جدال- علی عليزاده
57.7K subscribers
1.78K photos
3.13K videos
37 files
6.02K links
کانال رسمی علی علیزاده.
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com

حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal

اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal

و

بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
Download Telegram
مناظره زیباکلام علیزاده.3gp
66.9 MB
فیلم کم حجم مناظره صادق زیباکلام و علی علیزاده درباره آمریکاستیزی، سوریه، رفسنجانیسم و استحاله انقلاب. جمعه بیست و‌هفتم بهمن. دانشگاه اشتوتگارت
Forwarded from سخنرانی‌ها
‍ 🔊فایل صوتی

#نشست #چهل_سال #رفرمیسم در ایران

با حضور :
#صادق_زیباکلام
#علی_علیزاده


🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
عرق کارگران و جوانان آتش باختیار

توییت امروز: امام ششم شیعیان میگوید أعطهِم اُجورَهُم قبل أن يَجِفَّ عرقهُم. یعنی قبل خشک شدن عرقش دستمزد و حقش را بپرداز. از رفسنجانیسم، نیولیبرالهای استحاله شده و پشیمانان از انقلاب توقعی نیست که مسایل مهمتری مثل ورود زنان به ورزشگاه ها دارند ولی آیا میشود انقلابی بود و به حمایت کارگرانی نایستاد که سه یا شش ماه حقوق ماهی هشتصد هزار تومن را هم نگرفته اند؟

🔸 آمده‌ایم تا انقلاب را باز پس بگیریم. امده‌ایم تا ارزشهای انقلاب را احیا کنیم. و آمده‌ایم عدالت-خواهی که از ارزشهای اساسی انقلاب اسلامی پنجاه و هفت بود را از زیر خاک و از زیرزمین موزه در آوریم و به مطالبه‌ای زنده و مساله‌ای اساسی تبدیل کنیم.
🔹 مساله ما، اشرافیت این و آن کارگزار و وزیر و قاضی و سردار و نماینده ولی فقیه شهرستان نیست. مساله ما شرایطی است که اجازه داد این اشرافیتها و فسادها در وهله اول در ایران پس از انقلاب بوجود بیاید و برای سه دهه بازتولید شوند.
🔸 مساله ما نگاه کلان اقتصادی است که از سال شصت و هشت به بعد اجازه داد فقر و تبعیض اقتصادی به تدریج عادی و طبیعی شود. همان نگاهی که تمام غایت و آرزویش پذیرفته شدن در سازمان تجارت جهانی و تایید شدن توسط بانک جهانی بود. همان نگاهی که میخواست هرچه زودتر در نظام سرمایه جهانی ادغام شود. همان نگاهی که ادرس غلط میداد و میگفت اگر به کدخدا تعظیم کنیم مالزی و کره جنوبی میشویم. همان تفکری که نگاه‌ها را از داخل و از توان و پتانسیل درونی این کشور بر گرفت و تمام تخم مرغ هایش را در سبد غربی و جهانی شدن اقتصاد ایران و ورود سرمایه خارجی گذاشت. همان سبدی که با اولین تحریم فلج و ناتوان شد.
🔹مساله ما همان تفکر و پارادایمی است که تابوها و مرزهای زیست ساده پس از انقلاب را از بین برد و زندگی لوکس را از یک سو و عقب افتادن حقوق کارگران را از سوی دیگر عادی کرد. آن هم در ایرانی که همین امروز هم تمام بارش بر دوش مستضعفان است. آن هم در ایرانی که هنوز هم نیروی دفاعی و امنیتی و شهدایش از مستضعفان اند. آن هم در ایرانی که هزینه تحریم اقتصادیش را بیش از همه دهکهای پایینی میدهند و باز همان ها هستند که در بیست و دوم بهمن به حمایت از نظام به خیابانها می‌آیند.
🔸 آقای خامنه‌ای سالهاست درباره اقتصاد بومی و درون زا و مقاومتی گفته است. اما هفته گذشته در کنار لزوم غیروابسته کردن اقتصاد، گفت در زمینه عدالت اقتصادی کم کاری کرده‌ایم. سخنی که احساس میکنم مستقیم رو به جوانان آتش باختیار گفته شد. آیا نباید هرجا کارگر گرسنه‌ای اعتراض میکند، جوانان آتش باختیار در کنارش بایستند؟

🔹پانوشت: انگیزه نوشتن این متن اعتراضات اخیرکارگران گروه ملی فولاد اهواز به عقب افتادن حقوقهایشان بود. نزدیک پانصد نفر از انها برای روزهای متوالی مقابل استانداری این شهر تجمع کرده‌اند. پریروز هم تعداد از انها در نماز جمعه این شهر یکصدا به زبان کنایه فریاد زدند: «درود بر ستمگر. مرگ بر کارگر».

