جرئت اندیشیدن(فلسفه علم شریف)
1.08K subscribers
283 photos
37 videos
78 files
308 links
گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف
Download Telegram
🔴 راه حل مشکلات کنونی چیست؟

❓برای حل مشکلات چه راهی پیش‌روی‌مان است؟

🔴 من به‌ طور کلی هنوز هم به #اصالت_فرهنگ قائلم؛ نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد.

هنوز هم معتقدم بهترین کاری که یک انسان، چه برای خودش و چه برای شهروندان و چه اساسا برای همنوعانش می‌تواند انجام دهد، آگاهی‌بخشی تام و تمام است.

شما هر مغالطه‌ای را که در سخن آدمی فریبکار کشف کنید و آن را به اطلاع همراهان‌تان برسانید، اقدامی عقلانی کرده‌اید؛ تعقل در جامعه این است.

کارهای فرهنگی یعنی من باورهای کاذب را از مردم بگیرم و باورهای صادق را وارد ذهن‌شان کنم. احساسات و عواطف نابجا را از مردم بگیرم و احساسات و عواطف بجا را در ذهن و ضمیرشان بکارم. خواسته‌های نامعقول را از آنها بگیرم و به آنها خواسته‌های معقول بدهم. البته این راه، راهی است طولانی و تدریجی که چه‌بسا خیلی‌ها را ناامید می‌کند، اما من فکر می‌کنم این یگانه راه است.

وقتی راه، یگانه باشد، یعنی دیگر چاره‌ای جز این نیست. اگر از شهری به شهری دیگر، پنج جاده وجود داشته باشد، البته ما باید کوتاه‌ترین، مطمئن‌ترین و بی‌عواقب‌ترین جاده را انتخاب کنیم. اما اگر از شهری به شهر دیگر فقط یک جاده وجود داشته باشد و ما واقعا بخواهیم از این شهر به شهر دیگر برسیم، باید این جاده را در پیش بگیریم. هر چقدر هم این جاده طولانی باشد، هر چقدر هم که سنگلاخی باشد و هر چقدر هم عواقب داشته باشد.

من معتقدم یگانه راه، راه تحول فرهنگی است. با اینکه می‌دانم انسان در این راه باید خون جگر بخورد، اما می‌گویم راه دیگری وجود ندارد. بنابراین ما باید راه تحول فرهنگی را برویم، یعنی باورها، عواطف، احساسات و خواسته‌های مردم را به خودشان نشان بدهیم و بگوییم که مشکل‌تان به علت این باورهای خطایی است که باید از ذهن‌تان بیرون بریزید، سپس باور صادق و صواب را به جای آن بنشانیم. باید به آنها بگوییم که مشکل‌تان به علت این احساسات، عواطف و هیجانات نابجاست؛ آنها را باید با احساسات، عواطف و هیجانات بجا عوض کنید و درنهایت به آنها بگوییم که مشکل‌تان این خواسته‌های نامعقول است؛ ‌خواسته‌هایتان را معقول کنید.

❓این تعریف از تحول فرهنگی ما را می‌رساند به تحول درونی. مقصودتان همین است؟

🔹بله. تحول فرهنگی به معنای تحول درونی است و تحول درونی هم همین سه مورد است؛ تصحیح باورها، تصحیح احساسات، عواطف و هیجانات و تصحیح خواسته‌هایمان. تا ما هستیم و همین باورها، همین احساسات و عواطف و همین خواسته‌ها، وضع ما همین است؛ مادامی که فرهنگ ما همین فرهنگ باشد، حکومت‌های خوب را هم به دست خودمان به حکومت‌های بد تبدیل می‌کنیم و این دور باطل و تسلسل ادامه دارد.

🔸مصاحبه استاد ملکیان با روزنامه شهروند «ریشه اعتراضات»

🆔 @jorateandishidan
🟣 آرمانشهر

🔷 از دوران افلاطون تا امروز، همۀ آرمان‌شهرهایی که فیلسوفان و مصلحان اجتماعی در خیال خود ساخته‌اند، یک خصوصیت مشترک دارند: در آن‌ها نابرابری ریشه‌کن شده است و دیگر کسی فقیر نیست. خیلی از دولتمردان و اقتصاددانانِ اروپایی، در اواخر دهۀ ۱۹۶۰، بعد از سال‌ها رونق و شکوفایی، احساس می‌کردند بالاخره به این آرمانشهر رسیده‌اند. آن‌ها دیگر فقر را مسئله‌ای مربوط به گذشته و کشورهای عقب‌مانده می‌دانستند، چیزی که تمدن غرب از آن گذر کرده است. آنتونی اتکینسون، درست در همین سال‌ها بود که دوباره فقر را کشف کرد.

🔖 ۳۲۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۲۱ دقيقه

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tarjomaan.com/neveshtar/10252/

@tarjomaanweb
-----------------------------
🆔 @jorateandishidan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟢 آزادی بیان از منظر شهید‌مطهری و مصطفی ملکیان

@mostafamalekian
-----------------------------------
🆔 @jorateandishidan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📲 #ببینید | #ویدئو_استوری

◾️ بخوابید؛ زاگرس با خاکستر یکسان شد!

🔸 روایت شاهد عینی از آتش‌سوزی‌های گسترده در زاگرس

🔻 با نشر این ویدئو، به بیشتر دیده‌شدن حجم خسارات واردشده به محیط زیست کمک کنیم ویاری‌گرِ محافظانش باشیم.

