کارنیل
12.2K subscribers
7.64K photos
1.13K videos
262 files
2.22K links
مشاوره و کوچینگ توسعه فردی
مشاوره و کوچینگ سازمانی(ویژه مدیران)



@Rezamahmoudi07
Download Telegram
اسکیل آپ چیست و چه تفاوتی با استارت آپ دارد؟
3
در این نوشته به مفهوم اسکیل آپ و تفاوت آن با استارت آپ پرداختیم. در ادامه تفاوت های ساختازی آن ها را بیان می نماییم. همانطور که گفته شد اسکیل آپ شرکتی است که توانسته است مدل کسب و کارش را به یک مدل تکرارپذیر تبدیل کند و تطابق محصولش با نیازهای بازار را تایید کرده و به این اطمینان رسیده است که مدل اقتصادی در ابعاد کوچک جواب می دهد و اگر ابعاد را بزرگتر کند باز هم جواب خواهد داد.

اسکیل آپ را می توان از لحاظ ساختاری و ماهیت با استارت آپ مقایسه کرد. مهمترین تفاوت های این دو در ادامه آمده است:

۱. تطابق محصول با نیاز بازار
یک اسکیل آپ توانسته اند تا اندازه ی قابل قبولی محصولی که می سازد را با نیازهای که در بازار واقعی و مشتریان واقعی دارند مطابقت بدهد. در حالیکه یک استارتاپ در تلاش برای درک این تطابق، با مواردی مانند شناخت مشتریان احتمالی، نیازهای آنان، نسبت هزینه هایی که می توانند پردازند با هزینه های تمام شده محصول، و ویژگی هایی که در محصول باید باشد، دست و پنجه نرم می کنند.

در عوض اسکیل آپ ها، توانسته اند کارکردن مدل کسب و کار را از نظر اقتصادی در ابعاد کوچک به شیوه ای پایدار برای خودشان اثبات کنند. این یعنی اینکه یک اسکیل آپ می داند اگر n میلیون تومان سرمایه به کسب و کارش تزریق شود m میلیون تومان بازگشت سرمایه خواهد داشت. بدست آوردن این نسبت مهم ترین کاریست که یک کسب وکار گسترش پذیر باید به آن برسد. چرا که با دانستن آن می توانند طوری برنامه ریزی کنند که سرمایه هایی که دارند یا جذب می کنند را برای توسعه و گسترش کار در ابعاد بزرگتر استفاده کنند.

اما طبیعتا یک استارت آپ هنوز نمی داند که در ازای هزینه ای که می کند چقدر بازگشت مالی خواهد داشت. بنابراین بخش زیادی از سرمایه ای که دارند صرف آزمایش و خطا و کشف کردن اینکه کدام کار جواب می دهد می شود. یافتن آن «کاری که جواب می دهد» ممکن است یک سال مداوم زمان ببرد و طول بکشد.

۲. تیم و مدیریت
این خیلی طبیعی است که در ابتدای راه اندازی یک کسب و کار که تیم کوچکی وجود دارد، همه افراد همه کار را انجام بدهند و به اصطلاح همه فن حریف باشند. حتی خیلی از افرادی که مثلا به عنوان برنامه نویس در یک استارتاپ مشغول به کار می شوند در فعالیت های دیگر درگیر می گردند و از آنان انتظار نمی رود اگر کاری غیر از برنامه نویسی به ایشان محول شد بگویند این کار، در شرح وظایف من نیست!

اما زمانی که یک استارت آپ به اسکیل آپ تبدیل می شود، و پارادایم کسب و کار از نوآوری به اجرای امور روزانه حرکت می کند، تعداد اعضای تیم بیشتر می شود و کارمندان جدیدی استخدام می شوند، انتظار می رود که شرکت تازه تاسیس بخش های تخصصی با کارکنان متخصص داشته باشد تا بتواند کار را توسعه بدهند. بنابراین استخدام ها تخصصی تر می شود و افرادی به تیم اضافه می شود که مسئولیت و نقش مشخص دارند و در دپارتمان های مجزا مشغول به کار می شوند.

