انتخابات و سیاست «امید»
۲۲ بهمن ۱۳۹۴
-----------------
تمامی #دشمنان_امید به رغم تفاوتهای بسیارشان در قراردادی نانوشته متحد شده اند تا به ما بباورانند که «نمیتوانیم». یک سو دلواپسان پناه گرفته زیر عبای شورای نگهبان با فسادهای هزار میلیارد تومانی، به نام حمایت از شریعت و جلوگیری از نفوذ غرب. سوی دیگر روشنفکران، حقوق بشریها و فعالان دلواپسِ ارزشهای دموکراسی غربی، پناه گرفته زیر عبای آمریکا، بریتانیا، اسراییل و تازگیها عربستان، با بودجه های چند میلیون دلاری موسسات و رسانه هایشان به نام دفاع از استانداردهای انتخابات آزاد و عادلانه و حقوق مردم ایران.
هر دو میخواهند القا کنند که «نمیتوانید» انتخاب کنید، «نمیتوانید» تغییر دهید، «نمیتوانید» برای تعیین سرنوشت سیاسی و تاریخی خود عاملیتی داشته باشید. دلواپسان غرب ستیز با گذاشتن موانع بیرونی و دلواپسان غرب زده با گذاشتن موانعی ذهنی و درونی. این هر دو میخواهند کم توانیهایمان را به ناتوانی تبدیل کنند.
اعلام بی فایده بودن حضور در انتخابات پیش رو، نخستین اتحاد نانوشته میان این دو گروه ناهمذات نیست. این دو به ویژه از اوایل دهه هشتاد همیشه در بزنگاه های خاص کنار یکدیگر بوده اند. زمانی که افول جنبش بومی اصلاحات ۷۶ با جنگ طلبی مهارناپذیر نومحافظه کاران آمریکا تسریع شد. سالهایی که در تقسیم کاری نانوشته، دلواپسان داخلی امید نیروهای داخلی را زایل میکردند و دلواپسان غربزده بلافاصله مناطق مستعد ناامیدی را برای سرمایه گذاری به دولتهای غربی معرفی میکردند. سرمایه گذاری روی ناامیدی از کسب داخلی حقوق زنان، حقوق اقلیتها، حقوق اقوام، و حتی حقوق تشکلهای سنتا استعمار ستیز کارگری. سالهای عادی شدن تقاضای حمله نظامی، حمله اقتصادی (تحریم)، دخالت بشردوستانه، نظارت بین المللی بر انتخابات، و تقاضای انزوای بیشتر ایران توسط «کاسبان ناامیدی»، مخفی شده زیر ماسک حقوق بشر و دموکراسی.
اینجا و اکنون، سیاسی ترین کنش موجود، دفاع از «امید» است. امیدی مشخص و انضمامی، امیدی محصول مقاومت فعال در مقابل انتزاعی شدن. امیدی توام با هشیاری تاریخی و جغرافیایی. امیدی متعلق به ایرانی واقعی به نشانی خاورمیانه در اسفند ۱۳۹۴.
اینجا: خاورمیانه ای مغموم و شکست خورده از انقلابها، خاورمیانه ی آتش گرفته از دخالتهای دولتهای غربی، دولت وهابی عربستان و حالا روسیه. خاورمیانه ای که دیگر جای تعارفهای مرسوم نیست. میدانیم در نبود عاملیت سیاسی داخلی، دولتهای غربی، موسسات غیر خیّرشان و لابی های صهیونیستی و سعودی تاثیرگذاران تاریخ ملی ما خواهند بود. و میدانیم امتناع و اعلام عدم امکان اصلاحات با تکیه به نیروی داخلی تنها یک معنا دارد: باز شدن مشتی که باید در مقابل استعمار و استبداد گره شده باشد و تبدیلش به دست گدایی در مقابل نیروی خارجی.
و اکنون: اسفند ۹۴، فقط چند ماه بعد از اجرایی شدن برجام یعنی چارچوبی امنیتی که مهم ترین زیرساخت توسعه اقتصادی و سیاسی ایران است. یعنی رفع شدن ۳۷ سال خطر دائم و واقعی حمله نظامی و به دست آمدن همان امنیت ملی که فقدانش انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب ۵۷ را در کمتر از چند سال نابود کرد و افول اصلاحات ۷۶ را تسریع.
