افکار منفی
وقتی بحث زندگی شما به میان میآید، افکارتان در خط مقدم هستند… آنها پایه و اساس همهچیز هستند. در پایهای ترین سطح، یک ذهن مثبت سکوی پرتابی برای عمل، الهام و یک زندگی پر از شادی، عشق و صلح است. یک ذهن مثبت به شما اجازه میدهد تا کاملاً در زمان حال زندگی کنید.
اما افکار منفی، زندگی را برای شما تبدیل به عذاب میکنند…
کافیست به افکار منفی میدان بدهید تا ببینید چطور ذهن شما را به جولان گاهی تبدیل میکنند و زندگی شما را به جهنمی وصف ناپذیر تبدیل میکنند.
گاهی اوقات میتوان جلوی به وجود آمدن افکار بد را گرفت. آنها باید به یک روش سالم و مناسب اداره شوند. بیشتر این افکار ناشی از نگرانی برای اتفاقاتی هستند که در گذشته به وقوع پیوستند و از میان رفتند یا نگرانی دربارهی آیندهی نزدیک و یا حتی نگرانی دربارهی چند دههی گذشتهی زندگی و اتفاقاتی که برای شما افتاده است.
ریشهی افکار منفی شما هر چیزی که باشد، شما باید بدانید که شما و افکارتان یکی نیستید.
بد نیست بدانید که افکار شما در حقیقت حتی به خود شما هم تعلق ندارند… شما تنها یک تماشاچی هستید. وقتی یک فکر بد را تجربه میکنید، باید آن را مثل یک ابر در بالای سر خود تصور کنید که در حال عبور و گذشتن از شما است.
اگر تا حد معینی برای فاصله دادن افکار منفی از خود تلاش کنید، میتوانید به سرعت یک فکر منفی را تشخیص دهید و با آن کنار بیایید و ذهن خود را به لحظه کنونی بازگردانید. شما در بیشتر اوقات پی میبرید که این افکار در واقع تنها نوعی ترس هستند و مشکلی که شما تجربه کردید تنها ساختهی ذهن خود شما است.
وقتی افکار منفی اغلب اوقات به سراغتان میآیند، مثل یک طاعون به جان ذهنتان میافتند و اگر با آنها به شکل صحیح برخورد نشود، میتوانند روابط، کار و یا وجود خودتان را تحت تأثیر و تنش قرار دهند.
@karnil
وقتی بحث زندگی شما به میان میآید، افکارتان در خط مقدم هستند… آنها پایه و اساس همهچیز هستند. در پایهای ترین سطح، یک ذهن مثبت سکوی پرتابی برای عمل، الهام و یک زندگی پر از شادی، عشق و صلح است. یک ذهن مثبت به شما اجازه میدهد تا کاملاً در زمان حال زندگی کنید.
اما افکار منفی، زندگی را برای شما تبدیل به عذاب میکنند…
کافیست به افکار منفی میدان بدهید تا ببینید چطور ذهن شما را به جولان گاهی تبدیل میکنند و زندگی شما را به جهنمی وصف ناپذیر تبدیل میکنند.
گاهی اوقات میتوان جلوی به وجود آمدن افکار بد را گرفت. آنها باید به یک روش سالم و مناسب اداره شوند. بیشتر این افکار ناشی از نگرانی برای اتفاقاتی هستند که در گذشته به وقوع پیوستند و از میان رفتند یا نگرانی دربارهی آیندهی نزدیک و یا حتی نگرانی دربارهی چند دههی گذشتهی زندگی و اتفاقاتی که برای شما افتاده است.
ریشهی افکار منفی شما هر چیزی که باشد، شما باید بدانید که شما و افکارتان یکی نیستید.
بد نیست بدانید که افکار شما در حقیقت حتی به خود شما هم تعلق ندارند… شما تنها یک تماشاچی هستید. وقتی یک فکر بد را تجربه میکنید، باید آن را مثل یک ابر در بالای سر خود تصور کنید که در حال عبور و گذشتن از شما است.
اگر تا حد معینی برای فاصله دادن افکار منفی از خود تلاش کنید، میتوانید به سرعت یک فکر منفی را تشخیص دهید و با آن کنار بیایید و ذهن خود را به لحظه کنونی بازگردانید. شما در بیشتر اوقات پی میبرید که این افکار در واقع تنها نوعی ترس هستند و مشکلی که شما تجربه کردید تنها ساختهی ذهن خود شما است.
