This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سياست ورزي #ضیانبوی ، واكنشي براساس كينه نشدن، و عيني نگه داشتن كنشش برغم ٨ سال زندان، راستين ترين شكل راديكاليسم امروزست. صبوري و نجابت امثال ضيا نيمي از توان دفاعي اين جزيره ثبات منطقه است.
آ رش سبحانی خواننده کیوسک، احمد باطبی نماد ۱۸تير، مجید محمدی جامعه شناس، سعید قاسمی نژاد از دانش آموختگان لیبرال با #نامه_به_ترامپ خواستار بازگشت تحریم اقتصادی و شدت عمل با ایران و تغيير نظام شده اند.
👍3
ساعتی پیش در شبکه سی ان ان آمریکا در برنامه بکی اندرسون درباره فوت هاشمی رفسنجانی صحبت کردم. کانال تلگرام علی علیزاده Telegram.me/jedaal
از دیروز ایرانهراسان واشنگتن به فوت هاشمی رفسنجانی واکنشی متناقض نشان دادهاند. از یک سو به صورت یکسویه بر نقش او در دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی تمرکز کرده تا بتوانند تصاویر کلیشهای ایران سرکوبگر و تروریست و اتهامات هرگز ثابت نشدهای مانند بمب گذاری در مرکز تجارت آرژانتین را یکبار دیگر به افکار عمومی آمریکا بفروشند. از سوی دیگر، فوت او را ضربهای مهلک به میانهروهای ایران دانستهاند که منجر به انحصار قدرت در دست نظامیان خواهد شد. دو ادعای متناقض با هدفی مشترک: ایران به عنوان خطری برای امنیت و صلح آمریکا و منطقه. با این امید که افکار عمومی آمریکا بازگشت به دوره تنش پیش از برجام را قبول کنند.
پیش از آنکه دیر شود باید مقابل فعالیتهای این لابیهای شناخته شده اسراییل و عربستان در واشنگتن ایستاد. لابیهایی که نمایندگان و کارمندانشان این روزها از نامه به ترامپ تا رسانههای فارسی زبان بریتانیا و آمریکا هم بدون آنکه به چالش کشیده شوند میتازند و هر اتهامی را در عرصه سیاست خارجی متوجه ایران میکنند. اتهاماتی که اگر متوقف نشوند به زودی مهمات توپخانه دشمنان ایران در ارائه تحریمهای دیگر، خنثی کردن عملی برجام و متوقف کردن تجارت با ایران خواهند شد.
بخشهایی از مصاحبه: کانال تلگرام علی علیزاده Telegram.me/jedaal
*رفسنجانی به عنوان دومین فرد یک نظام پساانقلابی در حال تثبیت مسلما نقاط تاریکی در کارنامه خود دارد. او فرمانده کل قوا در زمانی بود که عراق به ایران حمله کرده بود و همراهی غرب و شوروی و تمام کشورهای عربی را هم داشت.
*مسیر سفر سیاسی رفسنجانی، از یک اقتدارگرا در دهه شصت به کسی است که صدای مطالبات بخش مهمی از جامعه در دهه هشتاد و نود شد. از منظری نمادین رفسنجانی آینه جامعه چندصدایی و حکومت چندپهلو و چند وجهی جمهوری اسلامی است.
*از میراث مهم رفسنجانی باید برجام را نام برد. برجامی که مقدمهاش انتخابات ۹۲ و نقش ویژه ای بود که رفسنجانی و آیت الله خامنهای در کنار یکدیگر برای بازگشتن مردم به این انتخابات بازی کردند.
*بلوک میانهرو و اصلاح طلب در ایران به افراد وابسته نیست و ریشهاش در نیروی اجتماعی مستحکمی است که بخش مهمی از جامعه را تشکیل میدهد. این بلوک میتواند تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری انسجام خودش را بازیابد.
* باید بیشتر نگران تندروهای واشنگتن باشیم که خیز برداشته اند تا با آمدن ترامپ به برجام ضربه بزنند. رفسنجانی سه دهه پیش دست صلح به آمریکا دراز کرد که روسای جمهور متعدد آمریکا آن را پس زدند. باید فهمیده باشید که صلح با ایران که در برجام متجسم است برای ثبات و امنیت کل منطقه ضروری است.
*رفتن رفسنجانی در درازمدت تغییر عمدهای در کلیت نظام سیاسی ایران بوجود نخواهد آورد. رفسنجانی در چند سال گذشته به صورت موفق آمیزی نقش و جایگاه خود در رهبری بلوک میانهرو و اصلاح طلب را به حسن روحانی واگذار کرد.
https://www.youtube.com/watch?v=rfg-BJJ7ZFU
از دیروز ایرانهراسان واشنگتن به فوت هاشمی رفسنجانی واکنشی متناقض نشان دادهاند. از یک سو به صورت یکسویه بر نقش او در دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی تمرکز کرده تا بتوانند تصاویر کلیشهای ایران سرکوبگر و تروریست و اتهامات هرگز ثابت نشدهای مانند بمب گذاری در مرکز تجارت آرژانتین را یکبار دیگر به افکار عمومی آمریکا بفروشند. از سوی دیگر، فوت او را ضربهای مهلک به میانهروهای ایران دانستهاند که منجر به انحصار قدرت در دست نظامیان خواهد شد. دو ادعای متناقض با هدفی مشترک: ایران به عنوان خطری برای امنیت و صلح آمریکا و منطقه. با این امید که افکار عمومی آمریکا بازگشت به دوره تنش پیش از برجام را قبول کنند.
پیش از آنکه دیر شود باید مقابل فعالیتهای این لابیهای شناخته شده اسراییل و عربستان در واشنگتن ایستاد. لابیهایی که نمایندگان و کارمندانشان این روزها از نامه به ترامپ تا رسانههای فارسی زبان بریتانیا و آمریکا هم بدون آنکه به چالش کشیده شوند میتازند و هر اتهامی را در عرصه سیاست خارجی متوجه ایران میکنند. اتهاماتی که اگر متوقف نشوند به زودی مهمات توپخانه دشمنان ایران در ارائه تحریمهای دیگر، خنثی کردن عملی برجام و متوقف کردن تجارت با ایران خواهند شد.
بخشهایی از مصاحبه: کانال تلگرام علی علیزاده Telegram.me/jedaal
*رفسنجانی به عنوان دومین فرد یک نظام پساانقلابی در حال تثبیت مسلما نقاط تاریکی در کارنامه خود دارد. او فرمانده کل قوا در زمانی بود که عراق به ایران حمله کرده بود و همراهی غرب و شوروی و تمام کشورهای عربی را هم داشت.
*مسیر سفر سیاسی رفسنجانی، از یک اقتدارگرا در دهه شصت به کسی است که صدای مطالبات بخش مهمی از جامعه در دهه هشتاد و نود شد. از منظری نمادین رفسنجانی آینه جامعه چندصدایی و حکومت چندپهلو و چند وجهی جمهوری اسلامی است.
*از میراث مهم رفسنجانی باید برجام را نام برد. برجامی که مقدمهاش انتخابات ۹۲ و نقش ویژه ای بود که رفسنجانی و آیت الله خامنهای در کنار یکدیگر برای بازگشتن مردم به این انتخابات بازی کردند.
*بلوک میانهرو و اصلاح طلب در ایران به افراد وابسته نیست و ریشهاش در نیروی اجتماعی مستحکمی است که بخش مهمی از جامعه را تشکیل میدهد. این بلوک میتواند تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری انسجام خودش را بازیابد.
* باید بیشتر نگران تندروهای واشنگتن باشیم که خیز برداشته اند تا با آمدن ترامپ به برجام ضربه بزنند. رفسنجانی سه دهه پیش دست صلح به آمریکا دراز کرد که روسای جمهور متعدد آمریکا آن را پس زدند. باید فهمیده باشید که صلح با ایران که در برجام متجسم است برای ثبات و امنیت کل منطقه ضروری است.
*رفتن رفسنجانی در درازمدت تغییر عمدهای در کلیت نظام سیاسی ایران بوجود نخواهد آورد. رفسنجانی در چند سال گذشته به صورت موفق آمیزی نقش و جایگاه خود در رهبری بلوک میانهرو و اصلاح طلب را به حسن روحانی واگذار کرد.
https://www.youtube.com/watch?v=rfg-BJJ7ZFU
Telegram
جدال- علی عليزاده
کانال رسمی علی علیزاده.
