میباید دید حضور مسعود پزشکیان تاچهحد تعداد براندازیطلبان را کاهشداده یا حامل چه میزان اصلاحات بوده و چقدر به انتظارِ تغییرِ مدل حکمرانی و گذار به حکومتی بهتر پاسخدادهاست.
یافتن پاسخ اینپرسشها تا حد زیادی نیازمند آمار است که متأسفانه فراهم نیست. درعینحال قرائنی وجوددارد که میتوان به کمک آنها موقعیت را تاحدودی روشنکرد. آنقرائن در سادهترین شکل عبارتاند از:
- بهجز پزشکیان و چند چهرهی مشخصِ دارای منش ثابتِ شناختهشدهی همراهش تغییری در بافتار مدیریتی دیدهنشدهاست. درواقع سیمای نظام تغییر چشمگیری نکردهاست.
- بنیانهای سیاستخارجی کشور که بسیار تعیینکنندهاند بدون تغییرند (روندِ تغییرات کنونی ناشی از شکست استراتژیکِ حکومت در تلقیاش از امنیت خارجی است و نه حضور پزشکیان).
- علیرغم برخی عقبنشینیهای قطعاً تاکتیکی، رفتار اجتماعیِ دستگاه حکومت متحولنشدهاست.
- هیچ تغییر محسوسی در رویکرد نابودگرِ حکومت در زمینهی اقتصادی دیدهنمیشود.
توجهکنیم که جامعه دستاورد صدروزهی آقای پزشکیان را (هرقدر که هست) حاصل تغییر شیوهی حکمرانی نمیداند و آن را تاکتیکی میبیند. بهعبارتدیگر چون دستاوردهای محتمل پزشکیان همگی مشروط و گروکشانهاند: آزادی پوشش سر بانوان رسماً اعلامنمیشود و یکقانون فعلاً اعمالنشده مانند شمشیر داموکلس بالای سر زنان است. دربارهی فیلترینگ معلقبازی میکنند، عربدهکشانِ جنگطلب به طرفداران تغییر سیاست خارجی فحش میدهند، محکومان سیاسی کمنمیشوند و...)
بدیهیاست که بهاینترتیب نمیتوان انتظار داشت رابطهی حکومت-جامعه تغییر محسوس و چشمگیری کردهباشد. شواهد ناشی از برخوردهای روزانه با جامعه نیز همین را تأییدمیکند: مردم به آنچه درست است ولی انجامنمیشود و آنچه غلط است ولی بر وجودش اصرار میشود بیشتر توجهدارند تا دستاوردهای رئیسجمهوری! امیدی که میبایست به جامعه بازمیگشت هنوز هم در سایهی غولِ فسادِ آشکار و سیستماتیک، سختتر شدنِ زندگی، تبعیضهای محسوس، جنگهای منتهی به شکست و بیگانهپرستیِ حکومت پنهان است و انگار هرگز بازنخواهدگشت.
به ارزیابی ما حکومت نتوانست از طریق اتکا به چهرهی مقبولی چون پزشکیان رابطهی خود را با جامعه اصلاحکند و علت آن ناتوانی و فقدان اراده و دستِ بستهی حکومت در پذیرش شکست در تشخیص و داوریِ کار جهان و سپس رفتن از مسیرهای غلط است. نظام حکومتیِ کنونی شکستِ بنیادینی خوردهاست، در حال رفعورجوع گرفتاریهای خودساخته است و به موقعیت رابطهی خود با جامعه اعتنای جدی ندارد.
اینموقعیت شکننده و خطرساز است. میتوان فرضکرد حکومت خواهان این رابطهی نااستوار با جامعه نیست و میخواهد که اینوضع تغییرکند. اینامر مستلزم آن است که درمورد همهی پارامترهای حکمرانی تجدیدنظرِ اساسی شود، چهرههایی که به کهولت رسیدهاند و داغ بیکفایتی و نادانی خوردهاند میباید کنار بروند، رویههای غیرمعقول حکمرانی و ادارهی جامعه که مستعمل هم شدهاند میباید کنارگذاشتهشوند و حکومت بهخاطر «اوجب واجبات» به گذاری کنترلشده و الگویی تازه از حکمرانی رضایتدهد.
دستبهنقد آنبالا بهخاطر آنچه استراتژی امنیتملی پنداشته میشد و اینروزها همچون آبِ ریخته بر شن درحال محوشدن است سری بهسنگخورده دارد. باشد که در عرصهی داخل نیز بر باورهای باطل و بیثمرِ لهشده زیر پای جامعه اصرارنکند.
🆔@jameeno
🏷 پزشکیان کافی نبود!
🖊 شورای سردبیری:
زمان آن رسیده که به رویکارآمدن مسعود پزشکیان بهعنوان رئیسجمهوری از منظری متفاوت و در چارچوب رابطهی حکومت-مردم نگاهکنیم. پیشاپیش تذکرمیدهیم که برخلاف زحمتی که فهرستکنندگانِ دستاوردهای حضور صدروزهی پزشکیان میکشند ما امروز یک «نادستاوردِ» ایندوره را پیش چشم میگذاریم و امید که سرسری خواندنِ متن منجر به تلقی مخالفت با رئیسجمهوری محبوب نشود.
نادستاوردی که موردنظر ماست تغییری است که انتظار میرفت با رضایتِ حکومت به پاستورنشینیِ یک اصلاحطلب در رابطهی حکومت و مردم پدیدآید. میتوان آن را در یکپرسش خلاصهکرد: آیا تغییر رفتار حکومت در انتخابات اخیر توانست تغییری هم در رابطهی حکومت با مردم ایجادکند؟ اگر بله، چقدر؟ اگر نه، چرا؟
این مسئلهی مهمی در همهی نظامهای «حاکممحورِ» اقتدارگراست. محتوای رابطهی هرحاکمِ مقتدر و ارادهگرا با مردمش را میتوان در سهنوع خلاصهکرد: رابطهی نفی (مردم خواستار برانداختن نظام حاکمیتاند)، رابطهی اصلاح (خواستار اصلاح رفتار حاکماند) و رابطهی تغییر (جامعه خواستار تغییر کلیِ الگوی حکمرانی است). مسئلهی مهم این است که وقتی تحولی رویمیدهد (مثلاً حاکم رضایت میدهد رئیسجمهوری اصلاحطلب بهجای یک عامل اجراییِ اقتدارگرا رویکاربیاید) سنجیدهشود آنتحول تاچهحد بر جابهجاییِ آن سهنوع رابطه تأثیرمیگذارد. مثلاً در مورد ایران میباید دید حضور مسعود پزشکیان تاچهحد تعداد براندازیطلبان را کاهشداده یا حامل چه میزان اصلاحات بوده و چقدر به انتظارِ تغییرِ مدل حکمرانی و گذار به حکومتی بهتر پاسخدادهاست.
