کارنیل
صدای جادویی خسرو شکیبایی در سرسرای روستای جان بخش ابیانه. صدای تو خودِ موسیقیست♥️ #ایرانگردی #ایران_قشنگم @karnil
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تغییر نیاز است .گاهی باید به خودتان مراجعه کنید و از این قدرت بی پایان بهره بگیرید.
آبشار پیران _سرپل ذهاب
#ایران_قشنگم
@karnil
آبشار پیران _سرپل ذهاب
#ایران_قشنگم
@karnil
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📬 میان ملتهای مختلف بودهام ...
به هیچ قومی نشان شایستگی ندادهاند. آدمها وقتی برای من وجود دارند که از پلهی خاصی از شعور بالاتر رفته باشند. خوب و بدشان را با معیار معرفت میسنجیم. دنبال خوب نمیگردم. آدم خوب یعنی آدم باشعور و آگاه.
به چنین آدمی، هم در خیابانهای نیویورک برخوردهام، و هم در کوچههای کاشان.
سهراب سپهری
@karnil
به هیچ قومی نشان شایستگی ندادهاند. آدمها وقتی برای من وجود دارند که از پلهی خاصی از شعور بالاتر رفته باشند. خوب و بدشان را با معیار معرفت میسنجیم. دنبال خوب نمیگردم. آدم خوب یعنی آدم باشعور و آگاه.
به چنین آدمی، هم در خیابانهای نیویورک برخوردهام، و هم در کوچههای کاشان.
سهراب سپهری
@karnil
تحقیقات نشان داده نوشتن افکار منفی و ریختن آنها در سطل زباله ترفندی روانی برای گول زدن مغز است که میتواند خلق و خویتان را عوض کند.
امتحان کنید !
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CpsUD5HCGhMag
امتحان کنید !
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CpsUD5HCGhMag
خدا درجایی دور از انتظار تو
به دست افرادی دور از انتظار
و در مواقعی تصور ناپذیر
معجزات خود را به انجام می رساند.
برای آن مهربانِ توانا ،هیچ غیرممکنی وجود ندارد
آرزو دارم بهترین ها در زندگی قسمت و روزی شما شود.
#معنویت 💚
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CpsUD5HCGhMag
به دست افرادی دور از انتظار
و در مواقعی تصور ناپذیر
معجزات خود را به انجام می رساند.
برای آن مهربانِ توانا ،هیچ غیرممکنی وجود ندارد
آرزو دارم بهترین ها در زندگی قسمت و روزی شما شود.
#معنویت 💚
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CpsUD5HCGhMag
زیبا باش زیبا زندگی کن
زیبا بیندیش ؛ زیبا بخند
تنها راهزنی که دار و ندار آدمی
را به تاراج می برد
شاد نبودن و افكار منفی خود اوست
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CpsUD5HCGhMag
زیبا بیندیش ؛ زیبا بخند
تنها راهزنی که دار و ندار آدمی
را به تاراج می برد
شاد نبودن و افكار منفی خود اوست
https://t.me/joinchat/AAAAADvn_CpsUD5HCGhMag
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📬 من که از دیدن این صحنهها لذت میبرم
نه فقط به خاطر نفس حرکت
بلکه بیشتر به خاطر شعور جمعی که پشت این حرکت هست و تاثیری که میذاره ...
نظرتون چیه؛ فردا ماهم امتحان کنیم؟
یا ظرفیتش نیست؟!
@karnil
نه فقط به خاطر نفس حرکت
بلکه بیشتر به خاطر شعور جمعی که پشت این حرکت هست و تاثیری که میذاره ...
نظرتون چیه؛ فردا ماهم امتحان کنیم؟
یا ظرفیتش نیست؟!
@karnil
#توبه_جهانی
.
