This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاردین: هزاران نفر که بسیاری از آنها مسلح بودند در شهر لنسینگ، مرکز ایالت میشیگان آمریکا تظاهرات کرده و خواستار پایان قرنطینه شدند. یکی از تظاهرکنندگان گفت شوهرم تا امروز یک روز هم بیکار نبوده اما الان مجبوریم با حقوق بیکاری زندگی کنیم. ما میخواهیم به کار برگردیم. تظاهر کننده دیگری گفت از اینکه نمیتوانیم چیزهایی که لازم داریم را بخریم، از اینکه نمیتوانیم به آرایشگاه برویم خستهشدهایم. تظاهر کنندگان فریاد میزدند فرماندار میشیگان را زندانی کنید. فرماندار در مصاحبه تلویزیونی گفت «من میدانم شما عصبانی هستید. اگر خالی کردن خشمتان بر سر من حالتان را بهتر میکند ادامه دهید. اما باید بدانید همین تظاهرات که در آن کنار هم بودید و با هم دست دادید باعث انتقال ویروس میشود و اوضاع را بدتر میکند و احتمالا مجبور میشویم مدت قرنطینه را طولانی تر کنیم.» تا امروز هزار و نهصد نفر در میشیگان به تنهایی فوت کردهاند. فقط یک لحظه تصور کن چنین رفتار جنون آمیزی در ایران اتفاق میفتاد. بیبیسی فارسی و مشابهانش تا روزها درباره عقبماندگی فرهنگی ایران و اسلام پروپاگاندا میکردند.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سال نود و سه ارتش مصر با معرفی دستگاهی آنتندار اعلام کرد راه تشخیص و در مان ایدز و هپاتیت را کشف کرده. مصر اعلام کرد این کشفی بزرگ در تاریخ علم است و جهان باید مقابل شکوه و عظمت علمی مصر سر تعظبم فرود آورد. گند قضیه که درآمد، موضوع تا سالها باعث تمسخر و تحقیر ارتش مصر شد. و برنده اصلی این تمسخر هم البته روزنامههای اسراییلی بودند. این دستگاه شش سال بعد در ایران بعنوان «ویروس یاب کرونا» رونمایی شد. «نفوذ به قصد آبروریزی» اغلب کار سرویس جاسوسی اسراییل است. امیدوارم نیروهای ضداطلاعاتی ایران هرچه زودتر پیگیر این پرونده شوند.کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
اطلاعیه شبکه سه درباره اردوان رحیمی توهین به شعور مخاطبان است
چهار روز پیش از علی فروغی سیزده سوال پرسیدم. سیزده سوالی که مستقیما مربوط میشد به حق الناس. که مربوط میشد به وظیفه اولیه هر مقام دولتی و حکومتی، یعنی پاسخگویی شفاف درباره نحوه هزینه کردن بیتالمال. و چهار روز است هیچ پاسخی دریافت نکردهام. مطلقا هیچ. حالا امشب، قایم مقام شبکه سه اطلاعیهای داده که میگوید اردوان رحیمی دستیار رضا رشیدپور به خاطر هتک حرمت به امام و رهبری اخراج شده. یعنی میگویید شما پیش از این با اینهمه نفر و عده نمیدانستید مواضع این فرد و رضا رشیدپور چه بوده و منتظر بودید که من از لندن این مواضع را به یادتان بیاورم؟ و حتی حاضر نشدید برنامه را تعطیل کنید و فقط برای ظاهرسازی دستیار را اخراج کردید؟ این اطلاعیه توهینی است به افکار عمومی و مردم، و توهینی به پرسشگری که رکن اساسی انقلابیگری است. اطلاعیه شبکه سه هیچ هدفی ندارد جز تحریف افکار عمومی از خواسته مردم و به فراموشی و حاشیه بردن مطالبه اصلی جامعه.
.
بگذارید مطالبه اصلی را یک بار دیگر اینجا تکرار کنیم: جناب آقای علی فروغی. براساس مدارک و اسناد منتشرهی خودتان، «حالا خورشید» بین بیست و دو تا چهل و پنج میلیون در روز بودجه داشته. چه میزان از این بودجه دستمزد رضا رشیدپور در مقام مجری و تهیه کننده بوده؟ آقای علی فروغی. رضا رشیدپور براساس شنیدهها برای شب یلدا صدها میلیون دریافت کرده. همان رضا رشیدپوری که با تلویزیون قهر کرده بود. و درست چند روز بعد از گرفتن چند صدمیلیون اجرای شب یلدا، رضا رشیدپور با قلدری تمام باز به نظام پشت کرد. رشیدپور نگران مردم نبود. نگران سرمایه گذاری چند میلیارد تومنی خودش و شریکش، اردوان رحیمی، در رستوران تایملپس کیش بود. نگران عدم اقبال طبقه مرفه منتقد نظام به تجارتش بود. و باز یکماه بعد از اینکه رشیدپور برای نظام اینچنین قلدری کرد، شما رفتید و با او قرارداد شبی هفتاد میلیون برای برنامه «اتفاق» بستید. شبی هفتاد میلیون. شبی حقوق چهل و شش خانواده کارگری.
.
توهین واقعی به امام مستضعفان این است آقای علی فروغی. شما نظام و انقلابی که با خون صدها هزار شهید مقابل بزرگترین قدرتهای تاریخ ایستاده را به خاطر بالا بردن عدد و رقم تماشاگران شبکه تان آنقدر پایین آوردید که نتواند مقابل یک مجری بایستد و برای برگرداندن یک مجری که همین دیماه برای نظام گردنکشی کرده بود سر خم کردید. توهین و هتاکی به آیتالله خامنهای این است آقای علی فروغی.
..
براساس اسناد خود شما حتی اگر هر اپیزود حالا خورشید هم بیست و دو میلیون هزینه برده باشد، شبکه شما برای هفتصد و هشتاد اپیزودش نزدیک هفده میلیارد تومن سرمایه گذاری کردید. روی چه کسی؟ روی کسی که همهکارهی برنامهاش و شریک تجاریش در کیش و در جاهای دیگر اردوان رحیمی است؟ آقای علی فروغی. دستمزد رضا رشیدپور چقدر است؟ اسناد را کی منتشر میکنید؟ و چرا بعد از لگدی که رشیدپور به نظام در دیماه زد دستمزد او ر ا چند برابر کردید و به جای تنبیه به او پاداش دادید؟
آقای فروغی. در سال نود و نه انقلابیگری دفاع از اسم امام نیست. دفاع از سیره و رسم امام است. اگر شما ذرهای منش انقلابی داشتید قدمی حتی کوچک به سمت شفافیت برمیداشتید نه اینکه با تکنیکهای قدیمی تحریف افکار عمومی مثل اخراج افراد بی اهمیت سعی کنید از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنید. قایم مقام شیکه سه گفته امام و رهبری خط قرمز شما هستد. در دهه هفتاد هم کارگزاران سازندگی میراث انقلاب را خنجر آجین میکردند و بعد هم میگفتند امام و رهبری خط قرمز ما هستند. اگر امام و رهبری خط قرمز شما بود بعد از ده روز پرسشگری و مطالبه عمومی یک کلمه میگفتید رضا رشیدپور و بقیه سلبریتیهای پلاستیکی پرورده شده در شبکه شما با پول بیتالمال مردم تحریمزده چقدر دستمزد میگیرند؟ اگر امام و رهبری خط قرمز شما بود به شفافیت که کمترین خواست مردم است تن میدادید.
علی علیزاده.
https://www.instagram.com/p/B_GG5l0Jknd/
چهار روز پیش از علی فروغی سیزده سوال پرسیدم. سیزده سوالی که مستقیما مربوط میشد به حق الناس. که مربوط میشد به وظیفه اولیه هر مقام دولتی و حکومتی، یعنی پاسخگویی شفاف درباره نحوه هزینه کردن بیتالمال. و چهار روز است هیچ پاسخی دریافت نکردهام. مطلقا هیچ. حالا امشب، قایم مقام شبکه سه اطلاعیهای داده که میگوید اردوان رحیمی دستیار رضا رشیدپور به خاطر هتک حرمت به امام و رهبری اخراج شده. یعنی میگویید شما پیش از این با اینهمه نفر و عده نمیدانستید مواضع این فرد و رضا رشیدپور چه بوده و منتظر بودید که من از لندن این مواضع را به یادتان بیاورم؟ و حتی حاضر نشدید برنامه را تعطیل کنید و فقط برای ظاهرسازی دستیار را اخراج کردید؟ این اطلاعیه توهینی است به افکار عمومی و مردم، و توهینی به پرسشگری که رکن اساسی انقلابیگری است. اطلاعیه شبکه سه هیچ هدفی ندارد جز تحریف افکار عمومی از خواسته مردم و به فراموشی و حاشیه بردن مطالبه اصلی جامعه.
.
بگذارید مطالبه اصلی را یک بار دیگر اینجا تکرار کنیم: جناب آقای علی فروغی. براساس مدارک و اسناد منتشرهی خودتان، «حالا خورشید» بین بیست و دو تا چهل و پنج میلیون در روز بودجه داشته. چه میزان از این بودجه دستمزد رضا رشیدپور در مقام مجری و تهیه کننده بوده؟ آقای علی فروغی. رضا رشیدپور براساس شنیدهها برای شب یلدا صدها میلیون دریافت کرده. همان رضا رشیدپوری که با تلویزیون قهر کرده بود. و درست چند روز بعد از گرفتن چند صدمیلیون اجرای شب یلدا، رضا رشیدپور با قلدری تمام باز به نظام پشت کرد. رشیدپور نگران مردم نبود. نگران سرمایه گذاری چند میلیارد تومنی خودش و شریکش، اردوان رحیمی، در رستوران تایملپس کیش بود. نگران عدم اقبال طبقه مرفه منتقد نظام به تجارتش بود. و باز یکماه بعد از اینکه رشیدپور برای نظام اینچنین قلدری کرد، شما رفتید و با او قرارداد شبی هفتاد میلیون برای برنامه «اتفاق» بستید. شبی هفتاد میلیون. شبی حقوق چهل و شش خانواده کارگری.
.
توهین واقعی به امام مستضعفان این است آقای علی فروغی. شما نظام و انقلابی که با خون صدها هزار شهید مقابل بزرگترین قدرتهای تاریخ ایستاده را به خاطر بالا بردن عدد و رقم تماشاگران شبکه تان آنقدر پایین آوردید که نتواند مقابل یک مجری بایستد و برای برگرداندن یک مجری که همین دیماه برای نظام گردنکشی کرده بود سر خم کردید. توهین و هتاکی به آیتالله خامنهای این است آقای علی فروغی.
..
براساس اسناد خود شما حتی اگر هر اپیزود حالا خورشید هم بیست و دو میلیون هزینه برده باشد، شبکه شما برای هفتصد و هشتاد اپیزودش نزدیک هفده میلیارد تومن سرمایه گذاری کردید. روی چه کسی؟ روی کسی که همهکارهی برنامهاش و شریک تجاریش در کیش و در جاهای دیگر اردوان رحیمی است؟ آقای علی فروغی. دستمزد رضا رشیدپور چقدر است؟ اسناد را کی منتشر میکنید؟ و چرا بعد از لگدی که رشیدپور به نظام در دیماه زد دستمزد او ر ا چند برابر کردید و به جای تنبیه به او پاداش دادید؟
آقای فروغی. در سال نود و نه انقلابیگری دفاع از اسم امام نیست. دفاع از سیره و رسم امام است. اگر شما ذرهای منش انقلابی داشتید قدمی حتی کوچک به سمت شفافیت برمیداشتید نه اینکه با تکنیکهای قدیمی تحریف افکار عمومی مثل اخراج افراد بی اهمیت سعی کنید از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنید. قایم مقام شیکه سه گفته امام و رهبری خط قرمز شما هستد. در دهه هفتاد هم کارگزاران سازندگی میراث انقلاب را خنجر آجین میکردند و بعد هم میگفتند امام و رهبری خط قرمز ما هستند. اگر امام و رهبری خط قرمز شما بود بعد از ده روز پرسشگری و مطالبه عمومی یک کلمه میگفتید رضا رشیدپور و بقیه سلبریتیهای پلاستیکی پرورده شده در شبکه شما با پول بیتالمال مردم تحریمزده چقدر دستمزد میگیرند؟ اگر امام و رهبری خط قرمز شما بود به شفافیت که کمترین خواست مردم است تن میدادید.
