#الف
🔹مردم را عصبی نکن!
▫️شورای سردبیری: مانند خودرویی که در یک جاده سنگلاخ دائما دچار مشکل توقف میشود وسرنشینان را عصبی میکند، حکومت دوباره در حال ارتکاب رفتار منتهی به عصبانیت مردم است. نه فقط نیروهای سیاسی و کسانی که با درک موقعیت و به خاطر شناخت بالا و پایین حکومت اعمال آن را تحلیل میکنند و عصبانی نمیشوند، بلکه اقشار وسیعی از جامعه ، توده ها را . همانها که رابطه شان با حکومت در حدی است که مستقیما به امور فردیشان ربط دارد.حکومت به طرز وقفه ناپذیری در حال عصبی کردن دوباره آنهاست.
نیازی به ذکر مثال های بیشتر نیست اگر به دوموضوع بستن تلگرام و مضایقه های ارزی اشاره کنیم که دو مورد بسیار عمومی هستند، اما مگر مواردی که به گروه های کوچکتری مرتبط هستند امواجی از خشم و نارضایتی پدید نمی آورند؟ تاراندن زارعین اصفهان یا کولبران مرز نشین مگر دربرگیرندگی کمی دارد؟ اصلا موارد کاملا فردی چه؟ فحاشی به یک دختر و کتک زدن او در حد مجبور کردن وزیر و وکیل و پلیس و مامور به توضیح و عذر خواهی ، از نظر تاثیر اجتماعی چه کم از مجموعه همه موارد پیش گفته دارد؟ موج هراسی که همین یک مورد در دل همه پدر ها و مادر هامینشاند چه سونامی پنهانی پدید میآورد و موج آن کی میرسد؟
نشانه ها حاکی از این است که حکومت بی خیال نیست و از نتایج اعمال خود میترسد : ترس از خشم عوام به خاطر بسته شدن تلگرام آن را وادار کرده حدود نیمی از ظرفیت تبلیغاتی عظیم خود رابه توجیه اقدام در شرف وقوعش اختصاص دهد ؛ مقامات بانک مرکزی دائما در حال مصاحبه در باره ارز مسافری و دانشجویی هستند ؛ سعید جلیلی ،مقام بلند پایه شورای عالی امنیت ملی را به خاطر مساله کولبرها به کردستان گسیل کرده اند؛ و.....در اکثر موارد هرکاری میکنند، جز اندیشه ی قبل از مکافات عمل . نتیجه هم همیشه تراکم خشم بوده است.
اما وجود مواردی متفاوت ، نشان میدهد مساله حکومت ما، کمبود قوه عاقله نیست : در ماجرای به خیابان آمدن مردم در طلبکاری از موسسات پولی غیر مجاز، با تامل و در مسیر کاهش تنش عمل شد و عقل در سنگر اول بود. البته علت آن میتوانست گسیل عقل به میدان به خاطر ترس باشد. بالاخره این هم هست که "ترسیدن بهنگام، خودش عقلانیت است". این یا آن،فرقی نمیکند: حالا ،در این موقعیت رویارویی با انواع اعتراضهای خیابانی ، عقل به حکومت حکم میکند از به خشم آوردن عوام بترسد. چراچنین نمیکند؟
🆔 @jameeno
🔹مردم را عصبی نکن!
▫️شورای سردبیری: مانند خودرویی که در یک جاده سنگلاخ دائما دچار مشکل توقف میشود وسرنشینان را عصبی میکند، حکومت دوباره در حال ارتکاب رفتار منتهی به عصبانیت مردم است. نه فقط نیروهای سیاسی و کسانی که با درک موقعیت و به خاطر شناخت بالا و پایین حکومت اعمال آن را تحلیل میکنند و عصبانی نمیشوند، بلکه اقشار وسیعی از جامعه ، توده ها را . همانها که رابطه شان با حکومت در حدی است که مستقیما به امور فردیشان ربط دارد.حکومت به طرز وقفه ناپذیری در حال عصبی کردن دوباره آنهاست.
نیازی به ذکر مثال های بیشتر نیست اگر به دوموضوع بستن تلگرام و مضایقه های ارزی اشاره کنیم که دو مورد بسیار عمومی هستند، اما مگر مواردی که به گروه های کوچکتری مرتبط هستند امواجی از خشم و نارضایتی پدید نمی آورند؟ تاراندن زارعین اصفهان یا کولبران مرز نشین مگر دربرگیرندگی کمی دارد؟ اصلا موارد کاملا فردی چه؟ فحاشی به یک دختر و کتک زدن او در حد مجبور کردن وزیر و وکیل و پلیس و مامور به توضیح و عذر خواهی ، از نظر تاثیر اجتماعی چه کم از مجموعه همه موارد پیش گفته دارد؟ موج هراسی که همین یک مورد در دل همه پدر ها و مادر هامینشاند چه سونامی پنهانی پدید میآورد و موج آن کی میرسد؟
نشانه ها حاکی از این است که حکومت بی خیال نیست و از نتایج اعمال خود میترسد : ترس از خشم عوام به خاطر بسته شدن تلگرام آن را وادار کرده حدود نیمی از ظرفیت تبلیغاتی عظیم خود رابه توجیه اقدام در شرف وقوعش اختصاص دهد ؛ مقامات بانک مرکزی دائما در حال مصاحبه در باره ارز مسافری و دانشجویی هستند ؛ سعید جلیلی ،مقام بلند پایه شورای عالی امنیت ملی را به خاطر مساله کولبرها به کردستان گسیل کرده اند؛ و.....در اکثر موارد هرکاری میکنند، جز اندیشه ی قبل از مکافات عمل . نتیجه هم همیشه تراکم خشم بوده است.
اما وجود مواردی متفاوت ، نشان میدهد مساله حکومت ما، کمبود قوه عاقله نیست : در ماجرای به خیابان آمدن مردم در طلبکاری از موسسات پولی غیر مجاز، با تامل و در مسیر کاهش تنش عمل شد و عقل در سنگر اول بود. البته علت آن میتوانست گسیل عقل به میدان به خاطر ترس باشد. بالاخره این هم هست که "ترسیدن بهنگام، خودش عقلانیت است". این یا آن،فرقی نمیکند: حالا ،در این موقعیت رویارویی با انواع اعتراضهای خیابانی ، عقل به حکومت حکم میکند از به خشم آوردن عوام بترسد. چراچنین نمیکند؟
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹مردم را عصبی نکن! ▫️شورای سردبیری: مانند خودرویی که در یک جاده سنگلاخ دائما دچار مشکل توقف میشود وسرنشینان را عصبی میکند، حکومت دوباره در حال ارتکاب رفتار منتهی به عصبانیت مردم است. نه فقط نیروهای سیاسی و کسانی که با درک موقعیت و به خاطر شناخت بالا…
Audio
🔹هفتاد و هشتمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: مردم را عصبی نکن
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: مردم را عصبی نکن
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔸بیشتر از 750 استاد پیشکسوت محیطزیست، هنرمند وفعال محیطزیست در نامهای به رییس جمهوری:
🔹جز تلاش برای حفاظت طبیعت فعالیت دیگری از بازداشتیهای محیطزیست ندیدیم
▫️در حالی که نزدیک به 90 روز از زندانی شدن 8 تن از کارشناسان حیات وحش کشور و 60 روز از بازداشت 5 تن دیگر در جنوب کشور میگذرد و بنا براعلام رسمی یکی از بازداشتیها در زندان خودکشی کرده است، گروهی متشکل از 700 نفر از برجسته ترین متخصصان، اساتید دانشگاهی و فعالان و انجمن های محیط زیستی کشور به همراه جمع کثیری از هنرمندان ایرانی در نامه ای به حسن روحانی، رییس جمهوری ایران خواستار تعیین تکلیف بازداشتیها و جلوگیری از نقض صریح قانون و حقوق شهروندی شدند.
از جمله موارد ذکر شده در این نامه میتوان به ابهام در وضعیت و محل نگهداری، همچنین سرنوشت بازداشتشدگان، عدم تماس تلفنی از سوی حداقل یکی از بازداشتیها، عدم امکان ملاقات حضوری و آزادانه، نقض دادرسی عادلانه و نقض اصول 9، 32 و 35 قانون اساسی و مفاد قانون «احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی» مصوب مجلس شورای اسلامی و حتی قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کرد.
در بخشی از این نامه که توسط 34 تشکل محیط زیستی امضا شده، آمده است: «این افراد از حق داشتن وکیل دادگستری نیز محروم هستند، که این موضوع نقض صریح اصل 35 قانون اساسی است. هرچند مفاد تبصره ماده 48 قانون آیین دادرسی کیفری بر مبنای انتخاب وکیل از بین فهرست وکلای مورد تأیید قوه قضاییه است؛ اما حتی مطابق همین ماده نیز تا زمانی که رئیس قوه قضاییه فهرستی از این وکلا تهیه نکرده است، اجرای این تبصره عملاً غیرممکن است. بنابراین تا پیش از اعلام اسامی این وکلا، نمیتوان حق داشتن وکیل برای متهمان را نادیده گرفت».
امضا کنندگان این نامه که بین آنها نام 47 استاد پیشکسوت محیطزیست و حیاتوحش کشور وهمچنین گروهی از برجستهترین وشناخته شدهترین اساتید دانشگاه و فعال محیطزیست دیده میشود، مشکوک تلقی شدن همه فعالیتهای شناخته شده محیطزیستی و مورد تایید نهادهای رسمی و حکومتی را حیرتآور توصیف کرده و خواستار توقف جریانسازیهای خاص رسانهای با طرح اتهامات ثابت نشده انتشار مطالب کذب و شبهه برانگیز جهت تحقق حقوق متهمین زندانی و جلوگیری از خدشهدار شدن حیثیت بازداشتشدگان ودلسردی همه اهالی محیطزیست کشور شدند.
در بین امضا کنندگان این نامه 76 هنرمند نام آشنا همچون هدیه تهرانی، رامبد جوان، پرویز پرستویی، تهمینه میلانی، رخشان بنی اعتماد، علی مصفا، مرضیه برومند و لیلی گلستان نیز دیده می شود. همچنین گروهی از کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست و مدیران اداره کل حفاظت محیط زیست هرمزگان که بخشی از فعالیتهای بازداشتیها در آن مناطق انجام میشده در جمله امضا کنندگان این نامه هستند. در قیمت انتهایی این نامه آمده است:« در پایان به استناد موارد ذکرشده در این نوشتار، امضاکنندگان این نامه بهعنوان متخصصان، کارشناسان، کنشگران و علاقهمندان محیطزیست تقاضای تسریع درروند دادرسی بازداشتشدگان را دارند و شهادت میدهند: تاکنون طی حدود بیست سال فعالیت حرفهای بازداشتشدگان، جز تلاش برای خدمت به میهن و حفاظت از طبیعت این مرزوبوم، شاهد هیچگونه فعالیت شبهه انگیزی از سوی ایشان نبودهایم». این در حالی است که چند روز پیش محمد رضا تابش، نماینده مجلس نیز اعلام کرد برخی دستگاهها تعدادی از این افراد را متهم به جاسوسی کرده اند اما نظرات کارشناسی وزارت اطلاعات بر خلاف آنها است.
