#مناظره_سوم بيشتر از اقتصاد، درباره فساد اقتصادي است. افشاگريهاي دو جناح اگرچه تصوير منزه و رسمي رامخدوش ميكند، اما تنها سازوكار شناخته شده اي است كه ميتواند مانع نهادينه شدن بيشتر فساد در اينده شود.
👍1
دلواپسان منافع ملی مقابل دلواپسان جناحی
------------------------
یک- طوماری در فضای مجازی در حال امضا جمع کردن است. شکواییه ای که از دپارتمان آموزش دولت اسکاتلند میخواهد هرچه سریعتر مدرک دکترای حسن روحانی را لغو و ابطال کند. شکواییه ای به زبان انگلیسی که در متن آن، روحانی نه فقط متهم که به صراحت محکوم شده است که در بخشهای قابل توجهی از رساله خود مبادرت به سرقت علمی کردهاست.
دو- مخاطب این طومار دپارتمان آموزش عالی اسکاتلند، یعنی بخشی از «دولت فخیمه بریتانیای کبیر» است. امضا کنندگان این طومار اپوزیسیون برانداز، تجزیه طلبان، مجاهدین خلق یا سلطنت طلبان نیستند. اغلب آنها نیروهایی هستند که ارزشی یا دلواپس نامیده میشوند.
سه- باورکردنی نیست بخشی از نیروهای سیاسی مقیم کشور «ادعای اثبات نشده» خود درباره مدرک روحانی را به عنوان محکومیت قطعی در عرصه بین المللی مطرح کنند. باورکردنی نیست آنها نتوانسته باشند با یک تلفن یا مراجعه حضوری استعلام کرده باشند تا در صورت اثبات، مدارک را تحویل مقامات قضایی و نظارتی ایران بدهند. باورکردنی نیست دلواپسان از دولت استعمارگر بریتانیا بخواهند، رییس جمهور مستقر جمهوری اسلامی را در عرصه بین المللی بیآبرو کنند. دولت بریتانیایی که متحد نظامی عربستان است و تا دو سال پیش با جانبداری از تحریمهای ظالمانه زندگی روزانه ایرانیان را به خطر انداخته بود. باور کردنی نیست که عده ای بخواهند نماینده ۸۰ میلیون ایرانی در مذاکره با قدرتهای جهانی را تحقیر و بیقدرت کنند؟
چهار- در این سالها بسیاری از فعالان سیاسی مقابل بخشی از اپوزیسیون ایستادند. نه به این دلیل که حقوقی که آن اپوزیسیون از آنها سخن میگفت مشروع نبودند و ظلمهایی که به آنها اشاره میکردند وجود نداشت و یکسره سیاه نمایی بودند. ادعاهای آنها درباره روند ناعادلانه قضایی اعدامها و زندانها، و درخواست آنها درباره حقیقت یابی، ارزش انسانی بسیار بیشتری داشت تا استعلام از یک مدرک تحصیلی. اما با این اپوزیسیون مقابله شد چرا که شکوه و شکایت خود را به دولتهای غربی و نهادهایش میبرد. دولتها و نهادهایی که بعدا این شکایات را به عنوان سلاحی نه فقط مقابل این یا آن جناح نظام، که علیه کل مردم ایران به کار میبرد.
پنج- وقتی دلواپسان داخل نظام با اینهمه قدرت و در اختیار داشتن بسیاری از نهادها و مناصب، برای کوچکترین امتیازگیری، آنهم درباره اتهامی اثبات نشده، پیش از رفتن راه های آسانتر، دست به دامن اجنبی و دولت خارجی میشوند، دیگر چگونه میتوان شهروندان سادهای که از تمام حقوق خود محروم شدهاند را از مراجعه به وزارت خارجه آمریکا و نهادهای به ظاهر طرفدار حقوق بشرش منع کرد؟
شش- در این سالها بسیاری از مهاجران یا تبعیدیان خارج از ایران، برغم تمام اتهامات و برچسبها و هزینههایش، مانع حمله و امتیازگیری دولتها و نهادهای غربی به جمهوری اسلامی شده اند. نه به این دلیل که انتقادی به این یا آن دولت نداشته اند که گاه آنها را از حق ساده دیدار از وطن هم محروم کرده بود. بلکه چون میدانستند حمله به احمدی نژاد یا خاتمی یا روحانی، وقتی در تریبونهای انگلیسی و آمریکایی و در پارلمانهای لندن و واشنگتن صورت بگیرد، همه ۸۰ میلیون را هدف قرار میدهد.
هفت- خط قرمز ما نه این جناح یا آن جناح که باید منافع ملی همه ایرانیان باشد. خط قرمز ما باز نکردن پای اجنبی و بیگانه به منازعات سیاسی داخل کشور است. باید به چندهزار امضا کننده این شکواییه گفت: دلواپسان قدرتید، نه دوستان ملت. دلواپسان منافع ملی این بار هم باید اعتراض کنند.
کانال تلگرام علی علیزاده http://t.me/jedaal
------------------------
یک- طوماری در فضای مجازی در حال امضا جمع کردن است. شکواییه ای که از دپارتمان آموزش دولت اسکاتلند میخواهد هرچه سریعتر مدرک دکترای حسن روحانی را لغو و ابطال کند. شکواییه ای به زبان انگلیسی که در متن آن، روحانی نه فقط متهم که به صراحت محکوم شده است که در بخشهای قابل توجهی از رساله خود مبادرت به سرقت علمی کردهاست.
دو- مخاطب این طومار دپارتمان آموزش عالی اسکاتلند، یعنی بخشی از «دولت فخیمه بریتانیای کبیر» است. امضا کنندگان این طومار اپوزیسیون برانداز، تجزیه طلبان، مجاهدین خلق یا سلطنت طلبان نیستند. اغلب آنها نیروهایی هستند که ارزشی یا دلواپس نامیده میشوند.
سه- باورکردنی نیست بخشی از نیروهای سیاسی مقیم کشور «ادعای اثبات نشده» خود درباره مدرک روحانی را به عنوان محکومیت قطعی در عرصه بین المللی مطرح کنند. باورکردنی نیست آنها نتوانسته باشند با یک تلفن یا مراجعه حضوری استعلام کرده باشند تا در صورت اثبات، مدارک را تحویل مقامات قضایی و نظارتی ایران بدهند. باورکردنی نیست دلواپسان از دولت استعمارگر بریتانیا بخواهند، رییس جمهور مستقر جمهوری اسلامی را در عرصه بین المللی بیآبرو کنند. دولت بریتانیایی که متحد نظامی عربستان است و تا دو سال پیش با جانبداری از تحریمهای ظالمانه زندگی روزانه ایرانیان را به خطر انداخته بود. باور کردنی نیست که عده ای بخواهند نماینده ۸۰ میلیون ایرانی در مذاکره با قدرتهای جهانی را تحقیر و بیقدرت کنند؟
چهار- در این سالها بسیاری از فعالان سیاسی مقابل بخشی از اپوزیسیون ایستادند. نه به این دلیل که حقوقی که آن اپوزیسیون از آنها سخن میگفت مشروع نبودند و ظلمهایی که به آنها اشاره میکردند وجود نداشت و یکسره سیاه نمایی بودند. ادعاهای آنها درباره روند ناعادلانه قضایی اعدامها و زندانها، و درخواست آنها درباره حقیقت یابی، ارزش انسانی بسیار بیشتری داشت تا استعلام از یک مدرک تحصیلی. اما با این اپوزیسیون مقابله شد چرا که شکوه و شکایت خود را به دولتهای غربی و نهادهایش میبرد. دولتها و نهادهایی که بعدا این شکایات را به عنوان سلاحی نه فقط مقابل این یا آن جناح نظام، که علیه کل مردم ایران به کار میبرد.
پنج- وقتی دلواپسان داخل نظام با اینهمه قدرت و در اختیار داشتن بسیاری از نهادها و مناصب، برای کوچکترین امتیازگیری، آنهم درباره اتهامی اثبات نشده، پیش از رفتن راه های آسانتر، دست به دامن اجنبی و دولت خارجی میشوند، دیگر چگونه میتوان شهروندان سادهای که از تمام حقوق خود محروم شدهاند را از مراجعه به وزارت خارجه آمریکا و نهادهای به ظاهر طرفدار حقوق بشرش منع کرد؟
شش- در این سالها بسیاری از مهاجران یا تبعیدیان خارج از ایران، برغم تمام اتهامات و برچسبها و هزینههایش، مانع حمله و امتیازگیری دولتها و نهادهای غربی به جمهوری اسلامی شده اند. نه به این دلیل که انتقادی به این یا آن دولت نداشته اند که گاه آنها را از حق ساده دیدار از وطن هم محروم کرده بود. بلکه چون میدانستند حمله به احمدی نژاد یا خاتمی یا روحانی، وقتی در تریبونهای انگلیسی و آمریکایی و در پارلمانهای لندن و واشنگتن صورت بگیرد، همه ۸۰ میلیون را هدف قرار میدهد.
هفت- خط قرمز ما نه این جناح یا آن جناح که باید منافع ملی همه ایرانیان باشد. خط قرمز ما باز نکردن پای اجنبی و بیگانه به منازعات سیاسی داخل کشور است. باید به چندهزار امضا کننده این شکواییه گفت: دلواپسان قدرتید، نه دوستان ملت. دلواپسان منافع ملی این بار هم باید اعتراض کنند.
کانال تلگرام علی علیزاده http://t.me/jedaal
Telegram
جدال- علی عليزاده
کانال رسمی علی علیزاده.