علی علیزاده.
https://www.instagram.com/p/B_GG5l0Jknd/
Instagram
Ali Alizadeh
. چهار روز پیش از علی فروغی سیزده سوال پرسیدم. سیزده سوالی که مستقیما مربوط میشد به حق الناس. که مربوط میشد به وظیفه اولیه هر مقام دولتی و حکومتی، یعنی پاسخگویی شفاف درباره نحوه هزینه کردن بیتالمال. و چهار روز است هیچ پاسخی دریافت نکردهام. مطلقا هیچ. حالا…
تیرماه هرسال بیبیسی انگلیسی دستمزد مجریان معروفش را منتشر میکند. رسانهها هم بلافاصله این زیادهبخشیها را نقد میکنند. چرا که «حسابکشی» از هر پوند برنامه ها و سریالها حق مردمی است که این بودجه از بیتالمالشان اداره میشود. انگلیس انقلابی هم نیست. مدعی عدالت علی و حساسیتش روی بیتالمال هم نیست.🔹اصل پدیده سلبریتی نجومیبگیر و نسبتش با فرهنگ بومی ما، آنهم وقتی درگیر تحریم و کوچک شدن سفره مردم هستیم فعلا به کنار. چرا همین حقوقهای نجومی را شفاف نمیکنید؟ تا ببینیم چه کسی مالیات میدهد و چه کسی نمیدهد؟ چرا مطالبه حداقلی #شفافیت_مالی_صداسیما در ایران باید با اینهمه مقاومت همراه شود؟ چرا باید مطالبهای اینقدر ساده و کوچک به جای اینکه با استقبال روبرو شود با تهمت نفوذی و توطئهاندیشیهای مالیخولیایی پاسخ داده شود؟🔹پانوشت: بیبیسی انگلیسی رسانه مردم انگلیس است، مستقل از دولت و درآمدش هم از سوی مردم. قوانین نسبتا دموکراتی دارد و نهادهای ناظر رصدش میکنند. ربطی به بیبیسی فارسی ندارد که بودجهاش از وزارت خارجه میآید و نظارتی بر آن نیست و بخشی از ماشین جنگ نرم و پروپاگاندای استعماری انگلیس است. علی علیزاده @jedaal
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیشب فارس نیوز با وحید یامین پور مصاحبهای داشت درباره پایتخت. اما یامینپور به پایتخت بسنده نکرد و از روند کلی صداوسیما و وادادگیاش گفت. از دستمزدهای کلان سلبریتیها. از پرداخت پنجاه میلیون به یک مهمان برای گفتن چند جمله سفارشی در شب یلدا. از دستمزد شبی هشتاد میلیون رضا گلزار در شبکه سه. و وقتی خبرنگار فارس سعی کرد با تشر ساکتش کند با صراحت گفت از این دستمزدها مطلع است. از باج دادن به سلبریتیها گفت. از این که وقتی با قلدری صداوسیما را تحریم میکنند، دستمزدشان بالاتر میرود. گفت صداوسیما اگر مثل مهجورها و سفیهان عمل میکند باید برایش قیم گذاشت. گفت پیش نویس قانون اداره و نظارت صداوسیما گم شده و سازمان هیچ قانونی در نحوه ادارهاش ندارد.
سخنان یامین پور که خود بخشی از صداوسیما است به شدت شجاعانه بود. یامینپور میداند سخنانش شاید به قیمت ممنوع التصویر شدن یا لغو برنامه جدیدش که قرار بود به زودی کلید بخورد تمام شود. با اینحال با قربانی کردن منافع شخصی و مصلحتهای شغل، پرچم مطالبه شفافیت مالی صداوسیما را بلند کرد. اصلاح صداوسیما، این مهمترین پدافند فرهنگی دولت ملت ایرانی، امروز جهادی ملی است. علی علیزاده
سخنان یامین پور که خود بخشی از صداوسیما است به شدت شجاعانه بود. یامینپور میداند سخنانش شاید به قیمت ممنوع التصویر شدن یا لغو برنامه جدیدش که قرار بود به زودی کلید بخورد تمام شود. با اینحال با قربانی کردن منافع شخصی و مصلحتهای شغل، پرچم مطالبه شفافیت مالی صداوسیما را بلند کرد. اصلاح صداوسیما، این مهمترین پدافند فرهنگی دولت ملت ایرانی، امروز جهادی ملی است. علی علیزاده
از پول پاشی تا پول شویی: منبع مالی دستمزدهای نجومی در سینما و تلویزیون کجاست؟
پخش زندهی گفتگوی علی علیزاده با میلاد گودرزی. امشب ساعت یازده در آدرس زیر
instagram.com/ali.alizadeh.insta
پخش زندهی گفتگوی علی علیزاده با میلاد گودرزی. امشب ساعت یازده در آدرس زیر
instagram.com/ali.alizadeh.insta
متن زیر نوشته دکتر میثم مهدیار است. به منظور ادامه گفتگو درباره «مطالبه شفافیت مالی صداوسیما» آن را بازنشر میدهم.
📝آقایان مدیران صداوسیما. شفافیت معجزه می کند!
@Hermes_ir
🔹بعد از اتفاقات دی نود و هشت برخی از بازیگران و مجریان و دست اندرکاران هنر و سینما و تلویزیون صریحا یا تلویحا اعلام کردند که ترجیح می دهند با نهادهای فرهنگی رسانه ای حاکمیتی همچون جشنواره فجر همکاری نکنند. این تحریم به صداوسیما هم رسید و از قلقلی تا محسن تنابنده اعلام کردند از تلویزیون خداحافظی می کنند. برخی مثل رضا رشیدپور هم اعلام کردند در شکاف «دوگانه ی مسئولان و مردم» طرف مردم هستند!
🔸این روزها هم صداوسیما دوباره سیبل انتقادات شده اما این بار از جبهه حزب اللهیِ مقابل. آنها صراحتا « باج دادن مدیران صداوسیما به سلبریتی ها» را هدف گرفته و خواستار شفافیت قراردادها و دستمزدهای سلبریتی ها در تلویزیون شده اند.
🔹اما جالب اینکه مواجهه مدیران صداوسیما با این دو جریان یکسان نبوده. دو ماه بعد از ماجراهای دیماه، تنابنده پایتختش را که گوشه و کنایه های زیادی به نظام و سپاه زده بود را روی آنتن برد و رشیدپور دوباره در ویژه نوروزی شبکه سه(اتفاق) ظاهر شد. برنامه ای که این روزها دوباره نام آن به خاطر دستمزد بالای رشیدپور سر زبان ها افتاده. در مقابل برنامه رمضانیه یامین پور(از جریان منتقد) در شبکه افق لغو شد. قبلتر و به خاطر انتقادات یامین پور به استثنا شدن بسیاری از مدیران پیر و فرتوت صداسیما از قانون "منع به کارگیری بازنشستگان" حضورش صرفا به شبکه افق محدود شده بود و این بار حتی از اجرا در افق نیز منع شد. گویا هزینه انتقاد از مدیریت صداسیما از هتک نظام هم بیشتر است!
🔸صداوسیما دچار یک دور باطل شده: مدیران تلاش می کنند تا با فروش آنتن به اسپانسرها مشکلات بودجه ای خود را حل کنند؛ اسپانسرها برای سود بیشتر پدیده مجری-سلبریتی ها را باب کردند و دستمزدهای نجومی را رواج دادند. حالا، هم ذائقه مخاطب تغییر پیدا کرده و هم هزینه های تولید بسیار افزایش یافته و در واقع مدیران سازمان از چاله به چاه افتاده اند.
🔹تقریبا هیچ کدام از رسانه های رسمی یا غیر رسمی اصولگرا از روزنامه ها تا سایت ها این موج مطالبه گری و شفافیت خواهی و انتقاد از مدیران صدا و سیما را پوشش نداده اند. همان رسانه هایی که دو هفته قبل به خاطر یک سکانس سریال پایتخت گریبان چاک می کردند و در جلسات و گفتگوهای خصوصی شان از بالا تا پایین سازمان را مورد حمله قرار می دهند حال در این منازعه بیرون گود نشسته اند. شاید دلیل عمده این کناره گیری را باید در «رانت آنتن» دانست. بسیاری از فعالان و مدیران رسانه ای اصولگرا اینک در صدا و سیما ( به عنوان تهیه کننده یا کارشناس یا سردبیر و...) «برنامه» دارند و می دانند حمایت علنی از انتقادات به مدیران صدا و سیما یعنی از دست دادن این فرصت!
🔸اما دلسرد کننده تر از همه، یادداشت حمایتی ( یا حداقل می توانیم بگوییم توجیه گرایانه ) رئیس جوان و خوشفکر دانشگاه صداسیما از عملکرد آنتن فروشانه مدیران سازمان در مقابل انتقادات بود. لب کلام جناب اسفندیاری این بود که چون بودجه کم است پس مجبوریم آنتن بفروشیم. این درحالیست که دانشگاه صداوسیما قرار بوده عقل متصل سازمان باشد و نقشی راهبردی برای سازمان بازی کند. بحران آنتن فروشی در سازمان نشان از آن دارد که این دانشگاه در تولید ایده هایی برای اقتصادِ سازمان موفق نبوده یا اگر توفیقی داشته به علت ارگانیک نبودنش نتوانسته کمکی به حل بحران کند. مدیران صف معمولا فرصت کافی برای نگاه به گذشته، انباشت تجربیات و تامل در دستاوردها ندارند و گرفتار عملگرایی هستند. در صداوسیما مساله پر کردن آنتن چنین معضلی را مضاعف می کند. حداقل انتظار از دانشگاه صداوسیما این بوده و هست که اگر در خلق ایده های اقتصادی سالمتر برای سازمان ناتوانند حداقل تبعات آنتن فروشی را در کوتاه مدت و بلند مدت برای مدیران بالادستی روشن تر کنند.
🔹صداوسیمای ما حتما توفیقات بسیاری داشته اما این تجربیات مثبت انباشت نشده وبه ارتقای کیفی برنامه های سازمان منجر نشده. همین مساله بحران ساختاری صدا و سیما را عیان تر می کند. تجربه ضرغامی، سرافراز و حالا علی عسگری نشان می دهد که بحران های چندلایه صدا و سیما با رفتن و آمدن این و آن حل نمی شود بلکه ناظر به آن بحران های ساختاری، سازمان به تحولات ساختاری بنیادین محتاج است.
🔸شفافیت قوانین و عرف های اداره سازمان، شفافیت در قراردادها و دست مزدها ، پاسخگویی به مردم و... از جمله عواملی است که می تواند ابعاد بحران مدیریتی در صدا و سیما را روشن تر و زمینه چنین تحولی را تمهید کند. ایکاش خود مدیران سازمان شعار آن کلیپی که بارها در شبکه های مختلف سیما پخش شده را جدی می گرفتند: «شفافیت معجزه می کند»؛ باور بفرمایید!
📝آقایان مدیران صداوسیما. شفافیت معجزه می کند!
@Hermes_ir
🔹بعد از اتفاقات دی نود و هشت برخی از بازیگران و مجریان و دست اندرکاران هنر و سینما و تلویزیون صریحا یا تلویحا اعلام کردند که ترجیح می دهند با نهادهای فرهنگی رسانه ای حاکمیتی همچون جشنواره فجر همکاری نکنند. این تحریم به صداوسیما هم رسید و از قلقلی تا محسن تنابنده اعلام کردند از تلویزیون خداحافظی می کنند. برخی مثل رضا رشیدپور هم اعلام کردند در شکاف «دوگانه ی مسئولان و مردم» طرف مردم هستند!
🔸این روزها هم صداوسیما دوباره سیبل انتقادات شده اما این بار از جبهه حزب اللهیِ مقابل. آنها صراحتا « باج دادن مدیران صداوسیما به سلبریتی ها» را هدف گرفته و خواستار شفافیت قراردادها و دستمزدهای سلبریتی ها در تلویزیون شده اند.
🔹اما جالب اینکه مواجهه مدیران صداوسیما با این دو جریان یکسان نبوده. دو ماه بعد از ماجراهای دیماه، تنابنده پایتختش را که گوشه و کنایه های زیادی به نظام و سپاه زده بود را روی آنتن برد و رشیدپور دوباره در ویژه نوروزی شبکه سه(اتفاق) ظاهر شد. برنامه ای که این روزها دوباره نام آن به خاطر دستمزد بالای رشیدپور سر زبان ها افتاده. در مقابل برنامه رمضانیه یامین پور(از جریان منتقد) در شبکه افق لغو شد. قبلتر و به خاطر انتقادات یامین پور به استثنا شدن بسیاری از مدیران پیر و فرتوت صداسیما از قانون "منع به کارگیری بازنشستگان" حضورش صرفا به شبکه افق محدود شده بود و این بار حتی از اجرا در افق نیز منع شد. گویا هزینه انتقاد از مدیریت صداسیما از هتک نظام هم بیشتر است!
🔸صداوسیما دچار یک دور باطل شده: مدیران تلاش می کنند تا با فروش آنتن به اسپانسرها مشکلات بودجه ای خود را حل کنند؛ اسپانسرها برای سود بیشتر پدیده مجری-سلبریتی ها را باب کردند و دستمزدهای نجومی را رواج دادند. حالا، هم ذائقه مخاطب تغییر پیدا کرده و هم هزینه های تولید بسیار افزایش یافته و در واقع مدیران سازمان از چاله به چاه افتاده اند.
