مناظره با تسنیم بخش اول.
مقدمه: درباره «آزادی بیان» با آقایان عباس عبدی و پرویز امینی مناظره ای داشتم که در زیر چکیده صحبتهایم در بخش اول را آوردهام. میزبان این مناظره - که در آن بخشی از خطوط قرمز فضای رسمی به چالش کشیده شد - سایت خبری تسنیم بود. معتقدم همه آنها که دلواپسان منافع و امنیت ملی ایران باید نگران نفوذ حتی بیشتر رسانه دولتهای غربی فروشنده سلاح به عربستان باشند و از هرگونه باز شدن دایره گفتگو و مباحثه در داخل، فارغ از آنکه چه جناح و گروه و دستهای پیش قراول آن شود، استقبال کنند.
📝 ۱- لیبرالیسم وارداتی دلیل بسته شدن فضای گفتگو
🔹 با تمام نگاه خیّرانهای که اصلاحطلبان به موضوع آزادی بیان داشتند، اما نحوه بازنمایی و عرضه یک باره مجموعه مفاهیم لیبرالی توسط آنها، از دلایل «انسداد سیاسی» سالهای بعد از دوم خرداد بود.
🔹 [برخلاف دوم خرداد] لازم نداریم آزادی را به عنوان ارزشی فینفسه - آنچه در لیبرالیسم غربی موجود است و از طریق نهادهای غربی و بعنوان ارزشهای جهانی شدن به کشورها تحمیل میشد- در نظر بگیریم. در یک پروسه تاریخی به جایی رسیدیم که بتوانیم اول از درون سنتها و تاریخ خودمان و دوم از منظر عملگرایانه به مقوله آزادی بیان نگاه کنیم.
🔹 کسانی که در این 20 سال نگاهی «انتزاعی» به آزادی به عنوان ارزشی درونی از لیبرالیسم داشتند، یکی از دلایل پا نگرفتن آزادی انضمامی در این جامعه خیلی خاص با این چارچوب خیلی خاص بودند.
📝📝 ۲- لزوم ترجمه گفتار آزادی و امنیت به یکدیگر و پیدا کردن مبانی مشترک
🔸 یکی از راههای نهادینه کردن آزادی در کشور، این است که این مفاهیم را ترجمه کنیم به چیزهایی که جناح دیگر هم به انها معتقد است و سعی کنیم به چارچوب مشترک برسیم.
🔸 نداشتن آزادی بیان به محدودیتهای رسانهای کلیت حاکمیت جمهوری اسلامی و دولت-ملت ایرانی منتهی شده و در جاهایی خطرات امنیتی بوجود آورده: مثلاً خطر نداشتن رسانهای متعلق به ملت ایران در عرصه بینالمللی. چیزی که پرس.تی.وی تا هفت یا هشت سال پیش داشت و به شکلی از دست رفت.
🔸 در داخل ایران شب به شب بخش مهمی از جامعهمان را در اختیار چتربازهای گفتمانی قرار میدهیم. در همه جاهایی که غرب به آنها حمله نظامی کرده، یک هفته قبل از آن هواپیما رد میشد و تراکت و بروشور پایین میانداختند که اگر شما تسلیم شوید، ما با شما کاری نخواهیم کرد. مشابه همین دعوت به خلع سلاح را در رسانهای خارج کشور میبینم که متاسفانه اکنون برای مردم مرجعیت پیدا کردند.
🔸 حتی اگر به آزادی از منظر ارزشی اعتقاد نداشته باشیم، به این فکر کنیم که بنبستهایی که در زمینه آزادی بیان و گفتگو داشتیم، چقدر ما را در دفاع نرم ضعیف نگه داشته است؛ به ویژه در بحث همراه کردن افکار عمومی با سیاستخارجی در راستای منافع ملی.
🔸 اگر بتوانیم مفاهیمی از آزادی و آزادیبیان که برای بخشی از جامعه مهم است را برای بخش دیگری که دغدغه امنیتی دارند ترجمه کنیم و نشان بدهیم که اینها آنقدر از یکدیگر مفنک نیستند و میتوانند به هم مربوط شوند، راه گفتوگو بین دو جناح را بهتر باز میکند.
📝📝📝 ۳- سیر تاریخی رواداری جامعه ایرانی
🔻 خود این که ما [در ابعاد کلان اجتماعی] درباره آزادی صحبت میکنیم، محصول انقلاب اسلامی است. انقلابی که به واسطه اش کلیت سیستم و نظام قدرت پیشین مورد سوال قرار گرفته و مردم در دورهای احساس متفاوتی از توان و قدرت خودشان پیدا کردهاند. قبل از آن، مردم ایران اصلا نمیتوانستند، چنین سوالاتی داشته باشند. برای اینکه آن ارزشهایی که بتوانیم با آنها میزان آزادی یا عدم آزادی را بسنجیم، در ما اساساً نهادینه نشده بود.
🔻 رواداری ما در ایران به صورت تاریخی بسیار بسیار بیشتر شده است. درواقع زیرساختهایی که برای آزادی، آزادیبیان، پرسشگری و همزیستی تفاوتهایمان لازم داریم، گویا بدون اینکه بدانیم به صورت تاریخی بوجود آمده است. اگر همین انتخابات ۹۶ را جلوی آقایان خاتمی و ناطق در سال ۷۶ میگذاشتید، شاید باور نمیکردند. در این ۲۰ سال هم اصولگرایان و هم اصلاحطلبان روادارتر شدهاند.
📝📝📝📝 ۴-احساس عدم آزادی و عدم انعطاف عرصه رسمی
🔹 : من در اینجا میخواهم بین روادار شدن جامعه ایرانی و روادار شدن نهادهای این جامعه از جمله نهاد روحانیت، نهاد روشنفکری، نهادهای روزنامهنگاران و حتی بخشهای حاکمیت از یک سو و بازنمایی این وضعیت در زبان رسمی تفکیک بگذارم. آن چیزی که جزو دلایل اصلی این "احساس عدم آزادی" است، این است که زبان رسمی به صورت متناسب عوض نشده است، به ویژه در صداوسیما آن تنوعی که منعکس شده را نمیتوانید ببینید، درحالی که در خیابان، تریبون آزاد، مسجد و دانشگاه این دعواها را خیلی طبیعیتر و ارگانیکتر میتوانید تجربه کنید ولی وقتی به آن زبان و عرصه رسمی میرسد، شما یک عدم انعطاف و خشکی متفاوتی میبینید.
https://goo.gl/R5esQM
مقدمه: درباره «آزادی بیان» با آقایان عباس عبدی و پرویز امینی مناظره ای داشتم که در زیر چکیده صحبتهایم در بخش اول را آوردهام. میزبان این مناظره - که در آن بخشی از خطوط قرمز فضای رسمی به چالش کشیده شد - سایت خبری تسنیم بود. معتقدم همه آنها که دلواپسان منافع و امنیت ملی ایران باید نگران نفوذ حتی بیشتر رسانه دولتهای غربی فروشنده سلاح به عربستان باشند و از هرگونه باز شدن دایره گفتگو و مباحثه در داخل، فارغ از آنکه چه جناح و گروه و دستهای پیش قراول آن شود، استقبال کنند.