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
👍2
Alizadeh CNN Hashemi.3gp
8.6 MB
👆 فايل كم حجم مصاحبه علي عليزاده با بكي اندرسون در شبكه سي ان ان CNN درباره فوت هاشمي و آينده ايران و برجام: خطر اصلي دشمنان صلح در واشنگتن اند. توضيح بيشتر👆
👍1
در توییتی نوشتم: حتی اگر تلویزیون #منوتو هزار رپورتاژ آگهی دیگر را به نام مستند به خوردمان بدهد، یک موی گندیده عفت هاشمی ها را با صد فرح دیبا تاخت نمیزنم.
«فرح دیبا یا عفت مرعشی» متنی از کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
سال ۱۳۵۶ محمدرضا پهلوی در حضور همسرش به خبرنگار زن آمریکایی باربارا والترز میگوید به جز موارد استثنایی زنان کم عقل تر از مردانند. همچنین تلویحا فرح را بعلت زن بودن لایق جانشینی سلطنت نمیداند. والترز نظر فرح را درباره این تحقیر شخصی و این رفتار آشکارا زن ستیزانه میپرسد. فرح دیبا، فارغ التحصیل دانشگاه بوزار پاریس؛ معمار تصنعی ترین، بیربطترین و تحریککننده ترین وجوه نمایشی غربگرایی در ایران از جشنهای ۲۵۰۰ ساله تا جشن هنر شیراز که باعث افزایش شکاف فرهنگی-اجتماعی و از محرک های انباشت کینهای بود که انقلاب را تسریع کرد؛ تازه به دوران رسیدهای همانند شیخ های امروزین امارات و قطر که فرهنگ و هنر مدرن را نه محصول روابط متفاوت میان افراد جامعه و میان جامعه و قدرت که محصولاتی میدید که میشود با پول گران شده نفت بخرد؛ شهبانویی که حتی لباس سلطنتی اش تقلید محض خاندان سلطنتی اروپا بود و به هیچ سلسله ای در تاریخ اینجا ربطی نداشت؛ مانند مطیع ترین بردگان بیصدای منکوب شده تاریخ تنها لبخند ملیحی میزند تا دکور چیزی که قرار است «زنانه» باشد بهم نخورد. فرح هیچ ندارد بگوید، چرا که برغم ظاهر هیچ عاملیت سیاسی مستقل و مشخصی ندارد. همانطور که نهادهای وارداتیش تا وقتی مردم در انقلاب آنها را از آن خود نکردند و روح روابط اجتماعی دگرگون شده توسط انقلاب همینجایی را بر آنها ندمیدند هیچ عاملیت مشخصی نداشتند.
در خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی، همیشه یک صدای ناجور، یک کوک ناساز و یک منتقد صریح وجود دارد که مقام بلندپایه حکومتی را که خسته به خانه امده عصبانی میکند و با اوقات تلخ به رختخواب میفرستد و کاریزما و اقتدار قدرت مردانهاش را به هیچ میگیرد. هاشمی او را با اسم کوچکش عفت میخواند. عفتی که چهرهای بومی، همینجایی و غیراستعمار زده دارد و شبیه مادربزرگهای خود ماست. در سال ۱۳۶۱ مینویسد: «دير وقت به خانه آمدم و تازه عفت از كمبودها و غلط كاريهاى بعضى از مسئولان در كرج و رفسنجان، از قول شخصى، مطالبى داشت كه چون مغرضانه گفته بودند، ناراحت كننده بود... صبح زود، عفت در ادامه حرفهاى شب گذشته، جرو بحث داشت. با عصبانيت از خانه بيرون رفتم.» جایی دیگر مینویسد: «امروز عفت همراه فاطى با پاسداران بيرون خانه بر سر محل پارك ماشين، درگير شده بودند. اوقاتش تلخ بود و من را هم ناراحت كرد.». درباره آقای خمینی هم ساکت نیست: «شب كه به خانه آمدم خيلى خسته بودم. عفت از اينكه باز در گفتههاى امام ستايش از بنىصدر شده، ناراحت بود» همانطور که بعدها با نظر رسمی درباره آیتالله منتظری همراه نیست: «عفت و مهدي در ارتباط با مسئله آيت الله منتظري اوقات تلخي كردند. با عصبانيت خوابيدم.» در ادامهی همین منش مستقل صبح انتخابات ۸۸ عفت گفت اگر تقلب شد مردم بریزند خیابانها. منشی که به حساب موضع شخص هاشمی گذاشتند و سرلیست دلایل حذفش از قدرت کردند.
واضح است همسران قدرتمندان سیاسی از دو سه نسل پیش قرار نیست الگوی عام زنان ایرانی معاصر شوند که حضور اجتماعی و مستقل «حق» مسلم شان شدهاست. مساله شمایل شکنی تبارشناسانه از الگوهای دروغین و وارداتی زن غربینمای آزاد شده در دوره پهلوی است که حالا از طریق رسانه فارسی زبان من و تو، و دستگاه جهانی رسانهای غربی با کمک «فمینیسیم سفیدپوست»، در اطراف نماد مرکزی حجاب، گفتمان غالب درباره موضوع «زن چیست» را میسازند و در صدد تصاحب و تملک انحصاری نارضایتی های به حق از وجوه ناعدالتیهای فراوان جنسیتی در وضیعت موجود هستند. همان گفتمانی که خروجی منطقیش کمپین جهانی-استعماری-تحریمساز «آزادی یواشکی» است که چیزی جز تزریق نفرت یواشکی از حجاب نیست. مساله مقاومت در برابر بازگشت گفتمانی است که در نفی بلاواسطه حجاب اجباری، دگرگون شدن ریشهای تمام روابط اجتماعی از جمله روابط جنسیتی در سه دهه گذشته را سرکوب و عامدانه فراموش میکند تا در عقبگردی تاریخی، ارزش اجتماعی زن را در نسبت با پوشش بسنجد نه عاملیت اجتماعی و میزان بلندی صدای حق خواهی و اعتراضش. یعنی روی دیگر همان نگاه محافظهکاران مذهبی که ارزش زن را به پوشیدگی میدانند و عقب رفتن تاریخی به روی جلدهای مجلات زرد دوره پهلوی. واضح است مساله آزاد کردن مبارزه زن امروز برای حق تعیین سرنوشت و عاملیت بیشتر است نه تنها از الگوهای تحمیلی حکومتی بلکه از الگوها و ارزشهای شبه-غربی. همانطور که در مورد مرضیه دباغ گفتیم مساله نقض اینهمان و یکی شدن مدرن و معاصر شدن روابط جنسیتی است با غربی شدن به ظاهری ترین شکلش و فمینیسم استعماری توامان اش. https://twitter.com/Jedaaal/status/819215216143695872
«فرح دیبا یا عفت مرعشی» متنی از کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
سال ۱۳۵۶ محمدرضا پهلوی در حضور همسرش به خبرنگار زن آمریکایی باربارا والترز میگوید به جز موارد استثنایی زنان کم عقل تر از مردانند. همچنین تلویحا فرح را بعلت زن بودن لایق جانشینی سلطنت نمیداند. والترز نظر فرح را درباره این تحقیر شخصی و این رفتار آشکارا زن ستیزانه میپرسد. فرح دیبا، فارغ التحصیل دانشگاه بوزار پاریس؛ معمار تصنعی ترین، بیربطترین و تحریککننده ترین وجوه نمایشی غربگرایی در ایران از جشنهای ۲۵۰۰ ساله تا جشن هنر شیراز که باعث افزایش شکاف فرهنگی-اجتماعی و از محرک های انباشت کینهای بود که انقلاب را تسریع کرد؛ تازه به دوران رسیدهای همانند شیخ های امروزین امارات و قطر که فرهنگ و هنر مدرن را نه محصول روابط متفاوت میان افراد جامعه و میان جامعه و قدرت که محصولاتی میدید که میشود با پول گران شده نفت بخرد؛ شهبانویی که حتی لباس سلطنتی اش تقلید محض خاندان سلطنتی اروپا بود و به هیچ سلسله ای در تاریخ اینجا ربطی نداشت؛ مانند مطیع ترین بردگان بیصدای منکوب شده تاریخ تنها لبخند ملیحی میزند تا دکور چیزی که قرار است «زنانه» باشد بهم نخورد. فرح هیچ ندارد بگوید، چرا که برغم ظاهر هیچ عاملیت سیاسی مستقل و مشخصی ندارد. همانطور که نهادهای وارداتیش تا وقتی مردم در انقلاب آنها را از آن خود نکردند و روح روابط اجتماعی دگرگون شده توسط انقلاب همینجایی را بر آنها ندمیدند هیچ عاملیت مشخصی نداشتند.
در خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی، همیشه یک صدای ناجور، یک کوک ناساز و یک منتقد صریح وجود دارد که مقام بلندپایه حکومتی را که خسته به خانه امده عصبانی میکند و با اوقات تلخ به رختخواب میفرستد و کاریزما و اقتدار قدرت مردانهاش را به هیچ میگیرد. هاشمی او را با اسم کوچکش عفت میخواند. عفتی که چهرهای بومی، همینجایی و غیراستعمار زده دارد و شبیه مادربزرگهای خود ماست. در سال ۱۳۶۱ مینویسد: «دير وقت به خانه آمدم و تازه عفت از كمبودها و غلط كاريهاى بعضى از مسئولان در كرج و رفسنجان، از قول شخصى، مطالبى داشت كه چون مغرضانه گفته بودند، ناراحت كننده بود... صبح زود، عفت در ادامه حرفهاى شب گذشته، جرو بحث داشت. با عصبانيت از خانه بيرون رفتم.» جایی دیگر مینویسد: «امروز عفت همراه فاطى با پاسداران بيرون خانه بر سر محل پارك ماشين، درگير شده بودند. اوقاتش تلخ بود و من را هم ناراحت كرد.». درباره آقای خمینی هم ساکت نیست: «شب كه به خانه آمدم خيلى خسته بودم. عفت از اينكه باز در گفتههاى امام ستايش از بنىصدر شده، ناراحت بود» همانطور که بعدها با نظر رسمی درباره آیتالله منتظری همراه نیست: «عفت و مهدي در ارتباط با مسئله آيت الله منتظري اوقات تلخي كردند. با عصبانيت خوابيدم.» در ادامهی همین منش مستقل صبح انتخابات ۸۸ عفت گفت اگر تقلب شد مردم بریزند خیابانها. منشی که به حساب موضع شخص هاشمی گذاشتند و سرلیست دلایل حذفش از قدرت کردند.
واضح است همسران قدرتمندان سیاسی از دو سه نسل پیش قرار نیست الگوی عام زنان ایرانی معاصر شوند که حضور اجتماعی و مستقل «حق» مسلم شان شدهاست. مساله شمایل شکنی تبارشناسانه از الگوهای دروغین و وارداتی زن غربینمای آزاد شده در دوره پهلوی است که حالا از طریق رسانه فارسی زبان من و تو، و دستگاه جهانی رسانهای غربی با کمک «فمینیسیم سفیدپوست»، در اطراف نماد مرکزی حجاب، گفتمان غالب درباره موضوع «زن چیست» را میسازند و در صدد تصاحب و تملک انحصاری نارضایتی های به حق از وجوه ناعدالتیهای فراوان جنسیتی در وضیعت موجود هستند. همان گفتمانی که خروجی منطقیش کمپین جهانی-استعماری-تحریمساز «آزادی یواشکی» است که چیزی جز تزریق نفرت یواشکی از حجاب نیست. مساله مقاومت در برابر بازگشت گفتمانی است که در نفی بلاواسطه حجاب اجباری، دگرگون شدن ریشهای تمام روابط اجتماعی از جمله روابط جنسیتی در سه دهه گذشته را سرکوب و عامدانه فراموش میکند تا در عقبگردی تاریخی، ارزش اجتماعی زن را در نسبت با پوشش بسنجد نه عاملیت اجتماعی و میزان بلندی صدای حق خواهی و اعتراضش. یعنی روی دیگر همان نگاه محافظهکاران مذهبی که ارزش زن را به پوشیدگی میدانند و عقب رفتن تاریخی به روی جلدهای مجلات زرد دوره پهلوی. واضح است مساله آزاد کردن مبارزه زن امروز برای حق تعیین سرنوشت و عاملیت بیشتر است نه تنها از الگوهای تحمیلی حکومتی بلکه از الگوها و ارزشهای شبه-غربی. همانطور که در مورد مرضیه دباغ گفتیم مساله نقض اینهمان و یکی شدن مدرن و معاصر شدن روابط جنسیتی است با غربی شدن به ظاهری ترین شکلش و فمینیسم استعماری توامان اش. https://twitter.com/Jedaaal/status/819215216143695872
Twitter
Aliz علی علیزاده
حتی اگر تلویزیون #منوتو هزار رپورتاژ آگهی دیگر را به نام مستند به خوردمان بدهد، یک موی گندیده عفت هاشمی ها را با صد فرح دیبا تاخت نمیزنم.
👍2
درباره سخنان امروز آقای خامنهای یازده کامنت کوتاه زیر را در شبکه توییتر بازنشر کردم که اینجا با شما بدون تغییر به اشتراک میگذارم. این روزها بیشتر در توییتر به ادرس @jedaaal مینویسم:
۱- هاشمی دستی در دست اصلاح طلبان و دست دیگرش، دست رهبری بود. فوتش خلائی ایجاد کرده. اصلاح طلبان نام پرکردن این شکاف را #آشتی_ملی گذاشتهاند.
۲- اصلاح طلبان نیازمند پرکردن شکاف و بازگشت بیشتر به داخل قدرتند. از منظر سیاست واقعی، طرف نیازمند باید امتیاز بدهد. طرف دیگر امتیاز میگیرد
۳- پرکردن شکاف برای اصلاح طلبان منفعت بالفعل است. از منظر رهبری خطر بالقوه. بازگشت جناحیست که هنوز با نیروهای وابسته به غربش خط کشی نکرده
۴- #آشتی_ملی اما فراتر از پرکردن بیصدای شکاف است. اعلام پیروزی اصلاحطلبان است. خطرش؟ ایجاد شک به حقانیت موضع ۸۸ رهبری در میان طرفدارانش است
۵- از منظر رهبری، خاتمی خود یک پای دعواست و در مقام طرح آشتی و حکمیت نیست. اصلاحطلبان باید یک نیروی راست سنتی را میانجی #اشتی_ملی میکردند
۶- در شرایط فعلی رد #اشتی_ملی طبیعی بود. پذیرشش نرمش قهرمانانه میخواست. کارتی که استفاده مدامش توسط رهبر یک نظام سیاسی اقتدارزدایی از خودست
۷- #آشتی_ملی در شکل زیرپوستی در دعوت از مخالفان نظام در ۲۲ خرداد ۹۲ و بخشی دیگر با شرکت موسوی و کروبی در انتخابات ۹۴ تا همینجا اتفاق افتاده
۸- اگر اصلاح طلبان عزم جدی #آشتی_ملی دارند با حفظ تفاوتهایشان، حداقل امکانِ فهم و توضیح رفتار رهبری و جناح دیگر را بجای هیولاسازی فراهم کنند
۹- اصلاح طلبان با شارژ و باردارکردن عاطفی غیرضابطه مند فضا از طریق سرجوخه های جنگ نرمشان، برنده نبردهای کوچکند. بازنده جنگ طولانی مردم ایرانند
۱۰- موارد بالا، توضیح واضحات سیاست، بدور از ایدئولوژیهای غالب امروزست. نشانه موافقت یا مخالفت نیست و مانع نقد جدی نگارنده به اصولگرایان نیست
۱۱- اگر گمان میکنید نگارنده قصد و نیتی پنهان دارد، شماره۹ را چندباره بخوانید و به این فکر کنید چگونه احساس سیاسیتان را شارژ و تخلیه میکنند
https://twitter.com/Jedaaal/status/831840725763489792
۱- هاشمی دستی در دست اصلاح طلبان و دست دیگرش، دست رهبری بود. فوتش خلائی ایجاد کرده. اصلاح طلبان نام پرکردن این شکاف را #آشتی_ملی گذاشتهاند.
