صبح شد
پنجره ها خندیدند
شاخه ها رقصیدند
همه جا بوی شکفتن جاری است
فرصت بیداری است
صبح یعنی آغاز
صبح یعنی پرواز
قد کشیدن در باد
فکر رفتن باشیم
چه کسی می گوید
پشت این ثانیه ها تاریک است
گام اگر برداریم
روشنی نزدیک است!
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CrvwMr2eJdqYg
پنجره ها خندیدند
شاخه ها رقصیدند
همه جا بوی شکفتن جاری است
فرصت بیداری است
صبح یعنی آغاز
صبح یعنی پرواز
قد کشیدن در باد
فکر رفتن باشیم
چه کسی می گوید
پشت این ثانیه ها تاریک است
گام اگر برداریم
روشنی نزدیک است!
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CrvwMr2eJdqYg
تو با اون چشمات داری تو دلم میری
هميشه با من يه جورايى درگيرى
ميدونم سخته سمت تو بيام آره
ندارم چاره اين دلم گرفتاره
با اون چشمات
دل منو تو بردی حرصمو در آوردی
يه جورى تو جذابى حق همه رو خوردى
اینجوری که پیش میره حالاحالاها بردی
مگه میشه
همه دنيا مو پاي تو ندم
مگه میشه
منكه همه جوره باهات راه اومدم
مگه میشه
كه نشم عاشق نگاهِ نجيبت
دوتا چشمات
داره زندگيمو جادو ميكنه
دوتا چشمات
داره دست منو باز رو ميكنه
دوتا چشمات
وای از اون دو تا چشماب عجیبت
با اون چشمات
دل منو تو بردی حرصمو در آوردی
يه جورى تو جذابى حق همه رو خوردى
اینجوری که پیش میره حالاحالاها بردی
با اون چشمات
دل منو تو بردی حرصمو در آوردی
يه جورى تو جذابى حق همه رو خوردى
اینجوری که پیش میره حالاحالاها بردی
@karnil
هميشه با من يه جورايى درگيرى
ميدونم سخته سمت تو بيام آره
ندارم چاره اين دلم گرفتاره
با اون چشمات
دل منو تو بردی حرصمو در آوردی
يه جورى تو جذابى حق همه رو خوردى
اینجوری که پیش میره حالاحالاها بردی
مگه میشه
همه دنيا مو پاي تو ندم
مگه میشه
منكه همه جوره باهات راه اومدم
مگه میشه
كه نشم عاشق نگاهِ نجيبت
دوتا چشمات
داره زندگيمو جادو ميكنه
دوتا چشمات
داره دست منو باز رو ميكنه
دوتا چشمات
وای از اون دو تا چشماب عجیبت
با اون چشمات
دل منو تو بردی حرصمو در آوردی
يه جورى تو جذابى حق همه رو خوردى
اینجوری که پیش میره حالاحالاها بردی
با اون چشمات
دل منو تو بردی حرصمو در آوردی
يه جورى تو جذابى حق همه رو خوردى
اینجوری که پیش میره حالاحالاها بردی
@karnil
هر روز حتی یک قدم کوچک به سمت رویاهات بردار.
اگر امروز چیزی نسازی فردا چیزی برای تماشا کردن نخواهی داشت.
#انگیزشی
اینجا انگیزتو شارژ کن👇
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CrvwMr2eJdqYg
اگر امروز چیزی نسازی فردا چیزی برای تماشا کردن نخواهی داشت.
#انگیزشی
اینجا انگیزتو شارژ کن👇
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CrvwMr2eJdqYg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر از تلاش خود نتیجه ای نمی گیرید،
احتمالا در مسیر اشتباه
قرار گرفته اید...!
مسیر که اشتباه باشد،
نتیجه اش،
تنها دست و پا زدن های بیهوده
خواهد بود.
@KARNIL
احتمالا در مسیر اشتباه
قرار گرفته اید...!
مسیر که اشتباه باشد،
نتیجه اش،
تنها دست و پا زدن های بیهوده
خواهد بود.
@KARNIL
❤1
🔳⭕️ابتذال و فساد در دانشگاه های ما
این بیاحترامی است به ناموس علم و اخلاق و بشریت که به بسیاری از اساتید دانشگاه میگوییم استاد و دکتر.
بیش از ۵۰% استادان دانشگاه ما سواد آکادمیک ندارند!