وقتی افکار منفی اغلب اوقات به سراغتان میآیند، مثل یک طاعون به جان ذهنتان میافتند و اگر با آنها به شکل صحیح برخورد نشود، میتوانند روابط، کار و یا وجود خودتان را تحت تأثیر و تنش قرار دهند.
@karnil
#مقابله_با_افکار_منفی
اولین کاری که باید انجام دهید برقراری ارتباطات صادقانه است
این نکته جالب را باید درک کنید… شما نباید بخواهید که از شر افکار خود خلاص شوید، حتی اگر آنها افکار منفی هستند! بسیار اهمیت دارد که شما تمام افکار و احساسات خود را به شکلی سالم و طبیعی در آغوش بگیرید و ابتدا آنها را بپذیرید.
تا زمانی که افکارتان را نپذیرید، خبری از تغییر نخواهد بود.
این مسئله ارتباطات مناسب با دیگران را میطلبد. گاهی اوقات باید این افکار را در سینه ی خود حبس نکنید و با دیگران در میان بگذارید. البته لازم نیست که به همه بگویید. آرامش خود را حفظ کنید و با یک رویکرد باز و صادقانه با یکی از صمیمی ترین دوستان یا افراد خانواده یا حتی مشاور روانشناس ارتباط برقرار کنید و آنها را به زبان بیاورید.
سعی کنید ریشهی افکار منفی خود را پیدا کنید، همیشه این را در نظر داشته باشید که برداشت های شما ممکن است حداقل اندکی اشتباه باشند.
دومین کاری که باید انجام دهید برگرداندن افکارتان است
در طول زمان، مغز شما میآموزد که چگونه رفتار کند و افکار و احساسات برای آن مانند یک واکنش درونی میشوند. در یک سطح عصبی، این دقیقاً همان چیزی است که اتفاق میافتد.
وقتی در مورد یک مسئلهی منفی فکر میکنید، حالا چه این مسئله خودتان، فرد دیگری و یا یک موقعیت بهخصوص باشد، شما یک مسیر نورونی معین را در مغز خود را تقویت میکنید.
درست مانند به خاطر سپردن یک آدرس؛ هرچقدر بیشتر آنرا به خاطر بیاورید و راجع به آن فکر کنید، مسیر مورد نظر شفاف تر و در سطوح بالاترین از ذهن تان ثبت میشود. افکار شما هم یک جریان هستند که نقطه شروع و اوج و پایان دارند که از مسیر مشخصی عبور میکنند.
«اگر چهرهی خود را مقابل نور خورشید بگیرید، هیچ سایهای نخواهید دید.»
هلن کلر
با تلاش و الهام میتوانید به طور آگاهانه مسیرهای عصبی خود را از نوع بازسازی کنید و ذهن خود را به آرامی از افکار بد فاصله دهید. در این راستا، یکی از تکنیکهای هوشمندانه این است که فکرتان را برگردانید.
اگر تلاش کنید به گونهای وانمود کنید که هیچ فکر بدی به ذهنتان خطور نکرده است، راه به جایی نمیبرید و از طرفی این تلاش بیفایده و ناسالم است. به جای این کار، باید افکار بد خود را تشخیص دهید و به سرعت آنها را به سمت یک رشتهی افکار مثبت هدایت کنید.
یعنی، قرار نیست افکار منفی را نابود کنید، فقط باید آنها را به سمت افکار و مسیرهای مثبت هدایت کنید.
@karnil
اولین کاری که باید انجام دهید برقراری ارتباطات صادقانه است
این نکته جالب را باید درک کنید… شما نباید بخواهید که از شر افکار خود خلاص شوید، حتی اگر آنها افکار منفی هستند! بسیار اهمیت دارد که شما تمام افکار و احساسات خود را به شکلی سالم و طبیعی در آغوش بگیرید و ابتدا آنها را بپذیرید.
تا زمانی که افکارتان را نپذیرید، خبری از تغییر نخواهد بود.
این مسئله ارتباطات مناسب با دیگران را میطلبد. گاهی اوقات باید این افکار را در سینه ی خود حبس نکنید و با دیگران در میان بگذارید. البته لازم نیست که به همه بگویید. آرامش خود را حفظ کنید و با یک رویکرد باز و صادقانه با یکی از صمیمی ترین دوستان یا افراد خانواده یا حتی مشاور روانشناس ارتباط برقرار کنید و آنها را به زبان بیاورید.
