This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سه دولت موازى. كمدى ساخت ناتو و غرب. تراژدى مردم ليبى. بهانه دخالت ايران/حزب الله/پوتين هم ندارند. كاش قذافى ميدانست امروز دنياى موشك هم هست
سايت جدال برگزار ميكند: مناظره چالشى مخالف و موافق برجام و مسير آينده. بهمراه تريبون آزاد. https://www.facebook.com/events/992339590845280/
نزاع بر سر تفسیر برجام، نه امری مربوط به گذشته که نزاعی دربارهی سمت و سوی آیندهی سیاستهای کلان امنیتی، منطقهای و خارجی حکومت است. نزاعی با تاثیر مستقیم بر وضعیت مادی، سیاسی و اقتصادی مردم. تنش لفظی فعلا فروکش کردهی میان خامنهای و رفسنجانی نشانی از عمق این نزاع است. به رغم ظاهر، این نزاعی نه ایدئولوژیک که به شدت عملگرایانه است و دو سوی معادله، نمایندهی دو نوع منطق قدرت و حکمرانی. در تمام این سالها گفتگویی جدی میان این دو نوع منطق نه در تریبونهای پر از سانسور حاکمیت ممکن بوده است و نه در تریبونهای به ظاهر آزاد متعلق به دولتهای غربی.
هرچند دیرهنگام اما پلتفرمی مستقل از هر گونه قدرت دولتی ساختیم. جدال پلتفرمی مستقل است که ردای ریاکارانهی بی «طرف» بودن نمیپوشد و خود را «طرف» دار منافع ملی ایران و ایرانیان میداند. جدال پلتفرمی برای مقابلهی صریح گفتارهای سیاسی اجتماعی طبقاتی در ایران امروز است.
در جدال نخست امیر احمدی رییس شورای عالی ایرانیان که سالها برای رابطه ایران و آمریکا تلاش کرده ادعا میکند قبول برجام به این شکل به ضرر منافع ملی ایران بوده است، بهبودی برای اقتصاد ایران متصور نیست و میگوید بحران هستهای با تحمیل هزینهای سنگین به مردم، مهم ترین اهرم چانه زنی در دست ایران بود که اجازه حل و فصل اختلافات اساسی اش با آمریکا را میداد. معتقد است حکومت ایران این اهرم را بدون گرفتن امتیازات کافی واگذار کرده. حالا هم امنیت نظامی ایران به خطر افتاده و هم راه بر خصومت های آمریکا و به ویژه دولت بعد از اوباما هموار مانده است.
فرخ نگهدار فعال سیاسی، حقوق تدافعی ایران را مشروع اما توان هستهای را امری تهاجمی و از این نظر تحریک کننده و از ابتدا مضر میدانستهاست. نگهدار اولویت را به امنیت نرم و به ویژه صندوق رای میدهد. معتقد است برجام برآمده از انتخابات ۹۲ باعث کم شدن سه شکاف دولت - ملت، شکاف نخبگان-حکومت و شکاف ایران - غرب و از این منظر باعث تقویت امنیت ایران شده است و بهبود اقتصادی در صورت ادامه روند مشارکتی نیروهای اجتماعی میسر است.
جمعه ۱۵ آوریل. لندن. دانشگاه یو سی ال. ساختمان چدویک. هفت تا نه شب
https://www.facebook.com/events/992339590845280
@jedaal
هرچند دیرهنگام اما پلتفرمی مستقل از هر گونه قدرت دولتی ساختیم. جدال پلتفرمی مستقل است که ردای ریاکارانهی بی «طرف» بودن نمیپوشد و خود را «طرف» دار منافع ملی ایران و ایرانیان میداند. جدال پلتفرمی برای مقابلهی صریح گفتارهای سیاسی اجتماعی طبقاتی در ایران امروز است.
در جدال نخست امیر احمدی رییس شورای عالی ایرانیان که سالها برای رابطه ایران و آمریکا تلاش کرده ادعا میکند قبول برجام به این شکل به ضرر منافع ملی ایران بوده است، بهبودی برای اقتصاد ایران متصور نیست و میگوید بحران هستهای با تحمیل هزینهای سنگین به مردم، مهم ترین اهرم چانه زنی در دست ایران بود که اجازه حل و فصل اختلافات اساسی اش با آمریکا را میداد. معتقد است حکومت ایران این اهرم را بدون گرفتن امتیازات کافی واگذار کرده. حالا هم امنیت نظامی ایران به خطر افتاده و هم راه بر خصومت های آمریکا و به ویژه دولت بعد از اوباما هموار مانده است.
فرخ نگهدار فعال سیاسی، حقوق تدافعی ایران را مشروع اما توان هستهای را امری تهاجمی و از این نظر تحریک کننده و از ابتدا مضر میدانستهاست. نگهدار اولویت را به امنیت نرم و به ویژه صندوق رای میدهد. معتقد است برجام برآمده از انتخابات ۹۲ باعث کم شدن سه شکاف دولت - ملت، شکاف نخبگان-حکومت و شکاف ایران - غرب و از این منظر باعث تقویت امنیت ایران شده است و بهبود اقتصادی در صورت ادامه روند مشارکتی نیروهای اجتماعی میسر است.
جمعه ۱۵ آوریل. لندن. دانشگاه یو سی ال. ساختمان چدویک. هفت تا نه شب
https://www.facebook.com/events/992339590845280
@jedaal
Facebook
برجام، پیروزی یا شکست
Event in London by Ali Alizadeh on Friday, April 15 2016
👍3❤1
به گزارش خبرآنلاین (۱) صدیقی امام جمعه تهران امروز گفته برخلاف بقیه کشورها کارگران ما #موی_دماغ_نظام نیستند، در تمام سالهای بعد از انقلاب از حقوقشان گذشتند و امام زمان را خوشحال کردند. گفته تحریمها بسیاری از کارگران ما را بیکار کرد که ما صلاح نمیدانیم آمارها را بیان کنیم ولی کارگران در این سالها تحمل کردند.
