جدال- علی عليزاده
57.7K subscribers
1.77K photos
3.13K videos
37 files
6.01K links
کانال رسمی علی علیزاده.
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com

حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal

اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal

و

بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
Download Telegram
از اکانت توییتر رسمی دولت اسراییل تا وزیر خارجه آمریکا تا توپخانه‌های جنگ نرم مستقر در لندن، یعنی بی‌بی‌سی و منوتو و ایران اینترنشنال سعودی، همه جمع شده‌اند تا بگویند وضعیت امدادرسانی در ایران خوب نیست. هدف آنها ادامه همان سیاست «استثنایی سازی» از جمهوری اسلامی است. سیاست تلقین تصویر تنها حکومت «خودسر» در منطقه و حکومتی با ناکارآمدی غیرعادی و استثنایی در داخل. آنها عامدانه از اشل و ابعاد و اندازه سیلی که در بیست و دو استان هم‌زمان رخ داده چیز زیادی نمی‌گویند. نمی‌گویند این بدترین بلای طبیعی پنجاه سال اخیر ایران است و تخریب غیرانسانی‌اش از زلزله رودبار و بم احتمالا بیشتر است. ابزار دفاع ما در برابر این ترفند جنگ روانی چیست؟ آگاهی بیشتر از وضعیت کشورهای دیگر تا نگذاریم با مقایسه‌های دروغین تحریک‌مان کنند و احساسا‌تمان را مثل منابع طبیعی‌مان در گذشته به انحصار خود درآورند. پست زیر را در صفحه اینستاگرام فرهمند علی‌پور، خبرنگار سابق اعتماد ملی، دیدم. درباره شهر «اکویلا» در ایتالیا. توصیه میکنم در راستای همین آگاهی از جهان بخوانیدش
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal

📝فرهمند علی‌پور: ديروز در اينستاگرام ديدم كه خانم "فيورلا مانويا" از خوانندگان سرشناس #ايتاليا تصويرى از خودش منتشر كرده با هشتگ "اكويلا" و "من نمى خنديدم"، جريان اكويلا را مى دانستم، شهرى زلزله زده در ايتاليا است. شهرى در مركز كشور كه ١٠ سال پيش درست مثل ديروز - شش آپريل - دچار زلزله شد و بيش از سیصد قربانى و هفتاد هزار بی‌خانمان به جاى گذاشت.
هشتگ "من نمى خنديدم" را اما دنبال كردم، ديدم خيلى هاى ديگر هم استفاده كرده اند (مثل عكس دوم) و ديدم كه در يادبود سالروز حادثه مردم مشعل به دست جمع شده بودند. پستى از خانمى ديدم از خود شهر اكويلا، كه نوشته بود اكويلا زخم خورده رها شده است و تاكيد كرده بود كه به ايتاليايى اميد دارد كه در آن شهروندانش رها نشده باشند و تمسخر نشوند (عكس چهارم)
يك روز قبل از ديدن اين تصوير خانم مانويا و هشتگ "من نمى خنديدم" از مجله معروف "اينترناتزيوناله" خوانده بودم كه به رغم گذشت ده سال هنوز كار بازسازى شهر به پايان نرسيده، هنوز بسيارى به شهر سیصد هزار نفرى خود برنگشته اند و اينكه احتمالا تا سال دو هزار و بیست و سه يا بیست و چهار (یعنی پنج سال دیگر) كار بازسازى به پايان برسد. (تصوير آخر)
اما "من نمي خنديدم" اشاره به ديدار نخست وزير وقت ايتاليا، آقاى برلسكونى از شهر زلزله ديده داشت كه خنده اى بر لب داشت و بسيارى از ايتاليايى ها به رغم گذشت ده سال خنده او را در آن روز غمگين، نبخشيده اند. بسيارى ها اعتقاد داشتند كه برلسكونى شايد حتى خوشحال بود كه كار بازسازى شهر را شركتهاى خودش در دست بگيرند و درآمدى بزرگ براى خود كسب كند.
برلسكونى آن روزها گفته بود كه مردم براى مدتى بروند تعطيلات و بعد برگردند سر خانه و كاشانه خود.. بازسازى شهر اما هنوز احتمالا پنج سال ديگر زمان نياز داشته باشد


https://www.instagram.com/p/Bv9czkkn6PU/
یک روز امداد رسانی در روستای حیات الغیب (فیلمی هشت دقیقه‌ای. ویدیوهای اینستاگرام را ورق بزنید تا بخش بعدی را ببینید)

فاطمه سادات ضرابی دانشجوی میکروبیولوژی و جوان پر انرژی و پرشوری است که درباره مسایل اجتماعی و گاه سیاسی هم می‌نویسد. یکسالی است نوشته‌هایش را در اینستاگرام دنبال میکنم. هفته پیش اعلام کرد با یک تیم ده دوازده نفره از جوانان عازم مناطق سیل زده لرستان است. گمان کردم مثل آن چیزی که در اطراف زلزله کرمانشاه در صفحات مجازی دیده بودم، میروند و کمکها را تحویل میدهند و چرخی میزنند و عکسی میگیرند و برمی‌گردند. اما آنها در روستای حیات الغیب مستقر شدند. روز به روز دنبالشان کردم. جنس و مدل کارشان متفاوت بود. آنها به آرامی بخشی از روستا شدند. دیگر کمک کردن امری کلی مثل پرت کردن بسته‌ها از بالای هلی‌کوپتر نبود. برای آنها کمک این بود که زهرا خانم پیرزن ساکن فلان خانه این قلم را نیاز دارد و اکبر اقای بالای ده آن چیز را. با هلال احمر و نهادها هم مرتبط شدند و کانالیزه و توزیع کردن کمکها را به عهده گرفتند. دیروز از او خواستم به صورت زنده در اینستا صحبت کند. قبول کرد و نیم ساعتی صحبت کردیم که اینستاگرام به خاطر مشکلات فنی پاک کرد. از او خواستم به من کمک کند تا از راه دور از فعالیت او و گروهش یک رپرتاژ هفت هشت دقیقه‌ای بسازم. سوالات را به او دادم و خواستم ضبط کند و بفرستد. معتقدم مدل فعالیت انها که تمرکز روی یک محله خاص است و نگاه استراتژیک گروه آنها به مساله کمک رسانی و نیازهای دراز مدت این روستای خاص، نحوه ارتباط گیری شان با جامعه محلی و ادغام شان در جامعه روستا به جای نگاه از بالا به پایین بالاشهری های تهرانی (که به شدت یادآور نگاه استعماری آمریکایی‌ها در آفریقاست) همگی فوق‌العاده و به شدت الهام بخش است. آنهم با کمتر از بیست سی میلیون تومان. به ویژه وقتی این را با فعالیت آقای زیباکلام و بقیه سلبریتی‌ها در کرمانشاه مقایسه میکنم. معتقدم مدل فعالیت امثال ضرابی نه فقط می‌تواند الگویی برای ساختن آسیب‌های سیل باشد که میتواند مدلی برای ساختن آینده ایران باشد. دست مریزاد و بیش باد.
https://www.instagram.com/p/BwAPeu7h1D3/ لینک اینستاگرام
لینک یوتیوب: https://youtu.be/uFnsUPUKHkY
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمریکا سپاه را تروریست اعلام کرد. یعنی به هشتاد میلیون ایرانی گفت با سپاه مقابله کنید و سپاه را تسلیم ما کنید تا شما را تحریم و مجازات نکنیم. مطمئنم ترامپ و آن ایرانیان خائنی که به او برای این تصمیم مشورت دادند هرگز فکر نمیکردند که اکثریت ایرانیان، برغم تفاوتهای سیاسی‌شان، یک به یک بگویند ⁧ #من_هم_سپاهی‌_ام ⁩. شاید بشود گفت از پایان جنگ تا امروز هرگز چنین حمایتی در سطح ملی از سپاه نشده بود. لحظه با شکوهی است که با اشتباه محاسبه دشمن شروع شده اما با خرد سیاسی ما میتواند ماندگار شود. این حمایت مرا به یاد صحنه معروف فیلم اسپارتاکوس انداخت. حالا ⁧ #همه_ایران_سپاهی_است ⁩. کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
چگونه باید یک سازمان ملی را نقد کنیم؟

