امنیت ملی چه رابطهای با مطالبه عدالت و فسادستیزی دارد؟
روز چهاردهم فروردین میلاد دخانچی با من مصاحبهای درباره رابطه امنیت و عدالت در صفحه اینستاگرام خود کرد که اینجا میبینید. چند نکته درباره این مصاحبه:
🔸یک- از شما عذر میخواهم که در این ویدیو باید صدای فریاد گوشخراش مرا تحمل کنید. میدانم که داد زدن برای مخاطب ناخوشایند است. اما این داد زدن حاصل احساس استیصال است. استیصال از اینکه حتی نیروهای داخل انقلاب و نظام هم چنان مجذوب صدای عدالتخواهی خود شدهاند که بدیهیات سیاست بینالملل و واقعیت جغرافیای اشغال و ویران شدهشان را فراموش میکنند.
🔹دو- به هیچ وجه معتقد نیستم که تمام مشکلات ما و تمام فساد ما به خاطر دشمن است. اما معتقدم اگر دستهای دشمن را از دور گلوی مان باز کنیم ما خیلی راحتتر میتوانیم با فساد مبارزه کنیم.
🔸سه- همانطور که تحقیقات دانشگاه مریلند هم نشان داده حس فساد در ایران بسیار بیشتر از خود فساد است. دامن زدن به احساس فساد سیستماتیک و بیش از اندازه راه مقابله با فساد نیست. بلکه شکستن قبح فساد و عادی و بیشتر کردن آن در همه لایههای جامعه است. مبارزه با فساد نیازمند جراحی است نه قصابی.
🔹چهار- من صراحتا خودم را عدالتخواه میدانم. گفتن اینکه میخواهم صدای عدالتخواهی یا آزادیخواهی را خاموش کنم یک بیاخلاقی سیاسی بیش نیست. به آن نشان که از همین گروه کوچکی که این روزها سند عدالتخواهی را به اسم خود زده تا همین چند ماه پیش دفاع میکردم. اما لحظهای که این عدالتخواهی به ضد خودش تبدیل شد و به خاطر احیای یک حق، حق بزرگتری را به خطر انداخت، احساس وظیفه کردم آن را نقد یا همان نهی از منکر کنم. امیدوارم این نقد باعث شود افرادی که خود را عدالتخواه میخوانند با دوری از جنجال و رفتار هیجانی، هم راه برای عدالتخواهان دیگر نبندند، هم با امنیتی کردن فضای مطالبهگری هزینه را برای بقیه مصلحان جامعه بالا نبرند. به عبارتی امید دارم که با فهم تاریخی، مدعیان اصلاح و عدالتخواهی، اشتباه مصلحان بیست سال پیش را تکرار نکنند.
🔸پنج- افکار عمومی ایران مستحق این همه هجمه و فشار روانی نیست. دشمن بیرونی و رسانههایش کافی هستند. عدالتختواهی و آزادیخواهی باید از اینهمه راههای موجود دیگر برای مطالبه استفاده کنند به جای آنکه افکار عمومی را مرتب زخمی و مجروح کنند.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://www.youtube.com/watch?v=wECmy4GhKsU
روز چهاردهم فروردین میلاد دخانچی با من مصاحبهای درباره رابطه امنیت و عدالت در صفحه اینستاگرام خود کرد که اینجا میبینید. چند نکته درباره این مصاحبه:
🔸یک- از شما عذر میخواهم که در این ویدیو باید صدای فریاد گوشخراش مرا تحمل کنید. میدانم که داد زدن برای مخاطب ناخوشایند است. اما این داد زدن حاصل احساس استیصال است. استیصال از اینکه حتی نیروهای داخل انقلاب و نظام هم چنان مجذوب صدای عدالتخواهی خود شدهاند که بدیهیات سیاست بینالملل و واقعیت جغرافیای اشغال و ویران شدهشان را فراموش میکنند.
🔹دو- به هیچ وجه معتقد نیستم که تمام مشکلات ما و تمام فساد ما به خاطر دشمن است. اما معتقدم اگر دستهای دشمن را از دور گلوی مان باز کنیم ما خیلی راحتتر میتوانیم با فساد مبارزه کنیم.
🔸سه- همانطور که تحقیقات دانشگاه مریلند هم نشان داده حس فساد در ایران بسیار بیشتر از خود فساد است. دامن زدن به احساس فساد سیستماتیک و بیش از اندازه راه مقابله با فساد نیست. بلکه شکستن قبح فساد و عادی و بیشتر کردن آن در همه لایههای جامعه است. مبارزه با فساد نیازمند جراحی است نه قصابی.
🔹چهار- من صراحتا خودم را عدالتخواه میدانم. گفتن اینکه میخواهم صدای عدالتخواهی یا آزادیخواهی را خاموش کنم یک بیاخلاقی سیاسی بیش نیست. به آن نشان که از همین گروه کوچکی که این روزها سند عدالتخواهی را به اسم خود زده تا همین چند ماه پیش دفاع میکردم. اما لحظهای که این عدالتخواهی به ضد خودش تبدیل شد و به خاطر احیای یک حق، حق بزرگتری را به خطر انداخت، احساس وظیفه کردم آن را نقد یا همان نهی از منکر کنم. امیدوارم این نقد باعث شود افرادی که خود را عدالتخواه میخوانند با دوری از جنجال و رفتار هیجانی، هم راه برای عدالتخواهان دیگر نبندند، هم با امنیتی کردن فضای مطالبهگری هزینه را برای بقیه مصلحان جامعه بالا نبرند. به عبارتی امید دارم که با فهم تاریخی، مدعیان اصلاح و عدالتخواهی، اشتباه مصلحان بیست سال پیش را تکرار نکنند.
🔸پنج- افکار عمومی ایران مستحق این همه هجمه و فشار روانی نیست. دشمن بیرونی و رسانههایش کافی هستند. عدالتختواهی و آزادیخواهی باید از اینهمه راههای موجود دیگر برای مطالبه استفاده کنند به جای آنکه افکار عمومی را مرتب زخمی و مجروح کنند.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://www.youtube.com/watch?v=wECmy4GhKsU
❤1
Forwarded from فلاخن||سلمان کدیور (سلمان کدیور)
✳️مسئله عدالتخواهان و آقای علیزاده
....
....
🔶این روزها کارویژه جدی آقای علیزاده نقد جریان عدالتخواه شده است. به نظر آقای علیزده جریان عدالتخواه به #غارتگر امید ایرانیان تبدیل شده و با اعمال و اعتراضاتی که به مسئولین کشور می کنند، مردم را از جمهوری اسلامی ناامید ساخته و آینده ای مالامال از نا امیدی و یاس برای آنها به ارمغان می آورد.
🔶هدف نهایی تحلیل ایشان اما معطوف به حوزه خارجی است و معتقدند این یاس و نا امیدی باعث می شود جریان #امپریالیسم با محوریت آمریکا، بر موج های ایجاد شده توسط عدالتخواهان سوار شده و ایران را د رجنگ همه جانبه اقتصادی، رسانه ای و سیاسی با شکست روبرو سازد. و از همین راه آورد است که عدالتخواهان را #کرکس می نامند و جایی دیگر به آنها #اپوزیسیون لقب می دهد که باید توی دهن آنها زد و جای دیگر ادعا می کند عدالتخواهان برای سی آی ای، #موساد و بی بی سی و ... خوراک تهیه می کنند تا جمهوری اسلامی را تخریب نمایند.
🔶او معتقد است عدالتخواهان در یک اتحاد نانوشته و غیر رسمی با دشمنان قرار گرفته اند و مستحق محاکمه و پیگرد حقوقی هستند. و برای اثبات مدعایش، عملکرد جریان عدالتخواه در قضیه سیل گلستان را مثال می آورد.
◼️فارغ از پرداختن به این ادعاهای جناب علیزاده که بر آن اصرار هم دارد، چند نکته به ذهنم می رسد که عرض می کنم.
⬅️اول اینکه آقای علیزاده را باید متناسب با فضای کاری و محیطی که در آن تنفس می کند درک کرد.
🔶 ایشان سال هاست در خارج از کشور به سر می برند و حوزه اصلی مطالعاتشان ظاهرا مسئله جنگ تمام عیار آمریکا علیه جمهوری اسلامی است و خب وقتی از این پنجره به فعالیت عدالتخواهان می نگرند و باعث تحلیل های فوق می شود.
کسی که از صبح تا شام با مسئله امنیت و توطئه و تحریم و جنگ سرو کار دارد، قطعا به هر مقوله ای حتی فرهنگ، ادبیات و موسیقی هم بپردازد، آن را در پارادایم امنیت و مخاصمه تجزیه و تحلیل می کند و بعید نیست از یک موزیک آرام، مارش نظامی برداشت کند.
⬅️ دومین امر اینکه بدانیم ایشان از جریان اصلاح طلب به سمت مدافعان جمهوری اسلامی حرکت کرده. این نبوده که دائم در فضای انقلاب اسلامی و حزب اللهی باشد. برای فهم گفتمان آقای علیزاده توجه به این امر بسیار مهم است. از این جهت که آشناییی ایشان با چهارچوب عقیدتی انقلاب اسلامی (نه چهارچوب امنیتی آن) باید قلیل باشد. برای همین است که سکنجبین ایشان گاهی صفرا ساز می شود و امنیت را به ارزشی بالاتر از عدالت و حتی اخلاق تعبیر می کنند.
🔶 ایشان با افراد ریشه دارد حزب الهی که ده هاست علیه عدالتخواهان پرونده سازی امنیتی و قضایی و رسانه ای می کنند متفاوت است. و برای همین است که برای ایشان عدالت در تقابل با امنیت قرار گرفته است در حالی که این دوقطبی اساسا کاذب است و عدالت راهی برای رسیدن به امنیت است. جایی که امنیت باشد و عدالت نباشد، قطعا طاغوت حاکم است.
🔶 این را عرض کردم که بگویم نباید با ایشان وارد مخاصمه شد و ضدعدالت لقب داد. بلکه بهترین کار گفتگو است و چه بسا این گفتگو منجر به آسیب شناسی هر دو طیف فکری نیز بشود که کاری است واجب و درست.
⬅️ آخر اینکه حرف ها و سخنان اقای علیزاده حرف های تازه ای نیست و از همان اوایل دهه هشتاد که جریان عدالتخواه متولد شد وجود داشته است.
🔶 به خوبی یادم هست که آن اوایل ما را #نئومنافق می خواندند. به معنی جریانی تازه از منافقین که قصد تخریب جمهوری اسلامی را دارند، اما نمی توانند به خود نظام متعرض شوند، پس مسئولین آن را هدف قرار می دهند. بعدها ضدولایت فقیه، و اواخر دهه هشتاد برخی #کمونیست می خواندند و برخی #لیبرال معرفی می کردند، و دهه نود مشوشین اذهان عمومی، بیماران روانی، دومینتورهای اجتماعی و ... که به انضمام تعابیر آقای علیزاده، لیستی بلندبالا را شامل می شود.
🔶 به این اتهامات طیف وسیعی از عدالتخواهان طی این سال ها هم در #رسانه و هم در #دادگاه ها پاسخ داده اند و تاوان پیمودن این راه را هم با بازداشت، حبس، شلاق، تبعید، محرومیت از فرصت های اجتماعی، تخریب شخصیتی و ... پرداخت کرده و می کنند.
https://t.me/miladdokhanchi/439
#سلمان_کدیور
....
....
@Falaakhon
....
....
🔶این روزها کارویژه جدی آقای علیزاده نقد جریان عدالتخواه شده است. به نظر آقای علیزده جریان عدالتخواه به #غارتگر امید ایرانیان تبدیل شده و با اعمال و اعتراضاتی که به مسئولین کشور می کنند، مردم را از جمهوری اسلامی ناامید ساخته و آینده ای مالامال از نا امیدی و یاس برای آنها به ارمغان می آورد.
🔶هدف نهایی تحلیل ایشان اما معطوف به حوزه خارجی است و معتقدند این یاس و نا امیدی باعث می شود جریان #امپریالیسم با محوریت آمریکا، بر موج های ایجاد شده توسط عدالتخواهان سوار شده و ایران را د رجنگ همه جانبه اقتصادی، رسانه ای و سیاسی با شکست روبرو سازد. و از همین راه آورد است که عدالتخواهان را #کرکس می نامند و جایی دیگر به آنها #اپوزیسیون لقب می دهد که باید توی دهن آنها زد و جای دیگر ادعا می کند عدالتخواهان برای سی آی ای، #موساد و بی بی سی و ... خوراک تهیه می کنند تا جمهوری اسلامی را تخریب نمایند.
🔶او معتقد است عدالتخواهان در یک اتحاد نانوشته و غیر رسمی با دشمنان قرار گرفته اند و مستحق محاکمه و پیگرد حقوقی هستند. و برای اثبات مدعایش، عملکرد جریان عدالتخواه در قضیه سیل گلستان را مثال می آورد.
◼️فارغ از پرداختن به این ادعاهای جناب علیزاده که بر آن اصرار هم دارد، چند نکته به ذهنم می رسد که عرض می کنم.
⬅️اول اینکه آقای علیزاده را باید متناسب با فضای کاری و محیطی که در آن تنفس می کند درک کرد.
🔶 ایشان سال هاست در خارج از کشور به سر می برند و حوزه اصلی مطالعاتشان ظاهرا مسئله جنگ تمام عیار آمریکا علیه جمهوری اسلامی است و خب وقتی از این پنجره به فعالیت عدالتخواهان می نگرند و باعث تحلیل های فوق می شود.