https://www.instagram.com/p/BfnxnX-Bv0M
سفره انقلاب و چهار هزار اقازاده در غرب

🔹 «پدیده دیگر که باید به آن توجه کرد، پدیده «آقازادگی» است. «تورگینیف» نویسنده شهیر روسی یک رمانی به نام «آشیانه اشراف» نوشته است. در این کتاب بررسی کرده که چرا روسیه تزاری از هم فروپاشید. او در این کتاب بیان می‌کند یک نسلی از اشراف صرفا دارنده مدرک شدند اما از دامنه مطالباتشان کم نکردند. برخورداری از مدرک این افراد را دچار مطالبات فزاینده کرد که هم دچار سهم‌خواهی در حوزه مسؤولیت شدند و هم برخورداری از زندگی مرفه که این دو عارضه اکنون [در ایران] رخ داده است. یک نسلی از آقازاده‌‌ها در ایران وجود دارند که نه سواد خاصی دارند و نه توان مدیریتی، اما خواهان سهم مدیریتی هستند و به مسؤولیت‌های جزئی نیز راضی نیستند. اکنون عده‌ای از آنها برخی از مناصب را گرفته و در سیستم مشغول به کار هستند. بخشی از این به‌هم‌ریختگی در نظام مدیریتی، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در ساختار، به خاطر همین آقازاده‌هایی است که در سیستم حضور دارند. وقتی شما آمار می‌دهید که در انگلیس، آمریکا و اروپا بیش از چهار هزار آقازاده در حال تحصیل هستند آیا آنها دچار ماندگاری در کشور انگلیس می‌شوند؟ خیر. عمده آقازاده‌ها به کشور بازمی‌گردند و سهم‌خواهی می‌کنند. حضور پررنگ این آقازاده‌ها در ارکان تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی، بحران‌ساز می‌شود.»

🔸 حرفهای بالا را علی اکبر ولی‌زاده مدیرسیاسی مرکز پژوهش‌های مجلس در مصاحبه با خبرنگار ایلنا گفته‌است. حرفهایی که احتمالا طعم دهان تمام مردم عادی این کشور که نگران آینده خود و فرزندانشان هستند را تلخ میکند. چون رانت و امکانات فوق العاده برای چهار هزار یا چهل هزار آقازاده به معنی ضایع شدن حق چهار میلیون و چهل میلیون ایرانی‌زاده دیگر است.
🔹این حرفها باید برنامه ریزان و سیاستگذاران حتی بوروکرات و یقه سفید نظام را هم به شدت نگران کند چون سیطره این قبیله سهم خواه نه فقط باعث افزایش ناکارآمدی و افزایش ضریب فسادپذیری نظام میشود بلکه احساس تبعیض میتواند گسلی عمیق میان حاکمیت و ملت ایجاد کند. گسلی که همانطور که در اغتشاشات دی ماه دیدیم به راحتی توسط دشمنان خارجی این کشور و با ابزارهای جنگ نرم کلاسیک فعال و تسلیحاتی شود.
🔸اما این حرفها باید انقلابی ها را بیشتر از همه نگران کند. چرا که هیچ چیز بیشتر از استحاله درونی، زوال و خستگی و کهولت و بیماری یک انقلاب را سبب نمیشود. و چه چیزی بیشتر از بازتولید روابط فیودالی و قبیله‌ای مستتر در هزارفامیل پهلوی از دید مستضعفان ایران و منطقه نشانه استحاله انقلاب اسلامی دیده میشود؟ استحاله‌ای که جوهر غرب، یعنی سرمایه داری مصرفی به قیمت استثمار و استعمار دیگران را، با روکشی ریاکارانه دارد عادی و طبیعی میکند. و آیا «نفوذ» در زیرپوستی ترین شکل آن همین حساسیت زدایی از جنس روابط تولید و مصرف در غرب نیست؟
🔹 معتقدم نیازمند جنبشی فراجناحی و فراگیر برای شناسایی، حساب‌کشی و خلع قدرت از آقازاده‌ها هستیم. در قدم اول نیازمند ملی کردن فرهنگ پرسشگری هستیم. به جای آنکه در مقابل پول و ماشین و مقام مدیریتی و مدرک دانشگاهی شان سر خم کنیم و احساس کمبود کنیم باید بپرسیم از کجا و از طریق چه رانت و چه روابطی این ماشین و مقام مدیریتی و مدرک دانشگاهی را بدست آورده‌ای؟ و در قدم دوم باید فرهنگی که رانت‌خواری و زندگی اشرافی را تبدیل به نوعی فضیلت و نشانه «بچه زرنگ بودن» کرده است را به رذیلت و نشانه فاسد بودن تبدیل کنیم.
🔸 پانوشت: عکس تزیینی نیست. عکس از سفره انقلاب است. منطقه البیضا. سال شصت و چهار. سفره‌ای که امروز عده‌ای رانت خود را از ان برمیدارند همان سفره‌ایست که از روز اول انقلاب تا امروز در سوریه عده‌ای سر خود را درآن گذاشته‌اند.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید و آن را به دیگران هم معرفی کنید: @jedaal