یافتن پاسخ اینپرسشها تا حد زیادی نیازمند آمار است که متأسفانه فراهم نیست. درعینحال قرائنی وجوددارد که میتوان به کمک آنها موقعیت را تاحدودی روشنکرد. آنقرائن در سادهترین شکل عبارتاند از:
- بهجز پزشکیان و چند چهرهی مشخصِ دارای منش ثابتِ شناختهشدهی همراهش تغییری در بافتار مدیریتی دیدهنشدهاست. درواقع سیمای نظام تغییر چشمگیری نکردهاست.
- بنیانهای سیاستخارجی کشور که بسیار تعیینکنندهاند بدون تغییرند (روندِ تغییرات کنونی ناشی از شکست استراتژیکِ حکومت در تلقیاش از امنیت خارجی است و نه حضور پزشکیان).
- علیرغم برخی عقبنشینیهای قطعاً تاکتیکی، رفتار اجتماعیِ دستگاه حکومت متحولنشدهاست.
- هیچ تغییر محسوسی در رویکرد نابودگرِ حکومت در زمینهی اقتصادی دیدهنمیشود.
توجهکنیم که جامعه دستاورد صدروزهی آقای پزشکیان را (هرقدر که هست) حاصل تغییر شیوهی حکمرانی نمیداند و آن را تاکتیکی میبیند. بهعبارتدیگر چون دستاوردهای محتمل پزشکیان همگی مشروط و گروکشانهاند: آزادی پوشش سر بانوان رسماً اعلامنمیشود و یکقانون فعلاً اعمالنشده مانند شمشیر داموکلس بالای سر زنان است. دربارهی فیلترینگ معلقبازی میکنند، عربدهکشانِ جنگطلب به طرفداران تغییر سیاست خارجی فحش میدهند، محکومان سیاسی کمنمیشوند و...)
بدیهیاست که بهاینترتیب نمیتوان انتظار داشت رابطهی حکومت-جامعه تغییر محسوس و چشمگیری کردهباشد. شواهد ناشی از برخوردهای روزانه با جامعه نیز همین را تأییدمیکند: مردم به آنچه درست است ولی انجامنمیشود و آنچه غلط است ولی بر وجودش اصرار میشود بیشتر توجهدارند تا دستاوردهای رئیسجمهوری! امیدی که میبایست به جامعه بازمیگشت هنوز هم در سایهی غولِ فسادِ آشکار و سیستماتیک، سختتر شدنِ زندگی، تبعیضهای محسوس، جنگهای منتهی به شکست و بیگانهپرستیِ حکومت پنهان است و انگار هرگز بازنخواهدگشت.
به ارزیابی ما حکومت نتوانست از طریق اتکا به چهرهی مقبولی چون پزشکیان رابطهی خود را با جامعه اصلاحکند و علت آن ناتوانی و فقدان اراده و دستِ بستهی حکومت در پذیرش شکست در تشخیص و داوریِ کار جهان و سپس رفتن از مسیرهای غلط است. نظام حکومتیِ کنونی شکستِ بنیادینی خوردهاست، در حال رفعورجوع گرفتاریهای خودساخته است و به موقعیت رابطهی خود با جامعه اعتنای جدی ندارد.
اینموقعیت شکننده و خطرساز است. میتوان فرضکرد حکومت خواهان این رابطهی نااستوار با جامعه نیست و میخواهد که اینوضع تغییرکند. اینامر مستلزم آن است که درمورد همهی پارامترهای حکمرانی تجدیدنظرِ اساسی شود، چهرههایی که به کهولت رسیدهاند و داغ بیکفایتی و نادانی خوردهاند میباید کنار بروند، رویههای غیرمعقول حکمرانی و ادارهی جامعه که مستعمل هم شدهاند میباید کنارگذاشتهشوند و حکومت بهخاطر «اوجب واجبات» به گذاری کنترلشده و الگویی تازه از حکمرانی رضایتدهد.
دستبهنقد آنبالا بهخاطر آنچه استراتژی امنیتملی پنداشته میشد و اینروزها همچون آبِ ریخته بر شن درحال محوشدن است سری بهسنگخورده دارد. باشد که در عرصهی داخل نیز بر باورهای باطل و بیثمرِ لهشده زیر پای جامعه اصرارنکند.
🆔@jameeno
👍29😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#در_کرانه_روز
🏷 ...منتظر باشید!
ما از آنچه در سوریه میگذرد بهدرستی سردرنمیآوریم. همینقدر دستگیرمانشده که این تحریرالشام همان النصره است که نیای آن القاعده بود و اکنون با دوتغییر بهیکباره ظاهرشدهاست. سلاحهای تعیینکننده دارد، رهبرش مسلسل حمل نمیکند و کتوشلوارپوش آراستهای است (یعنی افزونبر جنگجو شاخهی سیاسی هم دارد)، با اسرائیل و ایالاتمتحده هماهنگ و غیرمتخاصم بوده و است و پایگاه تدارکاتیاش هم در ترکیه است.
احتمالدارد که محتوای ماجرای اخیر فراتر از زورآزمایی و آزمندی ترکیه باشد و به نتایجی استراتژیک ختمشود: صرفاً یک زخم بر منطقه نباشد و منجر به قطععضو شود!
دراینصورت جای نگرانی هست؛ چون ممکناست جبههای هم در دل ایران بازشود؛ درست از تهران یا مشهد. توسط یک گروه تروریستیِ دیگر با سرپلِ افغانستان و به «مکان»داریِ طالبان: اینجا نیشگونی بگیرند، ایران دستش را درازکند... و آنها قطعشکنند! میگفتیم ورود افغانها را کنترلکنید و بهخاطر حکومتشان بازشانگردانید، برای امروز بود.