🔹تقریبا هیچ کدام از رسانه های رسمی یا غیر رسمی اصولگرا از روزنامه ها تا سایت ها این موج مطالبه گری و شفافیت خواهی و انتقاد از مدیران صدا و سیما را پوشش نداده اند. همان رسانه هایی که دو هفته قبل به خاطر یک سکانس سریال پایتخت گریبان چاک می کردند و در جلسات و گفتگوهای خصوصی شان از بالا تا پایین سازمان را مورد حمله قرار می دهند حال در این منازعه بیرون گود نشسته اند. شاید دلیل عمده این کناره گیری را باید در «رانت آنتن» دانست. بسیاری از فعالان و مدیران رسانه ای اصولگرا اینک در صدا و سیما ( به عنوان تهیه کننده یا کارشناس یا سردبیر و...) «برنامه» دارند و می دانند حمایت علنی از انتقادات به مدیران صدا و سیما یعنی از دست دادن این فرصت!
🔸اما دلسرد کننده تر از همه، یادداشت حمایتی ( یا حداقل می توانیم بگوییم توجیه گرایانه ) رئیس جوان و خوشفکر دانشگاه صداسیما از عملکرد آنتن فروشانه مدیران سازمان در مقابل انتقادات بود. لب کلام جناب اسفندیاری این بود که چون بودجه کم است پس مجبوریم آنتن بفروشیم. این درحالیست که دانشگاه صداوسیما قرار بوده عقل متصل سازمان باشد و نقشی راهبردی برای سازمان بازی کند. بحران آنتن فروشی در سازمان نشان از آن دارد که این دانشگاه در تولید ایده هایی برای اقتصادِ سازمان موفق نبوده یا اگر توفیقی داشته به علت ارگانیک نبودنش نتوانسته کمکی به حل بحران کند. مدیران صف معمولا فرصت کافی برای نگاه به گذشته، انباشت تجربیات و تامل در دستاوردها ندارند و گرفتار عملگرایی هستند. در صداوسیما مساله پر کردن آنتن چنین معضلی را مضاعف می کند. حداقل انتظار از دانشگاه صداوسیما این بوده و هست که اگر در خلق ایده های اقتصادی سالمتر برای سازمان ناتوانند حداقل تبعات آنتن فروشی را در کوتاه مدت و بلند مدت برای مدیران بالادستی روشن تر کنند.
🔹صداوسیمای ما حتما توفیقات بسیاری داشته اما این تجربیات مثبت انباشت نشده وبه ارتقای کیفی برنامه های سازمان منجر نشده. همین مساله بحران ساختاری صدا و سیما را عیان تر می کند. تجربه ضرغامی، سرافراز و حالا علی عسگری نشان می دهد که بحران های چندلایه صدا و سیما با رفتن و آمدن این و آن حل نمی شود بلکه ناظر به آن بحران های ساختاری، سازمان به تحولات ساختاری بنیادین محتاج است.
🔸شفافیت قوانین و عرف های اداره سازمان، شفافیت در قراردادها و دست مزدها ، پاسخگویی به مردم و... از جمله عواملی است که می تواند ابعاد بحران مدیریتی در صدا و سیما را روشن تر و زمینه چنین تحولی را تمهید کند. ایکاش خود مدیران سازمان شعار آن کلیپی که بارها در شبکه های مختلف سیما پخش شده را جدی می گرفتند: «شفافیت معجزه می کند»؛ باور بفرمایید!
Forwarded from تلویزیون اینترنتی جدال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸️تیزر اپیزود #پنجم برنامه جدال
◾گفتگو با مهدی نصیری (@nasiri42)
سردبیر و مدیر مسئول سابق روزنامه کیهان (سالهای شصت وهفت تا هفتاد و چهار)
نویسنده کتاب عصر حیرت
◾خشونت اجتماعی و عطوفت اقتصادی، آیا این معادله معکوس میشود؟
🔹به زودی برای مشاهده گفتگوی تفصیلی این اپیزود میتوانید به آپارات و یوتیوب تلویزیون اینترنتی جدال مراجعه کنید.
#برنامه_جدال
#جدال_تی_وی
#علی_علیزاده
#مهدی_نصیری
@jedaal_tv
◾گفتگو با مهدی نصیری (@nasiri42)
سردبیر و مدیر مسئول سابق روزنامه کیهان (سالهای شصت وهفت تا هفتاد و چهار)
نویسنده کتاب عصر حیرت
◾خشونت اجتماعی و عطوفت اقتصادی، آیا این معادله معکوس میشود؟
🔹به زودی برای مشاهده گفتگوی تفصیلی این اپیزود میتوانید به آپارات و یوتیوب تلویزیون اینترنتی جدال مراجعه کنید.
#برنامه_جدال
#جدال_تی_وی
#علی_علیزاده
#مهدی_نصیری
@jedaal_tv
❤2👎1
Forwarded from تلویزیون اینترنتی جدال
✅خشونت اجتماعی و عطوفت اقتصادی، آیا این معادله معکوس میشود؟
✔️پنجمین گفتگوی اینترنتی جدال در آپارات منتشر شد.
مدت: شصت و نه دقیقه
🔺در پنجمین اپیزود از برنامههای تلویزیون اینترنتی جدال با #مهدی_نصیری سردبیر و مدیر مسئول روزنامه کیهان بین سالهای شصت و هفت تا هفتاد و چهار و نویسنده کتاب اخیرا منتشر شدهی «عصر حیرت» گفتگو کردم.
مهدی نصیری را که از شخصیتهای منسوب به جناح راست است باید یکی از چهرههای مهم تاریخ روزنامهنگاری بعد از انقلاب دانست. او در بیست و پنج سالگی به سردبیری و در بیست و هشت سالگی به مدیرمسئولی مهمترین روزنامه کشور یعنی کیهان رسید. در این روزنامه و بعدها در مجله صبح، او از پیشگامان مبارزه با فساد اقتصادی درون نظام و اعتراض علیه شکل گیری سرمایهداری اسلامی و طبقه جدید اشراف بعد از انقلاب بود. آنهم در دوره اولیه شکلگیری این ساختار جدید طبقاتی و اقتصادی یعنی سالهای ریاست مرحوم هاشمی رفسنجانی بر قوه مجریه. زمانی که «مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است» شعاری رایج در نماز جمعههای رسمی کشور بود.
اما شمشیر متون نصیری لبه دیگری هم داشت. نصیری در کنار مقالات عدالتخواهانهاش با قرائتی سختگیرانه از «اسلام سیاسی» از پیشگامان مبارزه با آن چیزی بود که در آن زمان تازه ذیل «تهاجم فرهنگی» تعریف شده بود. نصیری از اولین منتقدان جریان روشنفکری و لیبرالی بود که اگرچه آن سالها از چرخه قدرت بیرون بود اما مشغول انسجام یافتن و بازگشت و تسخیر عرصه غیررسمی فرهنگ بود. اتفاقی که چند سال بعد در دوم خرداد موفق شد از میان بخشهای بزرگی از جامعه ایران هم یارگیری کند.
حالا نصیری بازگشتهاست. بعد از بیست و چند سال غیبت از متن سیاست ایران. بیست و پنج سالی که میگوید صرف اندیشیدن درباره نسبت اسلام و سیطره مدرنیته کرده و صرف بازاندیشی در فاصله آرمانها و واقعیتهای انقلاب. بازاندیشی که محصولش نظریه تجدیدنظرطلبانهی «عصر حیرت» است . نظریهای که در ظاهر مربوط به علم کلام شیعه و بحثی درون-گروهی و درون-گفتمانی است. اما میتواند تبعاتی مهم برای مسایل فرهنگی و اجتماعی همه بخشهای جامعه ایران در سال نود و نه داشته باشد و اجازه همزیستی مسالمتآمیز نظام سیاسی حاکم با اقلیتها، کم دینان، بیدینان، دگراندیشان و گروههای اجتماعی با سبک زندگی مختلف را بدهد. تجدیدنظرطلبی در جهتی کاملا مخالف نگاه سختگیرانه نصیری در عرصه فرهنگ و اجتماع در دهه شصت و هفتاد.
با این حال نصیری همچنان مسلمانی استحاله نشده و غیرلیبرال است. و همچنان عدالتخواهی که معتقد است فساد و اشرافیت میتواند انقلاب را از پا در بیاورد. او معتقد است خشونتی که همه این سالها باید علیه فاسدان اقتصادی به کار میبردیم را در عرصه فرهنگ و اجتماع با جوانان و هنرمندان و زنانی به کار بردیم که مثل ما نمیاندیشیدند و مثل ما زندگی نمیکردند.
فایل پیدیاف عصر حیرت را میتوانید در کانال مهدی نصیری دانلود کنید: @asrehairat
خاطرات مهدی نصیری درباره دوره سردبیری کیهان و صبح را میتوانید در کانال شخصی او دنبال کنید: @nasiri42
#برنامه_جدال
#جدال_تی_وی
#مهدی_نصیری
#علی_علیزاده
@jedaal_tv
https://bit.ly/2YpGseu
✔️پنجمین گفتگوی اینترنتی جدال در آپارات منتشر شد.
مدت: شصت و نه دقیقه
🔺در پنجمین اپیزود از برنامههای تلویزیون اینترنتی جدال با #مهدی_نصیری سردبیر و مدیر مسئول روزنامه کیهان بین سالهای شصت و هفت تا هفتاد و چهار و نویسنده کتاب اخیرا منتشر شدهی «عصر حیرت» گفتگو کردم.
مهدی نصیری را که از شخصیتهای منسوب به جناح راست است باید یکی از چهرههای مهم تاریخ روزنامهنگاری بعد از انقلاب دانست. او در بیست و پنج سالگی به سردبیری و در بیست و هشت سالگی به مدیرمسئولی مهمترین روزنامه کشور یعنی کیهان رسید. در این روزنامه و بعدها در مجله صبح، او از پیشگامان مبارزه با فساد اقتصادی درون نظام و اعتراض علیه شکل گیری سرمایهداری اسلامی و طبقه جدید اشراف بعد از انقلاب بود. آنهم در دوره اولیه شکلگیری این ساختار جدید طبقاتی و اقتصادی یعنی سالهای ریاست مرحوم هاشمی رفسنجانی بر قوه مجریه. زمانی که «مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است» شعاری رایج در نماز جمعههای رسمی کشور بود.
اما شمشیر متون نصیری لبه دیگری هم داشت. نصیری در کنار مقالات عدالتخواهانهاش با قرائتی سختگیرانه از «اسلام سیاسی» از پیشگامان مبارزه با آن چیزی بود که در آن زمان تازه ذیل «تهاجم فرهنگی» تعریف شده بود. نصیری از اولین منتقدان جریان روشنفکری و لیبرالی بود که اگرچه آن سالها از چرخه قدرت بیرون بود اما مشغول انسجام یافتن و بازگشت و تسخیر عرصه غیررسمی فرهنگ بود. اتفاقی که چند سال بعد در دوم خرداد موفق شد از میان بخشهای بزرگی از جامعه ایران هم یارگیری کند.
حالا نصیری بازگشتهاست. بعد از بیست و چند سال غیبت از متن سیاست ایران. بیست و پنج سالی که میگوید صرف اندیشیدن درباره نسبت اسلام و سیطره مدرنیته کرده و صرف بازاندیشی در فاصله آرمانها و واقعیتهای انقلاب. بازاندیشی که محصولش نظریه تجدیدنظرطلبانهی «عصر حیرت» است . نظریهای که در ظاهر مربوط به علم کلام شیعه و بحثی درون-گروهی و درون-گفتمانی است. اما میتواند تبعاتی مهم برای مسایل فرهنگی و اجتماعی همه بخشهای جامعه ایران در سال نود و نه داشته باشد و اجازه همزیستی مسالمتآمیز نظام سیاسی حاکم با اقلیتها، کم دینان، بیدینان، دگراندیشان و گروههای اجتماعی با سبک زندگی مختلف را بدهد. تجدیدنظرطلبی در جهتی کاملا مخالف نگاه سختگیرانه نصیری در عرصه فرهنگ و اجتماع در دهه شصت و هفتاد.
با این حال نصیری همچنان مسلمانی استحاله نشده و غیرلیبرال است. و همچنان عدالتخواهی که معتقد است فساد و اشرافیت میتواند انقلاب را از پا در بیاورد. او معتقد است خشونتی که همه این سالها باید علیه فاسدان اقتصادی به کار میبردیم را در عرصه فرهنگ و اجتماع با جوانان و هنرمندان و زنانی به کار بردیم که مثل ما نمیاندیشیدند و مثل ما زندگی نمیکردند.