🆔 @jameeno
🔹جز تلاش برای حفاظت طبیعت فعالیت دیگری از بازداشتیهای محیطزیست ندیدیم
▫️در حالی که نزدیک به 90 روز از زندانی شدن 8 تن از کارشناسان حیات وحش کشور و 60 روز از بازداشت 5 تن دیگر در جنوب کشور میگذرد و بنا براعلام رسمی یکی از بازداشتیها در زندان خودکشی کرده است، گروهی متشکل از 700 نفر از برجسته ترین متخصصان، اساتید دانشگاهی و فعالان و انجمن های محیط زیستی کشور به همراه جمع کثیری از هنرمندان ایرانی در نامه ای به حسن روحانی، رییس جمهوری ایران خواستار تعیین تکلیف بازداشتیها و جلوگیری از نقض صریح قانون و حقوق شهروندی شدند.
از جمله موارد ذکر شده در این نامه میتوان به ابهام در وضعیت و محل نگهداری، همچنین سرنوشت بازداشتشدگان، عدم تماس تلفنی از سوی حداقل یکی از بازداشتیها، عدم امکان ملاقات حضوری و آزادانه، نقض دادرسی عادلانه و نقض اصول 9، 32 و 35 قانون اساسی و مفاد قانون «احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی» مصوب مجلس شورای اسلامی و حتی قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کرد.
در بخشی از این نامه که توسط 34 تشکل محیط زیستی امضا شده، آمده است: «این افراد از حق داشتن وکیل دادگستری نیز محروم هستند، که این موضوع نقض صریح اصل 35 قانون اساسی است. هرچند مفاد تبصره ماده 48 قانون آیین دادرسی کیفری بر مبنای انتخاب وکیل از بین فهرست وکلای مورد تأیید قوه قضاییه است؛ اما حتی مطابق همین ماده نیز تا زمانی که رئیس قوه قضاییه فهرستی از این وکلا تهیه نکرده است، اجرای این تبصره عملاً غیرممکن است. بنابراین تا پیش از اعلام اسامی این وکلا، نمیتوان حق داشتن وکیل برای متهمان را نادیده گرفت».
امضا کنندگان این نامه که بین آنها نام 47 استاد پیشکسوت محیطزیست و حیاتوحش کشور وهمچنین گروهی از برجستهترین وشناخته شدهترین اساتید دانشگاه و فعال محیطزیست دیده میشود، مشکوک تلقی شدن همه فعالیتهای شناخته شده محیطزیستی و مورد تایید نهادهای رسمی و حکومتی را حیرتآور توصیف کرده و خواستار توقف جریانسازیهای خاص رسانهای با طرح اتهامات ثابت نشده انتشار مطالب کذب و شبهه برانگیز جهت تحقق حقوق متهمین زندانی و جلوگیری از خدشهدار شدن حیثیت بازداشتشدگان ودلسردی همه اهالی محیطزیست کشور شدند.
در بین امضا کنندگان این نامه 76 هنرمند نام آشنا همچون هدیه تهرانی، رامبد جوان، پرویز پرستویی، تهمینه میلانی، رخشان بنی اعتماد، علی مصفا، مرضیه برومند و لیلی گلستان نیز دیده می شود. همچنین گروهی از کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست و مدیران اداره کل حفاظت محیط زیست هرمزگان که بخشی از فعالیتهای بازداشتیها در آن مناطق انجام میشده در جمله امضا کنندگان این نامه هستند. در قیمت انتهایی این نامه آمده است:« در پایان به استناد موارد ذکرشده در این نوشتار، امضاکنندگان این نامه بهعنوان متخصصان، کارشناسان، کنشگران و علاقهمندان محیطزیست تقاضای تسریع درروند دادرسی بازداشتشدگان را دارند و شهادت میدهند: تاکنون طی حدود بیست سال فعالیت حرفهای بازداشتشدگان، جز تلاش برای خدمت به میهن و حفاظت از طبیعت این مرزوبوم، شاهد هیچگونه فعالیت شبهه انگیزی از سوی ایشان نبودهایم». این در حالی است که چند روز پیش محمد رضا تابش، نماینده مجلس نیز اعلام کرد برخی دستگاهها تعدادی از این افراد را متهم به جاسوسی کرده اند اما نظرات کارشناسی وزارت اطلاعات بر خلاف آنها است.
🆔 @jameeno
🔹به بازیِ صندلی در شورای شهر پایان دهید
▫️سعید برآبادی: استعفای اجباری شهردار تهران، فرصت مغتنمی ست که مردم توان و ظرفیت اصلاح طلبانی که از طریق انتخابات به سیستم ورود پیدا کرده و خود را صاحب قدرت می دانند، بسنجند. برای درک بهتر این موقعیت اشاره به بازی کودکانه «صندلی بازی» بد نیست. اگر محسن هاشمی که پیش از نجفی، گزینه اصلی شهرداری تهران بود، به ساختمان بهشت برود و شهردارِ پایتخت شود، یکی از مهمترین صندلی های شورای شهر خالی خواهد شد و به عضو علی البدل که از قضا اصولگرایی درجه یک است خواهد رسید.
همگرایی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب برای مقدمه سازی شهرداری محسن هاشمی نیز دقیقا به همین خاطر است؛ منافع مشترکِ این دو گروه از دو سوی داستان، طنز تلخ سیاست امروز کشور است؛ حمایت غیرمستقیم کیهان از یک سو و حمایت شرق و آفتاب یزد از سوی دیگر نشان از این واقعیت دارد که در این بازی، اصولگراها از روی کار آمدن چمران خوشنوداند و می دانند که این مهم جز با شهردار شدن محسن هاشمی اتفاق نمی افتد و اصلاح طلبان با پذیرش این واقعیت که چاره ای جز باج دادن به اصولگراها ندارند، می خواهند همچنان بر طلب اصلاح طلبی بکوبند و محسن هاشمی را به ساختمان بهشت برسانند. سنجش مردمی ظرفیت اصلاح طلبانی که به قدرت رسیده اند در همین بزنگاه معنا پیدا می کند .
تفاوت محتوایی موجود در پرسش های فعالان سیاسی و مردم بر سر این انتخاب، یادآور این واقعیت است که قدرت مطلقه در هر شکل و شمایلی که باشد می تواند فساد و توهم ایجاد کند. اصلاح طلبانی که این روزها به مدد رای مردم و تکرارِ سید محمد خاتمی، سکان داران قطعی و بی مخالف شورای شهر شده اند چرا از آمدنِ مصطفی چمرانِ اصولگرا به شورا تا این حد نگران اند؟ مگر نه این که اصلِ اصلاح طلبی تضارب اندیشه های راست و چپ بوده و مگر نه این که حضور یک عضو منتقد در شورا می تواند بهانه ای برای شفافیت رفتارِ همین شورا باشد؟
در طول دوره های پیشین شورای شهر تهران، مردم ظرفیت اصولگرایانی که قاطبه شورا را به دست آورده بودند، سنجیدند و اصولگرایان با انتخاب های نادرست و سیاسی خود، تهران را با میلیاردها تومان بدهی و صدها میلیارد تومان فساد اداری تنها گذاشتند و حیاط خلوت خود را رها کردند. آیا این بار نوبت اصلاح طلبان است که صداقت را به خاطر آن چه که «فعل سیاسی» می نامند –اما هیچ شباهتی به کار حزبی یا گروهی ندارد- گردن بزنند؟
تهرانی ها فراموش نمی کنند که یک بار دیگر در سال 81 ماجرایی مشابه با امروز در شورای شهر اتفاق افتاد. مصطفی تاجزاده عضو علی البدلِ شورایی شد که به طور قاطع در تمام کرسی هایش در اختیار اصولگرایان بود و هر گونه تغییری در اعضای شورا می توانست درها را به روی یک اصلاح طلب پشت در مانده، باز کند. آن زمان اصلاح طلبان عدم تمایل شورا به ورود تاجزاده را دالِ بر حیاط خلوت سازی شورا توسط اصولگراها می دانستند و امروز نباید خود از ورود چمران به این ساختمان در هراس باشند. در این میان اما همچنان همراهی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب بر سر شهردار شدن محسن هاشمی مطایبه تلخ تاریخ است. با تهران و تهرانی ها که به امید افق های تازه به لیست امید رای دادند.
ماروزنامه نگاریم و درباره اینکه چه کسی باید شهردار شود نظر و علاقه و ارادت خاصی نداریم. این را هم که مقامهای اجرایی بین اعضای خاندانهای بزرگ دست به دست شود خوش نمیداریم، علاقمند به سلطه نگرش های اصلاح طلبانه بر همه شئونات کشور هم هستیم و آنچه بر نمیتابیم، دورزدن یا گریز از عیارها و مصالح حکومت و مشارکت خردمندانه و ترس از تقسیم قدرت است. شورای شهر باید شائبه بی میلی به حضور یک رقیب و مخالف سیاسی در درون خود را به طریقی عاقلانه برطرف کند.
🆔 @jameeno
▫️سعید برآبادی: استعفای اجباری شهردار تهران، فرصت مغتنمی ست که مردم توان و ظرفیت اصلاح طلبانی که از طریق انتخابات به سیستم ورود پیدا کرده و خود را صاحب قدرت می دانند، بسنجند. برای درک بهتر این موقعیت اشاره به بازی کودکانه «صندلی بازی» بد نیست. اگر محسن هاشمی که پیش از نجفی، گزینه اصلی شهرداری تهران بود، به ساختمان بهشت برود و شهردارِ پایتخت شود، یکی از مهمترین صندلی های شورای شهر خالی خواهد شد و به عضو علی البدل که از قضا اصولگرایی درجه یک است خواهد رسید.