#استوری_کنید

🌱 شما هم سهمی در حفاظت جنگل های زاگرس داشته باشید:

💰 حداقل هزینه مورد نیاز برای تهیه هر دستگاه دمنده: ۲۰ میلیون تومان

💳 5022-2970-0003-1018
به نام خیریه هیأت الزهرا(س) دانشگاه شریف

🌐 درگاه پرداخت الکترونیکی

@KheirieHazrateZahra
🔴 قدرت زدگی، عوام زدگی، پایبندی به آرای مشهور موانع آزاداندیشی

محمد سروش محلاتی

🔹یکی از پرسش هایی که در زمان ما مطرح می شود، این است که آیا این امکان وجود دارد که فقه با آزاد اندیشی جمع شود یا اساسا فقه دانشی است که در ذاتش ثابت بودن وجود دارد و امکان اینکه تغییر و تحولات زندگی بشر را همراهی کند در آن نیست؟ فقه و آزاد اندیشی یا باید بر این اساس باشد که در منابع فقهی تغییراتی دهیم که چنین چیزی در اختیار ما نیست؛ به هر حال کتاب و سنت در استنباط را نمی توان حذف کرد، یا باید روش و شیوه اجتهاد را تغییر داد که این هم برای ما مقدور نیست، اگر منابع، منابع خاصی است و اگر روش هم روش خاصی است، چگونه آزاد اندیشی امکان پذیر است؟

🔹به طور کلی فقیه برای اینکه اندیشه آزاد فقهی داشته باشد باید تکلیف خود را با چند قید و بند روشن کند، اگر بتواند از این قید و بندها عبور کند، مشکل آزاد اندیشی حل می شود: قید و بند اول، جنبه درون فقهی دارد و عمدتا مشکل در پایبندی به آرای مشهور فقهاست.

🔹بند دومی که مانع آزاد اندیشی است بند “عوام فریبی” است، یکی از مشکلاتی که در کار عالم دینی وجود دارد، این است که با ذائقه عوام چه باید کرد، آنچه که آنها نمی پسندند، نمی خواهند و نمی پذیرند را می توان ابراز کرد یا خیر؟ آیت الله بروجردی در فروردین ۱۳۴۰ از دنیا رفتند؛ پس از رحلت این مرجع بزرگوار، در منزل دکتر سحابی جلسه ای بود، این جلسه مدتی تشکیل می شد و بزرگوارانی در آن شرکت می کردند، بنا شد مرحوم مطهری و بهشتی و عده ای دیگر، مباحثی را به شکل مقاله ارائه کنند و قبل از اینکه این مقالات به چاپ برسد در این جلسات مورد بحث و بررسی قرار بگیرد، شهید مطهری مقاله ای در این موضوع دارند تحت عنوان مشکل اساسی در سازمان روحانیت؛ ایشان این تحلیل را در آنجا به کار بردند که بسیار مهم است و یکی از دلایل اهمیت آن این است که این تعبیر ۵۵ سال قبل به کار رفته و هنوز کسی نتوانسته آن بحث را با ان جامعیت و شعاعت ادامه دهد و دنبال کند، آن تعبیر این است که “حکومت عوام” دست و پای روحانیت را بسته است؛ مطهری نمی گوید که رژیم شاه دست و پای ما را بسته است، بلکه دلیل دیگری وجود دارد و به تعبیر ایشان عوام زدگی مانند یک میکروب سازمان روحانیت را فلج کرده است

🔹بند سوم، “قدرت” است؛ حتما این مطلب را زیاد شنیدید و خواندید که در مقایسه ای که مرحوم مطهری میان روحانیت شیعه و سنی دارند، می فرمایند که یک گرفتاری ما داریم و یک گرفتاری علمای اهل سنت، گرفتاری ما این است که علمای ما گرفتار عوام هستند، عوام زده اند و چون پول از دست عوام می گیرند باید ملاحظه آنها را بکنند؛ اما علمای اهل سنت چنین ارتباطی با مردم ندارند، راحت می توانند نظرات خود را ابراز کنند ولی آنها هم مشکل حکومت ها را دارند به دلیل اینکه حقوق بگیر و مامور حکومت هستند باید ملاحظه کنند که حکومت و قدرت چه خواستها و چه اقتضائاتی دارد. البته روشن است که اگر این دو مشکل یعنی “عوام زدگی” و “قدرت زدگی” با هم تلفیق شود به دلیل عوام گرایی در حکومت ، مشکلات و مفاسد مضاعفی اتفاق می افتد. مرحوم موسوی اردبیلی این هنر را هم داشت که از این قید و بند قدرت های دنیایی آزاد باشد، او فراتر از خواست حکومت اظهار نظر می کرد و فهم خود را در اختیار کسی قرار نمی داد.

🔹حال سوال این است که آیا برای آزاد اندیشی این مقدار کافی است؟ خیر! یک عامل هم دیگری هم وجود دارد که از سه عامل ذکر شده، مهم تر و اساسی تر است و آن اینکه فقیه “درک درستی از واقعیت ها” داشته باشد، اگر فقیهی هست که نه مشکل اول را دارد و نه در بند عوام و یا حکومت هست، مشکل حل نمی شود؛ تا وقتی که نتواند درست جریانات را بشناسد و واقعیت ها را تحلیل کند ، گرفتار اندیشه بسته و فکر نا پخته خودش است و مشکل حل نمی شود، افق های باز فکری لازم است تا فقیه بتواند امروز و آینده را ببیند که این مساله نقش بسیار مهمی در آزاد اندیشی دارد.