https://www.instagram.com/p/BfvXBAYhojr/
👍2
تسلیحاتی شدن دختران خیابان انقلاب

🔹 مسیح علینژاد نوشته چهل و پنج نماینده اتحادیه اروپا با نامه به موگرینی خواهان آزادی دختران_خیابان_انقلاب شدند. بزبان ساده یعنی افزایش تنش ایران و اتحادیه اروپا، یعنی ضربه بیشتر به برجام و سخت تر شدن مراودات اقتصادی ایران، یعنی رکود بیشتر اقتصادی و اعتصابهای بیشتر کارگران حقوق نگرفته، و در نهایت یعنی افزایش تقاضای اتحادیه اروپا برای سرخم کردن ایران مقابل خواست ترامپ و بن سلمان و تعطیلی تنها ابزار دفاعی این کشور یعنی پروژه موشکی. و این یعنی تسلیحاتی شدن موضوعی به نام دختران_خیابان_انقلاب. یعنی تبدیل دختران خیابان انقلاب به سوخت ماشین تحریم اقتصادی و فشار بین‌المللی بر هشتاد میلیون ایرانی.
🔸 براستی که هیچ ملتی اینطور به دست خود، شرایط تحریم خود را رقم نزده است که بخشی از طبقه متوسط لیبرال ایران در سالهای گذشته و با سکوت مقابل کارمندان صنعت حقوق بشر زد و انگار باز هم بدون آنکه از تاریخ درس گرفته باشد دارد میزند. درست مثل سالهای دوره دوم محمد خاتمی، درست مثل فضای بعد از هشتاد و هشت.
🔹 نامه را ماریا شاکه نوشته است. او یکی از اسلامستیز و ایرانستیزترین نمایندگان مجلس اتحادیه اروپا واز اسپانسرهای اصلی آزادی یواشکی است. شاکه همچنین دعوت کننده علی‌نژاد و دریا صفایی به اتحادیه اروپا در شهریور نود و پنج برای سخنرانیهایی بود که مستقیما در فضای اروپا به منظور حمله به زنان مسلمان اروپایی و به ویژه زنان محجبه استفاده شد.
🔸 در اینجا نقدی متوجه مسیح علی‌نژاد و بقیه کسانی که رسما با دولتهای خارجی علیه منافع ایران همکاری میکنند نیست. او یک کولابراتور در معنای کلاسیک کلمه است. یعنی کسی که با دولتهای متخاصم علیه وطن و کشور خودش همکاری میکند. بلکه نقد متوجه نیروهای داخل کشور و به ویژه اصلاح‌طلبانی است که با «مرزبندی نکردن» با نیروهای وابسته به غرب، شرایط امکان تحریم اقتصادی ایران را نادانسته محقق میکنند.
🔹 تکرار میکنم خود را منتقد پوشش اجباری میدانم. ولی معتقدم قانون فعلی ایران از فضا نیامده و اعتقاد بخشهای قابل توجهی از جامعه است. از این رو آینده پوشش در ایران را فقط و فقط گفتگوی داخلی میان بخشهای مختلف جامعه و نهادهای مرجع اجتماعی و حکومتی تعیین میکند و نه فشار کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا و بی‌بی‌سی و ده ها سازمان با رنگ و لعاب و اسم های مزین به دموکراسی و حقوق بشر که ارتباطشان با بسترسازی برای جنگ و کودتا و دخالت امریکا در بقیه کشورها اثبات شده است.
🔸 و همین طور هم آینده پوشش در ایران را فشار نوکران ایرانی این دولتهای غربی و سازمانها تعیین نخواهد کرد.
حافظ و سعدی و فردوسی مقابل ترامپ و بیوطنی نئولیبرالیسم

🔹 یازده اسفند ۹۶، الجزیره: کره جنوبی آموزش زبان انگلیسی برای سالهای اول و دوم مقطع ابتدایی را ممنوع کرد. این ممنوعیت براساس حکم دادگاه قانون اساسی کره در سال نود و چهار صادر شده که زبان انگلیسی را مانعی برای یادگیری زبان کره‌ای و باعث پاک شدن ریشه‌های کره‌ای دانسته بود.*

🔸 برمیگردیم به ۱۳ اردیبهشت ۹۵. آقای خامنه‌ای گفت: «این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست...امروز کسانی که به اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به انگلیسی حرف میزنند... چرا فرانسه یا آلمانی تعلیم داده نمیشود؟ زبانهای کشورهای پیشرفته‌ی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه میکنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعه‌ی زبان بیگانه را میگیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیک‌تر شده‌ایم! آمده‌ایم میدان را باز کرده‌ایم و علاوه بر اینکه این زبان را کرده‌ایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم می‌آوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستانها و در مهدِکودک‌ها! چرا؟ ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی‌] کرسی زبان [فارسی] را در یک‌جا تعطیل میکنند، باید تماسهای دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان فارسی را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازه‌ی دانشجو گرفتن نمیدهند، امتیاز نمیدهند، برای اینکه زبان فارسی را یک‌جا میخواهیم ترویج کنیم؛ آن‌وقت ما بیاییم زبان آنها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم. این عقلائی است؟ من نمیفهمم!"

🔹بی‌بی‌سی و رادیوفردا** بلافاصله این حرفها را تلاش برای انزواطلبی و ستیز با معاصر شدن نسل جوان تفسیر کردند و رادیو فرانسه*** در حالیکه رهبری به صراحت از لزوم آموزش زبان بیگانه گفت بود تیتر زد: «سخنان تند خامنه‌ای علیه زبان انگلیسی: "زبان و فرهنگ بیگانه" را ترویج نکنید.»

🔸 در نهایت ۱۵ اردیبهشت ۹۵ آقای روحانی در قطب مقابل ایستاد و امری که قاعدتا باید فراجناحی و مورد توافق کل نظام و حتی ملی‌گرایان یا مدافعان منافع ملی خارج از نظام میبود را تبدیل به نزاعی سیاسی کرد و گفت: «مردم خودشان باید بخواهند ...و [دانش آموز] باید بتواند انتخاب کند چند زبان می‌خواهد بیاموزد. وقتی در یک مدرسه‌ای ۹۸ درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند ... ما که نمی‌توانیم برای آن دو درصد معلم دیگری را به کار بگیریم. امروز شما ببینید در شبه قاره هند به خاطر اینکه این جمعیت عظیم به زبان انگلیسی تقریبا مسلط هستند شما ببینید که در آی تی [علوم انفورماتیک] چه کارهایی انجام داده‌اند و چه شغل بزرگی را این شبه قاره به دست آورده است، ما باید زبانی را یاد دهیم که در کنارش علم، راحت‌تر به دست آید و شغل بیشتر برای نسل جوان آینده به وجود بیاورد و ارتباط اقتصادی ما را با دنیا تسهیل کند.»

