🔸به رغم نمایشگریهای ترامپ، حفظ برجام محتمل است.
▫️جامعه نو: استیون بلاکمنز، پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی اروپا، ضمن یادداشتی برای خبرگزاری سیانان، شیوه سخن و رفتار ترامپ در مواجهه با برجام را یادآور عملکرد او در برنامههای تلویزیونی رئالیتی- تی وی دانسته و نوشته: به رغم دعاوی ترامپ پیرامون قطعی دانستن لغو برجام، اتحادیه اروپا پایبندی خود به این قرارداد را اعلام کرده چون بر اساس دستکم ده گزارش از آژانس بینالمللی انرژی هستهای، ایران هیچ اقدامی که ناقض قوانین برجام باشد مرتکب نشده است.
فدریکا موگرینی نیز اذعان داشته رد این توافق بینالمللی برای همۀ کشورها از جمله آمریکا که مذاکره با کره شمالی را پیش رو دارد، جز ضرر چیزی در پی نخواهد داشت. ازاین رو آمریکا رویاروی این قانون بینالمللی قرار خواهد گرفت که: "توافقهای انجامپذیر باید حفظ شوند".
همچنین آمریکا با این عملکرد، یعنی رد برجام، صلاحیت شورای امنیت سازمان ملل را که اعضای آن حامی تحقق برجام بودهاند، زیر سوال خواهد برد، به علاوه بعید است بتوان بر بقایای برجام، که مذاکرات آن بیش از یک دهه به طول انجامیده، توافقنامۀ استوارتری بنا کرد.
بلاکمنز افزوده حالا هم درست مثل سال 2003 که عراق مورد حمله قرار گرفت، اتحادیه اروپا خود را تحت فشار رياست جمهوری در آمریکا حس میکند. انگلیس در برابر فشارهای ترامپ نرمش نشان میدهد و گروهی از کارشناسان را برآن داشته تا کاستیهای برجام را رفع کنند. فرانسه و آلمان هم به دنبال راههایی برای تأمین نظر موافق ترامپ به سوی این قرارداد هستهای هستند.
از جملۀ این تلاشها تحریم ایران به واسطه فعالیتهای موشکی و تحریک سایر اعضای اتحادیه اروپا برای اعمال این تحریمها بوده است. ممکن است ترامپ در اقدامی تلافیجویانه، تعرفههایی بر وارادت اروپایی اعمال کند. در مقابل، دیپلماتهای اروپایی در حال جلب رضایت مقامات آمریکا و اعضای کنگره برای معافیتِ کمپانیهایی هستند که ممکن است به واسطه اعمال تحریمهای آمریکا بر ایران، متضرر شوند.
بلاکمنز تأکید کرده اتحادیه اروپا باید گام را فراتر بگذارد و طی روندی قانونی، از مجرای سازمان تجارت جهانی، آمریکا را به پرداخت غرامت در قبال شرکتهایی وادار کند که در اثر تحریمهای آمریکا زیان دیدهاند. به انضمام آن بهتر است اروپا در پی تنظیم "مقررات مسدودسازی" [جهت محدودکردن اختیارات آمریکا برای اعمال تحریم] باشد؛ نظیر آنچه اروپا علیه قوانین هلمز برتون(1996) اعمال کرد.
تلاش برای جلب اعتماد تهران؛
به گفتۀ این پژوهشگر، کشورهای اروپایی باید از گذشته درس بگیرند و برای منافع استراتژیک و مشترک، دیواری دفاعی علم کنند تا در برابر ایالات متحده از استقلال بیشتری برخوردار شوند. لازم است اروپا درصدد اتخاذ اهداف مشترک با روسیه، چین و دیگر قدرتهای هوادار برجام باشد. اگر اتحادیه اروپا و کشورهای 5+1 بتوانند اعتماد ایران برای حفظ برجام را جلب کنند، بقای این توافقنامه محتمل خواهد بود. اروپا باید ایران را قانع کند که منافع این کشور بر اساس مندرجات برجام حفظ خواهد شد.
منبع: سی ان ان
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: استیون بلاکمنز، پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی اروپا، ضمن یادداشتی برای خبرگزاری سیانان، شیوه سخن و رفتار ترامپ در مواجهه با برجام را یادآور عملکرد او در برنامههای تلویزیونی رئالیتی- تی وی دانسته و نوشته: به رغم دعاوی ترامپ پیرامون قطعی دانستن لغو برجام، اتحادیه اروپا پایبندی خود به این قرارداد را اعلام کرده چون بر اساس دستکم ده گزارش از آژانس بینالمللی انرژی هستهای، ایران هیچ اقدامی که ناقض قوانین برجام باشد مرتکب نشده است.
فدریکا موگرینی نیز اذعان داشته رد این توافق بینالمللی برای همۀ کشورها از جمله آمریکا که مذاکره با کره شمالی را پیش رو دارد، جز ضرر چیزی در پی نخواهد داشت. ازاین رو آمریکا رویاروی این قانون بینالمللی قرار خواهد گرفت که: "توافقهای انجامپذیر باید حفظ شوند".
همچنین آمریکا با این عملکرد، یعنی رد برجام، صلاحیت شورای امنیت سازمان ملل را که اعضای آن حامی تحقق برجام بودهاند، زیر سوال خواهد برد، به علاوه بعید است بتوان بر بقایای برجام، که مذاکرات آن بیش از یک دهه به طول انجامیده، توافقنامۀ استوارتری بنا کرد.
بلاکمنز افزوده حالا هم درست مثل سال 2003 که عراق مورد حمله قرار گرفت، اتحادیه اروپا خود را تحت فشار رياست جمهوری در آمریکا حس میکند. انگلیس در برابر فشارهای ترامپ نرمش نشان میدهد و گروهی از کارشناسان را برآن داشته تا کاستیهای برجام را رفع کنند. فرانسه و آلمان هم به دنبال راههایی برای تأمین نظر موافق ترامپ به سوی این قرارداد هستهای هستند.
از جملۀ این تلاشها تحریم ایران به واسطه فعالیتهای موشکی و تحریک سایر اعضای اتحادیه اروپا برای اعمال این تحریمها بوده است. ممکن است ترامپ در اقدامی تلافیجویانه، تعرفههایی بر وارادت اروپایی اعمال کند. در مقابل، دیپلماتهای اروپایی در حال جلب رضایت مقامات آمریکا و اعضای کنگره برای معافیتِ کمپانیهایی هستند که ممکن است به واسطه اعمال تحریمهای آمریکا بر ایران، متضرر شوند.
بلاکمنز تأکید کرده اتحادیه اروپا باید گام را فراتر بگذارد و طی روندی قانونی، از مجرای سازمان تجارت جهانی، آمریکا را به پرداخت غرامت در قبال شرکتهایی وادار کند که در اثر تحریمهای آمریکا زیان دیدهاند. به انضمام آن بهتر است اروپا در پی تنظیم "مقررات مسدودسازی" [جهت محدودکردن اختیارات آمریکا برای اعمال تحریم] باشد؛ نظیر آنچه اروپا علیه قوانین هلمز برتون(1996) اعمال کرد.
تلاش برای جلب اعتماد تهران؛
به گفتۀ این پژوهشگر، کشورهای اروپایی باید از گذشته درس بگیرند و برای منافع استراتژیک و مشترک، دیواری دفاعی علم کنند تا در برابر ایالات متحده از استقلال بیشتری برخوردار شوند. لازم است اروپا درصدد اتخاذ اهداف مشترک با روسیه، چین و دیگر قدرتهای هوادار برجام باشد. اگر اتحادیه اروپا و کشورهای 5+1 بتوانند اعتماد ایران برای حفظ برجام را جلب کنند، بقای این توافقنامه محتمل خواهد بود. اروپا باید ایران را قانع کند که منافع این کشور بر اساس مندرجات برجام حفظ خواهد شد.
منبع: سی ان ان
🆔 @jameeno
🔸وزیر ارتباطات: فیلترینگ با هدف استفاده از سرویسهای داخلی میتواند به ضدهدف تبدیل شود
▫️جامعه نو: محمدجواد آذریجهرمی، وزیر ارتباطات، در صفحه اینستاگرام خود از تاثیر منفی فیلترینگ، بر رونق سرویسهای داخلی نوشت.
او با بیان اینکه وزارت ارتباطات مرجع تصویب و تصمیم پالایش (فیلترینگ) یا رفع آن نیست، اظهار داشت: وزارت ارتباطات براساس مصوبه مجلس شورای اسلامی و بنابر قانون، ملزم به اجرای مصوبات کمیتهها و شوراهای مشخص شده در این حوزه و احکام قضایی است.
آذریجهرمی در ادامه افزود: پالایش صفحات غیراخلاقی و نیز ضد اعتقادات عموم مردم، در سایر کشورها نیز رواج دارد و در کشور ما نیز در این خصوص، نظام قانونی تصویب شده که رعایت میشود. علاوه بر آن سیاستهایی توسط حاکمیت کشورهای مختلف برای حفاظت از کلان دادهها و یا رعایت الزامات قانونی کشورها وجود دارد.
او درباره اعمال فیلترینگ بر سرویسهای بینالمللی گفت: انسداد سرویسهای بینالمللی، صرفا با هدف تشویق کاربران به استفاده از سرویس داخلی، میتواند به ضدهدف تبدیل شود. شرکتهای کسبوکار نوپا در کشور نیز بر این موضوع تاکید دارند.
وزیر ارتباطات، ظهور رسانههای نوین را یکی از آثار فضای مجازی دانست و گفت: کشورهای مختلف، ضمن بهرهبرداری از آن، برای استفاده از این تکنولوژی سیاستگذاری و تنظیم قانون کردهاند. تا این سیاست یا قانون در کشور موجود نباشد، دو قطبی توسعه یا فیلتر رسانههای نوین، همچنان به عنوان یک چالش وجود خواهد داشت.
وی با بیان اینکه سیاست مصوب کشور در شورایعالی فضای مجازی، بر توسعه پیامرسانهای بومی قرار گرفته است، اظهار داشت: در کنار تقویت ساختار فنی پیام رسانهای داخلی، رفع برخی شبهات و صیانت از حریم خصوصی با تکیه بر ظرفیت فتوای راهبردی مقام معظم رهبری و نیز اصلاح مصادیق مجرمانه برای جلوگیری از برخوردهای سلیقهای با فعالان و فعالیتهای فضای مجازی و نیز سیاست حمایتی عادلانه برای توسعهدهندگان داخلی بویژه در نحوه تبلیغات با استفاده از ظرفیتهای ملی لازم است در دستور کار قرار گیرد.
وزیر ارتباطات در پایان از تلاشهای خود برای جلوگیری از نقض حریم خصوصی کاربران در اپراتورهای ارتباطی گفت و اذعان داشت: اگر قانون اختیارات لازم را به وزارت ارتباطات بدهد، برای صیانت از حریم خصوصی در فضای مجازی نیز تلاش لازم را خواهم نمود.
وی افزود: برای اصلاح مصادیق مجرمانه و نیز توقف نظام رایگیری آنلاین انسداد سایتهای اینترنتی که در برخی مواقع باعث برخوردهای سلیقهای با سایتهای اینترنتی است، تلاشهایی کردهایم که تاکنون نتیجه لازم را نداشته اما به این تلاش که لازمه رشد ظرفیتهای بومی نیز هست ادامه خواهیم داد.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: محمدجواد آذریجهرمی، وزیر ارتباطات، در صفحه اینستاگرام خود از تاثیر منفی فیلترینگ، بر رونق سرویسهای داخلی نوشت.
او با بیان اینکه وزارت ارتباطات مرجع تصویب و تصمیم پالایش (فیلترینگ) یا رفع آن نیست، اظهار داشت: وزارت ارتباطات براساس مصوبه مجلس شورای اسلامی و بنابر قانون، ملزم به اجرای مصوبات کمیتهها و شوراهای مشخص شده در این حوزه و احکام قضایی است.
آذریجهرمی در ادامه افزود: پالایش صفحات غیراخلاقی و نیز ضد اعتقادات عموم مردم، در سایر کشورها نیز رواج دارد و در کشور ما نیز در این خصوص، نظام قانونی تصویب شده که رعایت میشود. علاوه بر آن سیاستهایی توسط حاکمیت کشورهای مختلف برای حفاظت از کلان دادهها و یا رعایت الزامات قانونی کشورها وجود دارد.