@andishedinimoaser
-------------------------------------
🆔 @jorateandishidan
Forwarded from Fanoos | فانوس (S.Rasooli)
PRR_Volume 18_Issue 2_Pages 1-26.pdf
1000.6 KB
🔴 مواجهه با مسئله فعل الهی در طبیعت: برتری دیدگاه نوخاسته گرایانه بر دیدگاه های تومیستی و کوانتمی

✍ نویسندگان:
دکتر جواد درویش
دکتر سید حسن حسینی (عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف)

🔖 چکیده

🔰 سؤال اصلی در موضوع فعل الهی در طبیعت، چگونگی ارتباط خداوند -به عنوان امر غیرمادی و متعالی- با طبیعت -به عنوان امر مادی- است. در دوره معاصر، عده‌ای با تکیه بر مبانی متافیزیکی و الهیاتی توماس آکویناس و عده‌ای با توسل به عدم موجبیت کوانتمی، به عنوان دو جریان غالب، در صدد پاسخ‌گویی به این مسئله بوده‌اند. دسته سومی در سال‌های اخیر بر مبنای نوخاسته‌گرایی به این مسئله پرداخته‌اند. نوخاسته‌گرایان سعی کرده‌اند به مسئلۀ فعل الهی بر اساس یک نظریۀ جدید در علیت پاسخ دهند. در این مقاله، در کنار تشریح رویکرد نوخاسته‌گرایان، استدلال می‌شود که این دیدگاه، نسبت به دو دیدگاه رقیب، قدرت تبیینی بیشتری برای حل مسئلۀ فعل الهی در طبیعت دارد. استدلال اصلی در تبیین مزیت آن نسبت به دیدگاه کوانتمی این است که نوخاسته‌گرایی به دلیل ابتنا بر متافیزیک علم، پاسخ موقتی ارائه نمی‌کند و با تغییر نظریات علمی نقض نمی‌شود.

🆔 @theismschool
Forwarded from Frontiers
🔴 مهندسی اجماع و نقش رسانه ها
(موضوع کتاب نوآم چامسکی و ادوارد هرمن)

🔸 هیچکس نمی‌تواند تمام اطلاعات مورد نیاز را برای اینکه شهروندی مطلع در کشوری دموکراتیک باشد، خودش به شکل دست اول به دست آورد. بیشتر مردم اطلاعات خود را از رسانه‌های جمعی می‌گیرند: روزنامه، رادیو و تلویزیون و وبسایت‌ها. تردیدی نیست که نقش شبکه‌های اجتماعی هم روز به روز مهمتر می‌شود.

🔸 رسانه‌های جمعی به نحوی موثر می‌توانند تعیین کنند که شهروندان به چه موضوع‌هایی فکر کنند (بخصوص اگر شهروندان منبع دیگری برای اطلاعات نداشته باشند) و هم می‌توانند بر اینکه مردم چگونه به این موضوع‌ها فکر ‌کنند تاثیر بگذارند.

🔸 دموکراسی برای اینکه خوب عمل کند به رسانه‌های جمعی هشیار و شجاعی نیاز دارد که آماده باشند کسانی را که اعمال قدرت می‌کنند به چالش بکشند. اما اگر برخلاف ادعای رسانه‌های جمعی که می‌گویند مستقلند و دولت بر آنها کنترل ندارد، نیروهایی قوی وجود داشته باشند و سبب تولید اخباری شوند که تقریبا همیشه به نفع قدرتمندان و ثروتمندان داخل و خارج دولت باشد چه؟
این موضوع کتابی است که در سال ۱۹۸۸ دو استاد دانشگاه در آمریکا، #ادوارد_هرمن و #نوآم_چامسکی، نوشتند به نام مهندسی اجماع ...

ادامه مطلب را در Instant view بخوانید.

#علوم_نوین_رسانه
#دانشگاه_صنعتی_شریف

--------------------------------------
🆔 @NMedia_Science
💟 http://instagram.com/NMedia_Science

yun.ir/q9rx4g
🔴 چه لزومی برای دفاع از حقیقت وجود دارد؟

✍ علیرضا اسماعیلی

《 آتنیان ، گریز از مرگ دشوار نیست، گریز از بدی دشوار است》

🟠 آپولوژی ، رساله ای است که در آن، افلاطون ، فیلسوف بزرگ یونانی ، به زیبایی و مستند ، محاکمه ی سقراط را در محمکه گزارش می دهد ، و آنچه که بیش از هر چیزی در این رساله مهم است ، "دفاع از حقیقت" است. دفاع از حقیقت از زبان فردی چون سقراط که جز سخن راست بر زبان نیاورد. دفاعیه سقراط از آنچه "هست" در برابر اتهام به آنچه "نیست" .

《 من در سخنوری هیچ توانایی ندارم، مگر آنکه سخنور در نظر ایشان کسی باشد که جز راست نگوید. اگر مرادشان این باشد تصدیق می کنم که سخنوری توانا هستم 》

🟠 آیا به راستی باید از حقیقت دفاع کرد؟ مگر حقیقت خودش آشکار نیست که دیگر نیازی به سخنوری و آشکار کردنِ آن نباشد؟

اگر فلسفه را اندیشیدن در باب "حقیقت" بدانیم ، سقراط از بارزترین افرادی در تاریخ اندیشه بشری خواهد بود که رسالت او دفاع از حقیقت جویی بود .
فردی که خودش و شاگردش (افلاطون) و شاگردِ شاگردش (ارسطو) کسانی اند که فلسفه و تفکر بدون نام آنها معنایی ندارد . کسی که از همرنگی با جماعت و تبعیت از مُد های فکری دوری جُست و حتی زمانی که در زندان بود و دوستانش خواستند او را فراری دهند ، گفت : اگر فرار کنم ، خفّتِ عَملم تا ابد با فلسفه خواهد ماند و نگریخت .

