جدال- علی عليزاده
57.7K subscribers
1.77K photos
3.13K videos
37 files
6.01K links
کانال رسمی علی علیزاده.
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com

حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal

اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal

و

بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
Download Telegram
فایل صوتی گفتگو درباره هفت تپه در ساندکلاود بارگذاری شد. در حالکیه کارگران هفت تپه برای گرفتن حقوق ماهی دو میلیون که همان هم چهار ماه است عقب افتاده پنجاه و نه روز زیر آفتاب تابان خوزستان ایستاده‌اند کمترین کمکی که میتوانیم بکنیم شنیدن و انتشار داستان غم انگیز و باورنکردنی هفت تپه است. نماد خصوصی سازی غارتی در ایران امروز. خصوصی سازی که دولت روحانی همچنان درحال ادامه دادنش است. صدای هفت تپه باشیم. و مطالبه‌مان شفافیت از همه خصوصی‌سازیها.

https://soundcloud.com/jedaal_tv/lrgvbbkmqkvj
از میدان پارلمان تا قلب مقاومت

مرداد هشتاد و پنج بود. روبروی پارلمان لندن جمع شده‌بودیم به فراخوان ائتلاف ضدجنگ. جمعیت حدود بیست هزار و همه‌مان سرشار از نفرت از حمله ضدانسانی اسراییل. چرخی زدم. بسیاری را میشناختم. دوستان و همرزمان جنبش ضدجنگ که از زمان اشغال عراق صدها هزار جوان را جذب کرده بود. رایان را در ابتدای خیابان وایت‌هال دیدم. پسر بیست و سه چهارساله‌ای که بارها با هم به در و دیوار شهر پوستر دعوت به تظاهرات چسبانده بودیم و چندباری هم با هم از پلیس کتک خورده بودیم. و پرچم زردرنگ مقاومت در دستش. جا خوردم. شعار علیه جنگ و علیه استعمار اسراییل یک چیز بود و دیدن پرچم‌های مقاومت دست دوستان انگلیسیم چیز دیگر. این یکی را نمی‌توانستم قبول کنم.

شش سالی از مهاجرتم به انگلیس میگذشت، گرچه هر تابستان برای دیدن خانواده برمیگشتم. مثل امروز ضد امپریالیسم و عدالتخواه بودم. اما اسم مقاومت لبنان برایم یادآور کسانی بود که در ایران خودشان را حزب خدا مینامیدند و بارها در خیابانهای تهران بی علت یا به خاطر آستین کوتاه و موی بلند دستگیر و تحقیرم کرده و در نهایت به مهاجرت واداشته بودند. و حالا پرچم حزب هم‌نام شان وسط لندن دست دوستان انگلیسی چپگرای خودم بود. کمی با رایان بحث کردم و با چند نفر دیگر. بی نتیجه بحث را رها کردیم و روی نفرت مشترکمان از اسراییل تمرکز کردیم تا دعوایمان نشود.

شب در آشپزخانه، هم‌خانه‌ام، مارکو، که پسری ایتالیایی بود و در سواس اقتصاد سیاسی خاورمیانه میخواند و عربی میدانست، برایم آهنگی گذاشت از زنی مسیحی. لابلایش کلمات آشنا را تشخیص میدادم. صدایش داشت نفوذ میکرد و مقاومت در برابرش ممکن نبود. و بار دوم گوش کردم. و بار سوم. دیرتر، متنش را در اینترنت جستجو کردم و ترجمه‌ انگلیسی غیردقیقی از متن را. فردا شبش موقع شام، که با هم میخوردیم، با هیجان از اینکه معنی ترانه را پیدا کردم گفتم و مارکو با لبخند مکارانه‌ فاتحانه‌ای گفت که ترانه نیست و متن کلمه‌ به کلمه‌ی ‌نامه‌ی سید مقاومت است به سربازانش. و گفت دیروز این را نگفته تا با کینه و غرض آهنگ را از پیش قضاوت نکنم.

و چه خوب کرده بود. و چه مهری را سبب شده بود. و چه غیرمنتظره‌. و چه عجیب که یک زن مسیحی و یک پسر ایتالیایی باید وساطت کنند تا بین من و سیدی که خودی‌ترین است آشتی و وصلت برقرار شود. و تو که در ظواهر مانده‌ای چه میدانی این وصلت چیست. و چه مهری است. فردا سالگرد یکی از بزرگترین شکستهای اسراییل است.همان اسراییلی که امروز برای مقاومت خوابهای پیچیده‌تر دیده. و ما ایمان داریم که باز هم شکست خواهد خورد. سالگرد پیروزی حزب الله در جنگ سی و سه روزه بر همه مبارک.


https://www.aparat.com/v/GAb7z
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ذوق کرده‌اند که امارات اسراییل را به رسمیت شناخته. امارات که ناکشور است و هیچ، اما حتی اگر روزی جمهوری اسلامی هم رژیم اشغالگر را به رسمیت بشناسد، باز تاثیری در سرنوشت نهایی اسراییل ندارد. اسراییل یک نظام آپارتاید است و پاسگاه برون‌مرزی استعمار غرب در منطقه ما و شک نکنید که نابودیش قطعی است. این وعده‌ی منطق تاریخ است. و بگذار بلند بگوییم که فلسطین نه نیازی به حمایت شیخ‌های نفتی دارد نه نیازی به اداهای مصنوعی اردوغان. فلسطین با پاره‌سنگها احیا خواهد شد. پاره سنگهای دست کودکان امروز و کودکانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند.