او درباره اعمال فیلترینگ بر سرویسهای بینالمللی گفت: انسداد سرویسهای بینالمللی، صرفا با هدف تشویق کاربران به استفاده از سرویس داخلی، میتواند به ضدهدف تبدیل شود. شرکتهای کسبوکار نوپا در کشور نیز بر این موضوع تاکید دارند.
وزیر ارتباطات، ظهور رسانههای نوین را یکی از آثار فضای مجازی دانست و گفت: کشورهای مختلف، ضمن بهرهبرداری از آن، برای استفاده از این تکنولوژی سیاستگذاری و تنظیم قانون کردهاند. تا این سیاست یا قانون در کشور موجود نباشد، دو قطبی توسعه یا فیلتر رسانههای نوین، همچنان به عنوان یک چالش وجود خواهد داشت.
وی با بیان اینکه سیاست مصوب کشور در شورایعالی فضای مجازی، بر توسعه پیامرسانهای بومی قرار گرفته است، اظهار داشت: در کنار تقویت ساختار فنی پیام رسانهای داخلی، رفع برخی شبهات و صیانت از حریم خصوصی با تکیه بر ظرفیت فتوای راهبردی مقام معظم رهبری و نیز اصلاح مصادیق مجرمانه برای جلوگیری از برخوردهای سلیقهای با فعالان و فعالیتهای فضای مجازی و نیز سیاست حمایتی عادلانه برای توسعهدهندگان داخلی بویژه در نحوه تبلیغات با استفاده از ظرفیتهای ملی لازم است در دستور کار قرار گیرد.
وزیر ارتباطات در پایان از تلاشهای خود برای جلوگیری از نقض حریم خصوصی کاربران در اپراتورهای ارتباطی گفت و اذعان داشت: اگر قانون اختیارات لازم را به وزارت ارتباطات بدهد، برای صیانت از حریم خصوصی در فضای مجازی نیز تلاش لازم را خواهم نمود.
وی افزود: برای اصلاح مصادیق مجرمانه و نیز توقف نظام رایگیری آنلاین انسداد سایتهای اینترنتی که در برخی مواقع باعث برخوردهای سلیقهای با سایتهای اینترنتی است، تلاشهایی کردهایم که تاکنون نتیجه لازم را نداشته اما به این تلاش که لازمه رشد ظرفیتهای بومی نیز هست ادامه خواهیم داد.
🆔 @jameeno
#الف
🔹 برجام نمی رود، اقتصاد می رود!
▫️شورای سردبیری: تا اینجا، یعنی بر اساس آخرین اطلاعات موجود، اطرافیان ترامپ در ۲۲اردیبهشت جلوی اورا در اعلام خروج از برجام خواهند گرفت. البته گریبان ایران را رها نخواهند کرد. از نقشه اصلی چیزی نمیگویند، اما آشکار است تندروترینهای پر سروصدا درباره آن توافق دارند: محاصره نامحسوس اقتصادی و بازگشت به دوران قبل از برجام، بدون اعلام رسمی، اما بسیار سختگیرانه و با رفتاری مافیایی و مبتنی بر تهدیدهای غیر رسمی هرکس که ممکن است با ایران بده بستانی داشته باشد. هدف آشکاری هم دارد: یکبار دیگر شکست دادن ایران از طریق بستن مجاری تنفس اقتصاد و بدون شلیک گلوله و یا شکستن آشکار معاهدات بین المللی. نمیتوان چنین نتیجه ای را نگرفت وقتی پمپئوی هنوز به جای تیلرسون ننشسته به همان نتیجه ای رسیده که او رسیده بود! او هم به سنا نگفته که قصد اعلام خروج از برجام دارد و درباره طرح موهومی سخن گفته مبتنی بر تماس با اروپایی ها، برای طراحی گام بعدی. احتمالا نصیحت اخیر وندی شرمن در سی ان ان آنها را بیشتر در فکر خواهد برد که خروج از برجام برای فشار به ایران، آن را به روسیه و چین نزدیکتر خواهد کرد.
پیش وبیش از آنکه ریز اطلاعات اخیر و علت تغییر گرایش اطرافیان ترامپ اهمیت داشته باشد، نتایج سیاسی این اقدام اهمیت دارد. اگر مجموعه آنچه آنها اظهار میکنند نیرنگ نباشد، ما بزودی با یک تحریم اقتصادی بسیار خطرناکتر از دوران پیش از برجام روبروخواهیم شد: تحریم اعلام نشده اقتصادی. این همان چیزی است که بعد از امضای برجام به خوبی آزمایش و خواص آن کشف شده است: بانکهایی که میدانستند تحریمها رفع شده و قانونا میتوانند با ایران کار کنند، از این کار خودداری کردند و دلیلش این بود که با تهدیدی اعلام نشده و یا غیر رسمی روبرو بودند و حتی شاید برخی بر اساس تحلیل و آگاهی منطقی از خط مشی ایالات متحده به این نتیجه رسیده بودند که بهتر است" فعلا " احتیاط کنند .
نتایج سیاسی این برنامه احتمالی دولت آمریکا چشمگیر خواهد بود. در عرصه داخلی و تا قبل از اینکه دوباره جان به لب شویم و بر اساس مصلحت نظام برای یک سازش قهرمانانه دیگر آماده شویم، رویه و دولت اعتدال همراه با اصلاح طلبان هزینه زیادی خواهند داد و نمونه دوم و پیچیده تر احمدی نژاد نیز از کیسه بیرون خواهد آمد.
اما چشمگیرترین نتایج در عرصه سیاست خارجی خواهد بود. بدیهی است که عنان سیاست خارجی کاملا به دست تندروهایی خواهد افتاد که تا مرز ازپاانداختن کشور بر خط مشی خود اصرار دارند. طی سالهای اخیر الگوی این سیاست خارجی چکش خورده و نتایج آن آشکار است: تبدیل شدن هر چه بیشتر به زائده سیاست خارجی روسیه، غرق شدن درگرداب تجارت آسان ولی ویرانگر چین، خریدن متحدین گرانقیمت در آمریکای لاتین، و ناتوان ماندن در ایجاد یک رابطه منطقی، کم زیان و پایدار با اعراب.
رفتن به این ورطه کمکی به اقتصاد ما نخواهد کرد و اگر قرار بود چین و روسیه و ونزوئلا دست اقتصاد ما را بگیرند، هرگز به امضای برجام تن نمیدادیم. کشور اخیرا نتیجه بی توجهی به قوانین اقتصاد و فداکردن منافع اقتصادی در پیشگاه سیاست خارجی را طی حوادث دی ماه ۹۶ دیده و به زحمت شیب اعتراض های اجتماعی را کاسته است. دور تازه ای از فشارهای اقتصادی، به حوادثی بسیار وخیم تر از اعتراضهای دی ماه منجر خواهد شد که کنترل آنها همیشه ممکن نمیشود. باید از آن پیشگیری کرد.
در حالی که نظام و لشگر استراتژیستهای آن از می نابی که روسها به آنها نوشانده اند به روابط عمومی سیاستمداران و نظامیان روسیه تبدیل شده اند، بخشی از این پیشگیری، به عهده فعالان سیاسی اصلاح طلب است و این کار را باید با کنار گذاشتن درخواستهای درجه دو و اولویت دادن به این مهم در طرح تحلیلها و مطالبات خود صورت دهند. علیرغم اینکه برای اصلاح طلبان مشکل است درباره برخی تحرکات ایران در خارج کشور نظر بدهند، اما میتوانند دیدگاه ها و نگرانیهای خود را درباره اینکه درحال حاضر هیچ مشکلی در بیرون از مرزهای کشور به اندازه حفظ توان کشور در زمینه اقتصاد آن اهمیت ندارد با صدای بلند مطرح کنند. نیازی نیست برای نظام تعیین تکلیف کنند و دستور عمل یا بی عملی، یا مقاومت یا تسلیم بدهند. فقط کافی است بپرسند. بپرسند چه زمانی ما وظیفه حمایت از عدالت و حقوق مظلومان جهان، کمک به کسانی که سرزمین آنها اَشغال شده، دفاع ازحرمهایی که حفاظت از آنها لازم است، و چپی هایی که در آمریکای جنوبی با آمریکا مبارزه میکنند را، حداقل وبرای مدتی هم که شده به کسانی دیگر و اگذار می کنیم تا اندکی هم به گرفتاریهای خودمان برسیم؟ به اقتصادی بانرخهای هشدار دهنده در باره سرمایه گذاری و اشتغال، به جامعه ای با نرخهای شرم آور در باره اعتیاد، طلاق، خشونت، و به فرهنگی سرشاراز بی اعتمادی عمومی ، میل به ترک وطن، و فردگرایی منحط و قاتل اخلاق.
🆔 @jameeno
🔹 برجام نمی رود، اقتصاد می رود!
▫️شورای سردبیری: تا اینجا، یعنی بر اساس آخرین اطلاعات موجود، اطرافیان ترامپ در ۲۲اردیبهشت جلوی اورا در اعلام خروج از برجام خواهند گرفت. البته گریبان ایران را رها نخواهند کرد. از نقشه اصلی چیزی نمیگویند، اما آشکار است تندروترینهای پر سروصدا درباره آن توافق دارند: محاصره نامحسوس اقتصادی و بازگشت به دوران قبل از برجام، بدون اعلام رسمی، اما بسیار سختگیرانه و با رفتاری مافیایی و مبتنی بر تهدیدهای غیر رسمی هرکس که ممکن است با ایران بده بستانی داشته باشد. هدف آشکاری هم دارد: یکبار دیگر شکست دادن ایران از طریق بستن مجاری تنفس اقتصاد و بدون شلیک گلوله و یا شکستن آشکار معاهدات بین المللی. نمیتوان چنین نتیجه ای را نگرفت وقتی پمپئوی هنوز به جای تیلرسون ننشسته به همان نتیجه ای رسیده که او رسیده بود! او هم به سنا نگفته که قصد اعلام خروج از برجام دارد و درباره طرح موهومی سخن گفته مبتنی بر تماس با اروپایی ها، برای طراحی گام بعدی. احتمالا نصیحت اخیر وندی شرمن در سی ان ان آنها را بیشتر در فکر خواهد برد که خروج از برجام برای فشار به ایران، آن را به روسیه و چین نزدیکتر خواهد کرد.
پیش وبیش از آنکه ریز اطلاعات اخیر و علت تغییر گرایش اطرافیان ترامپ اهمیت داشته باشد، نتایج سیاسی این اقدام اهمیت دارد. اگر مجموعه آنچه آنها اظهار میکنند نیرنگ نباشد، ما بزودی با یک تحریم اقتصادی بسیار خطرناکتر از دوران پیش از برجام روبروخواهیم شد: تحریم اعلام نشده اقتصادی. این همان چیزی است که بعد از امضای برجام به خوبی آزمایش و خواص آن کشف شده است: بانکهایی که میدانستند تحریمها رفع شده و قانونا میتوانند با ایران کار کنند، از این کار خودداری کردند و دلیلش این بود که با تهدیدی اعلام نشده و یا غیر رسمی روبرو بودند و حتی شاید برخی بر اساس تحلیل و آگاهی منطقی از خط مشی ایالات متحده به این نتیجه رسیده بودند که بهتر است" فعلا " احتیاط کنند .
نتایج سیاسی این برنامه احتمالی دولت آمریکا چشمگیر خواهد بود. در عرصه داخلی و تا قبل از اینکه دوباره جان به لب شویم و بر اساس مصلحت نظام برای یک سازش قهرمانانه دیگر آماده شویم، رویه و دولت اعتدال همراه با اصلاح طلبان هزینه زیادی خواهند داد و نمونه دوم و پیچیده تر احمدی نژاد نیز از کیسه بیرون خواهد آمد.
اما چشمگیرترین نتایج در عرصه سیاست خارجی خواهد بود. بدیهی است که عنان سیاست خارجی کاملا به دست تندروهایی خواهد افتاد که تا مرز ازپاانداختن کشور بر خط مشی خود اصرار دارند. طی سالهای اخیر الگوی این سیاست خارجی چکش خورده و نتایج آن آشکار است: تبدیل شدن هر چه بیشتر به زائده سیاست خارجی روسیه، غرق شدن درگرداب تجارت آسان ولی ویرانگر چین، خریدن متحدین گرانقیمت در آمریکای لاتین، و ناتوان ماندن در ایجاد یک رابطه منطقی، کم زیان و پایدار با اعراب.