۲- اصلاح طلبان نیازمند پرکردن شکاف و بازگشت بیشتر به داخل قدرتند. از منظر سیاست واقعی، طرف نیازمند باید امتیاز بدهد. طرف دیگر امتیاز میگیرد
۳- پرکردن شکاف برای اصلاح طلبان منفعت بالفعل است. از منظر رهبری خطر بالقوه. بازگشت جناحیست که هنوز با نیروهای وابسته به غربش خط کشی نکرده
۴- #آشتی_ملی اما فراتر از پرکردن بیصدای شکاف است. اعلام پیروزی اصلاحطلبان است. خطرش؟ ایجاد شک به حقانیت موضع ۸۸ رهبری در میان طرفدارانش است
۵- از منظر رهبری، خاتمی خود یک پای دعواست و در مقام طرح آشتی و حکمیت نیست. اصلاحطلبان باید یک نیروی راست سنتی را میانجی #اشتی_ملی میکردند
۶- در شرایط فعلی رد #اشتی_ملی طبیعی بود. پذیرشش نرمش قهرمانانه میخواست. کارتی که استفاده مدامش توسط رهبر یک نظام سیاسی اقتدارزدایی از خودست
۷- #آشتی_ملی در شکل زیرپوستی در دعوت از مخالفان نظام در ۲۲ خرداد ۹۲ و بخشی دیگر با شرکت موسوی و کروبی در انتخابات ۹۴ تا همینجا اتفاق افتاده
۸- اگر اصلاح طلبان عزم جدی #آشتی_ملی دارند با حفظ تفاوتهایشان، حداقل امکانِ فهم و توضیح رفتار رهبری و جناح دیگر را بجای هیولاسازی فراهم کنند
۹- اصلاح طلبان با شارژ و باردارکردن عاطفی غیرضابطه مند فضا از طریق سرجوخه های جنگ نرمشان، برنده نبردهای کوچکند. بازنده جنگ طولانی مردم ایرانند
۱۰- موارد بالا، توضیح واضحات سیاست، بدور از ایدئولوژیهای غالب امروزست. نشانه موافقت یا مخالفت نیست و مانع نقد جدی نگارنده به اصولگرایان نیست
۱۱- اگر گمان میکنید نگارنده قصد و نیتی پنهان دارد، شماره۹ را چندباره بخوانید و به این فکر کنید چگونه احساس سیاسیتان را شارژ و تخلیه میکنند
https://twitter.com/Jedaaal/status/831840725763489792
Twitter
Aliz علی علیزاده
۷- #آشتی_ملی در شکل زیرپوستی در دعوت از مخالفان نظام در ۲۲ خرداد ۹۲ و بخشی دیگر با شرکت موسوی و کروبی در انتخابات ۹۴ تا همینجا اتفاق افتاده
👍2
تحریف «پیشگیرانه» خبر
----------------------
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
اسراییل به سوريه حمله موشکی كرده است. حمله ای ناگهانی، یک جانبه و تحریک نشده. حمله اسراييل به سوريه - کشوری مستقل و داراي حقوق بين المللی محافظت شده - خبر بسيار مهمی است. میتواند آغاز جنگی دیگر باشد، آنهم در خاورمیانه ای هرروز متزلزل تر از دیروز. وبسایت بی بی سی جهانی هم، انطور که در تصویر امده، آنرا به عنوان خبر اصلی صفحه خاورمیانه اش در نظر گرفته و با نقل اصل خبر، نوشته: «حمله اسراییل به نزدیکی فرودگاه دمشق.» روزنامه اسراییلی هاآرتص اما، برای روایت خبر میگوید اسراییل به موشکهایی که مقصدشان حزب الله بوده است حمله کرده است؛ و سرتيتر خبر بی بی سی فارسی که بیشتر شبیه روزنامه اسراییلی است تا وبسایت مادر بی بی سی انگلیسی، میگوید (البته با گذاشتن علامت نقل قول) که اسراییل به انبار اسلحه ارسالی از ایران حمله کرده است. ناگهان با اين چرخش در تيتر، ذهن مخاطبان هنوز با اصل خبر آشنا نشده معطوف به علت و دلیل حمله میشود. یعنی ذهن، از اصل ماجرا منحرف و معطوف به چرایی حمله میشود. اصل حمله «حاشيه» و دليل حمله «مركز» خبر ميشود. آنهم دليل و علت هنوز اثبات نشده ای كه تنها مورد ادعاي طرف متخاصم یعنی اسراییل است. حالا دیگر در ذهن مخاطب خود حملهی یک جانبه و تحریک نشده و متخاصمانه، امری شوک آور و تعجب برانگیز نیست. حالا مساله فرستاده شدن اسلحه از ایران به حزب الله است. انتخاب کلمات سرتیترها در تحریریه رسانه غربی و اسراییلی، توانسته اند جای قاتل و مقتول، جاي متهم و شاكي را عوض کنند و نيروي مهاجم و حمله کننده را در حال "دفاع پيشگيرانه" از خود نشان میدهند. حالا در ناخوداگاه مخاطبان، دولت متخاصم دلیل و علتی برای حمله اش داشته و حتی پیش از متهم شدن به صورت ضمني تبرئه شده است. کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
اين شکل از روایت خبر را میتوان نوعی «تحریف پيشگيرانه خبر» دانست. این ظرافت پروپاگاندایی، اين شكل هوشمندانه جنگ نرم، ملازم و همپاي بمبها و موشكهاي قدرتهاي بزرگ جهاني است كه خاورميانه را به ويرانه اي تبديل كرده است. روي ديگر تز «حمله پيشگيرانه» مورد علاقه نومحافظه کاران آمریکایی و استفاده شده در جنگ عراق است.
پانوشت اول: زاویه نقد این متن کوتاه نقد ایدئولوژی است. ایدئولوژی به مثابه رانهای ناخودآگاه که هریک از ما را، عامل این یا آن ساختار قدرت میکند. و با این تبصره که هیچ یک از ما بدون ایدئولوژی نیست. مسلما، منظور تیترسازی آگاهانه و معطوف به توطئه شخص خبرنگاران این یا آن رسانه نیست.
پانوشت دوم: نقد رسانه های مدرن و به ظاهر باز و دموکراتیک غربی به معنی تطهیر رسانه های دولتی وآشکارا بسته و نیمه بسته نیست. اما سازوکارهای ایدئولوژیک رسانه مدرن و دموکراتیک و به ظاهر بیطرف بسیار پیچیده تر از سازوکار رسانههای نیمه بسته است که نیات و نفرت و عشق خود را مستقیم و عریان بیان میکنند.
https://www.instagram.com/p/BTY82IshZB6/
----------------------
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
اسراییل به سوريه حمله موشکی كرده است. حمله ای ناگهانی، یک جانبه و تحریک نشده. حمله اسراييل به سوريه - کشوری مستقل و داراي حقوق بين المللی محافظت شده - خبر بسيار مهمی است. میتواند آغاز جنگی دیگر باشد، آنهم در خاورمیانه ای هرروز متزلزل تر از دیروز. وبسایت بی بی سی جهانی هم، انطور که در تصویر امده، آنرا به عنوان خبر اصلی صفحه خاورمیانه اش در نظر گرفته و با نقل اصل خبر، نوشته: «حمله اسراییل به نزدیکی فرودگاه دمشق.» روزنامه اسراییلی هاآرتص اما، برای روایت خبر میگوید اسراییل به موشکهایی که مقصدشان حزب الله بوده است حمله کرده است؛ و سرتيتر خبر بی بی سی فارسی که بیشتر شبیه روزنامه اسراییلی است تا وبسایت مادر بی بی سی انگلیسی، میگوید (البته با گذاشتن علامت نقل قول) که اسراییل به انبار اسلحه ارسالی از ایران حمله کرده است. ناگهان با اين چرخش در تيتر، ذهن مخاطبان هنوز با اصل خبر آشنا نشده معطوف به علت و دلیل حمله میشود. یعنی ذهن، از اصل ماجرا منحرف و معطوف به چرایی حمله میشود. اصل حمله «حاشيه» و دليل حمله «مركز» خبر ميشود. آنهم دليل و علت هنوز اثبات نشده ای كه تنها مورد ادعاي طرف متخاصم یعنی اسراییل است. حالا دیگر در ذهن مخاطب خود حملهی یک جانبه و تحریک نشده و متخاصمانه، امری شوک آور و تعجب برانگیز نیست. حالا مساله فرستاده شدن اسلحه از ایران به حزب الله است. انتخاب کلمات سرتیترها در تحریریه رسانه غربی و اسراییلی، توانسته اند جای قاتل و مقتول، جاي متهم و شاكي را عوض کنند و نيروي مهاجم و حمله کننده را در حال "دفاع پيشگيرانه" از خود نشان میدهند. حالا در ناخوداگاه مخاطبان، دولت متخاصم دلیل و علتی برای حمله اش داشته و حتی پیش از متهم شدن به صورت ضمني تبرئه شده است. کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
اين شکل از روایت خبر را میتوان نوعی «تحریف پيشگيرانه خبر» دانست. این ظرافت پروپاگاندایی، اين شكل هوشمندانه جنگ نرم، ملازم و همپاي بمبها و موشكهاي قدرتهاي بزرگ جهاني است كه خاورميانه را به ويرانه اي تبديل كرده است. روي ديگر تز «حمله پيشگيرانه» مورد علاقه نومحافظه کاران آمریکایی و استفاده شده در جنگ عراق است.