‏عاشت عاشت فلسطين!
این روزها باز زمزمه مذاکره راه افتاده. میگویند قبل از انتخابات آمریکا بهترین وقت است. اما انتخابات آمریکا بهانه‌شان است. واقعیت این است که این جماعت سالهاست چشمشان فقط به کاخ سفید دوخته شده. همیشه دنبال کوچکترین روزنی برای مذاکره با ارباب میگردند. سالهاست به مردم گرسنه و جان به لب رسیده میگویند «کلید» نجاتشان در صندوقچه طلایی کاخ سفید است. اما دیگر صبر بس است. باید گفت دروغ میگویند! بیست و هفت میلیارد دلار ارز چهار هزار و دویست تومنی یا نیمایی از صندوقچه‌ای در کاخ پاستور به یغما رفت و حیف و میل شد نه در کاخ سفید.

«کلید» معیشت گرسنگان در حسابرسی اموال بیت‌المال و بازپس‌گیری این اموال از اشراف کاخ پاستور و اشراف کاخ بهارستان و از اشراف و فاسدان همه نهادهای رانتی و غیرمردمی و آلوده به تبعیض است. کلید در عدالت است. در رسیدگی به خصوصی‌سازی‌های پر از فساد و بازگرداندن‌شان به بیت المال. در احیای نظام مالیاتی. در تقویت نهادهای نظارت. در برداشتن زانوی طبقه آقازاده‌های رانتی از روی گلوی اقتصاد مولد. و در ایمان به قدرت تولید داخلی توسط مردم. همان مردمی که انقلاب کردند و هشت سال جنگ را اداره کردند. کلید در احیای ایمان به قدرت مردم ایران است نه تعظیم مقابل کاخ سفید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سنگر ولایت فقیه فکر کنم پس از سالها دیگر واضح شده که من معتقد به ولایت فقیه نیستم. اما از آنجایی‌ که آقای خامنه‌ای در حال حاضر نقش محوری در حفظ یکپارچکی سرزمینی ایران و نقش کلیدی در دفاع از جان مردم مظلوم منطقه مقابل جنگهای گسترش‌طلبانه‌ی امپراطوری وحشی آمریکا دارد هربار میخواهم نقدش کنم دست و دلم میلرزد و در بسیاری موارد خودم را سانسور میکنم. چطور عقل من خارج نشین تبعیدی که از ترس قلدری نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی حتی جرات برگشتن به وطنم را ندارم میرسد که اعتبارزدایی از جایگاه آقای خامنه‌ای به نفع دشمن خارجی و به ضرر ایرانیان است ولی امثال حداد عادل که مدعی دفاع از ولایتند و در بیت سرقفلی دارند به راحتی آب خوردن از اعتبار آقای خامنه‌ای خرج میکنند و خشم مردم از افشای غصب زمین مستضعفان را تقصیر رهبری میندازند؟ آنهم نامنصفانه. مگر آقای خامنه‌ای گفته بود در الهیه و شمال شهر مدرسه بسازید؟‌ اگر حداد عادل نگران علوم انسانی بود چرا در پایین شهر مدرسه نساخت. شعار امثال حداد عادل عملا اینست: پشت ولایت فقیه سنگر بگیرید تا اگر هم به او آسیبی میرسد به خودتان آسیبی نرسد. با این دوستان آقای خامنه‌ای از دشمن مستغنی است.
👍2
چرا دکتر محمد مصدق قهرمان من نیست؟
متنی از علی علیزاده

۱- دکتر محمد مصدق را استقلال خواه و استعمارستیزی راستین میدانم. بخشی مهم از تاریخ مبارزه با امپریالیسم. نه تنها در ایران که در کل جهان سوم. رهبری او در ملی کردن صنعت نفت، الگوی ملتهای بسیاری برای بیرون کردن استعمارگران شد. از ملی کردن کانال سوئز در مصر تا استقلال اندونزی و الجزایر. سیاست نه شرقی نه غربی مصدق هم، الهام بخش عبدالناصر مصری، جواهر لعل نهرو نخست وزیر هند و احمد سوکارنو قهرمان استقلال اندونزی برای تاسیس جنبش عدم تعهد شد. جنبش کشورهایی که در میانه جنگ سرد سعی کردند مستقل بمانند.

۲- معتقدم برخورد با مصدق بعد از انقلاب تنگ نظرانه و نامنصفانه بوده است. و این تنگ نظری دودش فقط به چشم طرفداران مصدق نرفته، بلکه در چشم همه ملت ایران رفته. اینکه امروز تلویزیون استعماری دولت انگلیس به خودش اجازه میدهد همان تکنیکهای شصت و پنج سال پیش را علیه دولت-ملت ایران استفاده کند، اینکه تلویزیون سلطنت طلب «من و تو» به خودش اجازه میدهد کودتای انگلیسی-آمریکایی را قیام بنامد، اینکه نوکران امپریالیسم در داخل، ملی کردن نفت را بخاطر مغایرت با خصوصی سازیهای نئولیبرال تقبیح میکنند و به مصدق بعنوان یک پوپولیست میتازند، اینکه عده‌ای با دروغ در روز روشن، تاریخ سیاه شاهنشاهی را سفیدشویی میکنند، تا حدی محصول این نگاه تنگ نظرانه درباره مصدق است. لازمه دفاع از وجهه اسلامگرایانه انقلاب، تاریخ شویی و پاک کردن و تحقیر کردن بقیه بازیگران سیاسی منتقد و مخالف استبداد پهلوی نیست.