کسی که از صبح تا شام با مسئله امنیت و توطئه و تحریم و جنگ سرو کار دارد، قطعا به هر مقوله ای حتی فرهنگ، ادبیات و موسیقی هم بپردازد، آن را در پارادایم امنیت و مخاصمه تجزیه و تحلیل می کند و بعید نیست از یک موزیک آرام، مارش نظامی برداشت کند.
⬅️ دومین امر اینکه بدانیم ایشان از جریان اصلاح طلب به سمت مدافعان جمهوری اسلامی حرکت کرده. این نبوده که دائم در فضای انقلاب اسلامی و حزب اللهی باشد. برای فهم گفتمان آقای علیزاده توجه به این امر بسیار مهم است. از این جهت که آشناییی ایشان با چهارچوب عقیدتی انقلاب اسلامی (نه چهارچوب امنیتی آن) باید قلیل باشد. برای همین است که سکنجبین ایشان گاهی صفرا ساز می شود و امنیت را به ارزشی بالاتر از عدالت و حتی اخلاق تعبیر می کنند.
🔶 ایشان با افراد ریشه دارد حزب الهی که ده هاست علیه عدالتخواهان پرونده سازی امنیتی و قضایی و رسانه ای می کنند متفاوت است. و برای همین است که برای ایشان عدالت در تقابل با امنیت قرار گرفته است در حالی که این دوقطبی اساسا کاذب است و عدالت راهی برای رسیدن به امنیت است. جایی که امنیت باشد و عدالت نباشد، قطعا طاغوت حاکم است.
🔶 این را عرض کردم که بگویم نباید با ایشان وارد مخاصمه شد و ضدعدالت لقب داد. بلکه بهترین کار گفتگو است و چه بسا این گفتگو منجر به آسیب شناسی هر دو طیف فکری نیز بشود که کاری است واجب و درست.
⬅️ آخر اینکه حرف ها و سخنان اقای علیزاده حرف های تازه ای نیست و از همان اوایل دهه هشتاد که جریان عدالتخواه متولد شد وجود داشته است.
🔶 به خوبی یادم هست که آن اوایل ما را #نئومنافق می خواندند. به معنی جریانی تازه از منافقین که قصد تخریب جمهوری اسلامی را دارند، اما نمی توانند به خود نظام متعرض شوند، پس مسئولین آن را هدف قرار می دهند. بعدها ضدولایت فقیه، و اواخر دهه هشتاد برخی #کمونیست می خواندند و برخی #لیبرال معرفی می کردند، و دهه نود مشوشین اذهان عمومی، بیماران روانی، دومینتورهای اجتماعی و ... که به انضمام تعابیر آقای علیزاده، لیستی بلندبالا را شامل می شود.
🔶 به این اتهامات طیف وسیعی از عدالتخواهان طی این سال ها هم در #رسانه و هم در #دادگاه ها پاسخ داده اند و تاوان پیمودن این راه را هم با بازداشت، حبس، شلاق، تبعید، محرومیت از فرصت های اجتماعی، تخریب شخصیتی و ... پرداخت کرده و می کنند.
https://t.me/miladdokhanchi/439
#سلمان_کدیور
....
....
@Falaakhon
Telegram
ميلاد دخانچی
#جیوگی_لایو (۸)
گفتگوی علی علیزاده با میلاد دخانچی که در آن علیزاده از رجحان امنیت بر اخلاق، عدالت و آزادی دفاع میکند.
@miladdokhanchi
گفتگوی علی علیزاده با میلاد دخانچی که در آن علیزاده از رجحان امنیت بر اخلاق، عدالت و آزادی دفاع میکند.
@miladdokhanchi
👍2
Forwarded from کانال مهدی نصیری (مهدی نصیری)
♻️ بین «عدالت طلبی فرمالیستی» و «عدالت طلبی آنارشیستی» راه سومی نیز وجود دارد
🔻مهدی نصیری
🔸 اخیرا بین عده ای از جوانان عدالتخواه و فساد ستیز گفتگوهایی قلمی بر سر این موضوع در گرفته که آیا عدالت مقدم است و یا ثبات و امنیت نظام و کشور.
🔸به نظر می رسد اغلب کسانی که از تقدم امنیت و ثبات و اصلاح ساختارها حرف می زنند و مثلا از دست گذاشتن بر مصادیق و سوژه های مشخص و ذی نفوذ انتقاد می کنند، عدالت طلبی مورد نظرشان بیشتر به یک عدالتخواهی فرمالیستی شبیه است که بیشتر هوای ویترین نظام را دارند و نه مبارزه جدی و فراگیر و بدون مماشات با مفسدان.
🔸بدیهی است با چنین عدالتخواهی ای الیگارش های متولد شده و اکنون قدرقدرت شده و نفوذ کرده در جناحهای اعتدالی و اصولگرا و اصلاح طلب، با خیالی نسبتا راحت به رانت خواری و چپاولگری خود ادامه می دهند؛ همان طور که متاسفانه تاکنون اغلب چنین بوده است.
🔸و اما این اشکال به عدالتخواهان آن سوی این منازعه قلمی نیز وارد است که آن گونه که باید بر مساله حفظ نظم و امنیت کشور و انسجام جامعه که امری بسیار مهم است و هیچ فضیلتی حتی عدالت و حتی مقابله با شرک و دفاع از توحید نمی تواند بر آن تقدم پیدا کند، توجه و تاکید ندارند و گویا اگر همه چیز فرو بریزد نیز باکشان نیست.
🔸 بدون آن که بخواهم همه اعضای این طیف از عدالتخواهان را تخطئه و متهم کنم اما بعضا می توان یک پوپولیسم شیفته قدرت را که مدتی نیز بر مسند بوده و طعم شیرین ریاست و قدرت را چشیده است در آن دید.
🔸اما مساله این است که گزینه های ما در موضوع عدالت و فساد ستیزی منحصر به دو نوع عدالت خواهی فرمالیستی و آنارشیستی نیست و نوع سومی از عدالت خواهی نیز متصور و ممکن است. این عدالت خواهی ترکیبی است از مبارزه بی ملاحظه و در عین حال سنجیده و شالوده نشکن با مفسدان از هر جناح و همزمان تلاش برای اصلاح ساختاری در حد امکان.
🔸بله امنیت و ثبات بر عدالت تقدم دارد اما باید بدانیم که این تقدم نمی تواند برای همیشه و بیش از چهل سال ادامه پیدا کند. چنین تداومی می تواند خود به عامل بی ثباتی و نا امنی و سلب مشروعیت از نظام منجر شود و بالاخره باید در جایی و نقطه ای چنگال عدالت، حلقوم مفسدان را و البته نه تنها سلطان سکه و قیر را و بلکه دیگر سلاطین فاسدِ دارای لابی های قدرتمند و ذی نفوذ در نظام و جناحهای گوناگون سیاسی را نیز بفشارد و اژدهای هفت سر فساد را از نفس بیاندازد.
🔸امیدهای زیادی با انتصاب آیت الله رییسی به ریاست قوه قضاییه در این جهت ایجاد شده است. هم نظام و هم شخص آقای رییسی آزمونی سخت و فرصتی نه چندان طولانی را در پیش رو دارند.
https://telegram.me/nasiri42
🔻مهدی نصیری
🔸 اخیرا بین عده ای از جوانان عدالتخواه و فساد ستیز گفتگوهایی قلمی بر سر این موضوع در گرفته که آیا عدالت مقدم است و یا ثبات و امنیت نظام و کشور.
🔸به نظر می رسد اغلب کسانی که از تقدم امنیت و ثبات و اصلاح ساختارها حرف می زنند و مثلا از دست گذاشتن بر مصادیق و سوژه های مشخص و ذی نفوذ انتقاد می کنند، عدالت طلبی مورد نظرشان بیشتر به یک عدالتخواهی فرمالیستی شبیه است که بیشتر هوای ویترین نظام را دارند و نه مبارزه جدی و فراگیر و بدون مماشات با مفسدان.
🔸بدیهی است با چنین عدالتخواهی ای الیگارش های متولد شده و اکنون قدرقدرت شده و نفوذ کرده در جناحهای اعتدالی و اصولگرا و اصلاح طلب، با خیالی نسبتا راحت به رانت خواری و چپاولگری خود ادامه می دهند؛ همان طور که متاسفانه تاکنون اغلب چنین بوده است.
🔸و اما این اشکال به عدالتخواهان آن سوی این منازعه قلمی نیز وارد است که آن گونه که باید بر مساله حفظ نظم و امنیت کشور و انسجام جامعه که امری بسیار مهم است و هیچ فضیلتی حتی عدالت و حتی مقابله با شرک و دفاع از توحید نمی تواند بر آن تقدم پیدا کند، توجه و تاکید ندارند و گویا اگر همه چیز فرو بریزد نیز باکشان نیست.
🔸 بدون آن که بخواهم همه اعضای این طیف از عدالتخواهان را تخطئه و متهم کنم اما بعضا می توان یک پوپولیسم شیفته قدرت را که مدتی نیز بر مسند بوده و طعم شیرین ریاست و قدرت را چشیده است در آن دید.
🔸اما مساله این است که گزینه های ما در موضوع عدالت و فساد ستیزی منحصر به دو نوع عدالت خواهی فرمالیستی و آنارشیستی نیست و نوع سومی از عدالت خواهی نیز متصور و ممکن است. این عدالت خواهی ترکیبی است از مبارزه بی ملاحظه و در عین حال سنجیده و شالوده نشکن با مفسدان از هر جناح و همزمان تلاش برای اصلاح ساختاری در حد امکان.
🔸بله امنیت و ثبات بر عدالت تقدم دارد اما باید بدانیم که این تقدم نمی تواند برای همیشه و بیش از چهل سال ادامه پیدا کند. چنین تداومی می تواند خود به عامل بی ثباتی و نا امنی و سلب مشروعیت از نظام منجر شود و بالاخره باید در جایی و نقطه ای چنگال عدالت، حلقوم مفسدان را و البته نه تنها سلطان سکه و قیر را و بلکه دیگر سلاطین فاسدِ دارای لابی های قدرتمند و ذی نفوذ در نظام و جناحهای گوناگون سیاسی را نیز بفشارد و اژدهای هفت سر فساد را از نفس بیاندازد.
🔸امیدهای زیادی با انتصاب آیت الله رییسی به ریاست قوه قضاییه در این جهت ایجاد شده است. هم نظام و هم شخص آقای رییسی آزمونی سخت و فرصتی نه چندان طولانی را در پیش رو دارند.