📝 ۱- لیبرالیسم وارداتی دلیل بسته شدن فضای گفتگو
🔹 با تمام نگاه خیّرانهای که اصلاحطلبان به موضوع آزادی بیان داشتند، اما نحوه بازنمایی و عرضه یک باره مجموعه مفاهیم لیبرالی توسط آنها، از دلایل «انسداد سیاسی» سالهای بعد از دوم خرداد بود.
🔹 [برخلاف دوم خرداد] لازم نداریم آزادی را به عنوان ارزشی فینفسه - آنچه در لیبرالیسم غربی موجود است و از طریق نهادهای غربی و بعنوان ارزشهای جهانی شدن به کشورها تحمیل میشد- در نظر بگیریم. در یک پروسه تاریخی به جایی رسیدیم که بتوانیم اول از درون سنتها و تاریخ خودمان و دوم از منظر عملگرایانه به مقوله آزادی بیان نگاه کنیم.
🔹 کسانی که در این 20 سال نگاهی «انتزاعی» به آزادی به عنوان ارزشی درونی از لیبرالیسم داشتند، یکی از دلایل پا نگرفتن آزادی انضمامی در این جامعه خیلی خاص با این چارچوب خیلی خاص بودند.
📝📝 ۲- لزوم ترجمه گفتار آزادی و امنیت به یکدیگر و پیدا کردن مبانی مشترک
🔸 یکی از راههای نهادینه کردن آزادی در کشور، این است که این مفاهیم را ترجمه کنیم به چیزهایی که جناح دیگر هم به انها معتقد است و سعی کنیم به چارچوب مشترک برسیم.
🔸 نداشتن آزادی بیان به محدودیتهای رسانهای کلیت حاکمیت جمهوری اسلامی و دولت-ملت ایرانی منتهی شده و در جاهایی خطرات امنیتی بوجود آورده: مثلاً خطر نداشتن رسانهای متعلق به ملت ایران در عرصه بینالمللی. چیزی که پرس.تی.وی تا هفت یا هشت سال پیش داشت و به شکلی از دست رفت.
🔸 در داخل ایران شب به شب بخش مهمی از جامعهمان را در اختیار چتربازهای گفتمانی قرار میدهیم. در همه جاهایی که غرب به آنها حمله نظامی کرده، یک هفته قبل از آن هواپیما رد میشد و تراکت و بروشور پایین میانداختند که اگر شما تسلیم شوید، ما با شما کاری نخواهیم کرد. مشابه همین دعوت به خلع سلاح را در رسانهای خارج کشور میبینم که متاسفانه اکنون برای مردم مرجعیت پیدا کردند.
🔸 حتی اگر به آزادی از منظر ارزشی اعتقاد نداشته باشیم، به این فکر کنیم که بنبستهایی که در زمینه آزادی بیان و گفتگو داشتیم، چقدر ما را در دفاع نرم ضعیف نگه داشته است؛ به ویژه در بحث همراه کردن افکار عمومی با سیاستخارجی در راستای منافع ملی.
🔸 اگر بتوانیم مفاهیمی از آزادی و آزادیبیان که برای بخشی از جامعه مهم است را برای بخش دیگری که دغدغه امنیتی دارند ترجمه کنیم و نشان بدهیم که اینها آنقدر از یکدیگر مفنک نیستند و میتوانند به هم مربوط شوند، راه گفتوگو بین دو جناح را بهتر باز میکند.
📝📝📝 ۳- سیر تاریخی رواداری جامعه ایرانی
🔻 خود این که ما [در ابعاد کلان اجتماعی] درباره آزادی صحبت میکنیم، محصول انقلاب اسلامی است. انقلابی که به واسطه اش کلیت سیستم و نظام قدرت پیشین مورد سوال قرار گرفته و مردم در دورهای احساس متفاوتی از توان و قدرت خودشان پیدا کردهاند. قبل از آن، مردم ایران اصلا نمیتوانستند، چنین سوالاتی داشته باشند. برای اینکه آن ارزشهایی که بتوانیم با آنها میزان آزادی یا عدم آزادی را بسنجیم، در ما اساساً نهادینه نشده بود.
🔻 رواداری ما در ایران به صورت تاریخی بسیار بسیار بیشتر شده است. درواقع زیرساختهایی که برای آزادی، آزادیبیان، پرسشگری و همزیستی تفاوتهایمان لازم داریم، گویا بدون اینکه بدانیم به صورت تاریخی بوجود آمده است. اگر همین انتخابات ۹۶ را جلوی آقایان خاتمی و ناطق در سال ۷۶ میگذاشتید، شاید باور نمیکردند. در این ۲۰ سال هم اصولگرایان و هم اصلاحطلبان روادارتر شدهاند.
📝📝📝📝 ۴-احساس عدم آزادی و عدم انعطاف عرصه رسمی
🔹 : من در اینجا میخواهم بین روادار شدن جامعه ایرانی و روادار شدن نهادهای این جامعه از جمله نهاد روحانیت، نهاد روشنفکری، نهادهای روزنامهنگاران و حتی بخشهای حاکمیت از یک سو و بازنمایی این وضعیت در زبان رسمی تفکیک بگذارم. آن چیزی که جزو دلایل اصلی این "احساس عدم آزادی" است، این است که زبان رسمی به صورت متناسب عوض نشده است، به ویژه در صداوسیما آن تنوعی که منعکس شده را نمیتوانید ببینید، درحالی که در خیابان، تریبون آزاد، مسجد و دانشگاه این دعواها را خیلی طبیعیتر و ارگانیکتر میتوانید تجربه کنید ولی وقتی به آن زبان و عرصه رسمی میرسد، شما یک عدم انعطاف و خشکی متفاوتی میبینید.
https://goo.gl/R5esQM
خبرگزاری تسنیم - Tasnim
عبدی:آزادی در ایران ناپایدار و نامتوازن است/ امینی:معیار آزادی؛«نحوه مواجهه با مخالف»/ علیزاده:صداوسیما؛عامل احساس عدم آزادی
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- عبدالله عبداللهی- مونا رحیمبصیری: مفهوم آزادی و چارچوب نظری آن، بویژه معیاری که بتوان با آن وجود یا عدم و مهمتر از آن میزان آزادی در یک جامعه را تا حدی اندازهگیری کرد، از جمله مباحث بسیار مهم در طول تاریخ بوده است. اساساً مفاهیمی…
مناظره با تسنیم درباره آزادی. خلاصه بخش پایانی. نقد ناکارآمدی و تک صدایی صداوسیما
🔸 علی علیزاده: در برنامههای [فلان] تلویزیون [فارسی زبان دولت غربی] یک نفر را میگذارند که معتقد است باید به ایران حمله نظامی شود و یک نفر دیگر هم معتقد است که تحریم اقتصادی شود و بعد این دو نفر با هم دعوا میکنند و بعد بیننده فکر میکند چه گفتوگوی آزادی است! اما متاسفانه ما همین را در صداوسیمای ایران نداریم و در همین حد ترس داریم که این گفتوگو با این تفاوت منعکس و بازنمایی شود.