۳- به مصدق عمیقا احترام میگذارم و به احترامش می‌ایستم. هرچند او به چند دلیل قهرمان من نیست: اول اینکه دستگاه نظری که او برای استعمار ستیزی برگزید، همان ملی گرایی سکولار، دستگاهی اینجایی نبود و عناصرش خود ساخته غربیها و متعلق به ساحت تمدنی و تاریخی غربیها بود و از این رو نتوانست دوام چندانی بیاورد. او همچنین متوجه نشد استعمار تنها آن بیرون در لندن و پاریس موجود نیست بلکه همانقد و چه بسا قویتر، در ذهن و تفکر تک تک افراد استعمار شده و مقهور شده در همین تهران و قم و اصفهان هم وجود دارد و از آنجا هم اعمال نفوذ میکند و تا زمانی که تفکری اینجایی و بومی و ریشه دار در فرهنگ همینجا، مقابل استعمارزدگی داخلی نایستد، نمیتوان مقابل استعمار بیرونی ایستاد. دوم اینکه نگاه او به استعمار سطحی بود. او استعمار بریتانیا را تشخیص داد اما بازتولید استعمار و متاسیون یا جهش ژنتیکی آن در قالب امپریالیسم آمریکا را تشخیص نداد. سوم اینکه، او شکست خورد و به خیل شخصیتهای شکست خورده تاریخ اصلاح در این کشور پیوست و من معتقدم این تاریخ شکست خود مانعی در حرکت ما به جلو است. ما نیازمند بیرون انداختن روایتهای شکست هستیم. روایتهای شکست با آن جذبه رمانتیکی که دارند هم در بعد فردی و هم در بعد ملی، تنها به کار شعر و حسرت و خودویرانگری میخورند. روایتهای شکست، محصول تروماها و زخمهای درمان نشده‌اند.

۴- قهرمان من مصدق نیست که با زبان لیبرال بخواهد مقابل غرب بایستد و بعد هم خودش شکست بخورد و هم شکستش مقدمه بیست و پنج سال بندگی ایرانیان بشود و سر آخر هم در احمدآباد در تنهایی و تبعید دفن شود. قهرمان من آیت الله خمینی است که دهسال شخصا زندگی بر امپریالیسم را زهر کرد و شکل نقشه غرب آسیا را تغییر داد و بعد هم روی شانه چند میلیون ایرانی در کمال اقتدار زمینی و معنوی تشییع شد. قهرمان من انقلاب اسلامی و تک تک حاملان گفتمان آن انقلاب است که هم نابودی شوروی را به نظاره نشستند و هم چهل سال آمریکا را تحقیر کردند. قهرمان من خامنه‌ای است که در سال هشتاد و دو که آمریکا دوطرف ایران را اشغال نظامی کرده بود به جای آنکه عقب بنشنید فضایی را ایجاد کرد که آمریکا مجبور به فرار از عراق شود. قهرمان من دانشمندان هسته‌ای و مهندسان موشکی ایران هستند که تا میتوانند برای استقلال مردمشان، قوای نظامی جمع میکنند. من به مصدق احترام میگذارم و معتقدم باید سهم او را از تاریخ معاصر ادا کرد و به جای سانسور مقام او، نشان داد که او لحظه‌ای پیشین از گذشته‌ای متفاوت و به شدت ضعیفتر از انسان ایرانی است که هنوز توان و قدرت کافی برای دفاع از خود مقابل امپریالیسم را نداشته.

۵- برای من مصدق چهره تراژیک و شکست خورده استعمارستیزی و استقلال است و خمینی چهره مقتدر و پیروز استقلال خواهی. از این رو باید به صراحت گفت که مشکل ملی گرایی این است که به قدر کافی در این جای جهان و برای انسان ایرانی و غرب آسیایی، ملی گرایانه نیست و به قدر کافی استقلال خواهانه نیست. آنچه ملی گرایی سکولار مصدقی حتی در رویاهاش نمیتوانست تخیل کند با گفتاری تحقق یافت که با اسلام، یعنی بنیان تمدنی و بنیان زیست اجتماعی مردم اینجای جهان گره خورده بود.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید:
t.me/jedaalب
👍5👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم امروز است. گفتگوی کارگران هفت تپه با یک مقام قضایی. در شصت و ششمین روز اعتصابشان. رویتان را آن سمت نکنید. گوش کنید صدایشان را. ببینید گریه و بغض‌‌شان را. و شرم کنید که دارند قسم‌ میدهند برای یک لقمه نانشان. آقای ابراهیم رییسی! گره هفت تپه شش ساله شده. آقای رییسی! گره هفت تپه به دست مجلس هم باز نشد. آقای رییسی! چرا به هفت تپه نمیروید؟ بگذارید مستضعفان ببینند یک نفر در این نظام کنارشان ایستاد است. آقای رییسی به هفت تپه بروید و کنار کارگران بایستید.
👍2
خود ما مردم عادی کافی هستیم


میگویند فتاح اطلاعات غلط داده و جز عذرخواهی چاره نداشته. اینکه عذر بدتر از گناه است. مدیر عالیرتبه نظام‌ جلوی دوربین تلویزیون ده نفر را متهم به غصب غیرقانونی اموال مستضعفان کرده و بعد از ده روز ملتهب کردن کشور یادش آمده اطلاعاتش غلط بوده؟‌ و کل ماجرا با یک عذرخواهی تمام میشود؟ اولا فتاح اگر اینقدر پرت و غیر دقیق و بی‌تقوا است چطور در نظام اینقدر رشد کرده و به چنین مقام مدیریتی عالی در نظام رسیده؟ دوما اگر واقعا براساس اقرار خودش سخنانی چنین غیردقیق و اشتباه زده و رسما سیاهنمایی و تبلیغ دروغ علیه نظام کرده چرا قوه قضاییه و نیروهای امنیتی ورود نکردند ودستگیرش نکردند؟ اگر یک دانشجو یا یک روزنامه نگار یک صدم اتهامات فتاح را به شخصیتهای نظام وارد میکرد شبانه میریختند و دستگیرش میکردند.آیا خون فتاح رنگین تر است؟

اما نه. من فکر نمی‌کنم فتاح اینقدر بی‌تقوا و دروغگو بوده باشد که در مصاحبه ده روز پیش از بالا تا پایین نظام را به اشتباه بازخواست کرده باشد و باعث سیاهنمایی علیه کل نظام شده باشد و ده روز بعد یادش آمده باشد که حرفهایش اشتباه بوده. برعکس. گمان میکنم نیت اولیه‌ فتاح خیر و هدفش بازگرداندن اموال مستضعفان بوده. اما نتوانسته. اما زورش نرسیده. چرا که امثال حداد عادل رفتند و از رهبری برای خود سنگر ساختند و تلویحا گفتند اگر بخواهی ما را بزنی ما هم جاخالی میدهیم تا تیر به رهبری بخورد. حداد عادل ممکن است امروز احساس پیروزی و اعاده حیثیت داشته باشد ولی باید بداند که مزه خیلی تلخی زیر زبان مردم است. تحمیل فشار به فتاح برای عذرخواهی از حداد به افکار عمومی این پیام را میدهد که کلیت نظام جمهوری اسلامی، هنوز اراده لازم برای مبارزه جدی با فساد را ندارد.

