چه اشکال دارد امام جمعه شوش نماینده کارگران را به عنوان سخنران پیش از خطبه برای هفته آینده دعوت کند؟ اگر نماز جمعهها جایی باشد که همه گروهها در ان حاضر شوند ایا رسانههای دشمن نفوذشان را از دست نمیدهند؟ ایا مردمی کردن نماز جمعهها، بهترین دفاع مقابل تروریسم رسانهای سعودی و امریکا و اسراییل نیست؟. علی علیزاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرش عزیزی، خبرنگار ایران اینترنشنال مرزهای بیشرمی رسانهای را در گزارش زیر جابجا کرده. او توجه ما را به حرف یک «تحلیلگر» بیطرف سیانبیسی جلب میکند که تحریم را موفق و مشروع میداند. اما این تحلیلگر بیطرف کسی نیست جز فرمانده نظامی نیروهای آمریکایی اشغالگر عراق و رییس سابق سیآیای. آقای عزیزی ژنرال پترائوس تحلیلگر نیست. همانطور که ایران اینترنشنال رسانه نیست و تو خبرنگار نیستی. پترائوس فرمانده سابق ارتش آمریکاست و ایران اینترنشنال هم مقر فرماندهی جنگ روانی سعودی علیه ایران و تو هم سرباز ساده ارتش جنگ نرم سعودی. با این تفاوت که پترائوس درست یا غلط حداقل برای وطنش میجنگد و تو برای حداقل چهارصدهزار دلاری که در این سالها گرفتی وطنت را فروختهای. علی علیزاده. کانال تلگرام جدال @jedaal
انقلاب و ناانقلاب. تاملاتی ناتمام در نفوذ و انزوا. علی علیزاده.
کانال تلگرام جدال @jedaal
انقلابها والبته همه «ایده» های رادیکال در اوان زندگی آغوشی گشوده به جهان دارند: کم ترس، پراز اعتماد به نفس، برونگرا. هر غریبه و رهگذری را هرچند دیگر-گون به جمعشان دعوت میکنند. اما مقابله مدام با دشمن و «ضرورت بقا» به مرور تغییرشان میدهد: ترسخورده میشوند، درونگرا، شکاک وحتی متوهم
انقلاب یا «ایده رادیکال» که ابتدا میل سوزان به بیرون رفتن به جهان و تحقق سویه جهان شمولش دارد به تدریج دور خود دیوارهایی بلند میسازد. حالا ایده، از امر عام به امری با مالکانی انحصاری تقلیل مییابد. به زبان علوم اجتماعی جدید، «ایده» دچار قلعهسازی(ghettoization) میشود، دچار خود-حصری
«ایده» حالا به جهان نه به چشم عرصه تحقق خود، که به چشم «غیر» و «دیگری مطلق» نگاه میکند. دائم دلمشغول تبیین مرز خودی و غیرخودی. دفاع از «ایده انقلاب» مقابل دشمن، به دفع هرآنچه شبیه ما نیست تقلیل مییابد. به مرور مرز میان خودیها با یکدیگر هم مبهمتر میشود و هر خودی یک نفوذی بالقوه
«ایده» حالا هر دیگری که قدمی از روی کنجکاوی به سویش بردارد یا در موضوعی خاص هم نظرش شود را نفوذی میخواند و با چوب و سنگ میزند. انگار خودش هم باور نمیکند در میانسالی جاذبهای داشته باشد. سالها انزوای ایدئولوژیک اعتماد به نفس و توان ارتباط با هرآنکه دقیقا همشکلش نیست را زایل کرده
لحظه نفوذی خواندن هر متحد بالقوهای، لحظهای تراژیک است. نمادی از زوال ایمان به خویشتن «ایدهای» که زمانی دنبال تسخیر جهان بود. نماد افسردگی ایدهای که تنها با خود حرف میزند و تنها با خود از دشمن حرف میزند. لحظهای تراژیک که ایده میگوید به اندازه انگشتان دست هم در دنیا دوست ندارد
هرچقدر دایره شمول تنگتر شود، عمق ایدئولوژیک ایده بالاجبار باید بیشتر و معتقدانش باید سختآیین تر شوند. انرژی ایده تماما مصروف پررنگ کردن مرزهای هویتی حاملانش میشود. اما ایده هرچقدر بیشتر معطوف به دفاع شود امکان تهاجم در زمین دشمن را بیشتر از دست میدهد. چرخهای خود-تشدید شونده.
در این مرحله، ایده اگر پوسته خود را نشکند، اگر دیگرانی متفاوت نیابد تا خود را به آنها بساید، اگر خود را در معرض «جهان» نگذارد، اگر میان تضاد و اینهمانی، میان دشمن و خودی، عرصهای سوم برای متحدان بالقوه تعریف نکند، بدون شک از امری اجتماعی به امری فرقهای و تماما هویتی تبدیل میشود.
دشمنان «ایده انقلاب» این مرحله را پایان محتوم هر ایده رادیکالی میدانند و شادمانه منتظر آن هستند. مدافعان ایده انقلاب، تنها نباید حافظ هستی و بقای فیزیکی پوسته باقیمانده از آن یا مولود آن در شکل امر بوروکراتیک (نظام) باشند. مدافعان مسئول مقابله با منزوی و درونگرا شدن آن هم هستند
پانوشت یک: این متن در حیطه سیاست عملی نیست. درباره تاریخ یا جناح خاصی نیست. به معنی نفی خطر واقعی «نفوذ» در سطح یک نظام سیاسی مورد حمله امپریالیسم هم نیست. حتی درباره سواستفاده از مفهوم «نفوذ» در شکل سخیف و کاریکاتوری امروزش توسط محفلهای حقیری که نگران بودجه شان هستند هم نیست. اینها پارههایی است از تاملاتی ناتمام در بسط دیالکتیکی رابطه ایده انقلاب و ناانقلاب. از سوی منی که هنوز هم مثل سه سال گذشته، امنیت را مقدم بر آزادی و عدالت میدانم و خود را هم صراحتا یک غیرحزباللهی معتقد به انقلاب اسلامی میدانم
پانوشت دو: توییت پنجم حاوی آتویی برای متوهمان است
کانال تلگرام جدال @jedaal
انقلابها والبته همه «ایده» های رادیکال در اوان زندگی آغوشی گشوده به جهان دارند: کم ترس، پراز اعتماد به نفس، برونگرا. هر غریبه و رهگذری را هرچند دیگر-گون به جمعشان دعوت میکنند. اما مقابله مدام با دشمن و «ضرورت بقا» به مرور تغییرشان میدهد: ترسخورده میشوند، درونگرا، شکاک وحتی متوهم
انقلاب یا «ایده رادیکال» که ابتدا میل سوزان به بیرون رفتن به جهان و تحقق سویه جهان شمولش دارد به تدریج دور خود دیوارهایی بلند میسازد. حالا ایده، از امر عام به امری با مالکانی انحصاری تقلیل مییابد. به زبان علوم اجتماعی جدید، «ایده» دچار قلعهسازی(ghettoization) میشود، دچار خود-حصری
«ایده» حالا به جهان نه به چشم عرصه تحقق خود، که به چشم «غیر» و «دیگری مطلق» نگاه میکند. دائم دلمشغول تبیین مرز خودی و غیرخودی. دفاع از «ایده انقلاب» مقابل دشمن، به دفع هرآنچه شبیه ما نیست تقلیل مییابد. به مرور مرز میان خودیها با یکدیگر هم مبهمتر میشود و هر خودی یک نفوذی بالقوه
«ایده» حالا هر دیگری که قدمی از روی کنجکاوی به سویش بردارد یا در موضوعی خاص هم نظرش شود را نفوذی میخواند و با چوب و سنگ میزند. انگار خودش هم باور نمیکند در میانسالی جاذبهای داشته باشد. سالها انزوای ایدئولوژیک اعتماد به نفس و توان ارتباط با هرآنکه دقیقا همشکلش نیست را زایل کرده
لحظه نفوذی خواندن هر متحد بالقوهای، لحظهای تراژیک است. نمادی از زوال ایمان به خویشتن «ایدهای» که زمانی دنبال تسخیر جهان بود. نماد افسردگی ایدهای که تنها با خود حرف میزند و تنها با خود از دشمن حرف میزند. لحظهای تراژیک که ایده میگوید به اندازه انگشتان دست هم در دنیا دوست ندارد
هرچقدر دایره شمول تنگتر شود، عمق ایدئولوژیک ایده بالاجبار باید بیشتر و معتقدانش باید سختآیین تر شوند. انرژی ایده تماما مصروف پررنگ کردن مرزهای هویتی حاملانش میشود. اما ایده هرچقدر بیشتر معطوف به دفاع شود امکان تهاجم در زمین دشمن را بیشتر از دست میدهد. چرخهای خود-تشدید شونده.
در این مرحله، ایده اگر پوسته خود را نشکند، اگر دیگرانی متفاوت نیابد تا خود را به آنها بساید، اگر خود را در معرض «جهان» نگذارد، اگر میان تضاد و اینهمانی، میان دشمن و خودی، عرصهای سوم برای متحدان بالقوه تعریف نکند، بدون شک از امری اجتماعی به امری فرقهای و تماما هویتی تبدیل میشود.
دشمنان «ایده انقلاب» این مرحله را پایان محتوم هر ایده رادیکالی میدانند و شادمانه منتظر آن هستند. مدافعان ایده انقلاب، تنها نباید حافظ هستی و بقای فیزیکی پوسته باقیمانده از آن یا مولود آن در شکل امر بوروکراتیک (نظام) باشند. مدافعان مسئول مقابله با منزوی و درونگرا شدن آن هم هستند
پانوشت یک: این متن در حیطه سیاست عملی نیست. درباره تاریخ یا جناح خاصی نیست. به معنی نفی خطر واقعی «نفوذ» در سطح یک نظام سیاسی مورد حمله امپریالیسم هم نیست. حتی درباره سواستفاده از مفهوم «نفوذ» در شکل سخیف و کاریکاتوری امروزش توسط محفلهای حقیری که نگران بودجه شان هستند هم نیست. اینها پارههایی است از تاملاتی ناتمام در بسط دیالکتیکی رابطه ایده انقلاب و ناانقلاب. از سوی منی که هنوز هم مثل سه سال گذشته، امنیت را مقدم بر آزادی و عدالت میدانم و خود را هم صراحتا یک غیرحزباللهی معتقد به انقلاب اسلامی میدانم
پانوشت دو: توییت پنجم حاوی آتویی برای متوهمان است
Forwarded from هرمس
هفت تپه نقطه عطف موقعیت کارگر ایرانی
حرکت اجتماعی #همبستگی_با_کارگران
مدتی است پیگیر اخبار و وضع کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه هستیم. وضعی که امروز به نهایت بغرنجی اش رسیده است. اگرچه همه هجده کارگری که در تجمعات اعتراضات آمیز این هفته دستگیر شده بودند آزاد شدند و مسئولان از پرداخت معوقه کارگران سخن گفته اند اما تقریبا می توان گفت هیچ اتفاق ویژه ای نیفتاده است و عوامل اصلی اعتراضات کارگران هنوز برطرف نشده است. اعتراضات کارگران دیگر نه حقوق معوقه شان بلکه شفاف سازی نحوه واگذاری این مجتمع بزرگ در سال 94 به چند جوانک بی نام و نشان است. جوان هایی که گفته می شود با پیش پرداخت 6 میلیاردی و اقساط 8ساله مقدرات این مجتمع را در دست گرفته اند و بواسطه این مجتمع وام های کلانی را از بانکها دریافت کرده اند. امسال نیز مشخص شد که مدیران جوان این مجتمع حدود 8 میلیون یورو ارز دولتی دریافت کرده اند ولی نه نشانی از این وام ها و ارزها در کارخانه دیده می شود و نه از خود وام گیرندگان!
اعتراضات کارگران این مجتمع اما تفاوتی با دیگر اعتراضات کارگری دارد. این کارگران دارای سندیکای حرفه ای غیر رسمی هستند که رهبری این اعتصابات و اجتماعات را بر عهده دارد و قبل از رسیدن به این مرحله تقریبا همه راه های ممکن برای رساندن صدایشان به مسئولان دولتی را امتحان کرده اند اما حتی یک مسئول استانی هم سراغشان را نگرفته است.
تفاوت دیگر این کارگران و نماینده های شورایی آنها این است که تلاش می کنند مطالباتشان را درون نظام پیگیری کنند و از سیاسی شدن و امنیتی شدن مطالبات صنفی شان جلوگیری کرده اند. آنها با هیچ رسانه خارجی مصاحبه نمی کنند و حتی حمایت براندازان خارج از کشور از خود را برنتافتند. آنها کارگران نجیبی هستند که صرفا به دنبال احقاق حقوق صنفی شان هستند و از این اعتراضات برای خودشان نمد سیاسی نبافته اند.
خواسته دیگر آنها به رسمیت شناخته شدن صنف و سندیکای شان است. صنفی که به صورت کاملا دموکراتیک تشکیل شده است و می خواهد حقوقش را از طبقه وارداتچی مستعمراتی رسوخ کرده در لایه های حاکمیت و دولت و بخش به اصطلاح خصوصی و خصولتی رانتی و مختلس بگیرد.
موقعیت کارگری اینک در برهه حساسی قرار گرفته است. از سویی توجه او به ساختارهایی چون ضرورت شفافیت و ضرورت سندیکا معطوف شده است و از سویی نمیخواهد مانند تجربه های قبلی خود را طعمه سیاسی سواستفاده چی های لیبرال و چپ های قلابی و پلاستیکی(که راهنمای چپ می زنند و به راست می پیچند) قرار دهد. این جرقه های خودآگاهی کارگران در این موقعیت تاریخی تنها نیاز به حمایت و همدلی کسانی دارد که دل در گرو انقلاب مستضعفین و پابرهنگان دارند و با مطالبه گری خود می توانند نقطه عطفی در موقعیت کارگری در ایران بیافرینند و طبقه کارگر را به تحقق حقوق شان امیدوار کند؛ طبقه کارگری که سرباز اصیل انقلاب است و حمایت از کالای ایرانی جز با حمایت از او محقق نخواهد شد.
از همین رو پنجشنبه با جمعی از دوستان دانشگاهی و فعالان اجتماعی جهت حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه در شهر شوش گرد هم می آییم تا پژواک مظلومیت و نجابت این کارگران باشیم.
دوستانی که تریبونی در فضای رسانه ای مکتوب و مجازی دارند ولی امکان همراهی برای شرکت در این حرکت را ندارند می توانند با هشتگ #همبستگی_با_کارگران یاری رسان این حرکت اجتماعی باشند.
@Hermes_ir
حرکت اجتماعی #همبستگی_با_کارگران
مدتی است پیگیر اخبار و وضع کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه هستیم. وضعی که امروز به نهایت بغرنجی اش رسیده است. اگرچه همه هجده کارگری که در تجمعات اعتراضات آمیز این هفته دستگیر شده بودند آزاد شدند و مسئولان از پرداخت معوقه کارگران سخن گفته اند اما تقریبا می توان گفت هیچ اتفاق ویژه ای نیفتاده است و عوامل اصلی اعتراضات کارگران هنوز برطرف نشده است. اعتراضات کارگران دیگر نه حقوق معوقه شان بلکه شفاف سازی نحوه واگذاری این مجتمع بزرگ در سال 94 به چند جوانک بی نام و نشان است. جوان هایی که گفته می شود با پیش پرداخت 6 میلیاردی و اقساط 8ساله مقدرات این مجتمع را در دست گرفته اند و بواسطه این مجتمع وام های کلانی را از بانکها دریافت کرده اند. امسال نیز مشخص شد که مدیران جوان این مجتمع حدود 8 میلیون یورو ارز دولتی دریافت کرده اند ولی نه نشانی از این وام ها و ارزها در کارخانه دیده می شود و نه از خود وام گیرندگان!