فایل پیدیاف عصر حیرت را میتوانید در کانال مهدی نصیری دانلود کنید: @asrehairat
خاطرات مهدی نصیری درباره دوره سردبیری کیهان و صبح را میتوانید در کانال شخصی او دنبال کنید: @nasiri42
#برنامه_جدال
#جدال_تی_وی
#مهدی_نصیری
#علی_علیزاده
@jedaal_tv
https://bit.ly/2YpGseu
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
پنجمین اپیزود برنامه جدال - گفتگو با مهدی نصیری
خشونت اجتماعی و عطوفت اقتصادی، آیا این معادله معکوس میشود؟مهدی نصیری چهرهای مهم در روزنامهنگاری بعد انقلاب، در ۲۵سالگی به سردبیری و در ۲۸سالگی به مدیرمسئولی کیهان رسید. او از پیشگامان مبارزه با فساد اقتصادی درون نظام و اعتراض علیه طبقه جدید اشراف بود.حالا…
❤2👎1
از قیمت پراید تا آبان نود و هشت
علی علیزاده
اگر یک کارگر فروردین نود و هشت تصمیم میگرفت ارزانترین ماشین بازار (سایپا ۱۳۱=۴۳میلیون) را بخرد نظام اقتصادی به او میگفت «باید بیست و هشت ماه خودت و زن و بچهات مطلقا هیچ نخورید و حقوق ماهی یک و نیم میلیونت را پسانداز کنی.» حالا این کارگر دوازده ماه حقوقش را پس انداز کرده ولی در اردیبهشت نود و نه، نظام اقتصادی دبه درآورده و به او میگوید «متاسفم ولی همان ماشین هفتاد و سه میلیون شده و تو حالا باید ۳۴ماه هیچ چیز نخوری و حقوقت را که الان دومیلیون و صد و پنجاه هزار شده را پس انداز کنی.
برای فهم این فاجعه دکترای اقتصاد لازم ندارید: در دوازده ماه گذشته در ترکیب تحریمهای ظالمانه با نظام ناعادلانه اقتصادی داخلی قدرت خرید ایرانیان بیست درصد کم شده. یعنی پمپئو و مسیح علینژاد و بقیه مجریان تحریم در کاری مشترک با وزرای روحانی و مدیران بنیادها و بنگاههای اقتصادی و بقیه نئولیبرالهای داخل،بیست درصد موال ایرانیان را دزدیدهاند
به اطرافتان نگاه کنید. همه یکسان فقیر نشدهاند. در خارج از کشور کارمندان منوتو و ایران اینترنشنال و بقیه توجیه کنندگان تحریم اقتصادی بدون استثنا حقوقشان در سال گذشته اضافه شده. برای مثال حقوق مسیح علینژاد از هفتاد هزار دلار در سال (معادل سالی پانزده پراید) به صد و دو هزار دلار (سالی بیست و یک پراید)افزایش یافته.
سلبریتیهای توجیه کننده وضع موجود در داخل هم حقوقشان بیشتر شده و در عمل صله گرفتهاند. حقوق رضا رشیدپور از روزی نصف پراید در حال خورشید به روزی یک پراید در اتفاق رسیده. مهران مدیری هم برای هر اجرای دورهمی همچنان بیش از پنج پراید میگیرد. اما مهمتر از این ریزهخواران، تعداد سوپرمیلیاردرهای ایران است که از آغاز تحریم تا امروز بیشتر شده.
ما با ظالمانهترین تروریسم اقتصادی تاریخ در سطح بینالملل (تحریم) از یکسو و پروسه انباشت سرمایه غیرشفاف و غارتگرانه در داخل روبروییم (کافی است به نحوه واگذاری شستا نگاه کنید). از آغاز دور جدید تحریم سفره اکثریت مردم کوچکتر و سفره خواص بزرگتر شده. فراموش نکنید که کلیت سرمایهداری در بطنش عاشق بحرانهاست و همیشه در بحرانها بیشترین سودها نصیبش میشود. برای مثال سرمایه جف بزوز، صاحب شرکت فروش اینترنتی آمازون، از آغاز بحران کرونا تا امروز بیست و چهار میلیارد دلار افزایش داشته. فراموش نکنید بحرانها عزای مردم عادی و زمان پروار شدن سرمایهداران است. بحران اقتصادی حاصل از تحریمها در داخل ایران هم از این امر مستثنا نیست.
فرمول سادهای است: افزایش قیمت ارزانترین پراید از بیست و هشت ماه حقوق به سی و چهار ماه حقوق یعنی امید یک کارگر/معلم/مهندس و اکثریت جامعه به آینده کمرنگتر شده. این امید نه با دلقک بازی تخدیر کننده مهران مدیری بیشتر میشود و نه با توییتهای #خبر_خوب مدیران فارس نیوز که خودشان بیش از ده میلیون حقوق میگیرند
فرمول سادهای است. اگر اکثریت جامعه احساس کند سفرهاش طی یکسال بیست درصد کوچکتر شده و بیست درصد حقوقش غارت شده، در حالیکه طی همان زمان سفره پسر فلان آیتالله و برادر فلان وزیر رنگینتر شده، خشمگین میشود. تمام علوم اجتماعی به ما میگوید ایران سال نود و نه مستعد تکرار شورشهای کور پابرهنگان از جنس آبان نود و هشت است
از خودتان بپرسید چرا مردم در دهه شصت و سالهای جنگ تحمیلی، وضع اقتصاد که به مراتب بدتر بود را تحمل کردند و هرگز اتفاقی از جنس آبان نود و هشت رخ نداد؟ پاسخش ساده است. چون آن زمان علی انصاریها با ایران مال به ارزش بیست و دو هزار میلیارد تومن وجود نداشت. رضا رشید پور هم برای هر برنامه اتفاق هفتاد میلیون و مهران مدیری هم برای هر برنامه دورهمی سیصد و پنجاه میلیون نمیگرفت
تحریم به تنهایی خطری برای ایران نیست. اما ترکیب تحریم با تبعیضها و نابرابریهای اقتصادی، ترکیبش با نظام دههزارفامیل، ایران را از درون مستهلک و آسیبپذیر خواهد کرد. آنهم وقتی که لاشخورها دورتادور ایران در پروازند. به توصیه امنیتیها گوش نکنید. به جامعه شناسان و متفکران اقتصاد سیاسی گوش کنید. پاسخ به این وضعیت خطیر در عدالت بیشتر است و نه در امنیتی کردن بیشتر.
پانوشت: اگر شما هم تجربهای شخصی از کاهش قدرت خریدتان در یکسال گذشته دارید در صفحه اینستاگرامم کامنت بگذارید:
https://www.instagram.com/p/B_4bNL3gCrE/
علی علیزاده
اگر یک کارگر فروردین نود و هشت تصمیم میگرفت ارزانترین ماشین بازار (سایپا ۱۳۱=۴۳میلیون) را بخرد نظام اقتصادی به او میگفت «باید بیست و هشت ماه خودت و زن و بچهات مطلقا هیچ نخورید و حقوق ماهی یک و نیم میلیونت را پسانداز کنی.» حالا این کارگر دوازده ماه حقوقش را پس انداز کرده ولی در اردیبهشت نود و نه، نظام اقتصادی دبه درآورده و به او میگوید «متاسفم ولی همان ماشین هفتاد و سه میلیون شده و تو حالا باید ۳۴ماه هیچ چیز نخوری و حقوقت را که الان دومیلیون و صد و پنجاه هزار شده را پس انداز کنی.
برای فهم این فاجعه دکترای اقتصاد لازم ندارید: در دوازده ماه گذشته در ترکیب تحریمهای ظالمانه با نظام ناعادلانه اقتصادی داخلی قدرت خرید ایرانیان بیست درصد کم شده. یعنی پمپئو و مسیح علینژاد و بقیه مجریان تحریم در کاری مشترک با وزرای روحانی و مدیران بنیادها و بنگاههای اقتصادی و بقیه نئولیبرالهای داخل،بیست درصد موال ایرانیان را دزدیدهاند
به اطرافتان نگاه کنید. همه یکسان فقیر نشدهاند. در خارج از کشور کارمندان منوتو و ایران اینترنشنال و بقیه توجیه کنندگان تحریم اقتصادی بدون استثنا حقوقشان در سال گذشته اضافه شده. برای مثال حقوق مسیح علینژاد از هفتاد هزار دلار در سال (معادل سالی پانزده پراید) به صد و دو هزار دلار (سالی بیست و یک پراید)افزایش یافته.
سلبریتیهای توجیه کننده وضع موجود در داخل هم حقوقشان بیشتر شده و در عمل صله گرفتهاند. حقوق رضا رشیدپور از روزی نصف پراید در حال خورشید به روزی یک پراید در اتفاق رسیده. مهران مدیری هم برای هر اجرای دورهمی همچنان بیش از پنج پراید میگیرد. اما مهمتر از این ریزهخواران، تعداد سوپرمیلیاردرهای ایران است که از آغاز تحریم تا امروز بیشتر شده.
ما با ظالمانهترین تروریسم اقتصادی تاریخ در سطح بینالملل (تحریم) از یکسو و پروسه انباشت سرمایه غیرشفاف و غارتگرانه در داخل روبروییم (کافی است به نحوه واگذاری شستا نگاه کنید). از آغاز دور جدید تحریم سفره اکثریت مردم کوچکتر و سفره خواص بزرگتر شده. فراموش نکنید که کلیت سرمایهداری در بطنش عاشق بحرانهاست و همیشه در بحرانها بیشترین سودها نصیبش میشود. برای مثال سرمایه جف بزوز، صاحب شرکت فروش اینترنتی آمازون، از آغاز بحران کرونا تا امروز بیست و چهار میلیارد دلار افزایش داشته. فراموش نکنید بحرانها عزای مردم عادی و زمان پروار شدن سرمایهداران است. بحران اقتصادی حاصل از تحریمها در داخل ایران هم از این امر مستثنا نیست.
فرمول سادهای است: افزایش قیمت ارزانترین پراید از بیست و هشت ماه حقوق به سی و چهار ماه حقوق یعنی امید یک کارگر/معلم/مهندس و اکثریت جامعه به آینده کمرنگتر شده. این امید نه با دلقک بازی تخدیر کننده مهران مدیری بیشتر میشود و نه با توییتهای #خبر_خوب مدیران فارس نیوز که خودشان بیش از ده میلیون حقوق میگیرند
فرمول سادهای است. اگر اکثریت جامعه احساس کند سفرهاش طی یکسال بیست درصد کوچکتر شده و بیست درصد حقوقش غارت شده، در حالیکه طی همان زمان سفره پسر فلان آیتالله و برادر فلان وزیر رنگینتر شده، خشمگین میشود. تمام علوم اجتماعی به ما میگوید ایران سال نود و نه مستعد تکرار شورشهای کور پابرهنگان از جنس آبان نود و هشت است
از خودتان بپرسید چرا مردم در دهه شصت و سالهای جنگ تحمیلی، وضع اقتصاد که به مراتب بدتر بود را تحمل کردند و هرگز اتفاقی از جنس آبان نود و هشت رخ نداد؟ پاسخش ساده است. چون آن زمان علی انصاریها با ایران مال به ارزش بیست و دو هزار میلیارد تومن وجود نداشت. رضا رشید پور هم برای هر برنامه اتفاق هفتاد میلیون و مهران مدیری هم برای هر برنامه دورهمی سیصد و پنجاه میلیون نمیگرفت
تحریم به تنهایی خطری برای ایران نیست. اما ترکیب تحریم با تبعیضها و نابرابریهای اقتصادی، ترکیبش با نظام دههزارفامیل، ایران را از درون مستهلک و آسیبپذیر خواهد کرد. آنهم وقتی که لاشخورها دورتادور ایران در پروازند. به توصیه امنیتیها گوش نکنید. به جامعه شناسان و متفکران اقتصاد سیاسی گوش کنید. پاسخ به این وضعیت خطیر در عدالت بیشتر است و نه در امنیتی کردن بیشتر.