اولا کاش صدیقی لیست اموال شخص خود و آقازاده ها و نوه هایش را قبل از هرگونه درفشانی بیشتر اقتصادی منتشر کند تا معلوم شود خودش و خانواده اش چقدر تحمل کردهاند و چقدر پشت پرده، موی دماغ بیت المال شدهاند. بعد هم با توجه به ادعای ارتباطش با امام زمان، نظر و احساس امام را درباره بابک زنجانی، طبقه نوکیسه برآمده از تحریمها و افزایش ضریب جینی و اختلاف طبقاتی سالهای بعد از جنگ و بچه مایه دارهای تهران بپرسد. و بعد هم توضیح دهد چگونه گرفتن حق مشروع یک ملت از نظام جهانی مقاومت برآمده از فرهنگ ظلم ستیز شیعه است (که هست) ولی درخواست پرداخت شش ماه حقوق عقب افتاده در فرهنگ و دینی که مزد کارگر را قبل از خشک شدن عرق جبینش باید داد، از کارفرمای دولتی، سپاهی، نهادی یا کارفرمای میلیاردر خصوصی موی دماغ شدن است. آن هم حقوق حداقلی که تازه امسال از طریق موی دماغ شدن همان چند نهاد بی جان زیر کنترل دولت، ۸۱۲ هزارتومان شده. دو قرن مبارزه کارگران جهان مدرن از طریق ایجاد سندیکا و اتحادیه و اعتصاب و در نهایت انقلاب برای استیفای حقوق خود را موی دماغ شدن نامیدن شرم آور است. که اگر نبود این موی دماغ شدن حداقل سن کار هنوز ده سال بود و روز کاری ۱۲ ساعت و هفته کاری شش روز و عمر متوسط کارگر به ۴۰ نرسیده تمام میشد. اما شرم آورتر وقتی است که از دهان سخنگوی نظامی سیاسی بیرون بیاید که یکی از دلایل اصلی قدرت گرفتنش اعتصاب و موی دماغ شدن کارگران شرکت نفت در شهریور ۵۷ است. این حرفهای صدیقی حتی در دهه شصت هم که مدیران و وزیران دولتی پشت موتورسیکلت و وسپا جابجا میشدند یادآور رمان #قلعه_حیوانات بود چه رسد به سال نود و پنجی که فرودگاه های تهران پارکینگ جت های خصوصی خواص شده اند. (۲)
پ.ن.۱: رییس انجمن های صنفی کارگران در مصاحبه با وبسایت سپاه، تسنیم، جمعیت حداقل بگیران زیر خط بقا و زندگی را هفت میلیون اعلام کرده. (۳) به این جمعیت قرارداد سفیدها (یعنی کارگرانی که مشمول قانون کار نمیشوند) و بیکاران را اضافه کنید و در جمعیت متوسط خانوار ایرانی ضرب کنید تا معنای #وقاحت را بیابید.
پ.ن.۲: اسامی چند تن از موهای دماغ این سالها را باید بلند تر گفت تا صدیقی ها نتوانند خود را به نشنیدن بزنند. شاهرخ زمانی کارگر و مبارز سندیکای کارگران نقاش ساختمانی که سال گذشته در زندان شهید شد. محمود بهشتی لنگرودی، معلم (یعنی کارگر صنعت آموزش) و سخنگوی زندانی کانون صنفی معلمان که از روز اول اردیبهشت ماه اعتصاب غذا کرده است. اسماعیل عبدی دیگر معلم زندانی و جعفر عظیمزاده فعال کارگری زندانی که آنها هم در حال حاضر در اعتصاب غذا به سر میبرند.(۴)
پ.ن.۳: دوره شخص احمدی نژاد تمام و منقضی شده و همین هیاهوهای موجود هم بیشتر از هر چیز ساخته و پرداخته ستاد جنگ روانی دولت روحانی است. نوعی از فرافکنی برای پاسخ ندادن به اینکه در سه سال گذشته این دولت به ویژه در اقتصاد چه کرده و نوعی وقت خریدن در این یکسال پایانی. اما شک نکنید ساختار اقتصادی و طبقاتی ایران مستعد بازگشت پوپولیسم است. به شکلی تناوبی. و این بار پرهزینه تر از احمدی نژاد. اگر چنین شود هیچ کس به اندازه توسعه گران نئولیبرال اصلاح طلب یا اعتدالی مقصر نیستند. و طبقه متوسطی که هم گفتارهای اصلاح طلب و هم رادیکالش به آن هفت میلیون حداقل بگیر کوربین است.
۱- http://bit.ly/24BWzjg
۲- http://bit.ly/24y6YjF
۳- http://bit.ly/1XcEqGT
۴- http://bit.ly/1Znoi3G
اولا کاش صدیقی لیست اموال شخص خود و آقازاده ها و نوه هایش را قبل از هرگونه درفشانی بیشتر اقتصادی منتشر کند تا معلوم شود خودش و خانواده اش چقدر تحمل کردهاند و چقدر پشت پرده، موی دماغ بیت المال شدهاند. بعد هم با توجه به ادعای ارتباطش با امام زمان، نظر و احساس امام را درباره بابک زنجانی، طبقه نوکیسه برآمده از تحریمها و افزایش ضریب جینی و اختلاف طبقاتی سالهای بعد از جنگ و بچه مایه دارهای تهران بپرسد. و بعد هم توضیح دهد چگونه گرفتن حق مشروع یک ملت از نظام جهانی مقاومت برآمده از فرهنگ ظلم ستیز شیعه است (که هست) ولی درخواست پرداخت شش ماه حقوق عقب افتاده در فرهنگ و دینی که مزد کارگر را قبل از خشک شدن عرق جبینش باید داد، از کارفرمای دولتی، سپاهی، نهادی یا کارفرمای میلیاردر خصوصی موی دماغ شدن است. آن هم حقوق حداقلی که تازه امسال از طریق موی دماغ شدن همان چند نهاد بی جان زیر کنترل دولت، ۸۱۲ هزارتومان شده. دو قرن مبارزه کارگران جهان مدرن از طریق ایجاد سندیکا و اتحادیه و اعتصاب و در نهایت انقلاب برای استیفای حقوق خود را موی دماغ شدن نامیدن شرم آور است. که اگر نبود این موی دماغ شدن حداقل سن کار هنوز ده سال بود و روز کاری ۱۲ ساعت و هفته کاری شش روز و عمر متوسط کارگر به ۴۰ نرسیده تمام میشد. اما شرم آورتر وقتی است که از دهان سخنگوی نظامی سیاسی بیرون بیاید که یکی از دلایل اصلی قدرت گرفتنش اعتصاب و موی دماغ شدن کارگران شرکت نفت در شهریور ۵۷ است. این حرفهای صدیقی حتی در دهه شصت هم که مدیران و وزیران دولتی پشت موتورسیکلت و وسپا جابجا میشدند یادآور رمان #قلعه_حیوانات بود چه رسد به سال نود و پنجی که فرودگاه های تهران پارکینگ جت های خصوصی خواص شده اند. (۲)
پ.ن.۱: رییس انجمن های صنفی کارگران در مصاحبه با وبسایت سپاه، تسنیم، جمعیت حداقل بگیران زیر خط بقا و زندگی را هفت میلیون اعلام کرده. (۳) به این جمعیت قرارداد سفیدها (یعنی کارگرانی که مشمول قانون کار نمیشوند) و بیکاران را اضافه کنید و در جمعیت متوسط خانوار ایرانی ضرب کنید تا معنای #وقاحت را بیابید.