🔹 ممنوعیت آموزش زبان انگلیسی در سنین پایین در کره جنوبی، یعنی حتی این کشور که از پایان جنگ کره در سال ۱۳۳۲، رسما یکی از اقمار آمریکا بوده نگران حل شدن در هاضمه فرهنگی کدخداست. یعنی حتی سئول هم که وابستگی کامل نظامی-سیاسی به واشنگتن دارد دلواپس بی‌ملیت شدن و بی‌هویت شدن بیشتر نسل جوانش است.

🔸 حالا شاید بدون سروصدای بلند جنگ رسانه‌ای و از خلال خبر ممنوعیت زبان انگلیسی در کره جنوبی که قبله آمال بسیاری از غربزدگان ایرانی است بتوان تفاوت نگاه آقای روحانی و آقای خامنه‌ای را بازبینی کرد. تفاوتی که شکلی دیگر از همان نزاع سی ساله میان پارادایم ادغام-گرایی و پارادایم مقاومت ملی است.

🔹 ایستادن مقابل انحصار انگلیسی، دفاع حداقلی از فارسی است نه جهان-هراسی و انزواطلبی. دفاع حداقلی از زبانی است که اگرچه قدمتی هزار ساله و نفوذی از شبه قاره هند تا شمال آفریقا دارد‌، اما اکنون مقابل طوفان جهانی شدن در خطر و نیازمند سیاستهای حمایتی است. حمایت از فارسی، حمایت از یکی از مهمترین عوامل هویت فرهنگی-ملی هشتاد میلیون ایرانی مقابل هژمونی و سلطه‌ی فرهنگ آمریکایی است که تسلیم مقابلش، مقدمه تسلیم اقتصادی و نظامی خواهد بود. و حمایت از فارسی و فرهنگ ملی، نیروی جوان تحصیل کرده‌ ایران را وفادار به منافع و تاریخ این کشور و مردمش نگه میدارد و نه متعهد به منافع شرکتهای چندملیتی؛ و مانع بیوطنی و گم شدن هویتی در راهروهای شرکتها و دانشگاه‌های غربی میشود. حافظ و سعدی بخشی از دیوار دفاعی ما هستند و مانع تبدیل سرمایه انسانی این کشور به سربازان نادانسته نئولیبرالیسم آمریکایی میشوند.
(تاریخ انتشار اسفند ۹۶. بازنشر به مناسبت روز فردوسی)

کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal

* http://bit.ly/2F8g686
** http://bit.ly/2Ff3dp3
*** http://bit.ly/2I156rb
Forwarded from عصرانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ انگلیس اسلحه می‌فروشد؛ عربستان کودک می‌کشد

🆔 @Asranetv
🆔 @ofogh_tv
ایرانیان در مقام پیاده نظام ایران ستیزی

🔸 «دختر بچه‌هایی که در برج میلاد رقصیده بودند را احضار کرده بودند. شناسنامه‌هایشان را بررسی کردند تا ببینند نه سالشان شده یا نه. یکی از دختربچه ها را از یک ظهر تا نه شب در وزرا نگه داشته بودند و بازجویی کرده بودند»
🔹 منبع اولیه خبر بالا روزنامه نگاری ساکن ایران است. کاربران حرفه‌ای فضای مجازی که بسیاری‌شان در اجاره نهادهای شناخته‌شده وزارت خارجه آمریکا مثل «توانا» هستند بلافاصله در خط مقدم نشر خبر قرار میگیرند. ژنرالهای دعوای جناحی داخل کشور که خود بخشی از نظام سیاسی حاکم در ایران هستند و دولت و نیمی از مجلس و نیمی از ساختار اقتصاد نفتی-رانتی کشور را در اختیار دارند و سودش را میبرند بلافاصله به انها میپیوندند و در خط میانی آتش می‌ایستند. و در نهایت کاربران عادی معصوم ولی غیر پرسشگر هم پیاده نظام میشوند. خبر در کمتر از یکساعت مثل توپ صدا میکند.
🔸 در مرحله بعد، رسانه‌های فارسی زبان دولتهای غربی وارد میشوند و بلافاصله خبر را بازنشر میدهند تا خبر از فضای محدود مجازی خارج و در سطح ملی منتشر شود. حالا افکار عمومی جامعه در ابعاد وسیع «تحریک» و احساسات بخشی از جامعه «جریحه‌دار» شده. حالا هر کس موظف است موضع خود را ابراز کند.
🔹 سلبریتی‌های سینمایی و ورزشی و هنری، یعنی همان «مراجع اجتماعی» طبقه متوسط جدید، پشت تریبون‌ها و منبرهای مدرن خودشان در توییتر و اینستاگرام و تلگرام میروند و از این واقعه «ابراز انزجار» میکنند. در پایین منابرشان، افکار عمومی بسیج میشوند، با مشت‌های گره کرده و دهن های کف کرده و گاه کفن پوش شعار میدهند. اول به مسببان این «جنایت»، بعد به نظام سیاسی جمهوری اسلامی که این «جنایت» را بوجود آورده، بعد به زندگی در ایران و در نهایت هم به خود «ایران» لعنت و نفرین میفرستند. قبلا خود را با مردم بقیه کشورها و زندگی خوشبخت شان مقایسه میکردند، تازگی‌ها هم که به اصلاحات دروغین عربستان اشاره میکنند، و مانند مراسمی آیینی، به صورت جمعی حسرت میخورند و در موجی هیجانی و هیستریک پر از عقده میشوند. حرف ساده همه شان در یک کلمه این است: «خاک بر سر ما».
🔸 ایدئولوژی ایران‌ستیزی موفق شده یکبار دیگر همه را در مقام استنطاق و بازجویی قرار دهد و توپخانه ایران‌ستیزی موفق شده‌است یکبار دیگر روان بخشی از هشتاد میلیون ایرانی را ناامن و‌ به آنها دز و میزان بالایی از داروی «نفرت از خود» تزریق کند. داروی استعماری شناخته‌شده‌ای که سیستم ایمنی ملتها را تضعیف میکند و به آنها احساس حقیر و ضعیف بودن القا میکند. دارویی که آنها را مستعد پذیرش ذلت و بردگی و سرخم کردن مقابل ملتها و قدرتهای دیگر میکند. بیست و چهار ساعت بعدتر خبر به آرامی و در سکوت تکذیب میشود. به همین سادگی!
🔹 روزنامه‌نگار به نقل از یکی از مادران این کودکان خردسال اعلام میکند: «دلیل حضور ما در وزرا بخاطر اتفاقات برج میلاد نبود بلکه من در روز هشت مارس در میدان انقلاب توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شدم و از آنجایی که بچه با من بود، او را هم به وزرا آوردند. سوالهایی هم که از ما شد ارتباطی با موضوع برج میلاد نداشت.»
🔸 این تکنیک شناخته شده‌ای است. خبر فیک و دروغ در صدر می‌ایستد و میلیونها نفر آن را می‌بینند. یعنی عملا در صفحه اول و با حروف درشت چاپ شده ولی تکذیبیه وقتی که موج خوابیده و عملا در صفحات میانی و جایی که هزار نفر هم با آن درگیر نمیشوند و حتی اگر ان را بخوانند تاثیرش بر انها چندان نیست.
🔹 خبر وقتی تکذیب میشود که ناامنی و نفرت از خود و دیگران، وقتی که ناامیدی و سیاه دیدن همه چیز و همه کس، وقتی میل به رفتن از ایران و مهاجرت، وقتی بی‌تفاوتی به سرنوشت آینده ایران و... در ذهن مردم عادی این کشور رسوب کرده و ته نشین شده. این ساختار ایران ستیزی است. و بسیاری از ایرانیان هم بی انکه بدانند پیاده نظام لشکر همین ایران ستیزی هستند.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید و آن را به دیگران هم معرفی کنید. برای مقابله با ایرانستیزان رسانه من و شماییم. @jedaal
t.me/jedaal
❤1
تبلیغ نظام علیه نظام