اعتراضات کارگران این مجتمع اما تفاوتی با دیگر اعتراضات کارگری دارد. این کارگران دارای سندیکای حرفه ای غیر رسمی هستند که رهبری این اعتصابات و اجتماعات را بر عهده دارد و قبل از رسیدن به این مرحله تقریبا همه راه های ممکن برای رساندن صدایشان به مسئولان دولتی را امتحان کرده اند اما حتی یک مسئول استانی هم سراغشان را نگرفته است.
تفاوت دیگر این کارگران و نماینده های شورایی آنها این است که تلاش می کنند مطالباتشان را درون نظام پیگیری کنند و از سیاسی شدن و امنیتی شدن مطالبات صنفی شان جلوگیری کرده اند. آنها با هیچ رسانه خارجی مصاحبه نمی کنند و حتی حمایت براندازان خارج از کشور از خود را برنتافتند. آنها کارگران نجیبی هستند که صرفا به دنبال احقاق حقوق صنفی شان هستند و از این اعتراضات برای خودشان نمد سیاسی نبافته اند.
خواسته دیگر آنها به رسمیت شناخته شدن صنف و سندیکای شان است. صنفی که به صورت کاملا دموکراتیک تشکیل شده است و می خواهد حقوقش را از طبقه وارداتچی مستعمراتی رسوخ کرده در لایه های حاکمیت و دولت و بخش به اصطلاح خصوصی و خصولتی رانتی و مختلس بگیرد.
موقعیت کارگری اینک در برهه حساسی قرار گرفته است. از سویی توجه او به ساختارهایی چون ضرورت شفافیت و ضرورت سندیکا معطوف شده است و از سویی نمیخواهد مانند تجربه های قبلی خود را طعمه سیاسی سواستفاده چی های لیبرال و چپ های قلابی و پلاستیکی(که راهنمای چپ می زنند و به راست می پیچند) قرار دهد. این جرقه های خودآگاهی کارگران در این موقعیت تاریخی تنها نیاز به حمایت و همدلی کسانی دارد که دل در گرو انقلاب مستضعفین و پابرهنگان دارند و با مطالبه گری خود می توانند نقطه عطفی در موقعیت کارگری در ایران بیافرینند و طبقه کارگر را به تحقق حقوق شان امیدوار کند؛ طبقه کارگری که سرباز اصیل انقلاب است و حمایت از کالای ایرانی جز با حمایت از او محقق نخواهد شد.
از همین رو پنجشنبه با جمعی از دوستان دانشگاهی و فعالان اجتماعی جهت حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه در شهر شوش گرد هم می آییم تا پژواک مظلومیت و نجابت این کارگران باشیم.
دوستانی که تریبونی در فضای رسانه ای مکتوب و مجازی دارند ولی امکان همراهی برای شرکت در این حرکت را ندارند می توانند با هشتگ #همبستگی_با_کارگران یاری رسان این حرکت اجتماعی باشند.
@Hermes_ir
سعودی حدود دویست و پنجاه میلیارد دلار برای نابودی یمن هزینه و رسما صدهاهزار کیلو بمب سر یمن ریخته. ایران در بدترین حالت متهم است به حوثیها کمک مستشاری محدود و کمک مالی چندده میلیون دلاری کرده. در بعضی موارد اختلاف عقیده طبیعی است. محصول اختلاف جهان بینی است. اما با کسی که فکت و واقعیت را به دروغ تحریف میکند رواداری جایز نیست: حتی یک لحظه شک ندارم کسی که از جنگ «نیابتی» ایران و سعودی در یمن صحبت میکند یا مزدور است یا مزدور. حالت دیگری ندارد. علی علیزاده. به کانال تلگرام جدال بپیوندید @jedaal
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوال جمال موسوی مجری بیبیسی فارسی: چرا وزیر خارجه بریتانیا، ایران را به «بشکه باروت» توصیف کرد؟
ریچارد دالتون، سفیر سابق بریتانیا در تهران با تعجب: مطمئنید یمن را بشکه باروت توصیف کرد یا ایران را؟
مجری بیبیسی فارسی دستپاجه عقب مینشیند: منطقه را به «بشکه باروت» تشبیه کرد که ایران هم جزئش است!
——-
به همین سادگی. بیبیسی فارسی، رسانه مدعی بیطرفی به همین سادگی واقعیت را تحریف میکند. ولی اغلب اوقات مهمان روبرو یک ایرانی استعمارزده است که حتی جرات به چالش کشیدن این رسانه را ندارد و هر سوالی را جلویشان بگذارند همچون بردگان سربراه پاسخ میدهند. صد رحمت به ریچارد دالتون انگلیسی که عاملیت و جرات بیشتری از این ایرانی نماهایی که زیست سیاسی شان وابسته به بیبیسی است داشت و سوال دروغین را به چالش کشید. علی علیزاده.کانال تلگرام جدال. @jedaal
ریچارد دالتون، سفیر سابق بریتانیا در تهران با تعجب: مطمئنید یمن را بشکه باروت توصیف کرد یا ایران را؟
مجری بیبیسی فارسی دستپاجه عقب مینشیند: منطقه را به «بشکه باروت» تشبیه کرد که ایران هم جزئش است!
——-
به همین سادگی. بیبیسی فارسی، رسانه مدعی بیطرفی به همین سادگی واقعیت را تحریف میکند. ولی اغلب اوقات مهمان روبرو یک ایرانی استعمارزده است که حتی جرات به چالش کشیدن این رسانه را ندارد و هر سوالی را جلویشان بگذارند همچون بردگان سربراه پاسخ میدهند. صد رحمت به ریچارد دالتون انگلیسی که عاملیت و جرات بیشتری از این ایرانی نماهایی که زیست سیاسی شان وابسته به بیبیسی است داشت و سوال دروغین را به چالش کشید. علی علیزاده.کانال تلگرام جدال. @jedaal
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادتان هست ایران اینترنشنال کنفرانس مجاهدین خلق را مستقیما پوشش داد؟ این پوشش، تصادفی یا اشتباهی یا ایجاد جنجال برای جلب مخاطب نبود. پوشش اخبار فرقه تروریستی مجاهدین خلق بخشی از سیاست رسمی تحریریه ایران اینترنشنال است که مستقیما توسط عبدالرحمن راشد دیکته و توسط علی اصغر رمضان پور اجرایی میشود. ایران اینترنشنال به صورت مدام لابلای اخبارش با چند ترفند روانی خبری از مجاهدین خلق به گوش مخاطبانش میرساند. این یک دقیقه را برای مثال ببینید. مقاله یکی از اعضای مجاهدین نه به صورت مستقیم بلکه به نقل از مقاله او در العربیه (یکی از رسانههای رسمی سعودی) نقل میشود تا با یک لایه فاصلهگذاری ذهن مخاطب کمی گیج و پذیرش محتوای سخن اسان تر شود. هدف این که اخبار مجاهدین را در ناخوداگاه مخاطب همردیف بقیه گروهها نشان دهد تا به تدریج قبح این سازمان تروریستی بشکند و چهرهاش عادیسازی شود. علت ساده است. حامی مالی مجاهدین، سعودی و صاحب ایران اینترنشنال هم بن سلمان🔸آقای زیباکلام. وقتی گفتیم ایران اینترنشنال رسانه عادی نیست و حضور شما، مشروعیت دادن به ایرانستیزی سعودی و تروریسم است منظور این بود. علی علیزاده. کانال تلگرام جدال @jedaal
👍4
Forwarded from کشکول|محسن مهدیان
🌓از علیزاده تا صدرالساداتی...
#چالش_عدالتخواهی
عدالتخواهی در انقلاب اسلامی همواره یک جریان چالش برانگیز بوده است. عدالتخواهی درین کشور به جهت گفتمانی عمدتن بسمت جریان های مارکسیستی متمایل شده است و در اجرا نیز یا در نهایت به افسردگی رسیدند مثل استاد حکیمی و یا از چارچوب انقلاب خارج شدند مثل جریان احمدی نژاد.
در مواردی هم گفتمان عدالتخواهی اگر چپ مالیزه نشده، گرفتاردوگانه امام و رهبری شدند و تصور کردند رهبری مثل امام انقلابی و عدالتخواه نیست.
اما چرا این اتفاق می افتد؟ چطور می توان یک انقلابی عدالتخواه بود که نه به افسردگی رسید و نه از نظام خارج شد؟
ابتدا دو مقدمه کلیدی داریم؛
یکم. پرچم عدالت خواهی در این روزگار در ابعاد جهانی به دست کیست؟ حتمن میگوید انقلاب اسلامی. اگر اینطور فکر نمی کنید ادامه این متن بکارتان نمی آید. یک جبهه، استکبار امپریالیسم است و یک جبهه انقلاب اسلامی.
دوم. بزرگترین اقدام عدالتخواه چیست؟ باید ببینیم برای مبارزه با ظلم بزرگ در این عالم، چطور تقابل با جبهه استبکار را باید تقویت کنیم. پس بزرگترین اقدام عدالتخواهی کمک به انقلاب اسلامی است.
اما ازین دو مقدمه یک نتیجه بسیار مهم می گیریم؛ لطفن دقت فرمائید.
ما انقلاب را با عدالت می سنجیم نه عدالت را با انقلاب. رهبری و ولایت را هم با عدالت می سنجیم نه عدالت را با ایندو.
اما؛
برای رسیدن به عدالت بزرگ که ایستادن مقابل مظهر شیطان اکبر است، ولایت و رهبری و انقلاب یک مقدمه است.
مثل ساده بزنم. وضو مهمترست یا نماز؟ روشن است نماز. اما وضو مقدمه نمازست. بدون وضو به نماز نمی رسیم.
نتیجه اینکه؛
عدالتی عدالت است که این مقدمه اصلی را بهم نزند. نمی شود به اسم عدالتخواهی این مقدمه را ویران ساخت که این خود بزرگترین بی عدالتی است چون فرصت مبارزه با ظلم عالمگیر امپریالیسم را از بین می برد.
خب؟ یعنی در مقابل اشکالات انقلاب اسلامی سکوت کنیم؟ یعنی بی عدالتی های داخلی و فساد درونی را نبینیم؟
خیر. باید عدالتخواه بود و محکم در مقابل انحرافات انقلاب ایستاد که این نیز خود بلند کردن بیرق اصلی عدالتخواهی جهانی و مبارزه با ابرظالمان شیطانی است.
اما؛ اینجا می رسیم به مصداق علیزاده و صدرالساداتی.
هرچند نباید در مصداق ماند. ایندو در همه دوران ها بوده اند و خواهند بود؛ نمادند.
معتقدم هردوبزرگوار نیت اصلاحی و عدالت خواهانه دارند. بنابراین در نیت ها چند و چون نمی کنم و با حسن ظن رفتار می کنیم. هردو نیز تلاش می کنند عدالتخواه باشند؛ اما یک اختلاف کلیدی بین ایندوست.
این اختلاف دقیقن مرتبط به رعایت این مقدمه است. یعنی چی؟ از کجا متوجه شویم که یک عدالتخواه، این مقدمه را رعایت کرده است؟
پاسخ: از فهمی که درباره اهم و مهم عدالتخواهی دارد. از شناختی که درباره اصل و فرع دارد.
از هیچ ظلمی در این عالم نباید گذشت؛ برای خلخال ربودن از پای زن یهودی باید جان داد. اما عدالتخواه واقعی وقتی سایه بزرگ ظالم اصلی را بالای سر کشورش می بیند، درگیر لات پس محله و پس کوچه ها نمی شود.
یعنی وقتی لات کوچه اش را در حال ظلم دید رها می کند؟ خیر. با ظلم مبارزه می کند اما مراقبت می کند این مبارزه با ظلم، ظالم اصلی را تقویت نکند. چطور ممکن است؟ ظالم هفت تپه چکار دارد به امپریالیسم؟ مبارزه ای که معنویت و اخلاق را در انقلاب اسلامی تضعیف و قانون شکنی کند و در نهایت، انقلاب را ظالم جلوه دهد، به ظالم بزرگ، خواسته یا ناخواسته کمک کرده است.
علیزاده این مقدمه را فهم کرده است و امروز تمام تلاشش مقابله با جریانیست که اصل انقلاب را هدف گرفته اند. اما صدرالساداتی همه تلاشش معطوف به زندگی اشرافی فلان آقازاده و ساعت و کفش بهمان کوچک زاده است. در مصداق نمانید؛ غرضم روش هاست.
رمز عدالتخواهی داخلی و مبارزه با خرده ظلم ها، نگاه کردن مستمر به رابطه طولی این خرده عدالت ها با عدالت اکبر است. اگر هنر امتداد دادن ده ونک و هفت تپه با تقویت انقلاب اسلامی را داریم بسم الله. در غیر اینصورت به اسم دفاع از بی نوا و کارگر گرفتار بی عدالتی بزرگتر شدیم.
عدالت خواهی که سرش را پایین بندازد و عدالت بزرگتر را نبیند، در فریادهایی که برای خرده عدالت ها می کشد، دچار بزرگترین ظلم ها می شود.
لُب این عدالتخواهی رعایت عقلانیت است و نتیجه این عدالتخواهی تقویت معنویت در جامعه است؛ در نهایت عدالت خواهی ضدفساد را تا عدالت خواهی ضدامپریالیستی امتداد می دهد.
حالا؛
نامه اخیر مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران به رهبر انقلاب را از این منظر یکبار مرور کنید.
@mahdian_mohsen
#چالش_عدالتخواهی
عدالتخواهی در انقلاب اسلامی همواره یک جریان چالش برانگیز بوده است. عدالتخواهی درین کشور به جهت گفتمانی عمدتن بسمت جریان های مارکسیستی متمایل شده است و در اجرا نیز یا در نهایت به افسردگی رسیدند مثل استاد حکیمی و یا از چارچوب انقلاب خارج شدند مثل جریان احمدی نژاد.
در مواردی هم گفتمان عدالتخواهی اگر چپ مالیزه نشده، گرفتاردوگانه امام و رهبری شدند و تصور کردند رهبری مثل امام انقلابی و عدالتخواه نیست.
اما چرا این اتفاق می افتد؟ چطور می توان یک انقلابی عدالتخواه بود که نه به افسردگی رسید و نه از نظام خارج شد؟
ابتدا دو مقدمه کلیدی داریم؛
یکم. پرچم عدالت خواهی در این روزگار در ابعاد جهانی به دست کیست؟ حتمن میگوید انقلاب اسلامی. اگر اینطور فکر نمی کنید ادامه این متن بکارتان نمی آید. یک جبهه، استکبار امپریالیسم است و یک جبهه انقلاب اسلامی.
دوم. بزرگترین اقدام عدالتخواه چیست؟ باید ببینیم برای مبارزه با ظلم بزرگ در این عالم، چطور تقابل با جبهه استبکار را باید تقویت کنیم. پس بزرگترین اقدام عدالتخواهی کمک به انقلاب اسلامی است.