و البته فتاح هم که قرار بود یکی از نامزدهای جدی ریاست جمهوری باشد ده ماه قبل از انتخابات محک خورد و با عقب نشینی و عذرخواهی نشان داد مرد میدان دفاع از حقوق مستضعفان نیست. فتاح برغم داشتن حمایت افکار عمومی نتوانست حتی جلوی فشار حداد بایستد. مسلما فردی مثل فتاح دیگر نمیتواند در آینده در هیچ مناظره‌ای ادعا کند که مقابل اژدهای هفت سر شبکه عظیم فساد خواهد ایستاد. یعنی دیگر کسی او را باور نمیکند.

اما اشتباه نکنید. نباید ناامید بود. اتفاقا اینها لحظات روشنی است. جامعه عمیقا نسبت به تبعیض و رانت و بیت‌المال حساس شده. و اگر جامعه بیدار شود و پرسشگری را جدی بگیرد، مقامات و مسئولان چاره‌ای ندارند جز اینکه عقب نشینی کنند. جنبش مبارزه با رانت و تبعیض و فساد سوپرمن‌ لازم ندارد. خود ما مردم عادی کافی هستیم.

پانوشت: سه ویدیو. ورق بزنید.

https://www.instagram.com/p/CEFO2UUJ0UB/?utm_source=ig_web_copy_link
«مکن ای صبح طلوع»، آخرین چانه‌زنی «انسان» با طبیعت و جبر و قانون و زمان چرخشی و تکرار شونده‌ طبیعت است. کورسوی امید در شب طولانی تا شاید آن بنیانی ترین رخداد تاریخ به «تاخیر» بیفتد. چرا که اگر نیفتد، ظهر روز بعد، او، انسان، مجبور به انتخاب؛ و مسئول سرنوشت و تقدیر کلیت تاریخ میشود.

🔹تابلوی عجیبی است. هر سال همین موقع. در آن شب طولانی. انسان در یک سو و زمان طبیعی در سوی دیگر. چشم در چشم یکدیگر. انسانی که ملتمسانه میخواهد زمان متوقف شود و صبح طلوع نکند. مواجهه‌ای که هر سال با شکست انسان و پیروزی «زمان طبیعی» به پایان میرسد. و صبح میرسد. و ظهر میرسد. و انسان شاهد گرفته میشود و آنچه رخ داده و هر سال باز رخ میدهد را به یاد می‌اورد و با به یاد آوردنش واقعه را مشاهده میکند.

🔸و «زمان طبیعی» با این واقعه قطع میشود، و پس از آن، نه انسان و نه زمان هرگز از کابوس آنچه دیده‌اند رها نمیشوند. و این آغاز «زمان تاریخی» است. و این آغاز تاریخ است. تاریخی بالذات منتظر. و انسان به سرنوشتی هبوط میکند که او را مجبور به انتخاب میکند. انسانی که بر حقیقت آن واقعه شهادت میدهد و انسانی که شهادت نمیدهد. انسانی که انتخاب میکند سوگوار-مبارز شود و انسانی که انتخاب میکند ردای فراموشی بر سر کند و تظاهر کند زمان طبیعی و چرخش تکرارشونده‌اش هنوز ممکن است. اما این رخداد، هر رخدادی نیست. آنچه در مقام انتخاب است سرنوشت کلیت تاریخ است.

🔹عاشورا واقعه‌ای «در» تاریخ نیست. عاشورا بنیان هستی‌شناسانه تاریخ است. عاشورا رخدادی است که بواسطه آن، «تاریخ» ممکن میشود.

علی علیزاده. تکه‌ای از مقاله منتشر نشده عاشورا و متافیزیک زمان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تظاهرات دیروز در شهر اوکلند ایالت کالیفرنیا با شعار
«Death to America»
چه کسی باور میکرد ۴۱سال بعد از شعار «مرگ بر آمریکا» در تهران، در حالیکه گروگانگیران ایرانی تجدیدنظرطلب و واقع‌بین و آمریکاپرست شده‌اند، حالا خود مردم آمریکا با تجربه‌ای دست اول مقابل این بزرگترین نیروی شر تاریخ قیام کنند؟ اگرچه در ایران عده‌ای آمریکاستیزی که ایدئولوژی رسمی و حاکم است را لوث و وسیله رسیدن به قدرت و ثروت و ابزار قلدری و انحصار کرده‌اند. اما ما نباید بگذاریم خشم به حق ما از فساد و قلدری و خود-خدا-انگاری این کارگزار رشوه‌گیر تسبیح به دست و آن قاضی فاسد جای مهر به پیشانی کاری کند که اصل موضوع را فراموش کنیم: اینکه آمریکا شرورترین ابرقدرت تاریخ است و روزی که دیگر نباشد تا با دستگاه پروپاگاندایش واقعیت را تحریف کند، تاریخ تصویری بهتر از مغولها یا نازیها از آمریکا روایت نخواهد کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تیزر اپیزود ششم گفتگوهای جدال
گفتگو با سعید زیباکلام
.
عدالتخواهی و رابطه آن با امنیت
.
.
🔹گفتگو با #سعید_زیباکلام، استاد دانشگاه تهران و از پیشروان امروز عدالتخواهی در ایران

این گفتگو را میتوانید سه شنبه شب ساعت بیست و یک در آپارات و یوتیوب مشاهده کنید
http://aparat.com/jedaal_tv
http://youtube.com/jedaal_tv
.
@Saeidzibakalam
.
#جدال
#جدال_تی_وی
#سعید_زیباکلام
#علی_علیزاده
عدالتخواهی و رابطه آن با امنیت.