اضافه بر این، مدیریت یک تیم استارتاپی ۳ یا ۴ نفره توسط یک نفر انجام می شود ولی وقتی تعداد اعضای تیم به ۳۰ یا ۴۰ نفر رسید این کار عملی نیست. در نتیجه لایه های مختلف مدیریتی در اسکیل آپ ایجاد می شود و هرم سازمانی حکم فرما می گردد. همچنین، از آنجایی که یک کسب و کار یک نهاد انسانی است و مهمترین سرمایه آن نیروی انسانی آن می باشد، و انسان ها سلایق، دیدگاه ها و انتظارات متفاوتی دارند اگر مدیریت درستی در شرکت وجود نداشته باشد موجود می شود که جریان کار از یک دپارتمان به دیگری یا از یک کارمند به کارمند دیگر دچار مشکل شود و میان آن ها درگیری ایجاد شود. که همه این ها موجب ضربه خوردن کسب و کار می شود.

به این علت است که وقتی یک استارت آپ به اسکیل آپ تبدیل می شود معمولا کسی که مدیریت آن را بر عهده داشته – که به احتمال زیاد از بنیانگذاران اصلی نیز هست – از سمت مدیریت کنار می رود تا سکان کسب و کار را به دست فردی با تجربه که تجربه ی مدیریت در کسب و کارهای بزرگتر را داشته سپرده شود. در این حالت، بنیانگذاران می توانند امور اجرایی و نظارتی را به مدیران واگذار کنند و خودشان به توسعه کسب و کار و ارتقای مداوم آن بپردازند. یک نمونه از این، استارتاپ کافه بازار بود که زمانی که به اسکیل آپ تبدیل شد هم بنیانگذار آن یعنی حسام میرآرمندهی که سمت مدیریت هم داشت مدیریت را به فرددیگری یپرد را برعهده بگیرد و او به پروژه ها و کارهای بزرگتر بیاندیشد.

۳. میزان سرمایه گذاری
طبیعتا حجم سرمایه لازم برای موفقیت یک استارت آپ و تبدیل آن به یک اسکیل آپ از سرمایه مورد نیاز برای تبدیل یک اسکیل آپ به یک شرکت بزرگ خیلی کمتر است. در مرحله استارت آپ اعداد میان چند ده میلیون تا چند صد میلیون است و در مرحله اسکیل آپ از چند صدمیلیون تومان تا چند میلیارد.
4
استارت آپ ها مراحل سرمایه گذاری با نام ها Pre-Seed و Seed دارند و امید این است که با این سرمایه گداری ها به اسکیل آپ تبدیل شوند. در امتداد مسیر در طی اسکیل آپ شدن سرمایه گذاری های بعدی به نام های Series A و شاید B انجام خواهد شد.

سطخ آمادگی سرمایه پذیری یک استارت آپ و یک اسکیل آپ متفاوت هستند.

در واقع می توان گفت استارتاپی که با جذب اولیه سرمایه گذاری های کوچک (چه شخصی و چه از دیگران) توانسته محصول اولیه ای را بسازد و آن را به بازار عرضه کند و اثبات کرده باشد از نظر اقتصادی مدل کسب و کارش جواب می دهد و در بازار برای آن محصول نیاز هست و یک تیم خوب دارد که توانسته این کارها را انجام دهد می توان گفت که در حال تبدیل شدن از استارتاپ به اسکیل آپ است.

۴. انعطاف پذیری
هرچه یک کسب و کار نوپا تر و کوچکتر باشد با سرعت بیشتری و بدون ترس از دست دادن مشتریان زیاد می تواند تغییرات بزرگی بوجود بیاورد. استارتاپ ها به راحتی می توانند چرخش کنند و مدل کسب و کار، محصول و بازارهای خود را تغییر دهند و آزمایش و خطا کنند تا بلکه به نتیجه برسند اما این کار برای اسکیل آپ ها به این سادگی نیست.

در شرکت های در حال رشد، سرمایه گذاران انتظار دارند که تا جای امکان ریسک های اضافی که ممکن است شرکت را از رشد مورد نظر عقب بیاندازد انجام نشود.