اما ازین دو مقدمه یک نتیجه بسیار مهم می گیریم؛ لطفن دقت فرمائید.
ما انقلاب را با عدالت می سنجیم نه عدالت را با انقلاب. رهبری و ولایت را هم با عدالت می سنجیم نه عدالت را با ایندو.
اما؛
برای رسیدن به عدالت بزرگ که ایستادن مقابل مظهر شیطان اکبر است، ولایت و رهبری و انقلاب یک مقدمه است.
مثل ساده بزنم. وضو مهمترست یا نماز؟ روشن است نماز. اما وضو مقدمه نمازست. بدون وضو به نماز نمی رسیم.
نتیجه اینکه؛
عدالتی عدالت است که این مقدمه اصلی را بهم نزند. نمی شود به اسم عدالتخواهی این مقدمه را ویران ساخت که این خود بزرگترین بی عدالتی است چون فرصت مبارزه با ظلم عالمگیر امپریالیسم را از بین می برد.
خب؟ یعنی در مقابل اشکالات انقلاب اسلامی سکوت کنیم؟ یعنی بی عدالتی های داخلی و فساد درونی را نبینیم؟
خیر. باید عدالتخواه بود و محکم در مقابل انحرافات انقلاب ایستاد که این نیز خود بلند کردن بیرق اصلی عدالتخواهی جهانی و مبارزه با ابرظالمان شیطانی است.
اما؛ اینجا می رسیم به مصداق علیزاده و صدرالساداتی.
هرچند نباید در مصداق ماند. ایندو در همه دوران ها بوده اند و خواهند بود؛ نمادند.
معتقدم هردوبزرگوار نیت اصلاحی و عدالت خواهانه دارند. بنابراین در نیت ها چند و چون نمی کنم و با حسن ظن رفتار می کنیم. هردو نیز تلاش می کنند عدالتخواه باشند؛ اما یک اختلاف کلیدی بین ایندوست.
این اختلاف دقیقن مرتبط به رعایت این مقدمه است. یعنی چی؟ از کجا متوجه شویم که یک عدالتخواه، این مقدمه را رعایت کرده است؟
پاسخ: از فهمی که درباره اهم و مهم عدالتخواهی دارد. از شناختی که درباره اصل و فرع دارد.
از هیچ ظلمی در این عالم نباید گذشت؛ برای خلخال ربودن از پای زن یهودی باید جان داد. اما عدالتخواه واقعی وقتی سایه بزرگ ظالم اصلی را بالای سر کشورش می بیند، درگیر لات پس محله و پس کوچه ها نمی شود.
یعنی وقتی لات کوچه اش را در حال ظلم دید رها می کند؟ خیر. با ظلم مبارزه می کند اما مراقبت می کند این مبارزه با ظلم، ظالم اصلی را تقویت نکند. چطور ممکن است؟ ظالم هفت تپه چکار دارد به امپریالیسم؟ مبارزه ای که معنویت و اخلاق را در انقلاب اسلامی تضعیف و قانون شکنی کند و در نهایت، انقلاب را ظالم جلوه دهد، به ظالم بزرگ، خواسته یا ناخواسته کمک کرده است.
علیزاده این مقدمه را فهم کرده است و امروز تمام تلاشش مقابله با جریانیست که اصل انقلاب را هدف گرفته اند. اما صدرالساداتی همه تلاشش معطوف به زندگی اشرافی فلان آقازاده و ساعت و کفش بهمان کوچک زاده است. در مصداق نمانید؛ غرضم روش هاست.
رمز عدالتخواهی داخلی و مبارزه با خرده ظلم ها، نگاه کردن مستمر به رابطه طولی این خرده عدالت ها با عدالت اکبر است. اگر هنر امتداد دادن ده ونک و هفت تپه با تقویت انقلاب اسلامی را داریم بسم الله. در غیر اینصورت به اسم دفاع از بی نوا و کارگر گرفتار بی عدالتی بزرگتر شدیم.
عدالت خواهی که سرش را پایین بندازد و عدالت بزرگتر را نبیند، در فریادهایی که برای خرده عدالت ها می کشد، دچار بزرگترین ظلم ها می شود.
لُب این عدالتخواهی رعایت عقلانیت است و نتیجه این عدالتخواهی تقویت معنویت در جامعه است؛ در نهایت عدالت خواهی ضدفساد را تا عدالت خواهی ضدامپریالیستی امتداد می دهد.
حالا؛
نامه اخیر مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران به رهبر انقلاب را از این منظر یکبار مرور کنید.
@mahdian_mohsen
Forwarded from K1 in USA (کیوان)
پاسخی به یادداشت «از علیزاده تا صدرالساداتی»: عدالتخواهی مهمتر است یا استکبارستیزی؟
#کیوان_ابراهیمی
محسن مهدیان متنی نوشته (t.me/mahdian_mohsen/657) با عنوان «از علیزاده تا صدرالساداتی...». نویسنده ابتدائاً میگوید پرچم عدالتخواهی در دنیای کنونی در دست انقلاب اسلامیست، مشخصاً در برابر امپریالیسم جهانی؛ پس بزرگترین اقدام عدالتخواهانه کمک به انقلاب است، سخنی نیکو که خیلی زود چپ میکند، چپ نه به معنای سیاسی آن، بلکه به معنای زدن به جدول. نویسنده پس از ذکر گزارههایی درست، خطایی مبنایی مرتکب میشود و در کل متن، حکومت فعلی جمهوری اسلامی را نعل به نعل با انقلاب اسلامی میانگارد اما توضیح نمیدهد چطور میتوانیم پرچمداری انقلاب اسلامی در عدالتخواهی را معادل با پرچمداریِ حکومت جمهوری اسلامیِ امروز در تمام شئونِ امر مقدس عدالتخواهی در ایران و جهان بپنداریم.
نویسنده در نقد صدرالساداتی مینویسد «عدالتخواه واقعی وقتی سایهی بزرگ ظالم اصلی را بالای سر کشورش میبیند، درگیر لات پس محله و پس کوچهها نمیشود» به عبارتی معتقد است صدرالساداتی اشتباه کرده که تمرکز اصلیاش را از دشمن اصلی که شیطان بزرگ و امپریالیسم باشد برداشته و درگیر فسادهای داخلی شده آن هم به صورتی که «معنویت و اخلاق را در انقلاب اسلامی (بخوانید جمهوری اسلامی) تضعیف و قانونشکنی کند». وی روش صدرالساداتی را انحرافی میشمارد چون «”همه”ی تلاشش را معطوف به زندگی اشرافی فلان آقازاده و ساعت و کفش بهمان کوچکزاده کرده است»، از سوی دیگر علیزاده را عدالتخواه واقعی میداند چرا که به تعبیر وی «”تمام” تلاشش مقابله با جریانیست که اصل انقلاب را هدف گرفته»، یعنی دشمن خارجی یا همان امپریالیسمِ شیطانِ بزرگ.
آیا تمام تلاش علیزاده، مبارزه با امپریالیسم و دشمن خارجی جمهوری اسلامی بوده است؟ در ادامه با ذکر مصادیقی این ادعا را صحتسنجی میکنیم.
۱. علیزاده بخاطر عدم پوشش قضایای هفت تپه، صدا و سیمای جمهوری اسلامی را دور از مردم دانسته:
bit.ly/2PUyBT4
t.me/jedaal/363
t.me/jedaal/421
۲. علیزاده از نماز جمعه رفتنِ اعتراضیِ هفتهتپهایها در حوالی اعتراضات دی دفاع کرده و خواسته با آنان برخورد امنیتی نشود:
bit.ly/2DT7fGk
۳. علیزاده عدم پوشش اعتراضات مردمی و کارگری توسط صدا و سیما را «سی سال محافظهکاری غیرقابل بخشش» نامیده است:
bit.ly/2SfzhPH
آیا این همه، در نظر جناب مهدیان، مصداق درگیری با «خردهلاتهای محله» و غافل شدن از دشمن خارجی نیست؟
۴. جالبترین نکته: افرادی که تلاش شده روبروی هم قرار داده شوند، در بسیاری موارد همدل به نظر میرسند. مثلاً علی علیزاده، همان عدالتخواهی که از وی تمجید شده، با همراهان سید مهدی صدرالساداتی در ماجرای دهونک ابراز همدلی میکند، در این حد که مینویسد «وسط خرابه دهونک. ۴ دانشجو پشت یک میز و تعدادی دانشجو و طلبه هم روی زمین. آیندهی هرگونه تغییر و اصلاح از چنین جمعهایی میآید. میدان اینجاست. وسط شهرهای ایران. نه در استودیوهای بنسلمان قاتل»
bit.ly/2Rhzx0x
مهدیان جادهصافکنیست برای تئوریزه کردنِ این تفکرِ مخرب که مصلحت و امنیت ملی بر عدالت و آزادی تقدم دارند و وقتی دشمن خارجی داریم باید در برابر فسادهای داخلی غض بصر کنیم؛ البته در جهت خالی نبودن عریضه مینویسد «نباید در مقابل اشکالات انقلاب اسلامی (بخوانید جمهوری اسلامی) و بیعدالتیها سکوت کرد، باید عدالتخواه بود و محکم در مقابل انحرافات انقلاب ایستاد» اما نیک میداند که گاهی در یک دعوا، رجحان دادن به الف، فرقی با نفی ب ندارد. به قول دوستی، «نفس ترجیح، نفی دیگری است. ترجیح همیشه بین سیب و پرتقال نیست، بعضی اوقات باید بین گیاهخواری و گوشتخواری انتخاب کرد».
این خطاست که برای اجرای عدالت در کشور، معطل نابودی استکبار هستیم و صدای اصلاحگران واقعی را نمیشنویم که در فقدانِ اوضاعِ به سامان در کشور و در حکومتِ ۴۰ سالهی پس از انقلاب اسلامی، رفع فتنه و ظلم از تمام عالم چیزی در حد محال است؛ با این حال مبارزه با استکبار را هم نمیتوان معطل برقراری عدالت داخلی دانست، هر دو مهم اند و لازم.
یادداشت را با نقلی از یک دوست دیگر به پایان میبرم: «عزیزی میگفت در زمان اجلاس سران کشورهای اسلامی در مجموعهشان روی ثروتهای بادآورده و مفاسد اقتصادی زوم کرده بودند. در جلسهی شورای عالی امنیت ملی یکی از اعضا خطاب به ایشان میگوید این چند روز که مهمانهای خارجی داریم این موضوعات را مسکوت بگذارید و منتشر نکنید، برای وجههی جمهوری اسلامی در بین سران کشورهای اسلامی خوب نیست. ایشان همجواب داده بودند خب چرا ما ننویسیم؟ شما دستور بدهید حضرات این چند روز دست از ظلم و فساد بردارند!»
@K1inUSA 🇮🇷🇺🇸
#کیوان_ابراهیمی
محسن مهدیان متنی نوشته (t.me/mahdian_mohsen/657) با عنوان «از علیزاده تا صدرالساداتی...». نویسنده ابتدائاً میگوید پرچم عدالتخواهی در دنیای کنونی در دست انقلاب اسلامیست، مشخصاً در برابر امپریالیسم جهانی؛ پس بزرگترین اقدام عدالتخواهانه کمک به انقلاب است، سخنی نیکو که خیلی زود چپ میکند، چپ نه به معنای سیاسی آن، بلکه به معنای زدن به جدول. نویسنده پس از ذکر گزارههایی درست، خطایی مبنایی مرتکب میشود و در کل متن، حکومت فعلی جمهوری اسلامی را نعل به نعل با انقلاب اسلامی میانگارد اما توضیح نمیدهد چطور میتوانیم پرچمداری انقلاب اسلامی در عدالتخواهی را معادل با پرچمداریِ حکومت جمهوری اسلامیِ امروز در تمام شئونِ امر مقدس عدالتخواهی در ایران و جهان بپنداریم.
نویسنده در نقد صدرالساداتی مینویسد «عدالتخواه واقعی وقتی سایهی بزرگ ظالم اصلی را بالای سر کشورش میبیند، درگیر لات پس محله و پس کوچهها نمیشود» به عبارتی معتقد است صدرالساداتی اشتباه کرده که تمرکز اصلیاش را از دشمن اصلی که شیطان بزرگ و امپریالیسم باشد برداشته و درگیر فسادهای داخلی شده آن هم به صورتی که «معنویت و اخلاق را در انقلاب اسلامی (بخوانید جمهوری اسلامی) تضعیف و قانونشکنی کند». وی روش صدرالساداتی را انحرافی میشمارد چون «”همه”ی تلاشش را معطوف به زندگی اشرافی فلان آقازاده و ساعت و کفش بهمان کوچکزاده کرده است»، از سوی دیگر علیزاده را عدالتخواه واقعی میداند چرا که به تعبیر وی «”تمام” تلاشش مقابله با جریانیست که اصل انقلاب را هدف گرفته»، یعنی دشمن خارجی یا همان امپریالیسمِ شیطانِ بزرگ.
آیا تمام تلاش علیزاده، مبارزه با امپریالیسم و دشمن خارجی جمهوری اسلامی بوده است؟ در ادامه با ذکر مصادیقی این ادعا را صحتسنجی میکنیم.
۱. علیزاده بخاطر عدم پوشش قضایای هفت تپه، صدا و سیمای جمهوری اسلامی را دور از مردم دانسته:
bit.ly/2PUyBT4
t.me/jedaal/363
t.me/jedaal/421
۲. علیزاده از نماز جمعه رفتنِ اعتراضیِ هفتهتپهایها در حوالی اعتراضات دی دفاع کرده و خواسته با آنان برخورد امنیتی نشود:
bit.ly/2DT7fGk
۳. علیزاده عدم پوشش اعتراضات مردمی و کارگری توسط صدا و سیما را «سی سال محافظهکاری غیرقابل بخشش» نامیده است:
bit.ly/2SfzhPH
آیا این همه، در نظر جناب مهدیان، مصداق درگیری با «خردهلاتهای محله» و غافل شدن از دشمن خارجی نیست؟
۴. جالبترین نکته: افرادی که تلاش شده روبروی هم قرار داده شوند، در بسیاری موارد همدل به نظر میرسند. مثلاً علی علیزاده، همان عدالتخواهی که از وی تمجید شده، با همراهان سید مهدی صدرالساداتی در ماجرای دهونک ابراز همدلی میکند، در این حد که مینویسد «وسط خرابه دهونک. ۴ دانشجو پشت یک میز و تعدادی دانشجو و طلبه هم روی زمین. آیندهی هرگونه تغییر و اصلاح از چنین جمعهایی میآید. میدان اینجاست. وسط شهرهای ایران. نه در استودیوهای بنسلمان قاتل»
bit.ly/2Rhzx0x
مهدیان جادهصافکنیست برای تئوریزه کردنِ این تفکرِ مخرب که مصلحت و امنیت ملی بر عدالت و آزادی تقدم دارند و وقتی دشمن خارجی داریم باید در برابر فسادهای داخلی غض بصر کنیم؛ البته در جهت خالی نبودن عریضه مینویسد «نباید در مقابل اشکالات انقلاب اسلامی (بخوانید جمهوری اسلامی) و بیعدالتیها سکوت کرد، باید عدالتخواه بود و محکم در مقابل انحرافات انقلاب ایستاد» اما نیک میداند که گاهی در یک دعوا، رجحان دادن به الف، فرقی با نفی ب ندارد. به قول دوستی، «نفس ترجیح، نفی دیگری است. ترجیح همیشه بین سیب و پرتقال نیست، بعضی اوقات باید بین گیاهخواری و گوشتخواری انتخاب کرد».