ششمین گفتگوی اینترنتی جدال در آپارات منتشر شد.
مدت: هشتاد دقیقه

🔺در ششمین اپیزود از برنامه‌های تلویزیون اینترنتی جدال با #سعید_زیباکلام استاد فلسفه علم دانشگاه تهران و نویسنده کتابهای متعددی از جمله معرفت‌شناسی اجتماعی، خلاف جریان، ساختار انقلاب‌های علمی و انحلال انقلاب در نظام استکباری گفتگو کردم.

سعید زیباکلام را باید از پیشروان و از مهم‌ترین چهره‌های جریان سیاسی موسوم به عدالتخواهان دانست. جریانی که در اوایل دهه هشتاد شمسی و پس از افول جنبش لیبرال و دموکراسی‌خواه دوم خرداد اعلام حضور کرد و خواهان تغییر سیاستهای سرمایه‌سالارانه و نابرابریها و تبعیض‌ها در سیاستهای توزیعی شد. همان سیاستهای نئولیبرالی که پس از فوت آیت‌الله خمینی تبدیل به سیاست دولتهای رفسنجانی و خاتمی و کلیت نظام شده بود. جریان عدالتخواهی برغم حضور هشت ساله‌ی رییس جمهوری تقریبا همسو در مسند قدرت، تا امروز نتوانسته تبدیل به یک جناح مستقل و رسمی داخل سیاست ایران شود و به موازات اصولگرایان و اصلاح‌طلبان برای خود حیاتی مستقل پیدا کند. با این حال باید گفت جریان عدالتخواهان دارای پتانسیل و بالقوگی‌های فراوانی در ایران امروز است.

سعید زیباکلام و بخشی از عدالتخواهان همراهش از سال نود و دو از رادیکال‌ترین و صریحترین منتقدان دولت روحانی، سیاستهای نئولیبرالی اقتصادی و پروژه‌ مرکزی این دولت یعنی برجام بوده‌اند. زیباکلام برغم اینکه شخصا دکترای فلسفه‌اش را از دانشگاه لیدز انگلستان گرفته نگاهش در سیاست خارجی استحاله نشده و همچنان معتقد به ایستادگی مقابل زیاده‌خواهی‌های غرب است. او از موضعی انقلابی مذاکرات با غرب و محصول نهایی آن یعنی برجام را خیانت به منافع ملی ایران و آرمانهای انقلاب میداند.

اما سعید زیباکلام معتقد است ایستادگی مقابل غرب تنها در صورتی ممکن است که در داخل کشور با تبعیض و بی‌عدالتی‌ و فساد و ظلم‌ به صورت جدی مبارزه شود. اما از منظر بعضی از اصولگرایان در داخل، استراتژی کلی عدالتخواهان در فریاد زدن فسادها و نابرابریهای اقتصادی و معیشتی، آنهم در «شرایط خاص تاریخی» تشدید حملات اقتصادی و سیاسی آمریکا، نوعی سیاه‌نمایی نظام و ضربه به امید اجتماعی و بازی در زمین دشمن دیده میشود. با زیباکلام درباره ارتباط این عدالتخواهی و امنیت ملی و ضرورت ایجاد گفتگو میان این دو مقوله صحبت کردم.

@Saeidzibakalam
@jedaal_tv
@Jedaal

https://www.aparat.com/v/EZXux
👍1
دوقطبی‌سازیهای اجتماعی در گفتگوی جدال با مهدی نصیری

اوایل فروردین با مهدی نصیری گفتگویی مفصل کردم که همان موقع منتشر شد اما دیدنش در سایه گفتگوهای اخیری که در سطح جامعه رخ داده بی‌فایده نیست. بخش نخست این گفتگو به شکل گیری ریشه‌های اولیه فساد در جمهوری اسلامی مربوط بود و بخش دوم آن به موضوع دوقطبی‌های فرهنگی و اجتماعی.

در این بخش دوم مهدی نصیری معتقد بود در چهار دهه گذشته جمهوری اسلامی جامعه را به بخشهای دیندار و کمتر دیندار، حزب اللهی و غیرحزب‌اللهی، با حجاب و بی‌حجاب و در یک کلام خودی و غیرخودی تقسیم کرده‌ و با این دوقطبی‌سازی‌ها باعث ایجاد خصومت و دشمنی میان بخشهای مختلف جامعه شده‌. برای مثال در موضوع حجاب احساس عمومی این است که نظام با بخش غیرخودی و غیرمعتقد به حجاب اجباری برخورد قهری کرده (از پاکسازی از ادارات و بعد شلاق زدن در دهه شصت و هفتاد تا دستگیری‌های پرخشونت در دهه هفتاد و هشتاد و حالا هم جریمه نقدی و توقیف ماشین) و به بخش خودی معتقد به حجاب را در استخدامهای رسمی و گزینشها عزیز داشته.

کافی است به صداوسیما و منطق بازنمایی تصویری در چند دهه گذشته نگاه کنیم. براساس همین آمار رسمی چند میلیون زن کاملا بی اعتقاد به ‌حجاب و چند میلیون زن کم اعتقاد به حجاب داریم که در سطح شهر هم واقعیت‌شان واضح است. اما اینها حتی در رسانه رسمی یکبار هم نشان داده نمیشوند. به استثنای مثل تظاهرات بیست و دوم بهمن و انتخابات که نظام به دنبال پرشور کردن مراسم است یا شخصیتهای منفی سریالها. بگذریم که وقتی که دانشجوی مسلمان محجبه مانتو و روسری با رهبر کشور هم دیدار میکند، صداوسیما به خودش اجازه میدهد او را چون چادر ندارد «حذف» کند و نشان ندهد.