این را سربسته گفتیم فقط برای حکومت نادانمان که وقتی اشتباهاتش معلوممیشود سرش را میکند زیر برف.
🆔@jameeno
🏷 ...منتظر باشید!
ما از آنچه در سوریه میگذرد بهدرستی سردرنمیآوریم. همینقدر دستگیرمانشده که این تحریرالشام همان النصره است که نیای آن القاعده بود و اکنون با دوتغییر بهیکباره ظاهرشدهاست. سلاحهای تعیینکننده دارد، رهبرش مسلسل حمل نمیکند و کتوشلوارپوش آراستهای است (یعنی افزونبر جنگجو شاخهی سیاسی هم دارد)، با اسرائیل و ایالاتمتحده هماهنگ و غیرمتخاصم بوده و است و پایگاه تدارکاتیاش هم در ترکیه است.
احتمالدارد که محتوای ماجرای اخیر فراتر از زورآزمایی و آزمندی ترکیه باشد و به نتایجی استراتژیک ختمشود: صرفاً یک زخم بر منطقه نباشد و منجر به قطععضو شود!
دراینصورت جای نگرانی هست؛ چون ممکناست جبههای هم در دل ایران بازشود؛ درست از تهران یا مشهد. توسط یک گروه تروریستیِ دیگر با سرپلِ افغانستان و به «مکان»داریِ طالبان: اینجا نیشگونی بگیرند، ایران دستش را درازکند... و آنها قطعشکنند! میگفتیم ورود افغانها را کنترلکنید و بهخاطر حکومتشان بازشانگردانید، برای امروز بود.
این را سربسته گفتیم فقط برای حکومت نادانمان که وقتی اشتباهاتش معلوممیشود سرش را میکند زیر برف.
🆔@jameeno
👍29
#در_کرانه_روز
🏷 حواست را جمعکن!
در بلاهت اطرافیان رئیسجمهوری همین بس که متأسفانه توجیهآوردهاند چون برخلاف همهٔ رؤسایجمهوریِ پیشین که غیررسمی بچههای خودشان را میبردهاند داخل، اینها پسر آقای پزشکیان را با حکم رسمی بردهاند داخل، پس کارشان هیچ هم خطا نبوده است!
آقایان محترم، این کار به لحاظ ماهیت غلط است و نه در شکل و ظاهر؛ یعنی حتی اگر لامپِ اتاق رئیسجمهوری هم سوخت و در کل ایران کسی جز پسرِ رئیسجمهوری نبود که بلد باشد تعویضش کند، باز هم اصلح و اولی و ارجح و افضل و اقدم و سنگینتر آن است که رئیسجمهوری اتاقش را عوضکند! اگر غیر از این کردند خودِ خانوادهٔ آقای پزشکیان میباید از پذیرفتنِ چنین حکمهایی بپرهیزند و شأن پدرشان را حفظکنند.
پسبگیرید این حکم و این توجیه را و با آبروی پزشکیان بازینکنید. دارید پایش را لنگ میکنید و دستش را در پوستگردو میگذارید؛ چراکه دارد نشانههایی پیدا میشود از اینکه رقیبان و حریفانِ دولت در اینمقطع بهدلیلی نامعلوم ولی قابلحدس، حمایت بالا را از دولت کمتر از پیش میدانند و گرفتن یقهٔ دولت و لگد زدن به آن را ممکن و بلااشکال و بیهزینه.
همین حکمِ انتصاب پسر رئیسجمهوری را نخست رسانهٔ شهرداری تهران منتشر کرد (و مثلاً ندادند دست توئیترنشینهایشان). از آن طرف هم، رئیس مجلس باز دارد خارج میزند و سر قضیهٔ حکمِ ظریف و قانون مربوط به موی سر زنان بازی درمیآورد.
اینها همچنان از درک اجبارِ حکومت در رویآوردن به پزشکیان و ضرورتِ توفیق او تنمیزنند و دنبال پختن نان خودشان در این تنورند؛ با ذرهبین دنبال گزکی از دولتند که بر صورتش چنگ بکشند و رویش را خونآلود کنند تا بهوقتش بهش بیاید و بشود تقصیرِ بقیهٔ بیکفایتیهای حکومت را هم گردن او بیاندازند و همهٔ کاسهکوزهها را بر سر او بشکنند. میکوشند پزشکیان را رادیکال کنند و بکشند توی گود خودشان. اگر بتوانند، پزشکیان اندکاندک ارتباط مستقیمش را با رأسقدرت و امکانِ چانهزنی را با او خواهدباخت و محتاج واسطهها و صدور نامههای سرگشاده از پشت تریبون خواهدشد. تازه پای معامله با رأسقدرت هم برسد ناچار خواهد شد بر سر متوقفکردن خونریزیِ خودش معامله کند.
در چنین میدانی سوتیهایی همچون صدور حکم برای پسر و داماد رئیسجمهوری، زخمهاییاند که بوی خونی که ازشان میچکد شغالها و کفتارها را جمع میکند؛ نجاستش هم از جامه با آب کرِ «قبلیها هم خطا کردند، پس ما هم حق داریم خطا کنیم» هیچ شسته نمیشود: هم آبروی پزشکیان را پیش کسانی که به او رأی دادند میبرند هم ناچارش میکنند بهجای چانهزنی برای رفع مزاحمت از اینترنت و زنان، برای شستنِ این لکهها و خواباندنِ این قیلوقالها چانه بزند و وادار به معامله شود.
پزشکیان حتی برای لحظهای نمیباید فراموش کند که برای واسطهگری در معاملهٔ میان اجتماع و حکومت آنجا فرستاده شده است: برای اینکه با بالا چانه بزند تا در ازای هر قدم راه آمدنِ حکومت با مطالباتِ اجتماع، از قهرِ پایین با بالا کاسته شود. رئیسجمهوری میباید حواسجمع باشد تا نتوانند او را وارد معاملههای کوچک و ارزان کنند.