این خطاست که برای اجرای عدالت در کشور، معطل نابودی استکبار هستیم و صدای اصلاحگران واقعی را نمیشنویم که در فقدانِ اوضاعِ به سامان در کشور و در حکومتِ ۴۰ سالهی پس از انقلاب اسلامی، رفع فتنه و ظلم از تمام عالم چیزی در حد محال است؛ با این حال مبارزه با استکبار را هم نمیتوان معطل برقراری عدالت داخلی دانست، هر دو مهم اند و لازم.
یادداشت را با نقلی از یک دوست دیگر به پایان میبرم: «عزیزی میگفت در زمان اجلاس سران کشورهای اسلامی در مجموعهشان روی ثروتهای بادآورده و مفاسد اقتصادی زوم کرده بودند. در جلسهی شورای عالی امنیت ملی یکی از اعضا خطاب به ایشان میگوید این چند روز که مهمانهای خارجی داریم این موضوعات را مسکوت بگذارید و منتشر نکنید، برای وجههی جمهوری اسلامی در بین سران کشورهای اسلامی خوب نیست. ایشان همجواب داده بودند خب چرا ما ننویسیم؟ شما دستور بدهید حضرات این چند روز دست از ظلم و فساد بردارند!»
@K1inUSA 🇮🇷🇺🇸
Forwarded from کشکول|محسن مهدیان
#پاسخ_به_نقد
🔻عدالتخواهی انقلابی یا غیرانقلابی
بعد از انتشار یادداشت "چالش عدالتخواهی/ از علیزاده تا صدرالساداتی" نقدی منتشر شد با عنوان : عدالتخواهی مهمترست یا استکبارستیزی" که در اینجا (https://t.me/K1inUSA/5861) می توانید بخوانید.
نویسنده در نقدشان تلاش کردند نشان دهند که آقای علیزاده به عدالتخواهی داخلی هم پرداخته اند و اینطور نبوده که فقط استکبارستیزی کنند.
بعد هم نتیجه گرفته اند که نویسنده جاده صاف کن این نظریه است که امنیت و مصلحت مهمتر از عدالت و آزادی است.
و اما پاسخ.
عنوان نقد اینست: "عدالتخواهی مهمترست یا استکبارستیزی؟". همین عنوان یعنی مساله و غرض متنی که نقد کرده اند برایشان روشن نیست. اساسن هیچ اشاره ای به دوگانه عدالتخواهی و استکبارستزی نشده است، بلکه دوگانه اصلی، دوگانه عدالتخواهی انقلابی و عدالتخواهی غیرانقلابی است. بگذریم که احدی تا امروز دوگانه عدالتخواهی و استکبارستیزی را مطرح نکرده است و این تعبیر عجیب است چون اساسن چنین دوگانه ای وجود ندارد و ایندو یکی است.
ظاهرن منتقد محترم با دقت یادداشت را مطالعه نکرده اند؛ تا جائیکه اگر اسم مهدیان را در نقدشان نمی آوردند احتمال می دادم متن دیگری را نقد کردند. برین اساس فراتر از ذکر مجدد جملاتی از یادداشت اول، هیچ نکته دیگری لازم نیست اضافه شود.
در همان ابتدای یادداشت اول تصریح کردم عدالتخواهی در داخل، خودش بلند کردن عدالتخواهی در مقابل ظلم جهانی است: "یعنی در مقابل اشکالات انقلاب اسلامی سکوت کنیم؟ یعنی بی عدالتی های داخلی و فساد درونی را نبینیم؟ خیر. باید عدالتخواه بود و محکم در مقابل انحرافات انقلاب ایستاد که این نیز خود بلند کردن بیرق اصلی عدالتخواهی جهانی و مبارزه با ابرظالمان شیطانی است."
در جای دیگر یادداشت اول دقیق تر آمده است: "از هیچ ظلمی در این عالم نباید گذشت؛ برای خلخال ربودن از پای زن یهودی باید جان داد. اما عدالتخواه واقعی وقتی سایه بزرگ ظالم اصلی را بالای سر کشورش می بیند، درگیر لات پس محله و پس کوچه ها نمی شود. یعنی وقتی لات کوچه اش را در حال ظلم دید رها می کند؟ خیر. با ظلم مبارزه می کند اما مراقبت می کند این مبارزه با ظلم، ظالم اصلی را تقویت نکند. "
❗️حالا شما بگوئید از کجای متن اینطور فهمیدند که مبارزه با ظلم جهانی یعنی رها کردن داخل؟
کل حرف در همین یک جمله پایانی یادداشت اول آمده است: " رمز عدالتخواهی داخلی و مبارزه با خرده ظلم ها، نگاه کردن مستمر به رابطه طولی این خرده عدالت ها با عدالت اکبر است. اگر هنر امتداد دادن ده ونک و هفت تپه با تقویت انقلاب اسلامی را داریم بسم الله."
در انتها نیز ظاهرن خیلی عصبانی شدند و نوشته اند: مهدیان جاده صاف کن برای این تئوری است که امنیت و مصلحت مقدم است بر عدالت و آزادی.
باز به یادداشت اول رجوع می کنیم : "ما انقلاب را با عدالت می سنجیم نه عدالت را با انقلاب. رهبری و ولایت را هم با عدالت می سنجیم نه عدالت را با ایندو."
بگذریم ازینکه اساسن مصلحت به معنای دینی اش عین عقلانیت است و خود عدالت.
کفایت می کند و مساله روشن است.
بااین توضیح به نظرشما منتقد محترم همین یادداشت را نقد کردند یا یک یادداشت ذهنی؟ یاچی؟
در نهایت اینکه عدالتخواهی انقلابی یعنی اولن، فهم اهم و مهم و دوم همراستا کردن ایندو. اهم، مبارزه با ظلم جهانی است که پرچمدارش انقلاب اسلامی است. لازم به تذکر نیست که اهم به معنی رها کردن مهم نیست. اولویت نیز به معنای اوّلیت نیست. چه آنکه نماز بر وضو اولویت دارد ولی وضو بر نماز اوّلیت. یکی مقدمه است و یکی مقصد.
یادداشت اول را می توانید اینجا بخوانید
https://t.me/mahdian_mohsen/657
@mahdian_mohsen
🔻عدالتخواهی انقلابی یا غیرانقلابی
بعد از انتشار یادداشت "چالش عدالتخواهی/ از علیزاده تا صدرالساداتی" نقدی منتشر شد با عنوان : عدالتخواهی مهمترست یا استکبارستیزی" که در اینجا (https://t.me/K1inUSA/5861) می توانید بخوانید.
نویسنده در نقدشان تلاش کردند نشان دهند که آقای علیزاده به عدالتخواهی داخلی هم پرداخته اند و اینطور نبوده که فقط استکبارستیزی کنند.
بعد هم نتیجه گرفته اند که نویسنده جاده صاف کن این نظریه است که امنیت و مصلحت مهمتر از عدالت و آزادی است.
و اما پاسخ.
عنوان نقد اینست: "عدالتخواهی مهمترست یا استکبارستیزی؟". همین عنوان یعنی مساله و غرض متنی که نقد کرده اند برایشان روشن نیست. اساسن هیچ اشاره ای به دوگانه عدالتخواهی و استکبارستزی نشده است، بلکه دوگانه اصلی، دوگانه عدالتخواهی انقلابی و عدالتخواهی غیرانقلابی است. بگذریم که احدی تا امروز دوگانه عدالتخواهی و استکبارستیزی را مطرح نکرده است و این تعبیر عجیب است چون اساسن چنین دوگانه ای وجود ندارد و ایندو یکی است.
ظاهرن منتقد محترم با دقت یادداشت را مطالعه نکرده اند؛ تا جائیکه اگر اسم مهدیان را در نقدشان نمی آوردند احتمال می دادم متن دیگری را نقد کردند. برین اساس فراتر از ذکر مجدد جملاتی از یادداشت اول، هیچ نکته دیگری لازم نیست اضافه شود.
در همان ابتدای یادداشت اول تصریح کردم عدالتخواهی در داخل، خودش بلند کردن عدالتخواهی در مقابل ظلم جهانی است: "یعنی در مقابل اشکالات انقلاب اسلامی سکوت کنیم؟ یعنی بی عدالتی های داخلی و فساد درونی را نبینیم؟ خیر. باید عدالتخواه بود و محکم در مقابل انحرافات انقلاب ایستاد که این نیز خود بلند کردن بیرق اصلی عدالتخواهی جهانی و مبارزه با ابرظالمان شیطانی است."
در جای دیگر یادداشت اول دقیق تر آمده است: "از هیچ ظلمی در این عالم نباید گذشت؛ برای خلخال ربودن از پای زن یهودی باید جان داد. اما عدالتخواه واقعی وقتی سایه بزرگ ظالم اصلی را بالای سر کشورش می بیند، درگیر لات پس محله و پس کوچه ها نمی شود. یعنی وقتی لات کوچه اش را در حال ظلم دید رها می کند؟ خیر. با ظلم مبارزه می کند اما مراقبت می کند این مبارزه با ظلم، ظالم اصلی را تقویت نکند. "
❗️حالا شما بگوئید از کجای متن اینطور فهمیدند که مبارزه با ظلم جهانی یعنی رها کردن داخل؟
کل حرف در همین یک جمله پایانی یادداشت اول آمده است: " رمز عدالتخواهی داخلی و مبارزه با خرده ظلم ها، نگاه کردن مستمر به رابطه طولی این خرده عدالت ها با عدالت اکبر است. اگر هنر امتداد دادن ده ونک و هفت تپه با تقویت انقلاب اسلامی را داریم بسم الله."
در انتها نیز ظاهرن خیلی عصبانی شدند و نوشته اند: مهدیان جاده صاف کن برای این تئوری است که امنیت و مصلحت مقدم است بر عدالت و آزادی.
باز به یادداشت اول رجوع می کنیم : "ما انقلاب را با عدالت می سنجیم نه عدالت را با انقلاب. رهبری و ولایت را هم با عدالت می سنجیم نه عدالت را با ایندو."
بگذریم ازینکه اساسن مصلحت به معنای دینی اش عین عقلانیت است و خود عدالت.
کفایت می کند و مساله روشن است.
بااین توضیح به نظرشما منتقد محترم همین یادداشت را نقد کردند یا یک یادداشت ذهنی؟ یاچی؟
در نهایت اینکه عدالتخواهی انقلابی یعنی اولن، فهم اهم و مهم و دوم همراستا کردن ایندو. اهم، مبارزه با ظلم جهانی است که پرچمدارش انقلاب اسلامی است. لازم به تذکر نیست که اهم به معنی رها کردن مهم نیست. اولویت نیز به معنای اوّلیت نیست. چه آنکه نماز بر وضو اولویت دارد ولی وضو بر نماز اوّلیت. یکی مقدمه است و یکی مقصد.
یادداشت اول را می توانید اینجا بخوانید
https://t.me/mahdian_mohsen/657
@mahdian_mohsen
Forwarded from بازگشت / محمدامین رضایی
🔴 عدالتخواهی یا استکبار ستیزی
[ ترسیم الگویی برای فعالیت انقلابیون در آستانه دهه پنجم انقلاب]
🔹این روزها #دوگانه «عدالت خواهی یا استکبار ستیزی» بر سر زبان ها افتاده و در بین طلبه ها و دانشجوهای انقلابی یک بحث به وجود آمده که بالاخره در شرایط موجود ما باید عدالتخواه باشیم و به مشکلات داخل کشور بپردازیم یا استکبار ستیز بشویم و علیه دشمنان خارجی انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف فعالیت کنیم؟ بخواهیم ملموس تر حرف بزنیم شبیه #علی_علیزاده به استکبار ستیزی و موضوعات بین المللی بپردازیم یا شبیه سیدمهدی #صدرالساداتی و امثال او به مورد موضوعات داخل کشور مثلا اشرافیت مسئولین، آقازاده ها، ظلم سرمایه داران علیه کارگران هفت تپه، هپکو، و موضوعاتی مثل ده ونک و...بپردازیم؟
🔸 اگر بخواهیم دقیق تر به این دو کلمه نگاه کنیم در حقیقت اختلاف و دوگانه ای وجود ندارد #عدالت_خواهی یعنی درخواست و فعالیت برای رفع ظلم و ستم و حمایت از حق مستضعفین حالا میشود این فعالیت در یک چشم انداز وسیع در سطح جهانی در نظر گرفته شود، مثل مبارزه با آمریکا و اسرائیل که یک نوع عدالتخواهی است برای رفع مظلومیت مردم مظلوم دنیا مثل فلسطین و... میشود هم فعالیت ها در سطح ملی باشد برای رفع فقر و تبعیض در کشور خودمان از طرفی #استکبار_ستیزی یعنی نفی طاغوت و ظلم؛ فرقی نمیکند این ظلم و طاغوت خارجی باشد مثل آمریکا یا استکبار داخلی باشد مثل مسئولین اشرافی ناکارآمد، پس در حقیقت بین استکبارستیزی و عدالتخواهی اختلافی نیست، بلکه موضوع چیز دیگری است
♦️آنچه در آن اختلاف نظر هست که اتفاقا نتایج عملی زیادی هم دارد مساله #اولویت است، سوال این است در شرایط فعلی کدام ساحت اولویت بیشتری دارد عدالتخواهی در موضوعات داخلی یا استکبار ستیزی در موضوعات خارجی؟ کدام مساله مهم تر است و انقلاب از کدام قسمت ضربه پذیرتر هست؟ وقتی شرایط فعلی انقلاب، خطرها و فرصت ها را میسنجیم به این نتیجه میرسیم خطر پایان انقلاب با اشرافیت مسئولین، تبعیض، فقر، بی عدالتی، رانت بازی، پارتی بازی، ناکارامدی و بیشتر وجود دارد تا آمریکا و اسرائیل و آل سعود و اتحادیه اروپا و...،انقلاب بیش از آنکه از آمریکا ضربه بخورد از مسئولین ناکارآمد اشرافی ضربه میخورد، معمولا انقلاب ها بیشتر #از_درون فرو می ریزند تا از بیرون، انقلاب بیش از انکه بخواهد از موشک های امریکا و اسرائیل ضربه بخورد از نا امیدی مردم مستضعف ش از حاکمیت و ایجاد عدالت ضربه میخورد، در نتیجه بیش از انکه برای پایان انقلاب از خارج بترسیم باید از داخل در هراس باشیم، اتفاقا به حرفای امام ره و رهبری که رجوع میکنیم میبینیم در کلام آنها ستون حفظ انقلاب مردم مستضعف هستند و #فلسفه_انقلاب ایجاد عدالت در همه زمینه ها بوده و « اگر عدالت تحقق پیدا نکند گویا اصلا کاری انجام نشده و جمهوری اسلامی معنایی ندارد»
🔸اما در مورد این دو شخصیت؛ من با هر دو حرف زدم و اجمالا هردو را میشناسم #علی_علیزاده شخصیتی است که علی رغم اختلاف در بعضی مسائل یک فرد تاثیرگذار و استکبار ستیز است و فعلا در فضای رسانه ای در جهت منافع انقلاب بسیار خوب عمل میکند، از طرفی سیدمهدی #صدرالساداتی یک طلبه انقلابی است که برای دفاع از انقلاب علیه اشرافیت و رانت خواری مواضع صریحی میگیرد، اگر چه به بعضی از روش هایش انتقاد وارد میکنند اما بدون شک کلیت کار او درست و قابل دفاع است، در این برهه که کمتر کسی حاضر است بدون هیچ گونه ترس و محافظه کاری فعالیت انقلابی انجام دهد و هزینه بدهد او به وسط میدان آمده و عملا نشان داده که میشود به مدد رسانه ها و افکار عمومی کارهای بزرگی انجام داد، حتی اگر نتوان جلوی بعضی افراد وظلم ها را گرفت میتوان کاری کرد که مثلا اشرافی زندگی کردن یک مسئول برای او هزینه ساز باشد، علاوه بر این با فعالیت های خود به خیلی ها جرئت داده تا در حوزه عدالت خواهی وارد شوند و افرادی که در این مسایل فعالیت میکنند با دلگرمی بیشتری کار کنند
🔹به نظر میرسد در این شرایط انقلاب باید فلش فعالیت های انقلابی به سمت مسائل داخلی برود، علیزاده باید باشد و کار خود را انجام دهد و قطعا موئثر است و البته او هم در بعضی موارد به مسائل داخلی پرداخته اما فعلا #اولویت با عدالتخواهی در مسائل داخلی است البته نباید از مسائل بین الملل غافل شد اما باید انرژی بیشتر را در داخل خرج کرد، البته در بعضی مسائل بین این ساحت اشتراک وجود دارد، فراموش نکنیم این روزها همه افراد و کشورهایی که علیه استکبار میجنگند چشمشان به ایران است و ایران را پایگاه اصلی استکبارستیزی میدانند ؛ آگر اینجا انقلاب فرو بپاشد یا استحاله شود عمود استکبار ستیزی در جهان فرو خواهد پاشد لذا باید تلاش کرد انقلاب باهمان شعارهای ۵۷ در ایران حفظ شود.