https://telegram.me/nasiri42
❤1
خط مقدم ایران
(قبل از خواندن متن زیر، فیلمهای لینک را ببینید. مال امروز است. پل دختر. ده فیلم است. باید با دست ورق بزنید تا فیلم بعدی را ببینید)
ما خیلی چیزها نداریم. ما هلی کوپتر مجهز امداد نداریم. یعنی بخواهیم هم به ما نمیفروشند. چرا که تحریم هستیم. ما تجهیزات پیشرفته برای تخلیه گل و لای نداریم. ما قدرت مالی اسکان دادن چهارصد هزار نفر در خوزستان را نداریم. (بگذریم که بریتانیا و آمریکا هم چنین امکانی ندارند. یادت بیاید جمعیت فلسطینیهایی که در سال شکل گیری اسراییل آواره شدند و بعد هفتاد سال هنوز بیخانهاند هفتصد هزار بود. حالا میفهمی چهار صدهزار نفر یعنی چه؟ ) اصلا برغم تصورات، ما هرگز ملت پولداری نبودیم. تازه چهل سال است که زیر تحریم و فشار هم رفتهایم. ما چیزهای بسیاری نداریم. اما چیزهای بسیاری هم داریم که هیچکس دیگر ندارد. و داشته اصلی ما آن جوهر روابط اجتماعی و زیستی و ارزشهای جمعی است که چهل سال پیش از دل تاریخ خود کشف کردیم. همان ارزشها که اجازه داد هشت سال بدون داشتن خیلی چیزها دفاع کنیم. و برای اولین بار در تاریخ دویست سال سرافکندگی خود، شکست نخوریم و یک متر خاک از دست ندهیم. ما چیزهای بسیاری نداریم اما یکدیگر را داریم. و این شکل بودن ما با یکدیگر داشته اصلی ماست. و وقتی همه، از بیگانه و کرکس داخلی، تلاش میکنند با تاکید بر چیزهایی که نداریم ما را وحشت زده کنند و به ما تلقین کنند بیپناه و رها شده و مفلوک هستیم، این داشتهها، این ارزشها، این جوهر باهم بودگی، ما را ملت میکند، ما را زنده میکند و به تحرک وامیدارد. از قم و تبریز و تهران و کرج و مشهد، از کار معلمی و کارمندی و رانندگی کنده میشویم و به جایی میرویم که سیل و زلزله آن را تبدیل به «خط مقدم ایران» کردهاست. به خط صفر مرزی. تا نگذاریم آنها که زیر حادثه ماندهاند به دست دشمن و پروپاگاندایش اسیر شوند. ما چیزهای بسیاری نداریم. اما برغم چهل سال پروپاگاندا و جنگ روانی و به رغم همه نقدها و خشمهایمان هنوز عجیب ملت واحدهای هستیم. ما خود داشته خود هستیم .همان داشتهای که هزار برابر پول بنسلمان هم که داشته باشی نمیتوانی آن را بخری.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://www.instagram.com/p/Bv938SWBxSp/
(قبل از خواندن متن زیر، فیلمهای لینک را ببینید. مال امروز است. پل دختر. ده فیلم است. باید با دست ورق بزنید تا فیلم بعدی را ببینید)
ما خیلی چیزها نداریم. ما هلی کوپتر مجهز امداد نداریم. یعنی بخواهیم هم به ما نمیفروشند. چرا که تحریم هستیم. ما تجهیزات پیشرفته برای تخلیه گل و لای نداریم. ما قدرت مالی اسکان دادن چهارصد هزار نفر در خوزستان را نداریم. (بگذریم که بریتانیا و آمریکا هم چنین امکانی ندارند. یادت بیاید جمعیت فلسطینیهایی که در سال شکل گیری اسراییل آواره شدند و بعد هفتاد سال هنوز بیخانهاند هفتصد هزار بود. حالا میفهمی چهار صدهزار نفر یعنی چه؟ ) اصلا برغم تصورات، ما هرگز ملت پولداری نبودیم. تازه چهل سال است که زیر تحریم و فشار هم رفتهایم. ما چیزهای بسیاری نداریم. اما چیزهای بسیاری هم داریم که هیچکس دیگر ندارد. و داشته اصلی ما آن جوهر روابط اجتماعی و زیستی و ارزشهای جمعی است که چهل سال پیش از دل تاریخ خود کشف کردیم. همان ارزشها که اجازه داد هشت سال بدون داشتن خیلی چیزها دفاع کنیم. و برای اولین بار در تاریخ دویست سال سرافکندگی خود، شکست نخوریم و یک متر خاک از دست ندهیم. ما چیزهای بسیاری نداریم اما یکدیگر را داریم. و این شکل بودن ما با یکدیگر داشته اصلی ماست. و وقتی همه، از بیگانه و کرکس داخلی، تلاش میکنند با تاکید بر چیزهایی که نداریم ما را وحشت زده کنند و به ما تلقین کنند بیپناه و رها شده و مفلوک هستیم، این داشتهها، این ارزشها، این جوهر باهم بودگی، ما را ملت میکند، ما را زنده میکند و به تحرک وامیدارد. از قم و تبریز و تهران و کرج و مشهد، از کار معلمی و کارمندی و رانندگی کنده میشویم و به جایی میرویم که سیل و زلزله آن را تبدیل به «خط مقدم ایران» کردهاست. به خط صفر مرزی. تا نگذاریم آنها که زیر حادثه ماندهاند به دست دشمن و پروپاگاندایش اسیر شوند. ما چیزهای بسیاری نداریم. اما برغم چهل سال پروپاگاندا و جنگ روانی و به رغم همه نقدها و خشمهایمان هنوز عجیب ملت واحدهای هستیم. ما خود داشته خود هستیم .همان داشتهای که هزار برابر پول بنسلمان هم که داشته باشی نمیتوانی آن را بخری.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://www.instagram.com/p/Bv938SWBxSp/
قاسم سلیمانی نماد اقتدار سخت و نظامی ایران در دنیاست. باید مستند اخیر جین کوربین در بیبیسی دو (شبکه داخلی کشور بریتانیا) را ببینی تا بفهمی غرب چگونه از نام او وحشت دارد. اما برخلاف ژنرالهای آنها، زبان سلیمانی گاه از یک هنرمند نرمتر وعاطفیتر است. در بسیاری از سخنرانیها صدایش چنان شکننده میشود و جنان روی مرز باریک بغض راه میرود که میترسی هرلحظه بشکند و قطع شود و فرو بریزد. و اغلب هم میشکند و قطع میشود و فرو میریزد. حالا دیروز به جوانان ایرانی گفته اگر آرزوی حضور در جنگ علیه داعش یا دفاع هشت ساله را داشتهاند «به نظر من باید بیایند خوزستان.» نه به خاطر امنیت نظام یا خطر دشمن. نه. گغته چون «هیچ چیز بالاتر از کرامت انسان نیست». یعنی هشت سال دفاع علیه صدام و هفت سال جنگ با داعش را گذاشته کنار غرور شکستهی پیرمردهای آواره شدهی حمیره و شرم زنان خانه از دست دادهی هویزه وقتی دنبال ماشین هلال احمر میدوند. نام قاسم سلیمانی در تاریخ ایران و منطقه خواهد ماند: فرماندهی با نبوغ توامان نظامی و عاطفی. کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
👍3
از اکانت توییتر رسمی دولت اسراییل تا وزیر خارجه آمریکا تا توپخانههای جنگ نرم مستقر در لندن، یعنی بیبیسی و منوتو و ایران اینترنشنال سعودی، همه جمع شدهاند تا بگویند وضعیت امدادرسانی در ایران خوب نیست. هدف آنها ادامه همان سیاست «استثنایی سازی» از جمهوری اسلامی است. سیاست تلقین تصویر تنها حکومت «خودسر» در منطقه و حکومتی با ناکارآمدی غیرعادی و استثنایی در داخل. آنها عامدانه از اشل و ابعاد و اندازه سیلی که در بیست و دو استان همزمان رخ داده چیز زیادی نمیگویند. نمیگویند این بدترین بلای طبیعی پنجاه سال اخیر ایران است و تخریب غیرانسانیاش از زلزله رودبار و بم احتمالا بیشتر است. ابزار دفاع ما در برابر این ترفند جنگ روانی چیست؟ آگاهی بیشتر از وضعیت کشورهای دیگر تا نگذاریم با مقایسههای دروغین تحریکمان کنند و احساساتمان را مثل منابع طبیعیمان در گذشته به انحصار خود درآورند. پست زیر را در صفحه اینستاگرام فرهمند علیپور، خبرنگار سابق اعتماد ملی، دیدم. درباره شهر «اکویلا» در ایتالیا. توصیه میکنم در راستای همین آگاهی از جهان بخوانیدش
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
📝فرهمند علیپور: ديروز در اينستاگرام ديدم كه خانم "فيورلا مانويا" از خوانندگان سرشناس #ايتاليا تصويرى از خودش منتشر كرده با هشتگ "اكويلا" و "من نمى خنديدم"، جريان اكويلا را مى دانستم، شهرى زلزله زده در ايتاليا است. شهرى در مركز كشور كه ١٠ سال پيش درست مثل ديروز - شش آپريل - دچار زلزله شد و بيش از سیصد قربانى و هفتاد هزار بیخانمان به جاى گذاشت.
هشتگ "من نمى خنديدم" را اما دنبال كردم، ديدم خيلى هاى ديگر هم استفاده كرده اند (مثل عكس دوم) و ديدم كه در يادبود سالروز حادثه مردم مشعل به دست جمع شده بودند. پستى از خانمى ديدم از خود شهر اكويلا، كه نوشته بود اكويلا زخم خورده رها شده است و تاكيد كرده بود كه به ايتاليايى اميد دارد كه در آن شهروندانش رها نشده باشند و تمسخر نشوند (عكس چهارم)
يك روز قبل از ديدن اين تصوير خانم مانويا و هشتگ "من نمى خنديدم" از مجله معروف "اينترناتزيوناله" خوانده بودم كه به رغم گذشت ده سال هنوز كار بازسازى شهر به پايان نرسيده، هنوز بسيارى به شهر سیصد هزار نفرى خود برنگشته اند و اينكه احتمالا تا سال دو هزار و بیست و سه يا بیست و چهار (یعنی پنج سال دیگر) كار بازسازى به پايان برسد. (تصوير آخر)
اما "من نمي خنديدم" اشاره به ديدار نخست وزير وقت ايتاليا، آقاى برلسكونى از شهر زلزله ديده داشت كه خنده اى بر لب داشت و بسيارى از ايتاليايى ها به رغم گذشت ده سال خنده او را در آن روز غمگين، نبخشيده اند. بسيارى ها اعتقاد داشتند كه برلسكونى شايد حتى خوشحال بود كه كار بازسازى شهر را شركتهاى خودش در دست بگيرند و درآمدى بزرگ براى خود كسب كند.
برلسكونى آن روزها گفته بود كه مردم براى مدتى بروند تعطيلات و بعد برگردند سر خانه و كاشانه خود.. بازسازى شهر اما هنوز احتمالا پنج سال ديگر زمان نياز داشته باشد
https://www.instagram.com/p/Bv9czkkn6PU/
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
📝فرهمند علیپور: ديروز در اينستاگرام ديدم كه خانم "فيورلا مانويا" از خوانندگان سرشناس #ايتاليا تصويرى از خودش منتشر كرده با هشتگ "اكويلا" و "من نمى خنديدم"، جريان اكويلا را مى دانستم، شهرى زلزله زده در ايتاليا است. شهرى در مركز كشور كه ١٠ سال پيش درست مثل ديروز - شش آپريل - دچار زلزله شد و بيش از سیصد قربانى و هفتاد هزار بیخانمان به جاى گذاشت.
هشتگ "من نمى خنديدم" را اما دنبال كردم، ديدم خيلى هاى ديگر هم استفاده كرده اند (مثل عكس دوم) و ديدم كه در يادبود سالروز حادثه مردم مشعل به دست جمع شده بودند. پستى از خانمى ديدم از خود شهر اكويلا، كه نوشته بود اكويلا زخم خورده رها شده است و تاكيد كرده بود كه به ايتاليايى اميد دارد كه در آن شهروندانش رها نشده باشند و تمسخر نشوند (عكس چهارم)
يك روز قبل از ديدن اين تصوير خانم مانويا و هشتگ "من نمى خنديدم" از مجله معروف "اينترناتزيوناله" خوانده بودم كه به رغم گذشت ده سال هنوز كار بازسازى شهر به پايان نرسيده، هنوز بسيارى به شهر سیصد هزار نفرى خود برنگشته اند و اينكه احتمالا تا سال دو هزار و بیست و سه يا بیست و چهار (یعنی پنج سال دیگر) كار بازسازى به پايان برسد. (تصوير آخر)
اما "من نمي خنديدم" اشاره به ديدار نخست وزير وقت ايتاليا، آقاى برلسكونى از شهر زلزله ديده داشت كه خنده اى بر لب داشت و بسيارى از ايتاليايى ها به رغم گذشت ده سال خنده او را در آن روز غمگين، نبخشيده اند. بسيارى ها اعتقاد داشتند كه برلسكونى شايد حتى خوشحال بود كه كار بازسازى شهر را شركتهاى خودش در دست بگيرند و درآمدى بزرگ براى خود كسب كند.
برلسكونى آن روزها گفته بود كه مردم براى مدتى بروند تعطيلات و بعد برگردند سر خانه و كاشانه خود.. بازسازى شهر اما هنوز احتمالا پنج سال ديگر زمان نياز داشته باشد
https://www.instagram.com/p/Bv9czkkn6PU/
Instagram
Farahmand
... ديروز در اينستاگرام ديدم كه خانم "فيورلا مانويا" از خوانندگان سرشناس #ايتاليا تصويرى از خودش منتشر كرده با هشتگ "اكويلا" و "من نمى خنديدم"، جريان اكويلا را مى دانستم، شهرى زلزله زده در ايتاليا است. شهرى در مركز كشور كه ١٠ سال پيش درست مثل ديروز - ٦ آپريل…
یک روز امداد رسانی در روستای حیات الغیب (فیلمی هشت دقیقهای. ویدیوهای اینستاگرام را ورق بزنید تا بخش بعدی را ببینید)
فاطمه سادات ضرابی دانشجوی میکروبیولوژی و جوان پر انرژی و پرشوری است که درباره مسایل اجتماعی و گاه سیاسی هم مینویسد. یکسالی است نوشتههایش را در اینستاگرام دنبال میکنم. هفته پیش اعلام کرد با یک تیم ده دوازده نفره از جوانان عازم مناطق سیل زده لرستان است. گمان کردم مثل آن چیزی که در اطراف زلزله کرمانشاه در صفحات مجازی دیده بودم، میروند و کمکها را تحویل میدهند و چرخی میزنند و عکسی میگیرند و برمیگردند. اما آنها در روستای حیات الغیب مستقر شدند. روز به روز دنبالشان کردم. جنس و مدل کارشان متفاوت بود. آنها به آرامی بخشی از روستا شدند. دیگر کمک کردن امری کلی مثل پرت کردن بستهها از بالای هلیکوپتر نبود. برای آنها کمک این بود که زهرا خانم پیرزن ساکن فلان خانه این قلم را نیاز دارد و اکبر اقای بالای ده آن چیز را. با هلال احمر و نهادها هم مرتبط شدند و کانالیزه و توزیع کردن کمکها را به عهده گرفتند. دیروز از او خواستم به صورت زنده در اینستا صحبت کند. قبول کرد و نیم ساعتی صحبت کردیم که اینستاگرام به خاطر مشکلات فنی پاک کرد. از او خواستم به من کمک کند تا از راه دور از فعالیت او و گروهش یک رپرتاژ هفت هشت دقیقهای بسازم. سوالات را به او دادم و خواستم ضبط کند و بفرستد. معتقدم مدل فعالیت انها که تمرکز روی یک محله خاص است و نگاه استراتژیک گروه آنها به مساله کمک رسانی و نیازهای دراز مدت این روستای خاص، نحوه ارتباط گیری شان با جامعه محلی و ادغام شان در جامعه روستا به جای نگاه از بالا به پایین بالاشهری های تهرانی (که به شدت یادآور نگاه استعماری آمریکاییها در آفریقاست) همگی فوقالعاده و به شدت الهام بخش است. آنهم با کمتر از بیست سی میلیون تومان. به ویژه وقتی این را با فعالیت آقای زیباکلام و بقیه سلبریتیها در کرمانشاه مقایسه میکنم. معتقدم مدل فعالیت امثال ضرابی نه فقط میتواند الگویی برای ساختن آسیبهای سیل باشد که میتواند مدلی برای ساختن آینده ایران باشد. دست مریزاد و بیش باد.