همگرایی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب برای مقدمه سازی شهرداری محسن هاشمی نیز دقیقا به همین خاطر است؛ منافع مشترکِ این دو گروه از دو سوی داستان، طنز تلخ سیاست امروز کشور است؛ حمایت غیرمستقیم کیهان از یک سو و حمایت شرق و آفتاب یزد از سوی دیگر نشان از این واقعیت دارد که در این بازی، اصولگراها از روی کار آمدن چمران خوشنوداند و می دانند که این مهم جز با شهردار شدن محسن هاشمی اتفاق نمی افتد و اصلاح طلبان با پذیرش این واقعیت که چاره ای جز باج دادن به اصولگراها ندارند، می خواهند همچنان بر طلب اصلاح طلبی بکوبند و محسن هاشمی را به ساختمان بهشت برسانند. سنجش مردمی ظرفیت اصلاح طلبانی که به قدرت رسیده اند در همین بزنگاه معنا پیدا می کند .
تفاوت محتوایی موجود در پرسش های فعالان سیاسی و مردم بر سر این انتخاب، یادآور این واقعیت است که قدرت مطلقه در هر شکل و شمایلی که باشد می تواند فساد و توهم ایجاد کند. اصلاح طلبانی که این روزها به مدد رای مردم و تکرارِ سید محمد خاتمی، سکان داران قطعی و بی مخالف شورای شهر شده اند چرا از آمدنِ مصطفی چمرانِ اصولگرا به شورا تا این حد نگران اند؟ مگر نه این که اصلِ اصلاح طلبی تضارب اندیشه های راست و چپ بوده و مگر نه این که حضور یک عضو منتقد در شورا می تواند بهانه ای برای شفافیت رفتارِ همین شورا باشد؟
در طول دوره های پیشین شورای شهر تهران، مردم ظرفیت اصولگرایانی که قاطبه شورا را به دست آورده بودند، سنجیدند و اصولگرایان با انتخاب های نادرست و سیاسی خود، تهران را با میلیاردها تومان بدهی و صدها میلیارد تومان فساد اداری تنها گذاشتند و حیاط خلوت خود را رها کردند. آیا این بار نوبت اصلاح طلبان است که صداقت را به خاطر آن چه که «فعل سیاسی» می نامند –اما هیچ شباهتی به کار حزبی یا گروهی ندارد- گردن بزنند؟
تهرانی ها فراموش نمی کنند که یک بار دیگر در سال 81 ماجرایی مشابه با امروز در شورای شهر اتفاق افتاد. مصطفی تاجزاده عضو علی البدلِ شورایی شد که به طور قاطع در تمام کرسی هایش در اختیار اصولگرایان بود و هر گونه تغییری در اعضای شورا می توانست درها را به روی یک اصلاح طلب پشت در مانده، باز کند. آن زمان اصلاح طلبان عدم تمایل شورا به ورود تاجزاده را دالِ بر حیاط خلوت سازی شورا توسط اصولگراها می دانستند و امروز نباید خود از ورود چمران به این ساختمان در هراس باشند. در این میان اما همچنان همراهی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب بر سر شهردار شدن محسن هاشمی مطایبه تلخ تاریخ است. با تهران و تهرانی ها که به امید افق های تازه به لیست امید رای دادند.
ماروزنامه نگاریم و درباره اینکه چه کسی باید شهردار شود نظر و علاقه و ارادت خاصی نداریم. این را هم که مقامهای اجرایی بین اعضای خاندانهای بزرگ دست به دست شود خوش نمیداریم، علاقمند به سلطه نگرش های اصلاح طلبانه بر همه شئونات کشور هم هستیم و آنچه بر نمیتابیم، دورزدن یا گریز از عیارها و مصالح حکومت و مشارکت خردمندانه و ترس از تقسیم قدرت است. شورای شهر باید شائبه بی میلی به حضور یک رقیب و مخالف سیاسی در درون خود را به طریقی عاقلانه برطرف کند.
🆔 @jameeno
Forwarded from IRAN IMAGES | ایرانایمیجز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ویدئو
آبان 1357 - روز آزادی صفر قهرمانیان (صفرخان) از زندان رژیم پهلوی. صفرخان طولانیترین زندان سیاسی را در تاریخ ایران، به مدت ۳۲ سال تحمل کرد.
🇮🇷 @iran_images
آبان 1357 - روز آزادی صفر قهرمانیان (صفرخان) از زندان رژیم پهلوی. صفرخان طولانیترین زندان سیاسی را در تاریخ ایران، به مدت ۳۲ سال تحمل کرد.
🇮🇷 @iran_images
#الف
🔹شکستن تعادل شکننده
▫️شورای سردبیری : دعوای درون سیستمی تازه در کشور، برسر یک دور جدید از تصفیه اشخاص خودی سابق و مقابله با پدیده ای ادعایی است که اسم اختصاصی آنرا " نفوذ در ساختار نظام " گذاشته اند. تصفیه شوندگان کسانی اند که ماموریتشان" ارائه تحلیلهاواطلاعات غلط به مسئولان" و نشانه شان هم" زاویه داشتن با خط اصلی اسلام و انقلاب" است(نشانه ها، دستگاه دولت را نشان میدهند). رسما در ارگان اقتدار طلبان نوشته اند که تصفیه ای در کار است و متر آن هم فقط در ذهن خودشان است. معیارهایی که داده اند اینهاست: " شناسایی ازروی نوع سخنان"، و اینکه میگویند" ما اصلاح کننده ایم."
در فهرست این نفوذی هاغیر از "خزیده در تیم هسته ای"، "در پوشش محیط زیست " و "اغتشاشگر بازار ارز"، گروه جدیدی اضافه شده که "درپوشش خیر خواهی نسخه حذف برنامه موشکی ایران و سرازیر شدن تروریست ها به این کشور را میپیچند". جالب است که همه این نشانی ها هم به اعضای دولت اشاره دارند. وضع دولت خوب است؟
خوب نیست و نشانه اش حرفهای پریروز روحانی بود که حاکی است او برای رویارویی با هجمه ای آماده میشود. البته تعارضی اساسی در حرفهای او و معاون اولش وجود داشت : تاکید بر اینکه همه چیز تحت کنترل است، بابروز دادن روحیه رزمجویی در مقابل آنچه روحانی به آن نام مستعار " دستگاه های نظارتی " داده بود در تعارض است. به نظر میرسد همه چیز تحت کنترل نیست.گویا آن دستگاه حساب کرده تریلی ترامپ تا بیست روز دیگر از روی دولت روحانی رد میشود و فضا را برای برگرداندن موفقیت آمیز ورق فراهم میکند. ترشرویی ها ، سختگیری های اجتماعی، سلطه ایده بدوی جلوگیری از خروج ارز، بستن مجاری اطلاع رسانی ، در مجموع آماده شدن برای هم ورود به تنشهای خارجی، و هم حل مساله قدرت در داخل را نشانه میدهند. این سناریو پاسخ پرسش انتهایی الف دیشب نیز هست: نظام از خشمگین کردن بخشهایی از جامعه باکی ندارد، به شرط آنکه مردم دولت را مسبب بدانند و خواستار رفتنش باشند (سناریوی اولیه مشهد در شروع اعتراضات دی ماه نیز تحریک علیه دولت بود).
نمیتوان به قطعیت گفت، ولی به نظر میرسد تحلیلی وجود دارد در باره مفید بودن ترکیبی ازنتایج تهدیدهای ترامپ و اعتراضهای فزاینده داخلی ، برای حل چند مساله به صورت توامان: خلاصی ازدست دولتی که حالا دیگر موفقیت خود را در شفاف سازی حکومت میداند؛ مردمانی که وقت برگرداندن آنها به خانه و برقراری سکوت گورستانی فرا رسیده؛ و....آماده شدن برای یک در گیری که تصور پیروزی راحت در آن را تیتر دیروز ارگان میلیتاریستها منعکس کرده بود: "کره شمالی با بمب هسته ای به میز مذاکره باز گشت"
یک نفر باید به آقایان بگوید جامعه و ساختار نیروهای سیاسی ایران با کره شمالی فرق دارد .کره شمالی از نظر سیاسی و اجتماعی یکدست و همگون وفاقد آرمانها و مطالبات متنوع است و بمبش را هم در درون شکاف چین و آمریکا پدید آورده است . ایران چنین نیست. در ایران بیش از دو دهه است داریم یک تعادل بسیار شکننده را به روش چینی بند زن ها حفظ میکنیم. اضدادی را در کنار یکدیگر نگه داشته ایم که تنافر آنها را هرروز درقالب معرکه ای اجتماعی در پارکها، پاساژها، سالنها، پشت تریبونها، زندانها،مرزها، روستاها، و...میبینیم. اگر این تعادل شکننده را از میان بردارید با سیل بی مهار ی که راه می افتد، همه را پیش از مرگ به زور به جهنم برده اید.
🆔 @jameeno
🔹شکستن تعادل شکننده
▫️شورای سردبیری : دعوای درون سیستمی تازه در کشور، برسر یک دور جدید از تصفیه اشخاص خودی سابق و مقابله با پدیده ای ادعایی است که اسم اختصاصی آنرا " نفوذ در ساختار نظام " گذاشته اند. تصفیه شوندگان کسانی اند که ماموریتشان" ارائه تحلیلهاواطلاعات غلط به مسئولان" و نشانه شان هم" زاویه داشتن با خط اصلی اسلام و انقلاب" است(نشانه ها، دستگاه دولت را نشان میدهند). رسما در ارگان اقتدار طلبان نوشته اند که تصفیه ای در کار است و متر آن هم فقط در ذهن خودشان است. معیارهایی که داده اند اینهاست: " شناسایی ازروی نوع سخنان"، و اینکه میگویند" ما اصلاح کننده ایم."
در فهرست این نفوذی هاغیر از "خزیده در تیم هسته ای"، "در پوشش محیط زیست " و "اغتشاشگر بازار ارز"، گروه جدیدی اضافه شده که "درپوشش خیر خواهی نسخه حذف برنامه موشکی ایران و سرازیر شدن تروریست ها به این کشور را میپیچند". جالب است که همه این نشانی ها هم به اعضای دولت اشاره دارند. وضع دولت خوب است؟
خوب نیست و نشانه اش حرفهای پریروز روحانی بود که حاکی است او برای رویارویی با هجمه ای آماده میشود. البته تعارضی اساسی در حرفهای او و معاون اولش وجود داشت : تاکید بر اینکه همه چیز تحت کنترل است، بابروز دادن روحیه رزمجویی در مقابل آنچه روحانی به آن نام مستعار " دستگاه های نظارتی " داده بود در تعارض است. به نظر میرسد همه چیز تحت کنترل نیست.گویا آن دستگاه حساب کرده تریلی ترامپ تا بیست روز دیگر از روی دولت روحانی رد میشود و فضا را برای برگرداندن موفقیت آمیز ورق فراهم میکند. ترشرویی ها ، سختگیری های اجتماعی، سلطه ایده بدوی جلوگیری از خروج ارز، بستن مجاری اطلاع رسانی ، در مجموع آماده شدن برای هم ورود به تنشهای خارجی، و هم حل مساله قدرت در داخل را نشانه میدهند. این سناریو پاسخ پرسش انتهایی الف دیشب نیز هست: نظام از خشمگین کردن بخشهایی از جامعه باکی ندارد، به شرط آنکه مردم دولت را مسبب بدانند و خواستار رفتنش باشند (سناریوی اولیه مشهد در شروع اعتراضات دی ماه نیز تحریک علیه دولت بود).