شما بر سر موضوعاتی نیازمند گفتگوی ملی هستید، بنده به عنوان کسی که طرفدار مطلق حق ایران برای هستهای هستم، فکر میکنم اگر در ایران گفتوگوی آزادتری در مسئله هستهای داشتیم، میتوانستیم مقابل زورگویی آمریکا بیشتر مقاومت کنیم. من به عنوان فردی که موافق حضور ایران در سوریه هستم، معتقدم اگر به جای اینکه مخالفان حضور ایران در سوریه در بی.بی.سی صحبت کنند و صداوسیما یک طرفه بلندگوی موافقان باشد، این گفتوگو در آنجایی باشد که به آن اعتماد داریم و رسانه من و شماست، میتوانیم همبستگی بیشتری داشته باشیم. دو جناح باید نگران این باشند که نباید افکار عمومی ایران در مورد سیاست منطقهای و خارجی ایران در لندن و واشنگتن شکل بگیرد.
🔹 عباس عبدی: غیر ممکن است که صداوسیمای ایران بتواند از حضور ایران در سوریه دفاع موثر کند تا این دفاع برای کسی جا بیفتد. چرا؟ چون چیزی که میگوید، از پیش تعیین شده است. بنده از ابتدا موافق حضور ایران در سوریه بودم اما هیچ وقت حاضر نیستم در تلویزیون از حضور ایران در سوریه دفاع کنم مگر به شرطی که در آنجا برای همه امور حضور آزادانه ای داشته باشم.
در واقع ممکن است بی.بی.سی برای حضور در برنامههایش از شما دعوت نکند اما وقتی دعوتتان کرد، برایتان مشخص نمیکند که چه بگو و چه چیزی را نگو. اما تلویزیون ایران اگر میخواهد یک کسی موافق آن صحبت کند، عموما فردی را پیدا میکند که موافق همه چیز است. بنابراین سخنان او اصلا شنیده نمیشود. آن حرف به ضد خودش تبدیل میشود. صداوسیمای ایران در حال درست کردن مخالف با حضور ایران در سوریه است. وقتی که بلندگوی رسمی سیستم، مدافع سیاستهای آن میشود، چون آزادی کافی ندارد، هرکسی که عین آن حرف را بزند، محکوم میشود و حرفهایش پذیرفته شدنی نیست.
مثلا در مورد واکنش مخالفان نسبت به اتفاقات 88 اعتراض دارید، خوب در آن دوران مقداری بازتر برخورد میکردید، ممکن بود چند نفر جور دیگری حرف بزنند. اتفاقی نمیافتاد. فرق بودن و نبودن آزادی این است.
🔸 علی علیزاده: من عمیقا معتقدم وظیفه اول و آخر تلویزیون بیبیسی تأثیرگذاری روی افکار عمومی مردم ایران در زمینه سیاست خارجی و سیاست منطقهای ایران است که در تضاد مستقیم با منافع حکومت انگلستان و همپیمانان آن در غرب قرار دارد. اما برای اینکه این کار را انجام دهد، نمیآید روی هر میزگردی تأثیر بگذارد و از دل هر میزگردی مثل یک منبر، حرفی که میخواهد بیرون بیاید. نگاه او به رسانه نگاه طولانی مدت است. میگذارد منِ مخالف صحبت کنم، آقای عبدی صحبت کند، کرباسچی به آنها بتوپد و به اعتبار کلی آن اضافه شود اما خروجی که میخواهد را حتی پس از 8 سال بدست آورد و مردم ایران فکر کنند اگر قضیه هستهای نباشد، وضع اقتصادی خوب میشود و اگر ایران از سوریه بیرون بیاید، دیگر آمریکا کاری با ایران ندارد.
مردم باید بدانند که در مورد همه این موضوعات در ایران بحث میشود و خودشان را بخشی از این بحث بدانند، چرا که اگر شما خودتان را بخشی از بحث هستهای بدانید و در نهایت موافق آن شوید، حاضرید هزینه بیشتری برای هستهای بدهید.
باید دقت کنیم که ایدئولوژی رسمی در بعضی موارد آنقدر سرسخت و قوی نیست و ممکن است با کوچکترین نقدی برهم خورد. اگر بحثها از حالت یک سویه خارج شود و این اتفاق در داخل تلویزیون ایران بیافتد، نگاهی که امنیتیتر است و به دنبال سرسختانه ایستادن در برابر آمریکاست، میآموزد که استدلالهای عمیقتری داشته باشد و عضلات استدلالی او هم قویتر میشود. متاسفانه صداوسیما ایران حاضر نیست گفتوگو را، حتی بین همه کسانی که درون سیاست رسمی ایران هستند و ارکانی هستند که از فیلترهای رسمی عبور کردند و قبول شدند، انجام دهد.
🔹 پرویز امینی: موقعیت اجتماعی صداوسیما در حال افت است چون واقعیت اجتماعی یک واقعیت متکثری است، در آن پلورالیزم است. اگر شما دیالوگ و واقعیت اجتماعی را تبدیل به مونولوگ کنید، عملا از بازی رسانهای به معنای کارکردی آن خارج میشوید.
رسانه ملی اکنون در چنین جایگاهی است و روند نزولی دارد. عنوان روابطعمومی که به کار بردم، به عنوان بحث منفی گفتم. اگر رسانه شاخص نحوه مواجهه با مخالف را در آزادی بپذیرد، گارد آن نسبت به مسائل، افراد و اقشار باز خواهد شد چون این را نمیپذیرد بنابراین گاردش هم بسته است.
https://goo.gl/XQHL1S
🔸 علی علیزاده: در برنامههای [فلان] تلویزیون [فارسی زبان دولت غربی] یک نفر را میگذارند که معتقد است باید به ایران حمله نظامی شود و یک نفر دیگر هم معتقد است که تحریم اقتصادی شود و بعد این دو نفر با هم دعوا میکنند و بعد بیننده فکر میکند چه گفتوگوی آزادی است! اما متاسفانه ما همین را در صداوسیمای ایران نداریم و در همین حد ترس داریم که این گفتوگو با این تفاوت منعکس و بازنمایی شود.
شما بر سر موضوعاتی نیازمند گفتگوی ملی هستید، بنده به عنوان کسی که طرفدار مطلق حق ایران برای هستهای هستم، فکر میکنم اگر در ایران گفتوگوی آزادتری در مسئله هستهای داشتیم، میتوانستیم مقابل زورگویی آمریکا بیشتر مقاومت کنیم. من به عنوان فردی که موافق حضور ایران در سوریه هستم، معتقدم اگر به جای اینکه مخالفان حضور ایران در سوریه در بی.بی.سی صحبت کنند و صداوسیما یک طرفه بلندگوی موافقان باشد، این گفتوگو در آنجایی باشد که به آن اعتماد داریم و رسانه من و شماست، میتوانیم همبستگی بیشتری داشته باشیم. دو جناح باید نگران این باشند که نباید افکار عمومی ایران در مورد سیاست منطقهای و خارجی ایران در لندن و واشنگتن شکل بگیرد.