چند هفته پیش با دکتر صادق زیباکلام مناظره‌ای داشتم که در شبکه‌های اجتماعی در ابعاد وسیعی منتشر شد و حتی اخبار بیست و سی صداوسیما هم نزدیک ده دقیقه از آن را بازپخش کرد. همانطور که آن مناظره نشان میدهد تقریبا با اغلب مواضع دکتر صادق زیباکلام به ویژه در سیاست خارجی مخالفم. امروز صادق زیباکلام نوشته است که به جرم تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب به هجده ماه حبس تعزیری و دو سال محرومیت از فعالیت سیاسی اجتماعی محکوم شده است. دو پرسش زیر درباره این حکم به ذهنم آمد که با صدای بلند می‌پرسم:

🔹یکم: ما معتقدیم انقلاب اسلامی ایران رخدادی یگانه در تاریخ مبارزه با استعمار و استثمار بود. ما معتقدیم انقلاب اسلامی نه فقط برای مسلمانان و مردم غرب آسیا که برای همه ملتهای تحت استعمار و استثمار و برای همه مستضعفان جهان حرف و سخن و جواب و راه حل دارد. ما معتقدیم صدای انقلاب اسلامی می‌تواند برغم عربده‌های دستگاه‌های عظیم تبلیغاتی آمریکایی و بریتانیایی و صهیونیستی و سعودی و قطری شنیده شود چرا که ما معتقدیم انقلاب اسلامی در وهله اول انقلابی در اندیشه بود و اندیشه نه مرزی میشناسد و نه ترسی. اما حکم قاضی شعبه پانزدهم دادگاه انقلاب چیز دیگری میگوید. حکم قاضی دادگاه انقلاب میگوید ما حتی جواب سفسطه‌های دکتر صادق زیباکلام را در داخل کشور و به زبان فارسی نداریم. حکم قاضی دادگاه انقلاب میگوید ما از نگاه و ایدئولوژی صادق زیباکلام میترسیم و مجبوریم او را در زندان محبوس کنیم تا صدایش شنیده نشود. حکم قاضی دادگاه انقلاب میگوید منطق و اندیشه ما توان و قدرت و زور ایستادن مقابل حرف و کلام صادق زیباکلام و صادق زیباکلام‌ها را ندارد و برای همین ما مجبوریم از زور قضایی و امنیتی و جزایی علیه او استفاده کنیم. حکم قاضی دادگاه انقلاب، انقلاب ما را ترسیده و بدون اعتماد به نفس و بدون منطق و بدون اندیشه و بدون حقیقت جلوه میدهد. آیا حکم قاضی دادگاه انقلاب خودش یک «تبلیغ علیه نظام» تمام عیار نیست؟