نمیتوان به قطعیت گفت، ولی به نظر میرسد تحلیلی وجود دارد در باره مفید بودن ترکیبی ازنتایج تهدیدهای ترامپ و اعتراضهای فزاینده داخلی ، برای حل چند مساله به صورت توامان: خلاصی ازدست دولتی که حالا دیگر موفقیت خود را در شفاف سازی حکومت میداند؛ مردمانی که وقت برگرداندن آنها به خانه و برقراری سکوت گورستانی فرا رسیده؛ و....آماده شدن برای یک در گیری که تصور پیروزی راحت در آن را تیتر دیروز ارگان میلیتاریستها منعکس کرده بود: "کره شمالی با بمب هسته ای به میز مذاکره باز گشت"
یک نفر باید به آقایان بگوید جامعه و ساختار نیروهای سیاسی ایران با کره شمالی فرق دارد .کره شمالی از نظر سیاسی و اجتماعی یکدست و همگون وفاقد آرمانها و مطالبات متنوع است و بمبش را هم در درون شکاف چین و آمریکا پدید آورده است . ایران چنین نیست. در ایران بیش از دو دهه است داریم یک تعادل بسیار شکننده را به روش چینی بند زن ها حفظ میکنیم. اضدادی را در کنار یکدیگر نگه داشته ایم که تنافر آنها را هرروز درقالب معرکه ای اجتماعی در پارکها، پاساژها، سالنها، پشت تریبونها، زندانها،مرزها، روستاها، و...میبینیم. اگر این تعادل شکننده را از میان بردارید با سیل بی مهار ی که راه می افتد، همه را پیش از مرگ به زور به جهنم برده اید.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹شکستن تعادل شکننده ▫️شورای سردبیری : دعوای درون سیستمی تازه در کشور، برسر یک دور جدید از تصفیه اشخاص خودی سابق و مقابله با پدیده ای ادعایی است که اسم اختصاصی آنرا " نفوذ در ساختار نظام " گذاشته اند. تصفیه شوندگان کسانی اند که ماموریتشان" ارائه تحلیلهاواطلاعات…
Audio
🔹هفتاد و نهمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: شکستن تعادل شکننده
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: شکستن تعادل شکننده
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔸عربستان از "دشمن" خواندن ایران، تغذیه میکند.
▫️جامعه نو: مقامات ارشد عربستان سعودی و خصوصاً ولیعهد این کشور، محمد بن سلمان، دائماً از خنثی کردن تهدیدهای ایران سخن میگویند. نیویورک تایمز ضمن یادداشتی تحلیلی نوشته حقیقت آن است که به رغم این دعاوی، سیاست خارجۀ برآمده از ریاض، حاصل مسائل سیاست داخلی عربستان است. بن سلمان میداند، بزرگنمایی یک "دشمن خطرناک" راهگشایی برای تحکیم قدرت اوست.
گویا بن سلمان قصد دارد با هرچه خطرناکتر نشان دادن ایران، توجهات را از مسایل داخلی کشورش منحرف کند.
بعد از وقوع انقلاب ۵۷، ایران خواستار توسعه انگارهٔ "جمهوری اسلامی" بود. قوت گرفتن ایران ذیل عنوان جمهوری اسلامی، نه تنها رشک سران سنی از پیشروی تشیع را برانگیخت، که حتی آنان را واداشت تا به توسعه دولت اسلامی به سیاق خود بپردازند. بنابراین حکومت سعودی به ترویج وهابیت در افریقا، آسیا و اروپا مشغول شد. از همان زمان نبرد لفظی میان مخالفین تشیع از یک سو، و مبلغین آن - که همزمان مروج دیدگاههای ضد امپریالیستی و ضدغربی بودند- درگرفت.
اما در لحظه کنونی همه چیز تحول یافته؛ شاهزاده محمد ایران را در کانون مخالفتهای خود قرار داده تا از شدت برجستگی اختلافات داخلی بکاهد و قدرت خود را ضمن برکناری سایر شاهزادهها و اتخاذ تصمیمات مهم سیاسی، تثبیت کند.
کاستیهای سیاسی، نابرابری و بیکاری میان جوانان این کشور و دولتهای حوزه خلیجفارس بیداد میکند. حتی باراک اوباما در زمان ریاست جمهوری خود هشدار داده بود سران عرب چشم خود را به روی واقعیات باز کنند. اما عربستان هرگز زیر بار نمیرود و کماکان بر حمله آمریکا به ایران پافشاری میکند. سخنان ضدایرانی و پوپولیستی بن سلمان، و وعدههای او برای کوتاه کردن دست ایران در منطقه، تلاشی است جهت برپاکردن قیلوقال؛ طوری که صدای اختلافات داخلی به گوش نرسد.
حالا عربستان، رشد نفوذ ایران در منطقه را معادل "احیای ملیگرایی کهن ایرانیان" قلمداد میکند.
بنسلمان در پی آن است با برجسته نشان دادن تهدید از سوی ایران، خود را در نقش ناجی عربستان و قلمرو عربی در برابر سلطه ایران و تشیع جا بزند. تشدید تظاهر به رقابت با تهران منفعت ایدیولوژیکی دیگری هم دارد؛ مقامات عربستان ذیل فرمان شاه سلمان، نوعی ملیگرایی پوپولیستی با گرایشهای نظامی را جایگزین وهابیت کردند تا مقابل تهدید ایرانِ نفوذگرا و ملیگرایی شیعی آن درآیند.
مخاصمه با ایران موجب ارتقای همبستگی در عربستان میشود. از همین رو این کشور جنگ در یمن را پاسخی ضروری برای بقای ملت سعودی و تفوق عرب بر پارس تلقی میکند.
بعلاوه درآمد اصلی عربستان همچنان بر نفت استوار است برای همین ایران، یعنی همسایه تولیدکنندهٔ نفت را رقیب خود میبیند ولذا چشم امیدش به تحریمهای آمریکا علیه ایران دوخته است، چه بسا برجام را عامل تضعیف موقعیت خود در منطقه میداند. عربستان مهمترین همپیمان آمریکا در منطقه است و از این رو وحشت دارد دولت دیگری این نقش را از او بستاند.
به نوشتۀ نیویورک تایمز تنها در صورتی میتوان شاهد ترمیم روابط میان این کشور و ایران بود که عربستان از حیث سیاست داخلی به ثبات و نقطۀ امن برسد.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: مقامات ارشد عربستان سعودی و خصوصاً ولیعهد این کشور، محمد بن سلمان، دائماً از خنثی کردن تهدیدهای ایران سخن میگویند. نیویورک تایمز ضمن یادداشتی تحلیلی نوشته حقیقت آن است که به رغم این دعاوی، سیاست خارجۀ برآمده از ریاض، حاصل مسائل سیاست داخلی عربستان است. بن سلمان میداند، بزرگنمایی یک "دشمن خطرناک" راهگشایی برای تحکیم قدرت اوست.
گویا بن سلمان قصد دارد با هرچه خطرناکتر نشان دادن ایران، توجهات را از مسایل داخلی کشورش منحرف کند.
بعد از وقوع انقلاب ۵۷، ایران خواستار توسعه انگارهٔ "جمهوری اسلامی" بود. قوت گرفتن ایران ذیل عنوان جمهوری اسلامی، نه تنها رشک سران سنی از پیشروی تشیع را برانگیخت، که حتی آنان را واداشت تا به توسعه دولت اسلامی به سیاق خود بپردازند. بنابراین حکومت سعودی به ترویج وهابیت در افریقا، آسیا و اروپا مشغول شد. از همان زمان نبرد لفظی میان مخالفین تشیع از یک سو، و مبلغین آن - که همزمان مروج دیدگاههای ضد امپریالیستی و ضدغربی بودند- درگرفت.
اما در لحظه کنونی همه چیز تحول یافته؛ شاهزاده محمد ایران را در کانون مخالفتهای خود قرار داده تا از شدت برجستگی اختلافات داخلی بکاهد و قدرت خود را ضمن برکناری سایر شاهزادهها و اتخاذ تصمیمات مهم سیاسی، تثبیت کند.
کاستیهای سیاسی، نابرابری و بیکاری میان جوانان این کشور و دولتهای حوزه خلیجفارس بیداد میکند. حتی باراک اوباما در زمان ریاست جمهوری خود هشدار داده بود سران عرب چشم خود را به روی واقعیات باز کنند. اما عربستان هرگز زیر بار نمیرود و کماکان بر حمله آمریکا به ایران پافشاری میکند. سخنان ضدایرانی و پوپولیستی بن سلمان، و وعدههای او برای کوتاه کردن دست ایران در منطقه، تلاشی است جهت برپاکردن قیلوقال؛ طوری که صدای اختلافات داخلی به گوش نرسد.
حالا عربستان، رشد نفوذ ایران در منطقه را معادل "احیای ملیگرایی کهن ایرانیان" قلمداد میکند.
بنسلمان در پی آن است با برجسته نشان دادن تهدید از سوی ایران، خود را در نقش ناجی عربستان و قلمرو عربی در برابر سلطه ایران و تشیع جا بزند. تشدید تظاهر به رقابت با تهران منفعت ایدیولوژیکی دیگری هم دارد؛ مقامات عربستان ذیل فرمان شاه سلمان، نوعی ملیگرایی پوپولیستی با گرایشهای نظامی را جایگزین وهابیت کردند تا مقابل تهدید ایرانِ نفوذگرا و ملیگرایی شیعی آن درآیند.
مخاصمه با ایران موجب ارتقای همبستگی در عربستان میشود. از همین رو این کشور جنگ در یمن را پاسخی ضروری برای بقای ملت سعودی و تفوق عرب بر پارس تلقی میکند.
بعلاوه درآمد اصلی عربستان همچنان بر نفت استوار است برای همین ایران، یعنی همسایه تولیدکنندهٔ نفت را رقیب خود میبیند ولذا چشم امیدش به تحریمهای آمریکا علیه ایران دوخته است، چه بسا برجام را عامل تضعیف موقعیت خود در منطقه میداند. عربستان مهمترین همپیمان آمریکا در منطقه است و از این رو وحشت دارد دولت دیگری این نقش را از او بستاند.