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
👍2❤1
Forwarded from مرضیه رسولی
انتخاب نه بین بد و بدتر است نه مرگ و زندگی
با خودم قرار گذاشته بودم ایندفعه برای تشویق کسی به رای دادن به نامزد مورد نظرم، از روش همیشگی فاصله بگیرم: از آوردن استدلال برای دیگران که انتخاب بین مرگ و زندگی/بد و بدتر است. از به وحشت انداختنشان، که اگر کاندیدای ما رای نیاورد از فردای انتخابات تاریکی شروع میشود، زندگیمان به خاک مینشیند و خیلی از چیزهایی که با بودنشان امنیم، از بین میرود و تبدیل به آرزویی دور میشود. خدا میداند چقدر این رویه که دست از سرش برنمیداریم در بلندمدت حال همهمان را بد کرده، بیتکیهگاهمان کرده، ترسخورده و بیآیندهمان کرده. فضای آخرالزمانی میسازیم که شرایط برای کوتاهمدت بحرانی شود و از بحران استفاده کنیم و با عذاب وجدان دادن، با گذاشتن بار مسئولیت یک کشور فقط به دوش یک رای، با ترساندن و هشدارهای پیاپی دیگران را به پای صندوق بکشیم. یکهو به همهچیز نگاه یکبار مصرف پیدا میکنیم، فکر نمیکنیم و انگار برایمان اهمیت ندارد که دست در دست کاندیداها آنچه برای بحرانی کردنش تلاش میکنیم، بزرگترین سرمایهی یک کشور، یعنی امنیت و اعتماد مردم است. من فکر میکنم بزرگترین خیانت هرکس به کشورش (هرچند ناخواسته)، ارائهی تصویری دروغ و حتا اغراق شده برای از بین بردن اعتماد مردم برای زندگی در آن کشور است. بیاعتمادی مردم فقط محدود به حکومت نمیماند، به تک تک مناسبات و آدمها تسری پیدا میکند و هویت و ماهیت همهچیز را تغییر میدهد. بیاعتمادی بیانگیزه و دلسرد میکند و فردایی باقی نمیگذارد.
چرا سراغش میرویم؟ چون میخواهیم برای مجاب کردن آدمها با سلاح ترس و شوک پیش برویم که آسانترین راه است و در کمترین زمان ممکن به بیشترین نتیجه برسیم. بقیهی روشها زمانبر است و ما هم که فعالان کارهای هیاتی. چهارسال کاری به کار مردم نداریم و یکهو در عرض دوهفته تمام نظام فکریشان را به هم میریزیم، آنها را متوجه تصمیم یا بیتصمیمی زیانبارشان میکنیم و با به وحشت انداختنشان از فردای کشور مشارکت را بالا میبریم. خوشخیالانه فکر میکنیم رعب ایجاد کردن محدود به همین روزهای انتخابات میماند درحالی که لانه میگذارد و ذره ذره فاصلهی مردم را از هم، از حس مسئولیتی که باید نسبت به محل زندگیشان داشته باشند بیشتر میکند.
بیتفاوتی آدمها به انتخابات و اینکه چه کسانی در مسند قدرت باشند، بیمسئولیتی اجتماعی بزرگی است که بخش مهمی از آن ثمرۀ همین بیاعتمادی است. نمیشود درکوتاه مدت درمانش کرد، نمیشود با حربهای واحد به جنگش رفت، نمیشود در عرض دوهفته بحرانیاش کرد، فضای بهشتی و جهنمی ساخت و فردای انتخابات بیخیالش شد. فعالیتهای دوهفتهای و چندهفتهای، راه انداختن بازی مرگ و زندگی/بد و بدتر از طرف ما و از طرف نامزدها، حضورشان در مناظرات و پروندهسازیهایشان علیه یکدیگر، همه و همه اعتماد مردم را در بلندمدت نشانه گرفته. من فکر میکنم روش ثابت ما به همراه مناظرات تلویزیونی باعث شده هر دوره آدمهای بیشتری به جمع بیتفاوتها، بیانگیزگان و بیاعتمادان بپیوندند. برای همین است که هرچه سعی میکنیم نزدیکتر شویم و یکی شویم، دورتر میشویم.
راهش چیست؟ یک راهش در کوتاهمدت تمرکز بر دستاوردها و برنامههای کاندیدایمان و در بلندمدت با روشهای غیر شتابزده آگاه کردن شهروندان نسبت به سازوکار ادارهی این کشور است، با همهی ویژگیها و مختصاتی که دارد، با همهی تفاوتها و شباهتهایش به یک حکومت جمهوری. هنوز خیلیها نمیدانند شرایط حاکمیت نسبت به دههی شصت تغییر کرده و آن یکپارچگی دیگر وجود ندارد و نمیتوان یک دستگاه را نمایندهی کل حاکمیت دانست. هنوز خیلی از شهروندان از وظایف و اختیارات قوهی مجریه یا مقننه خبر ندارند. هرچه از قوا به دستشان میرسد آمار دزدیها، اختلاف، اختلاس، پروندههای قضایی، فرار و فشار و استعفاست.
با خودم قرار گذاشته بودم از روش همیشگی فاصله بگیرم اما نتوانستم. آنکه میترساند خودش هم به دام ترس میافتد.
با خودم قرار گذاشته بودم ایندفعه برای تشویق کسی به رای دادن به نامزد مورد نظرم، از روش همیشگی فاصله بگیرم: از آوردن استدلال برای دیگران که انتخاب بین مرگ و زندگی/بد و بدتر است. از به وحشت انداختنشان، که اگر کاندیدای ما رای نیاورد از فردای انتخابات تاریکی شروع میشود، زندگیمان به خاک مینشیند و خیلی از چیزهایی که با بودنشان امنیم، از بین میرود و تبدیل به آرزویی دور میشود. خدا میداند چقدر این رویه که دست از سرش برنمیداریم در بلندمدت حال همهمان را بد کرده، بیتکیهگاهمان کرده، ترسخورده و بیآیندهمان کرده. فضای آخرالزمانی میسازیم که شرایط برای کوتاهمدت بحرانی شود و از بحران استفاده کنیم و با عذاب وجدان دادن، با گذاشتن بار مسئولیت یک کشور فقط به دوش یک رای، با ترساندن و هشدارهای پیاپی دیگران را به پای صندوق بکشیم. یکهو به همهچیز نگاه یکبار مصرف پیدا میکنیم، فکر نمیکنیم و انگار برایمان اهمیت ندارد که دست در دست کاندیداها آنچه برای بحرانی کردنش تلاش میکنیم، بزرگترین سرمایهی یک کشور، یعنی امنیت و اعتماد مردم است. من فکر میکنم بزرگترین خیانت هرکس به کشورش (هرچند ناخواسته)، ارائهی تصویری دروغ و حتا اغراق شده برای از بین بردن اعتماد مردم برای زندگی در آن کشور است. بیاعتمادی مردم فقط محدود به حکومت نمیماند، به تک تک مناسبات و آدمها تسری پیدا میکند و هویت و ماهیت همهچیز را تغییر میدهد. بیاعتمادی بیانگیزه و دلسرد میکند و فردایی باقی نمیگذارد.
چرا سراغش میرویم؟ چون میخواهیم برای مجاب کردن آدمها با سلاح ترس و شوک پیش برویم که آسانترین راه است و در کمترین زمان ممکن به بیشترین نتیجه برسیم. بقیهی روشها زمانبر است و ما هم که فعالان کارهای هیاتی. چهارسال کاری به کار مردم نداریم و یکهو در عرض دوهفته تمام نظام فکریشان را به هم میریزیم، آنها را متوجه تصمیم یا بیتصمیمی زیانبارشان میکنیم و با به وحشت انداختنشان از فردای کشور مشارکت را بالا میبریم. خوشخیالانه فکر میکنیم رعب ایجاد کردن محدود به همین روزهای انتخابات میماند درحالی که لانه میگذارد و ذره ذره فاصلهی مردم را از هم، از حس مسئولیتی که باید نسبت به محل زندگیشان داشته باشند بیشتر میکند.
بیتفاوتی آدمها به انتخابات و اینکه چه کسانی در مسند قدرت باشند، بیمسئولیتی اجتماعی بزرگی است که بخش مهمی از آن ثمرۀ همین بیاعتمادی است. نمیشود درکوتاه مدت درمانش کرد، نمیشود با حربهای واحد به جنگش رفت، نمیشود در عرض دوهفته بحرانیاش کرد، فضای بهشتی و جهنمی ساخت و فردای انتخابات بیخیالش شد. فعالیتهای دوهفتهای و چندهفتهای، راه انداختن بازی مرگ و زندگی/بد و بدتر از طرف ما و از طرف نامزدها، حضورشان در مناظرات و پروندهسازیهایشان علیه یکدیگر، همه و همه اعتماد مردم را در بلندمدت نشانه گرفته. من فکر میکنم روش ثابت ما به همراه مناظرات تلویزیونی باعث شده هر دوره آدمهای بیشتری به جمع بیتفاوتها، بیانگیزگان و بیاعتمادان بپیوندند. برای همین است که هرچه سعی میکنیم نزدیکتر شویم و یکی شویم، دورتر میشویم.
راهش چیست؟ یک راهش در کوتاهمدت تمرکز بر دستاوردها و برنامههای کاندیدایمان و در بلندمدت با روشهای غیر شتابزده آگاه کردن شهروندان نسبت به سازوکار ادارهی این کشور است، با همهی ویژگیها و مختصاتی که دارد، با همهی تفاوتها و شباهتهایش به یک حکومت جمهوری. هنوز خیلیها نمیدانند شرایط حاکمیت نسبت به دههی شصت تغییر کرده و آن یکپارچگی دیگر وجود ندارد و نمیتوان یک دستگاه را نمایندهی کل حاکمیت دانست. هنوز خیلی از شهروندان از وظایف و اختیارات قوهی مجریه یا مقننه خبر ندارند. هرچه از قوا به دستشان میرسد آمار دزدیها، اختلاف، اختلاس، پروندههای قضایی، فرار و فشار و استعفاست.
با خودم قرار گذاشته بودم از روش همیشگی فاصله بگیرم اما نتوانستم. آنکه میترساند خودش هم به دام ترس میافتد.