از این منظر در مقابل هم صدایی دلواپسان داخل و کاسبان ناامیدی وابسته، نه باید احساس ضعف کرد و نه شرمسارانه و با خجالت از استانداردهای پایین، ملتمسانه دعوت به شرکت در انتخابات کرد. آنها هستند که باید احساس ناتوانی کنند. آنها که تمام توانشان در بیرون کردن نیروهای داخلی از صحنه سیاست در خرداد ۹۲ شکست خورد. باید تحلیلهایشان در دو سال گذشته که اکنده به ذوق زدگی در اعلام زودهنگام شکست مذاکرات هسته ای بوده را به سخره گرفت. باید گفت: ما باز هم خواهیم توانست به آن نشان که تا همین جا هم توانسته ایم و در ممکن شدن همان چیزی نقش داشتیم که اتحاد نامقدستان غیرممکن میدانست. و آینده ایران پس از برجام از آن دخالت ما خواهد بود.
۲۲ بهمن ۱۳۹۴
-----------------
تمامی #دشمنان_امید به رغم تفاوتهای بسیارشان در قراردادی نانوشته متحد شده اند تا به ما بباورانند که «نمیتوانیم». یک سو دلواپسان پناه گرفته زیر عبای شورای نگهبان با فسادهای هزار میلیارد تومانی، به نام حمایت از شریعت و جلوگیری از نفوذ غرب. سوی دیگر روشنفکران، حقوق بشریها و فعالان دلواپسِ ارزشهای دموکراسی غربی، پناه گرفته زیر عبای آمریکا، بریتانیا، اسراییل و تازگیها عربستان، با بودجه های چند میلیون دلاری موسسات و رسانه هایشان به نام دفاع از استانداردهای انتخابات آزاد و عادلانه و حقوق مردم ایران.
هر دو میخواهند القا کنند که «نمیتوانید» انتخاب کنید، «نمیتوانید» تغییر دهید، «نمیتوانید» برای تعیین سرنوشت سیاسی و تاریخی خود عاملیتی داشته باشید. دلواپسان غرب ستیز با گذاشتن موانع بیرونی و دلواپسان غرب زده با گذاشتن موانعی ذهنی و درونی. این هر دو میخواهند کم توانیهایمان را به ناتوانی تبدیل کنند.
اعلام بی فایده بودن حضور در انتخابات پیش رو، نخستین اتحاد نانوشته میان این دو گروه ناهمذات نیست. این دو به ویژه از اوایل دهه هشتاد همیشه در بزنگاه های خاص کنار یکدیگر بوده اند. زمانی که افول جنبش بومی اصلاحات ۷۶ با جنگ طلبی مهارناپذیر نومحافظه کاران آمریکا تسریع شد. سالهایی که در تقسیم کاری نانوشته، دلواپسان داخلی امید نیروهای داخلی را زایل میکردند و دلواپسان غربزده بلافاصله مناطق مستعد ناامیدی را برای سرمایه گذاری به دولتهای غربی معرفی میکردند. سرمایه گذاری روی ناامیدی از کسب داخلی حقوق زنان، حقوق اقلیتها، حقوق اقوام، و حتی حقوق تشکلهای سنتا استعمار ستیز کارگری. سالهای عادی شدن تقاضای حمله نظامی، حمله اقتصادی (تحریم)، دخالت بشردوستانه، نظارت بین المللی بر انتخابات، و تقاضای انزوای بیشتر ایران توسط «کاسبان ناامیدی»، مخفی شده زیر ماسک حقوق بشر و دموکراسی.
اینجا و اکنون، سیاسی ترین کنش موجود، دفاع از «امید» است. امیدی مشخص و انضمامی، امیدی محصول مقاومت فعال در مقابل انتزاعی شدن. امیدی توام با هشیاری تاریخی و جغرافیایی. امیدی متعلق به ایرانی واقعی به نشانی خاورمیانه در اسفند ۱۳۹۴.