دزدی در دانشگاه یک هنجار است. استثمار دانشجو یک قانون است. استادی که سهمی در مقاله نداشته در نهایت بی شرمی اسم خودش رو در کتاب و مقاله می آره.
خاک بر سر اون استاد دانشگاهی که ظلم و نابرابری را می بیند، فساد را می بیند و دلش خوش است که توانسته پست بگیره و ارتقایش را به موقع بگیرد. و خاک بر سر اون سیستم دانشگاهی.
چرا همه ما ساکتیم؟ این فاجعه است این ابتذاله! باید گریه کنیم
آنچه در بالا خواندید، بغضی بود که ترکید! چندی پیش در مراسم نکوداشت یکی از دانشگاهیان، دکتر نعمتالله فاضلی نکاتی را گفت که از سر درد بود؛ عریان، بی محابا و رسا. این سخنرانی منجر به واکنش از طرف جامعه دانشگاهی شد و همین باعث شد که دکتر نعمت الله فاضلی مجبور به تفسیر بخشی از سخنانش شود. اما اصل حرفش را پس نگرفت و گفت بر همان نکاتی که گفته همچنان پای می فشارد.
او در بخشی از سخنانش گفته بود: اگر از بسیاری از اساتیدی که کتاب نوشتهاند بخواهیم یک صفحه خلاقانه بنویسند، توانش را ندارند. چرا لقب استاد و دکتر را رایگان به این و آن اهدا میکنیم؟ آنهایی که این القاب را گرفتهاند مقصر نیستند. سیستمی باید پاسخگو باشد که کُرور کُرور دکتر و استاد تولید میکند.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
اولین گام این است که نظام آموزش عالی بپذیرد که مریض است. دانشگاهیانی که برای عالم و آدم نسخه می نویسند بپذیرند که باید بیش از هر چیزی برای آنان نسخه نوشته شود و چه بهتر که خود نسخه بپیچند. نشانه های مریضی این سیستم بسیار زیاد است از جمله به دو مورد اشاره می کنم:
▫️تولید کارشناسان بی مهارت؛ متاسفانه لیسانس در کشور ما معادل شد با کلمه کارشناسی!! و در رشته های مهندسی هم دانش آموختگان «مهندس» نامیده می شوند. حالا جالب است که این به اصطلاح مهندسان و کارشناسان فاقد مهارت های لازم برای جذب در محیط کاری هستند. نظام آموزش عالی رسما بیکار تولید می کند اولا با فارغ التحصیل کردن افراد در رشته های بدون تقاضا و دوما با فارغ التحصیل کردن افراد بی مهارت در رشته های با تقاضا.
▫️مرض دیگر، تولید علم بی تقاضاست. مانند تولید کالای بیتقاضا. درست مثل این است که میلیاردها تومان خرج کنی و ماشینی تولید کنی که نه هیچ کس نیاز دارد و نه هیچ کس آن را می خرد. تولید علم بیتقاضا تولید علمی بدون تاثیر معنادار بر معیشت و صنعت و توسعه. یعنی تولید علم بی خاصیت. تولید علم بدون تقاضا به تدریج خودش به هدف بدل میشود و می شود مسابقه مقاله نویسی!! و رزومه پر کردن.
دومین گام این است که هاله قداست باید از دانشگاه (نظام آموزش عالی) و همچنین حوزه زدوده شود. هر چیزی که در هاله قداست فرو رفت، فسادش کلید خواهد خورد. هیچ کس و هیچ سیستمی در این دنیا نباید فراتر از نقد باشد و مقدس دانسته شود. بنابراین دانشگاه خود باید فرش قرمز پهن کند برای منتقدان و قداست زدایی.
سومین گام این است که راه برای طرح ایده های کاملا متفاوت و غیرمتعارف در نظام آموزش عالی باز شود. به دو ایده معمولی (ونه خلاقانه) توجه کنید:
بسیاری از کلاس های آموزشی تبدیل شده به یک پروسه تکراری بی روح که نه استاد ذوق و شوقی دارد برای تدریس چندصدباره مطالب تکراری و نه دانشجویان نیازی به شنیدن آن دارند، چرا 50 درصد از کل دروس دانشگاهی را به صورت الکترونیکی ارایه نمی کنیم؟ هم دسترسی و برابری آموزشی برای هشتاد میلیون فراهم خواهد شد، هم رفت و آمد و ترافیک و آلودگی هوا کاهش پیدا خواهد کرد و هم ...