به نوشتۀ نیویورک تایمز تنها در صورتی میتوان شاهد ترمیم روابط میان این کشور و ایران بود که عربستان از حیث سیاست داخلی به ثبات و نقطۀ امن برسد.
🆔 @jameeno
#الف
🔹ارتش پاک
▫️شورای سردبیری: این فرضیه که ممکن است قابلیت فساد مالی افراد نه به موقعیت شغلی، که به دستگاه خدمتی آنها بستگی داشته باشد، از مدتها پیش ثابت شده است. کسی که در گمرک یا اداره مالیات مشغول است دارای احتمال بالاتری از دچار شدن به فساد مالی است، و رسته آموزش یا درمان یا نیروی مسلح فرصت و روحیه کمتری برای فساد مالی فراهم میکند. اما اینکه در یک شاخه فرعی از یک پیکره دستگاه حکومتی و در حالی که حکومت و پیکرههایش مدیران فاسد زیاد دارند، سلامت مالی زبانزد شود، لابد باید دلیلی داشته باشد. وجود این وضعیت را اخیرا رئیسجمهور مورد اشاره قرار داد، جایی که گفت امروز در هیچ فسادی نامی از بزرگان و امیران ارتش وجود ندارد.
این نکتهای سنجیده و قابل بررسی به نظر میرسد. چرا چنین است؟
پاسخهای سر راستی وجود دارد: در ارتش ما سنت دوری از دو چیز وجود داشته است. اول دوری از سیاست، و دوم دوری از فعالیت اقتصادی. همه حضور ارتش در سیاست از کودتای ۱۲۹۹ به این سو، در کودتای ۲۸ مرداد خلاصه میشود و حتی بخش اعظم بگیروببند در آن ماجرا به عهده فرمانداری نظامی نبود و لعن و نفرین به سپهبد زاهدی واطرافیانش، جایی برای آنکه ارتش در عرصه سیاست بماند نمیگذاشت. در دوران بعد از انقلاب موضوع قابل توجهی جز کمدی ماجراجویانه کودتای نوژه (که مدیران آن غیرنظامیان بودند) اثری از ارتش در حوزه سیاست نبود.
در حوزه اقتصادی نیز با وجود شایعات بسیار درباره ارتشبد حسن طوفانیان مسئول خریدهای خارجی ارتش در رژیم پیشین، مدرک معتبری از فساد او ارائه نشد. رژیم فاسد شاه البته مزایایی غیرمعمول (مانند زمینهای مرغوب شمال برای کشت و کار صنعتی) به نظامیان ارشد اعطا میکرد، اما اعضای ارتش آن دوران فساد ساختاری نداشتند و به همین دلیل بدنه و افسران و بخش اعظم امرای ارتش با انقلاب همکاری و در جنگ هشتساله جانفشانی کردند. سنت دوری ارتش از فعالیت اقتصادی به یک سیستم جاافتاده در آن تبدیل شده بود که در دوران جمهوری اسلامی هم پایدار ماند هرچند جز اندکی از ارتشیان قدیم، در طول ۳۹ سال گذشته همه نظامیان بازنشسته شده و رفتهاند.
اما علت دیگری هم در میان است: به علل واضح، نظامیان استخدام شده در دوران سلطنت امین کامل جمهوری اسلامی نبودند و در دوران جمهوری اسلامی دستشان برای ورود به همه حیطهها باز نبود. نه به تدریج به بازیگر عمده سیاسی تبدیل شدند و نه به فعال اقتصادی. نه کسی این را که جز حفاظت از مرزها وظایف دیگری دارند تئوریزه کرد، و با اینکه صاحب اکثریت سهام یک بانک (بانک بیمساله حکمت ایرانیان) هستند نه ماموریت و مجوز شرکت در انواع فعالیتهای اقتصادی به آنها داده شد.
آنها متمرکز بر دفاع از مرزها ماندند وحالا روحانی میتواند ارتشی پاک را تمجید کند. البته بخشی از تحسینی را که رئیس جمهوری نثار ارتشیان کرد باید به محضر نظام داد، زیرا ارتش را در حوزه ماموریت ذاتیاش نگه داشت.
🆔 @jameeno
🔹ارتش پاک
▫️شورای سردبیری: این فرضیه که ممکن است قابلیت فساد مالی افراد نه به موقعیت شغلی، که به دستگاه خدمتی آنها بستگی داشته باشد، از مدتها پیش ثابت شده است. کسی که در گمرک یا اداره مالیات مشغول است دارای احتمال بالاتری از دچار شدن به فساد مالی است، و رسته آموزش یا درمان یا نیروی مسلح فرصت و روحیه کمتری برای فساد مالی فراهم میکند. اما اینکه در یک شاخه فرعی از یک پیکره دستگاه حکومتی و در حالی که حکومت و پیکرههایش مدیران فاسد زیاد دارند، سلامت مالی زبانزد شود، لابد باید دلیلی داشته باشد. وجود این وضعیت را اخیرا رئیسجمهور مورد اشاره قرار داد، جایی که گفت امروز در هیچ فسادی نامی از بزرگان و امیران ارتش وجود ندارد.
این نکتهای سنجیده و قابل بررسی به نظر میرسد. چرا چنین است؟
پاسخهای سر راستی وجود دارد: در ارتش ما سنت دوری از دو چیز وجود داشته است. اول دوری از سیاست، و دوم دوری از فعالیت اقتصادی. همه حضور ارتش در سیاست از کودتای ۱۲۹۹ به این سو، در کودتای ۲۸ مرداد خلاصه میشود و حتی بخش اعظم بگیروببند در آن ماجرا به عهده فرمانداری نظامی نبود و لعن و نفرین به سپهبد زاهدی واطرافیانش، جایی برای آنکه ارتش در عرصه سیاست بماند نمیگذاشت. در دوران بعد از انقلاب موضوع قابل توجهی جز کمدی ماجراجویانه کودتای نوژه (که مدیران آن غیرنظامیان بودند) اثری از ارتش در حوزه سیاست نبود.
در حوزه اقتصادی نیز با وجود شایعات بسیار درباره ارتشبد حسن طوفانیان مسئول خریدهای خارجی ارتش در رژیم پیشین، مدرک معتبری از فساد او ارائه نشد. رژیم فاسد شاه البته مزایایی غیرمعمول (مانند زمینهای مرغوب شمال برای کشت و کار صنعتی) به نظامیان ارشد اعطا میکرد، اما اعضای ارتش آن دوران فساد ساختاری نداشتند و به همین دلیل بدنه و افسران و بخش اعظم امرای ارتش با انقلاب همکاری و در جنگ هشتساله جانفشانی کردند. سنت دوری ارتش از فعالیت اقتصادی به یک سیستم جاافتاده در آن تبدیل شده بود که در دوران جمهوری اسلامی هم پایدار ماند هرچند جز اندکی از ارتشیان قدیم، در طول ۳۹ سال گذشته همه نظامیان بازنشسته شده و رفتهاند.
اما علت دیگری هم در میان است: به علل واضح، نظامیان استخدام شده در دوران سلطنت امین کامل جمهوری اسلامی نبودند و در دوران جمهوری اسلامی دستشان برای ورود به همه حیطهها باز نبود. نه به تدریج به بازیگر عمده سیاسی تبدیل شدند و نه به فعال اقتصادی. نه کسی این را که جز حفاظت از مرزها وظایف دیگری دارند تئوریزه کرد، و با اینکه صاحب اکثریت سهام یک بانک (بانک بیمساله حکمت ایرانیان) هستند نه ماموریت و مجوز شرکت در انواع فعالیتهای اقتصادی به آنها داده شد.
آنها متمرکز بر دفاع از مرزها ماندند وحالا روحانی میتواند ارتشی پاک را تمجید کند. البته بخشی از تحسینی را که رئیس جمهوری نثار ارتشیان کرد باید به محضر نظام داد، زیرا ارتش را در حوزه ماموریت ذاتیاش نگه داشت.
🆔 @jameeno
#الف
🔹چه کسی ۳۰ میلیارد دلار خارج کرده است؟
▫️شورای سردبیری: این را که پس از حوادث دی ماه ۳۰ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است مدتی پیش رسانههای معتبر خارج کشور اعلام کردند. با وجود اینکه تلاطم خارج از اندازه بازار ارز میتوانست علامت درستی خبر باشد، اما باورکردنی نبود و طبق معمول با این فرض که به هیچ شبکه خارجی اطمینانی نیست آن را فقط به حافظه سپردیم. دیشب، آقای نوبخت هم همین را اعلام کرد البته با موضعی اعتراضی، که نباید ۳۰ میلیارد دلار از ایران خارج شود.
این رقم که حالا باید آن را جدی گرفت از کجا آمده و چه کسانی این سرمایه را خارج کردهاند؟
مبنای رقم را به دلایل واضح نمیتوان مشخص کرد و چگونگی انتقال عدد به دست بیگانگان نیز روشن نیست، اما درباره علت خروج و خارجکنندگان میتوان گمانهزنی مقرون به حقیقت داشت. علل و فاعلان خروج را به وضوح میتوان توصیف کرد:
۱- حوادث دی ماه نشان داد سیستم آنقدرها هم که ما اهل نظر گمان میکنیم ثبات ندارد. ادعای وزارت کشور این است که حداکثر ۱۱۰ هزار نفر ثبات و امنیت سیستم را در دهها شهر کشور با شورش و تظاهرات خود به چالش کشیدهاند و پتانسیل شورشهای بنیانکن را به نمایش در آوردهاند. این شورشها با وجود سرکوب و جمع شدن، امنیت روانی دو گروه را خیلی به هم زد. نخست صاحبان ثروت و سرمایه که امکان وقوع ناآرامی و بیثباتی را نزدیک دیدند و به بستن چمدان فکر کردند، و دوم، احتمالا اهل مشارکت در امور سیاسی کشوری، که گوشهای تیز در مورد لرزش پایه صندلی خود دارند و حتی با پیشلرزهها هم به فکر تامین آتیه فرامرزی و پساخدمتی خود میافتند. این البته پدیدهای جهانشمول است و دو چیز واقعا ترسو وجود دارند: سرمایه و سیاستمدار نامحبوب.
۲- موقعیت جهانی کشور، علت دوم است. رئیس جمهوری ایالات متحده به تهدیدهای خود ادامه داده و گروهی از تندروها را گرد خویش آورده و نشان داده برجامی که اهل اقتصاد به تاثیر مثبت آن بر روبراه شدن کاسبیها دل بسته بودند بزودی از محتوی تهی خواهد شد و در مقابل حدس میزنند سوریه و یمن به باتلاق دردسرسازی برای کشور تبدیل و احیانا به یک جنگ با اعراب ثروتمند منتهی خواهند شد. اهل اقتصاد چنین چشماندازی را فارغ از نتیجه نهایی آن خوش نمیدارند و بعید نیست بخش قابل توجهی از ترس اشخاص سرمایهببر از این منشاء باشد.