🔹دو هفته پیش عکسی از رییس هلال احمر، فضای مجازی را منفجر کرد. اینبار اصلاح طلبان -احتمالا به خاطر نزدیکی هلال احمر و دولت- ساکت بودند و اصولگرایان و عدالتخواهان خط مقدم نقد بودند. با اینکه حرف منتقدین را حق و کلیت نقدشان را وارد می‌دانستم مقابل این نقدها که هر لحظه سنگین‌تر میشدند ایستادم. اما چرا؟

🔸من از مسیر اجتماعی دیگری سفر کرده‌ام و در این مسیر محله ها و شهرها و قبیله‌های عقیدتی فراوان و متفاوتی دیده‌ام. قبیله‌ای دیده‌ام که به مردمش این دروغ تلقین شده بود که «هلال احمر» همه پولهای ایرانیان را به فلسطین و لبنان می‌برد. و محله‌ دیگری که مردمش باور داشتند هلال احمر چادرهایی را که غربیها برای زلزله بم فرستادند در بازار آزاد فروخته؛ و گروهی که میگفتند «همه» کامیونهای هلال احمر در راه توسط راهزنان دزدیده میشود. شبهه‌هایی که رد کردنشان شاید بیشتر از چند جمله کار نمیبرد اما مثل گل و لای بعداز سیل سفت و محکم شده بود.

🔹هر اشتباه کوچک این سازمان ده برابر و صد برابر شده بود. و البته راه حل اصلی رسانه رسمی و خود هلال احمر هم تمام این سالها این بوده که از شبهات عبور و سرمان را در برف کنیم و امیدوارم باشیم که فراموش شوند. و این شبهه‌ها فراموش نشد و لایه لایه در ذهن ها رسوب کرد و سطح اعتماد عمومی را پایین آورد. تا جایی که در زلزله کرمانشاه دیدیم این بی‌اعتمادی باعث میدان-داری نمایشی سلبریتی‌ها و کاسبان رنج و توریستهای فاجعه و تمرکز زدایی از امدادرسانی و موازی-کاری از طرف دیگر شد.

🔸هلال احمر اصلی‌ترین نهاد امدادرسانی ملی ماست. وقتی بخشی از جامعه گمان کند این نهاد ناکارآمد است نمی‌گوید باشد ایراد ندارد، چشم به راه نهادهای دیگر می‌مانم یا منتظر نیکوکاران و شومن‌ها و بازیگران میشوم تا کمکم کنند. خیر. کسی که در تهران و بیرجند و رشت هم زلزله کرمانشاه و سیل لرستان را بواسطه روایت دشمن دنبال کند به تدریج این احساس در ذهنش قوت میگیرد که جانش تامین ندارد و اگر فردا در شهر او هم اتفاقی بیفتد کسی نیست او را در مقابل فاجعه حفظ کند. جامعه احساس اعتماد عمومی‌ اش را از دست میدهد. هم به آن نهاد کمک رسانی و هم به دولت و هم به کلیت حکومت و هم به کلیت زیست خودش.

🔹هلال احمر ایراد دارد؟ ضعف دارد؟ مال ماست. داشته ماست. چهل سال با آن تاریخ و تجربه داریم. می‌توانیم نقدش کنیم. ایرادش را برطرف کنیم. اصلاحش کنیم. اما برای کندن یک شاخه بیمار، درخت را از ریشه در نمی‌آورند. آن هم وقتی تندبادهای غربی هرروز نزدیک‌تر میشوند.

🔸من از مسیر سیاسی و فکری دیگری سفر کرده ام. دیده‌ام که جامعه ما همین چند میلیون حزب اللهی آتشی نیست که هزار نقد هم بکنند باز پای امنیت ملی می‌ایستند. دیده‌ام که جامعه ما این چند میلیون اصلاح طلب آتشی نیست که هزار ناامیدی داشته باشند باز پای صندوقها می‌روند. جامعه ما متکثر است و برای گذار از یکی دو سال سخت روبرو ما مجبوریم به مسائل «چند وجهی» و از بالا نگاه کنیم.

🔹حالا دیشب برنامه اختیاریه شبکه پنج رییس هلال احمر را درباره آن عکس به چالش کشیده. و رییس هلال احمر اشتباهش را پذیرفته و ایستاده و رسما از مردم گلستان عذر خواسته. اگر از من دو سال پیش می‌پرسیدید میگفتم کافی نیست. همین‌که او چنان کاری را در وهله اول کرده نشان میدهد او عمیقا مردمی نیست. اما امروز با ذهنی عملگرایانه‌تر می‌گویم این نقطه شروع بسیار خوبی است. این می‌تواند قدمی به سمت نهادینه شدن فرهنگ عذرخواهی و مسئولیت پذیری باشد.

کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal

https://www.instagram.com/p/BwEjf7bBB8u/
هیچ جای جهان متهم آدرسش را برای شاکی نمی‌فرستد. هیچ جای جهان متهم دنبال شاکی نمیدود و برای دادگاهی و محاکمه شدن التماس نمیکند. اما من کردم. چون معتقدم پول کثیف سعودی اپوزیسیون ایران را آلوده کرده و به تبع آن زیست هشتاد میلیون ایرانی را به خطر انداخته. محمد جواد اکبرین حالا برای احضار نکردن من به دادگاه بهانه‌ ندارد.
پانوشت: از آقای مصطفی تاجزاده و بقیه اصلاح طلبان داخل کشور نمیخواهم حق را به من بدهند یا قبل از حکم دادگاه کسی را محکوم کنند. اما محمد جواد اکبرین مظنون به همکاری با سعودی هاست. کمترین توقع از اصلاح طلبان داخل کشور این است که تا وقتی تکلیف اتهامات اکبرین مشخص نشده از بازنشر مطالبش خودداری کنند.
متن نامه را در زیر میخوانید:
——
خدمت تحریریه محترم دوماهنامه میهن، آقایان علی کشتگر، رضا علیجانی و محسن یلفانی

سلام،

همانطور که مستحضرید من علی علیزاده حدود هفده ماه پیش ادعا کردم که محمد جواد اکبرین، نویسنده و عضو تحریریه «دوماهنامه میهن» که در فرانسه منتشر میشود برای نوشتن و کار خبرنگاری‌اش از عربستان سعودی پول دریافت کرده‌است. امروز هم دقیقا با همان یقین و اطمینان در فضای عمومی ادعایم را تکرار میکنم.