🔹 عباس عبدی: غیر ممکن است که صداوسیمای ایران بتواند از حضور ایران در سوریه دفاع موثر کند تا این دفاع برای کسی جا بیفتد. چرا؟ چون چیزی که میگوید، از پیش تعیین شده است. بنده از ابتدا موافق حضور ایران در سوریه بودم اما هیچ وقت حاضر نیستم در تلویزیون از حضور ایران در سوریه دفاع کنم مگر به شرطی که در آنجا برای همه امور حضور آزادانه ای داشته باشم.
در واقع ممکن است بی.بی.سی برای حضور در برنامههایش از شما دعوت نکند اما وقتی دعوتتان کرد، برایتان مشخص نمیکند که چه بگو و چه چیزی را نگو. اما تلویزیون ایران اگر میخواهد یک کسی موافق آن صحبت کند، عموما فردی را پیدا میکند که موافق همه چیز است. بنابراین سخنان او اصلا شنیده نمیشود. آن حرف به ضد خودش تبدیل میشود. صداوسیمای ایران در حال درست کردن مخالف با حضور ایران در سوریه است. وقتی که بلندگوی رسمی سیستم، مدافع سیاستهای آن میشود، چون آزادی کافی ندارد، هرکسی که عین آن حرف را بزند، محکوم میشود و حرفهایش پذیرفته شدنی نیست.
مثلا در مورد واکنش مخالفان نسبت به اتفاقات 88 اعتراض دارید، خوب در آن دوران مقداری بازتر برخورد میکردید، ممکن بود چند نفر جور دیگری حرف بزنند. اتفاقی نمیافتاد. فرق بودن و نبودن آزادی این است.
🔸 علی علیزاده: من عمیقا معتقدم وظیفه اول و آخر تلویزیون بیبیسی تأثیرگذاری روی افکار عمومی مردم ایران در زمینه سیاست خارجی و سیاست منطقهای ایران است که در تضاد مستقیم با منافع حکومت انگلستان و همپیمانان آن در غرب قرار دارد. اما برای اینکه این کار را انجام دهد، نمیآید روی هر میزگردی تأثیر بگذارد و از دل هر میزگردی مثل یک منبر، حرفی که میخواهد بیرون بیاید. نگاه او به رسانه نگاه طولانی مدت است. میگذارد منِ مخالف صحبت کنم، آقای عبدی صحبت کند، کرباسچی به آنها بتوپد و به اعتبار کلی آن اضافه شود اما خروجی که میخواهد را حتی پس از 8 سال بدست آورد و مردم ایران فکر کنند اگر قضیه هستهای نباشد، وضع اقتصادی خوب میشود و اگر ایران از سوریه بیرون بیاید، دیگر آمریکا کاری با ایران ندارد.
مردم باید بدانند که در مورد همه این موضوعات در ایران بحث میشود و خودشان را بخشی از این بحث بدانند، چرا که اگر شما خودتان را بخشی از بحث هستهای بدانید و در نهایت موافق آن شوید، حاضرید هزینه بیشتری برای هستهای بدهید.
باید دقت کنیم که ایدئولوژی رسمی در بعضی موارد آنقدر سرسخت و قوی نیست و ممکن است با کوچکترین نقدی برهم خورد. اگر بحثها از حالت یک سویه خارج شود و این اتفاق در داخل تلویزیون ایران بیافتد، نگاهی که امنیتیتر است و به دنبال سرسختانه ایستادن در برابر آمریکاست، میآموزد که استدلالهای عمیقتری داشته باشد و عضلات استدلالی او هم قویتر میشود. متاسفانه صداوسیما ایران حاضر نیست گفتوگو را، حتی بین همه کسانی که درون سیاست رسمی ایران هستند و ارکانی هستند که از فیلترهای رسمی عبور کردند و قبول شدند، انجام دهد.
🔹 پرویز امینی: موقعیت اجتماعی صداوسیما در حال افت است چون واقعیت اجتماعی یک واقعیت متکثری است، در آن پلورالیزم است. اگر شما دیالوگ و واقعیت اجتماعی را تبدیل به مونولوگ کنید، عملا از بازی رسانهای به معنای کارکردی آن خارج میشوید.
رسانه ملی اکنون در چنین جایگاهی است و روند نزولی دارد. عنوان روابطعمومی که به کار بردم، به عنوان بحث منفی گفتم. اگر رسانه شاخص نحوه مواجهه با مخالف را در آزادی بپذیرد، گارد آن نسبت به مسائل، افراد و اقشار باز خواهد شد چون این را نمیپذیرد بنابراین گاردش هم بسته است.
https://goo.gl/XQHL1S
خبرگزاری تسنیم - Tasnim
امینی: متأسفانه صداوسیما روابط عمومی حکومت شده/ علیزاده: رادیکالیسم به آزادی ضربه میزند/ عبدی: ملاک آزادی، حاکمیت قانون است
گروه سیاسیخبرگزاری تسنیم ــ عبدالله عبداللهی ــ مونا رحیمبصیری:مفهوم آزادی و چارچوب نظری آن، بهویژه معیاری که بتوان با آن وجود یا عدم و مهمتر از آن میزان آزادی در یک جامعه را تا حدی اندازهگیری کرد، از جمله مباحث بسیار مهم در طول تاریخ بوده است. اساساً…
آقای نماینده. لطفا آدرس غلط ندهید. یادداشتی از علی علیزاده
🔹 محمود صادقی نماینده محترم تهران در مجلس شورای اسلامی امروز در توییتی نوشته است: «انزواطلبان داخلی و تحریمکنندگان خارجی مانند دوتیغه یک قیچی هستند که گرچه درظاهرباهم تضاد دارند اما درواقع برای قطع یک ریشه به حرکت درمیآیند.»
🔸 در پاسخ ایشان نوشتهام: «هم ارز کردن اقلیت انزواطلب داخل که در مجلس و دولت هم نیست با اکثریت دولت-کنگره-سنای امپراطور جنگ طلب یک معنا میدهد: تقلیل جرم و تبرئه ضمنی دشمن خارجی»
🔹 امروز حتی دولتهای اروپایی و روزنامه های سنتا ایرانهراس غربی هم اعتراف میکنند که ترامپ و دولتش مسئول عدم تحقق برجام و تخریب این معاهده بین المللی است. در چنین وضعیتی، ایرانیان نیازمند وحدت یکپارچه و موضعی ملی و فراجناحی مقابل آمریکایی هستند که به فهرست رذایلش به جز زورگویی و قلدری، جرزنی، دروغگویی، خلف وعده و تهدید به پاره کرده معاهدات بین الملل امضا و تحمیل شده توسط خودش را هم اضافه کرده است. در چنین شرایطی حمله نماینده محترم تهران در مجلس شورای اسلامی به نیروهای داخلی، آدرس غلط دادن و جناحی کردن شرایط، چه معنایی میتواند داشته باشد و چه کمکی به منافع ملی ما میکند؟
🔸 به یاد بیاوریم که در طی دو سال مذاکرات برجام بسیاری تندروهای داخل را مانع انعقاد برجام میدانستند. در حالیکه امروز که به عقب برمیگردیم و تصویب بیست دقیقهای برجام در مجلس را به یاد میاوریم، میفهمیم مخالفان داخلی روحانی، نقش چندانی در شکل دهی به مذاکرات نداشتند.