اینجا: خاورمیانه ای مغموم و شکست خورده از انقلابها، خاورمیانه ی آتش گرفته از دخالتهای دولتهای غربی، دولت وهابی عربستان و حالا روسیه. خاورمیانه ای که دیگر جای تعارفهای مرسوم نیست. میدانیم در نبود عاملیت سیاسی داخلی، دولتهای غربی، موسسات غیر خیّرشان و لابی های صهیونیستی و سعودی تاثیرگذاران تاریخ ملی ما خواهند بود. و میدانیم امتناع و اعلام عدم امکان اصلاحات با تکیه به نیروی داخلی تنها یک معنا دارد: باز شدن مشتی که باید در مقابل استعمار و استبداد گره شده باشد و تبدیلش به دست گدایی در مقابل نیروی خارجی.
و اکنون: اسفند ۹۴، فقط چند ماه بعد از اجرایی شدن برجام یعنی چارچوبی امنیتی که مهم ترین زیرساخت توسعه اقتصادی و سیاسی ایران است. یعنی رفع شدن ۳۷ سال خطر دائم و واقعی حمله نظامی و به دست آمدن همان امنیت ملی که فقدانش انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب ۵۷ را در کمتر از چند سال نابود کرد و افول اصلاحات ۷۶ را تسریع.
از این منظر در مقابل هم صدایی دلواپسان داخل و کاسبان ناامیدی وابسته، نه باید احساس ضعف کرد و نه شرمسارانه و با خجالت از استانداردهای پایین، ملتمسانه دعوت به شرکت در انتخابات کرد. آنها هستند که باید احساس ناتوانی کنند. آنها که تمام توانشان در بیرون کردن نیروهای داخلی از صحنه سیاست در خرداد ۹۲ شکست خورد. باید تحلیلهایشان در دو سال گذشته که اکنده به ذوق زدگی در اعلام زودهنگام شکست مذاکرات هسته ای بوده را به سخره گرفت. باید گفت: ما باز هم خواهیم توانست به آن نشان که تا همین جا هم توانسته ایم و در ممکن شدن همان چیزی نقش داشتیم که اتحاد نامقدستان غیرممکن میدانست. و آینده ایران پس از برجام از آن دخالت ما خواهد بود.
👎4❤2👍1
فایل بالا مناظره دوم اسفند امسال میان علی علیزاده و مجید محمدی در شصت دقیقه بیبیسی فارسی است. توضیحات تکمیلی زیر را درباره مجید محمدی بخوانید: این بار #دشمنان_امید مردم با صراحت پرچم تحریم را بالا نبرده اند. به جایش محدودیت ها و کاستی های انتخابات پیش رو را برجسته میکنند. سخنانشان درباره "انتخابات آنگونه که باید باشد و نه آنگونه که هست"، رنگارنگ و هوس انگیز و اغواگر است. اما زیر ماسک های جذابشان چیزی نیست جز خواست تحریم اقتصادی٬ جنگ و تجزیه ایران. سخنان این سرهنگ های بومی دستگاه امپراطوری در شانزده سال گذشته از یک کشور به کشور دیگر رفته و خرابه پشت خرابه تحویل داده. افغانستان، عراق٬ سوریه، لیبی٬ یمن...وقت آن است در کنار مردمی بایستیم که از کوچکترین روزنها و با دستهایی بسته و لیستهای انتخاباتی غیرجذاب، صلح و دموکراسی ساخت ایران را به جنگ و لیبرالیسم ساخت آمریکا ترجیح میدهند. وقت آن است که ماسکهای این طرفداران دموکراسی را بدون تعارف کنار بزنیم:
مجید محمدی در سایت بی بی سی( http://goo.gl/2nYm73 ) سه ماه قبل از انتخاب روحانی:
«دنیایی با واحدهای سیاسی کوچک تر شاید به نفع همه باشد. از همین منظر است که تجزیه ایران، روسیه و چین را در صورت مقاومت در برابر دمکراسی و فدرالیسم ناگزیر می دانم.»