حضور فردی با ارتباطات مالی با دولتی خارجی در تحریریه هر مجله‌ای، موضوعی است که هر رسانه مستقلی را به واکنش و تحقیق وادار میکرد. چه رسد به دولت سعودی که دولتی متخاصم و از دلایل تحریم و فشار بر هشتاد میلیون ایرانی است. اما برغم گذشت هفده ماه از طرح چنین ادعایی، دوماهنامه میهن به همکاری با آقای اکبرین ادامه داده و هرگز توضیحی به افکار عمومی نداده و هرگز تحقیق و تفحصی درباره روابط مالی یکی از چهار عضو تحریریه‌اش با سعودی نکرده‌است.

اکنون این سوال برای افکار عمومی مطرح شده‌است که آیا این عدم تحقیق و تفحص درباره روابط مالی محمد جواد اکبرین با سعودی و عدم شفافیت دوماهنامه میهن در این باره به این معنی است که این دوماهنامه ارتباط و همکاری با دول خارجی را امری مذموم نمیشمارد؟ یا اینکه دوماهنامه میهن و سه نفر عضو دیگر تحریریه هم خودشان منافع و دلایلی دارند که از تحقیق و تفحص درباره ارتباط و نفوذ سعودی با تحریریه‌اش خودداری میکنند.

اقای محمد جواد اکبرین هشت ماه پیش ادعا کرد که از من به خاطر افترا شکایت کرده. به رغم گذشت زمان اما هیچگونه نامه و ایمیلی درباره این شکایت دریافت نکرده‌ام. سه روز پیش آقای اکبرین مدعی شده که علت عدم احضار اینجانب به دادگاه تغییر آدرس محل زندگی من بوده. مسلم است اقای اکبرین دروغ میگوید. هرکس که کوچک‌ترین اشنایی با مسایل حقوقی در کشورهای اروپایی داشته باشد میداند که وکیل و دادگاه و پلیس بوسیله هرگونه راه ارتباطی (ایمیل، تلفن، پیام در شبکه‌های اجتماعی) با شما تماس گرفته و به شما اخطار میدهد تا خود را در معرض دریافت شکایت قرار دهید. و در هشت ماه گذشته دریغ از یک ایمیل یا تلفن یا پیام حتی از وکیل، چه رسد به پلیس. آقای اکبرین دیروز مدعی شده که وکیل تقاضای فرستاده شدن آدرس جدید من به آدرس دوماهنامه میهن را کرده. امری که مسلم است دروغ است. هیچ وکیلی در شرایط عقل سلیم امکان ارتباط مستقیم و فیزیکی میان شاکی و متهم و بالا بردن امکان تنش را ایجاد نمیکند. اگر وکیلی چنین خواسته‌ای مطرح کرده باشد خودش مرتکب جرم شده.

با این حال، من تصمیم گرفتم برغم همه خطراتی که اعلام محل زندگیم به آقای اکبرین -که فردی با ارتباطات مشخص با دولت سعودی است- دارد، آدرس محل زندگیم را در اختیار مجله میهن و آقای اکبرین قرار بدهم. هم برای رسوا کردن هشت ماه دروغگویی عضو تحربریه دوماهنامه میهن، آقای اکبرین و هم به منظور افزایش توجه افکار عموم عمومی به پولهای کثیف دولتهای ایران‌ستیز در فضای سیاسی و فکری و اجتماعی اپوزیسیون ایران. مسلم است در صورت بروز هرگونه خطر جانی و فیزیکی برای من یا درز کردن محل زندگیم، افکار عمومی محمد جواد اکبرین و دوماهنامه میهن را مسئول خواهد دانست.
تا سیه روی شود هر که در او پول سعودی باشد.
با احترام
علی علیزاده
۲۴ فروردین ۱۳۹۸

https://twitter.com/Jedaaal/status/1117082246836568065
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادتان هست شهریور سال گذشته در تلویزیون منوتو چه گفتم؟ یادتان هست فریاد زدم که چرا «تنها» صدای مدافع سیاستهای منطقه‌ای ایران در تلویزیون منوتو آقای محمد نجاح است؟ چرا که این تلویزیون میخواهد به مخاطبانش تلقین کند که تنها یک عرب (و با لهجه عربی) ممکن است از نظام ایران دفاع کند. و با این کار هم ظاهر بی طرفی و دعوت از همه نکاه های مختلف را حفظ کند و هم ایدئولوژی عرب ستیز و نژادپرستانه طرفداران پهلوی (که هم اسلام و هم جمهوری اسلامی را حکومت اعراب بر ایران میخوانند) را تقویت کند. ما اما نژادپرست نیستیم و عراقی، افغانستانی، سوری و مصری برایمان با ایرانی فرقی ندارد و آقای نجاح را هم، تا آنجا که براساس حرفهایش میشود قضاوت کرد، ‌خبرنگاری می‌بینیم که از تمام افراد دیگر منوتو، آزاده‌تر و ایرانی‌تر است. اما میگوییم در حضور رسانه‌ای باید «کارکرد» و «فایده» و «خروجی» اجرا را هم در نظر گرفت و لزوما نیت دفاع از حق کافی نیست. و به یاد بیاورید تلویزیون منوتو در تاریخ ده ساله‌اش امثال من را فقط و فقط همان یک بار دعوت کرد؟ چون مهمان مخالف برایش وقتی فایده دارد که بساط شیادی شان را به هم نزند.کانال علی علیزاده @jedaal
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصور کن، زبانم لال، مسجد شیخ لطف‌الله، این مهمترین نماد معماری ایران بعد از اسلام آتش بگیرد و روز روشن وسط شهر اصفهان جلوی چشم مردم این شهر بسوزد و فروبریزد. در غیاب هلیکوپتر آتش‌نشانی و در غیاب تجهیزات مدرن. مسجد شیخ لطف‌اللهی که بسیاری از ما با آن عکس یادگاری داشتیم. و عکس روی جلد نصف کتابهایی است که درباره ایران در جهان منتشر میشود؟ بی‌بی‌سی و منوتو چه خواهند گفت؟ سلبریتی‌هایی مثل آقای پرویز پرستویی و خانم تهمینه میلانی و مهناز افشار چه فریادی خواهند کشید؟ آیا تصاویر فروریختن مسجد را به عنوان سند اثبات ناکارآمدی و ‌فساد جمهوری اسلامی دست نمی‌گیرند؟ آیا عده‌ای نمی‌گویند در حالیکه جهان هر روز جلو میرود کشور ما آنقدر عقب مانده است که نمیتواند مانع سوختن آثار تاریخی اش بشود؟ مگر یادتان نیست وقتی پلاسکو فروریخت عده‌ای ناراحتی مردم را چگونه به خشم سیاسی مشخصی تبدیل کردند؟
‏دیروز، کلیسای نوتردام، این مهمترین نماد پاریس سوخت و فروریخت. کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
قتل میترا استاد و اصل ماجرایی که نباید فراموش شود.