سعی کنید ریشهی افکار منفی خود را پیدا کنید، همیشه این را در نظر داشته باشید که برداشت های شما ممکن است حداقل اندکی اشتباه باشند.
دومین کاری که باید انجام دهید برگرداندن افکارتان است
در طول زمان، مغز شما میآموزد که چگونه رفتار کند و افکار و احساسات برای آن مانند یک واکنش درونی میشوند. در یک سطح عصبی، این دقیقاً همان چیزی است که اتفاق میافتد.
وقتی در مورد یک مسئلهی منفی فکر میکنید، حالا چه این مسئله خودتان، فرد دیگری و یا یک موقعیت بهخصوص باشد، شما یک مسیر نورونی معین را در مغز خود را تقویت میکنید.
درست مانند به خاطر سپردن یک آدرس؛ هرچقدر بیشتر آنرا به خاطر بیاورید و راجع به آن فکر کنید، مسیر مورد نظر شفاف تر و در سطوح بالاترین از ذهن تان ثبت میشود. افکار شما هم یک جریان هستند که نقطه شروع و اوج و پایان دارند که از مسیر مشخصی عبور میکنند.
«اگر چهرهی خود را مقابل نور خورشید بگیرید، هیچ سایهای نخواهید دید.»
هلن کلر
با تلاش و الهام میتوانید به طور آگاهانه مسیرهای عصبی خود را از نوع بازسازی کنید و ذهن خود را به آرامی از افکار بد فاصله دهید. در این راستا، یکی از تکنیکهای هوشمندانه این است که فکرتان را برگردانید.
اگر تلاش کنید به گونهای وانمود کنید که هیچ فکر بدی به ذهنتان خطور نکرده است، راه به جایی نمیبرید و از طرفی این تلاش بیفایده و ناسالم است. به جای این کار، باید افکار بد خود را تشخیص دهید و به سرعت آنها را به سمت یک رشتهی افکار مثبت هدایت کنید.
یعنی، قرار نیست افکار منفی را نابود کنید، فقط باید آنها را به سمت افکار و مسیرهای مثبت هدایت کنید.
@karnil
https://www.chetor.com/43692-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85/
@karnil
@karnil
چطور
چگونه مثبت فکر کنیم؛ ۱۰۰ تمرینی که حالتان را خوب میکند
شاید خیلی از ما واقعا ندانیم با این همه مشکلاتی که در زندگی داریم، چگونه مثبت فکر کنیم و از زندگی لذت ببریم. این نوشته را بخوانید تا راهگشای شما باشد.
🆔 @kaazhin
مقایسه؛ قدم اول فاجعه
اگر عادت دارید همسرتان را با دیگران مقایسه کنید و در نظرتان این کار برای زندگی مشترکتان چندان مضر نیست بهتر است بدانید که در نهایت شما برای تکرار این عادت، افرادی از جنس مخالف را در کنار همسرتان می گذارید، خوبی های آنها را درنظر می گیرید و در مقابل، کمبودهای همسرتان را بررسی می کنید و در بسیاری مواقع این تفاوت را هم به رویش می آورید.
جملاتی مانند:
" او بهتر از تو مرا درک میکند"
"او با وجود سن پایین بهتر از تو میفهمد"
"او بیشتر از تو میتواند جذابیت ایجاد کند"
تخریب کننده ترین جملات هستند که میتوانند باعث شوند همسر شما برای مدتی و در برخی موارد برای همیشه این جملات را به خاطر سپرده و نسبت به شما بی علاقه شود.
شاید بعضی از افرادی که با همسر شما مقایسه می شوند، مادر، خواهر، پدر یا برادرتان باشند اما در بیشتر مواقع، آنها همکاران شما، دوستان همسر، همسران دوستان و در مجموع افرادی نامحرم از جنس مخالف هستند.