✍️ #محمدامین_رضایی
✅ به #تحلیل_نویس بپیوندید
@Rezai_analyzer
[ ترسیم الگویی برای فعالیت انقلابیون در آستانه دهه پنجم انقلاب]
🔹این روزها #دوگانه «عدالت خواهی یا استکبار ستیزی» بر سر زبان ها افتاده و در بین طلبه ها و دانشجوهای انقلابی یک بحث به وجود آمده که بالاخره در شرایط موجود ما باید عدالتخواه باشیم و به مشکلات داخل کشور بپردازیم یا استکبار ستیز بشویم و علیه دشمنان خارجی انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف فعالیت کنیم؟ بخواهیم ملموس تر حرف بزنیم شبیه #علی_علیزاده به استکبار ستیزی و موضوعات بین المللی بپردازیم یا شبیه سیدمهدی #صدرالساداتی و امثال او به مورد موضوعات داخل کشور مثلا اشرافیت مسئولین، آقازاده ها، ظلم سرمایه داران علیه کارگران هفت تپه، هپکو، و موضوعاتی مثل ده ونک و...بپردازیم؟
🔸 اگر بخواهیم دقیق تر به این دو کلمه نگاه کنیم در حقیقت اختلاف و دوگانه ای وجود ندارد #عدالت_خواهی یعنی درخواست و فعالیت برای رفع ظلم و ستم و حمایت از حق مستضعفین حالا میشود این فعالیت در یک چشم انداز وسیع در سطح جهانی در نظر گرفته شود، مثل مبارزه با آمریکا و اسرائیل که یک نوع عدالتخواهی است برای رفع مظلومیت مردم مظلوم دنیا مثل فلسطین و... میشود هم فعالیت ها در سطح ملی باشد برای رفع فقر و تبعیض در کشور خودمان از طرفی #استکبار_ستیزی یعنی نفی طاغوت و ظلم؛ فرقی نمیکند این ظلم و طاغوت خارجی باشد مثل آمریکا یا استکبار داخلی باشد مثل مسئولین اشرافی ناکارآمد، پس در حقیقت بین استکبارستیزی و عدالتخواهی اختلافی نیست، بلکه موضوع چیز دیگری است
♦️آنچه در آن اختلاف نظر هست که اتفاقا نتایج عملی زیادی هم دارد مساله #اولویت است، سوال این است در شرایط فعلی کدام ساحت اولویت بیشتری دارد عدالتخواهی در موضوعات داخلی یا استکبار ستیزی در موضوعات خارجی؟ کدام مساله مهم تر است و انقلاب از کدام قسمت ضربه پذیرتر هست؟ وقتی شرایط فعلی انقلاب، خطرها و فرصت ها را میسنجیم به این نتیجه میرسیم خطر پایان انقلاب با اشرافیت مسئولین، تبعیض، فقر، بی عدالتی، رانت بازی، پارتی بازی، ناکارامدی و بیشتر وجود دارد تا آمریکا و اسرائیل و آل سعود و اتحادیه اروپا و...،انقلاب بیش از آنکه از آمریکا ضربه بخورد از مسئولین ناکارآمد اشرافی ضربه میخورد، معمولا انقلاب ها بیشتر #از_درون فرو می ریزند تا از بیرون، انقلاب بیش از انکه بخواهد از موشک های امریکا و اسرائیل ضربه بخورد از نا امیدی مردم مستضعف ش از حاکمیت و ایجاد عدالت ضربه میخورد، در نتیجه بیش از انکه برای پایان انقلاب از خارج بترسیم باید از داخل در هراس باشیم، اتفاقا به حرفای امام ره و رهبری که رجوع میکنیم میبینیم در کلام آنها ستون حفظ انقلاب مردم مستضعف هستند و #فلسفه_انقلاب ایجاد عدالت در همه زمینه ها بوده و « اگر عدالت تحقق پیدا نکند گویا اصلا کاری انجام نشده و جمهوری اسلامی معنایی ندارد»
🔸اما در مورد این دو شخصیت؛ من با هر دو حرف زدم و اجمالا هردو را میشناسم #علی_علیزاده شخصیتی است که علی رغم اختلاف در بعضی مسائل یک فرد تاثیرگذار و استکبار ستیز است و فعلا در فضای رسانه ای در جهت منافع انقلاب بسیار خوب عمل میکند، از طرفی سیدمهدی #صدرالساداتی یک طلبه انقلابی است که برای دفاع از انقلاب علیه اشرافیت و رانت خواری مواضع صریحی میگیرد، اگر چه به بعضی از روش هایش انتقاد وارد میکنند اما بدون شک کلیت کار او درست و قابل دفاع است، در این برهه که کمتر کسی حاضر است بدون هیچ گونه ترس و محافظه کاری فعالیت انقلابی انجام دهد و هزینه بدهد او به وسط میدان آمده و عملا نشان داده که میشود به مدد رسانه ها و افکار عمومی کارهای بزرگی انجام داد، حتی اگر نتوان جلوی بعضی افراد وظلم ها را گرفت میتوان کاری کرد که مثلا اشرافی زندگی کردن یک مسئول برای او هزینه ساز باشد، علاوه بر این با فعالیت های خود به خیلی ها جرئت داده تا در حوزه عدالت خواهی وارد شوند و افرادی که در این مسایل فعالیت میکنند با دلگرمی بیشتری کار کنند
🔹به نظر میرسد در این شرایط انقلاب باید فلش فعالیت های انقلابی به سمت مسائل داخلی برود، علیزاده باید باشد و کار خود را انجام دهد و قطعا موئثر است و البته او هم در بعضی موارد به مسائل داخلی پرداخته اما فعلا #اولویت با عدالتخواهی در مسائل داخلی است البته نباید از مسائل بین الملل غافل شد اما باید انرژی بیشتر را در داخل خرج کرد، البته در بعضی مسائل بین این ساحت اشتراک وجود دارد، فراموش نکنیم این روزها همه افراد و کشورهایی که علیه استکبار میجنگند چشمشان به ایران است و ایران را پایگاه اصلی استکبارستیزی میدانند ؛ آگر اینجا انقلاب فرو بپاشد یا استحاله شود عمود استکبار ستیزی در جهان فرو خواهد پاشد لذا باید تلاش کرد انقلاب باهمان شعارهای ۵۷ در ایران حفظ شود.
✍️ #محمدامین_رضایی
✅ به #تحلیل_نویس بپیوندید
@Rezai_analyzer
با گردنی برافراشته
🔹این فیلم را در چند ساعت گذشته بارها برایم فرستادند. محمد باسط درازهی، نماینده سراوان، یکی از شهرهای سیستان و بلوچستان، از یک کارمند [احتمالا گمرک] توقعی دارد. کارمند به درازهی میگوید ما از شما دستور نمیگیریم. و درازهی، نماینده سراوان به این کارمند هتاکی میکند. در این هنگام یکی دیگر از ارباب رجوعهای بانک وقتی میفهمد فرد هتاک نماینده مجلس است او را بدون حتی لحظهای مکث و تردید به شکلی تحقیر آمیز بیرون میکند.
🔸این فیلم را در این چند ساعت بارها برایم فرستادهاند که یعنی تحویل بگیر این انقلابی که از آن دفاع میکنی را. و من میگویم این فیلم دقیقا همان چیزی است که میشود در چهل سالگی انقلاب دست گرفت و به آن افتخار کرد.
🔹من میگویم این صحنه، صحنه عجیب باشکوهی است. صحنهای که یک کارمند عادی مقابل نماینده مجلس میایستد و به او «نه» میگوید و یک شهروند عادی و معمولی یقه نماینده را میگیرد و به خاطر هتاکی با اردنگ بیرونش میاندازد.
🔸این صحنه، و این جسارت این شهروندان معمولی و عادی محصول مستقیم تبدیل انسان ایرانی از «رعیت قدرت» است به «شهروند صاحب حق» که ظلم و توهین را نمیپذیرد و سر خود را مقابل قدرتمندان کج نمیکنند.
🔹چهل سال پیش چه کسی چنین صحنهای را حتی به خواب میدید؟ چهل سال پیش و در خفت بار ترین دوره چندهزار ساله تاریخ ایران، یعنی دوره پهلوی ، چه کسی جرات داشت حتی چنین برخوردی با یک نماینده مجلس فرمایشی «اعلیحضرت محصول کودتا» را تخیل کند؟
🔸امروز، در حالیکه باید برای اصلاح وضعیت بجنگیم، نباید تصویر کلی تر و چارچوب بزرگتر را فراموش کنیم. این مسیر بلند تاریخی را. وگرنه مشکلات در هر جامعهای فراوان است. قدرت هم همیشه سعی در بازتولید و خود دارد. اما انقلاب اسلامی انسان ایرانی را چنان از بیخ و بن عوض کرد که آزادی و آزادگی و قدرت-ستیزی، بخشی از دی.ان.ای و ژن این انسان شد.
🔹بار دیگر که رسانه استعماری بیبیسی و یا رسانه منوتو که هنوز عزادار دیکتاتوری پهلوی است و یا رسانههای ادمکشان وهابی سعودی مثل ایران اینترنشنال فیلمهای این چنینی، یا اعتصابهای کارگران و تجمعات اعتراضی را خارج ازچارچوب نشان میدهند، هم زمان که در کنار معترضان میایستید و از مظلومان دفاع میکنید، این تصویر کلی و بزرگتر را هم به یاد بیاورید: اینکه این توان اعتراض و بلند سخن گفتن و حق خواهی بدون لکنت، خودش محصول مستقیم انقلاب و خمینی و هشت سال دفاع و دویست هزار شهید است. محصول مسیری چهل ساله که باید با گردنی افراشته ایستاد و به آن افتخار کرد
علی علیزاده @jedaal
https://www.instagram.com/p/Brf5X2uhM5i/
🔹این فیلم را در چند ساعت گذشته بارها برایم فرستادند. محمد باسط درازهی، نماینده سراوان، یکی از شهرهای سیستان و بلوچستان، از یک کارمند [احتمالا گمرک] توقعی دارد. کارمند به درازهی میگوید ما از شما دستور نمیگیریم. و درازهی، نماینده سراوان به این کارمند هتاکی میکند. در این هنگام یکی دیگر از ارباب رجوعهای بانک وقتی میفهمد فرد هتاک نماینده مجلس است او را بدون حتی لحظهای مکث و تردید به شکلی تحقیر آمیز بیرون میکند.
🔸این فیلم را در این چند ساعت بارها برایم فرستادهاند که یعنی تحویل بگیر این انقلابی که از آن دفاع میکنی را. و من میگویم این فیلم دقیقا همان چیزی است که میشود در چهل سالگی انقلاب دست گرفت و به آن افتخار کرد.
🔹من میگویم این صحنه، صحنه عجیب باشکوهی است. صحنهای که یک کارمند عادی مقابل نماینده مجلس میایستد و به او «نه» میگوید و یک شهروند عادی و معمولی یقه نماینده را میگیرد و به خاطر هتاکی با اردنگ بیرونش میاندازد.
🔸این صحنه، و این جسارت این شهروندان معمولی و عادی محصول مستقیم تبدیل انسان ایرانی از «رعیت قدرت» است به «شهروند صاحب حق» که ظلم و توهین را نمیپذیرد و سر خود را مقابل قدرتمندان کج نمیکنند.
🔹چهل سال پیش چه کسی چنین صحنهای را حتی به خواب میدید؟ چهل سال پیش و در خفت بار ترین دوره چندهزار ساله تاریخ ایران، یعنی دوره پهلوی ، چه کسی جرات داشت حتی چنین برخوردی با یک نماینده مجلس فرمایشی «اعلیحضرت محصول کودتا» را تخیل کند؟
🔸امروز، در حالیکه باید برای اصلاح وضعیت بجنگیم، نباید تصویر کلی تر و چارچوب بزرگتر را فراموش کنیم. این مسیر بلند تاریخی را. وگرنه مشکلات در هر جامعهای فراوان است. قدرت هم همیشه سعی در بازتولید و خود دارد. اما انقلاب اسلامی انسان ایرانی را چنان از بیخ و بن عوض کرد که آزادی و آزادگی و قدرت-ستیزی، بخشی از دی.ان.ای و ژن این انسان شد.