🟠 انسانی که به حکم اخلاق ، مقابل قانون ایستاد "نافرمانی مدنی" و نهایتا دستگیر و زندانی شد. کسی که مدعی بود ، "نادانی" لباس دانش به تن کرده و در میان جویندگانِ آن، خود را به عنوان ماهیت و محتوایِ دانش معرفی می کند.

🟠 اتهام سقراط نیز این بود که از جهلِ کسانی که ادعای دانایی داشتند ، پرده بر می داشت . او مدعی بود که حقیقت می تواند در پنهان ترین لایه های زندگی ما به شکلی ابهام آمیز به سر بَرَد . در حالی که حقیقت پنهان نیست و آنچه آن را آشکار یا پنهان می سازد ، دانش و معرفت ما به حقیقت است.

زمانی که سقراط در زندان بود و در آخرین لحظات زندگی اش به یکی از شاگردانش گفت: خروسی به "آسکلیپیوس" (خدای درمان و طبابت) مدیونم. بعد از مرگم این دین مرا ادا کن .(او مرگ را نوعی شفای از بیماری می دانست ) .

🟠 قتل سقراط ، یکی از نمادین ترین وقایع در تاریخ اندیشه بشریست . او با شیوه زیستِ خود، به شهروندی، معنایی جدید داد . شهروندِ خوب سقراطی، "منتقدی اندیشنده" و "پرسشگری نقّاد" است، نه فردی چاپلوس ، ترسو ، مطیع و نان به نرخ روز خور ، و سیاست همواره ،قاتل شهروندِ سقراطیست.

🟠 امروزه نیز "فرزانگی" این است که فرد فرزانه، از وضعِ موجود زمانه پرسش کند، در زمانه ای که مُحتسب که مدعی سلامت رفتار و کُنش است را نهیب زند و آنچه که توسط تبلیغات به عنوان حقیقت معرفی و خورانده می شوند را فریاد کند. آنچه که عموما در قالب ایدئولوژی ، انگاره های ذهنی و الگوهای عملی و آرزوها و میلِ مردمان را سازمان می دهد، و بدلِ حقیقت است.

🟠 فرزانه روزگار ما کسی است که با چشمانی باز به گفتمان و ادبیاتِ ساختاربندی شده و مُتصلّب ، زُل می زند و اصالت آن را نقادانه به چالش می کِشد. همان گفتمانی که صاحبِ قدرت را ،صاحب حقیقت نیز می داند و با ایدئولوژی خود می خواهد تمام تاریخ را تفسیر کند.

🟠 کاملا طبیعی است که مخالفان فرزانگی در این زمانه ، در درجه نخست کسانی باشند که حاقِّ واقع را می دانند، اما آگاهانه با آن سرِ ستیز دارند(منفعت و یا مصلحت) . و در درجه دوم گروهی اند که هیچگاه اعتقادات و باورهایشان را نیازموده اند و در درستی و صحّت آن ها تردید نکرده اند . کسانی که در تعبیر سقراطی سایه ها و اشباح را حقیقی پنداشته و هر آنچه از دستگاه های تبلیغاتی فریاد می شود را باور کرده اند. باوری که ممکن است نه صادق باشد ، نه موجّه. و این گروه هستند که می توانند لباس از تنِ آن فرزانه ی منتقد بدرند و نفرین و لعنش کنند.

🆔 @jorateandishidan
---------------------------------------

yun.ir/s1j8ad
🟠 نسبت میان فلسفه و علوم شناختی: تأملی بر دیدگاه "پل تاگارد"

✍ محمود تلخابی

🔖 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان و پژوهشکده علوم شناختی

📝 چکیده

🔸 هدف این مقاله، بررسی رابطه میان فلسفه و علوم شناختی با تأکید بر دیدگاه "تاگارد" است. مأموریت علوم شناختی، فهم نحوه کارکرد ذهن انسان است. واگذار کردن مطالعه ذهن به «علم» شناختی، نگرانی از زنده شدن دوباره نگاه فروکاهشی به معرفت نسبت به ماهیت ذهن را بر می انگیزد. روش: در این مقاله با شیوه تحلیل مفهومی، رویکرد "تاگارد" در روشن ساختن نقش فلسفه در شکل‌گیری علوم شناختی، بررسی می‌شود. استدلال "تاگارد" این است که فلسفه دو نوع کمک عام و هنجارین به علوم شناختی دارد.

🔸 کمک عام فلسفه به علوم شناختی با قابل دفاع ساختن مفروضه‌های فلسفی و روش‌شناسی پژوهش انجام می‌شود- اینکه چگونه و با چه مفهومی از تبیین به فهم نحوه کارکرد ذهن بپردازد. مطابق دیدگاه "تاگارد"، علوم شناختی باید با توصیف شیوه و سازوکاری که منجر به تولید یک پدیده می‌شود به تبیین بپردازد. اینجا، نحوه تعامل رشته‌های مختلف علوم شناختی برای خلق یک حوزه مطالعات بین‌رشته‌ای مطالعه نحوه کارکرد ذهن و مغز آشکار می‌شود. از منظر "ویتگنشتاین"، دیدگاه "تاگارد" مورد بررسی قرار می­گیرد.

🔸 علوم شناختی در تعامل میان حوزه های گوناگون، نیازمند خلق یک بازی زبانی تازه است. زبانی که با آن دانشوران حوزه های گوناگون بر اساس یک نظام مشترک ارجاع برای ساخت دانشی نوین درباره ذهن/مغز سهیم شوند.