پانوشت: اگر شما هم تجربهای شخصی از کاهش قدرت خریدتان در یکسال گذشته دارید در صفحه اینستاگرامم کامنت بگذارید:
https://www.instagram.com/p/B_4bNL3gCrE/
Instagram
Ali Alizadeh
هشت توییت. لطفا صفحات را ورق بزنید. فقط یک نکته پایانی: وقتی از کارگر حرف میزنیم گمان نکنید منظورمان چهرههای روغنی کارخانه و چهرههای زغال گرفته معدن است. در علوم اجتماعی در صد سال اخیر همه کسانی که از کار خودشان امرار معاش میکنند و سرمایهای ندارند تا از…
Forwarded from جدال- علی عليزاده
حافظ و سعدی و فردوسی مقابل ترامپ و بیوطنی نئولیبرالیسم
🔹 یازده اسفند ۹۶، الجزیره: کره جنوبی آموزش زبان انگلیسی برای سالهای اول و دوم مقطع ابتدایی را ممنوع کرد. این ممنوعیت براساس حکم دادگاه قانون اساسی کره در سال نود و چهار صادر شده که زبان انگلیسی را مانعی برای یادگیری زبان کرهای و باعث پاک شدن ریشههای کرهای دانسته بود.*
🔸 برمیگردیم به ۱۳ اردیبهشت ۹۵. آقای خامنهای گفت: «این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست...امروز کسانی که به اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به انگلیسی حرف میزنند... چرا فرانسه یا آلمانی تعلیم داده نمیشود؟ زبانهای کشورهای پیشرفتهی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه میکنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعهی زبان بیگانه را میگیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیکتر شدهایم! آمدهایم میدان را باز کردهایم و علاوه بر اینکه این زبان را کردهایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم میآوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستانها و در مهدِکودکها! چرا؟ ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی] کرسی زبان [فارسی] را در یکجا تعطیل میکنند، باید تماسهای دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان فارسی را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازهی دانشجو گرفتن نمیدهند، امتیاز نمیدهند، برای اینکه زبان فارسی را یکجا میخواهیم ترویج کنیم؛ آنوقت ما بیاییم زبان آنها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم. این عقلائی است؟ من نمیفهمم!"
🔹بیبیسی و رادیوفردا** بلافاصله این حرفها را تلاش برای انزواطلبی و ستیز با معاصر شدن نسل جوان تفسیر کردند و رادیو فرانسه*** در حالیکه رهبری به صراحت از لزوم آموزش زبان بیگانه گفت بود تیتر زد: «سخنان تند خامنهای علیه زبان انگلیسی: "زبان و فرهنگ بیگانه" را ترویج نکنید.»
🔸 در نهایت ۱۵ اردیبهشت ۹۵ آقای روحانی در قطب مقابل ایستاد و امری که قاعدتا باید فراجناحی و مورد توافق کل نظام و حتی ملیگرایان یا مدافعان منافع ملی خارج از نظام میبود را تبدیل به نزاعی سیاسی کرد و گفت: «مردم خودشان باید بخواهند ...و [دانش آموز] باید بتواند انتخاب کند چند زبان میخواهد بیاموزد. وقتی در یک مدرسهای ۹۸ درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند ... ما که نمیتوانیم برای آن دو درصد معلم دیگری را به کار بگیریم. امروز شما ببینید در شبه قاره هند به خاطر اینکه این جمعیت عظیم به زبان انگلیسی تقریبا مسلط هستند شما ببینید که در آی تی [علوم انفورماتیک] چه کارهایی انجام دادهاند و چه شغل بزرگی را این شبه قاره به دست آورده است، ما باید زبانی را یاد دهیم که در کنارش علم، راحتتر به دست آید و شغل بیشتر برای نسل جوان آینده به وجود بیاورد و ارتباط اقتصادی ما را با دنیا تسهیل کند.»
🔹 ممنوعیت آموزش زبان انگلیسی در سنین پایین در کره جنوبی، یعنی حتی این کشور که از پایان جنگ کره در سال ۱۳۳۲، رسما یکی از اقمار آمریکا بوده نگران حل شدن در هاضمه فرهنگی کدخداست. یعنی حتی سئول هم که وابستگی کامل نظامی-سیاسی به واشنگتن دارد دلواپس بیملیت شدن و بیهویت شدن بیشتر نسل جوانش است.
🔸 حالا شاید بدون سروصدای بلند جنگ رسانهای و از خلال خبر ممنوعیت زبان انگلیسی در کره جنوبی که قبله آمال بسیاری از غربزدگان ایرانی است بتوان تفاوت نگاه آقای روحانی و آقای خامنهای را بازبینی کرد. تفاوتی که شکلی دیگر از همان نزاع سی ساله میان پارادایم ادغام-گرایی و پارادایم مقاومت ملی است.
🔹 ایستادن مقابل انحصار انگلیسی، دفاع حداقلی از فارسی است نه جهان-هراسی و انزواطلبی. دفاع حداقلی از زبانی است که اگرچه قدمتی هزار ساله و نفوذی از شبه قاره هند تا شمال آفریقا دارد، اما اکنون مقابل طوفان جهانی شدن در خطر و نیازمند سیاستهای حمایتی است. حمایت از فارسی، حمایت از یکی از مهمترین عوامل هویت فرهنگی-ملی هشتاد میلیون ایرانی مقابل هژمونی و سلطهی فرهنگ آمریکایی است که تسلیم مقابلش، مقدمه تسلیم اقتصادی و نظامی خواهد بود. و حمایت از فارسی و فرهنگ ملی، نیروی جوان تحصیل کرده ایران را وفادار به منافع و تاریخ این کشور و مردمش نگه میدارد و نه متعهد به منافع شرکتهای چندملیتی؛ و مانع بیوطنی و گم شدن هویتی در راهروهای شرکتها و دانشگاههای غربی میشود. حافظ و سعدی بخشی از دیوار دفاعی ما هستند و مانع تبدیل سرمایه انسانی این کشور به سربازان نادانسته نئولیبرالیسم آمریکایی میشوند.
(تاریخ انتشار اسفند ۹۶. بازنشر به مناسبت روز فردوسی)
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
* http://bit.ly/2F8g686
** http://bit.ly/2Ff3dp3
*** http://bit.ly/2I156rb
🔹 یازده اسفند ۹۶، الجزیره: کره جنوبی آموزش زبان انگلیسی برای سالهای اول و دوم مقطع ابتدایی را ممنوع کرد. این ممنوعیت براساس حکم دادگاه قانون اساسی کره در سال نود و چهار صادر شده که زبان انگلیسی را مانعی برای یادگیری زبان کرهای و باعث پاک شدن ریشههای کرهای دانسته بود.*
🔸 برمیگردیم به ۱۳ اردیبهشت ۹۵. آقای خامنهای گفت: «این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست...امروز کسانی که به اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به انگلیسی حرف میزنند... چرا فرانسه یا آلمانی تعلیم داده نمیشود؟ زبانهای کشورهای پیشرفتهی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه میکنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعهی زبان بیگانه را میگیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیکتر شدهایم! آمدهایم میدان را باز کردهایم و علاوه بر اینکه این زبان را کردهایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم میآوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستانها و در مهدِکودکها! چرا؟ ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی] کرسی زبان [فارسی] را در یکجا تعطیل میکنند، باید تماسهای دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان فارسی را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازهی دانشجو گرفتن نمیدهند، امتیاز نمیدهند، برای اینکه زبان فارسی را یکجا میخواهیم ترویج کنیم؛ آنوقت ما بیاییم زبان آنها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم. این عقلائی است؟ من نمیفهمم!"
🔹بیبیسی و رادیوفردا** بلافاصله این حرفها را تلاش برای انزواطلبی و ستیز با معاصر شدن نسل جوان تفسیر کردند و رادیو فرانسه*** در حالیکه رهبری به صراحت از لزوم آموزش زبان بیگانه گفت بود تیتر زد: «سخنان تند خامنهای علیه زبان انگلیسی: "زبان و فرهنگ بیگانه" را ترویج نکنید.»
🔸 در نهایت ۱۵ اردیبهشت ۹۵ آقای روحانی در قطب مقابل ایستاد و امری که قاعدتا باید فراجناحی و مورد توافق کل نظام و حتی ملیگرایان یا مدافعان منافع ملی خارج از نظام میبود را تبدیل به نزاعی سیاسی کرد و گفت: «مردم خودشان باید بخواهند ...و [دانش آموز] باید بتواند انتخاب کند چند زبان میخواهد بیاموزد. وقتی در یک مدرسهای ۹۸ درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند ... ما که نمیتوانیم برای آن دو درصد معلم دیگری را به کار بگیریم. امروز شما ببینید در شبه قاره هند به خاطر اینکه این جمعیت عظیم به زبان انگلیسی تقریبا مسلط هستند شما ببینید که در آی تی [علوم انفورماتیک] چه کارهایی انجام دادهاند و چه شغل بزرگی را این شبه قاره به دست آورده است، ما باید زبانی را یاد دهیم که در کنارش علم، راحتتر به دست آید و شغل بیشتر برای نسل جوان آینده به وجود بیاورد و ارتباط اقتصادی ما را با دنیا تسهیل کند.»
🔹 ممنوعیت آموزش زبان انگلیسی در سنین پایین در کره جنوبی، یعنی حتی این کشور که از پایان جنگ کره در سال ۱۳۳۲، رسما یکی از اقمار آمریکا بوده نگران حل شدن در هاضمه فرهنگی کدخداست. یعنی حتی سئول هم که وابستگی کامل نظامی-سیاسی به واشنگتن دارد دلواپس بیملیت شدن و بیهویت شدن بیشتر نسل جوانش است.
🔸 حالا شاید بدون سروصدای بلند جنگ رسانهای و از خلال خبر ممنوعیت زبان انگلیسی در کره جنوبی که قبله آمال بسیاری از غربزدگان ایرانی است بتوان تفاوت نگاه آقای روحانی و آقای خامنهای را بازبینی کرد. تفاوتی که شکلی دیگر از همان نزاع سی ساله میان پارادایم ادغام-گرایی و پارادایم مقاومت ملی است.
🔹 ایستادن مقابل انحصار انگلیسی، دفاع حداقلی از فارسی است نه جهان-هراسی و انزواطلبی. دفاع حداقلی از زبانی است که اگرچه قدمتی هزار ساله و نفوذی از شبه قاره هند تا شمال آفریقا دارد، اما اکنون مقابل طوفان جهانی شدن در خطر و نیازمند سیاستهای حمایتی است. حمایت از فارسی، حمایت از یکی از مهمترین عوامل هویت فرهنگی-ملی هشتاد میلیون ایرانی مقابل هژمونی و سلطهی فرهنگ آمریکایی است که تسلیم مقابلش، مقدمه تسلیم اقتصادی و نظامی خواهد بود. و حمایت از فارسی و فرهنگ ملی، نیروی جوان تحصیل کرده ایران را وفادار به منافع و تاریخ این کشور و مردمش نگه میدارد و نه متعهد به منافع شرکتهای چندملیتی؛ و مانع بیوطنی و گم شدن هویتی در راهروهای شرکتها و دانشگاههای غربی میشود. حافظ و سعدی بخشی از دیوار دفاعی ما هستند و مانع تبدیل سرمایه انسانی این کشور به سربازان نادانسته نئولیبرالیسم آمریکایی میشوند.
(تاریخ انتشار اسفند ۹۶. بازنشر به مناسبت روز فردوسی)
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
* http://bit.ly/2F8g686
** http://bit.ly/2Ff3dp3
*** http://bit.ly/2I156rb
Al Jazeera
Why doesn’t Korea want its youngsters to speak English?
The ban will affect low-income families in highly competitive society, analysts and parents warn.
👍2
سه سوال از شورای نظارت بر صداوسیما
سه شنبه نهم اردیبهشت اعلام شد که «شورای نظارت بر صداوسیما» به پرونده دستمزدهای نجومی مجریانی مثل علی ضیا و مهران مدیری و رضا رشیدپور و رضا گلزار و رامبد جوان وارد خواهد شد.
از اعضای شورای نظارت سه سوال دارم:
سوال اول: یعنی ما باید واقعا باید باور کنیم که شما به عنوان ناظران صداسیما که هرکدام عضو نهادهای بالادستی قدرت هم هستید از دستمزدهای میلیاردی خبر نداشتید و از توییتر من یک لاقبای لندننشین باخبر شدید؟ آنهم وقتی که دربان و آشپز صداوسیما هم قیمت دقیق درآمدهای این جماعت را میداند؟
سوال دوم: آیا شما به عنوان اعضای «شورای نظارت بر صداوسیما» برای اینهمه «بیخبر بودن» تان از شورا حقوق هم میگیرید؟ حق جلسه هم میگیرد؟ چقدر حق جلسه میگیرید؟ اصلا سالی چند بار تشکیل جلسه میدهید؟ شما چرا باید با اینهمه شغل دیگر مسئولنظارت بر صداوسیما هم باشید؟ در یکسال گذشته هر کدامتان برای نظارت بر سازمان چند ساعت و دقیقتر بپرسم، چند دقیقه وقت گذاشتید؟ اصلا بودن و نبودنتان چه فرقی دارد؟ آیا نباید چنین شورایی را تعطیل کرد؟
سوال سوم: هفده روز تمام از ادعای ورودتان به پرونده دستمزدهای نجومی صداوسیما گذشت. چرا یک خط اطلاعرسانی نمیکنید؟ مگر مردم نامحرمند؟
پانوشت: عکسهای اعضای شورا را در لینک اینستاگرام گذاشتهام. چون گمان کردم اصلا کسی نمیداند این شورای نظارت را جه کسانی تشکیل میدهند. دفعه بعد که از خودتان میپرسید چرا صداوسیما اینقدر بی در و پیکر است بدانید کدام ناظران کارشان را انجام ندادهاند و باید یقه چه کسانی را بگیرید.