حالا میتوان به علت تصمیمهای عجولانه، فکر ناشده و سختگیرانهای پی برد که با محتوای آشکار جلوگیری از خروج ارز اتخاذ شده و دیشب جهانگیری اطمینان در حد قسم خوردن میداد هرگز لغو نخواهند شد. نظام خود را با جماعتی از صاحبان سرمایه و دست اندر کاسههایی روبرو میبیند که دارند میروند تا آینده خود را با حراج آینده نظام بنا کنند. چنانکه قبلا گفتهایم، این تصمیمهای دولت عجولانه و نامتناسب با رفتار رودخانه عظیم اقتصاد اتخاذ شده و سرنایی از سر گشاد است و لاجرم محکوم به ناتوانی در تداوم و نیل به نتیجه مطلوب است. روحانی، جهانگیری، و سیف و دیگران به جای پافشاری بر آنها باید به نظام تفهیم کنند کار ترمیم را باید از محل مناسب احداث سیلبند آغاز کرد، نه از جلوی در خانه: با ملاتی ساخته از سیاستهای اجتماعی مبتنی بر رضایت عامه، با سیاست خارجی مبتنی بر تنشزدایی (هر چند دیگران دندان نشان میدهند) و در انتها، سیاستهای اقتصادی سنجیده که به جای سیاستمداران، اقتصاددانان درباره نتایج آنها فکر کرده باشند.
🆔 @jameeno
🔹چه کسی ۳۰ میلیارد دلار خارج کرده است؟
▫️شورای سردبیری: این را که پس از حوادث دی ماه ۳۰ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است مدتی پیش رسانههای معتبر خارج کشور اعلام کردند. با وجود اینکه تلاطم خارج از اندازه بازار ارز میتوانست علامت درستی خبر باشد، اما باورکردنی نبود و طبق معمول با این فرض که به هیچ شبکه خارجی اطمینانی نیست آن را فقط به حافظه سپردیم. دیشب، آقای نوبخت هم همین را اعلام کرد البته با موضعی اعتراضی، که نباید ۳۰ میلیارد دلار از ایران خارج شود.
این رقم که حالا باید آن را جدی گرفت از کجا آمده و چه کسانی این سرمایه را خارج کردهاند؟
مبنای رقم را به دلایل واضح نمیتوان مشخص کرد و چگونگی انتقال عدد به دست بیگانگان نیز روشن نیست، اما درباره علت خروج و خارجکنندگان میتوان گمانهزنی مقرون به حقیقت داشت. علل و فاعلان خروج را به وضوح میتوان توصیف کرد:
۱- حوادث دی ماه نشان داد سیستم آنقدرها هم که ما اهل نظر گمان میکنیم ثبات ندارد. ادعای وزارت کشور این است که حداکثر ۱۱۰ هزار نفر ثبات و امنیت سیستم را در دهها شهر کشور با شورش و تظاهرات خود به چالش کشیدهاند و پتانسیل شورشهای بنیانکن را به نمایش در آوردهاند. این شورشها با وجود سرکوب و جمع شدن، امنیت روانی دو گروه را خیلی به هم زد. نخست صاحبان ثروت و سرمایه که امکان وقوع ناآرامی و بیثباتی را نزدیک دیدند و به بستن چمدان فکر کردند، و دوم، احتمالا اهل مشارکت در امور سیاسی کشوری، که گوشهای تیز در مورد لرزش پایه صندلی خود دارند و حتی با پیشلرزهها هم به فکر تامین آتیه فرامرزی و پساخدمتی خود میافتند. این البته پدیدهای جهانشمول است و دو چیز واقعا ترسو وجود دارند: سرمایه و سیاستمدار نامحبوب.
۲- موقعیت جهانی کشور، علت دوم است. رئیس جمهوری ایالات متحده به تهدیدهای خود ادامه داده و گروهی از تندروها را گرد خویش آورده و نشان داده برجامی که اهل اقتصاد به تاثیر مثبت آن بر روبراه شدن کاسبیها دل بسته بودند بزودی از محتوی تهی خواهد شد و در مقابل حدس میزنند سوریه و یمن به باتلاق دردسرسازی برای کشور تبدیل و احیانا به یک جنگ با اعراب ثروتمند منتهی خواهند شد. اهل اقتصاد چنین چشماندازی را فارغ از نتیجه نهایی آن خوش نمیدارند و بعید نیست بخش قابل توجهی از ترس اشخاص سرمایهببر از این منشاء باشد.
حالا میتوان به علت تصمیمهای عجولانه، فکر ناشده و سختگیرانهای پی برد که با محتوای آشکار جلوگیری از خروج ارز اتخاذ شده و دیشب جهانگیری اطمینان در حد قسم خوردن میداد هرگز لغو نخواهند شد. نظام خود را با جماعتی از صاحبان سرمایه و دست اندر کاسههایی روبرو میبیند که دارند میروند تا آینده خود را با حراج آینده نظام بنا کنند. چنانکه قبلا گفتهایم، این تصمیمهای دولت عجولانه و نامتناسب با رفتار رودخانه عظیم اقتصاد اتخاذ شده و سرنایی از سر گشاد است و لاجرم محکوم به ناتوانی در تداوم و نیل به نتیجه مطلوب است. روحانی، جهانگیری، و سیف و دیگران به جای پافشاری بر آنها باید به نظام تفهیم کنند کار ترمیم را باید از محل مناسب احداث سیلبند آغاز کرد، نه از جلوی در خانه: با ملاتی ساخته از سیاستهای اجتماعی مبتنی بر رضایت عامه، با سیاست خارجی مبتنی بر تنشزدایی (هر چند دیگران دندان نشان میدهند) و در انتها، سیاستهای اقتصادی سنجیده که به جای سیاستمداران، اقتصاددانان درباره نتایج آنها فکر کرده باشند.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹چه کسی ۳۰ میلیارد دلار خارج کرده است؟ ▫️شورای سردبیری: این را که پس از حوادث دی ماه ۳۰ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است مدتی پیش رسانههای معتبر خارج کشور اعلام کردند. با وجود اینکه تلاطم خارج از اندازه بازار ارز میتوانست علامت درستی خبر…
Audio
🔹هشتاد و یکمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: چه کسی 30 میلیارد دلار خارج کرده است؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: چه کسی 30 میلیارد دلار خارج کرده است؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
جامعه نو
#خبر_فوری عباس عطار، عکاس سرشناس ایرانی آژانس عکس مگنوم در ۷۴ سالگی درگذشت. @jameeno
تیتر صفحه اصلی آژانس عکس مگنوم: «عکاسی که با نور مینوشت، در 74 سالگی در پاریس درگذشت.
@jameeno
@jameeno
#الف
🔹تعامل با استبداد
▫️شورای سردبیری: حالا دیگر مشخص شده است آمیزهای از اشتباهات فردی و جمعی نخستین شهردار برگزیده این دوره از شورای شهر را به پایان زندگی سیاسی و اجتماعیاش رسانده است. شورای شهر و شهردارش در برابر کسانی به زانو درآمدند که در بیرون از شورا گفته بودند موافقتی با این شهردار ندارند و دوره او شش ماه بیشتر نخواهد بود.
حالا و در تدارک انتخاب نامزدهای مناسب برای گزینش شهردار جدید، رئیس شورای شهر گفته است شورا کسانی را در فهرست نامزدها گنجانده است که میداند اگر مقامات موافقتی با آنها ندارند، مخالفتی هم نداشته باشند. معنای این اعلام چیست؟
حتی خوشبینانه هم نگاه کنیم، رگههایی قوی از نفوذ نظام استصوابی را در این خطمشی میابیم: شورای شهر تهرانیها، در موضع یک دستگاه پنهان استصوابگر نشسته و از نگاه آن قدرت ناپیدا خودش را در مقام عمله سیستم استصوابمحور برای تصفیه فهرست اشخاص مناسب برای شهرداری قرار داده است. دارند با گردن افراشته به رای شهروندان تف میکنند.
آشکار است شورا نمیتواند این رفتار خود را در حیطه عملکرد تعاملی قرار دهد. رفتار تعاملی را برای رسیدن به یک تعادل منطقی و دربردارنده حفظ اصول در پیش میگیرند. احترام و اصول در آن حفظ میشود و اصل حاکمیت مردم و ارزش رای آنها در تشکیل نهاد مدنی شورا خدشهدار نمیشود. شورای شهر با این کار خود، اصول را زیر پا گذاشته و تسلیم خفتبار گرفته است.
این کار ،تعامل که نیست، تسلیم هم نیست. به غارت رفتن و پایمال شدن است. شورا پذیرفته است به جای ذهن یک دستگاه بیچهره بنشیند و از زاویه دید آن دستگاه اشخاص در دسترس را سرند کند! شورای اصلاحطلبان، صافی محافظهکاران! در این صورت، موقعیت این نهاد چیزی فراتر از خواری است: کارگزاری دستگاههایی پنهان برای اعمال نوعی از استصواب که حتی قانون نیست، شورا را به حضیضی فروتر از مجلسی میکشاند که استصواب در جریان انعقاد آن، حداقل براساس یک قانون است.
هر چند رسانهها در غفلتی آشکار خبر سخنان رئیس شورای شهر را به نفع پوشش یک رقابت بلاهتبار کنار گذاشتند، جای آن است که فعالان و سخنگویان اصلاحطلب به جای پیگیری اینکه بالاخره کارگزارانیها برنده میشوند یا آن حزب دیگر " آدم" خودش را به شهرداری میرساند، یقه شورایی را بگیرند که موقع نوشتن رای، چشمانش را به پرده دوخته است. پردهای که پشت آن، دستگاهی فاقد پایگاه اجتماعی، تمامیتخواه و نابودکننده آینده کشور نشسته است. واقعا باید یقهشان را گرفت.
🆔 @jameeno
🔹تعامل با استبداد
▫️شورای سردبیری: حالا دیگر مشخص شده است آمیزهای از اشتباهات فردی و جمعی نخستین شهردار برگزیده این دوره از شورای شهر را به پایان زندگی سیاسی و اجتماعیاش رسانده است. شورای شهر و شهردارش در برابر کسانی به زانو درآمدند که در بیرون از شورا گفته بودند موافقتی با این شهردار ندارند و دوره او شش ماه بیشتر نخواهد بود.