🔹 بزرگنمایی سنگ اندازی نیروهای داخلی، به ویژه توسط رسانههای فارسی زبان غرب، اهرم فشار غرب بر افکار عمومی ایرانیان بود تا خواهان امتیاز دادن بیشتر دولتشان در طی مذاکرات شوند. چه بسا اگر نیروهای داخلی مخالف برجام موضعی محکم تر گرفته بودند و وظیفه شان را به عنوان دولت در سایه درست انجام داده بودند، دست جواد ظریف و حسن روحانی برای چانه زنی با غرب و دادن امتیاز کمتر بازتر بود و امروز همه ما در وضعیت بهتری بودیم.
🔸 باز هم به یاد بیاوریم بلافاصله بعد از اجرایی شدن برجام چه هیاهویی درباره آزمایشهای موشکی ایران یا چند شعار حک شده روی موشکها به راه انداختند تا مسئولیت خلف وعده آمریکا در زمینه بانکی را به گردن توان دفاعی ایران و نقش سپاه بیاندازند. امروز میدانیم اگر در زمان اوباما سازگاری آزمایشهای موشکی مان با برجام را به آزمون شورای امنیت نگذاشته بودیم در زمان ترامپ مشکلات بیشتری داشتیم. با آمدن ترامپ اما غبار ابهامها و رویابافی ها هردو فرونشست و مشخص شد ایرانهراسی دولت جدید آمریکا، قصد دشمنیش با ایران و تلاشش برای تخریب برجام، تصمیمی از پیش گرفته شده است و ارتباطی به این یا آن رفتار ایران ندارد.
🔹 در چنین شرایطی باید انگشتهای اتهام را از روی صورتهای یکدیگر برداریم و به سمت انزواطلبان واقعی نشانه برویم. انزواطلبان جنگ طلب کاخ سفید که هم با نفرت داخلی و هم نفرت بین المللی روبرویند.
🔸 منطق هموزن و معادل گرفتن آنچه تندروی داخل خوانده میشود با غربیان، اسراییلیها و سعودیهایی که صراحتا تندرو هستند و برای براندازی حکومت، تحریم اقتصادی و یا حمله نظامی ایران عملا فعالیت میکنند، افسانهایست که از سال ۷۶ در سپهر سیاسی ایران مسلط شده، راه گفتگو میان جناح ها را مسدود و آلوده کرده است و عملا بازی در زمین غرب است. مقابل چنین خطای گفتمانی بعد از بیست سال باید سرسختانه ایستاد.
🔹 نه. نتانیاهو و مک کین و ترامپ و هیلاری کلینتون با چند شعار کوچک زاده و رسایی معادل و یکسان و هم ارز نیستند.
🔹 محمود صادقی نماینده محترم تهران در مجلس شورای اسلامی امروز در توییتی نوشته است: «انزواطلبان داخلی و تحریمکنندگان خارجی مانند دوتیغه یک قیچی هستند که گرچه درظاهرباهم تضاد دارند اما درواقع برای قطع یک ریشه به حرکت درمیآیند.»
🔸 در پاسخ ایشان نوشتهام: «هم ارز کردن اقلیت انزواطلب داخل که در مجلس و دولت هم نیست با اکثریت دولت-کنگره-سنای امپراطور جنگ طلب یک معنا میدهد: تقلیل جرم و تبرئه ضمنی دشمن خارجی»
🔹 امروز حتی دولتهای اروپایی و روزنامه های سنتا ایرانهراس غربی هم اعتراف میکنند که ترامپ و دولتش مسئول عدم تحقق برجام و تخریب این معاهده بین المللی است. در چنین وضعیتی، ایرانیان نیازمند وحدت یکپارچه و موضعی ملی و فراجناحی مقابل آمریکایی هستند که به فهرست رذایلش به جز زورگویی و قلدری، جرزنی، دروغگویی، خلف وعده و تهدید به پاره کرده معاهدات بین الملل امضا و تحمیل شده توسط خودش را هم اضافه کرده است. در چنین شرایطی حمله نماینده محترم تهران در مجلس شورای اسلامی به نیروهای داخلی، آدرس غلط دادن و جناحی کردن شرایط، چه معنایی میتواند داشته باشد و چه کمکی به منافع ملی ما میکند؟
🔸 به یاد بیاوریم که در طی دو سال مذاکرات برجام بسیاری تندروهای داخل را مانع انعقاد برجام میدانستند. در حالیکه امروز که به عقب برمیگردیم و تصویب بیست دقیقهای برجام در مجلس را به یاد میاوریم، میفهمیم مخالفان داخلی روحانی، نقش چندانی در شکل دهی به مذاکرات نداشتند.
🔹 بزرگنمایی سنگ اندازی نیروهای داخلی، به ویژه توسط رسانههای فارسی زبان غرب، اهرم فشار غرب بر افکار عمومی ایرانیان بود تا خواهان امتیاز دادن بیشتر دولتشان در طی مذاکرات شوند. چه بسا اگر نیروهای داخلی مخالف برجام موضعی محکم تر گرفته بودند و وظیفه شان را به عنوان دولت در سایه درست انجام داده بودند، دست جواد ظریف و حسن روحانی برای چانه زنی با غرب و دادن امتیاز کمتر بازتر بود و امروز همه ما در وضعیت بهتری بودیم.
🔸 باز هم به یاد بیاوریم بلافاصله بعد از اجرایی شدن برجام چه هیاهویی درباره آزمایشهای موشکی ایران یا چند شعار حک شده روی موشکها به راه انداختند تا مسئولیت خلف وعده آمریکا در زمینه بانکی را به گردن توان دفاعی ایران و نقش سپاه بیاندازند. امروز میدانیم اگر در زمان اوباما سازگاری آزمایشهای موشکی مان با برجام را به آزمون شورای امنیت نگذاشته بودیم در زمان ترامپ مشکلات بیشتری داشتیم. با آمدن ترامپ اما غبار ابهامها و رویابافی ها هردو فرونشست و مشخص شد ایرانهراسی دولت جدید آمریکا، قصد دشمنیش با ایران و تلاشش برای تخریب برجام، تصمیمی از پیش گرفته شده است و ارتباطی به این یا آن رفتار ایران ندارد.
🔹 در چنین شرایطی باید انگشتهای اتهام را از روی صورتهای یکدیگر برداریم و به سمت انزواطلبان واقعی نشانه برویم. انزواطلبان جنگ طلب کاخ سفید که هم با نفرت داخلی و هم نفرت بین المللی روبرویند.
🔸 منطق هموزن و معادل گرفتن آنچه تندروی داخل خوانده میشود با غربیان، اسراییلیها و سعودیهایی که صراحتا تندرو هستند و برای براندازی حکومت، تحریم اقتصادی و یا حمله نظامی ایران عملا فعالیت میکنند، افسانهایست که از سال ۷۶ در سپهر سیاسی ایران مسلط شده، راه گفتگو میان جناح ها را مسدود و آلوده کرده است و عملا بازی در زمین غرب است. مقابل چنین خطای گفتمانی بعد از بیست سال باید سرسختانه ایستاد.