👍2
اغلب نظرسنجیهای چند روز گذشته برغم اختلافاتشان در چند چیز مشترک بودند. اول رشد آرام و خفیف رای رییسی، دوم افول رای قالیباف بعد از مناظره سوم ودر نهایت، بالاتر بودن قابل ملاحظه رای روحانی نسبت به تک تک هر دو کاندیدا. آشکار بود شانس اصلی اصولگرایان حضور با هر سه کاندیدا و کشاندن انتخابات به مرحله دوم است. قالیباف با برجسته کردن شعار ۹۶ درصد که یک کاسه کردن تمام جامعه به جز طبقه حاکم بود، دنبال کسب همزمان رای بخشهایی از طبقه متوسط و طبقات فرودست بود. قالیباف نشان داد که مارگزیده میتواند دوباره و چندباره از یک سوراخ گزیده شود. او سیاست طبقاتی را اتخاذ کرد که در سالهای ۸۴ و ۹۲ هم باعث شکستش شده بودند. در حالیکه کمپین رییسی شفافیت طبقاتی و اقتصادی بیشتری داشت و تمرکزش را بر روی فرودستان و به ویژه فرودستان حاشیه شهرهای بزرگ گذاشته بود.
معتقدم سبد رای قالیباف و رییسی با یکدیگر همپوشانی کافی ندارد و رای قالیباف (به ویژه طبقه متوسط شهری) ضرورتا به رییسی منتقل نمیشود. به علاوه قالیباف به جای آنکه در لحظه اوج و از روی اقتدار انصراف دهد، زمانی انصراف داد که رایش رو به افول است. با این مقدمات معتقدم انصراف محمدباقر قالیباف از نامزدی تنها یک معنی میتواند داشته باشد: اینکه اصولگرایان از رفتن به دور دوم ناامید شده اند ولی میخواهند با بالا بردن رای رییسی، آینده سیاسیش را حفظ کنند.
پانوشت: منظور از آینده سیاسی رییسی لزوما افزایش شانس او برای مقام رهبری نیست. چنین ادعایی از ابتدا سست و بدون دلایل محکم و بیشتر به منظور ایجاد وحشت در میان پایگاه طرفداران اصلاح طلبان مطرح شده بود. منظور حفظ رییسی بعد از شکست در دور اول با رایی بالاتر و آبرومند تر به عنوان یکی از چهرههای شاخص و مرکزی جناح اصولگرایان است. چه بسا رای بالاتر به او اجازه بدهد سخنگوی اصلی جناح منتقد روحانی در ۴ سال آینده باشد.
کانال تلگرام علی علیزاده http://t.me/jedaal
معتقدم سبد رای قالیباف و رییسی با یکدیگر همپوشانی کافی ندارد و رای قالیباف (به ویژه طبقه متوسط شهری) ضرورتا به رییسی منتقل نمیشود. به علاوه قالیباف به جای آنکه در لحظه اوج و از روی اقتدار انصراف دهد، زمانی انصراف داد که رایش رو به افول است. با این مقدمات معتقدم انصراف محمدباقر قالیباف از نامزدی تنها یک معنی میتواند داشته باشد: اینکه اصولگرایان از رفتن به دور دوم ناامید شده اند ولی میخواهند با بالا بردن رای رییسی، آینده سیاسیش را حفظ کنند.
پانوشت: منظور از آینده سیاسی رییسی لزوما افزایش شانس او برای مقام رهبری نیست. چنین ادعایی از ابتدا سست و بدون دلایل محکم و بیشتر به منظور ایجاد وحشت در میان پایگاه طرفداران اصلاح طلبان مطرح شده بود. منظور حفظ رییسی بعد از شکست در دور اول با رایی بالاتر و آبرومند تر به عنوان یکی از چهرههای شاخص و مرکزی جناح اصولگرایان است. چه بسا رای بالاتر به او اجازه بدهد سخنگوی اصلی جناح منتقد روحانی در ۴ سال آینده باشد.
کانال تلگرام علی علیزاده http://t.me/jedaal
Telegram
جدال- علی عليزاده
کانال رسمی علی علیزاده.
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
👍2
Forwarded from YekRay
🔶گفتوگوی اختصاصی «یکرای» با علی علیزاده :
🔹به نسبت هر انتخابات دیگری که ما بعد از سال ۷۶ داشتیم، میشود این انتخابات را تا این جای کار آرامترین، سالمترین و کمخطرترین انتخابات دانست، به استتثنای سال ۸۰.
🔹به نظر من اگر روحانی برندهی انتخابات شود، شانس بیشتری برای مقابله با فساد وجود دارد.
🔹برخلاف انتظار ما هیچ کدام از سه نامزد آنها به برجام حمله جدی نکردند.
🔹 مناظره آخر در راسخ کردن اعتقاد طرفداران روحانی موثر بود و به آنها تصویر رییسجمهور و دو بوروکرات همراه داد که بیپروا طرفدار توسعه هستند و در برخورد با جناح مقابل اعتماد به نفس دارند.
🔹این مناظره، مناظرهی نظامی بود که از یک سو دیگر قدسی و الهی نیست، فسادش عیان شده و باید راههای عرفیِ پاک کردن فساد را پیدا کند و همزمان خیالش از امنیت ملی در مرزهایش راحت است.
🔹 قالیباف مثل سالهای ۸۴ و ۹۲ هنوز دچار اغتشاش در رویکرد طبقاتی کمپینش است.
🔹دو جناح با تاخیر به هم نزدیک میشوند و ارزشهای همدیگر را درونی میکنند.
🔹پس از ۸۸ هر دو جناح فکر حذف دیگری را از سرشان بیرون کردهاند.
http://telegra.ph/ali-alizadeh-05-14
🔹به نسبت هر انتخابات دیگری که ما بعد از سال ۷۶ داشتیم، میشود این انتخابات را تا این جای کار آرامترین، سالمترین و کمخطرترین انتخابات دانست، به استتثنای سال ۸۰.
🔹به نظر من اگر روحانی برندهی انتخابات شود، شانس بیشتری برای مقابله با فساد وجود دارد.
🔹برخلاف انتظار ما هیچ کدام از سه نامزد آنها به برجام حمله جدی نکردند.
🔹 مناظره آخر در راسخ کردن اعتقاد طرفداران روحانی موثر بود و به آنها تصویر رییسجمهور و دو بوروکرات همراه داد که بیپروا طرفدار توسعه هستند و در برخورد با جناح مقابل اعتماد به نفس دارند.
🔹این مناظره، مناظرهی نظامی بود که از یک سو دیگر قدسی و الهی نیست، فسادش عیان شده و باید راههای عرفیِ پاک کردن فساد را پیدا کند و همزمان خیالش از امنیت ملی در مرزهایش راحت است.
🔹 قالیباف مثل سالهای ۸۴ و ۹۲ هنوز دچار اغتشاش در رویکرد طبقاتی کمپینش است.
🔹دو جناح با تاخیر به هم نزدیک میشوند و ارزشهای همدیگر را درونی میکنند.
🔹پس از ۸۸ هر دو جناح فکر حذف دیگری را از سرشان بیرون کردهاند.
http://telegra.ph/ali-alizadeh-05-14
Telegraph
گفتوگو با علی علیزاده: کارشناسی شدن مناظرهها نماد دورهی تثبیت نظام است
نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری امسال، علاوه بر برنامههای تبلیغی مختلف، سه بار نیز در صدا و سیما حاضر شدند و با هم مناظره کردند. مناظرههای گروهی که هر نامزد فرصتی برای ارائهی برنامهی خود و نقد برنامهی رقبا داشت. سومین مناظره میان نامزدها - با موضوع مسایل…
اين تبدیل اصولگرایی به رایگرایی است. فقط باعث سردرگمی ایدئولوژیک بدنه و ریزش حاميان ميشود. عدول از اصول، مانع شکست۹۶ یک فرد نمیشود، بلكه امکان پیروزی۱۴۰۰ كل جریان اصولگرا را هم سختتر ميكند. #تتلو
بخشهایی از مناظره علی علیزاده در رادیو فردا درباره ضرورت مشارکت در انتخابات
1⃣ - جامعه ایران به این خوداگاهی تاریخی رسیده که در این منطقه که توسط غرب نابود شده، در این خاورمیانه بلازده، دعواهایش را فقط توسط صندوق رای حل و فصل کند.
2⃣ - مهدی کروبی، امیرانتظام، میرحسین و رهنورد، پروین فهیمی (مادر سهراب اعرابی) و مرضیه ابراهیمی (قربانی اسیدپاشی اصفهان) به جای عداوت و کینه و خونخواهی به صندوق رای میپوندند. میشود گفت ایران صدها ماندلا دارد و نیازی به ماندلاهای بی ریشه ای که زمانی غرب میخواست به ایران صادر کند ندارند.
3⃣ - انتخابات همه جای جهان محدودیتهای خودش را دارد. اگر در ایران ما توسط نظارت استصوابی از پیش محدود میشویم، در غرب توسط صاحبان سرمایه بزرگ به صورت غیرمستقیم محدود میشود. سوال این است که انتخابهای موجود تفاوت واقعی با یکدیگر دارند و ایا میتوان فضایی ایجاد کرد؟ انتخابات دموکراسی دویست ساله آمریکا هم میان ترامپ ضد حقوق بشر از یک سو و کلینتنون متهم به فساد بود.
4⃣ - میگویند انتخابات ایران ایدهآل نیست. بله. در وضعیت ایدهال کشور ما در محاصره ۲۶ پایگاه آمریکایی نبود که سالی یکبار صحبت از تهدید نظامی میکرد. در وضعیت ایدهال نیمی از همسایگان ما ویران نشده بودند و ما میتوانستیم به جای آنکه نگران امنیت هم باشیم تنها به فکر آزادی باشیم.
5⃣ - انتخابات برای ما ابزاری بوده که جامعه به واسطه اش رشد کرده و بالغ شده. به همین خاطر روابط درون خانواده، اجتماع و قدرت در ایران به شدت دموکراتیک تر شده است. آقای ابراهیم #رئیسی می آید از حقوق کردها برای داشتن زبان مادری حرف می زند که 20 سال پیش سکولارهای ایران جرات گفتنش را نداشتند
6⃣ - از دل همین صندوق کوچک و از دل نزاع پرتحرک میان دو جناح، بلوکهای قدرت یکدیگر را مهار دوجانبه کرده اند و حکومت ایران به شدت عرفی شده است.