🔹لیبرالهای داخلی با کمک بی‌بی‌سی هر لحظه حاشیه جدیدی میسازند تا ما را گیج و جای قاتل و مقتول را عوض کنند.
نباید بگذاریم صاحبان قدرت، ذهن ما را با حاشیه‌‌سازی، استعمار و استثمار و استحمار کنند.
نباید اصل ماجرا را فراموش کنیم. اما اصل ماجرا چیست؟

🔸در ایران امروز که بسیاری از جوانان به خاطر مسایل مالی توان ازدواج ندارند، نجفی برای همسر دومش منزلی پانزده میلیاردی در سعادت آباد تهیه کرده. این دقیقا یعنی چه؟
امسال بعد از اعتراض بسیار، دولت روحانی حقوق پایه کارگر را به یک میلیون و پانصد هزار رساند. یعنی منزلی که نجفی برای همسر دومش تهیه کرده معادل نه هزار و نهصد و بیست و چهار ماه حقوق پایه کار بوده. یعنی معادل هشتصد و بیست و هفت سال درآمد یک کارگر ایرانی، آنهم اگر هیچ نخورد جز هوا و در این بین در سوانح کار نمیرد.

🔹و نجفی همسرش را هزار و سیصد و شصت و دو سکه مهریه کرده‌ بوده. یعنی معادل حقوق سه هزار و نهصد و چهل و یک ماه یک کارگر ایرانی. معادل سیصد و بییست و هشت سال کار.
و نجفی ادعا کرده هفته پیش برای حق السکوت به همسرش ماشین لکسوس داده.

🔸و فراموش نکن نجفی معاول دولتی بود که قول داد هم چرخ سانتریفیوژ بچرخد و هم چرخ اقتصاد. و زمانی که نجفی معاون اول بود قیمت پایه حقوق کارگر دویست و سه دلار بود و امروز صد و شانزده دلار.

🔹اصل ماجرا این است: یکی از مهمترین کارگزاران استحاله انقلاب مستضعفان و خمینی و یکی از معماران اصلی نئولیبرالیسم و رفسنجانیسم، در روزهایی که ریاضت اقتصادی به خاطر بازگشت تحریمها زندگی دهکهای پایین و متوسط ایران را فلج کرده، استطاعت تهیه منزلی با قیمت هشتصد و بیست و هفت سال حقوق یک کارگر فقط برای همسر دومش را داشته.

🔸اصل ماجرا این است که معاون سابق دولتی که مردم را به صبر اقتصادی علیه تحریمها دعوت میکند، هفته پیش به همسر دومش پیشنهاد طلاق با یک لکسوس حداقل یک میلیارد تومنی و هزار و سیصد و شصت و دو سکه داده. و وقتی او نپذیرفته این زن را در منزل پانزده میلیارد تومنی با ضرب گلوله کشته.

🔹و حالا هم تمامی جناح اشراف و نئولیبرالها بسیج شده‌اند تا این جنایت را تطهیر کنند. روزنامه‌نگاران شرق و آرمان و سازندگی هم لباس رزم پوشیده‌اند. (اصلا سرمایه‌گذاری صدها میلیاردی روی رسانه برای همین روزهاست.) سلبریتهایی که دستمزدهای میلیاردی‌ می‌گیرند و ابزار پولشویی ابرمیلیاردرها هستند هم به کمک آمده‌اند. مسلما آنها هم با نجفی و جناح سیاسی نجفی قرابت بیشتری دارند.

🔸اصل ماجر این است که این اشراف همه چیز ما را به انحصار خود درآورده‌اند. هم اموال و منابع ما را و هم ذهن و احساس و قوه قضاوت ما را. به قتل میرسانند و بعد با ماشین پروپاگاندایشان دستهای آلوده‌شان را هم تطهیر میکنند.

🔹پانوشت: امسال سال دشواری است. سال اتحاد علیه دشمن خارجی. وحفظ امنیت همچنان مهم‌ترین مبنای ما و مقدم بر هرچیزی از جمله عدالت. اما نخواهیم گذاشت امنیت به قیمت جان فرزندان مستضعفان ایران و افغانستان و لبنان در جبهه‌های سوریه تامین شود ولی فاسدانی مثل نجفی‌ پروار شوند و در قصرهایشان جنایت کنند.

به کانال تلگرام علی علی علیزاده بپیوندید @jedaal
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینید این پنجاه و نه ثانیه را. نتیجه تحریم_هوشمند را. تحریمی که رضا پهلوی، شیرین عبادی، سعید قاسمی‌نژاد و مسیح علی‌نژاد و عباس میلانی و مهرانگیز کار و مهدی خلجی سالها از آمریکا التماسش را کردند. و بودجه‌های صدها هزار دلاری گرفتند. تحریمی که مجریان بی‌بی‌سی و منوتو و ایران اینترنشنال به اسم حقوق بشر توجیه و تبلیغش کردند و شب به شب برایش رپرتاژ آگهی رفتند. و حقوق پوندی گرفتند. چگونه این جماعت نانی که به خون و رنج کودکان و مادران وطنشان آلوده شده را در دهان فرزندانشان در لندن و نیویورک و واشنگتن میگذارند؟ باش تا نفرین دوزخ از شما چه سازد. به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
درست است تولید ناخالص ملی ژاپن ده برابر ایران است اما مطمئنم ژاپنیهای بسیاری امروز حسرت ایرانیان را خوردند. ژاپنی که بعد از هفتاد و پنج سال هنوز در اشغال رسمی بیست و سه پایگاه نظامی آمریکا و پنجاه هزار سرباز و پرسنل آمریکایی است. سربازانی که‌ در هفتاد و‌پنج سال گذشته بارها مردم ژاپن خواهان خروجشان از خاک این کشور شده‌ و راه به جایی نبرده‌اند. سربازانی که حتی وقتی به زنان زاپنی تجاوز کرده‌اند (و این امری عادی در این سالها بوده) در داخل ژاپن محاکمه نشده‌ و به آمریکا بازگردانده شده‌اند. یعنی همان قانون تحقیرآمیز کاپیتولاسیون. ژاپنی که نه تنها هنوز جرات یک‌کلمه نقد جنایات آمریکا در جنگ دوم جهانی یا رفتار توهین آمیز نظامیانش با مردم این کشور را ندارد بلکه مجبور شده بارها از آمریکا معذرت هم بخواهد. مطمئنم ژاپنی‌های بسیاری امروز حسرت خوردند. مطمئنم آرزو داشتند رهبر آنها هم جای پادویی و پیامرسانی برای آمریکا، میتوانست صدای استقلال ملتش بشود‌‌ و میتوانست ترامپ را اینگونه صریح تحقیر کند. مطمئنم ژاپنی‌های بسیاری آرزو ‌داشتند رهبر آنها هم اگر نمیتوانست آمریکا را از منطقه شان اخراج کند، حداقل از داخل خاک خودشان بیرون کند. مطمئنم ژاپنی‌های بسیاری امروز آرزو‌ کردند مثل ایرانیها به استقلال و عزت و شجاعت برسند.
پانوشت: این سالها زیباکلام‌ها، این واعظان بیدانش مذهب غرب-پرستی مدام با مقایسه ایران با ژاپن ما را تحقیر کرده‌اند. اما آنها هرگز به ما نگفته‌اند ژاپن در اشغال نظامی آمریکاست. این عکس که نقشه پایگاه‌های نظامی حال حاضر آمریکا در ژاپن است را باید جلویشان گذاشت.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal

https://www.instagram.com/p/ByqVNOkhP_6/
👍2
در سرمقاله امروز فرهیختگان درباره معادله دروغینی به اسم «یا جنگ یا مذاکره» نوشتم. تکه‌هایی از مقاله را پایین آورده‌ام. اما توصیه میکنم کل مقاله را بخوانید. از طریق دنبال کردن لینک اول یا دانلود کردن فایل انتهایی این پست.