وظیفه دانشگاه تولید ماشین هایی بدون روح، بدون ادراک عمیق و بدون افق بلند نیست. پس تمام دانشجویان موظف شوند درس های زیر را بگذارند: فلسفه علم و تکنولوژی، اخلاق حرفهای، آینده پژوهی، سواد مالی، سواد رسانه ای، سواد جنسی، حل مساله و تصمیم گیری و حقوق شهروندی، تاریخ تمدن و توسعه یافتگی و مهارت ارتباطات حرفه ای (گزارش نویسی و ارایه مطلب علمی-فنی). هر کدام از این ده درس به دقت و عامدانه توصیه شده است (این جا فرصت توضیح و توجیه نیست).
ارتقا اساتید منوط شود به حل یک مساله واقعی اجتماعی یا اقتصادی و نه مقاله. نه خود را گول بزنیم و نه مدیران ارشد را و نه جامعه را. افزایش تعداد مقالات علمی به توسعه ختم شده یا خواهد شد؟
چهارم این است که شروع کنیم به ایجاد تفاهم، توافق، تغییر و اجرای ایده ها در عمل و دریافت بازخورد، خلق ایده های جدیدتر و پیش رفتن.
مجتبی لشکربلوکی
@karnil
این بیاحترامی است به ناموس علم و اخلاق و بشریت که به بسیاری از اساتید دانشگاه میگوییم استاد و دکتر.
بیش از ۵۰% استادان دانشگاه ما سواد آکادمیک ندارند!
دزدی در دانشگاه یک هنجار است. استثمار دانشجو یک قانون است. استادی که سهمی در مقاله نداشته در نهایت بی شرمی اسم خودش رو در کتاب و مقاله می آره.
خاک بر سر اون استاد دانشگاهی که ظلم و نابرابری را می بیند، فساد را می بیند و دلش خوش است که توانسته پست بگیره و ارتقایش را به موقع بگیرد. و خاک بر سر اون سیستم دانشگاهی.
چرا همه ما ساکتیم؟ این فاجعه است این ابتذاله! باید گریه کنیم
آنچه در بالا خواندید، بغضی بود که ترکید! چندی پیش در مراسم نکوداشت یکی از دانشگاهیان، دکتر نعمتالله فاضلی نکاتی را گفت که از سر درد بود؛ عریان، بی محابا و رسا. این سخنرانی منجر به واکنش از طرف جامعه دانشگاهی شد و همین باعث شد که دکتر نعمت الله فاضلی مجبور به تفسیر بخشی از سخنانش شود. اما اصل حرفش را پس نگرفت و گفت بر همان نکاتی که گفته همچنان پای می فشارد.
او در بخشی از سخنانش گفته بود: اگر از بسیاری از اساتیدی که کتاب نوشتهاند بخواهیم یک صفحه خلاقانه بنویسند، توانش را ندارند. چرا لقب استاد و دکتر را رایگان به این و آن اهدا میکنیم؟ آنهایی که این القاب را گرفتهاند مقصر نیستند. سیستمی باید پاسخگو باشد که کُرور کُرور دکتر و استاد تولید میکند.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
اولین گام این است که نظام آموزش عالی بپذیرد که مریض است. دانشگاهیانی که برای عالم و آدم نسخه می نویسند بپذیرند که باید بیش از هر چیزی برای آنان نسخه نوشته شود و چه بهتر که خود نسخه بپیچند. نشانه های مریضی این سیستم بسیار زیاد است از جمله به دو مورد اشاره می کنم:
▫️تولید کارشناسان بی مهارت؛ متاسفانه لیسانس در کشور ما معادل شد با کلمه کارشناسی!! و در رشته های مهندسی هم دانش آموختگان «مهندس» نامیده می شوند. حالا جالب است که این به اصطلاح مهندسان و کارشناسان فاقد مهارت های لازم برای جذب در محیط کاری هستند. نظام آموزش عالی رسما بیکار تولید می کند اولا با فارغ التحصیل کردن افراد در رشته های بدون تقاضا و دوما با فارغ التحصیل کردن افراد بی مهارت در رشته های با تقاضا.
▫️مرض دیگر، تولید علم بی تقاضاست. مانند تولید کالای بیتقاضا. درست مثل این است که میلیاردها تومان خرج کنی و ماشینی تولید کنی که نه هیچ کس نیاز دارد و نه هیچ کس آن را می خرد. تولید علم بیتقاضا تولید علمی بدون تاثیر معنادار بر معیشت و صنعت و توسعه. یعنی تولید علم بی خاصیت. تولید علم بدون تقاضا به تدریج خودش به هدف بدل میشود و می شود مسابقه مقاله نویسی!! و رزومه پر کردن.