7⃣ - با صحبت هایی که امروز #روحانی در مشهد کرد، عملا می شود گفت که دیگر تفکیکی بین بخش های فلسفه سیاسی ایشان و خاتمی نیست. به عبارتی اصلاحات ایران، روحانی را یک بار تا سال ۹۲ و یک بار از سال ۹۲ تا ۹۶ به شکل خیلی ماهوی عوض کرد.
https://www.radiofarda.com/a/28494055.html
👇👇 فایل صوتی را از پایین دانلود کنید 👇👇👇
1⃣ - جامعه ایران به این خوداگاهی تاریخی رسیده که در این منطقه که توسط غرب نابود شده، در این خاورمیانه بلازده، دعواهایش را فقط توسط صندوق رای حل و فصل کند.
2⃣ - مهدی کروبی، امیرانتظام، میرحسین و رهنورد، پروین فهیمی (مادر سهراب اعرابی) و مرضیه ابراهیمی (قربانی اسیدپاشی اصفهان) به جای عداوت و کینه و خونخواهی به صندوق رای میپوندند. میشود گفت ایران صدها ماندلا دارد و نیازی به ماندلاهای بی ریشه ای که زمانی غرب میخواست به ایران صادر کند ندارند.
3⃣ - انتخابات همه جای جهان محدودیتهای خودش را دارد. اگر در ایران ما توسط نظارت استصوابی از پیش محدود میشویم، در غرب توسط صاحبان سرمایه بزرگ به صورت غیرمستقیم محدود میشود. سوال این است که انتخابهای موجود تفاوت واقعی با یکدیگر دارند و ایا میتوان فضایی ایجاد کرد؟ انتخابات دموکراسی دویست ساله آمریکا هم میان ترامپ ضد حقوق بشر از یک سو و کلینتنون متهم به فساد بود.
4⃣ - میگویند انتخابات ایران ایدهآل نیست. بله. در وضعیت ایدهال کشور ما در محاصره ۲۶ پایگاه آمریکایی نبود که سالی یکبار صحبت از تهدید نظامی میکرد. در وضعیت ایدهال نیمی از همسایگان ما ویران نشده بودند و ما میتوانستیم به جای آنکه نگران امنیت هم باشیم تنها به فکر آزادی باشیم.
5⃣ - انتخابات برای ما ابزاری بوده که جامعه به واسطه اش رشد کرده و بالغ شده. به همین خاطر روابط درون خانواده، اجتماع و قدرت در ایران به شدت دموکراتیک تر شده است. آقای ابراهیم #رئیسی می آید از حقوق کردها برای داشتن زبان مادری حرف می زند که 20 سال پیش سکولارهای ایران جرات گفتنش را نداشتند
6⃣ - از دل همین صندوق کوچک و از دل نزاع پرتحرک میان دو جناح، بلوکهای قدرت یکدیگر را مهار دوجانبه کرده اند و حکومت ایران به شدت عرفی شده است.
7⃣ - با صحبت هایی که امروز #روحانی در مشهد کرد، عملا می شود گفت که دیگر تفکیکی بین بخش های فلسفه سیاسی ایشان و خاتمی نیست. به عبارتی اصلاحات ایران، روحانی را یک بار تا سال ۹۲ و یک بار از سال ۹۲ تا ۹۶ به شکل خیلی ماهوی عوض کرد.
https://www.radiofarda.com/a/28494055.html
👇👇 فایل صوتی را از پایین دانلود کنید 👇👇👇
رادیو فردا
مشارکت یا عدم مشارکت؛ دیدگاه سعید بشیرتاش و علی علیزاده
در ادامه تحلیل دو انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر و روستا در ایران که روز ۲۹ اردیبهشت برگزار میشود، در مجله شامگاهی، هانا کاویانی میزبان دو تحلیلگر بود تا دربارهٔ مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات گفتوگو کند.
roundtable-- eve mag-- to vote or not to vote -- saeed bashirtash..
فايل صوتي مناظره انتخاباتي علي عليزاده در راديوفردا با سعيد بشيرتاش
👍1
سعودی کنفرانس فرمایشیش را #اسلامی_آمریکایی نامیده.
مکر تاریخ را ببین.
۳۵۰ میلیارد$ خرج کنی تا به حقانیت نامگذاری۴۰ سال پیش پیرمرد اعتراف کنی
مکر تاریخ را ببین.
۳۵۰ میلیارد$ خرج کنی تا به حقانیت نامگذاری۴۰ سال پیش پیرمرد اعتراف کنی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عادل الجبیر: سفر ترامپ افراطیون مثل ایران و داعش و القاعده را منزوی میکند.
باید گفت: صبر میکردی جوهر بزرگترین رخداد دموکراتیک خاورمیانه خشک شود، قبل از اینکه چنین مقایسه وقیحانهای کنی.
باید گفت: صبر میکردی جوهر بزرگترین رخداد دموکراتیک خاورمیانه خشک شود، قبل از اینکه چنین مقایسه وقیحانهای کنی.
تکنیکهای ایرانهراسی بنیان دفاع از دموکراسیها. بخش اول
🔷 دیروز بخشی از ایمیلهای هک شده یوسف العطبیه، سفیر امارات متحد عربی در واشنگتن منتشر شد. این ایمیلها آشکار کرد که امارات و «بنیان دفاع از دموکراسیها» در زمینه تقویت سیاستهای ایران هراسانه و به منظور جلوگیری از عادی سازی روابط اقتصادی در فضای پس از برجام، با یکدیگر همکاری نزدیک و دوستانهای داشته اند.
🔶 بنیاد دفاع از دموکراسیها آشکارا مدافع منافع ملی اسراییل و از طراحان اصلی تحریمهای اقصادی و ایجاد وحشت در میان سرمایهگذاران خارجی در ایران، و از فریادزنندگان دائمی نقض حقوق بشر در ایران و طراح بسیاری از کمپینهای حقوق بشر و از مبلغان اصلی تحریم انتخابات مجلس سال ۹۴ و امتناع از حضور در ریاست جمهوری سال ۹۶ ایران بودهاست.
🔷 به زبان ساده یعنی: شیخ نشین کوچک نفتی خلیج فارس که همانند حجره تجارت خانوادگی قرون وسطی اداره میشود دوشادوش سربازان جنگ نرم رژیم «آپارتاید» اسراییل، به نام دموکراسی و حقوق بشر به تنها دموکراسی بومی خاورمیانه، گیرم با هزار و یک ایراد، حمله میکنند تا آن را منزوی و عملا در شرایط تحریم نگه دارند.
🔶 متاسفانه شبکههای مجازی از دیروز تمرکز خود را روی نازلترین بخش ماجرا یعنی ارتباطات مالی هنوز اثبات نشده امارات و اف دی دی گذاشتهاند. مساله اصلی اما، تکنیکهای ایرانهراسانه ایست که اگرچه بسیاریشان در اف دی دی طراحی میشود اما پس از آن با تبدیل به ایدئولوژی غالب و گفتار رسمی، مجریان آگاه و ناآگاه بسیاری حتی در میان نیروهای میانه روتر پیدا میکند. برای فهم این تکنیکها، متن شش ماه پیش دلشاد امامی در واکاوی و رمزگشایی از این تکنیکها را باید امروز دوباره خواند و دست به دست کرد تا دیگران هم بخوانند. انتخابات ۹۶ و مشارکت ۷۰ درصدیش مانند سرمایهای در عرصه دیپلماسی عمومی و در مقابل ایرانهراسی عمل کرد. وظیفه مدافعان منافع ملی، فارغ از تعلق خاطر به این یا آن جناح، حفاظت از این سرمایه فراجناحی است.
🔹 پ.ن: دلشاد امامی از بی ادعاترین و بی حاشیهترین «مرزبانان» منافع ملی ایران است. فیزیوتراپی مهاجر و مقیم کانادا، که منبع مالی شفافش، کار روزانه دشوارش و نماد اعتقاد راسخش، رصد دقیق و پیوسته و بی منتش از نهادهای ایرانهراس و لابیهای پرهزینه دشمنان ایران است.
-------------------------------
متن دلشاد امامی. ۲۴ دیماه ۹۵📝📝📝
از میان ده ها موسسه و اتاق فکر در آمریکای شمالی که با بودجههای دهها میلیون دلاری مشغول تبلیغ جنگ و تحریم اقتصادی علیه ایرانند، شناخت بنیاد کوچک ولی به شدت موثر دفاع از دموکراسیها و مدیر ارشدش، مارک دوبوویتز، ضرورتی دو چندان برای ایرانیان دارد.
دوبویتز در دههی اخیر از معماران تحریمهای گسترده علیه ایران و همینطور از مهمترین و پر سر و صداترین مبلغان گزینهی نظامی و تهدید جدی ایران به جنگ بوده است. او و همکارانش همیشه معتقد بودهاند گزینهی نظامی چه به عنوان اهرم فشار در مذاکرات، چه به عنوان راه حلی نهایی، باید روی میز باشد. اما علاوه بر آن، آنها در ماههای پس از برجام به شدت روی عملی کردن پروژهای متمرکزند که باید آن را «تخریب هوشمند» برجام نامید:
۱- سیاست ترس-تردید-شبهه: بنیاد دفاع از دموکراسیها، با هدف خنثی کردن مواهب اقتصادی برجام برای ایران، در پی جلوگیری از روابط اقتصادی ایران با کشورهای غربی و حتی خاورمیانهای است. دوبوویتز و همکارانش در ماههای اخیر دهها بار به اروپا، خاورمیانه و حاشیهی خلیج فارس، سفر کردهاند تا با روشهای مختلف شرکتها را از ایجاد روابط اقتصادی با ایران بترسانند. برای مثال برای جلوگیری از فروش هواپیما به ایران، در ملاقاتهاشان با نمایندگان آمریکا و رسانههای غربی مدعی شدهاند ایرانایر برای کمکرسانی به بشار اسد استفاده میشود. دوبوویتز و همکارانش در همین حال در ملاقاتها و لابیهایشان با صاحبان کمپانیهای بزرگ این «شبهه» را ایجاد کردهاند که برجام پایدار نخواهد بود و به زودی ایران و غرب وارد درگیری و تنش میشوند. از این طریق، سعی کردهاند کمپانیهای بزرگ غربی را دچار این «ترس» کنند که هرگونه سرمایه گذاری در ایران ناپایدار خواهد بود و به ریسک و خطرش نمی ارزد. با همین روش، آنها موفق شدهاند بذر«تردید» را در دل بسیاری از صاحبان صنعت و تجارت بکارند. دوبوویتز در جلسهی سازمان همفکرش، UANI (اتحاد علیه ایران هستهای)، با افتخار و به صراحت این استراتژی خود را ترس-تردید-شبهه (FUD)(۱) اعلام میکند.