هم سرمایه گذاران، مشتریان و حتی کارکنان انتظار خیلی بیشتری از یک اسکیل آپ به نسبت یک استارت آپ دارند. افزون بر آن وقتی مشتریان یک اسکیل آپ به محصول یا خدمات عادت کنند انتظار تغییرات بزرگ در آن را ندارند. همچنین، یک اسکیل آپ باید بسیار بیشتر از یک استارت آپ حواسش را جمع کند که مشتریان را راضی نگه دارد.

۵. سیستم سازی
همانطور که در موضوع نیروی انسانی بیان شد، با توجه به اینکه در یک استارتاپ معمولا هر فردی چند وظیفه را بر عهده دارد در نتیجه فرآیندهای سفت و سختی وجود ندارد. در واقع برای انجام کارهای مختلف، بر خلاف شرکت ها و سازمان ها، دستورالعمل ها و فرآیندهای مشخص طراحی نشده است و این با توجه به ماهیت استارت آپ یک امر طبیعی است.

اما در زمان گسترش و توسعه یک کسب و کار، باید این فرآیندها مشخص شوند و مدام تحت نظارت و بهبود قرار داشته باشند تا بتوان کارهای روزمره مانند تولید محصول، تعامل با مشتریان و … را به صورت درست و قابل تکرار انجام داد و اگر کارمند مربوطه جایگزین شد خللی در کار پیش نیاید. بنابراین یک کار مهم در زمان تبدیل استارتاپ به اسکیل آپ، مستند سازی کارها و استخراج فرآیندهای استانداردسازی شده از آن ها می باشد. پس از سیستم سازی درست می تواند امیدوار بود که کیفیت محصولات و خدمات با افزایش مشتریان در اندازه های قابل قبول باقی می ماند.


منبع: خوشفکری

@karnil
5
مراحل تکامل کسب وکار

موش ( استارت آپ)

غزال ( اسکیل آپ)

فیل ( اسکرو آپ)

@karnil
12
این مهندس ژاپنی تو گوگل کار می کنه و با وجود معلولیت تبدیل به یکی از موثرترین کارکنان گوگل شده.

دوتا نکته مهم
۱. معلولیت محدودیت نیست.
۲. وقتی ما در یک بعد ضعیف می شویم در چند بعد دیگر بشدت توانمند می شویم.



معلولین عزیز: خودشون دست کم نگیرن

مدیران عزیز: می تونید استعدادها و افراد توانمندی از بین معلولین پیدا کنید

@karnil
30
اگر بتوانید تمام کارکنان یک سازمان عمیقا و سیستماتیک به سمت یک هدف واحد بسیج کنید، در هر صنعتی، در هر بازاری در مقابل هر رقیبی، موفق خواهید شد

@karnil
20
12
آنچه کم داریم ایده نیست، بلکه اراده ی است برای به سرانجام رساندن #یک_ایده


#رضا_محمودی

@karnil
24
به جای اینکه دغدغه این را داشته باشید که کسی ایده هایتان را ندزد، #یک_ایده را با افراد زیادی مطرح کنید تا به پختگی اجرا برسد.

#رضا_محمودی

@karnil
15
برای موفق شدن، پول دار شدن، رشد کردن، کافیه دنبال #یک_ایده باشی. البته ایده درست که با درونت همخوانی داشته باشه


اگه این جمله رو قبول ندارید کافیه برید تاریخچه زندگی بزرگان بخونید

زمانی که استیو جابز بچه بود و دنبال سرهم کردن قطعات الکتریکی بود

یا وقتی که کریستین رونالدو کودک بود دنبال روپایی زدن با توپ بود


#رضا_محمودی
@karnil
15
کشور ما پر شده از شرکت های که محصولات #سطحی درست می کنند. چون دنبال عمیق شدن محصولشون نیستن، چون دنبال پلن بلند مدت نیستن و احتمالا دنبال #یک_ایده نبودن

یه مدیر کارنیلی روی یک دایره محدود عمیق میشه💙 انشالله که ایرانمون پر بشه از این مدیرا


#رضا_محمودی


@karnil
12
تیم کارنیل به شما قول یه شبه متحول شدن نمیده، اما این قول میده که با #سرعتی مناسب به رشد و پیشرفتی #پایدار برسید.