پ.ن.۲: اسامی چند تن از موهای دماغ این سالها را باید بلند تر گفت تا صدیقی ها نتوانند خود را به نشنیدن بزنند. شاهرخ زمانی کارگر و مبارز سندیکای کارگران نقاش ساختمانی که سال گذشته در زندان شهید شد. محمود بهشتی لنگرودی، معلم (یعنی کارگر صنعت آموزش) و سخنگوی زندانی کانون صنفی معلمان که از روز اول اردیبهشت ماه اعتصاب غذا کرده است. اسماعیل عبدی دیگر معلم زندانی و جعفر عظیمزاده فعال کارگری زندانی که آنها هم در حال حاضر در اعتصاب غذا به سر میبرند.(۴)
پ.ن.۳: دوره شخص احمدی نژاد تمام و منقضی شده و همین هیاهوهای موجود هم بیشتر از هر چیز ساخته و پرداخته ستاد جنگ روانی دولت روحانی است. نوعی از فرافکنی برای پاسخ ندادن به اینکه در سه سال گذشته این دولت به ویژه در اقتصاد چه کرده و نوعی وقت خریدن در این یکسال پایانی. اما شک نکنید ساختار اقتصادی و طبقاتی ایران مستعد بازگشت پوپولیسم است. به شکلی تناوبی. و این بار پرهزینه تر از احمدی نژاد. اگر چنین شود هیچ کس به اندازه توسعه گران نئولیبرال اصلاح طلب یا اعتدالی مقصر نیستند. و طبقه متوسطی که هم گفتارهای اصلاح طلب و هم رادیکالش به آن هفت میلیون حداقل بگیر کوربین است.
۱- http://bit.ly/24BWzjg
۲- http://bit.ly/24y6YjF
۳- http://bit.ly/1XcEqGT
۴- http://bit.ly/1Znoi3G
خبرآنلاین
صدیقی: رسانهها به جای پرداختن به مسائل سیاسی به حجاب توجه کنند
ایلنا نوشت: خطیب نماز جمعه تهران ضمن تشکر از نیروی انتظامی در برخورد با بدحجابی گفت: در این مدت بدحجابیها کاهش یافته و باید با گناهانی که در جامعه نمود دارند برخورد شود.
عادی سازی/مبتذل کردن جنگ/شهید و نمك پاشيدن به بزرگترین زخم تاريخ خاورمیانه و حساسيتهاى منطقه. با این دوستان نیاز به #ایرانهراسی دشمنان نیست
👍1
از ديروز چهار توييت زير را پست كرده ام. واكنش منتقدان اغلب خشونت كلامي، تهديد به مرگ و تجاوز براي خود و خانواده ام بوده است. مانند تمام شانزده ماه گذشته و پس از گفتن امري كه بعدها بديهي شد يعني انكه شارلي ابدو نشريه اي نژادپرستانه است، رواداران ليبرال و سينه چاكان حقوق بشر و آزادي بيان ذره اي اعتراض نكردند. گمان كنم با يقين بتوان گفت خداناباوران و سكولارهاي ستيزه جوي ايراني، اين بنيادگرايان جديد، برتري اخلاقي به بنيادگرايان ديني ندارند.
١- سكولار ستيزه جو روي ديگر بنيادگراي مذهبيست. او عامدانه مقدسات مذهبي/فرهنگي را تحريك ميكند تا ديگري را به واكنش خشونت اميز وادار كند.
٢- بيش از دينداران، نياز به واكنش بيدينان به نفرت ضدمذهبيست. سكولاريزم ستيزه جو نه اعتقادي الاهياتي كه نگاهيست استعمارگرايانه و نژادپرستانه.
٣- حسين بن علي مهمترين عنصر فرهنگي ٧٥ ميليون ايرانيست. با لبيك به او ٢٠٠ هزار جوان براي دفاع از ايران شهيد شدند. اهانت به حسين اهانت به ايرانست.
٤-اينجاي جهان، اگر از شلاق خوردن كارگر به خشم ميايي، ظلم ستيزي بلاواسطه ات و بنيان عامليت سياسي ات ريشه در حسين دارند ابله نه ارزشهاي حقوق بشر.
@jedaal
١- سكولار ستيزه جو روي ديگر بنيادگراي مذهبيست. او عامدانه مقدسات مذهبي/فرهنگي را تحريك ميكند تا ديگري را به واكنش خشونت اميز وادار كند.
٢- بيش از دينداران، نياز به واكنش بيدينان به نفرت ضدمذهبيست. سكولاريزم ستيزه جو نه اعتقادي الاهياتي كه نگاهيست استعمارگرايانه و نژادپرستانه.
٣- حسين بن علي مهمترين عنصر فرهنگي ٧٥ ميليون ايرانيست. با لبيك به او ٢٠٠ هزار جوان براي دفاع از ايران شهيد شدند. اهانت به حسين اهانت به ايرانست.
٤-اينجاي جهان، اگر از شلاق خوردن كارگر به خشم ميايي، ظلم ستيزي بلاواسطه ات و بنيان عامليت سياسي ات ريشه در حسين دارند ابله نه ارزشهاي حقوق بشر.
@jedaal
👍3
بخشی از مقاله دین ستیزی به مثابه افیون تودهها که چهار سال پیش در نقد شاهین نجفی و ترانه نقیاش در بیبیسی چاپ کردم و مناسب اين روزهاست. لينك به كل مطلب http://www.rahesabz.net/story/53003
👍2
بعد از يازده سپتامبر از منظر رسانه جهانی بودایی کودک کشد و شهر آتش زند باز #مردم_خشمگین است. مسلمان در خانه بنشيند و فوتبال ببیند باز تروریست بالقوه كه خشونت ذاتيش هر لحظه ممكن است فوران كند.
❤1
با محسن سازگارا درصدای آمریکا درباره کارنامه سه ساله روحانی مناظرهای کردم. کنایه تاریخ است و نشانه انفعال چپ نحیف، نابینا به سیاست بین الملل و حاشیه زدهی ایران که سازگارا، از مهمترین کاندیداهای واشنگتن در سالهای ۸۳ تا ۹۲ برای رهبری «تغییر حکومت» به کمک آمریکا، حالا از منظری چپ، کارگری، مردم گرا و رادیکال رییس جمهور رسمی ایران را نقد میکند. با لحنی تحقیرآمیز برجام را بعنوان پایان دادن ماجراجویی اتمی ایران قابل قبول ولی بی اهمیت چندانی میداند. میگوید روحانی سه سال را هدر داده در حالیکه باید از کارگران ایران مقاومت میاموخت و با «کارت مردم» بازی را به اصل موضوع یعنی ولایت فقیه، خامنهای و سپاه میکشاند.