ادامه متن در بخش دوم 👇
https://twitter.com/Jedaaal/status/835189473910657024
🔷 دیروز بخشی از ایمیلهای هک شده یوسف العطبیه، سفیر امارات متحد عربی در واشنگتن منتشر شد. این ایمیلها آشکار کرد که امارات و «بنیان دفاع از دموکراسیها» در زمینه تقویت سیاستهای ایران هراسانه و به منظور جلوگیری از عادی سازی روابط اقتصادی در فضای پس از برجام، با یکدیگر همکاری نزدیک و دوستانهای داشته اند.
🔶 بنیاد دفاع از دموکراسیها آشکارا مدافع منافع ملی اسراییل و از طراحان اصلی تحریمهای اقصادی و ایجاد وحشت در میان سرمایهگذاران خارجی در ایران، و از فریادزنندگان دائمی نقض حقوق بشر در ایران و طراح بسیاری از کمپینهای حقوق بشر و از مبلغان اصلی تحریم انتخابات مجلس سال ۹۴ و امتناع از حضور در ریاست جمهوری سال ۹۶ ایران بودهاست.
🔷 به زبان ساده یعنی: شیخ نشین کوچک نفتی خلیج فارس که همانند حجره تجارت خانوادگی قرون وسطی اداره میشود دوشادوش سربازان جنگ نرم رژیم «آپارتاید» اسراییل، به نام دموکراسی و حقوق بشر به تنها دموکراسی بومی خاورمیانه، گیرم با هزار و یک ایراد، حمله میکنند تا آن را منزوی و عملا در شرایط تحریم نگه دارند.
🔶 متاسفانه شبکههای مجازی از دیروز تمرکز خود را روی نازلترین بخش ماجرا یعنی ارتباطات مالی هنوز اثبات نشده امارات و اف دی دی گذاشتهاند. مساله اصلی اما، تکنیکهای ایرانهراسانه ایست که اگرچه بسیاریشان در اف دی دی طراحی میشود اما پس از آن با تبدیل به ایدئولوژی غالب و گفتار رسمی، مجریان آگاه و ناآگاه بسیاری حتی در میان نیروهای میانه روتر پیدا میکند. برای فهم این تکنیکها، متن شش ماه پیش دلشاد امامی در واکاوی و رمزگشایی از این تکنیکها را باید امروز دوباره خواند و دست به دست کرد تا دیگران هم بخوانند. انتخابات ۹۶ و مشارکت ۷۰ درصدیش مانند سرمایهای در عرصه دیپلماسی عمومی و در مقابل ایرانهراسی عمل کرد. وظیفه مدافعان منافع ملی، فارغ از تعلق خاطر به این یا آن جناح، حفاظت از این سرمایه فراجناحی است.
🔹 پ.ن: دلشاد امامی از بی ادعاترین و بی حاشیهترین «مرزبانان» منافع ملی ایران است. فیزیوتراپی مهاجر و مقیم کانادا، که منبع مالی شفافش، کار روزانه دشوارش و نماد اعتقاد راسخش، رصد دقیق و پیوسته و بی منتش از نهادهای ایرانهراس و لابیهای پرهزینه دشمنان ایران است.
-------------------------------
متن دلشاد امامی. ۲۴ دیماه ۹۵📝📝📝
از میان ده ها موسسه و اتاق فکر در آمریکای شمالی که با بودجههای دهها میلیون دلاری مشغول تبلیغ جنگ و تحریم اقتصادی علیه ایرانند، شناخت بنیاد کوچک ولی به شدت موثر دفاع از دموکراسیها و مدیر ارشدش، مارک دوبوویتز، ضرورتی دو چندان برای ایرانیان دارد.
دوبویتز در دههی اخیر از معماران تحریمهای گسترده علیه ایران و همینطور از مهمترین و پر سر و صداترین مبلغان گزینهی نظامی و تهدید جدی ایران به جنگ بوده است. او و همکارانش همیشه معتقد بودهاند گزینهی نظامی چه به عنوان اهرم فشار در مذاکرات، چه به عنوان راه حلی نهایی، باید روی میز باشد. اما علاوه بر آن، آنها در ماههای پس از برجام به شدت روی عملی کردن پروژهای متمرکزند که باید آن را «تخریب هوشمند» برجام نامید:
۱- سیاست ترس-تردید-شبهه: بنیاد دفاع از دموکراسیها، با هدف خنثی کردن مواهب اقتصادی برجام برای ایران، در پی جلوگیری از روابط اقتصادی ایران با کشورهای غربی و حتی خاورمیانهای است. دوبوویتز و همکارانش در ماههای اخیر دهها بار به اروپا، خاورمیانه و حاشیهی خلیج فارس، سفر کردهاند تا با روشهای مختلف شرکتها را از ایجاد روابط اقتصادی با ایران بترسانند. برای مثال برای جلوگیری از فروش هواپیما به ایران، در ملاقاتهاشان با نمایندگان آمریکا و رسانههای غربی مدعی شدهاند ایرانایر برای کمکرسانی به بشار اسد استفاده میشود. دوبوویتز و همکارانش در همین حال در ملاقاتها و لابیهایشان با صاحبان کمپانیهای بزرگ این «شبهه» را ایجاد کردهاند که برجام پایدار نخواهد بود و به زودی ایران و غرب وارد درگیری و تنش میشوند. از این طریق، سعی کردهاند کمپانیهای بزرگ غربی را دچار این «ترس» کنند که هرگونه سرمایه گذاری در ایران ناپایدار خواهد بود و به ریسک و خطرش نمی ارزد. با همین روش، آنها موفق شدهاند بذر«تردید» را در دل بسیاری از صاحبان صنعت و تجارت بکارند. دوبوویتز در جلسهی سازمان همفکرش، UANI (اتحاد علیه ایران هستهای)، با افتخار و به صراحت این استراتژی خود را ترس-تردید-شبهه (FUD)(۱) اعلام میکند.
ادامه متن در بخش دوم 👇
https://twitter.com/Jedaaal/status/835189473910657024
Twitter
Aliz علی علیزاده
مرحبا بر شجاعت دلشاد امامي. بيترس از حمله اوباشان زن ستيز و خائنان وطنفروش، بنياد اسراييلي FDD و كارمندان طراح تحريمش را رسوا كرده #ريتوييت
👍1
تکنیکهای ایرانهراسی بنیاد دفاع از دموکراسی. بخش دوم.
ادامه متن دلشاد امامی. 📝📝📝
۲- تحریمهای جدید: تحریمها علیه ایران تنها به تحریمهای هستهای محدود نمیشوند.(۳) بخش کوچک اما مهمی از تحریمها علیه ایران، تحریمهاییند که اعضای سپاه پاسداران و دیگر اشخاص خاص را هدف قرار میدهند. با توجه به اینکه ایران به برجام وفادار بوده و مفاد آن را رعایت کرده است، تحریمهای هوشمند (که بهانهشان مثلاً وضعیت حقوق بشردر ایران است) در ماههای اخیر مورد توجه بیشتر بنیاد دفاع از دموکراسیها واقع شدهاند. پیش از هرچیز، باید توجه داشت که با توجه به شکل اقتصاد ایران، تحریمهای هوشمند نیز حیات شهروندان را هدف قرار خواهند داد و از این جهت، تفاوتی با تحریمهای پیشین نخواهند داشت. اما در کنار آن، مارک دوبوویتز، که خود مدرس «طراحی تحریم» نیز هست، بهتر از هرکس میداند که تحریمهای هستهای علیه ایران از روز اول، ابداً به سختی و گستردگی سالهای آخر نبودند. او میداند که تحریمها علیه ایران شبکهی پیچیدهای از قوانینند که یکباره و یکشبه به وجود نیامدهاند، بلکه به مرور و به بهانههای مختلف، شدیدتر شدهاند. «معرفی تحریمهای جدید»، تحت عنوان تحریمهای هوشمند، این امکان را به دوبوویتز و همکارانش خواهد داد که روز به روز مفاد این تحریمها را وسعت ببخشند و ایران را برگردانند به همان کلاف سردرگمی که سالهای پیش از برجام گرفتارش بود. این یعنی زدن زیر برجام، بدون درد و خونریزی ظاهری.
۳- همدست کردن قربانیان: دوبوویتز و بنیادش در رسانههای آمریکایی بسیار فعالند. در چند هفته مانده به امضای برجام، آنها ۳۵ بار در سیانان و فاکس نیوز و سیبیاس افکار عمومی آمریکا را از عواقب برجام حذر دادهاند.(۴) اما در سازمان تحت مدیریت دوبوویتز، FDD، چهرهای ایرانی مانند سعید قاسمی نژاد هم کار میکند. قاسمی نژاد از فعالان رسانههای فارسی زبان، یکی از حامیان اصلی #نامه_به_ترامپ، و از همفکران امضا کنندهگان آن است. او با حضور مرتب در رسانههایی مانند بیبیسی و صدای آمریکا، به تحریمها چهرهای معقول و انسانی داده است و مدعی شده است که هدف تحریمها ممانعت از کشیده شدن تنش به جنگ است. امری که همکاران قاسمینژاد، در بنیاد دفاع از دموکراسیها، خلافش را بارها به صراحت به زبان انگلیسی بیان کردهاند.(۵)
اگر بنا باشد به هر دلیل ایران مورد تحریم و فشار بیشتر غرب قرار بگیرد، رسانههای فارسی زبان غربی وظیفهی همراه کردن افکار عمومی ایران را به عهده خواهند گرفت. مثل سابق: آنها قاسمینژاد و همفکرانش را به عنوان متخصص معرفی خواهند کرد، اما به شما نخواهند گفت که «بنیاد دفاع از دموکراسیها» به بنیاد دفاع از اسراییل معروف است. نخواهند گفت این بنیاد منویات و نگاه جناحی حزب لیکود و رهبر آن بنیامین نتانیاهو را اجرایی میکند. اجازه خواهند داد تا قاسمی نژاد روی این ایده تاکید کند که «تنها بناست ناقضان حقوق بشر تحریم شوند»، مخاطبانشان را تشویق خواهند کرد کنار تحریمگران بایستند و خیال کنند مشغول دفاع از حقوق بشرند، و اگر در ادامه، کسی زنده ماند و پرسید چرا، پاسخ خواهند داد: « افکار عمومی که شما باشید، اینطور میپسندید».