🔹بار دیگر که رسانه استعماری بیبیسی و یا رسانه منوتو که هنوز عزادار دیکتاتوری پهلوی است و یا رسانههای ادمکشان وهابی سعودی مثل ایران اینترنشنال فیلمهای این چنینی، یا اعتصابهای کارگران و تجمعات اعتراضی را خارج ازچارچوب نشان میدهند، هم زمان که در کنار معترضان میایستید و از مظلومان دفاع میکنید، این تصویر کلی و بزرگتر را هم به یاد بیاورید: اینکه این توان اعتراض و بلند سخن گفتن و حق خواهی بدون لکنت، خودش محصول مستقیم انقلاب و خمینی و هشت سال دفاع و دویست هزار شهید است. محصول مسیری چهل ساله که باید با گردنی افراشته ایستاد و به آن افتخار کرد
علی علیزاده @jedaal
https://www.instagram.com/p/Brf5X2uhM5i/
Instagram
علی عليزاده
. این فیلم را در چند ساعت گذشته بارها برایم فرستادند. محمد باسط درازهی، نماینده سراوان، یکی از شهرهای سیستان و بلوچستان، از یک کارمند [احتمالا گمرک] توقعی دارد. کارمند به درازهی میگوید ما از شما دستور نمیگیریم. و درازهی، نماینده سراوان به این کارمند هتاکی…
آتش بیاران ایرانهراسی در لندن
دوستم خبرنگار انگلیسی مقیم کابل است. میگوید ویدیوی منتسب به بدرفتاری پلیس ایران با مهاجران افغانستانی بمب خبری شده و احساسات ضدایرانی در افغانستان را بشدت تحریک کرده. منبعش را میپرسم، توییت ستار سعیدی، خبرنگار بیبیسی فارسی را برایم میفرستد. از آقای ستار سعیدی که رسما تخریبچی رابطه دو ملت و مامور تفرقه و افزایش ایرانهراسی شده ده سوال میپرسم:
جناب آقای ستار سعیدی
۱- به نظر شما که سالها کار تلویزیونی کردید صدا و تصویر ویدیو سینک و همزمان است؟
۲- آیا هیچ نشانهای، حتی یک پرچم ایران، میبینید که محتمل کند این فیلم در یک پاسگاه در ایران فیلمبرداری شده؟
۳- از نظر عقلانی ممکن نیست این ویدیو مثلا در قندهار ساخته شده باشد؟
۴- منبع شما برای این ویدیو چیست؟ از کجا آن را برداشتید؟ آیا این اصل اولیه خبرنگاری نیست که منبع را در پایین توییت ذکر کنید؟
۵- منبع اولیه این ویدیو در فارسی، آمدنیوز است. زردنامهای متعلق به فردی که مشکوک به عدم سلامت روانی و دماغی است. چگونه خبرنگار بیبیسی به آمدنیوز استناد میکند؟
۶- آیا جنس تصویر این ویدیو عادی است؟ آیا شباهتی به دوربین موبایلهای امروزی دارد؟
۷- از خودتان پرسیدید چگونه این ویدیو به بیرون درز کرده؟ یا چرا؟
۸- قبل از بازنشر این کلیپ و اعتبار دادن به چیزی که میتواند #فیک_نیوز باشد به سوالهای بالا اصلا فکر کردید؟ چند ثانیه؟
۹- پلیس ایران دیروز اعلام کرد که «بلافاصله بعد از انتشار این ویدیو بررسیهایی انجام داده و مشخص شده انی واقعه در هیچکدام از مقرهای ناجا رخ نداده و بنابراین شناسایی و دستگیری عاملان تهیه این فیلم در دستور کار پلیس قرار گرفته». آیا شما که از اعتبار بیبیسی مدعی انصاف و بیطرفی برای انتشار یک فیک_نیوز خرج کرده بودید احساس وظیفه کردید که تکذیبیه پلیس ایران را هم منتشر کنید؟
۱۰- بهتر از من میدانید سعودی و اسراییل و آمریکا بشدت دنبال افزایش شکاف میان ایران وهمسایگانش هستند. به ویژه عراق و افغانستان. تابستان دیدیم که ویدیوهای دروغین از ایران چگونه منجر به حمله به کنسول ایران در بصره شد. سوال اینست: منفعت شخص شما و بیبیسی در افزایش این شکاف چیت؟
علی علیزاده
@jedaal
https://twitter.com/SattarSaeedi/status/1074931705365086208
دوستم خبرنگار انگلیسی مقیم کابل است. میگوید ویدیوی منتسب به بدرفتاری پلیس ایران با مهاجران افغانستانی بمب خبری شده و احساسات ضدایرانی در افغانستان را بشدت تحریک کرده. منبعش را میپرسم، توییت ستار سعیدی، خبرنگار بیبیسی فارسی را برایم میفرستد. از آقای ستار سعیدی که رسما تخریبچی رابطه دو ملت و مامور تفرقه و افزایش ایرانهراسی شده ده سوال میپرسم:
جناب آقای ستار سعیدی
۱- به نظر شما که سالها کار تلویزیونی کردید صدا و تصویر ویدیو سینک و همزمان است؟
۲- آیا هیچ نشانهای، حتی یک پرچم ایران، میبینید که محتمل کند این فیلم در یک پاسگاه در ایران فیلمبرداری شده؟
۳- از نظر عقلانی ممکن نیست این ویدیو مثلا در قندهار ساخته شده باشد؟
۴- منبع شما برای این ویدیو چیست؟ از کجا آن را برداشتید؟ آیا این اصل اولیه خبرنگاری نیست که منبع را در پایین توییت ذکر کنید؟
۵- منبع اولیه این ویدیو در فارسی، آمدنیوز است. زردنامهای متعلق به فردی که مشکوک به عدم سلامت روانی و دماغی است. چگونه خبرنگار بیبیسی به آمدنیوز استناد میکند؟
۶- آیا جنس تصویر این ویدیو عادی است؟ آیا شباهتی به دوربین موبایلهای امروزی دارد؟
۷- از خودتان پرسیدید چگونه این ویدیو به بیرون درز کرده؟ یا چرا؟
۸- قبل از بازنشر این کلیپ و اعتبار دادن به چیزی که میتواند #فیک_نیوز باشد به سوالهای بالا اصلا فکر کردید؟ چند ثانیه؟
۹- پلیس ایران دیروز اعلام کرد که «بلافاصله بعد از انتشار این ویدیو بررسیهایی انجام داده و مشخص شده انی واقعه در هیچکدام از مقرهای ناجا رخ نداده و بنابراین شناسایی و دستگیری عاملان تهیه این فیلم در دستور کار پلیس قرار گرفته». آیا شما که از اعتبار بیبیسی مدعی انصاف و بیطرفی برای انتشار یک فیک_نیوز خرج کرده بودید احساس وظیفه کردید که تکذیبیه پلیس ایران را هم منتشر کنید؟
۱۰- بهتر از من میدانید سعودی و اسراییل و آمریکا بشدت دنبال افزایش شکاف میان ایران وهمسایگانش هستند. به ویژه عراق و افغانستان. تابستان دیدیم که ویدیوهای دروغین از ایران چگونه منجر به حمله به کنسول ایران در بصره شد. سوال اینست: منفعت شخص شما و بیبیسی در افزایش این شکاف چیت؟
علی علیزاده
@jedaal
https://twitter.com/SattarSaeedi/status/1074931705365086208
Twitter
Sattar Saeedi
بدرفتاری پلیس مرزی ایران با مهاجران افغان «اینجا اومدی چکار؟» https://t.co/Z8CCe8ZQCj
تصویر بزرگتری که باید بالای سرمان آویزان کنیم
متنی از علی علیزاده. @jedaal
🔹در لندن هر دانشجوی سال اول علوم سیاسی میداند که جمهوری اسلامی ایران - فارغ از اینکه دوستش داشته باشید یا نه، حکومت ایدهآل تان باشد یا نه، فساد داشته باشد یا نه، کارآمد باشد یا نه - «باثبات» ترین حکومت کل منطقهای است که از مرز شرقی پاکستان شروع میشود و در مرز غربی مراکش خاتمه مییابد. دلایل این «باثبات» ترین بودن فراوان و نیازمند دانستن تاریخ دولت-ملت سازی چند سده اخیر و فهم درونزا و بومی بودن جمهوری اسلامی و ریشه دار بودن نیروهای اجتماعی سازنده و مولد آن است و مجالش اینجا نیست.
🔸با اینحال ترامپ، بنسلمان و نتانیاهو از پارسال، حمله اقتصادی-سیاسی-رسانهای شدیدی را علیه ایران سامان داده و میلیاردها دلار خرج مقابله با ایران کرده و حتی از تغییر نظام سیاسی در ایران صحبت کردند. بر سعودی و اسراییل حرجی نیست. اما چرا دولت آمریکا چنین سیاستی علیه ایران برگزیده که به عقیده بخشی از نظام سیاسی آمریکا هم خلاف منافع ملی مردم آمریکا خواهد بود؟
🔹هدف فقط یک چیز بوده و است: فعال کردن شکافها و گسلها و ناکارآمدیهای داخل ایران به امید افزایش نارضایتی و ایجاد ناآرامی در داخل ایران و همینطور افزایش احساسات ایران ستیزانه میان مردم منطقه تا جمهوری اسلامی زیر فشار مالی و فشار افکار عمومی و فشار ناآرامیهای داخلی مجبور شود از حوزه نفوذ تاریخی خود در منطقه غرب آسیا عقب بنشنید و متحدانش را در سوریه و عراق و لبنان تنها بگذارد تا بلعیده شوند. اما چه اتفاقی افتاد؟
🔸دو ماه پیش متحدان ایران در حکومت عراق نه فقط بر صندلی نخست وزیری که بر صندلی ریاست جمهوری و ریاست مجلس که متعلق به کردها و سنیهاست نشستند و نشان دادند که رابطه ایران و عراق چنان ارگانیگ است که هرروز عمیق تر میشود ونمیتوان با تحریک رسانهای و مالی آن را تخریب کرد. و هفته پیش دولت آمریکا بعد از هفت سال سرش را به نشانه تسلیم پایین آورد و گفت دنبال سرنگون کردن بشار اسد نیست و دیروز هم ترامپ نیروهای نظامی آمریکا را از سوریه خارج و عملا از سوریه فرار کرد.
🔹و در این حین شکاف میان گروههای قدرت در آمریکا (طرفداران ترامپ و مخالفانش) و شکاف لابی سعودی-اسراییل و لابی قطر-ترکیه در آمریکا باعث شد داستان قتل فاجعه بار خاشقجی به مدت شصت روز خبر اول سیانان و انبیسی شود و افکار عمومی غرب که نفت ارزان هفتاد سال چشمشان را بر ارتجاعی ترین دولت منطقه کور کرده بود و حتی از دخالت سعودی در قتل سه هزار نفر از شهروندانشان در یازده سپتامبر چشم پوشی کرده بودند برای نخستین بار در تاریخ، صندوق تبهکاریهای سعودی را باز کنند. و حالا سنا و کنگره آدمکشان، خواهان خروج سعودی از یمن و تحقیق و تفحص از جنایات سعودی میشوند.
🔸 به یاد بیاورید تا یکسال و نیم پیش ایران و اسد حتی به کنفرانسهای صلح سوریه دعوت نمیشدند و آمریکا به کمتر از خروج کامل ایران از سوریه و رفتن اسد تن نمیداد و به یاد بیاورید به یُمن حضور آمریکا در سوریه و شمال عراق، یکسال پیش این موقع صحبت سر رفراندوم استقلال کردستان عراق و بعد هم خودمختاری کردهای سوریه و حرکت به سمت ایجاد کردستان آزاد به عنوان اسراییل دوم منطقه بود و بنسلمان چنان گستاخ که نخست وزیر لبنان را به گروگان میگرفت.
🔹بگذارید ساده بگویم. برجام پاره شد، مردم صبور ایران دچار سختیهای اقتصادی شدند و دور و بر زخمهایمان فوج مگسهای خارجی و مزدوران ایرانی-نمای شان شروع به وز وز و ایجاد عفونت کردند و سیستم روانی و شبکه عصبی جامعه ایران مورد حمله قرار گرفت. همه و همه و همه برای شکست دادن متحدان ایران در عراق و سوریه و لبنان. و حالا باید با اعتماد به نفس گفت در تاریخ پانصد و هفده ساله ایران مدرن، یعنی از آغاز صفویه، هیچ وقت به اندازه این یکسال اخیر در منطقه غرب آسیا نفوذ و قدرت نداشتهایم. و این به کمتر از معجزه نمیماند.
🔸و این تصویر کلی و بزرگ است که باید در ذهن داشته باشیم و به جای آویزان کردن چاپلوسانه عکس مقامات، بالای سرمان آویزان کنیم. و بواسطه این تصویر کلی و بزرگ است که رهبر ایران با اعتماد به نفس و امید از آینده سخن میگوید.
🔹و وقتی به اصلاح اجزا میپردازیم و به جنگ یک نماینده مجلس فاسد یا یک استاندار بی لیاقت و یک قاضی رشوهگیر و یک وزیر ناکارامد و یک سردار رانتخوار میرویم، نباید اجازه دهیم پروپاگاندا و جنگ روانی دشمن، باعث شود این تصویر کلی را فراموش کنیم.
متنی از علی علیزاده. @jedaal
🔹در لندن هر دانشجوی سال اول علوم سیاسی میداند که جمهوری اسلامی ایران - فارغ از اینکه دوستش داشته باشید یا نه، حکومت ایدهآل تان باشد یا نه، فساد داشته باشد یا نه، کارآمد باشد یا نه - «باثبات» ترین حکومت کل منطقهای است که از مرز شرقی پاکستان شروع میشود و در مرز غربی مراکش خاتمه مییابد. دلایل این «باثبات» ترین بودن فراوان و نیازمند دانستن تاریخ دولت-ملت سازی چند سده اخیر و فهم درونزا و بومی بودن جمهوری اسلامی و ریشه دار بودن نیروهای اجتماعی سازنده و مولد آن است و مجالش اینجا نیست.
🔸با اینحال ترامپ، بنسلمان و نتانیاهو از پارسال، حمله اقتصادی-سیاسی-رسانهای شدیدی را علیه ایران سامان داده و میلیاردها دلار خرج مقابله با ایران کرده و حتی از تغییر نظام سیاسی در ایران صحبت کردند. بر سعودی و اسراییل حرجی نیست. اما چرا دولت آمریکا چنین سیاستی علیه ایران برگزیده که به عقیده بخشی از نظام سیاسی آمریکا هم خلاف منافع ملی مردم آمریکا خواهد بود؟
🔹هدف فقط یک چیز بوده و است: فعال کردن شکافها و گسلها و ناکارآمدیهای داخل ایران به امید افزایش نارضایتی و ایجاد ناآرامی در داخل ایران و همینطور افزایش احساسات ایران ستیزانه میان مردم منطقه تا جمهوری اسلامی زیر فشار مالی و فشار افکار عمومی و فشار ناآرامیهای داخلی مجبور شود از حوزه نفوذ تاریخی خود در منطقه غرب آسیا عقب بنشنید و متحدانش را در سوریه و عراق و لبنان تنها بگذارد تا بلعیده شوند. اما چه اتفاقی افتاد؟
🔸دو ماه پیش متحدان ایران در حکومت عراق نه فقط بر صندلی نخست وزیری که بر صندلی ریاست جمهوری و ریاست مجلس که متعلق به کردها و سنیهاست نشستند و نشان دادند که رابطه ایران و عراق چنان ارگانیگ است که هرروز عمیق تر میشود ونمیتوان با تحریک رسانهای و مالی آن را تخریب کرد. و هفته پیش دولت آمریکا بعد از هفت سال سرش را به نشانه تسلیم پایین آورد و گفت دنبال سرنگون کردن بشار اسد نیست و دیروز هم ترامپ نیروهای نظامی آمریکا را از سوریه خارج و عملا از سوریه فرار کرد.
🔹و در این حین شکاف میان گروههای قدرت در آمریکا (طرفداران ترامپ و مخالفانش) و شکاف لابی سعودی-اسراییل و لابی قطر-ترکیه در آمریکا باعث شد داستان قتل فاجعه بار خاشقجی به مدت شصت روز خبر اول سیانان و انبیسی شود و افکار عمومی غرب که نفت ارزان هفتاد سال چشمشان را بر ارتجاعی ترین دولت منطقه کور کرده بود و حتی از دخالت سعودی در قتل سه هزار نفر از شهروندانشان در یازده سپتامبر چشم پوشی کرده بودند برای نخستین بار در تاریخ، صندوق تبهکاریهای سعودی را باز کنند. و حالا سنا و کنگره آدمکشان، خواهان خروج سعودی از یمن و تحقیق و تفحص از جنایات سعودی میشوند.