اگر تو حقیقت گو باشی، جهان نیز مجبور است با تو حقیقت گو باشد. زیرا جهان چیزی جز انعکاس خواستِ تو نیست. چه میخواهی، هر چه بخواهی همانگونه با تو روبرو می شود. چه می اندیشی، همان اندیشه ها را با ماجراهایی به تو بر میگرداند. که را دوست داری، که را می ستایی، وجه خود را به که می سپاری، با همو محشورت می کند. از دروغ و فریب در رنجی، پس با حقیقت گویی ات، جهان را به حقیقت گویی وادار کن. این قانون هماهنگی است. نگاهت را عاشقانه کن، جهان، هر دم بر تو عشق خواهد باراند. خودخواهی کن، تمام خودخواهان به سویت هجوم خواهند آورد. آسانگیر شو، اموراتت به آسانی می گذرند. سختگیر باش، تا روز و شب در دیگ سختی بالا و پایین روی. این جهان هوشمند است. نگاهت را به خودت باز میگرداند. جهانِ تلخ، انعکاس تلخیِ وجود توست. محصول آنست. دقیقاً از این روست که همه ی ما مسئول آنچه که در جهان می گذرد، هستیم. آنچه که در جهان کنونی اتفاق می افتد، خوب یا بد، به تمامی، باطنیات ماست که به ظهور رسیده اند. جریان اندیشه، به عمل تبدیل می شود. و هر عملی، تجسم خود را دارد. این همه جنایات که امروزه در سطح جهان شاهدِ آنی، همه پیش از وقوع شان، در اندیشه و نیّات مردمان پرورش یافته اند. آنقدر به آن دامن زده اند تا تجسم یافته است. نمی توانی بگویی، آنسوی جهان به من چه مربوط! زیرا جریان اندیشه فراتر از زمان و مکان عمل می کند و همه در آن موثرند. و هنگامیکه به حد اشباع برسد، تجسم می یابد. این یک روند باطنی است. احکام باطن اینگونه به ظهور میرسند. پس همه مسئول اند. زیرا همه دخیل اند. به تعبیری این ذهن جمعی است که عمل می کند. تردید نکن که هر اتفاقی در جهان، به همه ی مردمان مربوط است. لذا، نجات فردی، نجات یک شخص، مراد نیست، آن مشکلی را حل نمی کند. چنین نجاتی بیشتر شبیه شوخی شیطان است. بلکه مراد، نجات جمعی است. چه چنین نجاتی، نجات حقیقی و راستین است. یک فرد و لو اینکه سالم باشد، در زمینی که همه بیمارند، خوشبخت نیست. همچنانکه در زمینی که همه فقیر باشند، یک ثروتمند، لذت نخواهد برد. رستگاری امری شخصی و خودخواهانه نیست، آن فرآیندی جمعی است. لذا یک سالک، سمت و سوی نگاهش به نجات، یک نگاه جهانی و همه گیر است، نه نگاه شخصی و خودخواهانه. زیرا چنین کسی نمی تواند خدمتگزار خداوند باشد. کل هستی به مثابه ی یک انسان است. کل جامعه ی انسانی نیز خود به مثابه ی یک انسان است. این انسانِ کل است که باید همه جانبه نجات یابد. نجاتِ عضوی از آن، نجات سلولی از آن، نجات انسان نیست. نجات یک انسان، به تمامیت اوست نه تکه ای از او! جامعه ی انسانی، امروزه در آستانه ی پرتگاهی عظیم است. دیر بجنبد، سقوطش حتمی است. آنچه که بشر به ظاهر متمدن امروز را متر به متر به این پرتگاه نزدیک و نزدیکتر می کند، ذهنیات فاجعه بار اوست، عقاید خودخواهانه ی اوست، مرز بندی های نفسانی اوست، آرزوهای تاریک اوست، فزون طلبی و تمامیت خواهی اوست، تعصبات و شرطی شدگی های اوست، و در یک کلام جهل و حماقت ریشه دار اوست. بشر امروز گویی هنوز نمی داند، آتشی که بخش وسیعی از جهان را فرا گرفته، از درون اوست که شعله ور گشته است. آتش ذهن و ذهنیات اوست که اینچنین همه چیز را به آتش