دومین گام این است که هاله قداست باید از دانشگاه (نظام آموزش عالی) و همچنین حوزه زدوده شود. هر چیزی که در هاله قداست فرو رفت، فسادش کلید خواهد خورد. هیچ کس و هیچ سیستمی در این دنیا نباید فراتر از نقد باشد و مقدس دانسته شود. بنابراین دانشگاه خود باید فرش قرمز پهن کند برای منتقدان و قداست زدایی.
سومین گام این است که راه برای طرح ایده های کاملا متفاوت و غیرمتعارف در نظام آموزش عالی باز شود. به دو ایده معمولی (ونه خلاقانه) توجه کنید:
بسیاری از کلاس های آموزشی تبدیل شده به یک پروسه تکراری بی روح که نه استاد ذوق و شوقی دارد برای تدریس چندصدباره مطالب تکراری و نه دانشجویان نیازی به شنیدن آن دارند، چرا 50 درصد از کل دروس دانشگاهی را به صورت الکترونیکی ارایه نمی کنیم؟ هم دسترسی و برابری آموزشی برای هشتاد میلیون فراهم خواهد شد، هم رفت و آمد و ترافیک و آلودگی هوا کاهش پیدا خواهد کرد و هم ...
وظیفه دانشگاه تولید ماشین هایی بدون روح، بدون ادراک عمیق و بدون افق بلند نیست. پس تمام دانشجویان موظف شوند درس های زیر را بگذارند: فلسفه علم و تکنولوژی، اخلاق حرفهای، آینده پژوهی، سواد مالی، سواد رسانه ای، سواد جنسی، حل مساله و تصمیم گیری و حقوق شهروندی، تاریخ تمدن و توسعه یافتگی و مهارت ارتباطات حرفه ای (گزارش نویسی و ارایه مطلب علمی-فنی). هر کدام از این ده درس به دقت و عامدانه توصیه شده است (این جا فرصت توضیح و توجیه نیست).
ارتقا اساتید منوط شود به حل یک مساله واقعی اجتماعی یا اقتصادی و نه مقاله. نه خود را گول بزنیم و نه مدیران ارشد را و نه جامعه را. افزایش تعداد مقالات علمی به توسعه ختم شده یا خواهد شد؟
چهارم این است که شروع کنیم به ایجاد تفاهم، توافق، تغییر و اجرای ایده ها در عمل و دریافت بازخورد، خلق ایده های جدیدتر و پیش رفتن.
مجتبی لشکربلوکی
@karnil
ویژگی های که باعث می شود در جامعه به هم اعتماد نکنیم!
#تفاوت_های یکدیگر را به رسمیت نمی شناسیم؛
افکارِ متفاوتِ انسان ها را، حق آن ها نمی دانیم؛
عمدتاً #تخیلی، #تحلیل می کنیم؛
چون از یکدیگر در امان نیستیم، نمی توانیم #گروه، تشکیلات، حزب، بنگاه، سیستم و نظام اجتماعی درست کنیم.
تا بتوانیم از گفتنِ “اشتباه کردم” فرار می کنیم؛
چون سیگنال های متضاد می فرستیم، نمی توانیم اعتمادِ هم دیگر را جلب کنیم؛
1. همه افراد را با افکار، اعتقادات و گرایش های مختلف بپذیرید.
2.عمیق تفکر کنید، و خود دست به بررسی و تحلیل بزنید
محمود سریع القلم
@karnil
#تفاوت_های یکدیگر را به رسمیت نمی شناسیم؛
افکارِ متفاوتِ انسان ها را، حق آن ها نمی دانیم؛
عمدتاً #تخیلی، #تحلیل می کنیم؛
چون از یکدیگر در امان نیستیم، نمی توانیم #گروه، تشکیلات، حزب، بنگاه، سیستم و نظام اجتماعی درست کنیم.
تا بتوانیم از گفتنِ “اشتباه کردم” فرار می کنیم؛
چون سیگنال های متضاد می فرستیم، نمی توانیم اعتمادِ هم دیگر را جلب کنیم؛
1. همه افراد را با افکار، اعتقادات و گرایش های مختلف بپذیرید.