🔸 به یاد بیاورید تا یکسال و نیم پیش ایران و اسد حتی به کنفرانسهای صلح سوریه دعوت نمیشدند و آمریکا به کمتر از خروج کامل ایران از سوریه و رفتن اسد تن نمیداد و به یاد بیاورید به یُمن حضور آمریکا در سوریه و شمال عراق، یکسال پیش این موقع صحبت سر رفراندوم استقلال کردستان عراق و بعد هم خودمختاری کردهای سوریه و حرکت به سمت ایجاد کردستان آزاد به عنوان اسراییل دوم منطقه بود و بنسلمان چنان گستاخ که نخست وزیر لبنان را به گروگان میگرفت.
🔹بگذارید ساده بگویم. برجام پاره شد، مردم صبور ایران دچار سختیهای اقتصادی شدند و دور و بر زخمهایمان فوج مگسهای خارجی و مزدوران ایرانی-نمای شان شروع به وز وز و ایجاد عفونت کردند و سیستم روانی و شبکه عصبی جامعه ایران مورد حمله قرار گرفت. همه و همه و همه برای شکست دادن متحدان ایران در عراق و سوریه و لبنان. و حالا باید با اعتماد به نفس گفت در تاریخ پانصد و هفده ساله ایران مدرن، یعنی از آغاز صفویه، هیچ وقت به اندازه این یکسال اخیر در منطقه غرب آسیا نفوذ و قدرت نداشتهایم. و این به کمتر از معجزه نمیماند.
🔸و این تصویر کلی و بزرگ است که باید در ذهن داشته باشیم و به جای آویزان کردن چاپلوسانه عکس مقامات، بالای سرمان آویزان کنیم. و بواسطه این تصویر کلی و بزرگ است که رهبر ایران با اعتماد به نفس و امید از آینده سخن میگوید.
🔹و وقتی به اصلاح اجزا میپردازیم و به جنگ یک نماینده مجلس فاسد یا یک استاندار بی لیاقت و یک قاضی رشوهگیر و یک وزیر ناکارامد و یک سردار رانتخوار میرویم، نباید اجازه دهیم پروپاگاندا و جنگ روانی دشمن، باعث شود این تصویر کلی را فراموش کنیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یلدای همگی آنهایی که خود را متعلق به تمدن ایران میدانند مبارک. بیش از همه یلدای پسران ایران که دور از خانواده از امنیت ایران دفاع میکنند. و باز هم به ویژه آنهایی که این سالها در عراق و سوریه جنگیدند، زخم زبان هم شنیدند اما نگذاشتند خم به ابروی مردم این کشور بیاید. از جوانان سپاه قدس صحبت میکنم. از قاسم سلیمانی. از شهید همدانی ها. از حججی ها. یلدای خاصی است. اولین یلدایی که بعد از هفده سال نیروهای نظامی آمریکایی گورشان را از این منطقه گمکردهاند. و شما بودید که این شکست را به آنها تحمیل کردید. مبارکتان باشد
❤4
آنچه اتاق فکرهای آمریکایی درباره پیروزی ایران میگویند ولی ایرانیان خودشان نمیگویند.
تصمیم ترامپ برای خروج نیروهای آمریکا از سوریه اگرچه در امتداد وعدههایش در انتخابات بود با اینحال آمریکا را مثل زلزلهای تکان داد. آن رسانههای غربی که در همه موارد اختلاف دارند، از نیویورک تایمز و واشنگتن پست تا وال استریت جورنال و استاندارد، اینبار یکصدا این تصمیم را شکست آشکار آمریکا و پیروزی عریان ایران و روسیه خواندند.
برای فهم معنای این تصمیم کافی است به بیبیسی فارسی نگاه کنیم. رسانهای که هفت سال در قامت یک ماشین پروپاگاندایی خودش رسما یکی از طرفهای درگیر جنگ سوریه بوده (چندین مستند و صدها ساعت برنامه برای بزرگنمایی شکستهای ایران و محتوم بودن سقوط اسد و بیهوده بودن مخارج انسانی و نظامی ایران) در مقالهای مفصل به قلم کیوان حسینی ایران را در کنار روسیه، پیروز اصلی میداند و با جزییات پیروزی ایران را تفسیر میکند.
تحقیری که این عقب نشینی بر روح ملی آمریکا اعمال کرده چنان سنگین بوده که در فضای عوامانه تر در آمریکا، نظریه توطئهای که ترامپ را نفوذی پوتین میداند (تئوری که ریشه در اتهام دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ به نفع ترامپ و همین طور ملاقات نزدیکان ترامپ با مقامات روسی در ایام انتخابات دارد و تحقیقات دربارهاش هنوز در جریان است) دوباره اوج گرفته.
هم دموکراتها و هم جمهوریخواهان، هم لیبرالهای منتقد ترامپ و هم نومحافظهکاران همفکر ترامپ، به این تصمیم حمله کردند تا یکبار دیگر مردم ایران و باقی جهان سوم به یاد بیاورند در نظام آمریکا یک جناح لیبرال و صلح دوست مقابل یک جناح جنگ طلب و نومحافظهکار قرار ندارد و تنها دو جناح «سلطهگر و بیشتر سلطهگر، جنگ طلب و بیشتر جنگ طلب» وجود دارد [فرم این جمله را از وندی شرمن وام گرفتم. او که با وقاحت گفت «در ایران فقط دو جناح تندرو و تندروتر وجود دارد»].
تصمیم ترامپ همینطور فضای سیاسی و رسانهای اسراییل را هم به شدت ملتهب و آشفته کرده و حتی زیست سیاسی نتانیاهو را به خطر انداخته. (رجوع کنید به کانال تلگرام عبدالله شهبازی @abdollahshahbazi ) چرا که باعث افزایش توان بازدارنده دفاعی ایران از طریق همسایه شدن رسمی پایگاههای نظامی ایران در سوریه با اسراییل میشود. اگر یادتان باشد سه ماه پیش در تلویزیون منوتو گفتم برای نخستین بار از زمان هخامنشیان دوباره به مدیترانه وصل شدهایم و حالا امروز با خروج آمریکا میتوان رسما از باز شدن کوریدور میان تهران و مدیترانه (و خط ارتباطی با مهمترین متحد ایران یعنی حزبالله) صحبت کرد.
با اینحال خروج آمریکا که میتوانست لحظه غرورآمیز پیروزی ملی ایرانیان باشد و لحظه قدردانی ملی از مظلومترین سربازان تاریخ این کشور که در غربت شهید و اغلب در سکوت در ایران دفن شدند، به شکلی غیرعادی با سکوت و بیتفاوتی یا تفسیر وارونه روبرو شده. ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت در ویدیویی پرسیده: «آيا نباید به برنامه خروج آمریکا از سوریه مشکوک بود؟». کانال تلگرام «انتخاب» نزدیک به نیروهای اعتدالی با ویدیویی از لورنس ویلکرسون تیتر میزند: «آیا ترامپ در حال آمادهسازی افکار عمومی برای جنگ با ایران است؟» بخشی از نیروهای اصولگرا و حزباللهی هم در فضای مجازی این تفسیر بیپایه و بیخردانه را رواج دادهاند که هدف ترامپ خالی کردن سوریه به منظور بمباران آن و احتمالا حمله به ایران بودهاست.
تحلیلی که ریشه در جهتدهی عامدانه دروغین یا «فیک» تلویزیون فاکس نیوز دارد. تفسیر قلابی که فاکس نیوز برای کم کردن از التهاب فضای داخلی آمریکا و کم کردن فشار از روی ترامپ مطرح کرد وگرنه همه میدانند آمریکا همچنان ده ها هزار نیرو در نزدیکی ایران دادر و جنگ به دلایل بسیار غیرممکن است. اپوزیسیون وابسته به آمریکا و سعودی هم البته این تفسیر را برجسته کرد تا از بار حقارت خروج آمریکا و بار پیروزی ایران بکاهد.
نمیدانم دلیل اینکه فضای فارسی چنین واکنش سرد و عجیبی به خبر خروج آمریکا از سوریه داد چه بود؟ آیا عدم خودباوری است؟ و باور نکردن اینکه امپریالیسم واقعا شکست خورده و فرار کرده؟ یا محصول بحران رسانهای و نداشتن رسانه مستقل و قابل اعتماد عمومی؟ یا عدم آشنایی با غرب و به ویژه فضای داخلی آمریکا ؟ یا نفوذ فیک نیوزها؟ در هر حال امیدوارم هر چیز بوده، دلیلش رقابتهای جناحی برای تقلیل پیروزی نظامی ایران بخاطر نگرانی یک جناح از اعتبار گرفتن نیروهای نظامی ایرانی نبوده باشد.
گمان کردیم ترجمه بخشی از مواضع اتاق فکرهای آمریکایی درباره خروج ترامپ از سوریه شاید بتواند تحلیلی واقعگرایانهتر به مخاطبان ایرانی بدهد و بتواند حجم جنگ روانی خارجیها و تفسیرهای مغرضانه داخلیها را تا حدی خنثی کند.
علی علیزاده. کانال تلگرام @jedaal
https://goo.gl/gthkMY
تصمیم ترامپ برای خروج نیروهای آمریکا از سوریه اگرچه در امتداد وعدههایش در انتخابات بود با اینحال آمریکا را مثل زلزلهای تکان داد. آن رسانههای غربی که در همه موارد اختلاف دارند، از نیویورک تایمز و واشنگتن پست تا وال استریت جورنال و استاندارد، اینبار یکصدا این تصمیم را شکست آشکار آمریکا و پیروزی عریان ایران و روسیه خواندند.
برای فهم معنای این تصمیم کافی است به بیبیسی فارسی نگاه کنیم. رسانهای که هفت سال در قامت یک ماشین پروپاگاندایی خودش رسما یکی از طرفهای درگیر جنگ سوریه بوده (چندین مستند و صدها ساعت برنامه برای بزرگنمایی شکستهای ایران و محتوم بودن سقوط اسد و بیهوده بودن مخارج انسانی و نظامی ایران) در مقالهای مفصل به قلم کیوان حسینی ایران را در کنار روسیه، پیروز اصلی میداند و با جزییات پیروزی ایران را تفسیر میکند.
تحقیری که این عقب نشینی بر روح ملی آمریکا اعمال کرده چنان سنگین بوده که در فضای عوامانه تر در آمریکا، نظریه توطئهای که ترامپ را نفوذی پوتین میداند (تئوری که ریشه در اتهام دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ به نفع ترامپ و همین طور ملاقات نزدیکان ترامپ با مقامات روسی در ایام انتخابات دارد و تحقیقات دربارهاش هنوز در جریان است) دوباره اوج گرفته.
هم دموکراتها و هم جمهوریخواهان، هم لیبرالهای منتقد ترامپ و هم نومحافظهکاران همفکر ترامپ، به این تصمیم حمله کردند تا یکبار دیگر مردم ایران و باقی جهان سوم به یاد بیاورند در نظام آمریکا یک جناح لیبرال و صلح دوست مقابل یک جناح جنگ طلب و نومحافظهکار قرار ندارد و تنها دو جناح «سلطهگر و بیشتر سلطهگر، جنگ طلب و بیشتر جنگ طلب» وجود دارد [فرم این جمله را از وندی شرمن وام گرفتم. او که با وقاحت گفت «در ایران فقط دو جناح تندرو و تندروتر وجود دارد»].
تصمیم ترامپ همینطور فضای سیاسی و رسانهای اسراییل را هم به شدت ملتهب و آشفته کرده و حتی زیست سیاسی نتانیاهو را به خطر انداخته. (رجوع کنید به کانال تلگرام عبدالله شهبازی @abdollahshahbazi ) چرا که باعث افزایش توان بازدارنده دفاعی ایران از طریق همسایه شدن رسمی پایگاههای نظامی ایران در سوریه با اسراییل میشود. اگر یادتان باشد سه ماه پیش در تلویزیون منوتو گفتم برای نخستین بار از زمان هخامنشیان دوباره به مدیترانه وصل شدهایم و حالا امروز با خروج آمریکا میتوان رسما از باز شدن کوریدور میان تهران و مدیترانه (و خط ارتباطی با مهمترین متحد ایران یعنی حزبالله) صحبت کرد.
با اینحال خروج آمریکا که میتوانست لحظه غرورآمیز پیروزی ملی ایرانیان باشد و لحظه قدردانی ملی از مظلومترین سربازان تاریخ این کشور که در غربت شهید و اغلب در سکوت در ایران دفن شدند، به شکلی غیرعادی با سکوت و بیتفاوتی یا تفسیر وارونه روبرو شده. ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت در ویدیویی پرسیده: «آيا نباید به برنامه خروج آمریکا از سوریه مشکوک بود؟». کانال تلگرام «انتخاب» نزدیک به نیروهای اعتدالی با ویدیویی از لورنس ویلکرسون تیتر میزند: «آیا ترامپ در حال آمادهسازی افکار عمومی برای جنگ با ایران است؟» بخشی از نیروهای اصولگرا و حزباللهی هم در فضای مجازی این تفسیر بیپایه و بیخردانه را رواج دادهاند که هدف ترامپ خالی کردن سوریه به منظور بمباران آن و احتمالا حمله به ایران بودهاست.
تحلیلی که ریشه در جهتدهی عامدانه دروغین یا «فیک» تلویزیون فاکس نیوز دارد. تفسیر قلابی که فاکس نیوز برای کم کردن از التهاب فضای داخلی آمریکا و کم کردن فشار از روی ترامپ مطرح کرد وگرنه همه میدانند آمریکا همچنان ده ها هزار نیرو در نزدیکی ایران دادر و جنگ به دلایل بسیار غیرممکن است. اپوزیسیون وابسته به آمریکا و سعودی هم البته این تفسیر را برجسته کرد تا از بار حقارت خروج آمریکا و بار پیروزی ایران بکاهد.
نمیدانم دلیل اینکه فضای فارسی چنین واکنش سرد و عجیبی به خبر خروج آمریکا از سوریه داد چه بود؟ آیا عدم خودباوری است؟ و باور نکردن اینکه امپریالیسم واقعا شکست خورده و فرار کرده؟ یا محصول بحران رسانهای و نداشتن رسانه مستقل و قابل اعتماد عمومی؟ یا عدم آشنایی با غرب و به ویژه فضای داخلی آمریکا ؟ یا نفوذ فیک نیوزها؟ در هر حال امیدوارم هر چیز بوده، دلیلش رقابتهای جناحی برای تقلیل پیروزی نظامی ایران بخاطر نگرانی یک جناح از اعتبار گرفتن نیروهای نظامی ایرانی نبوده باشد.
گمان کردیم ترجمه بخشی از مواضع اتاق فکرهای آمریکایی درباره خروج ترامپ از سوریه شاید بتواند تحلیلی واقعگرایانهتر به مخاطبان ایرانی بدهد و بتواند حجم جنگ روانی خارجیها و تفسیرهای مغرضانه داخلیها را تا حدی خنثی کند.