خوب وقتی بخشی از جامعه را غیرخودی میکنید، جامعه هم نظام و حکومت را غیرخودی و غریبه میداند و اگر دستش برسد و منافعش ایجاب کند به نظام آسیب هم میزند. این دوقطبی‌ها دقیقا جایی است که دشمنان ایران، از بی‌بی‌سی و اینترنشنال تا مسیح علی‌نژادها مثل صیاد ایستاده‌اند و یارگیری میکنند. برای مثال از زنی که به خاطر حجاب دستگیر و تحقیر شده و زخم خورده و روحش رنجیده فردی بسازند که با تحریم اقتصادی خودش هم موافق باشد و منتقد هسته‌ای و موشکی هم بشود.

گفتگوی زیر را میتوانید در لینک زیر در آپارات ببینید

https://www.aparat.com/v/MPORa
❤1
ائتلافی علیه جنگ رسانه‌ای ایران‌ستیزان

مستند پروپاگاندایی ⁧ کودتای خزنده که هفته پیش از بی‌بی‌سی پخش شد باید ⁩ زنگ خطری برای همه ایرانیان باشد. حملات رسانه‌ای غرب که مکمل جنگ اقتصادی و سیاسی علیه ایران است این روزها به اوج رسیده. حالا امثال بی‌بی‌سی با پروپاگاندای هوشمندانه و چندلایه‌شان دارند اصل دفاع سرزمینی و اساس درخشان ترین دوره تاریخ معاصر را زیر سوال میبرند. چنان وقیح شده‌اند که در سالروز دفاع مقدس به مخاطب این تصور را به صورت زیرپوستی و بواسطه تاکتیکهای جنگ هوشمند رسانه‌ای تلقین میکنند که جنگ اصلا بین تیم مصباح و تیم منتظری بوده تا مخاطب فراموش کند متجاوز اصلی صدام و حامیان عربی و غربیش، از جمله همان دولت انگلیس صاحب بی‌بی‌سی فارسی بودند.

ایران یک بار دیگر در خطر است. و این‌بار دشمن از مرزهای ذهنی و فکری دارد وارد میشود. در برابر این حمله رسانه‌ای تمام عیار و برای پاک کردن فضای سیاسی ایران از نفوذ هرروز بیشتر رسانه‌های غربی نیازمند جهادی همه جانبه و فوری هستیم. وقت تنگ است. بیش از هر چیز نیازمند بیرون کردن مدیران در خواب و بی‌غیرت صداوسیما و ملی کردن صداوسیما و تبدیلش به وسیله‌ای برای دفاع از اذهان در حال اشغال مردم هستیم. همزمان نیازمند ساخت رسانه‌های ضداستعماری توسط هسته‌های مقاومت مردمی و خودجوش و آتش باختیار و همینطور هم نیازمند کنار گذاشتن اختلافهای جناحی و ائتلاف همه گرایشها علیه این جنگ رسانه‌ای هستیم.

سایت اصلاح‌طلب اعتماد چندی پیش مستندی درباره حضور رسانه‌های فارسی زبان غربی در زندگی ایران ساخت. شاید حرف جدید و درخشانی در این مستند زده نشده باشد. اما نکته مهمش این است که تمامی افراد این مستند به جز نگارنده، به کمپ اصلاح‌طلبان تعلق دارند. همان اصلاح‌طلبانی که تا چند سال پیش خطر گفتگو با رسانه‌های غربی را کتمان و انکار میکردند. و این اتفاق مهمی است. اینکه این بخش از اصلاح‌طلبان بالاخره متوجه چنین خطری شده‌اند باید نقطه آغازینی برای ائتلافی بر سر مبارزه علیه رسانه‌های اجنبی و اخراجشان از فضای ذهنی کشور باشد. مبارزه‌ای که مسلما نمیتواند با دستگیر کردن و کارهای امنیتی و حمله به پشت‌بام‌ خانه‌ها و شمشیربازی با سایه دیش ماهواره‌ها همراه باشد، که این کارهای سخیف این سالها خود بخشی از دلیل افزایش محبوبیت این رسانه‌ها و بیشتر شدن عطش جامعه برای محصولشان بوده. مبارزه در سطح جنگ نرم و جنگ فرهنگی لزوما و مسلما مبارزه‌ای ذهنی و فکری و در سطح گفتمان‌سازی است.

توصیه میکنم این مستند را ببینید و به دست آن دسته از اطرافیان‌تان که ذهن‌شان قربانی جنگ رسانه‌ای بی‌بی‌سی و اینترنشنال و منوتو شده هم برسانید.

لینک در آپارات: https://www.aparat.com/v/zWwIt

لینک در یوتیوب: https://youtu.be/V9vXJQ1BD8k
👍1
استفاده از نام شهیدان برای مقاصد حقیر سیاسی و اقتصادی را باید رسما «شهیدخواری» نامید. و آنها که عکس و نام شهیدان را ابزار مقاصد حقیرشان میکنند را باید رسما «شهیدخوار» نامید. ‌باید جلوی این پدیده ایستاد که پلیدترین نوع رانت‌خواری است.
👍3
پنج توییت درباره مناظره اول ترامپ بایدن

طرفدار ساختار حکمرانی ایران نیستم که باگ‌ها و ناکارآمدیهایش واضح است. اما از دیشب دارم به چند نسل از جوانان ایرانی فکر میکنم که از دهه۷۰ برای استقرار کپی دست سومی از دموکراسی امریکایی در ایران مبارزه کردند. مبارزه برای آرمانشهری که غایتش مناظره بایدن و ترامپ بود.
چه اتلاف عمری!

مناظره دیشب بایدن-ترامپ اجرای زنده‌ی فروپاشی دموکراسی آمریکایی بود. آنها که ۷۵ سال با تلقین ماشین پروپاگاندای آمریکا خواب حکمرانی مشابه میدیدند دیشب رویاشان به کابوس بدل شد. مثل رابطه باشکوه‌ عاشقانه‌ای که سالها از دور تماشا کرده‌اید و حالا مقابل چشمتان بزک‌اش میفتد و فرومی‌پاشد.