می کشد و ویران می کند. دوره ی سخت و حساسی است. جهان امروز، به یک توبه ی جمعی و عملی نیاز مند است. و آن اینست که اندیشه ها و ذهنیات مخرّب و به ظاهر حق بجانبش را بدور بیندازد، و هر گز سراغش را نگیرد. زیرا تا وقتی چنین ذهن تاریک اندیشی بر بشر خدایی می کند، جهان روی صلح و آرامش به خود نخواهد دید. و این توبه ایست جهانی، همه ی جهانیان را شامل میشود. شرق و غرب ندارد. زیرا کل جهان گرفتار ذهنی مخرّب و آتشین است و این یک بیماریِ همه گیر است. جهان امروز بشدت بیمار است و از این بیماری در رنج است. ریشه اش، ذهن و ذهنیات مخرّب اوست. توبه ی جهانی، بازگشت به وحدت حقیقی است، به آغوش “یگانگی” رفتن است، نرم بودن و پذیرفتن یکدیگر است. دور انداختن برتری طلبی و تکبر است. دور انداختن چندگانگی ها و یکسان نگریستن و عاشقانه زیستن است. و بشر می تواند، اگر بخواهد! و این خود یک جهش باطنی عظیم است. تردید ندارم که تنها چنین توبه ای به رستگاری نسلِ بشر می انجامد و جز این توبه نصوح، راهی به نجات نمی شناسم. یا بشر موفق میشود که دست از این ذهن مخرّب بر دارد و به وحدت گراید، و یا با آتش ویران کننده ی همین ذهنِ منیّت ساز، سرنوشتی ناری بر خود رقم خواهد زد. و نعوذ بالله العظیم و نستغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم ذوالجلال و الاکرام و نتوب الیه :
« از خداوند ، طلب آمرزش مى كنم ، خدائى كه معبودى جز او نيست زنده اى ازلى و ابدى ، سرپرستى بى همتا و صاحب جلالت و جوانمردى است به سوى او توبه مى كنم »
"مسعود ریاعی"
دانلود فایل صوتی👇
@karnil
.
اگر تو حقیقت گو باشی، جهان نیز مجبور است با تو حقیقت گو باشد. زیرا جهان چیزی جز انعکاس خواستِ تو نیست. چه میخواهی، هر چه بخواهی همانگونه با تو روبرو می شود. چه می اندیشی، همان اندیشه ها را با ماجراهایی به تو بر میگرداند. که را دوست داری، که را می ستایی، وجه خود را به که می سپاری، با همو محشورت می کند. از دروغ و فریب در رنجی، پس با حقیقت گویی ات، جهان را به حقیقت گویی وادار کن. این قانون هماهنگی است. نگاهت را عاشقانه کن، جهان، هر دم بر تو عشق خواهد باراند. خودخواهی کن، تمام خودخواهان به سویت هجوم خواهند آورد. آسانگیر شو، اموراتت به آسانی می گذرند. سختگیر باش، تا روز و شب در دیگ سختی بالا و پایین روی. این جهان هوشمند است. نگاهت را به خودت باز میگرداند. جهانِ تلخ، انعکاس تلخیِ وجود توست. محصول آنست. دقیقاً از این روست که همه ی ما مسئول آنچه که در جهان می گذرد، هستیم. آنچه که در جهان کنونی اتفاق می افتد، خوب یا بد، به تمامی، باطنیات ماست که به ظهور رسیده اند. جریان اندیشه، به عمل تبدیل می شود. و هر عملی، تجسم خود را دارد. این همه جنایات که امروزه در سطح جهان شاهدِ آنی، همه پیش از وقوع شان، در اندیشه و نیّات مردمان پرورش یافته اند. آنقدر به آن دامن زده اند تا تجسم یافته است. نمی توانی بگویی، آنسوی جهان به من چه مربوط! زیرا جریان اندیشه فراتر از زمان و مکان عمل می کند و همه در آن موثرند. و هنگامیکه به حد اشباع برسد، تجسم می یابد. این یک روند باطنی است. احکام باطن اینگونه به ظهور میرسند. پس همه مسئول اند. زیرا همه دخیل اند. به