🆔@jameeno
🏷 حواست را جمعکن!
در بلاهت اطرافیان رئیسجمهوری همین بس که متأسفانه توجیهآوردهاند چون برخلاف همهٔ رؤسایجمهوریِ پیشین که غیررسمی بچههای خودشان را میبردهاند داخل، اینها پسر آقای پزشکیان را با حکم رسمی بردهاند داخل، پس کارشان هیچ هم خطا نبوده است!
آقایان محترم، این کار به لحاظ ماهیت غلط است و نه در شکل و ظاهر؛ یعنی حتی اگر لامپِ اتاق رئیسجمهوری هم سوخت و در کل ایران کسی جز پسرِ رئیسجمهوری نبود که بلد باشد تعویضش کند، باز هم اصلح و اولی و ارجح و افضل و اقدم و سنگینتر آن است که رئیسجمهوری اتاقش را عوضکند! اگر غیر از این کردند خودِ خانوادهٔ آقای پزشکیان میباید از پذیرفتنِ چنین حکمهایی بپرهیزند و شأن پدرشان را حفظکنند.
پسبگیرید این حکم و این توجیه را و با آبروی پزشکیان بازینکنید. دارید پایش را لنگ میکنید و دستش را در پوستگردو میگذارید؛ چراکه دارد نشانههایی پیدا میشود از اینکه رقیبان و حریفانِ دولت در اینمقطع بهدلیلی نامعلوم ولی قابلحدس، حمایت بالا را از دولت کمتر از پیش میدانند و گرفتن یقهٔ دولت و لگد زدن به آن را ممکن و بلااشکال و بیهزینه.
همین حکمِ انتصاب پسر رئیسجمهوری را نخست رسانهٔ شهرداری تهران منتشر کرد (و مثلاً ندادند دست توئیترنشینهایشان). از آن طرف هم، رئیس مجلس باز دارد خارج میزند و سر قضیهٔ حکمِ ظریف و قانون مربوط به موی سر زنان بازی درمیآورد.
اینها همچنان از درک اجبارِ حکومت در رویآوردن به پزشکیان و ضرورتِ توفیق او تنمیزنند و دنبال پختن نان خودشان در این تنورند؛ با ذرهبین دنبال گزکی از دولتند که بر صورتش چنگ بکشند و رویش را خونآلود کنند تا بهوقتش بهش بیاید و بشود تقصیرِ بقیهٔ بیکفایتیهای حکومت را هم گردن او بیاندازند و همهٔ کاسهکوزهها را بر سر او بشکنند. میکوشند پزشکیان را رادیکال کنند و بکشند توی گود خودشان. اگر بتوانند، پزشکیان اندکاندک ارتباط مستقیمش را با رأسقدرت و امکانِ چانهزنی را با او خواهدباخت و محتاج واسطهها و صدور نامههای سرگشاده از پشت تریبون خواهدشد. تازه پای معامله با رأسقدرت هم برسد ناچار خواهد شد بر سر متوقفکردن خونریزیِ خودش معامله کند.
در چنین میدانی سوتیهایی همچون صدور حکم برای پسر و داماد رئیسجمهوری، زخمهاییاند که بوی خونی که ازشان میچکد شغالها و کفتارها را جمع میکند؛ نجاستش هم از جامه با آب کرِ «قبلیها هم خطا کردند، پس ما هم حق داریم خطا کنیم» هیچ شسته نمیشود: هم آبروی پزشکیان را پیش کسانی که به او رأی دادند میبرند هم ناچارش میکنند بهجای چانهزنی برای رفع مزاحمت از اینترنت و زنان، برای شستنِ این لکهها و خواباندنِ این قیلوقالها چانه بزند و وادار به معامله شود.
پزشکیان حتی برای لحظهای نمیباید فراموش کند که برای واسطهگری در معاملهٔ میان اجتماع و حکومت آنجا فرستاده شده است: برای اینکه با بالا چانه بزند تا در ازای هر قدم راه آمدنِ حکومت با مطالباتِ اجتماع، از قهرِ پایین با بالا کاسته شود. رئیسجمهوری میباید حواسجمع باشد تا نتوانند او را وارد معاملههای کوچک و ارزان کنند.
🆔@jameeno
Telegram
جامعه نو
#الف
🏷 بیا پایین لطفا!
🖊 شورای سردبیری:
حرفهای رئیس مجلس از موضع صندلی مرتفعش در این باب که پزشکیان میباید در انتصاب مقامات درجهسه هم وفاقملی را رعایت کند و مجلس مراقب است که او غیر از این نکند، نشان میدهد نزد کسانی که قرار است با رئیسجمهوری همراهی…
🏷 بیا پایین لطفا!
🖊 شورای سردبیری:
حرفهای رئیس مجلس از موضع صندلی مرتفعش در این باب که پزشکیان میباید در انتصاب مقامات درجهسه هم وفاقملی را رعایت کند و مجلس مراقب است که او غیر از این نکند، نشان میدهد نزد کسانی که قرار است با رئیسجمهوری همراهی…
👍28👎3👏2❤1
#در_کرانه_روز
🏷 شجاع باش، این پل آخر است!
حالا دیگر مثل روز روشن شده است که صورتِ جدیدِ قانونِ حکومت با مضمون سرکوب جامعهٔ زنان و بالا بردن شمشیر آن، صرفاً برای کوبیدن بر سر پزشکیان و یک تاکتیکِ محیلانهٔ اجزای معتمد حکومت برای راندن او به کوچهٔ بنبست است. در مورد این به اصطلاح قانون، روشن است که عمداً خواستهاند پیازداغ و نعناداغش را زیاد کنند، یک وجب روغن هم رویش بریزند تا بوی آن کاملاً به هر سو برسد و رنگِ بلاهت و بدطینتیِ آن به اصطلاح قانون آنقدر تند باشد که همه ببینند و حالا زمان را مناسب دیدهاند تا آن را به دامن پزشکیان بیندازند!
خلاصه بگوییم، دو راه بیشتر نخواهد داشت: سرش را پایین بیندازد و برای توجیه اطاعتی که کرده است جفنگ ببافد و یا سرش را افراشته کند و بگوید اجرا نمیکنم و مشاورانش بگردند دنبالِ مَفرِّ حقوقیِ عدم اجرا.