دموکراسی آمریکایی در کنار اقتصاد قدرتمند، حکمرانی کارآمد، رفاه عمومی و فرصت‌های برابر ‌بخشهای مختلف پکیجی ۷۵ساله بودند به نام رویای آمریکایی. ناکارآمدی مقابل کرونا دروغ بودن یک بخش را رسوا کرد. شورشهای تابستان بخشی دیگر را و مناظره دیشب هم ابتذال مردم‌سالاری زردش را.
#زوال_آمریکا

مناظره دیشب از بین رفتن ته‌مانده حرمت آمریکا بود و اعلان علنی زوالش. نظم تک قطبی حالا رسما پایان یافته. نظم چندقطبی جدید با بازیگری چین و دیگران عملا آغاز شده. و من مطمئن نیستم ایران، با اینکه در استهلاک آمریکا و تولد این نظم جدید نقش مهمی داشت سهم چندانی در آینده‌اش داشته باشد!

افول آمریکا در مقام ابرقدرتی بلامنازع بهیچ وجه به معنای صعود و پیشرفت خود بخود ایران در مقام یک دولت-ملت نیست. رفع خطر دشمن خارجی گرچه شرط لازم اما اصلا کافی نیست. ساختار حکمرانی کارآمد، نیروی اجتماعی مولد، و اعتماد بین حکومت و ملت لازم است. آیا این مولفه‌ها در ایران هزار و سیصد و نود و نه موجود است؟ آیا ایران آماده جهان پسا-آمریکا هست؟

کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
چند توییت درباره واکنشهای داخلی به قره‌باغ

دخالت در مناقشه قره‌باغ را صراحتا به ضرر کشور میدانم. اما از حق آذریهای ایران برای تظاهرات و اعلام همبستگی با قره‌باغ دفاع میکنم.
ایران کره شمالی نیست. کشوری مردم‌سالار است و مردم و احزاب حق دارند در سیاست خارجی مواضع مستقلی داشته و آزادانه اعلامش کنند. این قوت ایران است نه ضعفش.

در قضیه مسلمانان چین و کشمیر و چچن هم معتقدم آنها که میخواهند باید بتوانند آزادانه مقابل سفارتهای این کشورها تجمع اعتراضی کنند. جمهوری اسلامی باید به متحدان و دوستانش بفهماند که اگرچه دوستی آنها در راستای منافع ملی برایش عزیز است اما دفاع از حق آزادی بیان مردمش در داخل عزیزتر است

بعضی گروههای سکولار ناسیونالیست و پان ایرانیست از تظاهرات دیروز آذریهای ایران خشمگین شده‌اند. اینها که سالها جمهوری اسلامی را برای نقض آزادی تجمعات محکوم میکردند حالا برای سرکوب نکردن تجمع آذریها محکوم میکنند. تاروزی که هر گروه آزادی را فقط برای خودش بخواهد در استبداد درجا میزنیم

وطن دوستی بی شک فضیلت است. اما وطن پرستی افراطی و خودبرترانگاری نژادی و قومی و ملیتی همانقدر خطرناک است که دخالت وحشیانه نظامی امپریالیسم. این منطقه بلادیده غرب آسیا را همانطور که از دخالت امپریالیستی پاک میکنیم باید از شوونیسم و پان ترکیسم و پان ایرانیسم و پان عربیسم هم پاک کنیم

ایران قرنها محل هم‌زیستی مسالمت‌آمیز اقوامی بود که زبان و فرهنگ و حتی حکمرانی محلی خود را داشتند. ممالک محروسه‌. رضا قلدر کل این نظم را با خشونت بهم ریخت و با مفهوم دولت-ملت عوض کرد. نظام غربزده جمهوری اسلامی هم دقیقا همان مدل وارداتی غربی دولت-ملت مرکزگرای فارس‌گرا را ادامه داد.

برخلاف کشورهای منطقه، تجزیه‌طلبی در ذات هیچکدام از اقوام ایران نیست. چرا که تجربه همزیستی چندهزارساله دارند. گرایش به تجزیه‌طلبی در ایران «واکنشی» است. همین امروز تبعیض اقتصادی در کردستان/خوزستان/بلوچستان را کم کنید شش ماه بعدش می‌بینید تجزیه‌طلبان چگونه به قبرستان تاریخ رفته‌اند

کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
👍2
بدهی ما به انقلاب

تبعیض‌ها و ناآزادی‌ها و بی‌عدالتی‌ها و طاغوتهای کوچک و بزرگ امروز نتیجه انقلاب نیست. نتیجه آن است که ما مردم انقلابی بودن را فراموش کردیم و از مبارزه برای حقوق خود عقب کشیدیم و میدان را به متظاهرانی واگذار کردیم که جنسشان همان جنس پهلوی است گیرم با ریشی و تسبیحی و جای مهری.

انقلاب هرگز قرار نبود یکباره وضعیت ما را بهبود ببخشد. قرار نبود استبداد دو هزار و پانصد ساله این سرزمین را که در ذهن تک تک خود ما هم ریشه دارد و بخشی از ژن و دی‌ان‌ای تاریخی ماست یک شبه سرنگون و با آزادی جایگزین کند.
قرار نبود ساختار اقتصادی و سیاسی نا‌عادلانه و پر از تبعیض و طبقاتی کشوری را که برای دو هزار و پانصد سال عده‌ای شاه و دربار و خان و ارباب و شازده بودند و نود و نه درصد بقیه رعیت و توسری‌خور و بی‌صدا و بی‌هویت، یکشبه تبدیل به جامعه‌ای برابر و عادلانه و بی‌تبعیض کند.