https://www.instagram.com/p/BwAPeu7h1D3/ لینک اینستاگرام
لینک یوتیوب: https://youtu.be/uFnsUPUKHkY
فاطمه سادات ضرابی دانشجوی میکروبیولوژی و جوان پر انرژی و پرشوری است که درباره مسایل اجتماعی و گاه سیاسی هم مینویسد. یکسالی است نوشتههایش را در اینستاگرام دنبال میکنم. هفته پیش اعلام کرد با یک تیم ده دوازده نفره از جوانان عازم مناطق سیل زده لرستان است. گمان کردم مثل آن چیزی که در اطراف زلزله کرمانشاه در صفحات مجازی دیده بودم، میروند و کمکها را تحویل میدهند و چرخی میزنند و عکسی میگیرند و برمیگردند. اما آنها در روستای حیات الغیب مستقر شدند. روز به روز دنبالشان کردم. جنس و مدل کارشان متفاوت بود. آنها به آرامی بخشی از روستا شدند. دیگر کمک کردن امری کلی مثل پرت کردن بستهها از بالای هلیکوپتر نبود. برای آنها کمک این بود که زهرا خانم پیرزن ساکن فلان خانه این قلم را نیاز دارد و اکبر اقای بالای ده آن چیز را. با هلال احمر و نهادها هم مرتبط شدند و کانالیزه و توزیع کردن کمکها را به عهده گرفتند. دیروز از او خواستم به صورت زنده در اینستا صحبت کند. قبول کرد و نیم ساعتی صحبت کردیم که اینستاگرام به خاطر مشکلات فنی پاک کرد. از او خواستم به من کمک کند تا از راه دور از فعالیت او و گروهش یک رپرتاژ هفت هشت دقیقهای بسازم. سوالات را به او دادم و خواستم ضبط کند و بفرستد. معتقدم مدل فعالیت انها که تمرکز روی یک محله خاص است و نگاه استراتژیک گروه آنها به مساله کمک رسانی و نیازهای دراز مدت این روستای خاص، نحوه ارتباط گیری شان با جامعه محلی و ادغام شان در جامعه روستا به جای نگاه از بالا به پایین بالاشهری های تهرانی (که به شدت یادآور نگاه استعماری آمریکاییها در آفریقاست) همگی فوقالعاده و به شدت الهام بخش است. آنهم با کمتر از بیست سی میلیون تومان. به ویژه وقتی این را با فعالیت آقای زیباکلام و بقیه سلبریتیها در کرمانشاه مقایسه میکنم. معتقدم مدل فعالیت امثال ضرابی نه فقط میتواند الگویی برای ساختن آسیبهای سیل باشد که میتواند مدلی برای ساختن آینده ایران باشد. دست مریزاد و بیش باد.
https://www.instagram.com/p/BwAPeu7h1D3/ لینک اینستاگرام
لینک یوتیوب: https://youtu.be/uFnsUPUKHkY
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمریکا سپاه را تروریست اعلام کرد. یعنی به هشتاد میلیون ایرانی گفت با سپاه مقابله کنید و سپاه را تسلیم ما کنید تا شما را تحریم و مجازات نکنیم. مطمئنم ترامپ و آن ایرانیان خائنی که به او برای این تصمیم مشورت دادند هرگز فکر نمیکردند که اکثریت ایرانیان، برغم تفاوتهای سیاسیشان، یک به یک بگویند #من_هم_سپاهی_ام . شاید بشود گفت از پایان جنگ تا امروز هرگز چنین حمایتی در سطح ملی از سپاه نشده بود. لحظه با شکوهی است که با اشتباه محاسبه دشمن شروع شده اما با خرد سیاسی ما میتواند ماندگار شود. این حمایت مرا به یاد صحنه معروف فیلم اسپارتاکوس انداخت. حالا #همه_ایران_سپاهی_است . کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
چگونه باید یک سازمان ملی را نقد کنیم؟
🔹دو هفته پیش عکسی از رییس هلال احمر، فضای مجازی را منفجر کرد. اینبار اصلاح طلبان -احتمالا به خاطر نزدیکی هلال احمر و دولت- ساکت بودند و اصولگرایان و عدالتخواهان خط مقدم نقد بودند. با اینکه حرف منتقدین را حق و کلیت نقدشان را وارد میدانستم مقابل این نقدها که هر لحظه سنگینتر میشدند ایستادم. اما چرا؟
🔸من از مسیر اجتماعی دیگری سفر کردهام و در این مسیر محله ها و شهرها و قبیلههای عقیدتی فراوان و متفاوتی دیدهام. قبیلهای دیدهام که به مردمش این دروغ تلقین شده بود که «هلال احمر» همه پولهای ایرانیان را به فلسطین و لبنان میبرد. و محله دیگری که مردمش باور داشتند هلال احمر چادرهایی را که غربیها برای زلزله بم فرستادند در بازار آزاد فروخته؛ و گروهی که میگفتند «همه» کامیونهای هلال احمر در راه توسط راهزنان دزدیده میشود. شبهههایی که رد کردنشان شاید بیشتر از چند جمله کار نمیبرد اما مثل گل و لای بعداز سیل سفت و محکم شده بود.
🔹هر اشتباه کوچک این سازمان ده برابر و صد برابر شده بود. و البته راه حل اصلی رسانه رسمی و خود هلال احمر هم تمام این سالها این بوده که از شبهات عبور و سرمان را در برف کنیم و امیدوارم باشیم که فراموش شوند. و این شبههها فراموش نشد و لایه لایه در ذهن ها رسوب کرد و سطح اعتماد عمومی را پایین آورد. تا جایی که در زلزله کرمانشاه دیدیم این بیاعتمادی باعث میدان-داری نمایشی سلبریتیها و کاسبان رنج و توریستهای فاجعه و تمرکز زدایی از امدادرسانی و موازی-کاری از طرف دیگر شد.
🔸هلال احمر اصلیترین نهاد امدادرسانی ملی ماست. وقتی بخشی از جامعه گمان کند این نهاد ناکارآمد است نمیگوید باشد ایراد ندارد، چشم به راه نهادهای دیگر میمانم یا منتظر نیکوکاران و شومنها و بازیگران میشوم تا کمکم کنند. خیر. کسی که در تهران و بیرجند و رشت هم زلزله کرمانشاه و سیل لرستان را بواسطه روایت دشمن دنبال کند به تدریج این احساس در ذهنش قوت میگیرد که جانش تامین ندارد و اگر فردا در شهر او هم اتفاقی بیفتد کسی نیست او را در مقابل فاجعه حفظ کند. جامعه احساس اعتماد عمومی اش را از دست میدهد. هم به آن نهاد کمک رسانی و هم به دولت و هم به کلیت حکومت و هم به کلیت زیست خودش.
🔹هلال احمر ایراد دارد؟ ضعف دارد؟ مال ماست. داشته ماست. چهل سال با آن تاریخ و تجربه داریم. میتوانیم نقدش کنیم. ایرادش را برطرف کنیم. اصلاحش کنیم. اما برای کندن یک شاخه بیمار، درخت را از ریشه در نمیآورند. آن هم وقتی تندبادهای غربی هرروز نزدیکتر میشوند.
🔸من از مسیر سیاسی و فکری دیگری سفر کرده ام. دیدهام که جامعه ما همین چند میلیون حزب اللهی آتشی نیست که هزار نقد هم بکنند باز پای امنیت ملی میایستند. دیدهام که جامعه ما این چند میلیون اصلاح طلب آتشی نیست که هزار ناامیدی داشته باشند باز پای صندوقها میروند. جامعه ما متکثر است و برای گذار از یکی دو سال سخت روبرو ما مجبوریم به مسائل «چند وجهی» و از بالا نگاه کنیم.
🔹حالا دیشب برنامه اختیاریه شبکه پنج رییس هلال احمر را درباره آن عکس به چالش کشیده. و رییس هلال احمر اشتباهش را پذیرفته و ایستاده و رسما از مردم گلستان عذر خواسته. اگر از من دو سال پیش میپرسیدید میگفتم کافی نیست. همینکه او چنان کاری را در وهله اول کرده نشان میدهد او عمیقا مردمی نیست. اما امروز با ذهنی عملگرایانهتر میگویم این نقطه شروع بسیار خوبی است. این میتواند قدمی به سمت نهادینه شدن فرهنگ عذرخواهی و مسئولیت پذیری باشد.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://www.instagram.com/p/BwEjf7bBB8u/
🔹دو هفته پیش عکسی از رییس هلال احمر، فضای مجازی را منفجر کرد. اینبار اصلاح طلبان -احتمالا به خاطر نزدیکی هلال احمر و دولت- ساکت بودند و اصولگرایان و عدالتخواهان خط مقدم نقد بودند. با اینکه حرف منتقدین را حق و کلیت نقدشان را وارد میدانستم مقابل این نقدها که هر لحظه سنگینتر میشدند ایستادم. اما چرا؟
🔸من از مسیر اجتماعی دیگری سفر کردهام و در این مسیر محله ها و شهرها و قبیلههای عقیدتی فراوان و متفاوتی دیدهام. قبیلهای دیدهام که به مردمش این دروغ تلقین شده بود که «هلال احمر» همه پولهای ایرانیان را به فلسطین و لبنان میبرد. و محله دیگری که مردمش باور داشتند هلال احمر چادرهایی را که غربیها برای زلزله بم فرستادند در بازار آزاد فروخته؛ و گروهی که میگفتند «همه» کامیونهای هلال احمر در راه توسط راهزنان دزدیده میشود. شبهههایی که رد کردنشان شاید بیشتر از چند جمله کار نمیبرد اما مثل گل و لای بعداز سیل سفت و محکم شده بود.
🔹هر اشتباه کوچک این سازمان ده برابر و صد برابر شده بود. و البته راه حل اصلی رسانه رسمی و خود هلال احمر هم تمام این سالها این بوده که از شبهات عبور و سرمان را در برف کنیم و امیدوارم باشیم که فراموش شوند. و این شبههها فراموش نشد و لایه لایه در ذهن ها رسوب کرد و سطح اعتماد عمومی را پایین آورد. تا جایی که در زلزله کرمانشاه دیدیم این بیاعتمادی باعث میدان-داری نمایشی سلبریتیها و کاسبان رنج و توریستهای فاجعه و تمرکز زدایی از امدادرسانی و موازی-کاری از طرف دیگر شد.
🔸هلال احمر اصلیترین نهاد امدادرسانی ملی ماست. وقتی بخشی از جامعه گمان کند این نهاد ناکارآمد است نمیگوید باشد ایراد ندارد، چشم به راه نهادهای دیگر میمانم یا منتظر نیکوکاران و شومنها و بازیگران میشوم تا کمکم کنند. خیر. کسی که در تهران و بیرجند و رشت هم زلزله کرمانشاه و سیل لرستان را بواسطه روایت دشمن دنبال کند به تدریج این احساس در ذهنش قوت میگیرد که جانش تامین ندارد و اگر فردا در شهر او هم اتفاقی بیفتد کسی نیست او را در مقابل فاجعه حفظ کند. جامعه احساس اعتماد عمومی اش را از دست میدهد. هم به آن نهاد کمک رسانی و هم به دولت و هم به کلیت حکومت و هم به کلیت زیست خودش.
🔹هلال احمر ایراد دارد؟ ضعف دارد؟ مال ماست. داشته ماست. چهل سال با آن تاریخ و تجربه داریم. میتوانیم نقدش کنیم. ایرادش را برطرف کنیم. اصلاحش کنیم. اما برای کندن یک شاخه بیمار، درخت را از ریشه در نمیآورند. آن هم وقتی تندبادهای غربی هرروز نزدیکتر میشوند.
🔸من از مسیر سیاسی و فکری دیگری سفر کرده ام. دیدهام که جامعه ما همین چند میلیون حزب اللهی آتشی نیست که هزار نقد هم بکنند باز پای امنیت ملی میایستند. دیدهام که جامعه ما این چند میلیون اصلاح طلب آتشی نیست که هزار ناامیدی داشته باشند باز پای صندوقها میروند. جامعه ما متکثر است و برای گذار از یکی دو سال سخت روبرو ما مجبوریم به مسائل «چند وجهی» و از بالا نگاه کنیم.
🔹حالا دیشب برنامه اختیاریه شبکه پنج رییس هلال احمر را درباره آن عکس به چالش کشیده. و رییس هلال احمر اشتباهش را پذیرفته و ایستاده و رسما از مردم گلستان عذر خواسته. اگر از من دو سال پیش میپرسیدید میگفتم کافی نیست. همینکه او چنان کاری را در وهله اول کرده نشان میدهد او عمیقا مردمی نیست. اما امروز با ذهنی عملگرایانهتر میگویم این نقطه شروع بسیار خوبی است. این میتواند قدمی به سمت نهادینه شدن فرهنگ عذرخواهی و مسئولیت پذیری باشد.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://www.instagram.com/p/BwEjf7bBB8u/
Instagram
علی عليزاده
. دو هفته پیش عکس رییس هلال احمر فضای مجازی را منفجر کرد. اینبار اصولگرایان و عدالتخواهان خط مقدم نقد بودند. با اینکه حرف منتقدین حق و کلیت نقدشان وارد میبود مقابلشان ایستادم . چرا؟ من از مسیر اجتماعی دیگری سفر کردهام و در این مسیر محله ها و شهرها و قبیلههای…
هیچ جای جهان متهم آدرسش را برای شاکی نمیفرستد. هیچ جای جهان متهم دنبال شاکی نمیدود و برای دادگاهی و محاکمه شدن التماس نمیکند. اما من کردم. چون معتقدم پول کثیف سعودی اپوزیسیون ایران را آلوده کرده و به تبع آن زیست هشتاد میلیون ایرانی را به خطر انداخته. محمد جواد اکبرین حالا برای احضار نکردن من به دادگاه بهانه ندارد.