رفتن به این ورطه کمکی به اقتصاد ما نخواهد کرد و اگر قرار بود چین و روسیه و ونزوئلا دست اقتصاد ما را بگیرند، هرگز به امضای برجام تن نمیدادیم. کشور اخیرا نتیجه بی توجهی به قوانین اقتصاد و فداکردن منافع اقتصادی در پیشگاه سیاست خارجی را طی حوادث دی ماه ۹۶ دیده و به زحمت شیب اعتراض های اجتماعی را کاسته است. دور تازه ای از فشارهای اقتصادی، به حوادثی بسیار وخیم تر از اعتراضهای دی ماه منجر خواهد شد که کنترل آنها همیشه ممکن نمیشود. باید از آن پیشگیری کرد.
در حالی که نظام و لشگر استراتژیستهای آن از می نابی که روسها به آنها نوشانده اند به روابط عمومی سیاستمداران و نظامیان روسیه تبدیل شده اند، بخشی از این پیشگیری، به عهده فعالان سیاسی اصلاح طلب است و این کار را باید با کنار گذاشتن درخواستهای درجه دو و اولویت دادن به این مهم در طرح تحلیلها و مطالبات خود صورت دهند. علیرغم اینکه برای اصلاح طلبان مشکل است درباره برخی تحرکات ایران در خارج کشور نظر بدهند، اما میتوانند دیدگاه ها و نگرانیهای خود را درباره اینکه درحال حاضر هیچ مشکلی در بیرون از مرزهای کشور به اندازه حفظ توان کشور در زمینه اقتصاد آن اهمیت ندارد با صدای بلند مطرح کنند. نیازی نیست برای نظام تعیین تکلیف کنند و دستور عمل یا بی عملی، یا مقاومت یا تسلیم بدهند. فقط کافی است بپرسند. بپرسند چه زمانی ما وظیفه حمایت از عدالت و حقوق مظلومان جهان، کمک به کسانی که سرزمین آنها اَشغال شده، دفاع ازحرمهایی که حفاظت از آنها لازم است، و چپی هایی که در آمریکای جنوبی با آمریکا مبارزه میکنند را، حداقل وبرای مدتی هم که شده به کسانی دیگر و اگذار می کنیم تا اندکی هم به گرفتاریهای خودمان برسیم؟ به اقتصادی بانرخهای هشدار دهنده در باره سرمایه گذاری و اشتغال، به جامعه ای با نرخهای شرم آور در باره اعتیاد، طلاق، خشونت، و به فرهنگی سرشاراز بی اعتمادی عمومی ، میل به ترک وطن، و فردگرایی منحط و قاتل اخلاق.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹 برجام نمی رود، اقتصاد می رود! ▫️شورای سردبیری: تا اینجا، یعنی بر اساس آخرین اطلاعات موجود، اطرافیان ترامپ در ۲۲اردیبهشت جلوی اورا در اعلام خروج از برجام خواهند گرفت. البته گریبان ایران را رها نخواهند کرد. از نقشه اصلی چیزی نمیگویند، اما آشکار است…
Audio
🔹هفتاد و سومین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: برجام نمیرود، اقتصاد میرود!
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: برجام نمیرود، اقتصاد میرود!
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔹آیا همهی فالوئرهای توییتر قلابی هستند؟
🖌 یان بوگوست
ترجمه: فربد آذسن
▫️یکی از ماموران مخفی نیویورکتایمز در «بازار سیاه» شهرت آنلاین، تلاش میکند مرض درماندگی ناشی از شبکههای اجتماعی را بهتر حلاجی کند، اما شناسایی عامل این مرض، آنقدرها هم آسان نیست.
تابستان سال ۲۰۱۵، من و بِنِت فادی[۱]، طراح بازی، در یکی از محلههای میانی منهتن نشسته بودیم و کاکتل مینوشیدیم و منتظر استیک خشک با گوشت دندهی اضافهیمان بودیم. اهل خوشگذرانی نبودیم، ولی هر از گاهی هم برای تفریحات اینچنینی وقت میگذاشتیم تا از پولی که از فعالیتهای حرفهایمان درمیآوردیم حالمان را هم ببریم. به نظر میرسید که محبوبیتمان در توییتر سرسامآور رو به افزایش است. پرسیدم: «این همه فالوئر از کجا اومده؟» طی سال اخیر دهها هزار نفر به فهرست طرفداران ظاهری هردویمان اضافه شده بود.
فادی، یک استرالیایی بیشیلهپیله که دکترای فلسفهی اخلاق داشت و حالا هم کارش این شده بود که بازیهایی بسازد که موجبات عذاب گیمرها را فراهم آورد، بهم هشدار داد که حاشا، خیلی به دوستانی که پیدا کرده بودم نبالم. حرفش این بود که یحتمل ما هم جزو آن حسابهای کاربری بودیم که موقع ثبتنام به کاربران جدید توییتر پیشنهاد میشوند. خیلی از فالوئرهای جدید ما قلابی بودند و برای اسپم زدن یا فروخته شدن ساخته شده بودند و ما را به صورت اتوماتیک دنبال کرده بودند.
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
منبع: مجله اینترنتی سفید
http://telegra.ph/as-04-14-2
🖌 یان بوگوست
ترجمه: فربد آذسن
▫️یکی از ماموران مخفی نیویورکتایمز در «بازار سیاه» شهرت آنلاین، تلاش میکند مرض درماندگی ناشی از شبکههای اجتماعی را بهتر حلاجی کند، اما شناسایی عامل این مرض، آنقدرها هم آسان نیست.
تابستان سال ۲۰۱۵، من و بِنِت فادی[۱]، طراح بازی، در یکی از محلههای میانی منهتن نشسته بودیم و کاکتل مینوشیدیم و منتظر استیک خشک با گوشت دندهی اضافهیمان بودیم. اهل خوشگذرانی نبودیم، ولی هر از گاهی هم برای تفریحات اینچنینی وقت میگذاشتیم تا از پولی که از فعالیتهای حرفهایمان درمیآوردیم حالمان را هم ببریم. به نظر میرسید که محبوبیتمان در توییتر سرسامآور رو به افزایش است. پرسیدم: «این همه فالوئر از کجا اومده؟» طی سال اخیر دهها هزار نفر به فهرست طرفداران ظاهری هردویمان اضافه شده بود.
فادی، یک استرالیایی بیشیلهپیله که دکترای فلسفهی اخلاق داشت و حالا هم کارش این شده بود که بازیهایی بسازد که موجبات عذاب گیمرها را فراهم آورد، بهم هشدار داد که حاشا، خیلی به دوستانی که پیدا کرده بودم نبالم. حرفش این بود که یحتمل ما هم جزو آن حسابهای کاربری بودیم که موقع ثبتنام به کاربران جدید توییتر پیشنهاد میشوند. خیلی از فالوئرهای جدید ما قلابی بودند و برای اسپم زدن یا فروخته شدن ساخته شده بودند و ما را به صورت اتوماتیک دنبال کرده بودند.
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
منبع: مجله اینترنتی سفید
http://telegra.ph/as-04-14-2
Telegraph
آیا همۀ فالوئرهای توییتر قلابی هستند؟
یکی از ماموران مخفی نیویورکتایمز در «بازار سیاه» شهرت آنلاین، تلاش میکند مرض درماندگی ناشی از شبکههای اجتماعی را بهتر حلاجی کند، اما شناسایی عامل این مرض، آنقدرها هم آسان نیست. تابستان سال ۲۰۱۵، من و بِنِت فادی[۱]، طراح بازی، در یکی از محلههای میانی…
🔹چینیها در عمان و خلیج فارس؟
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: انتشار فیلمی تبلیغاتی در فضای مجازی، شائبه حضور صیادی چینی در خلیج فارس را افزایش داده است. سازمان شیلات کشور هنوز در این باره موضع گیری رسمی نکرده اما به نظر می رسد ماجرا چندان هم شایعه و دروغ نباشد.
انتشار فیلمی که گفته می شود شاهدی بر حضور چینی ها در خلیج فارس و دریای عمان به قصد صیادی و بهره برداری از منابع دریایی کشور است، موجی از اظهار تاسف ها و شایعات دیگر را به راه انداخته تا جایی که محمود صادقی، نماینده مجلس، قول داده است موضوع را از طریق خانه ملت پیگیری کند.
گفته می شود صیادان چینی که مجهز به تجهیزات دریایی و صیادی پیشرفته هستند با عملا بخشی از زیستگاه های جانوری و مکان های صیادی دریای عمان و خلیج فارس را اجاره کرده اند و در حال بهره برداری از منابع غنی آن هستند. بعضی از کاربران شبکه های اجتماعی با انتشار این فیلم نوشته اند: «ببینید که چطور چینی ها دارند کف دریای عمان و خلیج فارس را جارو می زنند!».
برخی از منابع آگاه به خبرنگار جامعه نو می گویند که این فیلم، صرفا یک فیلم تبلیغاتی بوده که قابلیت ها و توانمندی های شناورهای صیادی و شناورهای نگه داری ماهی های صید شده در دریا را نشان می دهد و هیچ ربطی به حضور کشتی های صیادی چینی در آب های خلیج فارس و دریای عمان ندارد.
پیش از آن که انتشار این فیلم، شایعاتی را در شبکه های مجازی به همراه داشته باشد، چند مقام و مسئول محلی در دو استان هرمزگان و سیستان و بلوچستان نسبت به وجود رانتی درباره حضور کشتی های صنعتی صیادی در آب های جنوب کشور هشدار داده بودند که از جمله می توان به امام جمعه جاسک، نماینده استان هرمزگان و نماینده چابهار اشاره کرد. آنها در گفتگو با رسانه های رسمی کشور از حضور بیش از 25 کشتی بزرگ صیادی عمدتا چینی در دو استان هرمزگان و بوشهر خبر داده بودند که به نظر می رسد اکنون راهی آب های چابهار شده اند. این کشتی ها صید ترال انجام می دهند که می تواند منبع اقتصادی بیش از 70 درصد مردم استان های جنوبی کشور را برای همیشه از میان ببرد و زیستگاه ماهیان بومی ایران را برای همیشه نابود کند.
با این همه ورود برخی نمایندگان بی طرفِ مجلس به این ماجرا و سکوت شیلات به عنوان اهرم حاکمیتی و دولتی کشور در زمینه صید ماهی و جنجالی که رسانه های اصولگرایی چون فارس و باشگاه خبرنگاران جوان در این زمینه به راه انداخته اند از یک سو، نشان از ابعاد سیاسی پنهان در پس پرده این ماجرا دارد و از سوی دیگر، این نگرانی را ایجاد کرده که ممکن است دامن زدن به چنین شایعاتی، صرفا بهانه ای برای گزک گرفتن از دولتی باشد که بر اساس فرمایشات مقام معظم رهبری، در حال توان افزایی بنادر کشور و تمرکز بر اقتصاد مبتنی بر دریاست.
🆔 @jameeno
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: انتشار فیلمی تبلیغاتی در فضای مجازی، شائبه حضور صیادی چینی در خلیج فارس را افزایش داده است. سازمان شیلات کشور هنوز در این باره موضع گیری رسمی نکرده اما به نظر می رسد ماجرا چندان هم شایعه و دروغ نباشد.
انتشار فیلمی که گفته می شود شاهدی بر حضور چینی ها در خلیج فارس و دریای عمان به قصد صیادی و بهره برداری از منابع دریایی کشور است، موجی از اظهار تاسف ها و شایعات دیگر را به راه انداخته تا جایی که محمود صادقی، نماینده مجلس، قول داده است موضوع را از طریق خانه ملت پیگیری کند.
گفته می شود صیادان چینی که مجهز به تجهیزات دریایی و صیادی پیشرفته هستند با عملا بخشی از زیستگاه های جانوری و مکان های صیادی دریای عمان و خلیج فارس را اجاره کرده اند و در حال بهره برداری از منابع غنی آن هستند. بعضی از کاربران شبکه های اجتماعی با انتشار این فیلم نوشته اند: «ببینید که چطور چینی ها دارند کف دریای عمان و خلیج فارس را جارو می زنند!».