🔹 نه. نتانیاهو و مک کین و ترامپ و هیلاری کلینتون با چند شعار کوچک زاده و رسایی معادل و یکسان و هم ارز نیستند.
پاسخ روشن اينستاگرام آيت الله خامنه اي به تنش آفريني چندماهه رسانه هاي فارسي زبان غرب و اميدشان براي بني صدر سازي: حمايت تام و تمام از دولت منتخب، #وحدت_ملي و دعوت مشوقانه به مقاومت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیت الله خامنهای را بلندترین صدای ضداستعمار امروز منطقه ميدانم. اما چرا صدای اعتراضش به اقتصاد رانتی اشراف پرور و مستضعف ستیز، به بلندی قبل نیست؟ مگر استقلال و امنيت را مديون همين مستضعفين نيستيم؟
از تفكيك جنسيتي پياده رو ها تا پروتكل چادر پوشيدن در دولت روحاني. براي خواندن متن لطفا عكس را باز كنيد...#روحاني #سبك_زندگي #چادر #دولت_دوازدهم #امنيت #اقتصاد
پريروز "پرسشي" ساده از رهبري كردم. پرسشي كه لزوما حتي نقد نبود. در توييتي پرسيدم: "آیت الله خامنهای بلندترین صدای ضداستعمار امروز منطقه است. اما چرا صدای اعتراضش به اقتصاد رانتی اشراف پرور و مستضعف ستیز، به بلندی قبل نیست؟" معتقدم چنين پرسشي شايسته جواب و مكالمه و اقناع است و نه تهمت نفوذي و جاسوس و دشمن بودن و يا الدنگ خوانده شدن. اثبات ممنوعيت پرسشگري در ايران وظيفه رسانه بيگانه و دولتهاي غربي است نه مدعيان دفاع از نظام. سه ماه پيش در برنامه پرگار بي بي سي گفتم كه دو دسته به آيت الله خامنه اي ظلم كردند. كسانيكه با دشمني كوركورانه تمام رفتار ايشان را سياهنمايي كردند. و عده ديگري كه با "ادعاي" ذوب غيرعقلاني در ولايت، فهم منطق رفتاري و خرد حكمراني ايشان را غيرممكن كردند. بايد اضافه كرد، دسته اول بدون دسته دوم هرگز موفق نميشدند. بعدالتحرير: لازم به گفتن نيست كه دهها نفر از دوستان ارزشي و انقلابي هم در توييت و پيام شخصي از حق پرسشگري من دفاع كردند و در فضايي دوستانه باب مكالمه و مباحثه را باز كردند.
https://instagram.com/p/BYJI4ZTBm2U/
https://instagram.com/p/BYJI4ZTBm2U/
تقلب-نیوزها: دشمنان جدید آزادی بیان
تکنولوژی ارتباطات قرار بود باعث افزایش آگاهی و روشنگری شهروندان و بی قدرتان و وسیلهای برای محدود کردن نهادهای قدرت و ثروت شود. اما قدرتمندان این بار با سلاحی جدید به جنگ آگاهی رسانی شهروندان آمدهاند. با سلاح آگاهی تقلبی؛ با آلوده کردن جریانهای آزاد اطلاعات طوری که تشخیص خبر راست از خبر تقلبی غیرممکن شود؛ با بمباران ذهن شهروندان با صدها خبر دروغ روزانه.
مدل آمریکایی این سلاح جدید فاکس نیوز است که میتواند به صدها میلیون آمریکایی بقبولاند که همه دانشمندان اشتباه میکنند و گرمایش جهانی واقعی نیست. و شناخته شده ترین محصول این سلاح جدید هم دونالد ترامپ است.
معروف ترین مدل ایرانی فیک نیوز یا اخبار تقلبی آمدنیوز است. با پانصدهزار دنبال کننده هم یکی از تولیدکنندگان اخبار مسموم و آلوده و دروغین روزانه است و هم شبکه های دیگری را در رقابت با خود به تقلید از چنین فرم خبری مجبور کرده است.
خبر دیروزش درباره من مثالی روشن از کارکرد آگاهی تقلبی است. هم خبر از اساس دروغ است و هم عکس به وضوح فتوشاپ. اما دروغ بودن این خبر مانع از اثرگذاریش بر بخشی از مخاطبان نمیشود. چرا که پیش از آنکه مخاطب بتواند راست و دروغ خبر را بسنجد، دهها خبر دروغ و نیمه دروغ دیگر از این شبکه او را مورد حمله قرار داده و سردرگمش کرده است.
آمدنیوزها و اخبار فتوشاپي شان، از مهمترین دشمنان آزادی بیان در ایران امروز هستند. عزمی ملی و فراجناحی برای بایکوت و به حاشیه راندن این تقلب-نیوزها لازم است. قدم اول، مسلح کردن مخاطبان به تحلیل و منطق و پرسشگری و شکاک بودن نسبت به اخباری که میخوانند و قدم بعدی اعلام برائت صريح آنها که آمدنیوزها در ظاهر در همدلی و حمایتشان مطلب منتشر ميكنند.
https://instagram.com/p/BYYV6aphwFY/
تکنولوژی ارتباطات قرار بود باعث افزایش آگاهی و روشنگری شهروندان و بی قدرتان و وسیلهای برای محدود کردن نهادهای قدرت و ثروت شود. اما قدرتمندان این بار با سلاحی جدید به جنگ آگاهی رسانی شهروندان آمدهاند. با سلاح آگاهی تقلبی؛ با آلوده کردن جریانهای آزاد اطلاعات طوری که تشخیص خبر راست از خبر تقلبی غیرممکن شود؛ با بمباران ذهن شهروندان با صدها خبر دروغ روزانه.
مدل آمریکایی این سلاح جدید فاکس نیوز است که میتواند به صدها میلیون آمریکایی بقبولاند که همه دانشمندان اشتباه میکنند و گرمایش جهانی واقعی نیست. و شناخته شده ترین محصول این سلاح جدید هم دونالد ترامپ است.
معروف ترین مدل ایرانی فیک نیوز یا اخبار تقلبی آمدنیوز است. با پانصدهزار دنبال کننده هم یکی از تولیدکنندگان اخبار مسموم و آلوده و دروغین روزانه است و هم شبکه های دیگری را در رقابت با خود به تقلید از چنین فرم خبری مجبور کرده است.
خبر دیروزش درباره من مثالی روشن از کارکرد آگاهی تقلبی است. هم خبر از اساس دروغ است و هم عکس به وضوح فتوشاپ. اما دروغ بودن این خبر مانع از اثرگذاریش بر بخشی از مخاطبان نمیشود. چرا که پیش از آنکه مخاطب بتواند راست و دروغ خبر را بسنجد، دهها خبر دروغ و نیمه دروغ دیگر از این شبکه او را مورد حمله قرار داده و سردرگمش کرده است.