پانوشت: از آقای مصطفی تاجزاده و بقیه اصلاح طلبان داخل کشور نمیخواهم حق را به من بدهند یا قبل از حکم دادگاه کسی را محکوم کنند. اما محمد جواد اکبرین مظنون به همکاری با سعودی هاست. کمترین توقع از اصلاح طلبان داخل کشور این است که تا وقتی تکلیف اتهامات اکبرین مشخص نشده از بازنشر مطالبش خودداری کنند.
متن نامه را در زیر میخوانید:
——
خدمت تحریریه محترم دوماهنامه میهن، آقایان علی کشتگر، رضا علیجانی و محسن یلفانی
سلام،
همانطور که مستحضرید من علی علیزاده حدود هفده ماه پیش ادعا کردم که محمد جواد اکبرین، نویسنده و عضو تحریریه «دوماهنامه میهن» که در فرانسه منتشر میشود برای نوشتن و کار خبرنگاریاش از عربستان سعودی پول دریافت کردهاست. امروز هم دقیقا با همان یقین و اطمینان در فضای عمومی ادعایم را تکرار میکنم.
حضور فردی با ارتباطات مالی با دولتی خارجی در تحریریه هر مجلهای، موضوعی است که هر رسانه مستقلی را به واکنش و تحقیق وادار میکرد. چه رسد به دولت سعودی که دولتی متخاصم و از دلایل تحریم و فشار بر هشتاد میلیون ایرانی است. اما برغم گذشت هفده ماه از طرح چنین ادعایی، دوماهنامه میهن به همکاری با آقای اکبرین ادامه داده و هرگز توضیحی به افکار عمومی نداده و هرگز تحقیق و تفحصی درباره روابط مالی یکی از چهار عضو تحریریهاش با سعودی نکردهاست.
اکنون این سوال برای افکار عمومی مطرح شدهاست که آیا این عدم تحقیق و تفحص درباره روابط مالی محمد جواد اکبرین با سعودی و عدم شفافیت دوماهنامه میهن در این باره به این معنی است که این دوماهنامه ارتباط و همکاری با دول خارجی را امری مذموم نمیشمارد؟ یا اینکه دوماهنامه میهن و سه نفر عضو دیگر تحریریه هم خودشان منافع و دلایلی دارند که از تحقیق و تفحص درباره ارتباط و نفوذ سعودی با تحریریهاش خودداری میکنند.
اقای محمد جواد اکبرین هشت ماه پیش ادعا کرد که از من به خاطر افترا شکایت کرده. به رغم گذشت زمان اما هیچگونه نامه و ایمیلی درباره این شکایت دریافت نکردهام. سه روز پیش آقای اکبرین مدعی شده که علت عدم احضار اینجانب به دادگاه تغییر آدرس محل زندگی من بوده. مسلم است اقای اکبرین دروغ میگوید. هرکس که کوچکترین اشنایی با مسایل حقوقی در کشورهای اروپایی داشته باشد میداند که وکیل و دادگاه و پلیس بوسیله هرگونه راه ارتباطی (ایمیل، تلفن، پیام در شبکههای اجتماعی) با شما تماس گرفته و به شما اخطار میدهد تا خود را در معرض دریافت شکایت قرار دهید. و در هشت ماه گذشته دریغ از یک ایمیل یا تلفن یا پیام حتی از وکیل، چه رسد به پلیس. آقای اکبرین دیروز مدعی شده که وکیل تقاضای فرستاده شدن آدرس جدید من به آدرس دوماهنامه میهن را کرده. امری که مسلم است دروغ است. هیچ وکیلی در شرایط عقل سلیم امکان ارتباط مستقیم و فیزیکی میان شاکی و متهم و بالا بردن امکان تنش را ایجاد نمیکند. اگر وکیلی چنین خواستهای مطرح کرده باشد خودش مرتکب جرم شده.
با این حال، من تصمیم گرفتم برغم همه خطراتی که اعلام محل زندگیم به آقای اکبرین -که فردی با ارتباطات مشخص با دولت سعودی است- دارد، آدرس محل زندگیم را در اختیار مجله میهن و آقای اکبرین قرار بدهم. هم برای رسوا کردن هشت ماه دروغگویی عضو تحربریه دوماهنامه میهن، آقای اکبرین و هم به منظور افزایش توجه افکار عموم عمومی به پولهای کثیف دولتهای ایرانستیز در فضای سیاسی و فکری و اجتماعی اپوزیسیون ایران. مسلم است در صورت بروز هرگونه خطر جانی و فیزیکی برای من یا درز کردن محل زندگیم، افکار عمومی محمد جواد اکبرین و دوماهنامه میهن را مسئول خواهد دانست.
تا سیه روی شود هر که در او پول سعودی باشد.
با احترام
علی علیزاده
۲۴ فروردین ۱۳۹۸
https://twitter.com/Jedaaal/status/1117082246836568065
پانوشت: از آقای مصطفی تاجزاده و بقیه اصلاح طلبان داخل کشور نمیخواهم حق را به من بدهند یا قبل از حکم دادگاه کسی را محکوم کنند. اما محمد جواد اکبرین مظنون به همکاری با سعودی هاست. کمترین توقع از اصلاح طلبان داخل کشور این است که تا وقتی تکلیف اتهامات اکبرین مشخص نشده از بازنشر مطالبش خودداری کنند.
متن نامه را در زیر میخوانید:
——
خدمت تحریریه محترم دوماهنامه میهن، آقایان علی کشتگر، رضا علیجانی و محسن یلفانی
سلام،
همانطور که مستحضرید من علی علیزاده حدود هفده ماه پیش ادعا کردم که محمد جواد اکبرین، نویسنده و عضو تحریریه «دوماهنامه میهن» که در فرانسه منتشر میشود برای نوشتن و کار خبرنگاریاش از عربستان سعودی پول دریافت کردهاست. امروز هم دقیقا با همان یقین و اطمینان در فضای عمومی ادعایم را تکرار میکنم.
حضور فردی با ارتباطات مالی با دولتی خارجی در تحریریه هر مجلهای، موضوعی است که هر رسانه مستقلی را به واکنش و تحقیق وادار میکرد. چه رسد به دولت سعودی که دولتی متخاصم و از دلایل تحریم و فشار بر هشتاد میلیون ایرانی است. اما برغم گذشت هفده ماه از طرح چنین ادعایی، دوماهنامه میهن به همکاری با آقای اکبرین ادامه داده و هرگز توضیحی به افکار عمومی نداده و هرگز تحقیق و تفحصی درباره روابط مالی یکی از چهار عضو تحریریهاش با سعودی نکردهاست.
اکنون این سوال برای افکار عمومی مطرح شدهاست که آیا این عدم تحقیق و تفحص درباره روابط مالی محمد جواد اکبرین با سعودی و عدم شفافیت دوماهنامه میهن در این باره به این معنی است که این دوماهنامه ارتباط و همکاری با دول خارجی را امری مذموم نمیشمارد؟ یا اینکه دوماهنامه میهن و سه نفر عضو دیگر تحریریه هم خودشان منافع و دلایلی دارند که از تحقیق و تفحص درباره ارتباط و نفوذ سعودی با تحریریهاش خودداری میکنند.
اقای محمد جواد اکبرین هشت ماه پیش ادعا کرد که از من به خاطر افترا شکایت کرده. به رغم گذشت زمان اما هیچگونه نامه و ایمیلی درباره این شکایت دریافت نکردهام. سه روز پیش آقای اکبرین مدعی شده که علت عدم احضار اینجانب به دادگاه تغییر آدرس محل زندگی من بوده. مسلم است اقای اکبرین دروغ میگوید. هرکس که کوچکترین اشنایی با مسایل حقوقی در کشورهای اروپایی داشته باشد میداند که وکیل و دادگاه و پلیس بوسیله هرگونه راه ارتباطی (ایمیل، تلفن، پیام در شبکههای اجتماعی) با شما تماس گرفته و به شما اخطار میدهد تا خود را در معرض دریافت شکایت قرار دهید. و در هشت ماه گذشته دریغ از یک ایمیل یا تلفن یا پیام حتی از وکیل، چه رسد به پلیس. آقای اکبرین دیروز مدعی شده که وکیل تقاضای فرستاده شدن آدرس جدید من به آدرس دوماهنامه میهن را کرده. امری که مسلم است دروغ است. هیچ وکیلی در شرایط عقل سلیم امکان ارتباط مستقیم و فیزیکی میان شاکی و متهم و بالا بردن امکان تنش را ایجاد نمیکند. اگر وکیلی چنین خواستهای مطرح کرده باشد خودش مرتکب جرم شده.
با این حال، من تصمیم گرفتم برغم همه خطراتی که اعلام محل زندگیم به آقای اکبرین -که فردی با ارتباطات مشخص با دولت سعودی است- دارد، آدرس محل زندگیم را در اختیار مجله میهن و آقای اکبرین قرار بدهم. هم برای رسوا کردن هشت ماه دروغگویی عضو تحربریه دوماهنامه میهن، آقای اکبرین و هم به منظور افزایش توجه افکار عموم عمومی به پولهای کثیف دولتهای ایرانستیز در فضای سیاسی و فکری و اجتماعی اپوزیسیون ایران. مسلم است در صورت بروز هرگونه خطر جانی و فیزیکی برای من یا درز کردن محل زندگیم، افکار عمومی محمد جواد اکبرین و دوماهنامه میهن را مسئول خواهد دانست.
تا سیه روی شود هر که در او پول سعودی باشد.
با احترام
علی علیزاده
۲۴ فروردین ۱۳۹۸
https://twitter.com/Jedaaal/status/1117082246836568065
Twitter
هیچ جای جهان متهم آدرسش را برای شاکی نمیفرستد. هیچ جای جهان متهم دنبال شاکی نمیدود و برای دادگاهی و محاکمه شدن التماس نمیکند. اما من کردم. چون معتقدم پول کثیف سعودی اپوزیسیون ایران را آلوده کرده. محمد جواد اکبرین حالا برای احضار نکردن من به دادگاه بهانه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادتان هست شهریور سال گذشته در تلویزیون منوتو چه گفتم؟ یادتان هست فریاد زدم که چرا «تنها» صدای مدافع سیاستهای منطقهای ایران در تلویزیون منوتو آقای محمد نجاح است؟ چرا که این تلویزیون میخواهد به مخاطبانش تلقین کند که تنها یک عرب (و با لهجه عربی) ممکن است از نظام ایران دفاع کند. و با این کار هم ظاهر بی طرفی و دعوت از همه نکاه های مختلف را حفظ کند و هم ایدئولوژی عرب ستیز و نژادپرستانه طرفداران پهلوی (که هم اسلام و هم جمهوری اسلامی را حکومت اعراب بر ایران میخوانند) را تقویت کند. ما اما نژادپرست نیستیم و عراقی، افغانستانی، سوری و مصری برایمان با ایرانی فرقی ندارد و آقای نجاح را هم، تا آنجا که براساس حرفهایش میشود قضاوت کرد، خبرنگاری میبینیم که از تمام افراد دیگر منوتو، آزادهتر و ایرانیتر است. اما میگوییم در حضور رسانهای باید «کارکرد» و «فایده» و «خروجی» اجرا را هم در نظر گرفت و لزوما نیت دفاع از حق کافی نیست. و به یاد بیاورید تلویزیون منوتو در تاریخ ده سالهاش امثال من را فقط و فقط همان یک بار دعوت کرد؟ چون مهمان مخالف برایش وقتی فایده دارد که بساط شیادی شان را به هم نزند.کانال علی علیزاده @jedaal
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصور کن، زبانم لال، مسجد شیخ لطفالله، این مهمترین نماد معماری ایران بعد از اسلام آتش بگیرد و روز روشن وسط شهر اصفهان جلوی چشم مردم این شهر بسوزد و فروبریزد. در غیاب هلیکوپتر آتشنشانی و در غیاب تجهیزات مدرن. مسجد شیخ لطفاللهی که بسیاری از ما با آن عکس یادگاری داشتیم. و عکس روی جلد نصف کتابهایی است که درباره ایران در جهان منتشر میشود؟ بیبیسی و منوتو چه خواهند گفت؟ سلبریتیهایی مثل آقای پرویز پرستویی و خانم تهمینه میلانی و مهناز افشار چه فریادی خواهند کشید؟ آیا تصاویر فروریختن مسجد را به عنوان سند اثبات ناکارآمدی و فساد جمهوری اسلامی دست نمیگیرند؟ آیا عدهای نمیگویند در حالیکه جهان هر روز جلو میرود کشور ما آنقدر عقب مانده است که نمیتواند مانع سوختن آثار تاریخی اش بشود؟ مگر یادتان نیست وقتی پلاسکو فروریخت عدهای ناراحتی مردم را چگونه به خشم سیاسی مشخصی تبدیل کردند؟
دیروز، کلیسای نوتردام، این مهمترین نماد پاریس سوخت و فروریخت. کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
دیروز، کلیسای نوتردام، این مهمترین نماد پاریس سوخت و فروریخت. کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
قتل میترا استاد و اصل ماجرایی که نباید فراموش شود.
🔹لیبرالهای داخلی با کمک بیبیسی هر لحظه حاشیه جدیدی میسازند تا ما را گیج و جای قاتل و مقتول را عوض کنند.
نباید بگذاریم صاحبان قدرت، ذهن ما را با حاشیهسازی، استعمار و استثمار و استحمار کنند.