برخی از منابع آگاه به خبرنگار جامعه نو می گویند که این فیلم، صرفا یک فیلم تبلیغاتی بوده که قابلیت ها و توانمندی های شناورهای صیادی و شناورهای نگه داری ماهی های صید شده در دریا را نشان می دهد و هیچ ربطی به حضور کشتی های صیادی چینی در آب های خلیج فارس و دریای عمان ندارد.
پیش از آن که انتشار این فیلم، شایعاتی را در شبکه های مجازی به همراه داشته باشد، چند مقام و مسئول محلی در دو استان هرمزگان و سیستان و بلوچستان نسبت به وجود رانتی درباره حضور کشتی های صنعتی صیادی در آب های جنوب کشور هشدار داده بودند که از جمله می توان به امام جمعه جاسک، نماینده استان هرمزگان و نماینده چابهار اشاره کرد. آنها در گفتگو با رسانه های رسمی کشور از حضور بیش از 25 کشتی بزرگ صیادی عمدتا چینی در دو استان هرمزگان و بوشهر خبر داده بودند که به نظر می رسد اکنون راهی آب های چابهار شده اند. این کشتی ها صید ترال انجام می دهند که می تواند منبع اقتصادی بیش از 70 درصد مردم استان های جنوبی کشور را برای همیشه از میان ببرد و زیستگاه ماهیان بومی ایران را برای همیشه نابود کند.
با این همه ورود برخی نمایندگان بی طرفِ مجلس به این ماجرا و سکوت شیلات به عنوان اهرم حاکمیتی و دولتی کشور در زمینه صید ماهی و جنجالی که رسانه های اصولگرایی چون فارس و باشگاه خبرنگاران جوان در این زمینه به راه انداخته اند از یک سو، نشان از ابعاد سیاسی پنهان در پس پرده این ماجرا دارد و از سوی دیگر، این نگرانی را ایجاد کرده که ممکن است دامن زدن به چنین شایعاتی، صرفا بهانه ای برای گزک گرفتن از دولتی باشد که بر اساس فرمایشات مقام معظم رهبری، در حال توان افزایی بنادر کشور و تمرکز بر اقتصاد مبتنی بر دریاست.
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔹چینیها در عمان و خلیج فارس؟ ▫️سعید برآبادی / جامعه نو: انتشار فیلمی تبلیغاتی در فضای مجازی، شائبه حضور صیادی چینی در خلیج فارس را افزایش داده است. سازمان شیلات کشور هنوز در این باره موضع گیری رسمی نکرده اما به نظر می رسد ماجرا چندان هم شایعه و دروغ نباشد.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🆔 @jameeno
#الف
🔹اثر گذاری برقدرت، به جای ورود به قدرت
▫️شورای سردبیری: تقاضای امروز تحولخواهان، اصلاحطلبان و دلسوزان کشور از نظام چیست؟ پاسخ این پرسش سهل ممتنعی است. ابتدا، دست کشیدن از خودکامگی و رفتار یکسان نسبت به جناحها و دادن فرصت واقعی به حضور جناح اصلاحطلب در انتخابات به ذهن میآید. اما فرض کنیم مخاطب نه اصلاحطلب، بلکه شهروندی با اطلاعات متوسط و بینش سیاسی غیرجناحی و پرسش درباره مطالبات عام باشد. در آن صورت پاسخ او کاملا متفاوت است: طیفی وسیع از درخواستهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که در فهرست این مورد آخر، دادن فرصت حضور در قدرت به جناح اصلاحطلب در شمار آخرین درخواستها خواهد بود. این حکم را هم میتوان به شیوه استنتاج منطقی و هم با نگاه کردن به نظرسنجیهای سالهای اخیر دریافت.
دادن این حکم سخت نیست که مجموعه و عصاره همه تقاضاهای مختلف درحوزههای سه گانه اقتصاد و اجتماع (شامل فرهنگ) و سیاست، به خواست تغییر حکومت ختم نمیشود، بلکه به تغییر شیوه حکومت منتهی است. اکثریت مردم رفتاری بهتر و محترمانه با خود، تصمیماتی سنجیدهتر در حوزه اداره اقتصاد، امنیتی فراتر از ایمن بودن در برابر دزدان و اوباش و انصاف و عدالت قضایی به نسبت کاملا برابر برای همه شهروندان میطلبند. البته که تقاضاهای دیگری هم مثل آزادی در امور خصوصی، آزادی عقیده، کاهش فشار تبلیغات حکومتی، افزایش شان ملی وفور نسبی دارند، ولی این تقاضاها نیز فارغ از تعداد نسبی خود در زمینه ماهیت با خواستهای اصلی یکسانند: همه این مطالبات فاقد عنصر مخالفت با اصل سیستم، و سرشار از یک درخواست زیربنایی مشترک هستند. این در خواست، "حکومت عاقلانهتر و منطبق بر موقعیت و نیاز جامعه" است. مدت زیادی نیست که آن را حکمرانی خوب نام نهادهاند.
اما این فقط بدنه جامعه نیست که به جای خواست از بین رفتن حکمرانی نامطلوب کنونی از طریق نابودی نظام، میل به بقای آن ولی تقاضای حکمرانی خوب و اصلاح رویهها و عقلانیت بیشتر دارد. گرایش اصیل اصلاحطلب دربر دارنده این خصلت نیز هست که کمک به اصلاح رویههای نظام و حکمرانی بهتر آن را به رقابت بر سر ورود به قدرت ترجیح میدهد. رفتار سیدمحمد خاتمی که قطب اصلاحطلبان است چیزی جز این نمیگوید و بهزاد نبوی، از عناصر محوری اصلاحطلب از "اثرگذاری بر قدرت" به جای ورود به ساختار آن سخن میگوید. اصلاحطلبان نیز مانند مردم باید باحضور و مطالبات خود بر قدرت تاثیر بگذارند.
پذیرش اینکه اصلاحطلبان ترجیح دهند توان خود را به جای تلاش برای ورود به قدرت به اثرگذاری بر قدرت متمرکز کنند مستلزم پذیرش نتایج بسیار مهمی است: نخست آنکه روند وحدت تاکتیکی با نیروهای میانهرو و معتدل درون حکومت را به همسویی استراتژیک با نیروهای تحولخواه کشور ارتقا دهند، دوم آنکه توان خود را به جای عرصه سیاسی، به حوزه اجتماع انتقال دهند و به عنوان سومین اولویت، از هر عنصر مثبت و دارای کارکرد عقلانی درون حکومت حمایت کنند. معنای عملیاتی این نتایج، تداوم حمایت از دولت روحانی، پایان بخشیدن به رفتار سهمخواهانه برخی اصلاحطلبان، تزریق انرژی و توان خود به نهادهای مدنی و سازمانهای مردم محور و افزایش طرح مطالبات ملی و عمومی به جای مطالبات سیاسی جناحی است.
🆔 @jameeno
🔹اثر گذاری برقدرت، به جای ورود به قدرت
▫️شورای سردبیری: تقاضای امروز تحولخواهان، اصلاحطلبان و دلسوزان کشور از نظام چیست؟ پاسخ این پرسش سهل ممتنعی است. ابتدا، دست کشیدن از خودکامگی و رفتار یکسان نسبت به جناحها و دادن فرصت واقعی به حضور جناح اصلاحطلب در انتخابات به ذهن میآید. اما فرض کنیم مخاطب نه اصلاحطلب، بلکه شهروندی با اطلاعات متوسط و بینش سیاسی غیرجناحی و پرسش درباره مطالبات عام باشد. در آن صورت پاسخ او کاملا متفاوت است: طیفی وسیع از درخواستهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که در فهرست این مورد آخر، دادن فرصت حضور در قدرت به جناح اصلاحطلب در شمار آخرین درخواستها خواهد بود. این حکم را هم میتوان به شیوه استنتاج منطقی و هم با نگاه کردن به نظرسنجیهای سالهای اخیر دریافت.
دادن این حکم سخت نیست که مجموعه و عصاره همه تقاضاهای مختلف درحوزههای سه گانه اقتصاد و اجتماع (شامل فرهنگ) و سیاست، به خواست تغییر حکومت ختم نمیشود، بلکه به تغییر شیوه حکومت منتهی است. اکثریت مردم رفتاری بهتر و محترمانه با خود، تصمیماتی سنجیدهتر در حوزه اداره اقتصاد، امنیتی فراتر از ایمن بودن در برابر دزدان و اوباش و انصاف و عدالت قضایی به نسبت کاملا برابر برای همه شهروندان میطلبند. البته که تقاضاهای دیگری هم مثل آزادی در امور خصوصی، آزادی عقیده، کاهش فشار تبلیغات حکومتی، افزایش شان ملی وفور نسبی دارند، ولی این تقاضاها نیز فارغ از تعداد نسبی خود در زمینه ماهیت با خواستهای اصلی یکسانند: همه این مطالبات فاقد عنصر مخالفت با اصل سیستم، و سرشار از یک درخواست زیربنایی مشترک هستند. این در خواست، "حکومت عاقلانهتر و منطبق بر موقعیت و نیاز جامعه" است. مدت زیادی نیست که آن را حکمرانی خوب نام نهادهاند.
اما این فقط بدنه جامعه نیست که به جای خواست از بین رفتن حکمرانی نامطلوب کنونی از طریق نابودی نظام، میل به بقای آن ولی تقاضای حکمرانی خوب و اصلاح رویهها و عقلانیت بیشتر دارد. گرایش اصیل اصلاحطلب دربر دارنده این خصلت نیز هست که کمک به اصلاح رویههای نظام و حکمرانی بهتر آن را به رقابت بر سر ورود به قدرت ترجیح میدهد. رفتار سیدمحمد خاتمی که قطب اصلاحطلبان است چیزی جز این نمیگوید و بهزاد نبوی، از عناصر محوری اصلاحطلب از "اثرگذاری بر قدرت" به جای ورود به ساختار آن سخن میگوید. اصلاحطلبان نیز مانند مردم باید باحضور و مطالبات خود بر قدرت تاثیر بگذارند.
پذیرش اینکه اصلاحطلبان ترجیح دهند توان خود را به جای تلاش برای ورود به قدرت به اثرگذاری بر قدرت متمرکز کنند مستلزم پذیرش نتایج بسیار مهمی است: نخست آنکه روند وحدت تاکتیکی با نیروهای میانهرو و معتدل درون حکومت را به همسویی استراتژیک با نیروهای تحولخواه کشور ارتقا دهند، دوم آنکه توان خود را به جای عرصه سیاسی، به حوزه اجتماع انتقال دهند و به عنوان سومین اولویت، از هر عنصر مثبت و دارای کارکرد عقلانی درون حکومت حمایت کنند. معنای عملیاتی این نتایج، تداوم حمایت از دولت روحانی، پایان بخشیدن به رفتار سهمخواهانه برخی اصلاحطلبان، تزریق انرژی و توان خود به نهادهای مدنی و سازمانهای مردم محور و افزایش طرح مطالبات ملی و عمومی به جای مطالبات سیاسی جناحی است.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹اثر گذاری برقدرت، به جای ورود به قدرت ▫️شورای سردبیری: تقاضای امروز تحولخواهان، اصلاحطلبان و دلسوزان کشور از نظام چیست؟ پاسخ این پرسش سهل ممتنعی است. ابتدا، دست کشیدن از خودکامگی و رفتار یکسان نسبت به جناحها و دادن فرصت واقعی به حضور جناح اصلاحطلب…
Audio
🔹هفتاد و چهارمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: اثرگذاری بر قدرت به جای ورود به قدرت!
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: اثرگذاری بر قدرت به جای ورود به قدرت!
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔸ناکامی نشست امروز اتحادیۀ اروپا در اعمال تحریمهای جدید علیه ایران
▫️جامعه نو: به گزارش رویترز کشورهای اتحادیۀ اروپا در نشست امروز نتوانستند برای اعمال تحریمهای تازه علیه ایران به توافق برسند. مخالفت ایتالیا و نگرانی از اینکه فشار بر تهران -به خاطر فعالیتهای موشکی و نقش ایران در منطقه- مانع خروج ترامپ از توافق هستهای نشود، از عوامل اختلافات در نشست امروز لوکزامبورگ بود.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: به گزارش رویترز کشورهای اتحادیۀ اروپا در نشست امروز نتوانستند برای اعمال تحریمهای تازه علیه ایران به توافق برسند. مخالفت ایتالیا و نگرانی از اینکه فشار بر تهران -به خاطر فعالیتهای موشکی و نقش ایران در منطقه- مانع خروج ترامپ از توافق هستهای نشود، از عوامل اختلافات در نشست امروز لوکزامبورگ بود.