🔹 سرتاسر رسانه‌های غربی پر شده از احتمال جنگ میان ایران و آمریکا. سیر حوادث در ظاهر دارد شتاب می‌گیرد. تنش میان ایران و آمریکا بیشتر و فضای منطقه ملتهب‌تر و افکار عمومی هم مضطرب‌تر می‌شود. اما وضعیت نه بغرنج است، نه ملتهب، نه جدید و نه واجد ناشناختگی خاصی.

🔸سال‌هاست نومحافظه‌کاران واشنگتن توصیه می‌کنند که بهترین راه برای آغاز جنگ با ایران و افزایش تنش استفاده از پرچم دروغین است. برای مثال پاتریک کلاوسون، رئیس مهدی خلجی در انستیتو واشنگتن سی و یک شهریور نود و یک رسما پیشنهاد کرد از عملیات پرچم دروغین در خلیج فارس استفاده شود و حالا این نومحافظه‌کاران وارد کاخ سفید هم شده‌‌اند.

🔹معنای عملیات پرچم دروغین نفتکشها چیست؟ چرا باید دقیقا ساعتی اتفاق بیفتد که نخست‌وزیر ژاپن دارد پیشنهاد ترامپ برای مذاکره را به‌دست رهبر ایرانیان می‌رساند؟ ترامپ می‌خواهد بگوید «یا مذاکره می‌کنید یا جنگ را آغاز می‌کنیم، تازه به خاطر اینکه دست بالا را در نظام رسانه‌ای و حقوقی و سیاسی جهان داریم طوری هم آغاز می‌کنیم که افکار عمومی جهان ایران را مقصر و آغاز‌کننده خصومت بدانند.»

🔸اما بگذارید صریح بگویم: هیچ جنگی در کار نخواهد بود. همان‌طور که سال‌های نود تا نود و دو هم امکان جنگ وجود نداشت. اما ضریب‌دادن به خطر جنگ و وابستگی ذهن‌های غرب‌زده‌ای که از تحریم وحشت کرده بودند ایران را پای میز مذاکره کشاند و مذاکره را برای بخشی از افکار عمومی مثل معجزه‌ای، حلال همه مشکلات معرفی کرد و شد آنچه نباید می‌شد و قدرت هسته‌ای که سرمایه‌گذاری دهساله‌ یک ملت بود به ثمن بخس از چنگ‌شان در‌آمد و واگذار شد.

🔹بگذارید صریح بگویم: فریاد صلح‌طلبی بلند‌کردن و به اسم صلح‌طلبی ترساندن افکار عمومی و سوق دادن‌شان به گزینه مذاکره -درحالی که مطلقا هیچ‌گونه امکانی برای جنگ وجود ندارد- صراحتا همکاری با دولت آمریکا و بازی در زمین استراتژی ترامپ است.

🔸بگذارید صریح‌تر بگویم: مساله حتی بحث انتزاعی درباره عزت یا شعار توخالی درباره استقلال نیست. بحث دقیقا بدیهیات اولیه سیاست واقعی است. منتقدان می‌گویند جمهوری اسلامی ایدئولوژیک است و به‌خاطر آمریکاستیزی تن به مذاکره نمی‌دهد. کاملا برعکس. اتفاقا به‌خاطر «واقع‌گرایی» سیاسی تن دادن به مذاکره در شرایط حاضر که تحریمها فشار آورده یک اشتباه محض و یک خودکشی ملی است.

🔹و اگرچه بخشی از فشارهای تحریم در یک سال گذشته خنثی شده اما تا رسیدن به اقتصادی که تاب‌ «مقاومت» مقابل تحریم را داشته باشد راه درازی داریم. و تا روزی که اقتصادمان و وضعیت داخلی‌مان متاثر از تحریم بالا و پایین شود، نه ‌فقط ترامپ که هرکس دیگری در کاخ‌سفید یا هر پایتخت دیگری بنشیند به تسلیم ما طمع می‌ورزد و اگر به پای میز مذاکره بیاید فقط و فقط برای امتیاز‌گرفتن می‌آید نه معامله پایاپای.

🔸اما طرف دیگر، داشته‌های ماست. قدرت نظامی‌ ما و جوانان ماست که مبنایش تماما در داخل است. قدرتی که نه‌فقط تحریم دشمن آمریکایی بر آن اثر ندارد، بلکه سیاست‌بازی‌ها و تعلل کردن‌های به‌اصطلاح متحدان چینی و روسی هم ذره‌ای خلل بر آن وارد نخواهد کرد. و دیگری نفوذ عمیق ما بر جمعیت‌های شیعه منطقه است.

🔹همان مبنایی است که در 20 سال گذشته آمریکا را کشور به کشور از منطقه بیرون کرد، عراق را باتلاق آمریکا و سوریه را از داخل حلقوم غرب و سعودی بیرون کشید و لبنانی که قربانی اسرائیل بود را کابوس اسرائیل کرد. همان مبنایی که براساس آن می‌توان با قلبی مطمئن و آرام به پیام‌آور ترامپ گفت آمریکا می‌خواهد اما نمی‌تواند نظام ایران را تغییر دهد و می‌خواهد اما نمی‌تواند جنگ راه بیندازد.

🔸مقابله با جنگ روانی ترامپ که دانسته یا نادانسته توسط غرب‌گرایان و لیبرال‌های ایرانی ضریب می‌گیرد و تکمیل می‌شود مهم‌ترین کنش مقاومتی این روزهای ما به‌عنوان یک ملت است. مهم‌ترین مقاومت امروز این است که استوار بایستیم و به یاد بیاوریم از نظر نظامی و منطقه‌ای آنقدر قوی شده‌ایم که درباره حقوق بدیهی خود هرگز دیگر مذاکره و اشتباه برجام را تکرار نمی‌کنیم. و با به یاد آوردن شکست‌هایی که در 20 سال گذشته به آمریکا تحمیل کرده‌ایم به یاد بیاوریم که از نظر نظامی و منطقه‌ای آنقدر قوی شده‌ایم که هرگز جنگی هم علیه ما به راه نخواهد افتاد.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندنید @jedaal

http://newspaper.fdn.ir/newspaper/BlockPrint/173289

http://newspaper.fdn.ir/newspaper/PagePDF/36315
👍1
تاملی بر مرگ تراژیک انقلاب مصر

🔸دی هشتاد و نه انقلاب مصر پیروز شد. ‏تیر نود و یک محمد مرسی در اولین انتخابات واقعا آزاد رییس جمهوری منتخب مردم مصر شد.

🔹تیر نود و دو ژنرال سیسی با حمایت مالی سعودی و با مجوز آمریکا کودتا کرد. بیش از هزار نفر را در خیابانها کشت و
‏مرسی و هشتاد هزار عضو اخوان المسلمین را زندانی کرد.