علی علیزاده. کانال تلگرام @jedaal
https://www.instagram.com/p/CANjhBHpC3Y/
سه شنبه نهم اردیبهشت اعلام شد که «شورای نظارت بر صداوسیما» به پرونده دستمزدهای نجومی مجریانی مثل علی ضیا و مهران مدیری و رضا رشیدپور و رضا گلزار و رامبد جوان وارد خواهد شد.
از اعضای شورای نظارت سه سوال دارم:
سوال اول: یعنی ما باید واقعا باید باور کنیم که شما به عنوان ناظران صداسیما که هرکدام عضو نهادهای بالادستی قدرت هم هستید از دستمزدهای میلیاردی خبر نداشتید و از توییتر من یک لاقبای لندننشین باخبر شدید؟ آنهم وقتی که دربان و آشپز صداوسیما هم قیمت دقیق درآمدهای این جماعت را میداند؟
سوال دوم: آیا شما به عنوان اعضای «شورای نظارت بر صداوسیما» برای اینهمه «بیخبر بودن» تان از شورا حقوق هم میگیرید؟ حق جلسه هم میگیرد؟ چقدر حق جلسه میگیرید؟ اصلا سالی چند بار تشکیل جلسه میدهید؟ شما چرا باید با اینهمه شغل دیگر مسئولنظارت بر صداوسیما هم باشید؟ در یکسال گذشته هر کدامتان برای نظارت بر سازمان چند ساعت و دقیقتر بپرسم، چند دقیقه وقت گذاشتید؟ اصلا بودن و نبودنتان چه فرقی دارد؟ آیا نباید چنین شورایی را تعطیل کرد؟
سوال سوم: هفده روز تمام از ادعای ورودتان به پرونده دستمزدهای نجومی صداوسیما گذشت. چرا یک خط اطلاعرسانی نمیکنید؟ مگر مردم نامحرمند؟
پانوشت: عکسهای اعضای شورا را در لینک اینستاگرام گذاشتهام. چون گمان کردم اصلا کسی نمیداند این شورای نظارت را جه کسانی تشکیل میدهند. دفعه بعد که از خودتان میپرسید چرا صداوسیما اینقدر بی در و پیکر است بدانید کدام ناظران کارشان را انجام ندادهاند و باید یقه چه کسانی را بگیرید.
علی علیزاده. کانال تلگرام @jedaal
https://www.instagram.com/p/CANjhBHpC3Y/
Instagram
Ali Alizadeh
. سه شنبه نهم اردیبهشت اعلام شد که «شورای نظارت بر صداوسیما» به پرونده دستمزدهای نجومی مجریانی مثل علی ضیا و مهران مدیری و رضا رشیدپور و رضا گلزار و رامبد جوان وارد خواهد شد. از اعضای شورای نظارت سه سوال دارم: سوال اول: یعنی ما باید واقعا باید باور کنیم…
👍1
آسیه پناهی، شبنم نعمت زاده و بولدوزرهای طبقاتی
این تصویری تکراری در رسانههای جهانی است: سربازان اسراییلی با بولدوزر به خانههای محقر مستضعفان در کرانه باختری یا کپرهای بادیه نشینهای جنوب حمله میبرند و فلسطینیها با سپر کردن بدنهایشان مقاومت میکنند و گاه کشته میشوند. اینبار اما این اتفاق نه در فلسطین اشغالی که در کرمانشاه افتاده. آسیه پناهی زنی چنان مستضعف که تمام هستیاش چند ده متر زاغه در حاشیه شهر است با بدن خود در مقابل ویران شدنش میایستد و جانش را از دست میدهد.
.
اما این تنها فاجعه نیست. فاجعه دیگر نحوه توجیهگری دادستان کرمانشاه است. با گفتن اینکه این زن هیچ جراحتی برنداشته و ساخت و ساز هم غیرقانونی بوده. انگار مستضعفکشی رسما عادی شده. دادستان میگوید شاید بهتر بوده شهرداری از مشاور استفاده میکرده. شکم سیر یعنی همین. یعنی دادستانی که گمان میکند میشود فردی که در شصت و چند سالگی هیچ چیز ندارد را با خبر خوب و دورهمی و لبخندهای تهوعآور رشیدپورها که هر دندان لمینیتشدهشان همقیمت منزل آسیهپناهیها است آرام کرد.
.
عدهای هم راه افتادهاند که زمین این زن غصبی و حرام بوده و پس گرفتنش هیچ اشکالی نداشته. اینها جاهلان مرکباند. عمله ظلم. اخبار خوب فارس نیوز، ذهنشان را تخدیر کرده. اصلا نمیفهمند مساله چیست. یا شاید هم نفعشان در همین نفهمیدن است.
.
مساله این است که انقلابی که با فریاد زدن بر سر شاه به خاطر داشتن حلبی آبادها و زاغه نشینها در حاشیه شهرها به پیروزی رسید، خودش چهل و یکسال بعد هنوز فقیران و زاغه نشینهایی دارد آنقدر مستاصل و آنقدر بیامید، که برای حفظ بیست متر زاغه حاضرند کشته شوند یا بمیرند. مساله این است که در زمانی که زمینخواری و جنگلخواری و آسمانخواری و رباخواری و حرامخواری آقازادهها و آیتاللهزادهها و سردار زادهها عیان و عریان شده، شهرداری چنان مقابل ریزهحرامخواری یک زن مستضعف میایستد تا این زن بمیرد.
.
آیا همین «داد ستان» جرات داشت داد واقعی مردم را بستاند و با زمینخواری دختر نعمتزاده و پسر نورمفیدی و یا خانه غصبی دکتر اکبر ولایتی و تراکمخواری پسر شمخانی و صدها و هزاران مورد مشابه همینگونه بدون اغماض رفتار کند؟ از شرم بمیریم رواست.
علی علیزاده . کانال تلگرام جدال @jedaal
پانوشت: عکسها و فیلم قرار گرفتن آسیه پناهی در بولدوزر شهرداری و مصاحبه دادستان کرمانشاه را میتوانید در لینک زیر از صفحه اینستاگرامم ببنید:
https://www.instagram.com/p/CAuMryBp_G9
این تصویری تکراری در رسانههای جهانی است: سربازان اسراییلی با بولدوزر به خانههای محقر مستضعفان در کرانه باختری یا کپرهای بادیه نشینهای جنوب حمله میبرند و فلسطینیها با سپر کردن بدنهایشان مقاومت میکنند و گاه کشته میشوند. اینبار اما این اتفاق نه در فلسطین اشغالی که در کرمانشاه افتاده. آسیه پناهی زنی چنان مستضعف که تمام هستیاش چند ده متر زاغه در حاشیه شهر است با بدن خود در مقابل ویران شدنش میایستد و جانش را از دست میدهد.
.
اما این تنها فاجعه نیست. فاجعه دیگر نحوه توجیهگری دادستان کرمانشاه است. با گفتن اینکه این زن هیچ جراحتی برنداشته و ساخت و ساز هم غیرقانونی بوده. انگار مستضعفکشی رسما عادی شده. دادستان میگوید شاید بهتر بوده شهرداری از مشاور استفاده میکرده. شکم سیر یعنی همین. یعنی دادستانی که گمان میکند میشود فردی که در شصت و چند سالگی هیچ چیز ندارد را با خبر خوب و دورهمی و لبخندهای تهوعآور رشیدپورها که هر دندان لمینیتشدهشان همقیمت منزل آسیهپناهیها است آرام کرد.
.
عدهای هم راه افتادهاند که زمین این زن غصبی و حرام بوده و پس گرفتنش هیچ اشکالی نداشته. اینها جاهلان مرکباند. عمله ظلم. اخبار خوب فارس نیوز، ذهنشان را تخدیر کرده. اصلا نمیفهمند مساله چیست. یا شاید هم نفعشان در همین نفهمیدن است.
.
مساله این است که انقلابی که با فریاد زدن بر سر شاه به خاطر داشتن حلبی آبادها و زاغه نشینها در حاشیه شهرها به پیروزی رسید، خودش چهل و یکسال بعد هنوز فقیران و زاغه نشینهایی دارد آنقدر مستاصل و آنقدر بیامید، که برای حفظ بیست متر زاغه حاضرند کشته شوند یا بمیرند. مساله این است که در زمانی که زمینخواری و جنگلخواری و آسمانخواری و رباخواری و حرامخواری آقازادهها و آیتاللهزادهها و سردار زادهها عیان و عریان شده، شهرداری چنان مقابل ریزهحرامخواری یک زن مستضعف میایستد تا این زن بمیرد.
.
آیا همین «داد ستان» جرات داشت داد واقعی مردم را بستاند و با زمینخواری دختر نعمتزاده و پسر نورمفیدی و یا خانه غصبی دکتر اکبر ولایتی و تراکمخواری پسر شمخانی و صدها و هزاران مورد مشابه همینگونه بدون اغماض رفتار کند؟ از شرم بمیریم رواست.
علی علیزاده . کانال تلگرام جدال @jedaal
پانوشت: عکسها و فیلم قرار گرفتن آسیه پناهی در بولدوزر شهرداری و مصاحبه دادستان کرمانشاه را میتوانید در لینک زیر از صفحه اینستاگرامم ببنید:
https://www.instagram.com/p/CAuMryBp_G9
شورشهای مستضعفان در آمریکا و چند سوال درباره آبان نود و هشت در ایران
شک نکنید. عوض نشدهام. هستی سیاسی من و دوستانم هنوز هم بیش از هر چیز در مبارزه با آمریکا در مقام یک امپراطوری خلاصه میشود. همچنان امپریالیسم ستیزیم. دشمنان سلطه و قلدری با ملتها. آنهم نه وسط تهران و قم که این حرفها ممکن است به وزارت و خودی شدن و رانت بیانجامد. بلکه در لندن و پاریس و تورنتو که این حرفها، اگرچه کار را به زندان نمیکشد، اما منزوی و غیرخودی و محروم از رشدت میکند. و همچنان معتقدیم از کلیت نظام سیاسی ایران باید دفاع کرد چون نظم جهانی سلطه و قلدری آمریکا را به هم زده. و همچنان معتقدیم آزادی و عدالت بدون استقلال و امنیت نظامی دو روز بیشتر دوام نمیآورند. همانطور که مشروطه با اشغال نظامی روس و انگلیس و دولت آزادیخواه مصدق با کودتای آمریکایی-انگلیسی نابود شد. اما دفاع ما از وجهه استقلال خواهی و امپریالیسم ستیزی جمهوری اسلامی نباید مانع پرسشگری ما از فساد و تبعیض و تلاش ما برای احیای دو شعار دیگر انقلاب یعنی آزادی و عدالت شود. که بدون این دو شعار، استقلال و امنیت هم پایدار نخواهند ماند.
.
بله. شورشهای آمریکا پرده را کنار زد و نشان داد آمریکا نه فقط در تاریخ بیشترین کشتار را بیرون مرزها انجام داده بلکه داخل مرزهایش هم ناعادلانه و تبعیضامیزترین نظم اجتماعی و اقتصادی و را برپا کرده. نظمی که هنوز رنگ پوست شما تعیین میکند که در خیابان متوقف شوید و مورد خشونت فیزیکی تا حد مرگ قرار بگیرید. شورشهای آمریکا مثل مشتی به دهان امثال بیبیسی و اپوزیسیونی است که میخواهند از جهنم آمریکا مدینه فاضله به ایرانیان نشان دهند. شورشهای آمریکا مضحکه کردن افسانهپردازیهای غربگرایان دلقکی مثل زیباکلام است. اما چه کسی میتواند به ظلم درون نظام آمریکا بتازد؟
.
آیا بیست و سی و فارس نیوز و صداوسیمایی که به مرگ آسیه پناهی اعتراضی نکردند و با سکوتشان همدست قتلش شدند، مشروعیت اعتراض به قتل جورج فلوید را دارند؟ رسانهها و سیاستمداران ایرانی که درباره مستضعفان جان به لب رسیده، یا اصلا تو بگو جوانان اغتشاشگر و فریب خورده آبان، حتی بعد از تمام شدن خطر امنیتی، یک کلمه حقیقت یابی نکردند در مقام اعتراض به آمریکا هستند؟ مقاماتی که بعد شش ماه حتی نگفتهاند در آبان چند نفر کشتهاند؟خبرگزاریهایی که حتی از مقامات نپرسیدند چرا در آبان از گلوله پلاستیکی استفاده نشد؟ چرا صدها نفر از فقیرترین مردم ایران به جای دستگیر و مهار شدن به صدها روش امنیتی رایج دیگر با شلیک مستقیم کشته شدند؟ راستی در آبان چند نفر کشته شدند؟ و به چه گناهی؟
.