با افتخار آماده خدمت و مشاوره به مدیرانی هستیم که #عاشق بیزینسشون هستن💙✌️




ثبت نام

@Karnilsupport
8
کارنیلی های عزیز

پیام بالا رو برای مدیران که اهل #رشد هستند بفرستید تا در ایجاد یک موج کوچک انرژی شریک باشید❤️💙 سپاس
7
آینده فناوری با هوش مصنوعی، اینترنت اشیا ، اینترنت رفتار و... گره خورده است، آینده که ازش حرف می زنیم چندین سال هست که به آن وارد شده ایم و امروز شرکت ها بسیار کاربردی از هوش مصنوعی استفاده می کنند.

حالا سوال اینجاست شرکت های ایرانی چند درصد از تکنولوژی های نو استفاده می کنند؟

آیا می تونیم بگیم خیلی از شرکت های فناوری ایرانی به صورت سطحی به دنبال طراحی وب سایت و نوشتن برنامه با زبان برنامه نویسی پی اچ پی هستند؟

@karnil
4
تو تصویر اول برای برنامه نویسی شرکت های ایرانی 2.641 اگهی منتشر کرده اند/ و در تصویر دوم برای هوش مصنوعی فقط 153 اگهی قرار داده شده است.

هرچند این مقایسه در حد یک برداشت شهودی است و نیاز است برای نتایج دقیق تر یک پژوهش صورت بگیرید.
اما مدیران حوزه فناوری باید این شواهد جدی بگیرند و به فکر به روز کردن و مجهز کردن شرکت و محصولاتش به فناوری های نو باشند

@karnil
3
دوستانی که در حوزه فناوری فعال می کنند کمی متمرکز و صبور شوند تا به جای اپلکیشن های که یک سری اطلاعات خلاصه می کنه، یا طراحی وب سایت با ورد پرس، به سمت کارهای دانش محورانه و عمیق حرکت کنند.


کسب وکارهای آنلاین اگر ارزشی خلق کنند به راحتی و سرعت بالای می تونن خودشون به بازارهای بین المللی هم برسونن،

پس:

سعی کنید قبل از اینکه محصولی طراحی کنید به دنبال شناخت نیازها و شکاف ها باشید
سعی کنید قبل از اینکه محصولی را طراحی کنید، یک تیم سازی که چندین تخصص کنار هم قرار می دهد بروید
سعی کنید قبل از اینکه محصولی را طراحی کنید، یک ماموریت و استراتژی بلند مدت را برای خود تنظیم کنید

#بزرگ_فکر_کنید
#بزرگ_عمل_کنید
#موفق_شوید

@karnil
6
لینک صفحه
https://research.google/teams/brain/

این جمله رو بخونید، شرکت گوگل اعتقاد داره که برای تبادل افکار و ایده ها باید آنها را اشکار کرد. بعد به این فکر کنید یه باور اشتباه که ایده مو ندزدن باعث میشه خلاقیت اینجا خاموش بمونه.

کار افرینان و مدیران عزیز، از جو بسته بیرون بیایید و به ارتباطات ، تیم سازی و شفافیت ایمان بیاورید، ,, و البته همه اینها باید در سایه عشق و کمک به دیگران باشه✌️

@karnil
5
https://research.google/people/

این صفحه معرفی تیم هوش مصنوعی گوگله، جالب اینجاست وقتی تیم می بینی افرادی از همه کشورهای می بینی، ایران، هند، کشورهای عربی، چین و...

امریکا و کشورهای اروپایی به خوبی پی برده اند که چقدر نیروی انسانی برای رشد و پیشرفتشان اهمیت دارد، و با همین استراتژی تمامی نخبگان جهان جذب می کنند،اونا موفق شدن با علم ارتباط و احترام به تفاوت های فردی تمام افراد یک جو مثبت برای همکاری ایجاد کنند، حتی رستوران گوگل غذاهای ملت های مختلف رو هم درست می کنه.

چقدر به تیم سازی، آموزش و خودشناسی کارکنان سازمانتون اهمیت می دهید؟





@karnil
10