🔸و امروز محمد مرسی بعد از شش سال دادگاه ظالمانه در دادگاه افتاد و فوت کرد.

🔹سرنوشت تراژیک محمد مرسی و پایان غمبار انقلاب مصر رسوا کننده همه ادعاهای غرب و آمریکا درباره دموکراسی و انتخابات آزاد است. همان غربی که به اسم دموکراسی و انتخابات آزاد لشگرکشی نظامی یا رسانه‌ای میکند و هواپیماها و بمبها و یا قطعنامه‌ها و بیانیه‌های حقوق بشری‌اش و یا بی‌بی‌سی ها و رادیوفرداهایش را به کشورها گسیل می‌کند.

🔸و همینطور به ما می‌آموزد برای قدرت گرفتن مردم در این منطقه باید این منطقه اول از نفوذ آمریکا و وجود دولت ضدانسانی سعودی پاک شود.

🔹و در نهایت این روزها که زیر فشار رسانه‌های غربی بسیاری از استحاله شدگان از وقایع سالهای اول انقلاب ایران بویژه اعدام ژنرالهای ارتش و ساواک تبری می‌جویند، سرنوشت مرسی و شکست انقلاب مصر به یاد ما می‌آورد که اگر نابغه‌ای به جز آیت‌الله خمینی رهبر انقلاب ایران بود و‌همینطور اگر آیت الله خمینی مرعوب لیبرالها شده بود، انقلاب اسلامی ایران هم بیشتر از یکسال دوام نیاورده بود.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
Forwarded from کبری آسوپار
📝ما بی رسانه‌ایم؛ حوصله‌ی شرح قصه نیست!

🔻ساعت یک ظهر روز پنجشنبه‌ای است که مردم ایران طلوع آفتاب را با خبر انهدام پهپاد آمریکایی توسط نیروهای نظامی کشورشان آغاز کرده‌اند. ۹ ساعت از زمان شلیک و ۷ ساعت از انتشار خبر می‌گذرد. حالا ساعت ۱۳ و بخش خبری مشروح صداوسیمای ایران است در حالی که ایران و اقدامش علیه پهپاد جاسوسی آمریکا در صدر اخبار رسانه‌های مهم جهان هستند؛ فضای مجازی از حواشی خبر به انفجار رسیده و جلسات فوق‌العاده‌ی مقامات آمریکایی در حال برگزاری است. در ایران همه هیجان زده‌اند؛ موافق یا مخالف. و حالا منتظر هستیم ببینیم برای مدیریت این هیجان و مدیریت افکار عمومی چه سیاستی اتخاذ شده است.

🔻در شبکه خبری رسانه‌ی ملی به عنوان مهم‌ترین رسانه‌ی نظام، ۹ ساعت پس از اتفاقی در این سطح اهمیت، مجری خبر نام پهپاد سرنگون شده را نمی‌تواند درست بخواند و حتی توجیه نشده آن را به عنوان چندمین خبر باید بخواند. او در حالی که تصویر پشت سرش خبر افتتاح پروژه‌ای دست چندم توسط فلان وزیر است که از نظر سیاستگذاران خبری صداوسیما مهم‌تر از خبر هدف قرار داده شدن پهپاد آمریکایی توسط ایران است، برگه را بلند می‌کند، نام پهپاد آمریکایی را غلط و با تامل می‌خواند، بعد متوجه می‌شود خبر دیگری را باید می‌خوانده، برگه را کنار می‌گذارد و می‌گوید در دقایق آتی این خبر را خواهم خواند! مصاحبه با کارشناسان سیاسی و نظامی؟ تبیین دلایل حمله به پهپاد و ناگزیری آن؟ پیش بینی و تبیین واکنش‌های احتمالی دولت آمریکا؟ ارتباط با کارشناسان خارجیِ همسو با ایران؟ هیچ؛ در روخوانی خبری که دیگر بعد از ۹ ساعت فوری هم نیست، مانده‌اند؛ حتی تشخیص نمی‌دهند دفاع نیروهای مسلح از امنیت مردم در این سطح، باید اولین خبر باشد، باقی موارد که بماند! یک فکر رسانه‌ای بروز هم در نهادهای نظامی و شورای عالی امنیت ملی وجود ندارد که خود درخواست کند وقت بدهید بیاییم با مردم صحبت کنیم.

🔻خبرهای جدید در مورد واکنش‌ها به سرنگونی آرکیو4ای آمریکا لحظه‌ای می‌آید؛ سیاست رسانه‌ای ایران اما گزاره‌ای اضافه بر خواندن بیانیه‌های رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مواضع رسمی وزارت خارجه ندارد. پیوست رسانه‌ای؟ مدیریت افکار عمومی؟ هیچ!

🔻همه منتظر واکنش رئیس جمهور و دولت آمریکا هستند. ترامپ توییتی یک جمله‌ای می‌زند که یکی از پر بیننده‌ترین توییت‌های او می‌شود: «ایران مرتکب اشتباه بزرگی شد.» آیا بوی تهدید می‌دهد یا صرفاً وصفی برای خالی نبودن عریضه است؟ چه کسی باید این را برای مردم ایران تبیین کند؟ چه کسی باید شرح دهد که همین جمله، نه تهدید که مقدمه‌ی عقب نشینی اوست؟ مردم از کجا باید تحلیل این اخبار لحظه به لحظه را دریافت کنند؟ عقب نشینی ترامپ بیشتر هم می‌شود وقتی می‌گوید نمی‌تواند باور کند این اتفاق عمدی بوده و آن را اشتباه فردی یک ژنرال ایرانی می‌داند! جمله به جمله‌ی سخنان او برای ایران یک پیروزی است. می‌خواست ایران را عقب براند و در اتهامِ دروغ حمله به نفتکش‌ها بدمد؛ حالا پهپاد پیشرفته‌ و گران قیمتش سرنگون شده و ایران رسماً اعلام کرده که ما زده‌ایم، به سازمان ملل هم شکایت تجاوزش را می‌کنیم، دوباره هم بیاید، می‌زنیم؛ اما ترامپ می‌گوید باور نمی‌کنم! آیا مقامات ایرانی برای شرح و بسط این پیروزی و تزریق امید و اعتماد به نفس ملی برنامه‌ای تدارک دیدند؟ آیا از رسانه‌ی ملی جز خواندن اخبار رسمی و تکراری، آن هم نه در صدر اخبار، استفاده‌ی دیگری هم در این اتفاق مهم شده است؟ انگار که آخرین مدل گوشی هوشمند موجود در جهان را بخری و تنها برای تماس و ارسال پیامک از آن استفاده کنی!

🔻دولت آمریکا پس از عقب نشینی و سرخوردگی حاصل از آن، بازی رسانه‌ای دیگری را شروع می‌کند. نیویورک تایمز می‌گوید ترامپ دستور حمله به برخی مراکز نظامی ایران را صادر و بعد آن را لغو کرده است. خود رییس‌جمهور آمریکا هم با توییت‌ها و اعلام مواضعش رسماً وسط میدان است. دولت ایران برای خنثی کردن این بازی‌ رسانه‌ای چه می‌کند؟ هیچ! باور نکرده‌ایم که هدف‌گیری پهپاد یک بخش ماجراست، بخش دیگر هدف‌گیری افکار عمومی است.