📎 برای دانلود مقاله به لینک زیر مراجعه فرمایید:

🔗 yun.ir/fgewz2

🆔 @jorateandishidan
---------------------------------------
📚روشنگری چیست؟
معرفی کتاب:
What is enlightenment? (Samuel Fleischacker)

📕شماره دهم نشریه جرئت اندیشیدن

✍ محمدرضا بزم آرا

🔖 استعاره روشنایی، از دیرباز در تاریخ اندیشه و ادیان، برای بیان آنچه انسان را به مسیر درست تفکر و زندگی هدایت می‌کند استفاده ‌شده است. ولی در دورانی از تاریخ اروپا که به عصرِ روشنگری می‌شناسیم، یعنی دوره‌ای از میانه سده هفدهم تا پایان سده هجدهم، این استعاره برای ارجاع به جنبش فکری و فلسفی به کار می‌رفت که لااقل به باور فلاسفه آن دوران، به منزله طرفداری از شیوه‌ای نو در به کارگیری عقل بود. این کاربرد استعاره روشنگری را در میان فلاسفه اروپایی آن دوران، در کشورهای مختلف و به زبان‌های متفاوت به وفور مشاهده می‌کنیم، گویی پاسخ پرسش «روشنگری چیست؟» به نحو بین‌الاذهانی برای فلاسفه روشن بود. با این حال در اواخر دوران روشنگری، در پی مناقشه‌ای فکری در پروسِ تحت حاکمیت فردریش کبیر، این پرسش برای نخستین بار به شکل جدی مطرح شد و فلاسفه آلمانی زبان، به بحث درباره آن پرداختند. امروزه مهم‌ترین مقاله‌ای که از آن دوران به یادگار مانده، مقاله‌ی مشهور «امانوئل کانت» است.
@jorateandishidan

🔖 این کتاب در پاسخ به همین پرسش و متمرکز بر مقاله کانت نگاشته شده است. هرچند برای پاسخ به پرسش روشنگری چیست، و برای تحلیل پاسخ کانت به این پرسش، بر این مقاله متوقف نمی‌ماند. نویسنده، آثار دیگرِ کانت را نیز بررسی می‌کند و تلاش می‌کند ساختمانی سازگار در کلیت اندیشه کانت ترسیم کند. همچنین نویسنده به طور مختصر، شرایط تاریخی و سیاسی‌ای که کانت در آن به سر می‌برد را نیز در نظر می‌گیرد و از این رهگذر، مقاله روشنگری چیست نه فقط یک اثر فلسفی، که کنشِ فعالانه کانت در مناقشه‌ای سیاسی معرفی می‌شود. با این حال، درون‌مایه اصلی کتاب، پرداختن به جنبه فلسفی مقاله کانت و بررسی نقدهایی است که توسط فلاسفه، از زمان نگارش مقاله تا به امروز بر آن وارد شده است.

🔖 نویسنده نقدهایی که به کانت وارد شده است را ذیل دو گفتمان «ماکسیمالیسم و مینیمالیسم» تقسیم می‌کند. پاسخ مینیمالیستی به پرسش روشنگری چیست، حاکی از روشنگریِ منعطف و حداقلی است و از این رو سر ستیز با باورهایِ دین سنتی ندارد و به اهمیت آزادی فردی و اندیشه مستقل، بیشتر تأکید می‌کند و نحوه اندیشیدن، مهم‌تر از محتوای اندیشه است. در برخی از آثار کانت، از جمله در مقاله روشنگری چیست، این رویکرد پررنگ است. ولی کانت در برخی از نوشته‌های خود، اظهار می‌دارد که روشنگری مستلزم ترکِ ادیان سنتی است. مثلا از آنچه در «دین درون مرزهای عقلِ تنها و جدال دانشکده‌ها» نوشته است چنین برداشت می‌شود که فقط کسانی که در صدد جایگزینی یهودیت، مسیحیت و موارد مشابه با یک دین اخلاقیِ کاملاً منطقی و اخلاقی هستند، می‌توانند خود را بهره‌مند از روشنگری قلمداد کنند ...

📎 ادامه مطلب را از فایل زیر دنبال کنید:

🔗 yun.ir/phqr1b
--------------------------------------
🆔 @jorateandishidan
📚 نقد و مرور کتاب: آرنت، آزادی، لیبراسیون و انقلاب

Arendt on Freedom, Liberation, and Revolution, Kei Hiruta, palgrave macmilan,2019

📕 شماره دهم نشریه جرئت اندیشیدن
✍ فرید عموزاده خلیلی

 
🔖 کتابِ «آرنت: آزادی، لیبراسیون و انقلاب» مشتمل بر مجموعه ­ای از مقالات است که هر فصل آن به بررسیِ یکی از مایه ­های اصلی فلسفه ­ی سیاسیِ آرنت می ­پردازد. چنانکه از نام کتاب نیز مشهود است، ما در این کتاب با سه ایده­ی محوری در فعالیت نظریِ آرنت مواجه هستیم. نخست با «تبارشناسیِ مفهوم آزادی» و روایت خاص آرنت از جایگزینی و سلطه­ ی متافیزیک آزادی، به جای برداشتی سیاسی از این واژه، که دست‌کم در نظام سیاسی روم و یونان باستان، معنای غالب این واژه محسوب می­شد.

🔖 دوم برخی ملاحظات عملی ­تر، که در اصل به مداخلات و مواضعِ خاص آرنت در قبال جنبش­های سیاسی و اجتماعی و صورت­بندی عملی ­تر ایده ­ی او مربوط می­شود؛ از جمله نظرات آرنت در مورد جنبش لیبراسیون یهودیان، جنبش­های ملی یا ضد استعماری و...

🔖 سومین محور اساسی این کتاب نیز حول مفهوم انقلاب، تبارشناسی خاص آرنت از این واژه، تنش او در این زمینه با مارکس و برخی ملاحظات تطبیقی درباره­ ی انقلاب مصر، سازمان یافته است.