حالا و در تدارک انتخاب نامزدهای مناسب برای گزینش شهردار جدید، رئیس شورای شهر گفته است شورا کسانی را در فهرست نامزدها گنجانده است که میداند اگر مقامات موافقتی با آنها ندارند، مخالفتی هم نداشته باشند. معنای این اعلام چیست؟
حتی خوشبینانه هم نگاه کنیم، رگههایی قوی از نفوذ نظام استصوابی را در این خطمشی میابیم: شورای شهر تهرانیها، در موضع یک دستگاه پنهان استصوابگر نشسته و از نگاه آن قدرت ناپیدا خودش را در مقام عمله سیستم استصوابمحور برای تصفیه فهرست اشخاص مناسب برای شهرداری قرار داده است. دارند با گردن افراشته به رای شهروندان تف میکنند.
آشکار است شورا نمیتواند این رفتار خود را در حیطه عملکرد تعاملی قرار دهد. رفتار تعاملی را برای رسیدن به یک تعادل منطقی و دربردارنده حفظ اصول در پیش میگیرند. احترام و اصول در آن حفظ میشود و اصل حاکمیت مردم و ارزش رای آنها در تشکیل نهاد مدنی شورا خدشهدار نمیشود. شورای شهر با این کار خود، اصول را زیر پا گذاشته و تسلیم خفتبار گرفته است.
این کار ،تعامل که نیست، تسلیم هم نیست. به غارت رفتن و پایمال شدن است. شورا پذیرفته است به جای ذهن یک دستگاه بیچهره بنشیند و از زاویه دید آن دستگاه اشخاص در دسترس را سرند کند! شورای اصلاحطلبان، صافی محافظهکاران! در این صورت، موقعیت این نهاد چیزی فراتر از خواری است: کارگزاری دستگاههایی پنهان برای اعمال نوعی از استصواب که حتی قانون نیست، شورا را به حضیضی فروتر از مجلسی میکشاند که استصواب در جریان انعقاد آن، حداقل براساس یک قانون است.
هر چند رسانهها در غفلتی آشکار خبر سخنان رئیس شورای شهر را به نفع پوشش یک رقابت بلاهتبار کنار گذاشتند، جای آن است که فعالان و سخنگویان اصلاحطلب به جای پیگیری اینکه بالاخره کارگزارانیها برنده میشوند یا آن حزب دیگر " آدم" خودش را به شهرداری میرساند، یقه شورایی را بگیرند که موقع نوشتن رای، چشمانش را به پرده دوخته است. پردهای که پشت آن، دستگاهی فاقد پایگاه اجتماعی، تمامیتخواه و نابودکننده آینده کشور نشسته است. واقعا باید یقهشان را گرفت.
🆔 @jameeno
🔸تصادف یکی از عاملین روسی تولید گاز اعصاب در دوران جنگ سرد
▫️جامعه نو: ولادیمیر اگلف، دانشمند روسی که در مسموم کردن سرگئی اسکرایپال، جاسوس روسی در لندن، نقش داشت براثر تصادف با یک خودرو مصدوم و به بیمارستان منتقل شد. اگلف معتقد است این تنها یک تصادف بوده. وی چندی پیش در گفتگو با بی بی سی اذعان کرده بود از عاملین تولید گاز اعصاب نوویچوک در دوران جنگ سرد بوده است. وی همچنین اقرار کرده اسکرایپال، اولین قربانی این سم کشنده نیست.
انگلستان هم در پی مرگ اسکرایپال، روسیه را به برخورداری از آزمایشگاه تسلیحات شیمیایی متهم کرده بود. این در حالی است که کرملین ادعای وجود چنین تسلیحاتی را انکار، و نقش داشتن در مرگ اسکرایپال را تکذیب میکند.
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/b1q_ug.jpg
▫️جامعه نو: ولادیمیر اگلف، دانشمند روسی که در مسموم کردن سرگئی اسکرایپال، جاسوس روسی در لندن، نقش داشت براثر تصادف با یک خودرو مصدوم و به بیمارستان منتقل شد. اگلف معتقد است این تنها یک تصادف بوده. وی چندی پیش در گفتگو با بی بی سی اذعان کرده بود از عاملین تولید گاز اعصاب نوویچوک در دوران جنگ سرد بوده است. وی همچنین اقرار کرده اسکرایپال، اولین قربانی این سم کشنده نیست.
انگلستان هم در پی مرگ اسکرایپال، روسیه را به برخورداری از آزمایشگاه تسلیحات شیمیایی متهم کرده بود. این در حالی است که کرملین ادعای وجود چنین تسلیحاتی را انکار، و نقش داشتن در مرگ اسکرایپال را تکذیب میکند.
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/b1q_ug.jpg
جامعه نو
#الف 🔹تعامل با استبداد ▫️شورای سردبیری: حالا دیگر مشخص شده است آمیزهای از اشتباهات فردی و جمعی نخستین شهردار برگزیده این دوره از شورای شهر را به پایان زندگی سیاسی و اجتماعیاش رسانده است. شورای شهر و شهردارش در برابر کسانی به زانو درآمدند که در بیرون…
Audio
🔹هشتاد و دومین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: تعامل با استبداد
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: تعامل با استبداد
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔺دستگیری عباس عدالت، استاد دانشگاه امپریال کالج لندن، در تهران
▫️جامعه نو: به گزارش گاردین، مقامات بریتانیایی مدعی شدهاند عباس عدالت، استاد علوم کامپیوتری و ریاضی دانشگاه امپریال کالج لندن که برای شرکت در یک کارگاه آموزشی به ایران آمده بود، یازده روز پیش در تهران بازداشت شده. روز گذشته وزارت خارجه بریتانیا اعلام کرد در پی کسب اطلاعات از مقامات ایرانی درباره وضعیت عباس عدالت هستیم، اما هنوز جزییاتی به دست داده نشده است. به گفته کمپین حقوق بشر در ایران وی ابتدا به قید وثیقه آزاد شده اما به دلیل امتناع از همکاری با دستگاههای قانونی و همچنین نقص مدرک، کماکان در بازداشت بسر میبرد. به گفتۀ همین کمپین، برخی منابع مطلع از بازداشت وی در محل اقامتش در تهران و ضبط برخی متعلقات او ازجمله رایانه و سی دی ها و دفترچه های یادداشت او خبر می دهند. این در حالیست که هنوز اتهام و دلیل دستگیری او اعلام نشده.
گفته میشود عدالت، بانی کمپین مخالفت با تحریمهای آمریکا و دخالت نظامی در ایران بود. همچنین عباس عدالت در ژانویه گذشته به موسسه آموزش عالی تایمز اعلام کرد، در پی قوانین ضد مهاجرتی ترامپ علیه برخی کشورهای مسلمان، در کنفرانس های علمی آمریکا که طی سال گذشته برگزار شده، شرکت نکرده است.
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/3lqz_ed.jpg
▫️جامعه نو: به گزارش گاردین، مقامات بریتانیایی مدعی شدهاند عباس عدالت، استاد علوم کامپیوتری و ریاضی دانشگاه امپریال کالج لندن که برای شرکت در یک کارگاه آموزشی به ایران آمده بود، یازده روز پیش در تهران بازداشت شده. روز گذشته وزارت خارجه بریتانیا اعلام کرد در پی کسب اطلاعات از مقامات ایرانی درباره وضعیت عباس عدالت هستیم، اما هنوز جزییاتی به دست داده نشده است. به گفته کمپین حقوق بشر در ایران وی ابتدا به قید وثیقه آزاد شده اما به دلیل امتناع از همکاری با دستگاههای قانونی و همچنین نقص مدرک، کماکان در بازداشت بسر میبرد. به گفتۀ همین کمپین، برخی منابع مطلع از بازداشت وی در محل اقامتش در تهران و ضبط برخی متعلقات او ازجمله رایانه و سی دی ها و دفترچه های یادداشت او خبر می دهند. این در حالیست که هنوز اتهام و دلیل دستگیری او اعلام نشده.
گفته میشود عدالت، بانی کمپین مخالفت با تحریمهای آمریکا و دخالت نظامی در ایران بود. همچنین عباس عدالت در ژانویه گذشته به موسسه آموزش عالی تایمز اعلام کرد، در پی قوانین ضد مهاجرتی ترامپ علیه برخی کشورهای مسلمان، در کنفرانس های علمی آمریکا که طی سال گذشته برگزار شده، شرکت نکرده است.
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/3lqz_ed.jpg
🔹مرگ عباس عطار در غربت؛ آینهای از جایگاه هنر معاصر در ایران
▫️سعید برآبادی/ جامعه نو: ایران، بخش دیگری از تاریخ معاصر خود را در غربت از دست داد. مرگ عباس عطار، عکاس و هنرمندی که سی و هفت سال مداوم نام ایران را با یکی از مهمترین و حرفهایترین آژانسهای عکس بینالمللی گره زده بود، آن هم در پاریس، یادآور مرگهای بسیاری ست که تاریخ معاصر کشور ما به خود دیده و بخشی از مردم را به سوگ نشانده اما عجیب اینجاست که چرا مدیران امرِ هنر و فرهنگ کشور جز سکوت و کتمان در برابر این فقدانها، ماموریت دیگری برای خود متصور نمیشوند.
در بیست و چهار ساعتی که از اعلام خبر عطار گذشته، تا به حال بیش از دهها مصاحبه منتشر نشده، چندین فیلم و چندین رزومه حرفهای از او منتشر شده و لابد خواننده این سطور یا به واسطه همین نوشتهها، آشنایی با او یافته یا خاطره او را با عکسهایی که عطار از روزهای انقلاب اسلامی و حوادث آن روزهای متلاطم گرفته زنده کرده است. هنرمندی تا این پایه آشنا و مردمی که عکسها و نگاتیوهایش بخشی از تاریخ تصویری ایرانیها از مهمترین وقایع معاصر کشور بوده اکنون در پاریس آرامیده است در حالی که سالها آرزو داشت به کشورش بازگردد و بتواند همچون شهروندی هنردوست و هنرمند از سادهترین حقوق خود بهرمند باشد.
