مقالهای که در مجلهٔ Journal of Experimental Psychology: Learning, Memory, and Cognition منتشر شده، بررسی کرده که یک رفتار بسیار ساده—راه رفتن—چطور بر انواع مختلف تفکر اثر میگذارد. پژوهشگران در چهار آزمایش کنترلشده، خلاقیت و حل مسئله را در شرایط مختلف سنجیدند: نشستن، راه رفتن در فضای بسته، راه رفتن در فضای باز، و حرکت بدون راه رفتن.
نکتهٔ مهم این پژوهش این است که تمرکز آن نه بر ورزش، آمادگی جسمانی یا تمرین بلندمدت، بلکه بر این بود که حرکت ملایم و روزمره چگونه حالت شناختی لحظهای مغز را تغییر میدهد.
یافتهٔ کلیدی مطالعه، انتخابگر بودن اثر راه رفتن است. راه رفتن باعث «باهوشتر شدن کلی» مغز نشد. حتی در برخی تکالیف حل مسئلهٔ محدود و ساختارمند، عملکرد کمی افت کرد.
اما در مقابل، تفکر واگرا—توانایی مغز برای تولید ایدههای جدید، منعطف و خلاق—بهطور قابلاعتماد افزایش یافت.
این یعنی حرکت بدن، مغز را از حالت کنترل سختگیرانه و خطی خارج میکند و آن را به سمت پردازش تداعیمحور میبرد؛ حالتی که ارتباط نزدیکی با خلاقیت و بینش دارد. پژوهشگران معتقدند این تغییر احتمالاً ناشی از تنظیم متفاوت دسترسی به حافظه و کاهش مهار شناختی است، نه انگیزه، نه منظرهٔ اطراف، و نه میزان تلاش.
اهمیت این یافته فراتر از خلاقیت است. زندگی مدرن بر نشستن طولانیمدت بنا شده، اما این پژوهش نشان میدهد انعطافپذیری ذهنی ممکن است به شکستن سکون فیزیکی وابسته باشد.
خلاقیت، ایدهپردازی و لحظات «آها» فقط در مغز اتفاق نمیافتند؛ آنها حاصل همکاری سیستم مغز–بدن هستند.
طراحی کار، یادگیری و زندگی روزمره بدون در نظر گرفتن حرکت، ممکن است بیسر و صدا کیفیت تفکر ما را محدود کند.
منبع:
Give Your Ideas Some Legs: The Positive Effect of Walking on Creative Thinking
Journal of Experimental Psychology: Learning, Memory, and Cognition
DOI: 10.1037/a0036577
@karnil
نکتهٔ مهم این پژوهش این است که تمرکز آن نه بر ورزش، آمادگی جسمانی یا تمرین بلندمدت، بلکه بر این بود که حرکت ملایم و روزمره چگونه حالت شناختی لحظهای مغز را تغییر میدهد.
یافتهٔ کلیدی مطالعه، انتخابگر بودن اثر راه رفتن است. راه رفتن باعث «باهوشتر شدن کلی» مغز نشد. حتی در برخی تکالیف حل مسئلهٔ محدود و ساختارمند، عملکرد کمی افت کرد.
اما در مقابل، تفکر واگرا—توانایی مغز برای تولید ایدههای جدید، منعطف و خلاق—بهطور قابلاعتماد افزایش یافت.
این یعنی حرکت بدن، مغز را از حالت کنترل سختگیرانه و خطی خارج میکند و آن را به سمت پردازش تداعیمحور میبرد؛ حالتی که ارتباط نزدیکی با خلاقیت و بینش دارد. پژوهشگران معتقدند این تغییر احتمالاً ناشی از تنظیم متفاوت دسترسی به حافظه و کاهش مهار شناختی است، نه انگیزه، نه منظرهٔ اطراف، و نه میزان تلاش.
اهمیت این یافته فراتر از خلاقیت است. زندگی مدرن بر نشستن طولانیمدت بنا شده، اما این پژوهش نشان میدهد انعطافپذیری ذهنی ممکن است به شکستن سکون فیزیکی وابسته باشد.
خلاقیت، ایدهپردازی و لحظات «آها» فقط در مغز اتفاق نمیافتند؛ آنها حاصل همکاری سیستم مغز–بدن هستند.