#آسیه_پناهی #آبان۹۸
https://www.instagram.com/p/CAz0SRVpbH-/?utm_source=ig_web_copy_link
شک نکنید. عوض نشدهام. هستی سیاسی من و دوستانم هنوز هم بیش از هر چیز در مبارزه با آمریکا در مقام یک امپراطوری خلاصه میشود. همچنان امپریالیسم ستیزیم. دشمنان سلطه و قلدری با ملتها. آنهم نه وسط تهران و قم که این حرفها ممکن است به وزارت و خودی شدن و رانت بیانجامد. بلکه در لندن و پاریس و تورنتو که این حرفها، اگرچه کار را به زندان نمیکشد، اما منزوی و غیرخودی و محروم از رشدت میکند. و همچنان معتقدیم از کلیت نظام سیاسی ایران باید دفاع کرد چون نظم جهانی سلطه و قلدری آمریکا را به هم زده. و همچنان معتقدیم آزادی و عدالت بدون استقلال و امنیت نظامی دو روز بیشتر دوام نمیآورند. همانطور که مشروطه با اشغال نظامی روس و انگلیس و دولت آزادیخواه مصدق با کودتای آمریکایی-انگلیسی نابود شد. اما دفاع ما از وجهه استقلال خواهی و امپریالیسم ستیزی جمهوری اسلامی نباید مانع پرسشگری ما از فساد و تبعیض و تلاش ما برای احیای دو شعار دیگر انقلاب یعنی آزادی و عدالت شود. که بدون این دو شعار، استقلال و امنیت هم پایدار نخواهند ماند.
.
بله. شورشهای آمریکا پرده را کنار زد و نشان داد آمریکا نه فقط در تاریخ بیشترین کشتار را بیرون مرزها انجام داده بلکه داخل مرزهایش هم ناعادلانه و تبعیضامیزترین نظم اجتماعی و اقتصادی و را برپا کرده. نظمی که هنوز رنگ پوست شما تعیین میکند که در خیابان متوقف شوید و مورد خشونت فیزیکی تا حد مرگ قرار بگیرید. شورشهای آمریکا مثل مشتی به دهان امثال بیبیسی و اپوزیسیونی است که میخواهند از جهنم آمریکا مدینه فاضله به ایرانیان نشان دهند. شورشهای آمریکا مضحکه کردن افسانهپردازیهای غربگرایان دلقکی مثل زیباکلام است. اما چه کسی میتواند به ظلم درون نظام آمریکا بتازد؟
.
آیا بیست و سی و فارس نیوز و صداوسیمایی که به مرگ آسیه پناهی اعتراضی نکردند و با سکوتشان همدست قتلش شدند، مشروعیت اعتراض به قتل جورج فلوید را دارند؟ رسانهها و سیاستمداران ایرانی که درباره مستضعفان جان به لب رسیده، یا اصلا تو بگو جوانان اغتشاشگر و فریب خورده آبان، حتی بعد از تمام شدن خطر امنیتی، یک کلمه حقیقت یابی نکردند در مقام اعتراض به آمریکا هستند؟ مقاماتی که بعد شش ماه حتی نگفتهاند در آبان چند نفر کشتهاند؟خبرگزاریهایی که حتی از مقامات نپرسیدند چرا در آبان از گلوله پلاستیکی استفاده نشد؟ چرا صدها نفر از فقیرترین مردم ایران به جای دستگیر و مهار شدن به صدها روش امنیتی رایج دیگر با شلیک مستقیم کشته شدند؟ راستی در آبان چند نفر کشته شدند؟ و به چه گناهی؟
.
#آسیه_پناهی #آبان۹۸
https://www.instagram.com/p/CAz0SRVpbH-/?utm_source=ig_web_copy_link
Instagram
@ali.alizadeh.aliz
.
پنج صفحه. ورق بزنید
.
شک نکنید. عوض نشدهام. هستی سیاسی من و دوستانم هنوز هم بیش از هر چیز در مبارزه با آمریکا در مقام یک امپراطوری خلاصه میشود. همچنان امپریالیسم ستیزیم. دشمنان سلطه و قلدری با ملتها. آنهم نه وسط تهران و قم که این حرفها ممکن است به وزارت…
پنج صفحه. ورق بزنید
.
شک نکنید. عوض نشدهام. هستی سیاسی من و دوستانم هنوز هم بیش از هر چیز در مبارزه با آمریکا در مقام یک امپراطوری خلاصه میشود. همچنان امپریالیسم ستیزیم. دشمنان سلطه و قلدری با ملتها. آنهم نه وسط تهران و قم که این حرفها ممکن است به وزارت…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مطالبهی ما و فشار افکار عمومی جواب داد. امشب رحمانی فضلی گفت تعداد کشتههای آبان همین روزها اعلام میشود. او همچنین گفت چهل تا چهل و پنج نفر که حدود بیست درصد کل کشته ها بودند شهید محسوب شدند. یعنی دویست تا دویست و سی کشته رسمی در آبان که حتی نظام هم تعدادی از آنها را بیگناه میداند. آقای فضلی منتظریم!پانوشت: مصاحبه امشب رحمانی فضلی درس مهمی داشت. حتی وزیر کشور دولت لیبرال هم مطالبه از آبان نود و هشت را حق مسلم مردم میداند. آنوقت عدهای «انقلابینما» به جای آنکه در صف اول پرسشگری و حقخواهی درباره خونهای ریخته آبان باشند، با برچسب نفوذی و منافق مقابل در دهان پرسشگر میزنند. شما انقلابینما ها ننگ انقلابید! علی علیزاده
ما و معیار مقایسه با «شر» آمریکا
این تصاویر سرکوب معترضان توسط پلیس آمریکا مسلما برای خلع سلاح ابدی غربگرایان ایرانی کفایت میکند. این تصاویر مسلما برای مدتی مانع از این میشود که بیبیسی و مسیح علینژاد و صادق زیباکلام جرات کنند از آمریکا مدینه فاضله بسازند. این تصاویر مانع میشود پمپئو و عفو بینالملل از حقوق بشر ابزار و اسلحهای بسازند تا تحریم و فشار بر ایران را توجیه کنند.
این تصاویر را باید به یاد داشت و هر زمان که کاخ سفید بیانیهای درباره نقض حقوق بشر در ایران یا ونزوئلا یا کوبا یا بولیوی داد، این تصاویر را با پروژکتور روی دیوارهای کاخ سفید انداخت.
این تصاویر بیاعتباری نسبی حقوق بشر آمریکایی نیست. فروریختن و انهدام کامل «آمریکا» در مقام اسطوره و بت پاسدار اصلی گفتار حقوق بشر لیبرالی از جنگ جهانی دوم تا به امروز است.
اما دو نکته. آیا همه حق یکسان در اشاره به ظلم آمریکا را دارند؟ آیا دولت روسیه که کارنامهاش در سرکوب مسلمانان چچن سیاه است و دولت چین که در ایالت اویغور یک فلسطین دیگر به وجود آورده حق چنین کاری دارند؟
آیا محسن رضایی و باقر قالیباف و عباسعلی کدخدایی حق اعتراض به خشونت پلیس آمریکا را دارند؟ من و شما به عنوان شهروندان عادی و بی قدرت چنین حقی داریم و اتفاقا باید هم این تصاویر را فریاد بزنیم و مقابل پروپاگاندای رسانههای غرب و پادوهای حقوق بشریشان بایستیم. اما مقامات جمهوری اسلامی و نیروهای توجیهگرشان که آبانماه ساکت بودند یا مشغول سفیدشویی خشونت بودند به هیچ وجه چنین حقی ندارند.
و نکته دوم. بدون این تصاویر هم واضح بود آمریکا حق سواستفاده از ابزار حقوق بشری برای دخالت در ایران و هیچ کشور دیگری را ندارد. و مسلم بود آمریکا که شر متجسد تاریخ است هیچگونه برتری اخلاقی به ما ندارد و در مقام نقد حقوق بشری ما نیست. اما این گزاره چگونه برای ما در مقام یک ملت کفایت میکند؟
ما در انقلاب نمیخواستیم از آمریکا کمتر «بد» باشیم. ما قرار بود جهانی دیگرگونه بسازیم. جهانی سرشار از عدالت. بدون تبعیض. بدون خشونت. بدون فقر. بدون آسیه پناهیها. چگونه بعد از چهل و یک سال بحثمان به این رسیده که از ترامپ کمتر علیه معترضین خشونت اعمال کردهایم یا بیشتر؟ چگونه معیارمان مقایسه خود با «شر» آمریکا شده؟ مایی که قرار بود معیار حق و الگوی عدل بقیه جهان بشویم؟
https://www.instagram.com/p/CA3R4L4JUB1/?utm_source=ig_web_copy_link
این تصاویر سرکوب معترضان توسط پلیس آمریکا مسلما برای خلع سلاح ابدی غربگرایان ایرانی کفایت میکند. این تصاویر مسلما برای مدتی مانع از این میشود که بیبیسی و مسیح علینژاد و صادق زیباکلام جرات کنند از آمریکا مدینه فاضله بسازند. این تصاویر مانع میشود پمپئو و عفو بینالملل از حقوق بشر ابزار و اسلحهای بسازند تا تحریم و فشار بر ایران را توجیه کنند.
این تصاویر را باید به یاد داشت و هر زمان که کاخ سفید بیانیهای درباره نقض حقوق بشر در ایران یا ونزوئلا یا کوبا یا بولیوی داد، این تصاویر را با پروژکتور روی دیوارهای کاخ سفید انداخت.
این تصاویر بیاعتباری نسبی حقوق بشر آمریکایی نیست. فروریختن و انهدام کامل «آمریکا» در مقام اسطوره و بت پاسدار اصلی گفتار حقوق بشر لیبرالی از جنگ جهانی دوم تا به امروز است.
اما دو نکته. آیا همه حق یکسان در اشاره به ظلم آمریکا را دارند؟ آیا دولت روسیه که کارنامهاش در سرکوب مسلمانان چچن سیاه است و دولت چین که در ایالت اویغور یک فلسطین دیگر به وجود آورده حق چنین کاری دارند؟
آیا محسن رضایی و باقر قالیباف و عباسعلی کدخدایی حق اعتراض به خشونت پلیس آمریکا را دارند؟ من و شما به عنوان شهروندان عادی و بی قدرت چنین حقی داریم و اتفاقا باید هم این تصاویر را فریاد بزنیم و مقابل پروپاگاندای رسانههای غرب و پادوهای حقوق بشریشان بایستیم. اما مقامات جمهوری اسلامی و نیروهای توجیهگرشان که آبانماه ساکت بودند یا مشغول سفیدشویی خشونت بودند به هیچ وجه چنین حقی ندارند.
و نکته دوم. بدون این تصاویر هم واضح بود آمریکا حق سواستفاده از ابزار حقوق بشری برای دخالت در ایران و هیچ کشور دیگری را ندارد. و مسلم بود آمریکا که شر متجسد تاریخ است هیچگونه برتری اخلاقی به ما ندارد و در مقام نقد حقوق بشری ما نیست. اما این گزاره چگونه برای ما در مقام یک ملت کفایت میکند؟
ما در انقلاب نمیخواستیم از آمریکا کمتر «بد» باشیم. ما قرار بود جهانی دیگرگونه بسازیم. جهانی سرشار از عدالت. بدون تبعیض. بدون خشونت. بدون فقر. بدون آسیه پناهیها. چگونه بعد از چهل و یک سال بحثمان به این رسیده که از ترامپ کمتر علیه معترضین خشونت اعمال کردهایم یا بیشتر؟ چگونه معیارمان مقایسه خود با «شر» آمریکا شده؟ مایی که قرار بود معیار حق و الگوی عدل بقیه جهان بشویم؟
https://www.instagram.com/p/CA3R4L4JUB1/?utm_source=ig_web_copy_link
Instagram
Ali Alizadeh
. این تصاویر مسلما برای خلع سلاح ابدی غربگرایان ایرانی کفایت میکند. این تصاویر مسلما برای مدتی مانع از این میشود که بیبیسی و مسیح علینژاد و صادق زیباکلام جرات کنند از آمریکا مدینه فاضله بسازند. مانع میشود پمپئو و عفو بینالملل از حقوق بشر ابزار و اسلحهای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرنگار از جاستین ترودو میپرسد نظرش درباره تهدید ترامپ به آوردن ارتش برای سرکوب مردم چیست؟
ترودو پانزده ثانیه مکث میکند و بعد برای اینکه متهم به دخالت در امور داخلی آمریکا نشود، خودش را برای دفاع از ترامپ روی مین میندازد، بحث را به داخل کانادا میکشد و میگوید ما هم در کانادا مشکل نژادپرستی داریم و باید روی مسایل خودمان تمرکز کنیم.