تکاپوی تهران در روزهای همجوار با بهمن 57، تسخیر و به آتش کشیدن شهرنو، پایین کشیدن مجسمه شاه در نقاط مختلف شهر و ... تنها بخشی از میراث تصویری عطار برای مردمی است که پابهپایشان خیابانهای منتهی به میدانهای شلوغ شهر را طی میکرد تا ناظر و راوی یکی از مهمترین انقلابهای قرن باشد اما چرا همان انقلاب، به او و هنرش احترامی نگذاشت و نگذاشت حتی سالهای سرطانی آخر عمرش را در کشور خود بگذارند؟
سویه ضدامپریالیستی عطار نه برای مسئولان نیاز به اثبات داشت و نه خود سعی به نمایش آن داشت. او حتی در سالهایی که ایران نبود به لطف حضور در آژانس عکس مگنوم، توانست یکی از معدود عکاسان جهان باشد که درون خانه خدا در مکه را عکاسی کرده، از سوی دیگر در تمام پروژههای عکاسیاش، از ویتنام گرفته تا اروپا، او همچنان هنرمندی متعهد بود و بعید است که در رزومهاش بتوان سرنخی از عناد علیه مردم و میهنش سراغ گرفت اما در نهایت او نیز چون بسیاری از هنرمندان هم عصرش، مجال این را نیافت که آسوده بر خاک کشورش، آخرین نفسها را بیرون بدهد.
مرگ تراژیک هنرمندان، نویسندگان و روشنفکران ایرانی در غربت اما لااقل برای مردم ایران چندان دور از ذهن و پیچیده نیست؛ سرنوشت چهرههای وطنی که در چند دهه اخیر به زادگاه خود بازگشته اما در نهایت عطای آن را به لقایش بخشیدهاند، از یک سو و زندگی نباتی و هراسناک هنرمندانی که در طول این سالها در کشور ماندهاند اما هر روز به فراخور اندیشهها و هنرشان، یا وابسته خوانده شدهاند و یا جاسوس، هر هنرمندی را روبهروی همان سهراهی قرار میدهد که مهدی اخوان ثالث در شعرش آفریده و در نهایت طبیعی است که آنها با خود زمزمه کنند: «بیا ره توشه برداریم/قدم در راه بیبرگشت بگذاریم».
🆔 @jameeno
▫️سعید برآبادی/ جامعه نو: ایران، بخش دیگری از تاریخ معاصر خود را در غربت از دست داد. مرگ عباس عطار، عکاس و هنرمندی که سی و هفت سال مداوم نام ایران را با یکی از مهمترین و حرفهایترین آژانسهای عکس بینالمللی گره زده بود، آن هم در پاریس، یادآور مرگهای بسیاری ست که تاریخ معاصر کشور ما به خود دیده و بخشی از مردم را به سوگ نشانده اما عجیب اینجاست که چرا مدیران امرِ هنر و فرهنگ کشور جز سکوت و کتمان در برابر این فقدانها، ماموریت دیگری برای خود متصور نمیشوند.
در بیست و چهار ساعتی که از اعلام خبر عطار گذشته، تا به حال بیش از دهها مصاحبه منتشر نشده، چندین فیلم و چندین رزومه حرفهای از او منتشر شده و لابد خواننده این سطور یا به واسطه همین نوشتهها، آشنایی با او یافته یا خاطره او را با عکسهایی که عطار از روزهای انقلاب اسلامی و حوادث آن روزهای متلاطم گرفته زنده کرده است. هنرمندی تا این پایه آشنا و مردمی که عکسها و نگاتیوهایش بخشی از تاریخ تصویری ایرانیها از مهمترین وقایع معاصر کشور بوده اکنون در پاریس آرامیده است در حالی که سالها آرزو داشت به کشورش بازگردد و بتواند همچون شهروندی هنردوست و هنرمند از سادهترین حقوق خود بهرمند باشد.
تکاپوی تهران در روزهای همجوار با بهمن 57، تسخیر و به آتش کشیدن شهرنو، پایین کشیدن مجسمه شاه در نقاط مختلف شهر و ... تنها بخشی از میراث تصویری عطار برای مردمی است که پابهپایشان خیابانهای منتهی به میدانهای شلوغ شهر را طی میکرد تا ناظر و راوی یکی از مهمترین انقلابهای قرن باشد اما چرا همان انقلاب، به او و هنرش احترامی نگذاشت و نگذاشت حتی سالهای سرطانی آخر عمرش را در کشور خود بگذارند؟
سویه ضدامپریالیستی عطار نه برای مسئولان نیاز به اثبات داشت و نه خود سعی به نمایش آن داشت. او حتی در سالهایی که ایران نبود به لطف حضور در آژانس عکس مگنوم، توانست یکی از معدود عکاسان جهان باشد که درون خانه خدا در مکه را عکاسی کرده، از سوی دیگر در تمام پروژههای عکاسیاش، از ویتنام گرفته تا اروپا، او همچنان هنرمندی متعهد بود و بعید است که در رزومهاش بتوان سرنخی از عناد علیه مردم و میهنش سراغ گرفت اما در نهایت او نیز چون بسیاری از هنرمندان هم عصرش، مجال این را نیافت که آسوده بر خاک کشورش، آخرین نفسها را بیرون بدهد.
مرگ تراژیک هنرمندان، نویسندگان و روشنفکران ایرانی در غربت اما لااقل برای مردم ایران چندان دور از ذهن و پیچیده نیست؛ سرنوشت چهرههای وطنی که در چند دهه اخیر به زادگاه خود بازگشته اما در نهایت عطای آن را به لقایش بخشیدهاند، از یک سو و زندگی نباتی و هراسناک هنرمندانی که در طول این سالها در کشور ماندهاند اما هر روز به فراخور اندیشهها و هنرشان، یا وابسته خوانده شدهاند و یا جاسوس، هر هنرمندی را روبهروی همان سهراهی قرار میدهد که مهدی اخوان ثالث در شعرش آفریده و در نهایت طبیعی است که آنها با خود زمزمه کنند: «بیا ره توشه برداریم/قدم در راه بیبرگشت بگذاریم».
🆔 @jameeno
#الف
🔹در ستایش شفافیت
▫️شورای سردبیری: هر چند گفته میشود علتهای ارائه شده در توضیح خروج آخرین مقام کنار گذاشته شده در قالب استعفا متعدد است و ردگم کن، اما شفاف سازی عملکرد شهرداری میتواند مهمترین علت رفتن نجفی باشد. حکومت به دلایلی واضح از شفافیت خوشش نمی آید، هرچند از افشاگری بسیار استقبال میکند!
شفاف سازی که دولت روحانی اخیرا گامهایی در مسیر آن برداشته است با افشاگری تفاوت بنیادین دارد. افشاگری یک چاقوی ضامن دار در دست دارودسته های سیاسی، باندهای قدرت و نیروهای امنیتی است علیه گروه مقابل در تنازع بر سر قدرت، یا خاموش کردن مخالف سیاسی، اما شفاف سازی، کندن خندق و نصب دوربین مداربسته است در برابر سیاستمداران فاسد و تبهکاران دولتی و خصوصی.
دیروز، کسی با استفاده از یک فهرست اخیرا منتشر شده درباره بودجه تخصیصی ماهانه نهادها (که دولت روحانی رسما منتشر کرده است) بودجه یکساله یک شهر آذربایجان را معادل بودجه یک نهاد مذهبی در ماه نیمه تعطیل فروردین یافته بود. بر خلاف رسم افشاگریها، کسی را متهم نمیکرد اما بدون آنکه پرسشی مطرح کند، حکومت را در برابر استیضاحی جدی و سوالهایی سخت و ناگزیر قرار میداد. شفافیت، بدون آنکه هیچ گام پسینی لازم باشد، جامعه را در مقام یک پرسشگر دقیق ، متین و پیگیر قرار میدهد. آنقدر دقیق و پیگیر که حجم غارت اقتصادی باندهای سوءاستفاده گر عمدتا دولتی را به شدت کاهش میدهد.
اما حکومتهای توتالیتر و استبدادی که پاداش وفاداری و نصرت دهی به دستگاه حکومت را با اعطای رانت، چشم بستن بر سوءاستفاده و بسط ید فی البیت المال میدهند، چنین کاری را فوتبال بازی کردن با شیشه عمر خود میدانند. علت خصومت آشتی ناپذیر و کینه چنین حکومتهایی با اصول آزادی بیان، آزادی رسانه ها و آزادی گردش اطلاعات همین است.
چالش بعدی دولت روحانی، زنده نگه داشتن و پروردن نهالی است که در زمین شفافیت کاشته است. نهال او را خواهند شکست، چون باوری قوی دارند میوه اش تلخ و سمی است.
🆔 @jameeno
🔹در ستایش شفافیت
▫️شورای سردبیری: هر چند گفته میشود علتهای ارائه شده در توضیح خروج آخرین مقام کنار گذاشته شده در قالب استعفا متعدد است و ردگم کن، اما شفاف سازی عملکرد شهرداری میتواند مهمترین علت رفتن نجفی باشد. حکومت به دلایلی واضح از شفافیت خوشش نمی آید، هرچند از افشاگری بسیار استقبال میکند!
شفاف سازی که دولت روحانی اخیرا گامهایی در مسیر آن برداشته است با افشاگری تفاوت بنیادین دارد. افشاگری یک چاقوی ضامن دار در دست دارودسته های سیاسی، باندهای قدرت و نیروهای امنیتی است علیه گروه مقابل در تنازع بر سر قدرت، یا خاموش کردن مخالف سیاسی، اما شفاف سازی، کندن خندق و نصب دوربین مداربسته است در برابر سیاستمداران فاسد و تبهکاران دولتی و خصوصی.
دیروز، کسی با استفاده از یک فهرست اخیرا منتشر شده درباره بودجه تخصیصی ماهانه نهادها (که دولت روحانی رسما منتشر کرده است) بودجه یکساله یک شهر آذربایجان را معادل بودجه یک نهاد مذهبی در ماه نیمه تعطیل فروردین یافته بود. بر خلاف رسم افشاگریها، کسی را متهم نمیکرد اما بدون آنکه پرسشی مطرح کند، حکومت را در برابر استیضاحی جدی و سوالهایی سخت و ناگزیر قرار میداد. شفافیت، بدون آنکه هیچ گام پسینی لازم باشد، جامعه را در مقام یک پرسشگر دقیق ، متین و پیگیر قرار میدهد. آنقدر دقیق و پیگیر که حجم غارت اقتصادی باندهای سوءاستفاده گر عمدتا دولتی را به شدت کاهش میدهد.
اما حکومتهای توتالیتر و استبدادی که پاداش وفاداری و نصرت دهی به دستگاه حکومت را با اعطای رانت، چشم بستن بر سوءاستفاده و بسط ید فی البیت المال میدهند، چنین کاری را فوتبال بازی کردن با شیشه عمر خود میدانند. علت خصومت آشتی ناپذیر و کینه چنین حکومتهایی با اصول آزادی بیان، آزادی رسانه ها و آزادی گردش اطلاعات همین است.
چالش بعدی دولت روحانی، زنده نگه داشتن و پروردن نهالی است که در زمین شفافیت کاشته است. نهال او را خواهند شکست، چون باوری قوی دارند میوه اش تلخ و سمی است.
🆔 @jameeno