🆔 @jameeno
#الف
🔹روی ریل فروپاشی
▫️شورای سردبیری: اطلاعاتی منتشر شده است درباره سرعت گرفتن خروج سرمایه از کشور، به عنوان یکی از دلایل سیر صعودی نرخ ارز که از روزهای آخر بهمن تا بعد از نوروز روندی مهارناپذیر به نمایش گذاشت. از نظر حجم بعید به نظر میرسد، اما تا رقم ۳۰ میلیارد دلار نیز برای این خروج سرمایه اعلام شده است.
کارشناسان بازارهای مالی و پولی ایران اذعان کردهاند برای افزایش ناگهانی و هنگفت قیمت ارز دلایل اقتصادی سراغ ندارند. دلایل سیاسی که میتوان برای این روند وحشی افزایش جستجو کرد دو مورد است: اعلام اکید ترامپ درباره اینکه ایالات متحده در اردیبهشت ماه از برجام خارج خواهد شد و افزایش وحشت از فروریختن حکومت و بروز هرج و مرج در اثر تکرار شورشی مانند شورش دی ماه.
اینکه کدام یک از این دو عامل نقش بیشتری در بروز نشانه فروپاشی اقتصاد داشته هنوز روشن نیست، ولی یک تفاوت آشکار بین این دو عامل احتمالی وجود دارد: نخستین عامل یک تهدید دارای منشاء خارجی است که کنترلی روی پدیدآورنده آن نداریم، ولی دومین تهدید مستقیما از داخل و به خاطر رفتار حکومت ظهور کرده و تصمیم درباره وقوع دوباره یا منتفی شدنش نیز در داخل گرفته میشود. بنابراین، صرف اقدامات مختلف دولت و بانک مرکزی در حوزه اقتصاد تهدید را منتفی نمیکند؛ اصلاح سیاستهای نظام در زمینه اجتماعی و سیاسی و کاستن از شتاب شیوع فساد گسترده در سیستم و جلوگیری از تبدیل بیمهار ماهیت نظام از انقلابی به مافیایی میتواند این تهدید را کاهش دهد. کسانی که از تبدیل ایران به سوریه، وقوع روند یوگسلاوی شدن و گسیختن شیرازه کشور واهمه دارند، در کنار سرزنش کسانی که در حال گریز از کشور هستند، باید حکومت را برای بازگشت کشور به ریل اصلاحات همه جانبه نصیحت کنند یا تحت فشار بگذارند... متاسفانه، کشتیبانان را هر سیاستی میآید، کشور را بیشتر به نقطه ریزش آوار میکشانند.
🆔 @jameeno
🔹روی ریل فروپاشی
▫️شورای سردبیری: اطلاعاتی منتشر شده است درباره سرعت گرفتن خروج سرمایه از کشور، به عنوان یکی از دلایل سیر صعودی نرخ ارز که از روزهای آخر بهمن تا بعد از نوروز روندی مهارناپذیر به نمایش گذاشت. از نظر حجم بعید به نظر میرسد، اما تا رقم ۳۰ میلیارد دلار نیز برای این خروج سرمایه اعلام شده است.
کارشناسان بازارهای مالی و پولی ایران اذعان کردهاند برای افزایش ناگهانی و هنگفت قیمت ارز دلایل اقتصادی سراغ ندارند. دلایل سیاسی که میتوان برای این روند وحشی افزایش جستجو کرد دو مورد است: اعلام اکید ترامپ درباره اینکه ایالات متحده در اردیبهشت ماه از برجام خارج خواهد شد و افزایش وحشت از فروریختن حکومت و بروز هرج و مرج در اثر تکرار شورشی مانند شورش دی ماه.
اینکه کدام یک از این دو عامل نقش بیشتری در بروز نشانه فروپاشی اقتصاد داشته هنوز روشن نیست، ولی یک تفاوت آشکار بین این دو عامل احتمالی وجود دارد: نخستین عامل یک تهدید دارای منشاء خارجی است که کنترلی روی پدیدآورنده آن نداریم، ولی دومین تهدید مستقیما از داخل و به خاطر رفتار حکومت ظهور کرده و تصمیم درباره وقوع دوباره یا منتفی شدنش نیز در داخل گرفته میشود. بنابراین، صرف اقدامات مختلف دولت و بانک مرکزی در حوزه اقتصاد تهدید را منتفی نمیکند؛ اصلاح سیاستهای نظام در زمینه اجتماعی و سیاسی و کاستن از شتاب شیوع فساد گسترده در سیستم و جلوگیری از تبدیل بیمهار ماهیت نظام از انقلابی به مافیایی میتواند این تهدید را کاهش دهد. کسانی که از تبدیل ایران به سوریه، وقوع روند یوگسلاوی شدن و گسیختن شیرازه کشور واهمه دارند، در کنار سرزنش کسانی که در حال گریز از کشور هستند، باید حکومت را برای بازگشت کشور به ریل اصلاحات همه جانبه نصیحت کنند یا تحت فشار بگذارند... متاسفانه، کشتیبانان را هر سیاستی میآید، کشور را بیشتر به نقطه ریزش آوار میکشانند.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹روی ریل فروپاشی ▫️شورای سردبیری: اطلاعاتی منتشر شده است درباره سرعت گرفتن خروج سرمایه از کشور، به عنوان یکی از دلایل سیر صعودی نرخ ارز که از روزهای آخر بهمن تا بعد از نوروز روندی مهارناپذیر به نمایش گذاشت. از نظر حجم بعید به نظر میرسد، اما تا رقم…
Audio
🔹هفتاد و پنجمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: روی ریل فروپاشی
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: روی ریل فروپاشی
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔸همسر داستایوفسکی بودن چگونه بود؟ (قسمت اول)
🖌 نیکولاس کوتار
▫️ترجمه: سهیل سراییان/ جامعه نو: در ابتدای قرن بیستم، لئونید لئونیدوف، بازیگر نقش دیمتری کارامازوف در تئاتر برادران کارامازوف در سال 1910 در مسکو درباره دیدار کوتاه خود با آنیا گریگوریونا، همسر داستایوفسکی، مینویسد:« من "چیزی" را دیدم و شنیدم. چیزی برخلاف تمام چیزهای دیگر. اما به وسیله آن "چیز"که تنها در ده دقیقه اتفاق افتاد، داستایوفسکی را حس کردم. صدها کتاب درباره داستایوفسکی نمیتوانست حسی را به من منتقل کند که این دیدار به من داد.»
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/da-04-17
🖌 نیکولاس کوتار
▫️ترجمه: سهیل سراییان/ جامعه نو: در ابتدای قرن بیستم، لئونید لئونیدوف، بازیگر نقش دیمتری کارامازوف در تئاتر برادران کارامازوف در سال 1910 در مسکو درباره دیدار کوتاه خود با آنیا گریگوریونا، همسر داستایوفسکی، مینویسد:« من "چیزی" را دیدم و شنیدم. چیزی برخلاف تمام چیزهای دیگر. اما به وسیله آن "چیز"که تنها در ده دقیقه اتفاق افتاد، داستایوفسکی را حس کردم. صدها کتاب درباره داستایوفسکی نمیتوانست حسی را به من منتقل کند که این دیدار به من داد.»
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/da-04-17
Telegraph
همسر داستایوفسکی بودن چگونه بود؟
قسمت اول این مجموعه که به زندگی آنیا داستایوفسکی، همسر فیودور داستایوفسکی، نویسنده ی برجسته ی قرن 19 روسیه اختصاص دارد در چندین قسمت توسط نیکولاس کوتار، مترجم و نویسنده ی روسی ساکن آمریکا نوشته شده است. این مجموعه در مجله ی "فوما" چاپ روسیه منتشر شده…
🔹جستجوی مرتضوی از طریق محافظان مرتضوی
▫️جامعه نو: یک متخصص امور امنیتی پیشنهاد میدهد دستگاههایی که درباره ناپدید شدن قاضی سعید مرتضوی نگران شدهاند به سراغ تیم حفاظت از او بروند.
درپی مطرح شدن این پرسش که چرا مرتضوی، قاضی سابق محکوم به زندان به خاطر مشارکت در قتل، به زندان انتقال داده نشده و عدم دریافت پاسخ مسئولانه و قانع کننده، اخیرا نمایندگان مجلس نیز به پیگیری این ماجرا علاقمند و وارد موضوع شدهاند. برخی گمانهزنیها نیز درباره فرار، پنهان شدن و از میان برداشته شدن و یا وجود یک برنامه تبلیغاتی ویژه درباره غیبت مرتضوی به عمل آمده است. یک متخصص در این باره به جامعه نو گفته است روش تعیین سریع نتیجه تحقیق و جلوگیری از بروز شایعات نامناسب برای نظام، رفتن به سراغ تیمی است که در ماههای اخیر وظیفه حفاظت از مرتضوی را به عهده داشته و او را همراهی میکرده است. به گفته این متخصص مسئولیت ناپدید شدن مرتضوی به عهده تیم حفاظت و پاسخگو در این ماجرا نهاد تامین کننده تیم محافظت است .
همسر مرتضوی در گفتگو با ایسنا حضور او را در تهران تایید کرده و گفته است او به دنبال اعمال ماده ۴۷۷ است تا از طریق رئیس قوه قضائیه پروندهاش را به دیوان عالی بفرستد. به این ترتیب قاعدتا باید نامهای برای درخواست فوق به قوه قضائیه واصل شده باشد.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: یک متخصص امور امنیتی پیشنهاد میدهد دستگاههایی که درباره ناپدید شدن قاضی سعید مرتضوی نگران شدهاند به سراغ تیم حفاظت از او بروند.
درپی مطرح شدن این پرسش که چرا مرتضوی، قاضی سابق محکوم به زندان به خاطر مشارکت در قتل، به زندان انتقال داده نشده و عدم دریافت پاسخ مسئولانه و قانع کننده، اخیرا نمایندگان مجلس نیز به پیگیری این ماجرا علاقمند و وارد موضوع شدهاند. برخی گمانهزنیها نیز درباره فرار، پنهان شدن و از میان برداشته شدن و یا وجود یک برنامه تبلیغاتی ویژه درباره غیبت مرتضوی به عمل آمده است. یک متخصص در این باره به جامعه نو گفته است روش تعیین سریع نتیجه تحقیق و جلوگیری از بروز شایعات نامناسب برای نظام، رفتن به سراغ تیمی است که در ماههای اخیر وظیفه حفاظت از مرتضوی را به عهده داشته و او را همراهی میکرده است. به گفته این متخصص مسئولیت ناپدید شدن مرتضوی به عهده تیم حفاظت و پاسخگو در این ماجرا نهاد تامین کننده تیم محافظت است .
همسر مرتضوی در گفتگو با ایسنا حضور او را در تهران تایید کرده و گفته است او به دنبال اعمال ماده ۴۷۷ است تا از طریق رئیس قوه قضائیه پروندهاش را به دیوان عالی بفرستد. به این ترتیب قاعدتا باید نامهای برای درخواست فوق به قوه قضائیه واصل شده باشد.
🆔 @jameeno
🔹در باب پروژه فراری دادن کاوه مدنی
آي آدمها اين صداي قرنِ ماست
▫️جامعه نو/ سعید برآبادی: اکنون آنچه از کاوه مدنی داریم، بخشی از مثنوی بلند هوشنگ ابتهاج است که با این بیت شروع میشود: «روزگارا قصد ايمانم مكن». شاید این استاد دانشگاه و محقق بین المللی حوزه محیط زیست، ناگفتههای استعفایش را برای بعدها نگاه داشته است؛ زمانی که فشارهای وارد آمده بر دولت کمتر شود و کاوه مدنیها بتوانند از آنچه در سالهای بازگشت به ایران، بر آنها گذشت بگویند و بنویسند. تا آن زمان اما به جای دلایل این استعفای کم سابقه که کم و بیش بر مخاطبان آشناست، از پیامدهای آن سخن گفتن، منطقیتر و واقعیتر به نظر میرسد.