🔸دوم: سخنان صادق زیباکلام را میشد با یک مناظره ساده نقض کرد و بی‌پایه بودنش از منظر علمی را میشد در یک مباحثه یکی دو ساعته اثبات کرد. اما حالا سخنان او در هاله‌ای از «مظلومیت» و «شجاعت» صاحب سخن پیچیده میشود. حالا سخن او سخن کسی میشود که حاضر است برای حرفش هزینه بدهد و سختی زندان را هم تحمل کند. یعنی قاضی دادگاه انقلاب «مشروعیتی کاذب» را در سینی طلا تحویل صادق زیباکلام داده‌است که از امروز نقد و نفی و نقض سخنان او را بسیار بسیار دشوار میکند. آیا از منظر عملگرایانه حکم قاضی دادگاه انقلاب، گل خودی به نظام و رانتی تبلیغاتی و اخلاقی به نفع گفتمان غربگرایان ایرانی نیست؟‌ و آیا محبوبیت گفتمانی که امروز آقای زیباکلام سخنگوی آن است تا حد بسیار زیادی مرهون و مدیون رفتار همین گونه احکام قضایی و رفتارهای امنیتی در حوزه اندیشه در چند دهه گذشته نیست؟

🔹 پانوشت: برغم همه اختلافات با مواضع دکتر صادق زیباکلام او را فردی با نیتی خیر و نیرویی کاملا ایرانی و غیروابسته به بیگانگان میدانم. معتقدم چهار دهه بعد از انقلاب زندان را باید فقط و فقط برای نیروهای وابسته به اجنبی نگه داریم.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید و آن را به دیگران هم معرفی کنید
@jedaal
👍1
🔹هواپیمایی که به کوه خورده به جای شمع، کشتی غرق شده سانچی به جای ماهی قرمز، خاک خشکسالی زده به جای سمنو، آدمی که زیر سبزه دارد له میشود، پولی که زیر تار عنکبوت بی ارزش و محصور شده، آینه ترک خورده و ...
🔸این هفت سین ایران ستیزی است. هفت سین امیدکُشی است. هفت سین کلنگی کردن دل و ذهن و اندیشه هشتاد میلیون ایرانی است.
🔹این روی جلد مجله «اصفهان نیم روز» است. این روی جلد دقیقا هم‌راستای پروژه ترامپ-بن‌سلمان است: حمله به امنیت ذهنی ایرانیان و تخریب امید ملی به آینده. این روی جلد نماد کامل «ایران‌ستیزی» است. باید مقابل این نگاه ضدایرانی ایستاد. نه اینکه با دادستانی و بستن روزنامه برایشان مشروعیت کاذب خرید. نه! با بسیج افکار عمومی و آگاهی.
🔸شک نکنید که دشمنان خارجی نحوه نگاه مردم مقاوم این سرزمین به زندگی را هدف گرفته‌اند. شک نکنید که در میانه جنگ روانی سختی قرار گرفته‌ایم که در ریاض و واشنگتن و تل آویو و لندن طراحی شده. داریم مجازات میشویم. با بمبهای تبلیغاتی روزانه. فقط به این دلیل که نمیخواهیم نوکر آمریکا باشیم. فقط به این دلیل که نمیخواهیم موشکهایمان را هم واگذار کنیم. و عده‌ای نادان و عده‌ای فاقد کرامت ملی و عده‌ای بدون بصیرت بر آتش این جنگ روانی از داخل می‌دمند.
🔹ما میدانیم که ضعفهای فراوانی داریم. اما ما میدانیم توان‌مان بیشتر از ضعفهایمان است. همان توانی که انقلاب را ممکن کرد. همان توانی که هشت سال مقاومت در جنگ را و چهل سال مقاومت برابر آمریکا را ممکن کرد و امروز ما را به مهم‌ترین قدرت مستقل منطقه و چشم امید مردم مظلومش تبدیل کرده.
🔸 «سیاهنمایی» امروز ابزار جدید دشمن برای حمله به ایران است. باید افکار عمومی را مقابل این هجمه و موج حمله جدید بسیج کرد. باید مقابل سیاهنمایی ضدایرانی چه از سوی دشمن خارجی و چه از سوی ناآگاهان جنگ جناحی ایستاد.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید و آن را به دیگران هم معرفی کنید: @jedaal

http://up.upinja.com/z1d4d.jpg
👍1
‎درست دو‌هفته بعد از انتصاب جنگ طلب ترین
‌‏ شخصیت آمریکا یعنی جان بولتون، درست دو‌ هفته بعد از سفر بن‌سلمان به واشنگتن و عربده‌کشی ایرانهراسانه او و ترامپ، درست در زمانی که تمام دشمنان تاریخی مردم ایران بسیج و متحد شده‌اند، شیرین عبادی، برنده «جایزه نوبل صلح» جاده باز کن جنگ میشود و بدتر از آن، در راه ویرانی ایران و اقتصاد و رزق و روزی هشتاد میلیو‌ن ایرانی قدم برمیدارد

‎عبادی در مصاحبه با یکی از خبرنگاران بدنام نومحافظه‌کار و نزدیک به اسراییل بلومبرگ گفته کارش با اصلاحات تمام شده و خواهان «رژیم چنج» یا تغییر نظام از طریق تحریم بیشتر، لغو‌ قراردادهای تجاری اروپا و ورشکسته کردن اقتصاد ایران است

‎عبادی دیگر چیزی جز سرهنگ ارتش ترامپ و بن‌سلمان نیست. در هر فرهنگ دیگری، حتی در همان غرب لیبرال، نام این کار چیزی جز «خیانت» به ملت خود نیست.
‎بر عبادی حرجی نیست. او‌ ساخته و پرداخته جایزه‌های غرب است که کارکردشان ‌ تولید رهبران پوشالی و‌مصنوعی جنبش‌های دروغین و تزریقی و وارداتی است

‎اما اصلاح طلبان «حق» ندارند ساکت بمانند. همان اصلاح طلبانی که بیست سال از عبادی به عنوان یک متحد بهره برده‌اند. و به ویژه آن گروه از اصلاح‌طلبانی که تنها ده ماه پیش هنوز با عبادی لابی میکردند به امید اینکه در انتخابات شرکت و از روحانی حمایت کند