طراحی کار، یادگیری و زندگی روزمره بدون در نظر گرفتن حرکت، ممکن است بیسر و صدا کیفیت تفکر ما را محدود کند.
منبع:
Give Your Ideas Some Legs: The Positive Effect of Walking on Creative Thinking
Journal of Experimental Psychology: Learning, Memory, and Cognition
DOI: 10.1037/a0036577
@karnil
❤5
یک مطالعهٔ طولی، گروهی از زنان سالم را بهمدت ده سال دنبال کرد تا بررسی کند آمادگی جسمانی—بهویژه قدرت عضلات پا—چه ارتباطی با پیری شناختی و ساختار مغز دارد. پژوهشگران با اندازهگیری توان پا در میانسالی و ارزیابی دوبارهٔ عملکرد شناختی و آناتومی مغز سالها بعد، توانستند بررسی کنند آیا عملکرد عضلانی میتواند روند پیری مغز را در طول زمان پیشبینی کند یا نه؛ آن هم در حالی که عوامل سبک زندگی، وضعیت سلامت و حتی ژنتیک بهدقت کنترل شده بودند.
نکتهٔ چشمگیر این مطالعه، چیزهایی بود که نتوانستند این رابطه را توضیح دهند. ارتباط بین قدرت پا و سلامت مغز حتی پس از در نظر گرفتن سلامت قلبی–عروقی، ناتوانی جسمی، طول تلومرها، سطح تحصیلات و حتی ژنتیک مشترک همچنان پابرجا ماند. تصویربرداری مغزی در سالهای بعد نشان داد زنانی که قدرت پای بالاتری داشتند، حجم مادهٔ خاکستری بیشتری و بطنهای مغزی کوچکتری داشتند—شاخصهایی که معمولاً با آتروفی کندتر مغز همراهاند.
این یافتهها نشان میدهد که قدرت اندام تحتانی فقط نشانهٔ «تناسب اندام عمومی» نیست، بلکه میتواند یک شاخص بلندمدت از تابآوری مغز باشد. پیام گستردهتر مطالعه روشن است: مغز در خلأ پیر نمیشود. سیستمهایی که با حرکت، سرعت و تولید نیرو درگیرند، بهطور زیستی با حفظ ساختار مغز در طول زمان گره خوردهاند. حفظ سلامت مغز ممکن است کمتر به عادتهای صرفاً شناختی وابسته باشد و بیشتر به نگهداشت توانهای فیزیکیای مربوط شود که با افزایش سن، بیسروصدا تحلیل میروند.
منبع:
Kicking Back Cognitive Ageing: Leg Power Predicts Cognitive Ageing after Ten Years in Older Female Twins
Gerontology — DOI: 10.1159/000441029
@ karnil
نکتهٔ چشمگیر این مطالعه، چیزهایی بود که نتوانستند این رابطه را توضیح دهند. ارتباط بین قدرت پا و سلامت مغز حتی پس از در نظر گرفتن سلامت قلبی–عروقی، ناتوانی جسمی، طول تلومرها، سطح تحصیلات و حتی ژنتیک مشترک همچنان پابرجا ماند. تصویربرداری مغزی در سالهای بعد نشان داد زنانی که قدرت پای بالاتری داشتند، حجم مادهٔ خاکستری بیشتری و بطنهای مغزی کوچکتری داشتند—شاخصهایی که معمولاً با آتروفی کندتر مغز همراهاند.
این یافتهها نشان میدهد که قدرت اندام تحتانی فقط نشانهٔ «تناسب اندام عمومی» نیست، بلکه میتواند یک شاخص بلندمدت از تابآوری مغز باشد. پیام گستردهتر مطالعه روشن است: مغز در خلأ پیر نمیشود. سیستمهایی که با حرکت، سرعت و تولید نیرو درگیرند، بهطور زیستی با حفظ ساختار مغز در طول زمان گره خوردهاند. حفظ سلامت مغز ممکن است کمتر به عادتهای صرفاً شناختی وابسته باشد و بیشتر به نگهداشت توانهای فیزیکیای مربوط شود که با افزایش سن، بیسروصدا تحلیل میروند.
منبع:
Kicking Back Cognitive Ageing: Leg Power Predicts Cognitive Ageing after Ten Years in Older Female Twins
Gerontology — DOI: 10.1159/000441029
@ karnil
❤8👍1