آمدنیوزها و اخبار فتوشاپي شان، از مهمترین دشمنان آزادی بیان در ایران امروز هستند. عزمی ملی و فراجناحی برای بایکوت و به حاشیه راندن این تقلب-نیوزها لازم است. قدم اول، مسلح کردن مخاطبان به تحلیل و منطق و پرسشگری و شکاک بودن نسبت به اخباری که میخوانند و قدم بعدی اعلام برائت صريح آنها که آمدنیوزها در ظاهر در همدلی و حمایتشان مطلب منتشر ميكنند.
https://instagram.com/p/BYYV6aphwFY/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ صريح رهبري به دوستان نادان ولايت. آنانكه چون ناتوان از دفاع عقلاني از مواضعش هستند، نقدش را ممنوع و پرهزينه نشان ميدهند. دوستانيكه همپاي دشمنان، چهره او را تخريب و كشور را استبدادي نشان ميدهند.
اجنبی به تو ربطی ندارد.
--------------
🔷 در چند روز اخیر مصاحبه ای از مرحوم ابراهیم یزدی با رادیو بی بی سی در ۲۳ فروردین ۵۸ پخش شده و واسطه حملات شدیدی به او شده است. (لینک فیلم در کانال اینتساگرام) در این مصاحبه یزدی تمام قد از روند اعدام سران رژیم شاه دفاع میکند. آنهم بدون هیچ لکنت و سر خم کردن و شرمساری از احتمال نقایص و ایرادهای قضایی در فرایند سریع دادگاههایشان.
🔶 اما اسناد تاریخی بسیاری گواهی میدهند که ابراهیم یزدی در راستای مشی لیبرالی خود، از مخالفان سرسخت این اعدامها بوده و تلاش زیادی برای توقف بسیاری از آنها هم کردهاست.
🔷 مساله متن حاضر درست یا غلط بودن آن اعدامها در شرایط و چارچوب تاریخی خاص خود نیست. مساله تناقض ظاهری رفتار یزدی است.
🔶 اما اگر از منظر ذهن انقلابیون ۵۷ نگاه کنیم هیچ تناقضی در کار نیست. انقلابیونی که استقلالخواهی را چنان درونی کرده بودند که به روابط قدرت در موضع سخنشان آگاه بودند. و وقتی با بیگانه سخن میگفتند، نه از منظر فردیت خود، بلکه از منظر ملتی به تازگی رها شده از بند استعمار سخن میگفتند. انقلابیونی که میدانستند معنای سخنشان را نه تنها محتوا بلکه جایگاه آن مشخص میکند. میدانستند در سیاست، نه تنها اینکه چه کسی این سخن را میگوید، بلکه از چه منبری این سخن گفته شود، معنای سخن را تغییر میدهد.
🔷 از چنین منظری و با چنین منطقی، یزدی زیر میز محاکمه خبرنگار میزند و جای حاکم و محکوم را عوض میکند. برای یزدی، بی بی سی سخنگوی دولت پادشاهی بریتانیاست. همان دولتی که در ۲۸ مرداد ۳۲ با کودتا دولت ملی مصدق را سرنگون کرده و در تمام بیست و پنج سال بعدش هرگز نقدی به نقض حقوق بشر و اعدامها و زندانهای شاه نکردهاست. بنابراین خبرنگارش، در مقامی نیست که صدای متبخترش را برای سخنگوی دولت موقت انقلاب مردم ایران بالا ببرد و از موضع حق به جانب یک دادستان و مدعی العموم، انقلاب مردم ایران و تصمیمات انقلابیشان را (چه درست چه غلط) نه تنها متهم که پیشاپیش محکوم کند.
🔶 وقتی خبرنگار اعدامها را قصابی میخواند، یزدی تنها کنش سیاسی درست را برمیگزیند، یعنی تن ندادن به نحو و گرامر استنطاق شدن، یعنی تحمیل گفتار خود به جای تبعیت از گفتار خبرنگار-دادستان غربی. از منظر تهاجمی به جای جواب میپرسد: شما ( یعنی غربیان و رسانههایتان مثل بی بی سی) وقتی شاه قصابی میکرد کجا بودید؟
🔷 وقتی بی بی سی با کنایه و متلک میپرسد چقدر دیگر این وضعیت نابسامان ادامه دارد، یزدی میگوید مهم نیست چقدر دیگر طول بکشد، هرچقدر لازم باشد طول میکشد. مگر شما بعد از سقوط دولت آلمان نگران بودید جانیان نازی چگونه اعدام میشوند؟ و بعد باز میز بازی را برمیگرداند و میگوید به مسئولان پیشنهاد میدهم برای اعدامهای بعدی از بریتانیا و آمریکا تیرانداز بیاورند که با انسانیت بیشتری بکشند. یعنی باز اشاره به این موضوع که شما آدمکشهای قهارتر، در مقام و جایگاه قضاوت ما نیستید، یعنی باز بهم زدن فرم مصاحبه-محاکمه-بازجویی از سخنگوی یک ملت.
🔶 یزدی صبح شبی که این مصاحبه انجام شده برای لغو اعدام پاکروان تلاش کرده است ولی نیازی نمیبیند خودش را برای خبرنگار بی بی سی توجیه و تطهیر کند. نکته ای که او بر آن تاکید دارد این است: سخنگوی رسانه دولت استعماری غرب با دستان آلوده و حنجره آلودهترش در مقام محاکمه ما نیست. اگر شکافی هم میان نیروهای انقلابی ایرانی باشد، وظیفه خودشان است حلش کنند و نه وظیفه نظام قدرت (و بالطبع رسانه) دولت-ملت بریتانیایی.
🔷 ابراهیم یزدی شش ماه بعد در دیدار با وزیر خارجه آمریکا از موضع همین منطق سخن میگوید. دیداری که برغم محتوای اصولی و وطن دوستانه تا امروز باعث اتهام علیه او و غضب نیروهای انقلابی شده است. یزدی میگوید: «همین هفته قبل نماینده شما در تهران به ملاقات وزیر کشور رفته و ضمن تسلیم یادداشتی به اعدام سهنفر از سناتورهای سابق ایران اعتراض کرده است. این امر دخالت صریح در امور داخلی ماست. ما به شما نمیگوییم که با سرخپوستهای آمریکا چگونه رفتار میکنید یا در زندانهای شما چه میگذرد.»
🔶 این منطق و این منظر اما توسط فعالان سیاسی و اجتماعی و روشنفکران به مثابه نمایندگان جامعه ایران فراموش شده است. کسانی که میز بازی را بر نمیگردانند، کسانی که اجازه میدهند توسط رسانه دولتهای غربی محاکمه و استنطاق شوند. کسانی که در این اتاقها و استودیوهای محاکمه، گاه مانند توابانی از گذشته خود ابراز ندامت میکنند و به واسطه خودشان، اجازه میدهند دولت-ملت ایرانی و تاریخش هم در میز بازجویی شدن و محکوم شدن توسط اجنبیها و یا اجنبیهایی با صورتهای ایرانی قرار بگیرند.