🔻دیروز ایرانی‌ها هیجان زده بودند؛ اکثریتی از شادی شلیک به متجاوز و اقلیتی از ترس شروع یک جنگ. نظام برای مدیریت این هیجان و تبیین آنچه میان تجاوز آمریکا و دفاع ایران روی داد، چه استفاده‌ای از رسانه‌ی ملی‌اش کرد جز خواندن یک خبر معمولی آن هم در ردیف خبرهای دست چندم؟ با کلی هیجان تلویزیون را روشن می‌کنیم، هیچ حرفی برای تحلیل شرایط سیاسی و نظامی پس از زدن پهپاد آمریکا ندارد. در چنین اوضاعی رفتن سراغ الجزیره و بی‌بی‌سی و باقی رسانه‌های خارجی طبیعی نیست؟ روز پنجشنبه یکی از بهترین فرصت‌ها برای تبیین گزاره‌ی «جنگ نمی‌شود و مذاکره نمی‌کنیم» با بی اعتنایی همیشه به مدیریت افکار عمومی از دست رفت. سیاستگذاری رسانه‌‌ای‌مان قرار نیست تغییر کند؟

۳۱ خرداد ۹۸
@asoupar
درباره مثلث آهنین

🔹اوایل دهه شصت میلادی، اتحاد چین با شوروی از بین رفت. دو کشور کمونیست خیلی زود خود را در آستانه جنگ با یکدیگر یافتند. در تحلیل مائو، رهبر انقلاب چین، شوروی دیگر کشوری سوسیالیستی نبود و خودش هم امپریالیستی جهانگشا بود و برای چین خطرناکتر از آمریکا. بر اساس این تحلیل، مائو به غرب چرخید و در پایان دهه شصت دست دوستی به سوی نیکسون، رئیس جمهور آمریکا دراز کرد.

🔸چین به تدریج شریک تجاری آمریکا شد و بیش از چهارصد میلیون نیروی کار ارزان و‌ منضبط چینی را در اختیار تولید محصولات ارزان برای آمریکا قرار داد. ارزانی این نیروی کار شکل‌ جدیدی از روابط تولیدی و برهه‌ای نو‌در تاریخ سرمایه را ممکن کرد که امروز آن را با نئولیبرالیسم می‌شناسیم. فرمی از اقتصاد که رقابت برای بلوک شرق را دوچندان دسوار میکرد.

🔹جابجایی چین از جایگاه متحد شوروی به شریک تجاری آمریکا، تعادل یا اکولیبریوم میان آمریکا و شوروی را بهم زد. نتیجه بیست سال بعدتر مشخص شد که فروپاشی امپراطوری شوروی بود.

🔸حالا سی سال بعد از استیلای بلامنازع آمریکا اتحاد دیگری ممکن شده. اتحاد چین و روسیه و ایران. اتحادی که به نوبه خود میتواند در یکی دو دهه آینده به فروپاشی آمریکا بیانجامد.

🔹این حرفها تخیل من نیست. حرفی است که این روزها در مجامع جدی چین هم شنیده میشود. دیروز ارگان حزب کمونیست چین در گزارشی به بهانه سقوط پهپاد آمریکایی از امکان تشکیل مثلث آهنین «ایران - روسیه و چین» سخن گفته و ابراز حمایت و همگرایی استراتژیک پکن با ایران را ضرورتی اجتناب ناپذیر خوانده.

🔸آمریکا در حال افول است. و‌ نظم جهانی جدیدی در حال تقلا برای به دنیا آمدن است. و ما میتوانیم یکی از پایه‌های جهان جدید باشیم.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal

https://www.instagram.com/p/BzD_vuHB8QR/?igshid=a19b8s9yhf4s
جای بحث حجاب اینجا نیست

🔹دیروز ویدئویی منتشر شده از دستگیری یک زن جوان توسط پلیس ایران. با یقین میگویم اگر این جوان در بریتانیا، آلمان یا فرانسه بجای بالا بردن بلافاصله دستها و تسلیم (چه بازداشت به حق چه ناحق) با پلیس وارد زد و خورد میشد، پلیس استخوانهایش را خرد میکرد. و اگر چنین کاری را در آمریکا کرده بود پلیس احتمالا به او شلیک میکرد.

🔸هدف نشر چنین ویدئوهایی، آنهم توسط مسیح علینژاد کارمند رسمی دولت آمریکا، تغییر «قانون» حجاب نیست. افزایش تقابل بخشی از مردم با حکومت و تضعیف پلیس ایران است. پلیسی که دهها برابر نرمتر از پلیس کشورهای غربی است. این را با قاطعیت و براساس تجربه نوزده ساله زندگی در بریتانیا و عضویت چندساله در نهادهای ناظر بر خشونت پلیس در این کشور میگویم.

🔹پیشتر هم گفته‌ام که شخصا مخالف اجباری بودن حجاب هستم. هرگز هم درین باره ریا نکرده‌ام. اما معتقدم وظیفه همه منتقدان حجاب اجباری است که در چنین مواردی از اقتدار نیروی انتظامی کشور دفاع کنند. جای نقد حجاب اجباری چنین جایی نیست.

🔸و‌ همینطور وظیفه طرفداران حجاب است که در دام این بازی پیچیده نیفتند و دفاعشان از حجاب را در چنین جا و موقعیتی انجام ندهند و باعث ایجاد دوقطبی کاذب نشنوند.

🔹مساله اینجا درست یا غلط بودن قانون حجاب نیست. مساله جلوگیری از تضعیف پلیس و از دست دادن محبوبیت نیروی انتظامی کشور است. جلوگیری از اتفاق تلخی که مقدمه سوریه سازی ایران است.

🔸پانوشت: فیلم از حمله پلیس پلیس ویلوود آمریکا در سال دو هزار و‌هجده به زنی که هیچگونه خلافی مرتکب نشده بود. کافی است «خشونت پلیس آمریکا» را با انگلیسی در یوتیوب جستجو‌ کنید. صدها ساعت ویدیو از وحشیگری روزانه این پلیس می‌بینید. از وحشیگری پلیس دولتی که مسیح علینژاد ماه به ماه از آن حقوق میگیرد.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal

https://www.instagram.com/p/BzGTC_3BN8l/?igshid=1a71x9c8bpomk
👍1
لگدی دیگر به اقتدار پلیس

🔸سرکلانتر شرق تهران گفته فیلم بازداشت دختر تهرانپارس تقطیع شده است و فیلم کامل نشان میدهد دختر جوان حمله را آغاز و با سیلی مأمور پلیس را زده و عینکش را شکسته.
🔸سوال اول: این فیلم کامل دقیقا کجاست؟ اگر این فیلم واقعا وجود داشته به چه حقی اجازه دادید دو روز فضای کشور متشنج شود و منتشرش نکردید؟

🔹سرکلانتر شرق تهران ادامه داده مردم بدانند ابتدا این دختر خانم تعرض کرده اما ما با مأمور برخورد قاطع و قانونی خواهیم کرد. سوال دوم: مگر نمیگویید دختر آغازگر تعرض بوده؟ پس برخورد قاطع با مامور چه دلیلی دارد؟ برخورد با پلیس و عزل مامور چه پیامی به جامعه و بقیه ماموران پلیس میدهد؟ کاش سرکلانتر شرق تهران گفته بود دختر بیگناه بوده و مامور خاطی. چرا که هر نیرو و نهادی فرد خاطی هم دارد. اما گفتن اینکه دختر خاطی و آغازکننده‌ی تعرض فیزیکی بوده و «با اینحال» پلیس مامور خودش را عزل کرده یک پیام فاجعه بار برای جامعه است.