علی علیزاده. کانال تلگرام @jedaal
https://goo.gl/gthkMY
Telegraph
گزیدهای از واکنش چهار اتاقفکر واشن به خروج نیروهای آمریکایی از سوریه
۱- انستیتو واشنگتن (موسسهی مطالعات خاورمیانه در واشنگتن) WINEP: این انستیتوی نومحافظهکار توسط لابی اسراییل یا AIPAC تاسیس شده است و از طراحان مهم جنگ عراق است. این موسسه که سابقه طرفداری از حمله نظامی به ایران را داشته و از حامیان سرسخت تحریمهای اقتصادی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روایت برادر یکی از غواصان کربلای چهار را ببینید. بدون عینک کینههای جناحی حقیر امروز. و بپرسید: آقایان فرماندهان جنگ! ما پیشاپیش قضاوتی نداریم. اما سی و دو سال گذشته. صدامی هم در کار نیست و پوشانده نگه داشتن حقیقت و اسناد سی و دو سال پیش هم دیگر ضرورتی امنیتی ندارد. آیا تاریخنگاری و حقیقت_یابی کربلای چهار کمترین حق آن زیباترین فرزندان این تاریخ نیست؟ و حق بازماندههایشان؟ که هنوز اینگونه دلتنگشان هستند؟
و مطمئن باشید اگر در داخل و در فضای امن خودمان به شبههها درباره جنگ پاسخ داده نشود، زودتر از آنکه فکر کنید بیبیسی فارسی و منوتو و ایران اینترنشنال پاسخهایی حقیقت-نما و شبه-واقعی میدهند و تاریخ جنگ را هم به شکلی استعماری روایتی جهت دار میکنند و اسطورههای جنگ را هم تصاحب میکنند. مطمئن باشید شبهه-نوردان حرفه ای سازمان پروپاگاندایی دولت بریتانیا همین الان کار بر سر مستند بعدی با محوریت کربلای چهار را شروع کردهاند.
علی علیزاده. @jedaal
و مطمئن باشید اگر در داخل و در فضای امن خودمان به شبههها درباره جنگ پاسخ داده نشود، زودتر از آنکه فکر کنید بیبیسی فارسی و منوتو و ایران اینترنشنال پاسخهایی حقیقت-نما و شبه-واقعی میدهند و تاریخ جنگ را هم به شکلی استعماری روایتی جهت دار میکنند و اسطورههای جنگ را هم تصاحب میکنند. مطمئن باشید شبهه-نوردان حرفه ای سازمان پروپاگاندایی دولت بریتانیا همین الان کار بر سر مستند بعدی با محوریت کربلای چهار را شروع کردهاند.
علی علیزاده. @jedaal
شش توییت صریح درباره اسماعیل بخشی
یک- خصوصی سازی مهمترین ابزار چپاول نئولیبرالیسم ایرانی یا همان رفسنجانیسم در سه دهه اخیر بوده.
و اعتراضات اخیر #هفت_تپه وسیعترین #مقاومت علیه خصوصی سازی در ۳دهه اخیر.
همه گروهها و جناحها از اعتراضات #هفت_تپه حمایت کردند و برای اولین بار نقد خصوصی سازی در سطح وسیع جامعه مطرح شد.
چرا؟
دو- میدانیم بسیاری از کسانیکه در ظاهر فعالیت کارگری و صنفی و سندیکایی میکنند در عمل هدف سیاسی دارند. اما اینبار شوراینمایندگی کارگران هفت تپه محکم مقابل ماجراجوییها و تندرویها و جوزده شدنها ایستاد و با مدیریتی درخشان مانع سیاسی و امنیتی شدن خواستهای صنفی و سواستفاده براندازان شد.
سه- و همین شورای_نمایندگی همواره منتقد ماجراجویی و جوزدگی و جوسازیهای اسماعیل بخشی بود. و بالاخره تندروی اسماعیل_بخشي بهانه را به بازجویان وزارت آقای علوی (وزیری که همواره خود را مدافع سرسخت بازار آزاد نامیده) داد تا مقاومت مقابل خصوصی سازی و پرسشگری را منحرف و بحث را به حقوق شهروندی بکشند.
چهار- حالا اسماعیل بخشی وزیر اطلاعات را به مناظره میخواند. حالا فضا امنیتی است. حالا دیگر ورود نیروهای عدالتخواه ضدغرب یا ورود حزباللهی هایی که داشتند با جریانهای کارگری ارتباط میگرفتند و متحد میشدند سخت و چه بسا غیرممکن شود. حالا زمین بازی دست بیبیسی و منوتو و سازمانهای حقوق بشری است
پنج- گمانم آن بخش وزارت اطلاعات ترجیح دهد ننگ شکنجه را بر پیشانی نظام بگذارد و برغم هزینه سنگین از آبروی نظام سپر بسازد تا نگذارد خصوصی سازی نقد کشیده شود
بازنده:کارگران هفت تپه و همه قربانیان خصوصی سازی
برنده: براندازان و کاسبان حقوق بشر
محصول همدستی کارگر تندرو و بازجوی شکنجهگر
شش- سخنی گفتم که دوست نخواهید داشت. و صریح گفتم. چرا که خشونت یک ساعت اقتصاد بازار آزاد آمریکایی تان و خشونت یکی از کمپانیهای سرمایهداری متعلق به غرب لیبرال دموکراتتان از چهل سال شکنجه امثال اسماعیل بخشی بیشتر است.
کانال علی علیزاده. @jedaal
یک- خصوصی سازی مهمترین ابزار چپاول نئولیبرالیسم ایرانی یا همان رفسنجانیسم در سه دهه اخیر بوده.
و اعتراضات اخیر #هفت_تپه وسیعترین #مقاومت علیه خصوصی سازی در ۳دهه اخیر.
همه گروهها و جناحها از اعتراضات #هفت_تپه حمایت کردند و برای اولین بار نقد خصوصی سازی در سطح وسیع جامعه مطرح شد.
چرا؟
دو- میدانیم بسیاری از کسانیکه در ظاهر فعالیت کارگری و صنفی و سندیکایی میکنند در عمل هدف سیاسی دارند. اما اینبار شوراینمایندگی کارگران هفت تپه محکم مقابل ماجراجوییها و تندرویها و جوزده شدنها ایستاد و با مدیریتی درخشان مانع سیاسی و امنیتی شدن خواستهای صنفی و سواستفاده براندازان شد.
سه- و همین شورای_نمایندگی همواره منتقد ماجراجویی و جوزدگی و جوسازیهای اسماعیل بخشی بود. و بالاخره تندروی اسماعیل_بخشي بهانه را به بازجویان وزارت آقای علوی (وزیری که همواره خود را مدافع سرسخت بازار آزاد نامیده) داد تا مقاومت مقابل خصوصی سازی و پرسشگری را منحرف و بحث را به حقوق شهروندی بکشند.
چهار- حالا اسماعیل بخشی وزیر اطلاعات را به مناظره میخواند. حالا فضا امنیتی است. حالا دیگر ورود نیروهای عدالتخواه ضدغرب یا ورود حزباللهی هایی که داشتند با جریانهای کارگری ارتباط میگرفتند و متحد میشدند سخت و چه بسا غیرممکن شود. حالا زمین بازی دست بیبیسی و منوتو و سازمانهای حقوق بشری است
پنج- گمانم آن بخش وزارت اطلاعات ترجیح دهد ننگ شکنجه را بر پیشانی نظام بگذارد و برغم هزینه سنگین از آبروی نظام سپر بسازد تا نگذارد خصوصی سازی نقد کشیده شود
بازنده:کارگران هفت تپه و همه قربانیان خصوصی سازی
برنده: براندازان و کاسبان حقوق بشر
محصول همدستی کارگر تندرو و بازجوی شکنجهگر
شش- سخنی گفتم که دوست نخواهید داشت. و صریح گفتم. چرا که خشونت یک ساعت اقتصاد بازار آزاد آمریکایی تان و خشونت یکی از کمپانیهای سرمایهداری متعلق به غرب لیبرال دموکراتتان از چهل سال شکنجه امثال اسماعیل بخشی بیشتر است.
کانال علی علیزاده. @jedaal
👍2
مرحوم کاووس امامی و تصویر عمومی از جاسوسها
یکسال است مرحوم کاووس امامی، یک استاد دانشگاه معصوم معرفی میشود که هرگونه اتهام امنیتی به او مرغ پخته را هم به خنده میندازد. یک فعال محیط زیست صرف که به «دروغ» و براساس «توهم» و «قصه سازی دروغین» اطلاعات سپاه جاسوس خوانده و احتمالا کشته شده.
حالا روزنامهنگار منتقد نظام، سولماز ایکدر در سایت زیتون، متعلق به ملی-مذهبیها و نهضت آزادیهای خارج کشور، میگوید اسراییل از کاووس امامی تقاضای جاسوسی کرده بوده و امامی با اطلاع و موافقت و.طلاعات این درخواست را پذیرفته بوده و برای مدتی بدین وسیله به اسراییل «اطلاعات غلط» میداده
من در مقام قضاوت این خبر نیستم. به خبرهایی که نتوانم صحت و سقمشان را در فضای عمومی بسنجم هم علاقه ندارم. در تمام نه سال گذشته هم از تحلیل اخبار امنیتی حذر داشتهام. آنقدر اخبار سالم و جلوی پرده که تحلیلشان میتواند ما را به تغییر جهان برساند داریم که نیاز به اخبار پشت پرده نیست
اما سناریوی پیشنهادی سولماز ایکدر حداقل در مقام یک «فرضیه» میتواند بخشی از تاریکیهای فراوان این پرونده را توضیح دهد. در مقام یک «احتمال» میتواند بگوید چرا اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات سر این موضوع مشغول جنگ و دعوایند، که چرا اطلاعات سپاه با این اعتماد به نفس بر جاسوسی امامی تاکید داشته ودارد
این سناریو حتی میتواند توضیح دهد که چرا کسی مثل کاووس امامی باید خودکشی کرده باشد. اتفاقا اگر او جاسوس کارکشتهای نبوده و آماتور بوده باشد (چه جاسوس آماتور به نفع اسراییل چه جاسوس آماتور به نفع ایران)، این حد فشار باید برایش غیرقابل تحمل بوده باشد.
اما چه امامی بیگناه بوده چه باگناه، چه از وطندوستی اطلاعات غلط به اسراییل داده یا این وسط با زرنگی اطلاعات حساس را هم داده، یک چیز برای همیشه عوض میشود: افکار عمومی میفهمد تصویر استاد دانشگاه معصوم و پدربزرگ و مرد مهربان طبیعت لزوما نافی جاسوس بودن (حتی جاسوس دوجانبه بنفع ایران) نیست. و در تمام این سالها رسانه های فارسی زبان کشورهای رقیب یا دشمن و لیبرالهای داخلی همیشه با تکیه بر مسایل حسی و عاطفی و تصویر فردی و خانوادگی و اجتماعی متهمین به جاسوسی اصل چنین امکانی را زیر سوال بردهاند (مسلم است هر پرونده نیازمند دادرسی عادلانه است اما حرف من بر سر تکنیکهای رسانه غربی است که به صورت پیشینی و قبل از دادگاه جاسوس بودن یک استاد دانشگاه یا یک مادر یا یک پدر را غیر ممکن نشان میدهند)
و اگر این خبر حتی درین حد (یعنی جاسوس وطن دوست) درست باشد باید #حسابکشی کرد. بر رسانه دشمن حرجی نیست. اما بعضی در دولت و جناح لیبرال با دروغ محض خواندن هرگونه ارتباط پرونده امامی با «جاسوسی» باعث بهتان به کلیت نظام و شبهه در جامعه و افزایش شکاف حکومت-ملت در این سال حساس شدند.
https://zeitoons.com/59469
یکسال است مرحوم کاووس امامی، یک استاد دانشگاه معصوم معرفی میشود که هرگونه اتهام امنیتی به او مرغ پخته را هم به خنده میندازد. یک فعال محیط زیست صرف که به «دروغ» و براساس «توهم» و «قصه سازی دروغین» اطلاعات سپاه جاسوس خوانده و احتمالا کشته شده.
حالا روزنامهنگار منتقد نظام، سولماز ایکدر در سایت زیتون، متعلق به ملی-مذهبیها و نهضت آزادیهای خارج کشور، میگوید اسراییل از کاووس امامی تقاضای جاسوسی کرده بوده و امامی با اطلاع و موافقت و.طلاعات این درخواست را پذیرفته بوده و برای مدتی بدین وسیله به اسراییل «اطلاعات غلط» میداده
من در مقام قضاوت این خبر نیستم. به خبرهایی که نتوانم صحت و سقمشان را در فضای عمومی بسنجم هم علاقه ندارم. در تمام نه سال گذشته هم از تحلیل اخبار امنیتی حذر داشتهام. آنقدر اخبار سالم و جلوی پرده که تحلیلشان میتواند ما را به تغییر جهان برساند داریم که نیاز به اخبار پشت پرده نیست
اما سناریوی پیشنهادی سولماز ایکدر حداقل در مقام یک «فرضیه» میتواند بخشی از تاریکیهای فراوان این پرونده را توضیح دهد. در مقام یک «احتمال» میتواند بگوید چرا اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات سر این موضوع مشغول جنگ و دعوایند، که چرا اطلاعات سپاه با این اعتماد به نفس بر جاسوسی امامی تاکید داشته ودارد
این سناریو حتی میتواند توضیح دهد که چرا کسی مثل کاووس امامی باید خودکشی کرده باشد. اتفاقا اگر او جاسوس کارکشتهای نبوده و آماتور بوده باشد (چه جاسوس آماتور به نفع اسراییل چه جاسوس آماتور به نفع ایران)، این حد فشار باید برایش غیرقابل تحمل بوده باشد.
اما چه امامی بیگناه بوده چه باگناه، چه از وطندوستی اطلاعات غلط به اسراییل داده یا این وسط با زرنگی اطلاعات حساس را هم داده، یک چیز برای همیشه عوض میشود: افکار عمومی میفهمد تصویر استاد دانشگاه معصوم و پدربزرگ و مرد مهربان طبیعت لزوما نافی جاسوس بودن (حتی جاسوس دوجانبه بنفع ایران) نیست. و در تمام این سالها رسانه های فارسی زبان کشورهای رقیب یا دشمن و لیبرالهای داخلی همیشه با تکیه بر مسایل حسی و عاطفی و تصویر فردی و خانوادگی و اجتماعی متهمین به جاسوسی اصل چنین امکانی را زیر سوال بردهاند (مسلم است هر پرونده نیازمند دادرسی عادلانه است اما حرف من بر سر تکنیکهای رسانه غربی است که به صورت پیشینی و قبل از دادگاه جاسوس بودن یک استاد دانشگاه یا یک مادر یا یک پدر را غیر ممکن نشان میدهند)
و اگر این خبر حتی درین حد (یعنی جاسوس وطن دوست) درست باشد باید #حسابکشی کرد. بر رسانه دشمن حرجی نیست. اما بعضی در دولت و جناح لیبرال با دروغ محض خواندن هرگونه ارتباط پرونده امامی با «جاسوسی» باعث بهتان به کلیت نظام و شبهه در جامعه و افزایش شکاف حکومت-ملت در این سال حساس شدند.
https://zeitoons.com/59469
سایت خبری تحلیلی زیتون
کاوس سیدامامی اسرائیل را فریب داد | سایت خبری تحلیلی زیتون
زیتون- سولماز ایکدر: نزدیک به یک سال از بازداشت فعالان محیط زیست میگذرد٬ بدون اینکه نهاد بازداشت کننده، اطلاعات سپاه٬ یا قوه قضاییه مصداقی «مشخصی» برای اتهام آنها طرح کرده باشد. میان نقاط تاریک و نامشخص پرونده «فعالان محیط زیست» بازداشت شده٬ یک نقطه روشن…
👍1