در هر دو حال این جراحِ بیچاره گوشهٔ رینگ و ته کوچهٔ بنبست است؛ لذا درست است که بگویند در ایرانِ فعلی، سیاست پدرومادر ندارد و یک حرامزادهٔ واقعی است!
اولِ مطلب این را محکم بگوییم که این به اصطلاح قانون، هرگز اجرا نخواهد شد. خیالتان تخت! هنوز هم در گوشهوکنارِ کشور شاهدِ رخدادِ ناخوشایندِ مربوط به حجابِ زنان خواهیم بود، اما این قانونی برای اجرا نکردن است و البته فشارِ سیاسی آوردن به یک رئیسجمهورِ غیرمعتمد.
«جامعه نو» از اولِ کارِ پزشکیان، چنین معرکهگیریها و رسیدنِ چنين روزی را دیده بود. از روز اول، دربارهٔ این سنگ به پا بستنها فکر کرده بود و با توجه به اینکه هیچکس از این یأجوج و مأجوجها در بدنهٔ دستگاه حکومت چنان اعتباری ندارد که برای یک رئیسجمهورِ غریبه در این دستگاه، قابل مذاکره و صاحب شأنِ توافق در امور سیاسی باشد، به او توصیه کردهایم که وقتی بوی این آش را شنید فقط به سراغ کسی برود که این ماجرای ورود به کارزارِ رئیسجمهور شدن را با او بست و بگوید خودت جلوی این توطئهٔ آنها را بگیر و اگر جواب منفی گرفت آمادهٔ استعفا و دستگیری شود و البته پیشاپیش به مردم بگوید چرا و هنوز هم، بر همین حرف هستیم.
اما از آنجا که ایدههای خارج از حلقهٔ مشاورانِ پزشکیان برای خیلِ مشاوران او مسموع نیست و پزشکیان بالاخره به طریقی به چالههای بدنهٔ حکومت خواهد افتاد، پیشنهاد میکنیم از درِ همان طنز پیشین درآید: اجرای این قانون را نه به جمعیت مؤتلفه، که به قوهٔ قضائیه بسپارد و این را صریحاً اعلام کند که این به اصطلاح قانون را درست نمیداند و مسئولِ هر چه شود، قوهٔ قضائیه و رئیس مجلس خواهند بود. بالاخره قانونی که همهاش بگیروببند و بکارگیریِ افاغنه بهعنوان ضابط و داغ و درفش و زندان و جریمه است، بیشتر مناسبِ بستن به ریش قوهٔ قضائیه است تا دولت!
امشب، اگر دوباره با یک گفتوگوی از پیش ضبط شده* روبرو نشویم، وقت آن است که پزشکیان به صراحت روشن کند:
کاملاً با این معجونِ به اصطلاح قانونی مخالفِ عقیدتی است و پدید آمدنِ آن را یک تله برای بستنِ دست و پای دولت میداند و اجرای آن را به دلیل غیرمنطقی و بحرانآفرین بودنش شروع نخواهد کرد.
برای آنکه فرمان ریاستجمهوری برای رفع فیلترینگ را صادر کند، مهلتی مشخص تعیین کند (به اندازهٔ قالیباف که با جنمِ دروغین و اعتباری، برای ۲۳ آذر اولتیماتوم میدهد، اراده نشان دهد).
دربارهٔ موقعیت وخیمِ اقتصادیِ کشور که برای همهٔ باربرهای بازار و شاگردانِ قهوهخانهها نیز مثل روز روشن و آشکار است، امید واهی و شعار ندهد. حقیقت اوضاع را بگوید و خواستار رفتار عاقلانه از سوی همهٔ مقامهای کشوری و لشگری شود.
* در گفتگوی مستقیمِ دفعهٔ قبل، برای آنکه او را خراب کنند (خودِ صداوسیما که آبرویی ندارد) در وقفههای ضبط گفتوگو، جای بعضی وسایل را عوض کرده بودند. عدهٔ زیادی متوجه این رذالت نشدند.
🆔@jameeno
🏷 شجاع باش، این پل آخر است!
حالا دیگر مثل روز روشن شده است که صورتِ جدیدِ قانونِ حکومت با مضمون سرکوب جامعهٔ زنان و بالا بردن شمشیر آن، صرفاً برای کوبیدن بر سر پزشکیان و یک تاکتیکِ محیلانهٔ اجزای معتمد حکومت برای راندن او به کوچهٔ بنبست است. در مورد این به اصطلاح قانون، روشن است که عمداً خواستهاند پیازداغ و نعناداغش را زیاد کنند، یک وجب روغن هم رویش بریزند تا بوی آن کاملاً به هر سو برسد و رنگِ بلاهت و بدطینتیِ آن به اصطلاح قانون آنقدر تند باشد که همه ببینند و حالا زمان را مناسب دیدهاند تا آن را به دامن پزشکیان بیندازند!
خلاصه بگوییم، دو راه بیشتر نخواهد داشت: سرش را پایین بیندازد و برای توجیه اطاعتی که کرده است جفنگ ببافد و یا سرش را افراشته کند و بگوید اجرا نمیکنم و مشاورانش بگردند دنبالِ مَفرِّ حقوقیِ عدم اجرا.
در هر دو حال این جراحِ بیچاره گوشهٔ رینگ و ته کوچهٔ بنبست است؛ لذا درست است که بگویند در ایرانِ فعلی، سیاست پدرومادر ندارد و یک حرامزادهٔ واقعی است!
اولِ مطلب این را محکم بگوییم که این به اصطلاح قانون، هرگز اجرا نخواهد شد. خیالتان تخت! هنوز هم در گوشهوکنارِ کشور شاهدِ رخدادِ ناخوشایندِ مربوط به حجابِ زنان خواهیم بود، اما این قانونی برای اجرا نکردن است و البته فشارِ سیاسی آوردن به یک رئیسجمهورِ غیرمعتمد.