🆔 @kaazhin
اگر این مقایسه شما مخصوصا در مرحله ذهنی اش زیاد اتفاق بیفتد، می تواند باعث شود فردی که به اشتباه در نظر شما «گل بی عیب» است، برایتان اهمیت پیدا کند و این مقدمه ای باشد برای اینکه در رفتارتان هم این احساس نشان داده شود. در ادامه ممکن است همسرتان بفهمد، خود آن شخص متوجه شود و یا هر اتفاق دیگری که زمینه بی وفایی به شریک زندگی تان را فراهم آورد رخ دهد. «گل بی عیبی» که از این مقایسه های ذهنی ایجاد می شود، در حقیقت آدمی است با خوبی ها و بدی های خودش که شما از بسیاری از رفتارهای او آگاه نیستید. اما عادت به مقایسه کردن این حس را در شما ایجاد می کند که او در همه جنبه ها برتر از همسر شماست؛ زیرا یک طرف ترازوی شما همسرتان قرار دارد که به خاطر ارتباط خیلی نزدیک، با معایبش به خوبی آشنا هستید. همین مقایسه کردن ساده می تواند تا مرز بی مهری به همسر و بی وفایی به او هم بینجامد؛ پس با این عادت خیلی جدی مبارزه کنید و به جای خیره شدن به دیگران و مقایسه آنها با همسرتان، به کسی که انتخاب کرده اید، احترام بگذارید، او را همانطور که هست بپذیرید و دوست داشته باشید.
🆔 @kaazhin
مقایسه؛ قدم اول فاجعه
اگر عادت دارید همسرتان را با دیگران مقایسه کنید و در نظرتان این کار برای زندگی مشترکتان چندان مضر نیست بهتر است بدانید که در نهایت شما برای تکرار این عادت، افرادی از جنس مخالف را در کنار همسرتان می گذارید، خوبی های آنها را درنظر می گیرید و در مقابل، کمبودهای همسرتان را بررسی می کنید و در بسیاری مواقع این تفاوت را هم به رویش می آورید.
جملاتی مانند:
" او بهتر از تو مرا درک میکند"
"او با وجود سن پایین بهتر از تو میفهمد"
"او بیشتر از تو میتواند جذابیت ایجاد کند"
تخریب کننده ترین جملات هستند که میتوانند باعث شوند همسر شما برای مدتی و در برخی موارد برای همیشه این جملات را به خاطر سپرده و نسبت به شما بی علاقه شود.
شاید بعضی از افرادی که با همسر شما مقایسه می شوند، مادر، خواهر، پدر یا برادرتان باشند اما در بیشتر مواقع، آنها همکاران شما، دوستان همسر، همسران دوستان و در مجموع افرادی نامحرم از جنس مخالف هستند.
🆔 @kaazhin
اگر این مقایسه شما مخصوصا در مرحله ذهنی اش زیاد اتفاق بیفتد، می تواند باعث شود فردی که به اشتباه در نظر شما «گل بی عیب» است، برایتان اهمیت پیدا کند و این مقدمه ای باشد برای اینکه در رفتارتان هم این احساس نشان داده شود. در ادامه ممکن است همسرتان بفهمد، خود آن شخص متوجه شود و یا هر اتفاق دیگری که زمینه بی وفایی به شریک زندگی تان را فراهم آورد رخ دهد. «گل بی عیبی» که از این مقایسه های ذهنی ایجاد می شود، در حقیقت آدمی است با خوبی ها و بدی های خودش که شما از بسیاری از رفتارهای او آگاه نیستید. اما عادت به مقایسه کردن این حس را در شما ایجاد می کند که او در همه جنبه ها برتر از همسر شماست؛ زیرا یک طرف ترازوی شما همسرتان قرار دارد که به خاطر ارتباط خیلی نزدیک، با معایبش به خوبی آشنا هستید. همین مقایسه کردن ساده می تواند تا مرز بی مهری به همسر و بی وفایی به او هم بینجامد؛ پس با این عادت خیلی جدی مبارزه کنید و به جای خیره شدن به دیگران و مقایسه آنها با همسرتان، به کسی که انتخاب کرده اید، احترام بگذارید، او را همانطور که هست بپذیرید و دوست داشته باشید.
🆔 @kaazhin
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو انگیزشی- مثبت ایمان به جای ترس
سخنران: جول اوستین - با زیر نویس فارسی
https://telegram.me/joinchat/BH2ajTvn_CpATPJ0-Zyd0A
سخنران: جول اوستین - با زیر نویس فارسی
https://telegram.me/joinchat/BH2ajTvn_CpATPJ0-Zyd0A