🔸تکرار میکنم: من منتقد قانون اجباری بودن نوع پوشش هستم. منتقد حضور گشت ارشاد در سطح شهر هستم. و معتقدم نباید پلیس را مامور به اجرای چیزهایی کرد که باعث تعمیق گسلهای اجتماعی میشود. اما بیشتر از حجاب نگران «امنیت داخلی» کشوری هستم که یکروز سلبریتی فوتبالی به پلیس توهین میکند، روز دیگر راننده‌ای پلیس را زیر مشت و لگد میگیرد چون لندکروزش دو‌میلیاردی است و روز دیگر یک دختر جوان با پشتیبانی علینژاد و بی‌بی‌سی باعث عزل پلیس میشود.

🔹اخطار: فیلم زیر که صحنه کتک خوردن مامور پلیس راهوار از راننده لندکروز در سال گذشته است حاوی کلمات رکیک است.

به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal

https://www.instagram.com/p/BzIJghjBacw/?igshid=giz87rj01ceu
آنچه در زیر می‌آید خلاصه‌ای از یادداشت تامل برانگیز دکتر اکبر نصراللهی، رییس دانشکده رسانه و ارتباطات دانشگاه آزاد در نقد پوشش خبری پهپاد در صداوسیماست که در سایت تسنیم منتشر شده.

بورکینافاسو یا پهپاد؟ یادداشتی از اکبر نصراللهی


بخش‌های خبری رسانه ملی به‌لحاظ "سرعت انتشار" [موضوع پهپاد را ] خوب پوشش دادند‌... اما به‌لحاظ کیفی عملکرد رسانه ملی در پوشش این موضوع، قابل نقد و بررسی است.
شبکه خبر در بخش‌های 7، 7:30، 8:30، و 9 صبح پنج‌شنبه، این خبر را در اولویت نخست اما فقط 40 ثانیه پخش کرد. در بخش خبری 8 صبح، هدف گرفتن پهپاد بعد از خبرهای "تأکید نماینده ایران در سازمان ملل بر حمایت از فلسطین، سفر رییس جمهور چین به کره شمالی، حمله تروریستی به شمال بورکینافاسو و نجات بیست و هفت مهاجر بدون‌مجوز در آب‌های مدیترانه" پخش شد.

گوینده بخش خبری سیزده همین شبکه هم بعد از حدود نه ساعت از هدف قرارگرفتن این پهپاد جاسوسی، آن را در اولویت ششم خواند (البته در اولویت دوم، اصل خبر را خیلی کوتاه و اشتباه خواند).

همچنین در روزی که پهپاد جاسوسی آمریکا هدف قرار گرفت و شبکه‌های خبری و حرفه‌ای دنیا، کنداکتور برنامه‌های عادی را قطع کردندو برنامه‌های خود را زنده به پوشش این موضوع مهم اختصاص دادند، اما شبکه خبر در برنامه زنده "روی خط خبر" (ساعت 10:45) موضوع "لزوم توجه به نشانگرهای رنگی روی بسته‌های محصولات غذایی" را روی آنتن برد.
شبکه خبر، برنامه زنده "تیتر امشب" را به‌روال پنج‌شنبه‌ها پخش نکرد و برنامه "شهر فرنگ" را پخش کرد.
"تیتر امشب" شبکه خبر در فردای سرنگونی پهپاد، یعنی جمعه سی و یک خرداد نیز به‌جای این‌که به تحلیل ابعاد حقوقی و بین‌المللی و سیاسی پهپاد اختصاص یابد، موضوع "عملکرد و مشکلات در مناطق سیل‌زده" را بررسی کرد.
و اما پخش اخبار سیما در بخش خبری 22:30 شبکه دو، اولاً خبر هدف قرار گرفتن پهپاد را در اولویت ششم بعد از خبرهای "کنگره شهدای کردستان و سفر روتین وزیران دولت به اصفهان، همدان و استان مرکزی" حدود 1 دقیقه پوشش داد و در مهمترین و باسابقه‌ترین بخش گفتگومحور و تحلیلی صداوسیما یعنی "گفتگوی ویژه خبری"، آخرین اقدامات در مناطق سیل‌زده را  بررسی کرد و جمعه‌ها هم گفتگوی ویژه‌ای‌ها تعطیل هستند.

پنج نکته مهم:
یک. بی‌تردید هدف قرار گرفتن پهپاد آمریکایی مهمترین خبر پنج‌شنبه و جمعه ایران و جهان بود و ضرورت داشت هم در چینش بالا و هم با اختصاص زمان مناسب پوشش داده می‌شد.

دو. مردم علاوه بر خبر، به تحلیل نیاز دارند و اگر تحلیل‌ها را از زبان کارشناسان و رسانه‌های ملی نشنوند به کدام رسانه رجوع کنند؟ چرا برنامه‌های گفتگومحور در روز حادثه به موضوع دیگری غیر از پهپاد پرداختند؟

سه. بارها گفته و نوشته‌ام کنداکتور اخبار رسانه ملی باید انعطاف‌پذیر باشد تا سردبیران و مدیران آن بتوانند مهمترین موضوع خبری روز را بررسی کنند. مردم منتظر نمی‌مانند هر وقت رسانه‌ای دوست داشت به موضوع مهم روز بپردازد.

چهار. تعطیلی "گفتگوی ویژه خبری" در شرایط بحرانی و یا وقوع رویدادی بسیار مهم قابل‌توجیه نیست. همه بخش‌های خبری و برنامه‌های تحلیلی و سرگرمی رسانه ملی تحت مدیریت سازمان صداوسیما هستند و با هماهنگی ساده می‌توان در صورت ضرورت ظرفیت برنامه‌های گفتگومحور را فعال کرد.
این مشکل در سیل فروردین 98 هم دیده شد و متأسفانه بخش خبری 20:30 و گفتگوی ویژه خبری کنار مردم نبودند.

پنج. بی‌تردید مدیریت افکار عمومی اگر مهم‌تر از مدیریت میادین دیگر مثل زدن پهپاد نباشد کم‌اهمیت‌تر نیست. لطفاً طرحی نو در افکنید، در سیاستگذاری‌تان تجدیدنظر و به افکار عمومی، آرایش جدید رسانه‌ای، نیاز مخاطبان و دسترسی‌های متعدد و متکثر  مخاطبان توجه کنید.

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/04/04/2040636/یادداشت-بورکینافاسو-یا-پهپاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی زیر را فعالان رسانه‌ای لبنانی بر اساس سخنرانی روز‌ بیست و دوم تیرماه سیدحسن نصرالله ساخته و‌در شبکه‌های اجتماعی پخش کرده‌اند. درباره این سخنرانی و‌ این ویدیو متنی نوشته‌ام که میتوانید در لینک زیر بخوانید https://t.me/jedaal/512