«جامعه نو» از اولِ کارِ پزشکیان، چنین معرکهگیریها و رسیدنِ چنين روزی را دیده بود. از روز اول، دربارهٔ این سنگ به پا بستنها فکر کرده بود و با توجه به اینکه هیچکس از این یأجوج و مأجوجها در بدنهٔ دستگاه حکومت چنان اعتباری ندارد که برای یک رئیسجمهورِ غریبه در این دستگاه، قابل مذاکره و صاحب شأنِ توافق در امور سیاسی باشد، به او توصیه کردهایم که وقتی بوی این آش را شنید فقط به سراغ کسی برود که این ماجرای ورود به کارزارِ رئیسجمهور شدن را با او بست و بگوید خودت جلوی این توطئهٔ آنها را بگیر و اگر جواب منفی گرفت آمادهٔ استعفا و دستگیری شود و البته پیشاپیش به مردم بگوید چرا و هنوز هم، بر همین حرف هستیم.
اما از آنجا که ایدههای خارج از حلقهٔ مشاورانِ پزشکیان برای خیلِ مشاوران او مسموع نیست و پزشکیان بالاخره به طریقی به چالههای بدنهٔ حکومت خواهد افتاد، پیشنهاد میکنیم از درِ همان طنز پیشین درآید: اجرای این قانون را نه به جمعیت مؤتلفه، که به قوهٔ قضائیه بسپارد و این را صریحاً اعلام کند که این به اصطلاح قانون را درست نمیداند و مسئولِ هر چه شود، قوهٔ قضائیه و رئیس مجلس خواهند بود. بالاخره قانونی که همهاش بگیروببند و بکارگیریِ افاغنه بهعنوان ضابط و داغ و درفش و زندان و جریمه است، بیشتر مناسبِ بستن به ریش قوهٔ قضائیه است تا دولت!
امشب، اگر دوباره با یک گفتوگوی از پیش ضبط شده* روبرو نشویم، وقت آن است که پزشکیان به صراحت روشن کند:
کاملاً با این معجونِ به اصطلاح قانونی مخالفِ عقیدتی است و پدید آمدنِ آن را یک تله برای بستنِ دست و پای دولت میداند و اجرای آن را به دلیل غیرمنطقی و بحرانآفرین بودنش شروع نخواهد کرد.
برای آنکه فرمان ریاستجمهوری برای رفع فیلترینگ را صادر کند، مهلتی مشخص تعیین کند (به اندازهٔ قالیباف که با جنمِ دروغین و اعتباری، برای ۲۳ آذر اولتیماتوم میدهد، اراده نشان دهد).
دربارهٔ موقعیت وخیمِ اقتصادیِ کشور که برای همهٔ باربرهای بازار و شاگردانِ قهوهخانهها نیز مثل روز روشن و آشکار است، امید واهی و شعار ندهد. حقیقت اوضاع را بگوید و خواستار رفتار عاقلانه از سوی همهٔ مقامهای کشوری و لشگری شود.
* در گفتگوی مستقیمِ دفعهٔ قبل، برای آنکه او را خراب کنند (خودِ صداوسیما که آبرویی ندارد) در وقفههای ضبط گفتوگو، جای بعضی وسایل را عوض کرده بودند. عدهٔ زیادی متوجه این رذالت نشدند.
🆔@jameeno
👍27❤1👎1
#در_کرانه_روز
🏷 در سوریه چه خبر است؟
ایران چه میباید بکند؟
فارغ از موقعیت نیروهای نظامی و وضعیت فعلی آنها (که اطلاع دقیق از آن نداریم) از نظر سیاسی چنین به نظر میرسد که رژیمِ متزلزل و غیرملی سوریه دستخوش برخورد دو نیروست که در نهایت یکی از آنها در خاک سوریه به برتری میرسد و رژیم سوریه را کنترل میکند و به آن ثبات میبخشد. این دو نیرو فعلاً عبارتاند از ترکیب سه تاییِ اسراییل، ترکیه و ایالاتمتحده در یکسو و روسیه و ایران در سوی دیگر. اهداف گروه کوچکتر صرفاً حفظ رژیم فعلی است، اما گروه بزرگتر در پی تضعیف شدید رژیم سوریه و کنترل خاک سوریه است. آن نیروهای نامنظم که دائماً تغییر شکل میدهند و یکشبه پدید میآیند، نقش ابزار دارند و مثل بیل و بولدوزر صرفاً برای زیر و رو کردن خاک سوریه از آنها استفاده میشود. عراق هم بهعنوان یک همسایهٔ مهمِ سوریه موضع متزلزلی دارد. عراق مایل است که امنیت داخلیاش را حفظ و نیروهای شبهنظامیاش را کنترل کند و از معرکهٔ سوریه دور بماند و البته ناتوانیِ عراق در برابر همان نیروها (که مایلاند بخشی از پیادهنظامی باشند که اهداف ایران را پیش میبرد) نقطهضعف و محلِ آسیب این کشور است.
در وضعیت کنونی میتوان فرض کرد آنچه در سوریه رخ میدهد بخشی از یک بازی بزرگتر است که خاورمیانه را دربرمیگیرد (و میتوان بعداً دربارهٔ آن حرف زد). موازنهٔ نیروها در سوریه اکنون چنان است که حتی اگر وضعیت فعلی دوباره مثل چند سال قبل منجمد شود، پس از مدتی باز هم به جنبش درمیآید تا در نهایت وضعیتِ ارضیِ سوریه به نفع ترکیه و وضعیتِ امنیتی و سیاسیِ آن به سود اسرائیل تغییر کند. تنها نکتهٔ قابل توجه، بستهترِ شدنِ دستِ دو بازیگر مهم یعنی روسیه و ایران است که اولی گرفتارِ یک جنگ فرساینده است در اوکراین و دومی دیگر تا حد زیادی فاقد امکان تحرک در سوریه (از پی آسیب اساسی حزبالله از اسرائیل) است.
تنها فرجامِ قابل پیشبینی برای این موقعیت، تغییر فاز و تسلیمِ اسد به برنامهریزیِ ایالاتمتحده و اسرائیل با این مضمون است که در مقابل امتیازِ ثبات و تداوم، روسیه و ایران را از سوریه بیرون کند. اگر اسد به خواست امریکا و اسرائیل تن دهد، آنها در مقابل به تحرک شبهچریکیِ گروههای دستآموز پایان میدهند و توسعهطلبیِ اردوغان را کنترل میکنند.