پانوشت اول: زاویه نقد این متن کوتاه نقد ایدئولوژی است. ایدئولوژی به مثابه رانهای ناخودآگاه که هریک از ما را، عامل این یا آن ساختار قدرت میکند. و با این تبصره که هیچ یک از ما بدون ایدئولوژی نیست. مسلما، منظور تیترسازی آگاهانه و معطوف به توطئه شخص خبرنگاران این یا آن رسانه نیست.
پانوشت دوم: نقد رسانه های مدرن و به ظاهر باز و دموکراتیک غربی به معنی تطهیر رسانه های دولتی وآشکارا بسته و نیمه بسته نیست. اما سازوکارهای ایدئولوژیک رسانه مدرن و دموکراتیک و به ظاهر بیطرف بسیار پیچیده تر از سازوکار رسانههای نیمه بسته است که نیات و نفرت و عشق خود را مستقیم و عریان بیان میکنند.
https://www.instagram.com/p/BTY82IshZB6/
Instagram
علی عليزاده
تحریف پیشگیرانه خبر ---------------------- اسراییل به سوريه حمله موشکی كرده است. حمله ای ناگهانی، یک جانبه و تحریک نشده. حمله اسراييل به سوريه - کشوری مستقل و داراي حقوق بين المللی محافظت شده - خبر بسيار مهمی است. میتواند آغاز جنگی دیگر باشد، آنهم در خاورمیانه…
👍2
چهار مشاهده توييتري درباره #مناظره_اول انتخابات رياست جمهوري. تحليل تفصيلي به زودي در كانال تلگرام @jedaal
👍1
IMG_6043.MOV
5.8 MB
بزرگترين زندان رسانه جهان، ویکیپدیا را هم فیلتر کرد ولي بیبیسی تلويزيون ترکی راه نیانداخت. گفت: چرا مقایسه با منطقه؟ خرداد۹۵ گفتم: تا نشان دهیم مساله غرب، تضاد منافعش با ماست درخاورمیانه نه حقوق بشر
👍1
پریروز سه توييت منتقدانه زیر را در مورد سخنراني اخير دبیرکل کارگزاران سازندگی در اصفهان -که به سیاست ایران در سوریه به صورت یک جانبهای تاخته بود -نوشتم.
🔷 دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت واقعی و نظامی دروغي بیش نیست آقای کرباسچی! خوانش پوپولیستی شما از امنیت ملی خطرناكتر از پوپولیسم اقتصادي انهاست.
🔶 دیپلماسی نرم افزارست. مکمل قدرت سخت. نه جایگزین آن. بزرگنمایی یکجانبه قدرت دیپلماسی، تقدیسش به مثابه گاو سامری، صراحتا افسانهپردازی است و نوعی از پوپولیسم.
🔷 تا توازن قوا نظامی به نفع دولت سوریه تغيير نكرده بود، ایران را حتي به مذاکرات جهانی راه ندادند تا اصلا بخواهد از دیپلماسی استفاده کند يا نكند. یعنی تا شهريور سال نود و پنج كه پایان سال سوم روحانی بود.
امروز که خبر احضار كرباسچي به دادگاه را ديدم از سخنان خودم پشیمان شدم. استفاده از زور عریان در برخورد با اندیشهی حتی غلط و عوامفریبانه تاسف انگيز است. اقايان هنوز نفهميده اند پاسخ امثال كرباسچي نقد نظري و مقاله و مباحثه است نه دادگاه؟
آقایان هنوز نفهميده اند كه چند دهه مجازات و زندان و فشار، تجديدنظرطلبي در سياست خارجي و غرب زدگی را نه فقط متوقف نكرده، بلكه با تحمیل هزینه به گویندگانش و تحمیل مظلومیت بر آنها، گفتارشان را مشروع و فراگيرتر كرده؟
چرخش گفتمانی به سوی غربزدگی از پایان سالهای جنگ تا امروز سکه ای با دو طرف است:
🔹 یک طرفش، استحاله بخشی از نظام، پس از تک قطبی شدن جهان در سال نود میلادی است. زمانی که مقاومت مقابل نظم جدید جهانی بی معنا به نظر میامد و خلع سلاح داوطلبانه و قطع داوطلبانه نفوذ ایران در منطقه، هزینه اجباری پذیرفته شدن به بازار جهانی پنداشته میشد. یعنی زمانی که به نام گریز از ارمان گرایی، بخشی از نظام به دام آرمانگرایی متفاوتی به نام تنش زدایی افتاد و از واقع گرایی به ویژه در سیاست خارجی دورتر شد.
🔸 اما روی دیگر این سکه سه دهه رفتار اقتدارگرایانه بخش دیگر نظام بوده است. بخشي که میتوانست بنیان عقلی و عملگرایانه سیاست خارجی ایران را سالها پيش توضیح دهد، اما به جایش تنها پشت شعارهای ارمانگرایانه پناه گرفت و به شعار به جای تفکر بسنده کرد. و غیرقابل بخشش آنکه در موارد بسیاری برای به کرسی نشاندن حرف خود از زور عریان و سرکوب منتقدان استفاده کرد و هرگز با بیخردیهای نمایشی مانند حمله به سفارت عربستان و بریتانیا هم خط کشی قاطع نکرد.
🔻 اين وضعیت در سه دهه گذشته چرخه باطلی را ایجاد کرده است ميان انها كه با دست کم گرفتن خطر غرب در سياست خارجي، به نام تنش زدایی و دیپلماسی صرف، امنیت ملی را به شکلی عوامفريبانه به خطر میاندازند و انها كه ناخواسته باعث محبوبيت اين عوامفريبي و نفوذش در بطن جامعه ميشوند.
🔺 قربانی اصلی این چرخه باطل، نه این یا آن جناح که امنیت و منافع ملی مردم ایران است.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
🔷 دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت واقعی و نظامی دروغي بیش نیست آقای کرباسچی! خوانش پوپولیستی شما از امنیت ملی خطرناكتر از پوپولیسم اقتصادي انهاست.
🔶 دیپلماسی نرم افزارست. مکمل قدرت سخت. نه جایگزین آن. بزرگنمایی یکجانبه قدرت دیپلماسی، تقدیسش به مثابه گاو سامری، صراحتا افسانهپردازی است و نوعی از پوپولیسم.
🔷 تا توازن قوا نظامی به نفع دولت سوریه تغيير نكرده بود، ایران را حتي به مذاکرات جهانی راه ندادند تا اصلا بخواهد از دیپلماسی استفاده کند يا نكند. یعنی تا شهريور سال نود و پنج كه پایان سال سوم روحانی بود.
امروز که خبر احضار كرباسچي به دادگاه را ديدم از سخنان خودم پشیمان شدم. استفاده از زور عریان در برخورد با اندیشهی حتی غلط و عوامفریبانه تاسف انگيز است. اقايان هنوز نفهميده اند پاسخ امثال كرباسچي نقد نظري و مقاله و مباحثه است نه دادگاه؟
آقایان هنوز نفهميده اند كه چند دهه مجازات و زندان و فشار، تجديدنظرطلبي در سياست خارجي و غرب زدگی را نه فقط متوقف نكرده، بلكه با تحمیل هزینه به گویندگانش و تحمیل مظلومیت بر آنها، گفتارشان را مشروع و فراگيرتر كرده؟
چرخش گفتمانی به سوی غربزدگی از پایان سالهای جنگ تا امروز سکه ای با دو طرف است:
🔹 یک طرفش، استحاله بخشی از نظام، پس از تک قطبی شدن جهان در سال نود میلادی است. زمانی که مقاومت مقابل نظم جدید جهانی بی معنا به نظر میامد و خلع سلاح داوطلبانه و قطع داوطلبانه نفوذ ایران در منطقه، هزینه اجباری پذیرفته شدن به بازار جهانی پنداشته میشد. یعنی زمانی که به نام گریز از ارمان گرایی، بخشی از نظام به دام آرمانگرایی متفاوتی به نام تنش زدایی افتاد و از واقع گرایی به ویژه در سیاست خارجی دورتر شد.