منبع صفحه فیسبوک دلشاد امامی: https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10154077105441121&set=a.10151587017586121.1073741826.593831120&type=3&theater
منابع مورد استفاده در متن:
۱- https://en.wikipedia.org/wiki/Fear,_uncertainty_and_doubt
۲- https://www.youtube.com/watch?v=1jmaFSTo37k
۳- http://www.belfercenter.org/sites/default/files/legacy/files/Iran%20Sanctions.pdf
۴-http://www.slate.com/articles/news_and_politics/foreigners/2015/08/foundation_for_the_defense_of_democracies_inside_the_small_pro_israel_think.html
۵- http://www.politico.com/magazine/story/2016/07/iran-nuclear-deal-foreign-policy-barack-obama-hassan-rouhani-javad-zarif-israel-john-kerry-214052
ادامه متن دلشاد امامی. 📝📝📝
۲- تحریمهای جدید: تحریمها علیه ایران تنها به تحریمهای هستهای محدود نمیشوند.(۳) بخش کوچک اما مهمی از تحریمها علیه ایران، تحریمهاییند که اعضای سپاه پاسداران و دیگر اشخاص خاص را هدف قرار میدهند. با توجه به اینکه ایران به برجام وفادار بوده و مفاد آن را رعایت کرده است، تحریمهای هوشمند (که بهانهشان مثلاً وضعیت حقوق بشردر ایران است) در ماههای اخیر مورد توجه بیشتر بنیاد دفاع از دموکراسیها واقع شدهاند. پیش از هرچیز، باید توجه داشت که با توجه به شکل اقتصاد ایران، تحریمهای هوشمند نیز حیات شهروندان را هدف قرار خواهند داد و از این جهت، تفاوتی با تحریمهای پیشین نخواهند داشت. اما در کنار آن، مارک دوبوویتز، که خود مدرس «طراحی تحریم» نیز هست، بهتر از هرکس میداند که تحریمهای هستهای علیه ایران از روز اول، ابداً به سختی و گستردگی سالهای آخر نبودند. او میداند که تحریمها علیه ایران شبکهی پیچیدهای از قوانینند که یکباره و یکشبه به وجود نیامدهاند، بلکه به مرور و به بهانههای مختلف، شدیدتر شدهاند. «معرفی تحریمهای جدید»، تحت عنوان تحریمهای هوشمند، این امکان را به دوبوویتز و همکارانش خواهد داد که روز به روز مفاد این تحریمها را وسعت ببخشند و ایران را برگردانند به همان کلاف سردرگمی که سالهای پیش از برجام گرفتارش بود. این یعنی زدن زیر برجام، بدون درد و خونریزی ظاهری.
۳- همدست کردن قربانیان: دوبوویتز و بنیادش در رسانههای آمریکایی بسیار فعالند. در چند هفته مانده به امضای برجام، آنها ۳۵ بار در سیانان و فاکس نیوز و سیبیاس افکار عمومی آمریکا را از عواقب برجام حذر دادهاند.(۴) اما در سازمان تحت مدیریت دوبوویتز، FDD، چهرهای ایرانی مانند سعید قاسمی نژاد هم کار میکند. قاسمی نژاد از فعالان رسانههای فارسی زبان، یکی از حامیان اصلی #نامه_به_ترامپ، و از همفکران امضا کنندهگان آن است. او با حضور مرتب در رسانههایی مانند بیبیسی و صدای آمریکا، به تحریمها چهرهای معقول و انسانی داده است و مدعی شده است که هدف تحریمها ممانعت از کشیده شدن تنش به جنگ است. امری که همکاران قاسمینژاد، در بنیاد دفاع از دموکراسیها، خلافش را بارها به صراحت به زبان انگلیسی بیان کردهاند.(۵)
اگر بنا باشد به هر دلیل ایران مورد تحریم و فشار بیشتر غرب قرار بگیرد، رسانههای فارسی زبان غربی وظیفهی همراه کردن افکار عمومی ایران را به عهده خواهند گرفت. مثل سابق: آنها قاسمینژاد و همفکرانش را به عنوان متخصص معرفی خواهند کرد، اما به شما نخواهند گفت که «بنیاد دفاع از دموکراسیها» به بنیاد دفاع از اسراییل معروف است. نخواهند گفت این بنیاد منویات و نگاه جناحی حزب لیکود و رهبر آن بنیامین نتانیاهو را اجرایی میکند. اجازه خواهند داد تا قاسمی نژاد روی این ایده تاکید کند که «تنها بناست ناقضان حقوق بشر تحریم شوند»، مخاطبانشان را تشویق خواهند کرد کنار تحریمگران بایستند و خیال کنند مشغول دفاع از حقوق بشرند، و اگر در ادامه، کسی زنده ماند و پرسید چرا، پاسخ خواهند داد: « افکار عمومی که شما باشید، اینطور میپسندید».
منبع صفحه فیسبوک دلشاد امامی: https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10154077105441121&set=a.10151587017586121.1073741826.593831120&type=3&theater
منابع مورد استفاده در متن:
۱- https://en.wikipedia.org/wiki/Fear,_uncertainty_and_doubt
۲- https://www.youtube.com/watch?v=1jmaFSTo37k
۳- http://www.belfercenter.org/sites/default/files/legacy/files/Iran%20Sanctions.pdf
۴-http://www.slate.com/articles/news_and_politics/foreigners/2015/08/foundation_for_the_defense_of_democracies_inside_the_small_pro_israel_think.html
۵- http://www.politico.com/magazine/story/2016/07/iran-nuclear-deal-foreign-policy-barack-obama-hassan-rouhani-javad-zarif-israel-john-kerry-214052
Facebook
Delshad Emami
از میان ده ها موسسه و اتاق فکر در آمریکای شمالی که با بودجههای دهها میلیون دلاری مشغول تبلیغ جنگ و تحریم اقتصادی علیه ایرانند، شناخت بنیاد کوچک ولی به شدت موثر دفاع از دموکراسیها و مدیر...
متن زیر را شش روز بعد از آغاز جنگ عربستان و یمن نوشتم. آنزمان هرگز باور نمیکردم جهان ۷۹۴ روز دیگر هم به کودک کشی سعودی رضایت دهد. باور نمیکردم در قرن ۲۱ و جلوی چشم این همه رسانه و وسیله ارتباط جمعی، جهان رضایت دهد ده میلیون با قحطی و گرسنگی و صدها هزار نفر با وبا و سایر بیماریها به استانه مرگ برسند. باور نمیکردم عربستان، دهان رسانههای جهان آزاد و سازمانهای حقوق بشر را با دلارهای نفتی چنان پر کند که کسی سخنی نگوید. باور نمیکردم دروغ جنگ نیابتی را بدون حتی یک سند یک خطی به افکار عمومی تلقین کنند. اشتباه میکردم. امروز، این بیشرمی هشتصد روزه شد.
---------------------
#حوثیها ، #ائتلاف_ارتجاع و بیطرفی ریاکارانه. علی علیزاده. نهم فروردین ۹۴
🔹 حمله هوایی عربستان به یمن اولین تجاوز رسمی از این دست از زمان حمله صدام به کویت است. اگر جمهوری اسلامی چنین کرده بود شکی نبود که تمام ناوهای هواپیمابر غرب به سمت خلیج فارس گسیل شده بودند، اجلاس اضطراری شورای امنیت سازمان ملل شبانه رای به محکومیت ایران داده بود و صفحه اول روزنامه های «جهان آزاد» از عکس کودکان کشتهشدهی یمن پر شده بود.
🔸 به رغم تمام تلاش رسانه های بزرگ جهان، دولت های منطقه و بخشی مهم از اپوزیسیون ایران، خط حایل میان دو سوی ماجرا غیرشفاف نیست. جنگی فرقهای میان سنی و شیعه و چیزی به نام جنگ نیابتی ایران و عربستان هم در کار نیست. اما کار ایدئولوژی تحریف واقعیت از طریق تکرار بیپایان دروغ و فرانهادن دوگانههایی کاذب است. در یک سوی ماجرا نه ایران و نه حتی حوثی ها به تنهایی که ائتلافی از گروههای متعدد اجتماعی و قومیتی در یمن به محوریت حوثیها قرار دارد.
🔹 حوثیهایی که محروم ترین چهل درصد همان یمن و با وجوهی مترقی و نه پیکارجویانی از اروپا امده اند که اگر رهبریشان کمی متمایل به غرب بود توسط همان رسانههای جریان اصلی مدلی برای دموکراسی و رهایی بخشی در منطقه معرفی میشدند. حوثیهایی که نهضت احیای زیدیه را در دههی هفتاد شمسی براساس اصل «روارداری» بنا کردند، پنج سال پیش نقشی کلیدی در انقلاب یمن بازی کردند و همواره حرکت نظامی را در کنار فرایند سیاسی و جنبشسازی از پایین دنبال کردهاند. نه سری قطع کرده اند و نه دستی بریدهاند و خواستشان نه برقراری حکومت شریعت و نه قبضهی یک سویهی قدرت که مبارزه با فساد اقتصادی، کاهش نرخ بیکاری و کمک به ایجاد جمهوریت از طریق مشارکت تمام بخشهای جامعهی چهلتکهی یمن بودهاست. یعنی همان خواستهای بهار عرب.