این همان نخست وزیر کانادا است که هفتهای یکبار شوالیه شجاعی میشود که برای دفاع از حقوق بشر ونزوئلاییها که هفت هزار کیلومتر دورترند و ایرانیان که ده هزار کیلومتر و یک اقیانوس و دو قاره دورترند شمشیر بیرون میکشد و بغض میکند و فریاد میزند و طلبکار میشود. اما جرات ندارد وحشیگری و جنابتهای علنی شده تنها همسایهاش را که با آن نه هزار کیلومتر مرز مشترک دارد، یک کلمه، حتی یک کلمه محکوم کند. این نظم جهانی آمریکایی است. نظمی که که در آن نخست وزیر کانادا مثل سگ از آمریکا میترسد. مثل سگ! کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
ترودو پانزده ثانیه مکث میکند و بعد برای اینکه متهم به دخالت در امور داخلی آمریکا نشود، خودش را برای دفاع از ترامپ روی مین میندازد، بحث را به داخل کانادا میکشد و میگوید ما هم در کانادا مشکل نژادپرستی داریم و باید روی مسایل خودمان تمرکز کنیم.
این همان نخست وزیر کانادا است که هفتهای یکبار شوالیه شجاعی میشود که برای دفاع از حقوق بشر ونزوئلاییها که هفت هزار کیلومتر دورترند و ایرانیان که ده هزار کیلومتر و یک اقیانوس و دو قاره دورترند شمشیر بیرون میکشد و بغض میکند و فریاد میزند و طلبکار میشود. اما جرات ندارد وحشیگری و جنابتهای علنی شده تنها همسایهاش را که با آن نه هزار کیلومتر مرز مشترک دارد، یک کلمه، حتی یک کلمه محکوم کند. این نظم جهانی آمریکایی است. نظمی که که در آن نخست وزیر کانادا مثل سگ از آمریکا میترسد. مثل سگ! کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
Forwarded from Prison Break
توییتهایی از #علی_علیزاده :
🔘 چرا ۴۱ سال بعد از انقلاب انتخاب مردم فقط باید بین روحانی و اصلاحطلبان نئولیبرال از یکسو و قالیباف و اصولگرایان نئولیبرال از سوی دیگر باشد؟ تفاوت اصلی دو جناح در مسائل فرهنگی است وگرنه هر دو طرفدار اشرافیّتاند. جناح نمایندهی محرومان کیست؟ صدای #عمران_روشنی_مقدم ها و #آسیه_پناهی ها کیست؟
🔘 نود درصد کارگران ایران قرارداد موقّت و بدون هر گونه امنیّت شغلی. ۹۰٪ از شمول قانون کار خارج. ۹۰٪ از حقوق اندکشان بخشی را به شرکتهای پیمانکار دلال میدهند. ۹۰٪ اگر آسیب بدنی ببینند کارفرما مسئول نیست. این عدد در صنعت نفت ۹۷٪ است. اگر در شهرهای نفتی شورش رخ دهد مقصّر شخص شماست آقای زنگنه.
🔘 شرکتهای پیمانکاری را دلّالان انسان و تاجران برده در عصر نئولیبرال میدانند. شرکتهایی که با تحمیل قرارداد موقّت باعث ارزانسازی و فقیرسازی نیروی کار میشوند. عمران روشنیمقدّم هم در اعتراض به یک شرکت پیمانکاری خودکشی کرده. نام این شرکت پیمانکاری «نظمآفرینان ایمان» است. چه اسم نمادینی.
🔘 اگر کارگران گرسنه و حقوق نگرفته به تخدیر پناه ببرند هیچ جرمی مرتکب نشدهاند و جای هیچ سرزنشی ندارند. جرم را افراد و ساختارهایی مرتکب شدهاند که واقعیّت را غیرقابل زیست و غیرقابل تحمّل کردهاند. کسانی باید سرزنش شوند که انقلابی چنین عدالتمحور را به نظمی چنین ناعادلانه تبدیل کردند.
🔘 پیمانکار گفته عمران روشنیمقدّم معتاد بود. شهرداری کرمانشاه هم گفت آسیه پناهی معتاد بود. نمیدانم راست بگویند یا دروغ. امّا میدانم سرمایهداری نوکیسه به سطحی نو از بیشرمی رسیده و حتّیٰ در مرگ/قتل قربانیانش ترحّمی ندارد و حتّیٰ تظاهر نمیکند. رسماً کارگران را کالای مصرفی دورانداختنی میدانند.
🔘 کارگران میگویند گرسنهایم. صدایشان را نمیشنوند.
با اعتصاب پشت بلندگو داد میزنند. پلیس اعتصابشان را خفه میکند.
با شورش عربده میزنند. میگویند اینها تروریست بودند نه کارگر.
با خودکشی گرسنگیشان را «اجرا» میکنند، شاید جنازهیشان دیده شود.
معتاد و دروغگو خوانده میشوند.
حذف مطلق این است.
@PrisonBreak1
🔘 چرا ۴۱ سال بعد از انقلاب انتخاب مردم فقط باید بین روحانی و اصلاحطلبان نئولیبرال از یکسو و قالیباف و اصولگرایان نئولیبرال از سوی دیگر باشد؟ تفاوت اصلی دو جناح در مسائل فرهنگی است وگرنه هر دو طرفدار اشرافیّتاند. جناح نمایندهی محرومان کیست؟ صدای #عمران_روشنی_مقدم ها و #آسیه_پناهی ها کیست؟
🔘 نود درصد کارگران ایران قرارداد موقّت و بدون هر گونه امنیّت شغلی. ۹۰٪ از شمول قانون کار خارج. ۹۰٪ از حقوق اندکشان بخشی را به شرکتهای پیمانکار دلال میدهند. ۹۰٪ اگر آسیب بدنی ببینند کارفرما مسئول نیست. این عدد در صنعت نفت ۹۷٪ است. اگر در شهرهای نفتی شورش رخ دهد مقصّر شخص شماست آقای زنگنه.
🔘 شرکتهای پیمانکاری را دلّالان انسان و تاجران برده در عصر نئولیبرال میدانند. شرکتهایی که با تحمیل قرارداد موقّت باعث ارزانسازی و فقیرسازی نیروی کار میشوند. عمران روشنیمقدّم هم در اعتراض به یک شرکت پیمانکاری خودکشی کرده. نام این شرکت پیمانکاری «نظمآفرینان ایمان» است. چه اسم نمادینی.
🔘 اگر کارگران گرسنه و حقوق نگرفته به تخدیر پناه ببرند هیچ جرمی مرتکب نشدهاند و جای هیچ سرزنشی ندارند. جرم را افراد و ساختارهایی مرتکب شدهاند که واقعیّت را غیرقابل زیست و غیرقابل تحمّل کردهاند. کسانی باید سرزنش شوند که انقلابی چنین عدالتمحور را به نظمی چنین ناعادلانه تبدیل کردند.
🔘 پیمانکار گفته عمران روشنیمقدّم معتاد بود. شهرداری کرمانشاه هم گفت آسیه پناهی معتاد بود. نمیدانم راست بگویند یا دروغ. امّا میدانم سرمایهداری نوکیسه به سطحی نو از بیشرمی رسیده و حتّیٰ در مرگ/قتل قربانیانش ترحّمی ندارد و حتّیٰ تظاهر نمیکند. رسماً کارگران را کالای مصرفی دورانداختنی میدانند.
🔘 کارگران میگویند گرسنهایم. صدایشان را نمیشنوند.
با اعتصاب پشت بلندگو داد میزنند. پلیس اعتصابشان را خفه میکند.
با شورش عربده میزنند. میگویند اینها تروریست بودند نه کارگر.
با خودکشی گرسنگیشان را «اجرا» میکنند، شاید جنازهیشان دیده شود.
معتاد و دروغگو خوانده میشوند.
حذف مطلق این است.
@PrisonBreak1
👍3
درباره مصاحبه اخیر آقای احمدینژاد با شبکه آمریکایی
آقای احمدی نژاد گفته دولتهای ایران و آمریکا یکدیگر را به رسمیت بشناسند و آمریکا استقلال ایران را به رسمیت بشناسد و ایران هم از تخریب آمریکا دست بردارد و دو دولت بنشینند در یک فضای سرشار از عدالت و احترام گفتگو کنند.
از مواضع آقای احمدینژاد جدا متاسف شدم. آقای احمدینژاد آیا نمیبیند آمریکا حتی به حقوق مردم خودش هم احترام نمیگذارد؟ نمیبیند آمریکا حتی به قرارداد برجام امضا شده توسط خودش هم احترام نگذاشت و پارهاش کرد؟ آقای احمدینژاد نمیداند سیاست جهانی جای بحثهای سانتیمانتال و شیک و مجلسی مثل «گفتگوی تمدنها» و «تنشزدایی» نیست؟
آقای احمدینژاد نمیداند سیاست جهانی بحث قدرت و زور و منافع است. نمیداند با آمریکا تا وقتی از فروش سالانه صدها میلیارد دلار اسلحه به فاسدان سعودی و اماراتی و قطری سود میبرد، تا وقتی با هشتصد پایگاه نظامی زانویش روی گلوی جهانیان است، تا وقتی با دهها پایگاه نظامی در منطقه و حضور اشغالگرانه در عراق و افغانستان و خلیج فارس زانویش روی گلوی منطقه ماست و تا وقتی با تحریم زانویش روی گلوی ملت ماست،، نمیشود گفتگویی محترمانه و مساوی داشت؟ نمیدانید گفتگو در شرایط نابرابر عین تسلیم است؟
آقای احمدینژاد! شما زمانی نماد مقاومت علیه آمریکا بودید. از کی شما هم به خیل اصلاحطلبان پیوستید و در رابطه با سلطهستیزی تجدیدنظرطلب شدید؟
نه آقای احمدینژاد! آمریکا فقط زبان زور و قدرت را میفهمد و ما هیچ چارهای نداریم جز اینکه با افزایش توان نظامی و تلاش برای اخراج تیروهای آمریکایی از منطقه از یکسو و از سوی دیگر مبارزه با فساد و تبعیض در داخل قویتر شویم. راه یک چیز است آقای احمدینژاد. مقاومت. مقاومت توامان علیه آمریکا و علیه تبعیض و فساد و اشرافیت داخلی. علی علیزاده
www.instagram.com/p/CBgnfFchBpm/
آقای احمدی نژاد گفته دولتهای ایران و آمریکا یکدیگر را به رسمیت بشناسند و آمریکا استقلال ایران را به رسمیت بشناسد و ایران هم از تخریب آمریکا دست بردارد و دو دولت بنشینند در یک فضای سرشار از عدالت و احترام گفتگو کنند.
از مواضع آقای احمدینژاد جدا متاسف شدم. آقای احمدینژاد آیا نمیبیند آمریکا حتی به حقوق مردم خودش هم احترام نمیگذارد؟ نمیبیند آمریکا حتی به قرارداد برجام امضا شده توسط خودش هم احترام نگذاشت و پارهاش کرد؟ آقای احمدینژاد نمیداند سیاست جهانی جای بحثهای سانتیمانتال و شیک و مجلسی مثل «گفتگوی تمدنها» و «تنشزدایی» نیست؟
آقای احمدینژاد نمیداند سیاست جهانی بحث قدرت و زور و منافع است. نمیداند با آمریکا تا وقتی از فروش سالانه صدها میلیارد دلار اسلحه به فاسدان سعودی و اماراتی و قطری سود میبرد، تا وقتی با هشتصد پایگاه نظامی زانویش روی گلوی جهانیان است، تا وقتی با دهها پایگاه نظامی در منطقه و حضور اشغالگرانه در عراق و افغانستان و خلیج فارس زانویش روی گلوی منطقه ماست و تا وقتی با تحریم زانویش روی گلوی ملت ماست،، نمیشود گفتگویی محترمانه و مساوی داشت؟ نمیدانید گفتگو در شرایط نابرابر عین تسلیم است؟
آقای احمدینژاد! شما زمانی نماد مقاومت علیه آمریکا بودید. از کی شما هم به خیل اصلاحطلبان پیوستید و در رابطه با سلطهستیزی تجدیدنظرطلب شدید؟
نه آقای احمدینژاد! آمریکا فقط زبان زور و قدرت را میفهمد و ما هیچ چارهای نداریم جز اینکه با افزایش توان نظامی و تلاش برای اخراج تیروهای آمریکایی از منطقه از یکسو و از سوی دیگر مبارزه با فساد و تبعیض در داخل قویتر شویم. راه یک چیز است آقای احمدینژاد. مقاومت. مقاومت توامان علیه آمریکا و علیه تبعیض و فساد و اشرافیت داخلی. علی علیزاده
www.instagram.com/p/CBgnfFchBpm/
❤1