صدای سازگارا با نقد بخش عمدهای از اپوزیسیون همپوشانی دارد. هدف نقدشان نه این یا آن رفتار دولت روحانی که اصل رای ما در سال ۹۲ است. موضعی به شدت ریاکارانه از سوی کسانی که تمام همت خود را برای برهم زدن انتخابات ۹۲، تخریب برجام و دلسرد کردن شرکت کنندگان انتخابات ۹۴ به کار بردند و حالا با ظاهری دلواپسانه برای روحانی به مطالبات سیاسی چنان جهت میدهدند که نتیجه محتوم، چیزی جز انسداد استراتژی دولت روحانی در این یک سال پایانی نباشد. آنان به دنبال به هم زدن میز بازی اصلاح از داخل هستند با چشمی امیدوار به برگشتن عقابهای ضدایران در انتخابات آینده آمریکا. اما آنان این کار را پیشتر هم کردهاند:
هشت ماه مانده به انتخابات ۸۴ سازگارا که تازه در بریتانیا مقیم شده بود با طرح نابهنگام رفراندوم قانون اساسی برای حذف اصل ولایت فقیه ضربه کاری دیگری بر بدن ضعیف و هزار پاره شده اصلاح طلبان زد و قدرت گرفتن احمدی نژاد و راست امنیتی را تسهیل کرد. آن روز هم او به کمتر از حذف ولایت فقیه رضایت نمیداد و ریاست جمهوری رفسنجانی و کروبی و معین کف خواستههایش را براورده نمیکرد. برآمدن تندروها در ۸۴ برای آنان که زیست روزمرهشان به خطر افتاد امری ناخوشایند بود، اما تنها به اهمیت سازگارا در واشنگتن افزود. به کمک پاتریک کلاوسن (که بعدها همراه مهدی خلجی خواستار حمله نظامی به ایران شد) به موسسه واشنگتن برای خاورنزدیک منتقل شد و بعدها با موسسات نومحافظهکاران مانند موسسه آمریکن انترپرایز، مرکز ریاست جمهوری جورج بوش و شورای روابط خارجی همکاری کرد. در سال ۸۵ تقاضای تحریمهای سخت اقتصادی برای ایران کرد و در سال ۸۸ هم خود را نماینده جنبش سبز در خارج از کشور خواند (و البته از مدافعان طرح اتو به برق زدن به عنوان نافرمانی مدنی). اگر سازگارا امروز چشمی به مصادره جنبش کارگری دارد آن روزها هم واسطه فروش توان سیاسی جنبش دانشجویی ایران به نومحافظه کاران آمریکایی شد و راه دو تن از رهبران تحکیم وحدت، علی افشاری و اکبر عطری که امضایشان را زیر طرح رفراندوم گذاشت را به بدنامترین نهادهای طرفدار جنگ و تحریم باز کرد. ننگی که برند تحکیم را برای همیشه غیرقابل بازیافت میکند.
یکسال به پایان دولت روحانی تنها ضعف حافظه تاریخی ما اجازه تکرار چنین خیانتی را میدهد. بیاد بیاوریم که حساسیت ما به شلاق خوردن کارگران، خشم ما از رانتهای اطرافیان روحانی و توان اعتراض ما، همه محصول رای نود و دو و بازگشت ما به سیاست است.
https://www.youtube.com/watch?v=NfJ0oObwl5Q
صدای سازگارا با نقد بخش عمدهای از اپوزیسیون همپوشانی دارد. هدف نقدشان نه این یا آن رفتار دولت روحانی که اصل رای ما در سال ۹۲ است. موضعی به شدت ریاکارانه از سوی کسانی که تمام همت خود را برای برهم زدن انتخابات ۹۲، تخریب برجام و دلسرد کردن شرکت کنندگان انتخابات ۹۴ به کار بردند و حالا با ظاهری دلواپسانه برای روحانی به مطالبات سیاسی چنان جهت میدهدند که نتیجه محتوم، چیزی جز انسداد استراتژی دولت روحانی در این یک سال پایانی نباشد. آنان به دنبال به هم زدن میز بازی اصلاح از داخل هستند با چشمی امیدوار به برگشتن عقابهای ضدایران در انتخابات آینده آمریکا. اما آنان این کار را پیشتر هم کردهاند:
هشت ماه مانده به انتخابات ۸۴ سازگارا که تازه در بریتانیا مقیم شده بود با طرح نابهنگام رفراندوم قانون اساسی برای حذف اصل ولایت فقیه ضربه کاری دیگری بر بدن ضعیف و هزار پاره شده اصلاح طلبان زد و قدرت گرفتن احمدی نژاد و راست امنیتی را تسهیل کرد. آن روز هم او به کمتر از حذف ولایت فقیه رضایت نمیداد و ریاست جمهوری رفسنجانی و کروبی و معین کف خواستههایش را براورده نمیکرد. برآمدن تندروها در ۸۴ برای آنان که زیست روزمرهشان به خطر افتاد امری ناخوشایند بود، اما تنها به اهمیت سازگارا در واشنگتن افزود. به کمک پاتریک کلاوسن (که بعدها همراه مهدی خلجی خواستار حمله نظامی به ایران شد) به موسسه واشنگتن برای خاورنزدیک منتقل شد و بعدها با موسسات نومحافظهکاران مانند موسسه آمریکن انترپرایز، مرکز ریاست جمهوری جورج بوش و شورای روابط خارجی همکاری کرد. در سال ۸۵ تقاضای تحریمهای سخت اقتصادی برای ایران کرد و در سال ۸۸ هم خود را نماینده جنبش سبز در خارج از کشور خواند (و البته از مدافعان طرح اتو به برق زدن به عنوان نافرمانی مدنی). اگر سازگارا امروز چشمی به مصادره جنبش کارگری دارد آن روزها هم واسطه فروش توان سیاسی جنبش دانشجویی ایران به نومحافظه کاران آمریکایی شد و راه دو تن از رهبران تحکیم وحدت، علی افشاری و اکبر عطری که امضایشان را زیر طرح رفراندوم گذاشت را به بدنامترین نهادهای طرفدار جنگ و تحریم باز کرد. ننگی که برند تحکیم را برای همیشه غیرقابل بازیافت میکند.
یکسال به پایان دولت روحانی تنها ضعف حافظه تاریخی ما اجازه تکرار چنین خیانتی را میدهد. بیاد بیاوریم که حساسیت ما به شلاق خوردن کارگران، خشم ما از رانتهای اطرافیان روحانی و توان اعتراض ما، همه محصول رای نود و دو و بازگشت ما به سیاست است.
https://www.youtube.com/watch?v=NfJ0oObwl5Q
YouTube
بیم و امیدها در کارنامه سه ساله دولت حسن روحانی
محسن سازگارا، علی علیزاده.
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افسانه هاي ايدئولوژيك از فرط تكرار بديهي و حقيقي مينمايند. در مناظره ام در پرگار با كامران متين و برزين افسانه عامي را نقد كردم كه ايران را ماجراجو، توسعه طلب و مسيول ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر ميداند
چرا مجاهدين فيسبوكى در اتحاد با مجاهدين خلق پادگان اشرف ، به شكلي سازمان يافته و منسجم جمهورى اسلامى را با داعش مقايسه ميكنند؟ #نوريزاد #ملكى #قاسمينژاد #مريم_رجوى #اپوزيسيون
@jedaal
@jedaal
تارا سپهريفر: فعالان حقوق بشر اولين قربانيان مقايسه نامسئولانه ايران و داعش. مقايسه اي خلاف روح مبارزه براي تغيير و اصلاح امور. منبع: https://www.facebook.com/tara.sepehrifar/posts/10154331725674799
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تير٩٤ نتانياهو اين ويدئو را در يوتيوب منتشر كرد. تشبيه ايران به داعش تاكتيك محورى نتانياهو براى ايرانهراسى/مخالفت با توافق و خنثى كردن برجام بود. تاكتيكى كه امروز بخشى از اپوزيسيون ادامه ميدهد @jedaal
بي اعتنايي تماشاگران سلتيك اسكاتلند به تهديد تحريم يوفا با فرياد بلند فلسطين-فلسطين و پرچمهاي افراشته مقابل تيم اسراييلي. منبع: https://www.rt.com/sport/356335-palestinian-flags-football-match/
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تيزر تبليغاتي: امشب در بي بي سي پروازهاي تهديدي عربستان بالاى تظاهرات ميليوني #صنعا را نميبينيد و شعار سرخم نميكنيم يمن را نميشنويد چراكه رسانه هاي دموكراسي خواه غرب هر مردمي را مردم نميدانند
👍2
گاردين: در راستاي ممنوعيت بيكينى اسلامى پليس (گشت ارشاد) فرانسه زنى را در ساحل شهر نيس مجبور به دراوردن حجاب و لباسش كرد. #اسلامهراسى #سكولاريسم-ستيزه-جو #بنيادگرايانِ-سكولار
👍2
سخنرانی روحانی در سازمان ملل، فرصتی سوخته
------------------------------------------------
امروز روحانی غیرایدئولوژیک ترین سخنرانی تاریخ جمهوری اسلامی در سازمان ملل را ایراد کرد. بدون انقلابیگری سخنرانیهای سازمان ملل رجایی و ایتالله خامنهای، بدون مدیریت جهانی احمدینژاد و گفتگوی تمدنهای خاتمی. اجرا و پرفورمانسی که به صورتی کاملا حساب شده خنثی، بی حادثه و بیتنش بود، چرا که میخواست حکومتی عملگرا، «معتدل»، معمولی و غیراستثنایی را به مخاطبانش القا کند: جزیرهای باثبات در منطقهای اشوب زده و ازین منظر بهشتی برای سرمایهگذاری.