🔖 با توجه به پراکندگی کلی موجود در موضوعات مقالات، و برای بررسی بهتر محتوای کتاب، رویه انتخابی من چنین است که بر چند ایده­ ی مرکزی­ ترِ متن، تمرکز خواهم کرد و از خلال آن، آنچه نویسندگان و پژوهشگرانِ آرنت در هر فصل از کتاب بر آن تمرکز داشته ­اند را به اختصار بازگو خواهم کرد. به این ترتیب، ایده ­های آرنت را نیز روشن خواهم کرد...

ادامه مطلب را از فایل زیر مطالعه کنید:

b2n.ir/Jorateandishidan10
--------------------------------------
🆔 @jorateandishidan
📚 مروری بر کتاب «عقل و آزادی در نزد کانت، شلینگ،کیرکگارد» اثر میشل کوش

✍ نویسنده: مژده باقربوم

📕 مفهوم واقعی و زنده [آزادی] توانایی برای خیر و شر است.
شلینگ، 1809

🔖 کتاب «عقل و آزادی در نزد کانت، شلینگ، کیرکگارد» اثر میشل کوش- که در سال 2006 و تحت حمایت انتشارات آکسفورد به‌چاپ رسید- بر محوریت «خود- قانون‌گذاری» در نزد «فاعل اخلاقی» تکیه دارد و این موضوع را از چشم‌انداز یکی از مسائل بسیارکلیدی، یعنی امکان تبیین شرّ اخلاقی، مورد کاوش قرار می‌دهد.

🔖 از نظر کوش، این موضوع در شکل‌دهی تفکرات فلسفی در فاصله زمانی بین دو فیلسوف شهیر، یعنی کانت و کیرکگارد، نقش برجسته‌ای داشته و بخوبی قادر است فراز و فرودهای فلسفه ایده‌آلیسم را به نمایش بگذارد. بدین ترتیب، او با تحلیلی از تلاش کانت در حل آنتونومی سوم از نقد خرد ناب، کار خود را آغاز کرده و با ارائه مفهوم غایت‌شناسی طبیعت، فصل نخست ‌را به اتمام می‌رساند. در حقیقت، در نزد کانت، گرچه ایده‌آلیسم استعلایی، فضایی را برای امکان وجود علیّتِ خودمختار باقی می‌گذارد، ولی او سرانجام با رد وجود هر نوع استدلال نظری در باب اراده انسان، به‌عنوان علتی خودمختار، به استدلالی عملی برای آزادی روی می‌آورد و تنها رویکرد برای نیل به حقیقتِ آزادی انسانی را عبارت از پیوند بسیار نزدیکِ آزادی با عقلِ عملی می‌داند.

🔖 وجود چنین رویکردی سبب شد که مسئله انتخاب آزادانه شرّ اخلاقی، به دغدغه اصلی کانت در خلال دهه 1790 تبدیل ‌شود که گاه با دیدگاهی سلبی و گاه در چشم‌اندازی ایجابی بدان می‌نگریست و اساس بحث کوش، در فصل دوم کتاب است. بدین ترتیب، نویسنده در دو فصل آغازین کتاب، به مسیر تکاملی تفکر کانت در باب آزادی استعلایی، خود تعینی عقلانی و امکان آزادی در شراخلاقی می‌پردازد و سپس توجه خود را به سیستم فلسفی اولیه شلینگ معطوف می‌کند که آن هم نقطه عزیمت خود را در آنتونومی سوم کانت قرار داده است...

📎 ادامه مطلب را از فایل زیر مطالعه کنید:

yun.ir/md9837
--------------------------------------
🆔 @jorateandishidan
🔴 تظاهر به خوشحالی نکنید؛
⁉️ مثبت گرایی سمی چیست؟

✍️ لوسیا بلاسکو

🔸 تا به حال شده احساس کنید مجبورید احساسات منفی‌تان را پنهان کنید؟ یعنی تحت فشار باشید که به هر قیمتی شده "تظاهر کنید خوشحالید"؟

🔸 ممکن است با عقل جور درنیاید اما مثبت ‌اندیشی و مثبت گرایی می‌تواند سمی باشد.

🔸 مارک منسون، نویسنده کتاب پرفروش "هنر ظریف به ت** نگرفتن" (۲۰۱۸) (در ایران هنر ظریف بی‌خیالی ترجمه شده) می‌گوید: "همه چیزهای باارزش در زندگی، از طریق غلبه بر تجربیات منفی به دست می‌آید. هر تلاشی برای فرار از این تجربه‌های منفی یا اجتناب از آن‌ها و فرو نشاندن و خفه کردنشان، نتیجه عکس خواهد داد. پرهیز از رنج، خودش شکلی از رنج است. پرهیز از کشمکش، کشمکش است. انکار شکست، شکست است."

🔸 اما مثبت‌اندیشی سمی، یا مثبت‌گرایی افراطی، از شما می‌خواهد همه این کارها را انجام بدهید: خود را مجبور کنید به داشتن یک روحیه‌ مثبت جعلی (بدون اهمیت دادن به اینکه خوش‌بینی شما چقدر تقلبی است) و احساسات منفی خود را خفه کنید ...

ادامه مطلب را از Instant view بخوانید:

yun.ir/f0glf1
--------------------------------------
🆔 @jorateandishidan
🟢 فقط 7 درصد DNA ما منحصر به انسان مدرن است.

🧬 دانشمندان با استفاده از ابزاری جدید گام دیگری در جهت حل یکی از رمز و راز‌های «انسان امروزی» برداشته‌اند که می‌تواند منجر به مقایسه دقیق‌تری بین DNA انسان مدرن و اجداد منقرض شده ما شود. بر اساس مطالعه‌ای که اخیرا منتشر شده، فقط ۷ درصد از ژنوم ما به طور منحصر به فرد با انسان‌های دیگر مشترک است و در اجداد اولیه ما دیده نمی‌شود.