2.عمیق تفکر کنید، و خود دست به بررسی و تحلیل بزنید
محمود سریع القلم
@karnil
خدا تنها کسی است که بی هیچ منتی می بخشد و بی هیچ چشم داشتی، مهربانی می کند. او بی نیاز و یگانه است .
#معنویت💚
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CrvwMr2eJdqYg
#معنویت💚
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CrvwMr2eJdqYg
❤1
تغییرات کوچک، اثرات بزرگی خواهند داشت.
با خودم عهد میبندم :
_ در مسائلی که به من ارتباط ندارد، دخالت نکنم.
_قبل از اظهار نظر کردن، از خودم این سوال را بپرسم: "من واقعا در این زمینه چه میدانم؟ چقدر آگاهی دارم؟"
_ وقتم را با غیبت، فحاشی، پرحرفی و مسخره کردن دیگران نگذرانم.
_سریع قضاوت نکنم
_ بیشتر سکوت کنم.
_ آداب گفتوگو کردن را یاد بگیرم.
_ داد نزنم.
_ خوب بشنوم.
_ دایره واژگانام را گسترش دهم.
_ با دلیل و منطق حرف بزنم و فقط حرفهای با دلیل و منطق را بپذیرم.
_ محبت و علاقهام را ابراز کنم.
_ از "هیچکس" هیچ توقعی نداشته باشم.
_ یک کتاب بیشتر از پارسال بخوانم.
_ پول یک پیتزا و یک پاکت سیگار را بدهم و به تماشای تئاتر بروم.
_ تلویزیون تماشا نکنم.
_ تا حد امکان از وسایل حملونقل عمومی استفاده کنم.
_ بین خطوط رانندگی کنم.
_ فرهنگ اعتراض را بیاموزم.
_ نقد کنم بهجای این که نق بزنم.
_ عمیقتر و آرامتر نفس بکشم.
_ چندین طلوع و غروب خورشید را نظاره کنم.
_ هر از گاهی به کوه بروم.
_ گیاهی را به خانه و محل کارم بیاورم.
_ موسیقی ملل، کلاسیک و فولکلور بیشتری بشنوم.
_ خون اهدا کنم.
_ برنامهی روزانه داشته باشم.
_ فهرستی از خصوصیتهای خوب و بد خود نوشته و سعی کنم خودم را بیشتر و بهتر بشناسم.
_ برای خودم وقت بگذارم. هر شب چند دقیقه با خودم خلوت کنم. مطلقا خودم. دور از جمع، گوشی یا هر چیز دیگری که تمرکزم را کم کند. تنها باشم و فکر کنم.
_ برای خودم زندگی کنم نه دیگران؛ به این سوال بیتوجه باشم: 《مردم چی میگن؟》
_ باورهایم را به چالش بکشم و ریشهیابی کنم.
_ انرژیام را صرف این چهار چیز نکنم: تجاوز به حق دیگری، انتقام گرفتن، تکرار و تقلید.
_ یک فعالیت که تا کنون انجام ندادهام را تجربه کنم. همچنین سری بزنم به یک جایی که تاکنون نرفتهام.
_ میزان استفادهام از فضای مجازی را کاهش دهم.
_ حرص مطرح شدن در فضای مجازی، اثبات خویش، خودنمایی، لایک گرفتن و فالوور داشتن را از سر بیرون کنم.
_ زندگی و فعالیتهایم خلاصه نشود در این 8 چیز: کپی، فوروارد، لایک، کامنت، چت، پست، استوری، لایو.
_ حواسم را بیشتر جمع کنم تا موجهای فضای مجازی مرا با خود نبرد.
_ نه فقط زبالهای روی زمین نریزم، که روزی یک زباله هم از روی زمین بردارم و در سطل آشغال بیندازم.
_ دربارهی محیطزیست بیشتر بدانم و حواسم به طبیعت باشد. (آب، هوا، خاک، جنگل و در نتیجه بشر، در معرض تهدیدهای خطرناکی است.)
_ اطلاعاتم را در یکی از زمینههای تاریخی، فرهنگی یا جغرافیایی مرتبط با کشورم افزایش دهم. ایران را بهتر بشناسم.
_ روزی یک بار این 40 عهد را با خودم مرور کنم تا فراموشم نشود.
#رضا_مقصودی
@karnil
با خودم عهد میبندم :
_ در مسائلی که به من ارتباط ندارد، دخالت نکنم.