‎خانمها و آقایان اصلاح‌طلب! به سرنوشت شیرین عبادی خوب نگاه کنید. این وضعیت محصول بیست سال خط کشی نکردن شما با نیروهای وابسته است. این وضعیت محصول بیست سال تساهل و تسامح شما در عرصه سیاست عملی است

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید و ان را به دیگران هم معرفی کنید. در جنگ با ایرانه‌ستیزان رسانه من و شماییم @jedaal

https://www.bloomberg.com/view/articles/2018-04-05/shirin-ebadi-is-done-trying-to-reform-iran-she-wants-regime-change?utm_campaign=digest&utm_medium=email&utm_source=nuzzel
توییت روز:
کارکرد نمادین حمله آمریکا به عراق یا همان جنگ اول خلیج فارس در سال هزار و سیصد و شصت و نه: اعلام آغاز‌ نظام تک قطبی پس از پایان جنگ سرد و پس از نابودی امپراطوری شوروی استبدادی.
کارکرد نمادین دفاع قاطع روسیه از سوریه در فرودین هزار و سیصد و نود و هفت: اعلام پایان نظام تک قطبی و پایان یکه‌تازی آمریکا و اعلام ظهور بلوک روسیه-ایران.
ایران این جایگاه را مرهون آقای خامنه‌ای و محسن حججی هایش است.

پانوشت:
عمر کوتاه است. عمر ما مردمان مورد هجوم بمبهای غربی و سعودی و اسراییلی حتی کوتاه تر. آنچه به آن معتقدیم را باید با صدای بلند بگوییم پیش از آنکه دیر شود حتی اگر به قیمت شنیدن توهین و تهمت باشد. چنین هزینه‌ای در مقابل هزینه کسانی که امنیت این مردم را این سالها حفظ کرده‌اند هیچ است. بگذار منتقدان به جای نقد محتوای حرف بگویند پول گرفته ام یا میخواهم به ایران برگردم و به خاطر منافع شخصی این حرفها را میزنم. این حملات و تهمتها همیشه کمکم کرده تا در راهی که آمده‌ام مصمم تر شوم.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal

https://www.instagram.com/p/Bhb2GAQH13c/
👍1
توییت پنج شنبه بیست و سوم فروردین:
تا شهریور نود و دو پوتین وارد سوریه نشد. باور نمیکرد اسد یا اصلا سوریه ماندنی باشد. آن سی ماه اول، ایران یکه و تنها زیر آتش وهابیها و نیش داخلیها ایستاد و زیباترین فرزندان خود و حزب‌الله اش و بعدها فاطمیون اش را گاه شبانه در سکوت خاک کرد. درین لحظه تاریخی عقب نشینی خفت بار ترامپ، نمیشود یاد آن قهرمانان نبود.

پانوشت:
شهریور نود و‌دو پوتین برای نخستین بار در معادله سوریه دخالتی آنهم تنها سیاسی کرد و علایمی از ناخشنودی از دخالت نظامی آمریکا و متحدانش نشان داد. هرچند پوتین باز هم بیش از این خطر نکرد و تا دو سال بعدش یعنی سال نود و‌چهار نیروی نظامی هوایی و زمینی خود را در سوریه درگیر نکرد. در همان شهریور نود و دو که پوتین متقاعد شده یود ممکن است بشود مانع سقوط حکومت سوریه و تجزیه کشور سوریه شد، در ایران مرحوم رفسنجانی به صراحت از لزوم قطع حمایت از اسد میگفت. اسناد بعدی نشان داد که رییس جمهور وقت، محمود احمدی نژاد هم مخالف حضور ایران در سوریه بوده. حملات لیبرالهای داخلی که امروز هم ادامه دارد، آن روزها شدت بیشتری داشت. آن روزها نه فیلمهای گردن زنی و‌شکنجه های قرون وسطایی داعش را کسی دیده بود نه افکار عمومی به واسطه سریال پایتخت و یا فیلم به وقت شام تصویری از واقعیت سوریه در ذهن داشت. آن روزها، رفتن، رفتنی پر هزینه و‌بدون انتظار ارج و قربی بود. پیشتر هم گفته ام، شرایط خاص سالهای نخست جنگ سوریه، مدافعان حرم را مظلوم ترین شهدای تاریخ ایران میکند. حالا، همانطور که دیروز پیش بینی کرده بودیم، ترامپ عقب نشست. این لحظه‌ای تاریخی و براستی آغاز نمادین نظم چندقطبی جدیدجهانی است. اما این لحظه را بدون به یاد آوردن یاد آن زیباترین فرزندان ایران نمیتوان جشن گرفت.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپوندید @jedaal
t.me/jedaal
توییت روز: ‎
آنانکه فریاد میزدند عرب نمی‌پرستند پرچمی که نماد دویست هزار شهید ایرانی است را آتش زدند و برای جیره‌ای‌ اندک به ارتش بن‌سلمان پیوستند و عربهای سوری، صبح موشکباران، پرچم ایران به اهتزاز در‌آوردند.
نه! ‏آریایی نیستیم. ایرانی هستیم. و سرنوشتمان با برادران و خواهران عربمان در سوریه، لبنان عراق و‌ یمن عمیقا در هم تنیده.