اما در این سخنرانی روحانی در اعتدالش زیاده روی کرد. کلمهای نگفت از جنگ نامشروع سعودیها در یمن، از قتل عام ده هزار یمنی از جمله چهار هزار زن و کودک شهروند، از بی آب و غذا کردن ده میلیون شهروند کشوری که پیش از این هم فقیرترین کشور خاورمیانه بود، از افزودن سه میلیون مهاجر به صف منتظران غرق شدن در مدیترانه. جنگی آنهم با کمک ۶۰ میلیارد اسلحه امریکایی و ۵ میلیارد اسلحه بریتانیایی. از اعدام غیرقانونی رهبر مبارزات بدون خشونت شیعیان، شیخ نمر، از قتل ۷۰۰ ایرانی در حج، و از ارتباط رسمی سعودیها با تروریستهای تکفیری در سوریه کلمهای نگفت. و زمانی که از نقش لابیها در آمریکا برای مقابله با برجام میگفت از نقش همان لابیها در مخفی کردن تبهکاریهای دولت سعودی در یازده سپتامبر و مجازات ایران به جایش چیزی نگفت.
روحانی میتوانست تریبون سازمان ملل را به محل محاکمه عربستان سعودی و رفتار جنگ افروزانه و مغایر حقوق بین المللش تبدیل کند و افکار عمومی جهانی و به ویژه آمریکایی را به سعودی ستیزی تحریک کند. امری که دونالد ترامپ هم تا روز انتخابات از آن بهره میبرد.
انهم وقتی که افزایش سعودی ستیزی در آمریکا و غرب به معنای ایجاد فضای تنفس برای ایران و کاهش ایران ستیزی است.
@jedaal
خویشتن داری روحانی در مقابل عربستان، ریشه در تخیل غیرواقع گرایانه رفسنجانی و اطرافیانش دارد. تخیل از سرگیری روابط دوستانه از انگونه که رفسنجانی فکر میکند با پادرمیانی شخصیش در سال ۷۶ با ملک عبدالله اغاز شد. تخیلی بیاساس و بیتوجه به مولفههای به شدت متفاوت امروز منطقه و رفتار به شدت تهاجمی عربستان. ژستی چنین صلح طلبانه و خویشتندارانه به خطر انداختن امنیت ملی و دشمن بزرگ صلح است.
کانال تلگرام علی علیزاده : @jedaal
------------------------------------------------
امروز روحانی غیرایدئولوژیک ترین سخنرانی تاریخ جمهوری اسلامی در سازمان ملل را ایراد کرد. بدون انقلابیگری سخنرانیهای سازمان ملل رجایی و ایتالله خامنهای، بدون مدیریت جهانی احمدینژاد و گفتگوی تمدنهای خاتمی. اجرا و پرفورمانسی که به صورتی کاملا حساب شده خنثی، بی حادثه و بیتنش بود، چرا که میخواست حکومتی عملگرا، «معتدل»، معمولی و غیراستثنایی را به مخاطبانش القا کند: جزیرهای باثبات در منطقهای اشوب زده و ازین منظر بهشتی برای سرمایهگذاری.
اما در این سخنرانی روحانی در اعتدالش زیاده روی کرد. کلمهای نگفت از جنگ نامشروع سعودیها در یمن، از قتل عام ده هزار یمنی از جمله چهار هزار زن و کودک شهروند، از بی آب و غذا کردن ده میلیون شهروند کشوری که پیش از این هم فقیرترین کشور خاورمیانه بود، از افزودن سه میلیون مهاجر به صف منتظران غرق شدن در مدیترانه. جنگی آنهم با کمک ۶۰ میلیارد اسلحه امریکایی و ۵ میلیارد اسلحه بریتانیایی. از اعدام غیرقانونی رهبر مبارزات بدون خشونت شیعیان، شیخ نمر، از قتل ۷۰۰ ایرانی در حج، و از ارتباط رسمی سعودیها با تروریستهای تکفیری در سوریه کلمهای نگفت. و زمانی که از نقش لابیها در آمریکا برای مقابله با برجام میگفت از نقش همان لابیها در مخفی کردن تبهکاریهای دولت سعودی در یازده سپتامبر و مجازات ایران به جایش چیزی نگفت.
روحانی میتوانست تریبون سازمان ملل را به محل محاکمه عربستان سعودی و رفتار جنگ افروزانه و مغایر حقوق بین المللش تبدیل کند و افکار عمومی جهانی و به ویژه آمریکایی را به سعودی ستیزی تحریک کند. امری که دونالد ترامپ هم تا روز انتخابات از آن بهره میبرد.
انهم وقتی که افزایش سعودی ستیزی در آمریکا و غرب به معنای ایجاد فضای تنفس برای ایران و کاهش ایران ستیزی است.
@jedaal
خویشتن داری روحانی در مقابل عربستان، ریشه در تخیل غیرواقع گرایانه رفسنجانی و اطرافیانش دارد. تخیل از سرگیری روابط دوستانه از انگونه که رفسنجانی فکر میکند با پادرمیانی شخصیش در سال ۷۶ با ملک عبدالله اغاز شد. تخیلی بیاساس و بیتوجه به مولفههای به شدت متفاوت امروز منطقه و رفتار به شدت تهاجمی عربستان. ژستی چنین صلح طلبانه و خویشتندارانه به خطر انداختن امنیت ملی و دشمن بزرگ صلح است.