_قبل از اظهار نظر کردن، از خودم این سوال را بپرسم: "من واقعا در این زمینه چه میدانم؟ چقدر آگاهی دارم؟"
_ وقتم را با غیبت، فحاشی، پرحرفی و مسخره کردن دیگران نگذرانم.
_سریع قضاوت نکنم
_ بیشتر سکوت کنم.
_ آداب گفتوگو کردن را یاد بگیرم.
_ داد نزنم.
_ خوب بشنوم.
_ دایره واژگانام را گسترش دهم.
_ با دلیل و منطق حرف بزنم و فقط حرفهای با دلیل و منطق را بپذیرم.
_ محبت و علاقهام را ابراز کنم.
_ از "هیچکس" هیچ توقعی نداشته باشم.
_ یک کتاب بیشتر از پارسال بخوانم.
_ پول یک پیتزا و یک پاکت سیگار را بدهم و به تماشای تئاتر بروم.
_ تلویزیون تماشا نکنم.
_ تا حد امکان از وسایل حملونقل عمومی استفاده کنم.
_ بین خطوط رانندگی کنم.
_ فرهنگ اعتراض را بیاموزم.
_ نقد کنم بهجای این که نق بزنم.
_ عمیقتر و آرامتر نفس بکشم.
_ چندین طلوع و غروب خورشید را نظاره کنم.
_ هر از گاهی به کوه بروم.
_ گیاهی را به خانه و محل کارم بیاورم.
_ موسیقی ملل، کلاسیک و فولکلور بیشتری بشنوم.
_ خون اهدا کنم.
_ برنامهی روزانه داشته باشم.
_ فهرستی از خصوصیتهای خوب و بد خود نوشته و سعی کنم خودم را بیشتر و بهتر بشناسم.
_ برای خودم وقت بگذارم. هر شب چند دقیقه با خودم خلوت کنم. مطلقا خودم. دور از جمع، گوشی یا هر چیز دیگری که تمرکزم را کم کند. تنها باشم و فکر کنم.
_ برای خودم زندگی کنم نه دیگران؛ به این سوال بیتوجه باشم: 《مردم چی میگن؟》
_ باورهایم را به چالش بکشم و ریشهیابی کنم.
_ انرژیام را صرف این چهار چیز نکنم: تجاوز به حق دیگری، انتقام گرفتن، تکرار و تقلید.
_ یک فعالیت که تا کنون انجام ندادهام را تجربه کنم. همچنین سری بزنم به یک جایی که تاکنون نرفتهام.
_ میزان استفادهام از فضای مجازی را کاهش دهم.
_ حرص مطرح شدن در فضای مجازی، اثبات خویش، خودنمایی، لایک گرفتن و فالوور داشتن را از سر بیرون کنم.
_ زندگی و فعالیتهایم خلاصه نشود در این 8 چیز: کپی، فوروارد، لایک، کامنت، چت، پست، استوری، لایو.
_ حواسم را بیشتر جمع کنم تا موجهای فضای مجازی مرا با خود نبرد.
_ نه فقط زبالهای روی زمین نریزم، که روزی یک زباله هم از روی زمین بردارم و در سطل آشغال بیندازم.
_ دربارهی محیطزیست بیشتر بدانم و حواسم به طبیعت باشد. (آب، هوا، خاک، جنگل و در نتیجه بشر، در معرض تهدیدهای خطرناکی است.)
_ اطلاعاتم را در یکی از زمینههای تاریخی، فرهنگی یا جغرافیایی مرتبط با کشورم افزایش دهم. ایران را بهتر بشناسم.
_ روزی یک بار این 40 عهد را با خودم مرور کنم تا فراموشم نشود.
#رضا_مقصودی
@karnil
کارنیل
کاش می شد به جای اینکه عده ایی رقص با آهنگهای مبتذل رو توی مدارس ما ترویج بدن ، از این کار قشنگ الگو بگیرین که توی یکی از مدارس شهر اردیموسی اردبیل انجام شده و بچه ها احترام به طبیعت و تمیز نگه داشتنش رو یاد گرفتن. #سلامتی💜 #محیط_زیست @karnil
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک کار خوب
آفرین بر مربیان و مسئولان این دبستان دخترانه، که خواندن غزلیات حافظ و شمس رو در برنامه صبحگاهی خود قرار داده اند
@karnil
آفرین بر مربیان و مسئولان این دبستان دخترانه، که خواندن غزلیات حافظ و شمس رو در برنامه صبحگاهی خود قرار داده اند
@karnil