🔸 اما روی دیگر این سکه سه دهه رفتار اقتدارگرایانه بخش دیگر نظام بوده است. بخشي که میتوانست بنیان عقلی و عملگرایانه سیاست خارجی ایران را سالها پيش توضیح دهد، اما به جایش تنها پشت شعارهای ارمانگرایانه پناه گرفت و به شعار به جای تفکر بسنده کرد. و غیرقابل بخشش آنکه در موارد بسیاری برای به کرسی نشاندن حرف خود از زور عریان و سرکوب منتقدان استفاده کرد و هرگز با بیخردیهای نمایشی مانند حمله به سفارت عربستان و بریتانیا هم خط کشی قاطع نکرد.
🔻 اين وضعیت در سه دهه گذشته چرخه باطلی را ایجاد کرده است ميان انها كه با دست کم گرفتن خطر غرب در سياست خارجي، به نام تنش زدایی و دیپلماسی صرف، امنیت ملی را به شکلی عوامفريبانه به خطر میاندازند و انها كه ناخواسته باعث محبوبيت اين عوامفريبي و نفوذش در بطن جامعه ميشوند.
🔺 قربانی اصلی این چرخه باطل، نه این یا آن جناح که امنیت و منافع ملی مردم ایران است.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
👍1
#سوانح_كار در ايران سالانه دوهزار قرباني ميگيرد. تشكلهاي كارگري ميتوانند مانع استاندارد پايين ايمني و بهداشتي محل كار شوند. آيا اراده همگرايي براي تحميل #مطالبه_سنديكا به نامزدهاي انتخابات وجود دارد؟
👍2
IMG_6199.mp4
27.6 MB
ديروز در لندن درباره آرايش طبقاتي انتخابات صحبت كردم. معتقدم انتخابات٩٦ آغاز طبقاتي شدن علني و رسمي جناح بنديهاي نظام در دوره تثبيت خود است. همچنين شروط امکان ايجاد يك بلوک مدرن اصولگرا را بررسي كردم
👍1
فوت آتش نشانان #پلاسکو و مرگ کارگران #معدن_یورت هیچ یک ضروری نبود. کافی بود صدايشان را شنیده بودیم. ساعت نه امشب تهران در توییتر منتظرتان هستیم تا از حق کارگران برای داشتن صدایی قانونی حمایت کنیم
👍1
در كشاكش رقابتهاي انتخاباتي، هزاران كاربر توييتر با گرايشهاي متفاوت و اختلافهاي فراوان سياسي، ديروز از #سنديكا گفتند تا اين مطالبه ملي و فراجناحي شود. حالا ميتوان به فرداي بعد انتخابات هم اميدوار بود
👍1
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 طوفان توییتری #ازسندیکابگو: درخواست کاربران توییتر فارسی از نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری ایران
شمار زیادی از کاربران توییتر فارسی شب گذشته با هشتگ #ازسندیکابگو یک طوفان توییتری راه انداختند و در توییتهایی که منتشر کردند از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران خواستند تا در مناظره بعدی در مورد لزوم تشکیل سندیکای کارگری در ایران حرف بزنند.
در جریان این طوفان توییتری در مجموع نزدیک به ۱۰هزار توییت منتشر شده است که بیشترین تعداد این توییتها حدود ساعت ۹ شب به وقت ایران بوده است.
بحث لزوم وجود اتحادیههای مستقل کارگری پس از حادثه معدن یورت در میان کاربران شبکههای اجتماعی داغ شده است.
💢همکاران به سندیکای خود بپیوندید و با پرداخت حق عضویت همکاران خود را در سندیکا یاری و همراهی کنید.
اخبار، تصاویر، پیشنهادات و مشکلات در محل کار خود را با کلیک در @Pvsyndica برای ما ارسال کنید
https://telegram.me/vahedsyndica
شمار زیادی از کاربران توییتر فارسی شب گذشته با هشتگ #ازسندیکابگو یک طوفان توییتری راه انداختند و در توییتهایی که منتشر کردند از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران خواستند تا در مناظره بعدی در مورد لزوم تشکیل سندیکای کارگری در ایران حرف بزنند.
در جریان این طوفان توییتری در مجموع نزدیک به ۱۰هزار توییت منتشر شده است که بیشترین تعداد این توییتها حدود ساعت ۹ شب به وقت ایران بوده است.
بحث لزوم وجود اتحادیههای مستقل کارگری پس از حادثه معدن یورت در میان کاربران شبکههای اجتماعی داغ شده است.
💢همکاران به سندیکای خود بپیوندید و با پرداخت حق عضویت همکاران خود را در سندیکا یاری و همراهی کنید.
اخبار، تصاویر، پیشنهادات و مشکلات در محل کار خود را با کلیک در @Pvsyndica برای ما ارسال کنید
https://telegram.me/vahedsyndica
Telegram
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
کانال رسمی تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
تماس با تلگرام سندیکا از طریق آیدی زیر
@Vahed_Syndica
تماس با تلگرام سندیکا از طریق آیدی زیر
@Vahed_Syndica
#مناظره_سوم بيشتر از اقتصاد، درباره فساد اقتصادي است. افشاگريهاي دو جناح اگرچه تصوير منزه و رسمي رامخدوش ميكند، اما تنها سازوكار شناخته شده اي است كه ميتواند مانع نهادينه شدن بيشتر فساد در اينده شود.
👍1
دلواپسان منافع ملی مقابل دلواپسان جناحی
------------------------
یک- طوماری در فضای مجازی در حال امضا جمع کردن است. شکواییه ای که از دپارتمان آموزش دولت اسکاتلند میخواهد هرچه سریعتر مدرک دکترای حسن روحانی را لغو و ابطال کند. شکواییه ای به زبان انگلیسی که در متن آن، روحانی نه فقط متهم که به صراحت محکوم شده است که در بخشهای قابل توجهی از رساله خود مبادرت به سرقت علمی کردهاست.
دو- مخاطب این طومار دپارتمان آموزش عالی اسکاتلند، یعنی بخشی از «دولت فخیمه بریتانیای کبیر» است. امضا کنندگان این طومار اپوزیسیون برانداز، تجزیه طلبان، مجاهدین خلق یا سلطنت طلبان نیستند. اغلب آنها نیروهایی هستند که ارزشی یا دلواپس نامیده میشوند.
سه- باورکردنی نیست بخشی از نیروهای سیاسی مقیم کشور «ادعای اثبات نشده» خود درباره مدرک روحانی را به عنوان محکومیت قطعی در عرصه بین المللی مطرح کنند. باورکردنی نیست آنها نتوانسته باشند با یک تلفن یا مراجعه حضوری استعلام کرده باشند تا در صورت اثبات، مدارک را تحویل مقامات قضایی و نظارتی ایران بدهند. باورکردنی نیست دلواپسان از دولت استعمارگر بریتانیا بخواهند، رییس جمهور مستقر جمهوری اسلامی را در عرصه بین المللی بیآبرو کنند. دولت بریتانیایی که متحد نظامی عربستان است و تا دو سال پیش با جانبداری از تحریمهای ظالمانه زندگی روزانه ایرانیان را به خطر انداخته بود. باور کردنی نیست که عده ای بخواهند نماینده ۸۰ میلیون ایرانی در مذاکره با قدرتهای جهانی را تحقیر و بیقدرت کنند؟
چهار- در این سالها بسیاری از فعالان سیاسی مقابل بخشی از اپوزیسیون ایستادند. نه به این دلیل که حقوقی که آن اپوزیسیون از آنها سخن میگفت مشروع نبودند و ظلمهایی که به آنها اشاره میکردند وجود نداشت و یکسره سیاه نمایی بودند. ادعاهای آنها درباره روند ناعادلانه قضایی اعدامها و زندانها، و درخواست آنها درباره حقیقت یابی، ارزش انسانی بسیار بیشتری داشت تا استعلام از یک مدرک تحصیلی. اما با این اپوزیسیون مقابله شد چرا که شکوه و شکایت خود را به دولتهای غربی و نهادهایش میبرد. دولتها و نهادهایی که بعدا این شکایات را به عنوان سلاحی نه فقط مقابل این یا آن جناح نظام، که علیه کل مردم ایران به کار میبرد.