نباید اصل ماجرا را فراموش کنیم. اما اصل ماجرا چیست؟
🔸در ایران امروز که بسیاری از جوانان به خاطر مسایل مالی توان ازدواج ندارند، نجفی برای همسر دومش منزلی پانزده میلیاردی در سعادت آباد تهیه کرده. این دقیقا یعنی چه؟
امسال بعد از اعتراض بسیار، دولت روحانی حقوق پایه کارگر را به یک میلیون و پانصد هزار رساند. یعنی منزلی که نجفی برای همسر دومش تهیه کرده معادل نه هزار و نهصد و بیست و چهار ماه حقوق پایه کار بوده. یعنی معادل هشتصد و بیست و هفت سال درآمد یک کارگر ایرانی، آنهم اگر هیچ نخورد جز هوا و در این بین در سوانح کار نمیرد.
🔹و نجفی همسرش را هزار و سیصد و شصت و دو سکه مهریه کرده بوده. یعنی معادل حقوق سه هزار و نهصد و چهل و یک ماه یک کارگر ایرانی. معادل سیصد و بییست و هشت سال کار.
و نجفی ادعا کرده هفته پیش برای حق السکوت به همسرش ماشین لکسوس داده.
🔸و فراموش نکن نجفی معاول دولتی بود که قول داد هم چرخ سانتریفیوژ بچرخد و هم چرخ اقتصاد. و زمانی که نجفی معاون اول بود قیمت پایه حقوق کارگر دویست و سه دلار بود و امروز صد و شانزده دلار.
🔹اصل ماجرا این است: یکی از مهمترین کارگزاران استحاله انقلاب مستضعفان و خمینی و یکی از معماران اصلی نئولیبرالیسم و رفسنجانیسم، در روزهایی که ریاضت اقتصادی به خاطر بازگشت تحریمها زندگی دهکهای پایین و متوسط ایران را فلج کرده، استطاعت تهیه منزلی با قیمت هشتصد و بیست و هفت سال حقوق یک کارگر فقط برای همسر دومش را داشته.
🔸اصل ماجرا این است که معاون سابق دولتی که مردم را به صبر اقتصادی علیه تحریمها دعوت میکند، هفته پیش به همسر دومش پیشنهاد طلاق با یک لکسوس حداقل یک میلیارد تومنی و هزار و سیصد و شصت و دو سکه داده. و وقتی او نپذیرفته این زن را در منزل پانزده میلیارد تومنی با ضرب گلوله کشته.
🔹و حالا هم تمامی جناح اشراف و نئولیبرالها بسیج شدهاند تا این جنایت را تطهیر کنند. روزنامهنگاران شرق و آرمان و سازندگی هم لباس رزم پوشیدهاند. (اصلا سرمایهگذاری صدها میلیاردی روی رسانه برای همین روزهاست.) سلبریتهایی که دستمزدهای میلیاردی میگیرند و ابزار پولشویی ابرمیلیاردرها هستند هم به کمک آمدهاند. مسلما آنها هم با نجفی و جناح سیاسی نجفی قرابت بیشتری دارند.
🔸اصل ماجر این است که این اشراف همه چیز ما را به انحصار خود درآوردهاند. هم اموال و منابع ما را و هم ذهن و احساس و قوه قضاوت ما را. به قتل میرسانند و بعد با ماشین پروپاگاندایشان دستهای آلودهشان را هم تطهیر میکنند.
🔹پانوشت: امسال سال دشواری است. سال اتحاد علیه دشمن خارجی. وحفظ امنیت همچنان مهمترین مبنای ما و مقدم بر هرچیزی از جمله عدالت. اما نخواهیم گذاشت امنیت به قیمت جان فرزندان مستضعفان ایران و افغانستان و لبنان در جبهههای سوریه تامین شود ولی فاسدانی مثل نجفی پروار شوند و در قصرهایشان جنایت کنند.
به کانال تلگرام علی علی علیزاده بپیوندید @jedaal
🔹لیبرالهای داخلی با کمک بیبیسی هر لحظه حاشیه جدیدی میسازند تا ما را گیج و جای قاتل و مقتول را عوض کنند.
نباید بگذاریم صاحبان قدرت، ذهن ما را با حاشیهسازی، استعمار و استثمار و استحمار کنند.
نباید اصل ماجرا را فراموش کنیم. اما اصل ماجرا چیست؟
🔸در ایران امروز که بسیاری از جوانان به خاطر مسایل مالی توان ازدواج ندارند، نجفی برای همسر دومش منزلی پانزده میلیاردی در سعادت آباد تهیه کرده. این دقیقا یعنی چه؟
امسال بعد از اعتراض بسیار، دولت روحانی حقوق پایه کارگر را به یک میلیون و پانصد هزار رساند. یعنی منزلی که نجفی برای همسر دومش تهیه کرده معادل نه هزار و نهصد و بیست و چهار ماه حقوق پایه کار بوده. یعنی معادل هشتصد و بیست و هفت سال درآمد یک کارگر ایرانی، آنهم اگر هیچ نخورد جز هوا و در این بین در سوانح کار نمیرد.
🔹و نجفی همسرش را هزار و سیصد و شصت و دو سکه مهریه کرده بوده. یعنی معادل حقوق سه هزار و نهصد و چهل و یک ماه یک کارگر ایرانی. معادل سیصد و بییست و هشت سال کار.
و نجفی ادعا کرده هفته پیش برای حق السکوت به همسرش ماشین لکسوس داده.
🔸و فراموش نکن نجفی معاول دولتی بود که قول داد هم چرخ سانتریفیوژ بچرخد و هم چرخ اقتصاد. و زمانی که نجفی معاون اول بود قیمت پایه حقوق کارگر دویست و سه دلار بود و امروز صد و شانزده دلار.
🔹اصل ماجرا این است: یکی از مهمترین کارگزاران استحاله انقلاب مستضعفان و خمینی و یکی از معماران اصلی نئولیبرالیسم و رفسنجانیسم، در روزهایی که ریاضت اقتصادی به خاطر بازگشت تحریمها زندگی دهکهای پایین و متوسط ایران را فلج کرده، استطاعت تهیه منزلی با قیمت هشتصد و بیست و هفت سال حقوق یک کارگر فقط برای همسر دومش را داشته.
🔸اصل ماجرا این است که معاون سابق دولتی که مردم را به صبر اقتصادی علیه تحریمها دعوت میکند، هفته پیش به همسر دومش پیشنهاد طلاق با یک لکسوس حداقل یک میلیارد تومنی و هزار و سیصد و شصت و دو سکه داده. و وقتی او نپذیرفته این زن را در منزل پانزده میلیارد تومنی با ضرب گلوله کشته.
🔹و حالا هم تمامی جناح اشراف و نئولیبرالها بسیج شدهاند تا این جنایت را تطهیر کنند. روزنامهنگاران شرق و آرمان و سازندگی هم لباس رزم پوشیدهاند. (اصلا سرمایهگذاری صدها میلیاردی روی رسانه برای همین روزهاست.) سلبریتهایی که دستمزدهای میلیاردی میگیرند و ابزار پولشویی ابرمیلیاردرها هستند هم به کمک آمدهاند. مسلما آنها هم با نجفی و جناح سیاسی نجفی قرابت بیشتری دارند.
🔸اصل ماجر این است که این اشراف همه چیز ما را به انحصار خود درآوردهاند. هم اموال و منابع ما را و هم ذهن و احساس و قوه قضاوت ما را. به قتل میرسانند و بعد با ماشین پروپاگاندایشان دستهای آلودهشان را هم تطهیر میکنند.
🔹پانوشت: امسال سال دشواری است. سال اتحاد علیه دشمن خارجی. وحفظ امنیت همچنان مهمترین مبنای ما و مقدم بر هرچیزی از جمله عدالت. اما نخواهیم گذاشت امنیت به قیمت جان فرزندان مستضعفان ایران و افغانستان و لبنان در جبهههای سوریه تامین شود ولی فاسدانی مثل نجفی پروار شوند و در قصرهایشان جنایت کنند.
به کانال تلگرام علی علی علیزاده بپیوندید @jedaal
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینید این پنجاه و نه ثانیه را. نتیجه تحریم_هوشمند را. تحریمی که رضا پهلوی، شیرین عبادی، سعید قاسمینژاد و مسیح علینژاد و عباس میلانی و مهرانگیز کار و مهدی خلجی سالها از آمریکا التماسش را کردند. و بودجههای صدها هزار دلاری گرفتند. تحریمی که مجریان بیبیسی و منوتو و ایران اینترنشنال به اسم حقوق بشر توجیه و تبلیغش کردند و شب به شب برایش رپرتاژ آگهی رفتند. و حقوق پوندی گرفتند. چگونه این جماعت نانی که به خون و رنج کودکان و مادران وطنشان آلوده شده را در دهان فرزندانشان در لندن و نیویورک و واشنگتن میگذارند؟ باش تا نفرین دوزخ از شما چه سازد. به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
چه گروههایی از جنگ سخن میگویند، و چرا؟
نوشتهای از دلشاد امامی درباره هیاهوی تبلیغاتی گروههایی که به اسم دلسوزی برای ایران خطر تخیلی جنگ علیه ایران را واقعی جلوه دادند.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://bit.ly/31dF5OH
نوشتهای از دلشاد امامی درباره هیاهوی تبلیغاتی گروههایی که به اسم دلسوزی برای ایران خطر تخیلی جنگ علیه ایران را واقعی جلوه دادند.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://bit.ly/31dF5OH
Telegraph
چه گروههایی از جنگ سخن میگویند، و چرا؟
مایک پمپئو، وزیر امور خارجهی ایالات متحده، در حالیکه یک سال پیش دوازده شرط تهدید آمیز برای مذاکره با ایران گذاشته بود، دوازدهم خرداد ۹۸ در کنفرانسی خبری اعلام کرد آمریکا حاضر به مذاکرهی بدون پیش شرط با ایران است. وندی شرمن، معاون سیاسی اوباما و مذاکره…
درست است تولید ناخالص ملی ژاپن ده برابر ایران است اما مطمئنم ژاپنیهای بسیاری امروز حسرت ایرانیان را خوردند. ژاپنی که بعد از هفتاد و پنج سال هنوز در اشغال رسمی بیست و سه پایگاه نظامی آمریکا و پنجاه هزار سرباز و پرسنل آمریکایی است. سربازانی که در هفتاد وپنج سال گذشته بارها مردم ژاپن خواهان خروجشان از خاک این کشور شده و راه به جایی نبردهاند. سربازانی که حتی وقتی به زنان زاپنی تجاوز کردهاند (و این امری عادی در این سالها بوده) در داخل ژاپن محاکمه نشده و به آمریکا بازگردانده شدهاند. یعنی همان قانون تحقیرآمیز کاپیتولاسیون. ژاپنی که نه تنها هنوز جرات یککلمه نقد جنایات آمریکا در جنگ دوم جهانی یا رفتار توهین آمیز نظامیانش با مردم این کشور را ندارد بلکه مجبور شده بارها از آمریکا معذرت هم بخواهد. مطمئنم ژاپنیهای بسیاری امروز حسرت خوردند. مطمئنم آرزو داشتند رهبر آنها هم جای پادویی و پیامرسانی برای آمریکا، میتوانست صدای استقلال ملتش بشود و میتوانست ترامپ را اینگونه صریح تحقیر کند. مطمئنم ژاپنیهای بسیاری آرزو داشتند رهبر آنها هم اگر نمیتوانست آمریکا را از منطقه شان اخراج کند، حداقل از داخل خاک خودشان بیرون کند. مطمئنم ژاپنیهای بسیاری امروز آرزو کردند مثل ایرانیها به استقلال و عزت و شجاعت برسند.
پانوشت: این سالها زیباکلامها، این واعظان بیدانش مذهب غرب-پرستی مدام با مقایسه ایران با ژاپن ما را تحقیر کردهاند. اما آنها هرگز به ما نگفتهاند ژاپن در اشغال نظامی آمریکاست. این عکس که نقشه پایگاههای نظامی حال حاضر آمریکا در ژاپن است را باید جلویشان گذاشت.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/ByqVNOkhP_6/
پانوشت: این سالها زیباکلامها، این واعظان بیدانش مذهب غرب-پرستی مدام با مقایسه ایران با ژاپن ما را تحقیر کردهاند. اما آنها هرگز به ما نگفتهاند ژاپن در اشغال نظامی آمریکاست. این عکس که نقشه پایگاههای نظامی حال حاضر آمریکا در ژاپن است را باید جلویشان گذاشت.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/ByqVNOkhP_6/
👍2
در سرمقاله امروز فرهیختگان درباره معادله دروغینی به اسم «یا جنگ یا مذاکره» نوشتم. تکههایی از مقاله را پایین آوردهام. اما توصیه میکنم کل مقاله را بخوانید. از طریق دنبال کردن لینک اول یا دانلود کردن فایل انتهایی این پست.
🔹 سرتاسر رسانههای غربی پر شده از احتمال جنگ میان ایران و آمریکا. سیر حوادث در ظاهر دارد شتاب میگیرد. تنش میان ایران و آمریکا بیشتر و فضای منطقه ملتهبتر و افکار عمومی هم مضطربتر میشود. اما وضعیت نه بغرنج است، نه ملتهب، نه جدید و نه واجد ناشناختگی خاصی.
🔸سالهاست نومحافظهکاران واشنگتن توصیه میکنند که بهترین راه برای آغاز جنگ با ایران و افزایش تنش استفاده از پرچم دروغین است. برای مثال پاتریک کلاوسون، رئیس مهدی خلجی در انستیتو واشنگتن سی و یک شهریور نود و یک رسما پیشنهاد کرد از عملیات پرچم دروغین در خلیج فارس استفاده شود و حالا این نومحافظهکاران وارد کاخ سفید هم شدهاند.