کانال تلگرام علی علیزاده : @jedaal
👍1
انتخابات آمریکا و «موضع گیری» در سیاست
--------------------------------------------
۱- موضعت را بگو: «اگر در آمریکا بودی به چه کسی رای میدادی؟» این پرسشی کاذب، این موقعیتی دروغین و این حربه ای ایدئولوژیک است. مانند لاتاری گرین کارت آمریکایی که همه باید برایش اقدام کنند، ریاکارانه تفاوت وجودی جایگاه شهروند آمریکایی و شهروند ایرانی، و تفاوت ماهوی و کیفی منافعشان را فرومیریزد و مرزهای اقتصادی و ژئوپلیتیک آهنین را منعطف و نرم نشان میدهد. کارکرد این پرسش، تزریق توهم همذات پنداری با فمینیست ویرجینایی، سوسیالیست یقه آبی نیویورکی یا لیبرال یقه سفید کالیفرنیایی به ذهن ساکنان جایی بسیار متفاوت از جهان است که قدرت اقتصادی کمتر از یک دهمشان این سالها با تحریمهای آمریکایی کمتر هم شد، کسانی که اکثریتشان تنها با خطر کردن از دل قبرستانهای دریایی پناهجویان راهی به آن جغرافیا دارند و کسانی که با چشمانی وحشت زده در منطقه ای ویران شده شان به مناظره همین دو کاندیدا نگاه ميكردند كه براي گذاشتن گزینه نظامی روي ميز با هم رقابت ميكردند.
@jedaal
۲- دعوای براندازان ایرانی برای انتخاب کاندیدایی که بهتر به ایران و مردمش ضربه بزند قابل پذیرش تر است تا اشتیاق کُمیک آن بخش از نیروهای به ظاهر مترقی که در تخیلشان به واسطه این انتخابات و زیر نام چامسکی آمریکایی و ژیژک اتحادیه اروپایی در جامعه آمریکا برای مدتی ادغام شدهاند. تخیل شیرین همذات پنداری و هم منفعت شدن با شهروند آمریکایی از هالیوود به سیاست کشیده است. عاقبت جهان وطنی انتزاعی چیزی جز همین بی وطنی نیست، آنهم به عنوان پوشش و حجابی مخفی کننده میل به بخشی از دیگری بزرگ شدن. میلی که دیگر چپ و راست نمیشناسد، وقتی که ذهن استعمارزده میشود.
۳- پیش از آنکه در برابر پرسش سندرز یا #کلینتون، کلینتون یا #ترامپ موضع بگیریم ابتدا باید پرسید از منظر منافع غارت شده چه كساني، از بلنداي دیده بانی كدام جغرافياي سیاسی و از زاویه تاریخِ رنج کدام مردمی، از «جایگاه» و منافع جمعی کدام ما.
۴- «موضع گیری» در سیاست، انطور که از کلمه اش هم میاید، اقتباسی از امور جنگی و دفاعی است. مربوط به آرایش سپاه و ارتش، مربوط به جایگاه جنگجویان و آماده بودنشان برای مواجهه دشمن است، مربوط به زاويه و جهت كمان و تفنگشان. آنکس که در خلسه همذات پنداری با شهروند آمریکایی به وسوسه پرسش «به چه کسی رای میدهی» تن میدهد، جایگاه جغرافیایی و موضع دفاعی خود را واگذار میکند. موضع ما در برابر این #انتخابات به جای توهم امکان کنش در نتیجه آن، نحوه آمادگی ما برای برخورد با دو نوع مواجهه و مخاصمه متفاوت در روز بعد از انتخابات است.
کانال تلگرام علی علیزاده : @jedaal
--------------------------------------------
۱- موضعت را بگو: «اگر در آمریکا بودی به چه کسی رای میدادی؟» این پرسشی کاذب، این موقعیتی دروغین و این حربه ای ایدئولوژیک است. مانند لاتاری گرین کارت آمریکایی که همه باید برایش اقدام کنند، ریاکارانه تفاوت وجودی جایگاه شهروند آمریکایی و شهروند ایرانی، و تفاوت ماهوی و کیفی منافعشان را فرومیریزد و مرزهای اقتصادی و ژئوپلیتیک آهنین را منعطف و نرم نشان میدهد. کارکرد این پرسش، تزریق توهم همذات پنداری با فمینیست ویرجینایی، سوسیالیست یقه آبی نیویورکی یا لیبرال یقه سفید کالیفرنیایی به ذهن ساکنان جایی بسیار متفاوت از جهان است که قدرت اقتصادی کمتر از یک دهمشان این سالها با تحریمهای آمریکایی کمتر هم شد، کسانی که اکثریتشان تنها با خطر کردن از دل قبرستانهای دریایی پناهجویان راهی به آن جغرافیا دارند و کسانی که با چشمانی وحشت زده در منطقه ای ویران شده شان به مناظره همین دو کاندیدا نگاه ميكردند كه براي گذاشتن گزینه نظامی روي ميز با هم رقابت ميكردند.
@jedaal
۲- دعوای براندازان ایرانی برای انتخاب کاندیدایی که بهتر به ایران و مردمش ضربه بزند قابل پذیرش تر است تا اشتیاق کُمیک آن بخش از نیروهای به ظاهر مترقی که در تخیلشان به واسطه این انتخابات و زیر نام چامسکی آمریکایی و ژیژک اتحادیه اروپایی در جامعه آمریکا برای مدتی ادغام شدهاند. تخیل شیرین همذات پنداری و هم منفعت شدن با شهروند آمریکایی از هالیوود به سیاست کشیده است. عاقبت جهان وطنی انتزاعی چیزی جز همین بی وطنی نیست، آنهم به عنوان پوشش و حجابی مخفی کننده میل به بخشی از دیگری بزرگ شدن. میلی که دیگر چپ و راست نمیشناسد، وقتی که ذهن استعمارزده میشود.
۳- پیش از آنکه در برابر پرسش سندرز یا #کلینتون، کلینتون یا #ترامپ موضع بگیریم ابتدا باید پرسید از منظر منافع غارت شده چه كساني، از بلنداي دیده بانی كدام جغرافياي سیاسی و از زاویه تاریخِ رنج کدام مردمی، از «جایگاه» و منافع جمعی کدام ما.
۴- «موضع گیری» در سیاست، انطور که از کلمه اش هم میاید، اقتباسی از امور جنگی و دفاعی است. مربوط به آرایش سپاه و ارتش، مربوط به جایگاه جنگجویان و آماده بودنشان برای مواجهه دشمن است، مربوط به زاويه و جهت كمان و تفنگشان. آنکس که در خلسه همذات پنداری با شهروند آمریکایی به وسوسه پرسش «به چه کسی رای میدهی» تن میدهد، جایگاه جغرافیایی و موضع دفاعی خود را واگذار میکند. موضع ما در برابر این #انتخابات به جای توهم امکان کنش در نتیجه آن، نحوه آمادگی ما برای برخورد با دو نوع مواجهه و مخاصمه متفاوت در روز بعد از انتخابات است.