🔷 منطق کلیدی ابراهیم یزدی در ۲۳ فروردین ۵۸ را امروز باید بیش از همیشه به کار بست. آن منطق طلایی این است: اجنبی به تو ربطی ندارد.
https://www.instagram.com/p/BYgrLZ1Bcrk/
--------------
🔷 در چند روز اخیر مصاحبه ای از مرحوم ابراهیم یزدی با رادیو بی بی سی در ۲۳ فروردین ۵۸ پخش شده و واسطه حملات شدیدی به او شده است. (لینک فیلم در کانال اینتساگرام) در این مصاحبه یزدی تمام قد از روند اعدام سران رژیم شاه دفاع میکند. آنهم بدون هیچ لکنت و سر خم کردن و شرمساری از احتمال نقایص و ایرادهای قضایی در فرایند سریع دادگاههایشان.
🔶 اما اسناد تاریخی بسیاری گواهی میدهند که ابراهیم یزدی در راستای مشی لیبرالی خود، از مخالفان سرسخت این اعدامها بوده و تلاش زیادی برای توقف بسیاری از آنها هم کردهاست.
🔷 مساله متن حاضر درست یا غلط بودن آن اعدامها در شرایط و چارچوب تاریخی خاص خود نیست. مساله تناقض ظاهری رفتار یزدی است.
🔶 اما اگر از منظر ذهن انقلابیون ۵۷ نگاه کنیم هیچ تناقضی در کار نیست. انقلابیونی که استقلالخواهی را چنان درونی کرده بودند که به روابط قدرت در موضع سخنشان آگاه بودند. و وقتی با بیگانه سخن میگفتند، نه از منظر فردیت خود، بلکه از منظر ملتی به تازگی رها شده از بند استعمار سخن میگفتند. انقلابیونی که میدانستند معنای سخنشان را نه تنها محتوا بلکه جایگاه آن مشخص میکند. میدانستند در سیاست، نه تنها اینکه چه کسی این سخن را میگوید، بلکه از چه منبری این سخن گفته شود، معنای سخن را تغییر میدهد.
🔷 از چنین منظری و با چنین منطقی، یزدی زیر میز محاکمه خبرنگار میزند و جای حاکم و محکوم را عوض میکند. برای یزدی، بی بی سی سخنگوی دولت پادشاهی بریتانیاست. همان دولتی که در ۲۸ مرداد ۳۲ با کودتا دولت ملی مصدق را سرنگون کرده و در تمام بیست و پنج سال بعدش هرگز نقدی به نقض حقوق بشر و اعدامها و زندانهای شاه نکردهاست. بنابراین خبرنگارش، در مقامی نیست که صدای متبخترش را برای سخنگوی دولت موقت انقلاب مردم ایران بالا ببرد و از موضع حق به جانب یک دادستان و مدعی العموم، انقلاب مردم ایران و تصمیمات انقلابیشان را (چه درست چه غلط) نه تنها متهم که پیشاپیش محکوم کند.
🔶 وقتی خبرنگار اعدامها را قصابی میخواند، یزدی تنها کنش سیاسی درست را برمیگزیند، یعنی تن ندادن به نحو و گرامر استنطاق شدن، یعنی تحمیل گفتار خود به جای تبعیت از گفتار خبرنگار-دادستان غربی. از منظر تهاجمی به جای جواب میپرسد: شما ( یعنی غربیان و رسانههایتان مثل بی بی سی) وقتی شاه قصابی میکرد کجا بودید؟
🔷 وقتی بی بی سی با کنایه و متلک میپرسد چقدر دیگر این وضعیت نابسامان ادامه دارد، یزدی میگوید مهم نیست چقدر دیگر طول بکشد، هرچقدر لازم باشد طول میکشد. مگر شما بعد از سقوط دولت آلمان نگران بودید جانیان نازی چگونه اعدام میشوند؟ و بعد باز میز بازی را برمیگرداند و میگوید به مسئولان پیشنهاد میدهم برای اعدامهای بعدی از بریتانیا و آمریکا تیرانداز بیاورند که با انسانیت بیشتری بکشند. یعنی باز اشاره به این موضوع که شما آدمکشهای قهارتر، در مقام و جایگاه قضاوت ما نیستید، یعنی باز بهم زدن فرم مصاحبه-محاکمه-بازجویی از سخنگوی یک ملت.
🔶 یزدی صبح شبی که این مصاحبه انجام شده برای لغو اعدام پاکروان تلاش کرده است ولی نیازی نمیبیند خودش را برای خبرنگار بی بی سی توجیه و تطهیر کند. نکته ای که او بر آن تاکید دارد این است: سخنگوی رسانه دولت استعماری غرب با دستان آلوده و حنجره آلودهترش در مقام محاکمه ما نیست. اگر شکافی هم میان نیروهای انقلابی ایرانی باشد، وظیفه خودشان است حلش کنند و نه وظیفه نظام قدرت (و بالطبع رسانه) دولت-ملت بریتانیایی.
🔷 ابراهیم یزدی شش ماه بعد در دیدار با وزیر خارجه آمریکا از موضع همین منطق سخن میگوید. دیداری که برغم محتوای اصولی و وطن دوستانه تا امروز باعث اتهام علیه او و غضب نیروهای انقلابی شده است. یزدی میگوید: «همین هفته قبل نماینده شما در تهران به ملاقات وزیر کشور رفته و ضمن تسلیم یادداشتی به اعدام سهنفر از سناتورهای سابق ایران اعتراض کرده است. این امر دخالت صریح در امور داخلی ماست. ما به شما نمیگوییم که با سرخپوستهای آمریکا چگونه رفتار میکنید یا در زندانهای شما چه میگذرد.»
🔶 این منطق و این منظر اما توسط فعالان سیاسی و اجتماعی و روشنفکران به مثابه نمایندگان جامعه ایران فراموش شده است. کسانی که میز بازی را بر نمیگردانند، کسانی که اجازه میدهند توسط رسانه دولتهای غربی محاکمه و استنطاق شوند. کسانی که در این اتاقها و استودیوهای محاکمه، گاه مانند توابانی از گذشته خود ابراز ندامت میکنند و به واسطه خودشان، اجازه میدهند دولت-ملت ایرانی و تاریخش هم در میز بازجویی شدن و محکوم شدن توسط اجنبیها و یا اجنبیهایی با صورتهای ایرانی قرار بگیرند.
🔷 منطق کلیدی ابراهیم یزدی در ۲۳ فروردین ۵۸ را امروز باید بیش از همیشه به کار بست. آن منطق طلایی این است: اجنبی به تو ربطی ندارد.
https://www.instagram.com/p/BYgrLZ1Bcrk/
Instagram
علی عليزاده
. اجنبی به تو ربطی ندارد. 👇👇 متن كامل در كانال تلگرام.. در چند روز اخیر مصاحبه ای از مرحوم ابراهیم یزدی با رادیو بی بی سی در ۲۳ فروردین ۵۸ پخش شده و واسطه حملات شدیدی به او شده است. در این مصاحبه یزدی تمام قد از روند اعدام سران رژیم شاه دفاع میکند. آنهم بدون…
❤1