📰 ایران؛ نخستین اعتراف رسمی به شدت جراحت مجتبی خامنهای در جنگ
احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان رهبری، از زخمی شدن شدید مجتبی خامنهای از ناحیه پا در روزهای نخست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی خبر داد.
به گفته خاتمی، شدت جراحت به حدی بوده که احتمال قطع پای مجتبی خامنهای مطرح شده بود، اما در نهایت پزشکان توانستند از این اتفاق جلوگیری کنند.
این اظهارات نخستین اعتراف رسمی درباره جدی بودن آسیب جسمانی مجتبی خامنهای به شمار میرود؛ فردی که از زمان انتخابش به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، حضور علنی نداشته است.
بر اساس گزارشها، با وجود ابهام درباره میزان نفوذ او در ساختار قدرت، برخی نشانهها از نقشآفرینی او در موضوعات کلیدی از جمله مذاکرات با آمریکا حکایت دارد.
@kalemehtv
#شبکه_کلمه #خبر #خبر_روز #رخداد_روز
احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان رهبری، از زخمی شدن شدید مجتبی خامنهای از ناحیه پا در روزهای نخست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی خبر داد.
به گفته خاتمی، شدت جراحت به حدی بوده که احتمال قطع پای مجتبی خامنهای مطرح شده بود، اما در نهایت پزشکان توانستند از این اتفاق جلوگیری کنند.
این اظهارات نخستین اعتراف رسمی درباره جدی بودن آسیب جسمانی مجتبی خامنهای به شمار میرود؛ فردی که از زمان انتخابش به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، حضور علنی نداشته است.
بر اساس گزارشها، با وجود ابهام درباره میزان نفوذ او در ساختار قدرت، برخی نشانهها از نقشآفرینی او در موضوعات کلیدی از جمله مذاکرات با آمریکا حکایت دارد.
@kalemehtv
#شبکه_کلمه #خبر #خبر_روز #رخداد_روز
👏7😢1
.
دلم برای وطنم میسوزد...
✍️ دکتر کمال جعفری یزدی
اپوزسیون ناآگاه و سطحی، شاهاللهی افراطی و بیسواد، حزباللهی احمق و ذلیل، رجویپرست درمانده و حقیر...
ایرانی که مادرمان است و در حال مرگ، متجاوزانی که برای نابودی ایران صف کشیدهاند، حکومتی که از الفبای فهم و شعور و مردمداری بیبهره است و...
مشی بزرگان ایران، استقلال و آزادی، یکپارچگی میهن، عدم هرگونه مداخله بیگانگان و رعایت کامل منافع ملی بوده است.
ایران بزرگان و دلسوزانی چون مرحوم مصدق ندارد.
ایران مظلوم، مادر تنها و غریب، سکوت مرگبار و....
بقول استاد عزیزم پروفسور محمدحسین پاپلی یزدی در کتاب شازده حمام، جلد هشتم، ص ۱۰۶ که چنین فرمودند:
ذره ذره خاک وطن ماجرا دارد، کاش حفظ وطن برای آزادی و با آزادی بود، آدم وطن را برای فتحعلیشاه و ناصرالدینشاه و قلدرها و ظالمها حفظ کند که چه بشود؟ وطن بدون آزادی و عدالت قفس و زندان است، قفسی در دست دیکتاتورها، ما هنوز توان و قدرت معامله با دیکتاتورها را نداریم، هر بار که وطن در خطر است آن را حفظ میکنیم، اما نمیتوانیم به حکام بقبولانیم ما برای حفظ وطن پشت شما هستیم به شرط آزادی و عدالت برای ما و قدرت برای شما، ما هر بار عملهی ظلم شدهایم...
چقدر درست فرمودند؛ ما برای حفظ وطن هر بار به میدان آمدیم و خون و جان و هزینهها دادیم اما به شرط آزادی و عدالت نه ادامه دیکتاتوری و ظلم و جنایت و سرقت، ما به میدان آمده و میآئیم و وطن را حفظ کرده و میکنیم، اما نه برای خامنهای و نه برای پهلوی و نه برای رجوی و... بلکه برای حکومتی مردمسالار غیردینی که رفاه و شادی و آزادی و عدالت و دموکراسی را تضمین کرده و متخصصان با تحصیلات و تجارب مرتبط و پاکدستان و شایستهگانی که اثباتا دستشان به خون مردم و دزدی از مال ملت آلوده نیست، خاصه مبارزان و رهبران داخل میهن، با انتخاب مستقیم خودمان قدرت را بدست گیرند، کسانی که دیگر حق کشتن و زندانی کردن آحاد جامعه را به خاطر اعتراض و مخالفت نداشته باشند.