کانال تلگرام علی علیزاده : @jedaal
👍1
در نقد مقایسه رذیلانهی انتخاب ترامپ و انتخاب احمدی نژاد. بخش اول
-------------------------------------
۱- یک ماه مانده به انتخابات ۹۲ مهدی خلجی نوشته بود: «گاهی بسیاری از ما دوست داریم باور کنیم اگر در سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ تقلب و تخلفی نبود، محمود احمدینژاد به ریاست جمهوری انتخاب نمیشد. یا هیأت حاکمهی جمهوری اسلامی تافتهای جدابافته از مردم ایران است. گفتناش تلخ است ولی من هیچ رذیلتی در سیاست و سیاستمداران ایرانی نمیبینم که به شکلی شدیدتر در جامعه و بسیاری مردم رایج نباشد. احمدینژاد فرد نبود، نماد یک دوره و خصلتهایی جمعی بود…جامعهای که با مفاهیم آزادیهای فردی، مدارا، حقوق بشر و ارزشهای دموکراتیک بیگانه است از حکومتی این چنینی خطرناکتر است.» @jedaal
مسلما وقتی جامعه ای چنین «رذل» باشد، نه تنها قربانی حاکمیتش نیست که «مسئول» رفتار حاکمیت و از نظر حقوقی قابل مجازات و تنبیه است. ازین منظر دعوت ظاهری خلجی به نقد ریشهای روشنفکرانه در عمل توجیه و مشروع جلوه دادن حمله نظامی و بمباران ایران از طریق اینهمان کردن مردم و حاکمیت بود. كارى که او عريانترش را چند ماه قبلش در نيويورك تايمز و چند ماه بعد در واشنگتن پست كرده بود.
نگاه توده ستیزانه اما منحصر به روشنفکران جنگطلب نیست و اکثریت روشنفکران ایرانی، چه چپ و چه راست، از مردم واقعی این کشور و حسین و کورش شان نفرت دارند. نفرتی که عملا نفرت از خود و گذشته و تاریخ و دين جمعي بومي آن است و متاثر از میل به بیرون ریختن و پاکسازی خود از هرچه غیرغربی. @jedaal
حالا جامعه آمریکا - این کعبه آمال تماروشنفکران، مصلحان، حقوق بشریها، بازار آزادیها، دموکراسی خواهان ایرانی- فردی زن ستیز، نژادپرست، خارجی ستیز، معلول-ستيز، خرافاتی و بی اعتقاد به علم و گرمایش زمین، و متهم به تجاوز جنسی را انتخاب کردهاست. در این لحظه خاص تاریخی این روشنفکران و مصلحان خودخوانده ایرانی بايد پاسخ دهند كه با جامعه ای که چنين رذالتهايي را هوشیارانه و آگاهانه انتخاب ميكند چه باید کرد؟ مگرنه انكه مخاطب اصلي و خریدار اصلی محصولات ایرانهراسی اپوزیسیون و فعالان حقوق بشر ايراني در اين سالها انجا كه در عمل حكومت امريكا هم نبوده در ظاهر همين شهروندان امريكايي و به اصطلاح افكار عمومي جهاني بوده است، این لحظه خاص این فعالان بايد باسخگو باشند كه این افکار عمومی كه به همسایه لاتین تبار و سیاه پوست و مسلمانی که هر روز با او صورت به صورت میشود، این جامعه ای که به سرنوشت جمعي خودش رحم ندارد چگونه قرار بود با من ايراني بيست هزار كيلومتر ان طرف تر همدلی و همدردی و شفقت داشته باشد؟ انتخاب ترامپ بحراني حاد براي تمام سرجوخه ها و سرهنگ هاي امپراطوري است كه به نام حقوق بشر و دموكراسي تقاضاي فشار خارجي روي مردمشان را از طريق بازي دادن احساسات افكار عمومي مردمي کرده اند و میکنند كه نشان دادند حتی پایبندی به حقوق بشر همشهریان آمریکاییشان هم ندارند.
کانال تلگرام علی علیزاده : @jedaal
-------------------------------------
۱- یک ماه مانده به انتخابات ۹۲ مهدی خلجی نوشته بود: «گاهی بسیاری از ما دوست داریم باور کنیم اگر در سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ تقلب و تخلفی نبود، محمود احمدینژاد به ریاست جمهوری انتخاب نمیشد. یا هیأت حاکمهی جمهوری اسلامی تافتهای جدابافته از مردم ایران است. گفتناش تلخ است ولی من هیچ رذیلتی در سیاست و سیاستمداران ایرانی نمیبینم که به شکلی شدیدتر در جامعه و بسیاری مردم رایج نباشد. احمدینژاد فرد نبود، نماد یک دوره و خصلتهایی جمعی بود…جامعهای که با مفاهیم آزادیهای فردی، مدارا، حقوق بشر و ارزشهای دموکراتیک بیگانه است از حکومتی این چنینی خطرناکتر است.» @jedaal
مسلما وقتی جامعه ای چنین «رذل» باشد، نه تنها قربانی حاکمیتش نیست که «مسئول» رفتار حاکمیت و از نظر حقوقی قابل مجازات و تنبیه است. ازین منظر دعوت ظاهری خلجی به نقد ریشهای روشنفکرانه در عمل توجیه و مشروع جلوه دادن حمله نظامی و بمباران ایران از طریق اینهمان کردن مردم و حاکمیت بود. كارى که او عريانترش را چند ماه قبلش در نيويورك تايمز و چند ماه بعد در واشنگتن پست كرده بود.
نگاه توده ستیزانه اما منحصر به روشنفکران جنگطلب نیست و اکثریت روشنفکران ایرانی، چه چپ و چه راست، از مردم واقعی این کشور و حسین و کورش شان نفرت دارند. نفرتی که عملا نفرت از خود و گذشته و تاریخ و دين جمعي بومي آن است و متاثر از میل به بیرون ریختن و پاکسازی خود از هرچه غیرغربی. @jedaal
حالا جامعه آمریکا - این کعبه آمال تماروشنفکران، مصلحان، حقوق بشریها، بازار آزادیها، دموکراسی خواهان ایرانی- فردی زن ستیز، نژادپرست، خارجی ستیز، معلول-ستيز، خرافاتی و بی اعتقاد به علم و گرمایش زمین، و متهم به تجاوز جنسی را انتخاب کردهاست. در این لحظه خاص تاریخی این روشنفکران و مصلحان خودخوانده ایرانی بايد پاسخ دهند كه با جامعه ای که چنين رذالتهايي را هوشیارانه و آگاهانه انتخاب ميكند چه باید کرد؟ مگرنه انكه مخاطب اصلي و خریدار اصلی محصولات ایرانهراسی اپوزیسیون و فعالان حقوق بشر ايراني در اين سالها انجا كه در عمل حكومت امريكا هم نبوده در ظاهر همين شهروندان امريكايي و به اصطلاح افكار عمومي جهاني بوده است، این لحظه خاص این فعالان بايد باسخگو باشند كه این افکار عمومی كه به همسایه لاتین تبار و سیاه پوست و مسلمانی که هر روز با او صورت به صورت میشود، این جامعه ای که به سرنوشت جمعي خودش رحم ندارد چگونه قرار بود با من ايراني بيست هزار كيلومتر ان طرف تر همدلی و همدردی و شفقت داشته باشد؟ انتخاب ترامپ بحراني حاد براي تمام سرجوخه ها و سرهنگ هاي امپراطوري است كه به نام حقوق بشر و دموكراسي تقاضاي فشار خارجي روي مردمشان را از طريق بازي دادن احساسات افكار عمومي مردمي کرده اند و میکنند كه نشان دادند حتی پایبندی به حقوق بشر همشهریان آمریکاییشان هم ندارند.