🧬 دانشمندان این پژوهش را با استفاده از DNA استخراج شده از بقایای فسیلی نئاندرتال‌ها و دنیسووان‌های منقرض شده‌ای که قدمت آن‌ها به حدود ۴۰ یا ۵۰ هزار سال پیش برمی‌گردد و مقایسه آن با ۲۷۹ انسان مدرن از سراسر جهان انجام دادند. آن‌ها پیش از این می‌دانستند که مقداری از DNA افراد مدرن با نئاندرتال‌ها مشترک است، اما افراد بخش‌های مختلفی از ژنوم را به اشتراک می‌گذارند. بنابراین یکی از اهداف این تحقیق جدید شناسایی ژن‌های منحصر به فرد انسان‌های مدرن است.

🧬 «جان هاوکس»، «دیرین‌‌انسان‌شناس» در دانشگاه «ویسکانسین-مدیسن» که در این تحقیقات حضوری نداشته، می‌گوید:
«این موضوع یک مشکل آماری بسیار دشوار است و محققان ابزار ارزشمندی توسعه داده‌اند که داده‌های از دست رفته در ژنوم‌های باستان را نیز بررسی می‌کند.»

🧬 محققان همچنین با انجام این تحقیق متوجه شدند که حتی بخش کوچکی از ژنوم ما (۱.۵ درصد) مخصوص گونه‌ ما بوده و در بین تمام افراد زنده امروزی به صورت مشترک دیده می‌شود. این دسته از DNA ممکن است حاوی مهم‌ترین سرنخ در مورد «وجه تمایز انسان‌های مدرن» باشد.

🧬 در سال ۲۰۱۰ «ریچارد گرین»، زیست شناس محاسباتی «دانشگاه کالیفرنیا، سانتا کروز» و یکی از محققان این پژوهش، در تولید مقاله‌ای تحت عنوان «دنباله ای از دنباله ژنوم نئاندرتال» نقش داشت و چهار سال بعد یک متخصص ژنتیک به نام «جاشوا آکی» با نوشتن مقاله‌ای نشان داد که انسان‌های مدرن برخی از بقایای DNA نئاندرتال‌ها را به همراه دارند. از آن زمان تاکنون، دانشمندان به تجزیه و تحلیل مواد ژنتیکی فسیل‌ها و اصلاح روش‌های استخراج ادامه داده‌اند.
آکی درباره انسان‌های مدرن عنوان می‌کند: «این یافته‌ها تاکید می‌کند ما در واقع یک گونه بسیار جوان هستیم و همین چندی پیش، کره زمین را با سایر تبارهای انسانی تقسیم کرده‌ایم.»

yun.ir/mdepq9
--------------------------------------
🆔 @jorateandishidan
تکامل و آتئیسم- گفت‌وگویی در کلاب‌هاوس با حضور دکتر دانشور
کلاب سالن اندیشه
🎙#صوت

✅ گفتگو در کلاب هاوس- کلاب سالن اندیشه

🔰موضوع: تکامل و آتئیسم

👤 با حضور دکتر یوسف دانشور نیلو (عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی)

🗓 پنجشنبه، ۱۷ تیر ۱۴۰۰
🕥 ساعت ۲۱:۳۰

📤 کانال سالن اندیشه
@andishehhall
تکامل و آتئیسم ۲ (چگونه آتئیست‌ها تکامل را به نفع خود مصادره کرده‌اند؟)
کلاب سالن اندیشه
﷽
♻️ #گفتگو

💠 تکامل و آتئیسم ۲

❓ آتئیست‌ها چگونه تکامل را به نفع خود مصادره کردند؟

👤 با حضور دکتر یوسف دانشور
📌 دکتری فلسفه دین از دانشگاه تورنتو

🗓 جمعه ۲۵ تیر
🕰 ساعت ۱۷ تا ۲۰ به وقت ایران

🧩 برای شرکت در جلسات گفتگو‌های معرفتی، هم اندیشی‌ها و مناظره‌ها، کلاب #سالن_اندیشه را در کلاب هاوس دنبال نمائید.

📤 کانال سالن اندیشه
@andishehhall
Forwarded from Fanoos | فانوس (S.Rasooli)
🟢 معرفی مقاله "پیش‌فرض خداناباوری" اثر آنتونی فلو

The Presumption of Atheism, Flew

✍ سمیه رسولی

🔰 فلو در مقاله مذکور، اصل مهمی را مطح می‌کند و بر این باور است که این اصل، نقطه آغاز چالش‌ها پیرامون مسئله وجود خداوند است:

🟡🟡 اصل بر نبود خداوند است و بار اثبات وجود خداوند بر دوش خداباور است.

🔰 وی معتقد است همه استدلال‌های خداباورانه با پیش‌فرض "وجود قابل شناخت خداوند" شروع می‌شود، در حالی که ما نیازمند استدلال‌هایی بر پایه پیش‌فرض خداناباوری هستیم. فلو در ادامه، برخی ایراداتی که به این اصل وارد است را گوشزد نموده و به آنها پاسخ می دهد:

1⃣ 1. این پیش‌فرض، زمینه نامشخص و گیج کننده‌ای دارد زیرا در هیچ جامعه خداباوری، این اصل یافت نمی‌شود.