🔸 در سوی دیگر، ائتلاف ارتجاع در حادترین شکل حاد آن: عربستان. سیسی، قاتل انقلاب مصر. سرهنگهای اتمی متمایل به وهابیت در پاکستان. اردوغانی که هرگز برای حمایتش از جبههالنصره و بعد داعش و نقشش در فاجعهی سوریه شماتت نشد. و البته نیروهای القاعده که سالهاست در جنوب یمن برای خود امارتی برقرار کردهاند. چنین ائتلافی امروز از حمایت معنوی نتانیاهو هم برخوردار شد. تمامی رسانه های جریان اصلی در حالی از جنگ نیابتی ایران و عربستان سخن میگویند که هیچ سندی دال بر ارسال پول و یا اسلحه و حضور نظامی ایران در یمن موجود نیست. نحوهی بازنمایی وضعیت یمن، خود تکنیکی برای ایجاد جنگ فرقه ای در این کشور است.
🔹 در چنین شرایطی، بخشی از اپوزیسیون ایران هم به بهانهی اینکه محصول قدرت گرفتن حوثیان، تضعیف عربستان و به صورت ضمنی به نفع ایران است، در مقابل حوثیان قرار گرفتهاند. همان بخشهایی از اپوزیسیون که سه دهه است خود را در مقابل جنشهای ازادیبخش منطقه گذاشته و به نام حقوق بشر، دموکراسی خواهی و یا بیطرفی، با جیرهای اندک خود را مهرهای در دستگاه ژئوپولیتیک مسلط جهانی قرار داده است. تردیدی نیست. در کنار حوثیان باید ایستاد. نه از منظر منافع ملی و یا احساسات ماجراجویانه ایرانی و شیعی. همان گونه که در کنار حزب الله و حماس در زمان حمله نامشروع ترین حکومت تاریخ یعنی اسراییل باید ایستاد، و در کنار کوبانی در زمان حمله سرطان داعش باید ایستاد. شرایط سیاسی خاورمیانه امروز اجازهی بیطرفی نمیدهد.
---------------------
#حوثیها ، #ائتلاف_ارتجاع و بیطرفی ریاکارانه. علی علیزاده. نهم فروردین ۹۴
🔹 حمله هوایی عربستان به یمن اولین تجاوز رسمی از این دست از زمان حمله صدام به کویت است. اگر جمهوری اسلامی چنین کرده بود شکی نبود که تمام ناوهای هواپیمابر غرب به سمت خلیج فارس گسیل شده بودند، اجلاس اضطراری شورای امنیت سازمان ملل شبانه رای به محکومیت ایران داده بود و صفحه اول روزنامه های «جهان آزاد» از عکس کودکان کشتهشدهی یمن پر شده بود.
🔸 به رغم تمام تلاش رسانه های بزرگ جهان، دولت های منطقه و بخشی مهم از اپوزیسیون ایران، خط حایل میان دو سوی ماجرا غیرشفاف نیست. جنگی فرقهای میان سنی و شیعه و چیزی به نام جنگ نیابتی ایران و عربستان هم در کار نیست. اما کار ایدئولوژی تحریف واقعیت از طریق تکرار بیپایان دروغ و فرانهادن دوگانههایی کاذب است. در یک سوی ماجرا نه ایران و نه حتی حوثی ها به تنهایی که ائتلافی از گروههای متعدد اجتماعی و قومیتی در یمن به محوریت حوثیها قرار دارد.
🔹 حوثیهایی که محروم ترین چهل درصد همان یمن و با وجوهی مترقی و نه پیکارجویانی از اروپا امده اند که اگر رهبریشان کمی متمایل به غرب بود توسط همان رسانههای جریان اصلی مدلی برای دموکراسی و رهایی بخشی در منطقه معرفی میشدند. حوثیهایی که نهضت احیای زیدیه را در دههی هفتاد شمسی براساس اصل «روارداری» بنا کردند، پنج سال پیش نقشی کلیدی در انقلاب یمن بازی کردند و همواره حرکت نظامی را در کنار فرایند سیاسی و جنبشسازی از پایین دنبال کردهاند. نه سری قطع کرده اند و نه دستی بریدهاند و خواستشان نه برقراری حکومت شریعت و نه قبضهی یک سویهی قدرت که مبارزه با فساد اقتصادی، کاهش نرخ بیکاری و کمک به ایجاد جمهوریت از طریق مشارکت تمام بخشهای جامعهی چهلتکهی یمن بودهاست. یعنی همان خواستهای بهار عرب.
🔸 در سوی دیگر، ائتلاف ارتجاع در حادترین شکل حاد آن: عربستان. سیسی، قاتل انقلاب مصر. سرهنگهای اتمی متمایل به وهابیت در پاکستان. اردوغانی که هرگز برای حمایتش از جبههالنصره و بعد داعش و نقشش در فاجعهی سوریه شماتت نشد. و البته نیروهای القاعده که سالهاست در جنوب یمن برای خود امارتی برقرار کردهاند. چنین ائتلافی امروز از حمایت معنوی نتانیاهو هم برخوردار شد. تمامی رسانه های جریان اصلی در حالی از جنگ نیابتی ایران و عربستان سخن میگویند که هیچ سندی دال بر ارسال پول و یا اسلحه و حضور نظامی ایران در یمن موجود نیست. نحوهی بازنمایی وضعیت یمن، خود تکنیکی برای ایجاد جنگ فرقه ای در این کشور است.
🔹 در چنین شرایطی، بخشی از اپوزیسیون ایران هم به بهانهی اینکه محصول قدرت گرفتن حوثیان، تضعیف عربستان و به صورت ضمنی به نفع ایران است، در مقابل حوثیان قرار گرفتهاند. همان بخشهایی از اپوزیسیون که سه دهه است خود را در مقابل جنشهای ازادیبخش منطقه گذاشته و به نام حقوق بشر، دموکراسی خواهی و یا بیطرفی، با جیرهای اندک خود را مهرهای در دستگاه ژئوپولیتیک مسلط جهانی قرار داده است. تردیدی نیست. در کنار حوثیان باید ایستاد. نه از منظر منافع ملی و یا احساسات ماجراجویانه ایرانی و شیعی. همان گونه که در کنار حزب الله و حماس در زمان حمله نامشروع ترین حکومت تاریخ یعنی اسراییل باید ایستاد، و در کنار کوبانی در زمان حمله سرطان داعش باید ایستاد. شرایط سیاسی خاورمیانه امروز اجازهی بیطرفی نمیدهد.
Forwarded from جهان آرا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ بخش اول گفتگوی زنده با علی علیزاده
💢 #علی_علیزاده در ارتباط زنده با #جهان_آرا : از منظر سیاسی، واضح است که قدرت های جهانی چشم طمع به #ایران دارند.
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @ofoghtv_ir
💢 #علی_علیزاده در ارتباط زنده با #جهان_آرا : از منظر سیاسی، واضح است که قدرت های جهانی چشم طمع به #ایران دارند.
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @ofoghtv_ir
Forwarded from جهان آرا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ بخش پایانی گفتگوی زنده با علی علیزاده
💢 #علی_علیزاده در ارتباط زنده با #جهان_آرا :
در جریان حادثه تروریستی 17 خرداد نباید منتظر #راشاتودی می بودیم، خودمان #پرس_تی_وی داریم.
🆔 @jahanaraofoghtv
💢 #علی_علیزاده در ارتباط زنده با #جهان_آرا :
در جریان حادثه تروریستی 17 خرداد نباید منتظر #راشاتودی می بودیم، خودمان #پرس_تی_وی داریم.
🆔 @jahanaraofoghtv
بخشی از واکنش شبکههای اجتماعی به مصاحبه دیشب با شبکه افق صداوسیما
«بخشی از نظرات منتقد»
حسین نورانی نژاد: حضور آقاى عليزاده در هربرنامه اي حقشه و مغتنم.اما يك بام و دوهواها بي حساب نيست.از داخل كشور فراوانن مصاحبه كنندگان بابى بى سى و صداي امريكا. يكى از دلايل حكمم مصاحبه با BBC بود كه در دفاع از شركت در انتخابات ٩٢ داشتم.گفتند اصل مصاحبه جرمه.اما معلومه كه اصل اينه كه كى باشه و چى بگه.
صبا آذرپیک: اگر علیز در جزیره ثبات مصاحبه می کرد با یه رسانه خارج از جزیره ثبات حالا شما بگو در مورد کیفیت آبنبات ...کارش میشد اقدام علیه امنیت ملی!
صبا آذرپیک: خب مبارکه جزیره ثبات اومد روی آنتنی که بهش تعلق داره
علیز و یامین پور. ایشالا کوشکی هم بهشون بپیونده
ریحانه طباطبایی: هرزمان که دربرنامههای سیما منتقدان نه به عنوان مهمان که به عنوان برنامه سازومجری حضور پیدا کردندازبازشدن فضا بگید.برنامه دیشب هیچ گامی نبود
سعید اسلامیه: علیز اومده بود تلویزیون جمهوری اسلامی؟ به این میگن #تغییرات_ملموس....چون قبلنا خیلیها به جرم اینکه دوستاشون تو بیبیسی هستند میرفتند زندان
حسین درخشان: علیز خودش یه پایداریچی در لندنه که در شبکه تلویزیونی پایداری در تهران دعوت شده. به این بازکردن دایره نمیگن، جو الکی ندین.
امین بزرگیان: گشوده شدن درهای تلویزیون به «صداهای مختلف». صداهای مختلف نه قیافههای مختلف. صدادراین ترکیب منظورتونالیته نیست، منظورعقایدمختلف است که بیان شود...در طول گفتوگو حتی آنجایی که علیزاده به جوانان ایثارگربعنوان تنهانیروی نظامی اشاره کرد حتی آنجاهم نگفت که بدون آزادی مردم، امنیت بیمعناست...تلویزیون رفتن وقتی توجیه میشود که مثل ذاکری جامعهشناس و زیباکلام وجلاییپور بری آنجا و درحد توان نقدکنی. گفتن حرفهای عباسی صداهای مختلف نیست
زهرا طباخی: گشاده دستی در دوره ثبات نظام خوب است اما تغییر راهبرد رسانه ملی سلیقه ای نباید باشد، طوری که دیگری هم #تریتا_پارسی را اولی بر #علیز بداند! سازمان اپوزیسیون را که نشناسیم راحت اکیپ راکفلرها را بر تیم شلدون ادلسون ترجیح می دهیم چون منطق نفوذ تشکیلات نخست قویتر است. #FDD #افق #علیز
------
«بخشی از نظرات موافق»
پویان فخرایی: اصلاحطلبان حامی بازشدن دایره صداوسیما هستند. اما جوانانشان حضور علیزاده در یک برنامه را نقد و درباره حضور قوچانی درهمان برنامه سکوت میکنند
شهاب اسفندیاری: اقدام یامین پور در دعوت از علیزاده در شبکه افق جسورانه و تحسین برانگیز بود. بیش باد!