کانال تلگرام علی علیزاده : @jedaal
❤2
در نقد مقایسه رذیلانهی انتخاب ترامپ و انتخاب احمدی نژاد. بخش دوم @jeddal
-------------------------------------
۲- اما از این امتیاز گیری آسان بايد فراتر رفت و در برابر وسوسه مقایسه انتخاب امروز ترامپ با انتخاب احمدی نژاد در سال ۸۴ محكم ايستاد كرد. مساله به وضوح دفاع از احمدي نژادي نيست كه حتی اصولگرایان هم به او حمله میکنند و عملكرد واقعيش بدترين ضربه به عدالت خواهي در اين سه دهه بوده. مساله آرای آن هجده میلیونی است که به او در سال ۸۴ رای دادند. در حالیکه از رای امريكا به ترامپ باید وحشت زده شد از آرای ایرانیان به احمدی نژاد در سال ۸۴ میتوان و بايد تمام قد دفاع کرد. در سال ۸۴ احمدی نژاد علت العلل مشكلات را مهاجران محروم افغانستانی مقیم ایران نميدانست. احمدی نژاد از طریق حمله به اقليتهاي سني و كرد و بلوچ و بهایی رای جمع نکرد. برخلاف اتهامات رقبايش حتي از طريق تقسيم جامعه به مذهبي و غيرمذهبي و باحجاب و بی حجاب و مدافع و مخالف نظام راي جمع نكرد. احمدي نژاد در سياست خارجي و در سالي كه نيروهاي امريكايي دو طرف ايران را محاصره كرده بودند و خطر جنگ واقعی بود چيزي جز حق دفاع ملي نگفت و رای دهندگانش خواستي نداشتند جز انكه ايران توسط دولتهای بزرگ تحقیر یا تهدید به بمباران نشود. او حرفي از دوباره بزرگ شدن و ابرقدرت شدن و سرور و ارباب ديگران شدن و تعيين تكليف كردن براي ديگران نميزد. برخلاف رای دهندگان امریکایی به ترامپی که بدبخت-ستیز و ضعیف-کُش و محروم-آزار است و خشم آمریکاییانی که با رای به او میخواهند انتقام محرومیتشان را از کارگران فصلی مکزیکی و مهاجران سوریه ای بگیرد و فقرکشیده های سیاه پوست حاشیه شهر را حتی زودتر به زندان بیاندازد و زندانیان گوانتانامو را وحشیانه تر شکنجه کند، طرفداران احمدی نژاد، این کسانی که طبقه متوسطیهایی غره به طبقه خود انها را با خز و جواد نامیدن تحقیر میکردند، مجذوب سخن گفتن احمدی نژاد از «فضايلي» به نام عدالت اجتماعي و ظلم ستيزي و فسادستيزي و مقابله با زورگويي قدرتهاي جهاني شدند و نفرتشان از طبقه حاکمی بود که با برنامه های ازادی اقتصادیش انها را شانزده سال فقیر کرده بود . با همه استانداردها تصویری که احمدی نژاد در ۸۴ ارایه کرد تصویر پوپولیستی چپ بود و ترامپ بی شرمانه خود را پوپولیستی راست نشان داد. @jedaal
نه. انتخابات امریکا قابل مقایسه با سال ۸۴ نیست. رذالتی اگر باشد از ان جامعه امریکاست که به رغم این همه امکانات و اموزش و اطلاعات چنین انتخابی کرد. رذالت دیگر از آن کارگزاران و دلالان منافع امریکا زیر صورتکهای به ظاهر ایرانی.
کانال تلگرام علی علیزاده : @jedaal
-------------------------------------
۲- اما از این امتیاز گیری آسان بايد فراتر رفت و در برابر وسوسه مقایسه انتخاب امروز ترامپ با انتخاب احمدی نژاد در سال ۸۴ محكم ايستاد كرد. مساله به وضوح دفاع از احمدي نژادي نيست كه حتی اصولگرایان هم به او حمله میکنند و عملكرد واقعيش بدترين ضربه به عدالت خواهي در اين سه دهه بوده. مساله آرای آن هجده میلیونی است که به او در سال ۸۴ رای دادند. در حالیکه از رای امريكا به ترامپ باید وحشت زده شد از آرای ایرانیان به احمدی نژاد در سال ۸۴ میتوان و بايد تمام قد دفاع کرد. در سال ۸۴ احمدی نژاد علت العلل مشكلات را مهاجران محروم افغانستانی مقیم ایران نميدانست. احمدی نژاد از طریق حمله به اقليتهاي سني و كرد و بلوچ و بهایی رای جمع نکرد. برخلاف اتهامات رقبايش حتي از طريق تقسيم جامعه به مذهبي و غيرمذهبي و باحجاب و بی حجاب و مدافع و مخالف نظام راي جمع نكرد. احمدي نژاد در سياست خارجي و در سالي كه نيروهاي امريكايي دو طرف ايران را محاصره كرده بودند و خطر جنگ واقعی بود چيزي جز حق دفاع ملي نگفت و رای دهندگانش خواستي نداشتند جز انكه ايران توسط دولتهای بزرگ تحقیر یا تهدید به بمباران نشود. او حرفي از دوباره بزرگ شدن و ابرقدرت شدن و سرور و ارباب ديگران شدن و تعيين تكليف كردن براي ديگران نميزد. برخلاف رای دهندگان امریکایی به ترامپی که بدبخت-ستیز و ضعیف-کُش و محروم-آزار است و خشم آمریکاییانی که با رای به او میخواهند انتقام محرومیتشان را از کارگران فصلی مکزیکی و مهاجران سوریه ای بگیرد و فقرکشیده های سیاه پوست حاشیه شهر را حتی زودتر به زندان بیاندازد و زندانیان گوانتانامو را وحشیانه تر شکنجه کند، طرفداران احمدی نژاد، این کسانی که طبقه متوسطیهایی غره به طبقه خود انها را با خز و جواد نامیدن تحقیر میکردند، مجذوب سخن گفتن احمدی نژاد از «فضايلي» به نام عدالت اجتماعي و ظلم ستيزي و فسادستيزي و مقابله با زورگويي قدرتهاي جهاني شدند و نفرتشان از طبقه حاکمی بود که با برنامه های ازادی اقتصادیش انها را شانزده سال فقیر کرده بود . با همه استانداردها تصویری که احمدی نژاد در ۸۴ ارایه کرد تصویر پوپولیستی چپ بود و ترامپ بی شرمانه خود را پوپولیستی راست نشان داد. @jedaal
نه. انتخابات امریکا قابل مقایسه با سال ۸۴ نیست. رذالتی اگر باشد از ان جامعه امریکاست که به رغم این همه امکانات و اموزش و اطلاعات چنین انتخابی کرد. رذالت دیگر از آن کارگزاران و دلالان منافع امریکا زیر صورتکهای به ظاهر ایرانی.
کانال تلگرام علی علیزاده : @jedaal
👍1