احتمالش زیاد است که اسد این معامله را بپذیرد تا به موقعیتِ متزلزلِ سوریه و خودش پایان بدهد.
چنان وضعیتی برای روسیه شکست و برای ایران یک موقعیت تازه برای نگاه به موقعیت امنیتی و روابط بینالمللی است. به علت وضعیت خاص، این برای ایران شکستِ استراتژیِ سیساله (پس از جنگ با عراق) است، ولی شکستِ استراتژیک نیست. قرار گرفتن در یک زاویهٔ تازه برای بازخوانی و تجدیدنظرِ گریزناپذیر در استراتژی امنیت ملی و سیاست خارجی است. نشانههای آن حتی قبل از تهاجم اخیر به شهرهای سوریه نیز دیده شده بود و سبب خیر است.
ما حداقل از پنج سال پیش دربارهٔ اینکه بازیسازی در سوریه بیعاقبت است و بر مبانی اشتباه استوار شده، حرف زده بودیم و خواهان خروج از سوریه و بنا کردن استراتژی دفاعی بر رویکردهای درونگرای دفاعی و سیاست خارجی منافعمحور بودهایم. اکنون روشن است آن تقاضاها از ذهنیات حکومت واقعبینانهتر بوده است. زمان آن رسیده است که با سرعتی سنجیده از راههای رفته برگردیم.
🆔@jameeno
🏷 در سوریه چه خبر است؟
ایران چه میباید بکند؟
فارغ از موقعیت نیروهای نظامی و وضعیت فعلی آنها (که اطلاع دقیق از آن نداریم) از نظر سیاسی چنین به نظر میرسد که رژیمِ متزلزل و غیرملی سوریه دستخوش برخورد دو نیروست که در نهایت یکی از آنها در خاک سوریه به برتری میرسد و رژیم سوریه را کنترل میکند و به آن ثبات میبخشد. این دو نیرو فعلاً عبارتاند از ترکیب سه تاییِ اسراییل، ترکیه و ایالاتمتحده در یکسو و روسیه و ایران در سوی دیگر. اهداف گروه کوچکتر صرفاً حفظ رژیم فعلی است، اما گروه بزرگتر در پی تضعیف شدید رژیم سوریه و کنترل خاک سوریه است. آن نیروهای نامنظم که دائماً تغییر شکل میدهند و یکشبه پدید میآیند، نقش ابزار دارند و مثل بیل و بولدوزر صرفاً برای زیر و رو کردن خاک سوریه از آنها استفاده میشود. عراق هم بهعنوان یک همسایهٔ مهمِ سوریه موضع متزلزلی دارد. عراق مایل است که امنیت داخلیاش را حفظ و نیروهای شبهنظامیاش را کنترل کند و از معرکهٔ سوریه دور بماند و البته ناتوانیِ عراق در برابر همان نیروها (که مایلاند بخشی از پیادهنظامی باشند که اهداف ایران را پیش میبرد) نقطهضعف و محلِ آسیب این کشور است.
در وضعیت کنونی میتوان فرض کرد آنچه در سوریه رخ میدهد بخشی از یک بازی بزرگتر است که خاورمیانه را دربرمیگیرد (و میتوان بعداً دربارهٔ آن حرف زد). موازنهٔ نیروها در سوریه اکنون چنان است که حتی اگر وضعیت فعلی دوباره مثل چند سال قبل منجمد شود، پس از مدتی باز هم به جنبش درمیآید تا در نهایت وضعیتِ ارضیِ سوریه به نفع ترکیه و وضعیتِ امنیتی و سیاسیِ آن به سود اسرائیل تغییر کند. تنها نکتهٔ قابل توجه، بستهترِ شدنِ دستِ دو بازیگر مهم یعنی روسیه و ایران است که اولی گرفتارِ یک جنگ فرساینده است در اوکراین و دومی دیگر تا حد زیادی فاقد امکان تحرک در سوریه (از پی آسیب اساسی حزبالله از اسرائیل) است.
تنها فرجامِ قابل پیشبینی برای این موقعیت، تغییر فاز و تسلیمِ اسد به برنامهریزیِ ایالاتمتحده و اسرائیل با این مضمون است که در مقابل امتیازِ ثبات و تداوم، روسیه و ایران را از سوریه بیرون کند. اگر اسد به خواست امریکا و اسرائیل تن دهد، آنها در مقابل به تحرک شبهچریکیِ گروههای دستآموز پایان میدهند و توسعهطلبیِ اردوغان را کنترل میکنند.
احتمالش زیاد است که اسد این معامله را بپذیرد تا به موقعیتِ متزلزلِ سوریه و خودش پایان بدهد.
چنان وضعیتی برای روسیه شکست و برای ایران یک موقعیت تازه برای نگاه به موقعیت امنیتی و روابط بینالمللی است. به علت وضعیت خاص، این برای ایران شکستِ استراتژیِ سیساله (پس از جنگ با عراق) است، ولی شکستِ استراتژیک نیست. قرار گرفتن در یک زاویهٔ تازه برای بازخوانی و تجدیدنظرِ گریزناپذیر در استراتژی امنیت ملی و سیاست خارجی است. نشانههای آن حتی قبل از تهاجم اخیر به شهرهای سوریه نیز دیده شده بود و سبب خیر است.
ما حداقل از پنج سال پیش دربارهٔ اینکه بازیسازی در سوریه بیعاقبت است و بر مبانی اشتباه استوار شده، حرف زده بودیم و خواهان خروج از سوریه و بنا کردن استراتژی دفاعی بر رویکردهای درونگرای دفاعی و سیاست خارجی منافعمحور بودهایم. اکنون روشن است آن تقاضاها از ذهنیات حکومت واقعبینانهتر بوده است. زمان آن رسیده است که با سرعتی سنجیده از راههای رفته برگردیم.