راستی چرا زندانیان سیاسی را این حاکمان جنایتکار فعلی آزاد نمیکنند؟
این بخاطر عدم مطالبهگری مردمی و بد عمل کردن اپوزسیون است، اپوزسیونی که درگیر حواشی و جنگ قدرت و منیت و سهمخواهی و حسادت است در حالی که هنوز چیزی نه به بار است و نه به دار، و برای وطن کاری نکرده و نمیکنند.
امیدوارانه به آینده میهن و سلامت مادرمان خوشبین هستم، اگر همه جان فدای ایران باشیم، نه جان فدای قدرت و ثروت و شهرت و....
همین.
ایران.مشهد
نیمه خرداد ۱۴۰۵
.
دلم برای وطنم میسوزد...
✍️ دکتر کمال جعفری یزدی
اپوزسیون ناآگاه و سطحی، شاهاللهی افراطی و بیسواد، حزباللهی احمق و ذلیل، رجویپرست درمانده و حقیر...
ایرانی که مادرمان است و در حال مرگ، متجاوزانی که برای نابودی ایران صف کشیدهاند، حکومتی که از الفبای فهم و شعور و مردمداری بیبهره است و...
مشی بزرگان ایران، استقلال و آزادی، یکپارچگی میهن، عدم هرگونه مداخله بیگانگان و رعایت کامل منافع ملی بوده است.
ایران بزرگان و دلسوزانی چون مرحوم مصدق ندارد.
ایران مظلوم، مادر تنها و غریب، سکوت مرگبار و....
بقول استاد عزیزم پروفسور محمدحسین پاپلی یزدی در کتاب شازده حمام، جلد هشتم، ص ۱۰۶ که چنین فرمودند:
ذره ذره خاک وطن ماجرا دارد، کاش حفظ وطن برای آزادی و با آزادی بود، آدم وطن را برای فتحعلیشاه و ناصرالدینشاه و قلدرها و ظالمها حفظ کند که چه بشود؟ وطن بدون آزادی و عدالت قفس و زندان است، قفسی در دست دیکتاتورها، ما هنوز توان و قدرت معامله با دیکتاتورها را نداریم، هر بار که وطن در خطر است آن را حفظ میکنیم، اما نمیتوانیم به حکام بقبولانیم ما برای حفظ وطن پشت شما هستیم به شرط آزادی و عدالت برای ما و قدرت برای شما، ما هر بار عملهی ظلم شدهایم...
چقدر درست فرمودند؛ ما برای حفظ وطن هر بار به میدان آمدیم و خون و جان و هزینهها دادیم اما به شرط آزادی و عدالت نه ادامه دیکتاتوری و ظلم و جنایت و سرقت، ما به میدان آمده و میآئیم و وطن را حفظ کرده و میکنیم، اما نه برای خامنهای و نه برای پهلوی و نه برای رجوی و... بلکه برای حکومتی مردمسالار غیردینی که رفاه و شادی و آزادی و عدالت و دموکراسی را تضمین کرده و متخصصان با تحصیلات و تجارب مرتبط و پاکدستان و شایستهگانی که اثباتا دستشان به خون مردم و دزدی از مال ملت آلوده نیست، خاصه مبارزان و رهبران داخل میهن، با انتخاب مستقیم خودمان قدرت را بدست گیرند، کسانی که دیگر حق کشتن و زندانی کردن آحاد جامعه را به خاطر اعتراض و مخالفت نداشته باشند.
راستی چرا زندانیان سیاسی را این حاکمان جنایتکار فعلی آزاد نمیکنند؟
این بخاطر عدم مطالبهگری مردمی و بد عمل کردن اپوزسیون است، اپوزسیونی که درگیر حواشی و جنگ قدرت و منیت و سهمخواهی و حسادت است در حالی که هنوز چیزی نه به بار است و نه به دار، و برای وطن کاری نکرده و نمیکنند.
امیدوارانه به آینده میهن و سلامت مادرمان خوشبین هستم، اگر همه جان فدای ایران باشیم، نه جان فدای قدرت و ثروت و شهرت و....
همین.
ایران.مشهد
نیمه خرداد ۱۴۰۵
.
👏7