🔹معنای عملیات پرچم دروغین نفتکشها چیست؟ چرا باید دقیقا ساعتی اتفاق بیفتد که نخستوزیر ژاپن دارد پیشنهاد ترامپ برای مذاکره را بهدست رهبر ایرانیان میرساند؟ ترامپ میخواهد بگوید «یا مذاکره میکنید یا جنگ را آغاز میکنیم، تازه به خاطر اینکه دست بالا را در نظام رسانهای و حقوقی و سیاسی جهان داریم طوری هم آغاز میکنیم که افکار عمومی جهان ایران را مقصر و آغازکننده خصومت بدانند.»
🔸اما بگذارید صریح بگویم: هیچ جنگی در کار نخواهد بود. همانطور که سالهای نود تا نود و دو هم امکان جنگ وجود نداشت. اما ضریبدادن به خطر جنگ و وابستگی ذهنهای غربزدهای که از تحریم وحشت کرده بودند ایران را پای میز مذاکره کشاند و مذاکره را برای بخشی از افکار عمومی مثل معجزهای، حلال همه مشکلات معرفی کرد و شد آنچه نباید میشد و قدرت هستهای که سرمایهگذاری دهساله یک ملت بود به ثمن بخس از چنگشان درآمد و واگذار شد.
🔹بگذارید صریح بگویم: فریاد صلحطلبی بلندکردن و به اسم صلحطلبی ترساندن افکار عمومی و سوق دادنشان به گزینه مذاکره -درحالی که مطلقا هیچگونه امکانی برای جنگ وجود ندارد- صراحتا همکاری با دولت آمریکا و بازی در زمین استراتژی ترامپ است.
🔸بگذارید صریحتر بگویم: مساله حتی بحث انتزاعی درباره عزت یا شعار توخالی درباره استقلال نیست. بحث دقیقا بدیهیات اولیه سیاست واقعی است. منتقدان میگویند جمهوری اسلامی ایدئولوژیک است و بهخاطر آمریکاستیزی تن به مذاکره نمیدهد. کاملا برعکس. اتفاقا بهخاطر «واقعگرایی» سیاسی تن دادن به مذاکره در شرایط حاضر که تحریمها فشار آورده یک اشتباه محض و یک خودکشی ملی است.
🔹و اگرچه بخشی از فشارهای تحریم در یک سال گذشته خنثی شده اما تا رسیدن به اقتصادی که تاب «مقاومت» مقابل تحریم را داشته باشد راه درازی داریم. و تا روزی که اقتصادمان و وضعیت داخلیمان متاثر از تحریم بالا و پایین شود، نه فقط ترامپ که هرکس دیگری در کاخسفید یا هر پایتخت دیگری بنشیند به تسلیم ما طمع میورزد و اگر به پای میز مذاکره بیاید فقط و فقط برای امتیازگرفتن میآید نه معامله پایاپای.
🔸اما طرف دیگر، داشتههای ماست. قدرت نظامی ما و جوانان ماست که مبنایش تماما در داخل است. قدرتی که نهفقط تحریم دشمن آمریکایی بر آن اثر ندارد، بلکه سیاستبازیها و تعلل کردنهای بهاصطلاح متحدان چینی و روسی هم ذرهای خلل بر آن وارد نخواهد کرد. و دیگری نفوذ عمیق ما بر جمعیتهای شیعه منطقه است.
🔹همان مبنایی است که در 20 سال گذشته آمریکا را کشور به کشور از منطقه بیرون کرد، عراق را باتلاق آمریکا و سوریه را از داخل حلقوم غرب و سعودی بیرون کشید و لبنانی که قربانی اسرائیل بود را کابوس اسرائیل کرد. همان مبنایی که براساس آن میتوان با قلبی مطمئن و آرام به پیامآور ترامپ گفت آمریکا میخواهد اما نمیتواند نظام ایران را تغییر دهد و میخواهد اما نمیتواند جنگ راه بیندازد.
🔸مقابله با جنگ روانی ترامپ که دانسته یا نادانسته توسط غربگرایان و لیبرالهای ایرانی ضریب میگیرد و تکمیل میشود مهمترین کنش مقاومتی این روزهای ما بهعنوان یک ملت است. مهمترین مقاومت امروز این است که استوار بایستیم و به یاد بیاوریم از نظر نظامی و منطقهای آنقدر قوی شدهایم که درباره حقوق بدیهی خود هرگز دیگر مذاکره و اشتباه برجام را تکرار نمیکنیم. و با به یاد آوردن شکستهایی که در 20 سال گذشته به آمریکا تحمیل کردهایم به یاد بیاوریم که از نظر نظامی و منطقهای آنقدر قوی شدهایم که هرگز جنگی هم علیه ما به راه نخواهد افتاد.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندنید @jedaal
http://newspaper.fdn.ir/newspaper/BlockPrint/173289
http://newspaper.fdn.ir/newspaper/PagePDF/36315
🔹 سرتاسر رسانههای غربی پر شده از احتمال جنگ میان ایران و آمریکا. سیر حوادث در ظاهر دارد شتاب میگیرد. تنش میان ایران و آمریکا بیشتر و فضای منطقه ملتهبتر و افکار عمومی هم مضطربتر میشود. اما وضعیت نه بغرنج است، نه ملتهب، نه جدید و نه واجد ناشناختگی خاصی.
🔸سالهاست نومحافظهکاران واشنگتن توصیه میکنند که بهترین راه برای آغاز جنگ با ایران و افزایش تنش استفاده از پرچم دروغین است. برای مثال پاتریک کلاوسون، رئیس مهدی خلجی در انستیتو واشنگتن سی و یک شهریور نود و یک رسما پیشنهاد کرد از عملیات پرچم دروغین در خلیج فارس استفاده شود و حالا این نومحافظهکاران وارد کاخ سفید هم شدهاند.
🔹معنای عملیات پرچم دروغین نفتکشها چیست؟ چرا باید دقیقا ساعتی اتفاق بیفتد که نخستوزیر ژاپن دارد پیشنهاد ترامپ برای مذاکره را بهدست رهبر ایرانیان میرساند؟ ترامپ میخواهد بگوید «یا مذاکره میکنید یا جنگ را آغاز میکنیم، تازه به خاطر اینکه دست بالا را در نظام رسانهای و حقوقی و سیاسی جهان داریم طوری هم آغاز میکنیم که افکار عمومی جهان ایران را مقصر و آغازکننده خصومت بدانند.»
🔸اما بگذارید صریح بگویم: هیچ جنگی در کار نخواهد بود. همانطور که سالهای نود تا نود و دو هم امکان جنگ وجود نداشت. اما ضریبدادن به خطر جنگ و وابستگی ذهنهای غربزدهای که از تحریم وحشت کرده بودند ایران را پای میز مذاکره کشاند و مذاکره را برای بخشی از افکار عمومی مثل معجزهای، حلال همه مشکلات معرفی کرد و شد آنچه نباید میشد و قدرت هستهای که سرمایهگذاری دهساله یک ملت بود به ثمن بخس از چنگشان درآمد و واگذار شد.
🔹بگذارید صریح بگویم: فریاد صلحطلبی بلندکردن و به اسم صلحطلبی ترساندن افکار عمومی و سوق دادنشان به گزینه مذاکره -درحالی که مطلقا هیچگونه امکانی برای جنگ وجود ندارد- صراحتا همکاری با دولت آمریکا و بازی در زمین استراتژی ترامپ است.
🔸بگذارید صریحتر بگویم: مساله حتی بحث انتزاعی درباره عزت یا شعار توخالی درباره استقلال نیست. بحث دقیقا بدیهیات اولیه سیاست واقعی است. منتقدان میگویند جمهوری اسلامی ایدئولوژیک است و بهخاطر آمریکاستیزی تن به مذاکره نمیدهد. کاملا برعکس. اتفاقا بهخاطر «واقعگرایی» سیاسی تن دادن به مذاکره در شرایط حاضر که تحریمها فشار آورده یک اشتباه محض و یک خودکشی ملی است.
🔹و اگرچه بخشی از فشارهای تحریم در یک سال گذشته خنثی شده اما تا رسیدن به اقتصادی که تاب «مقاومت» مقابل تحریم را داشته باشد راه درازی داریم. و تا روزی که اقتصادمان و وضعیت داخلیمان متاثر از تحریم بالا و پایین شود، نه فقط ترامپ که هرکس دیگری در کاخسفید یا هر پایتخت دیگری بنشیند به تسلیم ما طمع میورزد و اگر به پای میز مذاکره بیاید فقط و فقط برای امتیازگرفتن میآید نه معامله پایاپای.
🔸اما طرف دیگر، داشتههای ماست. قدرت نظامی ما و جوانان ماست که مبنایش تماما در داخل است. قدرتی که نهفقط تحریم دشمن آمریکایی بر آن اثر ندارد، بلکه سیاستبازیها و تعلل کردنهای بهاصطلاح متحدان چینی و روسی هم ذرهای خلل بر آن وارد نخواهد کرد. و دیگری نفوذ عمیق ما بر جمعیتهای شیعه منطقه است.
🔹همان مبنایی است که در 20 سال گذشته آمریکا را کشور به کشور از منطقه بیرون کرد، عراق را باتلاق آمریکا و سوریه را از داخل حلقوم غرب و سعودی بیرون کشید و لبنانی که قربانی اسرائیل بود را کابوس اسرائیل کرد. همان مبنایی که براساس آن میتوان با قلبی مطمئن و آرام به پیامآور ترامپ گفت آمریکا میخواهد اما نمیتواند نظام ایران را تغییر دهد و میخواهد اما نمیتواند جنگ راه بیندازد.
🔸مقابله با جنگ روانی ترامپ که دانسته یا نادانسته توسط غربگرایان و لیبرالهای ایرانی ضریب میگیرد و تکمیل میشود مهمترین کنش مقاومتی این روزهای ما بهعنوان یک ملت است. مهمترین مقاومت امروز این است که استوار بایستیم و به یاد بیاوریم از نظر نظامی و منطقهای آنقدر قوی شدهایم که درباره حقوق بدیهی خود هرگز دیگر مذاکره و اشتباه برجام را تکرار نمیکنیم. و با به یاد آوردن شکستهایی که در 20 سال گذشته به آمریکا تحمیل کردهایم به یاد بیاوریم که از نظر نظامی و منطقهای آنقدر قوی شدهایم که هرگز جنگی هم علیه ما به راه نخواهد افتاد.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندنید @jedaal
http://newspaper.fdn.ir/newspaper/BlockPrint/173289
http://newspaper.fdn.ir/newspaper/PagePDF/36315
👍1
تاملی بر مرگ تراژیک انقلاب مصر
🔸دی هشتاد و نه انقلاب مصر پیروز شد. تیر نود و یک محمد مرسی در اولین انتخابات واقعا آزاد رییس جمهوری منتخب مردم مصر شد.
🔹تیر نود و دو ژنرال سیسی با حمایت مالی سعودی و با مجوز آمریکا کودتا کرد. بیش از هزار نفر را در خیابانها کشت و
مرسی و هشتاد هزار عضو اخوان المسلمین را زندانی کرد.
🔸و امروز محمد مرسی بعد از شش سال دادگاه ظالمانه در دادگاه افتاد و فوت کرد.
🔹سرنوشت تراژیک محمد مرسی و پایان غمبار انقلاب مصر رسوا کننده همه ادعاهای غرب و آمریکا درباره دموکراسی و انتخابات آزاد است. همان غربی که به اسم دموکراسی و انتخابات آزاد لشگرکشی نظامی یا رسانهای میکند و هواپیماها و بمبها و یا قطعنامهها و بیانیههای حقوق بشریاش و یا بیبیسی ها و رادیوفرداهایش را به کشورها گسیل میکند.
🔸و همینطور به ما میآموزد برای قدرت گرفتن مردم در این منطقه باید این منطقه اول از نفوذ آمریکا و وجود دولت ضدانسانی سعودی پاک شود.
🔹و در نهایت این روزها که زیر فشار رسانههای غربی بسیاری از استحاله شدگان از وقایع سالهای اول انقلاب ایران بویژه اعدام ژنرالهای ارتش و ساواک تبری میجویند، سرنوشت مرسی و شکست انقلاب مصر به یاد ما میآورد که اگر نابغهای به جز آیتالله خمینی رهبر انقلاب ایران بود وهمینطور اگر آیت الله خمینی مرعوب لیبرالها شده بود، انقلاب اسلامی ایران هم بیشتر از یکسال دوام نیاورده بود.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
🔸دی هشتاد و نه انقلاب مصر پیروز شد. تیر نود و یک محمد مرسی در اولین انتخابات واقعا آزاد رییس جمهوری منتخب مردم مصر شد.
🔹تیر نود و دو ژنرال سیسی با حمایت مالی سعودی و با مجوز آمریکا کودتا کرد. بیش از هزار نفر را در خیابانها کشت و
مرسی و هشتاد هزار عضو اخوان المسلمین را زندانی کرد.
🔸و امروز محمد مرسی بعد از شش سال دادگاه ظالمانه در دادگاه افتاد و فوت کرد.
🔹سرنوشت تراژیک محمد مرسی و پایان غمبار انقلاب مصر رسوا کننده همه ادعاهای غرب و آمریکا درباره دموکراسی و انتخابات آزاد است. همان غربی که به اسم دموکراسی و انتخابات آزاد لشگرکشی نظامی یا رسانهای میکند و هواپیماها و بمبها و یا قطعنامهها و بیانیههای حقوق بشریاش و یا بیبیسی ها و رادیوفرداهایش را به کشورها گسیل میکند.