پنج- وقتی دلواپسان داخل نظام با اینهمه قدرت و در اختیار داشتن بسیاری از نهادها و مناصب، برای کوچکترین امتیازگیری، آنهم درباره اتهامی اثبات نشده، پیش از رفتن راه های آسانتر، دست به دامن اجنبی و دولت خارجی میشوند، دیگر چگونه میتوان شهروندان سادهای که از تمام حقوق خود محروم شدهاند را از مراجعه به وزارت خارجه آمریکا و نهادهای به ظاهر طرفدار حقوق بشرش منع کرد؟
شش- در این سالها بسیاری از مهاجران یا تبعیدیان خارج از ایران، برغم تمام اتهامات و برچسبها و هزینههایش، مانع حمله و امتیازگیری دولتها و نهادهای غربی به جمهوری اسلامی شده اند. نه به این دلیل که انتقادی به این یا آن دولت نداشته اند که گاه آنها را از حق ساده دیدار از وطن هم محروم کرده بود. بلکه چون میدانستند حمله به احمدی نژاد یا خاتمی یا روحانی، وقتی در تریبونهای انگلیسی و آمریکایی و در پارلمانهای لندن و واشنگتن صورت بگیرد، همه ۸۰ میلیون را هدف قرار میدهد.
هفت- خط قرمز ما نه این جناح یا آن جناح که باید منافع ملی همه ایرانیان باشد. خط قرمز ما باز نکردن پای اجنبی و بیگانه به منازعات سیاسی داخل کشور است. باید به چندهزار امضا کننده این شکواییه گفت: دلواپسان قدرتید، نه دوستان ملت. دلواپسان منافع ملی این بار هم باید اعتراض کنند.
کانال تلگرام علی علیزاده http://t.me/jedaal
------------------------
یک- طوماری در فضای مجازی در حال امضا جمع کردن است. شکواییه ای که از دپارتمان آموزش دولت اسکاتلند میخواهد هرچه سریعتر مدرک دکترای حسن روحانی را لغو و ابطال کند. شکواییه ای به زبان انگلیسی که در متن آن، روحانی نه فقط متهم که به صراحت محکوم شده است که در بخشهای قابل توجهی از رساله خود مبادرت به سرقت علمی کردهاست.
دو- مخاطب این طومار دپارتمان آموزش عالی اسکاتلند، یعنی بخشی از «دولت فخیمه بریتانیای کبیر» است. امضا کنندگان این طومار اپوزیسیون برانداز، تجزیه طلبان، مجاهدین خلق یا سلطنت طلبان نیستند. اغلب آنها نیروهایی هستند که ارزشی یا دلواپس نامیده میشوند.
سه- باورکردنی نیست بخشی از نیروهای سیاسی مقیم کشور «ادعای اثبات نشده» خود درباره مدرک روحانی را به عنوان محکومیت قطعی در عرصه بین المللی مطرح کنند. باورکردنی نیست آنها نتوانسته باشند با یک تلفن یا مراجعه حضوری استعلام کرده باشند تا در صورت اثبات، مدارک را تحویل مقامات قضایی و نظارتی ایران بدهند. باورکردنی نیست دلواپسان از دولت استعمارگر بریتانیا بخواهند، رییس جمهور مستقر جمهوری اسلامی را در عرصه بین المللی بیآبرو کنند. دولت بریتانیایی که متحد نظامی عربستان است و تا دو سال پیش با جانبداری از تحریمهای ظالمانه زندگی روزانه ایرانیان را به خطر انداخته بود. باور کردنی نیست که عده ای بخواهند نماینده ۸۰ میلیون ایرانی در مذاکره با قدرتهای جهانی را تحقیر و بیقدرت کنند؟
چهار- در این سالها بسیاری از فعالان سیاسی مقابل بخشی از اپوزیسیون ایستادند. نه به این دلیل که حقوقی که آن اپوزیسیون از آنها سخن میگفت مشروع نبودند و ظلمهایی که به آنها اشاره میکردند وجود نداشت و یکسره سیاه نمایی بودند. ادعاهای آنها درباره روند ناعادلانه قضایی اعدامها و زندانها، و درخواست آنها درباره حقیقت یابی، ارزش انسانی بسیار بیشتری داشت تا استعلام از یک مدرک تحصیلی. اما با این اپوزیسیون مقابله شد چرا که شکوه و شکایت خود را به دولتهای غربی و نهادهایش میبرد. دولتها و نهادهایی که بعدا این شکایات را به عنوان سلاحی نه فقط مقابل این یا آن جناح نظام، که علیه کل مردم ایران به کار میبرد.
پنج- وقتی دلواپسان داخل نظام با اینهمه قدرت و در اختیار داشتن بسیاری از نهادها و مناصب، برای کوچکترین امتیازگیری، آنهم درباره اتهامی اثبات نشده، پیش از رفتن راه های آسانتر، دست به دامن اجنبی و دولت خارجی میشوند، دیگر چگونه میتوان شهروندان سادهای که از تمام حقوق خود محروم شدهاند را از مراجعه به وزارت خارجه آمریکا و نهادهای به ظاهر طرفدار حقوق بشرش منع کرد؟
شش- در این سالها بسیاری از مهاجران یا تبعیدیان خارج از ایران، برغم تمام اتهامات و برچسبها و هزینههایش، مانع حمله و امتیازگیری دولتها و نهادهای غربی به جمهوری اسلامی شده اند. نه به این دلیل که انتقادی به این یا آن دولت نداشته اند که گاه آنها را از حق ساده دیدار از وطن هم محروم کرده بود. بلکه چون میدانستند حمله به احمدی نژاد یا خاتمی یا روحانی، وقتی در تریبونهای انگلیسی و آمریکایی و در پارلمانهای لندن و واشنگتن صورت بگیرد، همه ۸۰ میلیون را هدف قرار میدهد.
هفت- خط قرمز ما نه این جناح یا آن جناح که باید منافع ملی همه ایرانیان باشد. خط قرمز ما باز نکردن پای اجنبی و بیگانه به منازعات سیاسی داخل کشور است. باید به چندهزار امضا کننده این شکواییه گفت: دلواپسان قدرتید، نه دوستان ملت. دلواپسان منافع ملی این بار هم باید اعتراض کنند.
کانال تلگرام علی علیزاده http://t.me/jedaal
Telegram
جدال- علی عليزاده
کانال رسمی علی علیزاده.
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
👍2❤1
Forwarded from مرضیه رسولی
انتخاب نه بین بد و بدتر است نه مرگ و زندگی
با خودم قرار گذاشته بودم ایندفعه برای تشویق کسی به رای دادن به نامزد مورد نظرم، از روش همیشگی فاصله بگیرم: از آوردن استدلال برای دیگران که انتخاب بین مرگ و زندگی/بد و بدتر است. از به وحشت انداختنشان، که اگر کاندیدای ما رای نیاورد از فردای انتخابات تاریکی شروع میشود، زندگیمان به خاک مینشیند و خیلی از چیزهایی که با بودنشان امنیم، از بین میرود و تبدیل به آرزویی دور میشود. خدا میداند چقدر این رویه که دست از سرش برنمیداریم در بلندمدت حال همهمان را بد کرده، بیتکیهگاهمان کرده، ترسخورده و بیآیندهمان کرده. فضای آخرالزمانی میسازیم که شرایط برای کوتاهمدت بحرانی شود و از بحران استفاده کنیم و با عذاب وجدان دادن، با گذاشتن بار مسئولیت یک کشور فقط به دوش یک رای، با ترساندن و هشدارهای پیاپی دیگران را به پای صندوق بکشیم. یکهو به همهچیز نگاه یکبار مصرف پیدا میکنیم، فکر نمیکنیم و انگار برایمان اهمیت ندارد که دست در دست کاندیداها آنچه برای بحرانی کردنش تلاش میکنیم، بزرگترین سرمایهی یک کشور، یعنی امنیت و اعتماد مردم است. من فکر میکنم بزرگترین خیانت هرکس به کشورش (هرچند ناخواسته)، ارائهی تصویری دروغ و حتا اغراق شده برای از بین بردن اعتماد مردم برای زندگی در آن کشور است. بیاعتمادی مردم فقط محدود به حکومت نمیماند، به تک تک مناسبات و آدمها تسری پیدا میکند و هویت و ماهیت همهچیز را تغییر میدهد. بیاعتمادی بیانگیزه و دلسرد میکند و فردایی باقی نمیگذارد.