مجید محمدی سه شنبه ۲۹ اذر ۱۳۹۰ در سایت گویا http://goo.gl/acMNtj
«امکانات نظامی ايالات متحده مستقر در جزيرهی دی يگو گارسيا در اقيانوس هند قادرند در چند ساعت ده هزار هدف را در ايران مورد حمله قرار دهند.اين عمليات زير ساختهای اقتصادی و صنعتی کشور را نابود می سازد و حتی اگر رژيم تداوم پيدا کند پنجاه سال لازم خواهد داشت تا به وضعيت سابق پيش از حمله بازگردد...در چنين شرايطی معلوم نيست ميليونها مخالف حکومت ساکت بنشينند.»
مجید محمدی در مقاله ای در سایت بی بی سی فارسی ۲۶ ابان ۱۳۹۰: http://goo.gl/YNU6h9
«همچنان که صدام حسین و معمر قذافی و بشار اسد بدون خونریزی نرفتند، علی خامنه ای یا جانشینش بدون کشتن هزاران یا دهها هزار ایرانی قدرت را رها نخواهند کرد. در این میان پرسش آن خواهد بود که با حمله خارجی جهت سقوط نظام، تلفات انسانی کمتر خواهد بود یا بدون آن. اگر قرار است خون ایرانیان برای براندازی رژیم نظامی جمهوری اسلامی بر کف خیابان ریخته شود، چه تفاوتی دارد که خون آنها توسط ایرانی ریخته شود یا امریکایی/اروپایی؟ نشستن در حصر خانگی البته در برابر خضوع در برابر قدرت، بسیار شجاعانه و شرافتمندانه است اما شرافتمندانه تر و شجاعانه تر از آن، هدایت میلیونها تن از این مردم بی سلاح به سوی براندازی استبداد حتی با فریاد کمک خواهی از بیگانه است.»
مجید محمدی در مصاحبه با بامداد خبر ۲۸ خرداد ۹۱. یکسال قبل از انتخاب روحانی http://goo.gl/t3Izf5 :«اپوزسیون ایران باید کاملا در کنار کشورهای غربی قرار بگیرد...به نظر من هر گونه همکاری میان اپوزسیون و دولتهای غربی هم به نفع اپوزسیون است و هم به نفع دولتهای غربی...یکی از همین گروههای بسیار کوچک که تلاش میکردند مردم را به خیابان بیاورند و از کشورهای غربی فعالیتهای حمایتی از جنبش سبز داشتند. اینها در طول یک سال توانستند حدود یک و نیم میلیون دلار از همین طریق گرفتن گرنت به دست بیاورند و برای کارهایشان هزینه کنند.این بسیار میتواند فراتر از این باشد»
مجید محمدی در کنار علی افشاری، نیما راشدان، احمد باطبی، سعید قاسمی نژاد و محسن سازگارا ttp://goo.gl/aMMJGf: «به اعتقاد ما وظیفه نیروهای معتقد به دموکراسی و منافع ملی – سرزمینی ایران همسو کردن فشار های خارجی و مبارزات داخلی است.»
مجید محمدی دوباره در کنار نیما راشدان، احمد باطبی، سعید قاسمینژاد، حسن داعی در ۲۳ مرداد در نامه تقاضای عدم تصویب برجام در سایت دیلی بیست http://goo.gl/igJfMX : «ما طیف متنوعی از ایرانیان را نمایندگی میکنیم که میخواهند به جهان درباره خطر این رژیم، صرفنظر از تعداد سانتریفیوژهایی که در ایران در حال چرخش هستند، هشدار بدهند. توافق اتمی، نزدیک به ۱۵۰ میلیارد دلار پول نقد بادآورده را به حساب بانکی مستبدان و دینسالاران حاکم بر کشور ما میریزد. این پول، خرج مردم ایران نخواهد شد بلکه صرف تقویت رژیمی سرکوبگر میشود»
مجید محمدی در سایت بی بی سی( http://goo.gl/2nYm73 ) سه ماه قبل از انتخاب روحانی:
«دنیایی با واحدهای سیاسی کوچک تر شاید به نفع همه باشد. از همین منظر است که تجزیه ایران، روسیه و چین را در صورت مقاومت در برابر دمکراسی و فدرالیسم ناگزیر می دانم.»