2⃣ 2. این اصل بسیار ساختگی و کلی گویانه است و دلیلی وجود ندارد که در بحث میان خداباور و خداناباور، اصالت بحث با این پیش‌فرض باشد چراکه هر دو طرف، بحث خود را در مقام خویش اصیل و معتبر می دانند. همچنین طبق دیدگاه جان هیک، ممکن است با تغییر شرایط جامعه و زمان و تجربه دینی، گرایش و مقام افراد در بحث متفاوت شود و یا تغییر یابد. در حقیقت هیک یک تجربه دینی پایدار را، بنیانی مناسب برای دین باوری می‌داند، مبنایی که ممکن است در شرایط مختلف، متفاوت باشد.

🔰 پاسخ فلو:
او بر این باور است که پیش‌فرض خداناباوری را باید به عنوان یک "چارچوب روش شناختی" به آن نظر کرد و به عبارت بهتر باید آنرا مبنای هر استدلالی در این حوزه قرار داد. لذا این یک اصل مرتبه اول در فضای مباحث مذکور نیست. او در ادامه دیدگاه جان هیک را زیر سوال برده و اذعان می‌کند که اگر تجربه دینی را به عنوان یک پدیدار کاملا روشن و مبنایی برای دین‌باوری قلمداد کنیم، آنگاه این امر بر ضد دیدگاه هیک خواهد بود چراکه در این صورت، چگونه میتوان خداوند را به عنوان موجودی فرامادی که علت پدیدارهای مادی است، از طریق پدیدارهای مادی اثبات نمود؟ ثانیا این ایراد به تجربه دینی وارد است که این تجربه مانند تجربه حسی نیست که بتواند باوری شفاف و آشکار تولید کند.

3⃣ 3. ایمان گرایان ایراد دیگری را به اصل خداناباوری فلو مطرح می کنند. آنها بر این باورند که پی بردن به وجود خداوند از راه عقل و استدلال‌های عقلانی، ممکن نیست، بلکه صرفا با تسلیم و ایمان قلبی به آن پی میبریم. فلو پاسخ می‌دهد که ایمان گرایان باید به دو پرسش، پاسخ دهند: 1- چه الزام عقلی برای پذیرش این گرایش وجود دارد؟ 2- چه دلیلی برای ترجیح این دیدگاه به دیدگاه‌های بدیل دارد؟

🔰 فلو در انتهای مقاله به بررسی ادله خداناباوران می‌پردازد و برخی از این ادله را مورد نقد قرار داده و رد می‌کند اما استدلال خداناباورانه‌ای که وی آنرا ترجیح می‌دهد، استدلال بر اساس "شر و بدی" در جهان است که با وجود پروردگاری که خوبی بی‌منتها است، نمی‌تواند سازگار باشد که فلو آنرا یک ناسازگاری روشن و عیان قلمداد می‌کند.

🔖 برای دریافت مقاله به لینک زیر مراجعه فرمایید:


yun.ir/p4ys12
--------------------------
🆔 @theismschool
📚 منتشر شد

📗 کتاب روحِ اسپینوزا (شفای جان)
اثر نیل گراسمن
📝 ترجمه مصطفی ملکیان. 492 صفحه.

🔸 کاری مشترک از نشر دوستان و مؤسسه‌ی فرهنگی فرزانه.

♦️مصطفی ملکیان:
"غرض اصلی و یگانه این کتاب عرضه ی روش درمانگری برگرفته از فلسفه است".

--------------------------------------
🆔 @jorateandishidan
🔴 31 تیر روز جهانی مغز

قرن اخیر در مجامع علمی به نام عصر مغز شناخته می شود. در گذشته, شناخت مغز در حیطه تخصص پزشکان و متخصصان مغز و اعصاب بود اما به تدریج ژورنالها و موسسات گوناگون به عمومی کردن دانش مغز پرداختند. با افزایش آگاهی جامعه, رشته ها و حوزه های متعددی به وجود امد که در حال پیوند حوزه خود با دانش مغز هستند.

بنیاد جهانی نورولوژی (WFN) که در تاریخ 22 ژوئیه 1957 تأسیس شد, روز جهانی مغز را در سال 2014 راه اندازی کرد. روز جهانی مغز تمرکز خود را به موضوعات مختلف در هر سال اختصاص می دهد. هدف اصلی این روز افزایش آگاهی عمومی و ارتقای حمایت از سلامت مغز است.

🆔 @jorateandishidan
 
🧠 مغز هم همیشه منطقی نیست!

🔸 همه ما تصور می‌کنیم یا حداقل دوست داریم باور کنیم که بسیاری از تصمیم‌های‌مان را به‌صورت کاملا عقلانی و منطقی گرفته‌ایم اما واقعیت این است که حتی در عمیق‌ترین تصمیمات به‌ظاهر منطقی ما، ردپایی از جهت‌گیری‌های ناخودآگاه یا به عبارت درست‌تر، سوگیری‌های شناختی مغز (Cognitive Biases) دیده می‌شود.

🔸 شکل‌گیری این تعصبات و سوگیری‌های شناختی به محدودیت ظرفیت توجه و تحلیل مغز برمی‌گردد. در حقیقت ما نمی‌توانیم در هر تصمیم‌گیری تمام جزئیات، جوانب و نظرات را مدنظر قرار دهیم و سپس تصمیم‌گیری کنیم.

🔸 به همین علت در بیشتر موارد به میانبر‌های مغزی‌مان اعتماد می‌کنیم تا سرعت قضاوت و نتیجه‌گیری را بالا ببریم اما این کار در عین افزایش سرعت تحلیل و نتیجه‌گیری، ممکن است ما را به دام سوگیری‌های شکل‌گرفته در مغزمان گرفتار کند...

ادامه مطلب را در Instant View بخوانید.
yun.ir/o8vxig
-------------------------
🆔 @jorateandishidan