در همین سی چهل سال اخیر، کم نبودهاند آدمهای ریز و درشتی که به سودای وطن پاسخ گفتهاند و با دعوت مقامات رسمی و غیررسمی به کشور بازگشتهاند. از حبیبِ خواننده تا کاوه مدنیِ استاد دانشگاه. اما بر آنها چه رفته و چه سرانجامی یافتهاند؟ دکتر صدوق، معاون مرحوم سازمان محیط زیست و یکی از دلسوزترین چهرههای محیط زیستی کشور یک بار در مصاحبهای به من (خبرنگار وقت روزنامه آرمان) گفت که کار محیط زیستی کردن در ایران یک جور عمل سادیستی و مازوخیستیست (نقل به مضمون). به عبارت دیگر او معتقد بود که محیط زیست ایران همچنان که در حال آزار دیدن از سوی مردمان این فلات بزرگ است، به دلسوزانش، آسیب میرساند و خراششان میدهد. کاوه مدنی این واقعیتها را میدانست اما باز به کشور آمد. اسماعیل کهرم پیش بینی کرده بود که او شش ماه بیشتر دوام نخواهد آورد اما کاوه مدنی آمد و در همین مدت کوتاه منشا چند اتفاق مهم بود؛ اول، مبارزه با اصل «رخوتِ سازمانی» در سازمان حفاظت محیط زیست بود. او چالشهای مختلفی را پایه گذاشت تا ضمن تشویق مردم به دخیل شدن در امر حفاظت از محیط زیست کشور، به همکارانش در پارک پردیسان نشان دهد با حلواحلوا گفتن، دهانی شیرین نمیشود. چند همایش بین المللی مهم برگزار کرد و در نهایت تا حدودی هم با رئیس خود بر سر سودای انتقال آب که پروژه ای ضدملی و عقلانیست، درافتاد اما نه عیسی کلانتری و نه کاوه مدنی گمان نمیکردند که ضربه اصلی از جای دیگری وارد شود و این عضوِ تازه پیوسته به بدنه محیط زیستی کشور را برای همیشه از سرزمینش قطع کند.
پروژه فراری دادن کاوه مدنی از ایران که به دنبال انتشار تصاویر شخصیاش در فضای مجازی استارت خورد، ادامهای بود بر بازداشت گسترده فعالان محیط زیستی کشور. افکار عمومی سوگوار از مرگ دلخراش و بیتوجیه کاووس سید امامی مطمئن بود که رئیس سازمان محیط زیست مصلحت اندیشتر از آن است که به دنبال روشن سازی پرونده دیگر بازداشتیان محیط زیستی برود، این بود که عملا کاوه مدنی به تنها امید گشایش این پرونده بدل گشت اما غافل از این شعر نغز حمیدی شیرازی که به نوعی سرنوشت «امید» در ایران را اینگونه به تصویر کشیده است: «که آنچه جوجه کند خلق، جوجه را بپراند».
خروج او از کشور اکنون با واکنشها و پیامدهای متعددی مواجه شده؛ گروهی در پی آن هستند که او را از بین برنده امید، نازک نارنجی و بچه ننه نشان دهند و نتیجه بگیرند که «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها» و گروهی دیگر از او و مرام او در بازگشت به کشور به قصد آبادانی این دیرِ ویران، الگوی امید به هر قیمتی ساختهاند. اپوزیسیون خارج از کشور مدنی را شماطت میکنند به خاطر همکاری با نظام بی آن که این واقعیت مهم را درک کنند که محیط زیست هر کشور فراتر از نظام آن کشور است و اصلاح طلبان داخلی، سوگوارانه به سرنوشت او ناله سر میکنند بی آن که یادگرفته باشند رو به روی فرار مغزها بایستند و با اقتدار از آنچه پروژه بازگشت دلسوزان کشور میدانند حمایت کنند.
در این میان موج سوم، موج معدود افرادیست که میخواهند با وجود آگاهی از سرانجام کاوه مدنیها، حبیبها، کاووس سیدامامیها و... در کشور بمانند و آن را بسازند. این موج اگر فراتر از عرق میهنی و بدون شعار و نمایش، آرام آرام ریشه بدواند دیگر انتشار چند عکس، خشکش نخواهد کرد. راستی کسی تا به حال، بیتهای پایانی این مثنوی ابتهاج را خوانده است؟
آي آدمها اين صداي قرنِ ماست
اين صدا از وحشتِ غرقِ شماست
ديده در گرداب كي وا ميكنيد؟
وه كه غرقِ خود تماشا ميكنيد
🆔 @jameeno
آي آدمها اين صداي قرنِ ماست
▫️جامعه نو/ سعید برآبادی: اکنون آنچه از کاوه مدنی داریم، بخشی از مثنوی بلند هوشنگ ابتهاج است که با این بیت شروع میشود: «روزگارا قصد ايمانم مكن». شاید این استاد دانشگاه و محقق بین المللی حوزه محیط زیست، ناگفتههای استعفایش را برای بعدها نگاه داشته است؛ زمانی که فشارهای وارد آمده بر دولت کمتر شود و کاوه مدنیها بتوانند از آنچه در سالهای بازگشت به ایران، بر آنها گذشت بگویند و بنویسند. تا آن زمان اما به جای دلایل این استعفای کم سابقه که کم و بیش بر مخاطبان آشناست، از پیامدهای آن سخن گفتن، منطقیتر و واقعیتر به نظر میرسد.
در همین سی چهل سال اخیر، کم نبودهاند آدمهای ریز و درشتی که به سودای وطن پاسخ گفتهاند و با دعوت مقامات رسمی و غیررسمی به کشور بازگشتهاند. از حبیبِ خواننده تا کاوه مدنیِ استاد دانشگاه. اما بر آنها چه رفته و چه سرانجامی یافتهاند؟ دکتر صدوق، معاون مرحوم سازمان محیط زیست و یکی از دلسوزترین چهرههای محیط زیستی کشور یک بار در مصاحبهای به من (خبرنگار وقت روزنامه آرمان) گفت که کار محیط زیستی کردن در ایران یک جور عمل سادیستی و مازوخیستیست (نقل به مضمون). به عبارت دیگر او معتقد بود که محیط زیست ایران همچنان که در حال آزار دیدن از سوی مردمان این فلات بزرگ است، به دلسوزانش، آسیب میرساند و خراششان میدهد. کاوه مدنی این واقعیتها را میدانست اما باز به کشور آمد. اسماعیل کهرم پیش بینی کرده بود که او شش ماه بیشتر دوام نخواهد آورد اما کاوه مدنی آمد و در همین مدت کوتاه منشا چند اتفاق مهم بود؛ اول، مبارزه با اصل «رخوتِ سازمانی» در سازمان حفاظت محیط زیست بود. او چالشهای مختلفی را پایه گذاشت تا ضمن تشویق مردم به دخیل شدن در امر حفاظت از محیط زیست کشور، به همکارانش در پارک پردیسان نشان دهد با حلواحلوا گفتن، دهانی شیرین نمیشود. چند همایش بین المللی مهم برگزار کرد و در نهایت تا حدودی هم با رئیس خود بر سر سودای انتقال آب که پروژه ای ضدملی و عقلانیست، درافتاد اما نه عیسی کلانتری و نه کاوه مدنی گمان نمیکردند که ضربه اصلی از جای دیگری وارد شود و این عضوِ تازه پیوسته به بدنه محیط زیستی کشور را برای همیشه از سرزمینش قطع کند.
پروژه فراری دادن کاوه مدنی از ایران که به دنبال انتشار تصاویر شخصیاش در فضای مجازی استارت خورد، ادامهای بود بر بازداشت گسترده فعالان محیط زیستی کشور. افکار عمومی سوگوار از مرگ دلخراش و بیتوجیه کاووس سید امامی مطمئن بود که رئیس سازمان محیط زیست مصلحت اندیشتر از آن است که به دنبال روشن سازی پرونده دیگر بازداشتیان محیط زیستی برود، این بود که عملا کاوه مدنی به تنها امید گشایش این پرونده بدل گشت اما غافل از این شعر نغز حمیدی شیرازی که به نوعی سرنوشت «امید» در ایران را اینگونه به تصویر کشیده است: «که آنچه جوجه کند خلق، جوجه را بپراند».
خروج او از کشور اکنون با واکنشها و پیامدهای متعددی مواجه شده؛ گروهی در پی آن هستند که او را از بین برنده امید، نازک نارنجی و بچه ننه نشان دهند و نتیجه بگیرند که «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها» و گروهی دیگر از او و مرام او در بازگشت به کشور به قصد آبادانی این دیرِ ویران، الگوی امید به هر قیمتی ساختهاند. اپوزیسیون خارج از کشور مدنی را شماطت میکنند به خاطر همکاری با نظام بی آن که این واقعیت مهم را درک کنند که محیط زیست هر کشور فراتر از نظام آن کشور است و اصلاح طلبان داخلی، سوگوارانه به سرنوشت او ناله سر میکنند بی آن که یادگرفته باشند رو به روی فرار مغزها بایستند و با اقتدار از آنچه پروژه بازگشت دلسوزان کشور میدانند حمایت کنند.
در این میان موج سوم، موج معدود افرادیست که میخواهند با وجود آگاهی از سرانجام کاوه مدنیها، حبیبها، کاووس سیدامامیها و... در کشور بمانند و آن را بسازند. این موج اگر فراتر از عرق میهنی و بدون شعار و نمایش، آرام آرام ریشه بدواند دیگر انتشار چند عکس، خشکش نخواهد کرد. راستی کسی تا به حال، بیتهای پایانی این مثنوی ابتهاج را خوانده است؟
آي آدمها اين صداي قرنِ ماست
اين صدا از وحشتِ غرقِ شماست
ديده در گرداب كي وا ميكنيد؟
وه كه غرقِ خود تماشا ميكنيد
🆔 @jameeno
🔸آخرین وضعیت پرونده متهمان محیط زیستی
▫️جامعه نو: مصطفی ترک همدانی، وکیل پرونده متهمان زیست محیطی با انتشار پستی در توئیتر خود از ناکام ماندن پیگیری خود در این پرونده خبر داد. او نوشته است: «ناچارم شکست خود را از پذیرش وکالت پرونده #متهمان_زیست_محیطی اعلام کنم. دو ماه است که با دستور دادیار ناظر زندان وکالتنامه ام را به بند 2 الف تحویل داده ام و تاکنون با یا بدون امضا برنگشته! تحقیق از متهم بی وکیل پس از 70روز انفرادی چه حاصلی جز بی اعتباری تحقیقات و هدر وقت و هزینه دارد؟ این تذهبون؟»
اظهارات این وکیل در حالی ست که بسیاری از خانواده های بازداشتیان محیط زیستی در روزهای اخیر نسبت به بی اطلاعی از وضعیت آنها ابراز نگرانی کرده اند. اظهارات این وکیل دادگستری را می توان از اولین پیامدهای خروج کاوه مدنی، معاون سازمان محیط زیست از کشور دانست.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: مصطفی ترک همدانی، وکیل پرونده متهمان زیست محیطی با انتشار پستی در توئیتر خود از ناکام ماندن پیگیری خود در این پرونده خبر داد. او نوشته است: «ناچارم شکست خود را از پذیرش وکالت پرونده #متهمان_زیست_محیطی اعلام کنم. دو ماه است که با دستور دادیار ناظر زندان وکالتنامه ام را به بند 2 الف تحویل داده ام و تاکنون با یا بدون امضا برنگشته! تحقیق از متهم بی وکیل پس از 70روز انفرادی چه حاصلی جز بی اعتباری تحقیقات و هدر وقت و هزینه دارد؟ این تذهبون؟»
اظهارات این وکیل در حالی ست که بسیاری از خانواده های بازداشتیان محیط زیستی در روزهای اخیر نسبت به بی اطلاعی از وضعیت آنها ابراز نگرانی کرده اند. اظهارات این وکیل دادگستری را می توان از اولین پیامدهای خروج کاوه مدنی، معاون سازمان محیط زیست از کشور دانست.