سهیل جان نثاری: حضور علیز در افق مبارک صدا و سیما. آیا میفهمن که اون دایرهی تنگ لعنتی رو میشه خیلی بازتر کرد و مشکلی پیش نمیاد هیچ، اعتبارشون بالا هم میره؟
امیر علی صفا: کاش بجای انتقاد از حضور علیزاده، میفهمیدیم برخی چه سختیهایی میکشن تا فضای روتین و تنگنظری مرسوم، در افق بازتر باشه. از همین بچههای کف نت
حمزه غالبی: اعتراض به حضور علیزاده در تلوزیون عجیبه. این عمل هم از طرف علیزاده مثبت چون تونسته باب گفتگو رو باز کنه هم از طرف یامین پور که دعوت کرده
علی هنری: همه ما ترجیح میدهیم صدایمان از صداوسیما شنیده شود تا از رسانههای خارجی. از همه آنها که صداهای حذفشده را به صداوسیما بیاورند هم ممنونیم.
زنو: دربرنامه جهانآرا،یامینپور در پاسخ درخواست علیزاده برای تضارب آرا وعده داد در دفعات بعدی از کسانی که منتقد گفتمان امنیت ملی هستند دعوت کند. قوچانی هم در برنامهای دیگر برای بحث دربارهی مجاهدین خلق روی خط آمد و نسبتا مفصل صحبت کرد. آیا دری را که دارد به گفتگو باز میشود،نمیبینید؟
مرتضی روحانی: الان ما با پدیدههای با برچسب چپ، پسااستعماری و امثالهم مواجهیم که از لج علیز و غیظ یامین پور دارند BBC را تطهیر میکنند! وفّقکم الله جمیعاً
حسین دهباشی: علی علیزاده روشنفکر باسواد و مستقلی است. میتوان با نظرات او موافق/مخالف بود.امااینکه بخواهی جایی حرف نزند، از روی حسادت است یا استبداد رأی. و صدالبته بازتاب نظرات همه دگراندیشان دیگر در سیمای ملی نیز کاش و باید محقق شود. از تاجزاده و عبدی و جلایی پور گرفته تا الله کرم و نوریزاد
زنو: بیایید فرض کنید روزی ناتو تصمیم بگیرد به ایران حمله کند،بیبیسی فارسیِ «دموکرات» موضعش چیست و صدا و سیمای «سرکوبگر» چه؟این مرز واقعی است. بنابراین در تحلیل نهایی آرزوی من برای بیبیسی فارسی تعطیل شدنش است و برای تلویزیون ایران بهبود و ارتقایش.
سید کوهزاد اسماعیلی: صدا وسیما مال همه است.همه گرایشها حق دارندنظرشان رو بگند.به این انتفاد نکنیم که چه کسی رفته،انتقاد کنیم که چرا همه گرایشها امکانش روندارند.
پوریا آستراکی: حضور #علیز در #افق اتفاق بسیار خوبی برای فضای #رسانه داخلی است. در پاسخ به نیازهای متنوع خبری-تحلیلی باید خودکفا بشیم و وابسته به خارج نباشیم
«بخشی از نظرات منتقد»
حسین نورانی نژاد: حضور آقاى عليزاده در هربرنامه اي حقشه و مغتنم.اما يك بام و دوهواها بي حساب نيست.از داخل كشور فراوانن مصاحبه كنندگان بابى بى سى و صداي امريكا. يكى از دلايل حكمم مصاحبه با BBC بود كه در دفاع از شركت در انتخابات ٩٢ داشتم.گفتند اصل مصاحبه جرمه.اما معلومه كه اصل اينه كه كى باشه و چى بگه.
صبا آذرپیک: اگر علیز در جزیره ثبات مصاحبه می کرد با یه رسانه خارج از جزیره ثبات حالا شما بگو در مورد کیفیت آبنبات ...کارش میشد اقدام علیه امنیت ملی!
صبا آذرپیک: خب مبارکه جزیره ثبات اومد روی آنتنی که بهش تعلق داره
علیز و یامین پور. ایشالا کوشکی هم بهشون بپیونده
ریحانه طباطبایی: هرزمان که دربرنامههای سیما منتقدان نه به عنوان مهمان که به عنوان برنامه سازومجری حضور پیدا کردندازبازشدن فضا بگید.برنامه دیشب هیچ گامی نبود
سعید اسلامیه: علیز اومده بود تلویزیون جمهوری اسلامی؟ به این میگن #تغییرات_ملموس....چون قبلنا خیلیها به جرم اینکه دوستاشون تو بیبیسی هستند میرفتند زندان
حسین درخشان: علیز خودش یه پایداریچی در لندنه که در شبکه تلویزیونی پایداری در تهران دعوت شده. به این بازکردن دایره نمیگن، جو الکی ندین.
امین بزرگیان: گشوده شدن درهای تلویزیون به «صداهای مختلف». صداهای مختلف نه قیافههای مختلف. صدادراین ترکیب منظورتونالیته نیست، منظورعقایدمختلف است که بیان شود...در طول گفتوگو حتی آنجایی که علیزاده به جوانان ایثارگربعنوان تنهانیروی نظامی اشاره کرد حتی آنجاهم نگفت که بدون آزادی مردم، امنیت بیمعناست...تلویزیون رفتن وقتی توجیه میشود که مثل ذاکری جامعهشناس و زیباکلام وجلاییپور بری آنجا و درحد توان نقدکنی. گفتن حرفهای عباسی صداهای مختلف نیست
زهرا طباخی: گشاده دستی در دوره ثبات نظام خوب است اما تغییر راهبرد رسانه ملی سلیقه ای نباید باشد، طوری که دیگری هم #تریتا_پارسی را اولی بر #علیز بداند! سازمان اپوزیسیون را که نشناسیم راحت اکیپ راکفلرها را بر تیم شلدون ادلسون ترجیح می دهیم چون منطق نفوذ تشکیلات نخست قویتر است. #FDD #افق #علیز
------
«بخشی از نظرات موافق»
پویان فخرایی: اصلاحطلبان حامی بازشدن دایره صداوسیما هستند. اما جوانانشان حضور علیزاده در یک برنامه را نقد و درباره حضور قوچانی درهمان برنامه سکوت میکنند
شهاب اسفندیاری: اقدام یامین پور در دعوت از علیزاده در شبکه افق جسورانه و تحسین برانگیز بود. بیش باد!
سهیل جان نثاری: حضور علیز در افق مبارک صدا و سیما. آیا میفهمن که اون دایرهی تنگ لعنتی رو میشه خیلی بازتر کرد و مشکلی پیش نمیاد هیچ، اعتبارشون بالا هم میره؟
امیر علی صفا: کاش بجای انتقاد از حضور علیزاده، میفهمیدیم برخی چه سختیهایی میکشن تا فضای روتین و تنگنظری مرسوم، در افق بازتر باشه. از همین بچههای کف نت
حمزه غالبی: اعتراض به حضور علیزاده در تلوزیون عجیبه. این عمل هم از طرف علیزاده مثبت چون تونسته باب گفتگو رو باز کنه هم از طرف یامین پور که دعوت کرده
علی هنری: همه ما ترجیح میدهیم صدایمان از صداوسیما شنیده شود تا از رسانههای خارجی. از همه آنها که صداهای حذفشده را به صداوسیما بیاورند هم ممنونیم.
زنو: دربرنامه جهانآرا،یامینپور در پاسخ درخواست علیزاده برای تضارب آرا وعده داد در دفعات بعدی از کسانی که منتقد گفتمان امنیت ملی هستند دعوت کند. قوچانی هم در برنامهای دیگر برای بحث دربارهی مجاهدین خلق روی خط آمد و نسبتا مفصل صحبت کرد. آیا دری را که دارد به گفتگو باز میشود،نمیبینید؟
مرتضی روحانی: الان ما با پدیدههای با برچسب چپ، پسااستعماری و امثالهم مواجهیم که از لج علیز و غیظ یامین پور دارند BBC را تطهیر میکنند! وفّقکم الله جمیعاً
حسین دهباشی: علی علیزاده روشنفکر باسواد و مستقلی است. میتوان با نظرات او موافق/مخالف بود.امااینکه بخواهی جایی حرف نزند، از روی حسادت است یا استبداد رأی. و صدالبته بازتاب نظرات همه دگراندیشان دیگر در سیمای ملی نیز کاش و باید محقق شود. از تاجزاده و عبدی و جلایی پور گرفته تا الله کرم و نوریزاد
زنو: بیایید فرض کنید روزی ناتو تصمیم بگیرد به ایران حمله کند،بیبیسی فارسیِ «دموکرات» موضعش چیست و صدا و سیمای «سرکوبگر» چه؟این مرز واقعی است. بنابراین در تحلیل نهایی آرزوی من برای بیبیسی فارسی تعطیل شدنش است و برای تلویزیون ایران بهبود و ارتقایش.
سید کوهزاد اسماعیلی: صدا وسیما مال همه است.همه گرایشها حق دارندنظرشان رو بگند.به این انتفاد نکنیم که چه کسی رفته،انتقاد کنیم که چرا همه گرایشها امکانش روندارند.
پوریا آستراکی: حضور #علیز در #افق اتفاق بسیار خوبی برای فضای #رسانه داخلی است. در پاسخ به نیازهای متنوع خبری-تحلیلی باید خودکفا بشیم و وابسته به خارج نباشیم