🆔@jameeno
👍30❤1🤔1
آبانماه که میرسد، برای ما ماهِ سالگردِ اوجِ کارِ روزنامه گروه (جامعه فردا) در هفت سال پیش است، پیش از آنکه در آن دیماهِ شورشخیز به توقف برود و کانال جامعه نو از پسِ غروبِ آن درآید. در این هفت سال یکسره در حال نوشتنِ تقریباً هر روزه با مضمونی یکنواخت بودهایم. با یادآوری سالگرد، خلاصهٔ همهٔ آنچه را گفتهایم در پیالهٔ تلخیص زیر میریزیم. باشد که نوش شود و ادامه دهیم:
🆔@jameeno
🆔@jameeno
👍16❤6
#الف الفها
🏷 جامعهنو چه گفته است در این هفت سال؟
ما در ایران دو مسئلهٔ کلی و کهنه داریم. مسئلهٔ اول ناشی از مبنای اشتباهِ ترکیبِ قدرت در قانون اساسی است که امروز، عواقب جدیِ آن عبارتاند از تضعیف انسجام ملی، تخریب ساختار دولت و کارکرد آن و تبخیر امید و اعتماد عمومی.
مسئلهٔ دوم ناشی از اشتباه دیدنِ مبانیِ وضعیت جهان و انعکاس آن در همان قانون است که نتیجهٔ وخیم آن قرار گرفتن در یک موقعیت آچمز بینالمللی، از دست دادن سهم جهانی و تصعید امنیت ملی است.
هیاهو و کشمکشهای فردی و جناحیِ کممحتوا، این واقعیتها و نتایجِ سترگ آنها را از چشمها پنهان میکند (به همین دلیل هیچگاه به آنها نپرداختیم و با عبور از روی آدمها و دارودستهها، تمرکزمان روی مسائل اساسی ماند).
عقل حکم میکند کماکان در موضعی بایستیم و موقعیت کشور را به سمتی ببریم که اگر بتوانیم، بدون از سر گذراندن یک فروپاشی عمومی و متلاشی کردن چاردیواری ایران، آن مبانی را مسالمتآمیز تغییر بدهیم.
🆔@jameeno
🏷 جامعهنو چه گفته است در این هفت سال؟
ما در ایران دو مسئلهٔ کلی و کهنه داریم. مسئلهٔ اول ناشی از مبنای اشتباهِ ترکیبِ قدرت در قانون اساسی است که امروز، عواقب جدیِ آن عبارتاند از تضعیف انسجام ملی، تخریب ساختار دولت و کارکرد آن و تبخیر امید و اعتماد عمومی.
مسئلهٔ دوم ناشی از اشتباه دیدنِ مبانیِ وضعیت جهان و انعکاس آن در همان قانون است که نتیجهٔ وخیم آن قرار گرفتن در یک موقعیت آچمز بینالمللی، از دست دادن سهم جهانی و تصعید امنیت ملی است.
هیاهو و کشمکشهای فردی و جناحیِ کممحتوا، این واقعیتها و نتایجِ سترگ آنها را از چشمها پنهان میکند (به همین دلیل هیچگاه به آنها نپرداختیم و با عبور از روی آدمها و دارودستهها، تمرکزمان روی مسائل اساسی ماند).
عقل حکم میکند کماکان در موضعی بایستیم و موقعیت کشور را به سمتی ببریم که اگر بتوانیم، بدون از سر گذراندن یک فروپاشی عمومی و متلاشی کردن چاردیواری ایران، آن مبانی را مسالمتآمیز تغییر بدهیم.
🆔@jameeno
👍21❤4
بیانیه بیش از ۱۴۰ روزنامهنگار در اعتراض به قانون حجاب و عفاف
🏷 هشدار میدهیم: «قانون حجاب» نقض گسترده حقوق بنیادین شهروندان است
- ما، روزنامهنگاران امضاکننده این بیانیه، با استناد به اصول حقوقی و موازین قانونی، هشدار میدهیم که اجرای مصوبه مجلس موسوم به «قانون حجاب» منجر به نقض گسترده حقوق بنیادین شهروندان، از جمله حقوق اجتماعی، حریم خصوصی و آزادیهای اساسی خواهد شد.
- از این رو ما روزنامهنگاران، با تاکید بر انجام وظیفه خود در اطلاعرسانی، ضمن تأکید بر غیرانسانی بودن این قانون، مخالفت قاطع خود را با اجرای آن اعلام میکنیم. جامعه تحمل فشار بیشتری را ندارد!
- بسیاری از زنان ایرانی نشان دادهاند بر مطالبه بر حق انتخاب پوشش خود مصر هستند؛ اجرای چنین قوانینی نهتنها به حل مسائل اجتماعی منجر نخواهد شد، بلکه وضع قانون نامتناسب صورت مساله پاک کردن است و هیچ نتیجهای جز بیشتر شدن بحرانهای اجتماعی ندارد.
- متن کامل و فهرست امضاکنندگان را در instant view و با کلیک روی اینجا هم میتوانید بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 هشدار میدهیم: «قانون حجاب» نقض گسترده حقوق بنیادین شهروندان است
- ما، روزنامهنگاران امضاکننده این بیانیه، با استناد به اصول حقوقی و موازین قانونی، هشدار میدهیم که اجرای مصوبه مجلس موسوم به «قانون حجاب» منجر به نقض گسترده حقوق بنیادین شهروندان، از جمله حقوق اجتماعی، حریم خصوصی و آزادیهای اساسی خواهد شد.
- از این رو ما روزنامهنگاران، با تاکید بر انجام وظیفه خود در اطلاعرسانی، ضمن تأکید بر غیرانسانی بودن این قانون، مخالفت قاطع خود را با اجرای آن اعلام میکنیم. جامعه تحمل فشار بیشتری را ندارد!
- بسیاری از زنان ایرانی نشان دادهاند بر مطالبه بر حق انتخاب پوشش خود مصر هستند؛ اجرای چنین قوانینی نهتنها به حل مسائل اجتماعی منجر نخواهد شد، بلکه وضع قانون نامتناسب صورت مساله پاک کردن است و هیچ نتیجهای جز بیشتر شدن بحرانهای اجتماعی ندارد.
- متن کامل و فهرست امضاکنندگان را در instant view و با کلیک روی اینجا هم میتوانید بخوانید.
🆔@jameeno
👍22❤3👎2