🔸و همینطور به ما میآموزد برای قدرت گرفتن مردم در این منطقه باید این منطقه اول از نفوذ آمریکا و وجود دولت ضدانسانی سعودی پاک شود.
🔹و در نهایت این روزها که زیر فشار رسانههای غربی بسیاری از استحاله شدگان از وقایع سالهای اول انقلاب ایران بویژه اعدام ژنرالهای ارتش و ساواک تبری میجویند، سرنوشت مرسی و شکست انقلاب مصر به یاد ما میآورد که اگر نابغهای به جز آیتالله خمینی رهبر انقلاب ایران بود وهمینطور اگر آیت الله خمینی مرعوب لیبرالها شده بود، انقلاب اسلامی ایران هم بیشتر از یکسال دوام نیاورده بود.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
Forwarded from کبری آسوپار
📝ما بی رسانهایم؛ حوصلهی شرح قصه نیست!
🔻ساعت یک ظهر روز پنجشنبهای است که مردم ایران طلوع آفتاب را با خبر انهدام پهپاد آمریکایی توسط نیروهای نظامی کشورشان آغاز کردهاند. ۹ ساعت از زمان شلیک و ۷ ساعت از انتشار خبر میگذرد. حالا ساعت ۱۳ و بخش خبری مشروح صداوسیمای ایران است در حالی که ایران و اقدامش علیه پهپاد جاسوسی آمریکا در صدر اخبار رسانههای مهم جهان هستند؛ فضای مجازی از حواشی خبر به انفجار رسیده و جلسات فوقالعادهی مقامات آمریکایی در حال برگزاری است. در ایران همه هیجان زدهاند؛ موافق یا مخالف. و حالا منتظر هستیم ببینیم برای مدیریت این هیجان و مدیریت افکار عمومی چه سیاستی اتخاذ شده است.
🔻در شبکه خبری رسانهی ملی به عنوان مهمترین رسانهی نظام، ۹ ساعت پس از اتفاقی در این سطح اهمیت، مجری خبر نام پهپاد سرنگون شده را نمیتواند درست بخواند و حتی توجیه نشده آن را به عنوان چندمین خبر باید بخواند. او در حالی که تصویر پشت سرش خبر افتتاح پروژهای دست چندم توسط فلان وزیر است که از نظر سیاستگذاران خبری صداوسیما مهمتر از خبر هدف قرار داده شدن پهپاد آمریکایی توسط ایران است، برگه را بلند میکند، نام پهپاد آمریکایی را غلط و با تامل میخواند، بعد متوجه میشود خبر دیگری را باید میخوانده، برگه را کنار میگذارد و میگوید در دقایق آتی این خبر را خواهم خواند! مصاحبه با کارشناسان سیاسی و نظامی؟ تبیین دلایل حمله به پهپاد و ناگزیری آن؟ پیش بینی و تبیین واکنشهای احتمالی دولت آمریکا؟ ارتباط با کارشناسان خارجیِ همسو با ایران؟ هیچ؛ در روخوانی خبری که دیگر بعد از ۹ ساعت فوری هم نیست، ماندهاند؛ حتی تشخیص نمیدهند دفاع نیروهای مسلح از امنیت مردم در این سطح، باید اولین خبر باشد، باقی موارد که بماند! یک فکر رسانهای بروز هم در نهادهای نظامی و شورای عالی امنیت ملی وجود ندارد که خود درخواست کند وقت بدهید بیاییم با مردم صحبت کنیم.
🔻خبرهای جدید در مورد واکنشها به سرنگونی آرکیو4ای آمریکا لحظهای میآید؛ سیاست رسانهای ایران اما گزارهای اضافه بر خواندن بیانیههای رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مواضع رسمی وزارت خارجه ندارد. پیوست رسانهای؟ مدیریت افکار عمومی؟ هیچ!
🔻همه منتظر واکنش رئیس جمهور و دولت آمریکا هستند. ترامپ توییتی یک جملهای میزند که یکی از پر بینندهترین توییتهای او میشود: «ایران مرتکب اشتباه بزرگی شد.» آیا بوی تهدید میدهد یا صرفاً وصفی برای خالی نبودن عریضه است؟ چه کسی باید این را برای مردم ایران تبیین کند؟ چه کسی باید شرح دهد که همین جمله، نه تهدید که مقدمهی عقب نشینی اوست؟ مردم از کجا باید تحلیل این اخبار لحظه به لحظه را دریافت کنند؟ عقب نشینی ترامپ بیشتر هم میشود وقتی میگوید نمیتواند باور کند این اتفاق عمدی بوده و آن را اشتباه فردی یک ژنرال ایرانی میداند! جمله به جملهی سخنان او برای ایران یک پیروزی است. میخواست ایران را عقب براند و در اتهامِ دروغ حمله به نفتکشها بدمد؛ حالا پهپاد پیشرفته و گران قیمتش سرنگون شده و ایران رسماً اعلام کرده که ما زدهایم، به سازمان ملل هم شکایت تجاوزش را میکنیم، دوباره هم بیاید، میزنیم؛ اما ترامپ میگوید باور نمیکنم! آیا مقامات ایرانی برای شرح و بسط این پیروزی و تزریق امید و اعتماد به نفس ملی برنامهای تدارک دیدند؟ آیا از رسانهی ملی جز خواندن اخبار رسمی و تکراری، آن هم نه در صدر اخبار، استفادهی دیگری هم در این اتفاق مهم شده است؟ انگار که آخرین مدل گوشی هوشمند موجود در جهان را بخری و تنها برای تماس و ارسال پیامک از آن استفاده کنی!
🔻دولت آمریکا پس از عقب نشینی و سرخوردگی حاصل از آن، بازی رسانهای دیگری را شروع میکند. نیویورک تایمز میگوید ترامپ دستور حمله به برخی مراکز نظامی ایران را صادر و بعد آن را لغو کرده است. خود رییسجمهور آمریکا هم با توییتها و اعلام مواضعش رسماً وسط میدان است. دولت ایران برای خنثی کردن این بازی رسانهای چه میکند؟ هیچ! باور نکردهایم که هدفگیری پهپاد یک بخش ماجراست، بخش دیگر هدفگیری افکار عمومی است.
🔻دیروز ایرانیها هیجان زده بودند؛ اکثریتی از شادی شلیک به متجاوز و اقلیتی از ترس شروع یک جنگ. نظام برای مدیریت این هیجان و تبیین آنچه میان تجاوز آمریکا و دفاع ایران روی داد، چه استفادهای از رسانهی ملیاش کرد جز خواندن یک خبر معمولی آن هم در ردیف خبرهای دست چندم؟ با کلی هیجان تلویزیون را روشن میکنیم، هیچ حرفی برای تحلیل شرایط سیاسی و نظامی پس از زدن پهپاد آمریکا ندارد. در چنین اوضاعی رفتن سراغ الجزیره و بیبیسی و باقی رسانههای خارجی طبیعی نیست؟ روز پنجشنبه یکی از بهترین فرصتها برای تبیین گزارهی «جنگ نمیشود و مذاکره نمیکنیم» با بی اعتنایی همیشه به مدیریت افکار عمومی از دست رفت. سیاستگذاری رسانهایمان قرار نیست تغییر کند؟
۳۱ خرداد ۹۸
@asoupar
🔻ساعت یک ظهر روز پنجشنبهای است که مردم ایران طلوع آفتاب را با خبر انهدام پهپاد آمریکایی توسط نیروهای نظامی کشورشان آغاز کردهاند. ۹ ساعت از زمان شلیک و ۷ ساعت از انتشار خبر میگذرد. حالا ساعت ۱۳ و بخش خبری مشروح صداوسیمای ایران است در حالی که ایران و اقدامش علیه پهپاد جاسوسی آمریکا در صدر اخبار رسانههای مهم جهان هستند؛ فضای مجازی از حواشی خبر به انفجار رسیده و جلسات فوقالعادهی مقامات آمریکایی در حال برگزاری است. در ایران همه هیجان زدهاند؛ موافق یا مخالف. و حالا منتظر هستیم ببینیم برای مدیریت این هیجان و مدیریت افکار عمومی چه سیاستی اتخاذ شده است.
🔻در شبکه خبری رسانهی ملی به عنوان مهمترین رسانهی نظام، ۹ ساعت پس از اتفاقی در این سطح اهمیت، مجری خبر نام پهپاد سرنگون شده را نمیتواند درست بخواند و حتی توجیه نشده آن را به عنوان چندمین خبر باید بخواند. او در حالی که تصویر پشت سرش خبر افتتاح پروژهای دست چندم توسط فلان وزیر است که از نظر سیاستگذاران خبری صداوسیما مهمتر از خبر هدف قرار داده شدن پهپاد آمریکایی توسط ایران است، برگه را بلند میکند، نام پهپاد آمریکایی را غلط و با تامل میخواند، بعد متوجه میشود خبر دیگری را باید میخوانده، برگه را کنار میگذارد و میگوید در دقایق آتی این خبر را خواهم خواند! مصاحبه با کارشناسان سیاسی و نظامی؟ تبیین دلایل حمله به پهپاد و ناگزیری آن؟ پیش بینی و تبیین واکنشهای احتمالی دولت آمریکا؟ ارتباط با کارشناسان خارجیِ همسو با ایران؟ هیچ؛ در روخوانی خبری که دیگر بعد از ۹ ساعت فوری هم نیست، ماندهاند؛ حتی تشخیص نمیدهند دفاع نیروهای مسلح از امنیت مردم در این سطح، باید اولین خبر باشد، باقی موارد که بماند! یک فکر رسانهای بروز هم در نهادهای نظامی و شورای عالی امنیت ملی وجود ندارد که خود درخواست کند وقت بدهید بیاییم با مردم صحبت کنیم.
🔻خبرهای جدید در مورد واکنشها به سرنگونی آرکیو4ای آمریکا لحظهای میآید؛ سیاست رسانهای ایران اما گزارهای اضافه بر خواندن بیانیههای رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مواضع رسمی وزارت خارجه ندارد. پیوست رسانهای؟ مدیریت افکار عمومی؟ هیچ!
🔻همه منتظر واکنش رئیس جمهور و دولت آمریکا هستند. ترامپ توییتی یک جملهای میزند که یکی از پر بینندهترین توییتهای او میشود: «ایران مرتکب اشتباه بزرگی شد.» آیا بوی تهدید میدهد یا صرفاً وصفی برای خالی نبودن عریضه است؟ چه کسی باید این را برای مردم ایران تبیین کند؟ چه کسی باید شرح دهد که همین جمله، نه تهدید که مقدمهی عقب نشینی اوست؟ مردم از کجا باید تحلیل این اخبار لحظه به لحظه را دریافت کنند؟ عقب نشینی ترامپ بیشتر هم میشود وقتی میگوید نمیتواند باور کند این اتفاق عمدی بوده و آن را اشتباه فردی یک ژنرال ایرانی میداند! جمله به جملهی سخنان او برای ایران یک پیروزی است. میخواست ایران را عقب براند و در اتهامِ دروغ حمله به نفتکشها بدمد؛ حالا پهپاد پیشرفته و گران قیمتش سرنگون شده و ایران رسماً اعلام کرده که ما زدهایم، به سازمان ملل هم شکایت تجاوزش را میکنیم، دوباره هم بیاید، میزنیم؛ اما ترامپ میگوید باور نمیکنم! آیا مقامات ایرانی برای شرح و بسط این پیروزی و تزریق امید و اعتماد به نفس ملی برنامهای تدارک دیدند؟ آیا از رسانهی ملی جز خواندن اخبار رسمی و تکراری، آن هم نه در صدر اخبار، استفادهی دیگری هم در این اتفاق مهم شده است؟ انگار که آخرین مدل گوشی هوشمند موجود در جهان را بخری و تنها برای تماس و ارسال پیامک از آن استفاده کنی!
🔻دولت آمریکا پس از عقب نشینی و سرخوردگی حاصل از آن، بازی رسانهای دیگری را شروع میکند. نیویورک تایمز میگوید ترامپ دستور حمله به برخی مراکز نظامی ایران را صادر و بعد آن را لغو کرده است. خود رییسجمهور آمریکا هم با توییتها و اعلام مواضعش رسماً وسط میدان است. دولت ایران برای خنثی کردن این بازی رسانهای چه میکند؟ هیچ! باور نکردهایم که هدفگیری پهپاد یک بخش ماجراست، بخش دیگر هدفگیری افکار عمومی است.
🔻دیروز ایرانیها هیجان زده بودند؛ اکثریتی از شادی شلیک به متجاوز و اقلیتی از ترس شروع یک جنگ. نظام برای مدیریت این هیجان و تبیین آنچه میان تجاوز آمریکا و دفاع ایران روی داد، چه استفادهای از رسانهی ملیاش کرد جز خواندن یک خبر معمولی آن هم در ردیف خبرهای دست چندم؟ با کلی هیجان تلویزیون را روشن میکنیم، هیچ حرفی برای تحلیل شرایط سیاسی و نظامی پس از زدن پهپاد آمریکا ندارد. در چنین اوضاعی رفتن سراغ الجزیره و بیبیسی و باقی رسانههای خارجی طبیعی نیست؟ روز پنجشنبه یکی از بهترین فرصتها برای تبیین گزارهی «جنگ نمیشود و مذاکره نمیکنیم» با بی اعتنایی همیشه به مدیریت افکار عمومی از دست رفت. سیاستگذاری رسانهایمان قرار نیست تغییر کند؟
۳۱ خرداد ۹۸
@asoupar