🆔 @jameeno
🔹گزارش «واتر پالیتیکز» درباره بحران آبی ایران
▫️جامعه نو: دسامبر سال ۲۰۱۷ تا ژانویه ۲۰۱۸ تعداد زیادی از شهرهای ایران شاهد اعتراضات بخشی از مردم بود. منشا ابتدایی این اعتراضات شهر مشهد بود و احتمالا جرقه آن به دلیل سوءمدیریت مسئولین و مدیران ایران در بحرانهای اقتصادی، وجود فساد سیاسی و سیاستهای خارجی این کشور بود. درحالی که اعتراضات مربوط به انتخابات سال ۱۳۸۸ و جنبش سبز بر انتخاب مجدد محمود احمدینژاد به عنوان رییسجمهور ایران متمرکز بود اما اعتراضات اخیر در راستای افزایش قیمت مواد غذای،٬ نزول شرایط زندگی و افزایش شکافهای طبقاتی در ایران بود.
در ژانویه سال جاری مقامات ایران از پایان یافتن اعتراضات در ایران خبر دادند اما با این وجود هنوز نشانههایی از اعتراض مردم ایران وجود دارد. ناامنی غذایی و بحران کمآبی نقش زیادی در اعتراضات مردم ایران داشت و اکنون به نظر میرسد این نگرانیها و نارضایتیها همچنان ادامه داشته باشد. اخیرا استان اصفهان در مرکز ایران، شاهد اعتراضاتی بوده است که در چند ماه اخیر افزایش یافته و در برخی اوقات این اعتراضات به خشونت هم کشیده شده است. کشاورزان اصفهانی در برابر انشعاب و تقسیم آب زایندهرود_ رودخانه اصلی شهر_ با استانهای همسایهشان مقاومت میکنند.
طی چند ماه گذشته کشاورزان اصفهانی به خیابانهای شهر آمدند تا به دولت و شرکتهایی که آب. مورد استفاده این کشاورزان را از منبع اصلیاش منحرف میکنند، اعتراض کنند. به نظر میرسد نظام ایران هنوز نتوانسته این اعتراضات را مدیریت کند و حتی اخباری از درگیری کشاورزان با ماموران نیروی انتظامی هم به گوش رسید. طبق اخبار و گزارشات رسیده، کشاورزان اصفهانی قصد داشتند به خط لوله انتقالی که آب را از رودخانه زایندهرود به استان یزد انتقال میدهد، آسیب بزنند.
مردم ساکن در استان اصفهان عمدتا به کشاورزی مشغول هستند و آنها هر روز به اعتراضات خود ادامه میدهند. ناامنی آب میتواند خطری برای مشروعیت نظام حاکم در ایران باشد و از سوی دیگر برخی از فسادهای مالی هم بر این موضوع تاثیر گذاشته است.
حدود ۶۰۰ سد در ایران در راستای منافع برخی نهادهای خاص و پروژههای آنها ساخته شده که باعث افزایش بحران کمآبی شده است. فساد دولتی به علاوه وضعیت نامشخص بانکها و موسسات مالی نیز بهمثابه سوخت بیشتر برای اعتراضات شده است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسها، برای رونق و رشد کار و کاسبی باید ارتباط خوبی میان بانکها و تجارت برقرار شود، ارتباطی که در حال حاضر در ایران وجود ندارد. از سوی دیگر مشکلات مالی دولت غیرقابل انکار است. بانک مرکزی مجبور است پولهای سرمایهگذارانی که از سوی موسسات مالی آسیب دیدهاند را بپردازد و از آنجا که بانک مرکزی از پشتیبانی مالی زیادی برخوردار نیست، وضعیت خطرناکی را به وجود آورده است.
شبکههای اجتماعی و مردم دولت و دیگر نهادهای خاص ایران را مسئول ویرانی اقتصادی ایران قلمداد میکنند. این شرایط به همراه سقوط سریع ارزش پول ایران، موجب افزایش خشم در میان سرمایهگذاران و ایجاد شوکهای داخلی و خارجی شده است. ناامنی آب و ناامنی اقتصادی تبدیل به یکی از بزرگترین و قویترین چالشهای ایران شده است. رهبر انقلاب ایران در سخنرانی سالانه خود به مناسبت نوروز بر مساله اقتصاد و خودکفایی و رونق داخلی تاکید کرده است. در این سخنرانی همچنین بر عدالت اجتماعی به عنوان موضعی که این مدت مغفول مانده است٬ اشاره شد. گرچه ارزیابی دقیق آنچه در ایران میگذرد کار سختیست اما بدون تردید اعتراضات به کمآبی و مسائل و مشکلات مالی ادامه خواهد داشت و این امر میتواند برای مشروعیت نظام حاکم بر ایران خطرناک باشد و این امکان وجود دارد که مردم ایران در آیندهای نزدیک افراد و مسئولینی که تاکنون پاسخگو نبودهاند را به پاسخگویی وادارند.
منبع: waterpolitics
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: دسامبر سال ۲۰۱۷ تا ژانویه ۲۰۱۸ تعداد زیادی از شهرهای ایران شاهد اعتراضات بخشی از مردم بود. منشا ابتدایی این اعتراضات شهر مشهد بود و احتمالا جرقه آن به دلیل سوءمدیریت مسئولین و مدیران ایران در بحرانهای اقتصادی، وجود فساد سیاسی و سیاستهای خارجی این کشور بود. درحالی که اعتراضات مربوط به انتخابات سال ۱۳۸۸ و جنبش سبز بر انتخاب مجدد محمود احمدینژاد به عنوان رییسجمهور ایران متمرکز بود اما اعتراضات اخیر در راستای افزایش قیمت مواد غذای،٬ نزول شرایط زندگی و افزایش شکافهای طبقاتی در ایران بود.
در ژانویه سال جاری مقامات ایران از پایان یافتن اعتراضات در ایران خبر دادند اما با این وجود هنوز نشانههایی از اعتراض مردم ایران وجود دارد. ناامنی غذایی و بحران کمآبی نقش زیادی در اعتراضات مردم ایران داشت و اکنون به نظر میرسد این نگرانیها و نارضایتیها همچنان ادامه داشته باشد. اخیرا استان اصفهان در مرکز ایران، شاهد اعتراضاتی بوده است که در چند ماه اخیر افزایش یافته و در برخی اوقات این اعتراضات به خشونت هم کشیده شده است. کشاورزان اصفهانی در برابر انشعاب و تقسیم آب زایندهرود_ رودخانه اصلی شهر_ با استانهای همسایهشان مقاومت میکنند.
طی چند ماه گذشته کشاورزان اصفهانی به خیابانهای شهر آمدند تا به دولت و شرکتهایی که آب. مورد استفاده این کشاورزان را از منبع اصلیاش منحرف میکنند، اعتراض کنند. به نظر میرسد نظام ایران هنوز نتوانسته این اعتراضات را مدیریت کند و حتی اخباری از درگیری کشاورزان با ماموران نیروی انتظامی هم به گوش رسید. طبق اخبار و گزارشات رسیده، کشاورزان اصفهانی قصد داشتند به خط لوله انتقالی که آب را از رودخانه زایندهرود به استان یزد انتقال میدهد، آسیب بزنند.
مردم ساکن در استان اصفهان عمدتا به کشاورزی مشغول هستند و آنها هر روز به اعتراضات خود ادامه میدهند. ناامنی آب میتواند خطری برای مشروعیت نظام حاکم در ایران باشد و از سوی دیگر برخی از فسادهای مالی هم بر این موضوع تاثیر گذاشته است.
حدود ۶۰۰ سد در ایران در راستای منافع برخی نهادهای خاص و پروژههای آنها ساخته شده که باعث افزایش بحران کمآبی شده است. فساد دولتی به علاوه وضعیت نامشخص بانکها و موسسات مالی نیز بهمثابه سوخت بیشتر برای اعتراضات شده است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسها، برای رونق و رشد کار و کاسبی باید ارتباط خوبی میان بانکها و تجارت برقرار شود، ارتباطی که در حال حاضر در ایران وجود ندارد. از سوی دیگر مشکلات مالی دولت غیرقابل انکار است. بانک مرکزی مجبور است پولهای سرمایهگذارانی که از سوی موسسات مالی آسیب دیدهاند را بپردازد و از آنجا که بانک مرکزی از پشتیبانی مالی زیادی برخوردار نیست، وضعیت خطرناکی را به وجود آورده است.
شبکههای اجتماعی و مردم دولت و دیگر نهادهای خاص ایران را مسئول ویرانی اقتصادی ایران قلمداد میکنند. این شرایط به همراه سقوط سریع ارزش پول ایران، موجب افزایش خشم در میان سرمایهگذاران و ایجاد شوکهای داخلی و خارجی شده است. ناامنی آب و ناامنی اقتصادی تبدیل به یکی از بزرگترین و قویترین چالشهای ایران شده است. رهبر انقلاب ایران در سخنرانی سالانه خود به مناسبت نوروز بر مساله اقتصاد و خودکفایی و رونق داخلی تاکید کرده است. در این سخنرانی همچنین بر عدالت اجتماعی به عنوان موضعی که این مدت مغفول مانده است٬ اشاره شد. گرچه ارزیابی دقیق آنچه در ایران میگذرد کار سختیست اما بدون تردید اعتراضات به کمآبی و مسائل و مشکلات مالی ادامه خواهد داشت و این امر میتواند برای مشروعیت نظام حاکم بر ایران خطرناک باشد و این امکان وجود دارد که مردم ایران در آیندهای نزدیک افراد و مسئولینی که تاکنون پاسخگو نبودهاند را به پاسخگویی وادارند.
منبع: waterpolitics
🆔 @jameeno
🔺مدیر تلگرام: علیرغم فیلترینگ، شاهد کاهش قابل ملاحظهای از کاربران نبودهایم
▫️جامعه نو: پاوول دروف، مدیر تلگرام، از کمکهای مالی خود برای حمایت از آزادی اینترنت در روسیه و سایر نقاط جهان خبر داد. او در کانال تلگرامی خود، ضمن تایید مسدود شدن تلگرام در روسیه، طی ۲۴ساعت گذشته توسط شرکتهای ارائهدهنده اینترنت، دلیل آن را امتناع شرکت تلگرام از ارائه کلیدهای رمزنگاری به سازمانهای امنیتی روسیه دانست.
او افزود: علیرغم فیلترینگ، ما تاکنون شاهد کاهش قابل ملاحظهای از مشارکت کاربران نبودهایم، زیرا روسها تمایل دارند VPN و پروکسی از سد فیلترینگ عبور کنند. ما همچنین بر روی سرویسهای ابری، متکی هستیم تا بخشی از آن برای کاربران ما در دسترس قرار گیرد.
دروف در ادامه از کابران روسی تلگرام، برای پشتیبانی و وفاداریشان به تلگرام؛ نیز از اپل، گوگل، آمازون و مایکروسافت، برای عدم مشارکت در سانسور سیاسی تشکر کرد.
مدیر تلگرام با بیان اینکه: روسیه حدود ۷٪ از کاربران تلگرام را به خود اختصاص داده، اظهار داشت: حتی اگر این بازار را از دست بدهیم، رشد سازمان یافتهی تلگرام در سایر مناطق این، زیان را ظرف چند ماه جبران خواهد کرد. با این حال، برای من شخصا مهم است که مطمئن شویم همه چیز را برای کاربران روسی انجام دادهایم.
پاول دروف در پایان از حمایت خود از آزادی اینترنت در روسیه و سایر نقاط جهان گفت و اظهار داشت: من کمکهای خود را با پرداخت بیتکوین، به افراد و شرکتهایی که پروکسیهای socks5 و VPN را راهاندازی میکنند، آغاز کردهام. خوشحالم که امسال میلیونها دلار به این هدف اهدا میکنم و امیدوارم دیگران نیز از آن پیروی کنند. او افزود: من این کار را مقاومت دیجیتالی مینامم؛ یک جنبش غیرمتمرکز که برای آزادیهای دیجیتال و پیشرفت جهان، استوار است.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: پاوول دروف، مدیر تلگرام، از کمکهای مالی خود برای حمایت از آزادی اینترنت در روسیه و سایر نقاط جهان خبر داد. او در کانال تلگرامی خود، ضمن تایید مسدود شدن تلگرام در روسیه، طی ۲۴ساعت گذشته توسط شرکتهای ارائهدهنده اینترنت، دلیل آن را امتناع شرکت تلگرام از ارائه کلیدهای رمزنگاری به سازمانهای امنیتی روسیه دانست.