مجید محمدی سه شنبه ۲۹ اذر ۱۳۹۰ در سایت گویا http://goo.gl/acMNtj
«امکانات نظامی ايالات متحده مستقر در جزيرهی دی يگو گارسيا در اقيانوس هند قادرند در چند ساعت ده هزار هدف را در ايران مورد حمله قرار دهند.اين عمليات زير ساختهای اقتصادی و صنعتی کشور را نابود می سازد و حتی اگر رژيم تداوم پيدا کند پنجاه سال لازم خواهد داشت تا به وضعيت سابق پيش از حمله بازگردد...در چنين شرايطی معلوم نيست ميليونها مخالف حکومت ساکت بنشينند.»
مجید محمدی در مقاله ای در سایت بی بی سی فارسی ۲۶ ابان ۱۳۹۰: http://goo.gl/YNU6h9
«همچنان که صدام حسین و معمر قذافی و بشار اسد بدون خونریزی نرفتند، علی خامنه ای یا جانشینش بدون کشتن هزاران یا دهها هزار ایرانی قدرت را رها نخواهند کرد. در این میان پرسش آن خواهد بود که با حمله خارجی جهت سقوط نظام، تلفات انسانی کمتر خواهد بود یا بدون آن. اگر قرار است خون ایرانیان برای براندازی رژیم نظامی جمهوری اسلامی بر کف خیابان ریخته شود، چه تفاوتی دارد که خون آنها توسط ایرانی ریخته شود یا امریکایی/اروپایی؟ نشستن در حصر خانگی البته در برابر خضوع در برابر قدرت، بسیار شجاعانه و شرافتمندانه است اما شرافتمندانه تر و شجاعانه تر از آن، هدایت میلیونها تن از این مردم بی سلاح به سوی براندازی استبداد حتی با فریاد کمک خواهی از بیگانه است.»
مجید محمدی در مصاحبه با بامداد خبر ۲۸ خرداد ۹۱. یکسال قبل از انتخاب روحانی http://goo.gl/t3Izf5 :«اپوزسیون ایران باید کاملا در کنار کشورهای غربی قرار بگیرد...به نظر من هر گونه همکاری میان اپوزسیون و دولتهای غربی هم به نفع اپوزسیون است و هم به نفع دولتهای غربی...یکی از همین گروههای بسیار کوچک که تلاش میکردند مردم را به خیابان بیاورند و از کشورهای غربی فعالیتهای حمایتی از جنبش سبز داشتند. اینها در طول یک سال توانستند حدود یک و نیم میلیون دلار از همین طریق گرفتن گرنت به دست بیاورند و برای کارهایشان هزینه کنند.این بسیار میتواند فراتر از این باشد»
مجید محمدی در کنار علی افشاری، نیما راشدان، احمد باطبی، سعید قاسمی نژاد و محسن سازگارا ttp://goo.gl/aMMJGf: «به اعتقاد ما وظیفه نیروهای معتقد به دموکراسی و منافع ملی – سرزمینی ایران همسو کردن فشار های خارجی و مبارزات داخلی است.»
مجید محمدی دوباره در کنار نیما راشدان، احمد باطبی، سعید قاسمینژاد، حسن داعی در ۲۳ مرداد در نامه تقاضای عدم تصویب برجام در سایت دیلی بیست http://goo.gl/igJfMX : «ما طیف متنوعی از ایرانیان را نمایندگی میکنیم که میخواهند به جهان درباره خطر این رژیم، صرفنظر از تعداد سانتریفیوژهایی که در ایران در حال چرخش هستند، هشدار بدهند. توافق اتمی، نزدیک به ۱۵۰ میلیارد دلار پول نقد بادآورده را به حساب بانکی مستبدان و دینسالاران حاکم بر کشور ما میریزد. این پول، خرج مردم ایران نخواهد شد بلکه صرف تقویت رژیمی سرکوبگر میشود»
BBC News فارسی
نگاهی دیگر؛ سیاست در جهان غیر دمکراتیک، کسب و کار آلوده به خون
پس از سقوط حسنی مبارک، زین العابدین بن علی و معمر قذافی (و پیش از آنها صدام حسین و طالبان) این بحث در میان مخالفان حکومت جمهوری اسلامی در گرفته است که با لحاظ تجربه بهار عربی بهترین روش برای براندازی این حکومت چیست.
👍1👎1