نه! انقلاب آرمانها و ارزشها و افق ها را به ما نشان داد و به ما گفت باید برای این آرمانها و ارزشها بجنگید و مبارزه کنید و نتیجه را به ما واگذاشت و مسئولیت ساختن تاریخ را روی دوش ما گذاشت.
ما کودکانی بی قدرت نیستیم که منتظر بمانیم انقلاب مثل پدری غذا دهانمان بگذارد و حالا که احساس میکنیم نگذاشته و سهم‌مان را نداده از انقلاب خشمگین شویم.

نه! سرنوشت انقلاب به رفتار و کنش تک تک ما بستگی داشته و دارد و خواهد داشت: اینکه ما برای آزادی و عدالت و استقلال بجنگیم یا نجنگیم. اینکه ما مقابل گرایشهای ضدانقلاب، چه در شکل اپوزیسیون و چه در شکل فاسدان مدعی طرفداری از نظام، بایستیم یا نایستیم. اینکه مقابل ظلم و مقابل بازتولید گرایشهای جاهلی پیش از انقلاب یعنی گرایش به انباشت ثروت و قدرت و زندگی اشرافی فریاد بزنیم یا سعی کنیم خودمان هم سهمی برداریم. اینکه مقابل فسادهای اقتصادی و سیاسی از ترس یا از محافظه‌کاری سرمان را پایین بیاندازیم یا اعتراض کنیم.

انقلاب اتفاقی در گذشته نیست. انقلاب روند و فرایند و پروسه‌ای زنده است. و هر لحظه و هر کارزار در چهل و یک سال گذشته در این کشور محل نبرد نیروهای انقلابی با نیروهای ضدانقلابی بوده است.

و انقلاب این روزها مظلوم‌تر از همیشه است. آنقدر مظلوم که سلطنت‌طلبان، این تفاله‌های تاریخ هم جسارت پیدا‌ کرده اند و به میدان آمده‌اند. آنقدر مظلوم که بسیاری از انقلابی‌های قدیمی هر روز به شکلی از نقش خود تبری میجویند و ابراز پشیمانی میکنند.
اما شک نیست که راه آزادی و عدالت و استقلال در این سرزمین و در این منطقه همچنان از دل رجوع به انقلاب اسلامی پنجاه و هفت و بیرون آوردن سویه‌های فراموش شده آن میگذرد.

https://www.instagram.com/p/CF9a8MaBIUY/
«از تاجگردون تا رزم‌حسینی: چگونه با فساد مسئولان نظام باید مقابله کرد.» ساعت ده امشب گفتگوی زنده اینستاگرامی با صبا آذرپیک خبرنگار تحقیقی.

در بخش نخست این گفتگو چند پرونده‌ای که خانم آذرپیک در سال گذشته رویشان تحقیق کرده، بالاخص پرونده باز علیرضا رزم حسینی را، کالبدشکافی میکنیم.

در نیمه دوم گفتگو اما میپرسم آیا بدون تغییر ساختارها مبارزه با یک مفسد اینجا و رسوا کردن یک مفسد آنجا اصلا فایده ای دارد؟ آیا این نوع برخورد با فساد تنها خراشیدن سطح‌ها نیست؟‌ و همینطور هم آیا چنین مبارزه با فسادی به افزایش ناامیدی اجتماعی آنهم در این شرایط سخت معیشتی دامن نمیزند؟ در پایان درباره شبهاتی که در فضای عمومی درباره نحوه فعالیت و کار خانم آذرپیک وجود دارد سوالاتی صریح میپرسم.
این گفتگو را میتوانید از آدرس زیر ببینید:
instagram.com/ali.alizadeh.insta
از تاجگردون تا رزم حسینی: چگونه باید با فساد مسئولان مقابله کرد؟

گفتگوی خودمونی با صبا اذرپیک، خبرنگار تحقیقی درباره روند و نحوه فسادیابی در ایران امروز . این گفتگو چهاردهم مهر در اینستاگرام انجام شده
.
صبا آذرپیک روزنامه‌نگاری را در سال هزار و سیصد و هشتاد و شش به عنوان خبرنگار پارلمانی روزنامه اعتماد آغاز کرد. آذرپیک که مجلس هشتم و نهم و دهم را به دقت و از نزدیک رصد کرده هم شناخت دقیق و تخصصی از نمایندگان این مجالس و لابی‌های پشت پرده داشته و هم شاهد شکل گیری حلقه‌های فساد و قدرت در این مجالس بوده و هم با نمایندگانی که مقابل این حلقه‌ها ایستاده‌‌اند همکاری کرده. آذرپیک در سالهای گذشته تحقیق روی پرونده‌های مهمی مثل فساد در شهرداری قالیباف، پرونده فساد شریعتمداری وزیر سابق صنعت، فساد تاجگردون نماینده سابق مجلس، مدرک جعلی بذرپاش رییس بازرسی مجلس و فساد رزم حسینی وزیر فعلی صنعت را در کارنامه خود دارد. آذرپیک برای فسادستیزی هزینه سنگینی هم داده‌ و از جمله در سال نود و سه هشتاد و پنج روز را در زندان انفرادی گذراند.
.
در این گفتگوی زنده درباره امکان یا عدم امکان فسادستیزی در ایران امروز و رابطه آن با امید اجتماعی صحبت کردیم. همینطور بخشی از پرسشهای مخاطبان درباره پرونده‌های فساد و همینطور شبهاتی درباره خانم آذرپیک هم جواب داده شد. همچنین از آذرپیک پرسیدم پس از هشتاد و پنج روز زندانی که حتی قوه قضاییه هم امروز میداند ظالمانه و غیرعادلانه بود چرا همچنان داخل کشور ماند و مانند بسیاری به یک اپوزیسیون خارج کشور تبدیل نشد و ماندن در ایران و اصلاح از داخل را به دریافت سالانه صدها هزار دلار و پوند بودجه دولتهای غربی و عربی ترجیج داد.

لینک به یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=ThP43dGByB0

لینک به آپارات:
https://www.aparat.com/v/2Bdjn