او افزود: علیرغم فیلترینگ، ما تاکنون شاهد کاهش قابل ملاحظهای از مشارکت کاربران نبودهایم، زیرا روسها تمایل دارند VPN و پروکسی از سد فیلترینگ عبور کنند. ما همچنین بر روی سرویسهای ابری، متکی هستیم تا بخشی از آن برای کاربران ما در دسترس قرار گیرد.
دروف در ادامه از کابران روسی تلگرام، برای پشتیبانی و وفاداریشان به تلگرام؛ نیز از اپل، گوگل، آمازون و مایکروسافت، برای عدم مشارکت در سانسور سیاسی تشکر کرد.
مدیر تلگرام با بیان اینکه: روسیه حدود ۷٪ از کاربران تلگرام را به خود اختصاص داده، اظهار داشت: حتی اگر این بازار را از دست بدهیم، رشد سازمان یافتهی تلگرام در سایر مناطق این، زیان را ظرف چند ماه جبران خواهد کرد. با این حال، برای من شخصا مهم است که مطمئن شویم همه چیز را برای کاربران روسی انجام دادهایم.
پاول دروف در پایان از حمایت خود از آزادی اینترنت در روسیه و سایر نقاط جهان گفت و اظهار داشت: من کمکهای خود را با پرداخت بیتکوین، به افراد و شرکتهایی که پروکسیهای socks5 و VPN را راهاندازی میکنند، آغاز کردهام. خوشحالم که امسال میلیونها دلار به این هدف اهدا میکنم و امیدوارم دیگران نیز از آن پیروی کنند. او افزود: من این کار را مقاومت دیجیتالی مینامم؛ یک جنبش غیرمتمرکز که برای آزادیهای دیجیتال و پیشرفت جهان، استوار است.
🆔 @jameeno
#الف
🔹اعراب را به حال خودشان بگذارید!
▫️شورای سردبیری: کشورها در شرق و غرب ایران تفاوت چشمگیری دارند. در شرق، با وجود درگیریهای قدیمی بین شیعیان و سنیان در پاکستان و تعارضهای قومی در افغانستان، با وجود پایگاههای فراوان طالبان و القاعده و اکنون داعش در خاک هر دو کشور و ایضا با وجود نیروها و سلطه اعضای ناتو و بویژه ایالات متحده در هر دو کشور، جز مزاحمتهایی ناچیز از قبیل تروریستهایی مثل ریگی، کشور ما درگیر دردسر نیست. در غرب، فقط با دولتهایی عربی روبروییم: دشمنخو و اساسا متخاصم، ثروتمند و غالبا نادان و نامتوجه به منافع ملی، متظاهر به داشتن عرق قومی، اما بیباور به هر چیزی جز منفعتهای حقیر شخصی. برای ما سرشار از دردسرند؛ از صدام گرفته تا اسد، و از سعودیها گرفته تا یمنیها. چرا این طور است؟
علت آن، احتمالا تعارض مذهب و فرقه نیست، وگرنه در پاکستان و افغانستان هم سوگیری شیعه و سنی میکردیم و وارد مرافعات داخلی آنها و دچار دردسر میشدیم. وجود داعش در سرزمینهای عربی نیست، چون الان داعش در پاکستان و افغانستان در همسایگی ماست. رفاقت برخی اعراب با اسرائیل نیست، چون ترکیه و روسیه از رفیقان مشترک ما و اسرائیلیها هستند و مشکلی با این موضوع نداریم. پس چرا کشور ما در رابطه با اعراب در غرب و جنوب کشور دچار روابطی تا این حد آمیخته از عشق و نفرت است؟ برای برخی جان میدهیم و اردوکشی میکنیم و از رسیدن به توافق حداقلی با برخی عاجزیم؟ کسی از ماهیت این رابطه سر در میآورد؟ دچار گسیختگی و نایکپارچگی منطقی نیست؟
پارامترهایی در سیاست بینالملل هست که غالبا برای توضیح سیاست کشورها به کار گرفته میشود: امنیت ملی، عمق استراتژیک، فضای حیاتی، منافع سرزمینی، بلوکبندی و امنیت منطقهای و مانند آنها. پرسش میتوان کرد که سیاست عربی ایران بر اساس کدام مفاهیم و منافع شکل گرفته است و نزدیکی و دوری آن به اعراب براساس کدام مصالح است؟ چه اهداف مهمی ما را در عراق با ارتش ایالت متحده و در سوریه با ارتش روسیه پیوند میدهد؟ از چه زمانی اینکه در یمن چه کسی بر این ملت عقبمانده و فقیر و بیتاثیر بر اوضاع جهان حکومت میکند، برای کشور ما مهم شده است؟ چه چیزی باعث شده است در اختلاف خانوادگی فلسطینیها بر سر چگونگی برخورد با اسرائیل، ما به طرفداری از نظر یک برادر برخیزیم و برادر دیگر را خائن بدانیم؟ پرسشهایی از این دست در روابط با اعراب در مقابل ما بسیار است. پرسشهایی بیپاسخ که گمان نمیرود استراتژیستهای حکومت چندان به آنها فکر کرده باشند.
با وجود سردر گمی، چند اصل راهنما در رابطه با کشورهای عربی وجود دارد که یاریدهنده است:
۱- با یکی از آنها علیه دیگری نباید دوست شد؛ اختلافات آنها نیز مانند دوستیهایشان پایدار نیست. ترکیه جز با گردنکلفتترینشان یعنی سعودیها روابط پایدار ندارد و ژلهای عمل میکند.
۲- اعراب علیرغم سخن گفتن از عزت عربی و جهان اسلام به هیچکدام باور ندارند، نه چپهایی مثل بعثیهای عراق و سوریه، نه پادشاهانی مانند فیصل و ملک حسین و اخلاف آنها.
۳- دولتهای عرب هیچ دشمنی و مخالفتی با اسرائیل ندارند. مردمان عرب حاضر به دادن هزینه برای حقوق فلسطینیها نیستند و این گرایشی فزاینده است.
۴- اعراب هیچگاه مستقل نبوده و گذران زیر سایه ابرقدرتها عادت آنها پس از فروپاشی حکومت عثمانی بوده است: به اتکای ابرقدرتها باهم میجنگند و بمبهای آنها را بر سر یکدیگر میریزند. ترامپ صادقانه گفته بود که اعراب را باید دوشید. اردوغان هم همین کار را میکند.
در نتیجه، بهترین راه برای مفید ساختن همسایگی با اعراب، کنار کشیدن از مسائل داخلی آنها و تجارت با آنها به صورت علیالسویه است. نه دین مشترک، نه مذهب متفاوت، نه اسرائیل، نه فلسطین، نه غارت امپریالیستی و نه هیچ پارامتر ایدئولوژیک دیگری نمیتواند تنظیمگر رابطه ما با مجموعه درهمجوشی از دولتها و ملتهایی باشد که در هیچ وجهی منافع مشترک واقعی با ما ندارند. باید کلاه خود را بچسبیم و آنها را باید به حال خودشان رها کنیم!
🆔 @jameeno
🔹اعراب را به حال خودشان بگذارید!
▫️شورای سردبیری: کشورها در شرق و غرب ایران تفاوت چشمگیری دارند. در شرق، با وجود درگیریهای قدیمی بین شیعیان و سنیان در پاکستان و تعارضهای قومی در افغانستان، با وجود پایگاههای فراوان طالبان و القاعده و اکنون داعش در خاک هر دو کشور و ایضا با وجود نیروها و سلطه اعضای ناتو و بویژه ایالات متحده در هر دو کشور، جز مزاحمتهایی ناچیز از قبیل تروریستهایی مثل ریگی، کشور ما درگیر دردسر نیست. در غرب، فقط با دولتهایی عربی روبروییم: دشمنخو و اساسا متخاصم، ثروتمند و غالبا نادان و نامتوجه به منافع ملی، متظاهر به داشتن عرق قومی، اما بیباور به هر چیزی جز منفعتهای حقیر شخصی. برای ما سرشار از دردسرند؛ از صدام گرفته تا اسد، و از سعودیها گرفته تا یمنیها. چرا این طور است؟
علت آن، احتمالا تعارض مذهب و فرقه نیست، وگرنه در پاکستان و افغانستان هم سوگیری شیعه و سنی میکردیم و وارد مرافعات داخلی آنها و دچار دردسر میشدیم. وجود داعش در سرزمینهای عربی نیست، چون الان داعش در پاکستان و افغانستان در همسایگی ماست. رفاقت برخی اعراب با اسرائیل نیست، چون ترکیه و روسیه از رفیقان مشترک ما و اسرائیلیها هستند و مشکلی با این موضوع نداریم. پس چرا کشور ما در رابطه با اعراب در غرب و جنوب کشور دچار روابطی تا این حد آمیخته از عشق و نفرت است؟ برای برخی جان میدهیم و اردوکشی میکنیم و از رسیدن به توافق حداقلی با برخی عاجزیم؟ کسی از ماهیت این رابطه سر در میآورد؟ دچار گسیختگی و نایکپارچگی منطقی نیست؟
پارامترهایی در سیاست بینالملل هست که غالبا برای توضیح سیاست کشورها به کار گرفته میشود: امنیت ملی، عمق استراتژیک، فضای حیاتی، منافع سرزمینی، بلوکبندی و امنیت منطقهای و مانند آنها. پرسش میتوان کرد که سیاست عربی ایران بر اساس کدام مفاهیم و منافع شکل گرفته است و نزدیکی و دوری آن به اعراب براساس کدام مصالح است؟ چه اهداف مهمی ما را در عراق با ارتش ایالت متحده و در سوریه با ارتش روسیه پیوند میدهد؟ از چه زمانی اینکه در یمن چه کسی بر این ملت عقبمانده و فقیر و بیتاثیر بر اوضاع جهان حکومت میکند، برای کشور ما مهم شده است؟ چه چیزی باعث شده است در اختلاف خانوادگی فلسطینیها بر سر چگونگی برخورد با اسرائیل، ما به طرفداری از نظر یک برادر برخیزیم و برادر دیگر را خائن بدانیم؟ پرسشهایی از این دست در روابط با اعراب در مقابل ما بسیار است. پرسشهایی بیپاسخ که گمان نمیرود استراتژیستهای حکومت چندان به آنها فکر کرده باشند.
با وجود سردر گمی، چند اصل راهنما در رابطه با کشورهای عربی وجود دارد که یاریدهنده است:
۱- با یکی از آنها علیه دیگری نباید دوست شد؛ اختلافات آنها نیز مانند دوستیهایشان پایدار نیست. ترکیه جز با گردنکلفتترینشان یعنی سعودیها روابط پایدار ندارد و ژلهای عمل میکند.
۲- اعراب علیرغم سخن گفتن از عزت عربی و جهان اسلام به هیچکدام باور ندارند، نه چپهایی مثل بعثیهای عراق و سوریه، نه پادشاهانی مانند فیصل و ملک حسین و اخلاف آنها.
۳- دولتهای عرب هیچ دشمنی و مخالفتی با اسرائیل ندارند. مردمان عرب حاضر به دادن هزینه برای حقوق فلسطینیها نیستند و این گرایشی فزاینده است.
۴- اعراب هیچگاه مستقل نبوده و گذران زیر سایه ابرقدرتها عادت آنها پس از فروپاشی حکومت عثمانی بوده است: به اتکای ابرقدرتها باهم میجنگند و بمبهای آنها را بر سر یکدیگر میریزند. ترامپ صادقانه گفته بود که اعراب را باید دوشید. اردوغان هم همین کار را میکند.
در نتیجه، بهترین راه برای مفید ساختن همسایگی با اعراب، کنار کشیدن از مسائل داخلی آنها و تجارت با آنها به صورت علیالسویه است. نه دین مشترک، نه مذهب متفاوت، نه اسرائیل، نه فلسطین، نه غارت امپریالیستی و نه هیچ پارامتر ایدئولوژیک دیگری نمیتواند تنظیمگر رابطه ما با مجموعه درهمجوشی از دولتها و ملتهایی باشد که در هیچ وجهی منافع مشترک واقعی با ما ندارند. باید کلاه خود را بچسبیم و آنها را باید به حال خودشان رها کنیم!
🆔 @jameeno