تعبیری این ذهن جمعی است که عمل می کند. تردید نکن که هر اتفاقی در جهان، به همه ی مردمان مربوط است. لذا، نجات فردی، نجات یک شخص، مراد نیست، آن مشکلی را حل نمی کند. چنین نجاتی بیشتر شبیه شوخی شیطان است. بلکه مراد، نجات جمعی است. چه چنین نجاتی، نجات حقیقی و راستین است. یک فرد و لو اینکه سالم باشد، در زمینی که همه بیمارند، خوشبخت نیست. همچنانکه در زمینی که همه فقیر باشند، یک ثروتمند، لذت نخواهد برد. رستگاری امری شخصی و خودخواهانه نیست، آن فرآیندی جمعی است. لذا یک سالک، سمت و سوی نگاهش به نجات، یک نگاه جهانی و همه گیر است، نه نگاه شخصی و خودخواهانه. زیرا چنین کسی نمی تواند خدمتگزار خداوند باشد. کل هستی به مثابه ی یک انسان است. کل جامعه ی انسانی نیز خود به مثابه ی یک انسان است. این انسانِ کل است که باید همه جانبه نجات یابد. نجاتِ عضوی از آن، نجات سلولی از آن، نجات انسان نیست. نجات یک انسان، به تمامیت اوست نه تکه ای از او! جامعه ی انسانی، امروزه در آستانه ی پرتگاهی عظیم است. دیر بجنبد، سقوطش حتمی است. آنچه که بشر به ظاهر متمدن امروز را متر به متر به این پرتگاه نزدیک و نزدیکتر می کند، ذهنیات فاجعه بار اوست، عقاید خودخواهانه ی اوست، مرز بندی های نفسانی اوست، آرزوهای تاریک اوست، فزون طلبی و تمامیت خواهی اوست، تعصبات و شرطی شدگی های اوست، و در یک کلام جهل و حماقت ریشه دار اوست. بشر امروز گویی هنوز نمی داند، آتشی که بخش وسیعی از جهان را فرا گرفته، از درون اوست که شعله ور گشته است. آتش ذهن و ذهنیات اوست که اینچنین همه چیز را به آتش می کشد و ویران می کند. دوره ی سخت و حساسی است. جهان امروز، به یک توبه ی جمعی و عملی نیاز مند است. و آن اینست که اندیشه ها و ذهنیات مخرّب و به ظاهر حق بجانبش را بدور بیندازد، و هر گز سراغش را نگیرد. زیرا تا وقتی چنین ذهن تاریک اندیشی بر بشر خدایی می کند، جهان روی صلح و آرامش به خود نخواهد دید. و این توبه ایست جهانی، همه ی جهانیان را شامل میشود. شرق و غرب ندارد. زیرا کل جهان گرفتار ذهنی مخرّب و آتشین است و این یک بیماریِ همه گیر است. جهان امروز بشدت بیمار است و از این بیماری در رنج است. ریشه اش، ذهن و ذهنیات مخرّب اوست. توبه ی جهانی، بازگشت به وحدت حقیقی است، به آغوش “یگانگی” رفتن است، نرم بودن و پذیرفتن یکدیگر است. دور انداختن برتری طلبی و تکبر است. دور انداختن چندگانگی ها و یکسان نگریستن و عاشقانه زیستن است. و بشر می تواند، اگر بخواهد! و این خود یک جهش باطنی عظیم است. تردید ندارم که تنها چنین توبه ای به رستگاری نسلِ بشر می انجامد و جز این توبه نصوح، راهی به نجات نمی شناسم. یا بشر موفق میشود که دست از این ذهن مخرّب بر دارد و به وحدت گراید، و یا با آتش ویران کننده ی همین ذهنِ منیّت ساز، سرنوشتی ناری بر خود رقم خواهد زد. و نعوذ بالله العظیم و نستغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم ذوالجلال و الاکرام و نتوب الیه :
« از خداوند ، طلب آمرزش مى كنم ، خدائى كه معبودى جز او نيست زنده اى ازلى و ابدى ، سرپرستى بى همتا و صاحب جلالت و جوانمردى است به سوى او توبه مى كنم »
"مسعود ریاعی"
دانلود فایل صوتی👇
@karnil