توضیح عکس: چهره‌هایشان را در این عکس خوب نگاه کنید. جوانان «عرب» سوریه هستند. بعد از تحمل هفت سال رنج بمباران و ویرانگری جنگ و از دست دادن عزیزترین‌هایشان. صبح روز موشک باران شهرشان توسط بزرگترین قدرتهای جهان. بدون ترسی و وحشتی، پرچم خودشان را با همان شور و سربلندی تکان میدهند که پرچم ایران را. مرحبا به رهبرانی که دوستان ایران را با چنین بصیرتی انتخاب کردند. مسلم است دشمن به چنین روابط عمیقی حسد بورزد و تمام تلاشش را برای نابودیش به کار ببرد. حالا میتوان فهمید ریشه شعارهای عرب ستیزانه و نژادپرستانه کجاست. شعارهایی که این روزها بیش از هرکسی مورد نیاز محمد بن‌سلمان و دولت ریاض است.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
در صورت فیلتر شدن تلگرام آدرس جدید از طریق کانال اینستاگرام اعلام میشود: @ali.alizadeh.insta
https://instagram.com/p/BhjamaqHmck/
Forwarded from خبرفوری
🔺واکنش توئیتری علی علیزاده به حمله سه جانبه علیه سوریه
@AkhbareFori
همراهان عزیز. تلگرام بزودی مسدود میشود. حتما جدال را به پیام‌رسانهای داخل منتقل میکنم. اما وقت میبرد. تا آن‌زمان میتوانید نوشته‌هایم را در اینستاگرام زیر دنبال کنید instagram.com/ali.alizadeh.insta
در میانه همهمه صدها نفر با عقاید و سبک زندگی ها و پوششهایی متضاد، بی تفاوت به فشار نگاه‌های گاه متعجب و قضاوتگر عابران، با حجابی که با متر و معیار ماموران هیچ گشت ارشادی تنظیم نشده بود، با ایمانی که محصول دخالت نهادهای بوروکراتیک دولت مدرن نبود، بدون تاثیر گرفتن از بودجه چهار هزار و سیصد و شصت و چهار هزار ریالی سازمان تبلیغات اسلامی، بدون محاصره شدن توسط شعارهای ستاد اقامه نماز بر هر دیوار شهر با بودجه سالی دویست و بیست و نه میلیارد ریال، و بدون آنکه «تمامی» شبکه‌های تلویزیون بدون استثنا «تمامی» برنامه‌های خود را متوقف کنند تا امکان شنیده نشدن اذان را (هرچند زیباترین صوت این‌جهانی باشد) از جامعه بگیرند، وسط میدانی در لندن متعلق به بیدینان و مسیحیان، می‌ایستاد، به رکوع میرفت، بلند میشد، به سجده میرفت، و یک تنه زمین اطرافش را معنا میداد. جلال الدین رومی در ذهنم گفت: «رقصی چنین میانه میدانم آرزوست». اما آیا رقصی چنین، پیش شرطش، «لا اکراه فی الدین» نیست؟
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal

https://www.instagram.com/p/Bh6VFSXHqpm/
مثل بولدوزر بساز بفروشها بود. قلدر. بی ظرافت. از روی حافظه و خوداگاهی تاریخی این مردم عبور کرد. گودبرداری کرد. چهارصد و ‌بیست سال ملت‌سازی بومی ایران مدرن که از زمان صفویه حول مذهب شیعه شکل گرفته بود را ویران کرد و برای توسل به اربابان فرنگیش و برای آنکه ایرانیان خود را بخشی از تاریخ فرنگ بدانند، تاریخ یک شبه جعل شده آریایی را به جایش نصب کرد.

استعمارگرتر از هر اجنبی بود. نهادهای چندصدساله، فرهنگ‌‌‌، پوشش و بافت اجتماعی بومی اینجا را تخریب و با فرنگیش جایگزین کرد. و‌هیج وقت ندانست مدرن شدن وارداتی نیست. مدرن شدن، تغییر و اصلاح روابط درونی این نهادها به دست خود مردم اینجاست. کاش جنازه خودش بود. در آنصورت گوربه‌گور شدنش میتوانست سرنوشت نمادین‌ تاریخ‌کُش‌ترین شاه ایران باشد.

پانوشت اول: تماشای تطهیر یا تقدیس رضای میرپنج در میان بخشی از پشیمانان از انقلاب، رقت‌آور است. این دیگر تجدیدنظرطلبی نیست. مسخ تاریخی است. محصول بمباران تبلیغاتی مهدکودک «من و تو» از یکسو و عدم بحث ازادانه‌ی تاریخ معاصر ایران در فضای رسمی سالهای بعد از انقلاب است. اگر صداوسیما و دستگاه‌های رسمی به جای چسبیدن به تنها و تنها یک روایت از دوره پهلوی، کمی از تنگ نظری فاصله میگرفتند و اجازه میدادند، تاریخ معاصر توسط صداهای متفاوت روایت شود، و قربانیان و مبارزان غیرخودی علیه پهلوی هم سخن بگویند، تعفن پهلوی امروز میبایست دماغمان را کلافه کند چه رسد به اینکه محبوبیت داشته باشد.

پانوشت دوم: اینکه طرفداران پهلوی او را نقطه عطف یا پدر ایران نوین میدانند محصول همین تاریخ‌کُشی رضا پهلوی است. محصول پاره کردن صفحات تاریخ قبل از پهلوی‌ها.

صفحه تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://www.instagram.com/p/Bh_wzj0HJPb/
روابط میان دولتها روابط مبتنی بر قدرت است. و اکر توان دفاعی نداشته باشی خورده میشوی. به همين راحتي. موضوع ساده‌ای که لیبرالهای ساده لوح ایرانی بیست سال است از فهمش عاجزند. #علی_علیزاده