چرا سراغش میرویم؟ چون میخواهیم برای مجاب کردن آدمها با سلاح ترس و شوک پیش برویم که آسانترین راه است و در کمترین زمان ممکن به بیشترین نتیجه برسیم. بقیهی روشها زمانبر است و ما هم که فعالان کارهای هیاتی. چهارسال کاری به کار مردم نداریم و یکهو در عرض دوهفته تمام نظام فکریشان را به هم میریزیم، آنها را متوجه تصمیم یا بیتصمیمی زیانبارشان میکنیم و با به وحشت انداختنشان از فردای کشور مشارکت را بالا میبریم. خوشخیالانه فکر میکنیم رعب ایجاد کردن محدود به همین روزهای انتخابات میماند درحالی که لانه میگذارد و ذره ذره فاصلهی مردم را از هم، از حس مسئولیتی که باید نسبت به محل زندگیشان داشته باشند بیشتر میکند.
بیتفاوتی آدمها به انتخابات و اینکه چه کسانی در مسند قدرت باشند، بیمسئولیتی اجتماعی بزرگی است که بخش مهمی از آن ثمرۀ همین بیاعتمادی است. نمیشود درکوتاه مدت درمانش کرد، نمیشود با حربهای واحد به جنگش رفت، نمیشود در عرض دوهفته بحرانیاش کرد، فضای بهشتی و جهنمی ساخت و فردای انتخابات بیخیالش شد. فعالیتهای دوهفتهای و چندهفتهای، راه انداختن بازی مرگ و زندگی/بد و بدتر از طرف ما و از طرف نامزدها، حضورشان در مناظرات و پروندهسازیهایشان علیه یکدیگر، همه و همه اعتماد مردم را در بلندمدت نشانه گرفته. من فکر میکنم روش ثابت ما به همراه مناظرات تلویزیونی باعث شده هر دوره آدمهای بیشتری به جمع بیتفاوتها، بیانگیزگان و بیاعتمادان بپیوندند. برای همین است که هرچه سعی میکنیم نزدیکتر شویم و یکی شویم، دورتر میشویم.
راهش چیست؟ یک راهش در کوتاهمدت تمرکز بر دستاوردها و برنامههای کاندیدایمان و در بلندمدت با روشهای غیر شتابزده آگاه کردن شهروندان نسبت به سازوکار ادارهی این کشور است، با همهی ویژگیها و مختصاتی که دارد، با همهی تفاوتها و شباهتهایش به یک حکومت جمهوری. هنوز خیلیها نمیدانند شرایط حاکمیت نسبت به دههی شصت تغییر کرده و آن یکپارچگی دیگر وجود ندارد و نمیتوان یک دستگاه را نمایندهی کل حاکمیت دانست. هنوز خیلی از شهروندان از وظایف و اختیارات قوهی مجریه یا مقننه خبر ندارند. هرچه از قوا به دستشان میرسد آمار دزدیها، اختلاف، اختلاس، پروندههای قضایی، فرار و فشار و استعفاست.
با خودم قرار گذاشته بودم از روش همیشگی فاصله بگیرم اما نتوانستم. آنکه میترساند خودش هم به دام ترس میافتد.
با خودم قرار گذاشته بودم ایندفعه برای تشویق کسی به رای دادن به نامزد مورد نظرم، از روش همیشگی فاصله بگیرم: از آوردن استدلال برای دیگران که انتخاب بین مرگ و زندگی/بد و بدتر است. از به وحشت انداختنشان، که اگر کاندیدای ما رای نیاورد از فردای انتخابات تاریکی شروع میشود، زندگیمان به خاک مینشیند و خیلی از چیزهایی که با بودنشان امنیم، از بین میرود و تبدیل به آرزویی دور میشود. خدا میداند چقدر این رویه که دست از سرش برنمیداریم در بلندمدت حال همهمان را بد کرده، بیتکیهگاهمان کرده، ترسخورده و بیآیندهمان کرده. فضای آخرالزمانی میسازیم که شرایط برای کوتاهمدت بحرانی شود و از بحران استفاده کنیم و با عذاب وجدان دادن، با گذاشتن بار مسئولیت یک کشور فقط به دوش یک رای، با ترساندن و هشدارهای پیاپی دیگران را به پای صندوق بکشیم. یکهو به همهچیز نگاه یکبار مصرف پیدا میکنیم، فکر نمیکنیم و انگار برایمان اهمیت ندارد که دست در دست کاندیداها آنچه برای بحرانی کردنش تلاش میکنیم، بزرگترین سرمایهی یک کشور، یعنی امنیت و اعتماد مردم است. من فکر میکنم بزرگترین خیانت هرکس به کشورش (هرچند ناخواسته)، ارائهی تصویری دروغ و حتا اغراق شده برای از بین بردن اعتماد مردم برای زندگی در آن کشور است. بیاعتمادی مردم فقط محدود به حکومت نمیماند، به تک تک مناسبات و آدمها تسری پیدا میکند و هویت و ماهیت همهچیز را تغییر میدهد. بیاعتمادی بیانگیزه و دلسرد میکند و فردایی باقی نمیگذارد.
چرا سراغش میرویم؟ چون میخواهیم برای مجاب کردن آدمها با سلاح ترس و شوک پیش برویم که آسانترین راه است و در کمترین زمان ممکن به بیشترین نتیجه برسیم. بقیهی روشها زمانبر است و ما هم که فعالان کارهای هیاتی. چهارسال کاری به کار مردم نداریم و یکهو در عرض دوهفته تمام نظام فکریشان را به هم میریزیم، آنها را متوجه تصمیم یا بیتصمیمی زیانبارشان میکنیم و با به وحشت انداختنشان از فردای کشور مشارکت را بالا میبریم. خوشخیالانه فکر میکنیم رعب ایجاد کردن محدود به همین روزهای انتخابات میماند درحالی که لانه میگذارد و ذره ذره فاصلهی مردم را از هم، از حس مسئولیتی که باید نسبت به محل زندگیشان داشته باشند بیشتر میکند.
بیتفاوتی آدمها به انتخابات و اینکه چه کسانی در مسند قدرت باشند، بیمسئولیتی اجتماعی بزرگی است که بخش مهمی از آن ثمرۀ همین بیاعتمادی است. نمیشود درکوتاه مدت درمانش کرد، نمیشود با حربهای واحد به جنگش رفت، نمیشود در عرض دوهفته بحرانیاش کرد، فضای بهشتی و جهنمی ساخت و فردای انتخابات بیخیالش شد. فعالیتهای دوهفتهای و چندهفتهای، راه انداختن بازی مرگ و زندگی/بد و بدتر از طرف ما و از طرف نامزدها، حضورشان در مناظرات و پروندهسازیهایشان علیه یکدیگر، همه و همه اعتماد مردم را در بلندمدت نشانه گرفته. من فکر میکنم روش ثابت ما به همراه مناظرات تلویزیونی باعث شده هر دوره آدمهای بیشتری به جمع بیتفاوتها، بیانگیزگان و بیاعتمادان بپیوندند. برای همین است که هرچه سعی میکنیم نزدیکتر شویم و یکی شویم، دورتر میشویم.
راهش چیست؟ یک راهش در کوتاهمدت تمرکز بر دستاوردها و برنامههای کاندیدایمان و در بلندمدت با روشهای غیر شتابزده آگاه کردن شهروندان نسبت به سازوکار ادارهی این کشور است، با همهی ویژگیها و مختصاتی که دارد، با همهی تفاوتها و شباهتهایش به یک حکومت جمهوری. هنوز خیلیها نمیدانند شرایط حاکمیت نسبت به دههی شصت تغییر کرده و آن یکپارچگی دیگر وجود ندارد و نمیتوان یک دستگاه را نمایندهی کل حاکمیت دانست. هنوز خیلی از شهروندان از وظایف و اختیارات قوهی مجریه یا مقننه خبر ندارند. هرچه از قوا به دستشان میرسد آمار دزدیها، اختلاف، اختلاس، پروندههای قضایی، فرار و فشار و استعفاست.
با خودم قرار گذاشته بودم از روش همیشگی فاصله بگیرم اما نتوانستم. آنکه میترساند خودش هم به دام ترس میافتد.
👍2